فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و چهارم شماره 3 (پیاپی 68، پاییز 1396)
  • سال بیست و چهارم شماره 3 (پیاپی 68، پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/16
  • تعداد عناوین: 19
|
  • علی محبی، فرهنگ قصریانی، مینا بیات، غلامحسین رحمانی، قاسم خداحامی، قاسمعلی ابرسجی، محمدعلی دهقانی تفت، فریده ثقفی خادم صفحات 474-485
    جهت بررسی حد بهره برداری مجاز گونه مرتعی Stipa barbata تعداد 5 سایت در مراتع نمونه فلور رویشی نیمه استپی کشور انتخاب و در هریک از سایت های انتخاب شده، در آغاز فصل چرای متداول و مرسوم در هر منطقه، در هر سایت 40 پایه یکسان از گونه مذکور انتخاب شده و از چرا محفوظ ماندند،از 40 پایه انتخاب شده برای گونه، 10 پایه اول بعنوان تیمار شاهد ،10 پایه دوم تیمار 25 درصد برداشت، 10 پایه سوم تیمار50 درصد برداشت و 10 پایه چهارم تیمار 75 درصد برداشت مورد بررسی قرار گرفت. هر پایه در هر تیمار بعنوان یک تکرار در نظر کرفته شد، برای بدست آوردن تولید و میزان برداشت از روش simulation استفاده شد. برخی ویژگی هایی دیگر از قبیل مرگ ومیر، ارتفاع، میزان تولید بذر پایه ها پس از اعمال تیمار نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند، دادها در طول سنوات تحقیق جمع آوری و در قالب طرح آماری کرت های خرد شده با طرح پایه کاملا تصادفی و با استفاده از نرم اقزارهای SAS وSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، میانگین صفت مورد بررسی با آزمون دانکن مورد مقایسه قرار گرفت، اثر متقابل تیمارها، با استفاده از مدل AMMI و به کمک نرم افزار IRRISTAT تجزیه و تحلیل گردید. پس از مشخص شدن حد بهره برداری مجاز گونه مورد بررسی در هر یک از سایت ها و تلفیق نتایج حاصل، مشخص گردید که شدت برداشت 50 درصد می تواند بعنوان درصد برداشت مجاز گونه Stipa barbata در سایت های مشابه این منطقه رویشی در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: بهره برداری مجاز، Stipa barbata، نیمه استپی
  • شهلا قادری، علیرضا امیریان چکان، آمنه کریم زاده، معصومه دیفرخش، جواد پوررضایی صفحات 486-495
    پوشش گیاهی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر پایداری و تعادل اکوسیستم ها است و شناخت دقیق عواملی که باعث استقرار و پراکنش آن می شوند، برای مدیرت پایدار منابع طبیعی ضروری است. با توجه به اهمیت زیاد خاک در تنوع و پراکنش پوشش گیاهی، مطالعه کنونی با هدف شناخت جوامع گیاهی و بررسی روابط بین پوشش گیاهی با خصوصیات خاک در حوزه آبخیز چمران بهبهان در استان خوزستان انجام گرفت. برای نمونه برداری، ابتدا منطقه بر اساس پیمایش های صحرایی به شش واحد همگن تقسیم و در هر واحد تعداد ده پلات یک متر مربعی مستقر شد. در هر پلات درصد پوشش تاجی، درصد سنگ و سنگریزه، درصد خاک لخت و تعداد گونه ها یادداشت و نمونه های گیاه و خاک برداشت شد. نمونه های گیاهی بر اساس منابع معتبر شناسایی و آزمایش های رایج فیزیکی و شیمیایی روی نمونه های خاک انجام شد. از آنالیز تطبیقی قوس گیری شده و آنالیز تطبیقی متعارفی جهت بررسی پوشش گیاهی و تاثیر عوامل خاکی بر پوشش گیاهی استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، شش زیر اجتماع گیاهی در منطقه شناسایی گردید که منطبق با شش واحد همگن تفکیک شده بودند. نتایج حاصل از بررسی گونه های گیاهی نشان داد که 49 جنس گیاهی و 20 تیره در منطقه وجود داشت که تیره Asteraceae با 9 جنس تیره غالب و تروفیت با 63 گونه (49%)، فرم رویشی غالب بود. همچنین نتایج حاصل از آنالیز چند متغیره حاکی از وجود ارتباط معنی دار بین عوامل خاک و جوامع گیاهی بود و نتایج آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد به جز رس، پتاسیم و pH، سایر خواص خاک اختلاف معنی داری را بین زیر اجتماعات گیاهی نشان دادند. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که خواص خاک می توانند شاخص مناسبی در تفکیک جوامع گیاهی و پراکنش آن ها باشند و همچنین پوشش گیاهی می تواند به عنوان معیاری مناسب برای تفکیک واحدهای همگن خاک در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: پراکنش پوشش گیاهی، جوامع گیاهی، خصوصیات خاک، آنالیز چندمتغیره
  • غلامحسین رحمانی، فرهنگ قصریانی، محمد شریفی یزدی، محمدرضا کدوری صفحات 496-510
    در این تحقیق اثر شدت های مختلف برداشت از علوفه سال جاری و همچنین اثر سال( با میزان بارندگی متفاوت) بر میزان تولید علوفه 3 گونه مرتعی Stipa arabica، Oryzopsis holciformisوPoa bulbosa در سایت نیمه استپی کوه پنج در استان کرمان در4 سال متوالی از 1386تا 1389 به منظور تعیین حد بهره برداری مناسب این گونه ها، بررسی شد زیرا با توجه به تحمل میزان گونه های مرتعی نسبت به چرا، می توان حد بره برداری مناسب از تیپ های گیاهی را مشخص نمود. نتایج حاصل با طرح آماری کرت های خرد شده در زمان در قالب طرح پایه کاملا تصادفی (CRD) در 4 تکرار، جداگانه برای هر گونه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.در گونه Stipa arabica میانگین تولید علوفه تیمار 50 درصد با تیمار شاهد و تیمار 25% تفاوت معنی داری نداشت که نشان می دهد این گونه، برداشت 50% را بخوبی تحمل می کند اما میانگین تولید علوفه تیمار برداشت 75% نسبت به تیمار شاهد 1/29 درصد کاهش را نشان داد. که از لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشت. کاهش میانگین تولید تیمارهای 50% و 75% نسبت به تیمار شاهد در گونه Oryzopsis holciformis به ترتیب 75/19 و 55/33 درصد و در گونه Poa bulbosa به ترتیب 5/17 و 2/41 بود که نشان داد واکنش جبرانی گونه Stipa arabica نسبت به این گونه ها در شرایط تحقیق انجام شده بهتر بود. بنابراین می توان حد برداشت50 درصد را برای گونه Stipa arabicaو برای گونه های Oryzopsis holciformis و Poa bulbosa حد برداشت 25 درصد را پیشنهاد نمود. نتایج نشان داد در سالهای کم باران رشد جبرانی گونه های مورد مطالعه به اندازه سال های پر باران نبود. بنابراین حد بهره برداری پیشنهادی که بیانگر میزان تحمل این گونه ها نسبت به چرای دام می باشد، برای شرایط نرمال از لحاظ بارندگی توصیه می شود. البته برای تعیین حد بره برداری از مرتع باید علاوه بر آگاهی از حد بهره برداری مجاز گونه های مرتعی باید وضعیت، فرسایش پذیری خاک و گرایش مرتع نیز در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: حد بهره بردای مجاز، Stipa arabica، Oryzopsis holciformis، Poa bulbosa، سایت کوه پنج
  • مریم دانشگر، رضا عرفانزاده، حسن قلیچ نیا صفحات 511-520
    در روش جوانه زنی که روشی مرسوم جهت مطالعه بانک بذر خاک است، همه بذرها قادر به جوانه زنی نبوده و این روش در شناسایی گونه هایی با بذرهای خفته ناکارامد است. بنابراین کاربرد تیمارهای مناسب در کنار روش جوانه زنی به منظور شکست خواب بذرها جهت ارزیابی دقیق خصوصیات بانک بذر خاک یک امر ضروری است. این تحقیق با هدف مقایسه تراکم، غنای گونه ای و سرعت جوانه زنی بذرهای بانک بذر خاک با استفاده از تیمارهای شیمیایی مختلف شکست خواب بذر انجام شد. نمونه گیری از خاک منطقه قرق پلور در اوایل فروردین ماه سال 1391 به شکل تصادفی- سیستماتیک انجام گردید. تعداد 10 پلات 4 متر مربعی در طول دو ترانسکت در منطقه مستقر گردید و نمونه های خاک از دو عمق (5-0 و 10-5 سانتی متر) به وسیله اوگر برداشت شد. سپس نمونه های خاک به پنج قسمت مساوی تقسیم و هر قسمت پس از تیمار به صورت خیساندن خاک در محلول اسید جیبرلیک (ppm 500) به مدت 48 ساعت، H2O2 (1%) به مدت 48 ساعت، KNO3 (1/0% و 2/0%) به مدت 72 ساعت و تیمار شاهد مورد کشت قرار گرفتند. به مدت سه ماه تمامی بذرهای جوانه زده به صورت هفتگی در گلخانه شناسایی و شمارش شدند. برای اندازه گیری اثرات تیمارهای شکست خواب، عمق و اثرات متقابل این دو بر تراکم و غنای گونه ای بانک بذر از آزمون (GLM) و جهت مقایسه سرعت جوانه زنی در بین تیمارها از آزمون (ANOVA) استفاده شد. جهت بررسی تاثیر عمق نمونه برداری بر ذخیره بذری خاک در هر یک از تیمارها از آزمون t جفتی استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین تراکم بذر در متر مربع عمق سطحی خاک در تیمار اسید جیبرلیک (2/4827 عدد) به طور معنی داری بیشتر از تیمارهای پراکسید هیدروژن (7/942 عدد)، نیترات پتاسیم 1/0 درصد (8/382 عدد)، نیترات پتاسیم 2/0 درصد (6/356 عدد) و تیمار شاهد (4/585 عدد) بود. همینطور در عمق پائینی خاک بیشترین تراکم معنی دار بذور به ترتیب مربوط به تیمار اسید جیبرلیک و پراکسید هیدروژن بود. میانگین غنای گونه ای در عمق اول و دوم تیمار اسید جیبرلیک به ترتیب 9/2 و 9/1و در تیمار پراکسید هیدروژن به ترتیب 6/2 و 7/1 به طور معنی داری بیشتر از سایر تیمارها بدست آمد (P<0.05). همچنین نتایج نشان داد که سرعت جوانه زنی بذرها در تیمار اسید جیبرلیک با اختلاف معنی داری بیشتر از بقیه تیمارها بود (P<0.05). به طور کلی نتیجه گیری شد که کاربرد تیمارهای شیمیایی شکست خواب بذر همچون اسید جیبرلیک در ارزیابی بانک بذر خاک به روش جوانه زنی می تواند منجر به ارتقای کیفیت نتایج گردد.
    کلیدواژگان: اسید جیبرلیک، تراکم، جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، غنای گونه ای
  • عسگر حسین زاده، قدرت الله حیدری، حسین بارانی، حسن زالی، احسان زندی اصفهان صفحات 521-530
    شناخت عوامل تخریب منابع طبیعی و تاثیر آن بر زندگی مردم فرصتی است برای مدیران تا یک راهبرد کلان را جهت توسعه پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی برنامه ریزی نمایند. هدف این پژوهش بررسی وضعیت مراتع عشایر ایل شاهسون دامنه های کوه سبلان و ارتباط آن با تعداد دام می باشد. در این راستا 4 سامان عرفی دلی قاسم، لاله لو، نبی چمنی و آرخ بندی با توجه به اهداف تحقیق انتخاب گردید و جامعه آماری آن 70 نفر از بهره برداران (صاحبان پروانه چرا) بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 58 نمونه (نفر) انتخاب گردید. ابزار تحقیق پرسش نامه بوده که از طریق مصاحبه مستقیم با بهره برداران با روش تصادفی ساده در منطقه تکمیل گردید. متغیر وابسته در این تحقیق وضعیت مراتع بوده که با استفاده از عکس روش شش فاکتوری محاسبه گردیده است. با استفاده از نرم افزار SPSS میزان همبستگی وضعیت مراتع از طریق آزمون پیرسون با فاکتور تعداد دام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همچنین نرخ دام گذاری با استفاده از مقایسه میانگین های آزمون دانکن انجام شد. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان می دهد بین وضعیت مراتع با، تعداد دام بهره برداران منطقه رابطه منفی معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر هر چه تعداد دام و دستیابی برای درآمد سالیانه بالاتر بیشتر باشد، میزان وضعیت مراتع کاهش می یابد. به نظر می رسد می توان با پیاده کردن برنامه های نظارتی، مدیریتی صحیح و اجرای پروژه های اصلاحی و احیایی ضمن تعادل دام و مرتع شرایط را در جهت بهبود وضعیت و تولید علوفه در هر سامان عرفی افزایش داد. این امر بطور مستقیم و غیر مستقیم بر میزان درآمد سالیانه بهره برداران موثر بوده و با جلوگیری از تخریب مراتع حفظ پایداری اکولوژیکی و تعادل اجتماعی محدوده های عرفی را با اشتغال پایدار تضمین می نمائید.
    کلیدواژگان: تعداد دام، وضعیت مرتع، مسائل اقتصادی، زندگی عشایر، ایل شاهسون
  • آزاده گوهردوست، امیر سعدالدین، مجید اونق، علی نجفی نژاد صفحات 531-540
    سطح زمین در مقیاس آبخیز، موزاییک پیچیده ای از قابلیت ها و خطرات محیطی(نقطه تعارض جامعه و طبیعت) به شمار می رود که شدت و ارزش عددی سود و زیان آنها برای مقاصد آمایش سرزمین و توسعه پایدار با مدل های عینی و ذهنی مختلف قابل ارزیابی است. در شناسایی مناطق خطر، ابتدا به ارزیابی وضعیت فعلی آبخیز مورد مطالعه از لحاظ فیزیکی (فرسایش خاک، کیفیت آب)، اکولوژیکی (نوع و تراکم پوشش گیاهی) و اقتصادی (درآمد) پرداخته شده است. بدین منظور مدل SWAT، شاخص های WQI و NDVI استفاده شد. وضعیت اقتصادی با کمک تجزیه و تحلیل پرسشنامه های تکمیل گردید. همچنین حد آستانه شاخص های بالا به تفکیک مشخص شدند. برای بررسی هریک از پارامترهای فرسایش از فرمول ریاضی اسکیدمور، کیفیت آب با استفاده از استانداردهای حدمجاز و مطلوب آب آشامیدنی، وضعیت پوشش گیاهی از استاندارد حداقل اندازه متوسط لکه و در نهایت برای وضعیت اقتصادی از شاخص خط فقر روستایی استفاده شد. با مقایسه اطلاعات وضعیت فعلی و آستانه ، مناطقی که از حد آستانه گذشته اند شناسایی شدند. نتایج نشان داد 5/20 درصد منطقه بالاتر از آستانه فرسایشی قرار دارند. 15 درصد از منطقه پایین تر از حد آستانه اکولوژیکی قرار دارد. متوسط درآمد سالانه خانوار روستاییان زیر خط فقر می باشد. شناخت مناطق خطر و استفاده از رویکرد آمایش سرزمین خطرمدار در جایابی موثرتر فعالیت های مدیریتی نقش مهمی دارد. این تحقیق می تواند سمت و سوی پروژه های ضروری در عرصه آبخیز را مشخص و منجر به تعیین اولویت های اجرایی به نحوه موثرتر گردد.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، حد مجاز یا آستانه، مناطق خطر(بحرانی)، آبخیز چهل چای، مینو دشت، استان گلستان
  • محمد پاسندی، سیدعلی حسینی، عبدالله کاویان صفحات 541-550
    این تحقیق برای تعیین ترکیبات شیمیایی و قابلیت هضم 5 گونه مرتعی نسبتا خوشخوراک شامل: Frankenia hirsuta، Halocnemum strobilaceum، Halostachys caspica، Plantago coronopus،Salsola turcomanica در مراتع شور و قلیای شمال استان گلستان انجام شد. نمونه برداری گیاهان مورد مطالعه بطور تصادفی در دو مرحله رشد فنولوژیکی (رویشی و رسیدن بذر) انجام گرفت. شاخص های ماده خشک، پروتئین خام، دیواره سلولی بدون همی سلولز(ADF)، لیگنین و خاکستر در آزمایشگاه با روش های استاندارد تعیین شدند. قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی با استفاده از شیرابه شکمبه گاومیش به روش Invitro تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار و 5 تکرار استفاده شد. نتایج نشان داد که مراحل فنولوژیکی و گونه بر اغلب شاخص های کیفی اندازه گیری شده دارای تفاوت معنی داری بود. با افزایش سن گیاه مقدار پروتئین خام، قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، انرژی قابل هضم و قابل متابولیسم کاهش یافت در صورتیکه ماده خشک، ADF و لیگنین افزایش یافت. در هر دو مرحله فنولوژیکی، گونه S. turcomanica دارای کمترین درصد ADF بود در صورتیکه گونهP. coronopusدارای بیشترین درصد بود. بیشترین و کمترین درصد لیگنین به ترتیب در گونه های F. hirsute و S. turcomanica مشاهده شد. کاهش مقدار پروتئین خام در اثر مرحله فنولوژیکی در گونه های F. hirsute وH. caspicaبیشترین و در گونه S. turcomanicaکمترین بود. بیشترین درصد قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی در هر دو مرحله فنولوژیکی در گونه S. turcomanicaمشاهده شد و اختلاف معنی داری با گونه های دیگر داشت. نتایج کلی نشان داد که گونه S. turcomanica کیفیت علوفه ای بالاتری در مقایسه با گونه های دیگر دارد و کیفیت علوفه گونه ها در مرحله رویشی بیشتر از مرحله بذردهی بود.
    کلیدواژگان: ترکیبات شیمیایی، قابلیت هضم، مرحله رشد، گیاهان شورپسند، استان گلستان
  • الهام رفیق، کمال الدین ناصری، منصور مصداقی، فریدون ملتی صفحات 551-560
    پایش، به مشاهدات منظم و طولان مدتی گفته می شود که موجب تشخیص زودهنگام تغییرات، ارزیابی و پیشگویی آنها شود. ویژگی هایی که تاکنون در علوم منابع طبیعی مورد پایش قرار گرفته اند غالبا محدود به ترکیب و ساختار پوشش گیاهی بوده‏اند و عملکرد اکوسیستم کمتر مورد توجه بوده است. روش تجزیه‏وتحلیل عملکرد چشم‏انداز (LFA) یک روش پایش عملکرد اکوسیستم هاست که به پایش عملکرد چشم انداز طی زمان و یا در طول مکان می‏پردازد. تحقیق پیش‏رو به بررسی اثر شدت چرا (چرای سنگین، چرای متوسط و عدم چرا) و همچنین جهت جغرافیایی بر عملکرد اکوسیستم محدوده سد طرق مشهد می پردازد. بر اساس روش مورد استفاده در این مطالعه، لکه های موجود در منطقه چهار گروه لکه به نام های بوته‏ای، گندمی، فورب و سنگ و چهار گروه فضای بین لکه ای به نام های خاک لخت، خاک پوشیده از سنگ و خاک با پوشش توام قطعات سنگی و لاشبرگ تشخیص داده شدند. نتایج مقایسه‏ی سه سایت از نظر هر سه پارامتر عملکردی روش LFA (پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصرغذایی) نشان داد افزایش شدت چرا به طور معنی‏داری منجر به کاهش عملکرد اکوسیستم مورد مطالعه شده است به نحوی که مقدار H به‏دست آمده از آزمون کروسکال والیس برای آن‏ها به ترتیب18.86، 12.08 و 17.17است که در هر سه حالت از مقدار کای اسکور جدول بیشتر است. همچنین مقایسه ی انواع لکه ها و فضاهای بین لکه‏ای (8گروه) با یکدیگر نیز نشان داد که بین این گروه ها نیز تفاوت عملکردی معنی‏داری وجود دارد. از این منظر لکه های فورب و گندمی در بیشتر سایت ها دارای بالاترین عملکرد و لکه های سنگ و فضای بین لکه‏ای خاک لخت در بیشتر سایت ها دارای کمترین عملکرد بودند. مقایسه ی جهات گروه بندی شده یعنی شمالی-غربی با جنوبی-شرقی نیز نشان داد گروه شمالی-غربی از نظر هر سه پارامتر عملکردی دارای امتیاز بالاتری از گروه جنوبی-شرقی است.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل عملکرد چشم انداز(LFA)، لکه و فضای بین لکه ای، عملکرد، پایداری، نفوذپذیری، چرخه عناصرغذایی.‬‬‬‬‬
  • بررسی و مقایسه تنوع گونه ای گیاهان دو عرصه تحت چرا و قرق مراتع استان لرستان (مطالعه موردی: شمال شرق شهرستان دلفان)
    امیر میرزایی موسی وند، احسان زندی اصفهان، فرشاد کیوان بهجو صفحات 561-570
    هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات قرق بر تغییرات تنوع پوشش گیاهی تحت شرایط چرا و حفاظت از چرا در مراتع شمال شرق شهرستان دلفان (دامنه های کوه گرین) در استان لرستان بود. بدین منظور تعداد 120 پلات 1*1 مترمربعی در طول 12 ترانسکت در چهار طبقه ارتفاعی (در هر طبقه ارتفاعی 3 ترانسکت) به طول 100 متر به روش تصادفی - سیستماتیک در هر کدام از مناطق قرق و چرا شده در نظر گرفته شد. سپس در پلات فهرست گونه های موجود، تراکم، درصد تاج پوشش، لاشبرگ، سنگ و سنگریزه، خاک لخت و تولید ثبت گردید. برای ارزیابی شاخص های عددی تنوع، از نرم افزارEcological Methodology 6.2 استفاده و شاخص های عددی تنوع و یکنواختی محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در محیط نرم افزارSPSS18 انجام گرفت. بر اساس نتایج حاصل از برداشت های صحرایی، تعداد 132 گونه گیاهی متعلق به 30 تیره و 104 جنس شناسایی شد که در عرصه قرق و تحت چرا به ترتیب 124 و 108 گونه موجود بود. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های فراوانی گونه ها در دو عرصه، نشان داد که تمامی شاخص های عددی از نظر غنا، یکنواختی و تنوع گونه ای در عرصه قرق بیشتر از عرصه تحت چرا بودند. درصد تاج پوشش گندمیان چندساله، فورب ها و لاشبرگ در داخل قرق نسبت به خارج قرق افزایش و درصد پوشش گندمیان یکساله، بوته ای ها و خاک لخت کاهش داشت. تراکم گندمیان چندساله و فورب ها در داخل قرق نسبت به خارج قرق افزایش و تراکم بوته ای ها کاهش داشت، همچنین مقدار تولید در منطقه قرق نسبت به منطقه تحت چرا افزایش نشان داد.
    کلیدواژگان: قرق، تنوع گونه ای، غنای گونه ای، تولید، دلفان
  • سیده محدثه احسانی، غلامعلی حشمتی، رضا تمرتاش صفحات 571-580
    در این تحقیق، با استفاده از روش تجزیه و تحلیل عملکرد عرصه طبیعی (LFA)، پایداری، چرخه عناصر غذایی و نفوذپذیری خاک در مراتع ییلاقی ولویه کیاسر ارزیابی گردید. برروی لکه های گیاهی، در 7 نقطه ارتفاعی (با 100 متر فاصله) از 1600 تا 2200 متر از سطح دریا، پارامترهای یازده گانه سطح خاک، در دو جهت شمال و جنوب و بر روی 14 ترانسکت 50 متری در جهت شیب غالب منطقه ارزیابی گردید. جهت مقایسه شاخص های سه گانه پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر غذایی در دو جهت شمال و جنوب از آزمون t مستقل و جهت مقایسه شاخص های مختلف سه گانه مذکور در نقاط مختلف ارتفاعی در هر یک از جهت ها، از آزمون تجزیه واریانس و مقایسه میانگین در محیط نرم افزاری SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد که در دو جهت شمال و جنوب از نظر شاخص پایداری و چرخه عناصر غذایی اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد وجود دارد که نسبت به حالت ایدهٱل آن (100 درصد)، فاصله زیادی را دارا می باشد. در حالی که از نظر شاخص نفوذپذیری بین دو جهت اختلاف معنی داری مشاهده نشد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که نفوذپذیری در هر دو جهت شمالی و جنوبی در نقاط مختلف ارتفاعی، اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد دارد به طوری که در هر دو جهت نقطه ارتفاعی 2100 بیشترین عملکرد را داشته است. از طرفی نتایج نشان دهنده تطابق استفاده از روش LFA در این تحقیق و پژوهش های دیگر دارد که این بر دقیق بودن و سرعت بالای این روش نسبت به روش های دیگر می افزاید.
    کلیدواژگان: عملکرد اکوسیستم، لکه گیاهی، پایداری خاک، ولویه کیاسر
  • زهرا محبی، غلامعلی حشمتی صفحات 581-590
    الگوی لکه ای پوشش گیاهی در بسیاری از نقاط جهان به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک شناخته شده است. مطالعه تاثیر این لکه ها بر ویژگی های سطح خاکاز جمله، فرسایش،رسوب، روانآب، نفوذپذیری و غیره اهمیت زیادی دارد. هدف از این تحقیق بررسی اثر لکه های گیاهی مختلف بر شاخص های کیفی سطح خاک در مراتع حوزه آبخیزفرامان استان کرمانشاه می باشد. با استفاده از روش تحلیل عملکرد چشم انداز (LFA)، 11 پارامتر سطح خاک در چهار نوع لکه گیاهی( بوته، پهن برگ علفی، بوته-گندمیان و بوته-علفی) در پنج تکرار اندازه گیری و در قالب شاخص های پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر غذایی خاک برای هر لکه گیاهی طبقه بندی صورت گرفت. برای نشان دادن معنی دار بودن اختلاف بین تغییرات میانگین شاخص ها از سه آزمون دانکن، دانت و LSD در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که لکه گیاهی بوته-گندمیانبیشترین مقدار را در هر سه شاخص پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر غذایی دارد. بر اساس آزمون های آماری(در سطح اطمینان 05/0)، در شاخص پایداری خاک،بین لکه بوته-گندمیان و بقیه لکه های گیاهی( بجز بوته)،و خاک لخت اختلاف معنی دار وجود داشت، در شاخص نفوذپذیری خاک، بینلکه بوته-گندمیان با سایر لکه های گیاهی و خاک لخت اختلاف معنی دار بود و در شاخص چرخه عناصر غذایی خاک، فقط بین لکه مذکور (بوته-گندمیان)و خاک لخت اختلاف معنی دار وجود داشت. بنابراین بالا بودن میزان پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر غذایی خاک در لکه گیاهی بوته-گندمیان نسبت به سایر لکه ها، می تواند معرف خوبی برای حفاظت خاک در این مراتع باشد. روش LFA، می تواند روش مناسبی برای تعیین بهترین نوع لکه گیاهی برای افزایش پایداری و نفوذپذیری خاک و در نتیجه جلوگیری از فرسایش و تخریب خاک در مناطق مختلف باشد.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل عملکرد چشم انداز، حوزه آبخیز فرامان کرمانشاه، شاخص های کیفی سطح خاک، فرسایش و رسوب، لکه های گیاهی
  • اردوان قربانی، اردشیر پورنعمتی، امین پورعلی، میکاییل بدرزاده، علی تیمورزاده صفحات 591-600
    این تحقیق با هدف امکان سنجی استفاده از چارچوب کانون های بحران در ارزیابی تخریب مراتع دامنه شمالی سبلان، با این فرض که با افزایش فاصله از کانون های بحران تخریب مرتع کمتر می شود، انجام گرفت. در سه کانون بحرانی حیدرآباد، قلی بیگلو و ارباب کندی، در سه شدت چرایی سنگین، متوسط و سبک با شرایط اکولوژیکی تقریبا همگن از سطح یک ترانسکت 100 متری، با پلات های یک متر مربعی پارامترهای پوشش گیاهی و از عمق 30-0 سانتی متری سطح خاک نمونه برداری انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها شامل: تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها، ارزیابی شاخص های تنوع و یکنواختی، تجزیه خوشه ایو تجزیه به مولفه های اصلی انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها نشان داد که روند تغییرات در میزان تولید کل زیتوده هوائی در فواصل اول تا سوم به ترتیب 60/84، 90/100، 80/119 و تاج پوشش 10/33، 90/35، 20/43 دارای روند مشخص و افزایشی در روستای قلی بیگلو مطابق با فرضیه تحقیق بود (05/0>p)، ولی در روستاهای ارباب کندی و حیدرآباد این فرضیه تایید نشد (05/0p>). همچنین، در تجزیه و تحلیل کلی سه روستا نتایج نشان داد که پارامترهایی مانند تراکم، سنگ و سنگریزه، لاشبرگ، شن، اسیدیته و شوری دارای روند تغییرات مشخص و تایید کننده فرضیه تحقیق بودند (05/0>p)، ولی سایر پارامترها فرضیه تحقیق را تایید نکرد (05/0p>). در روستای ارباب کندی شاخص های تنوع و یکنواختی دارای روند افزایشی با فاصله از روستا می باشند، بیشترین مقدار تنوع شاخص شانون-واینر در جهت شرق، در شیب 20 درصد و برابر با 88/3 است. شاخص های تنوع روستای حیدرآباد دارای روند کاهشی ولی شاخص های یکنواختی از روند خاصی پیروی نمی کنند، بیشترین مقدار این شاخص در جهت شمال، شیب 30 درصد که برابر با 32/3 می باشد. در مقابل نتایج شاخص های تنوع و یکنواختی روستای قلی بیگلو فاقد روند مشخص و شاخص تنوع در جهت جنوب، شیب 20 درصد بیشترین بوده که برابر با 33/3 به دست آمده است. همچنین، نتایج گروه بندی روش های چند متغیره نشان داد که سایت های با وضعیت چرای مختلف با مشارکت تمامی پارامترها قابل تفکیک نمی باشند. هرچندکه، در ابتدای طرح تلاش گردید که واحدهای همگن در قالب سه روستا و در سه فاصله انتخاب گردد، ولی با توجه به شرایط مراتع سبلان شمالی و موقعیت روستاهای قابل تعریف، امکان تفکیک و تعیین مناطق همگن بطور کامل میسر نبوده است. در مناطق کوهستانی مانند شمال سبلان تغییر در عوامل پوشش گیاهی و خاک تنها تحت تاثیر گرادیان چرا نیست، بلکه عوامل دیگری مانند ارتفاع و عوامل وابسته به آن مانند بارندگی در فواصل مختلف کانون بحران موثر می باشند. لذا، با توجه به ترکیب گیاهی و تبدیل و تخریب صورت گرفته در این مراتع و پراکنش کانون های بحرانی روستا، استفاده از این چارچوب در ارزیابی تخریب مناسب نمی باشد.
    کلیدواژگان: ترکیب و تنوع، کانون بحران، شدت چرا، گرادیان چرایی، استان اردبیل
  • فاطمه علیلو، فرشاد کیوان بهجو، اسماعیل شیدای کرکج، رضا احمدخانی، جواد معتمدی صفحات 601-610
    در پژوهش حاضر، اثر مدیریت چرای دام بر روی ویژگی های عملکردی و ساختاری اکوسیستم در مراتع کوهستانی خوی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی این ویژگی ها، سه سایت مدیریتی دام با شدت های چرایی سبک (مرجع) ، متوسط و سنگین در مراتع دیزج بطچی خوی در استان آذربایجان غربی انتخاب شدند. در هر یک از مناطق مذکور با استفاده از روش تصادفی- سیستماتیک در امتداد ترانسکت 50 متری لکه های اکولوژیک از هریک از فرم های رویش گراس، بوته، فورب و ترکیبی و فضای بین لکه ای (خاک لخت) انتخاب و از هر یک از لکه ها 5 تکرار جهت امتیازدهی به هر یک از شاخص های 11 گانه خاک بر حسب دستورالعمل روش تجزیه و تحلیل عملکرد چشم انداز در نظر گرفته شد شامل؛ پوشش سطح خاک، یقه گیاهان، پوشش نهانزادان، لاشبرگ، وهمچنین منشا لاشبرگ، شکنندگی پوسته خاک، شدت و نوع فرسایش، میزان لاشبرگ ترکیب شده با خاک، میکرو توپوگرافی سطح خاک، مقاومت پوسته سطح خاک در برابر رطوبت و بافت خاک بودند. در امتداد ترانسکت برداشت داده ها و اندازه گیری شاخص های ساختاری طول و عرض لکه های اکولوژیک انجام شد. در نهایت با استفاده از نرم افزار LFA سه شاخص عملکردی خاک مراتع شامل پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر غذایی برای هر یک از لکه ها و فضای بین لکه ای به دست آمد. نتایج مقایسه آماری میانیگن شاخص های مختلف نشان داد که افزایش شدت چرا باعث تغییر در ویژگی های ساختاری و عملکردی می شود و مناطق مختلف چرایی با یکدیگر از نظر ویژگی های مورد مطالعه باهم دارای تفاوت معنی داری بوده که این تفاوت در تیمارهای چرایی سبک و متوسط جزئی است. به عبارتی افزایش شدت چرا باعث تخریب لکه های اکولوژیکی شده و فاصله بین لکه ها افزایش یافته و تخریب لایه سطحی خاک باعث افزایش فرسایش خاک و در نتیجه کاهش ویژگی های عملکردی را به دنبال داشته است. به طوری که اختلاف میانگین ویژگی های پایداری، نفوذپذیری و چرخه عناصر سایت چرایی کم با متوسط برابر 05/3، 58/4 و 9/6 بوده در حالی که اختلاف میانگین این ویژگی ها در سایت های چرایی کم و سنگین به ترتیب برابر 26/3، 75/16 و 96/49 است.
    کلیدواژگان: شاخص های سطح خاک، دیزج بطچی، عملکرد خاک، ساختار اکوسیستم، شدت چرا
  • رسول مهدوی، اعظم علی عیوضی دختک، حمید غلامی، علیرضا کمالی صفحات 611-620
    تلفیق فنون سنجش از دور (RS) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، ابزار مهمی برای انجام مطالعات شناسایی منابع ماسه بشمار می رود. این مهم، زمان و هزینه عملیات مکان یابی منابع ماسه ای را کاهش می دهد. در این تحقیق با استفاده از تکنیک های پردازش تصویر و به کمک داده های رقومی 8 Landsat و سنجنده OLI کانونهای برداشت رسوبات بادی در شهرستان رودبار جنوب شناسایی گردید. جهت انجام کار، ابتدا تصحیح رادیومتریک بر روی داده اعمال و با استفاده از شاخص فاکتور مطلوبیت (OIF) بهترین ترکیب باندی تعیین گردید بطوریکه ترکیب باندی (5،6،7) مناسبتر تشخیص داده شد. در مرحله بعد، تصاویر به سه روش متوازی السطوح، حداقل فاصله و حداکثر شباهت طبقه بندی شدند. برای ارزیابی صحت طبقه بندی، برداشت های زمینی با استفاده از سیستم مختصات یاب جهانی (GPS) انجام گرفت. در نهایت از چهار معیار صحت کلی، ضریب کاپا، دقت تولید کننده و دقت کاربر جهت بیان صحت طبقه بندی استفاده شد. نتایج حاصل از سه متد طبقه بندی نشان می دهد بیش از 50 درصد مساحت منطقه مطالعاتی، در طبقه مناطق برداشت رسوبات بادی قرار گرفته است که عمدتا شامل اراضی کشاورزی، خشکه رودها و اراضی شور و سطوح شلجمی شکل در واحد پلایا می باشد. نتایج حاصل از ارزیابی دقت نشان می دهد که الگوریتم حداکثر شباهت با دقت کلی 54/95 درصد و ضریب کاپا 9/0 نسبت به دو الگوریتم دیگر دقت بیشتری دارد. جهت استخراج نقشه های مناطق برداشت رسوبات و کانون های فرسایش بادی با صحت بالاتر، استفاده از تصاویری با قدرت تفکیک مکانی بالا نظیر Ikonos وQuick Bird پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: سنجش از دور، OLI 8 Landsat، فرسایش بادی، منشا برداشت، رودبارجنوب
  • ابراهیم کیخا، حمید نیک نهاد قرماخر صفحات 621-630
    روش تجزیه و تحلیل عملکرد چشم انداز (LFA) از روش های نوین ارزیابی مرتع بوده و مبتنی بر شاخص های عملکرد اکوسیستم است. تعیین میزان اعتبار و صحت روش های ارزیابی ارائه شده، به منظور نیل به نتایج بهتر و دقیق تر و نیز تعیین میزان کارایی آنها در مناطق مختلف، از اهمیت به سزایی برخوردار است. تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان صحت و کارایی روش LFA در مراتع قشلاقی غرب شهرستان گنبدکاووس واقع در استان گلستان انجام شد. برای این منظور پس از شناسایی و تعیین قطعات اکولوژیک و فضای بین قطعات، شاخص های ارزیابی روش LFA(نفوذپذیری، پایداری و چرخه عناصر غذایی) با استفاده از 11 پارامتر سطحی خاک با 10 تکرار در عرصه مرتعی تعیین گردید. نفوذپذیری خاک از طریق استقرار حلقه تکی فلزی در عرصه و پایداری و کربن آلی خاک به ترتیب ازطریق روش های الک تر و والکلی - بلاک در آزمایشگاه، اندازه گیری شدند. میزان تبعیت شاخص های ارایه شده توسط روش LFA از اندازه گیری های صحرایی و آزمایشگاهی به عنوان مبنای صحت شاخص ها درنظر گرفته شد. نتایج این بررسی نشان داد که دو شاخص پایداری (551/0 R=) و چرخه عناصر غذایی (485/0 R=) دارای صحت متوسط (6/0 - 4/0R=) بوده و کاربرد آنها در مدیریت مراتع منطقه مورد مطالعه قابل توصیه است. شاخص نفوذپذیری خاک (219/0 = R) دارای صحت کم (4/0- 2/0R=) بوده و لذا کاربرد آن در مدیریت مراتع منطقه مورد مطالعه، قابل توصیه نمی باشد .
    کلیدواژگان: LFA، نفوذپذیری، پایداری، چرخه عناصر غذایی
  • سیدعلی حسینی، علی احسانی صفحات 631-640
    یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در تعیین زمان مناسب ورود و خروج دام از مرتع مطالعه فنولوژی گیاهان می باشد. علاوه بر آن با مطالعه فنولوژی زمان مناسب جمع آوری بذر، ارزش غذایی گیاهان و مدیریت مرتع مشخص خواهد شد. در این تحقیق مراحل مختلف فنولوژی 10 گونه از مهمترین گیاهان مرتعی در منطقه سرعلی آباد گرگان به مدت 4 سال(2007-2010) به منظور شناخت تاریخها و مدت زمان بروز پدیده های مهم فنولوژیکی انجام گرفت. رشد طولی و مراحل فنولوژیک گونه ها از قبیل تاریخ های شروع رویش، مرحله رشد رویشی، گل دهی ، رسیدن و ریزش بذر، دوره خواب گیاه و رشد مجدد پاییزه یادداشت گردید. نتایج حاصل از فنولوژی گیاهان نشان می دهد اغلب گندمیان در اوایل خرداد در مرحله ظهور خوشه و غالب پهن برگان علفی در مرحله گل دهی می باشند لذا از این حیث گیاهان آمادگی لازم برای ورود دام به مرتع در اوایل خرداد می باشند با این تفاوت که در ترسالی ها سال های مرطوب زمان ورود دام در مناطق دشتی 10 روز و در مناطق کوهستانی نیز نسبت به مناطق دشتی یک الی دوهفته دیرتر انجام شود. در بین گونه های گندمیان Agropyrum intermedium و Agropyrum trichophorum و در بین پهن برگان علفی Medicago sativa دیرتر به مرحله گل دهی و تشکیل بذر می رسند. بهترین زمان جمع آوری بذر اغلب گندمیان بجز A. intermedium وA. trichophorum که اواسط شهریور است، در اواسط تیر ماه می باشد، در پهن برگان علفی مثل Trifolium repens و Medicago lupulina در اوایل تیر، ‍Centaurea zuvandica در اواسط تیر و Medicago sativa اواخر تیر می باشد.
    کلیدواژگان: فنولوژی، گیاهان مرتعی، Festuca ovina، Bromus tomentellus، Centaurea zuvandica سرعلی آباد گرگان
  • علیرضا محمودی، مرضیه مکرم، فاطمه عابدی صفحات 641-650
    کمیت و کیفیت آب شرب دام در مرتع از عوامل مهم در تعیین شایستگی مرتع برای چرای دام می باشند. کیفیت نامناسب آب بر سلامت دام ها و بازده تولیدی آنها اثر نامطلوب خواهد داشت. با توجه به اهمیت کیفیت آب برای شرب دام این تحقیق با هدف تعیین کیفیت آب شرب دام در مراتع قشلاقی خلیل آباد انجام شد. در این مطالعه به منظور تهیه نقشه کیفیت آب شرب برای بز از روش فازی در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) استفاده شد. برای این منظور، بعد از نمونه برداری از مکان های شرب دام بز، فاکتورهای TDS، EC، Mg2+ وNa+ برای نمونه ها تهیه شد. به منظور تهیه نقشه پهنه بندی هر یک از فاکتورها، از روش میانگین عکس فاصله استفاده شد. نتایج این پهنه بندی نشان داد که کیفیت آب شرب منطقه از نظر سدیم بین 2 تا 96/84 میلی گرم بر لیتر قرار دارد. همچنین مقدار منیزیم بین 03/216 تا 72/875 میلی گرم بر لیتر می باشد. در حالیکه میزان هدایت الکتریکی آب (EC) منطه مورد مطالعه بین 37/2016 تا 4/12597 میکروموس بر سانتی متر می باشد. همچنین میزان TDS بین 59/245 تا 19/5909 میلی گرم بر لیتر می باشد. همچنین برای همگن کردن نقشه های پهنه بندی کیفیت آب از روش فازی استفاده شد و هر یک از نقشه ها بین 0 تا 1 با استفاده از تابع عضویت قرار داده شد. بعد از تهیه نقشه فازی برای هر یک از پارامترها و همپوشانی آن ها با استفاده از روش AHP، نتایج نشان داد که 71 درصد از وسعت منطقه (معادل 16/7 کیلومتر مربع) دارای کیفیت متوسط برای شرب دام بز دارند و 17 درصد از وسعت منطقه (معادل 71/1 کیلومتر مربع) بدون کیفیت برای شرب دام می باشد. به طور کلی قسمت های شمال و شمال غرب منطقه دارای کیفیت آب خوبی برای شرب دام بز محسوب می شود.
    کلیدواژگان: کیفیت آب شرب، دام بز، روش فازی، خلیل آباد
  • سیدعلی موسوی، ابوالفضل رنجبر فردویی، سیدحجت موسوی، سیدجواد ساداتی نژاد صفحات 651-660
    فرسایش خاک متاثر از عوامل فرسایش پذیر و فرساینده است و مدل سازی منطقه ای فرسایش پذیری می تواند معیاری برای برآورد میزان هدررفت خاک و تخریب اراضی محسوب شود. هدف از این پژوهش مدل سازی فرسایش پذیری در منطقه خوروبیابانک با استفاده از مولفه های فیزیکی خاک، فیزیونومی زمین و پوشش گیاهی از طریق روش های تحلیل آماری است. بدین منظور ابتدا تعداد 33 نمونه خاک در امتداد سه ترانسکت از واحدهای پلایا تا کوهستان از عمق 0تا50 سانتیمتر برداشت گردید. سپس از طریق تجزیه و تحلیل های آزمایشگاهی مقادیر عناصر ماسه، رس، سیلت، کربن و ماده آلی اندازه گیری شد و مقادیر عامل فرسایش پذیری (K) و شاخص فرسایش پذیری خاک (SEI) محاسبه گردید. علاوه براین در این نقاط پارامترهای فیزیونومی زمین نظیر مقادیر شیب، ارتفاع و جهت شیب، و همچنین پوشش گیاهی برآورد شد. نهایتا با استفاده از رگرسیون ساده و چند متغیره مبادرت به رابطه سنجی بین مولفه های مذکور گردید و از بین آنها مناسبترین روابط با بالاترین ارزش رجحانی انتخاب شد. نتایج مدل سازی حاکی از حداکثر ارتباط معنی دار خطی SEI با عناصر سیلت، رس و ماسه به ترتیب با ضریب تبیین 868/0، 847/0 و 830/0، و K با مولفه های ماسه، رس و سیلت بترتیب با ضریب تبیین 984/0، 981/0 و 866/0 می باشد. نتایج رگرسیون چندگانه نیز بیانگر بیشترین ارتباط معنی دار SEI و K با مجموعه پارامترهای فیزیکی خاک، فیزیونومی زمین و پوشش گیاهی بترتیب با ضریب تبیین 959/0 و 992/0 و خطای برآورد 0007/0 و 001/0 در سطح معنی داری 99% می باشد. بنابراین نتایج امکان تخمین سریع و نسبتا دقیق فرسایش پذیری را در قالب محاسبه SEI و K از طریق مولفه های فیزیکی خاک، فیزیونومی زمین و پوشش گیاهی با بهره گیری از مدل های آماری تک متغیره و چندمتغیره فراهم می آورد. بدیهی است در صورت دستیابی به مولفه های مذکور می توان میزان فرسایش پذیری خاک را در حوضه خوروبیابانک با استفاده از مدل های خطی و غیرخطی برآورد نمود.
    کلیدواژگان: فرسایش پذیری، مدل سازی، تحلیل رگرسیون، مولفه فیزیکی خاک، خور و بیابانک
  • کاظم ساعدی، فرهنگ قصریانی، علی اشرف جعفری، محمد فیاض صفحات 661-670
    ظرفیت چرای مرتع بستگی به میزان تحمل گیاه در برابر از دست دادن اندام فتوسنتزکننده دارد. برای سنجش اثرات قطع (چرای شبیه سازی شده) بر گونه مهم مرتعی Dactylis glomerata، قبل از آغاز فصل رویشی سال 1386 اقدام به محصور کردن قطعه ای نیم هکتاری مرتع در سامان زردوان سارال شد. در این قرق تحقیقاتی 40 پایه از این گونه به صورت کاملا تصادفی انتخاب شد و هر 10 پایه به تیمارهای قطع تولید از طریق چشمی به میزان های 0، 40-20، 60-40 و 80-60 درصد اختصاص یافت. تیمارهای قطع در سه بار و با فاصله یک ماه در سال های 89-86 صورت گرفت و برای محاسبه درصد دقیق مقدار برداشت، علوفه برداشت شده پس از خشک کردن در هوای آزاد توزین شدند. به همین منظور، تولید تمامی پایه ها (بجز پایه های شاهد) در آخر فصل رویشی برداشت شدند. در سال پنجم، بدون اعمال تیمارهای قطع، و در اواخر فصل رویشی اقدام به اندازه گیری ویژگی های مرگ و میر، ارتفاع، تولید و تعداد ساقه زایشی در تمامی پایه ها شد و سپس تمامی پایه ها از خاک بیرون آورده شدند تا ذخایر کربوهیدرات های محلول و ترکیب های نیتروزنی ریشه گیاهان اندازه گیری شود. همچنین، ویژگی پروتئین خام به عنوان شاخص کیفیت علوفه اندام هوایی نیز مورد اندازه گیری قرار گرفت. با استفاده از طرح آماری کاملا تصافی نامتعادل، تجزیه داده ها انجام شد. بعد از پنج سال، تنها یک مورد مرگ و میر در میان 40 پایه انتخابی دیده شد. نتایج نشان داد که گونه D. glomerata اثرپذیری بالایی نسبت به شدت های مختلف قطع از خود نشان داد، به طوری که عمل قطع باعث کاهش ارتفاع (به ترتیب از شاهد تا قطع سنگین: 54، 35، 36، و 35 سانتیمتر)، تعداد ساقه زایشی (به ترتیب از شاهد تا قطع سنگین: 0/4، 2/1، 8/0 و 1/1)، وزن اندام هوایی (به ترتیب از شاهد تا قطع سنگین: 3/3، 6/1، 7/1 و 4/1 گرم) و وزن ریشه (به ترتیب از شاهد تا قطع سنگین: 3/17، 9/12، 6/8 و 6/9 گرم) شد. تیمار قطع، کربوهیدرات های محلول و ترکیب های نیتروژنی را تحت تاثیر قرار نداد. به طور کلی، ویژگی های کیفیت علوفه گونه مورد بررسی در اثر اعمال قطع تغییری نکردند.
    کلیدواژگان: کربوهیدرات های محلول، ترکیب های نیتروژن، چرا، مقاومت، تولید
|