فهرست مطالب

حیات - سال بیست و سوم شماره 2 (پیاپی 74، تابستان 1396)
  • سال بیست و سوم شماره 2 (پیاپی 74، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیده یزدی مقدم*، زهرا سادات منظری صفحات 100-105
    آمارها نشان می دهد که مرگ مغزی 4-1% مرگ های بیمارستانی و 10% مرگ های رخ داده در بخش ویژه را تشکیل می دهد (1). در ایالات متحده آمریکا کم تر از 1% (در حدود 15 تا 20 هزار) از همه مرگ ها، مرگ مغزی می باشد (2). طبق آمارهای موجود در ایران، یکی از عمده ترین علل مرگ مغزی، حوادث رانندگی است (5-3) و بیش از 15000 مرگ مغزی در هر سال رخ می دهد (6)، این در حالی است که این بیماران در بخش های مراقبت وی‍ژه مورد مراقبت و حمایت پرستاران قرار می گیرند (7).
    با توجه به آمار بالای مرگ مغزی سالانه در ایران و آمار بالای افراد نیازمند به پیوند عضو در کشور و مرگ و میر سالیانه تعداد زیادی به علت نرسیدن عضو مناسب پیوندی، دستورالعمل شماره 54/100 مورخ 23/01/1394 از طرف وزیر بهداشت به دانشگاه های علوم پزشکی کشور ابلاغ شده است که در بند 4 آن بر مراقبت دقیق و مطابق با دستورات تخصصی دارویی، حفظ ارگان های حیاتی فرد مرگ مغزی (حفظ الکترولیت ها، فعالیت کلیه ها، کبد، قلب، ریه ها و پایدار نگه داشتن علایم حیاتی) تاکید شده است که همه این موارد ضرورت و اهمیت آموزش صحیح از بیمار مرگ مغزی به کارکنان درگیر در این فرایند، به خصوص پرستاران مراقبت کننده از این بیماران را مورد توجه قرار می دهد.
    با توجه به آمارهای بالای مرگ مغزی، پرستاران بخش ویژه بیش ترین مواجهه را با بیماران مرگ مغزی دارند (8). فرایند مراقبت از بیمار مرگ مغزی به علت ماهیت پیچیده و دشوار آن دارای ابعاد مختلف پرچالش و بعضا کشف نشده ای است که باعث شده، این فرایند از ابعاد و زوایای مختلف مورد بررسی و توجه محققان مختلف در سرتاسر دنیا قرار گیرد. برخی از مهم ترین چالش های فعلی مطرح شده توسط پرستاران بخش های ویژه در فرایند مراقبت از بیماران مرگ مغزی که در مطالعات به آن ها اشاره شده به شرح زیر است: یکی از ابعاد پرچالش این فرایند، درک مفهوم مرگ مغزی در نزد پرستاران بخش ویژه است (9). گرچه مفهوم مرگ مغزی و مراقبت از این بیماران به عنوان یک جزء حیاتی عملکرد پرستاری در بخش مراقبت ویژه محسوب می شود (10)، ولی درک مفهوم مرگ مغزی برای بیش تر پرستاران بسیار مشکل است و تمام باورهای قبلی آن ها در مورد مرگ و مردن را به چالش می کشد (11). چرا که مفاهیم و استنباط های مربوط به درک مرگ مغزی فراتر از فهم مرگ عادی یک فرد است، زیرا این عبارت به عنوان مرگ واقعی ترجمه شده و به این معنی که دیگر هیچ امیدی برای بهبودی وجود ندارد، در نظر گرفته می شود، در حالی که ظاهر فیزیکی بیمار مرگ مغزی، حضور اعضای خانواده و عملکرد مراقبتی پرستاران در کنار تخت بیمار، به نحوی که گویی آن ها زنده هستند و همه این موارد به این ابهام می افزایند. اما این تعارض برای پرستاران ماهیتا احساسی و تجربی است (12). Ronayne در مطالعه اش دریافت که علی رغم دانش فیزیولوژی در مورد مرگ مغزی، تجربه به جامانده حتی مدت ها بعد از مواجهه با این بیماران، برای پرستاران درگیر استرس زا است (8).
    از دیگر چالش ها، اعلام خبر مرگ مغزی به خانواده بیمار است که هرچند از وظایف پزشک می باشد، ولی برای پرستاران به علت حضور مداوم در بخش و دسترسی خانواده بیمار به آن ها نیز به عنوان یکی دیگر از ابعاد پرچالش این فرایند مراقبتی مطرح بوده که بسیار مشکل و استرس زا است (13)؛ چرا که مراقبت پرستاری فقط محدود به بیمار نبوده، بلکه مواجهه با نیازهای اختصاصی خانواده بیمار که در بحران بوده و این موقعیت کلینیکی حاد، پیچیده و پراسترس را سپری می کنند، نیز بر عهده دارد (14). از چالش های دیگر پرستاران در فرایند مراقبت از بیمار مرگ مغزی، جنبه های اخلاقی و قانونی به خصوص در زمینه مرگ مغزی و اهدای عضو می باشد (4). بررسی ها در ایران نشان داده که تنها نیمی از پزشکان و کادر درمان درباره اهدای اعضا و قوانین آن آگاهی کافی داشته اند که علاوه بر مسایل قانونی آن، آن ها از ترس افزایش فشار روانی نزدیکان بیمار، اقدامی برای تشویق پیوند اعضا نمی کنند (4). در حالی که سطح آموزش به عنوان عوامل موثر بر تسهیل اهدای عضو، در نظر گرفته می شود (15).
    مساله مراقبت از بیمار مرگ مغزی و در واقع مراقبت از اعضای بالقوه احتمالی برای اهدا، از دیگر چالش های پرستاران در فرایند مراقبت از بیمار مرگ مغزی است. پرستاران بخش ویژه از تجربه مراقبت بیماران مرگ مغزی، به عنوان یک چالش بزرگ یاد می کنند (14). مطالعات مختلف نشان داده که اکثر پرستاران اعتقاد دارند که آن ها آمادگی کافی برای ارایه مراقبت از بیماران کاندید اهدای عضو ندارند (16). به طوری که پس از رضایت خانواده به اهدای اعضای بیمار، مراقبت از بیمار مرگ مغزی کاندید اهدای عضو یکی از سنگین ترین وظایف پرستار بخش ویژه می باشد (12). در مطالعات مختلف پرستاران به دنبال مراقبت از بیمار مرگ مغزی؛ احساس ناامیدی، ناکارآمدی و افسردگی دارند. این احساسات ممکن است در کیفیت مراقبت از بیمار اختلال ایجاد کرده و منجر به تحلیل پرستار شود (17). Ronayne دریافت که به علت استرس زا بودن مراقبت از بیمار مرگ مغزی، عده ای از پرستاران دچار ناسازگاری شناختی می شوند (8). در این میان یکی از مهم ترین جنبه های بحث برانگیز فرایند مراقبت، مواجهه با خانواده بیمار مرگ مغزی و ارایه درخواست اهدای عضو است. تمرکز مراقبت در بخش های ویژه علاوه بر بیمار، کل خانواده بیمار را نیز در بر می گیرد (18). یکی از مهم ترین این عوامل نگرش کارکنان بخش ویژه به خصوص پرستاران به اهدای عضو است، چرا که نگرش مثبت تر پرستاران باعث تلاش بیش تر آن ها برای آماده کردن خانواده برای اجازه به اهدای عضو می شود (13). نتایج برخی تحقیقات نشان داد که آموزش پرستاران و ایجاد موقعیت آموزشی در این زمینه، باعث پیشرفت آمار اهدای اعضا و پیوند، با تشخیص و معرفی به موقع دهندگان بالقوه به بانک اعضا، میسر می شود (19). پرستاران دریافتند که در مورد همه جنبه های مراقبت از بیمار مرگ مغزی، اهدای عضو و حمایت از خانواده بیمار نیاز به آموزش و حمایت دارند (15). لذا شناخت دقیق و همه جانبه فرایند مراقبت از بیماران مرگ مغزی به خصوص از دیدگاه پرستاران اهمیت به سزایی در ارایه مراقبت های جامع و با کیفیت خواهد داشت. با توجه به کمبود اهدای عضو و اهمیت سالم ماندن اعضا برای پیوند، لازم است مراقبت با دقت و کیفیت بالایی از بیمار در جهت سالم ماندن اعضای پیوندی انجام یابد. لذا ضروری است که فرایند مراقبت از بیمار مرگ مغزی مورد توجه عمیق قرار گیرد، تا با بررسی و در نظر گرفتن این فرایند، یک برنامه ریزی مناسب در مراقبت از این بیماران انجام گیرد.
    با توجه به این که پرستاران یکی از پراسترس ترین فرایندهای مراقبتی را که شامل: مراقبت از بیماران مرگ مغزی، برخورد با خانواده بیماران (که ممکن است هنوز تشخیص مرگ مغزی بیمارشان را نپذیرفته باشند) بر عهده دارند و با توجه به ضرورت افزایش آمار اهدای عضو و نیز فقدان آموزش هدفمند در زمینه فرایند مراقبت از بیماران مرگ مغزی و نقصان دانش پرستاران در این زمینه، نیاز به آموزش صحیح این فرایند مراقبتی بیش از پیش احساس می شود.
    کلیدواژگان: مراقبت از بیماران مرگ مغزی
  • نرجس سادات برقعی، علی تقی پور*، رباب لطیف نژاد رودسری صفحات 106-125
    زمینه و هدف
    مادران در طول دوران بارداری با نگرانی های متعددی روبه رو هستند. شناخت راهبردهای مادران برای غلبه بر این نگرانی ها، می تواند به بهبود راهکارها و برنامه ریزی برای سلامت روانی آن ها کمک شایانی نماید. این مطالعه با هدف تبیین راهبردهای مادران باردار در مدیریت نگرانی های دوران بارداری انجام یافته است.
    روش بررسی
    این مطالعه کیفی از مهرماه 1393 تا شهریور 1394 در شهر گرگان انجام یافته است. مشارکت کنندگان اصلی این مطالعه 20 زن باردار بودند و علاوه بر آنان سه تن از همسران آنان و سه مامای صاحب تجربه نیز به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل محتوای قراردادی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مدیریت داده ها در نرم افزار MAXQDA انجام یافت.
    یافته ها
    کدهای به دست آمده در قالب پنج طبقه اصلی (راهبرد) قرار گرفتند که عبارت بودند از: بهره مندی از جستجوی هدفمند دانش موثق، تکیه بر اهرم معنویت، مدیریت تفکر و مهار استرس، تلاش برای حفظ و ارتقای تعاملات خانوادگی و آمادگی روحی برای بارداری.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه پنج راهبرد که زنان باردار در مدیریت دل نگرانی های خود استفاده می کردند، شناسایی شد. ماماها می توانند در امر اجرای این راهبردها و توانمند کردن زنان باردار نقش مهمی داشته باشند.
    کلیدواژگان: توانمندی، توانمندی روانی، بارداری، نگرانی، نگرانی بارداری، راهبرد
  • نسرین رضایی *، علی نویدیان، فاطمه عباسی صفحات 126-137
    زمینه و هدف
    ارتقای سلامت روان مادران کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور که فشار مراقبتی زیادی را متحمل می شوند، نیازمند تدوین و اجرای برنامه های آموزشی حمایتی موثر و کارآمد است، لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی حمایتی گروهی بر فشار مراقبتی مادران کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور انجام یافته است.
    روش بررسی
    این مطالعه نیمه تجربی (IRCT2016122731612N1) در مورد 80 مادر کودک مبتلا به تالاسمی مراجعه کننده به بیمارستان علی اصغر شهر زاهدان در تابستان 1395 انجام یافته است. مادران به شیوه در دسترس انتخاب و در دو گروه 40 نفره مداخله و شاهد قرار گرفتند. گروه مداخله چهار جلسه آموزش حمایتی را طی چهار هفته دریافت نمود. داده ها با استفاده از ابزار فشار مراقبتی گردآوری شد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی و تحلیل کوواریانس انجام یافت.
    یافته ها
    میانگین نمره کل فشار مراقبتی مادران قبل از آموزش در گروه مداخله و شاهد به ترتیب 55/13±60/86 ، 54/8±37/92 و بعد از مداخله به ترتیب 90/9±62/59 ، 83/5±57/89 بود. همچنین نمره فشار مراقبتی مادران در پنج بعد زمانی، تکاملی، جسمانی ، اجتماعی و احساسی در گروه مداخله به طور معناداری کم تر از گروه شاهد بود (05/0>p).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد ارایه برنامه آموزشی حمایتی گروهی منجر به کاهش فشار مراقبتی مادران کودکان مبتلا به تالاسمی می شود. بنابراین استفاده از این برنامه می تواند یک روش موثر در کاهش فشار مراقبتی مادران باشد. لذا این برنامه را می توان در مراکز درمانی، جهت حفظ و ارتقای سلامت روان مادران مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: آموزشی حمایتی، فشار مراقبتی، تالاسمی ماژور، مادران
  • مینا محمدی، معصومه صادقی، لیلا جانانی* صفحات 138-151
    زمینه و هدف
    مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی شده (RCT) معمولا از دو مشکل عدم تبعیت و گمشدگی پیامد مطالعه صدمه می بینند. یکی از راه حل های بالقوه برای رفع این مشکلات، استفاده از رویکرد تحلیل با قصد درمان (ITT) می باشد. لذا هدف از این مطالعه، مروری بر مفهوم ITT و مهم ترین مباحث مرتبط با آن در عمل است، تا محققان پژوهش های RCT به عنوان راهنمایی در جهت بهبود کیفیت مطالعات RCT از آن بهره گیرند.
    روش بررسی
    این مطالعه یک بررسی مروری است که با استفاده از منابع موجود و تحلیل مطالب انجام یافته است. بدین منظور جستجوی مقالات و کتب مرتبط با موضوع در بانک های اطلاعاتی Ovid/Medline، SCOPUS، Web of Science ،Google Scholar و Magiran انجام گرفت. در این راستا از کلمات کلیدی شامل Intention-to-treat analysis ، randomized controlled trials ، randomized clinical trial ، as-treated ، ITT ، per-protocol analysis استفاده گردید.
    یافته ها
    مزایای استفاده از ITT ، نقد تحلیل به قصد درمان، جایگزین های تحلیل به قصد درمان و محدودیت های هر یک، داده های گم شده و مدیریت آن ها در مطالعات کارآزمایی بالینی در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
    نتیجه گیری
    رویکرد ITT به دلیل پای بند بودن به اصل تصادفی سازی باعث محافظت مطالعات کارآزمایی بالینی از مخدوش کنندگی و تورش شده و منجر به تولید بالاترین سطح مدارک و شواهد علمی در حوزه تحقیقات بالینی می شود. مناسب است این رویکرد به عنوان یک راهبرد در کلیه مراحل پژوهش اعم از طراحی مطالعه، اجرا و تجزیه و تحلیل داده ها مدنظر قرار گیرد و نباید آن را صرفا یک رویکرد آماری تلقی نمود.
    کلیدواژگان: تحلیل به قصد درمان، کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تحلیل براساس طرح از پیش تعیین شده، داده های گم شده
  • سوره خاکی، زهرا خصالی، محمد فرج زاده، سحر دالوند، بختیار مسلمی، رضا قانعی قشلاق* صفحات 152-161
    زمینه و هدف
    کیفیت زندگی نشان دهنده میزان رضایت یا نارضایتی افراد از ابعاد مختلف زندگی است و در هر مرحله از زندگی ویژگی های خاص خود را دارد. کیفیت زندگی سالمندان ممکن است تحت تاثیر افسردگی و اضطراب مرگ قرار گیرد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین افسردگی و اضطراب مرگ با کیفیت زندگی سالمندان است.
    روش بررسی
    این مطالعه یک پژوهش مقطعی است که در سال 1395 در مورد 294 سالمند ساکن شهر سقز انجام یافته است. نمونه ها به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی SF-12، افسردگی سالمندان (GDS) و اضطراب مرگ استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های کولموگروف - اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی به روش Enter انجام یافت. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت زندگی، افسردگی و اضطراب مرگ سالمندان مورد مطالعه به ترتیب برابر 81/7±22/33، 82/3±92/4 و 40/7±63/33 بود. بین کیفیت زندگی با افسردگی (0001/0p<) ارتباط وجود داشت اما بین کیفیت زندگی با اضطراب مرگ ارتباط آماری معنادار مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    افسردگی مشکلی شایع در سالمندان است که با کیفیت زندگی آن ها ارتباط دارد. در بررسی کیفیت زندگی سالمندان توجه به افسردگی آن ها ضروری به نظر می رسد. تشخیص و درمان مناسب افسردگی می تواند کیفیت زندگی سالمندان را ارتقا بخشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، افسردگی، اضطراب مرگ، سالمند
  • فروزان شریفی پور، اعظم باخته *، نادر سالاری صفحات 162-172
    زمینه و هدف
    ترس و اضطراب شدید مادر از درد زایمان باعث انقباض عضلات می شود. انقباض شدید عضلانی، از جمله عضلات رحمی باعث ایجاد تداخل با روند مطلوب زایمان می شود. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر رایحه مریم گلی بر کاهش اضطراب زنان حین زایمان است.
    روش بررسی
    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی است (IRCT2016042727633N1) که در سال 1394 در مورد 160 زن باردار که جهت زایمان طبیعی به بیمارستان معتضدی کرمانشاه مراجعه کرده بودند، انجام گرفته است. افراد به روش گمارش تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. قبل از مداخله پرسشنامه مقیاس سنجش اضطراب آشکار اشپیل برگر توسط هر دو گروه تکمیل و نمره اضطراب تعیین شد. در گروه مداخله بلافاصله بعد از شروع فاز فعال لیبر، سه قطره از اسانس مریم گلی به گاز آغشته شده و به یقه لباس نمونه ها متصل و هر نیم ساعت تجویز آن تکرار شد. در گروه شاهد از دارونما به روش مشابه استفاده شد. پس از مداخله اضطراب در دیلاتاسیون 7-5 cm اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کای دو، فیشر، کولموگروف اسمیرنوف، ویلکاکسون و من ویتنی استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین اضطراب قبل از مداخله در دو گروه یکسان بود (15/0=p). اما پس از مداخله، میانگین اضطراب در گروه رایحه درمانی (39/10±86/39) در مقایسه با گروه شاهد (41/7±25/64)، کم تر بود (001/0p<).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد که رایحه درمانی با اسانس مریم گلی موجب کاهش سطح اضطراب زایمان می شود، لذا استفاده از آن در کاهش اظطراب زایمان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: رایحه، مریم گلی، اضطراب زایمان طبیعی، گیاهان دارویی
  • محسن تصوری، سید رضا مظلوم *، راضیه فروتن صفحات 173-184
    زمینه و هدف
    دسترسی به وریدهای محیطی در بیش از 80% بیماران بستری در بیمارستان ضرورت می یابد که اجرای این مهارت در بیماران دارای اضافه وزن با دشواری همراه است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر گرمای موضعی بر میزان موفقیت رگ گیری بیماران دارای اضافه وزن صورت گرفته است.
    روش بررسی
    این کارآزمایی بالینی تصادفی غیرکور شده (IRCT2017020832133N1) در مورد 70 بیمار دارای اضافه وزن بستری در بخش های داخلی بیمارستان امام رضای مشهد در سال 1395 در دو گروه مساوی مداخله و شاهد انجام یافته است. برای گروه مداخله 10 دقیقه قبل از رگ گیری، گرمای موضعی خشک 5/39 درجه در محل رگ گیری اعمال شد، گروه شاهد با شرایط کاملا مشابه اما بدون گرمای موضعی رگ گیری شدند. میزان مشاهده و لمس پذیری وریدهای محیطی با مقیاس لنهارت، مدت زمان مورد نیاز برای رگ گیری با کورنومتر و دفعات تلاش برای رگ گیری با شمارش در دو گروه اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل و کای اسکوئر در نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام یافت.
    یافته ها
    در دو گروه مداخله و شاهد میانگین تعداد دفعات تلاش برای رگ گیری به ترتیب 1/0±0/1 و 5/0±3/1 بار، طول زمان رگ گیری 3/26±7/89 و 9/38±120 ثانیه و میزان مشاهده و لمس پذیری وریدهای محیطی 7/0±9/2 و 5/0±3/2 بود که در تمام موارد بین دو گروه تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0p<).
    نتیجه گیری
    استفاده از گرمای موضعی در بیماران دارای اضافه وزن باعث افزایش مشاهده و لمس پذیری وریدهای محیطی و کاهش مدت زمان و دفعات تلاش برای رگ گیری می شود.
    کلیدواژگان: گرما، موضعی، موفقیت، رگ گیری، اضافه وزن
  • زهره سادات، نسرین صالحی، محمدرضا افاضل، محمد صادق ابوطالبی*، منصور دیانتی صفحات 185-195
    زمینه و هدف
    نقش کافئین به عنوان محرک مغزی در بهبود شاخص های تنفسی بیماران تحت تهویه مکانیکی نامشخص است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مصرف کافئین بر شاخص های تنفسی بیماران متصل به دستگاه تهویه مکانیکی در بخش مراقبت های ویژه انجام یافته است.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور (IRCT2013122915972N1) 80 بیمار به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای گروه آزمون 5/3 گرم پودر قهوه اسپرسو حل شده در 80 سی سی و سپس 20 سی سی آب ساده برای شستشوی مسیر لوله و برای گروه شاهد 100 سی سی آب ساده حدود یک ساعت پس از صبحانه گاواژ شد. شاخص های تنفسی 2 دقیقه قبل از مداخله، 30 و 60 دقیقه بعد از مداخله در دو گروه ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های کای دو، تی و تحلیل واریانس اندازه های تکراری استفاده گردید.
    یافته ها
    در پیش آزمون دو گروه آزمون و شاهد همگن بودند. بعد از مداخله تعداد تنفس خودبه خودی، حجم جاری دمی خودبه خودی، تهویه دقیقه ای و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد افزایش داشت، اما این افزایش فقط در تعداد تنفس خودبه خودی و حجم جاری از نظر آماری معنادار بود.
    نتیجه گیری
    مصرف قهوه اسپرسو از طریق لوله معده در بیماران متصل به دستگاه تهویه مکانیکی تنفس خودبه خودی و حجم جاری را افزایش می دهد، اما بر سایر شاخص های تنفسی تاثیر معنادار ندارد.
    کلیدواژگان: کافئین، تنفس، تهویه مکانیکی، بخش مراقبت های ویژه
|
  • Hamideh Yazdimoghaddam *, Zahra Sadat Manzari Pages 100-105
    Statistics show that brain death constitutes 1-4% of hospital deaths and 10% of the deaths occurred at the intensive care units (1). In the United States, brain death accounts for less than 1% of all deaths (about 15000 to 20000) (2). According to Iranian statistics, more than 15000 brain deaths occur every year in Iran, and driving accidents are one of its main causes (3-6). Then, these patients are taken to the ICUs to be cared for by nurses (7).
    Considering the great number of brain deaths in Iran, and also the great number of patients needing transplant who die due to lack of obtaining an appropriate transplant organ, the Ministry of Health has notified to the universities of medical sciences the regulation number 54/100 dated 23.01.1394. In the 4th clause of this regulation, accurate and specialized medical care in accordance with the instructions, preserving the vital organs of brain death patient (maintaining electrolytes, kidneys, liver, heart, lungs, and stabilizing vital signs) are emphasized which shows the necessity and importance of accurate training for all staffs specially nurses involved in caring for the brain death patients.
    Given the high rate of brain death, most patients that ICU nurses face are the brain death patients (8). The caring process of brain death patients has different challenging and undiscovered dimensions due to its difficult and complicated nature which has attracted attention of researchers from all over the world to study its different dimensions. Some of the most important challenges which ICU nurses referred to in the caring process of brain death patients in studies are as follows: understanding the concept of brain death by the ICU nurses is one of the most challenging dimensions of this process (9). Although the meaning of brain death and caring for these patients is one of the vital components of nursing practice at the ICUs (10), understanding the concept of brain death is very difficult for most nurses and challenges all their previous beliefs about death and dying (11) because the concepts and implications for understanding brain death are beyond the understanding of the normal death of a person. This phrase is translated as actual death which means there is no hope for improvement, while the physical appearance of brain death patients, the presence of family members and nurses’ caring activities at the bedside of patients give the impression that they are alive, and all of these contribute to this ambiguity. But this conflict is naturally emotional and experimental for nurses (12). Ronayne in their study found that despite the knowledge about the physiology of brain death, its experience is stressful for nurses even long after facing these patients (8).
    One of the other challenges is the announcement of brain death to the patient’s family. Although this is one of the physician’s responsibilities, nurses are also involved in because of their constant presence at the hospital and easy access of patients’ family members to them. This announcement is very stressful and challenging for nurses and is one of the most important parts of caring process (13) because nursing care is not only limited to the patient but also includes facing the specific needs of patient’s family members who are in crisis and experiencing an acute, complex and stressful clinical situation (14). Other nurses’ challenges in the caring process of brain death patients are ethical and legal aspects especially in the field of brain death and organ donation (4). Studies in Iran show that only half of physicians and medical staffs have sufficient awareness about organ donation and its laws, but they do not attempt to encourage organ donation for the fear of increasing mental pressure on patient’s family members (4). However, training is considered an effective factor in facilitating organ donation process (15).
    Caring for a brain death patient and possible potential members to donate is another nurses’ challenge in caring process. Caring for a brain dead patient has been always a big challenge for the ICU nurses (14). According to different studies, most nurses believe that they are not ready enough to care for a patient who is a candidate for organ donation (16). So, one of the most difficult responsibilities of ICU nurses is caring for a brain dead patient who is a candidate for organ donation after her/his family’s consent (12). Studies showed that nurses feel hopelessness, inadequacy and depression after caring for a brain dead patient. These feelings may interfere in the quality of patient care and lead the nurse to be burnout (17). Ronayne found that because of the stress of caring for the brain dead patients, some nurses experience cognitive dissonance (8). One of the most important and controversial aspects of caring process is to give the request form of organ donation to the patient’s family. Given that caring process at the ICU involves both the patient and her/his whole family (18), the attitude of staffs especially nurses towards organ donation is very important since their positive attitude leads them to try more to prepare families for organ donation consent (13).
    Some research has shown that providing opportunities for training nurses in this area, promotes organ donation and transplant rates since potential donors are timely identified and introduced to the organ bank (19). Nurses found that they need training and support on all aspects of caring for a brain death patient, organ donation and supporting her/his family (15). So, accurate and comprehensive understanding of the caring process of brain death patients especially from the nurses’ perspectives is very important for high quality and comprehensive caring. Due to the shortage of organ donation and the importance of organ health for transplantation, accurate and high quality caring for patient is necessary to make sure that organs remain healthy. Therefore, it is necessary to consider the caring process of the brain dead patient in order to develop an appropriate caring program for these patients.
    Thus, considering that nurses are responsible for one of the most stressful caring processes including both caring for a brain dead patient and facing her/his family members (who may not be able to accept their patient’s brain death), and given the necessity of increasing the organ donation rate, and as well as the lack of targeted education on caring for the brain dead patients and insufficient nurses’ knowledge in this area, there is a need for accurate training on this caring process more than before.
    Keywords: caring process of the brain death patients
  • Narjes Sadat Borghei, Ali Taghipour *, Robab Latifnejad Roudsari Pages 106-125
    Background and Aim
    Mothers during pregnancy face many concerns. Identifying mothers’ strategies to manage those concerns can help healthcare providers to promote their mental health. The aim of this study was to explore pregnant mothers’ strategies for the management of their concerns during pregnancy.
    Methods & Materials: This qualitative study was conducted in Gorgan city during 2014-2015. The study participants were 20 pregnant women and three of their husbands as well as three experienced midwives who were selected using purposive sampling and interviewed through semi-structured interview. Data were analyzed through conventional content analysis using the MAXQDA software.
    Results
    Data analysis led to the emergence of five main categories including the utilization of purposive knowledge acquisition, reliance on the leverage of spirituality, thinking management and stress control, the effort to maintain and improve familial interactions and emotional preparation for pregnancy.
    Conclusion
    The five strategies used by pregnant women to manage their concerns, were identified in this study. Midwives can play an important role in implementing these strategies and empowering pregnant women.
    Keywords: empowerment, psychological empowerment, pregnancy, concern, pregnancy worries, strategy
  • Nasrin Rezaee *, Ali Navidian, Fatemeh Abbasi Pages 126-137
    Background and Aim
    Improving the mental health of mothers of children with thalassemia major who experience great caregiving burden, requires an efficient supportive training to be developed and implemented. Therefore, this study aimed to determine the impact of a group supportive training on caregiving burden in the mothers of children with thalassemia major.
    Methods & Materials: A quasi-experimental study (IRCT2016122731612N1) was conducted on 80 mothers of children with thalassemia, referred to Aliasghar hospital in Zahedan in summer 2016. The mothers were selected through convenience sampling method and divided into two intervention and control groups of 40 each. The intervention group received four sessions of supportive training during four weeks. Data were collected by the Caregiver Burden Inventory. SPSS version 21 and independent t test, paired t-test and the analysis of covariance were used to analyze the data.
    Results
    The mean score of caregiving burden before training in the intervention and control groups were respectively, 86.60±13.55 and 92.37±8.54 and declined to 59.62±9.90 and 89.57±5.83 after the intervention. Furthermore, The caregiving burden score in five dimensions including temporal, developmental, physical, social and emotional was significantly lower in the intervention group than in the control group (P
    Conclusion
    The findings showed that collective supportive training leads to a decrease in caregiving burden in the mothers of children with thalassemia. Thus, this training could be an effective method in reducing the mothers’ caregiving burden. This program could be used in health centers in order to maintain and improve the mental health of mothers.
    Keywords: supportive training, caregiving burden, thalassemia major, mothers
  • Mina Mohammady, Masoumeh Sadeghi, Leila Janani * Pages 138-151
    Background and Aim
    Randomized controlled trials often suffer from two major problems, i.e., noncompliance and missing outcomes. One potential solution to this problem is using the intention-to-treat (ITT) analysis approach. Therefore, the aim of this study was to review the concept of ITT and the most important issues related to it in practice since RCT researchers utilize it as a guide in order to improve the quality of RCT studies.
    Methods & Materials: A review study was performed using available resources and comprehensive analysis. For this purpose, we searched the relevant articles in databases including Ovid/Medline, SCOPUS, Web of Science, Google scholar and Magiran. The key words that were used included randomized clinical trials, randomized controlled trials, intention-to-treat analysis, per-protocol analysis, ITT, as-treated.
    Results
    The advantages of ITT, the critique of ITT, the alternatives of ITT and their limitations, missing data and their management in clinical trial studies were discussed in this paper.
    Conclusion
    ITT approach, due to its adherence to the principles of randomization, protects clinical trials from confounding and bias and therefore leads to the generation of the highest quality scientific evidence in the clinical research field. ITT should be considered a strategy at all stages of research, including the design of study, implementation and data analysis, and it should not be considered only a statistical approach.
    Keywords: intention to treat analysis, randomized clinical trials, pre-protocol analysis, missing data
  • Soore Khaki, Zahra Khesali, Mohammad Farajzadeh, Sahar Dalvand, Bakhtyar Moslemi, Reza Ghanei Gheshlagh* Pages 152-161
    Background and Aim
    Quality of life indicates the level of individual’s satisfaction or dissatisfaction with the different aspects of life and has specific characteristics at each stage of life. The quality of life in the elderly may be influenced by death anxiety and depression. The aim of this study was to evaluate the relationship of depression and death anxiety to the quality of life among the elderly population.
    Methods & Materials: This study was a cross-sectional research conducted on 294 elderly living in Saghez in 2016. Samples were selected through convenience sampling. The 12-Item Short Form Health Survey (SF-12), Geriatric Depression Scale (GDS) and Death Anxiety Scale were used to gather the data. Data were analyzed using descriptive statistics, the Kolmogorov-Smirnov test, Pearson correlation coefficient and linear regression by Enter method. The level of significance was considered P
    Results
    The mean (and standard deviation) scores for the quality of life, depression and death anxiety among the studied elderly were respectively 33.22±7.81, 4.92±3.82 and 33.63±7.40. There was a significant relationship between depression and the quality of life (P
    Conclusion
    Depression is a common problem among the elderly and related to their quality of life. When assessing the quality of life in the elderly, paying attention to their depression is necessary. Appropriate diagnosis and management of depression can improve the quality of life in the elderly.
    Keywords: quality of life, depression, death anxiety, elderly
  • Forozan Sharifipour, Azam Bakhteh *, Nader Salary Pages 162-172
    Background and Aim
    Mother’s intense fear of and anxiety about labor pain lead to muscle contractions. Intense muscle contractions especially uterine contractions interfere with the normal process of labor. So, this study aimed to investigate the effect of salvia aroma on reducing the women’s anxiety level during labor.
    Methods & Materials: The present study was a two-group randomized clinical trial (IRCT2016042727633N1) conducted in 2015 on 160 pregnant women laboring in Motazedi Hospital in Kermanshah. The subjects were randomly assigned into two groups. Prior to the intervention, the Spielberger’s State-Trait Anxiety Inventory (STAI) was completed by both groups and the anxiety scores were determined. In the intervention group, immediately after the onset of the active phase of labor, a gauze impregnated with three drops of the salvia essence was attached to the samples’ collars and repeated every half an hour. In the control group, a placebo was administered in a similar way. After the intervention, anxiety was measured at a cervical dilation of 5-7 cm. The chi-square test, Fisher test, Kolmogorov-Smirnov test, Wilcoxon and Mann-Whitney tests were employed to analyze the data.
    Results
    The mean score for anxiety was similar in the two groups prior to the intervention (P=0.15). However, after the intervention the mean score for anxiety was lower in the aromatherapy group (39.86±10.39) than in the control group (64.25±7.41) (P
    Conclusion
    The findings suggested that the level of labor anxiety was reduced using aromatherapy with salvia essence. Accordingly, the use of salvia essence aroma is recommended for reducing anxiety labor.
    Keywords: aroma, Salvia, labor anxiety, medicinal plants
  • Mohsen Tasavori, Seyed Reza Mazloum *, Razieh Froutan Pages 173-184
    Background and Aim
    Access to peripheral veins in more than 80% of hospitalized patients is necessary. This skill is more difficult in the patients with overweight. The study was conducted to determine the effect of local heating on the success rate of venipuncture in the patients with overweight.
    Methods & Materials: An unblinded, randomized clinical trial (IRCT2017020832133N1) was done on 70 patients with overweight, hospitalized in the internal department of Imam Reza hospital in Mashhad in 2016. Subjects were randomly allocated to the two groups of experimental and control. For the experimental group, the 39.5 degree (Celsius) local dry heat was applied at the venipuncture site, 10 minutes before venipuncture. The control group had venipuncture in a similar condition but without local heating. In the two groups, the rate of visibility and palpability of peripheral veins was measured by the Lenhardt scale, the required time for venipuncture was determined by chronometer and the number of venipuncture attempt was measured by counting. Data were analyzed by descriptive statistics, independent t-test and Chi-square using the SPSS software version 16.
    Results
    For the intervention and control groups, the average number of venipuncture attempt were respectively 1.0±0.1 and 1.3±0.5 times, duration of venipuncture were 89.7±26.3 and 120±38.9 seconds and the rate of visibility and palpability of peripheral veins were 2.9±0.7 and 2.3±0.5, and all were statistically significant (P
    Conclusion
    The use of local heating for the overweight patients can increase the visibility and palpability of peripheral veins and decrease the duration of venipuncture and venipuncture attempts.
    Keywords: heat, local, success, venipuncture, overweight
  • Zohreh Sadat, Nasrin Salehi, Mohammad Reza Afazel, Mohammad Sadegh Aboutalebi *, Mansur Dianati Pages 185-195
    Background and Aim
    The role of caffeine as a cerebral stimulant for improving respiratory indicators in the mechanically ventilated patients is unclear. The purpose of this study was to evaluate the effect of coffee consumption on respiratory indicators among the mechanically ventilated patients in the Intensive Care Unit (ICU).
    Methods & Materials: A double blind, randomized clinical trial (IRCT2013122915972N1) was performed on 80 patients who were selected by convenience sampling and randomly allocated into two groups (intervention and control). For the intervention group was administered 3.5 grams of espresso coffee powder dissolved in 80 cc water, then 20 cc water through gavage about an hour after breakfast. The control group received 100 cc distilled water. Respiratory parameters were recorded and compared in the two groups 2 minutes before the intervention and 30 minutes and 60 minutes after the intervention. Chi-square test, t-test and the repeated measures analysis of variance were used to analyze the data.
    Results
    There was no difference between the two groups in the baseline variables. After the intervention, the spontaneous respiratory rate, tidal volume, the minute ventilation rate and arterial O2 saturation increased in the intervention group compared to the control group, but the increase was statistically significant only for the spontaneous respiratory rate and tidal volume.
    Conclusion
    Espresso coffee consumption through gastric tube in the mechanically ventilated patients increases the spontaneous respiratory rate and tidal volume but does not significantly affect other respiratory indicators.
    Keywords: caffeine, respiration, mechanical ventilation, intensive care unit