فهرست مطالب

تحقیقات علوم رفتاری - سال پانزدهم شماره 2 (1396)
  • سال پانزدهم شماره 2 (1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/16
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مقاله های پژوهشی
  • ملیحه سرابندی، مصطفی بلقان آبادی صفحات 135-141
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش گروهی روان شناسی مثبت نگر بر رضایت از تصویر تن (Body image) دانش آموزان نوجوان دختر شهرستان کوهدشت بود.
    مواد و روش ها
    این تحقیق به روش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد انجام شد. از میان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان کوهدشت که رضایت پایینی را از تصویر تن خود گزارش نمودند، 32 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند (در هر گروه 16 نفر). ابزار پ‍ژوهش، پرسش نامه رضایت از تصویر تن (Satisfaction with Body Image Scale یا SWBIS) بود. ابتدا از دو گروه پیش آزمون گرفته شد. آموزش مثبت نگری در 14 جلسه یک ساعته و به صورت دو بار در هفته برای گروه آزمایش به اجرا درآمد و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکرد. در پایان، از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    رضایت از تصویر تن دانش آموزانی که مداخله آموزش گروهی روان شناسی مثبت نگر را دریافت کرده بودند، در مرحله پس آزمون بهبود یافت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    از نتایج به دست آمده چنین می توان نتیجه گیری کرد که آموزش روان شناسی مثبت نگر با تکیه بر فضایل و توانایی های فرد، می تواند نگرش وی را نسبت به خود و تصویر تن خود تغییر دهد. از این رو، آموزش روان شناسی مثبت نگر به دختران نوجوان، بر بهبود تصویر تن آن ها اثربخش بوده است.
    کلیدواژگان: روان شناسی مثبت نگر، تصویر تن، دانش آموزان، نوجوان، دختران
  • آدیس کراسکیان موجمباری، فریده حقی عسگرآبادی، فرهاد جمهری صفحات 142-150
    زمینه و هدف
    هدف از انجام مطالعه توسعه ای حاضر، بررسی اعتبار و روایی (Validity) پرسش نامه ادراک پیری (Aging Perception Questionnaire یا APQ) در سالمندان شهر تهران بود.
    مواد و روش ها
    برای برآورد شاخص های روان سنجی پرسش نامه، 502 نفر (373 آزمودنی با طیف سنی 80-60 سال و 129 آزمودنی با طیف سنی 59-50 سال) که 4/49 درصد آنان را مردان و 6/50 درصد را زنان تشکیل می دادند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس پرسش نامه چند بعدی APQ که شامل دو بخش می باشد، برای آن ها اجرا شد. بخش نخست پرسش نامه، دیدگاه نسبت به بالا رفتن سن (پیری) و بخش دوم تجربیات مربوط به تغییرات سلامتی را مورد سنجش قرار داد.
    یافته ها
    همسانی درونی (Internal consistency) پرسش نامه APQ برای بخش نخست مشتمل بر 32 ماده، 82/0 و برای بخش دوم متشکل از 17 ماده دو بخشی، 88/0 به دست آمد. این ضریب برای مولفه های پرسش نامه بین 63/0 تا 81/0 برآورد شد. ضریب پایایی (Stability) آزمون از طریق بازآزمایی (Test-retest) در فاصله زمانی دو ماه برای دو بخش پرسش نامه و تمام مولفه ها، معنی دار بود (01/0 > P). برای بررسی روایی سازه (Construct validity)، از روش تحلیل مولفه های اصلی استفاده گردید. میزان کفایت نمونه برداری در دو بخش به ترتیب 871/0 و 728/0 و معنی دار بودن آزمون کرویت Bartlett نیز نشانگر شرایط مطلوب برای انجام تحلیل عاملی بود. بخش نخست پرسش نامه APQ از هفت عامل اشباع شد که در مجموع 24/50 درصد از واریانس کل را تبیین کرد. بخش دوم در ساختار تک عاملی، برای بررسی تجربیات مربوط به تغییرات سلامتی دارای روایی بود که در این شرایط حدود 36/21 درصد از واریانس کل را تبیین نمود. وجود همبستگی معنی دار بین نمره مولفه های پرسش نامه APQ و نمره مقیاس های پرسش نامه کیفیت زندگی (01/0 > P)، بیان کننده روایی ملاکی (Criterion-referenced validity) پرسش نامه بود.
    نتیجه گیری
    پرسش نامه APQ اعتبار و روایی مناسبی را برای سنجش ادراک پیری سالمندان ایرانی داشت.
    کلیدواژگان: اعتبار، روایی، پیری، ادارک، سالمند
  • افسانه کرباسی عامل، سعید کرباسی عامل صفحات 151-158
    زمینه و هدف
    اختلال کمبود توجه- بیش فعالی (Attention-deficit/hyperactivity disorder یا ADHD)، از شایع ترین مشکلات رفتاری است که باعث پرتحرکی، نقص توجه، افت تحصیلی و مشکلات هیجانی و رفتاری در کودکان پیش دبستانی و دبستانی می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری (Cognitive behavioral therapy یا CBT) متمرکز بر والدین، بر اضافه وزن و عزت نفس کودکان چاق 6 تا 11 ساله مبتلا به ADHD شهر اصفهان بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش به صورت نیمه تجربی انجام شد. جامعه آماری مطالعه را 40 کودک 6 تا 11 ساله مبتلا به ADHD دارای اضافه وزن یا چاق (بالاتر از صدک 85 در نمودار وزن برای سن، قد و جنسیت) و والدینشان که در طی سال 1394 به کلینیک روان پزشکی کودک و نوجوان بیمارستان علی اصغر (ع) اصفهان مراجعه کرده بودند، تشکیل داد. 20 نفر از نمونه ها فقط تحت درمان ADHD قرار گرفتند و هیچ مداخله دیگری دریافت نکردند و 20 نفر دیگر نیز به عنوان گروه آزمایش در جلسات CBT شرکت نمودند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه عزت نفس Coopersmith (Coopersmith Self-Esteem Inventory یا CSEI) و شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    رویکرد CBT به روش آموزش والدین، تاثیر معنی داری را بر اضافه وزن و عزت نفس کودکان چاق مبتلا به ADHD در پس آزمون و مرحله پیگیری نشان داد. همچنین، رویکرد CBT متمرکز بر والدین، بر اضافه وزن و عزت نفس کودکان چاق و مبتلا به ADHD تاثیر معنی داری داشت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    رویکرد CBT متمرکز بر والدین، می تواند به عنوان یک درمان انتخابی مکمل جهت کاهش علایم روان شناختی، BMI و افزایش عزت نفس کودکان چاق مبتلا به ADHD به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری (CBT)، اختلال کمبود توجه- بیش فعالی (ADHD)، اضافه وزن، عزت نفس
  • امیر حمزه خراسانی، ماریا ای. آگیلار وفایی، وحید نجاتی، حمیدرضا حسن آبادی صفحات 159-167
    زمینه و هدف
    با توجه به نقش محوری حافظه کاری در شناخت عمومی، برنامه های تقویت ظرفیت حافظه کاری در سال های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را در حوزه های مختلف روان شناسی به خود جلب کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تقویت ظرفیت حافظه کاری با استفاده از تکالیف فراخنای ساده بر انتقال نزدیک و دور در نوجوانان پسر با ظرفیت حافظه کاری پایین بود.
    مواد و روش ها
    30 نفر از نوجوانان پسر مقطع متوسطه دوره های اول و دوم مدارس شهرستان دامغان که ظرفیت حافظه کاری پایینی داشتند، به طور داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. برنامه تقویت حافظه کاری سینا به عنوان برنامه مداخله به کار گرفته شد. گروه آزمایش، برنامه تقویت ظرفیت حافظه کاری سینا را با استفاده از تکالیف فراخنای ساده، طی 20 جلسه دریافت نمودند. ظرفیت حافظه کاری شنیداری و دیداری با استفاده از تکالیف فراخنای عددی شنیداری و دیداری خرده آزمون های Wechsler و حافظه کاری بروزرسانی از طریق آزمون N-back در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سنجیده شد.
    یافته ها
    تقویت ظرفیت حافظه کاری با استفاده از تکالیف فراخنای ساده، تنها منجر به بهبود ظرفیت حافظه کاری شنیداری گردید (001/0 > P)، اما بهبود معنی داری در ظرفیت حافظه کاری دیداری (085/0 = P) و بروزرسانی حافظه کاری (128/0 = P) مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    برنامه تقویت ظرفیت حافظه کاری با تکالیف فراخنای ساده، تنها منجر به انتقال نزدیک در برخی تکالیف می شود، اما در انتقال دور هیچ نتیجه معنی داری به دست نیامد.
    کلیدواژگان: حافظه، انتقال، بروزرسانی، نوجوان، دور و نزدیک
  • محدثه نوروزی، فاطمه زرگر، حسین اکبری صفحات 168-174
    زمینه و هدف
    درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT)، درمان جدیدی برای مشکلات بین فردی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش ACT بر مشکلات بین فردی و اجتناب تجربه ای (Experiential avoidance) دانشجویان دختر دارای مشکلات بین فردی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی در دسترس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در رشته های پرستاری، مامایی، علوم آزمایشگاهی، مدیریت، حقوق، حسابداری و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان بود که 66 نفر آن ها به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. مداخله در گروه آزمایش بر اساس تحقیق McKay و همکاران، به صورت گروهی و در 10 جلسه 90 دقیقه ای توسط یک روان شناس بالینی آموزش دیده انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه های مشکلات بین فردی (32-Inventory of Interpersonal Problems یا 32-IIP) و پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire-II یا AAQ-II) بود که اجتناب تجربه ای را مورد سنجش قرار داد. نمرات پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون کواریانس تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات مشکلات بین فردی (001/0 > P) و اجتناب تجربه ای (001/0 > P) بین دو گروه در مرحله پس آزمون مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    روش ACT می تواند تاثیر مطلوبی بر مشکلات بین فردی و اجتناب تجربه ای داشته باشد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روابط بین فردی، رفتار اجتنابی، دانشجویان
  • نیلوفر اسمعیلی، مهناز اخوان تفتی، علیرضا کیامنش صفحات 175-188
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله تاب آور و ترکیب مثبت نگر و تاب آور در کاهش اهمال کاری تحصیلی و تنیدگی تحصیلی و بهبود بهزیستی روان شناختی و راهبردهای مقابله ای موثر دانش آموزان دختر نوجوان انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی همراه با مراحل پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری بود. 60 دانش آموز 14 تا 16 ساله به روش خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه شاهد قرار گرفتند. آموزش های تاب آور و ترکیب مثبت نگر و تاب آور طی 9 جلسه دو ساعته، به دو گروه آزمایش ارایه گردید. از پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سواری، تنیدگی تحصیلی Ang و Huang، بهزیستی روان شناختی Ryff و راهبردهای مقابله ای Endler و Parker در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    آموزش های تاب آور و ترکیب مثبت نگر و تاب آور، باعث کاهش معنی دار اهمال کاری تحصیلی و تنیدگی تحصیلی و افزایش معنی دار بهزیستی روان شناختی و راهبردهای مقابله ای موثر گردید، با این تفاوت که برنامه آموزشی ترکیبی در ارتقای بهزیستی روان شناختی، راهبردهای مقابله ای موثر و کاهش تنیدگی تحصیلی موفق تر از برنامه آموزشی تاب آور بود. همچنین، برنامه آموزشی تاب آور در کاهش اهمال کاری تحصیلی تاثیر بهتری داشت.
    نتیجه گیری
    برنامه های آموزشی که از تلفیق چند رویکرد و نظریه برای طراحی بسته های آموزشی بهره می گیرند، تاثیرات معنی دار بیشتری دارند. بنابراین، استفاده از نتایج پژوهش در طراحی برنامه های آموزشی پیشگیرانه و بهبود دستاوردهای آموزشی موثر باشد.
    کلیدواژگان: تاب آوری، اهمال کاری تحصیلی، تنیدگی، بهزیستی، رفتارهای مقابله ای
  • مینا پورفرخ، رضا کرمی نیا، حسن احدی صفحات 189-197
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری (Cognitive behavioral therapy یا CBT) گروهی بر کاهش اختلال سازگاری در سالمندان انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کاربردی و نیمه آزمایشی و جامعه آماری آن شامل سالمندانی بود که برای درمان یا ارتقای سطح روان شناختی خود به مراکز توان بخشی روزانه سالمندان و کانون جهاندیدگان تهران مراجعه کرده بودند. نمونه ها به صورت در دسترس و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابتدا پرسش نامه رویدادهای مهم زندگی (Chief Life Events Inventory یا CIEI) و سپس پرسش نامه استاندارد معاینه مختصر وضعیت شناختی (Mini Mental Status Examination یا MMSE) به همراه مصاحبه بالینی اجرا گردید. در مرحله بعد، با اجرای پرسش نامه سازگاری Bell (Bell Adjustment Inventory یا BAI)، افراد مبتلا به اختلال سازگاری بر اساس Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-5th Edition (DSM-5) انتخاب شدند. از بین افراد مبتلا به اختلال سازگاری، 30 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره شامل گروه آزمایش (اجرای مداخله CBT) و شاهد (در لیست انتظار) قرار گرفتند. سپس پس آزمون و پیگیری یک ماهه بر روی هر دو گروه اجرا گردید.
    یافته ها
    بر اساس یافته های آزمون های تعقیبی Tukey و تحلیل وارایانس، تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش در کاهش اختلال سازگاری کل در سالمندان وجود داشت (001/0 = P).
    نتیجه گیری
    مداخله CBT بر اختلال سازگاری سالمندان موثر می باشد.
    کلیدواژگان: سالمندان، اختلال سازگاری، درمان شناختی- رفتاری، گروه درمانی
  • سید وحید تولایی، یاسر رضاپور میرصالح، آزاده چوب فروش زاده صفحات 198-204
    زمینه و هدف
    میگرن یکی از شایع ترین سردردهای اولیه است. بر اساس پژوهش های انجام شده، استرس در شروع و گسترش میگرن نقش مهمی ایفا می کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (Mindfulness-based stress reduction یا MBSR) به شیوه کتاب درمانی در مبتلایان به میگرن انجام شد.
    مواد و روش ها
    جامعه این پژوهش شامل تمام زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به کلینیک سردرد بیمارستان بقیه اله شهر تهران طی ماه های آذر تا اسفند سال 1395 بود که از میان آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه شاهد) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش علاوه بر دارو درمانی رایج، یک دوره 8 جلسه ای MBSR به شیوه کتاب درمانی برگزار گردید، اما گروه شاهد تنها دارو درمانی را دریافت نمودند. مصاحبه بالینی برای تشخیص سردرد میگرنی، توسط پزشک متخصص مطابق با ملاک های انجمن بین المللی سردرد (International Headache Society یا IHS) انجام گرفت. به منظور جمع آوری داده ها، از مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (21-Depression Anxiety and Stress Scale یا 21-DASS) و سنجش ناتوانی میگرن (Migraine Disability Assessment یا MIDAS) استفاده شد.
    یافته ها
    درمان MBSR به شیوه کتاب درمانی، تاثیر معنی داری در کاهش میزان شدت سردرد نداشت (095/0 < P)، اما کاهش معنی داری در سطح استرس (001/0 > P)، اضطراب (001/0 > P)، افسردگی (001/0 > P)، ناتوان کنندگی (001/0 > P) و دفعات سردرد (001/0 > P) مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    مداخله MBSR به شیوه کتاب درمانی، می تواند در بهبود پریشانی، عملکرد فرد و تعداد روزهای سردرد فرد مبتلا به میگرن اثربخش باشد.
    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، استرس، کتاب درمانی، میگرن، سردرد
  • مریم حبیبی وطن، مهوش نوربخش، پریوش نوربخش، شکوه نوابی نژاد صفحات 205-212
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فعالیت بدنی بر تاب آوری، بهزیستی ذهنی و تعلق خاطر کاری کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی بود.
    مواد و روش ها
    طرح این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی بود که همراه با مراحل پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد انجام گرفت. جامعه آماری مطالعه را کلیه کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند تهران تشکیل داد (94 نفر) که از میان آن ها، 72 نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (36 نفر) و شاهد (36 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه های تاب آوری Connor و Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC)، تعلق خاطر کاری Schaufeli و Bakker و بهزیستی ذهنی Keyes و Magyar-Moe استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تمرینات هوازی موجب افزایش معنی دار تاب آوری، بهزیستی ذهنی و تعلق خاطر کاری در شرکت کنندگان شد (05/0 > P). بر اساس یافته ها، شاخص های بهداشت روانی به یک اندازه تحت تاثیر تمرین قرار نمی گیرند. اندازه اثر در عامل تاب آوری، تعلق خاطر کاری و بهزیستی ذهنی به ترتیب 63/0، 49/0 و 09/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    توصیه می گردد مدیران جهت افزایش تاب آوری، بهزیستی ذهنی و تعلق خاطر کاری کارکنان خود، فرصت های مناسبی را برای شرکت کلیه آن ها در برنامه های فعالیت بدنی فراهم آورند تا بتوانند موثرتر از نیروهای انسانی خود در سازمان به صورت فعال و سالم بهره مند شوند.
    کلیدواژگان: زنان، کارکنان، فعالیت بدنی، تاب آوری، تعلق خاطر، بهزیستی
  • علی محمدزاده ابراهیمی، طیبه رحیمی پردنجانی صفحات 213-220
    زمینه و هدف
    شیوع علایم افسردگی به طور روزافزونی در حال افزایش است و اثرات مخرب آن بر روی فرد و جامعه بسیار گسترده می باشد. شناسایی عوامل خطر و محافظت کننده و درک فرایند ابتلا به علایم افسردگی به منظور پیشگیری به موقع و تلاش های مداخله ای اولیه، ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی بود.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری این مطالعه، دانشجویان مقطع کارشناسی بودند که 357 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، از پرسش نامه بررسی تجارب زندگی (Life Experiences Survey یا LES)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ) و پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) استفاده گردید. فرضیه پژوهش از طریق روش تحلیل رگرسیون مورد آزمون قرار گرفت.
    یافته ها
    راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان، رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی را تعدیل نمود.
    نتیجه گیری
    افرادی که به دنبال تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان بیشتری از راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان استفاده می کنند، علایم افسردگی کمتری را تجربه می نمایند و بر عکس افرادی که پس از تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان کمتری از این راهبردها استفاده می کنند، تجربه علایم افسردگی بیشتری دارند. بر این اساس، مداخلات و برنامه های پیشگیرانه در زمینه علایم افسردگی، باید اهتمام ویژه ای به آموزش و ترویج راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان داشته باشند.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، رویدادهای استرس زا، علایم افسردگی
  • ملیحه رحمانی، عبدالله امیدی، حسین اکبری، ذات الله عاصمی صفحات 221-231
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان فراتشخیصی یکپارچه بر پرخوری و دشواری در تنظیم هیجان بیماران مبتلا به اختلال پرخوری انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این کارآزمایی بالینی یک سوکور، جامعه پژوهش را تمامی زنان مبتلا به اختلال پرخوری شهرستان کاشان تشکیل داد. از بین افرادی که در نیمه اول سال 1394 به کلینیک تخصصی تغذیه کاشان مراجعه کرده بودند، 60 نفر با دامنه سنی 52-19 سال و تشخیص اختلال پرخوری، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه اختصاص یافتند تا تحت درمان فراتشخیصی قرار گیرند (30 نفر) یا به مدت 12 هفته در لیست انتظار بمانند (30 نفر). متغیرهای وابسته با استفاده از مقیاس پرخوری Gormally و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان Gratz و Roemer (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS) اندازه گیری شد. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بعد از 12 هفته، درمان فراتشخیص منجر به کاهش معنی دار نتایج پرخوری (55/3 ± 46/8- در مقابل 90/1 ± 36/1-) (001/0 > P) و دشواری در تنظیم هیجان (91/33 ± 70/99- در مقابل 32/24 ± 43/15) (001/0 > P) در مقایسه با گروه شاهد شد.
    نتیجه گیری
    در درمان فراتشخیصی یکپارچه، عنصر رفتاری درمان در عادی کردن الگوهای خوردن، برنامه ریزی وعده های غذا، آموزش تغذیه و خاتمه دادن به چرخه های پرخوری تمرکز دارد و به فرد آموزش می دهد تا مقادیر کمتری از غذا را به طور منظم مصرف کند. همچنین، عنصر شناختی این درمان، به مقابله با افکار ناکارامد همراه با پرخوری می پردازد. به طور کلی، به دنبال این مداخله، تاثیرات مثبتی بر پرخوری و دشواری در تنظیم هیجان مشاهده شد.
    کلیدواژگان: درمان، اختلال پرخوری، هیجانات
  • شهناز عشقی، هادی فرهادی صفحات 232-238
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی کیفیت زندگی درمانی بر اعتیاد به اینترنت، اهمال کاری وکم رویی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر کاشان بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش نیمه آزمایشی همراه با مراحل پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری و گروه شاهد انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر کاشان تشکیل داد که از بین آن ها، 50 نفر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و شاهد (25 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد) به ابزارهای مطالعه شامل پرسش نامه اعتیاد به اینترنت Young (Internet Addiction Test یا IAT)، مقیاس اهمال کاری Solomon و Rothblum و مقیاس کم رویی Check و Boss پاسخ دادند. درمان مبتنی بر کیفیت زندگی، طی هشت جلسه به صورت گروهی و به مدت دو ماه برای گروه آزمایش برگزار شد. در این مدت، گروه شاهد هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    آموزش کیفیت زندگی درمانی بر اعتیاد به اینترنت، اهمال کاری و کم رویی در مرحله پس آزمون و پیگری موثر بود (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل شده، می توان دریافت که کیفیت زندگی درمانی بر کاهش اعتیاد به اینترنت، اهمال کاری و کم رویی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم تاثیرگذار می باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، درمان، اهمال کاری، کم رویی، اینترنت، اعتیاد
  • رضا خجسته مهر، مسعود فلاحی خشکناب، سارا حجاری، منصور سودانی صفحات 239-245
    زمینه و هدف
    فرزندپروری یکی از تکالیف حساس پیش روی والدین و از عوامل موثر در سلامت روانی فرزندان به شمار می رود. یکی از موارد تاثیرگذار بر فرایند فرزندپروری، طلاق است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تجارب والدین از فرزندپروری پس از طلاق بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه هدف شامل زنان و مردانی بود که تجربه فرزندپروری پس از طلاق را داشتند. مشارکت کنندگان پژوهش، 13 نفر (زن و مرد) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع، از میان مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره دعوت به مشارکت شدند و به وسیله مصاحبه عمیق و اکتشافی مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با روش هفت مرحله ای Colaizzi تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شناسایی 10 مضمون اصلی شامل «رابطه والدین، نیازهای فردی والد، شبکه حمایتی والد پس از طلاق، نگرش، هیجانات و چالش های والد، پاسخگویی و نظارت والد، پختگی والد- فرزند و آسیب روانی والد- فرزند در فرایند فرزندپروری» گردید.
    نتیجه گیری
    والدین، فرزندپروری پس از طلاق را تکلیف چالش برانگیزی توصیف می کنند. چگونگی ارتباط والدین، نیازهای فردی و منابع حمایتی آن ها پس از طلاق، می تواند نگرش و هیجانات والدین نسبت به فرزندپروری را تحت تاثیر قرار دهد. آسیب روانی، رشد و پختگی، از تجارب والدین در جریان فرزندپروری پس از طلاق می باشد.
    کلیدواژگان: فرزندپروری، طلاق، پژوهش کیفی
  • رزا شهرکی، علی اصغر اصغرنژاد فرید، یوسف فکور، مژگان سپاه منصور صفحات 246-252
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر دیدگاه زمانی و درمان شناختی- رفتاری (Cognitive Behavioral Therapy یا CBT) بر کاهش افسردگی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه (Posttraumatic stress disorder یا PTSD) بود.
    مواد و روش ها
    این تحقیق به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون انجام گردید. از میان جانبازان مبتلا به PTSD که به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند، 45 نفر که نشانه های اختلال را داشتند، به شیوه هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه CBT، درمان دیدگاه زمانی و گروه شاهد قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). برای جمع آوری داده ها، از مقیاس افسردگی Beck (Beck Depression Scale یا BDI) استفاده شد و سپس با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی با یک عامل مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایشی CBT و دیدگاه زمانی در زمینه تاثیر بر کاهش نمرات افسردگی در جانبازانی که این دو درمان را تجربه کرده بودند، وجود نداشت (942/0 = P). از طرف دیگر، هر دو مداخله آزمایشی CBT (001/0 = P) و دیدگاه زمانی (001/0 > P) تاثیر معنی داری را بر کاهش نمرات افسردگی در جانبازان نشان داد. هرچند که اثربخشی گروه دیدگاه زمانی بیشتر بود، اما به لحاظ آماری تفاوتی با گروه CBT مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که درمان دیدگاه زمانی در کاهش افسردگی جانبازان مبتلا به PTSD نسبت به رویکرد CBT اثربخشی بهتری دارد و ثبات و پایداری درمان دیدگاه زمانی بیشتر می باشد و می توان از آن به عنوان درمان کوتاه مدت برای مداخله روان شناختی جانبازان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری، افسردگی، اختلال استرس پس از ضربه
  • حسن عبدی، عبدالله قاسمی، الهه عرب عامری، فرشاد غزالیان صفحات 253-260
    زمینه و هدف
    به طور قابل توجهی در بیشتر مطالعات قبلی پی برده اند که کارکردهای تعادل در اختلال کم توجهی- بیش فعالی (ADHD یا Attention deficit hyperactivity disorder) با اشکال مواجه بوده است. همچنین، ارتباط تنگاتنگی بین فعالیت های بدنی و بهبود اختلالات رفتاری وجود دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات استقامتی و مصرف متیل فنیدیت بر تعادل رت های مبتلا به ADHD بود.
    مواد و روش ها
    تحقیق به روش آزمایشگاهی صورت گرفت. آزمودنی های مطالعه شامل 35 سر رت نژاد ویستار با وزن 69/8 ± 66/181 گرم بود که به طور تصادفی به 5 گروه
    7 تایی تقسیم شدند. جهت ADHD رت ها به مدت 8 هفته 10 میلی گرم L-NAME و 6 روز در هفته به ازای وزن هر رت به صورت زیرصفاقی تزریق شد. 5 گروه شامل گروه شاهد و 4 گروه ADHD (مصرف متیل فنیدیت، تمرین استقامتی، مصرف متیل فنیدیت، تمرین استقامتی و بدون مصرف متیل فنیدیت و بدون تمرین استقامتی) بود. ابزارهای تحقیق شامل آزمون Open field، آزمون تعادل Balance beam و تردمیل 5 بانده بود. آزمون تعادل بعد از 4 هفته تمرین گرفته شد. به گروه دارویی 2 میلی گرم متیل فنیدیت روزانه به ازای کیلوگرم وزن بدن به صورت خوراکی داده شد. رت های گروه تمرین 5 روز در هفته برای مدت 28 روز با سرعت 2 تا 20 متر بر دقیقه به تمرین پرداختند. مدت زمان تمرین در هر جلسه در هفته اول و زمان آشناسازی 2 متر بر دقیقه و با اضافه بار در هر هفته به 20 متر بر دقیقه رسید. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس ANOVA تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    بین پیش آزمون و پس آزمون تعادل گروه شاهد (170/0 = P) و گروه ADHD (170/0 = P) تفاوت معنی داری وجود نداشت، اما بین پیش آزمون و پس آزمون تعادل گروه ADHD + تمرین، گروه ADHD + متیل فنیدیت و گروه ADHD + متیل فنیدیت + تمرین (001/0 = P) تفاوت معنی داری به دست آمد. همچنین، نتایج آزمون تعقیبی Tukey نشان داد که تعادل گروه شاهد نسبت به تمامی گروه ها بهتر بود (001/0 ≥ P). تعادل تمامی گروه ها به غیر از گروه شاهد از گروه ADHD بهتر بود (001/0 ≥ P). بین تعادل گروه ADHD + تمرینات استقامتی با گروه ADHD + مصرف متیل فنیدیت و همچنین، تعادل گروه ADHD + مصرف متیل فنیدیت با تعادل گروه ADHD + تمرینات استقامتی و مصرف متیل فنیدیت تفاوت معنی داری وجود نداشت (001/0 ≤ P).
    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی- بیش فعالی، تعادل، تمرین استقامتی، متیل فنیدیت
  • مقاله مروری
  • سید غفور موسوی، احمد کرمی، امرالله ابراهیمی، اصغر طاهرزاده صفحات 261-268
    زمینه و هدف
    عقل و دیگر کلمات معادل آن در علوم اسلامی، روان شناسی و روان پزشکی از اهمیت خاصی برخوردار است. علت این موضوع جایگاه و تاثیر عقل در وضعیت سلامت انسان می باشد. مطالعه حاضر به تبیین و بررسی تطبیقی این مفهوم در منابع مذکور پرداخت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مروری، پس از یافتن تعریف عقل در فرهنگ لغات عربی، فارسی، انگلیسی و نیز در فرهنگ لغات قرآنی، مفهوم عقل از منظر فلاسفه، پیشوایان اسلامی و قرآن استخراج گردید. سپس با مراجعه به کتب مرجع روان پزشکی و روان شناسی دانشگاهی، مفاهیم مرتبط با عقل استخراج شد و به وسیله تطبیق این مفاهیم، ویژگی ها، نقاط اشتراک و تفاوت آن ها توصیف گردید.
    یافته ها
    یافته های مطالعه مفهوم عقل را در سه قسمت توصیف می کند؛ منابع اسلامی ضمن تفکیک عقل به نظری و عملی، عقل را به عنوان قدرت تشخیص انسان، عاملی برای بازداری از انحراف و فساد، اساس شخصیت انسان و ملاکی برای ارزیابی انسان در دنیای پس از مرگ توصیف کرد. در فرهنگ روان پزشکی، عاقل بودن به مفهوم داشتن بینش صحیح نسبت به خود و بیماری خود، قضاوت صحیح در شرایط مختلف و داشتن تفکری عاری از آسیب های مختلف بود. در روان شناسی نیز عقل عبارت از توانایی فکر و عمل بر اساس دانش ها و تجربه ها، بینش صحیح نسبت به آن ها است.
    نتیجه گیری
    در هر سه منبع به سیر تدریجی برای تکامل عقل، عوامل و موانع موثر در آن و راه های برون رفت از آن ها اشاراتی شده است، اما در منابع اسلامی مفهوم دنیای پس از مرگ به عنوان یک موضوع اساسی و مهم، دارای ابعاد و رویکرد متمایزی می باشد.
    کلیدواژگان: عقل، اندیشه، قضاوت، اسلام، روان پزشکی، روان شناسی
|
  • Maliheh Sarabandi, Mustafa Bolghan-Abadi Pages 135-141
    Aim and
    Background
    The aim of this research was to examine the effect of positive psychology group training on body image satisfaction in adolescent girl students of Kuhdasht, Iran.
    Methods and Materials: This was a quasi-experimental research with pre-/post-test design and control group. Applying researcher-made Satisfaction with Body Image Scale (SWBIS), from high Scholl girls with low body image satisfactory, 32 were randomly chosen and divided into two equal groups of experimental and control. Positive psychology group training was presented to experimental group one hour and two times a week during 14 sessions. The control group received no training. The data were analyzed using ANCOVA test.
    Findings: Body image scores improved at post-test stage in those who received the intervention (P
    Conclusions
    It can be concluded that positive psychology group training was effective on improving body image in adolescent girl students of Kuhdasht.
    Keywords: Positive psychology, Body image, Students, Adolescent, Girls
  • Adis Kraskian-Mujembari, Farideh Haghi-Asgarabadi, Farhad Jomehri Pages 142-150
    Aim and
    Background
    The aim of this developmental study was to determine the reliability and validity of the Aging Perception Questionnaire (APQ) in the elderly in Tehran, Iran.
    Methods and Materials: To estimate the psychometric properties of the APQ, 502 individuals (373 subjects aged 60-80 years and 129 subjects aged 50-59 years, and 49.4% men and 50.6% women) in Tehran were selected using convenience sampling. The multidimensional APQ, which consists of two parts, was distributed among the subjects. The first part evaluates the viewpoint about increasing age (aging), and the second part evaluates the experiences related to changes in their health.
    Findings: Data analysis showed that the internal consistency of the APQ for the first part consisting of 32 items was 0.82 and for the second part consisting of 17 items was 0.88. In addition, the internal consistency of each subscale ranged between 0.63 and 0.81. The stability coefficient for the two parts of the questionnaire was assessed using test-retest over the period of 2 months and was found to be significant for all subscales (P
    Conclusions
    The findings showed that the APQ had appropriate reliability and validity for assessing perceptions of aging in Iranian elderly.
    Keywords: Reliability, Validity, Aging, Perception, Elderly
  • Afsaneh Karbasi-Amel, Saeid Karbasi-Amel Pages 151-158
    Aim and
    Background
    Attention deficit-hyperactivity disorder (ADHD) is the most common behavioral problem that causes hyperactivity, attention deficits, academic failure, and emotional and behavioral problems in preschool and elementary school. The aim of this study was to determine the effectiveness of parent-based cognitive-behavioral therapy (CBT) on overweight and self-esteem in 6- to 11-year-old obese children with attention deficit-hyperactivity disorder in Isfahan City, Iran.
    Methods and Materials: This quasi-experimental study was done on 40 children aged 6 to 11 years with attention deficit-hyperactivity disorder and overweight or obesity (above the 85th percentile in weight for age, height, and sex diagram) referred to Isfahan child and adolescent psychiatric clinic of Ali Asghar hospital in 2015. For 20 subjects only attention deficit-hyperactivity disorder treatment was applied and they received no other intervention; but the others in experimental group participated in cognitive behavioral therapy sessions. Analysis tools were Coppersmith Self-Esteem Scale and the body mass index. Data were analyzed using analysis of variance with repeated measures.
    Findings: Cognitive-behavioral therapy by teaching parents had a significant effect on overweight in obese children with attention deficit-hyperactivity disorder at post-test and follow-up. It had a significant effect on self-esteem among the obese children with attention deficit hyperactivity disorder at post-test, too (P
    Conclusions
    Parents-focused cognitive-behavioral therapy can be considered as a complementary treatment for reducing psychological symptoms and body mass index and also increasing self-esteem in obese children with attention deficit-hyperactivity disorder.
    Keywords: Cognitive-behavioral therapy, Attention deficit-hyperactivity disorder, Overweight, Self-esteem
  • Amir Hamzeh Khorasani, Maria E. Aguilar-Vafaie, Vahid Nejati, Hamid Reza Hassan-Abadi Pages 159-167
    Aim and
    Background
    Due to the central role of working memory in general cognition, in recent years, programs for enhancing working memory capacity are of high interest for researchers from different areas in psychology. The purpose of the present research was to study the effects of enhancing working memory capacity using simple span tasks on near and far transfers in male adolescents with low working memory capacity.
    Methods and Materials: 30 adolescents from high schools in Damghan City, Iran, who had low working memory capacity were voluntarily chosen and randomly assigned to the experimental and control groups. Participants in the experimental group received training in simple span working memory tasks in 20 sessions. Tasks used for pre- and post-tests and follow-up assessments included the Wechsler numeral auditory and visual working memory span tasks and the N-back working memory updating task.
    Findings: Working memory training using simple span tasks led to improvement of auditory working memory (P
    Conclusions
    This research provided evidence for near transfer in some tasks when simple span tasks are used for training; however, no significant effect was obtained in far transfer tasks.
    Keywords: Memory, Transfer, Update, Adolescent, Near, far
  • Mohadeseh Norouzi, Fatemeh Zargar, Hossein Akbari Pages 168-174
    Aim and
    Background
    Acceptance and commitment therapy (ACT) is a novel method for resolving interpersonal problems. The aim of the present study was to determine the effectiveness of ACT on interpersonal problems and experiential avoidance among female students with interpersonal problems.
    Methods and Materials: In this convenience clinical trial, the study population consisted of all female students in the Islamic Azad University of Gorgan, Iran, in the fields of nursing, midwifery, laboratory sciences, management, law, accounting, and architecture. The participants consisted of 66 individuals selected via purposive sampling. The study population was randomly categorized into intervention (ACT group) and control groups. The intervention consisted of 10 90-minute ACT sessions, which were held by a trained clinical psychologist according to a study by McKay, Lev, and Skeen (2012). The data collection tools included two short-form questionnaires, i.e., the Inventory of Interpersonal Problems (IIP-32) and Acceptance and Action questionnaire (AAQ-II). Pretest and posttest scores were analyzed using ANCOVA
    Findings: After controlling of pretest scores, a significant difference was observed between the groups in terms of the average scores of interpersonal problems (P
    Conclusions
    Based on the findings, ACT can be effective on improvement of interpersonal problems and experiential avoidance.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Interpersonal relations, Avoidance behavior, Students
  • Niloofar Esmaeili, Mahnaz Akhavan-Tafti, Alireza Kiamanesh Pages 175-188
    Aim and
    Background
    The aim of this research was to investigate and compare the effectiveness of resilience training and the combination of positive therapy and resilience training on reduction of academic procrastination and academic stress, and improvement of psychological well-being and effective coping strategies among female students.
    Methods and Materials: This was a quasi-experimental study with pretest-posttest, and follow-up. The participants consisted of 60 students of 14 to 16 years old. They were selected through multistage cluster sampling and randomly divided into 2 experimental groups and a control group. Resilience training and the combination of positive therapy and resilience training were presented in 9 sessions, each lasting 2 hours, in the 2 experimental groups. Savari's Academic Procrastination Questionnaire, Ang and Huang’s Academic Stress Inventory, Ryff's Scale of Psychological Well-being (RSPWB), and Endler and Parker’s Scale of Coping Strategies were used in the pretest, posttest, and follow-up stages. The data were analyzed using repeated measures ANOVA.
    Findings: The results showed that resilience training and the combination of positive therapy and resilience training caused a significant decrease in academic procrastination and academic stress, and a significant increase in psychological well-being and effective coping strategies. The combination of positive therapy and resilience training was more successful in psychological well-being promotion and stress reduction than resilience training. In addition, resilience training was more effective in reducing academic procrastination.
    Conclusions
    Educational programs that incorporate multiple approaches and theories in designing educational packages have more significant effects. Therefore, the use of the present research results can be effective in the designing of preventive educational programs and improving educational achievements.
    Keywords: Resilience, Procrastination, Stress, Well-being, Coping behavior
  • Mina Pourfarokh, Reza Karaminia, Hassan Ahadi Pages 189-197
    Aim and
    Background
    The aim of this study was the evaluation of the effectiveness of group cognitive behavioral therapy (CBT) on the reduction of adjustment disorder in elderly individuals.
    Methods and Materials: This was a semi-experimental and empirical study. The statistical population consisted of elderly individuals referring to daily rehabilitation centers and the Institute of Jahan Didegan in Tehran, Iran, for treatment and promotion of their psychological status. Subjects were selected via simple random and convenience sampling method. First, the Critical Life Event Inventory (CIEI) and Mini-Mental State Examination (MMSE) were completed through clinical interviews. Then, by performing the Bell Adjustment Inventory (BDI), those with adjustment disorder were identified based on the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-5th Edition (DSM-V) criteria. Among the individuals with adjustment disorder, 30 elderly individuals were selected randomly and divided into 2 groups (N = 15 in each) of cognitive-behavior therapy (experimental) and control (waiting list). Finally, the posttest and 1-month fallow-up were conducted for both groups.
    Findings: ANOVA and Tukey test results revealed that there was a significant difference between the mean posttest and follow-up scores of the cognitive-behavioral therapy group on the reduction of adjustment disorder in elderly individuals (P = 0.001).
    Conclusions
    CBT was effective on reducing adjustment disorder in elderly individuals.
    Keywords: Elderly, Adjustment disorder, Cognitive behavioral therapy, Group therapy
  • Seyed Vahid Tavallaei, Yaser Rezapour-Mirsaleh, Azadeh Choobforoushzadeh Pages 198-204
    Aim and
    Background
    Migraine is the most common primary headache. According to the studies, stress plays an important role in the initiation and development of migraine. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of mindfulness-based stress reduction (MBSR) bibliotherapy methods on women with migraine.
    Methods and Materials: The study population included all females with migraine attending to Specialized Headache Clinic of Baqiyatallah Hospital in Tehran, Iran, from November 2016 to January 2017. 30 of them were selected via purposive sampling and were randomly placed in two groups of intervention and control. The intervention group received medical treatment as usual; in addition followed by a course of 8 sessions of mindfulness-based stress reduction bibliotherapy. The control group received only the medical treatment as usual. Clinical interview for diagnosis of migraine headaches was conducted by a specialist physician using the International Headache Society criteria. The study data were collected via the 21-item Depression Anxiety Stress Scale (DASS-21) and the Migraine Disability Assessment Scale (MIDAS).
    Findings: There was no significant reduction in the headache severity (P > 0.095). However, the levels of stress (P
    Conclusions
    According to the results, the mindfulness-based stress reduction bibliotherapy could be applied as an efficient intervention in women with migraine, especially for improvement of the outpatients’ functions.
    Keywords: Mindfulness, Stress, Bibliotherapy, Migraine, Headache
  • Maryam Habibi-Vatan, Mahvash Noorbakhsh, Parivash Nourbakhsh, Shokouh Navabinejad Pages 205-212
    Aim and
    Background
    The aim of this study was to investigate the effect of 12-week physical activity on resiliency, subjective well-being, and work engagement among the female staff of Islamic Azad University.
    Methods and Materials: This semi-experimental research was carried out having pre- and post-test. The statistical population of this study consisted of 94 female staff of Parand Branch, Islamic Azad University, Iran; from whom, 72 person were purposively selected as samples and were randomly divided into experimental (n = 36) and control (n = 36) groups. The tools for gathering data were Konor and Davidson Resiliency Inventory, Schaufeli and Bakker Work Engagement Inventory, and Keyes and Magyar-Mae Subjective Well-Being Inventory. Data were analyzed via SPSS software, using one-way analysis of covariance (ANCOVA).
    Findings: Aerobic exercise significantly increased resiliency, subjective well-being, and work engagement among the subjects (P 0.05 for all). The dimensions of mental health were not equally affected by the practice. The effect size was obtained 0.63, 0.49, and 0.09 in resiliency, work engagement, and Subjective well-being, respectively.
    Conclusions
    Based on our findings, it is recommended that managers should provide opportunities for their employees to participate in physical activity plans in order to increase their resilience, mental well-being, and work engagement. Under this condition, organizational managers can effectively benefit from their active and healthy human resources.
    Keywords: Females, Employees, Physical activity, Resilience, Engagements, Well-being
  • Ali Mohammadzadeh-Ebrahimi, Tayebeh Rahimi-Pordanjani Pages 213-220
    Aim and
    Background
    The prevalence of depression symptoms is increasing and has widespread destructive effects on individuals and the society. Identifying the risk and protective factors and understanding the process of developing depressive symptoms is essential for timely prevention and early intervention measures. The aim of this study was to investigate the moderating role of cognitive emotion regulation strategies in the relationship between stressful events and depression symptoms.
    Methods and Materials: The statistical population consisted of undergraduate students; from among them 357 individuals were selected using stratified random sampling method. The Life Experiences Survey (LES), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ), and Beck Depression Inventory-II (BDI-II) were used for data collection. The hypothesis was tested using regression analysis.
    Findings: The results showed that adaptive cognitive emotion regulation strategies moderated the relationship between stressful events and depression symptoms.
    Conclusions
    Individuals who use adaptive cognitive emotion regulation strategies to a greater extent after experincing stressful life events, show fewer depression symptoms. Conversely, individuals, who use these strategies to a lesser extent after stressful life events, show more depression symptoms. Accordingly, intervention and prevention programs for depression symptoms should have special attention to the education and promotion of adaptive cognitive emotion regulation strategies.
    Keywords: Emotion regulation, Life events, Depressive symptoms
  • Maliheh Rahmani, Abdollah Omidi, Hossein Akbari, Zatollah Asemi Pages 221-231
    Aim and
    Background
    This study was designed to determine the effect of unified transdiagnostic therapy on binge eating and difficulties in emotion regulation in patients with binge eating disorder.
    Methods and Materials: In this single-blind randomized controlled trial, the study population consisted of all women diagnosed with binge eating disorder in Kashan, Iran. Of those who went to the nutrition clinic in Kashan in the first half of 2015, 60 individuals of 19-52 years of age who were diagnosed with binge eating disorder were selected through purposive sampling and were randomly assigned to two groups in order to receive transdiagnostic therapy (n = 30) or remain on the waiting list (n = 30) for 12 weeks. The dependent variables were measured using the Binge Eating Scale (BES) (Gormally et al.) and Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS) (Gratz and Roemer). The collected data were analyzed using MANCOVA.
    Findings: After 12 weeks, compared with the control group, transdiagnostic therapy resulted in a significant reduction in binge eating (-8.46 ± 3.55 vs. -1.36 ± 1.90) (P
    Conclusions
    The behavioral component of unified transdiagnostic therapy focuses on the normalization of eating patterns, planning of meals, nutrition education, and culmination of the cycles of binge eating, and training of the individual to use smaller amounts of food regularly. Moreover, the cognitive component of this therapy focuses on coping with dysfunctional thoughts associated with binge eating. Generally, unified transdiagnostic therapy intervention had positive effects on binge eating disorder and difficulties in emotion regulation.
    Keywords: Therapy, Binge-eating disorder, Emotions
  • Shahnaz Eshghi, Hadi Farhadi Pages 232-238
    Aim and
    Background
    The present research was conducted with the aim of investigating the efficacy of quality of life (QOL) therapy on internet addiction, procrastination, and shyness of second grade high school female students in Kashan, Iran.
    Methods and Materials: The present research was a pretest-posttest and quasi-experimental study with a control group and follow-up. The statistical population consisted of second grade high school female students in Kashan, from among whom, 50 students were selected and randomly divided into two experimental (25 participants) and control (25 participants) groups. The participants answered the research instruments including the Internet Addiction Test (IAT), Procrastination Assessment Scale for Students (Solomon and Roth Blum), and Shyness Scale (Check and Boss). The experimental group received QOL therapy over 8 group sessions for 2 months. During this period, the control group received no intervention. The data were analyzed using repeated measures ANOVA.
    Findings: The results obtained from the data analysis indicated that QOL therapy was effective on addiction to internet, procrastination, and shyness in the posttest and follow-up stages (P
    Conclusions
    With regard to the obtained results, it can be concluded that QOL therapy was effective on reducing addiction to internet, procrastination, and shyness of second grade high school female students in Kashan.
    Keywords: Quality of life, Therapy, Procrastination, Shyness, Internet, Addiction
  • Reza Khojasteh-Mehr, Masoud Fallahi-Khoshknab, Sara Hejazi, Mansour Sodani Pages 239-245
    Aim and
    Background
    Parenting is one of the hardest tasks of parents and a determining factor in children’s psychological health. One of the factors influencing parenting is divorce. The objective of the present study was to examine parents’ experience of parenting after divorce.
    Methods and Materials: This qualitative study was conducted using descriptive phenomenology method. The statistical population in this study included men and women who had experienced parenting after divorce. The participants were 13 men and women who were chosen from among the clients of consultation centers using purposive sampling with maximum variation. They were invited for in-depth and exploratory interviews. Data were analyzed using seven-stage Colaizzi method.
    Findings: The analysis of these experiences led to the identification of the 10 major themes of parents’ relationship, parent’s individual needs, parent’s support network after divorce, parent’s attitude, emotions, and challenges, parent’s responsibility and supervision, parent-child maturity, and parent-child psychological damage in the parenting process.
    Conclusions
    Parents describe parenting after divorce as a challenging task. The nature of the parents’ relationship, and their individual needs and support sources after divorce can influence their attitude and emotions towards parenting. Psychological damage, growth, and maturity are among the parents’ experiences during the parenting process after divorce.
    Keywords: Parenting, Divorce, Qualitative research
  • Rosa Shahraki, Aliasghar Asgharnejad-Farid, Yousef Fakour, Mojgan Sepahmansour Pages 246-252
    Aim and
    Background
    The aim of this study was to compare cognitive behavioral therapy (CBT) and time perspective therapy in reducing symptoms of posttraumatic stress disorder (PTSD) in war veterans.
    Methods and Materials: This quasi-experimental study was conducted with a pretest-posttest design. From among war veterans with PTSD who referred to medical centers in Tehran, Iran, 45 individuals were selected through purposive sampling method. The subjects were randomly divided into 3 groups of CBT, time perspective therapy, and control group (15 individuals in each group). To collect data, the Beck Depression Inventory was used. Analysis of data was performed using two-factor repeated measures ANOVA.
    Findings: The results showed no significant difference between the CBT and time perspective treatment on reduction of PTSD symptoms (P = 0.942) in war veterans. However, both CBT and time perspective therapy had significant effects on reduction of depression in war veterans (P
    Conclusions
    Follow-up results showed that the effectiveness of time perspective therapy in the reduction of depression among war veterans with PTSD was higher and had greater stability and sustainability compared to CBT. Hence, it can be used as a short-term psychological intervention of war veterans.
    Keywords: Cognitive behavioral therapy, Depression, Post-traumatic stress disorder
  • Hasan Abdi, Abdolah Ghasemi, Elaheh Arab-Ameri, Farshad Ghazalian Pages 253-260
    Aim and
    Background
    Deficiency in balance functions of individuals with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) have been highlighted in the body of literature. There is also a close relationship between physical activities and alleviation in behavioral disorders. The aim of this study was to investigate the effects of endurance training along with methylphenidate consumption on balance in rats with ADHD.
    Methods and Materials: The present study was a laboratory research. The samples were 35 Wistar rats (weight: 181.66 ± 8.69 g) which were randomly categorized into 5 groups (each group = 7 rats). To induce ADHD in the rats, they were injected 10 mg/kg of L-NAME for 8 weeks and 6 days per week based on the weight of the rats. The groups included 1 control group and 4 groups of ADHD (MPH consumption, endurance training, MPH consumption and endurance training, and ADHD). Open field, balance beam, and 5-band treadmill tests were used as research tools. Balance test was taken after 4 weeks of training. The medication group received 1 mg oral methylphenidate per kg weight of rats daily. The rats received training at a rate of 2 to 20 m/minute for 5 days a week for 28 days. The duration of the training in each session in the first week and the familiarization time was 2 meters/minute and overtime per week was 20 meters/minute. Data were analyzed using ANOVA.
    Findings: Analysis of data showed that there is no significant difference between the pretest and posttest in the control group (P = 0.17) and the ADHD group (P = 0.17). However, there was a significant difference between pretest and posttest in the ADHD training, ADHD methylphenidate, and ADHD methylphenidate exercise groups (P = 0.001). Furthermore, Tukey's post hoc test results showed that the control group's balance was better than all other groups (P
    Conclusions
    It seems that it can be concluded that 30 minutes of endurance training per day can be a suitable alternative for methylphenidate among rats with ADHD.
    Keywords: Attention deficit hyperactivity disorder, Balance, Methylphenidate
  • Seyed Ghafur Mousavi, Ahmad Karami, Amrollah Ebrahimi, Asghar Taherzadeh Pages 261-268
    Aim and
    Background
    The concept of wisdom and its other equivalents have an important place in Islamic sciences, psychology, and psychiatry because of their determining roles in human health. Therefore, The present study explained and compared this concept in these three resources.
    Methods and Materials: In this was a review study, after looking up the word "wisdom" in the Arabic, Persian, and English dictionaries, and Quranic Arabic Corpus, the concept was extracted from the perspective of Islamic philosophers, Imams, the Quran, and academic textbooks of psychiatry and psychology. Finally, the common features and points and differences of the concept in the mentioned resources were described.
    Findings: Wisdom can be described in three perspectives. The Islamic literature has divided wisdom into theoretical and practical and described it as judgment power, preventer of deviation and corruption, the basis of human personality, and a human appraisal criterion in the hereafter. Psychiatry has defined wisdom as having true insight into the self, one’s disorders, and correct judgment in various conditions. In psychological literature, the concept of wisdom is the ability to think and practice based on knowledge, experience, and correct insight.
    Conclusions
    All three resources believe in the gradual evolution of wisdom and consider various factors affecting this evolution. However, in the Islamic view, the concept of the hereafter, as an important and essential concept, has different approaches and perspectives.
    Keywords: Wisdom, Thought, Judgment, Islam, Psychiatry, Psychology