فهرست مطالب

پژوهش های عقلی نوین - پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محسن جوادی صفحات 9-31
    این مقاله با الهام از تعریف فارابی از دو دانش فقه و کلام که وی آن ها را صناعت می نامد، به خلاء علم کلام افعال یا به تعبیر امروزی الهیات اخلاقی در جهان اسلام اشاره می کند. اگر چه فقه به دقت درباره احکام افعال صحبت کرده است اما در صدد دفاع عقلانی و توجیه آن ها برنیامده است. براساس تعریف فارابی از صناعت کلام، در واقع هدف کلام نصرت آموزه های نظری و عملی اسلام است و باید علاوه بر توجیه و دفاع از اعتقادات دینی برای دفاع از آموزه های عملی (اخلاقی) و مفهوم و معقول کردن آن ها نیز اهتمام داشته باشد. البته دشواری توجیه افعال شرعی و یا نگرانی از وقوع خطا و تاویل نادرست احکام عملی شرع بر اساس هوی و هوس که دغدغه هایی قابل درک هستند، در عمل از رشد و تطور الهیات اخلاقی اسلامی جلوگیری کرده است. به طور کلی برای دفاع از آموزه های دینی چه در مباحث اعتقادی و چه در مورد افعال شرعی راه هایی زیاد وجود دارد که فارابی به آن ها اشاره می کند که از جملهآن ها نوعی ایمان گرایی درباره فقرات شریعت و التزام به بی نیازی از تبیین عقلانی آن ها است. اما خطاب این مقاله با کسانی است که از لزوم توجیه عقلانی شریعت و یا حداقل از سودمندی آن سخن می گویند و تلاشی در خور در باب توجیه آراء و عقاید دارند ولیکن به هر دلیلی از کاربرد این روش درباره افعال شرعی و مسائل اخلاقی (عملی) سرباز می زنند.
    کلیدواژگان: فقه، کلام، کلام افعال، فارابی، الهیات اخلاقی
  • محمدحسین زاده صفحات 31-51
    مبناگروی با این معضل روبرو است که چگونه می توان معرفت و معرفت های عقلی را از راه منبع عقل ارزیابی کرد؟ بر اساس این اشکال، اعتبار عقل، خود از راه عقل اثبات می شود که این دوری آشکار است. در این نوشتار پس از تبیین و تقریر نقد پیش گفته، به بررسی و ارزیابی آن می پردازیم و با تامل در تقریرهای اشکال به این نتیجه رهنمون می شویم که این اشکال، متوجه خود پایه ها و مبادی و نه ابتنای گزاره های نظری بر مبادی بدیهی هستند. پیامد این کاوش ژرف و دشوار این است این گونه اشکالات شکاکانه را به دو گونه می توان پاسخ گفت: پاسخ هایی ویژه و پاسخ هایی عام. افزون بر ارائه پاسخ هایی ویژه با تمرکز بر معیار صدق و راه حل های اندیشمندان مسلمان در این مساله، می توان پاسخ های نقضی وحلی عام بسیاری ارائه کرد که دسته ای از آن پاسخ ها بر استدلال ناپذیری و نیز شهودی بودن مبناگروی برگزیده استوار است.
    کلیدواژگان: معیار صدق، علم حضوری، اولی، ذاتی، اولیات، عقلانیت و استدلال ناپذیری
  • بیژن عبدالکریمی صفحات 51-81
    نیچه تاریخ متافیزیک غرب را به منزله «تاریخ بسط نیهیلیسم» می پنداشت و معتقد بود متافیزیک غربی در بسط تاریخی خودش به «نیهیلیسم» و «بی معنایی» منتهی شده است. هایدگر نیز با پذیرش این تفسیر، تاریخ متافیزیک غرب را « تاریخ بسط سوبژکتیویسم» می دانست. سوبژکتیویسمی که به تعبیر هایدگر به «غفلت از وجود» منتهی شده است. در تفکر هایدگر، «سوبژکتیویسم» و «غفلت از وجود»، دو مفهومی هستند که می توانند مساوق تلقی شوند. این مقاله در صدد است تا بر اساس تفسیر نیچه از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط نیهیلیسم و تفسیر هایدگر از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط سوبژکتیویسم نشان دهد که امکان یا عدم امکان تفکر معنوی درباره جهان -که وجود، مرکز بنیادین و معنابخش آن است- مبتنی بر امکان یا عدم امکان گسست از سوبژکتیویسم متافیزیکی است.
    کلیدواژگان: هایدگر، دکارت، متافیزیک، سوبژکتویسم، تفکر معنوی، وجود
  • قدرت الله قربانی صفحات 81-101
    مساله شر از مهم ترین دغدغه های فکری و عملی انسان است که کلیت حیات مادی و معنوی او را تحت تاثیر قرار داده و می تواند در معنا یا بی معنایی آن نقشی بنیادین داشته باشد. جنبه مابعدالطبیعی شرور که از علت وجودی یا عدمی بودن آن ها سوال می کند و نیز دو نوع طبیعی و اخلاقی شرور که کارکرد آن ها را در جهان طبیعت و در ارتباط با زندگی انسان عاقل و مختار نشان می دهند، به اهمیت و پیچیدگی مساله شرور می افزایند. در این زمینه پاسخ هایی متعدد ارائه شده اند که تلاش دارند با تاکید بر ویژگی هایی چون: عدمی یا وجودی بودن شرور، ضرورت شرور برای تحقق خیرات بیشتر، ملازمت شرور با اختیار انسان و ذاتی بودن آن ها نسبت به جهان طبیعت و نسبی بودن شرور، فلسفه شرور را تبیین نمایند. در این تحقیق تلاش می شود با نظر به سه مولفه مهم معنای زندگی؛ یعنی: هدف، ارزش و کارکرد زندگی و نیز جایگاه و نقش انسان در آن و با استفاده از آموزه های اسلامی نشان داده شود که اگر در حل مساله شرور، جامع نگری مابعدالطبیعی و استفاده از آموزه های الهی، مورد نظر قرار گیرد، می توان به فهم نسبتا معقول ازآن ها دست یافت که نه تنها نافی معنای زندگی انسان نیست، بلکه برای آن، معنایی با محتوای بنیادین فراهم می سازد؛ یعنی هدف الهی زندگی و ارزش و کارکردهای آن و نقش شایسته انسان در آن بازتعریف می گردد.
    کلیدواژگان: شر، معنای زندگی، شرور اخلاقی، شرور طبیعی، شرور مابعدالطبیعی، خیرات، هدف زندگی، خدا
  • سیدمجید ظهیری صفحات 101-115
    موضوع این مقاله تطبیق آرای جناب صدرالمتالهین شیرازی بر آیات و روایات و بررسی و تبیین نظریات تفسیری وی در خصوص اخبار مربوط به خلقت نفوس است. اخبار مربوط به این حوزه دو دسته است؛ ظاهر برخی با نظریه حدوث جسمانی نفس جناب صدرالمتالهین سازگار و ظاهر برخی ناسازگار است. نحوه رویارویی با اخبار ناسازگار سه گونه بوده است؛ برخی با اکتفا به دلیل عقلی مبنی بر امتناع خلقت نفوس قبل از ابدان به این اخبار توجه نکردند؛ عده ای به ظواهر اخبار اکتفا نمودند و معتقد شدند که نفوس بما هو نفوس قبل از ابدان وجود داشته اند، کسانی نیز سعی کردند میان عقل و نقل جمع کنند. جناب صدرالمتالهین ملاصدرا با کسانی که به ظاهر اخبار اکتفا کردند و قائل شدند نفوس بما هو نفوس قبل از ابدان وجود داشته اند، مخالف است. هم چنین وی اگرچه معتقد است مبادی اعتقادی با ظنون حاصل از اخبار تحصیل نمی شود، لکن با گروه اول نیز موافق نیست و به دلیل احترامی که برای اخبار قائل است، ادله عقلی خود را هم چون مخصص و قرینه لبی می داند که توجیه کننده و تبیین کننده معنا و مراد دقیق این اخبار هستند.
    کلیدواژگان: نفس، هبوط، روح، تنزل، تجافی، تاویل
  • علی حقی، زهرا محمدی محمدیه صفحات 115-137
    افلاطون براساس اعتقاد به قدم نفس و هبوط آن به عالم طبیعت و نیز باور به جاودانگی نفس، دیدگاهی خاص درباره سرنوشت نفوس پس از مرگ دارد. باور به تناسخ ملکی، دیدگاه رایج منتسب به وی است، که ادله ای فراوان بر ابطال آن اقامه گردیده است. هرچند ملاصدرا یکی از متقن ترین ادله را با ابتنا بر نحوه پیدایش جسمانی نفس و تکامل جوهری آن و پیدایش بدن مثالی در بطن و کتم نفس ارائه می دهد، که نه تنها این نحو تناسخ را ابطال می کند، بلکه آن را غیرقابل تصور می سازد؛ اما وی تناسخ مورد نظر افلاطون را از نوع تناسخ ملکوتی می داند. با تدقیق در آثار افلاطون نیز می توان برخی از عبارات وی را موید قول به تناسخ ملکوتی یافت. در این مقاله احتمالات تناسخ مورد نظر افلاطون به وجهی مبسوط مورد تدقیق قرار می گیرد و بر مبنای دیدگاه نوآورانه ملاصدرا در ابطال تناسخ، تناسخ افلاطونی، واکاوی می گردد.
    کلیدواژگان: نفس، بدن، تناسخ ملکی، تناسخ ملکوتی، مرگ
|
  • Mohsen Javadi Pages 9-31
    Inspiring from Farabi’s definition of theology and jurisprudence, this paper will examine the ‘theology of acts’ (Kalām-i ‘af‘āl) usually known in Islamic thought as ‘morals metaphysics’ (ilāhīyyāt-iakhlāqī). Although jurisprudence is the science of divine law (fiqh) with the aim of paving the path toward happiness, it does not explain the philosophy behind the divine law. According to Farabi, it is the science of theology that -in addition to defending the creeds- is responsible for providing us with the philosophy and justification of divine law which is named in this paper ‘theology of acts’. The difficulty of this responsibility is the main reason of being undeveloped science in Islam, nevertheless there are still various methods of theology of acts some of which have been developed by Farabi. The aim of this paper is to elaborate some of these methods to the readers especially to those who believe in the existence of philosophy of religion and sharī‘a, but have overlooked the importance of this theology in divine law and morality.
    Keywords: Farabi, Theology of Act, Law (Figh), Theology, Morality
  • Mohammad Hosseinzadeh Pages 31-51
    Foundationalism is confronted with difficulties that is, how one can evaluate human understanding by his knowledge and his rational thought by the Reason? Due to the problem, the validity of the reason should be proven through itself which is an obvious vicious circle. Having explanted this problem, to the paper will demonstrate that the difficulty refers to the argument itself and has not been based on any self- evident propositions or true logical evidence. The aim of argument in this paper is that to demonstrate that one can respond these kinds of skepticism in two ways: individual and general responses. In addition, , inspiring from Muslim philosophers, there are also other response some of which are counterexample-based and solution-focused, as well as the responses which are merely basic on man’s intuitive.
    Keywords: the Criterion of truth, Intuitive knowledge, Rudiments, Essential, Rationality, Basicness
  • Bijan Abdolkarimi Pages 51-81
    Nietzsche thought that the history of Western metaphysics is "a historical expansion of Nihilism”, and believed that the metaphysics has been ending to Nihilism and meaninglessness. Heidegger, on the contrary, plus to accepting this interpretation, believed that the history of Western metaphysics is the historical expansion of subjectivism which in his thought has ended to the oblivion of being. In Heidegger’s view subjectivism and the neglect of being are two equal notions. Based on the Nietzsche’s interpretation of the history of metaphysics as a historical expansion of nihilism and Heidegger’s interpretation of metaphysics as a historical expansion of subjectivism, to the article attempts to demonstrate that the possibility or impossibility of spiritual thought about the world- which the Being is it’s central and meaningful item- is grounded on possibility or impossibility of freedom from metaphysical subjectivism.
    Keywords: Heidegger, Metaphysics, Subjectivism, Spiritual thought, Existence
  • Qodratollah Qorbani Pages 81-101
    The problem of evil is a key theoretical and practical issue that effects totality of mundane and spiritual life with a very fundamental role in meaningfulness or meaningless of human's life. Metaphysical aspect of evils which deals with their ontological origins, and two kinds of natural and moral evils show the importance of problem of evil. In this case there are some approaches trying to answer the problem of evil with an emphasize on some of its virtues like: ontological or non-ontological properties of evils, the necessity of evil for actualization of more goodness, accompaniment of evils with human's freedom, essentiality of evil with natural universe, and their relativity. In this paper, with considering three important factors of meaningfulness of life, including having aim, value and function in life, and human's role and function in the world, is tried to indicate that if we take metaphysical worldview and use divine teachings in resolving the problem of evils, we at least can gain reasonable understanding of them which not only does not deny the meaning of human's life but produces a fundamental meaning for it, that is, is defined the divine goal of human's life, and its values and functions in which human's role and place is prominently clarified.
    Keywords: Evil, Meaning of Life, Moral Evils, Natural Evils, Metaphysical Evils, Goods, Aim of life
  • Sayyed Majid Zahiri Pages 101-115
    Reconciling MullaSadra's views regarding his interpretation of the hadiths about the creation of the souls with the verses and traditions along with his theoretical explanation is the central thesis of this article. Traditions concerning the issue of creation of the soul falls under two categories: apparently some hadiths are consistent with the theory of corporeal creation of the soul and some of them are not. There are three ways to dealing with the inconsistent hadiths.One group of scholars tied to ignore the hadiths due to the lack of any supporting rational arguments. Another group devotionally accepted the hadiths and hold that the souls had been created before the corporeal body. The third group tried to reconcile between hadiths and the reason. MullaSadra disagrees with the second group. He also does not agree with the first group, however, because of his devotion to the traditions, he believes that the tenet of belief is not acquired only through conjectures derived from hadiths. He considers his rational arguments as labial evidence that can justify the true meaning of the hadiths.
    Keywords: Soul, Descent, Sprit, Degradation, Decline, Iinterpretation
  • Ali Haghi, Zahra Mohammadi Mohammadieh Pages 115-137
    Based on the idea of immortality of soul and the theory of soul’s realization in the world of Ideas and it’s descent into the material world, Plato supports the idea of soul’s reincarnation after this life. Through the doctrines of ‘the human soul is bodily in its advent and spiritual in its survival’, ‘substantial movement of the soul and its emerging from bodily existence’, MullaSadra has rejected reincarnation. This paper having explained Plato’s thought on reincarnation, will examine MullaSadra’s view on this concept and that how he believes that Plato’s reincarnation is a celestial transmigration.
    Keywords: Soul, Body, Reincarnation, Transmigration, Death