فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 42 (پاییز 1395)
  • پیاپی 42 (پاییز 1395)
  • 204 صفحه، بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فاطمه عربزاد*، زهرا حیاتی، طاهره ایشانی صفحه 1

    دیدگاهی که سعدی برای برقراری جامعه ای مطلوب به‏ویژه از سوی حکومت و اعضای نظام حاکم عرضه می‏کند، در کتاب‏های «گلستان» و «بوستان» در مرکز توجه قرار گرفته اند؛ به صورتی که سعدی باب اول این دو کتاب را به همین موضوع اختصاص داده است. از میان ابواب ده گانه بوستان، باب اول با عنوان «در عدل و تدبیر و رای» برای بررسی و تحلیل گفتمان با تکیه بر حکومت اداری برگزیده شده است؛ زیرا بیشتر حکایت ها و مواعظ این باب درباره شیوه حکومت داری و روابط اجتماعی است و در هشت باب دیگر، حکایت های انگشت شماری درباره حکومت و ارتباط ارکان جامعه با هم مشاهده می شود. داده ها و اطلاعات این پژوهش (حکایت های باب اول بوستان) بر اساس رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان بررسی شده است. از میان نظریه های موجود در تحلیل انتقادی گفتمان، مبانی روش شناسی «نورمن فرکلاف» - که تحلیل خود را بر پایه دستور نقش‏گرای هالیدی در سه بعد متن، گفتمان و جامعه، انجام می دهد - انتخاب شده است. نتایج برآمده از پژوهش را می توان در این گزاره خلاصه کرد: هر چند بوستان سعدی متنی در جهت حفظ ساختار حکومت زمانه خود و نه در برابر آن است، نگاه سعدی به حکومت با تاکید بر رفاه رعیت و آبادی کشور قابل توجه است. این دریافت را می‏توان از کنارهم‏گذاری داده‏های تحلیل گفتمان و شرایط اجتماعی دوره سعدی به دست آورد.

    کلیدواژگان: بوستان، سعدی، تحلیل گفتمان، حکومت، هالیدی
  • مرضیه اصغرنژاد فرید*، نسرین فقیه ملک مرزبان صفحه 31
    هدف این پژوهش، تبیین آمیزه مفهومی جنگ و شکار و بررسی ابعاد خاص حوزه آمیخته در غزلیات سعدی بر اساس نظریه «فوکونیه» و «ترنر» است. در غزلیات سعدی یکی از مفاهیم شناختی پربسامد، جنگ و شکار به عنوان حوزه درونداد برای عشق است. نظریه آمیزه مفهومی به عنوان ابزاری کارآمد در درک چگونگی تعامل نظام مفهومی با حوزه های آن به کار گرفته میشود. فوکونیه و ترنر، نظریه الگوی چندفضایی یا شبکهای را مطرح کردند. در الگوی شبکهای، مفاهیم مشترک دو حوزه دروندادی، فضای عام را میسازند. علاوه بر این تعامل این دو حوزه دروندادی، فضای آمیختهای را پدید می آورد که ساختار مفهومی آن به تنهایی از فضاهای دروندادی درک نمیشود. در این پژوهش نشان خواهیم داد که عمده مفاهیم در عشق بر محور معشوق و الفاظ خاصی که در وصف او به کار گرفته می شود، استوار است و در حوزه آمیخته مفاهیمی پارادوکسیکال مانند مرگی که حیات ابد است یا اسارت عین آزادی مطرح میشود. پس از ترسیم ابعاد آمیزه مفهومی جنگ و شکار خواهیم کوشید به این پرسش پاسخ دهیم که پارادوکس حاصل در حوزه آمیخته چگونه ایجاد میشود. فرضیه آن است که پارادوکس حاصل در آمیزه ناشی از تاثیر مفاهیم عرفانی عشق در گفتمان صوفیانه بر الگوهای ذهنی شاعر است، حتی اگر غزل در ردیف غزلهای عاشقانه قرار داشته باشد.
    کلیدواژگان: غزلیات سعدی، آمیزه مفهومی، جنگ، شکار، وصف معشوق
  • لیلا رضایی*، عباس جاهد جاه صفحه 61
    تمثیل، یکی از فنون بلاغی است که کارکردهای معنایی آن مورد توجه بسیاری از ادیبان قرار گرفته است. از میان انواع تمثیل، نوع داستانی آن که ساختاری روایی دارد، کاربردی وسیع در متون ادبی کلاسیک و معاصر فارسی داشته است. داستان معاصر نیز همانند شعر در موارد بسیاری از کارکردهای معنایی تمثیل بهره برده است. بررسی تمثیلهای داستانی به کار رفته در داستان های کوتاه مدرن نشان میدهد که برخی از نویسندگان، این آرایه را در کارکردی متفاوت از نوع معنایی آن به کار برده و در بخش ساختاری داستان نیز از آن بهره گرفته-اند. به هدف بررسی این کارکرد، پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن آرای «برایان ریچاردسون» درباره تاثیر ساختاری ابزار بلاغی در داستان مدرن، به تحلیل سه داستان کوتاه فارسی («مهدی»، «دوزیستان» و «قصه و غصه») پرداخته و نشان داده است که تمثیل داستانی می تواند علاوه بر کارکرد محتوایی، در ساختار پیرنگ داستان کوتاه مدرن نیز موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: روایت، تمثیل، پیرنگ، ساختار، داستان کوتاه
  • مینا اعلایی*، محمد جواد شکریان صفحه 87

    همواره در آثار ادبی، توصیف و روایت به شکلی غیرقابل تمایز در هم تنیده اند. همسو با پژوهش های روایت شناسانه در دهه های اخیر، نظریه های متعددی نیز به ارائه ی الگوهایی از کارکردهای مختلف توصیف در آثار متفاوت پرداخته و به هر یک از انواع ادبی، شکل خاصی از توصیف را نسبت داده اند. در این میان، توصیف در آثار رئالیستی و ناتورالیستی از جایگاه ویژهای برخوردار و نقش آن در پرداخت رویدادها و شخصیت ها انکارناپذیر است. جستار پیش رو، با هدف تعمیم نظریه های مربوط به توصیف بر چندین داستان رئالیستی و ناتورالیستی معاصر فارسی، سعی دارد پس از مطالعه تاریخچه و جایگاه توصیف در رمان، نقش آن را در تعیین چارچوب مکانی-زمانی، رسالت آموزشی و به طور کلی زیبایی شناختی چند داستان کوتاه ایرانی تبیین نماید. در این راستا، داستان-هایی از جمال زاده، هدایت، علوی، آل احمد و چوبک را برگزیدیم و کارکردهای گوناگون توصیف را در آن بررسی کردیم: نتایج این تحقیق نشان می دهد که در آثار نویسندگان مذکور، توصیف نه تنها عنصری خنثی و توقفگاه در روند روایت نبوده بلکه از طریق شگردهای استتار آن در روایت، امکان پیشبرد داستان نیز فراهم شده است. علاوه بر تبیین رفتار و کنش شخصیت ها، توصیف در داستان-های مورد مطالعه گاه به آماده سازی چارچوب مکانی-زمانی داستان می انجامد و گاهی نیز به شکل مجموعه ای از بینش های لغت نامه ای درمیآید و کارکردی آموزشی می یابد.

    کلیدواژگان: داستان کوتاه، روایت، توصیف، رئالیسم، ناتورالیسم
  • روح الله افراه*، سیدمهدی سمایی، بلقیس روشن، بهمن زندی صفحه 119
    سرمدخل گزینی در فرهنگ نویسی دارند یا خیر. برای انجام این تحقیق، دو فرهنگ لغت فارسی یکزبانه عمومی «سخن» حسن انوری (1382) و «معاصر» (امروز) غلامحسین صدری افشار (1381) که به فارسی امروز نزدیک هستند، انتخاب شده است. در این مطالعه که به روش توصیفی و کتابخانه ای انجام شد، ابتدا کلمات مرکب سرمدخل موجود در فرهنگ های لغت یادشده استخراج شد که بالغ بر 495 کلمه در فرهنگ انوری و 605 مورد در فرهنگ صدری افشار بود. سپس با استفاده از دسته بندی های طباطبایی (1386-1389) در بیست و پنج ساختار مختلف قرار گرفت و با بررسی های انجام شده، مشخص گردید که حتی کلماتی که با استفاده از قواعد واژه سازی زایا و قابل پیش بینی (مانند «اسم + بن مضارع» که فرآیندی بنساختی است) ساخته می شود، هم در این فرهنگ ها به عنوان سر مدخل قرار گرفته اند. نتیجه به دست آمده این است که مفهوم کلمه شدگی، که گاه کلمگی نامیده می شود و عبارت است از تغییر واحد زبانی بزرگ تر از کلمه، مانند جمله، پاره گفتار و مانند آنها، در یک زبان به واسطه استفاده زیاد گویشوران آن زبان و تبدیل آنها به کلمه، به عنوان اصلی ترین عامل سرمدخل شدگی به شمار می رود؛ یعنی ترکیباتی که بسامد وقوع بسیار بالایی در استفاده زبانی گویش وران فارسی دارد، حتی اگر دارای ساختاری قاعده مند هم باشد، به عنوان سرمدخل انتخاب می شود. از سویی دیگر، این تحقیق مشخص کرد که نویسندگان فرهنگ های لغت، تقریبا روشی واحد برای انتخاب سرمدخل ها دارند.
    کلیدواژگان: ترکیب، قواعد واژه سازی، زایایی، فرهنگ نگاری، سرمدخل
  • عیسی امن خانی*، عایشه خوجه صفحه 139

    هستند، بررسی شده اند. ایدئولوژی های معاصر به دلیل فهم متفاوتی که از کودک دارند، هنجارها و الگوهای متفاوتی را نیز برای ادبیات کودک ارائه می کنند. به عنوان نمونه، لیبرالیست ها - که کتاب «احمد طالبوف» را با کمی تسامح میتوان انعکاس-دهنده این ایدئولوژی دانست - ادبیاتی را شایسته کودک میدانند که جنبه انتقادی ذهن او را شکوفا سازد. حال آنکه ناسیونالیست ها - اشعار کتابهای درسی کودکان در دوره پهلوی متناسب با این ایدئولوژی گزینش شدهاند - از کودک سرسپردگی می خواهند و می کوشند حس فداکاری و ازخودگذشتگی (و نه نگاه انتقادی) را در کودک نهادینه سازند. مارکسیسم و طرفداران آن به عنوان انقلابیترین ایدئولوژی معاصر نیز ادبیاتی را شایسته کودک میدانست که با آگاه ساختن کودکان (آگاهی طبقاتی و...) آنها را آماده مبارزه و نبرد نهایی برای دگرگون ساختن جامعه سازد.

    کلیدواژگان: تجدد، ادبیات کودک، ایدئولوژی، کتاب احمد، ماهی سیاه کوچولو
  • فائقه شاه حسینی*، بلقیس روشن، نرجس بانو صبوری، آرزو نجفیان صفحه 167
    رده شناسی شناختی بر اصول مفهومی، تجربه و ادراک متمرکز است و می خواهد جهانی ها و تفاوت های موجود در بازنمایی مقوله ها، تجربه ها و موارد دیگر را در زبان های دنیا بررسی کند. یکی از اصول بنیادین زبان شناسی شناختی و به تبع آن رده شناسی شناختی، مردود دانستن تمایز میان زبان شناسی درزمانی و هم زمانی است. در حقیقت، بی توجهی به تغییراتی که در طول زمان در زبان صورت پذیرفته است، به نادیده گرفتن شواهدی می انجامد که به صورت تاریخی بر درک کاربردهای امروزی یک زبان اثر گذاشته اند. بر همین مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی اشکال بیان رویدادهای حرکتی فعل در زبان فارسی میانه (با تاکید بر آثار فارسی میانه زردشتی) و مقایسه آن با زبان فارسی نو برای پاسخ به این پرسش است که در طول زمان و در ادوار مختلف زبان فارسی، بازنمایی رویداد حرکتی فعل دستخوش چه تغییراتی بوده است. چارچوب نظری پژوهش حاضر، رده شناسی شناختی تالمی (2000) است که بر مبنای آن، زبان ها بسته به آنکه شیوه و مسیر حرکت را در ستاک فعل یا تابع های آن رمزگذاری کنند، به دو رده فعل محور و تابع محور تقسیم می شود. یکی از اجزای اصلی رویداد، حرکت مسیر است. بازنمود این رویداد و اجزای آن در زبان های مختلف به روش های متنوعی انجام می گیرد. هر زبان با استفاده از امکانات و گرایش هایی که دارد، این اجزا را به شیوه ای خاص نشان می دهد. بدین ترتیب فعل های حرکتی انواع مختلفی از اطلاعات مسیر حرکت را بازنمایی می کنند. در این مقاله، افعال حرکتی زبان فارسی میانه و نو از همین دیدگاه بررسی و بر اساس سازوکار شناختی مقایسه شده است. بررسی ها نشان داد که فعل در زبان فارسی میانه برای بازنمایی اطلاعات مسیر از امکان فعل محوری بهره می گرفته، در حالی که زبان فارسی نو این امکان را گسترش داده است و علاوه بر فعل-محوری، از امکان تابع محوری نیز استفاده می کند. می توان این نتیجه را اینگونه تفسیر کرد که با بسط گستره شناختی سخن گویان زبان در طول زمان، زبان از امکانات بیشتری برای بیان مفاهیم استفاده می کند.
    کلیدواژگان: رده شناسی شناختی، فعل محور، تابع محور، فارسی میانه، فارسی نو
|
  • Fatemeh Arabzadeh*, Zahra Hayati, Tahereh Ishani Page 1

    Saadi’ s point of view about the establishment of a desirable society specially the role of the government and its members have been the center of attention in “Gulistan”, and “Bustan”. the topic has been addressed in the first chapter of these two books. Among the ten chapters of Bustan, the first chapter “On Justice, council and administration of government” was selected for the analysis of the governmental discourse because many stories and anecdotes mentioned in this chapter are about the administration of government and social relationships while in the other eight chapters just a few number of stories address government and relations between the essential elements of the society. The data gathered (stories in the first chapter of Bustan) is analyzed based on a critical discourse analysis approach. Among the critical discourse analysis theories, the methodology introduced by Norman Fairclough is chosen according to which the analysis of the three dimensions of text, discourse and society is based on Halliday’s Systemic Functional Grammar. The results of this research can be summarized as follows: Although Saadi’s Bustan is considered a book written to support the government of that time, and it’s not an anti-government text, Saadi’s point of view towards the government which is accompanied by the emphasis on the welfare of the poor, and the development of the country is very interesting. This can be perceived by considering both the discourse analysis data and the social conditions of that era.

    Keywords: Bustan, Saadi, discourse analysis, government, Halliday
  • Marziyeh Asgharnezhad Farid*, Nasrin Faghih Malek Marzban Page 31
    The aim of this research is to explain the conceptual blending of war and hunting, and to analyze the specific dimentions of this blending in Saadi’s Ghazals based on Fauconnier and Turner. One of the frequent cognitive concepts in Saadi’s Ghazals is war and hunting as the input domain of love. The theory of conceptual blending is an effective instrument for understanding the interaction between a conceptual system with its domains. Fauconnier and Turner introduced the theory of multispace or network model. In the network model, the common concepts of two input domains create a generic space. Moreover, the interaction between these two input domains creates a blended space in which the conceptual structure can not be percieved only from the input spaces. In this research we will show that most concepts of love are related to the beloved and specific terms used to describe him/her. In the blended domain, there are some paradoxical concepts like considering death as eternal life, or captivity as freedom. After demonstrating the dimentions of conceptual blending of war and hunting , we will try to find out how the resulted paradox in the blended domain is created. The hypothesis is that this paradox is resulted from the effects of mystical concepts of love in Sufi discourse on the poet’s mental models, even if the Ghazal is categorized as a love one.
    Keywords: Saadi's Ghazals, conceptual blending, war, hunting, description of the beloved
  • Leila Rezaei*, Abbas Jahedjah Page 61
    Allegory is one of the rhetorical devices that has attracted a great deal of attention from critics for its semantic functions. Among different types of allegory, fictional allegory which has a narrative structure has had a wide application in classical and contemporary Persian literature. Like poetry, contemporary story has benefited from semantic functions of allegory in many cases. Studying the fictional allegories used in modern short stories, illustrates that some authors have used this device not just for its semantic function, but also it in the structural part of the story. Aiming at studying this function, in this research three Persian short stories (“Mehdi”, “Amphibians”, “Fiction and Grief”) are analyzed based on the ideas of Brian Richardson about the structural effect of rhetorical devices in modern stories to show that in addition to its semantic function, fictional allegory has a role in the plot structure of modern short stories .
    Keywords: Narrative, Allegory, Plot, Structure, Short Story
  • Mina Alayi*, Mohammad Javad Shekarian Page 87

    In literary works, narratives and descriptions have always been interconnected in an indistinguishable way. In accordance with narratological studies during last decades, several theories have presented models of various functions of description in different literary works and ascribed a specific form of description to each of the literary genres. Among these genres, the importance of description in realism and naturalism, and its role in developing the events and characters, is irrefutable. This research, aims at applying the theories an literary description to several realist, and naturalist contemporary Persian stories. After studying the history and importance of description in novels, this research tries to explain its role in defining spatio-temporal framework, and the educational and generally aesthetic goals of several Persian short stories. In this regard, stories from Jamalzadeh, Hedayat, Alavi, Al-e-Ahmad, and Choubak have been selected, and different functions of description in these stories have been investigated. The results of the Research show that in the above mentioned authors’ works, description has not been a neutral element, and it doesn’t put a stop to the narrative process, but it helps the development of the story through different ways of camouflaging it. In addition to expressing the behavior and actions of characters, in the stories studied, description occasionally results in the preparation of spatio- temporal framework of the story, and sometimes it turns into a collection of encyclopedic insights and finds an educationa.

    Keywords: short story, narrative, description, Realism, Naturalism
  • Ruhollah Afrah, Seyyed Mehdi Samaei, Belgheis Rowshan, Bahman Zandi Page 119
    This study aims to reveal whether different contemporary Farsi dictionaries lexicographers choose those compound words made by productive word-formation processes as the headwords, and whether they follow the same procedure for selecting the headwords in lexicography or not. To do this, two monolingual Farsi Dictionaries have been selected based on their closeness to today's Spoken Farsi: “Sokhan” by Hasan Anvari (2003) and “Moaser e Emrooz” by Gholamhosein Sadri Afshar (2002). In this descriptive research, First, the compound words which were headwords in the dictionaries mentioned before were extracted (495 words in Anvari’s , and 605 words in Sadri Asher’s dictionaries). Then, these words have been classified into twenty five categories based on Tabatabaee (20102007). The analysis revealed that even those compounds formed by the productive and predictable word formation processes (e.g. noun present verb stem) have been used as headwords in these dictionaries. It has been concluded that the concept of wordhoodness or wordness which refers to the changing of the constituents larger than words, e.g. sentence, phrase and etc. into a word is the main criterion for selecting compounds as the headwords. On the other hand, this research revealed that the lexicographers follows almost the same method in selecting the headwords.
    Keywords: compound, word, formation rules, productivity, lexicography, headword
  • Isa Amnkhani*, Ayesheh Khoujeh Page 139

    Children’s literature does not have a long history in Iran and works in this field goes back to the era of Iranian constitutional revolution and the modernization of Iranian society. It is clear that modernism and its ideologies such as liberalism, nationalism and Marxism have contributed to the emergence and development of children’s literature. The fact that how two of the most famous children works of that time (“Ahmad's Book” and “Little Black Fish”) were ideological, can be considered as a proof for this claim. For this reason the main question in the present research is the nature of the relation between contemporary ideologies and children’s literature, and to answer this question two stories, Ahmad's Book (1932) and Little Black Fish (1968) and also the poems in the textbooks of the first Pahlavi era (1925-1941) are studied while each one of them can be assigned to one of the main ideologies in Iran's contemporary history before the Islamic revolution. Due to the fact that different contemporary ideologies have different attitudes towards children, they provide different norms and patterns for children's literature. For example, according to liberalism, which is represented roughly by Talboof’s “Ahmad’s book” the appropriate literature for children is the one that acquaints them with various aspects of critical thinking while nationalism – the poems selected from children’s textbooks in Pahlavi era reflect this ideology- want to create and institutionalize a sense of devotion and sacrifice in children. According to Marxism as the most revolutionary contemporary ideology, the appropriate type of literature for the children is the one that enlightens them (class consciousness, etc.), and make them ready for the final battle to transform the society.

    Keywords: modernity, children's literature, ideology, Ahmad's Book, Little Black Fish
  • Faegheh Shahhoseini*, Belgheis Rowshan, Narjesbanu Sabouri, Arezou Najafian Page 167
    Cognitive typology is focused on conceptual principles, experience, and cognition to analyze language universals and differences in the representation of categories, experiences, etc. among the languages of the world. One of the fundamental principles of cognitive linguistics, and thus cognitive typology is the rejection of the distinction between diachronic and synchronic linguistics. In fact, neglecting the changes a language goes through time, results in neglecting the evidences that historically affected today’s language use. Therefore, this research aims to study different ways of using motion verbs in the Middle Persian (focusing on Zoroastrian Middle Persian) and comparing them with Modern Persian to find out about the changes in representation of motion verbs through the history of Persian language. Theoretical framework of this research is cognitive typology (Talmy, 2000) based on which languages are classified into two types of verb-framing and satellite-framing. In verb-framing languages, the information about path of movement is expressed in a verb, but in satellite –framing languages, information about the path is expressed outside the verb. One of the main elements of events is the path of motion which is represented in different ways in different languages based on their features and capacities. Therefore, motion verbs represent different information about the path of motion. In this article motion verbs in Middle and Modern Persian are analyzed and compared based on a cognitive approach. Results show that in this regard, Middle Persian is verb-framing, but Modern Persian is both verb-framing and satellite framing which may be due to the cognitive development of the speakers through time, and the growing capacity of languages to communicate the concepts.
    Keywords: cognitive typology, verb, framing, satellite, framing, Middle Persian, Modern Persian