فهرست مطالب

  • Volume:14 Issue: 1, 2017
  • تاریخ انتشار: 1396/03/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیده جهانگرد، مهدی لسانی، حسین مطهری نژاد صفحات 1-10
    زمینه و هدف
    مطالعه عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، مساله پیچیده ای است؛ چرا که پیشرفت تحصیلی عنصری چند بعدی می باشد و به گونه ای ظریف، به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی دانشجویان ارتباط دارد. مطالعه حاضر با هدف پیش بینی پیشرفت تحصیلی با توجه به شیوه های یادگیری و با میانجی گری خودکارامدی تحصیلی بر روی دانشجویان مقطع دکتری حرفه ای دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام گرفت.
    روش کار
    این پژوهش از نوع همبستگی بود که به صورت توصیفی- مقطعی انجام شد. جامعه آماری مطالعه، همه دانشجویان مشغول به تحصیل در مقطع پزشکی حرفه ای دانشگاه علوم پزشکی کرمان بودند که با استفاده از فرمول Cochran، 286 نفر به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه شیوه های یادگیری Kolb و پرسش نامه خودکارامدی تحصیلی McIlroy و Bunting مورد استفاده قرار گرفت. همچنین، برای سنجش پیشرفت تحصیلی، از معدل کل جاری دانشجویان استفاده گردید. داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و معیارهای برازش مدل در نرم افزار AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته های به دست آمده نشان داد که بین شیوه های یادگیری با میانجی گری خودکارامدی تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی رابطه ساختاری وجود داشت و همچنین، نتایج حاکی از برازندگی مدل در جامعه بود.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر بیان کننده تاثیر مثبت شیوه های یادگیری مختلف در ارتقای پیشرفت تحصیلی دانشجویان بوده، از شیوه های یادگیری متفاوتی می توان برای آموزش دانشجویان استفاده نمود. همچنین، نقش میانجی گری خودکارامدی تحصیلی دانشجویان، موجب افزایش پیشرفت تحصیلی آنان می شود. به کمک این شیوه ها، مدرسان از استراتژی های متعدد آموزشی برای ارایه مطلب بهره مند می شوند و یادگیری فعال در فراگیران رخ می دهد.
    کلیدواژگان: شیوه های یادگیری، خودکارامدی تحصیلی، پیشرفت تحصیلی
  • عادل سلیمانی نژاد، عباسعلی شهرکی صفحات 11-19
    زمینه و هدف
    تاثیرات منفی اضطراب اطلاع یابی بسیار حائز اهمیت است، تا جاییکه تاکنون موضوع چندین پژوهش در دنیا بوده است. به واسطه نتایج حاصل از این قبیل مطالعات می توان انواع اضطراب را شناسایی، ابزارهای مختلف جهت سنجش اضطراب را طراحی، و عوامل فردی و اجتماعی موثر بر آن و شیوه های گوناگون مهار و کاهش اضطراب را مورد بررسی قرارداد. از این رو، تحقیق حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش آشنایی با شیوه های جستجوی علمی و بانک های اطلاعاتی بر کاهش میزان اضطراب دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد.
    روش کار
    روش تحقیق حاضر پیمایشی بوده و جامعه آماری دربردارنده ی کلیه ی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی 95-1394 بود. تعداد 60 نفر از متقاضیان به روش تصادفی در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفره ی کنترل و آزمایش قرار داده شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه سنجش اضطراب اطلاع یابی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که مداخله آموزشی توانسته اثرات مفیدی بر کاهش اضطراب اطلاع یابی دانشجویان داشته باشد. این مداخله توانست میزان اضطراب ناشی از موانع مربوط به منابع اطلاعاتی(t=3.79 ، P=0.001)، رایانه و اینترنت((t=5.35 ، P=0.001، و جستجوی اطلاعات و انتخاب موضوع((t=2.50 ، P=0.015را کاهش دهد. همچنین این مداخله هیچ تاثیری بر میزان اضطراب ناشی از موانع مربوط به کتابخانه((t=0.89 ، P=0.373 و موانع فنی((t=0.68 ، P=0.495 نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان اقداماتی در زمینه کاهش اضطراب اطلاع یابی دانشجویان، به خصوص در مراکز دانشگاهی، انجام داد. بنابراین، به منظور کاهش این نوع اضطراب در دانشجویان دانشگاه ها توصیه می شود مداخلات دیگری نیز طراحی، و اضطراب اطلاع یابی مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش، اطلاع یابی، جستجوی اطلاعات، اضطراب، دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان
  • ترانه عنایتی، فاطمه رستگارتبار صفحات 20-30
    زمینه و هدف
    افکار و اعمال دانشجویان در دانشگاه، تحت تاثیر انتظارات آن ها از محیط دانشگاهی و تصوری که از محیط دانشگاه دارند، قرار دارد. به گونه ای که اگر تصور کنند قادر به پاسخگویی به انتظارات نیستند، حتی ممکن است تحصیل خود را نیمه کاره رها نمایند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه نگرش دانشجویان به دانشگاه و فرسودگی تحصیلی با توجه به نقش میانجی گری اهمال کاری تحصیلی بود.
    روش کار
    روش این پژوهش از نوع مقطعی بود. جهت تعیین حجم نمونه، از فرمول تعیین حجم نمونه بر اساس حجم معلوم جامعه استفاده شد و به این ترتیب، 384 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری به عنوان نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب محل دانشگاه، انتخاب شدند و در این تحقیق شرکت نمودند. اطلاعات با کمک پرسش نامه های استاندارد نگرش دانشجویان به دانشگاه Weinstein و همکاران (Perceptions، Expectations، Emotions and Knowledge یا PEEK)، اهمال کاری تحصیلی سواری (Academic procrastination) و فرسودگی تحصیلی Bresó و همکاران جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون Independent t، آزمون ضریب همبستگی و روش تحلیل مسیر با استفاده از مدل های رگرسیون تکراری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بین نگرش دانشجویان به دانشگاه با اهمال کاری تحصیلی (298/0 = r) و فرسودگی تحصیلی (491/0 = r) رابطه معنی داری مشاهده شد. بین نگرش دانشجویان به دانشگاه و فرسودگی تحصیلی آنان با توجه به نقش میانجی گری اهمال کاری تحصیلی در دو بعد اهمال کاری عمدی و ناشی از خستگی جسمی و روانی، رابطه معنی داری وجود داشت (05/0 > P). همچنین، مقایسه متغیرهای مورد مطالعه در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری حاکی از وجود تفاوت معنی دار در بعد تحصیلی، بعد شخصی و در کل نگرش دانشجویان به دانشگاه و بعد ناکارامدی تحصیلی از فرسودگی تحصیلی بود و تفاوت معنی داری در مقایسه بقیه متغیرها مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    توجه بیشتر به بهبود نگرش دانشجویان به دانشگاه در جهت کاهش و رفع دو معضل اهمال کاری و فرسودگی تحصیلی، ضروری به نظر می رسد تا از این طریق عملکرد تحصیلی و بهزیستی روان شناختی دانشجویان افزایش یابد.
    کلیدواژگان: نگرش دانشجویان به دانشگاه، اهمال کاری تحصیلی، فرسودگی تحصیلی، تحلیل مسیر
  • حمید بلوچی، مهدی لسانی، حسین مطهری نژاد صفحات 31-41
    زمینه و هدف
    این مطالعه با هدف تعیین معیارهای معتبر و پایا جهت ارزشیابی راهبردهای آمادگی دانش جویان برای امتحان در دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 95-94 به انجام رسید.
    روش کار
    برای مطالعه توصیفی–اکتشافی حاضر، ابتدا با تجزیه و تحلیل پیشینه های موجود و الهام از آن ها، فرم 25 گویه ای بر اساس مقیاس لیکرت تدوین شد. روایی صوری ابزار با استفاده از نظر استادان صاحب نظر رشته علوم تربیتی تعیین گردید و سه نوع شاخص ارزیابی اعتبار شامل اعتبارگویه، اعتبار مرکب، و همگونی درونی مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر بررسی ساختار عاملی-تاییدی جهت روایی یابی، بررسی های دیگری مانند روایی همگرا و روایی واگرا نیز مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل عاملی-اکتشافی برای تعیین عوامل زیربنایی ابزار اندازه گیری منجر به تعیین دو عامل راهبردهای عمیق آمادگی امتحان، شامل 12 گویه با دامنه ضریب عاملی 60/0 تا 80/0 و مقدار ویژه 4/12، و راهبردهای سطحی آمادگی امتحان، شامل 13 گویه با دامنه ضریب عاملی 61/0 تا 76/0، و مقدار ویژه 15/2 شد. مقدار آلفای کرونباخ برای عامل اول 94/0 و برای عامل دوم برابر با 92/0 بود. روایی همگرا از طریق برآورد میانگین تبیین شده برای عامل ها در این ابزار بین 50/0 و 57/0 بدست آمد که نشان از روایی همگرا در این دو عامل است. شاخص (Average Variance Extracted) AVE برای عوامل از مجذور همبستگی بین دو عامل بزرگتر بود؛ بنابراین روایی واگرا در این ابزار نیز تایید گردید.
    نتیجه گیری
    ابزار ارزشیابی راهبردهای آمادگی دانشجویان برای امتحان با 25 گویه شامل دو عامل راهبردهای عمیق آمادگی امتحان با 12 گویه و راهبردهای سطحی آمادگی امتحان با 13 گویه طراحی شد که از روایی و پایایی خوبی برخوردار بود. پیشنهاد می شود این ابزار توسط استادان و دانشجویان جهت ارزشیابی راهبردهای آمادگی دانشجویان برای امتحان به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: ساخت ابزار، اعتباریابی، روایی یابی، ابزار سنجش، راهبردهای آمادگی دانشجویان برای امتحان
  • عباس مکارم، حمید مهدوی فرد، حسن غلامی صفحات 42-50
    زمینه و هدف
    آزمون های زیادی در مقاطع و رشته های مختلف علوم پزشکی برگزار می شوند که هدف آنها اندازه گیری میزان توانمندی دانشجویان است. در آزمون هایی که به نوعی بحث قبولی یا مردودی (ملاک مرجع) دانشجویان مطرح است و قرار است توسط ممتحنین متعددی نمره دهی شود، مهم است که «حداقل نمره قبولی » یا «حد نصاب قبولی» آزمون تعیین گردد تا مرز بین دانشجویان رد و قبول مشخص شود؛ به این نمره، «نقطه برش» یا «استاندارد» گفته می شود. در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، سنجش نهایی دانشجویان در درس نشانه شناسی 1 بوسیله آزمون بالینی ساختارمند عینی (objective structured clinical examination; OSCE) انجام می گیرد. روش معمول تعیین حدنصاب قبولی در این آزمون جهت درس نشانه شناسی1، استفاده از روش نمره ثابت است که در مواردی نتایج ردی و قبولی دانشجویان در آزمون مورد بحث و اختلاف نظر امور آموزش و اساتید قرار می گیرد؛ به همین منظور،در این تحقیق از چهار روش کوهن، گروه مرزی، رگرسیون مرزی، و هافستی جهت تعیین حدنصاب قبولی در این آزمون استفاده شده و نتایج آن با روش نمره ثابت (روش مورد استفاده) مقایسه گردید.
    روش کار
    آزمونی که جهت درس نشانه شناسی 1 در سال 1394 در دانشکده پزشکی مشهد برگزار شد، یک OSCE شش ایستگاهه است. جهت انجام تحقیق، برای تعیین نمره دانشجویان علاوه بر چک لیست نمرات، فرم شماره 1 و شماره 2 نیز تکمیل گردید. در فرم شماره 1 از یک مقیاس درجه بندی پنج تایی لیکرت استفاده شد که از ضعیف تا عالی درجه بندی شده بود. نتایج بدست آمده از این فرم در روش های رگرسیون مرزی و گروه مرزی کاربرد دارد. فرم شماره 2، فرمی چهار گزینه ای است که برای روش هافستی مورد استفاده قرار می گیرد. پس از برگزاری آزمون، نتایج حاصله از فرم ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصله نشان داد که نقطه برش بدست آمده به روش کوهن بسیار به عدد مورد استفاده در روش متداول نزدیک است. این بدین معنی است که بین نقطه برش بدست آمده با روش کوهن(11/73) و عدد 12 که به عنوان نقطه برش در استفاده از روش ثابت در نظر گرفته می شود، اختلاف معناداری وجود ندارد؛ در حالی که روش های گروه مرزی و رگرسیون مرزی نمره حد نصاب قبولی بالاتری را به دست می دهند که اختلاف معناداری را با نقطه برش روش متداول دارد و در واقع دانشجویان بیشتری در این درس مردود می شوند. از روش هافستی در این آزمون نمی توان استفاده کرد، زیرا نتایج معنی داری به دست نمی دهد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه اختلاف فاحشی در تعداد قبول شدگان در آزمون میان روش نمره ثابت و کوهن، و روش گروه مرزی و رگرسیون مرزی وجود دارد، توصیه می شود از این دو روش به طور مرسوم استفاده نشود. همچنین، پیشنهاد می گردد که از چند روش جهت تعیین حد نصاب قبولی میانگین گرفته شده، و این عدد به عنوان حد نصاب قبولی آزمون استفاده شود، زیرا در آمار برای بدست آوردن پارامترهای جامعه نیاز به برآوردگری است که کوچکترین واریانس را از میان تمامی برآوردگرهای خطی به دست آورده ،دقیق و کارا باشد؛ در آمار نظری، برآوردگر میانگین از این سه خصوصیت بهره منداست.
    کلیدواژگان: آزمون بالینی ساختارمند عینی، روش های تعیین استاندارد، نقطه برش
  • جواهر یاری، مهستی علیزاده، ژیلا خامنیان، مهرانگیز قاسمیه صفحات 51-60
    زمینه و هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان انطباق برنامه آموزشی دوره کارآموزی و کارورزی پزشکی اجتماعی با نقش ها و وظایف پزشکان عمومی شاغل در مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز از دیدگاه خودشان انجام گرفت.
    روش کار
    مطالعه مقطعی - تحلیلی حاضر باروش پیمایشی در سال 1393 روی 80 نفر از پزشکان عمومی شهرهای استان آذربایجان شرقی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از کوریکولوم آموزشی مقطع کارآموزی و کارورزی بهداشت و پزشکی اجتماعی و نتایج بدست آمده از جلسه بحث گروهی متمرکز، شامل وظایف و انتظارات از پزشکان عمومی طراحی گردید، و از نظر روایی محتوایی و پایایی توسط متخصصان و دست اندرکاران آموزش پزشکی اجتماعی تائید شد. داده ها با نرم افزار SPSS و آماره های توصیفی (میانگین و انحراف معیار، میزان فراوانی و درصد) و آزمون آماری تی تک نمونه ای تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    بطور متوسط بیش از 83% از پزشکان عمومی شرکت کننده در مطالعه حاضر خواستار باقیماندن محتواهای دوره های کارآموزی و کارورزی پزشکی اجتماعی در برنامه آموزشی شان شدند. بیش از 60% از پزشکان عمومی خواستار اضافه شدن درس رفتار و اخلاق حرفه ای و درس رویکرد به عوامل خطر بیماری ها و طب پیشگیری به دوره کارآموزی شدند. همچنین، بیش از 50% از افراد تحت مطالعه خواستار اضافه شدن دروس تجویز منطقی دارو و آزمایشات به دوره کارورزی شدند. بطور کلی، پاسخ دهندگان میزان انطباق محتوای آموزشی دوره کارآموزی (میانگین 74/0±3/3؛ حداقل 1.1 و حداکثر امتیاز 5) با دوره کاروزی (77/0±13/3؛ حداقل 1 و حداکثر 92/4 امتیاز)را در حد متوسط به بالا ارزیابی کردند.
    نتیجه گیری
    بنابر نتایج مطالعه حاضر، میزان انطباق کلی محتواهای آموزشی در دوره کارآموزی و کارورزی توسط پزشکان عمومی درحد متوسط به بالا ارزیابی گردید. همچنین، آنان خواستار اضافه شدن برخی از دروس به برنامه آموزشی شان شدند. بنابراین، هماهنگ نمودن نیازهای واقعی آموزش پزشکی با دروس ارائه شده به منظور ارتقا توانمندی پزشکان عمومی در عرصه خدمات رسانی امری ضروری است که به واسطه ی آن می توان گامی موثر در جهت جامعه نگر ساختن آموزش پزشکی برداشت.
    کلیدواژگان: انطباق، برنامه آموزشی، کارآموزی، کارورزی، وظیفه، پزشکان عمومی
  • رضا بهنام فر، مهرداد مستغاثی صفحات 61-66
    زمینه و هدف
    امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در توسعه کیفیت آموزش ایفا می نماید. بخشی از پژوهش های حوزه آموزش، معطوف به آموزش الکترونیکی است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی سهم پژوهش های مرتبط با آموزش الکترونیکی علوم پزشکی در نشریات آموزش علوم پزشکی کشور است.
    روش کار
    به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز، نشریات آموزش پزشکی فارسی و انگلیسی زبان با رتبه علمی-پژوهشی از وزارت بهداشت، به ترتیب در بازه زمانی 1390 تا پایان نیمه اول 1394 و بازه زمانی 2011 تا پایان 2015 مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی عنوان، کلمات کلیدی، و روش پژوهش، مقالات مرتبط با هدف پژوهش شناسایی شده و داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تنها یکی از نشریات مورد بررسی بیش از 10% (14.6%) مقالات خود را به حوزه آموزش الکترونیکی علوم پزشکی اختصاص داده بود. بالاترین نسبت مقالات آموزش الکترونیکی به کل مقالات مربوط به مجله راهبردهای آموزش در علوم پزشکی (0.146) و مجله گامهای توسعه در آموزش پزشکی (0.094)، و کمترین آن مربوط به مجله (Journal of Advances in Medical Education & Professionalism (0.031 بود.
    نتیجه گیری
    محدودیت هایی همچون زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری به همراه عدم علاقه و نداشتن وقت کافی در بین اساتید از موانع توسعه ی پژوهش های مرتبط با آموزش و یادگیری علوم الکترونیک و نهادینه شدن آن در برنامه درسی است.
    کلیدواژگان: آموزش، علوم پزشکی، آموزش الکترونیک، مجلات
  • هاتف قاسمی حمید آبادی، مریم نظم بجنوردی، نورالله رضایی، علی دلبری صفحات 67-74
    زمینه و هدف
    بیشتر دانشجویان نوروآناتومی را درسی دشوار قلمداد می کنند. راهکار های مختلفی ارائه شده تا مسیر یادگیری نوروآناتومی را هموارتر کند. با این حال به نظر می رسد هیچ یک از راهکارهای موجود برای تسهیل یادگیری ارتباطات آوران و وابران ساختارهای سیستم عصبی طراحی نشده باشند. در مقاله حاضر، نتایج روشی ابتکاری ارائه شده که امید است به حل این مشکل کمک کند.
    روش کار
    در پژوهش حاضر تعداد 140 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران شرکت کردند؛ از این میان 69 نفر به روش سنتی آموزش دیدند (گروه شاهد) و برای آموزش 71 نفر باقیمانده از روش جدیدی استفاده شد (گروه مداخله)؛ به این صورت که ابتدا برای هر کدام از ساختارهای سیستم عصبی یک نام و تصویری جایگزین در نظر گرفته شد که به نوعی تداعی کننده یک رابطه با آن ساختار اصلی بود. سپس دانشجویان با این نام ها عباراتی سه قسمتی و تا حد ممکن طنزآلود ساختند که در بخش اول هر عبارت از نام جایگزین ساختار، و در بخش دوم و سوم به ترتیب از نام جایگزین ساختارهایی که به آن رشته عصبی می فرستند (آوران ها) و از آن رشته عصبی دریافت می کنند (وابران ها) استفاده شد، و از طریق به خاطر سپردن این عبارت ها، ارتباطات آوران و وابران به دانشجویان آموخته شد. هر دو گروه در یک پیش آزمون و پس آزمون 12 سوالی شرکت کرده و نتایج با آزمون جفتی t به کمک نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرارگرفت و P ≤0.05 به عنوان سطح معنی داری داده ها در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میان نمرات پیش آزمون گروه شاهد و مداخله (به ترتیب 0.89±1.60 و 0.86±1.64) تفاوت معنی داری مشاهده نشد(P=0.40). نمره پس آزمون گروه مداخله (1.16 ± 8.15) در مقایسه با گروه شاهد (0.77 ± 3.75) افزایش چشمگیری داشت(P<0.001).
    نتیجه گیری
    روش پیشنهادی می تواند یادگیری ارتباطات آوران و وابران سیستم عصبی را تسهیل کند.
    کلیدواژگان: یادگیری، آوران، وابران، نوروآناتومی
|
  • Hamideh Jahangard, Mahdi Lesani, Hossein Motahhari Pages 1-10
    Background And Objectives
    Studying the factors affecting educational achievement is complicated as educational achievement is a multidimensional element and is delicately associated with physical, social, cognitive, and emotional growth of students. The current study aimed to predict educational achievements of students of medical professionals in Kerman University of Medical Sciences, Kerman, Iran, based on learning styles and mediation by educational self-efficacy.
    Methods
    The current correlational study was conducted cross-sectionally. The study population included all students of medical professionals in Kerman University of Medical Sciences, and, using Cochran’s formula, a total of 286 participants were selected by stratified random sampling. The Kolb learning style inventory and McIlroy and Bunting academic self-efficacy scale were used as data gathering tools. Current grade point average (GPA) was used to measure academic achievement. Data were analyzed using structural equations and model fitting indices in AMOS software.
    Results
    According to the results of the current study, there was a structural relationship between the learning styles mediated by academic self-efficacy and academic achievements. Additionally, results of the current study indicated the fitness of the model in the study population.
    Conclusion
    Results of the current study indicated the positive effect of different learning styles on academic achievements of students and that different learning styles can be employed to train students. On the other hand, the mediating role of academic achievements of students can enhance their academic achievements. By such methods, teachers can benefit from different educational strategies, and active learning occurs.
    Keywords: Learning Styles, Academic Self-efficacy, Academic Achievement
  • Adel Soleimani Nejad, Abass Ali Shahreki Pages 11-19
    Background And Objective
    The negative impact of anxiety on information seeking is of great importance and it has been studied in different ways worldwide. Based on the results of such studies, it is possible to identify different aspects of information seeking anxiety, to design different tools to assess it, to evaluate personal and social factors affecting it, and to identify various methods to inhibit and reduce it. Hence, the current study aimed to evaluate the effect of teaching scientific search methods and increasing familiarity with databases on reducing the level of anxiety among students of dentistry at the Zahedan University of Medical Sciences, Iran.
    Methodology
    The current survey included all students of the faculty of dentistry at the Zahedan University of Medical Sciences in the academic year of 2015–16as the study population. A total of 60 volunteers were selected by convenience sampling and were randomly allocated to 2 groups of 30, as the experimental and control groups. The information seeking anxiety scale was used to collect data.
    Results
    The present findings revealed the effectiveness of teaching interventions on reducing the level of information seeking anxiety among students using the independent t test. Specifically, findings revealed a reduction in the anxiety caused by barriers to using information resources (t=3.79; P-value =0.001), by the barriers to using the computer and Internet (t=5.35; P-value =0.001), and by information seeking and topic selection barriers (t=2.50; P-value= 0.015). However, the intervention had no effect on the level of anxiety caused by barriers to using the library (t=0.89; P-value=0.373) and technical barriers (t=0.68; P-value=0.495).
    Conclusion
    Considering the findings of the current study, some measures can be taken to reduce information seeking anxiety in students, especially in the academic environment. Hence, it is recommended to design other studies to further evaluate information seeking anxiety.
    Keywords: Teaching, Information Seeking, Anxiety, Students of Faculty of Dentistry at the Zahedan University of Medical Sciences
  • Taraneh Enayati, Fatemeh Rastegar Tabar Pages 20-30
    Background And Objectives
    Thoughts and behaviors of university students are influenced by their expectations from the university and their perception of the university environment. If these expectations are not met, they may even consider quitting the university. The current study evaluated the relationship between students’ attitude toward the university and academic burnout, and examined the mediating role of academic procrastination.
    Methods
    The current cross sectional study was conducted on 384 students of Mazandaran University of Medical Sciences and Islamic Azad University, Sari Branch, who were selected using stratified random sampling based on the location of the university. The sample size was determined based on the specific population of the community. Data were collected using a standardized questionnaire on students’ attitude toward the university developed by Weinstein et al., which assessed their perception, expectations, emotions, and knowledge (PEEK). Additionally, the academic procrastination scale developed by Sevari, and the academic burnout questionnaire by Breso et al. were used. Data were analyzed using the independent t test, correlation coefficient test, and the path analysis method using repeated-measure regression models.
    Results
    A significant correlation was observed between the students’ attitudes toward the university and their academic procrastination (r=0.298) and academic burnout (r=0.491). There was significant relationship between the students’ attitudes toward the university and their academic burnout mediated by two dimensions of procrastination: intentional and mental and physical fatigue (P-value
    Conclusion
    To promote the academic performance and psychological well-being of students, more attention should be paid to improving their attitudes toward the university in order to reduce and avoid academic procrastination and burnout.
    Keywords: Student's Attitudes toward the University, Academic Procrastination, Academic Burnout, Path Analysis
  • Hamid Baloochi, Mehdi Lasani, Hoseiin Motaharinejad Pages 31-41
    Background and Objectives
    The aim of the present study was to introduce a valid and reliable scale for the assessment of exam preparation strategies among students at Shahid Bahonar University of Kerman, Iran during the academic year 2015-2016.
    Methods
    In this descriptive exploratory research, a 25-item scale was developed based on a Likert scale in accordance with the literature. Face validity of the scale was confirmed, based on the comments of educational sciences experts. Three reliability indices, composite reliability, construct reliability, and internal consistency, were calculated. In addition to confirmatory factor analysis, convergent and divergent validities were determined.
    Findings: The results of exploratory factor analysis indicated 2 underlying constructs: 1) deep exam preparation strategies, including 12 items (coefficient, 0.60-0.80; specificity, 12.4); and 2) shallow exam preparation strategies, including 13 items (coefficient, 0.61-0.76; specificity, 2.15). Cronbach's alpha was 0.94 for the first underlying construct and 0.92 for the second construct. In addition, the convergent validity coefficients ranged from 0.50 to 0.57, thus confirming the validity of the constructs. Moreover, the average variance extracted (AVE) of the constructs was higher than the squared correlation of the constructs; therefore, the divergent validity of the scale was confirmed.
    Conclusion
    The present scale for exam preparation strategies consisted of 2 constructs (deep and shallow approaches) and 25 items (deep approach, 12 items; shallow approach, 13 items). According to the analyses, the reliability and validity of the scale were confirmed. Therefore, this scale can be applied by instructors and students to evaluate exam preparation strategies.
    Keywords: Development, Validity, Reliability, Assessment tool, Student exam preparation strategies
  • Abbas Makarem, Hamid Mahdavifard, Hassan Gholami Pages 42-50
    Background
    Numerous exams are held at different levels and in different fields of medical sciences to evaluate students’ practical knowledge. In pass-fail exams where several examiners score the students, it is important to determine “the minimum passing score” or “the passing score” to determine whether students have passed or failed; this score is sometimes called the “cut-off point” or “standard score.” The objective structured clinical examination (OSCE) method is employed for the final assessment of medical students in Semiotics I in Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran. The commonly used standard scoring method for this lesson is the fixed score method, which sometimes results in a discrepancy between educational management and the lecturers. Hence, the current study aims to compare 4 different methods—the Cohen, borderline-group, borderline regression, and Hofstee methods—of determining the passing score in the semiotics course and comparing the results with those of the fixed score method.
    Methodology
    A 6-station OSCE was used to assess Semiotics I in Mashhad University of Medical Sciences in 2015. In the current study, in order to determine a standard scale for scoring the students, two forms, Forms 1 and 2, and a checklist were completed for each student. In Form 1, a 5-option Likert scale scoring system, graded from poor to excellent, was used. Data from Form 1 were analyzed using the borderline regression and borderline-group methods. Form 2 included 4 items and the collected data were analyzed using the Hofstee method. Data collected from both forms were analyzed, after the exams, using SPSS version 16.
    Results
    The cut-off point established by the Cohen method was very close to that of the common method. In other words, there was no significant difference between the cut-off point determined by the Cohen method (11.73) and that of the common method (12). The other study methods, however, such as borderline regression and borderline-group methods proposed higher cut-off points, which were significantly different from that of the common
    Method
    more students failed Semiotics I using these methods. The Hofstee method cannot be used in the OSCE, as the results were insignificant.
    Conclusion
    Because there was a significant difference in the number of students who passed the exam based on the fixed score and Cohen methods, and on the borderline-group and borderline regression methods, it is recommended that the latter methods not be widely employed. In addition, it is suggested that different methods should be used to define a mean standard passing score because, according to the statistics, an accurate and efficient estimator with minimum variances accuracy should be employed to evaluate population parameters, and the mean estimator would benefit from such advantages.
    Keywords: Objective Structured Clinical Examination, Standard Score Determining Methods, Cut-off Point
  • Javaher Yari, Mahasti Alizade, Jila Khaniyan, Mahrangiz Ghasemiye Pages 51-60
    Background and Objectives
    The aim of the present study is to investigate the compatibility of public medicine internship and apprenticeship curricula with roles and responsibilities of general practitioners (GPs) from their personal perspectives at health centers, affiliated to Tabriz University of Medical Sciences, Tabriz, Iran.
    Methods
    This cross sectional analytical survey was performed on 80 GPs in East Azerbaijan province, Iran in 2014 via simple random sampling. The data collection tool included a researcher-made questionnaire, based on the curricula of community medicine internship and apprenticeship programs and a focus group discussion about GP's responsibilities. The content validity and reliability of the questionnaire were confirmed by professionals and experts of public health education. For data analysis, descriptive statistics (mean, standard deviation, frequency, and percentage) and one-sample t test were performed, using SPSS.
    Results
    On average, more than 83% of GPs in this study believed that subjects presented in public medicine internship and apprenticeship programs should remain in the curricula. More than 60% of GPs demanded the integration of subjects, including professional ethics and approaches towards preventive medicine and disease risk factors, in the internship program. In addition, more than 50% of GPs asked for the integration of accurate drug prescription and test administration in the internship program. Generally, the respondents reported a moderate to high level of compatibility between the educational content of internship (mean, 3.3±0.74; minimum, 1.1; maximum, 5) and apprenticeship (mean, 3.13±0.77; minimum, 1; maximum, 4.92) programs.
    Conclusion
    According to the results, GPs reported a medium to high level of compatibility between the curricula of internship and apprenticeship programs, as stated by GPs. They also asked for the integration of certain subjects in their curricula. Therefore, it is essential to coordinate the educational syllabus with the actual medical education needs of students in order to improve GP's efficiency and promote a community-based approach in medical education.
    Keywords: Coordination, Curricula, Internship, Apprenticeship, Responsibility, General practitioners
  • Reza Behnamfar, Mehrdad Mostaghasi Pages 61-66
    Background
    Today, information technology and communications play an important role in the promotion of education quality. Some pedagogical studies have been conducted with a focus on electronic learning. This study aims to evaluate the level and distribution of articles on electronic-learning of medical sciences in the Iranian journals of medical sciences.
    Methods
    To collect data, English- and Persian-language scientific-research journals in medical sciences published from 2011 to the end of 2015 were evaluated. Titles, keywords, and methods were searched in the most reliable journals to extract articles in line with the study objectives. The data were analyzed based on descriptive statistics using Excel software.
    Results
    According to the results of the current study, only 1 journal allocated more than 10% (14.6% of all evaluated articles) of its published articles to e-learning in medical sciences (totally 14.6%). The highest ratio of articles on e-learning in medical education to the total articles was found in the Iranian Bimonthly of Education Strategies in Medical Sciences (0.146) and Strides in Development of Medical Education (0.094); and the lowest ratio was found in the Journal of Advances in Medical Education and Professionalism (0.31).
    Conclusion
    Limitations such as hardware and software infrastructures, as well as lack of interest and time by professors were considered as barriers to study electronic skills and technology sciences and their institutionalization within the curriculum.
    Keywords: Education, Medical Sciences, Electronic Learning, Journals
  • Hatef Ghasemi, Maryam Nazm Bojnordi, Noorolah Rezaei, Ali Delbari Pages 67-74
    Background
    According to most students, neuroanatomy is difficult to learn. Although different approaches have been suggested for learning neuroanatomical correlations, it seems that none have been effective in aiding learning of afferent and efferent connections. The aim of this study was to develop an innovative method that will facilitate learning of afferent and efferent nervous system connections.
    Methods
    A total of 140 medical students at the Mazandaran University of Medical Sciences participated in the current study, of which 69 subjects were trained using traditional methods (control group). An innovative method was employed for the remaining 71 subjects (intervention group). In the intervention group, a name and figure were first allocated to each of the nervous system structures in a way that would remind students of the origin of the structure. The students created 3-part names for the allocated structures that were, if possible, humorous. The first part was the alternative name for the structure, and the second and third parts were the alternative names for afferent and efferent structures. The students learned the afferent and efferent connections through the phrases. Each group passed a 12-item pretest and posttest. Results of the tests were analyzed with SPSS using the paired t-test; P ≤ 0.05 was considered to be significant.
    Results
    There was no significant difference in the pretest scores between the study groups (control: 1.64 ± 0.86; intervention: 1.60 ± 0.89; P = 0.40). The posttest score of the intervention group (8.15 ± 1.16) was significantly higher than that of the control (3.75 ± 0.077; P
    Conclusion
    An innovative method can facilitate student learning of afferent and efferent nervous system connections.
    Keywords: Learning, Afferent, Efferent, Neuroanatomy