فهرست مطالب

تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی - پیاپی 27 (تابستان 1396)
  • پیاپی 27 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • هدیه تقوی* صفحه 7
    اهمیت مبادلات تجاری در منطقه حجاز قبل از اسلام، تاسیس بازارهای متعدد در شهرهای مختلف از جمله یثرب را به همراه داشت که با سازوکارهای قبیله ای اداره می شد. با ظهور اسلام آموزه های اقتصادی در زمینه های مختلف تجاری، معاملاتی، عرضه و تقاضا و... ارائه گردید که در موارد متعدد با سنت های قبلی همخوانی نداشت، و در مسیر اجرایی با مشکلات عدیده ی مواجه شد. این مقاله در صدد است با رویکردی توصیفی تبیینی و با استفاده از شاخص های نظری علم مدیریت به این سوال پاسخ دهد که با توجه به پیشینه ذهنی اقتصادی مردم، رسول اکرم(ص) تلاش داشتند چگونه بازار مدینه را با آموزه های اقتصادی اسلام همگرا کنند؟ به نظر می رسد، رسول اکرم(ص) با سازوکارهای مدیریتی از جمله؛ منفک کردن بازار مسلمانان از یهودیان، ارائه قوانین مربوط به بازار متناسب با آموزه های دینی، نظارت و کنترل بر قیمت ها، کیفیت کالاها و... تلاش کردند، الگوی عملی از بازار همگرا با آموزه های دینی به اجرا گذارند.
    کلیدواژگان: رسول اکرم (ص)، آموزه های اقتصادی اسلام، بازار مدینه، شیوه مدیریتی، اصناف
  • یدالله حاجی زاده* صفحه 27
    یکی از تفکرات انحرافی که از همان صدر اسلام، میان گروه های مختلف جامعه وجود داشته و به نوعی فرهنگ و تمدن اسلامی را با چالش مواجه کرده، تفکری است که نتیجه عملی آن اباحی گری است. شاید بتوان گفت نمود بارز تفکرات اباحی گرایانه در قرون اولیه اسلامی بین مرجئه و غالیان بوده است. مرجئه که ایمان را صرفا امری قلبی و یا حداکثر زبانی می دانستند، به جدایی عمل از ایمان اعتقاد داشتند. طیفی از آنان هیچ گناهی را موجب خروج فرد از دایره ایمان و اسلام نمی دانستند. به همین جهت نتیجه عملی چنین تفکری فرو غلطیدن در دام تفکرات اباحی گرایانه بوده است. غالیان نیز با تاویل های ناروای خویش بعضا به دام اباحی گری افتاده اند و تفکرات اباحی گرایانه را ترویج کرده اند. بررسی منابع تاریخی و روایی نشان می دهد پیشوایان دینی به رد این باور انحرافی پرداخته اند.
    کلیدواژگان: امامان(ع)، اباحی گری، اهل اباحه، فرهنگ، عمل، غالیان، مرجئه
  • محمدعلی برادران *، محمود مهدوی دامغانی، اردشیر اسد بیگی، علیرضا روحی صفحه 47
    با ظهور اسلام تاریخ شبه جزیره به دو دوره قبل و بعد از اسلام تقسیم شد. با توجه به آموزه های جدیدی که اسلام با خو به ارمغان آورد، از نظر دینی به تقسیم بندی اجتماعی پرداخت که در دو زمانی مکی(مسلمان، کافر و مشرک) و مدنی(کافر، مشرک، منافق، مسلمان و مومن) خود را نشان داد. هجرت پیامبر(ص) به مدینه سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ اسلام شد که به تاسیس دولت-شهر نوپای مدینه انجامید و به همراه آن مساله جانشینی آن حضرت نیز از دغدغه های این نظام سیاسی جدید بود. با توجه به ساختار اجتماعی جدیدی که در نتیجه حضور اسلام در شبه جزیره شکل گرفت، جانشینی آن حضرت مساله ای شد که با در گذشت ایشان سبب انشقاق جامعه گردید. از حوادث مرتبط با این مساله، غدیر خم و نقش منافقین، به عنوان یکی از ارکان ساختار اجتماعی جدید، در تحول معنایی غدیر بود.
    کلیدواژگان: غدیر خم، منافقین، امامت، صحابه
  • حسین اشرفی، سید احمدرضا خضری* صفحه 63
    امویان و عباسیان(دوره اول) تلاش های بسیاری برای کسب مشروعیت دینی انجام دادند.امویان در این جهت با طرح مبانی و اصولی(همچون انتساب به قریش،خونخواهی عثمان ، نیابت از عمر و عثمان و عصبیت عربی؛)؛ و عباسیان نیز با طرح مبانی(همچون انتساب به قریش،خونخواهی حسین(ع) ،نیابت از ابوهاشم و وراثت)؛در جامعه،سعی نمودند اکثریت جامعه را به پذیرش خلافت خود متقاعد نمایند. ولی چون خلافتشان با تمام اقداماتی که برای کسب مشروعیت انجام دادند؛ بر اساس آموزه های دینی نبود،هیچگاه به حقیقت نتوانستند مشروعیت دینی برای خود کسب نمایند.مبانی مطروحه از سوی این دو دولت و خلافت در کسب مشروعیت و مقبولیت برای حکومت خود،دارای شباهت ها وتفاوت هایی می باشد.که در این تحقیق به صورت کامل و به طور تلفیقی و تطبیقی مورد بررسی قرارمی گیرد. این مقاله با تکیه بر روش های توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع و مآخذ و مطالعات تاریخی، به بررسی مبانی مشروعیت دینی دو دولت اموی و عباسی و مقایسه مبانی آن دو با یکدیگر بپردازد.
    کلیدواژگان: تطبیق، مبانی مشروعیت، امویان، عباسیان
  • سارا شادرخ*، هادی رحمتی صفحه 81
    هنر دوره قاجار در دوشاخه هنر درباری و عامیانه قابل بررسی است. هنر عامیانه، دارای مضامین مذهبی و ملی است و هنرمندانی که از دل چنین گفتمانی برخاستند، اشخاص مکتب ندیده ای بودند که باذوقی خودجوش به آفرینش باورهای طبقه خویش به شیو های متفاوت دست زدند. باورها و اعتقادات مردم، زمینه ساز تجلی هنرهای عامیانه است. مسئله ای که مطرح می شود این است که چگونه می توان بازتاب این اعتقادات و باورها را در هنر عامیانه موردمطالعه قرارداد. برای بررسی این مسئله به مطالعه موردی نقاشی های بقاع متبرکه گیلان با روش توصیفی-تحلیلی پرداخته شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده و از نظریه «بازتاب» به عنوان رویکرد نظری، بهره گرفته شده است. این پژوهش نشان داد که هنر عامیانه به دلیل ارتباط مستقیم با مردم اجتماع، آینه تمام نمای عقاید، باورها و سایر مناسبات زندگی اجتماعی مردم در دوره قاجار است و با تحلیل بازتاب این همه، می توان به تصویری از شمای اعتقادی و فرهنگی مردمان آن دوره دست یافت.
    کلیدواژگان: هنر عامیانه، نظریه بازتاب، نقاشی قاجار، نقاشی بقاع گیلان
  • سارا صادقی نیا*، الهام حصاری صفحه 107
    در پی امتناع ورزیدن دربار صفوی از حمایت هنرمندان، شاهد مهاجرت بسیاری از آنان به دیگر ممالک بوده ایم. حضور برخی از هنرمندان ایرانی در دربار عثمانی سبب انتقال بسیاری از دستاوردهای زیبایی شناختی مکتب تبریز در آن دولت شد. از این رو، در این پژوهش تلاش گردیده است بر مبنای روش تطبیقی _تحلیلی، میزان تاثیرپذیری مکتب عثمانی از مکتب تبریز و بررسی وجوه تشابه و افتراق آن دو بر اساس ابعاد گرافیکی موجود در نگاره های دو مکتب با تکیه بر آثار شاهنامه شاه طهماسب و سلیمان نامه مورد مطالعه موردی و تحلیل قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است که در نیمه نخست قرن دهم هجری، فعالیت هنرمندان مهاجر ایرانی درکارگاه های توپقاپی، تاثیرات قابل ملاحظه ای را از دستاوردهای هنر ایران بر نگارگری عثمانی برجای گذاشته و هنرمندان این مکتب توانستند با اقتباس از هنر ارزنده پارسی و تلفیق آن با هنر بومی خود به شیوه ارزنده ای از سبک ملی دست یابند.
    کلیدواژگان: ترکیب بندی، سلیمان نامه، شاهنامه شاه طهماسب، مکتب دوم تبریز، مکتب عثمانی، نگارگری
|
  • Hediyeh Taghavi * Page 7
    The commercial exchanges in Hijaz before Islam led to the establishment of various markets in different cities, including Yathrib, which was run by tribal mechanisms. With the advent of Islam, economic doctrines were presented in various fields of commerce, trade, supply and demand, which were not consistent with the previous traditions and encountered numerous problems in the course of implementation. Implementing an explanatory-descriptive approach and using the theoretical indicators of management science, this paper tries to answer this question: How did Prophet Muhammad (PBUH) try to converge the Medina market with the economic teachings of Islam with regards to the people's mental economic background. It seems that through implementing management mechanisms, such as dismantling the Muslim market from the Jews market, providing market laws in line with the religious doctrines, monitoring and controlling prices, quality of goods, etc., Prophet Muhammad (PBUH) has tried to present a practical model of market convergent with the religious teachings.
    Keywords: Prophet Muhammad (PBUH), Economic Teachings of Islam, Medina Market, Management Method, Guilds
  • Yadollah Hajizadeh * Page 27
    The persistence of ethical nihilism thoughts from the past to the present among some of the Islamic sects and consequently the damage undertaken by the Islamic culture and civilization increases the necessity of paying attention to it. It might be said that ethical nihilism thought was practiced by the Deferrers and the Extremists in the early Islamic centuries. The Deferrers and the Extremists each with certain beliefs have promoted ethical nihilism thoughts. Here, the question is: How did Shiite Imams (AS) confront the diverse and destructive beliefs of Ethical Nihilists? The study of historical and narrative sources shows that religious leaders have rejected this deviant belief and have always considered action as a part of faith. They have severely confronted the ethical nihilism thoughts of the Deferrers and the Extremists. Even in some cases, they have cursed and acquitted the Ethical Nihilists. This study presents an overview of this deviation and deals with the Imams’ (AS) method of confrontation with it.
    Keywords: Imams (AS), Ethical Nihilism, Culture, Extremists, Deferrers
  • Muhammad Ali Baradaran *, Mahmud Mahdavi Damghani, Ardshir Asadbeigi, Alireza Ruhi Page 47
    Considering the new teachings that Islam brought with it, from the religious perspectives, the social divisions appeared in two periods of Maki (Muslim, infidels, idolaters) and Madani (infidels, idolaters, hypocrites, Muslims and believers). The Prophet's (PBUH) Hijra to Medina was the beginning of a new era in the history of Islam that led to the foundation of the newly established city-government of Medina. The issue of His succession was also a concern for this new political system. In fact, the issue of the Prophet’s succession after his death caused the division of the society. One of the events related to this issue was Ghadir Khumm. The role of the hypocrites, as one of the pillars of the new social structure which changed the meaning of Ghadir shouldn’t be ignored. This research attempts to investigate the role of the hypocrites in the issue of Ghadir Khumm, especially the issue of the succession of the Prophet (PBUH), through a descriptive-analytical method.
    Keywords: Ghadir Khumm, Hypocrites, Imamate, Companions
  • Hossein Ashrafi, Seyed Ahmad Reza Khezri * Page 63
    The Umayyads and the Abbasids (the first Era) made many attempts to gain legitimacy. To this end, the Umayyads tried to put forward some fundamentals such as their attribution to Quraysh, Uthman's vengeance, Omar’s and Uthman’s representativeness, and the party spirit of the Arabs. The Abbasids posed some other fundamentals such as their attribution to Quraysh, Hussein’s (AS) vengeance, Abu Hashim’s representativeness and inheritance. In this way, they tried to convince the majority of the society to accept their caliphates. However, despite all these measures that they made to legitimize their caliphates, since their caliphates were not based on the religious doctrines, they never gained legitimacy. The fundamentals posed by these two groups in acquiring legitimacy have similarities and differences, which are studied in full and in an integrated and comparative way in this research. This paper, by implementing a descriptive-analytical method, examines the legitimacy fundamentals of the Umayyad and the Abbasid governments and compares their fundamentals with each other.
    Keywords: Adaptation, Legitimacy Fundamentals, the Umayyads, the Abbasids
  • Sara Shad Rokh *, Hadi Rahmat Page 81
    Art in the Qajar period can be explored in two fields of court art and folk art. Folk art had religious and national themes, and artists who grew up in such a discourse were uneducated people who spontaneously began to create and display the beliefs of their social class in a different way. The question is how we can study the reflections of these beliefs in the folk art. To investigate this issue, a case study of the paintings of the holy shrines in Gilan has been done implementing a descriptive-analytical method. The data was collected using library resources and carrying out a field research. The Reflection Theory was also used as a theoretical basis. This research has shown that folk art due to its direct relationship with the people is the mirror of the visage of the beliefs and other social relationships of the people in the Qajar period. By analyzing these reflections, one could see a picture of the religious and cultural beliefs of the people of that period.
    Keywords: Folk Art, Reflection Theory, Qajar Painting, Paintings of the Shrines in Gilan
  • Sara Sadeghi Niya *, Elham Hesari Page 107
    Due to the lack of support from the Safavid court, we witnessed the migration of some of the artists to the Ottoman court. These conditions created a suitable basis for the development and growth of the Ottoman art based on the artistic achievements of Iranian schools in the newly established workshops in Istanbul. Implementing a comparative-analytical method, in this research, the extent of the influence of the Ottoman school from the Tabriz school and the similarities and differences of them based on the available graphic dimensions in the paintings of these two schools are investigated examining Shah Tahmasb’s Shahnameh and Soleymannameh. The results show that in the first half of the tenth century (AH), the activities of Iranian immigrant artists in Topkapi's workshops have had significant effects on the Ottoman paintings, and the artists of this school were able to adapt to the valuable Persian art and combine it with their native art to achieve a glamorous method of national style.
    Keywords: Composition, Soleimannameh, Shah Tahmasb's Shahnameh, Second Tabriz School, Ottoman School, Painting