فهرست مطالب

تحقیقات حمایت و حفاظت جنگل ها و مراتع ایران - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 29، 1396)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 29، 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/25
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علی مهدوی*، سمیه رنگین، حسین مهدیزاده، وحید میرزایی زاده صفحات 1-16
    پایش تغییرات کاربری و تخریب جنگل یکی از مسائل مهم برای ارزیابی و کنترل در مدیریت منابع طبیعی است.
    به منظور بررسی روند تغییرات پوشش جنگلی و تعیین عوامل فیزیوگرافی مرتبط با تخریب جنگل در شهرستان سیروان استان ایلام، از تصاویر سنجنده MMS با قدرت تفکیک مکانی 80 متر و OLI ماهواره لندست با قدرت تفکیک مکانی 30 متر مربوط به سال های 1366 و 1393 استفاده شد. برای بررسی ارتباط مکانی کاهش پوشش جنگلی با عوامل اصلی فیزیوگرافی از روش آماری رگرسیون لجستیک دوگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که طی 27 سال حدود 15/5910 هکتار (67/15درصد) از سطح جنگل های شهرستان سیروان در سال 1366 کاسته شده است. همچنین نتایج مدل سازی نشان داد که متغیرهای ارتفاع از سطح دربا، شیب و جهت دامنه ارتباط معنی‏داری در سطح یک درصد با میزان تخریب جنگل در منطقه مورد مطالعه داشتند، این در حالی است که مشخصه های فاصله از جاده و فاصله از مناطق مسکونی (روستاها) در سطح یک درصد تاثیر معنی داری بر میزان تخریب جنگل در منطقه مورد مطالعه نشان ندادند. ارزیابی مدل رگرسیونی برازش داده شده با شاخص های ROC (معادل 9045/0) و Pseudo-R2 (معادل 3275/0) هم بیانگر قابلیت بالای مدل جهت توصیف تغییرات و تعیین مناطق مستعد تغییر می باشد.
    کلیدواژگان: مدل سازی تخریب، رگرسیون لجستیک، تغییرات پوشش جنگل، شهرستان سیروان
  • شهلا امینی، موسی خانی*، مریم اهوازی، محمد ابراهیم فرآشیانی صفحات 17-29
    مشکلات ناشی از مصرف آفتکش های شیمیایی و مصنوعی بر محیط زیست و انسان موجب گرایش به استفاده از آفتکش هایی با منشا گیاهی و طبیعی برای کنترل آفات شده است. مریم گلیL. Salvia officinalis، اسطوخودوس Lavandula angustifolia Mill و پونه آسای الموتی Jamzad & Assadi Nepeta pogonsperma با دارا بودن خواص آفت کشی به عنوان گیاهانی بالقوه می توانند بدین منظور مورد سنجش قرار گیرند. در پژوهش حاضر ترکیبات شیمیایی، سمیت تنفسی و فعالیت دورکنندگی اسانس گونه های ذکرشده مورد بررسی قرار گرفت. اسانس اندام های هوایی این گیاهان با استفاده از دستگاه کلونجر به روش تقطیر با آب استخراج شد. شناسایی ترکیبات اسانس توسط دستگاه GC-MS انجام شد. آزمایش ها در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار در شرایط آزمایشگاهی (دمای1±28 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 70 درصد و دوره نور- تاریکی12:12) انجام شد. ترکیبات اصلی گیاهان S. officinalis، L. angustifoliaو N.pogonsperma به ترتیب Thujone (29/37 %)، 1،8-cineol (3/41 و 86/34 %) می باشد. همه گیاهان این پژوهش فعالیت حشره کشی را علیه S. oryzaeنشان دادند. مقادیر LC50 اسانس گونه های S. officinalis، N. pogonspermaوL. angustifolia به ترتیب 19/148 و 49/150 و72/156 میکرولیتر بر لیتر هوا برایS. oryzae برآورد شد. نتایج آزمایش هانشان داد که اسانسN. pogonspermaبا 5/86 درصد در مقایسه با اسانسS. officinalisوL. angustifoliaبه ترتیببا 67 و 5/61 درصد بالاترین اثر دورکنندگی را علیهS. oryzae دارد.
    کلیدواژگان: اسانس، سمیت تنفسی، دورکنندگی، شپشه برنج
  • سعیده اسکندری *، حمید جلیلوند صفحات 30-39
    امروزه گرمایش جهانی و تغییر اقلیم از عوامل مهم آتش سوزی در جنگل های جهان و ایران است، بنابراین بررسی رابطه بین متغیرهای اقلیمی و آتش سوزی اهمیت زیادی دارد. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی تاثیر عوامل آب و هوایی بر رژیم آتش سوزی جنگل های نکا و بهشهر بود. بدین منظور آمار تعداد و وسعت آتش سوزی های به وقوع پیوسته در پنج سال (از سال 1385 تا 1389) در جنگل های نکا و بهشهر از اداره کل منابع طبیعی استان مازندران تهیه شد. همچنین داده های آب و هوایی مربوط به پنج سال گذشته این دو شهرستان (متوسط دمای سالانه، متوسط رطوبت نسبی سالانه و متوسط بارندگی سالانه) از نزدیک ترین ایستگاه های هواشناسی مربوط به آنها از اداره کل هواشناسی استان مازندران تهیه شد. به منظور به دست آوردن همبستگی بین داده های آب و هوایی و تعداد و وسعت آتش سوزی ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج بررسی آماری داده های آب و هوایی و آتش سوزی ها براساس ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تعداد آتش سوزی های به وقوع پیوسته در جنگل های بهشهر و متوسط دمای سالانه در سطح اطمینان 99 درصد و بین تعداد آتش سوزی های بهشهر و متوسط بارندگی سالانه در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی داری وجود داشت. همچنین بین وسعت آتش سوزی های به وقوع پیوسته در جنگل های بهشهر با متوسط دمای سالانه و متوسط بارندگی سالانه در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی داری وجود داشت؛ درحالی که بین داده های آب و هوایی و تعداد و وسعت آتش سوزی های به وقوع پیوسته در جنگل های نکا رابطه معنی داری وجود نداشت، بنابراین به نظر می رسد که آتش سوزی های به وقوع پیوسته در جنگل های این شهرستان، اغلب ناشی از عوامل انسانی بوده است.
    کلیدواژگان: بهشهر، تعداد آتش سوزی، عوامل آب و هوایی، نکا، وسعت آتش سوزی
  • روناک احمدی * صفحات 40-52
    تلاش برای شناسایی و رفع عوامل زمینه ساز عدم مشارکت مرتعداران در اصلاح و احیای مراتع، به منزله گامی اساسی در راستای توسعه پایدار، لازم و ضروری است. قسمتی از عرصه های منابع طبیعی از جمله مراتع دستخوش عملیات معدنکاری شده اند و اجرای این عملیات معدنکاری اثرات متفاوتی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و اکولوژیکی، بر ساکنین محلی دارد. هدف کلی تحقیق حاضر، بررسی اثرات پروژه های معدنکاری بر عدم مشارکت مرتعداران در اصلاح و احیای مراتع سنندج است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار spss20 و روش آماری رگرسیون چندگانه (به شیوه گام به گام) انجام شد. داده های این پژوهش حاکی از آن است که میزان عدم مشارکت بیشتر مرتعداران در اصلاح و احیای مراتع (2/59 درصد) در حد متوسط و زیاد است. از سوی دیگر، بین شاخص های پیامد اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و اکولوژیکی ناشی از فعالیت های معدنکاری با عدم مشارکت مرتعداران در اصلاح و احیای مراتع رابطه مثبت و معنی داری در سطح 99/0 وجود دارد. همچنین، بر اساس یافته های موجود، شاخص های پیامد اقتصادی و اکولوژیکی در مجموع 83 درصد از تغییرات واریانس عدم مشارکت در اصلاح و احیای مراتع را تبیین می کنند. از این رو، به منظور مشارکت بیشتر مرتعداران در اصلاح و احیای مراتع سنندج، توجه خاص به عوامل مذکور می تواند زمینه ساز مشارکت هر چه بیشتر مرتعداران باشد.
    کلیدواژگان: پیامدهای معدنکاری، مشارکت، اصلاح و احیای مراتع، سنندج
  • جلیل کرمی*، محمد رضا کاووسی، منوچهر بابانژاد صفحات 53-66
    بیماری ذغالی با عاملmediterranea Biscogniauxia یکی از بیماری های مهم و موثر در خشکیدگی درختان بلوط است که در سال 1388 در استان گلستان گزارش گردید. این تحقیق باهدف ارزیابی اثرات خصوصیات درخت، توده و محیط بر زمان بقا (سالم ماندن) بلندمازو، در پارک جنگلی قرق انجام شد. بنابراین 192 اصله درخت بلندمازو با متوسط قطر برابرسینه 9/50 سانتی‏متر در پنج دوره شش ماهه از مهر 1392 تا مهر 1394 در این مطالعه وارد شدند. از آزمون لگ رتبه ای و رگرسیون کاکس به ترتیب برای برآورد میانگین زمان بقای درختان و بررسی عوامل موثر بر آن استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون لگ رتبه ای بیشترین (7/100 ماه) و کمترین (2/40 ماه) میانگین زمان بقا را به‏ترتیب در مرحله رویشی تیرک و پیردار برآورد کرد. همچنین درختان بلوط با فاصله کمتر از 10 و بیشتر از 200 متر از جاده به ترتیب کمترین (7/51 ماه) و بیشترین (6/109 ماه) زمان بقا را داشتند. بااین وجود براساس تجزیه رگرسیون کاکس، در بین متغیرهای مورد بررسی تنها متغیرهای فاصله از جاده و محدوده پراکنش برمیزان بقا درختان بلندمازو موثر بودند. با برآورد میزان بقای درختان و عوامل موثر بر آن، می توان روش های پیشگیری جهت مدیریت و کاهش نرخ بیماری ارائه کرد. استفاده از روش های تجزیه وتحلیل بقا در اپیدمیولوژی بیماری های درختان جنگلی، این توانایی را به کارشناسان خواهد داد تا درک بهتر و صحیح تری از چگونگی روند بیماری ها به دست آورند.
    کلیدواژگان: بلوط بلندمازو، بیماری ذغالی، تحلیل بقا، مدل کاکس
  • مهرنوش مینایی مقدم، علیرضا عسکریان زاده*، محمود شجاعی، حبیب عباسی پور، کامبیز لاریجانی، سهراب ایمانی صفحات 67-75
    طی سال 1394، شناسایی پروانه زنبورمانند و همچنین اثر برخی از فاکتورهای محیطی بر میزان آلودگی درختان بید مجنون به این گونه آفت، درفضای سبز مناطق مختلف شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور منطقه تهران بر اساس ارتفاع از سطح دریا به دو منطقه ارتفاع 1000 تا 1400 متر (منطقه جنوب تهران) و ارتفاع 1400 تا 1800 متر (منطقه شمال تهران) تقسیم شد. سپس در هر منطقه پنج بوستان برای مطالعه در نظر گرفته شد. به منظور بررسی اثر بستر کشت بر میزان آلودگی درختان به آفت، درصد آلودگی در هر بوستان برای درختانی که در چمنزار و درختانی که در بلوارها کشت شده بود، جداگانه ثبت شد. داده ها به صورت آزمایش فاکتوریل (فاکتور ارتفاع از سطح دریا و نوع بستر کشت) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی تجزیه آماری شد. در این بررسی نمونه غالب جمع آوری شده، یک گونه شب پره زنبورمانندتحت نام علمی Strand (Lep.: Sesiidae) Paranthrene diaphana Dalla Torre and تشخیص داده شد. این گونه تاکنون از تهران گزارش نشده است. نتایج تجزیه آماری داده ها نشان داد که ارتفاع از سطح دریا تاثیر معنی داری در پراکنش آفت دارد به طوری که میزان آلودگی در جنوب شهر تهران حدود 100 درصد وتقریبا دو برابر میزان آلودگی در منطقه شمال این شهر است. همچنین مشخص شد که بستر کشت بر میزان آلودگی درختان به آفت معنی دار است به طوری که کشت درختان بید مجنون در چمنزار به طور معنی داری روی کاهش آلودگی به آفت به میزان 50 درصد اثر داشته است.
    کلیدواژگان: پروانه زنبورمانند، Paranthrene diaphana، بیدمجنون، پراکنش، تهران
  • رمضان راعی، زینب جعفریان، جمشید قربانی صفحات 76-90
    تغییرات پوشش اراضی به عنوان یکی از عوامل مهم و موثر بر تغییرات منابع طبیعی و محیط زیست به حساب می آیند، بنابراین درک و پیش بینی علل، فرآیند ها و نتایج این تغییرات به یک چالش عمده در زمین تبدیل شده است. امروزه با فناوری سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی، می توان در جهت شناسایی و کشف این تغییرات و اثرات آن استفاده کرد. هدف این مطالعه، بررسی تغییر کاربری و پوشش منطقه کیاسر در دوره 46 ساله (از 1345 تا 1391) با استفاده از این فناوری است. برای این منظور نقشه کاربری اراضی در 1345 به‏کمک نقشه های توپوگرافی، در 1366 به‏کمک تصاویر سنجنده TM و در 1391 به‏کمک تصاویر سنجده LISS III تهیه شد. ابتدا پیش پردازش و پردازش های لازم همچون تصحیح هندسی، اتمسفریک و ایجاد شاخص های طیفی و نسبت گیری بر روی باندهای هر دو سنجنده انجام شد. پس از تعیین کاربری های فعلی منطقه، از هر کاربری، نمونه تعلیمی تهیه و تفکیک پذیری آنها با شاخص های واگرایی انجام شد. برای انجام طبقه بندی از الگوریتم های حداکثر احتمال، حداقل فاصله، متوازی السطوح و برای بررسی تغییرات نیز از روش مقایسه پس از طبقه بندی استفاده شد. یافته‏ها نشان داد در عرض 46 سال سطح مناطق جنگلی از 16/98 به 39/18 کیلومتر مربع رسیده و به‏عبارتی 17/43 درصد کاهش داشته است. این اراضی به مناطق فاقد پوشش، اراضی کشاورزی، دیمزارهای رها شده و مرتع تبدیل شده‏اند و در این بازه ی زمانی سطح آنها به ترتیب 15/14، 61/13، 05/10 و 37/5 درصد افزایش یافته‏اند. در مجموع نتایج نشان داد RS دارای قابلیت بالایی در تعیین تغییرات پوشش اراضی است.
    کلیدواژگان: کاربری اراضی، جنگل، طبقه بندی، سنجنده LISS III، کیاسر
  • لیلا یغمایی، سعید سلطانی، رضا جعفری، حسین بشری، حسن جهانبازی گوجانی صفحات 91-108
    هدف از این مطالعه بررسی رابطه تغییرات پوشش گیاهی و نوسانات ویژگیهای اقلیمی مانند بارندگی و پدیده خشکسالی با استفاده از تصاویر ماهواره ای مودیس در طول سال های 1379-1393 در استان چهارمحال و بختیاری می باشد. به منظور بررسی میزان تاثیر بارش و خشکسالی بر تغییرات پوشش گیاهی در32 ایستگاه سینوپتیک، اقلیم شناسی و باران سنجی داخل و اطراف استان، ،شاخص SPI در دوره های زمانی کوتاه مدت (سه، شش و نه ماهه) و بلندمدت (12 و 24 ماهه) محاسبه شد. تمامی مقیاس های زمانی منتهی به اوایل خرداد (ماه می) یعنی ماه حداکثر رویش پوشش گیاهی استان چهارمحال و بختیاری می باشد. بدین منظور، نقشه های گستره خشکسالی و تصاویر شاخصNDVI در مقیاس های مختلف زمانی (سالیانه، فصلی) با استفاده از روش میان یابی کریجینگ تهیه و روش رگرسیون خطی برای پایش تغییرات پوشش گیاهی در اثر نوسانات بارندگی و خشکسالی استفاده شد. بررسی تغییرات شاخص گیاهی و SPIطی دوره مورد مطالعه حاکی از آن بود که نوع فرم رویشی و گونه گیاهی نقش مهمی در تاثیر پذیری پوشش گیاهی از خشکسالی دارد. در بین تیپ های گیاهی مطالعه شده، در مناطق مرتعی با پوشش علفزار یکساله- فورب بالاترین میزان همبستگی میان تغییرات شاخص پوشش گیاهی و SPI وجود داشت، این مطلب موید اثر بیشتر کاهش بارندگی بر زوال و از بین رفتن پوشش گیاهی مرتعی نسبت به پوشش جنگلی است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که داده های NDVI مستخرج از سنجنده مودیس ابزار موثری در برآورد و پایش خشکسالی موثر بر پوشش گیاهی است. با مطالعه و شناخت پوشش گیاهی و استفاده از شاخص NDVI، برای بررسی تغییرات پوشش گیاهی می توان تیپ های حساس و آسیب پذیر را در شرایط خشکسالی تشخیص داد.
    کلیدواژگان: بارندگی، شاخصSPI، کریجینگ، شاخص نرمال شده تغییرات پوشش گیاهیNDVI، رگرسیون خطی
  • مهدی شمس زاده *، سید محمد میروکیلی، حسن کریم بیکی صفحات 109-113
    کهورک Prosopis farcta علف هرزی چند ساله چوبی و خاردار است که با بذر و ریزوم تکثیر می باید. این گیاه از علف های هرز مهم مناطق خشک ایران است. طی بررسی در سال های 1388-1389 مشخص شد بذرهای آن توسط سوسکStator limbatus تغدیه و لاروهای این آفت 36 تا 60 درصد بذور کهورک را نابود می کنند. ویژگی های زیستی این سوسک در شرایط آزمایشگاهی در دمای متغیر 55/0±17/21 و 5/0±39/25 درجه ی سانتی‏گراد شب:روز، رطوبت نسبی 38/1±78/37 درصد و طول دوره 11 ساعت روشنایی و 13 ساعت تاریکی بررسی شد. تعدادی میوه آلوده از شهرستان میبد جمع آوری و در جعبه های پرورش تا زمان خروج حشرات کامل نگه داری شد. دوره انکوباسیون تخم به طور متوسط 59/0±85/8 روز طول کشید. این سوسک در یزد بیش از 3 نسل در سال داشته و به‏شکل لارو داخل بذرها و گاهی شفیره درون میوه زمستان گذرانی می کند. در اواخر بهار و اوایل تابستان تبدیل به شفیره و حشره کامل می شود. حشرات کامل ماده پس از جفت گیری بر روی نیام ها تخم ریزی نموده و پس از اتمام دوره جنینی، لارو از زیر پوسته تخم وارد بذر می شود. داخل هر بذر تنها یک لارو رشد کرده و پس از تغذیه کامل شده و داخل پیله سفید رنگی تبدیل به شفیره می شود. طول دوره یک نسل از تخم تا حشره کامل این سوسک بین 04/1±39، دوره لاروی و شفیرگی به ترتیب 70/0±2/21 و 37/0±8/8 روز می باشد. حشرات ماده به طور متوسط 47/4±57/47 عدد تخم گذاری کردند. به دلیل توانایی بسیار خوب، این سوسک می تواند عامل مناسبی برای کنترل بیولوژیک این علف هرز در استان یزد باشد.
    کلیدواژگان: کهورک، علف هرز، بذرخوار، Stator limbatus، Chrysomelidae، بیوکنترل
|
  • Ali Mahdavi * Pages 1-16
    Monitoring of the changes in land uses and forest degradation is an important issue in evaluation and management of the natural resources. In order to investigate the forest cover degradation trends and determination of the main environmental factors on forest degradation in Sirvan county of Ilam province, satellite images for the years 1987 and 2014 of MMS (80 m spatial resolution) and OLI (30 m spatial resolution) were used. To survey the spatial relationship of forest cover reduction with the main environmental factors, regression logistic statistics method was used. The results revealed that about 5910.15 ha of the forest cover has been reduced Sirvan county during 27 years. In addition, the results of modelling demonstrated that altitude, slope and aspect variables (α≤0.01) were the most affecting factors on forest degradation in the studied area, respectively. While distance to road and distance to villages had no significant effects (α>0.01) on forest degradation in this area. Assessment of regression model fitted with ROC (0.9045) and Pseudo-R2 (0.3275) indices indicated the ability of the model to describe the changes and to identify the areas prone to change.
    Keywords: Degradation Modelling, Logistic regression, Forest cover changes, Sirvan County
  • Mosa Khani * Pages 17-29
    Due to the raising concerns about chemical and synthetic pesticides hazards on the environment and the human health, there is a trend to using botanical and natural pesticides increased. To this end, Salvia officinalis L., Lavandula angustifolia Mill and Nepeta pogonsperma Jamzad & Assadi as the potential plants for pest control can be used. The present study was conducted to identify chemical composition, fumigant toxicity and repellence activities of the essential oils from these plants against Sitophilus oryzae L. Dried aerial parts of the plant were subjected to hydro-distillation using a modified Clevenger-type apparatus. The composition of the essential oil was analyzed by gas chromatography and mass spectrophotometry (GC/MS). The experiments were conducted using a complete randomized design with 5 replications at laboratory conditions (28±1 ˚C, 70±5 % R.H. and 12:12 h dark:light). The major components of S. officinalis, L. angustifolia and N. pogonosperma were Thujone (37.29%) and 1,8-cineol (41.3 and 34.86%), respectively. All the tested plants showed insecticidal activity against S. oryzae. The LC50 values of essential oils for S. officinalis, N. pogonsperma and L. angustifolia, were estimated 148.19, 150.49 and 156.72 µl/l air against S. oryzae, respectively. The results showed that the essential oil of N. pogonosperma strongly repelled S. oryzae (86.5%) compared with the essential oils from S. officinalis and L. angustifolia (67 and 61.5%, respectively).
    Keywords: Essential oils, fumigant toxicity, repellency, Sitophilus oryzae
  • Saeedeh Eskandari *, Hamid Jalilvand Pages 30-39
    Since the global warming and climate changes are the major worldwide driving factors affecting forest fire ignition, investigation of the relationship between climatic variables and fire occurrence is very important. The present study was aimed to investigate the effect of climate factors on fire regime of Neka and Behshahr forests. The records of number and area of fire occurrences in Neka and Behshahr forests during five years (2006-2010) were provided from Mazandaran Natural Resources Administration. In addition, the climatic data (average annual temperature, average annual relative humidity and average annual precipitation) of these counties recorded in five recent years from the nearest meteorological stations was provided from Mazandaran Meteorological Administration. Pearson correlation coefficient was used to get the correlation between climatic data and the number and area of the fires. The results showed that in Behshahr forests there were significant relationship between the number of fires and average annual temperature at 99% confidence level and between the number of fires and average annual precipitation at 95% confidence level. Furthermore, there were significant relationship between the area of fire occurrences in Behshahr forests and average annual temperature and average annual precipitation at 95% confidence level; while the results did not show any significant relationship in Neka forests between the number and area of fires and climatic data. Thus, it seems that the occurred fires in this county have often been due to the human factors.
    Keywords: Behshahr, fire area, fire number, Weather factors
  • Ronak Ahmadi * Pages 40-52
    Efforts to identify and address the factors underlying the lack of participation of ranchers in rehabilitation and restoration of rangelands constitute an essential step towards sustainable development. Many areas of natural resources such as rangelands have been affected by mining operations which has consequently various economics, social, ecological and environmental influences on the local residents. Therefore, the present study aimed to assess the effects of mining projects in this regard in Sanandaj. Analysis of the data was performed through multiple regression (stepwise method) by spss20. The results indicated that the lack of participation among the majority of the ranchers (59.2 %) was at average and above average. On the other hand, there was a significant positive correlation (p
    Keywords: Consequences of Mining, Participation, Rehabilitation, restoration rangeland, Sanandaj
  • J. Karami *, M. R. Kavosi, M. Babanezhad Pages 53-66
    Charcoal disease (Biscogniauxia mediterranea) was reported in Golestan province as one of the major diseases affecting oak decline in 2011. Therefore, this study was aimed to evaluate the influence of tree characteristics, stand and site on the infection risk in oak trees in the Qoroq forest park. In this study, 192 oak trees with the average diameter of 50.9± 16.5 cm at breast height were recorded, so that the health status of the trees was evaluated in five semiannual courses from October 2013 to October 2015. Log-rank test and Cox regression analysis were used to estimate the mean survival time of the trees and the affecting factors, respectively. The Log-rank test demonstrated the highest (100.7 months) and lowest (40.2 months) mean survival time at the vegetative stage in small pole and mature trees, respectively. Oak trees at a distance of less than 10 and more than 200 meters from the road showed the lowest (51.7 months) and the highest (109.6 months) mean survival time, respectively. Nevertheless, according to the Cox regression analysis, among the variables examined only the distance from the road and distribution range had significant effects on the survival rate of oak trees. Estimation of the survival rate and the affecting factors in oak trees could be used in prevention methods to manage and decrease the charcoal disease rate particularly in Qoroq forest park. Using the survival analysis methods in epidemiological studies of the forest tree diseases, the experts will have the better and more accurate understanding on the diseases progress.
    Keywords: Quercus castaneifolia, Charcoal disease, Survival analysis, Cox model
  • Mehrnoosh Minaeimoghadam, Alireza Askarianzadeh *, Mahmud Shojaei, Habib Abbasipour, Kambize Larijani, Sohrab Imani Pages 67-75
    In this study, identification of clearwing moths and also effect of some environmental factors on the infestation level of babylon weeping trees to this pest species has been investigated in different landscape regions of Tehran city during 2016-2017. To this end, the landscape areas were divided into two regions based on the altitude: 1) between 1000-1400 meters (south Tehran region) and 2) between 1400-1800 meters (north of Tehran). Five parks were considered in each region. To evaluate effect of grassland type on the infestation, percentage of infestation in each park had been separately recorded for planting trees in meadows and trees on the boulevards. Data analysis was performed as a factorial experiment with a randomized complete blocks design consisting two factors (altitude and grassland type). According to the study, Paranthrene diaphana Torre & Strand (Lep.: Sesiidae) was identified as the dominant species which was not reported from Tehran region so far. The results of the statistical analysis showed that altitude had a significant effect on the pest dispersion so that level of infestation in south of Tehran was about 100 percent and almost two times more than the central and northern Tehran. Also, tree plantation in the meadows significantly reduced the pest infestation, up to 50%.
    Keywords: clearwing moth, Paranthrene diaphana, Babylon weeping willow, dispersion, Tehran
  • R. Raie, Zeinab Jafarian, J. Ghorbani Pages 76-90
    Nowadays, detection of land cover changes and their effects on natural resources and the environment has been feasible through the technology of remote sensing and GIS. The present study aimed to assess the coverage change in Kiasar area over a period of 46 years (from 1966 to 2012) using remote sensing technology and satellite images. To this end, we prepared the land use maps for the years 1966, 1987 and 2012 using topographic maps, image of TM sensor and image of LISS III sensor, respectively. At first, the required pre-processing workflow comprising geometric and atmospheric corrections, and the creation of spectral and aspect ratio indices was performed on the bands of both sensors. After determination of current land uses in the study area, the training samples were recorded using GPS from each land uses and resolution of training samples was obtained using transformed divergence severability index. Classification was performed using maximum likelihood, parallel piped and minimum distance classifiers. The changes were compared after classification. The analysis revealed that over a period of 46-year the forest areas declined from 98.16 km2 (53.12% of land area in 1966) to 18.39 km2 (9.95% of land area in 2012). In other words, over this period of time 43.17% of the forest areas were replaced by uncovered land, agricultural lands, dry farm lands and rangelands. These changed areas increased by 14.15, 13.61, 10.05 and 5.37%, respectively. In conclusion, RS has a high capability in detection of the land cover changes.
    Keywords: land use, forest, LISS III sensor, Classification, Kiasar
  • Leila Yaghmaei, S. Soltani, R. Jafari, H. Bashari, H. Jahanbazi Pages 91-108
    The aim of this study was to investigate the relationships between vegetation changes and climate variables including rainfall and drought using MODIS satellite images during the years 2000-2014 in Chaharmahal and Bakhtiari Province. In order to evaluate the impact of rainfall and drought on vegetation changes in 32 synoptic, climatology and rain gauge stations in and around the province, SPI index was calculated in short time series (3, 6, 9 months) and long time series (12, 24 months). All the time scales were leading to early June in which the maximum growth of vegetation of the province is occurred. To this end, SPI drought maps and NDVI images were prepared at different time scales by kriging method and linear regression analysis was performed to define their relationships. Comparisons of NDVI and SPI over the study period showed that the vulnerability of vegetation to drought mostly depends on the life forms and plant species. In this study, depending on the type of vegetation, different correlation coefficients were observed between vegetation and SPI indices. Among different rangeland and forest vegetation types, higher correlations were found between NDVI and SPI in rangeland vegetation types compared to the forest ones and the highest correlations belonged to the annual grass and annual forb vegetation cover. This confirms the higher impact of reducing rainfall on the decline of rangeland cover compared to the forest vegetation. Overall, the findings of this study indicate that the MODIS NDVI can be used to study SPI in the assessment and monitoring of drought effects on vegetation cover. By studying and recognition of vegetation cover and applying NDVI index to assess changes in vegetation cover, vulnerable types of vegetation to drought could be identified.
    Keywords: Rangeland, forest vegetation, Drought, MODIS, NDVI, Linear regression
  • Mehdy Shamszadah *, S. M. Mirvakili, H. Karim Beiki Pages 109-113
    Mesquite (Prosopis farcta)is a perennial weed that propagates by seeds and rhizomes. P. farcta became widespread in arid zones of Iran. During 2009-2010, the studies indicated that Stator limbatus feeds on seeds of P. farcta and the larvae can destroy up to 60% of the Mesquite seeds. Biological characteristics of S. limbatus were assessed in various temperatures ranging from 25.39 ± 0.5 to 21.17 ± 0.55 °C day:night, RH= 37.78 ± 1.38% and LD=11:13 hours. Some infected fruits were collected from Meibod. Infected seeds were retained in the breeding box until the larva transformed into the adult insects. Incubation period lasted an average of 8.85 ± 0.59 days. Eggs were laid individually on fruits. Each female insect laid an average of 47.57 ± 4.47 eggs on seeds. The roaches in Yazd climatic conditions had more than three generations in each year and overwintering of the insect is in the form of larvae and pupae inside the seeds and remained fruits on the host plant. The insect pupates and transform into the adult stage in late spring and early summer, coinciding with the start of Kahourak fruiting. After mating, adult females begin hatching on pods. Upon completion of the embryonic period, the larva enters to seed directly from egg shell. Only one larva grows in each seed and after feeding from all the internal parts come out and become white pupates in cocoons. In these conditions, the duration of a complete generation from egg to adult was 39 ± 1.04 days. The values for larva and pupa periods were 21.2 ± 0.7 and 8.8 ± 0.38 days, respectively. Mean adult longevity without feeding was 26.36 ± 2.06 days and over this period an average value of females lying was 47.57 ± 4.47 eggs. Data showed that in average 83.52±5.071% of the eggs were hatched. Therefore, this insect can be a suitable agent for biological control of this weed in Yazd province. In nature the pest larvae are attacked by big black wasps from Braconidae family.
    Keywords: Prosopis farcta, Seed feeder, Stator limbatus, Chrysomelidae, biocontrol