فهرست مطالب

سلامت روان کودک - سال چهارم شماره 2 (پیاپی 11، تابستان 1396)
  • سال چهارم شماره 2 (پیاپی 11، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/30
  • تعداد عناوین: 14
|
  • عباسعلی حسین خانزاده صفحات 1-2
  • غزاله اکبرزاده، حجت دانیالی، مجتبی حبیبی، محسن جوادزاده، سیران رنجبر، امیر آزوره صفحه 3
    زمینه و هدف
    یکی از عواملی که در روابط بین فردی و بستر روانی- اجتماعی کودک و والدین در حوزه درد مزمن، دارای اهمیت است، الگوی تفکر فاجعه پندار است. هدف این پژوهش بررسی تفاوت های وابسته به جنس در میزان فاجعه پنداری مادران و پدران با کنترل اثر شدت سردرد کودکان بود.
    روش
    طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین کودکان مبتلا به سردرد شهر تهران در سال 1395 بود. در این مطالعه 210 مادر و پدر (117 مادر و 93 پدر) دارای فرزند مبتلا به سردرد مزمن، پرسشنامه فاجعه پنداری درد- نسخه والدین (گوبرت و همکاران، 2006) را تکمیل کردند و بوسیله مقیاس درجه بندی عددی، شدت سردرد کودک خود در سه ماهه قبل از پژوهش را گزارش کردند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های تی مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیره و یک متغیره و همیچنین تحلیل کوواریانس انجام شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن بود که مادران نسبت به پدران فاجعه پندارتر بودند (018/0=p). تحلیل واریانس چندمتغیره تفاوت معنادرای را از لحاظ جنسیت والدین در خرده مقیاس های نشخوار و بزرگ نمایی/درماندگی نشان نداد؛ اما تحلیل واریانس یک متغیره نشان داد که مادران و پدران در خرده مقیاس بزرگ انگاری/درماندگی تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند (021/0 = p ). با کنترل اثر شدت سردرد، همچنان از لحاظ جنسیت تفاوت قابل ملاحظه ای در متغیر فاجعه پنداری بین مادران و پدران مشاهده شد (037/0= p).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت مادران در فاجعه پنداری نسبت به پدران می تواند دارای عللی به غیر از شدت درد کودک باشد.
    کلیدواژگان: فاجعه پنداری درد، والدین، تفاوت های جنسی، شدت درد
  • حسین فرخی، وحید مصطفی پور، فرامرز سهرابی صفحه 14
    زمینه و هدف
    با توجه به مشکلات کودکان با اختلال رفتار هنجاری در شناخت اجتماعی و نظریه ذهن، هدف از اجرای این پژوهش بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر نظریه ذهن و آموزش مهارت های اجتماعی بر نشانه های کودکان مبتلابه اختلال رفتار هنجاری بود.
    روش
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان مبتلابه اختلال رفتار هنجاری پسر 11-7 سال شهر مشهد در سال 1395 بود که از بین آنها 22 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایدومرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون نظریه ذهن (استیرنمن، 1999) و مقیاس مهارت های اجتماعی (ماتسون، 1983) فرم کودکان بود. آزمودنی ها در 12 جلسه 45 دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند. داده ها سه هفته بعد از اتمام جلسات با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مداخله نظریه ذهن و آموزش مهارت های اجتماعی توانسته است مهارت های اجتماعی و مولفه های نظریه ذهن کودکان را افزایش دهد و این تغییرات موجب کاهش نشانه های اختلال رفتار هنجاری در آزمودنی ها شد (0/001 > p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان استنباط کرد که آموزش نظریه ذهن و مهارت های اجتماعی با افزایش شناخت اجتماعی و مهارت های بین فردی باعث می شود نشانه های اختلال رفتار هنجاری کاهش یابد.
    کلیدواژگان: نظریه ذهن، مهارت های اجتماعی، اختلال رفتار هنجاری
  • هادی تقی زاده، امان الله سلطانی، حمد الله منظری توکلی، زهرا زین الدینی میمند صفحه 25
    زمینه و هدف
    یکی از تبیین های اساسی و جدید در درمان ناتوانی های یادگیری خاص، مدل کنش های اجرایی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کنش های اجرایی (انتقال، بازداری، بروز رسانی، عملکرد پیوسته و برنامه ریزی- سازمان دهی) در پیش بینی عملکرد یادگیری دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بود.
    روش
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی پایه اول تا ششم مبتلابه ناتوانی یادگیری شهر مشهد در سال تحصیلی 95-96 بودند. تعداد 116 دانش آموز از جامعه مذکور با روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش عبارت اند از: آزمون ویسکانسین (هیتون و همکاران، 1993)، تکلیف پیچیده استروپ (استروپ، 1935)، آزمون برج لندن (شالیس، 1982)، آزمون حافظه فعال (وکسلر، 2003) و آزمون عملکرد پیوسته (رزولد و همکاران، 1956). برای بررسی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی از طریق متغیرهای کنش های اجرایی از مدل ساختاری لیزرل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد مدل با داده های پژوهش، پرازش مناسبی دارد. نتایج تحلیل ساختاری نیز نشان داد که از میان کنش های اجرایی، متغیر بازداری پاسخ و حافظه فعال سهم بیشتری در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان ناتوان یادگیری در حوزه خواندن، نوشتن و ریاضی دارند (0/01 ≥p ).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر، کنش های اجرایی بازداری پاسخ، حافظه فعال و انعطاف پذیری ذهنی به عنوان فعالیت های شناختی مورد نیاز در یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضیات ضروری هستند که باید در برنامه های آموزشی و توان بخشی این دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ناتوانی یادگیری خاص، انتقال، بازداری پاسخ، برنامه ریزی، سازمان دهی
  • سید ولی الله موسوی، سیمین صفری، سجاد رضایی صفحه 37
    زمینه و هدف
    بر طبق تجارب معلمی، تصور می شود نام و شهرتی که از طریق آن دانش آموزان مورد خطاب قرار می گیرند بر هیجانات، عواطف و عملکرد آنان موثر باشد. هدف این پژوهش ارزیابی اثرات میزان رضایت از نام بر اضطراب کلاس درس، حرمت خود، کم رویی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود.
    روش
    پژوهش حاضر به روش مقطعی- تحلیلی اجرا شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه شهر رشت در سال تحصیلی 95-1394 بود که از میان آنها 521 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند و به پرسشنامه های اضطراب کلاس درس (ریچموند، 2013)، حرمت خود (روزنبرگ، 1979) و کمرویی (استنفورد- زیمباردو، 1977) پاسخ دادند. میزان رضایت از نام نیز در قالب یک سنجه به صورت کم، متوسط و زیاد درجه بندی شد. همچنین آخرین معدل کل اکتسابی دانش آموزان به عنوان شاخصی از عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس تک متغیری در قالب طرح فاکتوریل 2×3 پردازش شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که رضایت کمتر از نام با اضطراب کلاس درس بیشتر، حرمت خود کمتر، کمرویی زیادتر و عملکرد تحصیلی ضعیف تر همراه است. سرانجام تحلیل طبقات جنسیتی آشکار ساخت به استثنای ارزیابی های عملکرد تحصیلی (که در آن گروه پسران در مقایسه با دختران همواره ضعیف تر بودند)، در سایر متغیرهای وابسته هیچ تفاوت معنی داری از نظر جنسیت مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج می توان گفت که رضایت از نام می تواند در برخی مواقع به عنوان منبعی برای بهبود اضطراب کلاس درس، حرمت خود، کمرویی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در محیط مدرسه در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: نام، اضطراب کلاس درس، حرمت خود، کمرویی، عملکرد تحصیلی
  • صدیقه آقایی، زهرا یوسفی صفحه 49
    زمینه و هدف
    تولد یک کودک کم توان ذهنی، به عنوان یک بحران می تواند تاثیرات نامطلوبی بر مادران داشته و آنها را تحت تنش های جسمی، روانی و اجتماعی قرار دهد. هدف از پژوهش حاضر تاثیر آموزش درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه روان شناختی و ابعاد آن در بین مادران کودکان کم توان ذهنی بود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر سمیرم در سال 1395 بود. نمونه مورد مطالعه 30 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی بودند که به شکل در دسترس انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شده اند. گروه آزمایش طی نه جلسه 90 دقیقه ای آموزش کیفیت زندگی را دریافت کردند، درحالی که که گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. هردو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز،2007) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه های روان شناختی و ابعاد آن به جز خوش بینی و تاب آوری موثر بوده است (0/01p < ).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش درمان مبتنی بر کیفیت زندگی با تقویت مهارت های حل مسئله مادران و تشویق آنها به مثبت نگری باعث بهبود شاخص های سلامت روانی می شود.
    کلیدواژگان: سرمایه روان شناختی، درمان مبتنی بر کیفیت زندگی، مادران کودکان کم توان ذهنی
  • مریم طهرانی زاده، محمد سعید مردوخی، رقیه حاجی رستملو صفحه 60
    زمینه و هدف
    داشتن یک کودک با نیاز ویژه برای خانواده تنش هایی را به وجود می آورد و بر کارکرد خانوادگی و روابط والدین با یکدیگر تاثیر منفی می گذارد، از این رو هدف پژوهش حاضر مطالعه کیفیت زندگی والدین دارای بیش از یک کودک با نیاز ویژه بود
    روش
    مطالعه حاضر از نوع علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل 160 زوج والدین (82 زوج والدین کودکان با نیاز ویژه و 78 زوج والدین کودکان بدون نیازهای ویژه) در سال 94-95 از استان کردستان بود، که از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون مانوا انجام شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد کیفیت زندگی والدین دارای بیش از یک فرزند کم توان ذهنی یا جسمی تفاوت معناداری نسبت به والدین کودکان بهنجار داشت ؛ بدین معنا که والدین کودکان با نیاز ویژه در ابعاد سلامت جسمانی (0/0001 > p)، روابط اجتماعی (0/0001 > p )، سلامت روانی (0/0001 > p) و سلامت محیط (0/0001 > p) تفاوت معناداری نسبت به والدین کودکان بهنجارداشتند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر حضور کودکان دارای نیازهای ویژه در خانواده بر سلامت روانی و کیفیت زندگی والدین و سایر اعضای خانواده تاثیر منفی می گذارد، بنابراین شناسایی نیازهای این خانواده ها و حمایت از آنها دارای اهمیت است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، والدین، کودک با نیاز ویژه
  • حسین کاویان فر، حبیب الله نادری، عادله اصلی پور صفحه 71
    زمینه و هدف
    آزمون ترسیم خانواده برای بررسی عملکرد خانواده، کیفیت دلبستگی کودک - والد، رابطه کودک با سایر اعضای خانواده مفید است. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند براساس آزمون ترسیم خانواده بود.
    روش
    پژوهش حاضر، علی مقایسه ای بود و جامعه آماری شامل تمامی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند (دختر و پسر) 7 تا 10 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر ساری در 1396 بود. نمونه شامل 14 کودک تک فرزند و 16 کودک دارای خواهر و برادر می باشند که با توجه به تمایل شان برای ترسیم نقاشی خانواده از بین کلیه کودکان مراجعه کننده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، آزمون ترسیم خانواده بود. جهت تحلیل داده ها از مجذور خی استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین کودکان در خانواده های تک فرزند و چند فرزند در اولین شخص ترسیم شده (0/05 p) و افزودن فردی جدید (0/05 p) تفاوت معنادار وجود داشت. در شاخص های ترسیمی تفاوت معناداری بین کودکان دو گروه مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    ترتیب تولد و تعداد فرزندان یکی از عوامل موثر در شکل گیری شخصیت، ویژگی های عاطفی و رفتاری کودکان است و آزمون ترسیم خانواده ابزار مناسبی است تا کودکان در فضایی امن، انگیزه ها، ترس ها و تمایلات شان را بیان کنند.
    کلیدواژگان: ویژگی های ترسیمی، تک فرزند، ترسیم خانواده
  • آرزو رضایی، ملیحه سادات کاظمی صفحه 82
    زمینه و هدف
    بروز اختلال طیف اوتیسم باعث آسیب شدید به مهارت های اجتماعی، کنش های شناختی و روان شناختی کودکان می شود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش تنظیم هیجان بر شناخت اجتماعی و کنش های اجرایی کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم بود.
    روش
    روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمام کودکان مبتلابه طیف اوتیسم اصفهان در سال 1395 بود. برای این منظور تعداد 30 نفر از این کودکان به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار داده شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش، آموزش تنظیم هیجان را به صورت گروهی در 9 جلسه (هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ای) دریافت کردند و به گروه گواه آموزشی داده نشد. همه آزمودنی ها قبل از آغاز آموزش و پس از آن، آزمون عصب روانشناختی (عابدی و ملک پور، 1389) و مجموعه تکالیف نظریه ذهن (هاچینز، پریلاک و چیس، 2008) را تکمیل کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تنظیم هیجان منجر به افزایش معنادار مولفه شناخت اجتماعی و کنش های اجرایی (امتیاز، زمان و خطا) در کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم گردیده است (0/05>p).
    نتیجه گیری
    بنا بر یافته های حاصل از این پژوهش، می توان از روش تنظیم هیجان در جهت بهبود شناخت اجتماعی و مهارت های فراشناختی مختلف کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم بهره برد.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، شناخت اجتماعی، کنش های اجرایی، اختلال طیف اوتیسم
  • ربابه قربانی، علی حسینایی، بهنوش الهی صفحه 92
    زمینه و هدف
    رابطه گرم و عاطفی والدین و مدیریت تنش در خانواده می تواند نقش مهمی در سازش یافتگی فرزندان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شوخ طبعی و سبک های مقابله پدر با سازش یافتگی دانش آموزان انجام شد.
    روش
    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان گالیکش در سال تحصیلی 96-95 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 250 دانش آموز (122 پسر و 128 دختر) بود که به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. سپس آزمودنی ها به پرسش نامه سبک های مقابله با تنیدگی (اندلر و پارکر،1990)، پرسش نامه سازش یافتگی اجتماعی (پی کل و ویسمن، 1999) و مقیاس شوخ طبعی (مارتین و لفکورت، 1983) پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده آن بود که شوخ طبعی با سازش یافتگی دانش آموزان رابطه مثبت و معنادار دارد (0/05p ≤). همچنین سبک مقابله ای مسئله مدار با سازش یافتگی، رابطه مثبت و سبک های مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با سازش یافتگی، رابطه منفی معنادار دارد. بین شوخ طبعی با سبک مقابله ای مسئله مدار نیز رابطه مثبت معنادار، و بین شوخ طبعی با سبک های مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار رابطه منفی معنادار وجود دارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با افزایش سطح شوخ طبعی و سبک های مقابله ای مسئله مدار در پدران، سازش یافتگی فرزندان را افزایش داد.
    کلیدواژگان: شوخ طبعی، سازش یافتگی، سبک های مقابله ای
  • سعیده کاجی اصفهانی، مژگان عارفی، اصغر آقایی جشوقانی، مسلم اصلی آزاد، طاهره فرهادی صفحه 116
    زمینه و هدف
    پرخاشگری یکی از مشکلات رفتاری است که در دوره کودکی بروز یافته و می تواند به همدلی با دیگران آسیب جدی وارد سازد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه همدلی شناختی بین دو گروه پرخاشگری ارتباطی و پرخاشگری آشکار صورت پذیرفت.
    روش
    طرح پژوهش، توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دانش آموزان دارای پرخاشگری دوره متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 بود. به منظور این پژوهش 120 دانش آموز از جامعه مذکور به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، مقیاس همدلی اساسی جولیف و فارینگتون (2006) و مقیاس گزینش همسالان کرک و گرات پیتر (1995) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره همدلی شناختی دو گروه پرخاشگر ارتباطی و پرخاشگر آشکار تفاوت معنادار وجود دارد (0/05 > p)؛ بدین معنا که میزان همدلی شناختی در گروه دانش آموزان دارای پرخاشگری ارتباطی بیشتر از گروه پرخاشگری آشکار بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر همدلی شناختی در گروه پرخاشگری آشکار کمتر از گروه پرخاشگری ارتباطی بود که می تواند ناشی از آن باشد که افراد با پرخاشگری آشکار به دلیل عدم بهره مندی از همدلی کافی، میزان پرخاشگری بیشتری را بروز می دهند.
    کلیدواژگان: همدلی شناختی، پرخاشگر ارتباطی، پرخاشگر آشکار
  • سیدعلی کاظمی رضایی، صابر سعید پور، ربابه نوری، فرشاد احمدی، مهدی پارویی صفحه 125
    زمینه و هدف
    با توجه به نقش مهم اضطراب امتحان در بروز برخی از رفتارهای پرخطر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اضطراب امتحان در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر بود.
    روش
    طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد 320 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه اضطراب امتحان (ابوالقاسمی و همکاران، 1375) و مقیاس رفتارهای پرخطر برنر، کان و مک مانوس (2002)، برای گردآوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه ی متوالی همزمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی نشان داد که اضطراب امتحان می تواند به صورت معناداری نقش واسطه ای در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر ایفا نماید (0/01> p).
    نتیجه گیری
    اضطراب امتحان می تواند در کنار اهمال کاری، زمینه ای برای بروز رفتارهای پرخطر فراهم کند؛ بنابراین پیشنهاد می شود در بررسی رفتارهای پرخطر به نقش پیش بین این عوامل توجه ویژه ای گردد.
    کلیدواژگان: اضطراب امتحان، اهمال کاری و رفتارهای پرخطر
  • فرحناز شاکه نیا، محمدباقر کجباف، طاهره گلکاری صفحه 135
    زمینه و هدف
    راهبردهای مقابله ای و کیفیت دلبستگی از متغیرهای مهم در سلامت روانی کودکان و نوجوانان است. هدف پژوهش حاضر مقایسه راهبردهای مقابله ای و کیفیت دلبستگی در دانش آموزان مبتلا و غیرمبتلا به اختلال وسواسی - بی اختیاری بود.
    روش
    جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه چهارم و پنجم شهر شیراز در سال تحصیلی 1395 بود که از میان آنها 60 دانش آموز، بر اساس نمونه گیری در دسترس در دو گروه 30 نفری مبتلا و غیرمبتلا به اختلال وسواسی - بی اختیاری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس وسواسی جبری ییل – براون (گودمن و همکاران، 1989)، فرم تجدید نظر شده مقیاس دلبستگی به والدین و همسالان (گالون و رابینسون، 2005) و پرسشنامه رفتارهای مقابله ای کودکان (بریتانی وهرناندز، 2008) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان داد که از خودبیگانگی و کنار آمدن ویرانگر با مشکل در کودکان مبتلا به اختلال وسواسی - بی اختیاری در مقایسه با کودکان غیرمبتلا بیشتر است (0/05p < )؛ در حالی که، اعتماد و کنار آمدن سازش یافته با مشکل در کودکان مبتلا در مقایسه با کودکان غیرمبتلا کمتر بود (0/05p < ).
    نتیجه گیری
    تشخیص به موقع مشکلات در راهبردهای مقابله ای کودکان و سبک های دلبستگی و مداخله صحیح، در پیشگیری و درمان اختلال وسواسی - بی اختیاری موثر است.
    کلیدواژگان: کیفیت دلبستگی، راهبردهای مقابله ای، اختلال وسواسی، بی اختیاری
  • محمد شادبافی، زینب خانجانی صفحه 146
    زمینه و هدف
    نارسایی در تمییز ادراک شنیداری یکی از عوامل اختلال املانویسی محسوب می شود. بر طبق فرضیه کیفیت مغزی نورون های آینه ای در انتقال معنای حرکت از سیستم بینایی به شنیداری نقش دارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تحریک بینایی بر ادراک شنیداری و عملکرد املانویسی در دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری صورت پذیرفت.
    روش
    این پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر و پسر مبتلا به اختلال املانویسی شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1394-1395 با دامنه سنی 7 تا 9 سال بود که 30 نفر از این دانش آموزان (14 دختر و 16 پسر) به شکل در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه 15 نفره (هر گروه 7 دختر و 8 پسر) جایدهی شدند. ابتدا آزمون های تمییز ادراک شنیداری (وپمن، 1958) و پیشرفت مهارت نوشتن (راغب، 1384) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش، تحریک بینایی را در 12 جلسه ی 30 دقیقه ای و به مدت چهار هفته دریافت کرد. در پایان هر دو گروه مجددا مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد اجرای تحریکات بینایی موجب کاهش خطای تمییز ادراک شنیداری و بهبود عملکرد املانویسی در دانش آموزان با اختلالات یادگیری می شود (0/0001 > p).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر، تحریک بینایی با تقویت فرایندهای ذهنی زیربنایی کودک باعث کاهش مشکلات یادگیری دانش آموزان می شود بنابراین می توان از این روش درمانی جدید برای بهبود اختلال املانویسی در دانش آموزان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تمییز ادراک شنیداری، تحریک بینایی، اختلال املانویسی
|
  • Pages 1-2
  • Ghazaleh Akbarzadeh, Hojjat Daniali, Mojtaba Habibi, Mohsen Javadzadeh, Seyran Ranjbar, Amir Azoore Page 3
    Background and
    Purpose
    One of the factors that are important in interpersonal relationships and the psychosocial context of children and parents in the field of chronic pain is the catastrophic thinking model. The aim of this study was to investigate the gender-related differences in the rate of catastrophizing of mothers and fathers by controlling the effect of headache in children.
    Method
    This research was a causal comparative design. The statistical population included all parents of children with headache in Tehran in 2016. In this study 210 parents (117 mothers and 93 fathers) of 132 children with chronic or recurrent pain participated and answered to the Pain Catastrophizing Scale (Goubert et al, 2006) and Numeric Pain Rating Scale, asking for the average of pain severity in last three months before the research. Data analysis was performed using independent T-test, multivariate analysis and one-way variance analysis as well as covariance analysis.
    Results
    Results indicated a significant difference between mothers and fathers according to their levels of pain catastrophizing (P = 0.018). Multivariate variance analysis showed no statistical significant difference in subscales of catastrophizing (rumination and magnification/ helplessness) according to the sex of parents; but univariate variance analysis showed a significant difference in using magnification/helplessness thinking patterns between mothers and fathers (P = 0.02). Covariance analyses demonstrated that, by controlling the effects of pain severity, still mothers were significantly higher in catastrophizing about their children’s pain (P = 0.037).
    Conclusion
    Results of this study indicated that the difference in levels of parental pain catastrophizing between mothers and fathers can be due to other than child's pain intensity.
    Keywords: Pain catastrophizing, parents, sex differences, pain severity
  • Hossein Farrokhi, Vahid Mostafapour, Faramarz Sohrabi Page 14
    Background and
    Purpose
    Regarding the problems of children with conduct disorder in social cognition and theory of mind, the purpose of this study was to investigate the effect of intervention based on the theory of mind and social skills training on the symptoms of these children.
    Method
    The research method is a semi-experimental with pre-test and post-test with control group. The statistical population consisted of all children with conduct disorder aged 11-7 years old in Mashhad in 2017, that 22 of them were selected using multi-stage random cluster sampling. The research tool includes the theory of mind test (Styrmanman, 1999) and the social skills scale (Matson, 1983). Subjects were trained in group sessions in 12 sessions. Data were analyzed three weeks after the training by ANOVA.
    Results
    The findings of this study showed that the intervention of mind theory and social skills training increased social skills and components of the theory of mind (P
    Conclusion
    Based on the results of this study, it can be concluded that the training of the theory of mind and social skills by increasing social cognition and interpersonal skills reduce the symptoms of conduct disorder in children.
    Keywords: Theory of mind, social skills, conduct disorder
  • Hadi Taghizadeh, Amanallah Soltani, Hamdolla Manzari Tavakoli, Zahra Zeinaddiny Maymand Page 25
    Background and
    Purpose
    One of the basic and new explanations for the treatment of learning disabilities is the model of executive functions.The purpose of this study was to investigate the role of executive functions (transfer, inhibition, updating, continuous functioning and planning-organizing) in predicting the learning performance of students with learning disabilities.
    Method
    The present study is a descriptive-correlational study. The statistical population consisted of all primary school students with learning disabilities in Mashhad in the academic year of 2016-2017. 116 students were selected through a random sampling method. Wisconsin test (Heaton et al., 1993), the stroop complex assignment (Stroup, 1935), the London tower test (Shallis, 1982), the working memory test (Wechsler, 2003), and continuous performance test (Rooseveld et al, 1956) were used as research tools. To evaluate the predictive power of academic performance through the variables of executive actions, the LaserL structural model was used.
    Results
    The results showed that the model is fitted with research data. The results of structural analysis showed that among executive functions, response inhibitory variable and active memory have a greater role in predicting the academic performance of students with learning disabilities in reading, writing and math (p
    Conclusion
    Based on the results of this study, executive functions such as responsive inhibition, working memory, and mental flexibility are required as cognitive activities in reading, writing, and mathematics, which should be considered in the educational and rehabilitation curriculum of these students.
    Keywords: Learning disability, transmission, response inhibition, scheduling, organization
  • Seyyed Vali-Allah Mousavi, Simin Safari, Sajjad Rezaei Page 37
    Background and
    Purpose
    According to teachers’ experience, there is assumed that the name and reputation through which students are addressed to could be effective on their emotions, affections and performance. The main objective of this study was to evaluate the impact of satisfaction with the first name on classroom anxiety, self-esteem, shyness and academic performance of students.
    Methods
    This study was conducted cross-sectional. The population consisted of all boys and girls students of the junior high school in Rasht during 2015-2016. 521 students were selected by using cluster random sampling method and responded to self-esteem questionnaire of Rosenberg (1979), Shyness questionnaire of Stanford-Zimbardo (1977), and questionnaire of anxiety in the classroom which was constructed by Richmond (2013). Satisfaction of the name was also determined by a measure for low, mild and high scores. The last Acquired student's GPA was considered as an indicator of their academic performance. The data were processed by univariate analysis of variance in the form of a 2 × 3 factorial design.
    Results
    The results revealed that less satisfied with first name is paralleled with more anxiety in classroom, less self-esteem, higher level of shyness, and weaker academic achievement. The analysis of gender classes revealed that with the exception of assessments of academic performance (in which boys’ group is weaker than girls’ group); there is no significant difference in other dependent variables in terms of gender.
    Conclusion
    According to the results, it could be said that satisfaction with the first name can be used in some cases as a source for the improvement of classroom anxiety, self-esteem, shyness and academic performance in the school environment.
    Keywords: First name, classroom anxiety, self-esteem, shyness, academic performance
  • Sedighe Aghaei, Zahra Yousefi Page 49
    Background and
    Purpose
    The birth of a child with intellectual disability as a crisis can have adverse effects on mothers and place them under physical, psychological and social stress. The purpose of the research was to examine the effectiveness of quality of life therapy on psychological capitals and its dimension among mothers with children with intellectual disability.
    Method
    The present study was a quasi-experimental with a pre-test post-test design with control group. The statistical population of this study was all mothers of children with intellectual disability in Semirom in 2016. The sample consisted of 30 mothers of children with intellectual disability who were selected by convenient sampling and assigned to the experimental (15) and control group (15) randomly. The experimental group received quality of life training during nine 90-minute sessions, while the control group was on the waiting list.
    Both groups were evaluated in two stages of pre-test and post-test by Psychological Capital Inventory (Lotans, 2007). For data analysis, covariance analysis was used.
    Results
    The results of data analysis using covariance test showed that quality of life therapy was effective on improving the psychological capital and its dimensions except optimism and resiliency (p
    Conclusion
    According to the results of this study, it can be concluded that education based on quality of life by strengthening the mother's problem solving skills and encouraging them to positive thinking improve the mental health indicators.
    Keywords: Psychological capitals, quality of life therapy, mothers of children with intellectual disability
  • Maryam Tehranizadeh, Mohammad Saeed Mardookhi, Roghieh Haji Rostamloo Page 60
    Background &
    Purpose
    Having a child with a special need creates tensions for the family and negatively affects on family functioning and parent relationships. Therefore, the aim of this study is investigating the quality of life of parents with more than one child with special needs.
    Method
    This study was a causal-comparative study. The statistical population consisted of 160 couples of parents (82 couples of parents of children with special needs and 78 couples of parents of children without special needs) from Kurdistan province in 2015-2016, who were selected through random sampling. Quality of Life questionnaire (World Health Organization, 1996) was used to collect of data. Data analysis was carried out by Manova test.
    Results
    Findings showed that the quality of life of parents with more than one child with special needs had a significant difference compared to normal children's parents. Parents of children with a specific need for quality of life in the dimensions of physical health (P
    Conclusion
    According to the results of this study, the presence of children with special needs in the family has a negative effect on the mental health and quality of life of parents and other family members, thus identifying the needs of these families and supporting them is important.
    Keywords: Quality of life, parents, children with special needs
  • Hossein Kavianfar, Habiballah Naderi, Adeleh Aslipoor Page 71
    Background and
    Purpose
    Family drawing test is useful for investigate family performance, quality of child-parent attachment, and child relationship with other family members. The purpose of this study was a comparison of drawing characteristics of children in single child and several child families based on family drawing test.
    Method
    Current study was causal-comparative and the statistical population consisted of all single child and several child families (girl and boy) referred to counseling and psychological services center in Sari city during spring of 2017. The sample consists of 14 single child and 16 children with brothers and sisters that were selected according their desire to draw a family drawing. The research tool was a family drawing test. Chi square was used for data analysis.
    Results
    The results showed that there was a significant difference in the first person is drawn (P = 0.04) and drawing a new person (P = 0.011) between children in single child and several child families.
    Conclusion
    The order of birth and the number of children is one of the effective factors in the formation of personality, emotional and behavioral characteristics of children, and the family drawing test is an appropriate tool for children expressing their motives, fears and their desires in a safe environment.
    Keywords: Drawing characteristics, single child, family drawing test
  • Arezoo Rezaei, Malihe Sadat Kazemi Page 82
    Background and
    Purpose
    The occurrence of autism spectrum disorder causes severe deficits in social skills, cognitive and psychological functions of children. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of emotional regulation training on social cognition and executive functions in children with autism spectrum disorder.
    Method
    The research method was experimental with pre-test-post-test design with control group. The statistical population of the study included all children with autism spectrum in Isfahan in 2016. For this purpose, 30 children with autism were selected by convenient sampling and assigned into two experimental and control groups randomly (each group 15). The experimental group received emotion regulation training in 9 sessions (Every week 2 sessions for 60 minutes), while the control group did not receive training. All subjects completed Nero psychological test (Abedi and Malekpour, 2010) and the task set of the theory of mind (Hutchins, Prelock & Chace, 2008) before and after the training. To analyze the data, covariance analysis was used.
    Results
    The analysis of the data showed that emotional regulation training resulted in a significant increase in the components of social cognition and executive functions (score, time and error) in children with autism spectrum disorder (p
    Conclusion
    According to the findings of this study, emotional regulation can be used to improve social cognitive and metacognitive skills of children with autism spectrum disorder.
    Keywords: Emotional regulation, social cognition, executive functions, autism spectrum disorder
  • Robabe Ghorbani, Ali Hosseinaei, Behnoush Elahi Page 92
    Background and
    Purpose
    The warm and emotional relationship between parents with children and the management of tension in the family can play an important role in children's reconciliation. The purpose of this study was to investigate the relationship between father’s humor and coping styles with adaptation of students.
    Method
    The present study was a descriptive-correlational study. Statistical population of this study consisted of all elementary students have been studying in Galikesh city in the academic year of 2016 -2017. The sample consisted of 250 students (122 boys and 128 girls) selected by sampling method. The participants responded to coping inventory for stressful situation (Endler & Parker, 1990), social adjustment scale (Paykel and Weissman, 1999) and sense of humor scale (Martin & Lecfort, 1983). The data were analyzed by correlation coefficient and multiple regression analysis.
    Results
    The results showed that there is a significant positive correlation between fathers humor with student's adjustment. Also, there is a positive correlation between problem-oriented coping style with adaptation of children, and avoidant and emotional coping styles with adaptation have a significant negative relationship (P ≤ 0/05). There is also a significant positive correlation between problem-oriented coping style with humor, and a significant negative correlation between humor with avoidant coping styles.
    Conclusion
    According to the findings of this study, it can be concluded that increasing the level of humor and problem-solving styles in fathers leads to improvement of childrens.
    Keywords: Humor, adjustment, coping styles
  • Saeeideh Kaji Isfahani, Mozhgan Arefi, Asghar Aqaei Joshaghani, Moslem Asli Azad, Tahereh Farhadi Page 116
    Background and
    Purpose
    Aggression is a behavioral problem that occurs during childhood and can seriously harm empathy with others. Accordingly, the present study aimed to compare cognitive empathy between two groups of relational and explicit aggression.
    Method
    The study design was descriptive and causal-comparative. The statistical population of the present study included all high school students with aggression in Isfahan during the academic year 2013-2014. 120 high school students with aggression were selected through clustere random sampling method. The tools used were basic empathy scale (Jolieff and Farlington, 2006) and peer selection scale (Kirk's and Gratt, 1995). Data were analyzed using ANOVA.
    Results
    The results of this study showed that there is a significant difference between the score of cognitive empathy in two groups of relational and explicit aggression (p
    Conclusion
    Based on the findings of this research, cognitive empathy in the explicit aggression group was less than relational aggression group that could be due to the fact that people with explicit aggression exhibited more aggression due to lack of adequate empathy.
    Keywords: Cognitive empathy, communicative aggression, explicit aggression
  • Sayed Ali Kazemi Rezaei, Saber Saeidpoor, Robabe Noury, Farshad Ahmadi, Mahdi Parooi Page 125
    Background and
    Purpose
    Regarding the important role of test anxiety in the emergence of some high-risk behaviors, the purpose of this study was to investigate the mediating role of the test anxiety in relation between procrastination and high risk behaviors in students.
    Method
    The research design was descriptive and correlational. The statistical population of this study included all the high school students in Karaj during the academic year of 2011-2012 that 320 of them were selected through a purposeful sampling method. Data collected by Academic procrastination scale (Solomon and Ruth Bloom, 1984), Test Anxiety Inventory (Abolghasemi, 1996) and high risk behaviors scale (Brenner, Kan and McManus, 2002). Regression and path analysis were used to analyze of data.
    Results
    The results of regression analysis in a simultaneous way and using the proposed steps of Baron and Kenny showed that test anxiety can play a significant role as a mediator in the relationship between procrastination and high risk behaviors (P
    Conclusion
    Test anxiety can provide conditions for high risk behaviors along with procrastination; therefore, it is suggested that special attention should be paid to the predictive role of these factors in the study of high risk behaviors.
    Keywords: Test anxiety, procrastination, risky behaviors
  • Farahnaz Shakehnia, Ohammad Bagher Kajbaf, Tahereh Golkari Page 135
    Background and
    Purpose
    Coping strategies and quality of attachment are important variables in mental health of children and adolescents. The aim of this study was to compare quality of attachment and coping strategies in students with and without Obsessive - Compulsive Disorder (OCD).
    Method
    The statistical population was consisted all elementary school female students of fourth and fifth grades in Shiraz city in 2016. .In this study, 60 female students with and without OCD were selected by convenience sampling method as a sample (30 students in each group). To collect the data, Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (Goodman & et al, 1989), Inventory of Parent and Peer Attachment- Revised for children (Gullon & Robinson, 2005) and Children’s Coping Behavior Questionnaire (Brittany & Hernandez, 2008) were used. Data were analyzed using Multivariable analyze of variance.
    Results
    Results of MANOVA revealed that children with Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) have greater self-alienation (P
    Conclusion
    Early diagnosis of problems in coping strategies and quality of attachment and appropriate intervention can have a positive effect in prevention and treatment of OCD.
    Keywords: Quality of attachment, coping strategies, obsessive-compulsive disorder
  • Mohammad Shadbafi, Zeynab Khanjani Page 146
    Background and
    Purpose
    Auditory discrimination deficiency is considered as one of the effective factors in spelling disorder. According to brain modality, mirror neurons are involved in transferring the motion concept from visual to auditory system. This study examined the effectiveness of visual stimulation on auditory discrimination and development of writing skills in students with spelling disorder.
    Methods
    The present study is an experimental study and research design is pretest-posttest with control group. The study population consisted of all male and female students with spelling disorder in district 4 of Tabriz in the academic year 2015-2016 in age ranging from 7-9. 30 of these students (14 girls and 16 boys) were randomly selected and assigned into two groups (each group was 7 girls and 8 boys). First, Auditory discrimination test (Wepman, 1958) and writing skills development test (Ragheb, 1384) was conducted on the sample group. The experimental group received visual stimulation in 12 sessions of 30 minutes for four weeks. At the end, both groups were evaluated and the data analyzed using multivariate covariance.
    Results
    Findings showed that the implementation of visual stimulation can reduce auditory discrimination errors and improve spelling performance in students with learning disabilities (P
    Conclusion
    Based on the findings of this study, visual stimulation with strengthening of the underlying psychological processes in children reduces the learning problems of students. Therefore, this new therapeutic approach can be used to improve spelling difficulties in students.
    Keywords: Auditory discrimination, visual stimulation, spelling disorders