فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 115 (تابستان 1396)
  • پیاپی 115 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/12
  • تعداد عناوین: 23
|
  • باقر حیدری صادق، سید جواد حسینی واشان*، نظر افضلی، محسن مجتهدی صفحات 3-16
    هدف این آزمایش بررسی افزودن جدایه باکتری انتروکوکوس فاسیوم مجرای گوارش سبزقبا و پروبیوتیک تجاری لاکتوفید بر عملکرد، خصوصیات لاشه، فراسنجه های بیوشیمیائی خون و ریخت شناسی روده و جمعیت میکروبی روده بلدرچین ژاپنی بود. برای این منظور تعداد 385 جوجه یک روزه بطور تصادفی در 35 پن و 7 تیمار و در قالب طرح کاملا تصادفی توزیع شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد و پروبیوتیک لاکتوفید و باکتری انتروکوکوس فاسیوم دستگاه گوارش سبزقبا هر کدام به سه روش آشامیدنی، افشانه و توام افشانه+ آشامیدنی در اختیار جوجه ها قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که افزودن باکتری انتروکوکوس فاسیوم و پروبیوتیک لاکتوفید باعث کاهش ضریب تبدیل و بهبود افزایش وزن بدن و غلظت پروتئین خون بلدرچین گردید. مصرف خوراک و وزن نسبی اجزای لاشه، غلظت HDL و تری گلیسرید تفاوت معنی داری نشان نداد. غلظت کلسترول و LDL خون در روش توامان افشانه و آشامیدنی جدایه باکتری و لاکتوفید بطور معنی داری کاهش یافت (05/0 < P). شاخص های بافت شناسی ژژنوم شامل ارتفاع و عرض پرز، عمق کریپت، نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت نیز در مقایسه با شاهد تغییر معنی داری نمود. عیار پادتن بر ضد SRBC و IgM و جمعیت لاکتوباسیلوس ژژنوم در تیمارهای آزمایشی در مقایسه با شاهد افزایش یافت. بنابراین استفاده از جدایه انتروکوکوس فاسیوم سبزقبا و پروبیوتیک لاکتوفید احتمالا باعث بهبود وزن بدن، کاهش کلسترول و LDL خون و افزایش عیار پادتن بر ضد SRBC و بهبود وضعیت بافت ژژنوم، و افزایش جمعیت لاکتوباسیلوس ژژنوم می شود.
    کلیدواژگان: جدایه انتروکوکوس فاسیوم، فراسنجه های خونی، ریخت شناسی روده، بلدرچین ژاپنی
  • احد قربانی، محمد ابراهیم نوریان سرور *، محمد مهدی معینی صفحات 17-36
    با هدف بررسی تاثیر مکمل روی-متیونین و سلنومتیونین بر مصرف خوراک، فراسنجه های تخمیر شکمبه ای و جمعیت پروتوزوآ، این تحقیق در دو بخش بر روی گوسفندان انجام شد. در آزمایش اول(درون تنی)، بیست راس قوچ سنجابی (6/5±50 کیلوگرم) به طور تصادفی به چهار تیمار شامل: 1) جیره آزمایشی شاهد و بدون افزودن روی و سلنیوم؛2) جیره پایه به علاوه 300 میلی‏گرم سلنومتیونین در کیلوگرم ماده خشک؛ 3) جیره پایه به علاوه 400 میلی‏گرم روی-متیونین در کیلوگرم ماده خشک و 4 ) جیره پایه به علاوه 400 میلی‏گرم روی-متیونین و 300 میلی گرم سلنومتیونین تقسیم شدند. در آزمایش دوم، از گوسفندان گروه شاهد مایع شکمبه گرفته شد و بر اساس آزمون تولید گاز به روش برون تنی فراسنجه های تخمیر مطالعه شد در آزمایش اول، افزودن مکمل روی-متیونین و سلنومتیونین به جیره باعث کاهش انرژی قابل سوخت و ساز، قابلیت هضم ماده آلی، نیتروژن آمونیاکی و کل اسیدهای چرب زنجیر کوتاه (001/0p= ) شد، ولی ضریب تفکیک پذیری و پروتئین میکروبی در سه تیمار نسبت به شاهد بهبود یافت (001/0p= ). مکمل های روی و سلنیوم تاثیری بر خوراک مصرفی، انرژی قابل سوخت و ساز مصرفی و گاز متان نداشت. مصرف مکمل های آلی روی و سلنیوم جمعیت کل پروتوزوآیی را از طریق تغییر در جمعیت انتودینینه ها افزایش دادند (001/0=p).
    در مجموع، استفاده از مکمل روی-متیونین و سلنومتیونین تاثیر مطلوبی بر تخمیر شکمبه گوسفندان نداشت، اما سبب افزایش جمعیت پروتوزآیی شد. همچنین، در این مطالعه روش آزمایشگاهی معیار مناسبی برای ارزیابی تاثیر مکمل بر تخمیر شکمبه نبود و نمی توان نتایج آن را با دام زنده تعمیم داد.
    کلیدواژگان: روی-متیونین، سلنیومتیونین، مصرف خوراک، قابلیت هضم، تخمیر شکمبه
  • محمود صحرایی*، اباذر قنبری، رحمت کرمی، هوشنگ لطف الهیان، اکبر یعقوبفر، داریوش شکوری، اکبر ابرغانی صفحات 37-54
    برای ارزیابی تاثیر سطوح مختلف ضایعات بوجاری گندم و کنجاله کلزا با و بدون مولتی آنزیم بر عملکرد، ویسکوزیته و قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی، از 240 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس- 308 در قالب طرح کاملا تصادفی، با 6 جیره آزمایشی دارای 4 تکرار 10 قطعه ای از 11 الی 46 روزگی استفاده شد. جیره ها شامل: 1) جیره بر پایه ذرت و کنجاله سویا (شاهد)، 2) جیره پایه با جایگزینی 50 درصد ذرت و کنجاله سویا با ضایعات بوجاری گندم و کنجاله کلزا، 3) جیره پایه با جایگزینی 100 درصد ذرت و کنجاله سویا با ضایعات بوجاری گندم و کنجاله کلزا، 4) جیره بر پایه ذرت و کنجاله سویا + مولتی آنزیم، 5) جیره پایه با جایگزینی 50 درصد ذرت و کنجاله سویا با ضایعات گندم و کنجاله کلزا + مولتی آنزیم، 6) جیره پایه با جایگزینی 100 درصد ذرت و کنجاله سویا با ضایعات بوجاری گندم و کنجاله کلزا بودند. میزان مولتیآنزیم مصرفی500 گرم در تن جیره بود. بهترین ضریب تبدیل غذایی، کارآیی مصرف انرژی و پروتئین و شاخص تولید در جیره های شماره 1، 4 و 5 حاصل شد (05/0>p ). بیشترین درصد قابلیت هضم ایلئومی پروتئین خام، چربی خام، فسفر و انرژی قابل متابولیسم ظاهری در جیره های 1، 3 و 5 مشاهده شد (05/0>p ). به طور کلی جایگزینی ذرت و کنجاله سویای جیره پایه تا سطح 50 درصد با ضایعات بوجاری درجه یک گندم و کنجاله کلزا به همراه مولتیآنزیم اثرات سویی بر عملکرد، شاخص تولید و قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی نداشت و مصرف آن از لحاظ اقتصادی نیز مفید بود.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، بوجاری گندم، قابلیت هضم، کلزا، مولتی آنزیم
  • ابراهیم فروغی نیا *، حسن فضایلی صفحات 55-68
    این پژوهش به منظور تعیین ارزش غذایی و عملکرد علوفه دو رقم نیشکر زودرس و دیررس در طول دوره رشد اجرا گردید. برای هر رقم یک مزرعه انتخاب و طی مدت هفت ماه (هر ماه دو نوبت) از علوفه آن ها نمونه برداری شد. نتایج نشان داد مقدار ماده خشک و قند های محلول با پیشرفت رشد گیاه، به صورت معنی داری (05/0 > P) افزایش یافت. میزان پروتیین خام، خاکستر، NDF وADF با گذشت مرحله رشد گیاه، روند کاهشی داشت (05/0 > P). میزان پروتئین خام در اولین برداشت (اردیبهشت) در رقم زودرس و دیررس به ترتیب 77/9 و 80/8 درصد بود اما از ماه هفتم (آبان) در هر دو رقم، کمتر از 3 درصد بود. میزان قند محلول در اولین برداشت برای رقم زودرس و دیررس به ترتیب 48/3 و 65/3 درصد و در سیزدهمین برداشت به ترتیب 98/23 و 39/23 درصد بود. قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی برای رقم زودرس در ماه های مهر و آبان و برای رقم دیررس در آبان بیشترین مقدار بود (05/0 > P). میزان تولید ماده خشک، ماده آلی، پروتین خام و ماده آلی قابل هضم، طی رشد گیاه، در دو رقم روند افزایشی داشت (05/0 > P). با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که زمان مناسب برداشت گیاه کامل نیشکر، به عنوان علوفه از نظر مواد مغذی قابل برداشت، آبان ماه خواهد بود، با این حال تعیین اثر چین های مختلف بر عملکرد و ارزش غذایی، نیاز به پژوهش دارد.
    کلیدواژگان: گیاه نیشکر، ارزش غذایی، دوره رشد، عملکرد
  • حسین نور اللهی، محمد جواد آگاه، امان الله صلح جو*، محمدرضا هاشمی، مجید هاشمی صفحات 69-78
    در این پژوهش امکان گنجاندن سطوح مختلف دو رقم دانه تریتیکاله به جای ذرت در جیره و تاثیر آن بر عملکرد و صفات لاشه جوجه های گوشتی بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل 3×2 در قالب طرح کاملا تصادفی با دو رقم دانه تریتیکاله (رقم 1،ET-79-17 و رقم 2، ET-82-15) و گنجاندن سه سطح دانه تریتیکاله (20، 40 و 60 درصد) در ترکیب جیره و یک تیمار اضافی شاهد انجام شد. در هر تیمار 5 تکرار و برای هر تکرار 24 قطعه جوجه در نظر گرفته شد. عملکرد جوجه ها در یک دوره 42 روزه اندازه گیری شده و در پایان دوره آزمایشی، 10 جوجه از هر تیمار برای بررسی ویژگی های لاشه، کشتار شدند. مصرف خوراک، افزایش وزن روزانه و وزن زنده پایانی در تیمارهای حاوی 60 درصد جایگزینی ذرت با تریتیکاله نسبت به تیمار شاهد و دیگر تیمارها کاهش معنی داری نشان دادند. جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 60 درصد دانه تریتیکاله بیشترین مقدار ویسکوزیته محتویات روده را داشتند. ضریب تبدیل غذایی در بین تیمارها اختلاف معنی داری را نشان نداد. درصد ران، درصد سینه، درصد لاشه و درصد چربی محوطه شکمی در تیمارها اختلاف معنی داری نشان ندادند. نتایج نشان داد که هر یک از ارقام تریتیکاله مورد آزمایش را می توان بدون کاهش در عملکرد، تا 40 درصد جایگزین ذرت در جیره جوجه های گوشتی کرد. رقم تریتیکاله تاثیر معنی داری بر هیچ یک از پارامترهای اندازه گیری شده نداشت.
    کلیدواژگان: تریتیکاله، جوجه گوشتی، رقم، عملکرد، ویژگی های لاشه
  • مائده فیض*، اسدالله تیموری یانسری، یدالله چاشنیدل، محمد کاظمی فرد صفحات 79-92
    اثر افزودن تفاله ی خشک مرکبات بر کیفیت و تجزیهپذیری شکمبهای مواد مغذی شبدر برسیم سیلو شده در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار آزمایشی شامل شبدر برسیم 1) بدون افزودنی، 2) مکمل شده با 40 درصد تفاله ی خشک پرتقال، 3) مکمل شده با 40 درصد پوست خشک نارنگی، 4) مکمل شده با 35 درصد پوست خشک نارنگی و 5 درصد جو و 5) مکمل شده با 35 درصد تفاله ی خشک پرتقال و 5 درصد جو مورد بررسی قرار گرفت. شبدر برسیم قبل از گلدهی برداشت، در کیسه های پلاستیکی 100 × 50 سانتی متری در3 تکرار سیلو شد. پس از 35 روز سیلوها باز و اندازه گیری ترکیبات شیمیایی و تجزیه پذیری به روش کیسه های نایلونی انجام شد. اسیدیته ی تیمارهای 1 تا 5 به ترتیب10/4، 15/4، 25/4، 50/4 و 30/4 اندازه گیری شد. نمره ی فلیت تیمارهای یک تا 5 به ترتیب 00/81، 33/96، 00/83، 33/74 و 00/97 بود. با افزودنی ها، محتوای الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی و پروتئین خام کاهش و محتوای ماده ی خشک و ماده ی آلی به طور معنی داری افزایش یافت. بخش سریع تجزیه ی ماده خشک و الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی در تیمارهای 2 و 5 نسبت به تیمار شاهد کاهش و در تیمارهای 3 و 4 افزایش یافت. بخش بالقوه قابل تجزیه ماده خشک، پروتئین و الیاف نامحلول در شوینده خنثی بین تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی داری نداشت. نرخ تجزیه پذیری الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی به طور معنی داری تحت تاثیر تیمارهای مختلف با افزودن تفاله ی خشک مرکبات افزایش یافت. تفاله ی خشک مرکبات موجب بهبود کیفیت و افزایش تجزیه پذیری سیلاژ شبدر برسیم شد.
    کلیدواژگان: شبدر برسیم، سیلاژ، تفاله ی مرکبات، تجزیه پذیری
  • متین نداف فهمیده، نوید قوی حسین زاده*، محمد گلشنی صفحات 93-102
    هدف از این پژوهش برآورد پارامترهای ژنتیکی مرتبط با طول عمر و اوزان بدن و تجزیه و تحلیل طول عمر در بره های بومی استان گیلان بود. اطلاعات مورد استفاده شامل اطلاعات کامل شجره، جنس بره، سال، ماه و روز تولد و حذف بره، سن میش (مادر) در زمان زایش، نوع تولد بره، وزن تولد، وزن 3 و 6 ماهگی بودند. به منظور بررسی ارتباط ژنتیکی میان طول عمر و اوزان بدن از مدل دوصفته خطی-خطی و الگوریتم AIREML نرم افزار WOMBAT استفاده شد. این مدل ها شامل اثر عوامل ثابت سال و ماه تولد بره، جنس بره، نوع تولد، سن مادر و متغیر کمکی وزن تولد بره ها به صورت خطی بودند. وراثت پذیری مستقیم طول عمر بره ها در مدل خطی در حد کم و برابر با 03/0 و نیز وراثت پذیری مستقیم صفات وزن تولد، وزن 3 ماهگی و وزن 6 ماهگی، به ترتیب برابر 13/0، 022/0 و 097/0 برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی مستقیم صفات طول عمر- وزن تولد، طول عمر- وزن 3 ماهگی و طول عمر- وزن 6 ماهگی به ترتیب برابر 81/0-، 91/0و 9/0- برآورد شدند. همبستگی های منفی نشان می دهند که بره های متولد شده با وزن بالاتر و هم چنین بره های سنگین تر در سن 6 ماهگی، به دلیل حذف از گله طول عمر بالایی نخواهند داشت .با توجه به وراثت پذیری کم طول عمر به منظور بهبود طول عمر بره ها از تولد تا یک سالگی می توان با بهبود شرایط محیطی و مدیریتی و با انتخاب غیرمستقیم از طریق صفات هم بسته با این صفت، میزان زنده مانی بره های بومی استان گیلان را افزایش داد.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، طول عمر، گوسفندان استان گیلان، وزن بدن
  • صیفعلی ورمقانی*، محمد اکبری قرایی، کبری میرزایی، کامران طاهرپور، علی خطیب جو صفحات 103-116
    این تحقیق به منظور مقایسه عملکرد و خصوصیات لاشه پنج سویه تجاری جوجه گوشتی در ایران (آربورایکرز، آرین، راس 308، کاب و هوبارد) اجراء شد. ابتدا از گله های مادر گوشتی 31 تا 33 هفته این سویه های تجاری تخم مرغ نطفه دار همزمان هچ و تعداد 260 قطعه جوجه گوشتی یک روزه در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار، چهار تکرار و 13 قطعه جوجه یک روزه در هر تکرار به مدت 42 روز مورد مطالعه قرار گرفت. سویه های مختلف آزمایشی اثر معنی داری بر مقدار مصرف خوراک داشتند، به طوری که سویه هوبارد با مصرف 10/77 گرم کمترین و سویه های راس و آربورایکرز با مصرف 38/83 و 15/84 گرم به ازاء هر پرنده در روز به ترتیب بالاترین مصرف خوراک را داشتند(05/0>P). اختلاف میانگین افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی بین سویه ها معنی دار نبود. تیمارهای آزمایشی تاثیری بر وزن نسبی لاشه، سنگدان، کبد، چربی محوطه شکمی، بورس فابریسیوس و طحال در 21 و 42 روزگی نداشتند. اثر سویه های آزمایشی بر وزن نسبی قسمت های مختلف لاشه در 21 و 42 روزگی معنی دار بود(05/0>P)، بیشترین و کمترین وزن نسبی بالها در 21 روزگی به ترتیب مربوط به سویه های آرین و آربورایکرز(001/0>P )، و در 42 روزگی بالاترین و کمترین وزن نسبی سینه مربوط به سویه های راس و آرین بود(05/0>P). سویه های آزمایشی تاثیر معنی داری بر pH پس از مرگ، 24 و 48 ساعت پس از کشتار، رنگ سنجی و ظرفیت نگهداری آب گوشت سینه و ران نداشتند. به طور کلی افزایش وزن، ضریب تبدیل و خصوصیات لاشه در بین این پنج سویه جوجه گوشتی اختلاف معنی داری نداشتند، لذا در شرایط مدیریتی و تغذیه ای مشابه با این آزمایش، عملکرد این سویه ها تقریبا مشابه بوده و واحدهای صنعتی جوجه گوشتی با توجه به قیمت و وضع موجود در بازار، هر یک از این سویه ها را می توانند پرورش دهند.
    کلیدواژگان: رنگ لاشه، سویه جوجه گوشتی، ظرفیت نگهداری آب گوشت، عملکرد، کیفیت لاشه
  • ویدا دولتی، نعمت هدایت ایوریق*، سعید نیک بین، رضا بهمرام، بهرام فتحی، رضا سید شریفی صفحات 117-126
    ژن گیرنده پرولاکتین به دلیل نقش حیاتی در انتقال علائم هورمون لاکتوژن به پروموتر پروتئین شیر از مهمترین ژن های کاندیدای موثر در تولید شیر شناخته شده است. تحقیق حاضر با هدف توالی یابی اگزون 9 ژن گیرنده پرولاکتین در بز خلخالی و آنالیز بیوانفورماتیک این ژن در حیوانات اهلی انجام شده است. جهت آنالیزهای بیوانفورماتیک و مقایسه گونه ای، از توالی های ژنومی گونه های مختلف حیوانات اهلی استفاده شد جهش مشاهده شده در جمعیت بزهای خلخالی باعث تغییر نوکلئوتید A به G در جایگاه اگزون 9 ژن گیرنده پرولاکتین گردید که منجر به تغییر کدون ATG به GTG (به ترتیب کدکننده اسید آمینه متیونین و والین ) می شود. . نتایج مربوط به مقایسه گونه های مزرعه ای 28 چند-شکلی را نشان داد که منجر به ایجاد 10 هاپلوتیپ مختلف با تنوع هاپلوتیپی 84/0 در گونه های مورد مطالعه شد. تنوع نوکلئوتیدی و میانگین تفاوت نوکلئوتیدی(k) در بین گونه ها نیز به ترتیب برابر 044/0 و 65/10 برآورد گردید. آنالیز تنوع ژنتیکی نشان داد گونه گوسفند بیشترین تنوع را نسبت به دیگر گونه-های مورد بررسی دارد. همچنین، بررسی فاصله ژنتیکی بین گونه ها و آنالیز شبکه ای نشان داد که گونه گوسفند در مقایسه با گونه های دیگر به گونه بز نزدیکتر است و بز خلخالی با کاپراهیرکوس در یک شاخه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: آنالیز بیوانفورماتیک، بز خلخالی، توالی یابی، ژن گیرنده پرولاکتین
  • خبات خیرآبادی، یحیی محمدی* صفحات 127-136
    به منظور توصیف تغییرات منحنی رشد گوسفند نژاد عربی، برخی مدل های آماری (از قبیل وان برتالانفی، گومپرتز، برودی، لجستیک و ریچاردز) مقایسه شدند. بدین منظور از 7008 رکورد وزن بدن (از تولد تا سن 300 روزگی) که به صورت روزانه از 1752 راس طی سال های 1374 تا 1388 جمع آوری شده بود استفاده گردید. نکویی برازش هر یک از این مدل ها با استفاده از معیارهای ضریب تبیین تصحیح شده، معیار اطلاعات آکایک، میانگین توان دوم خطا و انحراف از مشاهده تعیین گردید. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که مدل رشد برودی با داشتن بالاترین دقت (9778/0= R2Adj) و کم ترین خطا (22/11=MSE و 000/0=Bias) بهتر از دیگر مدل های آماری منحنی رشد همه فاکتورهای محیطی موثر بر وزن بدن گوسفند عربی را توصیف کرده و به دنبال آن به ترتیب مدل های رشد وان برتالانفی، گومپرتز، ریچاردز و لجستیک قرار گرفتند. تابع برودی نشان داد که تفاوت منحنی رشد بین کلاسه های مختلف هریک از فاکتورهای محیطی جنس (نر یا ماده) و تیپ تولد (تک قلو یا دو قلو) در امتداد سن روند افزایشی دارد. بعد از انتخاب بهترین تابع توصیف، به عنوان هدف دوم پژوهش حاضر، پارامترهای رشد آن با استفاده از مدل مختلط غیرخطی (NLMIXED) نیز برآورد گردید. همه معیارهای ارزیابی مدل نشان دادند که سازگاری مدل مختلط برودی با داده ها بیشتر از مدل ثابت آن بوده و نرها نسبت به ماده ها تنوع درون گروهی بیشتری (19/44 کیلوگرم در مقابل 22/27 کیلوگرم) دارند.
    کلیدواژگان: وزن بدن، رویه حداقل مربعات غیرخطی، مدل مختلط غیرخطی
  • قاسم پورحسابی*، شهاب قاضی، برومند چهارآئین، سید عبدالله حسینی صفحات 137-152
    این آزمایش به منظور بررسی اثرات استفاده از اسانس گیاه آویشن باغی (Thymus vulgaris L.) و سولفات روی (ZnSo4) در جیره غذایی بر عملکرد رشد، خصوصیات لاشه، پاسخ ایمنی و برخی فراسنجه های بیوشیمیایی خون در جوجه های گوشتی و بررسی اثرات ضد باکتریایی اسانس آویشن انجام شد. در بخش آزمایشگاهی، اثرات ضد باکتریایی سطوح ppm 0، 100، 200، 300 و 400 اسانس آویشن به روش انتشار از دیسک و در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسانس آویشن در سطح ppm 400 تاثیر بازدارنده بر رشد باکتری های اشریشیاکولی و کلستریدیوم پرفرینژنز داشت. در آزمایش روی جوجه های گوشتی، از تعداد 200 قطعه جوجه نر یک روزه سویه تجاری راس-308 در یک آزمایش فاکتوریل (2×2) شامل دو سطح اسانس آویشن (صفر و 400 mg/kg) و دو سطح سولفات روی (صفر و 300 mg/kg) در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 5 تکرار استفاده گردید. نتایج نشان داد که مقدار مصرف خوراک، افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک در کل دوره آزمایش در گروه های مختلف آزمایشی نسبت به شاهد تفاوت معنی داری نداشتند (05/0P>). علاوه بر این، فراسنجه-های بیوشیمیایی سرم خون (به جز LDL)، عیار پادتن سرم خون، درصد وزن لاشه، سینه، ران، کبد، طحال، بورس فابریسیوس و سنگدان تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفتند (05/0P>). به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد استفاده از اسانس آویشن (400 mg/kg) و سولفات روی (300 mg/kg) در جیره غذایی جوجه های گوشتی در سطوح مذکور تاثیر مثبت بر صفات مورد اندازه گیری نداشت.
    کلیدواژگان: اسانس آویشن، سولفات روی، اثر ضد باکتریایی، جوجه های گوشتی، عملکرد
  • محسن باقری *، محمدعلی طالبی، ابوالحسن صادقی پناه صفحات 153-166
    در این آزمایش اثر استفاده از چربی در جیره فلاشینگ بر نرخ آبستنی و برهزایی میشهای لری بختیاری مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 300 راس میش سالم و غیرآبستن، با سن 2 تا 7 سال، در قالب یک طرح کاملا تصادفی به سه گروه 100 راسی برای دریافت سه جیره به شرح ذیل تقسیم شدند. گروه اول(شاهد): بدون فلاشینگ(تیمار 1)، گروه دوم: 250 گرم دانه جو به ازای هر میش(تیمار 2) و گروه سوم: 144/5گرم دانه جو بعلاوه 50 گرم چربی مکمل به ازای هر میش(تیمار3). مکملها از دو هفته قبل تا سه هفته پس از رها سازی قوچها، به میشها داده شد. نرخ آبستنی در دوره های مختلف فحلی، نرخ آبستنی کل، نرخ برهزایی و دوقلوزایی اندازه گیری شد. نرخ آبستنی در میشهای تیمار 3 در دوره اول بالاتر از دو تیمار دیگر و در دوره دوم بالاتر از تیمار 1 بود (0/05>P). باوجود تفاوت بین تیمارها از نظر میزان آبستنی کل، تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (0/05P). نرخ برهزایی و نرخ دوقلوزایی در میشهای تیمار 3 نسبت به میشهای تیمار 1 بالاتر بود (0/05>P). در تجزیه ناپیوسته نیز تعداد بره متولد شده به ازای هر راس میش در معرض آمیزش در تیمار حاوی چربی به طور معنی داری بالاتربود (0/05>P). بین تیمارها از نظر زندهمانی بره ها در تولد اختلاف آماری معنی داری (0/05 کلیدواژگان: میش، فلاشینگ، چربی، تولیدمثل، عملکرد
  • عباسعلی ناصریان، حسن علمی*، عبدالمنصور طهماسبی، نیما فرزانه صفحات 167-178
    تاثیر افزودن دانه های کتان و کلزا بر پاسخ های عملکردی، قابلیت هضم مواد مغذی، برخی فراسنجه های خونی و شکمبه ای میش های نژاد کردی در اواخر آبستنی و در قالب یک طرح کاملا تصادفی بررسی شد. 36 راس میش کردی به طور تصادفی به یکی از چهار تیمار آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارها شامل: جیره بدون دانه روغنی، جیره حاوی 6 درصد دانه کلزا ،جیره حاوی 6 درصد دانه کتان و یا مخلوط 3 درصد دانه کتان و 3 درصد دانه کلزا (ماده خشک) بودند. افزودن دانه های روغنی بر مصرف ماده خشک، وزن بدن میش ها، و همچنین قابلیت هضم مواد مغذی در کل دستگاه گوارش، تاثیر معنی داری نداشت. با این حال قابلیت هضم چربی در تیمارهای حاوی دانه کلزا بهبود یافت (05/0P<). دانه کتان سبب افزایش غلظت گلوکز، کلسترول و انسولین خون شد اما نیتروژن آمونیاکی شکمبه و نیتروژن اوره ای خون را کاهش داد (05/0P<). استفاده از منبع چربی در جیره فرایندهای ساخت هپاتیکی کلسترول را افزایش داده و سبب افزایش کلسترول خون می شود. به طور کلی نتیجه گرفته می شود که افزودن دانه های روغنی کتان، کلزا یا مخلوط این دو بدون تاثیر منفی بر تخمیر شکمبه، سبب بهبود برخی فراسنجه های خونی در اواخر دوره آبستنی میش ها می شود.
    کلیدواژگان: دانه کتان، دانه کلزا، میش کردی، آبستنی، فراسنجه های خونی
  • امید اسدی قدیم، علی نوبخت* صفحات 179-192
    این آزمایش جهت بررسی اثرات گیاهان دارویی یونجه و خارشتر و آنزیم بر عملکرد، صفات لاشه و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی صورت گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل (5×2) شامل (جیره بدون گیاه، 2 و 4 درصد از یونجه و خارشتر) و دو سطح آنزیم (صفر و 025/0 درصد) با تعداد 480 قطعه جوجه گوشتی سویه راس- 308 در 10 تیمار، 4 تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار از سن 11 تا 42 روزگی در قالب طرح کاملا تصادفی انجام گرفت. یونجه و خارشتر موجب افزایش مقدار خوراک مصرفی و افزایش ضریب تبدیل خوراک شد، هر چند 4 درصد خارشتر وزن نهایی را بهبود داد (05/0>P). بیشتر از 2 درصد یونجه موجب افزایش هزینه خوراک شد (05/0>P). آنزیم با یونجه و خارشتر ضمن اینکه افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی را بهبود داد، موجب گردید بیشترین وزن نهایی و شاخص تولید با 4 درصد خارشتر به دست آید (05/0>P). آنزیم وزن روزانه و وزن نهایی را افزایش و ضریب تبدیل خوراک و شاخص تولید را بهبود داد (05/0>P). خارشتر درصد ران را افزایش داد (05/0>P). خارشتر موجب افزایش تری گلیسرید و HDL خون شد (05/0>P). 4 درصد خارشتر با آنزیم سطوح تری گلیسرید و VLDL خون را افزایش داد (05/0>P). آنزیم در جیره سطح تری گلیسرید و VLDL خون را کاهش داد (05/0>P). به طور کلی بیش از 2 یونجه و خارشتر اثرات سوئی بر عملکرد جوجه های گوشتی دارد، در حالی که افزودن آنزیم به جیره ها ضمن برطرف نمودن این محدودیت، موجب گردید بیشترین کارآیی با 4 درصد خارشتر به دست آید.
    کلیدواژگان: آنزیم، جوجه های گوشتی، خارشتر، یونجه، عملکرد
  • زهره مزدوری، محمد قادرزاده* صفحات 193-205
    در این مطالعه به منظور درک بهتر شبکه تنظیمی درگیر درشروع شیر دهی در بافت پستان گاو شیری، در ابتدا ژن های با بیان بالا با استفاده از تجزیه و تحلیل داده های RNA-Seq در سه حالت زیر شناسایی گردید: حالت اول) مقایسه بافت پستان گاو شیری در 35 روز قبل از زایمان با 3 روز بعد از زایمان ، حالت دوم) مقایسه بافت پستان گاو شیری در 7 روز قبل از زایمان با 3 روز بعد از زایمان، حالت سوم) مقایسه بافت پستان گاو شیری در 7 و 35 روز قبل از زایمان. به منظور بررسی گروه های کارکردی ژن-های معنادار با بیان بالا در سه حالت مختلف ذکر شده، از نرم-افزار DAVID استفاده شد. تنها عبارات معنادار(05/0 >P ) مربوط به مراحل بیولوژیکی در نظر گرفته شد. سپس توالی پروموتری این ژن ها جهت شناسایی فاکتور های رونویسی کاندید درگیر در این مکانسیم استخراج شد. نتایج تجزیه و تحلیل پروموتری با استفاده از نرم افزار Genomatix منجر به شناسایی 24 فاکتور رونویسی کاندید جدید احتمالی موثر در مراحل تنظیمی شروع شیر دهی گردید. افزون بر این، برای ترسیم شبکه های ژنی مرتبط با فاکتور های رونویسی شناسایی شده در شروع شیر دهی از نرم افزار STRING استفاده شد. با توجه نتایج بدست آمده از این پژوهش، 24 فاکتور رونویسی جدید شناسایی شدند که دارای پتانسیل مناسبی برای بررسی بیشتر در سطح آزمایشگاهی می-باشند و می توانند اطلاعات جدیدی را در درک بهتر شبکه ی تنظیمی موثر در شروع شیر دهی در بافت پستان گاو شیری فراهم کنند.
    کلیدواژگان: شبکه تنظیمی، پروموتر، فاکتورهای رونویسی، بیان ژن
  • محمدرضا زبده، حسین مروج *، محمود شیوازاد، بهروز بهرام نژاد صفحات 209-220
    به منظور تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری تصحیح شده برای ازت (AMEn) از 16 رقم گندم ایران قبل و بعد از فرآوری در دو آزمایش استفاده شد. در آزمایش اول تعداد 330 قطعه جوجه گوشتی مخلوط دو جنس (سن 10-7 روزگی) و در آزمایش دوم تعداد 198 قطعه (سن 24-21 روزگی) مورد استفاده قرار گرفت. اندازه گیری AMEn به روش جمع آوری فضولات و با استفاده از نشانگر در دو سن 10 و 24 روزگی انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، میانگین نسبت بهبود قبل و بعد تخمیر ترکیبات شیمیایی 16 رقم گندم شامل ماده خشک، پروتئین خام، الیاف خام، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، نشاسته، کربوهیدرات های غیر نشاسته ای کل، محلول، نامحلول، چربی خام، خاکستر، ترکیب غیر فیبری و عصاره عاری از ازت به ترتیب 48/2+، 61/0+، 79/0+، 09/0+، 10/5-، 97/12-، 50/2-، 38/0-، 12/2-، 41/0-، 79/0+، 11/4+ و 73/0+ درصد به دست آمد. میانگین AMEn ارقام گندم های تخمیر نشده در دو سن 10 و 24 روزگی بر حسب as fed به ترتیب برابر 2560 و 2944 کیلوکالری در کیلوگرم و برای ارقام گندم های تخمیر شده به ترتیب برابر 2770 و 3141 کیلوکالری در کیلوگرم به دست آمد. نتایج آنالیز نشان داد که بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ AMEn چه قبل از تخمیر و چه بعد از تخمیر و همچنین بین AMEn در سن 10 و 24 روزگی اختلاف معنی دار وجود دارد (01/0 > P) و در اثر فرآوری و همچنین افزایش سن جوجه ها، میزان AMEn افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: انرژی قابل سوخت و ساز، تخمیر، ترکیبات شیمیایی، جوجه های گوشتی، گندم
  • مهدیه ملایی نژاد، امیدعلی اسماعیلی پور*، روح الله میرمحمودی، مژگان مظهری صفحات 221-232
    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف پودر پونه‏کوهی و دارچین بر عملکرد و برخی فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی تحت تنش‏گرمایی، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 200 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس با پنج تیمار و چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل: 1) جیره (شاهد) 2) جیره پایه + 25/0 درصد پونه‏کوهی 3) جیره پایه + 5/0 درصد پونه‏کوهی 4) جیره پایه + 25/0 درصد دارچین 5) جیره پایه + 5/0 درصد دارچین بودند. جوجه ها تا 25 روزگی با جیره یکسان تغذیه شدند. از سن 25 روزگی جوجه ها با تیمارهای غذایی تغذیه شده و تحت تنش گرمایی متناوب (روزانه 8 ساعت در دمای 2 ±0C 34 ) قرار گرفتند. با افزودن پودر پونه‏کوهی و دارچین در جیره جوجه های گوشتی خوراک مصرفی در دوره آزمایشی تحت تاثیر قرار نگرفت (05/0P). در مقایسه با تیمار شاهد، جوجه های تغذیه شده با تیمارهای حاوی 5/0 درصد پونه‏کوهی و 25/0درصد و 5/0 درصد دارچین به ترتیب اضافه وزن روزانه بالاتر و بهبود در تاثیر ضریب تبدیل خوراک را نشان دادند. افزودن 5/0 درصد پونه‏کوهی در جیره به‏طور معنی‏داری باعث افزایش آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز به میزان 74 درصد نسبت به گروه شاهد شد (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد که افزودن 5/0 درصد پودر پونه‏کوهی و دارچین به جیره جوجه های گوشتی می‏تواند منجر به بهبود عملکرد و پاسخ ایمنی شده و تا اندازه‏ای اثرات منفی تنش‏گرمایی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: پونه کوهی، دارچین، عملکرد، تنش گرمایی، جوجه گوشتی
  • صالح طباطبایی وکیلی*، رقیه زیدی، مرتضی ممویی، خلیل میرزاده صفحات 233-242
    گلوتامین یک اسیدآمینه با خاصیت آنتی اکسیدانی می باشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر سطوح مختلف گلوتامین بر خصوصیات منی قوچ عربی تحت شرایط مایع بود. اسپرم‏گیری از 8 راس قوچ عربی به طور هفتگی برای 8 هفته انجام و منی آن ها با هم مخلوط شد. منی مخلوط و رقیق شده به 5 قسمت تقسیم و سطوح گلوتامین (صفر یا شاهد، 25، 50، 75 و 100 میلی مول) را دریافت نمودند. در شرایط نگهداری بصورت مایع تحت دمایC °5 و در زمان های مختلف (یک، 24، 48، 72 و 96 ساعت)، فراسنجه های کیفی منی مورد بررسی قرار گرفت. سطوح گلوتامین تاثیری بر کیفیت منی در ساعت اول نگهداری نداشت (05/0P). پس از 72 ساعت، کمترین میزان تحرک و زنده مانی اسپرم (بجز گلوتامین 100) مربوط به تیمار شاهد بود. بعد از 96 ساعت، فقط اسپرم های حاوی 25 و 50 میلی مول گلوتامین نسبت به تیمار شاهد تحرک و زنده مانی بالاتری داشتند (05/0>P). در زمان 24 ساعت، تمام سطوح گلوتامین موجب کاهش میزان ناهنجاری های اسپرم شدند. با گذشت زمان، سطوح پایین تر گلوتامین (25 و 50) موجب کاهش میزان ناهنجاری ها و بهبود سلامت غشای پلاسمایی اسپرم شد (05/0>P). pH منی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت (05/0 کلیدواژگان: اسپرم، آنتی اکسیدان، کیفیت منی، گلوتامین، قوچ عربی
  • حسین ایراندوست، حمید محمدزاده* صفحات 243-254
    جهت بررسی کیفیت شیمیایی آب شرب مصرفی دام و طیور در استان اصفهان، در تیر ماه سال 1393 از تعداد 114 حلقه چاه از شهرستان های مختلف استان اصفهان نمونه برداری شد. به طور متوسط غلظت مواد جامد محلول (TDS) در کل استان برابر با 1/876 میلی گرم در لیتر و متوسط هدایت الکتریکی (EC) آن 8/1373 میکروموس بر سانتیمتر بود که وضعیت مطلوبی را نشان داد. کمترین غلظت TDS و EC در آب شهرستان های سمیرم، فریدن و زرین شهر و بیشترین میزان آنها مربوط به شهرستان نائین بود (05/0>P). غلظت سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، سختی، سولفات، نیترات و نیتریت در آبهای استان پائین تر از حداکثر مقدار استاندارد بودند. سمیرم و نائین به ترتیب کمترین و بیشترین مقدار کلسیم، منیزیم و سختی آب را داشتند (05/0>P). غلظت نیترات در آب شهرستان نجف آباد از بقیه شهرستان ها بالاتر بود (05/0>P). سختی کل همبستگی مثبتی با غلظت کلسیم، منیزیم، نمک های سولفاته، TDS و EC آب داشت. میزان TDS و EC آب همبستگی بسیار بالای مثبتی با غلظت سدیم و نمک های سولفاته و همبستگی متوسطی با غلظت کلسیم و منیزیم آب داشتند. نتایج نشان داد که اختلاف زیادی بین مناطق مختلف استان اصفهان در کیفیت آب وجود داشته اما آبهای استان به طور میانگین کیفیت قابل قبولی جهت شرب دام و طیور دارند. شهرستان سمیرم و شهرستان نائین به ترتیب بهترین و نامناسب ترین کیفیت آب شرب دام و طیور را به خود اختصاص دادند. غلظت برخی مواد شیمیایی آب مانند TDS، EC، سدیم و سولفات باید همواره در این استان مورد آزمون واقع شود.
    کلیدواژگان: استان اصفهان، سختی آب، عملکرد دام، کل مواد جامد محلول، نیترات
  • ایوب عزیزی*، نادر پاپی، افروز شریفی، آرش آذرفر، علی کیانی صفحات 255-270
    این آزمایش به منظور بررسی اثر تعذیه سطوح صفر (شاهد)، 50 و 100 گرم خیساب مایع ذرت در کیلوگرم ماده خشک جیره) بر فعالیت آنزیم های هیدرولیتیک شکمبه شامل کربوکسی متیل سلولاز، میکروکریستالین سلولاز، فعالیت تجزیه کاغذ صافی، آلفا آمیلاز و پروتئاز در بخش های مختلف شیرابه شکمبه (شامل بخش جامد، خارج سلولی و درون سلولی) و ابقای نیتروژن انجام گرفت. از 27 راس بره نر مغانی در قالب طرح کاملا تصادفی و 9 راس بره در هر تیمار استفاده گردید. فعالیت کربوکسی متیل سلولاز در بخش جامد، خارج سلولی و کل (مجموع هر سه بخش جامد، خارج سلولی و داخل سلولی) شیرابه با افزایش میزان خیساب ذرت در جیره به طور خطی کاهش یافت (05/0>P). با افزایش میزان خیساب ذرت فعالیت آنزیمی میکروکریستالین سلولاز و فعالیت آنزیم های تجزیه کننده کاغذ صافی در بخش جامد و کل شیرابه شکمبه کاهش یافت (05/0>P). فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز در همه بخش های شیرابه شکمبه تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفت (05/0P). همه دام ها در توازن مثبت نیتروژن بودند، اما با افزایش میزان خیساب مایع ذرت در جیره ابقاء نیتروژن به طور خطی کاهش نشان داد (05/0>P). در کل، استفاده از خیساب ذرت در جیره سبب کاهش فعالیت آنزیم های فیبرولایتیک شکمبه و ابقاء نیتروژن و افزایش فعالیت پروتئاز شد. هرچند، تحلیل اقتصادی داده های عملکردی نشان داد که استفاده از این پسماند تا سطح 5 درصد ماده خشک جیره، با کاهش دادن هزینه تمام شده جیره مصرفی کاهش عملکرد رشد دام ها را توجیه می نماید.
    کلیدواژگان: بره مغانی، خیساب مایع ذرت، آنزیم های میکروبی شکمبه، ابقاء نیتروژن
  • میلاد منافی*، مهدی هدایتی، سعید خلجی، فاطمه محبی صفحات 271-286
    این مطالعه با هدف مقایسه جیره های حاوی مکمل محرک رشد گیاهی با آنتی‏بیوتیک فلاوومایسین بر روی 180 قطعه بلدرچین ژاپنی تخم گذار در 3 گروه آزمایشی، 5 تکرار و 12 قطعه بلدرچین در هر تکرار با روش تغذیه آزاد، از 37 تا 42 هفتگی انجام پذیرفت. گروه های آزمایشی عبارت بودند از: گروه شاهد (با جیره پایه)، گروه دوم با جیره پایه به همراه 05/0 درصد آنتی‏بیوتیک فلاوومایسین و گروه سوم با 1/0 درصد جیره محرک رشد گیاهی. نتایج نشان داد که مصرف این مکمل گیاهی در کاهش مصرف خوراک، بهبود ضریب تبدیل خوراک و افزایش وزن تخم با گروه شاهد و آنتی بیوتیک محرک رشد دارای تفاوت معنی داری بوده است (05/0P≤). هم چنین در افزایش میزان لیپوپروتئین با چگالی زیاد، کاهش میزان تری گلیسرید، کاهش آنزیم های کبدی در سرم خون، کاهش جمعیت میکروبی روده کور، افزایش ارتفاع ویلی روده و بهبود شاخص روده ایی در گروه آزمایشی سوم نسبت به دو گروه آزمایشی دیگر تفاوت معنی داری مشاهده شده است (05/0P≤). در نتیجه، بر اساس یافته های این مطالعه می توان بیان نمود که مصرف این نوع ترکیبات گیاهی با عنوان محرک گیاهی در بهبود عملکرد، سلامت دستگاه گوارش و بهبود خصوصیات بیوشیمیایی خون بلدرچین ژاپنی تخم‏گذار موثر بوده و می تواند به عنوان جایگزین مناسبی برای آنتی‏بیوتیک های محرک رشد پیشنهاد داده شود.
    کلیدواژگان: ترکیبات گیاهی، عملکرد، بیوشیمیایی، روده کور، بلدرچین ژاپنی تخم گذار
  • محمود وطن خواه*، مرتضی کیخاصابر، مختارعلی عباسی، حسن بانه، سعید اسماعیل خانیان صفحات 287-302
    به منظور بررسی عملکرد تولیدی گاوداری های سنتی کوچک از رکوردهای تعداد 429 واحد گاوداری در 44 روستای شهرستان زابل شامل 1728 راس گاو مولد طی بهار 1394 تا بهار 1395 استفاده شده است. متوسط کل شیر تولیدی و فروخته شده روزانه هر واحد به ترتیب 66/13 و 82/7 کیلوگرم و متوسط تولید شیر روزانه هر راس گاو 24/7 کیلوگرم بود. میانگین کل عملکرد صفات تولید مثلی و تلفات به صورت 71/28 ماه برای سن در اولین گوساله زائی، 17/14 ماه برای فاصله گوساله زائی، 66/232 روز برای طول دوره شیردهی، 76/7% برای تلفات گوساله ها تا سن یک سالگی و 35/1% برای تلفات گاو بالغ بودند. میانگین خوراک مصرفی روزانه هر راس گاو 36/13 کیلوگرم با نسبت کنسانتره 33/29 درصد برآورد شد. میانگین کل هزینه خوراک روزانه هر راس گاو و درآمد حاصل از فروش شیر روزانه هر واحد به ترتیب 83 و 90 هزار ریال و ارزش شیر تولیدی به هزینه خوراک روزانه هر گاو، نسبت خوراک مصرفی به متوسط تولید شیر روزانه و نسبت قیمت شیر به هزینه هر واحد خوراک نیز به ترتیب 48/95%، 20/2 و 97/1 بدست آمد. میانگین اندازه کل گله 76/8 راس بترتیب شامل 57/30% گاو شیرده،20/16% گاو خشک، 95/11% گوساله ماده شیرخوار، 79/11% گوساله نر شیرخوار، 18/10% گوساله نر در حال رشد، 03/10% گوساله ماده در حال رشد، 76/5% گاو نر بالغ و 52/3% تلیسه آبستن بود. برای اغلب صفات مورد بررسی تنوع قابل ملاحظه ای بین فصول، نژاد، سیستم پرورش و اندازه گله های مختلف مشاهده شد.
    کلیدواژگان: تولید شیر، تولید مثل، ترکیب گله، گاوداری های سنتی
  • رحمان حاجی علیزاده ولیلو، آرش جوانمرد، نادر اسدزاده* صفحات 303-316
    برای ارزیابی ارتباط بین چند شکلی پنج جایگاه ریزماهواره واقع بر کروموزم شماره شش با صفت چند قلوزایی بز نژاد کشمیر، تعداد 65 راس بز ماده به طور تصادفی از گله 600 راسی انتخاب و عواملی همچون اطلاعات شجره، اثرات ثابت رکورد برداری شده همچون سن مادر، تعداد شکم زایش به همراه تعداد فرزند در هر زایش،اطلاعات تغذیه ای و اطلاعات آزمایشات فیزیولوژی تولیدمثل مانند سابقه استفاده از هورمون ، به همراه صفت هدف چندقلوزایی ثبت شد. خون گیری از ورید وداجی و استخراج DNA انجام شد. برنامه تکثیر انفرادی جایگاه ها در روی ژل اکریلامید الکتروفورز و تجزیه و تحلیل شد. وجود چندشکلی در چهار جایگاه را تایید کرد و جایگاه BM4621 الگوی مونومورف را نشان داد. رابطهی آماری چند شکلی جایگاه های مورد مطالعه با صفت تعداد نتاج در اولین سال زایش معنیدار بود (01/0>p). میانگین تعداد بزغالهی متولد شده از بزهای حاوی ژنوتیپهای 180/180و180/188 برای جایگاه BM1329، ژنوتیپ های 112/110 و 112/112برای جایگاه OarAE101 ، ژنوتیپ های 108/106 و 108/108برای جایگاه BMP143 و در نهایت ژنوتیپ 200/200 برای جایگاه BMP143 بالاتر از سایر ژنوتیپ های بود (01/0>p). روابط آماری معنی دار شناسایی شده در این مطالعه می تواند به منظور بهبود راندمان تولیدمثلی بر مبنای انتخاب به کمک نشانگر و همچنین در فرایند غربال گری برای شناسایی بزهای ماده چندقلوزا به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: بز' چند قلوزایی، نشانگر ریزماهواره، کروموزوم 6