فهرست مطالب

پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران - سال پنجم شماره 10 (بهار و تابستان 1396)
  • سال پنجم شماره 10 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیدمحمود سادات بیدگلی* صفحات 9-26
    این مقاله به بررسی چالش اقتصادی و چالش دینی که در کاشان بر سر راه ایجاد ساختار مشروطه وجود داشت، می پردازد. بستر اقتصادی کاشان میراث دار وضعیت نابسامان اقتصادی ایران دوره قاجار بود که پذیرش نظام نوین را با مشکل مواجه می کرد. جامعه کاشان در دوره قاجار جامعه ای ایستاست با عقاید سخت مذهبی که در آن مشروطه و نظام نوین پذیرش نداشت. نوشتن دو رساله کلمات انجمن و رساله انصافیه در جهت تطبیق دادن مشروطه با اسلام جهت متقاعد کردن جامعه به پذیرش نظام نوین صورت گرفت. این پژوهش با استفاده از اسناد،نسخ خطی و منابع اصلی به دنبال آزمون این فرضیه است که «آیا وضعیت اقتصادی و فرهنگی کاشان در دوره قاجار بر پذیرش مشروطه در کاشان تاثیر داشته است؟». یافته های این پژوهش نشان می دهد که وضعیت اقتصادی نابسامان کاشان در دوره قاجار، چالش بزرگی بر سر راه پذیرش نظام جدید بود. وضعیت فرهنگی شهر و ساختار ایستای آن، چالش فرهنگی استقرار نظام نوین بود. نوشتن رساله انصافیه، برای اثبات انطباق مشروطه با اسلام، در جهت کمک به استقرار نظام نوین در کاشان ارزیابی می شود.
    کلیدواژگان: مشروطه، کاشان، چالش اقتصادی، کلمات انجمن، رساله انصافیه
  • محمد مریوانی* صفحات 27-46
    علی رضاخان گروسی در سال 1260ق، در بیجار گروس، به دنیا آمد. در سن 15 سالگی وارد خدمت دولت شد و 54 سال در مشاغل مختلف نظامی و حکومتی به خدمت پرداخت. در سن 18 سالگی به حکومت گروس رسید اما به دلیل تجربه کم، از حکومت معزول شد و از آن پس به مشاغل نظامی پرداخت. از سال 1300 تا سال 1329ق بارها حاکم گروس شد و در طی این سال ها با جدیت در جهت ارتقای گروس تلاش کرد؛ اما اینکه تلاش های ایشان در چه زمینه هاییصورت گرفت و تا چه حدی مثمر ثمر واقع شد؛ مبحثی قابل توجه در این پژوهش است.
    علی رضاخان باآنکه فردی استبدادطلب بود، با آغاز مشروطه و بنا به سیاست روز، به یک مشروطه خواه تبدیل شد؛ اما در سال 1329ق ناگهان به مشروطه و مشروطه خواهان پشت کرد و به سالارالدوله قاجار که برای سرکوبی نهضت مشروطه قیام کرده بود، پیوست. وی با این اقدام تردیدآفرین، همگان را درباره اندیشه ها و اعمالش سردرگم کرد.
    این مقاله بر آن است تا براساس مدارک و منابع معتبر،شخصیت و عملکردعلی رضاخان را، به عنوان شخصی تاثیرگذار در حوادث بزرگ ملی و منطقه ای دوران قاجار، چه قبل از مشروطه و چه بعد از آن، بررسی کند و زمینه ها و عواملی که در تغییر دیدگاه پی درپی وی نسبت به مشروطه دخیل بوده اند را نیز مورد کنکاش قرار دهد.
    کلیدواژگان: علی رضاخان، گروس، مشروطه، امیرنظام گروسی، بیجار
  • ایرج رضایی* صفحات 47-66
    شواهد متعدد و آثارارزشمند برجای مانده نشان از اهمیت شهر کرمانشاه در دوران پیش از اسلام به ویژه در دوره ساسانی دارد، با این حال هنوزدرباره بسیاری از موضوعات مرتبط با این شهر از جمله پیشینه استقرار، زمان دقیق ساخت، صورت اصلی نام شهر در دوران ساسانی یا پیش از آن و نیز وجه تسمیه این نام ابهامات زیادی وجود دارد. کاوش های باستان شناسی منطقه نیز تاکنون نتوانسته است گره گشای این معما باشد؛ زیرا در قیاس با وسعت قابل توجه بقایای ساسانی شهر،کاوش های ناچیزی انجام شده و بنابراین تلاش های صورت گرفته برای کشف احتمالی کتیبه ها و شواهدی از این دست که می توانست به نحوی روشنگری نماید، بی نتیجه مانده است. در سده اخیر براساس نوشته های مورخان پیشین، نظریاتی آمیخته با حدس و گمان درباره نام کرمانشاه در دوران پیش از اسلام ارائه شده است. برخی نیز بر اساس متون پرشمار برجای مانده از دوران اسلامی، به ریشه یابی نام این شهر پرداخته اند. علیرغم تمامی تلاش های صورت گرفته از سوی پژوهشگران مختلف که با بررسی بیشتر منابع موجود، اعم از فارسی و عربی و متون کلاسیک غرب همراه بوده است، کاستی هایی نیز در کار آنها به چشم می خورد که از آن جمله کم توجهی یا بی توجهی به سنت های شفاهی مردم بومی منطقه، لحاظ ننمودن برخی از متون و منابع تاریخی مهم در تحقیقات خود و غفلت آشکار از برخی ویژگی های تاریخی و جغرافیایی این دیار بوده است. در این مقاله ضمن تجزیه و تحلیل نظرات و آراء پژوهشگران پیشین و تمرکز برمنابع و شواهدی که کم و بیش از نگاه آنها مخفی مانده،تلاش شده است تا درباره برخی از موضوعات و ابهامات پیش گفته پیشنهادها یا نکات تازه ای مطرح شود.
    کلیدواژگان: کرمانشاه، وجه تسمیه، کرمینشان، کرماشان، قرماسان، ساسانیان
  • شمس الدین نجمی* صفحات 67-80
    حمله آقا محمدخان قاجار به کرمان پیامدهای گسترده امنیتی و سیاسی در بر داشت. افزایش تکاپوهای هسته های محلی، در جنوب شرق ایران، وضعیت پرمخاطره ای به وجود آورده بود، به گونه ای که احتمال انتزاع سیستان از ایران منتفی نبود. این وضعیت موجب شد تا قدرت مرکزی، برای برقراری امنیت در ایالت کرمان و بازسازی شهر کرمان که بخش عمده ای از زیرساخت های شهری اش را از دست داده بود، حکمرانانی از شاهزادگان عالی رتبه قاجار را به کرمان اعزام کند. در طی حکومت سلسله قاجار روند برقراری امنیت از سوی حکمرانان قاجاری در دستور کار قرار گرفت. در نوشتار حاضر، این موضوع با تاکید بر این مسئله بررسی خواهد شد که روند برقراری امنیت و اداره سیاسی ایالت کرمان در دوره قاجار چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که شاهان قاجار، علی رغم بروز شورش های محلی، با انتصاب شاهزادگان عالی رتبه و دیوانسالاران کهنه کار قاجاری به درجات، به برقراری امنیت و بازسازی شهر ویران شده کرمان پرداختند.
    کلیدواژگان: کرمان، قاجار، لطفعلی خان زند، قتل عام مردم کرمان
  • علیه جوانمردی*، نصرالله پور محمدی املشی صفحات 81-96
    خاستگاه نقشبندیه، ماوراءالنهر و خراسان بود و از این مراکز به سایر مناطق، از جمله کردستان نفوذ پیدا کرد؛ که این مهم در کردستان توسط مولانا خالد شهرزوری بود. چرایی و چگونگی نفوذ شیوخ اورامان بین مردم و نقش آنها در تحولات سیاسی قرن بیستم مسئله محوری این پژوهش می باشد. مشایخ و بزرگان طریقت ها در کردستان به ویژه نقشبندیه، به واسطه حمایت و پشتیبانی مردم از آنها و همچنین با حذف حکومت های محلی، در راستای افزایش نفوذ و اعتبار سیاسی و اجتماعی در عرصه های گوناگون بودند. نفوذ سیاسی شیوخ اورامان در دوران قاجار و به خصوص در زمان مشروطه و پس از آن افزایش یافت. با وقوع جنگ جهانی اول فرمان جهاد در مقابل روس و انگلیس صادر کردند و با جذب مریدان و پیروان بیشتر آنان را به جنگ تشویق نمودند. به طور کلی فعالیت سیاسی طریقت نقشبندیه به خصوص شیوخ اورامان در دوره قاجاریه به بالاترین سطح خود رسیده بود.
    کلیدواژگان: نقشبندیه، شیوخ اورامان، قاجاریه، مشروطه، جنگ جهانی اول
  • نبی الله باقری زاد گنجی *، سید ابوالفضل رضوی صفحات 97-110
    سرزمین طبرستان از جمله مناطقی است که وجه تسمیه و حدود جغرافیایی آن مورد مناقشه بسیاری بوده است. این عنوان به طور رسمی در دوران قبل از اسلام و بخشی از دوران اسلامی (تا پایان سده هشتم هجری) کاربرد عام داشته است. از این زمان به عللی نه چندان مشخص جای آن را کلمه مازندران گرفت. دگرگونی در نام و نشان این منطقه راهبردی از حیث اهمیت تاریخ و هویت محلی مسئله مهمی است که هدف نوشتار حاضر قلمداد می شود. این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی، ضمن توجه به پیشینه طبرستان و ماهیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن، جایگزینی عنوان مازندران را برای حدود جغرافیایی مورد نظر بررسی می کند. حاصل تحقیقات نشان می دهد که وجه تسمیه طبرستان با ساکنان حاضر در آن و نام گذاری مازندران با ویژگی های جغرافیایی آن تناسب بیشتری داشته است. گستره سیاسی این محدوده جغرافیایی به ویژه در دوره اسلامی نیز، بنابر عللی همچون رقابت های خاندانی، درگیری های داخلی و توسعه طلبی حکام، در نوسان بوده است.
    کلیدواژگان: طبرستان، مازندران، تپورستان، پتشخوارگر، تپوری ها، تاریخ محلی
  • محمد رضایی* صفحات 111-122
    بر خلاف دیدگاه رایج، که ایالت آذربایجان را فاقد تاریخ نگاری محلی در قرون اولیه می داند و شروع آن را به ادوار متاخرتر نسبت می دهد، آغاز تاریخ نگاری محلی آذربایجان هم زمان با سایر مناطق روی داده است. در فهرست های موجود اشاره های گذرا و پراکنده ای به تواریخ محلی آذربایجان شده است. تاریخ نگاری محلی این ایالت از اخبار فتوحات شروع شده و طی قرون بعدی، با فراز و نشیب هایی تداوم یافته، ولی اکثر این آثار در حوادث ایام از بین رفته اند. در این میان، عوامل تاثیرگذار بر تکوین و تداوم تاریخ نگاری محلی آذربایجان در برخی مولفه ها؛ اشتراکات و افتراقاتی با سایر مناطق ایران دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، سیر تاریخ نگاری محلی آذربایجان، از ابتدای شکل گیری تا شروع تاریخ نگاری معاصر، را بررسی و ضمن شناسایی علل و زمینه های تاثیرگذار، تفاوت های آن با سایر مناطق را روشن کند و پاسخی برای این سوال بیابد که تاریخ نگاری محلی در آذربایجان از چه زمانی آغاز شد و علل و زمینه های توجه به آن کدامند؟
    کلیدواژگان: آذربایجان، تاریخ محلی، مزارنگاری، دوره ایلخانان، دوره صفوی
  • کشواد سیاهپور * صفحات 123-136
    بیگلربیگی کهگیلویه و بهبهان در عصر صفوی از موقعیت و جایگاه سیاسی اجتماعی بالایی برخوردار بود. البته این جایگاه، پس از سقوط صفویه و نابسامانی کشور در دوره های افشاریه و زندیه، متزلزل شد؛ بنابراین، به دنبال درگیری و تقابل مدعیان زند و قاجار، منطقه مذکور سیاست تمایل و جانبداری قاجارها را پیشه کرد. با این حال، حدود دو دهه بعد از روی کار آمدن قاجار و شیوه رفتار و عملکرد آنها، ولایت مزبور به تدریج از ثبات و امنیت دور شد و شورش هایی علیه حکمرانان جدید صورت گرفت. بیشتر این شورش ها، به دلیل تحصیل مالیات و جبایت آن بود. با وجودی که ولایت مذکور بافت ایلی و عشیره ای داشت و اتحاد آنان می توانست موجب دردسر حاکمان قاجاری شود؛ تصمیم گیران حکومت قاجار، با سیاست هوشمندانه و دیپلماسی درست موفق به اداره طولانی مدت منطقه گشتند. این مقاله، با رویکردی توصیفی تحلیلی، موقعیت و جایگاه سیاسی ولایت بهبهان و کهگیلویه را در ارتباط با حکومت قاجار مورد مداقه قرار داده است. یافته ها نشان می دهد، حاکمان قاجار در اعمال سیاست های خویش، موفق بودند و این روند را تا پایان حفظ و تداوم بخشیدند.
    کلیدواژگان: کهگیلویه، بهبهان، زندیه، قاجاریه، سیاست، مالیات
  • جهانبخش ثواقب*، مهدی صلاح، پرستو مظفری صفحات 137-156
    ایالت کردستان، مقارن دوره قاجار،در زمینه تالیف تاریخ های محلی حیات بالنده ای داشته است. تواریخ محلی تواریخی هستند که گرایش های زیست بوم نگاری پررنگی دارند. این تاریخ ها، به دلیل نگاه مورخان از پایین به بالا، محتوایی متنوع دارند؛ لذا در بررسی تاریخ اجتماعی حائز اهمیت هستند.یکی از مهم ترین نمونه های این تواریخ، تاریخ سلاطین هورامان است. این کتاب، در عهد مظفری، با محوریت سلسله سلاطین هورامان و در منطقه هورامان کردستان نگارش یافته است. خاندان سلاطین هورامان، از امرای حاکم بر بلوک هورامان،از بلوکات تابع ایالت کردستان ایران به مرکزیت سنندج بودند که تاسال 1284ق. خاندان کرد اردلان بر این ایالت حکومت می کردند. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان آثار عرضه شده در کردستان، از صدر قاجار تا پایان عهد مظفری، به جز کتاب تحفه ناصری از میرزا شکرالله سنندجی، که برخی دیدگاه های نوین نسبت به تاریخ نویسی داشته است، بقیه تواریخ از جمله تاریخ سلاطین هورامان به سبک و سیاق مورخان سنتی نگارش یافته است.
    کلیدواژگان: کردستان، خاندان اردلان، هورامان، قاجار، سلاطین هورامان، تاریخ نگاری محلی
  • محمد شورمیج * صفحات 153-168
    خاندان اسحاقیه در غرب گیلان، به خصوص منطقه فومن، سالیان زیادی (از قرن هفتم تا دهم هجری) دارای قدرت و فرمانروایی بودند.این خاندان از دوره مغول، با حکومت های گوناگونی در ایران مواجه شدند و غالبا، به استقلال، در منطقه فرمانروایی می کردند؛ ولی در زمان حکومت صفویه، به ویژه از اواخر دوره شاه اسماعیل اول، قدرت سیاسی آنها زوال یافت و تقریبا مطیع دولت مرکزی شدند. سرانجام، این خاندان در زمان شاه عباس اول، در سال 1000ق، به دلیل رقابت درون منطقه ای و سیاست تمرکزگرایی دولت مرکزی، از بین رفتند.
    در این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی موقعیت سیاسی و اجتماعی حکام اسحاقیه در غرب گیلان عصر صفوی، و رابطه آنها با حکومت صفوی و آل کیا در شرق گیلان، پرداخته می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان اسحاقیه، با استفاده از موقعیت جغرافیایی و جایگاه مناسب خاندان خود، توانستند سالیان متمادی در غرب گیلان حکومت کنند.
    کلیدواژگان: خاندان اسحاقیه، بیه پس گیلان، حکومت صفوی، حکومت محلی آل کیا
  • طهمورث مهرابی*، هاشم آقاجانی صفحات 169-180
    شهر شوش یکی از شهرهایی است که به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت جغرافیایی خاص، دارای اهمیت ویژه ای در تاریخ ایران بوده است. این شهر، به دلیل داشتن پیشینه تاریخی، به خصوص در دوره ایلامیان و هخامنشیان، از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار بود و یکی از مناطق کلیدی و سرنوشت ساز در تاریخ این دوران به شمار می رفت. در عهد ساسانیان، با اینکه شوش در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و از اهمیت تجاری- اقتصادی ویژه ای برخوردار بود، اما بیشتر مدارک و شواهد نشان دهنده سقوط سیاسی اقتصادی این شهر در این دوره است. این پژوهش، تلاش دارد تا به روش تاریخی و با استفاده از مدارک و شواهد تاریخی و یافته های باستان شناسی، همچنین با تکیه بر منابع این دوران، به جایگاه و اهمیت شهر شوش و دلایل افت و سقوط آن در دوره ساسانیان بپردازد.
    کلیدواژگان: مشروطه، کاشان، چالش اقتصادی، کلمات انجمن، رساله انصافیه
  • ملیحه زمانی *، بدرالسادت علیزاده مقدم صفحه 181
    یکی از درخشان ترین دوره های تاریخ شهر اصفهان، دوره حکمرانی سلجوقیان است. چنان که مورخین این دوره از این شهر با نام «خیر البلاد» یاد کرده اند. بدون تردید از جمله عوامل موثر در اهمیت اصفهان دوره سلجوقی، وضعیت اقتصادی و تجاری این شهر بوده است. این پژوهش برآن است که، با تکیه بر داده های تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، به تبیین عوامل موثر در رونق و اعتلای وضعیت اقتصادی و تجاری اصفهان در عهد سلاجقه بپردازد. پرسش اصلی که این مقاله بر اساس آن سامان یافته، این است که چه عواملی سبب اعتلا و شکوفایی اوضاع اقتصادی و تجاری اصفهان عصر سلجوقی بوده است؟ در پاسخ به سوال فوق این فرضیه مطرح می شود که سلاطین بزرگ سلجوقی (429-485ق)، علاوه بر درک امکانات و شرایط مناسب شهر اصفهان، با ایجاد ثبات و امنیت و اتخاذ سیاست های مالی و عمرانی مناسب، در جهت حمایت از تولیدکنندگان و صنعتگران، نقش موثری در رونق اقتصادی و تجاری اصفهان در این دوره ایفاء کردند.
    کلیدواژگان: مشروطه، کاشان، چالش اقتصادی، کلمات انجمن، رساله انصافیه
|
  • Seyyed Mahmood Sadatbidgoli * Pages 9-26
    This paper will examine economic and religious challenges that existed in Kashan which must be dealt with in creation of a constitutional structure. Kashan economic context, in which the new system would be deployed, was the heir of unorganized economic situation of Iran in the Qajar era that made accepting the new system more difficult. In the Qajar era, Kashan was a static society with strict religious beliefs that did not accept constitution and modern system.Two letters essays of “Kalamā t-e Anjoman” and “Resā ley-e Ensā fiye” for reconciling Constitution with Islam to accept the new system. This study was done by using archival records, manuscript & original sources to answer this hypothesis that: “economic and cultural situation of Kashan had affected the acceptance of the constitution in the Qajar era”. The findings of this study have indicated that the deteriorating economic situation of Kashan in the Qajar era was a major challenge in the way of accepting the new system. Cultural situation of the city and its static structure were cultural challenges for establishing modern system. Writing essays by scholars of Kashan to prove compliance of the constitution with Islam is evaluated as a mean to help establishing the new system in Kashan. In this paper, the two aforementioned challenges and ways out of it are analyzed.
    Keywords: Constitution, Kashan, economic challenges, Kalam? t-e Anjoman, Res? ley-e Ens? fiye
  • Irajrezaie * Pages 47-66
    importance of Kermanshah city during the pre-Islamic, especially in Sassanid period. However, there are many ambiguities about many topics related to this city, including history of settlement, the exact date of construction, the original name of the city in the Sassanian era or before it, and the appellation of this name. Archaeological excavations could not solve this problem because of the inadequacy of excavations in comparison with Considerable extent of Sassanid's remains of this city. So, up to now, any effort to find inscriptions and similar evidences that could solve this problem has been inconclusive. Over the last century some theories, mixed with guesses about the name of Kermanshah during the pre-Islamic period, have been offered based on writings of ancient historians. Some scholars have done efforts, based on numerous texts remaining from the Islamic period, to find the roots of the city's name. Despite all the efforts done by various researchers, accompanied by exact studies of Persian, Arabic and classical western sources, some shortcomings are evident in their works the most important of which is paying little, or no attention at all to oral traditions of indigenous people; neglecting some important historical sources in their research; and vividly neglecting some historical and geographical characteristics related to this region. In this research, in addition to the analysis of previous ideas and focus on previously neglected sources and evidences, we attempt to offer some new suggestions or remarks about the above-mentioned issues and questions.
    Keywords: Kermanshah, appellation, Kerminshan, Kermashan, Qermasan, Sassanian
  • Shamseddin Najmi * Pages 67-80
    Agha Mohammad Khan invasion to Kerman had great security and political consequences. The increasing strugg les made local heads in southwestern Iran had created a hazaddous situation to that extent that the soperation of Sistan region from Iran was probable. This condition caused the high- ranking Qajar princes to Kerman atate to establish security there and to reconstruct it which a huge part of its urban foundations had been destroyed. During the Qajar ruling dynasty the process of establishing security was put into agenda by the Qajar rulers. The present study by focusing on how the process of the security establishmen and political administration of the Kerman state were undergone in Qajar era, has been carried out. The finding of the study reveal that the Qajar rulers despite the existing local revolts, set out to establish security and to reconstruct the destroyed city of Kerman via appointing the high-ranking princes and experienced and skillful bureacrats of the Qajar dynasty.
    Keywords: Kerman, Qajar, Lotf-Ali Khan of the Zand dynasty, the massacre of Kermani people
  • Alie Javanmardi *, Nasrollah Pourmohammadi Amlashi Pages 81-96
    The origin of the Naghshbandiyeh was Transoxian and Khorasan and from these centers found its way into other regions, including Kordestan province which this important measure was taken by Mawlana Khaled Shahrzouri. Why and how the Huraman sheikhs (sufi outhorities) in fluenced among the public and their role in the political developments of the 20th century AD. Is the focus of the present study. The sheikhs and dignitaries of the sufi seets in Kordestan, particularly Naghshbandiyah, due to the people’s support as well as through seizing the local rules power were in line with increasing their political social inflwence in various realms. The political influence of the Ouraman sheikhs was issued and encouraged them to fight against the two aforesaid governments. Generally speaking, the political activitis of the Naghshbandi sect, particularly the Ouraman shaikhs reached its Zenith during the Qajar era.
    Keywords: Naghshbandiyeh, the Ouraman sheikhs, the Qajar dynasty, Constitutionalism, world war I
  • Nabiolah Bagherizadganji * Pages 97-110
    Tabarestan land is such areas that its appellation and geographical domains have been the case of many conflicts. This title officially was used commonly through pre- Islamic and part of Islamic era ( up to the end of eighth AH century ). From this time for no obvious reasons Mazandaran which for long time was used along with Tabarestan took its place instead .Changes for the name of this strategic region in terms of history importance and local identity is an important question that this essay is considered. This article is done by a descriptive – analytical approach, and considering to the history of Tabarestan and its political, cultural, and social nature study the replacement of Mazandaran title for geographical proximity of the case. Research results show that the Tabarestan appellation with its inhabitants has been more appropriate than Mazandaran with its geographical characteristics. It also should be noted that the political spectrum in this geographical area, particularly in the Islamic period due reasons such as clan rivalries, internal conflicts, and rulers expansion was fluctuated, so it is not possible to determine its exact boundaries.
    Keywords: Tabarestan, Mazandaran, Tpvrstan, Padishkhargar, Tapors, Local history
  • Keshvad Siyahpour * Pages 123-136
    The biglarbeygi of the Kohgiluye and Behbahan enjoyed a high pohtical and social position in the Safavid era. Undoubtedly, this position after the fall of the Safavid dynasty and during theAfshar and Zand periods became unstable, therefore, following the involvement and confronting of the pretender to the thron of the Zand and Qajar reigns, the aforesaid region employed the policy of its tendency and inclination of the Qajarreign. Never the less, aout two decades after the rise power of the Qajar dynasty and their behavior and performances, the above – mentioned region gradually lost its security and some revolts were oceured against the new rulers. These revolts mostly were due to tax-taking. Although this states possessed tribal context and their unity could make trouble for the Qajar rulers, the decision-makers of the Qajar rule, y employing smart policy and proper diplomacy succeded to rule over the territory for a ling time. The cuttent paper, through application the descriptive analytical approach, examines the political situation of Behbahan and city in regard with the Qajar dynasty. The findings indicate that the Qajar rulers in exerting policies were successful and continued the policy up to their collapse.
    Keywords: Kuhgiloye, ehbagan, Zandynasty, the Qajar dynasty, policy, tax
  • Jahanbakhsh Savagheb*, Mehdi Salah, Parastou Mozaffari Pages 137-156
    The Kosdestan atate in coincidence with the Qajar era, found its enlightened summit and position in compiling the lical histories. The local histories are those types of histories which possess a strong ecosystemography trends. These kinds of histories, due to their view from bottom to the top, involve a variety of contents and for this reason are of great significance in the social history studies. One of the best examples of these histories is the history of the Ouraman sultans. This book has been written with the focus on the Ouraman sultans dynasty in the Ouraman region of Kordestan province. The Ouraman sultans family were originally from the rulers of the Ouraman block, one of the blocks which was ruling by the Kordestan state of Iran and Sanandaj was its capital, and up to 1284 AH, was ruled under the leadership of the Kurd Ardalan family. Thr finding of the study show that among the works presented in Kordestan state from the rise to power of the Qajar dynasty to the collapse of the Mozaffarid reign, except Tohfe-ye Naseri of Mirza Šokr-Allah Sanandaji who had some modern approachers towarde the historiography, the remaining of the histories including the history of the Ouraman sultans have been written according to the historiansʾ traditional method.
    Keywords: Kordestan, Ardalan family, Ouraman, Qajar, the Ouraman sultans, local historiography
  • Mohammad Shoormeij * Pages 153-168

    Eshaqiyeh family has had the power and the kingdom in the West of Guilan, especially in the region Fouman for many years of the seventh to tenth century Hijri. This family was faced of the Mongol period in Iran with a variety of government and were often with the independence of the kingdom in the region. In the reign of the Safavid, particularly in the late period Shah Ismail I, in terms of political power weakened and they were pretty docile the central government. Finally, this family were destroyed at the time of Shah Abbas I in the year 1000 Hijri for intra-regional competition and central government centralized policies. In this reseach , with method descriptive and analytical , had studied Political and social situation Eshaqiyeh rulers in the Guillan at the Safavid period and were paid their relationship with the Safavid and Al Kia in east Guilan. The results research show that Eshaqiyeh family with using Geographical position and the appropriate family, Could ruled west of Gilan for many years.
    Keywords: Biyh pas Guilan, family Eshaqiyeh, the Safavid government, local government
  • Tahmores Mehrabi *, Hashem Akhajani Pages 169-180
    Because of being located in a geographical position, some cities had special and significant importance in Iran history, Susa is one of them. This city has had great position due to its historical precedence in Elam and Achaemenid era and was regarded as one of the key places in the history of Iran. Susa had significant commercial-political position in Sasanian era because of being located in the way of the Silk road, however, most of the evidences are indicative of its eco-political fall in Sasanian era. Thus using historical evidences and documents, archeological findings and historical method and also relying on the references of that era, this paper attempts to investigate the position and significance of the Susa and the reasons of its fall in Sasanian era. First the geographical position of Susa is mentioned then with regard to its geographical position the reasons of its fall in Sasanian era are discussed.
    Keywords: Parthian, Susa, Shapur ll, Christian, Sasanian
  • Malihe Zamani *, Badr-O Sadat Alizade Moghaddam Page 181
    One of the most prominent eras in the history of the city of Esfahan was the governing era of Saljukid dynasty, such that the historians in that era have considered the city as “Kheir-ol Belad / city of welfare”. One of the effective factors in importance of Esfahan in Saljukid era was undoubtedly the economic and commercial conditions of this city. Relying on historical data and by the descriptive/analytical approach, this study tries to explain the effective factors in development of the economic and commercial conditions of Esfahan in Saljukid era. The main question that this paper is dealing with is about the factors that have flourished Esfahan economic and commercial situations in Saljukid era. In responding to the above question, the assumption to considered that in addition to understanding the appropriate facilities of the city of Esfahan, the great rulers of Saljukid dynasty (429-485 H.) played an effective role in that era, by creating sustainability, security and making proper financial and civil policies decisions, in supporting the producers and industrial people.
    Keywords: Esfahan, Great Saljukid rulers, economy, commerce