فهرست مطالب

  • پیاپی 13 (تابستان 1396)
  • بهای روی جلد: 200,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/06/14
  • تعداد عناوین: 28
|
  • طاهره پورآسیاب دیزج صفحه 1
    مقاله ی حاضر به بررسی جایگاه و تاثیر ادبیات شفاهی در اشعار ترکی شهریار می پردازد و نگاه شهریار را به آداب و رسوم و سنت ها واکاوی می نماید و در نهایت به این نتیجه رسیده است که شهریار در اشعار ترکی خود از ادبیات شفاهی استفاده نموده است و هم چنین توانسته به بهترین شکل ممکن با استفاده از آن ها مضمون سازی کند.
    کلیدواژگان: آداب و رسوم، شهریار، ادبیات، شفاهی
  • محمدرضا شادمنامن، شیوا ده بزرگی صفحه 9
    استاد شهریار یکی از شاعران بسیار ارزنده ایران همواره با کمک گرفتن از مخزن اندوخته های اجتماعی، ادبی و فرهنگی خود، منشا تاریخی، شخصیت و هویت ملی خویش را آشکار نموده و به معرفی پایگاه و حافظه تاریخی مردم ایران زمین پرداخته است. از این رو زبان فارسی، عامل هویت بخش تفکر ملی و فرهنگی استاد شهریار بوده است. شعر نیز بازتاب فرهنگ، تاریخ، آداب و رسوم یک ملت است و هویت آن را تشکیل می دهد. بنابراین بررسی شعر شهریار ضمن اینکه تصویری از تحولات فرهنگی و فکری مردم ایران را نشان می دهد آیینه ای است که می توان رویکرد شاعران این سرزمین را نیز به خوبی در آن مشاهده نمود. شهریار در اکثر اشعارش از ایران یاد می کند و هویت ایرانی را گرامی می دارد ودر آثاراستاد شهریار از جایگاه بسیار والایی برخوردار است. علاقه و شیفتگی شهریار به ایران پس از اسلام بسیار ارادتمندانه است و به عبارت دیگر گذشته های بسیار دور توجه شاعر را جلب می نماید و او را مفتون عظمت و شکوه دوران باستان می سازد. اما بالاترین سطح، در اشعار شهریار جایگاه ملی و ایرانی است که رابطه شاعر با کشورش را تجلی می نماید در شعر شهریار هویت ایرانی ثابت است و ساختارش از دیگر مطالب محکم تر است. شهریار در سرودن انواع گونه های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی نیز تبحر داشته است. شهریار نسبت به حضرت علی بن ابی طالب «ع» ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به شاعربزرگ ایران حافظ داشته است.
    کلیدواژگان: استاد شهریار، جایگاه، اشعار فارسی و ترکی، جایگاه، شان و جایگاه، منقبت ائمه اطهار
  • طاهره پورآسیاب دیزج صفحه 27
    مقاله ی حاضر به بررسی جایگاه و تاثیر فرهنگ عامیانه در اشعار ترکی شهریار می پردازد و نگاه شهریار را به آداب و رسوم و سنت ها واکاوی می نماید و در نهایت به این نتیجه رسیده است که شهریار در اشعار ترکی خود از فرهنگ عامیانه استفاده نموده است و هم چنین توانسته به بهترین شکل ممکن با استفاده از آن ها مضمون سازی کند.
    کلیدواژگان: آداب و رسوم، شهریار، فرهنگ عامیانه
  • سیدحامد موسوی جروکانی* صفحه 37
    جمع آوری و بررسی کلیه آثاری که درباره شاعران و نویسندگان بزرگ نوشته شده است، علاوه بر این که از دوباره کاری ها ممانعت می نماید، از دو فایده مهم و ارزنده نیز برخوردار است. اولین فایده این که این کار، دورنمایی از راهی که توسط نویسندگان و پژوهشگران این مرز و بوم طی شده است، پیش چشم محققان می گذارد و دومین فایده این است که زمینه پژوهش های بعدی را برای پژوهشگران به نیکی مشخص می نماید.
    بر این اساس، نگارنده در این مقاله سعی نموده است تا با جمع آوری و دسته بندی آثاری که به نوعی با استاد شهریار و شعر او پیوند دارد، به این مهم جامه عمل بپوشاند.
    کلیدواژگان: شهریار، شهریار پژوهی، کتاب، مقاله، پایان نامه
  • علیرضا نبی لو* صفحه 61
    در مقاله حاضر غزل مشهور «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا»ی شهریار بررسی و تحلیل شده است، برای این منظور، ساختار دستوری و زبانی غزل در کانون توجه قرار گرفته و چگونگی سازواری و انسجام آنها در کنار یکدیگر بررسی شده است.
    برای دست یابی به تحلیلی صحیح از این غزل، فرایندها و کنش های مادی، ذهنی، کلامی، رفتاری و رابطه ای موجود در آن، تبیین گردیده و با تمرکز بر افعال به کار رفته در غزل موضوع مورد بررسی قرار گرفته است. در فرایندها و کنش های غزل به دسته بندی و توضیح مشارکین اعم از کنشگرها، کنش پذیرها، حامل ها و محمول ها پرداخته شده و عناصر پیرامونی زمانی، مکانی و چگونگی در ابیات غزل بررسی و تحلیل شده است. دسته بندی طرح واژگانی غزل نیز از دیگر موضوعات مورد توجه در مقاله حاضر است.
    کلیدواژگان: شهریار، غزل حالا چرا، تحلیل ساختاری، فرایندها، افعال
  • طاهره پورآسیاب دیزج صفحه 75
    مقاله ی حاضر به بررسی جایگاه و تاثیر فرهنگ فولکلورآذربایجان در اشعار ترکی شهریار می پردازد و نگاه شهریار را به آداب و رسوم و سنت ها واکاوی می نماید و در نهایت به این نتیجه رسیده است که شهریار در اشعار ترکی خود از ادبیات شفاهی مردم آذربایجان استفاده نموده است و هم چنین توانسته به بهترین شکل ممکن با استفاده از آن ها مضمون سازی کند.
    کلیدواژگان: آداب و رسوم، شهریار، ادبیات، فولکلور
  • محمد طاهری خسروشاهی صفحه 83
    آنچه در نگاه اول از تورق در گلستان پرنقش و نگار دیوان استاد سیدمحمدحسین شهریاردر دل وجان خواننده به دست می آید،غزل واره های سهل و ممتنع اما زلال و روان عشقی سر کشیده و ناکام است که از اوان جوانی دامنگیر روح خام عاشقی دلشکسته می شود و رفته رفته، دم شعرهایش را آتشین تر می کند، با این همه شگفت اینجاست که امواج سرکش این عشق به وصال نارسیده، نه تنها شهریار را به ورطه نومیدی و دل شستن از زندگانی نمی کشاند، بلکه از صورت به معنا می رود و در واقع از رهگذر این عشق، گوهرهای ناب در جانش تلالو می یابد و روزنی از نور و معرفت برای وصال حضرت ابدی بررویش گشوده می شود.
    نویسندگان و محققان بسیاری تاکنون در شرح احوال این شاعر شیدا کتابها و مقالات نوشته اند؛ اما آنچه که نگارنده را برآن داشت تا قلم دروادی شعرشهریاربگرداند، وجود گوهر گران و در پنهان شده نایابی است که تماشاگران شهرشعرشهریار، کمتر در ارزش و خاصیت گرانسنگی آن قلم زده اند. این گنجینه پربها، وقف هنرمندانه واژگان جادویی شهریار به انقلاب اسلامی و آرمان های جاودانه ومیراث عظیم امام خمینی(ره) است.
    بررسی دیوان شهریارنشان می دهدکه وی ازدوران نوپایی نهال انقلاب،بسان باغبانی وفادار، نقش موثری درحراست ازاین درخت تازه به ثمررسیده ایفامی کند.بی گمان بخش عمده ای ازمحبوبیت وی در نزدمردم ایران،افزون برغزل های شورانگیز فارسی و مجموعه بی نظیر«حیدربابا»، مدیون همراهی خالصانه وبی شائبه او باجریان انقلاب اسلامی مردم ایران است.
    نکته مهم درخصوص اشعارانقلابی شهریاراین است که وی به خاطرسرودن این گونه شعرهای انقلابی آماج سرزنش برخی ازشاعران چپگرای معاصربودودراین حال شهریار سرسختانه ایستاده بودوازارزشهای دینی وانقلابی دفاع می نمود.
    نویسنده دراین نوشتارباارایه تحلیلی ازسروده های انقلابی شهریار،ردپای اشعاراین شاعربزرگ معاصردرخصوص انقلاب اسلامی ورهبری عظیم الشان آن را بررسی می نماید.
    کلیدواژگان: شهریار، انقلاب اسلامی، سروده های دینی، شاعران چپگرا
  • علی صفی زاده* صفحه 105
    در این پژوهش، تشبیه به عنوان یکی از صور خیال شاعرانه، در مثنوی های شهریار از تمام دریچه ها مانند وجه شبه، ادات تشبیه، انواع تشبیه، تقیید، حسی و عقلی بودن، مفرد و مرکب بودن، بسامد به کارگیری تشبیه، بررسی و تحلیل می شود. در ادامه با بررسی آماری و بسامدی مباحث، به بیان و تحلیل نگرش شهریار درکاربرد تشبی هات پرداخته شده است. از موارد ویژه در این تحقیق که بسیار دقیق و جزیی به مثنوی های شهریار پرداخته شده، می توان به وجه شبه های ابتکاری شهریار، ابتکار و خلاقیت وی درآوردن مضامین نو و تازه اشاره کرد. بیشترین بسامد تشبیه در مثنوی های شهریار مربوط به تشبیه ساده با (55%) درصد است. بیشترین گرایش شهریار به تشبی هات محسوس به محسوس است که در مثنوی ها (6/72) درصد را دربردارد و کمترین گرایش مربوط به تشبی هات معقول به معقول می باشد که حدود(7/0) است. همچنین بیشترین مشبه تشبی هات را «اوصاف انسانی» دربردارد که (5/39) درصد و بیشترین مشبه به را «عناصرطبیعت» با (29%) به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: شهریار، مثنوی، تشبیه، ارکان تشبیه، عناصرتشبیه
  • مسعود عرفانیان صفحه 129
    مقدمه
    شهریار شاعر بلند آوازه ایرانی، به شهادت سروده های بسیاری که از او برجای مانده، یکی از دوستداران راستین ایران و ایرانی و نیز زادگاهش آذربایجان ایران بود. بامروری در شعرهای او این نکته را به روشنی در می یابیم که در اندیشه و تفکر شهریار، آذربایجان بدون ایران و نیز ایران بدون آذربایجان جایگاهی نداشته و نگاه او به این مسئله از آغاز تا پایان دوره زندگی ثابت و تغییر ناپذیر بوده است. به جرئت می توان گفت که شهریار در هیچ دوره ای از زندگی خود تحت تاثیر هیچ یک از رویدادهای سیاسی– اجتماعی و جریانات سیاسی، موضع خود را تغییر نداد و بر همان مدار اندیشه اصیل خود – که آذربایجان را جزیی از خاک پاک ایران و گوشه ای از سرزمین اهورایی و نیاکان آریایی خود می دانست – استوار و پابرجا ماند.
    اما به دلیل زاده شدن شهریار در آذربایجان و سرودن شعرهایی به زبان ترکی آذربایجانی این موضوع مورد بهره برداری محافل و جریانات ویژه ای قرار گرفته تا شهریار و شعر او را در خدمت اهداف خود دانسته واورا آنگونه که خود می خواهند بشناسانند. در حالی که در اصل چنین چیزی واقعیت ندارد و چنانکه پسین تر به آن خواهیم پرداخت،افق دید شهریاربسیار گسترده ترازگستره دیدگروهی سیاست پیشه شووینیست بود و هیچ نزدیکی و هم آهنگی با ادعاهای آنان نداشت.
    شهریار اگر به ترکی شعر سروده و یا در اشعارش زبان ترکی را ستوده این به دلیل ترک گرایی و یا ایرانی ندانستن خودش نبوده و او نه تنها هرگز خود را غیر ایرانی ندانسته، بلکه به ایرانی بودنش و زبان پارسی افتخار نموده و در این زمینه می توان صدها بیت از میان اشعار او نمونه آورد که در آن ها به اساطیر، شخصیت های تاریخی، شعرا و ادیبان و دانشمندان ایرانی اشاره نموده و آنان را ستوده است.
    با این وجود در نوشته هایی که درباره شهریار در جمهوری آذربایجان نوشته شده به انحاء گوناگون کوشش شده تا شهریار به عنوان شاعری آذربایجانی و نه ایرانی معرفی شود، که در زیر به چند نمونه از این نوشته ها اشاره می شود.
    در انسیکلوپدی آذربایجان، در مدخل شهریار، در جمله ای که معرف مدخل یعنی شهریار است نوشته شده: «محمدحسین، پسر حاجی میرآقا (زاده 1906، تبریز)، شاعر آذربایجانی» (جلد 10، 1987، ص 525). در پایان مقدمه ای بر یک برگزیده اشعار شهریار به نام «یالان دونیا» (= دنیای دروغ)، نوشته شده: «اگر شهریار، شاعر ایرانی، شاعر شرق و حتی شاعر جهان هم نامیده شود، باز او شاعر آذربایجان است» (شهریار، 1993، ص 12، مقدمه حکیمه بلوری).
    در نوشته دیگری سفر خود خواسته شهریار از تبریز به تهران برای ادامه تحصیل، مهاجرت او از وطن – تبریز – به غربت – تهران – تعبیر شده که رنج ناشی از این دوری از وطن، او را آزار می داده است (آتایوردو، 2001، ص 241). همچنین سرودن شعر به زبان فارسی از سوی شهریار به دلیل اقامت طولانی مدت او در شهر تهران دانسته شده! (همان، ص 242).
    در کتاب دیگری که تحت عنوان «آذربایجان غزللری» چاپ شده، نام شهریار به عنوان یک شاعر آذربایجانی و نه ایرانی در کنار نام گروه زیادی از شعرا و نویسندگان جمهوری آذربایجان قرار گرفته است (باکو،1991 ص 540).نمونه ها دراین باره زیاد است اما ما دراینجا به همین بسنده نموده وگفتار خودرا پی می گیریم.
  • حمیدرضا قانونی* صفحه 141
    محمدحسین شهریار از نخستین شاعران معاصر است که توانسته به خوبی خود را با شعر سنتی ایران هم سو کند؛ او در عصری زندگی می کند که بیشتر شاعران جوان می کوشند از شعر کلاسیک و قالب های دست و پا گیر آن فرار کنند؛ وجود شاعرانی چون سهراب سپهری، نیما یوشیج، فروغ فرخزاد و البته توده ای از مردم که در این بین از آنها پیروی می کنند، اندکی کار را بر طرفداران شعر کلاسیک دشوار کرده است.
    این دشواری به خاطر ناتوانی یا رویگردانی از شعر سنتی نیست، بلکه از آن روست که شاعر باید به گونه ای شعر بسراید که نه تنها از دل برآید بلکه بر دل نشیند و این نوع سخن دانی با طبع نازک طبعان نو دوست بسیار دشوار می نماید. به عبارت دیگر قالب های کلاسیک شعر فارسی برای پذیرش عام باید طرحی نو می داشت تا ماندگار شود. پس از ایرج میرزا، پروین اعتصامی در این رویکرد به موفقیت چشم گیری رسید تا آن که شهریار توانست باز هم در قالب های کلاسیک دل ها را متوجه خویش کند؛ یکی از رموز موفقیت او در این شیوه پیروی از شاعران برجسته ی گذشته بود، شهریار از آن رو که با شعر گذشتگان به خوبی آشنا بود نه تنها از شیوه های آنان پیروی کرد، بلکه کوشید تا نام آنان را به نیکی در آثار خویش جای دهد و همین امر سبب قبول خاطر و لطف کلام او شد.
    این مجموعه تلاشی در جهت بررسی جایگاه شاعران از دیدگاه شهریار است که البته یکی از رموز ماندگاری کلام اوست.
    کلیدواژگان: شهریار، شعر، نو، سنتی، حافظ
  • رحمان مشتاق مهر صفحه 163
    شهریار شاعر عرصه های مختلف است. هم سراینده زیباترین سروده های غنایی است و هم گوینده اشعار تعلیمی. هم ترجمان عواطف و احساسات و آرزوهای فردی خویش است و هم زبان بیان حسرتها و آرمانها و آرزوهای بشری. هم شاعری کلاسیک در ردیف حافظ و سعدی است و هم شاعری نوسرا و از نخستین پیروان نیما.
    کسانی شهریار را ستایش می کنند، بیشتر بر اشعار غنایی و غزلیات حافظانه او تکیه می کنند؛ یا بر شعرهای بسیار زیبای عاطفی و هنرمندانه او همانند «ای وای مادرم» و «هذیان دل» انگشت می نهند؛ در حالی که در اشعار شهریار سروده هایی نیز هست که حاوی جهان بینی و نگرشهای فلسفی اوست. اگر چه این نوع اشعار از لحاظ هنری و زیبایی شناختی به پای اشعار دیگر او نمی رسد، از جهت شناخت اندیشه ها و دیدگاه های فلسفی و انسانی و اجتماعی شاعر بسیار اهمیت دارد.
    بخشی از اشعار فکری و فلسفی شهریار به تبیین بینش انساندوستانه و صلح طلبانه او اختصاص دارد که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
  • محسن لطفی عزیز صفحه 175
    شهریار از بزرگترین شاعران معاصر است که اشعارش از اقبال جامعه برخوردار بوده است.
    وی به عنوان شاعری غزل سرا شهرت یافته است و میراث دار بزرگانی چون سعدی، حافظ و نظامی قلمداد می شود. اما در عین حالی که شهریار یک روی به سمت گذشته ی پربار شعر فارسی دارد یک روی نیز به گرایش و تمایل به سبک های ادبی معاصر دارد که از میان آن سبک ها، رمانتیسم فارسی مورد علاقه ی شهریار بوده است وی با تلفیق مفاهیم و مضامین عرفانی ادبی حافظ و سایر شعرای سبک عراقی با مبانی رمانتیسم توانست پیوندی میان آنها ایجاد کند. در این مقاله نگارنده ابتدا به بسط و توضیح این جریان پرداخته و سپس به تاثیر پذیری شهریار از شاعران معاصر خود از جمله نیما یوشیج در تاسی از سبک رمانتیسم واثر پذیری از نظامی در خلق ایمازهای ادبی بدیع اشاره کرده و در آخر به بررسی عناصر شعر در اشعار وی به طور مختصر پرداخته است.
    کلیدواژگان: شهریار، غزل عرفانی، تغرل رمانتیک، تخیل، طبیعت
  • حمید صبری صفحه 193
    تاریخ و تمدن ایران زمین سراسر مملو از جلوه های بارز و اعجاب انگیز و خلاقیت های هنری و موسیقی این مرز و بوم نیز همگام با نخستین مراحل تشکیل فرهنگ و تمدن ایران است.
    موسیقی در خدمت دین و معرفت و دنیا فاخر است و مقدس چرا که طنین سیر آفاقی ملائک است و پژواک دل
    به حمدالله آذربایجان بنیه های ادبی هنری شعر و موسیقی را در خود فراوان دارد که شهریار مصداق بارز آن است.
    وی نظیر رودکی و مولانا جلال الدین رومی با موسیقی آشنایی کامل و با معجزه گران عرصه هنر موسیقی نشصت و برخاست داشت از جمله استاد ابوالحسن صبا، استاد عارف قزوینی، قمرالملوک وزیری، استاد تهرانی، استاد شهنازی، و استاد عبادی
    اشعار استاد شهریار سرشار از سوز و ساز و موسیقی است آنجا که میگوید نالد به حال زار من امشب سه تار من و یا اگر دیوان من بود و دسته تارم همان دو مونس شبهای تارم و اینگونه است که نقش آذربایجان و شهریار در رشد و تکامل موسیقی ایرانی ستودنی است.
    کلیدواژگان: موسیقی، شهریار، شعر
  • احمد گلی، حمیده زینال زاده صفحه 203
    پیوند و خویشی در میان شعر و موسیقی، به درازای زندگانی بشر سابقه دارد و شاعرانی که به حوزه های علم موسیقی عالم بودهاند و اشعار خود را با نغمات و الحان توام می کرده اند، شعر آنها بیشتر در دل شنوندگان تاثیر گذاشته است. شهریار از جمله شاعرانی است که به آموزه های علم موسیقی اشراف کافی داشته و آلات مختلفی از جمله ساز و سه تار می نواخته و هم با بسیاری از بزرگان موسیقی عصر خود دوستی و رفاقت داشته است؛ لذا موسیقی با تمام زوایای آن از قبیل: آلات، اصطلاحات و موسیقی دانان بزرگ در شعر وی جلوه خاصی یافته است. در این مقاله سعی شده است تا کم وکیف موسیقی و میزان تاثیر آن در شعر شهریار مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شهریار، شعر، آلات موسیقی، اصطلاحات موسیقی، بزرگان موسیقی
  • علی اکبر قاسمی گل افشانی* صفحه 227
    سرزمین عزیز ما ایران از روزگاران دور مورد دشمنی حاسدان و اهریمنان قرار گرفته و هر بار پاره ای از این سرزمین اهورایی از پیکره اصلی خود جدا گشته است. امروزه نیز هستند ملت هایی که چشم طمع به این مرز پرگوهر دوخته اند. دیر بقا باد این سرزمین اهورایی. بد اندیشان و بد سگالان ایران برای سرزمین آذربایجان نیز چنگ و دندان تیز کرده اند. متاسفانه می بینیم بعضی ها در داخل ایران نیز آب در آسیاب دشمن می ریزند و به این اندیشه های پلید اهریمنان روی خوش نشان می دهند. اینجاست که می طلبد ما بیشتر از پیش هوشیاری و آگاهی داشته باشیم. آذربایجان با داشتن چهره های برجسته ی فرهنگی، ادبی، تاریخی و علمی یکی از سرزمین های پرافتخار ایران پهناور است. یکی از چهره های برجسته ی آذربایجانی در شعر معاصر ایران روان شاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار (1285 – 1367 ه. ش.) است که خوشبختانه از سرآمدان ادبیات معاصر ایران به شمار می آید. بیست و هفتم شهریور ماه، سالروز درگذشت شهریار در تقویم رسمی ایران به روز شعر و ادب فارسی نام گذاری شده است. بر همه ی آذربایجانی ها واجب است، به همان اندازه منظومه حیدر بابایه سلام استاد شهریار را که به زبان آذری است، دوست دارند و می خوانند و از بر می کنند، به اشعار فارسی استاد نیز عشق بورزند. استاد شهریار، سراینده ی حیدر بابا، عاشق و شیفته ی زبان، فرهنگ، اساطیر، تاریخ، هنر و خاک ایران بوده است. ما در این مقاله سعی داریم ایران دوستی در اشعار شهریار را به تماشا بگذاریم.
    کلیدواژگان: ایران، آذربایجان، شهریار، ایران دوستی
  • مسعود سپهوندی، طاهره حسنی* صفحه 235
    این مقاله با عنوان نگاهی به مفاهیم عرفانی در فیه ما فیه مورد واکاوی قرار گرفته است. مولوی نغزترین مفاهیم عرفانی را در مثنوی معنوی و کلیات شمس به نمایش گذاشته و بیشترین شهرتش را مدیون این آثار است، در بین آثار او فیه ما فیه کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ وی با زبانی ساده، زودیاب، روان، عامیانه، بدون تکلف و با مدد سمبل و تمثیل برای بیان مفاهیم عرفانی مانند طلب، رضا، فنا، شوق محبت، شکر، استغراق، اوراد، عنایت، محو، قرب و...در فیه ما فیه تلاش نموده است. او انسان کامل را کسی می داند که جامع صورت و معنی هر دو باشد. روش در این مقاله توصیفی-تحلیلی می باشد و نگارنده تلاش نموده است با تحلیل حکایت ها و تمثیل هایی مفاهیم عرفانی در فیه ما فیه را بیشتر بنمایاند.
    کلیدواژگان: مولوی، فیه ما فیه، عرفان، عشق، طلب، فنا
  • محمد عباس زاده*، رحیم بشیرپور صفحه 257
    تمدنی که بعد از عصر روشنگری در دنیای غرب شکل گرفت و با گسترش نظام جهانی به دیگر مناطق نیز سرایت کرد، درکنار تغییر و تحولات مثبتی که در عرصه های مادی و معنوی حیات انسانی و ساختارهای سیاسی اقتصادی جوامع پدید آورد، لطمات و زیان های سنگینی نیز بر هویت تاریخی، فرهنگی و ساختارهای ارزشی آنها وارد ساخت. بی هویتی، بیگانگی از خود و ارزشهای ذاتی انسانی، جنگها و فجایع انسانی، تنزل جایگاه و مرتبه انسان به حد کالاهای تولیدی و در یک کلام تغییر ماهیت نظام های اجتماعی از جمله پیامدهای مدرنتیه بودند که واکنش تند و انتقادی اندیشمندان و مصلحان اجتماعی را برانگیخت. اندیشمندان و جامعه شناسان و فیلسوفان و اهالی فضل و فرهنگ هریک بخشی از صدمات و لطمات تمدن جدید بر پیکره جوامع انسانی را برگرفته و به افشاگری پرداختند. استاد محمدحسین شهریار نیز به عنوان فردی از آحاد فرهیخته و روشن ضمیر جامعه خود نسبت به پیامدهای زیان بار مدرنیته به تاریخ و فرهنگ و هویت بومی ملی خود بی تفاوت نبود و با تکیه بر بینش و بصیرت خود و ضمن مواجهه مثبت و منصافانه با وجوه ارزنده تمدن جدید، جامعه خود را از نسبت به تبعیت و دنباله روی کورکورانه از تمدن جدید و شیوه های آن هشدار می داد و آنها را از نیرنگ و فریبکاری آن بر حذر می داشت؛ مواردیکه با شواهد مثالی لازمه در ادامه مقاله آورده شده اند.
    کلیدواژگان: شهریار، مدرنیته، لوکاج، زیمل، هربرت مارکوزه، هابر ماس، چیز وارگی، انسان تک ساحتی، بیگانگی
  • لیلا سلیمان زاده*، محمدرضا شاد منامن، کیان پیشکار صفحه 281
    از آنجا که هردو شاعر به زندگی در دامان طبیعت و نیز زندگی روستایی علاقه مند بوده اند و از طبیعت و زیبایی های آن در اشعار خویش بسیار سخن گفته اند، یکی از درون مایه های بررسی شده در این مقاله به طبیعت از دیدگاه این دو شاعر اختصاص یافته است. ولی تفاوت هایی نیز در کاربرد و نگاه این دو شاعر به عنصر طبیعت وجود دارد که به نظر می رسد مربوط به مکتب هردو شاعر باشد. چراکه استاد شهریار شاعری رمانتیسم و رابرت فراست شاعری رئالیسم است. درون مایه دیگری که در این مقاله موردبررسی و مقایسه تطبیقی قرارگرفته است «وطن» و مضامین اجتماعی می باشد. چراکه زمان حیات هردو شاعر مقارن با حوادث و وقایع مهم و بزرگ کشور خویش و نیز جهان پیرامونشان بوده است. زندگانی استاد شهریار مقارن با انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی و ده سال پایانی زندگی ایشان نیز مقارن با جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در ایران بوده است و نیز رابرت فراست که مقارن با جنگ جهانی اول و دوم در کشور آمریکا و انگلیس زندگی می کرده است. هردو شاعر نیز از این حوادث و اتفاقات کشور خویش متاثر بوده و آن ها را به نحو بسیار زیبا و با احساسی در اشعار خویش آورده اند. ولی تفاوت اساسی در نوع نگاه این دو شاعر است که نشان می دهد استاد شهریار آرزوی جهان وطنی را نیز در سر می پرورانده است حال آنکه رابرت فراست، هم با جهان مدرنیته و هم با جهان وطنی مخالف بوده است و شاید یک دلیل این نوع نگرش عدم پذیرش او و اشعارش در سال های اولیه ی شاعری اش ازسوی جامعه ی خویش بوده است. بررسی و مقایسه تطبیقی اشعار دو شاعری که از دو زبان و دو فرهنگ متفاوت هستند نشان می دهد که هیچ گاه مرزهای جغرافیایی نمی تواند مانع قرابت و نزدیکی دو فکر باشد و احساس و غریزه می تواند حتی فراتر از مرزهای جغرافیایی برود.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، درون مایه، طبیعت، وطن، شهریار، رابرت لی فراست
  • علیرضا نایبی صفحه 309
    وسعت اندیشه، خلاقیت و شهرت شاعری و بیان شیوای محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار (1285-1367) موجب شده است که تا کنون تحقیقات بسیاری در قالب کتاب، به طرح، بررسی و نقد اشعار و اندیشه های شهریار اختصاص یابد که هر یک از آن ها بخشی از دیدگاه شعری و نظر شهریار را با استفاده از منابع گوناگون مورد بررسی قرار داده اند. از این روی تحقیق حاضر با بررسی تحقیقات صورت گرفته در این زمینه با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به این نتایج رسیده است که: الف) بیشترین تعداد انتشار تحقیقات شهریار پژوهی در قالب کتاب در فاصله ی سالهای 1368-1377 بوده که 36/43 درصد کل تحقیقات را به خود اختصاص داده است.
    ب) از میان سروده های شهریار، منظومه «حیدر بابایه سلام» هم از لحاظ اختصاص بیشترین موضوعات منتشر شده در قالب کتاب و هم بیشترین تعداد چاپ جایگاه ممتازی در رویکرد شهریارپژوهی دارد. ج) برگزاری انواع همایش ها، کنگره ها و نامگذاری روز ملی شعر و ادب به نام «شهریار»، عامل موثری در کثرت تحقیقات انجام شده پیرامون شهریار داشته است.
    کلیدواژگان: شعر معاصر فارسی، تحقیقات ادبی، کتاب های شهریار پژوهی، نقد ادبی
  • عیسی عابدینی* صفحه 323
    نوستالژی را می توان در بندبند حیدربابایه سلام استاد شهریار جستجو کرد. کلیتی که در این شعر حاکم است به طور منسجم از محیط طبیعی، انسان و ارزش های والای آن و حیات فکری و فرهنگی مردم و محیط و اجتماع که به صورت یک چشم انداز طبیعی استاد شهریار آن را به تصویر می کشد به گمان هایدگر منزلگه تنها در نظر کسی بچشم می آید که آنرا گم کرده است، طبیعت منزلگه تنها در تبعید تجلی پیدا می کند. هر آنچه شعراء بزرگ گفته اند و یا سروده اند، به تعبیری، از غم غربت بوده و از سردرد بر زبان جاری شده است. شعر بر از دست رفتن احساس در وطن بودن در یک منطقه خاص از جهان مویه می کند. استاد شهریار وقتی منزلگه اولیه خود را ترک می کند با یک فرهنگ دیگری، یا زبان و محیط دیگری آشنا می شود، زبان، فرهنگ و محیطی که او را آشفته می کند، عشق نافرجام او را به ترک تحصیل و سرگردانی و تحیر دچار می سازد در هیچ جایی نمی گنجد(راهی خراسان و نیشابور و بازگشت به تبریزمی شود). نتیجه اش آفرینش حیدربابایه سلام استاد شهریار است که عمده ویژگی آن سخن از خاطرات دوران کودکی خود دارد، به سرسبزی حیرت انگیز نشیب ها و دره های روستای خود اشاره می کند که می توان شواهد نوستالژی برانگیخته شده از منظره ها، چشم انداز ها و شخصیت های اجتماعی و مسجد و منبر،کوی و برزن، کوهسارها و چشمه سارها که هر کدام رنگ وبوی (یادآورکننده) دوران کودکی شاعر را به کرات، در بخش های مختلف حیدربابا دید و جستجو کرد.
    کلیدواژگان: نوستالژی، فهم عصری یا امتزاج افق ها، هایمات یا منزلگه و زیست جهان
  • مهناز ابهری صفحه 345
    شهریار پرورده و دلبسته سنت های کهن شعر فارسی است، او را می توان از سر آمدان شعر سنت گرای معاصر به شمار آورد، دیوانش موید این مدعاست، او خود نیز بارها با عبارت های گوناگون از دلبستگی خویش به سنن و موازین شعر کلاسیک سخن گفته است، با این وصف این شاعر شوریده ی تبریزی چنان غرق در گذشته نبوده است که تحولات ادبی معاصر و آنچه را که در جهان و ایران در حوزه ی شعر و ادب مطرح بود یک سره نادیده انگارد. او با این تحولات بیگانه نبود هم در دیوان او اشعاری وجود دارد که گرایش او را به سمت شعر آزاد گواهی دهد و هم برخی از سخنانش بیانگر تاثیر پذیری از تحولات شعری عصر است، دوستی بانیما و برخی از پیشروان شعر نو نیز گواه دیگری است بر آشنایی او با شعر و شاعران نوگرای معاصر، اما شهریار تا کجا با نوگرایی در شعر همراه بود؟
    آیاشهریار هر گونه عدول از سنت شعری گذشته را مجاز می دانست؟ چه نقدی بر شعر و شاعران نو پرداز داشت؟ و بالاخره میزان نوگرایی او را چگونه می توان ارزیابی کرد؟
    در مقاله حاضر کوشش می کنیم تا با استفاده از اشعار و آثار دیگر شهریار به این پرسشها پاسخ دهیم و از طریق آنها حدود نوگرایی شهریار و دیدگاه او را درباره ی شعر نو روشن سازیم.
    کلیدواژگان: شهریار، نوگرایی، اشعار سنتی، شعر آزاد، رمانتیسم
  • منصوره کردی* صفحه 355
    دانشمندان علم جامعه شناسی و مردم شناسی، کوچکترین واحد تقسیم ناشدنی فرهنگ را الگوی متداول رفتار اجتماعی و بزرگترین عضو آن را نهاد اجتماعی دانسته اند در این میان زبان از جمله نهادهایی است که به عنوان نظام نهادین تکامل یافته، وظیفه انتقال خصوصیات و ارزش های فرهنگی را بر عهده دارد. در سال های اخیر برخی نویسندگان گمان می کنند که دهکده جهانی منجر به نابودی زبان فارسی خواهد شد. آن ها نمی خواهند بپذیرند که فارسی تنها یک زبان نیست بلکه یک فرهنگ و یک تمدن و یک بخش اصلی از هویت ایرانی است. آن ها همچنین با کم انصافی به زبان فارسی و به کوشندگان و زنده نگهداران این زبان می تازند و این زبان را نازا، بی اثر و مرده می پندارند. در این مقاله سعی شده تا با بهره گیری از منابع متفاوت ضمن تبیین زبان و اهمیت آن، به برخی از ویژگی های زبان فارسی و مهم تر از همه با استفاده از نظر پدر علم فیزیک ایران زنده یاد مرحوم دکتر محمود حسابی به گوشه ای از توانمندی های زبان فارسی اشاره شود تا ضمن ایجاد خودباوری بیش از پیش در هر شهروند ایرانی، موجبات اجتناب از کاربرد واژه های بیگانه را در مکالمات و مکاتبات روزمره فراهم آورد.
    کلیدواژگان: فرهنگ، مولفه های فرهنگ، زبان، توانایی زبان فارسی، واژه گزینی
  • زهرا صالحی مقدم صفحه 379
    در این تحقیق، سعی کردیم تا نشان دهیم که علیرغم تمام شباهت هایی که بین شهریار و ابتهاج وجود دارد؛ شهریار و ابتهاج در سرودن اشعارشان تفاوت هایی با هم دارند که غیر قابل انکار است. در این مقاله نگارنده با بررسی اشعار شهریار و ابتهاج سعی کرده است تا با پیداکردن افتراقات بین این دو شاعر، نقاط افتراق شعری آنها را بیابد. با اینکه شهریار و ابتهاج نقاط فکری و شعری زیادی دارند، با این وجود از افتراقات شعری آنها نمی توان چشم پوشی نمود. در این تحقیق سعی کردیم تا تفاوت نگاه به معشوق را از دید دو شاعر بیان کنیم؛ بعد از آن به بررسی موسیقی در اشعار آنها پرداخته ایم. در بخش بعدی استفاده بی نظیر ابتهاج از سمبل های اجتماعی را در مقابل استفاده بسیار کم شهریار از سمبل ها بررسی کرده ایم. و در پایان به بیان این موضوع می پردازیم که شهریار بسیار وطن دوست بوده و در اشعار خود از مکانها و آثار تاریخی زیاد نام برده است و نسبت به ابتهاج توجه بیشتری نسبت به این موضوعات داشته ست.
    کلیدواژگان: شهریار، ابتهاج، غزلیات، معشوق، موسیقی
  • مهناز طوسی* صفحه 399
    امروز دیگر اسمی از عرفان و سیر و سلوک نیست وکمتر کسی پیدا می شود که به این مفاهیم اهمیتی بدهد. شاعران و نویسندگان نیز به این موضوع کمتر پرداخته اند و بیشتر مسائل روز مورد توجه بوده است. شهریار یکی از شاعرانی است که با تاثیر از مکتب عرفان حافظ به بیان مبانی عرفانی خود پرداخته است..با توجه به اینکه شهریار در خانواده ای مذهبی بزرگ شده و بعد از تحول بزرگی که درقسمتی از زندگی او رخ داد، شهریار بیش از پیش به گرایشهای عرفانی روی آورد، تا جایی که در اشعار او به وضوح آشکار می شود. او رسیدن به کمال را رسیدن به عرفان می داند.
    این مقاله درصدد است که نگرشهای عرفانی شهریار را با مطالعه اشعارش بررسی کرده و در مقایسه ای با اشعار عرفانی حافظ قرار دهد.
    کلیدواژگان: شهریار، حافظ، تجلی، تسلیم و رضا، جبر و اختیار، توبه
  • محسن راثی* صفحه 413
    درباره سبک (Style) تعاریف گوناگونی کرده اند از آنجمله گفته ند سبک حاصل نگاه خاص هنرمند به جهان درون و بیرون است که لزوما در شیوه خاصی از بیان تجلی می کند.
    هر شاعر و گوینده ای شیوه خاص در بیان مطالب ذهنی خویش دارد که باحفظ وحدت و زمینه مشترک منوط به عوامل موثر لفظی (زبانی) و تفکر آنرا در اثر خود بکار میگیرد. به عبارت دیگر سبک محصول گزینش خاص از واژه ها و تعابیر و عبارات و طرز بیان مافی الضمیر. این مقاله ویژگی های سبکی و شعری شهریار را مورد بررسی قرار میدهد.
    کلیدواژگان: سبک و برخی مختصات شعر شهریار
  • ابوالفضل علیمحمدی صفحه 423
    به تحقیق کمتر شعری از اشعار فارسی وترکی شهریار هست که در ان با اسم خاصی معروف ویا گمنام مربوط به شخصیتهای اجتماعی هنری دینی ادبی وسیاسی یکصد سال اخیر مواجه نگردیم. در حقیقت دیوان شهریار علاوه برشعر تاریخ ادبیات وفرهنگ وهنر فراگیر و ملی این سرزمین بدون جهت گیری ها وگزینشی کردن افراد و اشخاص هم هست. دیوانی که بدون بسامدی کردن تمام واژگان ان تحلیل انها و نحوه نگرش وزاویه ی دید استاد نسبت به ان واژگان شاید هیچ گونه اظهار نظر قطعی در زمینه های مختلف شناسایی ذهن وزبان شاعر نتوان کرد.
    از این جهت خدای را شاکرم که توفیق به اتمام رسانیدن بخش اعظم اعلام را بر بنده عطا فرمود تا گزارش مختصری از ان را در این کنگره ارایه نمایم. دراین تحقیق اعلام دیوان فارسی و ترکی شهریار ابتدا به صورت جداگانه وبا درج شاهد مثال ونوع شعر وصفحه نوشته شدند وپس از مرتب کردن واماده نمودن فهرست الفبایی وجمع شمارش هریک از اعلام در زیر عنوان مدخل مربوطه قرار گرفتند.مثلا برای نشان دادن بسامد نام هوشنگ ابتهاج سایه به عنوان غزلسرای توانا و قدرتمند معاصر که درسال 1306 در شهرستان رشت متولد شده و کتاب(سیاه مشق)ا ش با مقدمه ی شهریار به چاپ رسیده وخود نیز از تاثیر پذیرفتگان مکتب شعری شهریار است به این شکل عمل شده است.
  • غلام محمد* صفحه 435
    مقاله حاضر شامل مطالب زیر است:پیام ها: پیامهای حضرت آیت الله خامنه ای، حضرت هاشمی رفسنجانی، حضرت خاتمی و دکتر حداد عادل در همایشها قرائت شد.
    دیدگاه بزرگان ادب:جمال زاده، ملک الشعرا، بهار، استاد نفیسی، نیما یوشیج، استاد منوچهر مرتضوی، دکتر شفیعی کدکنی، پژمان بختیاری، نصرت رحمانی، رضا براهنی درباره شهریار اظهارنظر فرموده اند.
    آشنایی و ملاقاتها:استاد دیدار با، استاد جلال الدین همائی، ابتهاج(سایه) و شفیعی کدکنی، رستم علی اوف داشته اند و با ایرج میرزا، عارف قزوینی و نیمایوشیج چگونه آشنا شدن در این مقاله ذکر شده است.
    نامه ها: نامه محمدعلی جمال زاده، نامه نیمایوشیج، نامه آقای شهبازی( قاضی اصفهان) دکتر جلال الدین کزازی که به استاد شهریار نوشته بودند.
    شعرها:از شاعران دوست: حیدر رقابی، مفتون، دکتر منوچهر مرتضوی و پرفسور میرمنصوری در زمان حیات و بعد از وفات شهریار سروده اند، در آخر عیادت دکتر مرتضوی و گزارش بیمار و بستری شدن استاد شهریار تا خاک سپاری او در مقبره الشعرای تبریز مطالب مختصری در این مقاله نوشته ام.
  • خدابخش اسداللهی، محمدرضا شاد منامن صفحه 465
    نیما نوع خاصی از رمانتیسم را وارد شعر معاصر کرد. قسمت های بزرگی از اشعار شهریار نیز از همین نوع اشعار محسوب می شود. موضوع اصلی در این پژوهش نوستالژی(غم غربت) دوران کودکی و جوانی در اشعار فارسی و ترکی شهریار است که به نحو بارز و معناداری در اشعار وی منعکس شده است. برای این کار، پس از مباحث مقدماتی در خصوص پیدایش شعر رمانتیک در ایران و پاره ای از ویژگی های مکتب رمانتیسم، در قسمت بحث و بررسی، عناوین غزل های مرتبط و نیز مضامین اشعار «حیدر بابایه سلام،» به عنوان مولفه های اصلی نوستالژی دوران کودکی و جوانی، مطرح و بررسی شده است.
    شهریار دوره های مختلف گذشته را، اعم از دوران کودکی و جوانی، به دلیل پاکی و معصومیت، عشق پاک و همراهی با پدر و مادر و دوستان صمیمی بر زمان حال که به دلیل ریاکاری ها، دروغگویی ها و بی اخلاقی ها شاعر را ناراضی و ناشاد می سازد و همچنین به دور از صداقت و یکرنگی های کودکانه است، ترجیح می دهد؛ از همین روست که وی بر دوره های گذشته، به ویژه دوره های کودکی و جوانی خود حسرت می خورد و در آرزوی رسیدن مجدد به آن دوران است.
    کلیدواژگان: شهریار، نوستالژی، روانشناسی، شعر فارسی، حیدربابایه سلام