فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 13 (1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/01/31
  • تعداد عناوین: 108
|
  • صدیقه رستمی ، سوسن جباری، شیرین مجاور صفحه 1
    هدف
    والدین دارای کودک استثنایی به دلیل مشکلاتی که به خاطر فرزندشان با آن رودررو شده‏ اند، نیاز به الگوهای سازگاری و حمایتی قوی دارند. هدف از این پژوهش بررسی رابطه تنظیم شناختی هیجان و تاب‏ آوری در خانواده‏ های دارای کودکان استثنایی با نقش واسطه ای ذهن‏ آگاهی است.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع همبستگی بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نرم‏افزار SPSS نسخه 21 به کار گرفته شد. در این پژوهش از پرسشنامه تاب آوری خانواده (سیکبی، 2005) و پرسشنامه تنظیم شناختی-هیجان (گارنفسکی، 2001) و پرسشنامه ذهن آگاهی (بائر، 2006) استفاده گردید. نمونه شامل 264 والدین (پدرومادر) دانش آموز (105 پسر و 159 دختر) بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ایاز مدارس مختلف انتخاب شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد تنظیم شناختی-هیجان توان پیش بینی تاب آوری را دارد. همچنین، همبستگی تنظیم شناختی-هیجان با تاب آوری (0٫36r=، 0٫01>p) و با ذهن آگاهی (0٫42r=، 0٫01>p) مثبت و معنادار و همبستگی بین تاب آوری و ذهن آگاهی نیز مثبت و معنادار است (0٫17 r=، 0٫01p<).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این تحقیق هریک از ابعاد تنظیم شناختی-هیجان تاب آوری را پیش بینی می کند. درصورتی که متغیر واسطه ای ذهن آگاهی در فهم و درک رابطه بین تنظیم شناختی و تاب آوری اساسی نیست.
    کلیدواژگان: نظیم شناختی-هیجان، تاب آوری، ذهن آگاهی، خانواده های کودکان استثنایی
  • لیلا سرتیپ زاده، مریم قاسمی سیچانی، هاجر مجاهدی صفحه 2
    زمینه و هدف
    این مقاله به تحلیل وضعیت معماری سه فضای آموزشی کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم در شهر اصفهان، پرداخته است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و با بررسی مطالعات انجام شده دربارهٔ خصوصیات معمارانه فضاهای آموزشی لازم برای کودکان مبتلا به اختلالات اوتیسم در کشورهای مختلف جهان، به کمک چک لیست محقق ساخته و ابزار مشاهده، صورت گرفته است.
    یافته ها
    یافته های پژوهش، حاکی از آن است که معماری فضاهای آموزشی اوتیسم موجود در شهر اصفهان، مناسب با نیازهای خاص مبتلایان به این دسته از اختلالات، نیست؛ به طوری که هیچ یک از این سه مرکز، توانایی کنترل نوری مجزایی ندارد. درخصوص سازمان دهی فضا در 100درصد این مراکز، از دیوارهای خمیده استفاده نشده است. دررابطه با عامل حریم و فضای شخصی، در هیچ یک از این مراکز، فضایی برابر با 22٫76 مترمکعب به ازای هر کودک وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    باوجودآنکه فضاهای آموزشی بررسی شده در شهر اصفهان، به لحاظ روش های آموزشی استفاده شده در آموزش کودکان اوتیسم، موفقیت هایی را کسب کرده اند، این فضاها مناسب وضعیت افراد مبتلا به این دسته از اختلالات نیست.
    کلیدواژگان: تحلیل معماری مراکز آموزشی، اختلالات طیف اوتیسم، شهر اصفهان
  • سارا کیخا، فرهاد کهرازئی صفحه 3
    زمینه و هدف
    در جهان دغدغه برانگیز کنونی، اگر افراد نتوانند زندگی کاری لذت بخشی را تجربه کنند، با مشکلات جدی در سلامت روان روبه رو می شوند. ازاین رو دینداری نقش مهمی در سلامت روان دارد؛ لذا هدف این پژوهش رابطهٔ دینداری در کار با تاب آوری و شادکامی در میان معلمان مدارس استثنایی شهر زاهدان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهٔ آماری را تمامی معلمان مدارس استثنایی شهر زاهدان شامل دوره های ابتدایی و متوسطهٔ اول و متوسطهٔ دوم، در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل دادند. با روش نمونه گیری دردسترس، تعداد 135 نفر به عنوان نمونهٔ آماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامهٔ دینداری در کار لین و نوتون و واندروین، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس شادکامی هیل و آرگیل جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره به کار گرفته شد. داده ها به کمک ویراست 21 نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    باتوجه به نتایج حاصل از داده ها، بین مولفه های دینداری در کار (ارتباط، معنا، اجتماع، پرهیزگاری و واگذارکردن) با تاب آوری در معلمان مدارس استثنایی رابطهٔ مثبت و معناداری وجود دارد (0٫001>p). نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای پیش بینی تاب آوری معلمان مدارس خاص نشان داد که مولفهٔ معنا، مهم ترین پیش بینی کنندهٔ تاب آوری در این معلمان است (0٫004>p)؛ همچنین نتایج مشخص کرد: بین مولفه های دینداری در کار (ارتباط، معنا، اجتماع، پرهیزگاری و واگذارکردن) با شادکامی در معلمان مدارس استثنایی رابطهٔ مثبت و معناداری مشاهده می شود (0٫001>p). نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیره هم زمان برای پیش بینی شادکامی معلمان مدارس خاص بیان کرد که مولفهٔ اجتماع، مهم ترین پیش بینی کنندهٔ شادکامی در این معلمان است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد یاری جستن از ایمان و باورهای دینی در کار، سبب ارتقای تاب آوری و ایجاد شادکامی در معلمان مدارس استثنایی، جهت مقابله با تنیدگی ها و پریشانی های روان شناختی ناشی از فشارکاری و خستگی های ناشی از آموزش دانش آموزان، می شود.
    کلیدواژگان: دینداری در کار، تاب آوری، شادکامی، معلمان مدارس خاص
  • فرهاد کهرازئی، سحر هاشم زهی، بهزاد ریگی کوته صفحه 4
    زمینه و هدف
    تالاسمی ماژور از بیماری های بسیار شایع ژنتیکی و مزمن در جهان و در کشور ایران است. تالاسمی مانند هر بیماری مزمن دیگر، از جنبه های جسمی و آثار جانبی درازمدت، بر اکثر ارگان های بدن تاثیر گذاشته و همچنین دارای تاثیرات روان شناختی نیز است؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر مولفه های اضطراب بیماران به تالاسمی نوع ماژور انجام شد.
    روش بررسی
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون، با گروه کنترل بود. برای انجام پژوهش ابتدا از میان بیماران زن مبتلا به تالاسمی ماژور مراجعه کننده به بیمارستان علی اصغر شهرستان زاهدان، تعداد 24 بیمار به شیوهٔ هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامهٔ اضطراب بدنی و شناختی و رفتاری لرر و وولفلک 1982 ارزیابی شدند. مداخلهٔ مبتنی بر رفتار درمانگری شناختی گروهی در گروه آزمایش، به مدت هشت جلسهٔ 60دقیقه ای اجرا و برای تحلیل داده ها از کواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    باتوجه به نتایج، آموزش گروهی مبتنی بر رفتار درمانگری شناختی، میزان اضطراب را در مولفه های بدنی و شناختی و رفتاری گروه آزمایش در مرحلهٔ پس آزمون کاهش داد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می شود که از مداخلات مبتنی بر رفتار درمانگری شناختی، به عنوان روشی کارآمد، برای کاهش میزان اضطراب بیماران دچار تالاسمی نوع ماژور استفاده شود.
    کلیدواژگان: رفتار درمانگری شناختی، اضطراب، تالاسمی ماژور
  • محسن سعیدمنش، فاطمه نژاد اکبری راور صفحه 5
    زمینه و هدف
    لکنت شناخته شده ترین اختلال درزمینهٔ روانی گفتار بوده و باوجود بررسی های گسترده هنوز به صورت اختلالی چندبعدی باقی مانده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر گفتاردرمانی همراه با رفتاردرمانی شناختی مدیریت استرس بر کاهش شدت لکنت افراد 12 تا 18 سال، در شهر اصفهان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش را تمامی نوجوانان دختر دارای لکنت بین سنین 12 تا 18 سال تشکیل دادند که در پاییز و زمستان سال 1396 به کلینیک های دولتی و خصوصی گفتاردرمانی شهر اصفهان مراجعه کردند. به روش نمونه گیری دردسترس تعداد 34 نفر انتخاب شدند. از این نمونه 17 نفر در گروه آزمایش و 17 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گفتاردرمانگر آن ها پیش آزمون را انجام داد. هم زمان با جلسات گفتاردرمانی جلسات رفتاردرمانی شناختی برای گروه آزمایش انجام شد؛ سپس از آن ها پس آزمون به عمل آمد. ابزار استفاده شده در این پژوهش آزمون شدت لکنت SSI4 بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) با نرم افزار SPSS نسخهٔ 23 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج بهبود معناداری در نمرات بسامد و دیرش و رفتارهای فیزیکی همراه در گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل نشان داد (0٫001>p)
    نتیجه گیری
    براساس نتایج پژوهش حاضر، گفتاردرمانی همراه با رفتاردرمانی شناختی مدیریت استرس می تواند به بهبود لکنت نوجوانان بیانجامد؛ بنابراین، می توان از گفتاردرمانی و رفتاردرمانی شناختی مدیریت استرس هم زمان برای بهبود لکنت در افراد و درمان سریع تر آنان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: گفتاردرمانی، رفتاردرمانی شناختی، لکنت
  • محسن سعیدمنش، مهدیه عزیزی صفحه 6
    زمینه و هدف
    برای والدین دارای فرزند مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم، پذیرش بیماربودن فرزندشان دشوار است. هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر میزان پذیرش و سبک های دفاعی مادران دارای فرزند اوتیسم با مکانیسم دفاعی انکار بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری را مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسمی مراجعه کننده به مراکز کودکان استثنایی شهرستان اصفهان در سه ماههٔ اول سال 1394، تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، 40 زن انتخاب شدند که حداقل دارای یک فرزند اوتیسم بوده و در مقیاس انکار نمرهٔ بیشتری کسب کرده بودند. پرسشنامه های سبک های دفاعی DSQ و پذیرش و عمل، نسخهٔ دوم AAQ-2، برای آن ها به کار گرفته شد؛ سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در هشت جلسهٔ 90دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت. مجددا از هردو گروه پس آزمون به عمل آمد. از روش تحلیل کوواریانس به منظور تحلیل نتایج استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که پذیرش مادران تحت مداخله به طور معناداری افزایش یافته (0٫032=p) و میزان استفادهٔ آنان از سبک های دفاعی رشدنایافته کمتر شده است (0٫011=p).
    نتیجه گیری
    برمبنای نتایج این پژوهش می توان به درمان گران درحیطهٔ کار با والدین دارای فرزند مبتلا به اوتیسم توصیه کرد: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را جهت افزایش پذیرش مادران و کاهش استفاده از سبک های دفاعی رشدنایافته به کار گیرند.
    کلیدواژگان: اوتیسم، مکانیسم دفاعی انکار، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
  • روشنک وصالی محمود، حسن احدی، محمدباقر کجباف، حمیدطاهر نشاط دوست صفحه 7
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر، مداخلهٔ آموزشی ذهن آگاهی به عنوان مداخلهٔ آموزشی ای برای کاهش اختلالات روان شناختی استفاده شده توسط پژوهشگران و روان شناسان بالینی در حوزهٔ بزرگسالان و نوجوانان در ایران و کودکان در کشورهای دیگر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این مداخلهٔ آموزشی با تمریناتی ویژهٔ کودکان بر کاهش اضطراب آزمون کودکان ایرانی انجام گرفته است.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری پژوهش، شامل دانش آموزان دبستانی (کودکان 9 تا 12 سالهٔ) ایرانی در سال 94 بود. به همین منظور، به شیوهٔ نمونه گیری در دسترس، 234 کودک از دو استان تهران و مرکزی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (117 نفر) و گواه (117 نفر) قرار گرفتند. مداخلهٔ آموزشی به مدت 9 هفته (8 جلسه) بر روی کودکان گروه آزمایشی صورت گرفت. طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و ابزار سنجش متغیر وابستهٔ پرسشنامهٔ اضطراب آزمون (TAI) بود. داده های به دست آمده با روش آماری آزمون تحلیل کوواریانس و نیز آزمون t تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که مداخلهٔ آموزشی ذهن آگاهی کودکان منجر به کاهش نمرهٔ اضطراب آزمون کودکان گروه مداخلهٔ آموزشی در مقایسه با گروه گواه شد(0٫001> و 10٫645=F).
    نتیجه گیری
    مداخلهٔ آموزشی ذهن آگاهی با افزایش مهارت های ذهن آگاهانه کودک می تواند اضطراب آزمون در کودکان دبستانی را کاهش داده و بنابراین به کارگیری آن به عنوان ابزاری برای کاهش اضطراب آزمون به روان شناسان، معلمان و پژوهشگران حیطهٔ کودک معرفی می شود.
    کلیدواژگان: مداخلهٔ آموزشی ذهن آگاهی، کودک، اضطراب امتحان
  • فریناز طبیب زاده، فیروزه سپهریان آذر صفحه 8
    زمینه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس از بیماری های نورولوژیک مزمن و شایع است که با مشکل های روان شناختی ازجمله تاب آوری کم و نشخوارذهنی همراه است. این امر لزوم مداخلات روان شناختی را در این بیماران ضروری می سازد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تاب آوری و نشخوار ذهنی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری را تمامی اعضای انجمن بیماران مولتیپل اسکلروزیس شهرستان ارومیه تشکیل دادند. 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس و داوطلبانه از بین جامعهٔ آماری انتخاب شده و به تصادف در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند و به پرسشنامه های تاب آوری CD-RISC و نشخوارذهنی RRS پاسخ دادند. گروه آزمایش به مدت 13 جلسهٔ یک ونیم ساعته درمان شناختی رفتاری را تجربه کردند. سپس هر دو گروه بعد از اتمام جلسات و یک ماه بعد مجددا به پرسشنامه های تاب آوری و نشخوارذهنی پاسخ دادند. داده های پژوهش به کمک روش های توصیفی و استنباطی آنالیز کواریانس، تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد که بعداز مداخله بین گروه آزمایش و کنترل در میزان افزایش تاب آوری و کاهش نشخوار ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p) و بعد از یک ماه نیز این تاثیرات پایدار بودند (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    درمان شناختی رفتاری روشی اثربخش برای افزایش تاب آوری و کاهش نشخوار ذهنی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس است.
    کلیدواژگان: تاب آوری، درمان شناختی رفتاری، نشخوار ذهنی، مولتیپل اسکلروزیس
  • منصوره باغبان وحیدی، عباسعلی حسین خانزاده، ناهید ندائی صفحه 9
    زمینه و هدف
    کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در مهارت های اجتماعی با مشکلات فراوانی روبه رو هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباط موثر به والدین کودکان مبتلا به اوتیسم بر بهبود مهارت های اجتماعی این کودکان انجام شد.
    روش بررسی
    روش این پژوهش از نوع شبه تجربی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان مادران کودکان 4 تا 13ساله مبتلا به اوتیسم از مرکز اوتیسم تهران در سال تحصیلی 95-1394، 24 نفر برحسب شرایط ورود به پژوهش، انتخاب شده و به شکل تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از انجام پیش آزمون به کمک پرسشنامهٔ مهارت اجتماعی کودکان پیش از دبستان، فرم والدین گرشام والیوت 1990، به گروه آزمایش طی 8 جلسه، مهارت های ارتباط موثر آموزش داده شد. در پایان، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده های حاصل با آزمون تحلیل کوواریانس، تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که کودکان گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل ازنظر میزان مهارت های اجتماعی عملکرد بهتری داشتند (0٫001>p). در گروه آزمایش میانگین و انحراف استاندارد مهارت های اجتماعی در پیش آزمون به ترتیب 21٫75 و 3٫74 و در پس آزمون 31٫27 و 22٫92 به دست آمد؛ ولی در گروه کنترل میانگین و انحراف استاندارد آن در پیش آزمون 22٫58 و 1٫16 و در پس آزمون 22٫92 و 1٫62 بود.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که آموزش مهارت های ارتباط موثر به والدین کودکان مبتلا به اوتیسم، می تواند در طراحی برنامه های مداخله ای برای این کودکان استفاده شود.
    کلیدواژگان: اوتیسم، ارتباط موثر، مهارت های اجتماعی
  • مجید صالح جونقانی، یلدا کاظمی، طاهره سیما شیرازی صفحه 10
    هدف این تحقیق، تعیین روایی و پایایی بخش ژست ها از فرم اول فهرست تکامل برقراری ارتباط مک آرتور-بیتز (MCDI) در کودکان فارسی زبان شهر اصفهان بود.
    مطالعه از نوع اعتبار یابی بود. برای تعیین روایی صوری و محتوایی بخش ژست ها، از روش لاوشه استفاده شد و در ابتدا فرم تعدیل یافته برای 1 0 کارشناس گفتار و زبان فرستاده شد. سپس طی یک پیش آزمون، مشکلات اجرایی بررسی شد و برآوردی احتمالی از محتوای آیتم های فرم تعدیل یافته از دید والدین مشارکت کننده در پیش آزمون به دست آمد. سپس برای مطالعه روایی-پایایی، به شکل تصادفی به 1 1 مرکز بهداشت در شهر اصفهان، مراجعه شد و فهرست MCDI توسط 1 1 5 نفر از والدین تکمیل شد. به منظور برآورد پایایی آزمون-باز آزمون تعداد 3 0 نفر از والدین مجددا فهرست را به فاصله زمانی 1 5 تا 3 0 روز تکمیل کردند. پایایی درونی فهرست برحسب آلفای کرونباخ و پایایی بیرونی فهرست برحسب آزمون-باز آزمون محاسبه شد.
    بخش ژست های MCDI برحسب شاخص نسبت روایی محتوا (CVR (Content validity ratioدارای روایی محتوایی معادل با 0 ٫ 9 1 بود. با توجه به میزان آلفای کرونباخ 0 ٫ 9 6 2 این بخش از پایایی درونی مناسبی برخوردار بود و با توجه به میزان همبستگی بین نمرات فهرست در دو مرتبه تکمیل آزمون که معادل با 0 ٫ 9 2 5 بود و (0 ٫ 0 5 <p) فهرست تکرارپذیری مطلوبی داشت.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی، ژست ها، فهرست تکامل برقراری ارتباط مک آرتور، بیتز
  • ملاحت امانی صفحه 11
    زمینه و هدف
    ناتوانی یادگیری غیرکلامی به عنوان نقص در پردازش اطلاعات غیرکلامی با عملکرد ضعیف در کارکردهای اجرایی، همراه است که منجربه مشکلات تحصیلی می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تقویت کارکردهای اجرایی بر پیشرفت تحصیلی کودکان دارای ناتوانی یادگیری غیرکلامی اجرا شد.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری این پژوهش شامل دانش آموزانی با ناتوانی یادگیری بود که در سال تحصیلی 94-93 به مرکز اختلالات یادگیری شهر شیروان مراجعه کرده بودند. حجم نمونهٔ این پژوهش 30 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی پایه دوم تا پنجم، دارای ناتوانی یادگیری غیرکلامی بود. دانش آموزان دارای ملاک های تشخیصی ناتوانی یادگیری غیرکلامی در دو گروه کنترل و آزمایش به صورت همتاسازی قرار گرفتند. برای پیش آزمون و پس آزمون از آزمون های استانداردشده حساب، آزمون تشخیص توانایی خواندن و آزمون نوشتن محقق ساخته استفاده شد. برای گروه آزمایش درطول 12 جلسهٔ درمانی، تکالیف تقویتی کارکردهای اجرایی را تمرین کردند.
    یافته ها
    با کنترل اثر پیش آزمون از طریق آزمون تحلیل کوواریانس، بین پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای خواندن، نوشتن و ریاضی تفاوت معناداری وجود داشت (0٫001
    نتیجه گیری
    تقویت کارکردهای اجرایی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری غیرکلامی موثر است.
    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، ناتوانی یادگیری غیرکلامی، پیشرفت تحصیلی
  • فهیمه السادات صاحبی، علیرضا بادله صفحه 12
    زمینه و هدف
    اهمیت استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در مدارس باید با حفظ استانداردهای ارگونومی باشد. این مطالعه با هدف شناسایی رابطهٔ ارگونومی کلاس های هوشمند و تاثیر آن بر سلامت عمومی فراگیران انجام گرفت.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع کاربردی و همبستگی بود که در سال 1394 انجام شد. با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد 540 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایهٔ ششم ابتدایی مشغول به تحصیل در کلاس های هوشمند شهرستان بهشهر، انتخاب شدند. حجم نمونه، با استفاده از جدول کرجسی ومورگان 225 نفر تعیین شد. برای سنجش ارگونومی کلاس هوشمند که دارای مولفه های بیولوژیکی و فنی و مکانیکی بود، داده ها با استفاده از پرسشنامهٔ محقق ساخته جمع آوری شدند. جهت سنجش سلامتی از پرسشنامهٔ استاندارد سلامت عمومی گلدبرگ و هیل استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و بررسی فرضیه های تحقیق با آزمون همبستگی پیرسون و نیز رگرسیون انجام شد
    یافته ها
    یافته های تحقیق نشان می دهد که بین مولفه های ارگونومی کلاس های هوشمند (معیارهای بیولوژیکی، معیارهای فنی مدرسه و عوامل مکانیکی) با سلامتی عمومی فراگیران رابطهٔ مثبت وجود دارد.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج این مطالعه هر چه نمرهٔ ارگونومی در کلاس های هوشمند افزایش یابد میزان سلامت دانش آموزان وضعیت مطلوب تری خواهد داشت.
    کلیدواژگان: ارگونومی، کلاس های هوشمند، ویدئو پروژکتور، تابلو هوشمند، سلامت
  • ندا ذبیح الله، نگین مرادی، مجید سلطانی، محمود لطیفی، محمد مقامیان زاده صفحه 13
    زمینه و هدف
    عواملی مثل جنسیت، مقطع تدریس و مشخصات دانش آموزان، می توانند خطر ابتلا به مشکلات صوتی را تشدید کنند. این مطالعه با استفاده از پرسشنامهٔ «شاخص معلولیت صوتی»، مشکلات صوتی معلمان زن مقطع ابتدایی را در مدارس استثنایی و مدارس عادی، با هم مقایسه کرد.
    روش بررسی
    در این پژوهش مقطعی، تعداد 88 نفر از معلمان زن مقطع ابتدایی شهر اهواز، با طیف سنی 26تا40 سال، شامل 44 نفر از مدارس استثنایی و 44 نفر از مدارس عادی شرکت کردند. نمونه ها با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و ازنظر سوابق تدریس با هم منطبق شدند. شرکت کنندگان پرسشنامهٔ شاخص معلولیت صوتی را تکمیل کردند و به علت توزیع غیرنرمال داده ها، نمرات پرسشنامهٔ دو گروه با استفاده از آزمون های من ویتنی و کای دو با هم مقایسه شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین دو گروه در زیرآزمون جسمی (0٫010=p) و امتیاز کلی پرسشنامه (0٫011=p) و فراوانی امتیاز بیشتر از 14٫5(0٫040=p)، تفاوت معنادار بود و معلمان زن مقطع ابتدایی در مدارس استثنایی (2٫333 =OR)، بیش از دو برابر معلمان مدارس عادی، در خطر ابتلا به مشکلات صوتی بودند.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج مطالعهٔ حاضر، سلامت صوتی معلمان زن مدارس استثنایی مقطع ابتدایی، درمقایسه با همکاران شان در مدارس عادی، درمعرض خطر بیشتری است؛ لذا برگزاری کلاس های آموزشی متخصصان، به منظور افزایش آگاهی و آموزش تکنیک های پیشگیرانه از مشکلات صوتی، برای این گروه از معلمان، در اولویت قرار دارد.
    کلیدواژگان: شاخص معلولیت صوتی، صدا، مدارس ابتدایی، معلم
  • صمد رحمتی، زهرا بهزادی صفحه 14
    زمینه و هدف
    دیسکوپاتی کمر بیماری شایع و پرهزینه بوده و علت مهم ناتوانی افراد است. علاوه بر ناتوانی جسمی، پریشانی های روانی نیز در این بیماران مشاهده می شود؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع باورهای وسواسی در بیماران دیسکوپاتی کمر و مقایسهٔ آن با افراد سالم است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. تعداد 100 نفر (50 بیمار دیسکوپاتی کمر و 50 نفر افراد سالم) با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. نمونه ها پرسشنامهٔ مشخصات فردی و باورهای وسواسی OBQ-44 را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری t مستقل تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 86درصد از بیماران واجد باورهای وسواسی بودند و دربارهٔ مولفه های باورهای وسواسی، 98درصد درزمینهٔ «کمال طلبی و قطعیت»، 90درصد درزمینهٔ «احساس مسئولیت و ارزیابی خطر و تهدید»، 52درصد درزمینهٔ «عامل عام»، 40دصد درزمینهٔ «اهمیت و کنترل افکار» و 8درصد درزمینهٔ «انجام کامل امور» واجد باورهای وسواسی بودند. مقایسهٔ دو گروه نشان داد درزمینهٔ «باورهای وسواسی (کل)» (p<0.001)، کمال طلبی و قطعیت (p<0.001)، احساس مسئولیت و ارزیابی خطر تهدید (p<0.001) و عامل عام (p<0.001) تفاوت معنادار بود؛ ولی درزمینهٔ اهمیت و کنترل افکار و انجام کامل امور تفاوت معنادار مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    باورهای وسواسی با فشار روانی که ایجاد می کنند می توانند با اختلال در انقباض پایهٔ عضلانی سبب نامتعادل شدن انقباض عضلات اطراف ستون فقرات و آمادگی برای دیسکوپاتی کمر شوند.
    کلیدواژگان: باورهای وسواسی، دیسکوپاتی کمر، افراد سالم
  • علیرضا آقایوسفی، زهرا استادیان خانی، ملیحه فدایی مقدم صفحه 15
    زمینه و هدف
    مشکلات جسمانی می تواند تبعاتی به صورت بیماری های روانی یا روان تنی به همراه داشته باشد و درمان مشکلات روانی همزمان با معلولیت های جسمی حرکتی می تواند از درد و رنج این افراد بکاهد. به دلیل اهمیت موضوع هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تصویر بدنی و هراس اجتماعی معلولین جسمی حرکتی بود.
    روش بررسی
    جامعهٔ پژوهش حاضر شامل 200 نفر معلول حرکتی سازمان بهزیستی شهر قم بود که از میان نمونه ای شامل 30 نفر پسر (15 نفر گروه کنترل و 15 نفر گروه آزمایش) با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود و شرکت کنندگان در یک مداخلهٔ 2٫5 ماهه به مدت 8 جلسهٔ 120 دقیقه ای آموزش دیدند. سپس با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای پرسشنامه های هراس اجتماعی کانور و پرسشنامهٔ تصویر بدنی کش و میولکا اطلاعات لازم جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث افزایش رضایت دربارهٔ خود بدن (p<0.0001) رضایت از بخش های مختلف بدن (p<0.0001) شد ولی در نگرش به وزن تاثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین مداخلهٔ گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد تاثیر معناداری بر خرده مقیاس های ترس (p<0.0001)، اجتناب (p<0.0001)، فیزیولوژی (p<0.0001) و نمره هراس اجتماعی (p<0.0001) داشت.
    نتیجه گیری
    گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود تصویر بدنی و هراس اجتماعی معلولین جسمی موثر بود.
    کلیدواژگان: گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد، تصویر بدنی، هراس اجتماعی
  • ایوب ایرانشاهی، محمود قلعه نویی صفحه 16
    زمینه و هدف
    هدف این پژوهش استخراج شاخص های کیفیت دسترسی در شهر دوستدار سالمند برای سالمندان دارای ناتوانی های جسمی حرکتی و ارزیابی آن در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان است.
    روش بررسی
    این پژوهش ازنظر روش توصیفی تحلیلی بود. برای جمع آوری اطلاعات در آن از مطالعه های کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. ابتدا به استخراج شاخص های ممهم تر مرتبط با کیفیت دسترسی پرداخت. برای سنجش برخی از شاخص ها، تعداد 100 پرسشنامه استفاده و بعضی شاخص ها نیز براساس روابط تعریف شدهٔ نگارندگان و استانداردها سنجش شد. درنهایت با استفاده از نرم افزار SPSS سنجش میزان مطلوب بودن تمامی شاخص ها انجام شد.
    یافته ها
    دسترسی به سرویس های بهداشتی با 82درصد مطلوب بودن، دسترسی به فضاهای استراحت و نشستن با 78درصد و نداشتن موانع عبوری در مسیرهای پیاده رو با 82درصد، شاخص های مطلوب تر شناخته شدند. محل های عبور عابران پیاده با 13درصد مطلوب بودن، ورودی ساختمان ها ازنظر رمپ و پلهٔ استاندارد با 31درصد و همچنین عبور و پارک وسایل نقلیه در مسیرهای پیاده رو با 32درصد، شاخص های ضعیف تر در این خیابان بودند.
    نتیجه گیری
    باوجود مشکل هایی همچون وجود وسایل نقلیهٔ موتوری در پیاده روها که با کیفیت هایی مانند راحتی، آسایش سالمندان در ارتباط بوده، به نظر می رسد بررسی این کیفیت ها امری ضروری است؛ زیرا هر کدام از این کیفیت ها در فضاهای شهری راه را برای رسیدن به شهر دوستدار سالمند هموار می کند.
    کلیدواژگان: طراحی شهری، شهر دوستدار سالمند، دسترسی، سالمندان، ناتوانان، خیابان چهارباغ عباسی اصفهان
  • سیدمحمدصادق حسینی، مهدی رصافیانی، مهردخت مزده، حجت الله حقگو، سحر نورانی قرابرقع صفحه 17
    زمینه و هدف
    اوقات فراغت به عنوان یکی از جنبه های مهم زندگی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس تحت تاثیر عوامل متعددی می تواند قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر خستگی، افسردگی و اختلالات شناختی بر اوقات فراغت این افراد است.
    روش بررسی
    دراین مطالعهٔ تحلیلی مقطعی 35 نفر از افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در محدودهٔ سنی 21تا55 سال از کلینیک های کاردرمانی شهر همدان به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. افراد شرکت کننده پرسشنامه های اوقات فراغت تندنویس و مقیاس شدت خستگی، تست افسردگی بک و آزمون کوتاه وضعیت روانی را تکمیل کردند. داده ها نیز با استفاده از SPSS نسخهٔ 16 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاکی از آن بود که بین میزان شرکت در اوقات فراغت با شدت خستگی (0٫022=p و 0٫385-=r) و همچنین بین میزان اوقات فراغت با مقدار افسردگی (0٫002=p و 0٫499-=r) همبستگی مشاهده شد؛ اما بین میزان مشارکت در اوقات فراغت با مقدار شناخت (0٫226=r) همبستگی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    رابطهٔ معنادار بین اوقات فراغت با افسردگی و خستگی، نشان می دهد که افزایش میزان خستگی و افسردگی موجب کاهش زمان اوقات فراغت در بیماران مولتیپل اسکلروزیس می شود.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، فعالیت های اوقات فراغت، خستگی، افسردگی، شناخت
  • شهاب مرادی، علی محمد رضایی، سیاوش طالع پسند صفحه 18
    زمینه و هدف
    اختلال زبان نوشتاری یکی از اختلال های شایع دانش آموزان است. تشخیص درست و به موقع این اختلال گام اولیه و مهم در درمان، آموزش و پژوهش محسوب می شود. در این پژوهش به نقد و بررسی ابزار ها و روش های تشخیص این اختلال توسط پژوهشگران پرداخته شد.
    روش بررسی
    روش این پژوهش توصیفی-علی مقایسه ای بود که از روش کتابخانه ای برای جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شد. جامعهٔ آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهش های صورت گرفته در زمینهٔ اختلال زبان نوشتاری بود که تعداد 36 پژوهش معتبر از سایت های معتبر داخلی نمایه کنندهٔ دستاورد های علمی و پژوهشی به عنوان نمونهٔ پژوهش به روش هدفمند انتخاب شد. روش های تشخیصی و ابزارهای مرتبط با اختلال زبان نوشتاری در این پژوهش ها استخراج شد و با استفاده از نرم افزار SPSS به تحلیل نتایج به دست آمده پرداخته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد پژوهشگران داخلی به طور قالب از تشخیص ملاک محوری برای تشخیص اختلال بیان نوشتاری استفاده کرده اند (30 تشخیص از مجموع 36 تشخیص) که براساس راهنمای تشخیص آماری و اختلال های روانی (DSM-5) معتبر شناخته نشده است، زیرا مولفه های دقیق اختلال در این تشخیص روشن نمی گردد. همچنین سطح و میزان اختلال به هنجار جامعه معلوم نمی گردد. همچنین نتایج نشان داد ضعف دیگر ملاک محوری آن است که در به کار بردن ملاک های واحد و معتبر نیز توافق معناداری مشاهده نمی شود.
    نتیجه گیری
    تشخیص های صورت گرفته تامل برانگیز است و در تشخیص اختلال براساس ملاک های به کار رفته تشتت زیادی مشاهده می شود؛ بنابراین ساخت ابزار های استاندارد برای تشخیص اختلال زبان نوشتاری اهمیت فراوان دارد.
    کلیدواژگان: زبان نوشتاری، اختلال یادگیری، املا
  • رضا پاشا، فرزانه گل شکوه صفحه 19
    زمینه و هدف
    هوش هیجانی مجموعه ای از قابلیت های غیرشناختی است که توانایی فرد را در سازگاری با مقتضیات محیطی و فشارهای حاصله افزایش می دهد، لذا هدف اصلی پژوهش حاضر، تاثیر آموزش هوش هیجانی بر سازگاری و پرخاشگری دانش آموزان پسر با اختلالات هیجانی و رفتاری شهرستان دزفول بود.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر بین سنین 11 تا 14 ساله بود که به مرکز درمانی شفای دزفول مراجعه کرده بودند. از بین آن ها تعداد 32 نفر (16 نفر گروه کنترل و 16 نفر گروه آزمایش) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس سازگاری دانش آموزان دبیرستانی، و آزمون پرخاشگری استفاده شد. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد سپس گروه آزمایش به مدت 16 جلسهٔ 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند.
    یافته ها
    داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کواریانس چندمتغیره و یک متغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش هوش هیجانی باعث افزایش سازگاری (0٫001
    نتیجه گیری
    با استفاده از آموزش هوش هیجانی به دانش آموزانی که دارای اختلال هیجانی، رفتاری هستند می توان سازگاری آن ها را افزایش، پرخاشگری آن ها را کاهش داد و در نهایت موجب افزایش کیفیت زندگی آن ها در تعامل با خانواده و اجتماع شد. در واقع این پژوهش هماهنگ با پژوهش هایی است که نشان می دهد، هوش هیجانی عاملی تاثیر گذار و تعیین کننده در موقعیت های زندگی واقعی مانند موفقیت در مدرسه و تحصیل، موفقیت در شغل و روابط بین شخصی است.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، پرخاشگری، سازگاری اجتماعی، عاطفی، اختلالات هیجانی ورفتاری
  • آرزو حسن وند، ابوالفضل صالحی، آرمان احمدیان، مهدی رهگذر صفحه 20
    زمینه و هدف
    روش های زمان وابسته در تحلیل پارامترهای آکوستیکی صدا دارای محدودیت های فراوانی هستند، درحالی که طی یافته های جدید روش های فرکانس وابسته در ارزیابی کیفیت کلی صدا دارای حساسیت تشخیصی بالایی اند. ازاین رو این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های آکوستیک افراد طبیعی فارسی زبان با استفاده از پارامترهای برجسته ترین قلهٔ سپسترال (Cepstral Peak Prominence یا CPP) و برجسته ترین قلهٔ سپسترال تعدیل شده (Cepstral Peak Prominence-Smoothed یا CPPS) انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعهٔ تحلیلی-مقطعی بر روی 200 فرد فارسی زبان (100 مرد و 100 زن) انجام شد. از تکلیف کشیدن واکهٔ /آ/ در بلندی راحت و خواندن متن استاندارد برای تعیین ویژگی های آکوستیک صدای این بیماران استفاده شد. تحلیل آکوستیک با استفاده از نرم افزار «Speech Tool»، برای محاسبهٔ پارامترهای CPP و CPPS در تمام نمونه های صوتی صورت گرفت و داده های به دست آمده با به کمک آزمون آماری تی مستقل تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین CPPS در گروه مردان در هر دو تکلیف کشیدن واکهٔ /آ/ و خواندن متن به طور معنا داری با گروه زنان تفاوت داشت (0٫001
    نتیجه گیری
    مردان فارسی زبان از زنان فارسی زبان کیفیت صدای بهتری دارند که می تواند با الگوی شکاف خلفی چاکنایی به عنوان پدیده ای معمول آناتومیک در جمعیت زنان ایرانی مرتبط باشد. همچنین به نظر می رسد دو پارامتر آکوستیک CPP و CPPS پاسخگوی ارزیابی کیفیت صدا در جمعیت فارسی زبان هستند.
    کلیدواژگان: تحلیل سپسترال، بزرگسالان فارسی زبان، کیفیت کلی صدا
  • محمدجواد آقاجانی، عباسعلی حسین خانزاده، بهمن اکبری، مژینه السادات میر ارض گر صفحه 21
    زمینه و هدف
    داشتن فرزند، یکی از نقاط قوت روابط زن و شوهر است. با وجوداین، حضور کودک دچار ناتوانی یا بیمار، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش زا است. تحقیق حاضر، با هدف بررسی تاثیر آموزش مثبت نگری اسلامی در کاهش احساس خشم و رضایت از زندگی مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با گروه ناهمسان و پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعهٔ مطالعه شده را مادران با کودکان با نیازهای ویژهٔ شهر رودسر تشکیل داد. نمونه گیری به صورت داوطلبانه صورت گرفت، سپس 30 نفر نمونه گیری شده، به تصادف به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت چندجلسه تحت آموزش مثبت نگری اسلامی قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامهٔ خشم و رضایت از زندگی بود. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کواریانس و نرم افزار آماری SPSS نسخهٔ 18 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان احساس خشم و رضایت از زندگی مادران در مرحلهٔ قبل از مداخله و بعد از مداخله اختلاف معناداری دارد (p<0.001) همچنین در متغیرهای احساس خشم و رضایت از زندگی مادران، بین گروه مداخله و گروه کنترل، اختلاف معنادار بود (p<0.001).
    نتیجه گیری
    باتوجه به ثمربخش بودن آموزش مثبت نگری اسلامی بر کاهش احساس خشم و افزایش رضایت از زندگی، آموزش این منابع در راستای مقابله با فشار روانی مادران کودکان با نیازهای ویژه پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: مثبت نگری اسلامی، خشم، رضایت از زندگی، کودکان با نیازهای ویژه
  • زهره علی عسگری، امیر قمرانی صفحه 22
    زمینه و هدف
    بزرگ کردن کودک دارای نیازهای ویژه (مانند کودک دارای بیش فعالی-نقص توجه)، شرایط خاصی را برای والدین فراهم می کند که این شرایط همراه با تجربه اضطراب و افسردگی است و چون هیچ راهی برای رهایی و خلاص شدن از این شرایط وجود ندارد، فرد احساس گرفتاری می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر ابرازگری هیجانی بر احساس گرفتاری مادران کودکان بیش فعال در شهر اصفهان انجام شد.
    روش بررسی
    طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش حاضر تمامی مادران با فرزند مبتلا به اختلال بیش فعالی-نقص توجه در شهر اصفهان بود. نمونه گیری در این مطالعه به صورت خوشه ایتصادفی چندمرحله ای بود و تعداد 30 کودک از طریق مقیاس سنجش بیش فعالی کانرز انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش، مقیاس احساس گرفتاری (گیلبرت و آلان، 1998) بود. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 9 جلسهٔ 1 ساعتهٔ درمانی ابرازگری هیجانی شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش ابراز گری هیجانی بر احساس گرفتاری بیرونی (0٫001p≤) و گرفتاری درونی (0٫001p≤) تاثیر معناداری دارد.
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش ابرازگری هیجان، می توان از این روش برای کاهش مشکلات روان شناختی این گروه از مادران بهره برد.
    کلیدواژگان: ابراز گری هیجان، بیش فعالی، نقص توجه، احساس گرفتاری
  • مریم اسبقی، هوشنگ طالبی، احمد عابدی، غلام رضا منشئی، احمدعلی فروغی صفحه 23
    زمینه و هدف
    بررسی اثربخشی آموزش برنامهٔ شناختی رفتاری مارتین بر کاهش ناتوان کنندهٔ رفتارهای انگیزشی و خودناتوانی یادگیری و ناتوانی در ابراز اشتیاق تحصیلی بود.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع آزمایشی بود. تحقیق شامل دو گروه آزمایش و کنترل و اجرای سه مرحلهٔ پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعهٔ آماری را، تمامی دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تهران در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل دادند. از بین دانش آموزانی که در مقیاس انگیزه و اشتیاق مارتین نمرهٔ کمتری گرفتند و اختلال رشدی عصبی (یادگیری ارتباطی) داشتند، به شیوهٔ نمونه گیری تصافی، 44نفر به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل (هر گروه 22 نفر) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش، برنامهٔ شناختی رفتاری مارتین در 16 جلسهٔ 60 دقیقه ای، به صورت یکبار در هفته اجرا شد.
    یافته ها
    در بررسی اثربخشی برنامهٔ شناختی رفتاری مارتین، برای اندازه های تکراری، از روش تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که در حیطهٔ عوامل ناتوانی کنندهٔ رفتار (0٫05=p) و ناتوان در ابراز اشتیاق تحصیلی، (0٫008=p)، میانگین نمرات در سه زمان و بین دو گروه آزمایش و کنترل، معنادار بود. در متغیر خودناتوان سازی، درطول زمان، در هر دو گروه، اختلاف میانگین نمرات معنادار نبود؛ ولی بین دو گروه، در طول زمان، اختلاف معناداری مشاهده شد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج پژوهش، مداخلهٔ آموزش برنامهٔ شناختی رفتاری مارتین، تاثیرگذاراست. ازاین رو به تمامی افراد فعال در حیطهٔ روانشناسی (روان شناسان، مشاوران و...)، توصیه می شود که از این روش به عنوان یک روش درمانی، در راستای کاهش ناتوان کنندهٔ رفتارهای انگیزشی و خودناتوانی یادگیری، استفاده کنند.
    کلیدواژگان: خودناتوانی، خودناتوانی یادگیری، ناتوان کننده رفتارهای انگیزشی، ناتوانی، اشتیاق، رفتار، برنامه شناختی، رفتاری مارتین، دانش آموزان
  • علی حیرانی، محمد تقی اقدسی، محمد جهانگیری صفحه 24
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر بازی های حرکتی مجازی همچون Wii توجه محققان و متخصصان بالینی در درمان بیماران مبتلا به مشکلات حرکتی را به خود جلب کرده است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر توان بخشی مجازی حرکتی (Wii) بر تعادل و تحرک بیماران آسیب مغزی اکتسابی بود.
    روش بررسی
    مطالعه از نوع شبه تجربی بود. 30 بیمار آسیب مغزی اکتسابی که در برنامهٔ توان بخشی حضور داشتند به صورت غیرتصادفی به دو گروه کنترل (15 نفر) و واقعیت مجازی (15 نفر) تقسیم شدند. در مرحلهٔ مداخله، گروه کنترل 15 جلسهٔ 60 دقیقه ای فیزیوتراپی معمولی و گروه واقعیت مجازی نیز 15 جلسهٔ 60 دقیقه ای که شامل 40 دقیقه فیزیوتراپی معمولی و 20 دقیقه بازی Wii بود را سه بار در هفته اجرا کردند. برای ارزیابی تعادل و تحرک مقیاس تعادل برگ، شاخص گام برداری پویا، آزمون دسترسی کارکردی و آزمون برخاستن و رفتن زمان دار اجرا شد. از آزمون t مستقل و وابسته برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح معنا داری 0٫05 و نرم افزار SPSS نسخهٔ 22 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بعد از مداخله در مقیاس تعادل برگ، شاخص گام برداری پویا و آزمون برخاستن و رفتن زمان دار تفاوت معنا داری بین دو گروه وجود نداشت اما در آزمون دسترسی کارکردی عملکرد گروه کنترل بعد از مداخله، به طور معنا داری بهتر از گروه واقعیت مجازی بود (0٫001
    نتیجه گیری
    در ارتباط با مقیاس تعادل برگ و شاخص گام برداری پویا، اثرات استفاده از بازی Wii همراه با توان بخشی سنتی، مشابه با جلسات فیزیوتراپی سنتی اختصاصی بود. همچنین باید خطرات احتمالی مرتبط با اکتساب حرکات جبرانی را نیز خاطر نشان ساخت که ناشی از پویایی واقعیت مجازی است (آزمون دسترسی کارکردی و برخاستن و رفتن زمان دار).
    کلیدواژگان: آسیب مغزی اکتسابی، تعادل، تحرک، توانبخشی مجازی حرکتی
  • اندیشه حیدریان سامانی، ایلناز سجادیان، سمیه حیدری شادهی صفحه 25
    زمینه و هدف
    اختلالات طیف اوتیسم یکی از بیماری های عصبی رشدی دوران کودکی است که والدین را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ذهن آگاهی و پذیرش مادران با کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و دورهٔ پیگیری یک ماهه بود. جامعهٔ آماری شامل تمامی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و مراجعه کننده به آموزشگاه های استثنائی زیرنظر بهزیستی شهر اصفهان بود. نمونه گیری در یک مرکز مشخص به شیوهٔ دردسترس انجام شد. 30 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد در مرحلهٔ پیگیری، به پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامهٔ پنج وجهی ذهن آگاهی بائر و همکاران و پذیرش و عمل نسخهٔ دوم باند و همکاران پاسخ دادند. در گروه آزمایش درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد براساس بستهٔ درمانی لیلیس و همکاران انجام شد؛اما مداخله ای بر گروه کنترل صورت نگرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس برای اندازه گیری های تکراری نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در سه مرحله از پژوهش، در نمرات همهٔ وجوه ذهن آگاهی، مشاهده (0٫001
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج، برای افزایش ذهن آگاهی و بهبود پذیرش مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم می توان از درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد استفاده کرد.
    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، پذیرش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اختلال طیف اوتیسم
  • امین دوازده امامی، لیلا قلیچی، محمد صادق جنابی، یونس امیری شوکی، یحیی مدرسی، محمد کمالی صفحه 26
    زمینه و هدف
    یکی از مشخصه های بسیار مهم واکه ها در هر زبانی، ساختار سازه ای آن هاست. نه تنها بسامد پایه آقایان و خانم ها می تواند بسیار متفاوت باشد، بلکه ساختار سازه ای هر واکه در زبان های مختلف تحت تاثیر جنسیت قرار می گیرد. این پژوهش با هدف تعیین ساختار سازه ای 6 واکهٔ زبان فارسی در بزرگسالان 18 تا 28سالهٔ ترک زبان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر به صورت مقطعی روی 30 نفر ترک زبان از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران در محدودهٔ سنی 18 تا 28 سال انجام شد. بسامد پایه و سه سازهٔ اول شش واکهٔ فارسی با استفاده از نرم افزار Praat ضبط و با استفاده از آزمون های t مستقل و من ویتنی بررسی قرار شد.
    یافته ها
    در آقایان کمترین F0 مربوط به /æ/ و بیشترین F0 مربوط به /i/ و در خانم ها کمترین F0 مربوط به /æ/ و بیشترین میزان مربوط به /i/ بود. تفاوت میانگین بین آقایان و خانم ها در F1 و F3 واکهٔ /u/، F2 واکهٔ /o/ و در F3 واکهٔ /a/ معنادار نبود اما در سایر موارد معنا دار بود (0٫05>p). بیشترین مقدار میانگین F0 مربوط به واکهٔ /i/ و کمترین بسامد پایه نیز مربوط به واکهٔ /æ/ بود.
    نتیجه گیری
    بیشتر بودن F0 خانم ها به دلیل قطر و طول کمتر تارهای صوتی و ابعاد کوچکتر حنجرهٔ آن هاست. بیشتر بودن F1 خانم ها نشان دهندهٔ ارتفاع بیشتر زبان حین تولید واکه است؛ کاهش F2 با خلفی تر شدن واکه می تواند به دلیل کوتاه شدن فاصلهٔ محل تنگ شدگی از منشا تولید آوا یعنی تار های صوتی باشد.
    کلیدواژگان: واکه، زبان فارسی، زبان ترکی، سازه، بسامد پایه
  • آرزو حسن وند، ابوالفضل صالحی، آرمان احمدیان، مهدی رهگذر صفحه 27
    زمینه و هدف
    صدا به عنوان محصول مکانیسمی چند بعدی متاثر از عملکرد سیستم عصبی است. مالتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های عصبی مزمن و با علتی ناشناخته است که از ابتدایی ترین نشانه های آن گرفتگی صدا است. به دلیل فقدان وجود ضایعه در حنجرهٔ این بیماران، ارزیابی آکوستیک -خصوصا شیوهٔ ارزیابی های فرکانس وابسته- در میان روش های ارزیابی اختلالات صوتی، اهمیت به سزایی دارد. این پژوهش با هدف بررسی کیفیت صدای افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس و مقایسهٔ آن با همتایان طبیعی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعهٔ تحلیلی-مقطعی صدای 30 فرد سالم (15 مرد و 15 زن) و 30 فرد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (15 مرد و 15 زن) در بازهٔ سنی 20 تا 60 ساله با در نظر گرفتن معیارهای ورود بررسی شد. تحلیل آکوستیک با استفاده از نرم افزار Speech Tool، در تکالیف کشیدن واکهٔ /a/ و خواندن متن استاندارد با محاسبهٔ پارامترهای برجسته ترین قلهٔ سپسترال (Cepstral Peak Prominence یا CPP) و برجسته ترین قلهٔ سپسترال تعدیل شده (Cepstral Peak Prominence-Smoothed یا CPPS) صورت گرفت. داده های به دست آمده به کمک آزمون آماری تی مستقل تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    مقادیر CPP و CPPS در زنان طبیعی در هر دو تکلیف کشیدن واکه و خواندن متن به طور معنا داری بیشتر از زنان مبتلابه ام.اس بود (0٫001>p). در گروه مردان مقادیر (0٫05>p) برای CPP و ‍(0٫001>p) برای CPPSگروه طبیعی فقط در تکلیف کشیدن واکهٔ/a/ به طور معنا داری بیشتر از مبتلایان به ام.اس بود و نه در تکلیف خواندن متن (0٫05>p).
    نتیجه گیری
    تعیین کیفیت صدای بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس، به عنوان یکی از ابزارهای تشخیص اختلالات صوتی در این گروه از بیماران قابل استفاده است. نتایج نشان دهندهٔ ضرورت توجه ویژه به صدای افراد مبتلا خصوصا گروه زنان مبتلا به ام.اس در مراحل ابتدایی بیماری است.
    کلیدواژگان: تحلیل سپسترال، مالتیپل اسکلروزیس، اختلال صدا، برجسته ترین قله ی سپسترال
  • ساناز موقر صفحه 28
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کنترل افکار ناکارآمد در دختران فراری و بدسرپرست شهر رشت بود.
    روش بررسی
    پژوهش شبه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون استفاده شد. جامعهٔ آماری شامل همهٔ دختران فراری و بدسرپرست بود که در مراکز وابسته به بهزیستی استان گیلان نگهداری می شدند. تعداد 12 نفر که شامل 6 نفر از دختران فراری و 6 نفر از دختران بدسرپرست بودند به صورت نمونه گیری غیراحتمالی و در دسترس انتخاب شدند. این افراد در دو گروه آزمایشی دختران فراری و گروه بدسرپرست قرار گرفتند. پس از اجرای پیش آزمون با استفاده از پرسشنامه های افکار ناکارآمد بک و وایسمن هر دو گروه در 8 جلسهٔ 90 دقیقه ای تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون t وابسته و مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون t نمونه های وابسته نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کنترل افکار ناکارآمد دختران فراری و بد سرپرست اثر مثبت دارد (0٫05>p) و (0٫004،0٫001=p)
    نتیجه گیری
    می توان گفت که روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کنترل افکار ناکارآمد دختران فراری و بد سرپرست موثر است.
    کلیدواژگان: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، افکار ناکارآمد، دختران فراری، بدسرپرست
  • پیام رفائی، لاله لاجوردی، محمد کمالی، اکرم آزاد، امیر حسین یزدانی، پیام امینی صفحه 29
    زمینه و هدف
    افراد زیادی در زندگی خود به کمردرد مبتلا می شوند که این درد با میزان و نوع فعالیت فیزیکی آن ها ارتباط دارد. داشتن پرسشنامه ای که بتواند، میزان و نوع فعالیت های فیزیکی را برای درمان گر مشخص کند حائز اهمیت است؛ بنابراین هدف این مطالعه ترجمهٔ فارسی، بررسی روایی صوری و پایایی پرسشنامهٔ فعالیت فیزیکی بائک در بیماران مبتلا به کمردرد غیراختصاصی و مزمن جهت مشخص کردن فعالیت های فیزیکی و نمره دهی به آن ها بود.
    روش بررسی
    نسخهٔ فارسی برای پرسشنامهٔ فعالیت فیزیکی بائک بر طبق پروتکل ترجمه و معادل سازی ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی، تهیه و پس از بحث در پانل خبرگان، ترجمهٔ نهایی آماده گردید. روایی صوری به دو صورت کیفی (با حضور متخصصین) و کمی (با کسب نظرات جمعیت هدف) حاصل شد. برای تعیین مگزان پایایی در دفعات آزمون، ضریب همبستگی درونی و ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد.
    یافته ها
    روایی صوری به صورت کیفی با تایید خبرگان و به صورت کمی با محاسبهٔ امتیاز تاثیر (بیش از 1٫5) و توافق بیش از 80درصد در افراد بررسی شده تعیین شد. به کمک ضریب همبستگی درونی و ضریب همبستگی پیرسون وجود پایایی بین دفعات آزمون (آزمون-بازآزمون) تایید گردید، به صورتی که مقادیر آن ها به ترتیب 0٫85 و 90درصد به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان می دهد نسخهٔ فارسی پرسشنامهٔ فعالیت فیزیکی بائک در افراد دچار کمردرد غیراختصاصی مزمن از روایی صوری و پایایی پذیرفته شده ای در دفعات آزمون برخوردار است.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی آزمون، بازآزمون، پرسشنامه فعالیت فیزیکی بائک، کمر درد غیر اختصاصی مزمن
  • ماندانا سنگاری، پروانه شمسی پور دهکردی صفحه 30
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعاملی تمرین کم خطا-پر خطا و خواب-هوشیاری بر یادگیری مهارت پرتاب یک دستی در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر به صورت شبه تجربی انجام شد. شرکت کنندگان، 33 کودک کم توان ذهنی با دامنهٔ سنی 7 تا 10 سال بودند که به طور تصادفی در سه گروه آزمایشی (تمرین کم خطا، تمرین پرخطا و تمرین اختصاصی) قرار گرفتند و طی 12 جلسه اکتساب، تکلیف دقت پرتاب یک دستی به سمت صفحهٔ هدف روی دیوار را با دست راست انجام دادند. روایی و پایایی این تکلیف توسط لوسیانا و همکاران (2012) تایید شد. کودکان دو ساعت و 24 ساعت بعد از اجرای آخرین جلسهٔ اکتساب، در آزمون های یادداری شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس عاملی مرکب با تکرار روی عامل جلسات تمرین، تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس عاملی مرکب تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در آزمون یادداری اول (قبل از خواب شبانه) آزمودنی ها در گروه تمرین کم خطا عملکرد بهتری در مقایسه با سایر گروه ها داشتند (0٫05>p). گروه های تمرین کم خطا و تمرین اختصاصی در آزمون یادداری دوم که بعد از خواب شبانه اجرا شد، عملکرد بهتری در مقایسه با گروه تمرین پرخطا داشتند (0٫05>p).
    نتیجه گیری
    مربیان و معلمان می بایست در برنامه ریزی های آموزشی خود، نقش تمرین در شرایط اختصاصی و تمرین کم خطا را جهت افزایش سرعت کدگذاری اطلاعات بر افزایش عملکرد مدنظر قرار دهند.
    کلیدواژگان: اثر تعاملی، یادگیری مهارت، هوشیاری، فرضیه اختصاصی تمرین، تمرین کم خطا-پرخطا
  • فریدون گودرزی، زیبا سلطانی، مریم السادات حسینی صدیق، میثم همدمی، رضا قاسمی جوبنه صفحه 31
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در تنظیم هیجان و کیفیت زندگی مادران با فرزند کم توان ذهنی بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعهٔ آماری این پژوهش را مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر کرج در سال تحصیلی 1394-1393 تشکیل می دهند. در پژوهش حاضر 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه بررسی شدند (15 نفر برای هر گروه). گروه آزمایش در 8 جلسهٔ درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از مقیاس تنظیم هیجان و پرسشنامهٔ کیفیت زندگی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کواریانس تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری موجب افزایش تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در مادران با فرزند کم توان ذهنی شده است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    لذا انجام مداخلات براساس این رویکرد می تواند در تنظیم هیجان هیجانی و کیفیت زندگی این زنان مفید باشد.
    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، تنظیم هیجان، کیفیت زندگی، کم توان ذهنی
  • روشنک وصالی محمود، حسن احدی، محمدباقر کجباف، حمیدطاهر نشاط دوست صفحه 32
    زمینه و هدف
    مداخلهٔ مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان بسته ای آموزشی-درمانی در مطالعات زیادی توسط روان شناسان در حوزهٔ بزرگسالان و نوجوانان استفاده شده است. این در حالی است که این مداخله در ایران در جمعیت کودکان به کار گرفته نشده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلهٔ مبتنی بر ذهن آگاهی ویژهٔ کودکان بر بهبود ذهن آگاهی و سلامت روان کودکان انجام گرفت.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری پژوهش، شامل کودکان 5 تا 12 ساله (دانش آموزان دبستانی و پیش دبستانی) ایرانی در سال 94 بود. به همین منظور، به شیوهٔ نمونه گیری در دسترس، 234 کودک (116 پسر، 118 دختر) انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایشی (117 نفر) و گواه (117 نفر) قرار گرفتند. مداخله به مدت 9 هفته بر روی کودکان گروه آزمایشی صورت گرفت. طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و ابزارهای استفاده شده پرسشنامه های ذهن آگاهی کودکان (CAMM) و فرم 17 سوالی سلامت روان کودک (PSC-17) بود. داده های به دست آمده با روش آماری آزمون تحلیل کواریانس (ANCOVA) تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان می دهد که مداخلهٔ مبتنی بر ذهن آگاهی کودکان منجر به افزایش نمرهٔ ذهن آگاهی (0٫001>p؛ 52٫70=(1٫229)F) و کاهش نمرهٔ کلی مقیاس سلامت روان (0٫001>p؛ 21٫31=(1٫229)F) و خرده مقیاس درون سازی (0٫001>p؛ 18٫54=(1٫229)F) در گروه مداخله شد. همچنین، بین دو جنس در گروه مداخله در نمرات پس آزمون سلامت روان (0٫01>p؛ 7٫18=(1٫229)F) و خرده مقیاس درون سازی (0٫05>p؛ 4٫65=(1٫229)F) تفاوت معنادار وجود داشت؛ به طوری که تغییرات نمرات کل سلامت روان و نیز خرده مقیاس درون سازی در دختران گروه مداخله بیشتر از پسران بود.
    نتیجه گیری
    مداخلهٔ مبتنی بر ذهن آگاهی با افزایش مهارت های ذهن آگاهانه کودک به بهبود سلامت روان، به ویژه کاهش اختلالات درون سازی و برون سازی در کودکان به عنوان ابزار مداخله ای مهم به روان شناسان کودک معرفی می شود.
    کلیدواژگان: مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی، ذهن آگاهی، سلامت روان، کودک
  • بیتا شلانی، جهانگیر کرمی، خدامراد مومنی صفحه 33
    هدف
    در چند دههٔ گذشته تکانشگری دوران کودکی یکی از موضوعات مطالعاتی بسیار گسترده در تحول کودک بوده است. تکانشگری بر زندگی فرد در آینده تاثیر می گذارد و سبب ایجاد مشکلات بسیاری چون تخریب روابط با همسالان می گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی هنردرمانی با رویکرد نقاشی بر تکانشگری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نارسایی توجه انجام شد.
    روش بررسی
    طرح مطالعهٔ شبه تجربی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری شامل تمامی کودکان سن 8 تا 12 سال مدارس شهر کرمانشاه بود. از طریق نمونه گیری خوشه ایمرحله ای، 5 مدرسه انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه و دارا بودن ملاک های ورود، 24 دانش آموز به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. جلسات برای گروه آزمایش در 9 جلسه و به مدت 45 تا 60 دقیقه، دو بار در هفته اجرا شد. گروه ها در پیش آزمون و پس آزمون توسط پرسشنامهٔ خودبازداری وینبرگر و شوارتز ارزیابی شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که تکانشگری در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به موثر بودن هنردرمانی بر کاهش تکانشگری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه، پیشنهاد می شود روان شناسان و متخصصان کودک از این شیوهٔ درمانی نیز در کاهش تکانشگری این کودکان استفاده کنند.
    کلیدواژگان: بیش فعالی، نارسایی توجه، تکانشگری، هنر درمانی با رویکرد نقاشی
  • سید محمد مهدی فاطمی بوشهری، محسن سرداری زارچی صفحه 34
    زمینه و هدف
    هدف این پژوهش ارائهٔ مدلی کاملا هوشمند و مبتنی بر تکنیک های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین جهت تشخیص و طبقه بندی اختلال های یادگیری کودکان استثنایی است. در این پژوهش ابتدا ضرورت دست یابی به سیستمی خبره و طبقه بندی کننده بررسی شده است. سپس با بررسی کامل مدل های ارائه شدهٔ موفق تر در این زمینه، نقاط ضعف و قوت هریک از مدل ها بیان شده است. با بررسی مدل های مطرح کنونی مشخص شد مدل های مبتنی بر تکنیک های نرم افزاری و هوش مصنوعی به علت دسترسی آسان و هزینهٔ کمتر در مقایسه با مدل های مبتنی بر پردازش سیگنال دیجیتال و پردازش تصویر دیجیتال جهت این نوع طبقه بندی ها مناسب تر هستند؛ بنابراین یک مدل هوشمند ترکیبی با استفاده از نقاط قوت مدل های قبلی و مبتنی بر تکنیک های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین پیشنهاد می شود. در مدل پیشنهاد شده با استفاده از الگوریتم ژنتیک، مجموعه ویژگی هایی که در این نوع طبقه بندی نقش موثرتری دارند به صورت هوشمند شناسایی و استخراج می شود. این مدل با استفاده از یک سیستم منطق فازی قوانین طبقه بندی مذکور را به صورت هوشمندانه استخراج می کند. در پایان نحوهٔ پیاده سازی مدل پیشنهادی شرح داده شده است.
    کلیدواژگان: اختلال یادگیری، شبکه های عصبی مصنوعی، یادگیری ماشین، سیستم های خبره، الگوریتم ژنتیک
  • انسیه بابایی، نادر رازقی، حسین نازک تبار، زینب جلالی صفحه 35
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه های درمانی در مراکز اقامتی اجباری بر رضایت از زندگی، تنظیم هیجانی و سلامت روان در افراد با اختلال سوء مصرف مواد در سطح شهرستان ساری بود. نمونه های این بررسی در دو مرکز اقامتی اجباری (دولتی) و مراکز غیر دولتی (کمپ ها) به سر می بردند.
    روش بررسی
    مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون برای هر یک از گروه ها بود. جامعهٔ آماری شامل تمامی مردان وابسته به مواد، مستقر در مرکز اقامتی (دولتی) و مراکز غیر دولتی درمان (کمپ ها) در شهرستان ساری در نیمهٔ دوم سال 1393 و نیمهٔ اول 1394 بود. از هر گروه 130 نفر به شیوهٔ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو گروه از نظر سن، تحصیلات با یکدیگر همتا شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تنظیم هیجانی، سلامت روان، و رضایت از زندگی استفاده شد. داده ها با روش آماری آنالیز کوواریانس با طرح پیش آزمون-پس آزمون تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد اختلاف معناداری بین میانگین نمرات متغیرهای رضایت از زندگی، سلامت روان در قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه وجود دارد؛ اما در متغیر تنظیم هیجانی، این اختلاف معنادار تنها در گروه دولتی در قبل و بعد از مداخله دیده شد (0٫05>p). همچنین بین هر دو گروه در متغیرهای رضایت از زندگی، سلامت روان اختلاف معنادار بعد از مداخله مشاهده شد (0٫05>p​) و در متغیر تنظیم هیجانی بعد از مداخله تفاوتی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    هر دو روش برنامه های درمانی (دولتی) و غیردولتی ارزش درمانی داشته و می توانند به عنوان مداخله ای مناسب در ارتقای رضایت از زندگی، تنظیم هیجانی و سلامت روان به کار روند.
    کلیدواژگان: مرکز اقامتی غیر دولتی(کمپ ها)، مرکز دولتی نگهداری، درمان و کاهش آسیب معتادین، رضایت از زندگی، تنظیم هیجانی، سلامت روان
  • مسلم عباسی، ذبیح پیرانی صفحه 36
    زمینه و هدف
    به دلیل اهمیت روزافزون مکانیزم های دفاعی در مفهوم سازی اختلال های روانی و درمان آن ها، هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی مکانیزم های دفاعی والدین کودکان ناتوان هوشی و ناشنوا در شهرستان کازرون و ارائهٔ راهکارهای اصلاحی بود.
    روش بررسی
    روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش از نوع علی مقایسه ای (پس از وقوع) است. نمونهٔ پژوهش 30 نفر از والدین (پدران و مادران) با کودک ناتوان هوشی بود که تشخیص ناتوان هوشی در پروندهٔ کودک درج شده بود.همین طور 30 نفر از والدین کودکان ناشنوا در شهرستان کازرون بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و به شیوهٔ همتاسازی براساس (سن، سطح تحصیلات و جنسیت فرزند) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبهٔ بالینی ساختاریافته و پرسشنامهٔ سبک دفاعی اندرزو و همکاران استفاده شد و داده های گردآوری شده به وسیلهٔ آزمون واریانس دو عاملی (MANOVA) تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین میانگین نمرات مکانیزم های دفاعی رشدیافته، رشدنیافته و روان آزرده در گروه های مطالعه شده تفاوت معنا داری وجود دارد (0٫001≥p). برحسب جنسیت سطح مکانیزم های دفاعی رشدیافته در مادران (ناشنوا) در مقایسه با پدران (ناشنوا و ناتوان هوشی) بیشتر است (0٫001≥p). همچنین بین والدین با کودک کم توان هوشی و ناشنوا برحسب جنسیت در استفاده از مکانیزم های دفاعی رشدنیافته و روان آزرده تفاوت وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می شود با شناسایی مکانیزم های دفاعی والدین کودکان استثنایی، زمینه برای اثربخشی بعد روان شناختی مداخلات آموزشی فراهم آید.
    کلیدواژگان: مکانیزم های دفاعی، والدین کودکان کم توان ذهنی، والدین کودکان ناشنوا
  • بهزاد فیضی منش، یحیی یاراحمدی صفحه 37
    زمینه و هدف
    اعتیاد به مواد در انسان به عنوان فرآیندی پیچیده در مغز در نظر گرفته می شود که در طی آن عوامل شناختی همچون ناتوانایی در کنترل رفتار فردی در برابر انگیزهٔ قوی مصرف مواد، مباحث بسیار مهمی تلقی می شوند. لیکن پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان نگهدارنده با متادون بر کارکردهای شناختی مصرف کنندگان مواد مخدر افیونی در زندان همدان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی مقایسه ای بود. نمونهٔ آماری شامل 30 نفر از افراد گروه تحت درمان با متادون، 30 نفر از افراد وابسته به موادمخدر افیونی و 30 نفر از افراد گروه شاهد که در طول زندگی هیچ گونه موادمخدری مصرف نکرده اند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون حافظهٔ وکسلر و آزمون استروپ بوده و داده ها به وسیله تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد در آزمون حافظهٔ وکسلر، گروه شاهد با گروه تحت درمان با متادون تفاوت معنا داری نداشتند، اما هر دو گروه شاهد و گروه تحت درمان با متادون با گروه وابسته به موادمخدر افیونی تفاوت معنا داری داشتند (0٫001>p). همچنین یافته ها حاکی از آن است که بین توجه انتخابی گروه های بررسی شده در آزمون استروپ در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان، تفاوت معنا داری وجود دارد (0٫001>p). بین گروه شاهد و دو گروه تحت درمان با متادون و گروه وابسته به موادمخدر افیونی در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p). همچنین بین گروه تحت درمان با متادون و گروه وابسته به موادمخدر افیونی در زمان واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان و همچنین در خطای واکنش در هر دو مرحلهٔ همخوان و ناهمخوان تفاوت معنا داری وجود دارد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش بیانگر این موضوع است که درمان نگهدارنده با متادون بر بهبود کارکردهای شناختی (حافظه و توجه انتخابی) افراد وابسته به موادمخدر تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: اعتیاد، درمان نگهدارنده با متادون، مواد مخدر افیونی، توانمندی های شناختی
  • اعظم صادقیان، ایمان الله بیگدلی، مهدی علیزاده صفحه 38
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی بر کاهش علائم اوتیسم کودکان اختلال طیف اوتیسم انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش تک آزمودنی از نوع طرح A-B با پیگیری بود. نمونهٔ مطالعه شده شامل 4 کودک پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود که به روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع هدف مند، انتخاب شدند و طی 21 جلسه تحت درمان یکپارچگی حسی حرکتی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس گارز استفاده شد. داده ها با استفاده از نمودار تحلیل چشمی و آزمون اندازه اثر کوهن تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نمودارهای چشمی برای متغیرهای رفتار کلیشه ای، برقراری ارتباط، تعامل اجتماعی و علائم کلی اوتیسم، حاکی از تاثیر درمان یکپارچگی حسی حرکتی بر علائم اوتیسم کودکان بود. نتایج بررسی تغییرات ایجاد شده از طریق اندازهٔ اثر کوهن، حاکی از بالا بودن سطح اندازه اثر درمان یکپارچگی حسی حرکتی در بهبود رفتار کلیشه ای، برقراری ارتباط، تعامل اجتماعی و علائم کلی اوتیسم برای هر چهار آزمودنی بود، فقط اندازه اثر یکی از آزمودنی ها در مرحلهٔ درمان-پیگیری، متوسط نشان داده شد؛ بنابراین می توان گفت که درمان یکپارچگی حسی حرکتی در بهبود علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم موثر است.
    نتیجه گیری
    از نتایج پژوهش حاضر می توان در راستای برنامه ریزی درمانی و مداخلات بالینی به منظور کاهش و درمان اختلال اوتیسم کودکان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: یکپارچگی حسی، حرکتی، رفتار قالبی، برقراری ارتباط، تعامل اجتماعی، اختلال طیف اوتیسم
  • سعید آریاپوران صفحه 39
    زمینه و هدف
    اختلال اضطراب یکی از پریشانی های روان شناختی بسیار رایج در کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری است. هدف این پژوهش بررسی اختلالات اضطرابی در کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری و کودکان عادی بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش، علی مقایسه ای بود. 66 نفر کودک مبتلا به ناتوانی یادگیری با روش نمونه گیری در دسترس و 66 نفر کودک عادی با روش تصادفی در پژوهش شرکت نمودند. کودکان هر دو گروه از نظر جنس، پایهٔ تحصیلی و محل سکونت با هم همتا شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامهٔ غربالگری اضطراب مرتبط با اختلالات هیجانی-نسخهٔ کودک (بیرماهر و همکاران، 1997) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج توصیفی نشان داد که در میان کودکان مبتلا به ناتوانایی های یادگیری میزان شیوع علائم اضطراب در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری و کودکان عادی به ترتیب 28٫8 و 10٫6 بوده است. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که میانگین اختلالات اضطرابی (کل) در کودکان با ناتوانی یادگیری به طور معنا داری بیشتر بود (0٫01>p). براساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری، میانگین علائم جسمانی یا پنیک، اضطراب فراگیر، اضطراب جدایی، اضطراب اجتماعی و پرهیز از مدرسه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری بیشتر از کودکان عادی بود (0٫01>p).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج، پیشنهاد می شود که به شیوع بالای اختلالات اضطرابی و استفاده از راهبردهای روان شناختی برای کاهش این اختلالات در کودکان مبتلا به ناتوانایی های توجه شود.
    کلیدواژگان: اختلالات اضطراب، ناتوانی یادگیری، کودکان
  • میثم همدمی، منصور حکیم جوادی، مسعود غلامعلی لواسانی، رضا قاسمی جوبنه صفحه 40
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر مقایسهٔ تاب آوری خانواده (ارتباط خانوادگی و حل مسئله، بهره مندی از منابع اقتصادی و اجتماعی، حفظ چشم انداز مثبت، پیوند خانوادگی، معنویت خانواده و توانایی ایجاد معنا برای سختی) و بلوغ هیجانی در افراد وابسته و غیر وابسته به مواد بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش علی مقایسه ای بود. 120 نفر از افراد وابسته مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر فومن در سال 1393 و همین طور 120 نفر از افراد غیر وابستهٔ این شهر، با استفاده از شیوهٔ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری خانواده و بلوغ هیجانی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که نمرهٔ افراد وابسته در متغیر تاب آوری خانواده (ارتباط خانوادگی و حل مسئله، بهره مندی از منابع اقتصادی و اجتماعی، حفظ چشم انداز مثبت، پیوند خانوادگی، معنویت خانواده و توانایی ایجاد معنا برای سختی) و بلوغ هیجانی به طور معناداری از گروه افراد غیروابسته کمتر بود (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که افراد با تاب آوری خانوادگی و بلوغ هیجانی پایین به احتمال بیشتری به مواد مخدر وابستگی پیدا می کنند.
    کلیدواژگان: وابستگی، تاب آوری خانواده، بلوغ هیجانی
  • عین الله نادری، عین الله سکینه پور، وحید فرهادی، فاطمه شعبانی صفحه 41
    زمینه و هدف
    فعالیت بدنی منظم و ورزش، برای سلامتی و عملکرد افراد معلول اهمیت به سزایی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسهٔ کیفیت و رضایت از زندگی، عزت نفس و رشد اجتماعی معلولین ورزشکار و غیر ورزشکار بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر علی مقایسه ای بود. آزمودنی های پژوهش به روش نمونه گیری سهل الوصول یا آسان انتخاب شدند. نمونه ها به دو گروه معلولین ورزشکار و غیر ورزشکار تقسیم شدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامهٔ عزت نفس کوپر اسمیت، و پرسشنامهٔ رشد اجتماعی وایتزمن، پرسشنامهٔ دینر و همکاران، بود. از آزمون T دو گروه مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری جهت تجزیه و تحیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که کیفیت زندگی (0٫001
    نتیجه گیری
    ورزش و فعالیت های بدنی می تواند موجب افزایش عزت نفس، رشد اجتماعی، کیفیت زندگی و رضایت از زندگی در معلولین ورزشکار شود.
    کلیدواژگان: عزت نفس، رشد اجتماعی، کیفیت زندگی، معلولین ورزشکار و غیر ورزشکار
  • ستاره شجاعی، عباسعلی حسین خانزاده، محمدصابر خاقانی نژاد، مریم شاهین، زهره آهنگر قربانی، محبوبه طاهر صفحه 42
    زمینه و هدف
    سبک فرزندپروری والدین می تواند پیامدهای متفاوتی را در زندگی آیندهٔ فرزندان داشته باشد. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر پیش بینی توانایی خودتعیین گری خواهران و برادران کودکان با ناتوانی تحولی براساس سبک فرزندپروری والدین آن ها بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهٔ مطالعه شده را همهٔ خواهران و برادران کودکان با ناتوانی تحولی و والدین شان در سال تحصیلی 95-1394 در شهر شیراز تشکیل می دادند از هر جامعه 91 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند (182 نفر) و پرسشنامهٔ سبک فرزندپروری رابینسون، ماندلکو، السن و هارت و پرسشنامهٔ توانایی خودتعیین گری گومز-ولا، وردوگو، جیل، کوربلا و وهمایر را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چند متغیره به روش هم زمان انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری اقتداری، پیش بینی کنندهٔ مثبت و معنادار توانایی خودتعیین گری (0٫005=p) و خرده مقیاس استقلال است (0٫011=p)؛ اما سبک فرزندپروری اقتداری نتوانست دو خرده مقیاس از توانایی های خودتعیین گری یعنی توانمندسازی روان شناختی و تحقق خود را پیش بینی کند. افزون بر این، یافته های پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه به ترتیب پیش بینی کنندهٔ توانایی خودتعیین گری و خرده مقیاس های استقلال رفتاری، توانمندسازی روان شناختی و تحقق خود نیستند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که آموزش استفاده از سبک فرزندپروری اقتداری به والدین کودکان با ناتوانی تحولی می تواند منجر به بهبود توانایی خودتعیین گری فرزندان آن ها شود.
    کلیدواژگان: سبک فرزندپروری والدین، توانایی خودتعیین گری، خواهران و برادران، کودکان با ناتوانی تحولی
  • حمیدرضا شریفی جندانی، باقر غباری بناب، فرهاد محکی، احمد محمدی صفحه 43
    هدف
    پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه دبیران پیش حرفه ای دربارهٔ مفهوم آمادگی شغلی پرداخته است. به این منظور نظر دبیران پیش حرفه ای دربارهٔ محتوای کتاب های کار و فناوری و مهارت های اجتماعی اقتصادی مطالعه شد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع پیمایشی بود. تعداد 45 نفر از دبیران استان اصفهان که کتاب های حرفه وفن و مهارت های اجتماعی اقتصادی را در سال تحصیلی 94-93 تدریس کرده اند، انتخاب نموده، سپس پرسشنامهٔ محقق ساخته در اختیار آنان قرار گرفت. در این پژوهش با بهره گرفتن از مطالعات و تحقیقات متعدد، آمادگی شغلی به هشت مولفه تقسیم شد و برای هر مولفه خرده مولفه های متناسب تدوین گردید. داده ها به کمک آزمون t تک گروهی در سطح خطای یک درصد تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که دبیران کتاب ها را در مولفه های مهارت های اجتماعی مناسب در محیط کار، ایجاد نگرش مثبت به اشتغال، کفایت های شخصی، مهارت جستجوی شغل، اوقات فراغت، آموزش مشاغل و مهارت های فکری، پایین تر از حد متوسط ارزیابی نموده اند. تنها در مولفهٔ مهارت های تحصیلی، دبیران اعتقاد داشتند که کتاب ها در حد متوسط ظاهر شده اند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش، کتاب های تحلیل شده از نظر پرداختن به مفهوم آمادگی شغلی، وضعیت مطلوبی ندارند.
    کلیدواژگان: آمادگی شغلی، کم توانی هوشی، پیش حرفه ای
  • بهزاد فیضی منش، یحیی یاراحمدی صفحه 44
    زمینه و هدف
    ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویاست و از ویژگی های خاصی برخوردار است. در جوامع امروز، زندگی انسانها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی است. ازدواج و زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بروز اختلافات و عدم تفاهم در خانواده امری شایع است و هیچ خانواده ای از این امر مستثنی نیست. گاهی این اتفاقات به تعارض های شدید منجر می شود، لیکن پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطهٔ منبع کنترل و خودکارآمدی با تعارضات زناشویی در دانشجویان انجام گرفت.
    روش بررسی
    مطالعهٔ حاضر پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود که بر روی 102 دانشجوی متاهل که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، بر اساس ملاک های تشخیصی DSM-V انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های تعارضات زناشویی ثنایی و براتی، منبع کنترل راتر و خودکارآمدی شرر اجرا شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش، نشان داد که بین منبع کنترل و تعارضات زناشویی دانشجویی رابطهٔ معناداری وجود ندارد و بین میزان خودکارآمدی دانشجویان مطالعه شده و تعارضات زناشویی آنان رابطهٔ منفی و معنادار وجود دارد (0٫001>p و 0٫369-=r).
    نتیجه گیری
    مطابق با نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که افزایش خودکارآمدی باعث کاهش تعارضات زناشویی می شود و از طرفی دیگر کاهش خودکارآمدی سبب کاهش انگیزه و ناامیدی در افراد شده و آن ها در مقابل مسائل و مشکلات زناشویی دچار ناکامی می شوند. این افراد احساس کنترل کمتری بر رفتار وحوادث زندگیشان دارند که این امر باعث افزایش تعارضات زناشویی می گردد.
    کلیدواژگان: تعارضات زناشویی، منبع کنترل، خودکارآمدی، دانشجویان
  • مریم رضایی، ایمان الله بیگدلی، شاهرخ مکوند صفحه 45
    زمینه و هدف
    مت آمفتامین محرکی بسیار اعتیادآور و مقلد دستگاه سمپاتیک است که در حال حاضر به صورت گسترده سوء مصرف شده و دارای اثرات مخربی بر کارکردهای اجرایی است. از آن جایی که یافته های پژوهش ها دربارهٔ اثربخشی پرهیز بر روی انواع کارکردهای اجرایی در این افراد متناقض است، بنابراین در این پژوهش به بررسی تاثیر پرهیز بر بهبود توجه پایدار، بازداری پاسخ، و حافظهٔ آینده نگر در سوءمصرف کنندگان قبلی این ماده پرداخته شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه 20 سوءمصرف کنندهٔ مزمن مت آمفتامین از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در فواصل 2 هفته، 2 ماه و 6 ماه پرهیز از این ماده ارزیابی شد. به منظور بررسی توجه پایدار، بازداری پاسخ، و حافظهٔ آینده نگر به ترتیب از آزمون های عملکرد پیوسته، رنگ واژه استروپ و پرسشنامهٔ سنجش حافظهٔ مربوط به آینده استفاده گردید. داده ها با کمک آزمون تحلیل واریانس اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمرهٔ توجه پایدار در سه مقطع زمانی مختلف، تفاوت معنا داری با یکدیگر نداشت (0٫21p=). میانگین نمرهٔ بازداری پاسخ در سه مقطع زمانی مختلف تفاوت معنا داری با یکدیگر نداشت (0٫47=p). میانگین حافظهٔ آینده نگر در سه مقطع زمانی مختلف تفاوت معنا داری با یکدیگر نداشت (0٫54=p).
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر نشان داد پرهیز از مصرف مت آمفتامین در سوءمصرف کنندگان مزمن این ماده، بهبود معناداری در توجه پایدار، بازداری پاسخ و حافظهٔ آینده نگر را موجب نمی گردد. این یافته ها بیانگر عدم تاثیر پرهیز بر جنبه های شناختی اعتیاد است که البته بایستی با احتیاط استفاده شود.
    کلیدواژگان: پرهیز مداوم، مت آمفتامین، توجه پایدار، بازداری پاسخ، حافظه آینده نگر
  • فاطمه پورآقا رودبرده، سیاوش طالع پسند، اسحاق رحیمیان بوگر صفحه 46
    زمینه و هدف
    از دیدگاه آموزشی، انگیزهٔ ساختاری چند وجهی است که با یادگیری و پیشرفت تحصیلی مرتبط است. این پژوهش با هدف بررسی اثر مداخلات چندبعدی انگیزشی طبق مدل نظری مارتین بر دو مولفهٔ اضطراب امتحان و احساس عدم کنترل دانش آموزان با ناتوانی در پیشرفت تحصیلی انجام شد.
    روش بررسی
    روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و همراه با پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری با دو گروه آزمایش و کنترل بوده و جامعهٔ آماری آن شامل تمامی دانش آموزان دختر سال نهم مدارس دولتی شهر رشت بود. از این گروه تعداد 90 دانش آموز (45 گروه آزمایش و 45 گروه کنترل) که دارای عملکرد تحصیلی ضعیف بودند به روش در دسترس انتخاب شدند. مداخلات انگیزشی در 15 جلسهٔ 60 دقیقه ای، هفته ای سه بار اجرا شد که حدود دو ماه طول کشید. در پایان جلسات پس آزمون گرفته شد و بعد از یک ماه داده های پیگیری جمع آوری گردید. داده ها با مدل تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر چند متغیری تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که مداخلات چند بعدی انگیزشی منجر به کاهش معنادار اضطراب امتحان (0٫001>p) و احساس عدم کنترل (0٫05>p) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. بررسی اثر پیگیری نشان داد که نتایج مداخلات چند بعدی بر مولفهٔ اضطراب امتحان بعد از یک ماه پایدار بوده (0٫001>p) اما در مولفهٔ احساس عدم کنترل در ارزیابی سوم (پیگیری) پایدار نبود.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مداخلات چندبعدی انگیزشی می تواند بر کاهش اضطراب امتحان و افزایش احساس کنترل بر رویدادهای زندگی اثربخش باشد. از این رو لازم است پژوهشگران، معلمان و سایر دست اندرکاران جهت کمک به دانش آموزان از رویکردهای چند بعدی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: مداخلات چند بعدی، انگیزش، اضطراب امتحان، احساس عدم کنترل
  • سعید اعظمی، سیاوش طالع پسند، مرتضی نظیفی، اسحاق رحیمیان صفحه 47
    هدف
    توان بخشی شامل انجام مکرر تکالیف پیش روندهٔ مرتبط با فرآیندهای عالی شناختی در طی بازهٔ زمانی مشخص، جهت بهبود عملکرد فرد در تکالیف آموزش دیده و همچنین انتقال اثر به سایر تکالیف و حیطه های زندگی فرد تعریف می شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسهٔ اثربخشی دو رویکرد توان بخشی و دارودرمانی در بهبود نشانه های بالینی و کارکرد تحصیلی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام شد.
    روش بررسی
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی و با سنجش های پس آزمون و پیگیری بود. پژوهش در یک طرح یک سر کور، سه گروه را باهم مقایسه کرد. 48 کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی به شیوهٔ نمونه گیری ملاکی انتخاب شده و براساس شدت اختلال و نمرهٔ هوش بهر همتا شدند و به طور تصادفی به سه گروه توان بخشی شناختی حرکتی (16 نفر)، دارودرمانی (16 نفر) و کنترل فعال (16 نفر) تقسیم گردیدند. تمام شرکت کنندگان توسط فرم کوتاه سه خرده آزمونی هوش وکسلر کودکان- تجدیدنظرشده، آزمون دیکته و نمرهٔ حساب وکسلر آزمون گردیدند. والدین آن ها نیز این کودکان را با پرسشنامهٔ علائم مرضی کودک-4 (CSI-4) و ویرایش چهارم مقیاس سوانسون، نولان و پلهام (SNAP-IV) رتبه بندی نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تی وابسته با تصحیح بن فرونی، تحلیل شدند.
    یافته ها
    رویکرد توان بخشی در مقایسه با دارودرمانی منجر به بهبودی بیشتر در ریخت عمدتا بی توجه (0٫012=p) و تمام زیر مولفه های نوشتاری (0٫01>p) به جز زیر مولفه های خطای ارائه و حذف دیکته شد. اما با وجود اثربخشی توان بخشی در بهبود نمرهٔ حساب (0٫034=p) و کاهش نشانه های خرده مقیاس عمدتا بیش فعالی/ تکانشگر (0٫042=p) و خرده مقیاس ترکیبی (0٫023=p) کودکان؛ در مقایسه نتایج آن با دارودرمانی تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی این یافته ها بیانگر آن است که می توان از رویکرد توان بخشی به عنوان یک فن درمانی مکمل دارودرمانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: توانبخشی، کارکرد تحصیلی، نشانه های بالینی، دارو درمانی، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی (ADHD)
  • زهرا عباسی کردابادی، امیر قمرانی صفحه 48
    هدف
    تولد و حضور کودکی با ناتوانی هوشی در هر خانواده ای مشکلات روان شناختی بسیاری را برای اعضای خانواده، به ویژه برای مادران فراهم می کند؛ بنابراین ضرورت دارد که با استفاده از درمان های جدید، با این مشکلات مقابله کرد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر دیدگاه زمان بر اجتناب تجربه ای مادران با دختر مبتلا به ناتوانی هوشی در مقطع ابتدایی شهر اصفهان صورت گرفت.
    روش بررسی
    روش بررسی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور 40 نفر از مادران با دختر مبتلا به ناتوانی هوشی مشغول به تحصیل در یکی از آموزشگاه های استثنایی شهر اصفهان در بهار 1395 بر اساس ملاک های ورود به مطالعه به شیوهٔ نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش شامل پرسشنامهٔ پذیرش و عمل- نسخهٔ دوم (بوند و همکاران، 2011) بود. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس (ANCOVA) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر دیدگاه زمان بر کاهش نمرهٔ اجتناب تجربه ای مادران با دختر مبتلا به ناتوانی هوشی از 35٫40 به 32٫70 موثر بوده است (0٫032=p).
    نتیجه گیری
    احتمالا ایجاد تعادل بین زمان های مختلف و حذف تمرکز مراجعین روی زمان های خاص و ایجاد نگرش مثبت به سه بعد زمانی (گذشته و حال و آینده)، باعث کاهش نمرات اجتناب تجربه ای مراجعین گروه دیدگاه زمان شده است. بر اساس نتایج این پژوهش می توان از درمان مبتنی بر دیدگاه زمان، جهت کاهش اجتناب تجربه ای مادران با دختر مبتلا به ناتوانی هوشی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: اجتناب تجربه ای، درمان مبتنی بر افق زمان، ناتوانی هوشی
  • قربان همتی علمدارلو، حمیده لشگری صفحه 49
    زمینه و هدف
    سبک فرزندپروری والدین بر رفتار دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری تاثیر می گذارد. به همین دلیل هدف از پژوهش حاضر پیش بینی مشکلات رفتاری دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری بر اساس سبک فرزندپروری والدین آن ها بود.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری پژوهش شامل همهٔ والدین دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری بود که فرزندان شان در سال تحصیلی 92-1391 در مراکز ویژهٔ ناتوانی های یادگیری شهر شیراز به تحصیل اشتغال داشتند. نمونهٔ پژوهش شامل 150 نفر از والدین دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری شهر شیراز بودند که به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامهٔ مشکلات رفتاری کانرز، فرم کوتاه ویژهٔ والدین و پرسشنامهٔ سبک های فرزندپروری رابینسون، ماندلکو، السن و هارت استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین سبک فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه والدین با مشکلات رفتاری (مشکلات سلوک، اضطراب خجالتی، روان تنی و مشکلات اجتماعی) دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (0٫001=p). همچنین بین سبک فرزندپروری اقتداری با مشکلات رفتاری دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری همبستگی معناداری مشاهده نشد. همچنین تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای پیش بینی مشکلات رفتاری دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری نشان داد که سبک فرزندپروری سهل گیرانه مهم ترین پیش بینی کنندهٔ مشکلات رفتاری در این دانش آموزان است (0٫001=p).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت که احتمالا یکی از دلایل اصلی مشکلات رفتاری در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری به دلیل استفادهٔ والدین از سبک فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه است.
    کلیدواژگان: مشکلات رفتاری، سبک فرزندپروری، ناتوانی های یادگیری، والدین
  • مرضیه استادی، فاطمه ابناوی، آصفه معماریان، پریسا احمدی، عاطفه داروئی فرد، پریزاد جانقربان صفحه 50
    هدف
    معلمان یکی از بزرگترین گروه های کاربران حرفه ای صوت هستند که از صوتشان به عنوان ابزار اولیه برای حرفه شان استفاده می کنند. بنابراین در معرض خطر بالایی برای ابتلا به اختلالات صوت هستند. هدف از این مطالعه تعیین میزان همبستگی میان نمرات کلی دو مقیاس فارسی VHI و V-RQOL قرار گرفت. اطلاعات زمینه ای از طریق پرسشنامه و تحلیل نمونه صوت جمع آوری گردید.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی انجام گردید. جامعه مورد مطالعه معلمان ابتدایی شاغل در شهر اصفهان بودند که از میان آنها 32 معلم ابتدایی مبتلا به اختلال صوت از طریق نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. هر آزمودنی فرم های VHI و V-RQOL را تکمیل نمود. داده های بدست آمده با آزمون آماری همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتیجه مطالعه نشان داد که میان نمرات کلی دو مقیاس VHI و V-RQOL در میان معلمان مبتلا به اختلال صوت همبستگی معنادار منفی وجود دارد (0٫876-=r؛ 0٫001>p).
    نتیجه گیری
    بنظر می رسد در کار بالینی متخصص می تواند براساس نظر خویش هر یک از این مقیاس ها را استفاده نماید و نیازی به استفاده از هر دو نیست.
    کلیدواژگان: معلم، کیفیت زندگی، اختلال صوت، پرسشنامه، VHI، V، RQOL
  • حمید علیزاده، معصومه ایمانی، فرنگیس کاظمی، باقر غبار بناب صفحه 51
    زمینه و هدف
    حل مسئله ریاضی مخصوصا برای دانش آموزان با اختلال یادگیری مشکل است. پژوهش ها نشان داده اند که مولفه های حافظهٔ کاری و خودکاری در افزایش مهارت حل مسئلهٔ ریاضی اثرگذار هستند. هدف پژوهش حاضر معرفی آموزش مستقیم به عنوان روشی رفتاری و موثر بر افزایش مولفه های حوزهٔ شناختی شامل حافظهٔ کاری و خودکاری و در نتیجه تقویت مهارت حل مسئله در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی بود.
    روش بررسی
    در این مقالهٔ مروری متون اصلی شامل کتاب ها و مقاله های علمی معتبر در این زمینه بین سال های 1970 تا 2015 از پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، ProQuest، Science Direct، Eric و PsychInfo استخراج و بررسی و تحلیل شد. جستجو در این پایگاه های اطلاعاتی با استفاده از کلیدواژه های Direct Instruction، Mathematics، Learning disability، Automaticity، Working Memory، و Repetitious practices انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش های مطالعه شده نشان داد که روش آموزش مستقیم به دلیل ماهیت تاکید بر تمرین های پرتکرار، ارائهٔ مثال های متعدد، ارائهٔ مطالب به شکل سازمان دهی شده، دادن بازخورد و... روشی مناسب برای آموزش دانش آموزان با اختلال یادگیری است و موجب افزایش مولفه های شناختی حافظه کاری و خودکاری و در نتیجه تقویت مهارت حل مسئلهٔ ریاضی در این دانش آموزان می شود.
    نتیجه گیری
    مرور ادبیات پژوهش نشان داد که یافته های بسیاری از به کار گیری آموزش مستقیم در کلاس های درسی حمایت کرده و این روش را سبب افزایش حافظه کاری و خودکاری یادگیرند گان دانسته اند. آموزش مستقیم دارای ویژگی های منحصربه فردی است که سبب افزایش قابلیت های شناختی یادگیرندگان شده و به کار گیری آن برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی بسیار اثربخش است.
    کلیدواژگان: آموزش مستقیم، اختلال یادگیری ریاضی، حافظهٔ کاری، خودکاری، تمرین های پرتکرار
  • سارا نامجو، حسن احدی، احمد برجعلی، محمدرضا صیرفی صفحه 52
    زمینه و هدف
    «درد عضو خیالی»، ماهیتی شایع و مبهم دارد و باور به داشتن ساختار معیوب ابعاد مهم عزت نفس و تصویر بدنی را در افراد قطع عضو شده تحت تاثیر قرار می دهد. در حالیکه درمان های دارویی و فیزیکی، اغلب با اثربخشی موقت و عود دوباره همراه هستند، روان درمانی، نتایج پایاتری را در پی داشته است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر درمان «حساسیت زدایی منظم چشم و پردازش مجدد» بر شدت درد، تصویر بدنی و عزت نفس در بیماران مبتلا به درد عضو خیالی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعهٔ نیمه آزمایشی که در سال 95-1394 در سازمان جمعیت هلال احمر استان تهران انجام شد، با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی، از بین 47 بیمار قطع عضو شده، 26 نفر از نظر ابتلا به درد عضو خیالی غربال شده و به روش جای گماری تصادفی به دو گروه «مداخله» (13نفر) و «کنترل» (13نفر) اختصاص یافتند؛ سپس به وسیلهٔ ابزار عزت نفس روزنبرگ (RSE)، روابط چند بعدی خود-بدن (MBSRQ) و پرسش نامهٔ درد مک گیل (SF-MPQ) مورد سنجش قرار گرفتند. همچنین از آزمون های تحلیل کوواریانس چند متغیره، هم بستگی پیرسون و هم بستگی پاره ای استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آنالیز کوواریانس نشان داد که تفاوت نمرهٔ پیش آزمون و پس آزمون بین دو گروه مداخله و کنترل در سه حیطهٔ درد (0٫001>p)، عزت نفس (0٫001>p)، و تصویر تن (0٫001>p) معنادار است. نتایج، نشان دهندهٔ کاهش معنادار درد و افزایش عزت نفس و رضایت از تصویر بدنی می باشد.
    نتیجه گیری
    درمان «حساسیت زدایی منظم چشم و پردازش مجدد» قادر است درد عضو خیالی را کاهش داده و از طریق بی اعتبار کردن شناخت های ناکارآمد پیرامون نقص عضو، تصور فرد از نقص و نازیبایی بدنش را تعدیل کند و عزت نفس فرد را ارتقا دهد.
    کلیدواژگان: حساسیت زدایی منظم چشم و پردازش مجدد، درد عضو خیالی، عزت نفس، تصویر بدنی
  • فرزانه احمدی، زهرا استادیان خانی، علیرضا آقایوسفی صفحه 53
    زمینه و هدف
    بیماری انسداد عروق کرونر قلب از علل بسیارمهم مرگ ومیر در ایران است. پژوهش حاضر باهدف مقایسهٔ راهبردهای های مقابله با استرس و طرح واره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به انسداد عروق کرونر قلب و افراد سالم بود.
    روش بررسی
    مطالعهٔ حاضر، توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه های پژوهش را 60 نفر (30 بیمار دچار انسداد عروق کرونر قلب و 30 فرد سالم) تشکیل دادند که به صورت دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای و طرح واره های ناسازگار و سلامت عمومی گلدبرگ، پاسخ دادند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) تحلیل شدند.
    یافته ها
    بیماران مبتلا به انسداد عروق کرونر قلب در مولفه های راهبردهای مقابله ای شامل رویاروگری (0٫002=p)، حل مدبرانهٔ مسئله (0٫001
    نتیجه گیری
    باتوجه به تاثیرپذیری بیماران عروق کرونری از راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مسئله مدار و طرح واره های ناسازگار اولیه، جهت بهبود بیماران می توان، با شناسایی راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه و طرح واره های ناسازگار اولیه و آموزش و درمان در این حوزه، در بهبود الگوهای شناختی و راهبردهای مقابله ای این بیماران استفاده کرد.
    کلیدواژگان: انسداد عروق کرونری، راهبردهای مقابله ای، طرح واره های ناسازگار اولیه
  • مینو کلانتری، علی اصغر جامه بزرگی، زهرا شفیعی، سید مهدی طباطبایی، سید محمد قریشی، معین هاتف فرد صفحه 54
    زمینه و هدف
    انگشت چکشی بدشکلی خم شونده ناشی از صدمه به مکانیسم بازکننده های بند انتهایی انگشت است. توان بخشی انتخاب اولیه برای درمان انگشت چکشی با آسیب بسته محسوب می شود. هدف از انجام این مطالعه مقایسهٔ اسپیلینت سه نقطه فشار طراحی شده توسط محققان با اسپیلینت آلومینیومی رایج در درمان انگشت چکشی ازنظر عملکرد، حین انجام فعالیت های روزمرهٔ زندگی و میزان بهبود کمبود دامنهٔ اکستنشن بود. این مطالعه درزمینهٔ توان بخشی بیماران مبتلا به انگشت چکشی است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع شبه تجربی بوده و در آن 20 بیمار مبتلا به انگشت چکشی با میانگین سنی 44 سال شرکت کردند. در این مطالعه اسپلینت سه نقطه فشار طراحی شده توسط محققان و اسپلینت آلومینیومی رایج در درمان انگشت چکشی به صورت تصادفی دراختیار افراد مبتلا به انگشت چکشی قرارگرفت. روند تغییر کمبود دامنهٔ اکستنشن آن ها، در هفته های اول و ششم با استفاده از آزمون یومن ویتنی مقایسه شد. همچنین در هفتهٔ سوم عملکرد افراد درحین انجام فعالیت های روزمرهٔ زندگی با پرسشنامهٔ QUICK DASH سنجیده و با استفاده از آزمون بومن ویتنی بررسی شد.
    یافته ها
    مطالعات نشان داد که بین دو گروه درهفتهٔ سوم ازنظر نمرهعملکرد فعالیت های روزمرهٔ زندگی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001p<)؛ همچنین در میزان کمبود دامنهٔ اکستنشن بین دو گروه در هفتهٔ اول تفاوت معناداری وجود نداشت (0٫28p>)؛ درصورتی که ازنظر آماری دو گروه پس از گذشت 6هفته تفاوت معناداری درجهت بهبود کمبود دامنهٔ اکستنشن داشتند (0٫006=p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج استفاده از اسپلینت سه نقطه فشار طراحی شده توسط محققان درمقایسه با اسپیلینت آلومینیومی درحین انجام فعالیت های روزمرهٔ زندگی مناسب تر بوده و تاثیر بیشتری در بهبود کمبود دامنهٔ اکستنشن دارد.
    کلیدواژگان: اسپلینت آلومینیومی، اسپیلینت سه نقطه فشار، کمبود دامنهٔ اکستنشن انگشت، فعالیت های روزمرهٔ زندگی، انگشت چکشی
  • هلن صدیق، بهشته نیوشا صفحه 55
    زمینه و هدف
    یکی از ویژگی های کودکان با ناتوانی یادگیری، نارسایی در مولفه های کارکردهای اجرایی است. پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش تمرینات هاتایوگا بر کارکردهای اجرایی (توجه و تمرکز و حافظه کاری) دانش آموزان دارای اختلال نوشتن انجام گرفته است.
    روش بررسی
    روش پژوهش شبه آزمایشی بود. جامعهٔ آماری پژوهش را 30 دانش آموز پسر پایهٔ دوم و سوم با اختلال نوشتن تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب و به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای استفاده شده شامل خرده مقیاس فراخنای ارقام آزمون وکسلر و آزمون ویسکانسین و آزمون استروپ بود. آموزش تمرینات هاتایوگا طی هشت جلسه، در گروه آزمایش صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحقیق نشان داد آموزش تمرینات هاتایوگا باعث بهبود توجه و تمرکز کودکان دارای اختلال نوشتن شد (0٫01=p)؛ ولی بر حافظه کاری آن ها تاثیری نداشت (0٫01=p).
    نتیجه گیری
    آموزش تمرینات هاتایوگا بر بهبود کارکردهایی اجرایی دانش آموزان دچار اختلال نوشتن موثر است؛ بنابراین می توان از آموزش تمرینات هاتایوگا در بهبود اختلال نوشتن دانش آموزان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: کارکرد های اجرایی، آموزش تمرینات هاتایوگا، اختلال نوشتن
  • صدیقه رضایی دهنوی، فاطمه حیدریان، فرشته اشتری، وحید شایگان نژاد، فاطمه رضایی کوخدان صفحه 56
    زمینه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) شایع ترین بیماری از طبقهٔ اختلالات نورولوژیک است که به صورت موضعی، میلین (مادهٔ احاطه کنندهٔ تارهای عصبی) را تخریب و ملتهب می کند. این بیماری تاحد زیادی بهزیستی روان شناختی افراد مبتلا را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعات نشان داده است که سخت رویی روان شناختی از عوامل موثر در بهزیستی افراد در مواجهه با بیماری هاست. پژوهش حاضر به بررسی و مقایسهرابطهٔ بین سخت رویی و بهزیستی روان شناختی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و افراد سالم پرداخته است.
    روش بررسی
    مطالعه به صورت شاهد مورد حاضر بود. جامعهٔ آماری را 55 نفر از بیماران مبتلابه MS مراجعه کننده به بیمارستان کاشانی اصفهان و 83 نفر از افراد سالم تشکیل دادند.نمونه ها با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. .با استفاده از پرسشنامهٔ سخت رویی اهواز و بهزیستی روان شناختی ریف فرم کوتاه بررسی شدند. بررسی داده ها در نرم افزار SPSS نسخهٔ 21، با استفاده از آزمون های t مستقل، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس انجام شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بیماران MS، بهزیستی روان شناختی کمتری داشتند (0٫001
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر نشان می دهد که بین سخت رویی و بهزیستی روان شناختی در افراد MS رابطهٔ معنادار وجود دارد. آموزش سخت رویی به افراد MS برای افزایش سطح بهزیستی آنان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سخت رویی، بهزیستی روان شناختی، مولتیپل اسکلروزیس
  • محسن سعیدمنش، زهرا بابایی صفحه 57
    زمینه و هدف
    لکنت آشفتگی در روانی گفتار است و با تکرار، مکث یا کشیده گویی شناخته می شود. این ناروانی ها می تواند تاثیرات منفی بر سلامت روانی فرد داشته باشد. پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب و عزت نفس نوجوانان دارای لکنت 14تا18سال شهرستان مبارکه انجام گرفت.
    روش بررسی
    طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود.در این پژوهش، از نوجوانان دارای لکنت مراجع کلینیک های توان بخشی شهر مبارکه تعداد20 نفر، به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از انجام پیش آزمون به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10=n) و کنترل (10=n) قرار گرفتند. مداخله در هشت جلسه به اجرا درآمد. در گروه آزمایش و کنترل میزان اضطراب با پرسشنامهٔ افسردگی و اضطراب و استرس 21 (DASS-21) و عزت نفس با پرسشنامهٔ عزت نفس آیزنک قبل و بعداز مداخله سنجیده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها ، آنالیز کوواریانس تک متغیره به کار گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نمرات اضطراب (0٫001
    نتیجه گیری
    بنابر نتایج این پژوهش، به درمان گران درحیطهٔ کار با نوجوانان دارای لکنت توصیه می شود از درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد، جهت کاهش اضطراب و افزایش عزت نفس آنان استفاده کنند.
    کلیدواژگان: اضطراب، عزت نفس، درمان پذیرش و تعهد، لکنت
  • حمید علیزاده، زهرا امین آبادی، اسماعیل سعدی پور، صغرا ابراهیمی قوام، نورعلی فرخی صفحه 58
    هدف
    پاسخ به مداخله رویکردی چند مرحله ای برای شناسایی و حمایت از دانش آموزان با نیازهای یادگیری (و رفتاری) در سطوح آموزش عمومی و استثنایی است. هدف پژوهش حاضر معرفی ماهیت، ویژگی ها و شواهد پژوهشی پیرامون اثربخشی رویکرد پاسخ به مداخله بود.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعهٔ توصیفی از نوع مرور نظام مند است. جامعهٔ آماری، کلیهٔ مطالعات منتشر شدهٔ الکترونیکی مرتبط با موضوع بود که منابع آن با کلیدواژه هایی چون مشکلات یادگیری، پاسخ به مداخله، غربالگری، سنجش پویا، و تدریس پویا با نمونه های دانش آموزی در پایگاه های اطلاعات پژوهشی در دامنهٔ زمانی 2004 تا 2015 باتوجه به ویژگی های روش شناختی و نمونهٔ دانش آموزی جمع آوری شد. یافته ها و اطلاعات موردنظر جهت دست یابی به هدف پژوهش (معرفی ماهیت، ویژگی ها و چالش های مرتبط با غربالگری، آموزش و تشخیص اختلال های یادگیری) بود که با استفاده از چک لیست مرور نظام مند سینگ (2013) انتخاب و تحلیل شدند.
    یافته ها
    77٫3 درصد مقالات مرورشده نشان داد که رویکرد پاسخ به مداخله، روشی پیشگیرانه است. این رویکرد با استفاده از آموزش های منطبق بر نیاز دانش آموز و نظارت های پیش رونده و تصمیم گیری های مبتنی بر شواهد، به دنبال تشخیص اختلال یادگیری در دانش آموز و ارجاع وی به آموزش ویژه و در نتیجه حفظ این دانش آموز در نظام آموزش عمومی است. این رویکرد در خدمت به دانش آموزانی است که علی رغم تلاش، نتیجه ای نمی گیرند.
    نتیجه گیری
    پاسخ به مداخله به عنوان روشی پیشگیرانه و تشخیصی و با هدف کاهش بیش تشخیصی اختلال های یادگیری معرفی شده است که تمام سال های تحصیل کودکان نیازمند آموزش های ویژه تا با استعداد و سرآمد را پوشش می دهد. شناخت و کاربرد روش های نوین تشخیص و یافتن برنامه های نوین آموزشی برای کمک به شناسایی زودهنگام و کاربرد مداخله ای، و با هدف پیشگیری از برچسب خوردن و بروز مشکل در ادامهٔ روند آموزش عمومی می تواند توجیه کنندهٔ کاربرد روش پاسخ به مداخله باشد.
    کلیدواژگان: پاسخ به مداخله، شناسایی، پیشگیری، تشخیص، اختلال های یادگیری
  • نادر اعیادی، محسن رسولی، علی محمد نظری صفحه 59
    زمینه و هدف
    به دلیل چند وجهی بودن اعتیاد و نقش مهم عزت نفس در بروز مسائل مختلف فردی و زناشویی، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای عزت نفس در رابطه با سبک دلبستگی ناایمن و دلزدگی زناشویی معتادان به مواد افیونی بود.
    روش بررسی
    طرح پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعهٔ آماری پژوهش حاضر را تمامی معتادان مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران تشکیل دادند که از بین آن ها 215 نفر به شیوهٔ نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش، از پرسشنامهٔ عزت نفس روزنبرگ، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز ورید و پرسشنامهٔ دلزدگی زناشویی پایینز استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی (هم چون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) و نرم افزار SPSS (ورژن 21) استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که دلبستگی ناایمن علاوه بر اثر معنادار مستقیم بر دلزدگی زناشویی معتادان موادافیونی( 0٫238 = β و 0٫003=P)، به طور غیرمستقیم نیز با اثرگذاری بر عزت نفس باعث تغییر در دلزدگی زناشویی می گردد (0٫239=β و 0٫001>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر که نشان داد عزت نفس در رابطه با دلبستگی ناایمن و دلزدگی زناشویی نقش واسطه ای دارد، توجه به نقش عزت نفس در مداخله های درمانی و آموزش های خانواده، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: دلبستگی ناایمن، عزت نفس، دلزدگی زناشویی، معتادان مواد افیونی
  • سحر امین الشریعه، فریده هاشمیان نژاد * صفحه 60
    زمینه وهدف
    موسیقی با تاثیرگذاری بر لب گیجگاهی و آهیانه ای افراد، می تواند حافظه و حواس انسان را تحت تاثیر قرار دهد. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی کاربرد موسیقی مبتنی بر روش دالکروز و ارف بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان دچار اختلال خواندن بود.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع کاربردی و آزمایشی بود. جامعهٔ آماری این پژوهش را همهٔ دانش آموزان پایهٔ اول و دوم دارای اختلال خواندن تحت درمان مراکز اختلال یادگیری سطح شهر مشهد، در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل دادند. با روش نمونه گیری دردسترس، تعداد 24 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و در دو گروه کنترل و آزمایش (12 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 22 جلسهٔ 30تا45دقیقه ای از تمرینات موسیقی مبتنی بر رویکرد دالکروز و ارف استفاده کرد. ابزار به کاررفته شامل پرسشنامهٔ اطلاعات فردی و آزمون خواندن (نما) بود. آزمون خواندن با 10خرده آزمون، برای سنجش ابعاد مختلف خواندن به کار گرفته شد. این آزمون را کرمی و نوری و مرادی تنظیم کرده اند؛ همچنین برای مقایسهٔ میانگین نمرات گروه های آزمایش و کنترل در قبل و بعداز مداخله، از آزمون معناداری تفاوت پس آزمون با منظورکردن نمرات پیش آزمون به عنوان متغیر کمکی، استفاده شد.
    یافته ها
    باتوجه به میانگین (29٫94) و انحراف استاندارد (23٫35) گروه آزمایش، در عملکرد خواندن دانش آموزانی که با کاربرد موسیقی مبتنی بر رویکرد دالکروز و ارف کار کردند، برتری معنادار مشاهده می شود (0٫004=p و 0٬10٫65=F)؛ بدین معنا که کاربرد موسیقی بر عملکرد خواندن دانش آموزان دچار اختلال خواندن تاثیر معناداری دارد.
    نتیجه گیری
    از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شودکه می توان از کاربرد موسیقی مبتنی بر روش دالکروز و ارف درجهت بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان با اختلال خواندن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: موسیقی، اختلال خواندن، عملکرد خواندن
  • منصوره غلامی انجیله، محمد کمالی *، حسین مبارکی، رویا قاسم زاده صفحه 61
    هدف
    یکی از خدمات موردنیاز افراد دارای ناتوانی و خانواده های آن ها، راهنمایی و مشاوره تخصصی است. هم چنین مشاوره یکی از نقش های درمانگران توانبخشی، هنگام ارائهٔ خدمات توانبخشی محسوب می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی عوامل مرتبط با نقش مشاوره ای درمانگر توانبخشی بود.
    روش بررسی
    این مطالعهٔ کیفی با روش تحلیل محتوا اجرا شد. 19 مشارکت کننده با حداکثر تنوع، از طریق نمونه گیری هدفمند با رویکرد نظری، به روش متوالی و تدریجی تا رسیدن به اشباع اطلاعات از میان استادان و متخصصین حوزهٔ توانبخشی و حوزهٔ مشاوره و افراد دارای معلولیت انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبهٔ نیمه ساختار یافتهٔ عمیق و تحلیل داده ها (با رویکرد قراردادی) براساس مدل گرانهایم و لاندمن (2004) انجام شد. اطمینان از صحت و استحکام پژوهش با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا انجام گرفت.
    یافته ها
    از یافته های اصلی این پژوهش، ادراک مشارکت کنندگان دربارهٔ عوامل مرتبط با نقش درمانگر بود که همراه با چهار زیرمضمون نگرش و اعتقاد درمانگر، ویژگی های فردی، منافع درمانگر و آگاهی درمانگر شکل گرفت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه، بر تاثیر عمیق نقش درمانگر و عملکرد وی به عنوان مشاور توانبخشی تایید کرد؛ بنابراین ضروریست که مدیران و تعیین کنندگان خط مشی های سلامت با به کارگیری راهبردهای صحیح، به ترمیم ساختارهای ذهنی و عملکردی نامناسب درمانگران توانبخشی در حیطهٔ مشاوره بپردازند.
    کلیدواژگان: درمانگر، نقش، مشاور توانبخشی، مشاوره
  • محسن سعیدمنش*، محمدمهدی صداقت پور حقیقی صفحه 62
    زمینه و هدف
    لکنت اختلالی گفتاری است که در ابتدای زندگی، کمی پس از تکامل زبان روی می دهد. لکنت از اختلالات تکاملی بسیار گسترده بوده و کودکان مبتلا به آن، در فرایند عصبی دچار مشکل هستند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تمرینات هیپنوتیزم بر اضطراب و عزت نفس کودکان دارای لکنت زبان 8تا12سالهٔ شهر شیراز بود.
    روش بررسی
    طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش شامل تمامی کودکان محدودهٔ سنی 8تا12ساله دارای لکنت زبان بود که در سال 96-1395به مرکز توان بخشی بهزیستی شیراز مراجعه کردند. از بین این افراد 32 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شده و به شکل تصادفی 16 نفر در گروه آزمایش و 16 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. سپس برای گروه آزمایش، آموزش تمرینات هیپنوتیزم در پنج جلسه اجرا و در انتهای جلسات درمانی، از آزمودنی های هر گروه پس آزمون گرفته شد. ابزار استفاده شده در این پژوهش آزمون اضطراب اسپنس و عزت نفس پوپ بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون t) و نرم افزار SPSS نسخهٔ 23 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تمرینات هیپنوتیزم بر نمرات اضطراب (0٫010=p) و عزت نفس (0٫002=p) تاثیر معنا داری دارد.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر بیان می کند که تمرینات هیپنوتیزم می تواند به کاهش اضطراب و افزایش عزت نفس در کودکان دارای لکنت بینجامد؛ بنابراین، می توان از این درمان برای بهبود لکنت در افراد و درمان سریع تر آنان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: هیپنوتیزم درمانی، عزت نفس، اضطراب، لکنت زبان
  • الهه فرمانی، بیژن شفیعی *، امیرحسین قادری صفحه 63
    زمینه و هدف
    بروز گسیختگی و ناروانی در جریان روان گفتار، لکنت نام دارد. تاکنون پژوهش های زیادی برای شناسایی ماهیت و علت لکنت باکمک ابزارهای مختلف انجام شده است. ابزار الکتروآنسالوگرافی کمیQEEG روشی کارآمد، غیرتهاجمی و بدون عوارض جانبی بوده و اطلاعات ارزشمندی از عملکرد مغز را در اختیار ما قرار می دهد؛ بنابراین هدف این پژوهش مقایسهٔ الگوی QEEG در افراد مبتلا به لکنت و افراد بدون لکنت است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود. در این مطالعه 20 نفر مبتلا به لکنت و 20 نفر بدون لکنت طبق معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و از آن ها تست های SSI4 و QEEG دریافت شد. نتایج حاصل، با استفاده از نرم افزار SPSS در دو گروه مقایسه شدند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و مقایسهٔ آن ها در دو گروه، نشان دهندهٔ وجود تفاوت معنادار در شاخص های قلهٔ فرکانس برای امواج آلفا (0٫001
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج این پژوهش می توان از بررسی الگوی امواج مغزی به عنوان شاخصی در بررسی ماهیت لکنت، و تاثیر درمان بر تغییر الگوی امواج مغزی و بهبودی لکنت استفاده کرد.
    کلیدواژگان: لکنت، الکتروانسفالوگرافی کمی، امواج مغزی
  • رحمان مهدی نژاد قوشچی *، معصومه اسمعیلی، عبدالله شفیع آبادی صفحه 64
    زمینه وهدف
    زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک اسپرینکل و همکاران از رویکردهای یک پارچه نگر زوج درمانی بوده و در آن به نقش انگیزه و اتحاددرمانی و مفهوم سازی مشترک در درمان تاکید می شود. این پژوهش به بررسی اثربخشی روش زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک بر توان مندی گفت وگوی موثر زوجین پرداخته است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح آزمایشی آمیخته استفاده شد. جامعهٔ آماری، زوج هایی بودند که به دلیل توان مندنبودن در گفت وگوی موثر، به مرکز خدمات روان شناسی و مشاورهٔ آرامش ارومیه در سال 1394 مراجعه کردند. نمونهٔ آماری شامل 16 زوج بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده از میان جامعهٔ آماری انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و گروه کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسهٔ زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک شرکت کردند؛ ولی در گروه کنترل هیچ آموزشی داده نشد. ابزار اندازه گیری پرسشنامهٔ «مقیاس ارزیابی گفت وگوی موثر زوجین» بود. از آزمون آماری تحلیل واریانس با تکرار سنجش برای آزمون سوال تحقیق استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد که میزان توان مندی زوج ها در گروه آزمایش در مقیاس های مهارت های کلامی و غیرکلامی و فرآیند گفت وگوی موثر در مرحلهٔ قبل و بعداز مداخله، تفاوت معناداری داشته است (0٫001
    نتیجه گیری
    زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک، توان مندی گفت وگوی موثر را در زوج ها بهبود داده است. این نتیجه لزوم توجه زوج درمان گران به عوامل مشترک در زوج درمانی را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: زوج درمانی، زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک، توان مندی گفت وگو، گفت وگوی موثر همسران، عوامل مشترک درمان
  • ساناز هادی پور، بهمن اکبری * صفحه 65
    زمینه و هدف
    مشکلات یادگیری می تواند موجب پیامدهای منفی همچون خودکارآمدی ضعیف و احساس تنهایی در دانش آموزان ابتدایی شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر شناختی رفتاری بر خودکارآمدی و احساس تنهایی دانش آموزان ابتدایی دارای مشکلات یادگیری بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعهٔ آماری این پژوهش را دانش آموزان ابتدایی دارای مشکلات یادگیری شهر رشت در سال 1395 تشکیل داد. افراد نمونه در مرحلهٔ اول به طور نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. پس از تکمیل مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و مقیاس احساس تنهایی آشر و کسب حدنصاب لازم برای ورود به تحقیق، با استفاده از نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (12 نفر برای هر گروه) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8جلسهٔ گروهی بازی درمانی شناختی رفتاری شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخهٔ 18 و به شیوهٔ تحلیل کواریانس تک متغیره تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین نمرهٔ پیش آزمون خودکارآمدی و احساس تنهایی در گروه آزمایش به ترتیب برابر با 32٫33 و 30٫58 و نمره های پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 46٫17 و 26٫83 است. همچنین میانگین نمرهپیش آزمون خودکارآمدی و احساس تنهایی در گروه کنترل به ترتیب برابر با 32٫17 و 31٫50 و نمره های پس آزمون در گروه کنترل به ترتیب 35٫33 و 32٫08 است. نتایج تحلیل کواریانس نشان می دهد بازی درمانی شناختی رفتاری به طور معناداری موجب افزایش خودکارآمدی و کاهش احساس تنهایی دانش آموزان ابتدایی دارای مشکلات یادگیری شده است (0٫01>p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری پیشنهاد می شود از این شیوه آموزشی به منظور بهبود وضعیت شناختی و روان شناختی دانش آموزان ابتدایی دارای مشکلات یادگیری استفاده شود.
    کلیدواژگان: بازی درمانی شناختی رفتاری، خودکارآمدی، احساس تنهایی، مشکلات یادگیری
  • لیلا صوفیانی *، حسن بافنده قراملکی، منصور عزتی صفحه 66
    زمینه و هدف
    نظریهٔ ذهن یعنی توانایی درک نیات، احساسات، خواسته ها و باورهای خود و دیگران و درک اینکه حالات ذهنی دیگران متفاوت از حالات ذهنی خود فرد است. تصویربدنی نیز به صورت برداشت ذهنی فرد از بدن خویش تعریف می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی و مقایسهٔ نظریهٔ ذهن و تصویربدنی افراد معلول جسمی و حرکتی و افراد عادی انجام گرفته است.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. جامعهٔ آماری را تمامی معلولان جسمی حرکتی شهرستان سلماس تشکیل دادند. باکمک جدول مورگان 44 نفر معلول باشدت معلولیت شدید و خیلی شدید، به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونهٔ 44 نفری از افراد عادی نیز به تفکیک جنسیت با آنان همتا شدند. ابزار شامل: آزمون ذهن خوانی ازطریق چشم ها (بارون کوهن) و پرسشنامهٔ تصویر بدن لیتلتون بود. تحلیل داده ها، با استفاده از روش های آماری تی تست دو گروه مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین نظریهٔ ذهن معلولان جسمی حرکتی و افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫05
    نتیجه گیری
    نقص جسمانی می تواند نشان دهندهٔ کاهش توانایی نظریهٔ ذهن باشد و بر تصویرذهنی از بدن نگرش منفی ایجاد کند و بر باورها، افکار و برداشت های فرد تاثیر گذارد.
    کلیدواژگان: نظریه? ذهن، تصویربدنی، معلول جسمی حرکتی
  • حمیدرضا دهقان*، محمد قادری رمازی، ناصر صبحی قراملکی صفحه 67
    هدف
    براساس مطالعات انجام شده، دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری خاص، نسبت به دانش آموزان عادی در اتخاذ سبک های یادگیری، ترجیحات متفاوتی دارند؛ از این رو این پژوهش با هدف مقایسهٔ سبک های یادگیری در دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری خاص انجام شد.
    روش بررسی
    روش تحقیق این مطالعه، توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعهٔ آماری پژوهش را کلیهٔ دانش آموزان پسر و دختر عادی و دارای ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل که در مقطع متوسطهٔ اول مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. نمونهٔ پژوهش 80 دانش آموز (40 دانش آموز عادی و 40 دانش آموز ناتوان در یادگیری) بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون هوش ریون و پرسش نامهٔ سبک های یادگیری کلب و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که از لحاظ سبک های یادگیری، در تمامی زیر مقیاس ها شامل سبک های یادگیری همگرا (0٫001>p)، واگرا (0٫001>p)، جذب کننده (0٫001>p) و انطباق دهنده (0٫004=p)، بین دو گروه دانش آموزان عادی و دارای ناتوانی یادگیری خاص، تفاوت معنی دار وجود دارد.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر با نشان دادن تفاوت های بارز در کاربرد سبک های یادگیری توسط دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری خاص و دانش آموزان عادی، اطلاعات نسبتا مفیدی دربارهٔ راهبردهای یادگیری و روش های آموزشی متناسب با نیاز این دسته از دانش آموزان ارائه داده است.
    کلیدواژگان: سبک های یادگیری، ناتوانی یادگیری خاص، پیشرفت تحصیلی
  • رزا شهرکی، علی اصغر اصغرنژاد فرید*، یوسف فکور، مژگان سپاه منصور صفحه 68
    زمینه و هدف
    اختلال استرس پس از ضربه یکی از اختلال های روانی حاد است که در درازمدت به اختلال مزمن تبدیل می شود. فرد مبتلا معمولا علائم افسردگی را پس از مدتی از خود بروز می دهد. روش های درمانی بسیاری برای کاهش علائم اضطرابی و افسردگی این افراد وجود دارد؛ اما روشی که ساده تر و سریع تر بوده و جلسه های کوتاه مدت تری را به خود اختصاص دهد، کم یا اثربخشی آن مشخص نیست. هدف از پژوهش حاضر مطالعهٔ تاثیر درمان دیدگاه زمان، بر کاهش افسردگی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه بود.
    روش بررسی
    روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. از میان جانبازان مبتلا به استرس پس از ضربه که به بیمارستان صدر شهر تهران مراجعه کرده و نشانه های اختلال را داشتند، تعداد 30 نفر به شیوهٔ هدف مند انتخاب شدند. ازاین میان 2 نفر در هر گروه ریزش داشتند. این تعداد در دو گروه درمان دیدگاه زمان و گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند (13 نفر در هر گروه). برای گردآوری داده ها از آزمون افسردگی بک استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس برای اندازه های تکراری انجام شد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد در متغیر افسردگی، اثر اصلی زمان (0٫33=η2 و 0٫001>p و 11٫77=F)، اثر اصلی گروه (0٫27=η2 و 0٫001>p و 8٫78=F)، و تعامل زمان و گروه (0٫21=η2 و 0٫019=p و 6٫27=F) به لحاظ آماری معنادار است. ازاین رو، باتوجه به روند کاهشی نمره های افسردگی در گروه آزمایش، می توان نتیجه گرفت که درمان دیدگاه زمان در کاهش افسردگی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه اثربخش بوده است. نتایج مرحلهٔ پیگیری نشان داد اثر درمان دیدگاه زمان پایدار است.
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج، درمان دیدگاه زمان در کاهش افسردگی جانبازان دچار استرس پس از ضربه نسبت اثربخش است و ثبات و پایداری اثر درمانی نیز دارد. ازاین رو، می توان از این درمان به عنوان درمان کوتاه مدت برای مداخلهٔ روان شناختی جانبازان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درمان دیدگاه زمان، افسردگی، استرس پس از ضربه
  • سحر افروز، افسون حسنی مهربان *، پروین راجی، سحر هنرخواه صفحه 69
    : پرسشنامهٔ صلاحیت کودک و تعیین هدف جهت توانمند ساختن کودکان باناتوانی در خوداظهاری و همچنین تنظیم و اولویت بندی اهداف درمانی جهت مداخله توسط میسیونا طراحی شده است. هدف از این مطالعه تطابق فرهنگی و بررسی روایی و پایایی نسخهٔ فارسی این پرسشنامه در کودکان باناتوانی فیزیکی 6 تا1 2 سال جهت کاربردی کردن آن در مدارس و کلینیک های کاردرمانی است.
    ابتدا موافقت اولیه از طراح پرسشنامه اخذ و سپس پرسشنامه براساس پروتکل IQOLA توسط دو مترجم به زبان فارسی ترجمه شد. بعد از تجزیه و تحلیل ترجمه ها، مطالعهٔ مقدماتی جهت مشخص شدن آیتم های نیازمند به تغییر و تطابق، با حضور 2 0 کودک و مراقبانشان انجام گرفت که ازطریق نمونه گیری دردسترس انتخاب شده بودند. طی جلسهٔ پانل خبرگان که با حضور ده کاردرمانگر برگزار شد، تغییرات لازم روی تصاویر کارت های PEGS و پرسشنامهٔ مراقب، انجام و سپس روایی صوری با شرکت ده کودک و روایی محتوایی آن توسط هشت کاردرمان سنجیده شد. براساس نتایج به دست آمده از آن ها اصلاحات نهایی طی برگزاری مجدد جلسهٔ پانل خبرگان صورت گرفت. سپس ترجمهٔ برگردان به طراح آزمون ارسال و تایید ایشان دریافت شد. درنهایت پایایی نسخهٔ فارسی به دست آمده با شرکت 3 3 کودک ناتوان فیزیکی 6 تا1 2 سال به همراه مراقبانشان سنجیده شد که ازطریق نمونه گیری دردسترس از مدارس استثنایی انتخاب شده بودند.
    پس از اعمال تغییرها و تطابق ها طی جلسات پانل خبرگان، در سنجش روایی صوری و محتوایی، نمرات تمامی آیتم های پرسشنامهٔ مراقب و تصاویر کارت ها مناسب گزارش شد. در بررسی پایایی نیز صلاحیت درک شدهٔ کودکان در انجام وظایف روزانه از پایایی زیادی برخوردار بود (0 ٫ 8 7 4 =ICC). اهداف کودکان پس از گذشت دو هفته نسبتا پایدار باقی ماند.
    کلیدواژگان: تطابق فرهنگی، روایی، پایایی، پرسشنامه? صلاحیت کودک و تعیین هدف، کودک باناتوانی فیزیکی
  • حسن کردی، مهدی سهرابی، علیرضا صابری کاخکی، سیدرضا عطارزاده حسینی، امین غلامی * صفحه 70
    هدف
    یکی از مشکلات عمدهٔ کودکان دچار اختلال هماهنگی رشدی، یادگیری مهارت های حرکتی است. از آنجاکه شیوع این اختلال در بین کودکان درخورتوجه بوده، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر تواتر بازخورد آگاهی از نتیجه بر یادگیری حرکتی در مهارت پرتاب کردن کودکان دچار اختلال هماهنگی رشدی انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعهٔ حاضر به شکل نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون بود. جامعهٔ مطالعه شده، کودکان 7تا9سالهٔ دختر و پسر دچار اختلال هماهنگی رشدی منطقهٔ یک و دو شهر تهران بودند که از این بین تعداد 30 کودک به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و بعد از اطمینان از داشتن معیارهای ورود به تحقیق، مطالعه شدند. اطلاعات ازطریق پرسشنامهٔ تشخیصی DCDQ’7 و آزمون دقت پرتاب کودکان چیویاکوسکی، جمع آوری و با استفاده از آزمون های تی زوجی و تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    بازخورد با تواتر 100درصد و 50درصد روی یادگیری حرکتی این کودکان موثر بود (0٫001=p)؛ اما بازخورد نسبی با تواتر 50درصد منجربه یادگیری بهتر مهارت پرتاب از بالای شانه درمقایسه با تواتر 100درصد در این کودکان شد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    تحقیق حاضر تاییدکنندهٔ فرضیهٔ راهنمایی بازخورد بوده و نشان می دهد که ارائهٔ بازخورد آگاهی از نتیجه با تواتر 50درصد، منجربه تسهیل یادگیری در کودکان دچار اختلال هماهنگی رشدی می شود.
    کلیدواژگان: تواتر بازخورد، اختلال هماهنگی رشدی، مهارت پرتاب
  • فرشته سبزواری*، یونس امیری شوکی، محمد کمالی صفحه 71
    زمینه و هدف
    عوامل موثر بر سازگاری زناشویی شامل خصوصیات فردی و عوامل موقعیتی و رویدادهای زندگی هستند. البته مطالعات نشان داده که میانجی های شناختی مختلفی، چارچوب روابط زناشویی را تحت تاثیر قرار داده و آن ها را جهت دهی می کنند. طرح واره های ناسازگار اولیه که توسط یانگ معرفی شده، به عنوان یک میانجی شناختی، از رویدادهای زندگی فرد نشات می گیرد. تمایزیافتگی به عنوان خصوصیت فردی، به طور بالقوه پیش بینی کنندهٔ خوبی برای سازگاری زناشویی به نظر می رسد. از این رو این مطالعه با بررسی ارتباط بین طرح واره های ناسازگار اولیه و تمایزیافتگی با سازگاری زناشویی با هدف پیش بینی سازگاری زناشویی در مشاوره های پیش از ازدواج صورت گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی با طرح همبستگی بود. جامعهٔ آماری این پژوهش را همهٔ افراد متاهل شهر تهران تشکیل دادند و حجم نمونه 400 نفر برآورد شد. نمونه گیری به شیوهٔ چندمرحله ای و دردسترس انجام شد؛ به این ترتیب که ابتدا پنج منطقه به تصادف از بین مناطق 22گانه انتخاب شد. سپس کلینیک های مشاوره و مدارس و فرهنگ سراهای محلات این پنج منطقه به صورت تصادفی انتخاب شدند. آن گاه پرسشنامه بین افرادی که معیار ورود به مطالعه را داشتند به طور دردسترس توزیع شد. معیار خروج از مطالعه، داشتن سابقهٔ ازدواج مجدد/طلاق، سوءمصرف مواد یا بودن تحت درمان های روان پزشکی بود.
    پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر، فرم کوتاه طرح وارهٔ یانگ (ویرایش سوم) و پرسشنامهٔ تمایزیافتگی خود اسکورون ابزارهای این مطالعه بودند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی، تحلیل رگرسیون و آزمون تی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین تمامی حیطه های طرح واره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی ارتباط معکوس و معنادار وجود داشت (0٫01>p). همچنین بین تمایزیافتگی و هر 4 بعد آن با سازگاری زناشویی ارتباط معناداری مشاهده شد (0٫01>p). تجزیه وتحلیل رگرسیون نشان داد که 9 حیطهٔ طرح واره های ناسازگار اولیه و 2 بعد تمایزیافتگی، توان پیش بینی سازگاری زناشویی را داشتند (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    یافته های این تحقیق نشان داد که می توان با طرح واره های ناسازگار اولیه و نیز تمایزیافتگی، میزان سازگاری زناشویی را پیش بینی کرد. این یافته می تواند به مشاوران در ارائه مشاورهٔ کلینیکی کمک کند.
    کلیدواژگان: طرح واره های ناسازگار اولیه، سازگاری زناشویی، تمایزیافتگی خود
  • عباسعلی حسین خانزاده*، ایمانه صدری، فهیمه ایمن خواه صفحه 72
    زمینه و هدف
    از اقدامات بسیارمهم برای ارائهٔ خدمات آموزشی و توان بخشی مناسب به والدین کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم، شناسایی نیازهای آن ها است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف شناسایی و الویت بندی نیازهای والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی (پیمایشی) بود. جامعهٔ آماری این پژوهش را والدین دارای فرزندان مبتلا به اختلال اوتیسم در استان های تهران، قم، کرج و قزوین درسال 1394 تشکیل دادند. از این بین نمونه ای به حجم 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها، مقیاس اوتیسم بهر آیونگ و همکاران 2008 و پرسشنامهٔ محقق ساخته نیاز های والدین به کار گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و آزمون فریدمن تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    باتوجه به اینکه پرسشنامهٔ محقق ساخته دارای سه عامل بود، یافته های پژوهش نشان داد که عامل آگاهی دربارهٔ توانایی های شناختی و ارتباطی کودک با میانگین رتبهٔ 2٫83 عامل مهم تر و نیازهای والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم شامل آگاهی دربارهٔ مشکلات حرکتی کودک با میانگین رتبهٔ 26٫86 گویهٔ مهم تر و پس از آن آگاهی دربارهٔ نوع رفتارهای کلیشه ای و وسواسی کودک با میانگین رتبهٔ 26٫43 و آگاهی دربارهٔ توانایی حافظهٔ کودک با میانگین رتبهٔ 25٫51 در رتبهٔ دوم وسوم قرار داشتند.
    نتیجه گیری
    باتوجه به ابعاد نیاز های شناسایی شدهٔ والدین کودکان مبتلا به اوتیسم، پژوهش حاضر می تواند توسط مربیان آموزشی و توان بخشی و متخصصان بالینی استفاده شود.
    کلیدواژگان: شناسایی و اولویت بندی، نیاز های والدین، اختلال طیف اوتیسم
  • حسین اسکندری، کاوه قادری بگه جان * صفحه 73
    زمینه و هدف
    معلولیت جسمی حرکتی به عنوان عامل خطر برای مشکلات سلامت روان عمل می کند؛ لذا بررسی مداخلات روان شناختی موثر در ارتقای سلامت روان این افراد اهمیت می یابد. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی بر افزایش تاب آوری معلولان جسمی حرکتی انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش را تمامی معلولان جسمی حرکتی شهرستان قروه استان کردستان تشکیل دادند. از این میان به شکل تصادفی ساده 218 نفر انتخاب شده و پرسشنامهٔ تاب آوری روی آن ها اجرا شد. 24 نفر از کسانی که نمرهٔ تاب آوری آن ها کمتر از سایر شرکت کنندگان بود و معیارهای ورود به پژوهش را داشتند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه تحت مداخلهٔ رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی قرار گرفت. این جلسات هفته ای یک بار و به مدت یک و نیم ساعت برگزار شد. در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی های پژوهش توسط مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) پیش از شروع درمان و در پایان درمان و پس از اتمام مرحلهٔ پیگیری یک ماهه ارزیابی شدند. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) استفاد شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون نشان داد بین دو گروه در افزایش تاب آوری در مرحلهٔ پس آزمون و پیگیری تفاوت معنا داری وجود دارد (0٫001
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش می توان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی در افزایش تاب آوری معلولان جسمی حرکتی موثر است و به روان شناسان بالینی توصیه می شود در این رابطه از این مداخله بهره گیرند.
    کلیدواژگان: رفتار درمانی دیالکتیکی، تاب آوری، معلولان جسمی حرکتی، درمان گروهی
  • منصور علی مهدی، پروین احتشام زاده*، فرح نادری، زهرا افتخار صعادی، رضا پاشا صفحه 74
    زمینه و هدف
    اختلال اضطراب فراگیر از اختلال های اضطرابی مزمن و مخرب محسوب شده که با بیشتر اختلال های روانی در ارتباط است. پژوهش حاضر با هدف مقایسهٔ اثربخشی درمان شناختی رفتاری و ذهن آگاهی بر حساسیت اضطرابی و علائم اختلال اضطراب فراگیر دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعهٔ آماری را تمامی دانش آموزان دختر سال چهارم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 95-1394 شهرستان رباط کریم تشکیل دادند. از این جامعه 45 دانش آموز بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (15نفر در گروه اول و 15 نفر در گروه دوم و 15 نفر درگروه کنترل) تقسیم شدند و در 9 جلسه با برنامهٔ ذهن آگاهی و در 9 جلسه با درمان شناختی رفتاری تحت آموزش قرار گرفتند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخلات با مقیاس اضطراب فراگیر (GAD-7) و شاخص حساسیت اضطرابی (ASI) ارزیابی شدند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و با نرم افزار SPSS نسخهٔ 18 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری و ذهن آگاهی در کاهش حساسیت اضطرابی و علائم اضطراب فراگیر اثربخش بوده (0٫001
    نتیجه گیری
    درمان شناختی رفتاری و ذهن آگاهی در کاهش حساسیت اضطرابی و علائم اختلال اضطراب فراگیر تاثیرگذار است و می تواند در کنار سایر رویکردها ازجمله مداخلات دارویی موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، ذهن آگاهی، حساسیت اضطرابی، اختلال اضطراب فراگیر
  • فائزه میرصمدی *، رضا عبدی صفحه 75
    هدف
    داشتن فرزند معلول ممکن است بر سلامت روانی والدین به ویژه مادران تاثیر منفی داشته باشد. هدف ازپژوهش حاضر، مقایسهٔ ابعاد سلامت روانی و کیفیت زندگی مادران کودکان معلول با مادران کودکان عادی بود.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری شامل مادران دارای کودکان معلول، زیرنظر سازمان بهزیستی تبریز بود. به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 213 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که64 نفر جسمی حرکتی، 89 نفر ذهنی روانی و 60نفر حسی بودند درگروه عادی نیز، 71 مادر، از بین کارمندان بهزیستی شهرستان تبریز انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و مقیاس کیفیت زندگی بهداشت جهانی (WHQOL) و برای تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد.
    یافته ها
    در همه ابعاد سلامت عمومی به غیر از افسردگی، بین مادران دارای کودکان سالم با مادران دارای کودک معلول تفاوت معنادار وجود داشت (0٫01>p). در متغیر اختلال در کارکرد اجتماعی، بین گروه ذهنی روانی با گروه معلولان حسی ،نیز تفاوت معنادار مشاهده شد (0٫01>p)؛ اما، بین گروه های معلول در بقیه متغیر ها، تفاوت معناداری یافت نشد. همچنین، در همه ابعاد کیفیت زندگی، بین مادران دارای کودکان سالم با مادران دارای کودک معلول تفاوت معنادار مشاهده شد (0٫01>p)؛ اما بین سه گروه از مادران دارای کودک معلول در هیچ یک از ابعاد کیفیت زندگی تفاوت معنادار وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    داشتن کودک معلول، بدون توجه به نوع معلولیت، می تواند بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی مادران تاثیر بگذارد.
    کلیدواژگان: معلول جسمی حرکتی، ذهنی روانی، حسی، سلامت روان، کیفیت زندگی
  • اسما دهقانی ارانی*، سیدعلی آل یاسین، میثم حاجی محمدی آرانی صفحه 76
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر مقایسهٔ اثربخشی دل بستگی درمانی و آموزش مهارت های فرزندپروری با رویکرد آدلر بر مادران دارای کودک مبتلا به اختلال دل بستگی است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مبتنی بر مطالعهٔ نیمه تجربی باطرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. ازاین رو، تعداد 150 نفر مادر دارای کودک پیش دبستانی در شهرستان آران و بیدگل به روش خوشه ایانتخاب و پرسشنامهٔ اختلال دل بستگی راندولف 2000 را تکمیل کردند. افراد در دو گروه آزمایش ویک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرارگرفتند. روی افراد نمونه پیش آزمون و پس آزمون اجرا و نتایج به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد.
    یافته ها
    باتوجه به یافته ها، میانگین و انحراف معیار نمرات اختلال دل بستگی مرحلهٔ پس آزمون برای گروه دل بستگی درمانی 3٫21±41٫00 و در گروه آموزش مهارت های فرزندپروری 8٫10±45٫80 و در گروه کنترل 17٫19±59٫73 بود. نتایج حاصل نشان داد تفاوتی در تاثیر دو گروه درمانی و آموزشی وجود نداشت؛ اما، میانگین های هر دو گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کمتر بود (0٫001>p)؛ بنابراین، هر دو مداخلهٔ درمانی و آموزشی تاثیر معناداری بر کاهش اختلال دل بستگی داشتند.
    نتیجه گیری
    در مطالعهٔ حاضر نتایج نشان دهندهٔ تاثیر دو مداخله بر کاهش علائم اختلال دل بستگی کودکان است. درواقع دل بستگی درمانی و آموزش مهارت های فرزندپروری باعث افزایش مهارت های ارتباطی و خودآگاهی مادر شده و تقویت احساس ارزش مندی و اعتمادبه نفس را در پی دارد. این امر سبب بهبود عملکرد مادران و درنتیجه کاهش علائم اختلال دل بستگی در کودکان می شود.
    کلیدواژگان: دلبستگی درمانی، فرزندپروری آدلری، اختلال دلبستگی
  • حسین سلیمی بجستانی *، مجتبی محمدی جلالی فراهانی، علی دلاور، کیومرث فرحبخش، عبدالله معتمدی صفحه 77
    زمینه و هدف
    نابهنجاری های رفتاری به عنوان میزان ناسازگاری رفتاری یک فرد با ارزش های اجتماعی تعریف می شود. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل موثر بر ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان استان های مرکزی و همدان در سال تحصیلی 96-1395 انجام شده است.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شد. جمع آوری داده ها با مشارکت 92 نفر از معلمان و مدرسان به صورت نمونه گیری هدفمند با استفاده از مصاحبهٔ عمیق اکتشافی صورت گرفت و سپس محتوای مصاحبه به روش کدگذاری محوری باز و انتخابی، تحلیل و در قالب مقوله های اصلی و فرعی طبقه بندی شد.
    یافته ها
    در زمینهٔ شناسایی عوامل موثر بر ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان، 5 مقولهٔ اصلی شامل عوامل مدرسه ای، اجتماعی، خانوادگی، فردی و همسالان به دست آمد که شامل 37 زیرمقوله بودند. در زمینهٔ شناسایی راهکارهای پیشگیرانه از ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان، 5 مقولهٔ اصلی شامل فعالیت های ناظر بر عوامل مدرسه ای، اجتماعی، خانوادگی، فردی و همسالان به دست آمد که شامل 37 زیرمقوله بود.
    نتیجه گیری
    بنابراین عوامل موثر بر ناهنجاری های رفتاری برآمده از کنش و واکنش های میان خانواده و جامعه است و چنین که از نتایج بر می آید برای اقدام های پیشگیرانه باید همکاری و همراهی مدرسه، خانواده و اجتماع را منظور داشت.
    کلیدواژگان: نابهنجاری های رفتاری، دانش آموزان، مدرسه
  • لیلا شاکر اردکانی *، مهدی رحیمی، مریم صالح زاده صفحه 78
    : مهمترین عامل سلامت روانی، وجود محیط خانوادگی سالم است. محیط زندگی را می توان طوری تنظیم کرد که اگرچه سبب بهبود وضع افراد نشود، موجب تخریب آن ها نیز نباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی شیوهٔ درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر سازگاری اجتماعی و عاطفی مادران فرزندان معلول ذهنی و جسمی است.
    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. بدین منظور 4 0 نفر از مادران دارای فرزند معلول ذهنی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و. سپس به صورت تصادفی به دو گروه 2 0 نفرهٔ آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه پرسشنامهٔ سازگاری بل را تکمیل کرده و افراد گروه آزمایش در هشت جلسه تحت درمان گروهی «مبتنی بر تعهد و پذیرش» قرار گرفتند. درنهایت اطلاعات جمع آوری شده به وسیلهٔ پرسشنامه با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد.
    p) ؛ لیکن در گروه کنترل تغییر درخورتوجهی یافت نشد.
    کلیدواژگان: شیوه? درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش، سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، معلولیت جسمی و ذهنی
  • پرویز شریفی درآمدی، رقیه رضایی صفحه 79
    یکی از شاخص های بهداشت روانی میزان رضایت از زندگی بوده که بر کیفیت زندگی افراد تاثیر می گذارد. ازآنجاکه افراد با ناتوانی، ویژگی ها و توانایی های متفاوتی با افراد عادی دارند، ممکن است رضایت از زندگی آن ها تحت تاثیر نوع و میزان ناتوانی شان قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف مقایسهٔ طرحواره های ناکارآمد اولیه با میزان رضایت از زندگی در زنان بینا و نابینا انجام شد.
    روش پژوهش علی مقایسه ای بود. جامعهٔ آماری را 4 1 نفر از زنان عادی و 4 0 نفر از زنان نابینا و کم بینا تشکیل دادند که به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار به کاررفته در این پژوهش، فرم کوتاه پرسشنامهٔ طرحواره های ناسازگار اولیهٔ یانگ 2 0 0 5 و پرسشنامهٔ رضایت از زندگی داینر و همکاران 1 9 8 5 بود. داده ها با استفاده از آزمون تی گروه های مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد.
    یافته های پژوهش نشان داد بین طرحواره های ناکارآمد اولیه و میزان رضایت از زندگی در میان زنان بینا و نابینا تفاوت معناداری وجود ندارد و تنها در مولفهٔ طرحوارهٔ ناکارآمد رهاشدگی بین دو گروه تفاوت معناداری به دست آمد (0 ٫ 0 4 4 =p).
    کلیدواژگان: طرحواره های ناکارآمد اولیه، رضایت از زندگی، زنان بینا، زنان نابینا
  • شجاع کرمی، پرویز شریفی درآمدی، علی دلاور، حسن اسدزاده صفحه 80
    هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی محتوایی برنامهٔ آموزشی سبک اسنادی و اثربخشی آن بر سلامت روان در دختران نوجوان با آسیب بینایی بود.
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعهٔ مطالعه شده در پژوهش را نوجوانان دختر نابینا در شهرستان اسلامشهر و بهارستان تشکیل می داد. نمونه گیری به صورت در دسترس صورت گرفت، 3 0 دختر نوجوان با نمرهٔ پایین سلامت روان انتخاب و به شیوهٔ تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش طی 1 2 جلسهٔ 9 0 دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش برنامهٔ تدوین شدهٔ سبک اسناد قرار گرفتند، اما گروه کنترل هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکردند. داده های پژوهش به وسیلهٔ پرسشنامهٔ سلامت روان با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه (آنکوا) تحلیل شدند.
    p).
    کلیدواژگان: سبک اسناد، سلامت روان، آسیب بینایی
  • میترا کبیری، مجتبی حقانی زمیدانی، کاظم خزان، هادی شفیعی سیف آبادی صفحه 81
    نوع ارتباطی که بین مادر و فرزندان وجود دارد سهم زیادی در ابتلای فرزندان به اختلالات برونی سازی دارند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری به مادران بر کاهش پرخاشگری و قانون شکنی فرزندان دختر انجام شد.
    روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مادران دارای فرزند دختر مشغول به تحصیل در مدارس متوسطهٔ اول شهرستان شهریار بود که از این میان 3 0 نفر از این مادران به شیوهٔ نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردیدند. برای جمع آوری داده ها از دو مقیاس سیاههٔ رفتاری کودک-فرم والدین (CBCL) و فرم خودسنجی نوجوان (YSR) استفاده شد. گروه آزمایش، به مدت 8 جلسهٔ گروهی 2 ساعته تحت آموزش شناختی-رفتاری قرار گرفت؛ در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند.
    نتایج نشان داد که مداخلهٔ شناختی-رفتاری مادران، رفتارهای پرخاشگرانه و قانون شکنانه فرزندان دختر گروه آزمایش را درمقایسه با گروه کنترل کاهش داده است (0 ٫ 0 0 1 ≥ p).
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، مشکلات برونی سازی شده، پرخاشگری، قانون شکنی، نوجوان
  • افشین مقدسی، مریم عباسی دره بیدی صفحه 82
    کاهش استقامت عضلات تنه و کمر درد در دوران بارداری و پس از وضع حمل بسیار شایع است. تمرینات ثبات دهندهٔ مرکزی باعث فعال سازی عضلات عمقی و بهبود هماهنگی آن ها با عضلات سراسری می شوند و به عنوان مداخلهٔ درمانی در ارتباط با دردهای ناحیه کمری- لگنی دوران بارداری و پس از آن توصیه شده اند. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرینات ثبات دهندهٔ مرکزی بر درد، ناتوانی و استقامت عضلات فلکسور و اکستنسور تنه در زنان مبتلا به کمر درد مزمن پس از وضع حمل بود.
    تعداد 2 4 زن غیر ورزشکار، هشت هفته پس از زایمان طبیعی در این مطالعه شرکت نمودند. به صورت تصادفی در دو گروه 1 2 نفری مداخله و مقایسه تقسیم شدند. گروه مداخله برنامهٔ تمرین درمانی را به صورت منظم طی چهار هفته، هر هفته شش روز و هر روز یک جلسهٔ 3 0 دقیقه ای، به صورت تمرینات خانگی انجام دادند؛ درحالی که به گروه مقایسه برنامهٔ درمانی خاصی داده نشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامهٔ ناتوانی اوسوستری (OSWQ) ، شاخص دیداری درد (VAS) ، تست های McGill و Biering-Sorensen و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی دو گروه مستقل و تی وابسته استفاده شد.
    نتایج در پس آزمون کاهش معناداری در میزان درد کمر (0 ٫ 0 0 1 =p) ، شدت ناتوانی (0 ٫ 0 0 4 =p) و همچنین افزایش معناداری در استقامت عضلات فلکسور (0 ٫ 0 3 1 =p) ، لترال فلکسور (0 ٫ 0 1 7 =p) و اکستنسورهای تنه (0 ٫ 0 4 2 =p) در گروه مداخله در مقایسه با گروه مقایسه نشان داد.
    کلیدواژگان: کمر درد، ناتوانی، تمرینات ثبات دهندهٔ مرکزی، بارداری
  • احمد احمدی، احمد به پژوه، محسن شکوهی یکتا، علی اکبر ارجمندنیا، محمد پارسا عزیزی صفحه 83
    کارکردهای اجرایی شامل حافظهٔ فعال، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی نقش تعیین کننده در عملکرد روزمره و آمادگی ورود به مدرسه برای کودکان پیش دبستانی دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش های کارکرد اجرایی بر مهارت های حافظهٔ فعال، انعطاف پذیری شناختی، بازداری پاسخ، توجه، برنامه ریزی و مهارت های پایهٔ ریاضی کودکان پیش دبستانی در معرض خطر برای بروز مشکلات ریاضی بود.
    این پژوهشی نیمه تجربی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 4 0 کودک در معرض خطر برای مشکلات ریاضی از بین شش مرکز پیش دبستانی و مهدکودک منطقهٔ دو در شهر تهران انتخاب شدند. این انتخاب به صورت غربالگری چند مرحله ای بوده و پس از آن افراد به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. گروه آزمایش 2 4 جلسه آموزش کارکردهای اجرایی را دریافت کرد. در حالی که گروه کنترل برنامه های آموزشی معمول مهدکودک و مراکز پیش دبستانی را تجربه می کرد. آزمودنی ها پیش و پس از مداخله در حیطه های شناختی و تحصیلی ارزیابی شدند.
    p).
    کلیدواژگان: بازتوانی شناختی، حافظهٔ فعال، مهارت های پایه ریاضی
  • فاطمه رهبر کرباسدهی، عباس ابوالقاسمی، عباسعلی حسین خانزاده، عذرا زبردست، ابراهیم رهبر کرباسدهی صفحه 84
    با توجه به اینکه یکی از مشکلات جدی دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی، نارسایی در زمینهٔ مهارت های اجتماعی است، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش شناختی-رفتاری مهارت های اجتماعی بر بازداری پاسخ و مشکلات هیجانی-رفتاری دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی انجام شد.
    طرح تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. نمونهٔ پژوهش 3 7 دانش آموز مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی شهرستان رشت در سال تحصیلی 1 3 9 6 -1 3 9 5 بود که بر اساس ملاک های نسخهٔ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا ب طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه توانایی ها و مشکلات و آزمون استروپ در مراحل قبل و بعد از آموزش استفاده شد. آموزش مهارت های اجتماعی به صورت گروهی در 1 0 جلسه برای گروه آزمایش ارایه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد.
    p).
    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، بازداری پاسخ، مشکلات هیجانی، رفتاری، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی
  • اسماعیل صدری دمیرچی، شکوفه رمضانی صفحه 85
    نظر به این که آموزش برنامهکاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی با هدف کاهش استرس و بهبود سلامت روانی به کار برده می شود؛ هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش برنامهٔ کاهش استرس مبنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و شادکامی مردان معلول جسمی بود.
    این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون اجرا شد. جامعهٔ آماری پژوهش را همهٔ مردان معلول جسمی تحت پوشش بهزیستی شهر کامیاران، در سال 9 5 -1 3 9 4 تشکیل دادند از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، 3 0 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (1 5 نفر) و گروه کنترل (1 5 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، آموزش برنامهٔ کاهش استرس مبنی بر ذهن آگاهی کابات زین 1 9 9 2 را، طی 8 جلسه دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامهٔ انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال 2 0 1 0 و شادکامی آکسفورد 1 9 8 9 استفاده شد. داده ها با روش آنالیز کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند.
    p و 1 9 7 ٫ 1 8 =F) ، و شادکامی (0 ٫ 0 0 1 =≥ p و 5 0 ٫ 7 1 2 =F) بیشتری داشتند.
    کلیدواژگان: آموزش کاهش استرس مبنی بر ذهن آگاهی، انعطاف پذیری شناختی، شادکامی، مردان معلول جسمی
  • طاهره رنجبری پور، زهره واثقی، زیبا برقی ایرانی صفحه 86
    مسائل مربوط به سالمندان از دیرباز در جامعهٔ بشری مدنظر اندیشمندان بوده است. اضطراب یکی از عوامل خطر بیماری فشارخون بوده و باعث کاهش سلامت عمومی سالمندان با فشارخون زیاد می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلهٔ مدیریت استرس به شیوهٔ شناختی رفتاری بر اضطراب و افسردگی و فشارخون سالمندان بود.
    این پژوهش به روش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. برای انتخاب آزمودنی ها از نمونه گیری دردسترس استفاده شد؛ بدین صورت که 2 7 نفر از سالمندان 6 5 تا7 5 ساله جهت شرکت در پژوهش انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (1 3 نفر) و گروه کنترل (1 4 نفر) قرار گرفتند. همهٔ شرکت کنندگان به وسیلهٔ دستگاه فشارخون و پرسشنامه های اضطراب کتل و افسردگی بک (BDI-II) ارزیابی شدند. در گروه آزمایش به مدت 1 0 جلسه آموزش مدیریت استرس به شیوهٔ شناختی رفتاری صورت گرفت. سپس در مرحلهٔ پس آزمون هر دو گروه به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخهٔ 2 3 و شاخص های آماری توصیفی و تحلیل کواریانس چندمتغیره (مانکوا) انجام شد.
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد مداخلهٔ مدیریت استرس به شیوهٔ شناختی رفتاری به گونهٔ معنا داری اضطراب و افسردگی و فشارخون افراد گروه آزمایش را درمقایسه با گروه کنترل، بهبود می بخشد (0 ٫ 0 0 1 ≥ p).
    کلیدواژگان: مدیریت استرس به شیوهٔ شناختی رفتاری، افسردگی، اضطراب، فشارخون، سالمندان
  • پرستو چهری، مسعود صادقی، حسنعلی ویسکرمی صفحه 87
    هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش امید، بر درگیری شناختی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر استثنایی بود.
    این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعهٔ آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر استثنایی در دورهٔ دوم متوسطهٔ شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1 3 9 3 -9 4 بودند. نمونهٔ پژوهش شامل 3 0 دانش آموز دختر استثنایی دورهٔ دوم متوسطه شهر خرم آباد بود که با استفاده از روش سرشماری انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 1 5 نفر) جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش امید قرار گرفتند، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ و معدل پایان نیمسال تحصیلی دانش آموزان بود. داده ها به روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره تجزیه و تحلیل شد.
    p) معنادار بود.
    کلیدواژگان: امید، درگیری شناختی، پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان استثنایی
  • نجمه دهقان، سالار فرامرزی، محمدعلی نادی، مژگان عارفی صفحه 88
    اختلال خواندن شایع ترین اختلال یادگیری است که بیشترین حجم خدمات آموزشی ویژه و برنامه های مداخله ای تخصصی را به خود اختصاص می دهد. هدف کلی این پژوهش تعیین اثربخشی مداخلات آموزشی بازی های شناختی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان بود.
    طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و دورهٔ پیگیری (2 ماه پس آز اجرای پس آزمون) بود که 3 0 نفر از دانش آموزان نارساخوان پسر به طور غیر تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی و به طور مساوی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. آموزش به کمک ابزار محقق ساخته در 2 5 جلسهٔ 1 ٫ 5 ساعته طی سه ماه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. برای گردآوری اطلاعات، از مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش چهارم و آزمون خواندن و نارساخوانی نما استفاده گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) با نرم افزار SPSS2 3 تجزیه و تحلیل شد.
    کلیدواژگان: دانش آموزان نارساخوان، خواندن، بازی های شناختی
  • آزاده پارسا، غلامعلی افروز، مسعود غلامعلی لواسانی، علیرضا جشنی مطلق صفحه 89
    وزن هنگام تولد به عنوان پتانسیل حیاتی رشد نوزاد به شمار می رود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر رضامندی زوجیت مادران در دوران بارداری بر کم وزنی نوزادان به هنگام تولد در شهرستان کرج است.
    p).
    p).
    کلیدواژگان: کم وزنی هنگام تولد، رضامندی زوجیت، مادران باردار
  • نسرین بک چالاکی، احمد منصوری صفحه 90
    اختلال های مصرف مواد از اختلال های شایع و بسیار ناتوان کننده در زنان و مردان است که پیامدهای زیادی، ازجمله کاهش عملکرد جنسی و رضایت از زندگی، را در پی دارد. متخصصان بهداشت روانی برای پیشگیری و درمان این اختلال ها درمان های دارویی و روان شناختی متنوعی مثل سم زدایی، درمان نگه دارنده با متادون، نوروفیدبک، روان تحلیلی، درمان های رفتاری، درمان های شناختی-رفتاری، درمان های حمایتی، درمان های عقلانی-هیجانی و رفتاری را به صورت فردی یا گروهی استفاده می کنند. یکی از درمان هایی که می تواند در درمان اختلال های مصرف مواد و پیامدهای مرتبط با آن ها استفاده شود، درمان «پذیرش و تعهد» است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان «پذیرش و تعهد» در عملکرد جنسی و رضایت از زندگی زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد انجام شد.
    پژوهش حاضر، مطالعه ای آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون برای گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد شهر قوچان بود که تعداد 3 0 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (1 5 نفر) و کنترل (1 5 نفر) جای دهی شدند. گروه ها ازنظر متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگر همتا گردیدند. برای افراد گروه آزمایش، درمان «پذیرش و تعهد» در مداخله 8 جلسه ای انجام شد، درحالی که برای گروه کنترل چنین مداخله ای صورت نگرفت. شرکت کنندگان پرسش نامه «رضایت از زندگی» (1 9 8 5) و «شاخص عملکرد جنسی» (2 0 0 0) را تکمیل کردند. داده های پژوهش به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 2 2 و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تجزیه وتحلیل شد.
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که با حذف اثر نمره های پیش آزمون، درمان «پذیرش و تعهد» باعث بهبود عملکرد جنسی (0 ٫ 0 1 =p) و ابعاد آن، یعنی میل (0 ٫ 0 0 1 =p) ، برانگیختگی (0 ٫ 0 0 1 =p) ، ارگاسم (0 ٫ 0 0 1 =p) ، رضایت (0 ٫ 0 0 3 =p) و درد (0 ٫ 0 0 3 =p) و همچنین افزایش رضایت از زندگی زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد گروه آزمایش درمقایسه با زنان گروه کنترل می شود (0 ٫ 0 0 1 =p).
    کلیدواژگان: اختلال مصرف مواد، درمان «پذیرش و تعهد»، رضایت از زندگی، عملکرد جنسی
  • رقیه اسدی گندمانی، عباس نسائیان، رضا فریدی صفحه 91
    اختلال نقص توجه/بیش فعالی اختلال عصبی رفتاری بسیار شایع در دوران کودکی است. حضور کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی در خانواده وظایف مضاعفی را بر والدین این کودکان تحمیل می‏ کند. این حضور باعث افزایش فشار روانی و مشکلات روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی در والدین می شود. برای درمان این اختلال از روش‏های مختلفی مانند دارودرمانی، درمان رفتاری و شناختی استفاده می‏ شود. هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش گروهی فرزندپروری مثبت به والدین بر کاهش نشانه‏ های اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود.
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعهٔ پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی شهر مشهد بودند. نمونه شامل 2 0 کودک 8 تا1 2 ساله می شد که به کلینیک روان پزشکی بیمارستان ابن سینای مشهد مراجعه داشتند. این کودکان از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و سپس به طور تصادفی در دو گروه 1 0 نفری (گروه آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامهٔ مرضی کودکان CSI-4 برای سنجش نشانه ‏های اختلال نقص توجه/بیش فعالی استفاده شد. مادران گروه آزمایش به مدت 8 جلسه در برنامه‏ٔ آموزشی فرزند پروری مثبت شرکت کردند، ولی برای مادران گروه کنترل برنامهٔ آموزشی خاصی در نظر گرفته نشد.
    p).
    کلیدواژگان: آموزش گروهی فرزندپروری مثبت، اختلال نقص توجه، بیش فعالی
  • ریحانه تاجمیر ریاحی، مهشید تجربه کار صفحه 92
    اکتساب خواندن یکی از ابزارهای مهم یادگیری زندگی روزمره است. خواندن یکی از روش های عمده کسب معلومات و دانش، و بنیادی ترین حوزه یادگیری، به ویژه در دوره ابتدایی، محسوب می شود؛ بااین حال برخی دانش آموزان با برخورداری از هوش طبیعی، فرصت آموزشی مناسب و نبود اختلالات هیجانی، در خواندن مشکل دارند. این پژوهش باهدف مقایسه میزان اثربخشی روش «دیویس» با تلفیق دو روش «دیویس» و «سینا» بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان دختر نارساخوان پایه دوم و سوم ابتدایی انجام شد.
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون برای دو گروه آزمایش بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر نارساخوان پایه دوم و سوم ابتدایی ناحیه یک شهر کرمان تشکیل می دادند که در سال تحصیلی 9 5 -1 3 9 4 مشغول به تحصیل بودند. برای انجام این پژوهش 3 0 نفر از دانش آموزان دختر نارساخوان، از جامعهٔ فوق به شیوه نمونه گیری در دسترس، پس از اجرای آزمون «هوش وکسلر کودکان» و آزمون «خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی» انتخاب شدند و در دوگروه 1 5 نفری قرار گرفتند. گروه اول با روش «دیویس» و گروه دوم با تلفیق دو روش «دیویس» و «سینا» آموزش دیدند. پس از پایان مداخله، از هردو گروه، آزمون خواندن و نارساخوانی به عمل آمد و نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون «تحلیل کواریانس» بررسی شد.
    نتایج «تحلیل کواریانس» نشان داد که میزان اثربخشی تلفیق دو روش «دیویس» و «سینا» موثرتر از روش «دیویس» بوده است (0 ٫ 0 0 1 p<).
    کلیدواژگان: روش دیویس، تلفیق روش «دیویس» و «سینا»، عملکرد خواندن، نارساخوانی
  • سیمین بمانا، امیر قمرانی، فرح نادری، پرویز عسگری، مهناز مهرابی زاده هنرمند صفحه 93
    یکی از روش های مطرح و کاربردی در زمینه تدوین برنامه آموزشی، الگوی پاسخ به مداخله است. این مدل امروزه به عنوان روشی منحصر به فرد، خلاقانه و موثر جهت افزایش عملکرد تحصیلی بهنگام دانش آموزان به کار می رود. پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامهٔ تقویت خواندن بر اساس الگوی پاسخ به مداخله و اثربخشی آن بر عملکرد دختران و پسران دانش آموز با ناتوانی خاص خواندن پایهٔ دوم ابتدایی شهر شیراز انجام شد.
    روش پژوهش از نوع ترکیبی شامل بخش کیفی از نوع تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی تقویت خواندن و بخش کمی از نوع شبه آزمایشی بود. نمونه پژوهش شامل 3 0 دانش آموز پایه دوم ابتدایی (1 5 دختر و 1 5 پسر) بود که پس از غربالگری از میان 6 0 دانش آموز نارساخوان به تصادف انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل آزمون خواندن و نارساخوانی، آزمون هوش، آزمون رشد دیداری حرکتی بود. داده ها با استفاده از روش های تحلیل کوواریانس و مقایسهٔ میانگین های زوجی در دو گروه مستقل تحلیل شدند.
    p).
    کلیدواژگان: تقویت خواندن، الگوی پاسخ به مداخله، ناتوانی خواندن، عملکرد
  • علیرضا همایونی، مرتضی همایون نیا، علی اباذری، زهرا ادبی فیروزجایی صفحه 94
    مبدا تمام اعمال، حرکت است. حرکت ستون یادگیری انسان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر فعالیت های بدنی منتخب و مهارت های ادراکی-حرکتی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در کودکان با ناتوانی های یادگیری عصبی-روان شناختی تحولی پیش از دبستان بود.
    پژوهش حاضر مطالعه ای از نوع آزمایشی بود. جامعهٔ آماری در این پژوهش تمامی کودکان پیش دبستانی 5 تا 6 سالهٔ مهد کودک ها و مراکز پیش دبستانی شهرستان بابل در سال 1 3 9 2 بودند. بر این اساس 4 5 نفر (از طریق نمونه گیری در دسترس) به عنوان نمونه انتخاب شده و در سه گروه 1 5 نفرهٔ کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامهٔ تمرینی منتخب و مهارت های ادراکی-حرکتی را مدت 1 5 جلسه اجرا کردند. در این مدت گروه کنترل به فعالیت های معمول خود می پرداختند. در پایان جلسهٔ پانزدهم از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. برنامهٔ حرکتی و مهارت های ادراکی-حرکتی شامل 4 5 دقیقه در هر جلسه بود. ابزار اندازه گیری در این تحقیق شامل آزمون ریاضیات ایران کی مت و آزمون عصب-روان شناختی کانرز بود. اطلاعات به دست آمده با کمک SPSS نسخهٔ 1 9 تجزیه و تحلیل شد.
    بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون یادگیری مفاهیم ریاضی در کودکان تفاوت معنا دار بود (0 ٫ 0 0 4 =p). همچنین مداخلات آموزشی )تمرین بدنی منتخب و مهارت های ادراکی-حرکتی) موجب تفاوت معنادار بین گروه های آزمایش و کنترل در یادگیری مفاهیم ریاضی شده است (0 ٫ 0 0 6 =p).
    کلیدواژگان: تمرین بدنی، ادراکی، حرکتی، ریاضی، کودکان دارای اختلال
  • علی اکبر ارجمندنیا، فرهاد مهکی، حمیدرضا شریفی جندانی، احمد محمدی صفحه 95
    کارکردهای اجرایی شامل برجسته ترین ابعاد و عملیات شناختی است که برای رفتار منسجم و هدفمند نقش پیچیده ای ایفا می کنند. این فرایندها با قشر پیش پیشانی ارتباط دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی انعطاف پذیری شناختی و تاثیر آموزش آن بر بهبود انعطاف پذیری شناختی نوجوانان باناتوانی هوشی است.
    طرح پژوهش از نوع مطالعات شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با دو گروه آزمایشی و کنترل بود. از میان نوجوانان پسر باناتوانی هوشی که در مراکز حرفه آموزی استثنایی استان کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند، 2 4 نفر ازطریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش هفته ای دوبار و طی 1 5 جلسهٔ 4 5 دقیقه ای، آموزش های انعطا ف پذیری شناختی را دریافت کردند. با استفاده از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، نشانهٔ اختلال در هر دو گروه ارزیابی شد. برای بررسی داده های گردآوری شده، آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری به کار گرفته شد.
    p).
    کلیدواژگان: انعطاف پذیری شناختی، نوجوانان باناتوانی هوشی، کارکردهای اجرایی
  • سیدرضا پورسید، الهه آقایی، سیدمهدی پورسید صفحه 96
    مادران کودکان با ناتوانی هوشی از مشکلات روان شناختی و باورهای غیرمنطقی رنج می برند. هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش شناختی-رفتاری گروهی بر کاهش مشکلات روان شناختی و باور های غیر منطقی مادران کودکان با ناتوانی هوشی بود.
    روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهٔ آماری این پژوهش، شامل تمامی مادران کودکان با ناتوانی هوشی شدید تحت پوشش ادارهٔ بهزیستی شهر ابرکوه بود. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. به منظور اجرای پژوهش پس از مصاحبهٔ بالینی، 4 0 نفر از مادران کودکان با ناتوانی هوشی شدید که سلامت روان شناختی پایینی داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 2 0 نفرهٔ آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه (در هر هفته دو جلسه) در برنامهٔ آموزش شناختی-رفتاری تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل بدون دریافت هیچ گونه آموزشی نیز در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفت. هر دو گروه آزمایش و کنترل پس از پایان جلسات آموزشی، از لحاظ سلامت روان شناختی بررسی مجدد شدند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.
    P).
    کلیدواژگان: آموزش شناختی، رفتاری، مشکلات روان شناختی، باورهای غیر منطقی، ناتوانی هوشی
  • سحر محرابی پری، سیاوش طالع پسند* ، مرتضی نظیفی، اسحاق رحیمیان بوگر صفحه 97
    هدف
    بیش فعالی و نقص توجه از اختلال های رفتاری روانی مهم و پربسامد در کودکان است. هدف این پژوهش اثربخشی آموزش جابه جایی تکلیف بر کاهش نشانگان بیش فعالی و نقص توجه بود.
    روش بررسی
    روش این پژوهش نیمه آزمایشی با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان ابتدایی دارای اختلال ADHD شهرستان سمنان در سال 1395-96 بودند. نمونه این پژوهش تعداد 24 دانش آموز دارای اختلال ADHD بودند که به تصادف در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای گروه آزمایش 10 جلسه آموزش 45 دقیقه ای جابه جایی تکلیف اجرا شد. ابزار های پژوهش شامل؛ پرسشنامه تجدیدنظرشده مقیاس درجه بندی کانرز والدین و آزمون ماتریس پیشرونده رنگی ریون بود.
    یافته ها
    برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که در پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در نقص توجه، بیش فعالی و حالت ترکیبی آن تفاوت معناداری داشتند (0٫001
    نتیجه گیری
    آموزش مبتنی بر جابه جایی تکلیف برای کاهش شدت و نشانگان بیش فعالی و نقص توجه، کارآمد است و استفاده از آن توصیه می شود. تلویحات کابردی در یافته ها بحث شد.
    کلیدواژگان: نقص توجه-بیش فعالی، جابه جایی، تکلیف
  • فرشاد محسن زاده، کیانوش زهراکار، مریم دیده بان، شهریار درگاهی * صفحه 98
    زمینه و هدف
    ناباروری به عنوان پدیده ای با ماهیت زیستی، هم زمان تاثیرات روانی فردی و بین فردی نیز دارد. از این رو بروز پیامدهای روانی و زناشویی به دنبال تشخیص ناباروری، پدیده ای قابل انتظار خواهد بود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر مثبت اندیشی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت رابطه زناشویی زوجین نابارور بود.
    روش بررسی
    روش این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زوجین نابارور مراجعه کننده به مطب های متخصصان زنان و زایمان اردبیل بودند که از این میان 20 زوج نابارور به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف و مقیاس کیفیت رابطه زناشویی استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری (ANCOVA) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مثبت اندیشی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت رابطه زناشویی زوجین نابارور تاثیر مثبتی دارد (0٫001≥p).
    نتیجه گیری
    درواقع نتایج پژوهش نشان می دهد که توانایی و مهارت افراد در تفکر مثبت بر سلامت روان شناختی، جسمانی و بین فردی تاثیر می گذارد. باتوجه به تاثیر آموزش مثبت اندیشی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور بهتر است که به آموزش های ویژه به این زوجین و اقدامات پیشگیرانه آن توجه شود.
    کلیدواژگان: مثبت اندیشی، بهزیستی روان شناختی، کیفیت رابطه زناشویی، ناباروری
  • اعظم صادقیان* ، ایمان الله بیگدلی، مهدی علیزاده زارعی صفحه 99
    هدف
    اختلال طیف اتیسم با نقص در مهارت های ارتباطی، رفتارهای کلیشه ای و نقص زیاد در تعاملات اجتماعی همراه است. یکی از مشکلات رفتاری که به درجات مختلف در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم دیده می شود، رفتارهای کلیشه ای است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ترکیب درمان یکپارچگی حسی-حرکتی و اصلاح رفتار بر رفتار کلیشه ای کودکان اختلال طیف اتیسم انجام شد.
    روش بررسی
    اختلال طیف اتیسم با نقص در مهارت های ارتباطی، رفتارهای کلیشه ای و نقص زیاد در تعاملات اجتماعی همراه است. یکی از مشکلات رفتاری که به درجات مختلف در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم دیده می شود، رفتارهای کلیشه ای است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ترکیب درمان یکپارچگی حسی-حرکتی و اصلاح رفتار بر رفتار کلیشه ای کودکان اختلال طیف اتیسم انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نمودارهای چشمی حاکی از تاثیر ترکیب درمان یکپارچگی حسی-حرکتی و اصلاح رفتار بر رفتار کلیشه ای کودکان اختلال طیف اتیسم بود. نتایج بررسی تغییرات ایجاد شده از طریق اندازه اثر کوهن، حاکی از آن بود که اندازه اثر ترکیب درمان یکپارچگی حسی-حرکتی و اصلاح رفتار، بر رفتار کلیشه ای کودکان اختلال طیف اتیسم در مرحله خط پایه-درمان زیاد و اندازه اثر در مرحله درمان-پیگیری کم و متوسط بود؛ بنابراین می توان گفت که ترکیب درمان یکپارچگی حسی-حرکتی و اصلاح رفتار بر رفتار کلیشه ای کودکان مبتلا به اتیسم موثر بوده است.
    نتیجه گیری
    از نتایج پژوهش حاضر می توان در راستای برنامه ریزی درمانی و مداخلات بالینی، به منظور کاهش و درمان رفتار کلیشه ای کودکان با اختلال اتیسم استفاده کرد.
    کلیدواژگان: یکپارچگی حسی-حرکتی، اصلاح رفتار، رفتار کلیشه ای، اختلال طیف اتیسم
  • سارا فیلی* ، زهره ترابی صفحه 100
    هدف
    هدف این پژوهش معرفی شاخص ها و فعالیت هایی برای افزایش کیفیت زندگی سالمندان در مراکز روزانه نگه داری از این افراد است؛ با این شاخص ها می توان معماری ای متناسب با نیازهای سالمندان در مراکز روزانه نگه داری از این افراد طراحی کرد.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر کیفی-توصیفی بوده و اطلاعات آن با مطالعات کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابتدا شاخص هایی که می تواند کیفیت زندگی سالمندان را افزایش دهد، بررسی شده اند و سپس این شاخص ها در قالب فعالیت ها و برنامه های خدماتی برای افزایش کیفیت زندگی سالمندان در مراکز روزانه سالمند معرفی شده است.
    یافته ها
    چهار شاخص موثر در افزایش کیفیت زندگی سالمند «مشارکت اجتماعی» ، «فعالیت های ورزشی» ، «فعالیت های اوقات فراغت» و «خاطره گویی» است که در قالب فعالیت ها و کاربری های دسته بندی شده می تواند در راستای افزایش کیفیت زندگی سالمند در مراکز روزانه به کار رود.
    نتیجه گیری
    چالش قرن جدید «زندگی کردن با کیفیتی برتر» است؛ یعنی با افزایش جمعیت سالمند، کیفیت زندگی آن ها نیز باید موردتوجه قرار گیرد؛ بنابراین به نظر می رسد بررسی و استفاده از شاخص های افزایش کیفیت زندگی سالمندان، به ویژه در مراکز روزانه و نگه داری از این افراد، امری ضروری است.
    کلیدواژگان: سالمندان، مراکز روزانه، نیازهای سالمند، کیفیت زندگی
  • بهمن علیزاده، عبدالله قاسمی* ، الهه عرب عامری، میثم رضایی صفحه 101
    هدف
    تحقیقات اندکی در ارزیابی مهارت های حرکتی کودکان با ناتوانی هوشی صورت گرفته است. سطح بالایی از مهارت های حرکتی می تواند به لذت مادام العمر از فعالیت بدنی، مشارکت در ورزش و شیوه زندگی سالم کمک کند. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی مهارت های حرکتی کودکان با ناتوانی هوشی و ارتباط آن با سطح هوش، تعداد خواهر و برادر و وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده و مقایسه بین دختران و پسران و در میان دانش آموزان شهر و روستا بود.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. 124 کودک با ناتوانی هوشی (58 دختر و 66 پسر) 10-7ساله به صورت نمونه گیری هدفمند از جامعه دردسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی مهارت های حرکتی از آزمون (MABC-2) استفاده شد. از آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی اسپیرمن برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که 80٫6 درصد کودکان دارای مشکلات حرکتی شدید، 7٫3 درصد در مرز مشکلات حرکتی و تنها 12٫1 درصد فاقد مشکلات حرکتی بودند. هیچ گونه تفاوت معناداری بین دختران و پسران و همچنین بین دانش آموزان روستا و شهر در مهارت های حرکتی یافت نشد. به علاوه بین سطح IQ با هر سه زیرمقیاس چالاکی دستی، دریافت-پرتاب و تعادل آزمون مجموعه ارزیابی حرکت برای کودکان ویرایش دوم (MABC-2) ، همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (0٫01
    نتیجه گیری
    افراد با ناتوانی هوشی مشکلات زیادی در انجام تکالیف حرکتی دارند که به نظر می رسد با شدت یافتن درجه ناتوانی هوشی، مشکلات حرکتی نیز بیشتر می شود.
    کلیدواژگان: مهارت حرکتی، ارزیابی حرکتی، ناتوانی هوشی، آزمون مجموعه ارزیابی حرکت برای کودکان ویرایش دوم
  • مهستی نادرتبار *، پرویز شریفی درآمدی، شهلا پزشک، نورعلی فرخی صفحه 102
    هدف
    ناشنوایی زودهنگام می تواند موجب کندی رشدوتحول مهارت های دیداری-حرکتی شود. یکی از روش های تحریک این مهارت ها استفاده از بازی های رایانه ای است. از آن جاکه درزمینه تاثیر نرم افزارهای رایانه ای در بهبود مهارت های دیداری-حرکتی کودکان مطالعات اندکی وجود دارد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی های مداخله ای رایانه ای در مهارت های دیداری-حرکتی دانش آموزان ناشنوا انجام گرفته است.
    روش بررسی
    در این پژوهش نیمه آزمایشی از طرح پیش آزمون و پس آزمون برای گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. نمونه های این پژوهش شامل 30دانش آموز ناشنوای 10-7سال (14دختر و 16پسر) بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با همتاسازی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هرگروه از 7دختر و 8پسر تشکیل می شد. ابزار این پژوهش، آزمون مهارت های دیداری-حرکتی (نسخه بازبینی شده) و مجموعه بازی های مداخله ای رایانه ای (شامل 14بازی اینترنتی «هماهنگی چشم و دست» (بوده است. گروه آزمایش، به مدت 10هفته در 20جلسه 50دقیقه ای انفرادی بازی های مداخله ای رایانه ای(هفته ای دوبار) شرکت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه21 و به روش تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند.
    یافته ها
    در گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل، افزایش معنا داری در نمرات مهارت های دیداری-حرکتی (0٫001<p) و مولفه های آن شامل مهارت های تجزیه وتحلیل دیداری (0٫001<p) ، مهارت های دیداری-فضایی (0٫002=p) و مهارت های یک پارچگی دیداری-حرکتی مشاهده شد (0٫001<p).
    نتیجه گیری
    بازی های مداخله ای رایانه ای استفاده شده در این پژوهش که باعنوان «بازی های هماهنگی چشم و دست» معرفی شده است، می تواند موجب بهبود مهارت های دیداری-حرکتی دانش آموزان ناشنوا شود. کارآیی، دسترسی آسان، مفرح بودن و قابلیت انجام در خانه و محیط های آموزشی، این روش را راهبردی موثر برای کاهش مشکلات دیداری-حرکتی کودکان ناشنوا معرفی می کند.
    کلیدواژگان: بازی های رایانه ای، مهارت های دیداری-فضایی، مهارت های دیداری-حرکتی، ناشنوایی
  • صدیقه رستمی *، سوسن جباری، شیرین مجاور صفحه 103
    هدف
    والدین دارای کودک استثنایی به دلیل مشکلاتی که به خاطر فرزندشان با آن رودررو شده‏ اند، نیاز به الگوهای سازگاری و حمایتی قوی دارند. هدف از این پژوهش بررسی رابطه تنظیم شناختی هیجان و تاب‏ آوری در خانواده‏ های دارای کودکان استثنایی با نقش واسطه ای ذهن‏ آگاهی است.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع همبستگی بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نرم‏افزار SPSS نسخه 21 به کار گرفته شد. در این پژوهش از پرسشنامه تاب آوری خانواده (سیکبی، 2005) و پرسشنامه تنظیم شناختی-هیجان (گارنفسکی، 2001) و پرسشنامه ذهن آگاهی (بائر، 2006) استفاده گردید. نمونه شامل 264 والدین (پدرومادر) دانش آموز (105 پسر و 159 دختر) بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ایاز مدارس مختلف انتخاب شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد تنظیم شناختی-هیجان توان پیش بینی تاب آوری را دارد. همچنین، همبستگی تنظیم شناختی-هیجان با تاب آوری (0٫36r=، 0٫01>p) و با ذهن آگاهی (0٫42r=، 0٫01>p) مثبت و معنادار و همبستگی بین تاب آوری و ذهن آگاهی نیز مثبت و معنادار است (0٫17 r=، 0٫01p<).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این تحقیق هریک از ابعاد تنظیم شناختی-هیجان تاب آوری را پیش بینی می کند. درصورتی که متغیر واسطه ای ذهن آگاهی در فهم و درک رابطه بین تنظیم شناختی و تاب آوری اساسی نیست.
    کلیدواژگان: تنظیم شناختی-هیجان، تاب آوری، ذهن آگاهی، خانواده های کودکان استثنایی
  • شهروز نعمتی *، کیومرث تقی پور صفحه 104
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر، با رشد تکنولوژی آموزش، یادگیرندگان استثنایی تحت تاثیر استفاده از تکنولوژی های کمکی قرار گرفته اند. تکنولوژی کمکی تحت عنوان هر آیتم، قطعه ای از تجهیزات یا سیستیم تولیدی تجاری همگانی تعدیل شده یا سفارشی که برای افزایش و نگهداری یا ارتقای توانایی کارکردی فرد دارای نیازهای آموزشی ویژه استفاده شده، تعریف می شود. این تکنولوژی برای افرادی به کار می رود که درمقایسه با همسالان عادی خود تفاوت درخورتوجهی را در ویژگی های ذهنی، ارتباطی، توانایی های حسی، رشد عاطفی رفتاری و ویژگی های جسمانی دارند.
    روش بررسی
    در این راستا، ازطریق مطالعه مروری نظام مند و کلیدواژه های تخصصی Assistive technology و Instructional Technology و Learning Technology درحوزه نیازهای آموزشی ویژه و با استفاده از اسامی گروه های کودکان استثنایی شامل Intellectual and Developmental Disabilities،Specific Learning Disabilities ، ADHD، Autism Spectrum Disorder، Emotional-Behavior Disorder، Communication, Language, and Speech Disorders،Deaf or Hard of Hearing, Visual Impairments or Blindness، Children with Physical Disabilities،Health Impairments and Multiple Disabilities در پایگاه های اطلاعات پژوهشی شامل PubMed، Springer، ProQuest،Scopus ، Elsevier، Science direct، Google Scholar بین سال های 1993تا2017، یافته ها و اطلاعات مدنظر جهت دستیابی به هدف پژوهش، واکاوی شد.
    یافته ها
    از بین 83 مقاله پژوهشی انتخابی، پژوهش های انجام شده در ارتباط با کاربرد تکنولوژی کمکی درحوزه نیازهای آموزشی ویژه، اختلالات یادگیری ویژه از بیشترین فراوانی (با تعداد 38) برخوردار بوده و تحقیقی در ارتباط با اختلال های رفتاری و عاطفی انجام نشده است. دراین راستا، مطالعات آزمایشی (با 57درصد) بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات دارند. نرم افزارهای آموزشی تکنولوژی کمکی بسیار پرکاربرد، جهت استفاده برای افراد دارای اختلالات یادگیری ویژه، اختلالات طیف اوتیسم، اختلالات فیزیکی و چندگانه، اختلالات بیش فعالی/ نقص توجه، ناتوانی های ذهنی و رشدی، اختلالات گفتار، زبان و ارتباط و آسیب های بینایی و شنوایی هستند. نتایج اکثر پژوهش های صورت گرفته حکایت از اثربخشی مثبت تکنولوژی کمکی در انواع اختلال ها درحوزه نیازهای آموزشی ویژه یا کودکان استثنایی دارند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد غالب پژوهش های انجام شده در ارتباط با تکنولوژی کمکی و نقش آن در افراد دارای نیازهای ویژه به فعالیت های شواهدمحور دست یافته اند. استفاده و کاربرد تکنولوژی کمکی می تواند به افراد با نیازهای آموزشی ویژه در ارتقای تکالیف شغلی و تحصیلی مستقل و مشارکت در بحث های کلاسی به همراه تکمیل تکلیف دشوار، کمک کند. استفاده از تکنولوژی کمکی در آموزش افراد دارای نیازهای آموزشی اجتناب ناپذیر است. پژوهش های شواهد محور از این حمایت می کند که تکنولوژی های کمکی درمقایسه با مواد آموزشی متداول، پتانسیل کمک در کیفیت زندگی بهتر افراد دارای ناتوانی ها را دارند. درحوزه نیازهای آموزشی ویژه این اهمیت و اطمینان وجود دارد که افراد با نیازهای ویژه آمادگی لازم برای پاسخ به تقاضاهای زندگی را داشته باشند. دراین راستا، بسیاری از ابزارهای تکنولوژی ازقبیل تکنولوژی کمکی می تواند تا آن جا که ممکن است امکان فائق آمدن به مشکل ها را با دشواری های کمتر فراهم آورده و آن را ارتقا بخشد. در ایران طراحی برنامه های تکنولوژی کمکی در حوزه های ناتوانی های تحولی و ارزیابی اثربخشی آن روی این گروه از افراد ضروری است.
    کلیدواژگان: تکنولوژی کمکی، نیازهای آموزشی ویژه، گروه های کودکان استثنایی
  • هوشنگ زندی، مسعود غلامعلی لواسانی *، غلامعلی افروز، محمد سعید مردوخی صفحه 105
    هدف
    با تولد کودکی که دچار معلولیت است والدین نمی توانند انتظاراتی را که از یک کودک عادی دارند، از او داشته باشند. واکنش های والدین به تولد، به اثرات و معنایی که کودک برای آن ها دارد، وابسته است. هدف از تحقیق حاضر بررسی وضعیت سلامت روان پدران کودکان استثنایی و پدران کودکان عادی بود.
    روش بررسی
    روش این تحقیق پس رویدادی (علی مقایسه ای) بود. آزمودنی های این پژوهش متشکل از 530 نفر از پدران کودکان استثنایی بودند که به طور تمام شمارش (سرشماری) انتخاب شدند. در این تحقیق 65 نفر از پدران کودکان عادی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته، مقیاس 28 سوالی سلامت عمومی (GHQ) بود. از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره جهت بررسی تفاوت بین گروه پدران دارای کودکان استثنایی و پدران کودکان عادی استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره جهت بررسی تفاوت بین گروه ها استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد که بین گروه های مختلف پدران کودکان استثنایی تفاوت معناداری در مولفه های سلامت روان وجود نداشت. در مولفه علائم جسمانی و اضطراب بین پدران کودکان عادی با چندمعلولیتی، ناتوانی هوشی، جسمی حرکتی و ناشنوا تفاوت معناداری به لحاظ آماری مشاهده شد (0٫001<p). در مولفه کارکرد اجتماعی و افسردگی بین پدران کودکان عادی با ناتوانی هوشی، جسمی حرکتی و ناشنوا نیز تفاوت معناداری به لحاظ آماری مشاهده گردید (0٫001<p).
    نتیجه گیری
    پدران کودکان استثنایی، اختلالات جسمانی، اضطراب، اختلال اجتماعی و افسردگی بیشتری را در زندگی تجربه می کنند و این امر سلامت روان پدران را تهدید می کند.
    کلیدواژگان: سلامت روان، ناتوانی هوشی، نابینا، ناشنوا، جسمی حرکتی
  • فاطمه علی پور دهاقانی *، مجید امیری، علیرضا عسگری زاده، زینب متقی، صدیقه شکفته، صوفیا صیادی صفحه 106
    هدف
    پژوهش حاضر در زمینه بررسی و مطالعات اختلالات یادگیری دانش آموزان بود که با هدف ارائه روش جدید و مناسب استفاده از دیوارهای یادگیری برای آموزش و بهبودی برخی از اختلالات یادگیری دانش آموزان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که با استفاده از پرسشنامه های آزمون تشخیص تفاوت شنوایی وپم، آزمون حافظه وکسلر، آزمون ماریان فراستیک، آزمون ریون، پرسشنامه مایکل راتر، آزمون های خواندن، املا و ریاضی، آزمایش های مربوط به تشخیص برتری جانبی انجام گرفت. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1394 مدارس استثنایی (پایه های اول، دوم، سوم) استان اصفهان بودند که به صورت تصادفی دو گروه 48 نفر شامل کودکان مبتلا به اختلال یادگیری و غیرمبتلا انتخاب شدند. جهت بررسی تاثیر فضاسازی و بهره برداری از محیط های آموزشی مدارس بر میزان یادگیری، مهارت ارتباطی، مهارت زبان گفتاری، مهارت زبان نوشتاری، مهارت خواندن و مهارت حساب دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری از روش تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده افزایش در میانگین نمرات یادگیری و مهارت های ارتباطی، زبان گفتاری، زبان نوشتاری، خواندن و حساب در گروه آزمایش به طور معنا داری بیشتر از گروه کنترل بود (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    استفاده از روش دیوارهای یادگیری موجب بهبودی برخی از اختلالات یادگیری دانش آموزان شده است و همین طور می توان گفت بهره برداری از محیط مدرسه و محل های آموزشی از شیوع و ابتلای اختلالات یادگیری در بین دانش آموزان می کاهد.
    کلیدواژگان: دیوارهای یادگیری، دانش آموزان، اختلالات یادگیری، خواندن، نوشتن، حساب کردن
  • مهستی نادرتبار، پرویز شریفی درآمدی*، شهلا پزشک، نورعلی فرخی صفحه 107
    زمینه و هدف
    توجه انتخابی و سرعت پردازش محرک‌های دیداری از جمله پردازش‌های شناختی مهم در درک گفتار شنیداری-دیداری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی‌های رایانه‌ای بر توجه انتخابی و سرعت پردازش محرک‌های دیداری دانش‌آموزان ناشنوا انجام گرفت.
    روش‌بررسی
    در این پژوهش از طرح نیمه‌آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل همراه با پیش‌آزمون و پس‌آزمون استفاده گردید. تعداد 30 نفر (14دختر و 16 پسر) دانش‌آموز ناشنوای 7-10 سال به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و با همتاسازی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هر گروه شامل 7 دختر و 8 پسر بود. ابزار این پژوهش شامل آزمون عملکرد پیوسته (CPT) و مجموعه بازی‌های رایانه‌ای (شامل 14 بازی اینترنتی هماهنگی چشم و دست) بود. گروه آزمایش در 20 جلسه 50 دقیقه‌ای انفرادی بازی‌های رایانه‌ای هفته‌ای دو بار و به‌مدت 10 هفته شرکت کردند. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 21 و به روش تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل، افزایش معناداری در نمرات توجه انتخابی (0٫001<p) و سرعت پردازش محرک‌های دیداری (0٫006=p) داشت.
    نتیجه‌گیری
    بازی‌های رایانه‌ای استفاده‌شده در این پژوهش که به‌عنوان بازی‌های هماهنگی چشم و دست معرفی شده است می‌تواند موجب بهبود توجه انتخابی و سرعت پردازش دیداری دانش‌آموزان ناشنوا گردد. این روش در کنار سایر مداخلات توانبخشی و آموزشی کودکان ناشنوا هم در مراکز و هم در خانه جهت بهبود توجه انتخابی و سرعت پردازش دیداری کودکان ناشنوا پیشنهاد می‌گردد.
    کلیدواژگان: بازی های رایانه ای، توجه انتخابی، سرعت پردازش دیداری، ناشنوایی
  • امیر قمرانی*، مریم عابدی جزی صفحه 108
    هدف
    مادران کودکان ناشنوا به‌دلیل وضعیت فرزند معلولشان از مشکلات روانی متعددی رنج می‌برند که یکی از این مشکلات کم‌بودن یا نداشتن معنا در زندگی است. براین‌اساس، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش مبتنی‌بر قدردانی بر معنای زندگی مادران کودکان ناشنوای بین 7تا13 سال شهر اصفهان پرداخت.
    روش‌بررسی
    این پژوهش طرحی نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون‌پس‌آزمون‌پیگیری با گروه کنترل بود. بدین‌منظور 22 نفر آزمودنی به‌شیوه دردسترس انتخاب و با روش گمارش تصادفی 11 نفر در گروه کنترل و 11 نفر در گروه آزمایش تقسیم شدند و به‌مدت هشت‌هفته و هر هفته یک‌جلسه 90دقیقه‌ای تحت آموزش قدردانی قرار گرفتند. از پرسشنامه معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) به‌عنوان ابزار سنجش برای سنجیدن وجود معنا و جست‌وجوی معنا در زندگی، در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری استفاده شد. داده‌ها نیز ازطریق نرم‌افزار SPSS و روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تجزیه‌وتحلیل شد.
    یافته‌ها
    نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری حاکی‌از آن بود که بین گروه آزمایش و گروه کنترل به‌لحاظ نمرات کل معنای زندگی و وجود معنا در زندگی و جست‌وجوی معنا در زندگی گروه‌ها تفاوت معناداری وجود داشت (0٫05<p). همچنین نتایج مقایسه‌های زوجی نشان داد در گروه کنترل بین میانگین نمرات وجود معنا در زندگی و جست‌وجوی معنا در زندگی و نمره کل معنای زندگی در پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری اختلاف معنا‌داری مشاهده نشد. این در حالی است که در گروه آزمایش، بین میانگین پیش‌آزمون با پس‌آزمون و پیش‌آزمون با پیگیری تفاوت معناداری یافت شد (0٫05<p).
    نتیجه‌گیری
    باتوجه به نتایج به‌دست‌‌آمده می‌توان گفت آموزش قدردانی می‌تواند در معنادهی به زندگی مادران کودکان ناشنوا موثر باشد.
    کلیدواژگان: قدردانی، معنای زندگی، ناشنوا
|
  • Sedighe Rostami , Susan Jabbari , Shirin Mojaver Page 1
    Background & Objective
    Parents of children with special needs require highly adaptive and supportive patterns due to the problems they face because of their children. The purpose of this study was examining the relationship between cognitive-emotional regulation and resiliency in families who have exceptional children with mindfulness playing the role of mediator.
    Methods
    This study was correlational. The participants were 264 students' parents (105 boys and 159 girls) who were selected via cluster random sampling from different schools. The research instruments were family resiliency scale (Sikbi, 2005), cognitive emotional scale (Garanfski, 2001), and mindfulness scale (Baer, 2006). Statistical Package for Social Sciences software (SPSS) version 21 was used to analyze the data.
    Results
    Results of this study showed that cognitive emotional regulation could predict resiliency. Moreover, there was a significantly positive correlation between cognitive emotional regulation at and(r= 0.36, p<0.01 and resiliency. Additionally, a significant correlation was found between resiliency and mindfulness (r=0.42, p<0.01). Moreover, it was found that the negative predictors of resiliency were as follows: emotion regulation, self- blaming, making disasters, blaming others, adopting views and obsessing the mind negatively. The positive predictors of resiliency were as follows: acceptance, reconcentration on the planning and positive revaluation. Resiliency can explain 18 percent of cognitive regulation variance. Together resiliency and mindfulness can predict 26 percent of variance on the same scale. Thus, entering mindfulness into the regression equation increased coefficient of determination by 8%.
    Conclusion
    It is concluded that cognitive emotional regulation could predict resiliency. Furthermore, mindfulness is not essential as mediator variable for the perception of relation between cognitive regulation and resiliency.
    Keywords: Resiliency, Cognitive- Emotion Regulation, Mindfulness, Exceptional Children’s Families.
  • Leila Sartip Zadeh, Maryam Ghasemi Sichani, Hajar Mojahedi Page 2
    Objective
    This article analyzed three educational centers of autism spectrum disorders in Isfahan. A needs assessment is a systematic study of a building and its function. Architects use the process of a needs analysis to identify needs or gaps between the present condition and the appropriate one.
    Methods
    The study employed an analytical method combining literature review and field observation to describe the most salient characteristics of the buildings under investigation as well as assessing their fitness to users’ needs and requirements.
    Result
    The study identified 10 factors underlying the users’ needs and requirements and concluded that none were a characteristic of the three buildings under investigations.
    Conclusion
    The study concluded that autism educational centers in Isfahan studied in this article are not fit the special needs of children with spectrum disorders.
    Keywords: Educational Centers, Autism Spectrum Disorders, Isfahan
  • Sara Kikha, Farhad Kahrazei Page 3
    Objective
    In today’s challenging word, if individuals cannot experience the enjoyable life, they would face severe psychological problems. Research reveals that proud spirituality in the workplace can lead to incentive and benefits such as increased creativity, trust, sensation of personal promotion, organizational commitment, job satisfaction, job involvement and reduction of work leaves, increasing conscientiousness and work motivation. All of these directly or indirectly lead to promotion of teacher's performance. Therefore, the purpose of the present study was to predict resilience and happiness with faith at work in teachers of special schools.
    Methods
    This is a Cross-sectional and correlational study. The study population consisted of all teachers in primary, secondary, special schools of Zahedan teaching courses in the first and second secondary schools in the school year 2015-2016. The sample consisted of 135 participants who were selected by convenience sampling. The research instruments were the Lynn, Naughton&VanderVeen Faith at Work Scale, the Connor-Davidson Resilience Scale, and The Hill& Argyle Oxford Happiness Questionnaire. Pearson correlation and stepwise regression were used to examine the research hypotheses. Statistical Package for Social Sciences (SPSS) version 21 was used for data analysis.
    Results
    Among the 135 teachers of special schools, consisting of 33(24.4%) male and 102 (75.5%), 17 (12.6%) of them were 25-34 years, 65(48.1%) were 35-44 years and 53 (39.3) of them were 45 to 54 years. Also, 16 (11.9%) of the teachers had a high school diploma, 107(79.2%) were university undergraduates and 12 (8.9%) of them had a master’s degree. The results of this study revealed that there was a significant and positive correlation between dimensions of faith at work with resilience (P
    Conclusion
    It is deducted that promoting the level of resiliency and happiness lead individuals to become more resistant to stressors and factors that cause psychological distress, so that they can overcome these conditions and distress. Therefore, it is necessary to seek the help of faith and religious belief in coping with stresses and psychological distresses caused by work pressure and fatigue caused by student education.
    Keywords: Faith at work, Resilience, Happiness, Teachers of Special Schools
  • Farhad Kahrazei, Sahar Hasemzehi, Behzad Rigi Kooteh Page 4
    Objective
    Thalassemia major (TM) is among the most common genetic diseases in Iran and around the world. Like any other chronic disease, TM exerts negative physical and psychological effects. Patients with Thalassemia major (TM) experience many physical and psychological problems in dealing with the serious complications of the disease, which affect their quality of life. A considerable proportion of adult patients with TM show symptoms of anxiety. Patients with TI are more susceptible to state anxiety. Some studies have pointed a considerable proportion of patients had depression (35.0%), State (S)-anxiety (22.5%) or Trait (T)-anxiety (36.2%). TM leads an increase in the frequency of depression and anxiety in both patients and their caregivers. The aim of the study was to evaluate the effect of cognitive behavior therapy on anxiety in patients with thalassemia major type.
    Methods
    This is a two-group pretest-posttest quasi-experimental study. The population consisted of all diagnosed women with thalassemia major type that referred to Ali-Asghar hospital in Zahedan-Iran. Purposive sampling was used to recruit 24 participants. The participants were assigned to the experimental and control groups in equal numbers. The experimental group received Cognitive Behavioral Therapy in 8 sessions- each 90 minutes. The research instrument was somatic cognitive behavioral anxiety Questionnaire at the pretest stage. In later stages of research, in the experimental group the cognitive behavioral group therapy was conducted for 8 sessions of 60 minutes. Covariance test was used to examine research hypotheses. Statistical Package for Social Sciences (SPSS) - 18 was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that cognitive-behavioral therapy reduced all components of anxiety in the experimental group patients and the effect of intervention was meaningful in posttest and the follow up stage (P
    Conclusion
    The result of showed that interventions based on cognitive-behavioral therapy can be used as an efficient way to reduce anxiety in patients with thalassemia major type.
    On the other hand, using the techniques of cognitive therapy leads to even changes in patient's views about the symptoms of thalassemia.
    Keywords: Cognitive-Behavioral Therapy, Anxiety, Thalassemia Major Type
  • Mohsen Saeedmanesh, Fateme Nezhad Akbari Page 5
    Background And Objective
    Stuttering is a motor disorder that disrupts the fluent and connected speech flow and appears with different severities. As a special childhood phenomenon, it begins in the age range of 6 to 7, which coincides with the development of emotional and social adaptability, when children are most susceptible to this disorder and in some exceptional cases in early childhood at the age range of 2-4. Some people who have stuttered in the early stages of puberty continue to do so well into the adulthood. This disorder is more common among boys than girls in proportion of two to one. In fact, the reasons for stuttering among children are not yet known. However, what is somewhat clear is that it cannot have a single cause. Rather, a cohort of physical, emotional, or social causes often causes it. Many people with stuttering have some neurological discomfort and social inaccuracies. However, it is very difficult to determine whether such mental disorders are the cause of stuttering. In some cases, stuttering may be due to inadequacies and disorders of the nervous system; in other cases, stuttering from childhood may be due to some mild physiological abnormalities. The purpose of this study was to investigate the effect of speech therapy with stress management on reducing the severity of stuttering among individuals over 18 years old in Isfahan-Iran.
    Methods
    This is a two-group pretest-posttest quasi-experimental study. The population consisted of all people between the age of 18 to 25 years’ old who went to public and private speech therapy clinics in Isfahan in autumn and winter of 2017. Convenience sampling used to recruit 34 participants. The participants were assigned to the experimental and control groups in equal numbers. The experimental group received speech therapy with stress management. The research instrument was The Stuttering Test (SSI4). SSI4 is one of the most important and most reliable stuttering severity measures. This instrument used as a partial description of stuttering and outcome measurement. The inter-reliability of this instrument is 0.93 to 0.98. Riley developed this instrument in 2009, translated, and normed by Tamasebi in Iran. Covariance analysis used to analyze the data through Statistical Package for Social Sciences (SPSS) software version 21.
    Results
    The results showed significant improvement in frequency, duration and physical behavior (p
    Conclusion
    The study showed that speech therapy in conjunction with stress management via cognitive behavioral therapy could improve adult stutter. Thus, the aforementioned method can be used for treating adult stuttering.
    Keywords: Speech Therapy, Stress Management Cognitive Behavioral Therapy, Stuttering
  • Mohsen Saeedmanesh, Mahdiyeh Azizi Page 6
    Objective
    Autism spectrum disorder is a nerve growth disorder that is classified as affecting social interaction including limited interests, repetitive activities and behavioral patterns. This disorder initiates prior to age 36 months, and generally manifests itself when the patients are less than three years old. Autism is one the most chronic and unknown children disorder with many unknown aspects. It is necessary to devote a noticeable amount of research and clinical practice to this disorder due to its large spread (1% among the population) and its chronic nature. Parents like to have healthy and successful children; therefore, accepting that their children are sick is difficult for them and often provokes denial. By the time parents accept their children’s problem, they don’t know how to help them. Acceptance and Commitment therapy (ACT) is one of the third wave's cognitive behavioral therapies and is currently being used in the treatment of a number of psychological conditions and disorders. It also enhances psychological flexibility and subsequently improves individual’s mental health. Acceptance and Commitment therapy invites people to open up to unpleasant feelings, and learn not to overreact to them, and not to avoid situations where they are invoked. This research investigates the effect of Acceptance and Commitment therapy on acceptance and defense style in mothers of autistic children with denial defense style.
    Methods
    This is a two-group pretest-posttest quasi-experimental study. The population consisted of all clients with autism spectrum referring to special children’s school in 2015. Convenience sampling was used to recruit 40 participants. The participants were assigned to the experimental and control groups in equal numbers. The experimental group received Acceptance and Commitment Therapy in 8 sessions- each 90 minutes. The research instruments were Defense Style Questionnaire (DSQ) and Acceptance and Action Questionnaire-2(AAQ-2). DSQ questionnaire was developed by Bond in 1983 to evaluate 3 defense mechanisms: mature, immature and neurotic styles. AAQ2 was developed by Abbasi in Iran. Alpha Cronbach for this questionnaire is 0/89. Co-variance analysis was used to examine the research hypotheses.
    Results
    The results showed that Acceptance and Commitment therapy can increase acceptance in mothers of autistic children. The mean scores for acceptance measure in the experimental group increased from 18.2 in pre-test to 28 in the post-test, while in control group it increased from 16.8 in the pre-test to 17.2 in the post-test. Covariance analysis showed that there was a significant difference between two groups (P0.05). The mean score for commitment measure in the experimental group increased from 7.9 in the pre-test to 11.3 in the post- test. In the control group the same mean score increased from 9.7 in the pre-test to 9.6 in the post- test. The result showed that Acceptance and Commitment therapy can reduce use of immature defense styles in mothers of autistic children (p=0.01). Also, the results of covariance analysis showed that there was no significant difference between mature and neurotic defense styles in experimental and control groups in the posttest.
    Conclusion
    In acceptance and commitment therapy, the participants are encouraged to improve their commitment to have healthier lives, including behavioral strategies when facing negative thoughts and emotions. Therefore, ACT can have effective influence on adjustment of parents.
    Keywords: Autism, Denial Defense Mechanism, Acceptance, Commitment Therapy
  • Roshanak Vesali Mahmoud, Hassan Ahadi, Mohammad Bagher Kajbaf, Hamid Taher Neshatdoost Page 7
    Objective
    In recent years, the use of mindfulness-based interventions has been gaining momentum in various psycho-educational and therapeutic investigations for adults and adolescents. The aim of this study is to investigate the effectiveness of Mindfulness-based Intervention with children on text anxiety among Iranian school-aged children.
    Methods
    This is a two group pretest-posttest quasi-experimental study. The population of this study was Iranian elementary students aged 5 to 12. Convenience sampling was used to recruit 234 participants. The participants were randomly assigned to control (n=117) and intervention (n=117) groups. The intervention group received 9 weeks (8 sessions) of mindfulness-based educational-intervention, with each session lasting for 45-75min. The control group did not receive this type of training. The research instrument was Test Anxiety Inventory (TAI). ANCOVA procedures were used to analyze the data.
    Results
    The results indicated a significant decrease in children’s test anxiety in the intervention group (F=10.645, p
    Conclusion
    The mindfulness-based intervention with children could be used as a psycho-educational method to decrease test anxiety in Iranian children.
    Keywords: Mindfulness-Based Intervention, Children, Test Anxiety (TA)
  • Farinaz Tabibzadeh, Firouzeh Sepehrian Azar Page 8
    Background And Objective
    Multiple sclerosis is a common chronic neurological disease, which is associated with psychological challenges including low resiliency and rumination. Therefore it is necessary to provide suffers with psychological treatment. The current research is aimed at examining the effect of Cognitive-Behavioral Therapy on the resilience and obsessive rumination among multiple sclerosis (MS) patients.
    Methods
    This is a pretest- posttest control group quasi-experimental research. The population of the study was all MS patients in Urmia-Iran under auspices of Iranian MS Association. Convenience sampling was used to recruit 30 participants. The participants were randomly assigned to experimental and control groups in equal numbers. The research instruments were the Resilience Scale (CD-RISC) and Obsessive Rumination Scale (RRS). Then experimental groups participated in Cognitive-Behavioral Therapy for 13 sessions of 1.30 hours. Analysis of covariance (ANCOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed significant posttest differences between the control group and experimental group with respect to resilience and rumination (p
    Conclusion
    Cognitive-Behavioral Therapy is an effective method to increase the resilience and reduce obsessive rumination among multiple sclerosis (MS) patients.
    Keywords: Cognitive-Behavioral Therapy, Multiple Sclerosis, Obsessive Rumination, Resilience
  • Mansuore Baghban Vahidi, Abbas Ali Hossein Khanzadeh, Nahid Nedaee Page 9
    Objective
    Children with autism spectrum disorder are faced with numerous problems in social skills. This study was conducted to assess the impact of training the parents of children with autism spectrum disorder for effective communication skills on social skills improvement in children with autism spectrum disorder.
    Methods
    The present study used a pretest-posttest control-group quasi-experimental design. Purposive sampling was used to recruit 24 participants from among the mothers of autistic children between 4 and 13 years of age visiting Tehran Autism Center in the school year 2015-2016. The participants were assigned to experimental and control groups randomly. Following the pre-test the experimental group received 8 sessions of effective communication skills training. The research instrument was the Social Skills Questionnaire—Parent (SSQ-P) (Gresham and Elliott, 1990). At the conclusion of the sessions, both groups took the post-test. Analysis of covariance (ANCOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that children of the mothers in the experimental group had a better performance in terms of social skills compared with children of the mothers in the control group (p
    Conclusion
    According to the results, it can be concluded that training the parents of children with autism spectrum disorder for effective communication skills can be used for the development of intervention programs for autistic children.
    Keywords: Autism, Effective Communication, Social Skills
  • Majid Saleh Joneghani, Yalda Kazemi, Tahereh Sima Shirazi Page 10
    Background And Objective
    The aim of this study is to determine the validity and reliability of the gestures section of the MacArthur–Bates Communicative Development Inventory-infant form for 8 to 16 month old Persian-speaking infants in Isfahan-Iran.
    Methods
    This is a validation study to determine content validity, internal consistency and test-retest reliability of the gestures section. Ten speech language pathologists were asked to comment and score the clarity, simplicity and relevance of the items. Lawshe’s method was used to analyze their scores to determine their content validity ratio (CVR). The administration limits and internal consistency were studied by asking 11 and 115 parents randomly selected, respectively to complete the revised checklist. To determine test-retest reliability the checklist was re-completed by 30 parents within a 15-30 days interval between test and retest phases.
    Results
    The calculated CVR for the gestures section is 0.91.Chronbach’s alpha shows %962 internal consistency between all items and the test-retest reliability is %925.
    Conclusions
    All psychometric features are highly acceptable which document the appropriate content validity, internal consistency and test-retest reliability of the gestures section of the infant form of CDI.
    Keywords: Validity, Reliability, Gestures, Macarthur-Bates Communicative Development Inventory (MCDI)
  • Melahat Amani Page 11
    Background And Objective
    Nonverbal learning disability as deficit in nonverbal information processing is associated with deficits in the executive functions. Children with nonverbal learning disabilities have deficits in visual-spatial perception, memory, motor-visual coordination, spatial precision, orientation skill. The weak performance of children with nonverbal learning disabilities in the executive functions result in academic problems. Such children have many problems in mathematics calculation, copying texts, writing texts and comprehension. The current study was conducted to study the effect of strengthening executive functions on academic achievement in children with nonverbal learning disability.
    Methods
    The statistical population of this study consisted of all students with nonverbal learning disabilities under the auspices of Learning Disorders Center of Shirvan-Iran in 2015. A total of 30 participants were recruited from among the children with nonverbal disability from primary school in second grade to fifth grade. The research instrument was Lotf Aabadi reading test, a researcher made writing test and Mathematical Standard Learning Ability Recognition Test. The participants were examined by clinical psychologist of the Learning Disorders Center and were judged to meet the criteria for learning disabilities through interview according to the third edition Wechsler intelligence scale. It was decided that those who scored 10 marks away from verbal and practical intelligence quotient should be diagnosed as students with nonverbal learning disability. The participants were assigned to experimental and control groups. Every participant in the experimental group was matched with a peer in the control group in terms of age and gender. The control group received only the usual school training while the experimental group received routine training and in addition to tasks of coding, trial making, verbal and visual memory for strengthening executive functions. The exercises were held individually in 12 sessions of 45 minutes. These exercises are to improve verbal memory, visual memory, visual - spatial coordination, sequencing motor skills, visual pursuit and attention. Analysis of covariance (ANCOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The effect of pretest differences via analysis of variance was controlled. There were significant differences in the posttest scores of the experimental and control groups on reading, writing and mathematics (p
    Conclusion
    The strengthening of executive functions could improve speed and correction in reading of the words, writing and spelling of the words and mathematics calculation. Trial making tasks strengthen psychomotor speed, abstraction, flexibility, ability for execution and correction of planning; coding tasks reinforce speed of information processing, perceptual organization processes and speed performance; tasks of verbal and visual memory strengthen attention, motor-visual coordination and memory. It can be stated that strengthening executive functions are beneficial to the academic achievement of students with nonverbal learning disabilities.
    Keywords: Executive Function, Nonverbal Learning Disabilities, Academic Achievement
  • Fahimeh Alsadat Sahebi, Alireza Badeleh Page 12
    Background And Objective
    Although using Information Communication Technology (ICT) is beneficial in schools, ergonomics standards should not be compromised. Non-compliance with environmental ergonomics and the use of inappropriate tools have adverse effects on the perception of physical pain and the performance of cardiovascular, respiratory, musculoskeletal and metabolic rate of students. Researchers in the field of infrastructure are increasingly paying attention to ergonomics. The consequences of compromising standards can be very critical as it can have unfavorable effects on health, safety and productivity of the students. Physiologists analyzing obesity, heart disease, and diabetes have found that the act of sitting shuts down the circulation of a fat-absorbing enzyme called lipase. They have also found that standing up engages muscles and promotes the distribution of lipase, which prompts the body to process fat and cholesterol, independent of the amount of time spent exercising. They have also reported that standing up uses blood glucose and may discourage the development of diabetes. In a classroom situation, sometimes, physical or psychological learning does not fit with the type of training or equipment that is used in an environment in which they live or work. Promoting full inclusion in educational environments of ICT includes knocking down simple physical barriers by building up everyone's skills and knowledge of the principles of ergonomics and understanding of assistive technology solutions. This study identifies ergonomic challenges present in the classroom environment and provides solutions that can assist with improving posture and enhance the students’ ability to focus on learning and promote inclusion. This study aimed to identify the ergonomics relationship of smart classes and its impact on general health of students.
    Methods
    This study was carried out in 2015. Random stratified sampling was used to recruit 540 students from sixth grade boys and girls studying in smart class of Behshahr-Iran. The size of the sample was determined by Krejcie and Morgan table to be 225 participants. A questionnaire was used to collect data with respect to the ergonomics of smart class in terms of biological, technical, mechanical aspects. General Health Questionnaires developed by Goldberg and Hiller was used to assess the health of the students. Pearson correlation test and regression were used to analyze the data.
    Results
    The research findings show that from among the components ergonomics of smart classes, biological criteria, technical criteria and mechanical factors were significantly related to the health of students (p
    Conclusion
    The results of this study indicate that increased ergonomics improves the general health of the students. Principles of usage of the smart equipment in smart classrooms can have a significant impact on the health of students. In a technical evaluation of a smart class, it is very important to overcome technical problems to fix them. Hence, it is necessary for the department of education officials and school administrators to provide required facilities to comply with ergonomics of smart schools, so that the health of the students is not jeopardized.
    Keywords: Ergonomically, Primary School, Video Projector, Health
  • Neda Zabihollah Negin Moradi, Majid Soltani, Mahmood Latifi, Mohammad Maghamianzadeh Page 13
    Background And Objective
    Various studies have shown that teachers, especially teachers of lower grades, are at relatively high risks of voice problems. Recent research has also shown that gender, teaching venue and the characteristics of students can aggravate the risk of voice problems. So far the problem has not been studied in the context of special schools. The present research is an attempt to address this gap.
    Methods
    In this cross-sectional study, convenience sampling was used to recruit 88 teachers from among elementary schools teachers working at ordinary and special schools in equal numbers. The inclusion criteria were being female and being in the age range of 26-40 years old. The participants from the ordinary and special schools were matched in terms of teaching experience. The research instrument was Voice Handicap Index. The questionnaire consists of three sub-tests, namely, functional, physical and emotional components. Kolmogorov–Smirnov test was used to determine the normal distribution of data. Given that scores were not normal, Mann-whitney and Chi-Square test were used to compare scores between the two groups. The significance level was set at p
    Results
    The results showed that 31. 8 percent of special schools teachers and 13. 6 percent of ordinary schools teachers had voice problems. The difference was statistically significant (p value = 0. 040). In both groups of teachers received the highest mean scores in the physical sub-test and lowest in the functional component. All mean scores in special schools teachers were higher than those in the ordinary schools. The mean scores of the teachers of special and ordinary schools in the physical sub-test were (7.79±6.64) (4±3.23) respectively. Also the total means in special schools and ordinary schools were (15. 63±15.92) and (7. 25±5.59) respectively. The differences in the physical sub-test were significant between the two groups. Teachers of elementary in special schools, experienced voice problems twice as much as the teachers of ordinary schools (OR=2.333).
    Conclusion
    It is essential to hold training classes by experts to increase awareness of and employ teaching preventive techniques and proper use of voice for this group of professional voice users to increase the quality of education.
    Keywords: Elementary school, Teacher, Voice, Voice Handicap Index
  • Samad Rahmati, Zahra Behzadi Page 14
    Background And Objective
    Lumbar Discopathy is a common and costly disease and the leading cause of physical disability and psychological distress. The aim of this study was to compare the prevalence of obsessive beliefs in Lumbar Discopathy patients with healthy peoples.
    Methods
    This is a causal-comparative study. Convenience sampling was used to recruit 100 participants, namely, 50 patients with Lumbar Discopathy and 50 healthy. The research instruments were demographic questionnaires and Obsessive beliefs Questionnaire (OBQ-44). Independent sample t-test was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that 86% of Rheumatoid arthritis (RA) patients had obsessive beliefs as follows: 98% had obsessive beliefs in the field of "Perfection and certainty"; 90% in the subscale of "responsibility and risk assessment and threat"; 52% in the field of "the importance and thought control"; 40% in the field of "common factor" and 8% in the subscale of “perfectionism”. Comparison between the two groups showed significant differences in "obsessive beliefs (total)" (p
    Conclusion
    It can be concluded that patients suffering from Lumbar Discopathy are more prone to obsessive beliefs. Therefore, psychological treatment is suggested for such patients.
    Keywords: Obsessive beliefs, Lumbar Discopathy, Healthy people
  • Alireza Aghusefi, Zahra Ostadian Khani, Malihe Fadaie Moghadam Page 15
    Background And Objective
    Health problems can have implications for mental illness or psychosomatic outcomes. The treatment of psychological problems along with physical disabilities could reduce pain. The aim of this research was to investigate the effect of acceptance and commitment group therapy on body image and social phobia in people with physical disabilities.
    Methods
    The study population consisted of 200 patients under the auspices of Welfare Organization in Qom-Iran. Random sampling was used to recruit 30 male participants. The participants were assigned to control and experimental groups in equal numbers. The participants participated in eight training sessions, with each session lasting for 120-minutes. The research instruments were Social Phobia Inventory (SPIN) developed by Connor and Body Image questionnaire developed by Brown, Cash, & Mikulka, (1990). Analysis of covariance was used to analyze the data.
    Results
    This is a pretest-posttest control group research. Results showed that the acceptance and commitment treatment led to an increase in acceptance and satisfaction of one’s own body (p
    Conclusion
    Acceptance and commitment therapy has a positive impact on improving body image and decreasing social phobia among people with physical disabilities.
    Keywords: Group Therapy Based On Acceptance, Commitment, Body Image, Social Phobia
  • Ayoub Iranshahi, Mahmoud Ghalehnoee Page 16
    Objective
    This study aimed at extracting indicators of accessibility quality evaluation in age-friendly city for seniors with physical disabilities and assessing them in the Chahar Bagh-e Abbasi Street of Isfahan.
    Methods
    Being descriptive-analytical, the present research employed library and field studies for collecting data. First, we extracted the most important indicators related to accessibility quality. Some indicators were assessed by questionnaires. Other indicators were evaluated based on the relations defined by the authors and according to standards. In the end, SPSS was used to assess the degree of desirability of all indicators.
    Results
    The participant rated access to public conveniences with 82% desirability rate, access to rest and sitting areas with 78%, and passable sidewalks with 82%, as the best indictors, while pedestrian crossings with 13% desirability rate, buildings entrances in terms of standard steps and ramps with 31% and vehicle's passing and parking in sidewalks with 32%, as the least required indicators in this street.
    Conclusion
    The participant’s complaints about the blocking of sidewalks be vehicles, inconvenience and disturbances. So, it seems it is necessary to pave the way for having age-friendly cities.
    Keywords: Urban Design, Age-Friendly City, Accessibility, Aging People, Disabled People, Chahar Bagh-E Abbasi Street of Isfahan
  • Seyed Mohammad Sadegh Hosseini, Mehdi Rassafiani, Mehrdokht Mazdeh, Hojjat Allah Haghgoo, Sahar Nurani Gharaborghe Page 17
    Objective
    Leisure as one of the most important aspects of life among people with multiple sclerosis may be influenced by several factors. This study examined the effects of fatigue, depression and cognitive impairment on the individual's leisure.
    Methods
    This is an analytical cross – sectional study. Convenience sampling was used to recruit 35 participants with multiple sclerosis aged 21-55 from among the patients treated at an occupational therapy clinic in Hamadan. The research instruments were Tondnevis leisure Questionnaire, Fatigue Severity Scale, Beck Depression Inventory test and Mini-Mental Status Examination. SPSS software was used to analyze the data.
    Results
    A significant relationship was found between leisure time and depression (r=0.385) and fatigue (r=0.499), but no significant relationship was found between leisure and cognitive dysfunction (r=0.226).
    Conclusions
    Results suggested a strong positive association between depression, fatigue and Leisure, indicating that elevated levels of fatigue and depression reduce leisure time among patients with multiple sclerosis.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Leisure Activities, Fatigue, Depression, Cognition
  • Shahab Moradi, Ali Mohamad Rezaie, Siavash Talepasand Page 18
    Background And Objective
    Written language disorder is one of the most common disorders among students. Correct and timely diagnosis of this disorder is considered as the initial and important step in its treatment, education, and research. The present study revieweed diagnostic methods and tools used for this disorder by researchers.
    Methods
    The research design was a descriptive-causal-comparative one. A library method was used for data collection. The research corpus consisted of all the previous research performed in the area of written language disorder. A total of 36 original studies were selected as the research corpus through targeted sampling. The diagnostic methods used to detect written language disorder were identified through investigating their research methodologies. Descriptive and inferential statistics were used to analyze the data through SPSS software.
    Results
    The results showed that domestic researchers have mostly applied criterion-based methods to diagnose the written expression disorder (30 diagnoses from among a total of 36 diagnoses). DSM-5 does not recognize this method to be valid because it fails to clarify all components of this disorder the results also indicated that the researchers had examined only one component of dictation in written language. Also, the level and rate of disorder were not compared with the community norms Moreover, the results indicated that no significant agreement existed in applying unified valid criteria.
    Conclusion
    Criterion-based diagnoses are thought-provoking and a great deal of confusion is observed in diagnosing the disorder based on the used criteria. Thus developing standardized tools to diagnose written language disorder is an essential suggestion.
    Keywords: written language, learning disorder, dictation
  • Reza Pasha, Farzaneh Golshekoh Page 19
    Background and Objectives
    The purpose of this study was to investigate the effect of emotional intelligence training on maladaptive and aggressive students with emotional and behavioral disorders in Dezful- Iran. Previous studies suggest emotional intelligence and cognitive intelligence capability are not fixed and immutable. Rather, they can develop and change in the course of time. It has also been suggested that special training can boost emotional intelligence.
    Methods
    This study is pretest-posttest control group quasi experimental one. The population consisted of all male students between the ages of 11 to 14-year-old, who were admitted to the medical center SHAFA Dezful- Iran. Convenience sampling was used to recruit to 32 participants. The participants were assigned to the control group and the experimental group in equal numbers. The research instruments were Adjustment Inventory for high School Students (AISS) and Aggression Questionnaire (BPAQ) developed by Arnold H. Buss & Mark Perry (1992). The participants in the experimental group received training for 16 sessions with each session lasting for 90 minutes. Multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and analysis of covariance (ANCOVA) were used to analyze the data.
    Results
    The results showed that emotional intelligence training leads to increases in adjustment (P
    Conclusion
    Emotional intelligence training helps students with emotional disorders in terms of increased adaptability, reduced depression. It also enhances the quality of life and social interactions with family members. The findings of this study are consistent with research showing that emotional intelligence is an effective factor in determining the real-life situations such as success in school, success in business and personal relationships. Emotional intelligence and experience play an essential role in coping with stressful events, finding the desired objectives envisaged in the future, and coping with chronic stress.
    Keywords: emotional intelligence, aggression, adjustment, emotional, behavioral disorders
  • Arezoo Hasanvand, Abolfazl Salehi, Arman Ahmadian, Mehdi Rahgozar Page 20
    Background And Objective
    Time based analysis methods are limited by many factors; however, as the resent research shows, the frequency based methods are more sensitive to voice perturbations. The objective of the present study was to evaluate Cepstral peak prominence (CPP) and Smoothed Cepstral Peak Prominence (CPPS) of normal male and female Persian speakers.
    Methods
    A cross sectional comparative method was used to evaluate and compare normal female Persian speakers’ sustained vowel prolongation. The participants were 200 male and female Persian speakers in equal numbers. Comfortable loudness and standard text reading were used as tasks. The acoustic analysis to calculate CPP and CPPS was performed by Speech Tool software. Independent T-test was used to analyze the data.
    Results
    Mean values of CPPS in male group were significantly higher in both vowel prolongation and text reading tasks than among female participants (p
    Conclusion
    Voice quality of normal males Persian speakers is better than that of normal females. This finding may be explained by posterior phonatory gap as a common anatomic pattern in Iranian female population. It is also evident that CPP and CPPS are sensitive enough to be used for the assessment of voice quality in Iranian population.
    Keywords: Cepstral Analysis, Iranian Adults, Voice Quality
  • Mohammad Javad Aghajani, Abbasali Hosain Khanzadeh, Bahman Akbari, Mojini Sadat Mirarzgar Page 21
    Background and Objective
    Having children is one of the strengths of couple relationships. Despite this, the presence of a disabled child is very stressful for parents especially mothers, because they experience more stress, guilty feeling, and fatigue. The present study aimed at investigating the effect of Islamic positive thinking on reduced anger and life satisfaction among mothers having disabled children.
    Methods
    This study is a pretest-posttest quasi-experimental one. The population consisted of mothers having children with special needs in Roodsar, Iran. A total of 36 participants were recruited through an announcement in exceptional children centers, of whom 6 participants were excluded. The inclusion criteria included having one child with special needs, having at least high school diploma, having no apparent psychological disorders, and getting divorced. The participants were divided into two groups, namely, experimental (N=15) and control (N=15). The research instruments were a demographic information questionnaire (age, gender, marriage status and employment), Novaco Anger Scale (NAS) and Life Satisfaction Scale (LSS). NAS includes 25 questions consisting of five items scored 0-4. This test was constructed by Novaco (2002) and was standardized. Its reliability and validity were reported as 0.61 (p
    Results
    Mean and SD of the age of experimental and control group were 41.6, 7.48 and 39.8, 3.21, respectively, concerning the education, 70% had diploma, 20% associate degree, 10% master degree. These were 73%, 15% and 12% in the control group respectively. Regarding the education, 77% of the experimental and 23% of control groups were housewives. The results revealed significant pretest-posttest differences in the control group with respect to anger and life satisfaction (p
    Conclusion
    It could be concluded that Islamic optimism training plan reduced anger feeling and led to an increase in life satisfaction of mothers having children with special needs. So, it is recommended to incorporate the plan in intellectual teachings or designing family training plans.
    Keywords: optimism of Islamic, anger, Life Satisfaction, Exceptional Children
  • Zohre Aliasgari, Amir Ghamarani Page 22
    Background And Objective
    Having hyperactive children has profound effects on one’s relationships with other family members and affects the general atmosphere of the family. Reactions such as aggression, hostility, physical and emotional punishment by parents of hyperactive children are common. Emotional Expressiveness Training has recently been suggested. Accordingly, this study aimed to investigate the effect of emotional expressiveness training on the sense of entrapment of mothers with hyperactive children.
    Methods
    This is a pretest-posttest control group quasi-experimental study. The population of the study was all mothers of children with Attention Deficit-Hyperactivity Disorder in Isfahan-Iran. Multistage random cluster sampling was used to recruit 30 participants. The participants were randomly assigned to experimental and control groups. The research instrument was Entrapment Scale developed by Gilbert and Allan (1998). The mothers in experimental group participated in Emotional Assertiveness Training in nine one-hour sessions for two months. The mothers in the control group did not receive any training. Multivariate analysis of covariance (MANCOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that a significant difference between control and experimental group, indicating the positive effect of emotional expressiveness training on the sense of entrapment of mothers with Hyperactive Children (p
    Conclusion
    Emotional Expressiveness Training has a positive impact on reducing sense of entrapment of mothers with hyperactive children.
    Keywords: emotional expressiveness, entrapment, ADHD
  • Maryam Asbaghi, Houshang Talebi, Ahmad Abedi, Gholamreza Manshai, Ahmad Ali Foroughi Page 23
    Background And Objective
    Academic self-handicapping is a major cause of academic failure among students with learning disabilities. Therefore, the purpose of this study is to investigate the effect of cognitive-behavioral programs on debilitating motivational behavior and academic self-handicapping among students with learning disabilities.
    Methods
    This is a time-interval pretest-posttest quasi-experimental study. The population of the study included all female high school students in Tehran- Iran in the school year 2014-2015. A total of 44 participants with learning disabilities were recruited from among the students with low scores on Martin’s Motivation Scale. The participants were randomly assigned to experimental and control groups in equal numbers. The research instrument was Martin’s Motivation and Enthusiasm scale (2012). Factor analysis was used to estimate the validly of the research tool. The utility of the 11 factors were demonstrated as follows: task management, scheduling, stand, valuation, focused learning, self-confidence and ability to express passion, self-sabotage, anxiety, avoidance of defeat and uncertain control. The result of factor analysis also revealed four clusters as follows: behavior amplifiers, amplifiers thinking, behavior debilitating, and disabling think. The participants in the control group received Martin program on cognitive behavioral treatments in 16 sessions of 60 minutes once a week. Follow-up post-test was administered in 2 month intervals.
    Results
    The results showed significant difference between the control and experimental groups in debilitating motivational behavior across three time-intervals (p
    Conclusion
    In can be concluded that students with learning disabilities benefit from Martin program on cognitive behavioral treatments in reducing debilitating motivational behavior and academic self-handicapping
    Keywords: Khvdnatvany, Khvdnatvany learning, debilitating behaviour, motivation, ability, desire, behaviour, cognitive-behavioural program Martin, students
  • Ali Heirani, Mohammad Taghi Aghdasi, Mohammad Jahangiri Page 24
    Background And Objective
    Balance disorder is one of the most common problems after acquired brain injury (ABI). Traditionally, ABI patient's rehabilitation focuses on recovery of postural control and coordination to increase stability and reduce the risk of falling. Some researchers who challenge the traditional physiotherapy techniques in the treatment of balance disorders suggest that these techniques are costly and time consuming and not very effective because the low engagement of the patient. New technologies such as virtual motor rehabilitation provide new features to rehabilitation. Virtual motor rehabilitation often uses play therapy so that patient's participation is strengthened, fatigue minimized and adherence and motivation toward rehabilitation process increase. Although, some research suggests that virtual reality rehabilitation lead to more favorable outcomes than traditional rehabilitation, there are also some limitations. For example, in the majority of studies, expensive tools were used which are not easily available. Therefore, the method is not suitable for use in clinical settings or at home. Due to these limitations, in recent years, video games (such Nintendo Wii Fit) have caught the attention of researchers and clinicians in treatment of patients with motor problems. In Wii Fit game, patient transmits his/her weight backward and forward and sides of the center of pressure (COP) to achieve the objective and raise stability. This game utilizes a visual-perceptual system, provides information about the performance, shows the direction, changes speed and acceleration, and is interactive, motivating, cheap and usable. Therefore, the current study compares the effect of virtual reality games (Wii Fit) with conventional rehabilitation on balance and mobility in patients with acquired brain injury.
    Methods
    A quasi-experimental study was carried out. Convenience sampling was used to recruit 30 participants with acquired brain injury who were attending a rehabilitation program. The participants were randomly divided into two experimental and control groups in equal numbers. In the intervention phase, the control group participated in 15 sessions of 60 minutes of conventional physiotherapy three times a week. The intervention included stretching exercises such as stretching the hamstring, gastrocnemius and soleus muscles; rotational movements such as rotation of the trunk, knee extensions, dorsiflexion and plantar flexion in standing position; static balance training: subjects with a small base of support, feet close together, unstable surfaces (like a sponge) stands with open and closed eyes; and dynamic balance exercises such as walking exercises, exercises that involve moving the body in a standing position and postural changes. The participants of the virtual reality group performed 15 sessions of 40-minutes of conventional therapy plus training with Wii Fit games (Balance Bubble, Table Tilt, Soccer Heading, Penguin Slide and Ski Slalom) three times a week for 20 minutes. Berg balance scale, Timed up and go, Functional reach, Dynamic gait index were conducted for balance assessing. Independent sample t-test was conducted. The level of significance was set at 𝑝=0.05. SPSS22 software was used to analyze the data.
    Results
    There was not significant difference between the two treatments in Berg balance scale (p=0.149), Timed up and go (p=0.197), and Dynamic gait index (p=0.201). But, in the Functional reach test, the control group was significantly better than virtual reality group (p˂0.001).
    Conclusion
    With regard to BBS and DGI, Nintendo Wii associated with conventional rehabilitation is beneficial in dynamic balance and mobility, promoting benefits, which are similar to obtained by conventional physiotherapy. However, one must be attentive to potential risks related to the acquisition of compensatory movements (TUG and FR), as eventually the dynamism of virtual reality can stimulate in acquired brain injury patients.
    Keywords: Acquired brain injury, balance, mobility, virtual motor rehabilitation
  • Andisheh Heidarian, Ilnaz Sajjadian, Somayeh Heidari Page 25
    Background And Objective
    Psychological distress is a general term used to describe unpleasant feeling. In other words, it is a mental illness that interferes with activities of daily person. Mothers of children with autism spectrum disorder often experience severe difficulties and stress. In order to limit excessive clinical referrals to specialist psychological services and rehabilitation, there is a need to identify alternative psychological treatments. Having children with autism spectrum disorder is a cause of stress for mothers and affect their emotions. Acceptance and Commitment Therapy is thought to help individuals to accept feeling as feeling and thoughts as thoughts. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of group-based Acceptance and Commitment Therapy on mindfulness and acceptance in mothers of children with autism spectrum disorders.
    Methods
    This is a multiple time series pretest-posttest control group quasi-experimental study. Random sampling was used to recruit 30 mothers of children with autism spectrum disorders under auspices of Iranian Welfare Organization in Isfahan-Iran in autumn 2015. The participants were randomly assigned experiment and control groups in equal numbers. The experimental group received Acceptance and Commitment therapy for 8 sessions of 90 minutes. The research instruments were five facet Mindfulness Questionnaire developed by Bayer et al. (2006) and Acceptance and Action Questionnaire developed by Band et al. (2011). Repeated measures analysis of variance (ANOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed significant differences between the control and experimental groups in all facet of mindfulness expect non-judgment and acceptance of mothers (p
    Conclusion
    It can be concluded that commitment based therapy affects mindfulness, observation, description and lack of response not only in the post-test but also at follow-up tests. Therefore, this method can be used to raise mindfulness and acceptance of mothers having children with an autism spectrum disorder.
    Keywords: mindfulness, acceptance, acceptance, commitment based therapy, autism spectrum disorder
  • Amin Davazdah Emami, Leila Ghelichi, Mohammad Sadegh Jenabi, Yoones Amiri Shavaki, Yahya Modaresi, Mohammad Kamali Page 26
    Background And Objective
    Formant structure is an important feature of vowels in any language. The formant structure of any vowel can be a function of gender. This study investigated the formant structure of six Persian vowels used in the speech of Turkish speakers aged 18-28 years old.
    Methods
    This is a descriptive-analytic cross-sectional study. A total of 30 male (N=15) and female (N= 15) 18-28 year old participants were recruited from among Turkish speaking students studying at Iranian University of Medical Sciences. The fundamental frequency and three first formants of each of six Persian vowels were recorded by Praat software. Independent samples-t test and Mann U Whitney were used to analyze the data.
    Results
    Among male participants, the lowest fundamental frequency was related to /æ/ vowel with a mean of 120 Hz, the highest being /i/ vowel with a mean of 128 Hz. The lowest first formant was related to /i/ vowel with a mean of 280 Hz, the highest being /æ/ vowel with mean of 693 Hz. The highest second formant was related to /o/ vowel with a mean of 931 Hz, the lowest being /i/ vowel with mean of 2135 Hz. The lowest third formant was related to /æ/ vowel with mean of 2554 Hz, the highest being /i/ vowel with mean of 2927 Hz. Among the female participants, the lowest fundamental frequency was related to /æ/ vowel with mean of 219 Hz, the highest being /i/ vowel with mean of 249 Hz. The lowest first formant was related to /i/ vowel with mean of 348 Hz, the highest being /æ/ vowel with mean of 943 Hz. The lowest second formant was related to /u/ vowel with mean of 771 Hz, the highest being /i/ vowel with mean of 2686 Hz. The lowest third formant was related to /æ/ vowel with mean of 2815 Hz, the highest being /i/ vowel with mean of 3303 Hz. All the differences between male and female participants were significant except for the first and third formant in /u/ vowel, second formant in /o/ vowel and third formant in /a/ vowel (p
    Conclusion
    It can be concluded gender is not only a factor for a differences of fundamental frequency, but it also can account for differences in vowel space of Persian vowels in the speech Turkish male and female speakers. It seems that the significant greater amount of fundamental frequency of all of vowels in females can be the result of smaller dimensions of larynx, and smaller length and mass of vocal tract, though part of this difference may be a function of other factors such as language or dialect. The significant greater amount of first formant of female participants shows the higher position of tongue in females during production of the vowels. Reduction in second formant with more posterior vowels shows the smaller distance between the narrowest place of articulators and larynx. Vowel space in female participants was greater than that in males, obviously in front vowels. Therefore, it seems necessary to replicate this study in some other languages or dialects for closer study of gender's effect and other factors such as language or dialect.
    Keywords: Vowel, Persian language, Turkish language, Formant, Fundamental frequency
  • Arezoo Hasanvand, Abolfazl Salehi, Arman Ahmadian, Mehdi Rahgozar Page 27
    Background And Objective
    The Voice as a product of a multidimensional mechanism is highly controlled by nervous system. Multiple Sclerosis as an idiopathic neurologically disease leads to voice disorder as a primary sign. Since there is no lesion on the vocal cords, acoustic analysis like frequency based analysis as a robust and exact method, can be used as a method of assessment. The objective of the present study was to compare voice quality of MS patients with their counterparts.
    Methods
    This is a cross sectional study. Purposive sampling was used to recruit 60 patients, namely, 30 MS patients and 30 normal counterparts aged between 20 to 60 years old. The research instruments were Cepstral Peak Prominence (CPP) and smoothed Cepstral peak prominence (CPPS). Acoustic analysis was performed by “Speech Tool” using sustained vowel prolongation and reading the standard text tasks. Independent T-test was used to analyze the data.
    Results
    CPP and CPPS values were significantly higher in normal females either in vowel prolongation or reading tasks (p0.05).
    Conclusion
    Voice analysis of patients with Multiple Sclerosis can be used as a diagnostic tool for voice disorders. The results of the present study revealed the importance of voice analysis in early stages of MS especially in female group.
    Keywords: Cepstral analysis, Multiple Sclerosis, Voice Disorder, Cepstral Peak Prominence
  • Sanaz Movaghar Page 28
    Background
    The phenomenon of running away from home creates public disorder and confusion in society and it is the most common cause of delinquent behavior. Dysfunctional thought is one of the important factors contributing to the appearance of underlying disorders; including assumptions and beliefs that are generally negative. Mindfulness skills are taught as a means to note distressing thoughts and feelings, hold such experiences in awareness, and cultivate acceptance and self-compassion so as to break up associative networks and offset the risk of running away. The purpose of this study was to determine the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on controlling the dysfunctional thoughts in runaway girls and those mismanaged by bad parents in the city of Rasht.
    Methods
    The research used a quasi-experimental method with a pretest-posttest design. The statistical population consisted of all runaway girls and bad parent girls that are kept in centers affiliated to State Welfare Organization of Guilan; a total of 12 people, including 6 cases of runaway girls and 6 bad parent girls were selected through non-random convenience sampling and were put in two groups of runaway girls and bad parent girls. After pretest using dysfunctional thoughts and self-concept questionnaires, in both groups 8 sessions of 90 minutes of mindfulness-based cognitive therapy were performed. After the end of the training and treatment period and the implementation of posttest, one-way analysis of covariance (ANCOVA) and dependent two-sample t test were used for both groups.
    Results
    Dependent two-sample t-test results showed that the average of dysfunctional thoughts in runaway girls and bad parent girls in posttest is significantly lower than the pretest. It could be said that mindfulness-based cognitive therapy has a positive effect on controlling dysfunctional attitude in runaway girls and bad parent girls (p
    Conclusion
    The results of analysis of covariance showed that regarding the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy to control dysfunctional thoughts, there is no difference in runaway girls and bad parent girls; but in the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on self-concept, there is a difference in runaway girls and bad parent girls and this method has more effect on increasing self-concept in runaway girls than bad parent girls (p
    Keywords: mindfulness-based cognitive therapy, dysfunctional thoughts, -, runaway girls, bad parent girls
  • Payam Refaei, Laleh Lajevardi, Mohammad Kamali, Akram Azad, Amir Hosein Yazdani, Payam Amini Page 29
    Background And Objective
    Many people suffer from chronic nonspecific low back pain among other musculoskeletal disorders during their life time. There is a close relationship between low back pain and one’s physical activity type. Therefore, it is important to have a satisfactory measurement tool to identify and measure the type and rate of physical activity and give some information about type and rate of physical activity to patients and therapists. The aim of this research was to investigate the face validity and test-retest reliability of Persian translation of "Baeck physical activity questionnaire" in patients with chronic nonspecific low back pain.
    Methods
    Baeck Physical Activity Questionnaire was translated to Persian in accordance with the standards set by the International Quality of Life Assessment (IQOLA) translation protocol with the help of an expert panel. Face validity of the final translation was investigated by both qualitative and quantitative methods. Pearson’s correlation and ICC were used to measure the test retest reliability of the test.
    Results
    Experts’ opinions were sought as to the wording and clarity of each statement in the instrument. In addition, the opinions of the target population (N=20) was asked as to the face validity of each item. A reliability of 0.85 calculated through ICC and 0.90 calculated through Pearson Correlation Coefficient confirmed the test-retest reliability of the instrument.
    Conclusion
    Persian translation of Baeck Physical Activity Questionnaire enjoys an acceptable face validity and test-retest reliability in patients with Low Back Pain.
    Keywords: Test-retest reliability, Face Validity, Baecke Physical activity questionnaire, Chronic nonspecific low back pain
  • Mandana Sangari, Parvaneh Shamsipour Dehkordi Page 30
    Objective
    The purpose of this study was to examine the interactional effects of errorless versus error-full learning and awake versus asleep states on ball throwing skill learning in children with intellectual disability with specificity of practice hypothesis.
    Methods
    The participants of this study were 33 children with intellectual disability in age range of 6-8 year old. The participants were categorized based on pretest into three experimental groups, namely, errorless learning, error-full learning, and specific practice group. They performed ball throwing accuracy task by shooting tennis balls with the right hand towards the goal disk on the wall in 12 acquisition sessions. Then, they did the retention test. The test was done in two and 24 hour intervals after the last training session.
    Results
    The results of means showed that in the first retention test i.e., before night sleep, the participants in the specific practice group were more accurate than those in the error-full learning group (p
    Conclusion
    The performance of errorless learning group after 24 hours acquisition session, confirmed the benefits of errorless learning as well as facilitating the memory consolidation process.
    Keywords: Errorless practice, Error full practice, Sleep, Throwing, Specificity of practice hypothesis
  • Fereydoon Goodarzi Ziba Soltani, Maryama Sadat Hoseini Seddigh, Meysam Hamdami, Reza Ghsemi Jobaneh Page 31
    Objectives
    The aim of current research was to investigate the effect of acceptance and commitment based therapy on emotion regulation and quality of life of mothers of children with intellectual disability.
    Methods
    This is a pretest- posttest control group quasi-experimental research. The population of the study consisted of the mothers of students with intellectual disability in Karaj-Iran in the school year 2014-2015. Convenience sampling was used to recruit 30 participants. The participants were assigned to experimental and control groups in equal numbers. The experimental group participated in 8 sessions of acceptance and commitment based therapy. The control group received no intervention. The research instruments were The Emotion Regulation Scale (ER) and Quality of Life (QOL) questionnaires. Analysis of covariance (ANVOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed a statistically significant difference between post-test scores of the experimental and control group following receiving training in acceptance and commitment based therapy in favor of the experimental group (p>0.01) in terms of emotion regulation and quality of life of mothers of children with intellectual disability (p>0.01).
    Conclusion
    It can be concluded that acceptance and commitment based therapy interventions leads to increasing emotion regulation and quality of life of mothers of children with intellectual disability.
    Keywords: Acceptance, Commitment, Emotion Regulation, Quality of life, Intellectual disability
  • Roshanak Vesali Mahmoud, Hassan Ahadi, Mohammad Bagher Kajbaf, Hamid Taher Neshatdoust Page 32
    Objective
    The use of mindfulness-based interventions is now common in various psycho-educational and therapeutic investigations for adults and adolescents. However, this intervention is not used for Iranian children. Therefore, this study evaluates the effect of Children Mindfulness-based Intervention on mindfulness and mental health of Iranian school-aged children.
    Methods
    This is a two group pre-test post–test quasi-experimental research. The population of this study was Iranian school-aged children aged 5-12. Convenience (voluntarily) sampling was used to recruit the participants. A total of 234 participants (116 boys, 118 girls) were randomly assigned to control (n=117) and intervention (n=117) groups. The Intervention group received 9 weeks of mindfulness-based educational-intervention (each session was 45-70 min), while the control group did not receive. The instruments to assess mindfulness and mental-health were CAMM and PCS-17 respectively. ANCOVA procedures were used to analyze the data.
    Results
    The results showed an increase in children’s mindfulness (F(1,229)=52.70, p
    Conclusion
    Mindfulness-based intervention for children could be used as an intervention to increase children’s mental health and to decrease externalizing and internalizing disorders as it increases their mindfulness.
    Keywords: Mindfulness-Based Intervention, Mindfulness, Mental Health, Children
  • Bita Shalani, Jahangir Karami, Khodamorad Momeni Page 33
    Objective
    Attention deficit /Hyperactivity disorder is a neurological disorder with symptoms of hyperactivity/ impulsiveness. Impulsiveness is one of the main symptoms of attention deficit /hyperactivity disorder. In the past few decades, childhood impulsiveness has been one of the most widely studied topics in child development. Impulsiveness affects people's lives in the future causing many problems like the destruction of relationships with peers, financial management, excessive drug abuse, and risky driving. This study was performed to examine the efficacy of art therapy with painting approach on Impulsiveness of children with Attention deficit /Hyperactivity disorder.
    Methods
    the study is an experimental survey with pretest-posttest design and control group. The statistical population included all primary school children aged between 8 to 12 years in the urban district number three in Kermanshah city during 2015-2016. In cluster sampling stage, 5 schools were selected and after completing the questionnaire and meeting the entry conditions of the study, 24 students were assigned randomly to control and experimental groups. Inclusion criteria included attention deficit/ hyperactivity disorder and lack of other disorders, aged 8-12 years, second to sixth grade, cooperation and consent of parents and teachers, lack of other therapies such as pharmacotherapy. Sessions for experimental group were performed in 9 sessions over a period of 45 to 60 minutes, twice a week. Art Therapy program retrieved from "group art project for children with autism". The program sessions aimed to encourage physical and verbal interaction, brainstorming teamwork, friendship, intimacy, attention to detail and groups, increased control, working together, respecting turn, fine motor skills, body awareness and body language in the form of art and design have been as enjoyable and comfortable for children. To assess impulsiveness in this study the Self-Restraint Scale was used, the test was developed in 1990 by Weinberger and Schwartz. It is a self-administered questionnaire with 30 statements and evaluates the degree of emotional inhibition. The Scale of inhibition has an overall score and four subscales include: anger, impulse control, respect for others, and responsibility. In present study, impulse control subscale was used to assess impulsiveness of children, Low score in impulse control indicates high impulsiveness and high score in control impulsiveness indicates low impulsiveness. Both groups were evaluated by Self-Restraint Scale of Weinberger & Schwartz in pre and posttests. Data analysis was performed in two stages: descriptive and inferential. At the descriptive level we used the mean and standard deviation, and according to the established important assumptions of the analysis covariance, this test was used.
    Results
    The results showed that the level of impulse control increased in children who participated in art therapy sessions Compared to the control group who received no intervention. This means that impulsiveness is reduced in the experimental group (p
    Conclusion
    We can conclude that art therapy intervention resulted in significant differences between the experimental and control groups, In fact, the presence in the experimental group and receiving experimental program can decrease impulsiveness in the group. Since these children often face problems with impulse control and high impulsiveness is an important issue in working with these children, choose a treatment method that primarily be able to communicate with these children and attract them to continue the therapy and finally be effective and useful to solve the problems of these children, is an important issue. According to the findings of this study it can be concluded that art therapy can increase impulse control and reduce impulsiveness in these children. Since the most important way to enter the world of children is painting, in this way the problems of children can be realized and to some degree can be moved in order to solve the problems caused by lack of impulse control. With respect to what was said, if impulsiveness is left untreated in these children, it may lead to irreversible problems in adolescence and adulthood. Thus, treatment effectiveness would be more if the diagnosis and treatment of problems in these children is realized in younger ages,. Due to the effectiveness of art therapy to reduce impulsiveness in children with Attention deficit/Hyperactivity disorder, Psychologists and pediatricians recommended to use this therapeutic method in order to reduce the impulsiveness of these children.
    Keywords: Art therapy with Drawing approach, Attention deficit, hyperactivity disorder, Impulsivity
  • Seyyed Mohammad Mehdi Fatemi Bushehri, Mohsen Sardari Zarchi Page 34
    Background And Objective
    The aim of this study is proposing an intelligent model for diagnosis and classification of learning disabilities based on machine learning methods and artificial neural network. Learning disabilities are among the most important and the most complex disabilities in the field of exceptional children's education. Exceptional education is an important area to which computer systems have contributed. Perhaps the first step in the education of exceptional children is the identification and classification of problems that these children face. A lot of research has been carried out regarding the use of machine learning techniques and artificial intelligence in the diagnosis and classification of learning disabilities. Reviewing of related works shows that machine learning techniques and expert systems are helpful to teachers and exceptional education’s specialists. Due to complex nature of and large number of learning disabilities, experts find it difficult to diagnose and classify learning disabilities without the help of computers. Insufficient number of experts raises work pressure and diagnosis delaying. Delaying in learning disabilities diagnosis causes various problems in learning disabilities treatment. The diversity and extent of learning disabilities and insufficient number of experts make an expert system necessary for the diagnosis and classification learning disabilities of children.
    Methods
    In this research firstly, the necessity to develop an expert system for classifying learning disabilities is discussed. Then with reviewing related works, strengths and weaknesses of each model is expressed. Digital signal processing, digital image processing and machine learning are the most cited methods used for learning disabilities classification in previous research. A review of the literature shows that models based on digital signal processing and digital image processing could not be used for this purpose because they are costly and require controlled conditions for analysis of digital signals and digital images. However, models based on digital signal processing and image processing are highly accurate. Models based on machine learning and artificial intelligence methods are also highly accurate. In addition, results show models based on artificial intelligence are less costly than models based on digital signal processing and image processing. Therefore, models based on machine learning methods are more appropriate than models based on digital signal processing and image processing for application systems. Artificial neural network could classify learning disabilities with an accuracy of over 85%.
    Results
    Results show that by using genetic algorithm for feature selection the accuracy of classification can be improved. In addition, by using fuzzy logic system researchers can extract rules of classification.
    Conclusion
    A hybrid intelligent model based on artificial intelligence and machine-learning methods using the strengths of previous models is proposed. The proposed model uses genetic algorithm for feature selection from among a set of features that have the highest impact in classification extracting. In the proposed model learning disabilities are classified with an artificial neural network. This model uses a fuzzy logic system to extracts rules of classification intelligently. The proposed model is highly accurate in classification and implementation simplicity. Finally, implementation of proposed model is explained.
    Keywords: Learning disabilities, artificial neural networks, machine learning, expert systems, genetic algorithm
  • Ensiyeh Babaie, Nader Razeghi, Hossin Nazoktabar, Zeynab Jalali Page 35
    Objective
    According to WHO Expert Committee on Drug Dependence, treatment refers to a process in which the person who has substance abuse disorder is put under contact with a care system or a physician or any social service and moves in an interceptive direction in order to achieve the highest welfare, health and public health level (WHO, 1998). The aim of present study was to compare the effect of treatment programs of mandatory residential canters versus rehabilitation camps on life satisfaction, emotion regulation and mental health in males with substance abuse disorder in Sari-Iran.
    Methods
    This is a two-group pretest-posttest quasi-experimental research. Convenience sampling was used to recruit 260 men with substance abuse disorder. The participants were randomly assigned to two groups in equal numbers, namely, those who were staying in mandatory residential centers, and those who were admitted to rehabilitation camps. One-way covariance (ANOCOVA) and analysis of multivariate variance (ANOVA) were used to analyze the data.
    Results
    The results showed that the both groups in the pre-intervention and post-intervention were significantly different (p
    Conclusion
    The results highlighted the fact that no method can be effective alone. Therefore, each method can have its practical implications in substance abuse interventions and preventive measures. It can also be concluded that the treatment programs regardless of the particular method of treatment, voluntarily or compulsorily, may merely help those understanding and identifying their own solutions for getting to change and develop with an intention to recover.
    Keywords: Drug Addicts Compulsory Treatment Centers, Rehabilitation Camp, Life Satisfaction, Emotional Regulation, Mental Health
  • Moslem Abbasi, Zabih Pirani Page 36
    Objective
    Due to the growing importance of the defense mechanisms in conceptualizations of mental disorders and their treatments, this study aims to investigate pathological defense mechanisms of parents of children with intellectual disability and deaf children in Fars province in search of solutions.
    Methods
    This is the causal-comparative survey. The population of study was all parents of children with intellectual disability and deaf children under the auspices of Rehabilitation and Welfare centers in 2015 in Kazeroon-Iran. Convenience sampling was used to recruit 30 parents of children with intellectual disability, who were diagnosed to be trainable or educable. The sample also included 30 parents of deaf children who were matched with the participants in control group for age, education level and gender of children. The research instruments were the Structured Clinical Interview and Defense Style Questionnaire (DSQ) developed by Andrzv and colleagues. Two-factor analysis of variance (MANOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed significant gender-related difference between the mean scores of parents of deaf children and those with intellectual disability on mature, immature and neurotic defense mechanisms (p≤0.001). In other words, mothers of deaf children and those of intellectual disability use mature defense mechanisms more than fathers of such children. No gender-related difference between was found between the studied groups in terms of immature and neurotic defense mechanisms.
    Conclusion
    It is concluded that the identification of defense mechanisms of the parents of deaf children and those with intellectual disability could help design and implement effective intervention programs.
    Keywords: defense mechanisms, parents of children with mentally retarded, parents of deaf children
  • Behzad Feizi Manesh, Yahya Yarahmadi Page 37
    Background And Objective
    Addiction is a disorder that involves complex relations with cognitive functions. Individuals with history of substance dependence often suffer from impairments in cognitive functions. The present study evaluates the effect of Methadone maintenance treatment (MMT) on cognitive functions of opioid-dependent patients.
    Methods
    This research is an ex-post facto one. The study population consisted of all opioid-dependent patients and patients undergoing Methadone maintenance treatment in central prison of Hamedan. Convenience sampling was used to recruit 30 participants from among methadone- maintained patients, 30 opium-dependent patients as well as 30 non-dependent participants as the control group. The research instruments were Wechsler Memory Scale (WMS-III) and Stroop test. Analysis of variance (ANOVA) and Tuckey test were used to analyze the data.
    Results
    The results show no statistically significant difference between methadone-maintained participants and non-dependent participants on Wechsler Memory Scale (p
    Conclusion
    It can be concluded that Methadone maintenance treatment improves selective attention in opioid-dependent patients.
    Keywords: addiction, methadone maintenance treatment, opium substance (narcotics), cognitive abilities
  • Azam Sadeghian, Iman Allah Begdeli, Mahdi Alizade Zarei Page 38
    Objective
    The aim of this study was to investigate the effectiveness of sensory-motor integration training in improvement of autism symptoms in children with autism spectrum disorder. Autism spectrum disorders (ASD) are characterized by a combination of repetitive behaviors and deficits in communication and social skills. Sensory integration has a role in developing body perception, selection of concurrent stimuli, and the ability to act in convenience with the environment. Sensory receptors receive all the data from the body. Data flows through the sensory neurons in the central nervous system. Brain promptly analyses, collates associates and integrates the respective sensory signals through neurologic processing. Consequently, motor neurons send a signal to the brain. The body gives a sensory motor response to the signal. The core process elements of sensory integration fidelity include (a) providing sensory opportunities (b) providing just-right challenges, (c) guiding self-organization, (d) creating play context, (e) maximizing child’s success, and (f) ensuring physical safety. These core elements are essential for identifying and structuring authentic sensory integration intervention. Also, sensory integration training (SIT) for children with autism seeks to expose children to different sensory experiences and improve sensory processing. Through this therapy, children will learn to better register and modulate sensations, and make more appropriate and adaptive responses.
    Methods
    This is an A-B follow-up case study. Purposive sampling was used to recruit four participants. The participants participated in 21 sessions of sensory-motor integration training, namely, two weekly session of 45 minutes. Assessment instrument was Gilliam Autism Rating Scale (GARS). GARS consists of four sub-scales, each consisting of 14 items, as follows: 1. Stereotypic behaviors; 2. Communication problems; 3. Social interaction and 4- developmental disorders Visual inspection and Cohen's d effect size were used to analyze the data.
    Results
    The result of visual inspection indicates that the effectiveness of sensory-motor integration training in improvement of autism ssymptoms, namely, stereotypic behaviors, communication problems, and social interactions. The result of Cohen's d effect size showed large effect size of sensory-motor integration training on stereotypic behaviors, communication problems, and social interactions. Nonetheless, the effect size of sensory-motor integration training in the follow up stage for one of cases was medium.
    Conclusion
    The results showed that sensory-motor integration training is effective in reducing symptoms of autism (ASD). The trend in the follow-up stage showed that an increase in the number of therapy sessions is useful.
    Keywords: sensory-motor integration training, stereotypic behaviors, communication problems, social interactions, autism spectrum disorder
  • Saeed Ariapooran Page 39
    Background And Objective
    Anxiety disorder is one of the most common psychological distresses in children with Learning Disabilities (LD). The purpose of this study was to compare the symptoms of anxiety disorders in children with LD and normal children.
    Methods
    The research employed a causal-comparative design. Convenience and random sampling methods were used to recruit 132 learning- disabled and regular education children in equal numbers respectively. The participants in the experimental and control groups were matched in terms of gender, academic grade, and residence. The research instrument was the Screen for Child Anxiety Related Emotional Disorders (Birmaher et al, 1999). Independent T-Test and Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) were used to analyze the data.
    Results
    Descriptive Results indicated that the prevalence of symptoms of anxiety disorders was 28.8% and 10.6% among children with LD and normal children, respectively. Results of Independent T-Test showed that the mean of anxiety disorders in children with LD was higher than that of normal children (p
    Conclusion
    It is suggested to pay close attention to high prevalence of anxiety disorders.
    Keywords: anxiety disorders, learning disability, children
  • Meysam Hamdami, Mansoor Hakim Javadi, Masood Gholamali Lavasani, Reza Ghsemi Jobaneh Page 40
    Background And Objectives
    The purpose of this study was to compare family resilience (family communication and problem solving, utilizing social and economic resources, maintaining a positive outlook, family connectedness, family spirituality, ability to make meaning of adversity) and emotional maturity between dependent and non-dependent men.
    Method
    This is a casual-comparative research. Convenience sampling was used to recruit120 participants, who were clients of addiction treatment of Fuman –Iran in 2014. A corresponding number of non-dependent participants were also recruited the same way. The research instruments were Family Resilience and Emotional Maturity scales. Multivariate Analysis of variance (MANCOVA) was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that dependent people scored lower in all subscales of family resilience, namely, family communication and problem solving, utilizing social and economic resources, maintaining a positive outlook, family connectedness, family spirituality, ability to make meaning of adversity than non-dependent people (p>0.001).They also scored lower in emotional maturity scale than non-dependent people.
    Conclusion
    The results of current research imply that people with low family resilience and emotional maturity are more likely to become dependent on drugs.
    Keywords: Dependency, Family Resilience, Emotional Maturity
  • Ainollah Naderi, Ainollah Sakinepoor, Vahid Farhadi, Fatimah Shabani Page 41
    Background And Objective
    The aim of this study was to compare the quality of life and life satisfaction, self-esteem and social development of disabled athletes and non-athletes with disabilities. Regular physical activity and exercise are of great importance for health and functioning of people with disabilities.
    Method
    This is a Causal-comparative study. Convenience sampling was used to recruit the participants. The participants were selected from among disabled athletes and non-athletes with disabilities. Research Instruments were a version of S. Coopersmith's (1967) Self-Esteem Inventory, and Wahtsman Social Development questionnaire and Satisfaction with Life Scale (SWLS; Diener et al., 1985). T-test for independent groups and multivariate analysis of variance were used to analyze the data.
    Results
    The results showed a significant difference between athletes and non-athletes with disabilities in terms of quality of life and life satisfaction, self-esteem and social development, (0.001), (0.002), (0.001), (0.001). In other words, quality of life and life satisfaction, self-esteem and social development of disabled athletes is higher than non-athletes with disabilities. From Among the variables quality of life, self-esteem, social development, the variable vitality, general self-esteem and responsibility had the highest scores in comparison to other types.
    Conclusion
    Sports and physical activity can enhance self-esteem, social development, quality of life and life satisfaction among disabled athletes.
    Keywords: self-esteem, social development, quality of life, disabled athlete, non-athlete
  • Setareh Shojaee, Abbass Ali Hossein Khanzadeh, Mohammad Saber Khaghani, Maryam Shahin, Zohreh Ahangar, Mahboobeh Taher Page 42
    Background
    Birth of a child with developmental disability can impose challenges on every family member. It also affects interaction of parents with each other and parent child interaction. Parenting styles are particular methods that parents use in nurturing their children. Parents of children with developmental disability face extreme difficulties in dealing with challenging behaviors, teaching their child to communicate, teaching basic life skills, guarding their child from danger, and preparing their child for adult life. There are high-risk factors (such as the ambiguity of diagnosis; the severity and duration of the child’s disorder; a very low I.Q.; lack of congruity with the community norms, bizarre forms of communication and behavior; and enduring disruptive or disorganized behaviors), which might inflict such parents with acute or chronic stress and trauma. They, in turn, may lead to dysfunctional parenting; as such parents spend more time to meet the needs of child with developmental disability and less time to spend with other children. Also, siblings of the child with developmental disability are expected to help the child with a disability needs. The aim of present study was to predict self-determination of siblings of children with developmental disability based on parenting style of their parents.
    Methods
    This is a descriptive correlational study. The population of this research was all the family members of children with developmental disability in Shiraz- Iran in school year 2015-2016. Convenience sampling was used to recruit 181 participants, of whom 91 participants were the siblings of children with developmental disability. The research instruments were Parenting Styles Questionnaire developed by Robinson, Mandleco, Olsen, & Hart's and Self-Determination Scale developed by Gomez-Vela, Verdugo, Gil, Corbella, and Wehmeyers. Simultaneous multiple regression procedures were used to analyze the data.
    Results
    The results showed that authoritative parenting style was a statistically significant predictor of one subscale of self-determination, namely, autonomy in positive direction (P=0.005). Yet, it failed to predict psychological empowerment and self-realization subscales. Moreover, authoritarian and permissive parenting styles were not significant predictors of any subscales of self-determination, namely, autonomy, psychological empowerment, and self-realization.
    Conclusions
    It can be concluded that family training workshops for enhancing knowledge and awareness of parents about parenting styles is necessary. Since the authoritative parenting style had a significant positive relationship with the siblings’ ability of self-determination, authoritative parenting style training for parents of children with developmental disabilities is essential.
    Keywords: Parent's Parenting Style, self-determination, sibling, children with developmental disability
  • Hamidreza Sharifi, Bagher Ghobari, Farhad Mahaki, Ahmad Mohamadi Page 43
    Objective
    The aim of present study is reviews comment pre-professional teachers on the content of textbooks technology and socio-economic skills in terms of career preparation.
    Methods
    For this purpose, the views teachers about career preparation the component eight in the textbooks have been asked. Methodology is the survey. A total of 45 teachers were selected in Isfahan province taught books technology and socio-economic skills in academic year 2014-2015. The questionnaire was made available to them. Data were analyzed by t-test.
    Results
    The results showed that teacher’s books in components of appropriate social skills in the workplace, creating a positive attitude towards employment, personal adequacy, jobs, recreation, job training and intellectual skills evaluated below average. Only the component of academic skills, teachers believed that books appear of average.
    Conclusion
    it is suggested that the books be reviewed in terms of career prepare components. This research can be used by teachers and planners intellectual disabled childrens.
    Keywords: Career prepare, Intellectual disability, Pre-professional
  • Behzad Feizi Manesh, Yahya Yarahmadi Page 44
    Background And Objective
    Family is one of the most important social institutions, which is based on marriage. As a human, sophisticated, elegant and dynamic relationship, marriage has been one of the fundamental issues of human life and human society throughout history. The first buds of relationships between human beings emerge in the privacy of the family. Relationships within the family are of paramount importance and sensitivity and the how of these relationships play an important role in shaping social attitudes and feedback, preparation and development of social skills of family members. In today's society, human life undergoes quick and dramatic changes in all aspects. Marriage is not an exception, disputes and misunderstandings are common in the family and no family is an exception. Sometimes these disputes lead to great problems. Therefore, the present study aims to determine the relationship between locus of control and self-efficacy beliefs with marital conflicts among university students.
    Methods
    This study is a descriptive and correlational one. The population of this study includes all married male and female students of humanities faculty of Islamic Azad University of Sanandaj enrolling in 2015, i.e. 189 people. Random sampling was used to recruit 125 participants based on diagnostic criteria of DSM-V. The resarch instruments were Marital Conflict Questionnire developed by Sanaee and Barati, Locus of Control developed by Rotter Self-efficacy developed by Scherre. Of the 125 questionnaires distributed, 122 questionnaires were returned, of which 20 questionnaires were flawed. Finally, 102 questionnaires were used for statistical analysis. Pearson correlation coefficient and simple linear regression were used to analyze the data.
    Results
    The results showed that there is no significant relationship between locus of control and marital conflict among students, indicating that the locus of control cannot predict marital conflicts among students. Although the mean of marital conflict among students with external locus of control was greater than the mean of marital conflict among students with internal locus of control, this difference is not significant. Therefore, marital conflicts of student with internal and external loci of control are similar. In addition, there is a negative significant relationship between self-efficacy of students and their marital conflicts (p
    Conclusion
    The findings can confirm the fact that people can control their life events, assume greater responsibility for their life, have more confidence in their capabilities to control their lives, as a result of having of certain beliefs about their lives. It can also be concluded that there is a significant relationship between self-efficacy and marital conflict, probably because self-efficacy is correlated with self-control and a sense of self-control plays an important role in coping with the stressors in life. Thus, it may be the case that people feel they can solve marital problems, through enhancing their self-efficacy beliefs.
    Keywords: marital conflict, locus of control, self-efficacy, university students
  • Maryam Rezaee, Iman Bigdeli, Shahrokh Makvand Page 45
    Background And Objective
    Methamphetamine (METH) is a highly addictive stimulant and sympathomimetic, which is widely abused in the world and imposes substantial global public health and costly social burdens. There is a growing evidence of potential psychological problems and cognitive impairments as a result of prolonged METH use in humans. Individuals with substance dependence frequently show signs of impaired executive functions after prolonged drug abuse. Among these functions, susta