فهرست مطالب

سلامت و محیط زیست - سال دهم شماره 2 (پیاپی 36، تابستان 1396)
  • سال دهم شماره 2 (پیاپی 36، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شقایق خالدان، لعبت تقوی *، پروانه پیکان پورفرد صفحات 151-164
    زمینه و هدف
    افزایش جمعیت و در نتیجه افزایش روزافزون نیازهای بشری منجر به گسترش روزبه روز صنایع شده و مدیریت نادرست بخش های صنعتی منجر به آلودگی هر چه بیشتر اراضی و در نتیجه آسیب های جبران ناپذیر به طبیعت و موجودات زنده می گردد. لذا بررسی نقش مراکز صنعتی در آلودگی خاک یکی از مهم ترین اقدامات در زمینه کنترل آلودگی ها است.
    روش بررسی
    مجتمع صنعتی فولاد مبارکه نیز از این امر مستثنا نبوده، بدین منظور اراضی اطراف مجتمع فولاد مبارکه اصفهان انتخاب و در یک شبکه منظم km 2 در یک بافر km 10 اقدام به نمونه برداری از خاک سطحی گردید. تعداد 49 نمونه از نقاط مختلف برداشت شد. پارامترهای خاک از جمله بافت، اسیدیته و شوری اندازه گیری شد و همچنین میزان فلزات سنگین سرب و کادمیوم نیز با استفاده از دستگاه جذب اتمی شعله اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    آنالیز داده ها در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و با استفاده از تکنیک های زمین آماری نشان داد که داده ها نرمال هستند و با توجه به میزان RMS (Root mean square) کمتر مدل کروی مدلی مناسب برای بررسی تغییرات مکانی سرب و کادمیوم است. بیشترین و کمترین میزان غلظت سرب به ترتیب mg/kg 50/88و mg/kg 26/71و برای کادمیوم نیز mg/kg 6 و mg/kg 1/26 بوده است. نتایج همچنین گویای آن است که بین غلظت عناصر مذکور و ویژگی های خاک ارتباط معنی داری وجود ندارد (0/05P-value>)؛ اما بین غلظت دو عنصر با یکدیگر ارتباط معنی داری دیده شد (0/001P-value<) همچنین نتایج تحقیق حاضر نشان دهنده آن است که جهت باد غالب نقش مهمی در پراکنش سرب و کادمیوم در منطقه مورد مطالعه داشته است.
    نتیجه گیری
    نتایج بدست آمده نقش مجتمع صنعتی در آلودگی محیط را نشان می دهد. چرا که کانون اصلی سرب در شرق و جنوب غربی کارخانه فولاد مبارکه و برای کادمیوم نیز در شرق و غرب کارخانه بوده است. لذا انجام اقدامات مدیریتی و پایش دقیق تر جهت حفاظت از محیط زیست در صنعت مذکور الزامی است.
    کلیدواژگان: آلودگی، تهدید، سرب، کادمیوم، مجتمع های صنعتی
  • حسن ایروانی، حسین شجاعی فرح آبادی، مرضیه شهریاری، مجتبی نخعی پور * صفحات 165-174
    زمینه و هدف
    مونومر استایرن یک ترکیبات آلی فرار بوده که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به اثرات مخاطره آمیز این ترکیب بر محیط زیست و انسان، کنترل و حذف آن ضروری به نظر می رسد. امروزه در بین روش های حذف آلاینده ها، روش های حذف فتوکاتالیستی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. لذا این مطالعه با هدف حذف بخارات استایرن از جریان هوا با استفاده از خاصیت فتوکاتالیستی اکسید روی تثبیت شده بر روی زئولیت ZSM-5 انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، ویژگی های کاتالیست های تولید شده با استفاده از آنالیز های BET، پراش اشعه ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تعیین شد. برای تولید بخارات استایرن در دبی و غلظت مشخص، از سیستم غلظت ساز دینامیک استفاده گردید و کارایی حذف بخارات استایرن با استفاده از UV/ZnO و UV/ZSM-5/ZnO مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آنالیز XRD و تصاویر SEM نشان داد که اکسید روی تولید شده دارای ابعاد نانو است و این نانوذرات به صورت موفق بر روی زئولیت ZSM-5 تثبیت شده اند. نتایج حذف فتوکاتالیستی نشان داد که کاتالیست های ZnOو ZSM-5/ZnO بخارات استایرن در غلظت ppm50 را به ترتیب به میزان 14 و 37 درصد حذف می کند.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که تثبیت نانوذرات اکسید روی بر روی زئولیت ZSM-5 اثر افزایشی در تجزیه فتوکاتالیستی استایرن دارد. با توجه به این یافته ها، استفاده از سیستم های هیبریدی جذب و فتوکاتالیست می تواند روش مناسبی جهت حذف بخارات استایرن و دیگر آلاینده های مشابه باشد.
    کلیدواژگان: فتوکاتالیست، زئولیت ZSM-5، نانوذرات اکسید روی، استایرن
  • نبات نقشبندی، مجید عسکری حصنی* صفحات 175-186
    زمینه و هدف
    سم گلایفوزیت از سموم علف کش سیستمیک و غیرانتخابی است که برای کنترل گیاهان استفاده می شود اما اثرات مضری بر جانوران دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین غلظت کشنده گلایفوزیت و تاثیر آن بر فاکتورهای خون شناسی و تغییرات رفتاری ماهی کپور معمولی انجام شد.
    روش بررسی
    ماهیان در معرض غلظت های مختلف سم گلایفوزیت ( 5، 10، 20، 30 و mg/L 40) و یک گروه شاهد در طی h 96 قرار گرفتند. از نمونه ها خونگیری و فاکتورهای خونی سنجیده شد. در طول دوره آزمایش، میزان تلفات و رفتار های ماهیان ثبت گردید. بر اساس میزان تلفات، میزان LC50، LOEC، NOEC و MATC محاسبه شد.
    یافته ها
    در شروع آزمایش رفتار هایی مانند جهش در سطح آب، تحرک بالا و سپس تجمع در بستر و در نهایت تنفس در سطح، عدم تعادل، سستی و مرگ در تیمارهای مختلف مشاهده گردید. میزان LC50 گلایفوزیت برای این ماهی برای زمان های 24، 48، 72 و h 96 به ترتیب 36/09، 30/46، 21/78، mg/L20/05 و میزان LOEC، NOEC و MATC به ترتیب 6/66، 4/73 و mg/L 2/005 محاسبه شد. با افزایش غلظت سم تغییرات معنی داری در میزان فاکتورهای خونی شامل گلبول های قرمز و سفید، هماتوکریت، هموگلوبین، پروتئین کل، گلوکز، کورتیزول و غیره مشاهده شد (0/05P<).
    نتیجه گیری
    سم گلایفوزیت با درجه «نسبتا سمی» است و در غلظت بالا تاثیرات شدیدی بر فیزیولوژی و سیستم ایمنی ماهیان دارد. فاکتورهای خونی و تغییرات رفتاری می توانند به عنوان آزمایش تشخیصی سلامت محیط و همچنین شاخص استرس سموم در اکوسیستم های آبی استفاده شوند.
    کلیدواژگان: سموم کشاورزی، گلایفوزیت، ماهی کپور معمولی، فاکتورهای خونی، سلامت محیط
  • رضا شکوهی، امیر شعبانلو، فهیمه زمانی * صفحات 187-198
    زمینه و هدف
    ترکیبات نیتروفنل جزء متداول ترین ترکیبات سمی موجود در پساب صنایع محسوب می شوند، و در این میان 2 ،4 - دی نیتروفنل (2، 4-DNP) به عنوان سمی ترین ترکیب در این گروه مطرح است. هدف مطالعه حاضر بهینه سازی حذف 2، 4-DNP با استفاده از پرسولفات فعال شده به روش حرارتی با کاربرد روش طراحی ترکیبی مرکزی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه تجربی در یک راکتور حرارتی به حجم L 4/5 و بصورت منقطع انجام شد. در این مطالعه روش طراحی ترکیبی مرکزی همراه با روش پاسخ سطح برای طراحی آزمایش و بهینه سازی پارامترهایی نظیر pH اولیه محلول، غلظت پتاسیم پرسولفات و دما مورد استفاده قرار گرفت. همچنین تاثیر غلظت 2، 4-DNP و زمان تماس در شرایط بهینه بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد کارایی حذف 2، 4-DNP با افزایش دما و غلظت پرسولفات پتاسیم و کاهش pH افزایش می یابد. شرایط بهینه برای حذف 99 درصد 2، 4-DNP در غلظت اولیه برابرmg/L 10، زمان تماسmin 30، دمای C° 60، غلظت پرسولفات پتاسیمmM 10 و pH برابر 5 بدست آمد. در شرایط بهینه افزایش غلظت 2، 4-DNP به mg/L 50 کارایی حذف را به 73 درصد کاهش داد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد استفاده از فرایند پرسولفات فعال شده با حرارت در تجزیه 2، 4-DNP مناسب است و پارامتر دما (0/0001P<) تاثیرگذار ترین متغیر است.
    کلیدواژگان: تصفیه فاضلاب صنعتی، 2. 4 دی نیتروفنل، اکسیداسیون پیشرفته، پرسولفات فعال شده حرارتی، روش طراحی ترکیبی مرکزی
  • نرجس اکاتی، عباس اسماعیلی ساری * صفحات 199-212
    زمینه و هدف
    اطلاعات درباره تاریخچه مواجهه افراد و پایش میزان جیوه بدن را می توان از طریق تجزیه بخش های طولی مختلف تارهای مو بدست آورد. هدف از این تحقیق ارزیابی تغییرات جیوه در طول مو طی 6 ماهه گذشته و میزان جذب روزانه جیوه در زنان ساکن شهرهای بندرعباس، بوشهر و ماهشهر است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی و پرسش نامه ای ، تعداد 43 نمونه موی بلند به صورت کاملا تصادفی از زنان در خانواده های صیاد و غیر صیاد جمع آوری گردید. میزان جیوه توسط دستگاه پیشرفته آنالیز جیوه (LECO AMA ، USA) مدل 254 با روش استاندارد ASTM به شماره 6722-D تعیین گردید.
    یافته ها
    میانگین کل جیوه مو μg/g 2/31 بدست آمد آزمون ANOVA نشان داد که بین غلظت های جیوه در قطعات مختلف موی زنان تفاوت معنی داری وجود ندارد. میانگین جذب روزانه جیوه μg/kg/day 0/24 بدست آمد. متغیرهای سن، مصرف ماهی، شهر محل سکونت، خانواده صیاد یا غیر صیاد بر روی میزان جذب روزانه جیوه موثر بودند؛ اما اثر تعداد دندان های پرشده با آمالگام بر روی میزان جذب روزانه جیوه از لحاظ آماری معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    در 6 ماهه گذشته، روند جذب متیل جیوه در افراد مورد مطالعه ثابت بوده است. میزان جذب روزانه جیوه در 23 درصد از زنان مورد مطالعه از حد راهنمای JECFA فراتر بود. بنابراین با توجه به خطرهای احتمالی ناشی از مواجهه با جیوه، مطالعات ارزیابی ریسک جیوه با در نظر گرفتن همه مسیرهای مواجهه با آن در این مناطق ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: جیوه، مو، زنان، پایش زیستی
  • سعید ستوده یان*، محمد ارحامی صفحات 213-224
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر وضعیت بحرانی غلظت ذرات معلق در کلان شهر تهران به عنوان معضلی شاخص همواره مورد توجه بوده است. با توجه به محدود بودن شبکه ایستگاه های پایش آلاینده های هوا و عدم صرفه اقتصادی جهت افزایش ایستگاه های موجود، محققین استفاده از تکنیک های سنجش از دور را به عنوان روشی اقتصادی و آسان جهت دست یابی به پوشش مکانی و زمانی کامل از غلظت ذرات معلق پیشنهاد نموده اند.
    روش بررسی
    در مطالعه پیش رو پارامتر ماهواره ای عمق اپتیکی ذرات معلق (AOD) از سنجنده MODIS به همراه پارامترهای هواشناسی جهت توسعه مدل آماری اثرات اختلاط خطی و پیش بینی غلظت ذرات معلق در سطح زمین مورد استفاده قرار گرفته است. داده های AOD با وضوح مکانی km 3 برای 13 ایستگاه پایش زمینی و داده های هواشناسی برای 5 ایستگاه سینوپتیک در سطح شهر تهران برای سال 2013 استخراج شده اند.
    یافته ها
    مدل پیشنهادی توانایی پیش بینی 72-57 درصد تغییرات روزانه غلظت PM2.5 را دارا است. آنالیز زمانی مقادیر تخمین زده شده برای غلظت PM2.5 توانسته است روند موجود در مقادیر اندازه گیری شده را با دقت قابل قبولی پیش بینی نماید. بهترین عملکرد مدل طی مراحل مدلسازی و اعتبارسنجی مربوط به ماه May سال 2013 است. توزیع مکانی غلظت پیش بینی شده توسط مدل دارای همخوانی کاملی با مقادیر اندازه گیری شده در ایستگاه ها است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نقشه توزیع مکانی غلظت PM2.5 پیش بینی شده، مناطق مرکزی و شمالی به عنوان آلوده ترین بخش ها تعیین شده اند. نتایج نشان می دهد که مدل اثرات اختلاط خطی به همراه پارامتر ماهواره ای و متغیرهای هواشناسی دارای توانایی قابل قبولی جهت پیش بینی غلظت PM2.5 است.
    کلیدواژگان: عمق اپتیکی آلاینده ها، سنجنده MODIS، مدل اثرات اختلاط خطی
  • پریسا برات پور، سیدغلامرضا موسوی*، احمد الله آبادی، عشرت فتحی، سکینه شکوهیان صفحات 225-236
    زمینه و هدف
    با پیشرفت صنایع و افزایش جمعیت، آلاینده های شیمیایی نوپدیدی وارد منابع آب های طبیعی شده اند. لذا در این مطالعه پتانسیل جذب کربن فعال اصلاح شده با محلول کلریدآمونیوم (NAC) برای حذف آفت کش متولا کلر از آب های آلوده مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    تاثیر متغیرهای اساسی از جمله pH محلول، غلظت کربن فعال، غلظت اولیه متولاکلر و زمان واکنش بر حذف متولاکلر توسط کربن احیا شده با کلریدآمونیوم (NAC) و کربن فعال استاندارد (SAC) سنجیده شد.
    یافته ها
    مشخص شد که pH محلول نقش مهم و کلیدی را بر ظرفیت جذب این ماده دارد. حذف بیش از 92/4 درصد از متولاکلر با غلظت mg/L 50 در زمان تماس min 5 و دوز جاذب g/L 0/3 از کربن NAC بدست آمد، که با افزایش زمان واکنش به min 60 کارایی حذف به 100 درصد رسید. در شرایط یکسان برای کربن SAC در زمان واکنش min 5 کارایی حذف 20 درصد بوده است و در زمان min 40 به 48 درصد رسید که با افزایش زمان واکنش به min 60 تغییر چشمگیری در کارایی حذف متولاکلر حاصل نشد. سینتیک جذب غلظت های دو جاذبNAC و SAC از معادلات شبه درجه دوم پیروی می کند. حداکثر ظرفیت جذب متولاکلر روی کربن NAC و SAC براساس ایزوترم جذب لانگمویر به ترتیب mg/g 344/8 و mg/g 238/1 بدست آمد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، این نتایج نشان می دهند که جاذب کربن NAC توسعه یافته ، یک جاذب موثر با کارایی بالا در حذف آفت کش ها از جریان های آب آلوده است.
    کلیدواژگان: بقایای سموم، متولاکلر، آب آلوده، جذب، کربن فعال اصلاح شده
  • مجید کرمانی، مهدی فرزادکیا، علی اسرافیلی، یوسف دادبان شهامت، سودا فلاح جوکندان * صفحات 237-248
    زمینه و هدف
    تخلیه فاضلاب صنایع حاوی کاتکول اثرات نامطلوبی بر سلامت انسان و محیط زیست می گذارد. هدف از این مطالعه تعیین اثرات سمیت کاتکول قبل و بعد از فرایند اکسیداسیون پیشرفته (ازن زنی)، به وسیله آزمایشات آزمون زیستی توسط دافنیامگنا بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع کاربردی است که با روش آزمون زیستی دافنیامگنا، سمیت کاتکول در فرایند ازن زنی تعیین شد. ابتدا محلول استوک با غلظت mg/L 250 و پس از آن 10 نمونه که به ترتیب حاوی 0 (شاهد)، 0/5، 1، 3، 6، 12، 25، 50، 75 و 100 درصد حجمی از محلول اولیه بودند، تهیه گردید. سپس نمونه های اولیه از محلول خروجی راکتور، در درصد های حجمی مشابه تهیه شد. براساس روش استاندارد تعداد 10 عدد نوزاد دافنیامگنا در نمونه ها اضافه و مشاهده نمونه ها بعد از 24، 48، 72 و h 96 انجام شد. در نهایت LC50 و واحد سمیت (TU) با استفاده از آنالیز پروبیت (Probit Analysis) محاسبه گردید.
    یافته ها
    با توجه به نتایج، دافنیامگنا متاثر از سمیت کاتکول است LC50 (24 ساعته) پساب خام، ازmL/100 mL 13/30 پس از min 60 تصفیه بهmL/100 mL 30/4 رسید و به تبع آن واحد سمیت نیز از 7/51 واحد (TU) به 3/29 واحد کاهش یافت و سمیت 56 درصد تنزل پیدا کرد. درنهایت میزان سمیت پساب تصفیه شده در فرایند ازن زنی کاتکول کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    براساس آزمون زیستی، به نظر می رسد فرایند ازن زنی قادر است سمیت کاتکول را کاهش دهد. بنابراین می توان از این فرایند به عنوان یک گزینه برای تصفیه فاضلاب های حاوی کاتکول استفاده کرد.
    کلیدواژگان: کاتکول، سمیت، فرایند ازن زنی، آزمون زیستی، دافنیامگنا
  • فرانک اخلاقیان *، هانیه آزادی صفحات 249-258
    زمینه و هدف
    در سرتاسر دنیا، پساب هائی که حاوی آلاینده های رنگی هستند، مشکل جدی به شمار می آیند. رنگ رودامین بی که در صنایع نساجی، چرم، داروسازی، و آرایشی بکار می رود؛ دارای اثرات سرطان زائی و سمیت شدید است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی حذف رنگ رودامین بی توسط فتوکاتالیست نانوسیم اکسید روی تقویت شده با لانتانیوم (La/ZnO) است.
    روش بررسی
    در این کار، نانوسیم اکسید روی تقویت شده با لانتانیوم با روش گرمابی (hydrothermal) سنتز شد. ویژگی های فتوکاتالیست بدست آمده با روش های XRF ، XRD ، و SEM شناسائی شدند. اثر متغیرهای فرایند ناپیوسته مثل pH ، غلظت اولیه محلول رودامین بی، و مقدار فتوکاتالیست بررسی شدند. سینتیک واکنش نیز مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    تصاویر SEM ساختار شش ضلعی نانوسیم های ZnO ، و La/ZnO را نشان دادند. نتایج XRD نیز تشکیل روی با ساختار هگزاگونال ورتسایت (wurtzite hexagonal structure) را در هر دو نمونه (ZnO ، و La/ZnO) تایید نمودند. مطالعات سینتیکی نشان دادند که واکنش شبه درجه اول بود. ثابت های سرعت ظاهری ZnO ، و La/ZnO به ترتیب برابر با min-1 0/0045 و min-1 0/0074 بودند. در یک آزمایش ناپیوسته، g/L 1/25 از فتوکاتالیست La/ZnO ، محلول رودامین بی با غلظت mg/L 4/79 را در pH برابر 9 تحت تابش فرابنفش و در زمان h 4 تا راندمان 99/8 درصد تجزیه نمود.
    نتیجه گیری
    نانوسیم La/ZnO با مقدار بهینه لانتانیوم، فتوکاتالیست بهتری از نانوسیم ZnO برای تجزیه رنگ رودامین بی در محیط آبی است.
    کلیدواژگان: تصفیه پساب، رودامین بی، فتوکاتالیست، اکسید روی تقویت شده با لانتانیوم، نانوسیم
  • ویدا پاست، کامیار یغماییان *، رامین نبی زاده نودهی، محمدهادی دهقانی، منصور مومنی، مازیار نادری صفحات 259-270
    زمینه و هدف
    آلودگی های زیست محیطی ناشی از تخلیه و تلنبارکردن پسماندهای ساخت و تخریب اثرات نامطلوبی را بر روی بهداشت جامعه گذاشته است. این پژوهش با هدف انتخاب بهترین روش مدیریتی جهت دفع پسماندهای ساختمان سازی و تخریب شهر تهران در سال 1395 با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) صورت گرفت.
    روش بررسی
    این تحقیق از نوع توصیفی- کاربردی است. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و متخصصان بهداشت محیط در زمینه مدیریت پسماندهای ساختمانی بود. در این مطالعه ابتدا معیارها و همچنین گزینه های مختلف دفن بهداشتی‏ ، بازیافت و استفاده مجدد در نظر گرفته شد. سپس با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی، معیارهای مختلف امتیازدهی شد و به وسیله نرم افزار Expert Choice 11 مقایسه و آنالیز گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که در 6 سال گذشته درصد تخلیه در مراکز دفن ثابت 68 درصد، در گودهای مجاز 9 درصد و در مراکز استحصال 23 درصد بود. اولویت نهایی معیارها با توجه به معیار اقتصادی به ترتیب شامل استفاده مجدد (0/492)، بازیافت (0/274) و دفن بهداشتی (0/235) بود. همچنین با توجه به معیار زیست محیطی به ترتیب استفاده مجدد (0/492)، بازیافت (0/373) و دفن بهداشتی (0/198) گزارش شد و با توجه به معیار اجتماعی به ترتیب دفن بهداشتی (0/5)، بازیافت (0/279) و استفاده مجدد (0/222) بود.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه گزینه استفاده مجدد با وزن 0/439 بهترین گزینه دفع و گزینه بازیافت با وزن 0/312 دومین ارجحیت و همچنین گزینه دفن در زمین با وزن 0/250 به عنوان گزینه نهایی انتخاب شد.
    کلیدواژگان: نخاله های ساختمانی، توسعه پایدار، تحلیل سلسله مراتبی
  • سیده لیلا موسوی، عطا شاکری *، محمد نخعی صفحات 271-280
    زمینه و هدف
    هیدروکربن های آروماتیک حلقوی (PAHs) گروه بزرگی از آلاینده های آلی هستند که از دو یا چند حلقه بنزنی تشکیل شده اند.PAHs بدلیل خواص سرطان زائی و جهش زایی بالا در انسان توجه گسترده ای را به خود جلب کرده اند. لذا در این تحقیق سعی شده است با اندازه گیری غلظت PAHs در منطقه مورد مطالعه میزان ریسک سلامت را مورد ارزیابی قرار دهیم.
    روش بررسی
    36 نمونه خاک از بخش مرکزی شهرستان بندرعباس جمع آوری شد. آنالیز نمونه ها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی انجام شد. همچنن جهت تعیین منشاء مدل فاکتور ماتریس مثبت (PMF) مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت کل PAHs در نمونه های خاک mg/kg 1/46 است. شاخص ریسک افزایش تدریجی سرطان در طول عمر (ILCR) برای خاک در معرض PAHs برای کودکان 6-10 × 4/95 و بزرگسالان 6-10 × 1/06 بدست آمد.
    نتیجه گیری
    ارزیابی ریسک اکولوژیکی نشان داد که غلظت تمام گونه های PAHs به جز دی بنزو(h،a)آنتراسن و اسنفتن کمتر از مقدار تاثیرات با دامنه کم است. نتایج برآورد ILCR نشان داد که ساکنان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس به طور بالقوه در معرض خطر ابتلا به سرطان از طریق هر دو مسیر بلع و تماس پوستی قرار دارند. نتایج مدل PMF چهار منشاء، احتراق سوخت فسیلی (14 درصد)، احتراق زیست توده (13 درصد)، انتشار از وسایل نقلیه (36 درصد) و احتراق سوخت فسیلی/ نفت خام (37 درصد) را شناسایی کرد.
    کلیدواژگان: خاک، هیدروکربن های آروماتیک حلقوی، فاکتور ماتریس مثبت، بندرعباس، ایران
  • سهراب مظلومی*، عباس اسماعیلی ساری، نادر بهرامی فر، مظاهر معین الدینی صفحات 281-292
    زمینه و هدف
    گرد و غبار خیابانی یکی از منابع مهم ورود ذرات معلق و فلزات سنگین همراه آنها به اتمسفر است. این مطالعه با هدف بررسی میزان آلودگی فلزات سنگین در گرد و غبار خیابانی شهر تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیکی آنها انجام شد.
    روش بررسی
    نمونه برداری از گرد و غبار خیابانی در شرق و غرب تهران انجام و پس از آماده سازی نمونه ها، غلظت فلزات سنگین بوسیله دستگاه ICP-MS اندازه گیری شد. میزان آلودگی فلزات سنگین گرد و غبار خیابانی با استفاده از شاخص زمین انباشتگی، شاخص آلودگی، شاخص آلودگی تجمعی، فاکتور غنی شدگی و شاخص ریسک اکولوژیک ارزیابی شد.
    یافته ها
    شاخص ها نشان دادند گرد و غبار خیابانی هر دو منطقه مورد مطالعه از نظر عناصر Li، Al، Ti، V، Cr، Mn، Fe، Ni، Sr و Ba غیرآلوده بوده و منشاء این عناصر عمدتا منابع طبیعی است اما عناصر Cd، Cu، As، Zn، Sn و Pb آلودگی متوسط تا بالایی نشان دادند. این عناصر در هر دو منطقه درجه غنی شدگی بسیار بالا تا شدیدا بالا داشتند و منشا آنها عمدتا منابع آنترپوژنیک است. شاخص ریسک اکولوژیک برای منطقه شرق ریسک اکولوژیکی متوسط و برای منطقه غرب ریسک اکولوژیکی پایین نشان داد.
    نتیجه گیری
    بالاتر بودن میزان Pb در منطقه نمونه برداری شرق باعث شده است که این منطقه ریسک اکولوژیکی بالاتری نشان دهد. لذا گرد و غبار خیابانی در این منطقه از نظر آلودگی به فلزات سنگین به ویژه Pb و منابع ورود آن به محیط باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: گرد و غبار خیابانی، شاخص زمین انباشتگی، شاخص آلودگی، شاخص آلودگی تجمعی، فاکتور غنی شدگی
|
  • Sh Khaledan, L. Taghavi *, P. Paykanpour Fard Pages 151-164
    Background And Objective
    Population explosion and human ever-increasing demands has been resulted in industrialization which its mismanagement led to land pollution and consequently irreversible harm to nature and living organisms. Thus, it is an important measure to investigate the role of industrial centers in soil pollution.
    Materials And Methods
    We studied Mobarakeh Steel Industrial Complex and surface soil samples were taken in a regular grid with a dimension of 2 km of a 10 km buffer zone. 49 samples were taken from different sites. Soil parameters such as texture, pH and salinity were analyzed and concentrations of heavy metals including lead and cadmium were measured using flame atomic absorption spectrometry.
    Results
    Data analysis in the GIS environment using geostatistical techniques showed that a spherical model is a good model to investigate the spatial variability of lead and cadmium. The lowest and highest lead concentrations were 88.50 and 71.26 mg/kg and that of Cd was 6 and 26.1 mg/kg, respectively. No significant relationship between the heavy metals and soil properties (P-value>0.05). However, the correlation between two elements was significant (P-value
    Conclusion
    The results showed the role of the industrial complex in the environmental pollution. The hot spot for lead was eastern and southwestern parts of the steel complex and for Cd it was in eastern and western parts. Proper management and more accurate monitoring are necessary to protect the environment in the complex industry.
    Keywords: Pollution, Threat, Lead, Cadmium, Industrial complex
  • H. Irvani, H. Shojaee - Farah Abady, M. Shahryari, M. Nakhaei Pour * Pages 165-174
    Background And Objective
    Styrene monomer is a volatile organic compound that is used in the various industries. Due to the hazardous effects of this chemical substance on the environment and humans, control and elimination of this vapour is necessary. Therefore, the aim of this study was to remove the styrene vapors from air flow using photocatalytic activity of zinc oxide immobilized on ZSM-5 zeolite.
    Materials And Methods
    In this experimental study, the fabricated catalysts were characterized using analysis of BET, X-ray diffraction (XRD) and scanning electron microscopy (SEM). Dynamic Concentrator System were used to generate styrene vapors at a certain concentration and flow, and then removal efficiency of the styrene vapors was investigated using UV/ZnO and UV/ZSM-5/ZnO.
    Results
    The results of XRD analysis and SEM images showed that produced zinc oxide had nano dimensions. In addition, these nanoparticles was successfully stabilized on ZSM-5 zeolite. The results of the photocatalytic removal showed that ZnO and ZSM-5/ZnO catalysts at the concentrations of 50 ppm eliminated the styrene vapor 14% and 37%, respectively.
    Conclusion
    Findings of this study showed that stabilization of zinc oxide nanoparticles on ZSM-5 zeolite had an ssynergistic effect on the photocatalytic degradation of styrene. According to this finding, the use of adsorption-photocatalyst hybrid systems can be an appropriate technique to remove styrene vapors and other similar pollutants.
    Keywords: Photocatalyst, Styrene, ZSM-5 zeolite, Zinc oxide nanoparticle
  • N. Naqshband, M. Askari Hesni * Pages 175-186
    Background And Objective
    Glyphosate is a non-selective, systemic herbicide that can control most plants, but it has harmful effects on organisms, especially aquatic animals. Static bioassays were made to determine acute toxicity of glyphosate and its effects on haematological parameters and behavior changes of common carp (Cyprinus carpio).
    Materials And Methods
    Common carp were exposed to different concentrations of glyphosate (5, 10, 20, 30 and 40 mg/L) and a control group for 96 h. After that, blood and plasma factors were measured in blood samples. Mortality rate and fish behavioral were recorded during the experiments. LC50, LOEC, NOEC and MATC were calculated by Probit software according to mortality rate in any treatment.
    Results
    In the early period of the experiment, fish in toxic media were jumping in water and showed high movements. Then after, the behavior such as breathing in surface, loss of balance, weakness and finally death were observed in the different treatments. LC50 value and 95% confidence limit of glyphosate in 24, 48, 72 and 96 h were 36.09, 30.46, 21.78 and 20.05 mg/L for common carp, respectively. The LOEC, NOEC and MATC were calculated as 6.66, 4.73 and 2.005 mg/L. The Significant changes that were observed in blood factors included RBC, WBC, Hct, Hb and plasma factors such as total protein, glucose, cortisol and other factors when the pesticide concentration was increased (P
    Conclusion
    Results showed that glyphosate had a high effect on common carp and it its physiology and immune system. Haematological parameters may be used as an environmental health diagnostic test and stress indicator for agriculture pesticides in aquatic ecosystems.
    Keywords: Pesticides, Glyphosate, Cyprinus carpio, Blood factors, Environmental health
  • R. Shokohi, A. Shabanloo, F. Zamani * Pages 187-198
    Background And Objective
    Nitrophenols are among the most common and toxic compounds in industrial effluents that 2, 4 dinitrophenol (2, 4-DNP) is the most toxic compound in this group. The object of this study was to optimize the removal of 2, 4-DNP by thermally activated persulfate using a central composite design.
    Materials And Methods
    This study was performed on a batch thermal reactor with a volume of 4 L. In this study, a central composite design (CCD) with RSM method was used for designing and optimizing the operation parameters such as initial pH of solution, potassium persulfate concentration and temperature. The effect of 2, 4-DNP concentration and reaction time at optimum conditions were also investigated.
    Results
    The results indicated that the degradation rate of 2, 4-DNP was enhanced by increasing the concentration of persulfate and reducing temperature and pH. The optimum conditions for the highest degradation efficiency (99%) were as initial concentration 10 mg/L, reaction time 30 min, temperature 60 °C, Potassium persulfate concentration 10 mmol/L, and pH 5. At the optimum conditions, when 2, 4-DNP concentration was increased to 50 mg /L, the 2, 4-DNP degradation rate decreased to 73%.
    Conclusion
    This study indicated that the heat-activated PS oxidation could be an efficient approach for decomposition of 2, 4-DNP. Temperature was the most influential variable in this regard (P-value
    Keywords: Industrial wastewater treatment, 2.4-Dinitrophenol, Advanced oxidation, Heat activated persulfate, Central composite design method
  • N. Okati, A. Esmaili - Sari * Pages 199-212
    Background And Objective
    Information about the history of exposed individuals to mercury and monitoring mercury levels in body can be obtained by analyzing the longitudinal section of hair. The aim of this study was to analyze changes of mercury concentrations in hair length and daily mercury intake in women living in Bandar Abbas, Bushehr and Mahshahr cities.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional and questionnaire study, 43 hair samples were randomly collected from women in fisher and non-fishermen families. Mercury concentrations were determined by LECO AMA 254, Advanced Mercury Analyzer (USA) according to ASTM standard NO.D-6722.
    Results
    The mean mercury concentration in hair was 2.31 μg/g. ANOVA test showed that there is no significant difference among the mercury concentrations in the various parts of hairs. The mean daily mercury intake was 0.24 μg/kg/day. Age, fish consumption, city of residence, fishermen and non-fishermen family had a statistically significant effect on the daily mercury intake in the women but the number of dental amalgam filling variable had no significant effect on the daily mercury intake.
    Conclusion
    During the 6 month period that the study was conducted, the methyl mercury uptake in the women was steady. The daily intake of mercury in 23% of the women was exceeded JECFA guidelines. Also, according to possible risks for mercury exposure, it is necessary to study on mercury risk assessment, considering all possible routes for mercury exposure in these cities.
    Keywords: Mercury, Hair, Women, Biomonitoring
  • S. Sotoudeheian *, M. Arhami Pages 213-224
    Background And Objective
    In the recent decade, critical condition of particulate matters (PMs) concentration is considered as one of the most important issues in Tehran megacity. Due to sparse spatial distribution of air quality monitoring stations and economic considerations, researchers proposed remote sensing technique as a fast and economical way to obtain complete spatial and temporal coverage of PM concentrations.
    Materials And Methods
    In this study, aerosol optical depth (AOD) retrieved by MODIS along with meteorological parameters were used to develop statistical linear mixed effect (LME) model and estimating ground-level PM2.5 concentrations. AOD data with a spatial resolution of 3 km from 13 monitoring stations and meteorological data from 5 synoptic stations were extracted over Tehran during 2013.
    Results
    The results showed that the proposed model was able to explain about 57%-72% of daily PM2.5 concentration variations. Temporal analysis of predicted PM2.5 concentrations could follow the curve trend which was obtained from the observed PM2.5 measurements with a reasonable level of accuracy. Best performance of the model was in May 2013 during a model-fitting and cross-validation practice. Also, the spatial distribution of the estimated PM2.5 concentrations was consistent with the measured values in the monitoring stations.
    Conclusion
    Based on the spatial distribution map of the estimated PM2.5, central and northern parts of Tehran were the most polluted areas in the study region. The result showed that the LME model using the satellite-derived AOD and meteorological variables could provide an accurate prediction of ground-level PM2.5 concentrations.
    Keywords: PM2.5, Aerosol optical depth, MODIS, Linear mixed effect model
  • P. Baratpour, G. Moussavi *, A. Alahabadi, E. Fathi, S. Shekoohiyan Pages 225-236
    Background And Objective
    With industrial development and population growth, the emerging contaminants enter into the natural water resources. Therefore, adsorption potential of Ammonium Chloride-induced activated carbon (NAC) to remove metolachlor pesticide from contaminated water was investigated in this study.
    Materials And Methods
    The effects of operational conditions including solution pH, NAC concentration, metolachlor initial concentration and contact time on the removal of metolachlor by Ammonium Chloride-induced activated carbon (NAC) and standard activated carbon (SAC) were studied.
    Results
    Over 92.4% of 50 mg/L metolachlor was adsorbed using 0.3 g NAC/L within 5 min, and by increasing the reaction time to 60 min the removal efficiency reached to 100%. Under similar experimental conditions, standard activated carbon (SAC) could only adsorb 20% of metolachlor within 5 min and increase of contact time to 40 min caused the improvement of metolachlor adsorption onto SAC to 48%. The adsorption onto SAC was not influenced by the contact time over 40 min. Kinetic analysis showed that experimental adsorption data for both NAC and SAC were best fitted to the pseudo-second-order model. The maximum adsorption capacities of metolachlor onto NAC and SAC calculated by the Langmuir model were 344.8 and 238.1 mg/g, respectively.
    Conclusion
    Generally, these results showed that developed NAC was an efficient adsorbent with high removal efficiency for eliminating the halogenated pesticides from the contaminated water streams.
    Keywords: Pesticides residuals, Metolachlor, Contaminated water, Adsorption, Modified activated carbon
  • M. Kermani, M. Farzadkia, A. Esrafili, Y. Dadban Shahamat, S. Fallah Jokandan* Pages 237-248
    Background And Objective
    Discharge of industrial wastewater containing Catechol has adverse effects on human and environmental health. Purpose of this study was to determine the effects of catechol toxicity before and after advanced oxidation process (ozonation process) by bioassay test with Daphnia Magna.
    Materials And Methods
    This study is an applied research in which the toxicity of catechol was determined by Daphnia Magna bioassay test during the ozonation process. First, Catechol stock solution was prepared at a concentration of 250 mg/L. Then, 10 samples were prepared that each contained 0 (control), 0.5, 1, 3, 6, 12, 25, 50, 75 and 100% of volume of primary solution. Initial samples were prepared from reactor effluent in the same volume as those of the samples. According to standard method, 10 Daphnia infants were added to each sample. The samples were observed after 24, 48, 72 and 96 hours. Finally, lethal concentration (LC50) and toxicity unit (TU) were calculated using Probit analysis.
    Results
    According to the results, Daphnia magna was affected by the toxicity of catechol. LC50 (24-hour) for raw effluent was increased from 13.30 mL/100 mL to 30.4 mL/100 mL after 60 minutes Treatment. The toxicity unit was decreased from 7.51 TU to 3.29 TU accordingly, showing reduction of 56% in toxicity. The toxicity of the treated effluent decreased during ozonation process of catechol.
    Conclusion
    Based on the bioassay test, ozonation process was able to reduce the toxicity of catechol. Therefore, this process can be used as an option to treat wastewater that contains catechol.
    Keywords: Catechol, Toxicity, Ozonation process, Bioassay, Daphnia magna
  • F. Akhlaghian *, H. Azadi Pages 249-258
    Background And Objective
    All around the worlds, wastewater containing dye pollutants are considered serious problem. Rhodamine B dye which is used in textile, leather, drug, and cosmetic industries exert carcinogenic and strong toxic effects. The aim of this research was to remove of Rhodamine B dye by nanowires of zinc oxide doped with lanthanum.
    Materials And Methods
    In this work, nanowire of zinc oxide doped with lanthanum was synthesized by hydrothermal method. The obtained photocatalyst was characterized by XRF, XRD, and SEM method. Effects of batch process variables such as pH, initial concentration of Rhodamine B, and photocatalyst dose were investigated. The kinetics of the reaction was also studied.
    Results
    The SEM images showed a hexagonal structure of ZnO, and La/ZnO nanowires. XRD results also confirmed the formation of ZnO with wurtzite hexagonal structure in both samples (ZnO and La/ZnO). The kinetics studies showed that the reaction was a pseudo first order. The apparent constants of ZnO and 2%La/ZnO nanowires were 0.0045 min-1 and 0.0074 min-1; respectively. In a batch experiment, the degradation yield of 99.8% was obtained at operating conditions of 1.25 g/L of 2% La/ZnO photocatalyst, initial concentration of Rhodamine B solution 4.78 mg/L, and pH=9 under ultra violet irradiation for 4 h.
    Conclusion
    The nanowire of La/ZnO with an optimum load of lanthanum has a better photocatalytic activity than nanowire of ZnO for degradation of Rhodamine B in aqueous solution.
    Keywords: Photocatalyst, Rhodamine B, Wastewater treatment, Zinc oxide doped with lanthanum, Nanowire
  • V. Past, K. Yaghmaeian *, R. Nabizadeh Nodehi, Mh Dehghani, M. Momeni, M. Naderi Pages 259-270
    Background And Objective
    Environmental pollution due to dumping construction and demolition wastes has adverse effects on public health. This study aimed to select the best method for managing construction and demolition wastes disposal in Tehran by AHP.
    Materials And Methods
    This research was a descriptive study. The study population consisted of environmental health experts in the field of construction waste management. Initially, criteria and alternatives for construction waste management, recycling and reuse and landfilling were identified and classified. Using Analytical Hierarchy Process (AHP), different outcomes were compared based on scoring by Expert Choice 11 software.
    Results
    The results of this study showed that the discharge percentage in the permanent landfills was 68%, in temporary pits was 9% and in recovery centers was 23% in the last 6 years. The final priority of criteria with respect to the economical criterion was reuse (0.492), recycling (0.274) and landfilling (0.235), respectively. Also, according to the environmental criterion, the scores for reuse, recycling and landfilling were 0.492, 0.373 and 0.198 respectively. Based on social criterion the calculated scores were 0.5, 0.279 and 0.222 for landfilling, recycling and reuse, respectively.
    Conclusion
    In this study, the reuse option with the weight of 0.439 was the best disposal option; and the recycling option with the weight of 0.312 was the second priority. Landfilling showed the lowest score with the weight of 0.250.
    Keywords: Construction, demolition waste, Sustainable development, Analytical Hierarchy Process (AHP)
  • Sl Mousavi, A. Shakeri *, M. Nakhaei Pages 271-280
    Background And Objective
    Polycyclic aromatic hydrocarbons (PAHs) constitute a large class of organic compounds that are composed of two or more fused aromatic rings. Due to their potential mutagenic, carcinogenic and teratogenic effects on human health, PAHs have attracted particular concern. Therefore, in this study it was attempted to measure the PAHs concentration in the study area to evaluate the health risk.
    Materials And Methods
    36 samples were taken from the central district in Bandar Abbas county to investigate the degree of contamination, sources and health risk of polycyclic aromatic hydrocarbons (PAHs). Analysis of the samples was performed using gas chromatography. ÎØÇی ÊÑÌãåAlso, PMF Model was used to determine the possible sources.
    Results
    The total PAHs concentration had a mean value of 1. 48 mg/kg in the soil samples. The total incremental life time cancer risk (ILCR) due to exposure to PAHs in soil is 1. 06 × 10−6 for an adult and 4. 95 × 10−6 for children. The results estimated for ILCR indicated that residents live in the central district of Bandar Abbas county are potentially exposed to cancer risk via both dust ingestion and dermal contact.
    Conclusion
    The ecological risk assessment of PAHs showed that the levels of all types of PAHs were lower than the lower value of effects range, except for dibenzo (a, h) antheracene and acenaphthene. The estimated results of ILCR indicated that Bandar Abbas county central district residents are potentially exposed to cancer risk via both ingestion and dermal contact. The PMF analysis identified four sources that were included fossil fuel combustion (14%), biomass combustion (13%), vehicular emissions (36%) and fossil fuel combustion/unburned petroleum (37%).
    Keywords: Soil, PAHs, PMF, Bandar Abbas, Iran
  • S. Mazloomi *, A. Esmaeili - Sari, N. Bahramifar, M. Moeinaddini Pages 281-292
    Background And Objective
    Street dust is considered as one of the important sources of particulate matters and heavy metals in the atmosphere. The goal of this study was to assess the heavy metals pollution in street dust of Tehran and evaluate their ecological risk.
    Materials And Methods
    The sampling of street dust was carried out in two areas at the east and west of Tehran. After preparation of samples, the concentration of heavy metals was measured by ICP-MS. The pollution level of heavy metals in the street dust was assessed using geo-accumulation index (Igeo), pollution index (PI), integrated pollution index (IPI), enrichment factor (EF) and ecological risk index (RI).
    Results
    The results of the calculations of the indices showed that the street dust in both studied areas was non-polluted with Li, Al, Ti, V, Cr, Mn, Fe, Ni, Sr and Ba. The origin of these elements was mainly natural sources. However, Cd, Cu, As, Zn, Sn and Pb had medium to high level of contamination. These elements had a very high to extremely high enrichment in both areas. Their origin was mainly anthropogenic sources. The ecological risk index indicated a moderate ecological risk for the east and a low ecological risk for the west area.
    Conclusion
    The higher level of lead in the East is the main reason of higher ecological risk of this area. Therefore, the heavy metals pollution of the street dust, especially lead and its enterance into the environment, should be considered in this area.
    Keywords: Street dust, Geo-accumulation index, Pollution index, Integrated pollution index, Enrichment factor