فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 84 (تابستان 1396)
  • پیاپی 84 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید روح الله میرنصیری *، ابوالفضل ساجدی صفحات 5-28
    از جمله مباحث مبنایی فلسفه علوم انسانی، تعیین ماهیت مفاهیم و گزاره هایی است که در نظریه های این علوم به کار می روند. ماهیت این مفاهیم و گزاره ها بستگی تام به ماهیت موضوع این علوم دارد. علامه طباطبایی، به عنوان یکی از بارزترین متفکران اسلامی، عملا به نظریه پردازی در برخی مسائل علوم انسانی دست یازیده اند. مطالعه رویکرد ایشان در این نظریه پردازی ها، خصوصا در تفسیر شریف المیزان و همچنین دقت در قراینی که در نظریه اعتباریات ایشان وجود دارد، ما را به این امر رهنمون می کند که از منظر ایشان، موضوعات علوم انسانی به دو دسته عمده حقیقی و اعتباری قابل تقسیم اند؛ البته سهم عمده از آن موضوعات اعتباری اجتماعی است که کنشگران اجتماعی به نحو ذهنی خلق می‏کنند و بنابراین مفاهیم و گزاره های به کاررفته در نظریه های علوم انسانی، اغلب اعتباری می باشند که این امر تاثیر بارزی بر هدف و روش این علوم بر جای می گذارد؛ یعنی هدف از پژوهش را به فهم، تفسیر و انتقاد از وضع موجود و در ادامه به ترسیم نظامی آرمانی بسط می‏دهد و نیز روش تفهمی و تفسیری را قبل از تشکیل قیاس- البته به نحو جدلی- و نظریه پردازی در مورد این‏گونه موضوعات ضروری می‏گرداند. طرح این گونه مباحث درنهایت می تواند تا حدودی راه محققان را در مسیر پرسنگلاخ تولید علوم انسانی اسلامی هموار و شفاف گرداند تا اینکه در ازای موضوعات مختلف علوم انسانی، هدف و روش مناسب و صحیح را برگزینند.
    کلیدواژگان: اعتباریات (The conventional)، علوم انسانی (Humanities)، علامه طباطبایی (Allamah Tabatabaei
  • قاسم ترخان* صفحات 29-52
    هر یک از پارادایم های اثبات گرایی، تفسیری و انتقادی تصویر خاصی از موضوع علوم انسانی ارائه کرده و به صورت مانعهالجمع عناصری را در آن دخیل دانسته اند. در نوشتار حاضر با تبیین عناصر پارادایمی دخیل در موضوع علوم انسانی بر اساس نگاه علامه طباطبایی و بیان تفاوت های مفهوم شناختی و وجود شناختی آنها با پارادایم های سه گانه موجود، انسان موجودی برخوردار از عقل و عقلانیت، جنبه های ثابت (فطرت) و متغیر، توان اعتبارسازی، خلاقیت و اختیار نسبی در مقابل جبر و تفویض و قابلیت ضلالت و گمراهی، انحراف پذیری که می تواند تحت سلطه نسبی عوامل بیرونی در آید، دانسته می شود.
    کلیدواژگان: عقل و عقلانیت، فطرت و شاکله، اراده و اختیار، هدایت و ضلالت، پارادایم اثبات گرایی، پارادایم تفسیری، پارادایم انتقادی
  • سید محمد حکاک* صفحات 53-72
    برهان تمانع از جمله برهان های اقامه‏شده بر یگانگی خداست. این برهان در آیه 22 سوره انبیاء آمده است. متکلمان و فیلسوفان اصطلاح تمانع را از مفاد آیه برگرفته و وضع نموده اند. آنان این برهان را ناظر به توحید در خالقیت و وجوب وجود دانسته و با این کار علاوه بر تقریر یک برهان کلامی و فلسفی، درواقع، آیه را نیز تفسیر کرده اند. استاد مطهری از جمله این گروه است اما علامه طباطبایی برهان را ناظر به توحید ربوبی می داند؛ بدان دلیل که مسئله مورد اختلاف بین قرآن و بت‏پرستان همین موضوع بوده است نه توحید خالق که مورد قبول بت‏پرستان بوده است. او در المیزان و نهایه الحکمه برهان را به گونه ای تقریر می کند که منتج به توحید رب، یعنی مالک مدبر عالم گردد. البته در نهایه الحکمه اشاره ای به آیه ندارد؛ همچنان‏که در المیزان نیز اشاره ای به بحث های متکلمان و فیلسوفان ندارد؛ به‏طوری که حتی از استعمال اصطلاح تمانع نیز اجتناب می کند. در این مقاله بعد از تقریر استاد مطهری و استاد طباطبایی، به مقایسه و ارزیابی آنها از لحاظ فلسفی و تفسیری پرداخته ایم.
    کلیدواژگان: برهان تمانع، خالق، رب، مطهری، طباطبایی
  • نجم سادات الحسینی*، قاسم پورحسن صفحات 73-106
    مرجعیت از دیدگاه کلیفورد به معنای ابتنای باورها بر صرف اعتبار شخصی یا مطلق شخص یا فرد (Authorite) است. وی بر اساس همین تعریف از مرجعیت، آن را نقد کرده، تکیه بر مرجعیت را سبب بدون دلیل شدن باور می‏داند و ازآنجاکه تمامی باورها باید مبتنی بر دلیل باشند و دلیل، تنها وجه ممیز میان باور درست و نادرست است، پس به سبب بی‏دلیلی، باور مبتنی بر مرجعیت، نادرست می گردد. وی در پی مقایسه ای اشتباه میان آموزه های مسیحیت و اسلام، مبانی توجیه باورهای دینی در دین اسلام و مرجعیت پیامبر اسلام را مطلقا رد می‏کند. او که به دنبال عقلانی‏کردن حداکثری باورهاست، مدعی است تمامی باورهای دینی غیر قابل دفاع عقلانی است. او نخستین معرفت‏شناس غربی است که متعرض توجیه باورهای دینی در اسلام شده است. کلیفورد اعتقادورزیدن بر اساس ادله و شواهد ناکافی را محکوم می‏کند و هرگونه اعتقاد، بدون ادله کافی را خطاکارانه و غیراخلاقی بر شمرده است و این حکم را در مورد همه باورها، اعم از دینی و غیردینی- جاری می‏داند. در این مقاله کوشیده‏ایم تعریف کلیفورد از مرجعیت و به تبع آن، انتقاد وی از ادیان را در توجیه باورهای دینی بررسی کرده، به بوته نقد بکشانیم.
    کلیدواژگان: کلیفورد، مرجعیت، باورهای دینی، عقلانیت، مسیحیت، اسلام
  • محمد تقی سهرابی فر* صفحات 107-138
    هایدگر در فلسفه خود به مسئله وجود و هستی می‏پردازد. از نظر او ذات هستی به نحو عینی قابل فهم نیست و برای تفسیر آن باید به تفسیر هستی انسان، یعنی دازاین پرداخت. هایدگر تفسیر دازاین را در قالب پدیدارشناسی و هرمنوتیک خاص خود ارائه می‏دهد، سپس آن را در جهت شناخت هستی به کار می‏گیرد. در دیدگاه او هستی انسان در برابر جهان هستی و سایر موجودات حالت گشودگی داشته، دارای امکانات است؛ ازاین‏رو دازاین به عنوان امر وجودی روزنه ای به سوی هستی قلمداد می شود. دازاین بر خلاف دیگرموجودات دارای ماهیت ثابت و مشخص نیست؛ ازاین‏رو تعریف انسان به حیوان ناطق و دیگرتعریف‏ها صحیح نیست. هایدگر در هرمنوتیک خود معتقد است انسان هیچ گاه با ذهن خالی سراغ فهم نمی رود، بلکه پیش‏داشت ها و منظرگاهای وجودی او را در هر فهمی همراهی می کنند و فهم انسان مسبوق به ساختاری است که در او تثبیت شده است؛ زیرا دازاین گذشته، تاریخ و فرهنگ دارد و انسان با این شاکله خاص سراغ فهم های جدید می رود و بدین‏گونه هر انسان با فهمی متفاوت، ذات و ماهیتی متفاوت خواهد داشت. سخن این است که آیا نظریه هایدگر منجر به نفی هرگونه ذات ثابت برای انسان می‏شود یا نه؟ برخی نتیجه نگرش هایدگر را نفی سرشت و ماهیت مشترک و ثابت برای انسان دانسته اند؛ اما به نظر نگارنده گرچه این استنتاج تا حدودی منطقی به نظر می‏رسد، پیچیدگی فلسفه هایدگر و برخی تفاسیر و عبارات او مانع از قطعیت این استنتاج است. در عین حال سخن هایدگر از زوایای متعدد قابل نقد است؛ زیرا برخی امور به‏طورمسلم در ذات انسان به عنوان امر ثابت نهفته است و تفاوت‏ها مربوط به تفاوت در استعدادهای شکفته و نشکفته است؛ از سوی دیگر در میان تعابیر هایدگر و برخی مفسران او می توان نوعی ثبات در ذات انسان را سراغ گرفت.
    کلیدواژگان: انسان، هایدگر، ذات، ذاتمندی، پدیدارشناسی، هرمنوتیک
  • محمد علی اخگر *، علیرضا فارسی نژاد صفحات 139-165
    نجات پیروان سایر ادیان، از جمله پرسش های بسیار مهم فلسفه دین و کلام جدید است که کارل رانر و استاد مطهری به‏طور‏جدی به آن پرداخته اند. مقاله حاضر با تطبیق آرای این دو متفکر بزرگ به عنوان ابزار پژوهش، نشان داده است که مشابه با الگوی کلی نظریه مسیحیان گمنام رانر می توان از وجود نظریه مسلمانان گمنام نزد استاد مطهری سخن گفت. درحقیقت استاد مطهری با طرح اسلام فطری و واقعی در برابر اسلام منطقه ای و ظاهری، آن دسته از پیروان سایر ادیان را که به علت قصور و دست‏نیافتن به حقانیت شریعت محمدی، به صورت رسمی و اسمی مسلمان نامیده نمی شوند، اما دارای اسلام فطری و تسلیم قلبی هستند، به صورت گمنام و غیررسمی مسلمان دانسته، آنها را به دلیل بهره بردن از اسلام فطری، مشمول نجات محسوب کرده است و شمولی همچون شمول نظریه مسیحیان گمنام برای آنها قایل می گردد.
    کلیدواژگان: رانر، مطهری، تعدد ادیان، نجات، مسیحیان گمنام، مسلمانان گمنام
  • حسن بوسلیکی* صفحات 165-194
    نظریات اخلاق هنجاری در یک دسته بندی کلی به قاعده نگر (اصل گرا) و عمل نگر (جزئی نگر) تقسیم می شوند. نظریات قاعده نگر مدعی‏اند برای قضاوت درباره درستی اخلاقی اعمال باید به یک یا چند قاعده کلی متوسل شد. نظریات قاعده نگر برخی چندقاعده ای‏اند و برخی تک قاعده ای. نظریات تک قاعده ای تلاش می کنند یک قاعده انتزاعی را برای تشخیص همه وظایف اخلاقی معرفی کنند. شاید بتوان ادعا کرد که نامدارترین نظریه تک قاعده ای، نظریه کانت می باشد. مشهورترین تنسیق امر مطلق کانت، قاعده تعمیم پذیری است. در این نوشتار بر آن‏ایم تعمیم پذیری کانت را با قاعده زرین مقایسه کنیم. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و روش تحلیل محتوا صورت گرفته است. نتیجه این مقایسه آن است که هر کدام از این دو قاعده، در ابعادی بر دیگری ترجیح دارند، ولی درمجموع قاعده زرین بسنده تر و کارآمدتر از قاعده تعمیم پذیری است.
    کلیدواژگان: قاعده زرین، قاعده سیمین، تعمیم پذیری، امر مطلق کانت
  • سید حسین فخرزارع* صفحات 195-225
    فهم هر پدیده، از جمله درک یک نظام ناگزیر از بحث روش کشف و تولید و تبیین آن می باشد. این امر زمانی که با تکیه بر دغدغه مندی ساخت نظام اجتماعی از کتاب وحی باشد، اهمیتی مضاعف می یابد. روش تحلیل در یک نظام تا به عنوان یک مسئله اساسی مورد پی جویی قرار نگیرد، ترسیم درست از نظام نیز ناممکن می باشد. روش شناسی حلقه اتصال میان فلسفه و نظریه هایی است که تمام ابعاد ذهنی و عینی نظام را به‏طورمنطقی و به شکل پازلی کامل در کنار هم قرار دهد. قرآن با توجه به ذخیره های فراوانش رویکرد جامعی ارائه می دهد که روش شناسی ناظر به واقع از آن استکشاف می شود. تعلیل به جامعیت این ذخیره ها درواقع استشهاد به جامعیت روش شناختی آن نیز می باشد که دارای ویژگی های خاصی است. این نوشتار پیوستگی سازواره عناصر کلی نظام را با تاکید بر متدلوژی کشف و بازتولید نظام اجتماعی مورد بحث قرار می دهد.
    کلیدواژگان: روش شناسی، نظریه، نظام، نظام اجتماعی، مبانی نظری
|
  • Seyed Roholah Mirnasiri * Pages 5-28
    Determining the essence of the concepts and propositions used in the theories of humanities is one of the basic discussions of the philosophy of humanities. The essence of these concepts and propositions absolutely depends on the essence of the subject of these sciences. One of the most outstanding Islamic scholars, Allameh Tabatabai, practically theorizes some aspects of humanities. Studying his approach in these theorizations, especially in his Al-Mizan interpretation, and reflecting on the context of his theory of the conventional shows that in his idea, the subjects of the humanities may be divided into two main groups: real and conventional; and most of them are social-conventional subjects mentally created by social actors. As a conclusion most of the concepts and propositions used in the theories of humanities are conventional; this has a great impact on the purpose and method of these sciences. In other words it expands the purpose of research to understanding, interpreting, and criticizing the present condition and leads to sketching an ideal system and makes it necessary to have a comprehensional the formation of a syllogism – the dialectical form - and theorization in these subjects. Posing these kinds of subjects also helps the researcher in the production of Islamic humanities to choose a correct and appropriate purpose and method in the different subjects of humanities.
    Keywords: the conventional, humanities, Theorizing, Allameh Tabatabai
  • Ghasem Targhan* Pages 29-52
    The positivistic, interpretive and critical paradigms have each presented a special picture of the humanitie's subject and have included some parameters which are mutually exclusive. Explaining the paradigmatic parameters involved in humanitie's subject based on the view of Allameh Tabatabai, and elaborating their conceptual and ontological differences with the three existing paradigms in this article, I have shown that human is regarded as abeing who benefits from reason and rationality, constant (innate disposition) and variable aspects, ability of subjective consideration , creativity and relative choice – which is in front of determination and delegation -, and having the capacity of being misguided or deviated, which can be under the relative authority of external parameters.
    Keywords: reason, rationality, innate disposition, manner, choice, compulsion, guidance, misguidance, positivistic paradigm, interpretive paradigm, critical paradigm
  • Mohammad Hakak * Pages 53-72
    Seyyed Mohammad Hakkak*
    Mutual Hindering proof is one of the proofs for God's unity. This proof is mentioned in Verse 22 of Surah Anbia'. Philosophers and theologians have extracted and set this expression based on the content of this verse. They believe this proof concerns the unity of the Creator and the necessity of being and also believe, in addition to presenting a theological and philosophical proof, they have in fact interpreted the verse as well. For example Professor Motahhari is among this group while Allameh Tabatabai believes this proof concerns the unity of Divinity because this has been the conflict between Quran and the idolaters not the unity of the Creator which was accepted by the idolaters. He explains the proof in his Al-Mizan and Nahayat-ol-Hekmah such that it ends up with the unity of Divinity, i.e. the owner and manager of the world. In fact he does not mention the verse in Nahayat-ol-Hekmah and does not mention the discussions of the theologians and philosophers in Al-Mizan such that he even avoids using the word mutual hindering. Recounting the discussions of professor Motahhari and Allameh Tabatabai, I will compare and evaluate them from the point of view of philosophy and interpretation.
    Keywords: mutual hindering proof, the Creator, the Divinity, Motahhari
  • Najmosadat Hoseiini * Pages 73-106
    Authority, in Clifford's view, means that beliefs are based on mere personal conventions. He has criticized authority, based on this definition, and claims that relying on authority results in lack of reasoning in beliefs; and since all beliefs should be based on reason and reason is the only criterion for distinguishing between correct and incorrect beliefs, thus any belief based on authority is incorrect because it lacks reasoning. He absolutely denies the authority of the Prophet of Islam (PBUH) and the principles of justification of religious beliefs in Islam because of an incorrect comparison between Islam's and Christianity's teachings. He tries to maximally rationalize beliefs and claims all religious beliefs are rationally indefensible. He is the first Western epistemologist who has talked of the justification of religious beliefs in Islam. Clifford condemns believing in something without enough evidence and reason and says any belief without enough reason is wrong and immoral and also says this is true for all beliefs, including religious and non-religious beliefs. I have tried to investigate and criticize Clifford's definition of authority and in consequence, his critique of the justification of religious beliefs in this article.
    Keywords: Clifford, authority, religious beliefs, rationality, Christianity, Islam
  • Mohamadtaghi Sohrabifar * Pages 107-138
    Heidegger explains the two subjects of being and existence in his philosophy. He believes the essence of existence may not be objectively understood and should be interpreted in the light of the interpretation of human's existence, i.e. Dasein. He interprets Dasein in his special hermeneutical and phenomenological frame and then uses it to identify existence. Human's existence, in his view, is of openness compared with the world of existence and other beings and has special abilities thus Dasein is an existential matter which opens a window to existence. Dasein does not have a constant and distinct essence like other beings, therefore defining human being as a rational animal or the other definitions are not correct. According to his hermeneutics, Heidegger believes human being never understands something with an empty mind; rather his presuppositions and existential views accompanies him in each of his understandings. Human's apprehension is based on his fixed structure; because Dasein has a past, history and culture and human being starts understanding new things based on this special structure. Therefore each person with a different understanding would have a different essence. The question is: does Heidegger's view deny any kind of constant essence for human being or not? Some believe the result of his view is that there is no constant and common essence and nature for human being but I believe this conclusion is not certain, although it seems logical to some extent, due to the complexity of Heidegger's philosophy and some of his interpretations and words. Yet Heidegger 's view may be criticized from many aspects because there are certainly some constant points hidden in human's essence and their differences is due to human's various blossomed and non-blossomed talents. On the other hand according to some of Heidegger's expressions and some interpretations of his words, a kind of stability is considered in the essence of human being.
    Keywords: human being, Heidegger, essence, essentiality, phenomenology, hermeneutics
  • Mohamadali Akhgar *, Alireza Farsinezhad Pages 139-165
    One of the most important questions in philosophy of religion and modern theology is the salvation of the followers of other religions, well discussed by Karl Rahner and professor Motahhari. Comparing the ideas of the two great scholars, I have proved that we can talk of a theory of anonymous Muslims similar to the general model of the theory of anonymous Christians of Karl Rahner. Professor Motahhari poses innate and real Islam, compared with regional and formal Islam, and says the followers of other religions who are not officially and nominally called Muslims because they have not understood the rightfulness of Islam, but have innate Islam and cordial submission, are considered unofficial and anonymous Muslims and thus benefit salvation which is similar to the inclusion of the theory of anonymous Christians for non-Christians.
    Keywords: Rahner, Motahhari, multiplicity of religions, salvation, anonymous Christians, anonymous Muslims
  • Hassan Boosaliki * Pages 165-194
    In a general classification, the theories of normative ethics are divided into norm-based (foundationalism) and practice-based (particularism)theories. According to the norm-based theories, a general norm or a multiple of them should be used to judge the ethical truth of an act. Norm-based theories are either multi-norm or single-norm theories. Single-normative theories try to find a single abstractive norm to recognize all ethical duties. Maybe the most popular single-normative theory is Kant's theory. Kant's most popular interpretation of the categorical imperative is the rule of universalizability. I will compare Kant's theory of universalizability with Golden's rule. In this research I have used librarian research methods and content-analysis method. The result of this comparison is that each of the two norms are preferred over the other in some aspects but in general, the Golden rule is more sufficient and efficient compared with the universalizability rule of kant.
    Keywords: Golden rule, Simin rule, universalizability, Kant's abstract matter
  • Seid Hosein Fakhrezare * Pages 195-225
    The discussion and elaboration of the method of discoverity and investigation and production is inevitable in understanding any phenomenon including comprehension of a system. This point would be much more important in the case of striving to form a social system deduced from a Holy Book. If the method of investigation in a system is not researched as a basic issue, a correct sketch of the system would not be possible as well. Methodology is the interconnection between philosophy and the theories which logically form all the subjective and objective aspects of a system and puts them as a puzzle together. The Holy Quran, with its extensive resources, presents a comprehensive approach based on which the realistic methodology is deduced. The comprehensiveness of these resources results in the comprehensiveness of this methodology as well which has special characteristics. I will study the continuity of the systematic elements of the general system in this article stressing on the methodology of investigation and reproduction of a social system.
    Keywords: methodology, theory, system, social system, theoretical principles