فهرست مطالب

علوم زراعی ایران - سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 73، بهار 1396)
  • سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 73، بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/02/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • رضا سلیمانی، فریدون نورقلی پور، فرهاد مشیری صفحات 1-12
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی عناصر روی، آهن و منگنز بر رشد، عملکرد و محتوای عناصر دانه گلرنگ آبی رقم پدیده، آزمایشی در سال های زراعی 92-1389 (به مدت سه سال) در ایستگاه تحقیقاتی چرداول در استان ایلام در خاک هایی با محتوای روی، آهن و منگنز قابل استفاده پایین اجرا شد. تیمارهای آزمایشی (نه تیمار) شامل 1- شاهد (بدون محلول پاشی)، 2- محلول پاشی با آب، 3- محلول پاشی سولفات روی، 4- محلول پاشی سولفات منگنز، 5- محلول پاشی سولفات آهن، 6- محلول پاشی توام روی و منگنز، 7- محلول پاشی توام روی و آهن، 8- محلول پاشی توام آهن و منگنز و 9- محلول پاشی توام روی، آهن و منگنز بود که در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر محلول پاشی عناصر بر عملکرد دانه و روغن گلرنگ معنی دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد که تیمار محلول پاشی همزمان روی، آهن و منگنز با 1472 کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد دانه را داشته و افزایش عملکرد دانه نسبت به تیمارهای شاهد (بدون محلول پاشی) و محلول پاشی با آب، به ترتیب 9/12 و 4/12 درصد بود. نتایج مربوط به عملکرد روغن دانه نیز نشان داد که تیمارهای محلول پاشی توام روی، آهن و منگنز و محلول پاشی توام روی و منگنز به ترتیب با 421 و 414 کیلوگرم در هکتار در گروه آماری برتر قرار گرفته و با تیمار شاهد تفاوت معنی داری داشتند. بر اساس نتایج آزمایش حاضر، بهترین تیمار برای حداکثر عملکرد دانه گلرنگ، محلول پاشی توام روی، آهن و منگنز و در مورد عملکرد روغن، محلول پاشی توام روی و منگنز بودند.
    کلیدواژگان: روغن دانه، عناصر کم مصرف، گلرنگ و محلول پاشی
  • عباس رضایی زاد، فخر الدین مرادقلی صفحات 13-25
    اثر متقابل ژنوتیپ و محیط از مهم ترین مباحث در اصلاح گیاهان زراعی است و معیارهای آماری مختلفی برای ارزیابی آن معرفی شده است. در تحقیق حاضر، پایداری عملکرد دانه 22 رقم و هیبرید کلزا در دو تاریخ کشت توصیه شده منطقه و تاخیری طی سه سال زراعی (1393-1390) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسلام آباد غرب مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که تنوع ژنتیکی معنی داری برای اثرهای اصلی محیط، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ محیط از لحاظ عملکرد دانه ژنوتیپ های کلزا وجود داشت. ژنوتیپ های Hyola308، Zarfam، Shiralee، MHA01/18، Elite، Parade و Opera به ترتیب با 4487، 4475، 4442 ، 4408 ، 4350، 4333 و 4257 کیلوگرم در هکتار، دارای بیشترین عملکرد دانه بودند. نتایج تجزیه AMMI نشان داد که چهار مولفه اول اثر متقابل ژنوتیپ در محیط معنی دار بوده و مجموع مربعات آنها به ترتیب 7/40، 5/28، 1/17 و 1/12 درصد از مجموع مربعات اثر متقابل را به خود اختصاص داد. بر اساس دو مولفه اول، ژنوتیپ های Kristina، Parade، Kimberly، Elect، Goliath، Elite و Shiralee با قرار گرفتن در مرکز بای پلات، دارای کمترین اثر متقابل بوده و بیشترین سازگاری عمومی را داشتند. بر اساس روش گزینش هم زمان عملکرد و پایداری تولید، ارقام Shiralee، Hyola308، Zarfam،Parade ، MHA01/18و Krsitina به ترتیب ژنوتیپ های پرمحصول و پایدار در آزمایش حاضر شناخته شدند.
    کلیدواژگان: اثر متقابل، پایداری، ژنوتیپ، کلزا و تجزیه AMMI
  • محمدحسن کوشکی، مهناز قائدرحمتی، فرود صالحی، حمیدرضا دری، سیده سودابه شبیری، محمد باقر خورشیدی بنام صفحات 26-39
    به منظور بررسی اثر ژنوتیپ، محیط و اثرات متقابل ژنوتیپ در محیط بر عملکرد دانه در لوبیا قرمز، 10 ژنوتیپ لوبیا در یک آزمایش طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در پنج مکان (بروجرد، زنجان، شهرکرد، تبریز و خمین) طی دو سال (1391 و 1392) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس مرکب، معنی دار بودن اثرات ژنوتیپ، محیط و اثر متقابل ژنوتیپ × محیط برای عملکرد دانه را نشان داد. متوسط عملکرد دانه ژنوتیپ ها از 8/1615 (شهرکرد در سال اول) تا 8/4069 کیلوگرم درهکتار (بروجرد در سال دوم) متفاوت بود. بر اساس نتایج تجزیه واریانس AMMI، محیط منبع اصلی تغییرات بود که 61 درصد از مجموع مربعات کل را به خود اختصاص داد. نتایج تجزیه واریانس AMMI نیز نشان داد که اثر هشت مولفه بر عملکرد دانه معنی دار بود و اثرات باقی مانده (نویز) صفر در نظر گرفته شد. سه مولفه اصلی اول مدل AMMI 8/79 درصد از کل واریانس عملکرد را توجیه کردند. بر اساس مقادیر سه مولفه اصلی اول، ارزش پایداری AMMI (ASV)، پارامتر D و شاخص پایداری ژنوتیپ (GSI)، ژنوتیپ 5 (KS31290) به عنوان پایدارترین ژنوتیپ با عملکرد متوسط شناخته شد. ژنوتیپ 4 (KS31285) با بیشترین میزان ASV، پارامترD و بیشترین فاصله از مرکز نمودار بای پلات، ژنوتیپی ناپایدار شناخته شد. این ژنوتیپ عملکرد نسبتا بالایی (2900 کیلوگرم در هکتار) داشت. بر اساس نتایج این آزمایش لاین اصلاحی KS31290 به عنوان ژنوتیپ قابل توصیه جهت معرفی برای مناطق اجرای آزمایش و اقلیم های مشابه شناخته شد.
    کلیدواژگان: اثر متقابل ژنوتیپ در محیط، پارامتر D، شاخص پایداری ژنوتیپ (GSI) و لوبیا قرمز
  • مرضیه دهقان، حمیدرضا بلوچی، علیرضا یدوی، فضل الله صفی خانی صفحات 40-56
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی غلظت های براسینولید بر عملکرد دانه، اجزای عملکرد و بهره وری مصرف آب گندم رقم سیروان در شرایط تنش خشکی انتهای فصل، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، ایستگاه زرقان، در دو سال زارعی 94-1393 و 95-1394 اجرا شد. عامل اصلی سطوح تنش خشکی در سه سطح؛ آبیاری کامل، قطع آبیاری در مرحله آغاز گل دهی تا آغاز پر شدن دانه و قطع آبیاری در مرحله آغاز پر شدن دانه ها تا رسیدگی فیزیولوژیک و عوامل فرعی شامل محلول پاشی براسینولید در سه سطح؛ صفر، 05/0 و 1/0 میلی گرم بر لیتر و زمان محلول پاشی در دو سطح؛ قبل از گل دهی و قبل از پر شدن دانه بودند. نتایج نشان داد که در شرایط تنش، با افزایش غلظت براسینولید، میزان عملکرد دانه و شاخص بهره وری آب افزایش یافتند. مقایسه میانگین ها نشان داد که کمترین تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی و شاخص برداشت در هر دو سال آزمایش مربوط به تنش خشکی در مرحله گلدهی بود و مقدار کاهش این صفات نسبت به تیمار آبیاری کامل به ترتیب 3/18، 1/13، 25/21، 33/11، 78/11 درصد بودند. غلظت 1/0 میلی گرم بر لیتر براسینولید نسبت به عدم مصرف آن در میانگین دو سال باعث افزایش 17/9 درصد تعداد دانه در سنبله، 62/6 درصد وزن هزار دانه و 3/7 درصد در عملکرد دانه گردید. بیشترین میزان بهره وری مصرف آب در هر سه سطح آبیاری (01/1 کیلوگرم بر مترمکعب) مربوط به محلول پاشی غلظت 1/0 میلی گرم بر لیتر براسینولید بود و همچنین بیشترین تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک (5/193 روز) در آبیاری کامل و محلول پاشی غلظت 1/0 میلی گرم بر لیتر براسینولید به دست آمد. نتایج دو سال آزمایش نشان داد که تنش خشکی در مرحله گلدهی بیشترین اثر منفی را بر عملکرد دانه گندم رقم سیروان داشت و محلول پاشی 1/0 میلی گرم بر لیتر براسینولید تا حدودی این اثر منفی را تعدیل نمود.
    کلیدواژگان: براسینواستروئید، بهره وری مصرف آب، تنش کم آبی، گندم و وزن هزار دانه
  • شکیبا شاهمرادی، جواد مظفری صفحات 57-72
    این تحقیق با هدف بررسی تنوع و توزیع جغرافیایی تیپ رشدی در اکوتیپ های جو وحشی (Hordeum spontaneum)، ارتباط آن با اقلیم زیستگاه و سازگاری با خشکی و بهره برداری از آن در تحقیقات به نژادی جو انجام شد. 18 اکوتیپ جو وحشی از بانک ژن گیاهی ملی ایران، در آزمایشات گلخانه ای و مزرعه ای در سال زراعی 91-1390 مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش گلخانه ای با هدف بررسی سازگاری نسبت به تنش خشکی و آزمایش مزرعه ای به منظور تعیین تیپ رشد و هر دو آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شدند. در آزمایش گلخانه ای، آبیاری گلدان ها تا آغاز مرحله خروج سنبله به صورت متداول انجام و پس از آن، دو تیمار آبی شامل؛ آبیاری متداول (100-95 درصد ظرفیت زراعی) و تنش خشکی (30-25 درصد ظرفیت زراعی) اعمال شد. کشت مزرعه ای در دو آزمایش شامل کشت بذرهای بهاره سازی شده و بذرهای بهاره سازی نشده، انجام شد. بررسی تیپ رشدی اکوتیپ های جو نشان داد که اکوتیپ های بومی اقلیم بیابانی و بیابانی سرد، دارای تیپ رشدی III و اکوتیپ های اقلیم مدیترانه ای و استپی سرد به ترتیب دارای تیپ رشدی IV و V بودند. ضرایب همبستگی صفات، ارتباط معنی دار تحمل تنش و تیپ رشدی را نشان داد و اکوتیپ های دارای نیاز سرمایی کمتر، سازگاری بیشتری نسبت به خشکی داشتند. نتایج کلی نشان داد که اکوتیپ های جو وحشی بومی اقلیم های بیابانی و بیابانی سرد با داشتن نیاز بهاره سازی پایین تر و زودرسی بیشتر، تحمل بالاتری نسبت به تنش خشکی داشتند و می توان این منابع ژنتیکی ارزشمند را به منظور بهره برداری مستقیم (انتقال ژن) و یا به عنوان والدین در برنامه های اصلاحی برای صفات سازگاری نسبت به تنش خشکی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: اقلیم، اکوتیپ، تیپ رشد، تنش خشکی و جو
  • عظیم خزایی صفحات 73-85
    به منظور بررسی تحمل تنش خشکی در لاین های امید بخش سورگوم علوفه ای، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج به مدت دو سال زراعی( 1390 و1391) اجرا شد. در این پژوهش، عامل اصلی آبیاری در سه سطح (آبیاری پس از 60 ،120 و180 میلی متر تبخیر از سطح تشتک تبخیر) و عامل فرعی لاین های امیدبخش سورگوم علوفه ای در پنج سطح (KFS2، KFS3، KFS12، KFS17 و KFS18)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس مرکب صفات نشان داد که عملکرد علوفه خشک و تر و ارتفاع بوته در سطوح آبیاری دارای اختلاف معنی دار بودند. در تیمار تنش شدید (180 میلی متر تبخیر؛ IR3)، لاین های KFS3، KFS2 و KFS18 به ترتیب با میانگین عملکرد 3/112، 5/97 و 9/95 تن در هکتار، بیشترین عملکرد علوفه‏تر را داشتند. شاخص های تحمل تنش (STI)، میانگین هندسی بهره وری (GMP) و میانگین تولید (MP) با همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد علوفه در شرایط تنش و بدون تنش، به عنوان معیارهای مناسب جهت شناسایی ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی شناخته شدند. لاین KFS3 با بالاترین مقدار STI (18/1) در نمودار بای پلات در ناحیه با پتانسیل تولید بالا و حساسیت به خشکی پایین قرار گرفت. نتایج حاصله از نمودار چند متغیره بای پلات و همبستگی شاخص ها با عملکرد علوفه‏تر در شرایط بدون تنش و تنش نشان داد که شاخص هایMP ،GMP و STI نسبت به سایر شاخص ها در پیش بینی عملکرد از اهمیت بالایی برخودار هستند و با استفاده از این شاخص ها می توان ژنوتیپ های متحمل را بهترگزینش کرد. این شاخص ها با همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد علوفه در شرایط تنش و بدون تنش، به عنوان معیارهای مناسب جهت شناسایی ژنوتیپ های متحمل به تنش تعیین شده و لاین KFS3 به عنوان مناسب ترین لاین در شرایط تنش خشکی شناخته شد.
    کلیدواژگان: بای پلات، سورگوم علوفه ای، شاخص های تحمل تنش و لاین های امید بخش
|
  • Soleimanir., F. Nourgholipour, F. Moshiri Pages 1-12
    This experiment was conducted to determine the effect of zinc (Zn), iron (Fe) and manganese (Mn) foliar application on seed yield and nutrient contents of irrigated safflower during three years (2010-2013) in a soil with low concentration of available Zn, Fe and Mn. The experiment was conducted in Chardavol field station in northern Ilam province, Iran. Experimental treatments included; control (without Zn, Fe and Mn application), foliar application of water, and foliar application of Zn, Fe, Mn, Zn, Zn, Fe and Znᗯ using randomized complete block design with three replications. Results indicated that the effect of foliar application of micronutrients on seed and oil yield of safflower was significant. Mean comparison showed that the highest seed yield was obtained from foliar application of Znᗯ with 1472 kg.ha-1which was 12.9 and 12.4 percent higher than seed yield in control (without foliar application) and foliar application of water, respectively.. Seed oil yield was significantly higher in foliar application of Znᗯ (421 kg.ha-1) and Zn (411 kg.ha-1) in comparison with control. It can be concluded that highest seed yield and seed oil yield were obtained from foliar applications of Znᗯ and Zn, respectively.
    Keywords: Foliar application, Micronutrients, Oil content of seed, Safflower
  • Rezaizada., F. Moradgholi Pages 13-25
    Genotype ´ environment interaction is one of the most important concepts in plant breeding which can be estimated using diffrerent statistical procedures. In this study, seed yield stability of 22 oilseed rape genotypes under normal and late sowing dates was evaluated during three cropping seasons (2011-14) in West-Islammabad filed station, Kermanshah, Iran. Results of combined analysis of variance showed significant differences between environments, among genotype, as well as genotype ´ environment interaction. Results also indicated that genotypes such as Hyola308, Zarfam, Shiralee, MHA01/18, Elite, Parade and Opera produced higher seed yield with 4487, 4475, 4442, 4408, 4350, 4333 and 4257 kg.ha-1, respectively. Results of AMMI analysis showed that four principal components of genotype ´ environment were significant at the 1% probability level. Proportional of sum of squares for the four principal components genotype ´ environment were 40.7, 28.5, 17.1 and 12.1 percent, respectively. Based on the first two principal components of genotype ´ environment, Parade, Kimberly, Elect, Goliath, Elite and Shiralee were positioned next to the center of biplot which implies high wide-adaptation. Simultaneous selection for stability and seed yield identified Shiralee, Hyola308, Zarfam, Parade, MHA01/18 and Kristina as high yielding and stable genotypes.
    Keywords: AMMI analysis, Genotype, Interaction effect, Rapeseed
  • Kooshki, M. H., M. Ghaedrahmati, F. Salehi, H. R. Dorri, S. S. Shobeiri, M. B. Khorshidi Benam Pages 26-39
    To study genotype, environment, genotype × environment interaction effects for grain yield on red bean, ten red bean genotypes were evaluated at five locations (Borujerd, Zanjan, Shahrekord, Tabriz, and Khomein) for two cropping seasons (2012- 2014). The experiment was conducted using a randomized complete block design with three replications. Combined analysis of variance for grain yield showed that the main effects of both genotypes and environments, and the genotype × environment interaction effect, were highly significant. Average environmental grain yield across genotypes ranged from lowest of 1615.8 kg.ha-1 in Shahrekord in 2012 to the highest of 4069.8 kg.ha-1 in Borujerd in 2013. Environment main effect was the main source of variation that accounted for 61% of the total yield variation. Analysis of variance of additive main effects and multiplicative interaction (AMMI) showed that eight IPCAs were significant and residue effects (noise) was considered zero. The first three main components of AMMI model explained 79.8% of the total yield variation. Genotype KS31290 was identified as the most stable genotype based on the values of the first three main components, ASV and D parameter. Genotype KS31285 with the highest ASV and D parameter, and the most distance from the center of biplot was unstable genotype. However, this genotype had higher yield (2900 kg.ha-1). Based on the results of this experiment, KS31290 can be considered as a promising line for being released in areas with similar climatic conditions as those in experimental sites.
    Keywords: D parameter, Genotype×environment, Genotype stability index (GSI), Red bean
  • Dehghanm., H. R. Balouchi, A. R. Yadavi, F. Safikhani Pages 40-56
    To evaluate the effect foliar application of different concentrations of brassinolide on water productivity, grain yield and yield components of bread wheat (cv. Sirvan) under drought stress conditions, an experiment was carried out as spilt factorial arrangements using randomized complete block design with three replications at Zarghan filed station, Fars Province, Iran, dutring 2014-15 and 2015-16 growing seasons. Three levels of irrigation; optimum, withholding irrigation from flowering to grain filling stage and withholding irrigation during grain filling stage were assigned to main plots, and foliar application of brassinolide concentrations in three levels 0, 0.05 and 0.1 mg.l-1 and two timing of foliar application, before flowering and before grain filling, as factorial were randomized in sub-plots. Results showed that increasing foliar application of brassinolide concentration increased grain yield and water productivity under drough stress conditions. The lowest grain number per spike, thousand grain weight, grain yield, biological yield and harvest indexbelonged to drought stress from flowering to grainfilling stagewhich were reduced by 18.3, 13.1, 21.25, 11.33 and 11.78 percent, respectively, when compared to optimum irrigation conditions. The application of 0.1 mg.l-1 brassinolide increased grain number per spike by 9.17 percent, thousand grain weight by 6.62 percent and grain yield by 7.3 percent compared with contol. The highets water productivity (1.01kg.m-3) was observed in 0.1 mg.l-1 brassinolide application and also the longest duration to physiological maturity (193.5 day) was recorded in 0.1 mg.l-1 brassinolide application and optimum irrigation. The results of this study showed that drought stress from flowering to grainfilling stage had the most negative effect on bread wheat cv. Sirvan grain yield and foliar application of 0.1 mg.l-1 brassinolide improved this negative effect to some extent.
    Keywords: Brasinosteroid, Drought stress, Thousands grain weight, Water productivity, Wheat
  • Shahmoradi, Sh, J. Mozafari Pages 57-72
    This study aimed to evaluate the diversity and distribution of growth type in Hordeum spontaneum ecotypes and its relation with climate and drought adaptationsfor being used in barley breeding programs. Eighteen ecotypes of H. spontaneum from National Plant Gene Bank of Iran were evaluated in green house and field in 2011-12 cropping seasons. The green house study was the drought stress tolerance screening and the growth type of ecotypes was evaluated in the field. Both experiments were carried out in randomized complete block design with three replications. In the green house study the moisture condition was normal until spike emergence, then two different moisture regimes; well-watered (90-100% field capacity) and drought stress (20-30% field capacity) were applied. The field study consisted of evaluating vernalized and non-vernalized seeds. Assessment of growth type indicated that Desert and Cool Desert ecotypes had the growth type III, but Mediterranean and Cool Steppe ecotypes had IV and V growth type. A significant correlation was observed between stress tolerance index and growth type and ecotypes with lower vernalization requirements seemed to have better adaptability to drought stress conditions. Results indicated that wild barley originating from Desert and Cool Desert, with low vernalization requirement and early maturity, were more tolerant to drought stress, therefore, these valuable genetic resources can be used directly (gene transfer) and indirectly as parents in breeding programs for improvement of drought stress adaptation.
    Keywords: Barley, Climate, Drought stress, Ecotype, Growth type
  • Khazaei, A Pages 73-85
    To evaluate the drought tolerance in forage sorghum promising lines, a filed experiment was conducted as split plot arrangement using randomized complete block design (RCBD) with three replications at the Research Farm of Seed and Plant Improvement Institute, Karaj, Iran, in 2011 and 2012 growing seasons. Main plots consisted of three irrigation regimes (irrigation after 60, 120 and 180 mm evaporation from class-A Pan) and sub-plots included five forage sorghum promising lines (KFS2, KFS3, KFS12, KFS17 and KFS18). Combined analysis of variance showed that the effect of irrigation regimes on fresh and dry forage yield and plant height was significant (P ≤ 0.01). Under sever drought stress the highest forage yield was obtained from KFS3, KFS2 and KFS18 lines (112.3, 97.5 and 95.9 t.ha-1 respectively). Results revealed that stress tolerance index (STI), geometric mean productivity (GMP) and mean productivity (MP) indexes had significant positive correlations with forage yield under stress and non-stress conditions and were identified as suitable indices for screening of forage sorghum promising lines. The results of biplot analysis indicated that KFS3 line with the highest STI (1.18) had high forage yield potential and low susceptibility to drought stress. The results of multivariate biplot analysis and correlation of indices using forage yield data under stress and non-stress conditions showed that MP, GMP and STI were the suitable indices for predicting forage yield of sorghum promising lines and superior genotypes could be selected based on these indices. KFS3 promising line was identified as highly adpated forage sorghum genotype to drought stress condition.
    Keywords: Biplot, Forage sorghum, Forage yield, Promising lines, Stress tolerant indices