فهرست مطالب

طب نظامی - سال نوزدهم شماره 2 (پیاپی 72، خرداد و تیر 1396)
  • سال نوزدهم شماره 2 (پیاپی 72، خرداد و تیر 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عباس حیدری، علی مشکین یزد * صفحات 99-105
    مقدمه
    صحت بررسی کیفیت زندگی در جانبازان می تواند راهبردهای برنامه ریزی درمانی و خدماتی در این گروه را تعیین نماید. با توجه به خلا اطلاعاتی در مورد کیفیت نگارش مقالات چاپ شده، هدف مطالعه حاضر بررسی صحت نگارش مقالات مرتبط با کیفیت زندگی در جانبازان است.
    روش کار
    در این مطالعه مروری، کلیه مقالات مرتبط با کیفیت زندگی در جانبازان در پایگاه های معتبراطلاعاتی sid، magiran، pubmed، siencedirect از سال 95- 85 با کلیدواژه های کیفیت زندگی ، جانبازان ، ایران جستجو شد و تعداد 30 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. میزان صحت نگارش در قسمت های خلاصه، مقدمه، مواد و روش ها، یافته ها، بحث و منبع نویسی در کل با 52 شاخص بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 16 و استفاده از آمار توصیفی و کای دو انجام شد.
    یافته ها
    درستی کلی نگارش مقالات در 3/39% موارد درست ، 4/48% موارد نسبتا نادرست و3/12% نادرست بود. عدم درستی نگارش مقالات به ترتیب در نگارش چکیده مقاله 7/59% ، مقدمه 2/62% ، مواد وروش2/54%، یافته ها 9/56%، بحث 5/65% و منابع 3/25%بود.
    نتیجه گیری
    اشکالات متعددی در نگارش مقالات وجود دارد. انجام اقدامات لازم برای کاهش موارد اشتباه در نگارش مقالات سبب افزایش اعتبار مقالات و بکارگیری نتایج صحیح پژوهش ها خواهد شد.
    کلیدواژگان: روش شناسی تحقیق، نگارش مقاله، کیفیت زندگی، ایران
  • محمود ثالثی، امیر حسین مقری، احسان محمدی، میر سعید یکانی نژاد، علی قنبری * صفحات 106-125
    زمینه و هدف
    کار آزمایی های بالینی ابزار های مهمی در تصمیم گیری مراقبت های بهداشتی مبتنی بر شواهد هستند. بنابراین مهم است با کیفیت بالاتری طراحی و گزاش شوند. هدف از این مطالعه ارزیابی کیفیت چاپ کارآزمایی بالینی چاپ شده در مجله طب نظامی و بررسی روند تغییرات کیفیت گزارش بر روی زمان است.
    روش ها
    این مطالعه یک ارزیابی مجله محور است. تمامی کارآزمایی های بالینی که بر روی انسان انجام شده و دارای گروه کنترل بوده و بین سال های 1378 تا 1394 در مجله طب نظامی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) به چاپ رسیده اند، در این ارزیابی مورد بررسی قرار گرفت. برای مقالات مورد ارزیابی اطلاعاتی (توصیفی) از قبیل سال چاپ، دانشگاه، تعداد و جنسیت نمونه ها، حیطه بیماران مورد بررسی، نوع پیامد، نوع مداخله و گروه مقایسه و تاییدیه اخلاقی دانشگاه مورد نظر، استخراج شد، همچنین کیفیت هر کارآزمایی بالینی توسط یک ارزیاب به وسیله دو ابزار Consort 2010 و مقیاس Jadad بررسی شد. در این مطالعه علاوه بر بررسی آیتم ها به صورت جداگانه، نمره کلی چک لیست (Consort 2010) و مقیاس (Jadad) در طول زمان (بین سال های 1378 تا 1394) نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    بین سال های 1378 تا 1394 با توجه به معیارهای مطالعه (گروه کنترل داشته باشد، مطالعه بر روی انسان صورت گرفته باشد) در نهایت 36 مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار در مجله طب نظامی به چاپ رسیده است که در 1/61 % از آنها محققین دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) به عنوان نویسنده اول یا مسئول بوده اند. پارامترهای سنجش سطح سلامت جسمی، میزان اگاهی و مهارت و آمادگی، درد، سلامت روانی و اجتماعی به ترتیب 8/63 %، %25، 6/5 % و 6/5 % و مداخلات پوشش و لباس، درمان های دارویی، درمان های غیره دارویی، آموزش، تمرینات ورزشی و سایر نیز به ترتیب در %1/11، %25، %1/11، %8/27، %4/19 و %6/5 از مطالعات را تشکیل داده اند. مطابق با چک لیست (Consort) بهترین گزارش دهی مربوط به ذکر توضیح کامل مقیاس های از پیش مشخص شده برای پیامد های اولیه و ثانویه مطالعه، شامل اینکه چگونه و در چه موقع مورد ارزیابی قرار گرفته اند (6a) بوده و برای بررسی روند Consort و Jadad سالها را به 4 دسته تقسیم نمودیم: 1384 و ماقبل آن، 1385 تا 1387، 1388 تا 1390 و 1391 تا 1394. شاخص Consort تغییرات خاصی نداشته است. بهبود یا افت آنچنانی نداشته است. میانگین امتیاز کارآزمایی های بالینی مطابق با مقیاس Jadad 12/1+78/1 (55/35 % از ماکزیمم امتیاز کل ممکن مقیاس) را بدست آورده اند. مطابق دسته بندی سال ها، شاخص Jadad تغییرات خاصی نداشته است. بهبود یا افت آنچنانی نداشته است.
    نتیجه گیری
    برخی از نقاط ضعف در گزارش دهی از جمله روش تصادفی سازی و کورسازی و ثبت کارآزمایی بالینی می تواند به وسیله استفاده از ابزار استاندارد گزارش دهی در فرایند ساب میت و داوری (از جمله Consort و Jadad) و همچنین برگزاری دوره های آموزشی توسط سردبیران مجله برای محققین و استفاده از مشورت متخصصین متدولوژی بهبود یابد.
    کلیدواژگان: ارزیابی کیفیت چاپ، کارآزمایی بالینی تصادفی شده، مقیاس Jadad، چک لیست CONSORT
  • احسان اسحقی، حسین رستمی، فاطمه رحمتی نجارکلایی*، مریم یعقوبی صفحات 126-134
    زمینه و هدف
    آگاهی تغذیه ای افراد تاثیر مستقیمی بر نوع مواد غذایی مصرفی و نیز عادات غذایی دارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان پیش بینی متغیر دانش تغذیه بر رفتارهای تغذیه ای در کارکنان درمانی یکی از بیمارستان های نظامی شهر مشهد انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه تحلیلی مقطعی از کارکنان درمانی بیمارستان نظامی از نظر دانش تغذیه، رفتار تغذیه ای و مصرف مواد غذایی در سال 1395 مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اطللاعات فردی، دانش تغذیه برای بزرگسالان NKQA (46 سوال)، پرسشنامه عادات و دانش غذایی DHNK (47 سوال) و پرسشنامه بسامد خوراکFFQ (54 آیتم غذایی) بود. برای بررسی ارتباط زیرمقیاس های آشنایی با هرم غذایی، مواد مغذی در غذاها، فواید مواد غذایی از پرسشنامه NKQA و زیرمقیاس های عادات غذایی و دانش غذایی از پرسشنامه DHNK با میزان مصرف مواد غذایی توسط کارکنان درمانی از رگرسیون چندگانه استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه که با حجم نمونه ای از 300 نفر از کارکنان درمانی انجام شد، میانگین سن افراد شرکت کننده 7/30 سال و میانگین نمایه توده بدنی افراد 7/3±7/23 بود. با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن تنها رابطه میان زیربخش عادات غذایی با شاخص توده بدنی معنی دار شناخته شد. نمراتی که کارکنان درمانی زن و مرد در بخش های دانش غذایی و عادات غذایی کسب کرده اند خوب بوده اما در بخش های آشنایی با هرم غذایی، مواد مغذی در غذاها ضعیف و در بخش فواید مواد غذایی متوسط عمل کرده اند. از طرفی نمرات زیرمقیاس های دانش تغذیه (001/0=p) و فواید مواد غذایی (025/0=p) به طور معناداری در زنان بالاتر از مردان بود. نتایج نشان داد، با استفاده از رگرسیون چندگانه، 14 درصد از تغییرات مصرف گروه های مواد غذایی توسط متغیرهای فواید مواد غذایی و دانش غذایی در گروه زنان توضیح داده می شوند. در گروه مردان ارتباط میان دانش تغذیه و عادات غذایی با میزان مصرف گروه های مواد غذایی معنی دار شناخته نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه معنی دار شناخته شدن ارتباط دو زیرمقیاس فواید مواد غذایی و دانش تغذیه با مصرف مواد غذایی در گروه زنان و بیشتر بودن نمرات این دو زیرمقیاس در گروه زنان نسبت به مردان، زنان بیشتر در تغذیه خود از دانش تغذیه بهره می برند و اهمیت بیشتری به سلامت خود می دهند.
    کلیدواژگان: وضعیت تغذیه ای، دانش، رفتار، کارکنان درمانی
  • حمید حجتی، اعظم ساربانی، خلیل علی محمد زاده* صفحات 135-142
    زمینه و هدف
    همسران جانبازان اختلال استرس پس از سانحه جنگی قربانیان غیرمستقیم جنگ می باشند. که در طول زندگی استرس های زیادی را تجربه می کنند. در این میان تجارب معنوی روزانه می توان به عنوان مکانیسم دفاعی و روش حل مسئله در بحران ها و مشکلات زندگی باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط ارتباط تجارب معنوی روزانه با استرس ادارک شده در همسران جانبازان استرس پس از سانحه جنگی انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی همبستگی با روش نمونه گیری تصادفی ساده بر روی 187 نفر از همسران جانبازان استرس پس از سانحه جنگی شهر کاشان در سال 1395 انجام گرفت. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه تجارب معنوی روزانه (DSES) و پرسشنامه استرس ادارک شده Perceived stress scale بود که به روش خودگزارش دهی جمع اوری شد. توسط امار توصیفی (جداول، میانگین و انحراف معیار) و امار استنباطی (ضریب همبستگی اسپیرمن، من ویتنی) تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سن همسران جانبازان 3/3±6/47 سال بود. تجارب معنوی روزانه 9/6±5/31 و میزان استرس ادراک شده 6/2±6/30 بود. ازمون ضریب همبستگی اسپیرمن بین تجارب معنوی روزانه با استرس ادارک شده ارتباط معنی داری را نشان داد طوری که با افزایش میزان تجارب معنوی روزانه میزان استرس ادراک شده در همسران جانبازان کاهش پیدا می نمود.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیرتجارب معنوی روزانه بر کاهش استرس در همسران جانبازان و توجه به بافت فرهنگی و اعتقادات مذهبی و معنوی مردم ایران و اینکه معنویت و مذهب می تواند به عنوان یک روش مقابله ای با استرس و بحران های زندگی باشد که در بروز ناملایمت ها و سختی های زندگی به خصوص در زمان بیماری های مزمن بیشتر اهمیت پیدا می کند. از این روش هابرای سازگاری و بهبود کیفیت زندگی همسران جانبازان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: تجارب معنوی روزانه، استرس ادارک شده، همسران، جانبازان، استرس پس از سانحه جنگ
  • سولماز سادات حسینی ذیجود، زهره رهایی، سید حسین حکمتی مقدم، حسینعلی صادقیان*، عارفه دهقانی تفتی صفحات 143-151
    زمینه و هدف
    آزمایشگاه های تشخیص پزشکی از ارکان اصلی چرخه مراقبت های بهداشتی-درمانی بوده و نقش مهمی در سلامت فرد و جامعه دارند. به دلیل بالا بودن برخورد شغلی با نمونه های مختلف و احتمال ابتلا به بیماری های گوناگون و سایر مخاطرات، آزمایشگاه های تشخیص پزشکی از محیط های مخاطره آمیز برای کسب و انتشار بسیاری از بیماری ها می باشند. هدف مطالعه حاضر بررسی رفتارهای محافظتی پرسنل فنی آزمایشگاه های تشخیص پزشکی دولتی شهر یزد براساس تئوری انگیزش محافظت می باشد.
    روش تحقیق: در این پژوهش مقطعی، 125 نفر پرسنل فنی چهار آزمایشگاه های دولتی شهر یزد، به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. اطلاعات به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر مشخصات دموگرافیک، سوالات مربوط به سازه های تئوری انگیزش محافظت(91 سوال) و رفتار محافظتی(20 سوال) بصورت خودگزارش دهی جمع آوری شد. پاسخ های سازه های تئوری انگیزش محافظت با استفاده از طیف لیکرت 5 قسمتی از کاملا موافق(نمره یک) تا کاملا مخالف(نمره پنج) و در بررسی رفتار از همیشه(نمره صفر)تا هرگز(نمره سه) نمره گذاری شد.
    یافته ها
    میانگین سنی پرسنل فنی آزمایشگاه های تشخیص پزشکی مورد مطالعه، 88/8 ± 32/34بود. بیشتر پرسنل مورد مطالعه زنان (3/63 درصد) بودند. پرسنل آزمایشگاه های تشخیص پزشکی27/75 درصد از نمره رفتار محافظتی را کسب نمودند. رفتار محافظتی با تمام سازه های تئوری ذکر شده بجز شدت درک شده و کارآمدی پاسخ همبستگی مثبت معنی دار داشت. سازه های تئوری انگیزش محافظت توانستند 6/32 درصد از واریانس رفتار محافظتی را پیش بینی کنند که نقش آسیب پذیری درک شده(326/0=β) بیش از سایر متغیرها بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نقش سازه های انگیزش محافظت، ترس، آسیب پذیری و پاداش درک شده را در اتخاذ رفتار محافظتی در پرسنل فنی آزمایشگاه های تشخیص پزشکی تایید می کند، لذا کاستن پاداش های درک شده و افزایش ترس و قبول آسیب پذیر بودن، پذیرش و انجام رفتارهای محافظتی در پرسنل را تسهیل می کند، بنابراین می تواند به عنوان یک اصل در امر آموزش در مراکز بهداشتی-درمانی و آزمایشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تئوری انگیزش محافظت، آزمایشگاه های تشخیص پزشکی، رفتار محافظتی
  • جهانگیر کرمی، پیمان حاتمیان*، آسیه مرادی صفحات 152-157
    زمینه و هدف
    با توجه به اهمیت نقش سربازان در امنیت کشور مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی نوروتیسم و سایکوتیک با گرایش به خودکشی سربازان در پادگان های نظامی شهر کرمانشاه انجام شد.
    روش ها
    روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. نمونه مورد بررسی شامل 435 نفر از سربازان در حال خدمت در پادگان های نظامی شهر کرمانشاه در سال 1395 بود، که به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های شخصیتی «آیزنک» بزرگسالان و پرسشنامه افکار خودکشی «بک» مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیل همبستگی پیرسون و توسط نرم افزار SPSS-18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج یافته های به دست آمده نشان داد که رابطه معناداری بین ویژگی های شخصیتی نوروتیسم و سایکوتیک با گرایش به خودکشی در سربازان وجود دارد. بدین معنا بین سایکوتیک و نوروتیسم با نمره کل افکار خودکشی به ترتیب ضریب همبستگی 41/0 و 39/0 وجود دارد که هر دو در سطح 001/0 P<معنادار هستند.
    نتیجه گیری
    بنابر این با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که ویژگی های شخصیتی نوروتیسم و سایکوتیک توان پیش بینی گرایش به خودکشی سربازان را دارند. به این صورت که هر چقدر خصیصه های نوروتیک و سایکوتیک بیشتر باشد گرایش به خودکشی نیز بیشتر و بالعکس.
    کلیدواژگان: سربازان، نوروتیسم، سایکوتیک، خودکشی
  • میثم شاه حسینی، سید محمد کاظم واعظ موسوی * صفحات 158-168
    زمینه و هدف
    آسیب های ناشی از اشتغال ممکن است موجب فرسودگی شغلی و کاهش کیفیت زندگی شود. توجه به راهکارهای مقابله با این پدیده، مانند فعالیت بدنی یکی از اهداف کلی هر سازمان است، هدف از پژوهش حاضر مقایسه فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی در کارکنان با و بدون فعالیت بدنی یکی از مراکز علمی نظامی بود.
    روش ها
    در این پژوهش علی- مقایسه ای کارکنان نظامی، بر حسب نمونه گیری در دسترس انتخاب و ابتدا با پرسشنامه فعالیت بدنی شارکی به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شده و سپس دو پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و پرسشنامه کیفیت زندگی بهداشت جهانی را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری با کمک نرم افزاز SPSS 20 استفاده شد.
    یافته ها
    در این پژوهش تعداد 100 فرد نظامی با میانگین و انحراف استاندارد 6/8±9/40 سال مورد مطالعه قرار گرفتند که به دو گروه فعال (54 نفر) و غیرفعال (43 نفر) تقسیم شدند. تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد افراد بدون فعالیت بدنی در متغیر فرسودگی شغلی و زیرمولفه های (خستگی عاطفی، مسخ شخصیت) و افراد با فعالیت بدنی در زیر مولفهعملکرد شخصی میانگین بالاتری را کسب نمودند؛ هم چنین در متغیر کیفیت زندگی، افراد با فعالیت بدنی در دو نمره کلی سلامت جسمانی و سلامت روان به همراه زیر مولفه های آن (کارکرد جسمانی، بهزیستی هیجانی، کارکرد اجتماعی و سلامت عمومی) و افراد بدون فعالیت بدنی در (اختلال نقش به خاطر سلامت جسمانی، اختلال نقش به خاطر سلامت هیجانی و درد) میانگین بالاتری نشان دادند. در زیر مولفه انرژی/خستگی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    یافته ها حاکی از آن است که فعالیت بدنی ظرفیت کارکنان نظامی را در جهت بهبود کیفیت زندگی و مقابله با فرسودگی شغلی افزایش داده است. لذا پیشنهاد می شود که فعالیت بدنی به عنوان بخشی از برنامه های راهبردی مراکز نظامی به منظور افزایش بهره وری کارکنان مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اشتغال، نظامی، فعالیت بدنی، فرسودگی شغلی، کیفیت زندگی
  • بهروز ایران نژاد، مهدی صفرآبادی، علی جدیدی * صفحات 169-175
    زمینه و هدف
    حوادث بیولوژیک یکی از مهمترین تهدیدات نظام سلامت و متزلزل کننده پایه های امنیت ملی و ایجاد کننده هراس عمومی در هر کشوری می باشند. در این بین آمادگی بیمارستان ها در برابر چنین حوادثی نقش مهمی در کاهش تلفات و حفظ اقتدار کشورها و افزایش اعتماد مردم به دولتها در برخورد با حوادث و بحرانها دارند. لذا با توجه به اهمیت این موضوع و عدم وجود مطالعات مشابه در کشور، این مطالعه با هدف بررسی میزان آمادگی بیمارستان های استان مرکزی در برابر حوادث بیولوژیک در سال 1395 انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی است و جامعه پژوهش شامل کلیه بیمارستان های موجود در سطح استان مرکزی بوده که شامل 13 بیمارستان دانشگاهی، 2 بیمارستان خصوصی و 3 بیمارستان تامین اجتماعی است. ابزار گردآوری اطلاعات، چک لیست استانداد 120 سوالی آمادگی در برابر حوادث شیمیایی و بیوتروریسم انجمن بیمارستان های آمریکا بود که پس از ترجمه و بومی سازی در این مطالعه به کار گرفته شد. داده ها از طریق مصاحبه با مدیر بیمارستان و مشاهده مدارک و مستندات موجود در سال 1395 گردآوری و با نرم افزار SPSS-16 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میزان نمره کسب شده از 100 در چک لیست آمادگی در برابر حوادث شیمیایی و بیوتروریسم، در قسمت اطلاعات عمومی 36، ارتباطات 27، پاسخگویی به نیاز بیماران 38، سازماندهی 27، پشتیبانی و تدارکات 32، روند معالجات پزشکی 27، آموزش 24، مدیریت و امنیت بیمارستان 8، خدمات روانپزشکی 11 و قابلیت تشخیص 28 بود. میانگین نمره کل آمادگی در برابر حوادث بیولوژیک 26 بود که در محدوده ضعیف می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به پیچیدگی و جدید بودن مباحث مدیریت و آمادگی در برابر حملات بیولوژیک و همان طور که از قبل انتظار می رفت میزان آمادگی بیمارستان های استان مرکزی در این مطالعه در سطح ضعیف ارزیابی شد، که نیازمند توجه مسئولین به این موضوع و ایجاد راه کارها و تمهیدات جدی و سریع جهت افزایش این آمادگی ها می باشد. لذا بررسی میزان آمادگی مراکز درمانی کل کشور در بحران های بیولوژیک و وجود برنامه هایی برای مقابله و پاسخگوئی به آن، یک ضرورت دایمی است.
    کلیدواژگان: بیوتروریسم، بیمارستان، آمادگی، حوادث بیولوژیک
  • وحید سبحانی، محمد مهرتاش*، مهدی فصیحی رمندی صفحات 176-184
    زمینه و هدف
    امروزه مصرف مکمل کافئین در میان ورزشکاران افزایش یافته است. این مکمل دارای اثرات ضدالتهابی است و می تواند عملکرد ورزشی را بهبود بخشد؛ بنابراین، در این تحقیق سعی بر آن داریم تا اثرات این مکمل را بر پاسخ های التهابی و عملکرد دانشجویان نظامی در یک دمای گرم مورد بررسی قرار دهیم.
    روش ها
    15 دانشجوی نظامی مرد سالم پس از تکمیل فرم های رضایت و سلامت در این مطالعه شرکت کردند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه کافئین (8 نفر) و دارونما (7 نفر) تقسیم شدند. آن ها میزان 6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن کافئین و مالتودکسترین را به عنوان دارونما 90 دقیقه قبل از اجرای آزمون مصرف کردند. آزمودنی ها فعالیت هوازی بیشینه خود (آزمون وامانده ساز دوی رفت و برگشت 20متر) را در دمای 38 درجه در تابستان انجام دادند. سپس حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق فرمول مربوطه (تعداد رفت و برگشت با صدای بوق) محاسبه و جهت ارزیابی TNF-α و IL-1β نمونه خونی قبل و بعد از هر آزمون به میزان 5 سی سی از ورید بازویی آزمودنی ها جمع آوری شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد که مکمل کافئین موجب کاهش معنی دار TNF-α (گروه کافئین: 29/5±94/17 و گروه دارونما: 18/7±38/31)، افزایش معنی دار حداکثر اکسیژن مصرفی (گروه کافئین:86/2±73/41 و گروه دارونما: 30/1±88/34) شد و هیچ گونه تاثیر معناداری بر IL-1β (گروه کافئین: 36/3±52/21 و گروه دارونما: 16/3±47/23) نداشت (P≤0.05).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت که مصرف مکمل کافئین 90 دقیقه پیش از فعالیت می تواند منجر به کاهش TNF-α و بهبود عملکرد هوازی در دمای گرم شود.
    کلیدواژگان: عوامل التهابی، حداکثر اکسیژن مصرفی، کافئین، دمای گرم
  • میرمحمد میری، سیدمصطفی حسینی ذیجود* صفحات 185-191
    زمینه و هدف
    به عنوان گام عظیمی در مسیراستانداردسازی آموزش بالینی پزشکی در کشور، تعیین استانداردهای آموزش بالینی درحوزه های کلینیک سرپایی، راندهای آموزشی، گراندراند، گزارش صبحگاهی و ژورنال کلاب توسط وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بعنوان یک پروژه وسیع انجام شده و اطلاعات آن رسما اعلام شده است. در مطالعه حاضر گزارش صبحگاهی در بخش اورژانس بیمارستان نظامی مورد ارزشیابی قرار گرفت و وضع موجود آنرا طبق 54 استاندارد مربوط به گزارش صبحگاهی اعلام گردید.
    روش ها
    مطالعه مقطعی حاضر طی سال 94 به صورت ارزشیابی 48 مورد گزارش صبحگاهی در بخش اورژانس بیمارستان نظامی با استفاده از سه فهرست وارسی شامل مشاهده توسط رزیدنت، مصاحبه ساختارمند با معاون آموزشی یا رئیس بخش، مصاحبه ساختارمند با دستیار ارشد و همچنین بررسی مستندات، 54 استاندارد باید و بهتر است را بررسی کرده است. سپس نمره نهایی مطلق و درصد آن در استانداردهای اجباری و ترجیحی تعیین، رتبه بندی شد.
    یافته ها
    در بخش اورژانس بیمارستان نظامی نتایج 48 مورد گزارش صبحگاهی ارزیابی شد که میانگین امتیاز در استانداردهای اجباری 2/84 % و استانداردهای ترجیحی 9/42 % بود. در بخش اورژانس بیمارستان نظامی در استانداردهای اجباری 3 مورد از 19 مورد و در استانداردهای ترجیحی 20 مورد از 35 مورد تحقق نیافته بود. در مجموع میانگین کل امتیاز کسب شده در مورد تمام استانداردهای گزارش صبحگاهی در بخش اورژانس بیمارستان نظامی 5/63 % بود.
    نتیجه گیری
    وضعیت موجود استاندارد های اجباری گزارش صبحگاهی در بخش اورژانس بیمارستان نظامی مطلوب است با این وجود در مجموع استاندارد های اجباری و ترجیحی گزارش صبحگاهی در بخش اورژانس بیمارستان نظامی نیاز به ارتقا دارد. پیشنهاد می شود جهت تحقق استانداردهای تحقق نیافته با استفاده از راهکارهای پیشنهادی، نظرات و تجربیات مدیران بیمارستانها و بخش ها اقدام شود.
    کلیدواژگان: گزارش صبحگاهی، اورژانس، ارزشیابی، استاندارد
  • محمد علی امانی، کامبیز تحویلداری، رامین کریمیان، علی محمد لطیفی * صفحات 192-201
    زمینه و هدف
    سموم ارگانوفسفره یک گروه از ترکیبات خطرناک هستند که به عنوان عوامل جنگی یا آفت کش های کشاورزی بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته اند. هدف این مطالعه آزمایشگاهی حذف سم دیازینون (به عنوان مدلی برای سموم ارگانوفسفره) از محیط های آبی بوسیله سیلیکای مزوحفره می باشد.
    روش ها
    سیلیکای مزوحفره با روش سل-ژل تهیه شده و تعیین خصوصیات ساختاری با آنالیزهای FTIR، XRD، BET و SEM انجام شد. آزمایش های جذب در سیستم بسته برای بررسی اثر پارامترهای مختلف (مانند pH، زمان، غلظت و دوز جاذب) بر سم زدایی انجام شدند. همچنین مدل های سینینتیکی و ایزوترم های جذب در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس نتایج بدست آمده بالاترین ظرفیت جذب (mg/g 135) بر اساس ایزوترم لانگمویر در 6=pH، غلظتmg/L 50، زمان 50 دقیقه و دوز جاذب g/L 1/0 و همچنین بالاترین درصد حذف (72%) در دوز جاذب g/L 10 از سیلیکای مزوحفره بدست آمده اند. ایزوترم جذب و مدل سینیتیکی به ترتیب مطابق با مدل لانگمویر و معادله شبه درجه دوم بدست آمده اند.
    نتیجه گیری
    با توجه به ظرفیت جذب بالای سیلیکای مزوحفره برای حذف دیازینون، می توان نتیجه گرفت که این ترکیب می تواند به عنوان جاذبی موثر برای سم زدایی سموم ارگانوفسفره از آب مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سموم ارگانوفسفره، سیلیکای مزوحفره، مدل سازی جذب
  • محمدرضا سروش، فرنوش اسدی، مهدی معصومی، مصطفی علامی*، زهره گنج پرور، آزاده زرگریان، مجید مودی صفحات 202-209
    زمینه و هدف
    وجود انواع آسیب های مچ و پا در دراز مدت می تواند باعث کاهش توانایی افراد در انجام امور روزمره، افزایش وابستگی به سایرین و در نتیجه کاهش سطح رضایت از زندگی شود. هدف از این مطالعه بررسی سطح رضایت از زندگی جانبازان مبتلا به اختلالات عصبی-اسکلتی-عضلانی مچ و پا بود.
    روش ها
    در یک مطالعه تحلیلی، جانبازان مبتلا به مصدومیت های مچ و پا از 6 استان، شرکت کردند. معاینات توسط متخصص طب فیزیکی و توانبخشی و کارشناس ارتوپدی فنی انجام شد و پرسشگران آموزش دیده اطلاعات زمینه ای و رضایت از زندگی را جمع آوری کردند. رضایت از زندگی توسط فرم SWLS (Satisfaction with Life Scale) سنجیده شد. نمرات حاصل بین 5 الی 35 متغیر بود و دسته بندی بدین شرح بود: بسیار ناراضی (5-9)، ناراضی (10-14)، کمی ناراضی (15-19)، متوسط (20-24)، راضی (25-29) و بسیار راضی (30-35). محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS 23 انجام شد.
    یافته ها
    میانگین سن 577 جانباز شرکت کننده در زمان مطالعه 2/8±4/52 سال بود. ضایعات عصبی اندام تحتانی شامل سیاتیک 5/24 % (141=N)، فمورال 3/5 % (31=N)، پرونئال 2/28 % (162=N)، تیبیال 8/21 % (126=N) بود. محدودیت در دامنه حرکتی مچ پا در 2/50 % (290=N) وجود داشت. میانگین نمره رضایت از زندگی 1/7 ± 6/17 بود؛ 3/17 % (100=N) از زندگی خود راضی یا بسیار راضی و 0/60 % (346=N) از زندگی خود ناراضی بودند. سطح رضایت متوسط در 7/22 % (131=N) گزارش شد. ارتباط معناداری بین میزان رضایت از زندگی و درصد جانبازی (001/0>P)، تحصیلات (011/0=P) و وضعیت اشتغال (003/0=P) مشاهده شد. سن و مصدومیت های همراه با سطح رضایت از زندگی ارتباط معناداری نداشتند (05/0
    نتیجه گیری
    اکثریت جانبازان مبتلا به اختلالات عصبی-اسکلتی-عضلانی مچ و پا از زندگی خود راضی نیستند. درصد جانبازی، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال با میزان رضایتمندی از زندگی در ارتباط بودند.
    کلیدواژگان: رضایت از زندگی، جنگ، مچ و پا
|
  • Abbas Heydari, Ali Meshkinyazd * Pages 99-105
    Introduction
    Accuracy of Quality of Life in the veterans can determine the therapeutic planning strategies and services to this group. According to the information vacuum about the quality of the printed papers, The aim of this study was to Accuracy of writing of papers related to the quality of life in Veterans.
    Methods
    In this review study, all articles related to the quality of life of veterans were collected by searching through online databases such as siencedirect, PubMed, Magiran and SID in 2006 -2016 with the keywords quality of life, veterans, Iran and 30 articles were reviewed.The accuracy of writing, the abstract, introduction, materials and methods, results, discussion and sourcing a total of 52 variables were examined. Data analysis was performed using SPSS software version 16 and using descriptive statistics and chi-square.
    Results
    Accuracy of writing were as follows %39/3% correct,%48/4 relatively correct, and %12/3 incorrect. Inaccuracy among incorrect writing articles were: abstract %59/7, introduction %62/2, methods and materials %54/2, results %56/9, discussion %65/5, and references %25/3.
    Conclusion
    They have many mistakes in article. Implementations for reducing mistakes in article would result in increasing validity of articles and application of true study results .
    Keywords: Methodology, Quality of Life, Veterans, Iran
  • Mahmood Salesi, Amirhossein Maghari, Ehsan Mohammadi, Mir Saeed Yekaninejad, Ali Ghanbari * Pages 106-125
    Background And Aim
    Randomized Controlled Trials (RCT) are important tools for evidence based health care decisions. The aim of this study was to evaluate the quality of published randomized controlled trials in the Journal of Military Medicine and also follow the trend of changing process of the quality of the report during time.
    Methods
    This study is a journal based assessment. All clinical trials that had been conducted on humans and had a control group during 1999-2015 and were published in the Journal of Military Medicine were included in the current survey. For all articles, data (descriptive) such as year of publication, the university, the sample size and gender of the subjects, the scope of patients, type of outcome, trial and comparison group and the university ethics approval, was extracted. Also, the quality of each clinical trial was carried out by one assessor using CONSORT 2010 and Jadad scale. In this study, in addition to the items individually, the trend of overall score for checklist (Consort 2010) and scale (Jadad) over time (1999 to 2015) were also assessed.
    Results
    Results revealed that 36 RCTs with the consideration of the study criteria (having control group, the study is conducted on humans) were published from 1999 to 2015 in the Journal of Military Medicine. As observed, in 22 (61.1%) of the studies, the first author or the corresponding author were from the Baqiyatallah University of Medical Sciences. The parameters which measured the level of physical health, knowledge and skills and readiness, pain, mental and social health outcomes were 23 (63.8 %) , 9(25 %), 2 (5.6 %) and 2 (5.6 %) reports, respectively. Also, the cover and dress, chemotherapy, other drug therapy, education, training and other interventions were 4 (11.1%), 9 (25%), 4 (11.1%), 10 (27.8%), 7 (19.4%) and 2 (5.6%), respectively. According to CONSORT checklist (7 items), the best report was related to completely defined pre-specified primary and secondary outcome measures, including how and when they were assessed (6a). In order to survey the trend of CONSORT and Jadad during time periods, time periods were divided them into 4 categories; 2005 and before that, 2006 to 2008, 2009 to 2011 and 2012 to 2015. The changes of the CONSORT index is not significant. The average score of RCT according to the Jadad scale was 1.78±1.12 (35.55% of their maximum possible total score of scale). According to the time period categorization, the changes of the Jadad index was not significant.
    Conclusion
    Some of the weaknesses in the quality of reporting, including the method of randomization, blinding and registration of trial can be improved by using standard reporting tools (e.g. CONSORT checklist and Jadad Scale) in the process of submitting and thesis judgment, by training courses held by journal editors for researchers and also by using methodologist's consult.
    Keywords: Quality Assessment, RCT, Jadad Score, CONSORT
  • Ehsan Eshaghi, Hosein Rostami, Fatemeh Rahmati -Najarkolaei, Maryam Yaghoubi Pages 126-134
    Background And Aim
    Nutrition knowledge has a direct impact on food consumption and dietary habits. Therefore, this study was conducted to investigate the predictors of nutrition knowledge on dietary behaviours in one of the military hospitals in Mashhad.
    Methods
    In this analytic cross- sectional study, medical staff were examined in terms of nutrition knowledge, dietary behaviours and food consumption in 2016. The used tools included demographic questionnaire, Nutrition Knowledge Questionnaire for Adults NKQA( (46 items), Dietary Habits and Nutritional Knowledge questionnaire DHNK( (47 items) and Food Frequency Questionnaire )FFQ) (54 items). Multiple regression model was used to investigate the relationship between subscales of NKQA, FFQ, DHNK with the medical staff’s food consumption.
    Results
    This study was conducted on 300 medical staff. The mean age of the participants was 30.7±8.5 years old and the mean BMI was 23.74±3.7. By using Spearman correlation coefficient, there was only a significant relationship between dietary habits and the body mass index. Male and female medical staff had good scores in nutrition knowledge and dietary habits subscales, but had poor scores in familiarity with food pyramid and nutrition content of food and had fair scores in nutrition benefits of foods. Nutrition knowledge p=0.0001) and nutrition benefits of food (p=0.025) subscales scores were significantly higher in the female group. By using the multiple regression model, 14 percent of food consumption variations in the female group are justified by the nutrition benefits of food and nutrition knowledge. In the male group, there is no significant relationship between nutrition knowledge and dietary habits subscales and consumption of food groups.
    Conclusion
    Regarding significant relationship between the two subscales, nutrition benefits of food and nutrition knowledge, and the consumption of food groups in the female group, the higher scores in these subscales in the female group reveals this fact that women are more likely to apply nutrition knowledge in their diets and pay more attention to their health.
    Keywords: Nutritional Status, Knowledge, Behavior, Medical Staff
  • Hamid Hojjati, Azam Sarbani, Khalil Alimmohammadzadeh* Pages 135-142
    Background And Aim
    The wives of war veterans with Post-Traumatic Stress Disorder (PTSD) are the indirect victims of the war which have experienced a lot of stress during their lives. Meanwhile, daily spiritual experiences can be considered as a defensive mechanism and a method for solving their problems in tensions and life problems. Therefore, this study aimed to investigate the relationship between perceived stresses associated with daily spiritual experiences of the wives of war veterans with PTSD.
    Methods
    This descriptive correlational study was performed by simple random sampling on 187 wives of war veterans with PTSD in Kashan during 2015. The Daily Spiritual Experiences (DSES) and Perceived Stress Scales were used for data collection by self-report. Data were analyzed by SPSS 16.
    Results
    The mean age of the patients was 47.6±3.3 years old. Daily spiritual experience was 31.5±6.9 and the perceived stress was 30.6±2.6. Spearman correlation coefficient showed a significant correlation between daily spiritual experiences with perceived stress levels (P=0.005, r= -0.2(. Actually, by increasing the amount of daily spiritual experiences, the perceived stress was reduced in veteran's wives.
    Conclusion
    Considering the Impact of daily spiritual experiences on stress reduction in veteran's spouses, the cultural context, religious and spiritual beliefs of the Iranian people can be used as a way of coping with stress and life crises. These methods have been used to adapt and improve the quality of life of veteran's wives.
    Keywords: Daily Spiritual Experiences, Perceived Stress Levels, Spouses, Veterans, Post-traumatic Stress of War
  • Solmaz Sadat Hosseini Zijoud, Zohreh Rahaei, Seyedhossein Hekmatimoghaddam, Hossein Ali Sadeghian *, Arefe Dehghani Tafti Pages 143-151
    Background And Aim
    Medical Laboratories are one of the major pillars of health care, and play an important role in health of people and society. Labs are hazardous workplaces in terms of acquisition and spread of many diseases due to occupational contact with different specimens from patients as well as other risks. This study evaluated protective behaviors of personnel of state labs in Yazd city based on the protection motivation theory.
    Methods
    In this cross-sectional study, 125 technical staff in four state labs of Yazd city were enrolled by convenience method. Data were collected by a researcher-made questionnaire containing demographic characteristics, constructs of the protection motivation theory (91 questions) and protective behavior (20 questions) which was self-completed. Their responses to constructs of the protection motivation theory were scored using Likert 5-tier scale from strongly agree (score 1) to strongly disagree (score 5), but for evaluation of the behavior it was from always (core 0) to never (score 3).
    Results
    The mean of age of the technical staff in the studied medical labs was 34.32±8.88 years. Women comprised 63.3% of the personnel. The personnel gained 75.27% of the protective behavior score. Protective behaviors showed significant positive correlation with all constructs of the theory except the perceived severity and the response efficacy. Protection motivation theory constructs explained 32.6 % of the variances in protective behavior, in which the perceived susceptibility was the most important predictor (β=0.326).
    Conclusion
    The results of the present study support the role of constructs of protection motivation, fear, vulnerability and perceived reward in increasing protective behaviors of medical laboratory technical staff. So, decreasing the perceived reward, increasing fear and acceptance of vulnerability can augment acquisition and implementation of protective behaviors in staff, and could be considered as a basis in educational programs in health care centers and laboratories.
    Keywords: Protection Motivation Theory, Medical Laboratories, Protective Behavior
  • Jahangir Karami, Peiman Hatamian *, Asiea Moradi Pages 152-157
    Background And Aim
    Given the importance of the role of soldiers in each countries security, this study aimed to investigate the relationship between neuroticism and psychotic personality traits with soldier's suicidal tendencies in the military barracks of Kermanshah city.
    Methods
    The research method was descriptive correlation. The sample consisted of 435 soldiers, currently serving in the military garrison in Kermanshah city in 2016, who were selected by cluster sampling method. They were evaluated by using an adult's personality questionnaire of "Essence" and a suicidal ideation questionnaire of "Beck". Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and regression analysis by the SPSS-18 software.
    Results
    The results showed that there are significant relationships between neuroticism and psychotic personality traits with soldier's suicidal tendencies. This means that the correlation coefficients between psychotic and neuroticism with suicidal ideation score were 0.41 and 0.39 respectively, both of which were significant (P
    Conclusion
    According to the results, it can be said that neuroticism and psychotic personality traits can predict the suicidal behaviors of soldiers. This means that as neurotic and psychotic personality traits grows, the tendency to suicide increases and vice versa.
    Keywords: Soldiers, Neuroticism, Psychotic, Suicide
  • Meysam Shahhosseini, Seyed Mohammad Kazem Vaez Mousavi * Pages 158-168
    Background And Aim
    Damages caused by occupation can cause job burnout and reduce quality of life. Attention to ways to deal with this phenomenon, such as physical activity, is one of the goals of each organization. The purpose of the present study is to compare job burnout and quality of life between physically active and inactive personnel in a scientific military institution.
    Methods
    In this causative-comparative study, military personnel were chosen by accessible sampling method. Based on the results of Sharkey's Physical Activity Questionnaire, they were divided into active and inactive groups. Afterwards, they filled out Maslach Job Burnout and WHO Quality of Life Questionnaires. For the analyses of the data, multivariate analysis of covariance and SPSS 20 were used.
    Results
    In this study, 100 military participants (mean age= 40.93; SD=8.63) were surveyed and they got divided into active (n= 54) and inactive (n=43) groups. Multivariate ANOVA indicated that in the physically inactive group, job burnout and subscales of emotional exhaustion and depersonalization had higher mean scores, and in the physically active group had higher means. Also, with respect to the quality of life variable, physically active individuals showed higher mean scores in both the total scores of physical health and mental health. This is while their component (physical function, emotional wellbeing, social function and general health) and physically inactive individuals showed higher mean scores in role disorder due to physical health, role disorder due to emotional health and pain. There was no significant difference in the energy/fatigue subscale.
    Conclusion
    The findings indicate that physical activity has increased the capacity of military personnel to improve the quality of life and to cope with job burnout. Therefore, it is suggested that physical activity can be used as part of strategic plans of military centers in order to increase staff efficacy.
    Keywords: Occupation, Military, Physical Activity, Job burnout, Quality of Life
  • Behrooz Irannejad, Mehdi Safarabadi, Ali Jadidi * Pages 169-175
    Background And Aim
    Biological incidents are one of the most important threats to the people’s health which can disturb the national security bases and cause public fear in any country. The preparedness of hospitals to deal with such events can play a major role in reducing casualties, maintaining the authority of countries, and increasing the public trust in governments. Given the importance of this issue, and since few similar studies have been conducted in Iran, the present study aimed to assess the biological incidents preparedness of hospitals in Markazi province during 2016.
    Methods
    The present research was a cross-sectional study. The statistical population included all the hospitals of Markazi province, including 14 hospitals of the Arak University of Medical Sciences, 2 private hospitals, and 3 social security hospitals. The data collection tool was the American Hospital Association Chemical and Bioterrorism Preparedness Checklist that contained 120 questions, which was used after translation into Farsi and localization. The data were collected through interviewing with hospital managers and reviewing documents from May to February 2016. At the end they were statistically analyzed in SPSS-16.
    Results
    The mean score of general information, communication, meeting the needs of patients, organizing, support and logistics, process of medical treatments, education, hospital management and security, psychiatric services, and diagnosis on the American Hospital Association Chemical and Bioterrorism Preparedness Checklist were 36, 27, 38, 27, 32, 27, 24, 8, 11, and 28 (out of 100), respectively. In addition, the mean total score of preparedness for dealing with biological incidents was obtained 26, which is considered poor.
    Conclusion
    With regard to the complexity and novelty of issues on management and preparedness for biological incidents, the level of preparedness of hospitals in the Markazi province in this study was evaluated poor, as expected. It requires paying special attention to this issue by the authorities and adopting quick and serious strategies and solutions to increase the preparedness of hospitals. Hence, it is highly necessary to evaluate the preparedness of medical centers across Iran in biological incidents and to develop some programs for dealing with them.
    Keywords: Bioterrorism, Hospital, Preparedness, Biological Incidents
  • Vahid Sobhani, Mohammad Mehrtash *, Mahdi Fasihi-Ramandi Pages 176-184
    Background And Aim
    The consumption of caffeine supplements has increased among athletes. This supplement has anti-inflammatory effects and can improve athletic performance. The aim of the present study was to investigate the effects of this supplement on the inflammatory responses and performance of military students in hot environments.
    Methods
    After completing the consent and health forms, 15 healthy male military students participated in the study. Subjects were randomly divided into two groups of caffeine (n=8) and placebo (n=7). They consumed 6 mg/kg of body weight caffeine and maltodextrin as placebo 90 minutes before test. Subjects performed maximal aerobic exercises (20 meter Shuttle Run exhaustive Test) in hot temperatures (38 centigrade) in summer. At the end, the maximal oxygen consumption was calculated by a formula (Number of shuttles with beeps). In order to evaluate TNF-α and IL-1β, 5 cc blood samples were collected from the brachial vein before and after test.
    Results
    The results showed that caffeine supplements significantly decreased TNF-α (caffeine group: 17.94±5.29, placebo group: 31.38±7.18) and increased VO2max (caffeine group: 41.73±2.86, placebo group: 34.88±1.30). At the same time, no significant differences was seen in IL-1β (caffeine group: 21.52±3.36, placebo group: 23.47±3.16) (P≤0.05).
    Conclusion
    It can be concluded that the consumption of caffeine supplements 90 minutes before exercise may decrease TNF-α and improve the performance in hot temperatures.
    Keywords: Inflammatory Factors, VO2max, Caffeine, Hot Temperature
  • Mir Mohammad Miri, Seyed Mostafa Hosseini Zijoud* Pages 185-191
    Background And Aim
    As a huge step in the consideration of standardization of clinical medical education in the country, determining the standards of outpatients’ clinics, teaching round, ground round, morning reports and journal clubs was done and formally announced by the Ministry of Health and Medical Education. The present research was conducted with the aim of studying the structure of morning report sessions of the emergency department (ED) of a military hospital. The present condition was announced according to 54 standards related to morning reports.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted in an emergency department of a military hospital (n=48) in 2015 in order to evaluate morning reports by using three checklists. These checklists included observed by residents (1), structured interviews with educational assistants or head of departments (2) and senior assistant (3) as well as documentation reviews. The final score and the percentage of mandatory and preferred standards were determined and announced.
    Results
    In the emergency department of a military hospital, 48 morning reports were evaluated, with an average score of 89.5% of the mandatory standard and 45.7% of preferred standards. In the ED of Imam Hossein hospital, 3 out of 19 mandatory standards and 20 out of 35 preferred standards were not covered. Overall, the mean total scores of all standards of morning reports in the emergency department of a military hospital was 63.5%.
    Conclusion
    The results of this study showed that the general structure of morning reports in the studied emergency department of a military hospital was appropriate. This is while, all the standards of morning reports in emergency departments of a military hospital needs to promote. It is suggested that in order to achieve all the needed standards, the experiences and suggestions of hospital administrators must be considered.
    Keywords: Morning Report, Emergency, Evaluation, Standards
  • Mohammad Ali Amani, Kambiz Tahvildari, Ramin Karimian, Ali Mohammad Latifi * Pages 192-201
    Background And Aim
    Organophosphorus pesticides are a group of dangerous substances that were widely used as warfare agents or agricultural pesticides. The aim of this experimental study was to investigate the detoxification of diazinon pesticide (as a model of organophosphorus compounds) from water with mesoporous silica.
    Methods
    The mesoporous silica was produced via sol-gel method and characterized its structure by using XRD, FTIR, BET and SEM techniques. Adsorption tests were carried out in a batch system to study the effect of various parameters (pH, contact time, adsorbent dose and initial concentration) on the detoxification. Also, the kinetic and adsorption isotherms have been investigated in this study.
    Results
    The results showed that the maximum adsorption capacity (135 mg/g) based on Langmuir adsorption isotherm is at pH=6, initial concentration 50 mg/L, 50 min and adsorbent dose 0.1 g/L, and also the maximum removal percentage (72%) was obtained at adsorbent dose 10 g/L. The adsorption isotherm and kinetic model were obtained to be conforming to Langmuir model and pseudo-second order, respectively.
    Conclusion
    Based on the high adsorption capacity of mesoporous silica for diazinon removal, it can be concluded that the mesoporous silica is an effective adsorbent for detoxification of organophosphorus pesticides from water.
    Keywords: Organophosphorus Pesticides, Mesoporous Silica, Adsorption Modeling
  • Mohammadreza Soroush, Farnoosh Asadi, Mehdi Masoumi, Mostafa Allami *, Zohreh Ganjparvar, Azadeh Zargarian, Majid Moudi Pages 202-209
    Background And Aim
    The long term presence of various ankle-foot injuries reduces the individuals’ ability to perform daily activities, increases the dependence on others and will eventually lead to a reduction of life satisfaction. This study aimed to evaluate the life satisfaction of war veterans with ankle-foot neuromusculoskeletal disorders.
    Methods
    The veterans with ankle-foot injuries from 6 provinces, participated in this descriptive study. Medical examinations were conducted by specialists .Trained interviewers gathered demographic and life satisfaction data. Life satisfaction was assessed using the SWLS (Satisfaction with Life Scale) form. Scores ranged from 5 to 35 and the classification was as follow: very dissatisfied (5-9), dissatisfied (10-14), slightly dissatisfied (15-19), moderately satisfied (20-24), satisfied (25-29) and very satisfied (30-35). Statistical analysis was performed using SPSS 23 software.
    Results
    The mean age of 577 veterans at the time of study was 52.4±8.2 years. The nervous lesion at lower limbs included sciatic 24.5% (N=141), femoral 5.3% (N=31), peroneal 28.2% (N=162), tibial 21.8% (N=126). There was 50.2% (N=290) ankle dorsiflexion. Life satisfaction’s mean score was 17.6 ± 7.1. Data showed that 17.3% (N=100) were satisfied or very satisfied and 60.0% (N=346) were dissatisfied. Moderately satisfaction level was reported in 22.7% (N=131). Significant relationships were observed between life satisfaction and disability rate (P0.05).
    Conclusion
    The majority of veterans with ankle-foot neuromusculoskeletal disorders were dissatisfied with life. The disability rate, education level and employment status were associated with life satisfaction.
    Keywords: Life satisfaction, War, Ankle-Foot