فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و پنجم شماره 4 (تیر 1396)
  • سال بیست و پنجم شماره 4 (تیر 1396)
  • تاریخ انتشار: 1378/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه مکی زاده *، نعیمه نایب مهدی آبادی، ابراهیم زال زاده، محمد توکلی زاده راوری صفحات 252-263
    مقدمه
    ژنتیک، موضوع پراکنده ای مرتبط با تنوع و توارث در تمام موجودات زنده است. در این حوزه پژوهش های زیادی انجام گرفته است. شناسایی زمینه های پژوهشی فعال این حوزه و حدود موضوعاتی که در عرصه علمی که در چند ساله اخیر مطرح شده است، حائز اهمیت است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، با رویکرد علم سنجی به مطالعه تحولات موضوعی حوزه ژنتیک پرداخته است. 79593، 40184 و 97512 مقاله مرتبط با ژنتیک در وبگاه پاب مد به ترتیب مربوط به سه دوره زمانی پایه (2004-1909)، دوره 5 ساله (2009-2005) و دوره 10ساله (2014-2005) با استفاده از نرم افزارهای پری مپ (PreMap)، اکسل (Excel)و اس پی اس اس (SPSS) تحلیل گردیده است.
    نتایج
    یافته های پژوهش نشانداد که روند رشد مقالات در حوزه ژنتیک در فاصله سال های 2005 تا 2014 دارای سیر صعودی بوده است. فعال ترین زمینه پژوهشی در این حوزه شامل ژنومیکس، پروتئومیکس، واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و فارماکوژنتیک می باشد. همچنین براساس شاخص دربردارندگی نشان داده شد که تحول در موضوعات بسیار بوده است و روز به روز موضوعات جدید به حوزه ژنتیک افزوده می شود.
    نتیجه گیری
    کشف روابط مفهومی میان مدارک یک حوزه علمی، فرایندی پیچیده است، لذا نتایج حاصل از آن نیز احتیاج به درکی عمیق دارد. رویکردهای کمی در مطالعات علمی، اگرچه کاستی هایی دارد و نمی تواند همه جانبه به تحلیل ابعاد مختلف موضوع بپردازد، اما بی فایده و غلط هم نیست و به سیاستگزاران و برنامه ریزان، شناختی کلی می دهد تا به وضعیت کنونی، اشراف پیدا کرده و بتوانند واقعی تر تصمیم بگیرند و کارآمدتر عمل کنند. روند ادامه این نوع پژوهش ها که با هدف ارزیابی یک حوزه علمی انجام می گیرند در نهایت سبب تقویت مدیریت آن حوزه می گردد
    کلیدواژگان: ژنتیک، موضوعات هسته، موضوعات نوظهور، علم سنجی
  • محمد مهدی میرجلیلی، شیوا فرامرزی، منصور اسمعیلی دهج، فاطمه زارع مهرجردی، اقدس میرجلیلی، محمد ابراهیم رضوانی* صفحات 264-270
    مقدمه
    کند شدن روند ترمیم زخم یکی از چندین پیامد ابتلا به دیابت نوع 1 است. استفاده از عصاره های مختلف گیاهی از جمله میوه شاه توت برای ترمیم زخم در حیوانات نرمال گزارش شده است. از آنجایی که تاکنون اثر این ترکیب بر زخم دیابتی بررسی نشده بود در این مطالعه به بررسی اثر آن بر روند ترمیم زخم دیابتی در مدل آزمایشگاهی پرداخته شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی برای تهیه عصاره، شاه توت تازه را کاملا آسیاب و عصاره آن را صاف و در سایه خشک شد. موش های آزمایشگاهی نیز با استفاده از تک دوز استرپتوزوتوسین دوز 60 میلی گرم بر کیلوگرم دیابتی شدند و زخمی دایره ای به قطر 8 میلی متر ایجاد شد. در گروه های مختلف از دوز های 10 یا 20 درصد عصاره، سالین به عنوان کنترل و گروه بدون درمان استفاده شد. سطح زخم در روزهای 1، 6 و 11 ارزیابی شد. همچنین، نمونه های پوستی حیوانات از لحاظ بافت شناسی ارزیابی گردید.
    نتایج
    استعمال موضعی و روزانه عصاره در هر دو دوز موجب تسریع در کاهش مساحت زخم و افزایش میزان بسته شدن یا انقباض آن گردید. مطالعه بافت شناسی هم نشان داد که شاخص های مختلف ترمیم بافتی مانند تشکیل لایه اپی تلیال و لایه گرانوله متمایز و نیز لایه کلاژن دار منظم در گروه های تیمار شده با عصاره به خوبی قابل مشاهده است.
    نتیجه گیری
    عصاره میوه شاه توت می تواند در موش های دیابتی شده موجب تسریع در بسته شدن زخم و نیز افزایش شاخص های ترمیم بافتی آن مانند تشکیل لایه اپی تلیال و تراکم لایه کلاژن شود.
    کلیدواژگان: ترمیم زخم، دیابت، موش صحرایی، شاه توت، اپی تلیال، کلاژن
  • اکرم آستانی، فاطمه اخوان تفتی، آزاده امامی، مهین ایزدی، گیلدا اسلامی*، محمود وکیلی صفحات 271-278
    مقدمه
    عامل هپاتیت G از دسته RNA ویروس ها مربوط به خانواده فلاوی ویریده است که ژنوم آن در بیماران مبتلا به هپاتیت non-A-E در اواخر قرن اخیرشناسایی گردید. مطالعه حاضربه بررسی میزان شیوع هپاتیت G در اهداکنندگان و ارتباط آن با سن و جنس پرداخته است.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی پس از نمونه گیری از 263 اهداکننده وجدا سازی سرم، استخراج RNA و سنتزcDNA بر طبق پروتکل انجام و به روش PCR nested RT- بررسی شدند.
    یافته ها
    از 263 فرد مورد بررسی، 9/12% بار اول، 9/20% با سابقه و2/66 % اهدا کننده مستمر بودند. بیشترین تعداد اهداکنندگان در محدوده سنی 40-30 (5/33%) بودند. در مجموع 9/98% (260) از آقایان و 1/1%(3) خانم بوده و تنها در 1/1% (3 ) از 263 اهداکننده مورد بررسی ژنوم ویروس HGV مشاهده شد که همه موارد از آقایان اهداکننده و در گروه سنی 22-32 سال قرارداشتند. 7/0% (2) از اهداکنندگان HGV مثبت، اهداکننده مستمر و 1 مورد از اهداکنندگان باسابقه بوده است. موردی از ژنوم ویروس HGV در اهداکنندگان بار اول در مطالعه مشاهده نشده است.
    بحث: با توجه به اینکه در مطالعات مختلف در ایران از 4% در اهداکنندگان خون تا 32% در افراد همودیالیزی آلودگی به این ویروس گزارش شده است، لذا لازم است مطالعات بیشتری در سراسر کشور برای بررسی اهدا کنندگان خون انجام شود.
    کلیدواژگان: اهداکنندگان، ویروس هپاتیت G، nested RT، PCR
  • پریسا پورحیدر، محمدعلی حسین پور فیضی*، رضا صفرعلیزاده، ناصر پولادی، ریحانه روان بخش گاوگانی صفحات 279-286
    مقدمه
    سرطان پستان رایج ترین بدخیمی است که زنان را در سراسر جهان متاثر می کند. همچنین این بیماری یکی از فراوان ترین بدخیمی ها در بین زنان ایرانی است. آپوپتوز مکانیسمی شناخته شده برای مقابله با سرطان است که دارای مسیرهای داخلی و خارجی است. یکی از این مسیرهای خارجی، سیستم گیرنده- لیگاند Fas است که در پیام رسانی آپوپتوز در بسیاری از انواع سلولی خصوصا در سلول های ایمنی نقش کلیدی ایفا می کند. اختلال در این مسیر موجب القای تومورزایی می شود. همچنین مطالعات نشان داده اند که وجود چندشکلی در ژن های مربوط به این مسیر میزان بیان آن ها را در سرطان های مختلف تحت تاثیر قرار می دهد. چندشکلی در ژن FasL نیز می تواند بر بیان آن تاثیر گذاشته و موجب خطر سرطان پستان شود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط چندشکلی IVS2nt-124A/G در ژن FasL و استعداد ابتلا به سرطان پستان بود.
    روش بررسی
    این مطالعه ی مورد- شاهدی با استفاده از 100 نمونه سرطان پستان و 100 نمونه فرد سالم از استان آذربایجان شرقی انجام شد. بعد از استخراج DNA، تعیین ژنوتیپ با استفاده از روش ARMS-PCR صورت گرفت.
    نتایج
    توزیع ژنوتیپی افراد سالم و بیمار برای ژنوتیپ AA به ترتیب 0/44% و 0/60% بود و تفاوت آماری معنی داری در این توزیع مشاهده گردید (05/0P<). درصد ژنوتیپ AG در افراد کنترل بیش تر از افراد بیمار بود (0/50% و 0/33%) و تفاوت آماری بین این دو معنی دار بود (05/0P<). در مورد ژنوتیپ GG و توزیع آللی بین افراد سالم و بیمار هیچ تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0P>).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که ژنوتیپ AA با خطر افزایش سرطان پستان در بیماران سرطان پستان آذربایجان شرقی در ارتباط است.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، چندشکلی، ژن FasL
  • محمد حسین سلمانی، محدثه میکانی، هما ترابی زاده *، رضا رحمانیان صفحات 287-299
    مقدمه
    نانو ذرات مغناطیسی به علت ویژگی های منحصربه فرد آن ها توجه بسیاری از محققین در زمینه های مختلف به سمت خود معطوف کرده اند. تثبیت آنزیم بر روی نانو ذرات مغناطیسی عامل دار شده، با حفظ فعالیت پروتئین آزاد و پایداری بهینه، به وسیله روش های متنوع اصلاح سطح، توسعه داده شده است. این مقاله به بررسی روش های اصلاح سطح و کاربرد نانوذرات مغناطیسی آهن جهت تثبیت پروتئین متمرکزشده است.
    روش بررسی
    در بین مقالات معتبر علمی، 51 مقاله منتشرشده از پایگاه های علمی مختلف بین سال های (2016- 2000) انتخاب و استفاده شد. در این مقالات روش های بیولوژیکی، فیزیکی و شیمیایی سنتز نانو ذرات مغناطیسی، مزایا و محدودیت های روش های سنتز، کاربرد روش اصلاح و تثبیت آنزیم روی نانو ذرات آهن اکسید ارزیابی شدند. با تجزیه وتحلیل دقیق این مقالات، مناسب ترین روش سنتز نانو ذرات مشخص و کاربرد این نانو ذرات در فرایند تثبیت بیومولکول ها زیستی خلاصه شد.
    نتیجه گیری
    روش هم رسوبی روشی آسان در تهیه نانو ذرات مغناطیسی آهن با سطح بزرگ و اندازه ای کوچک بوده که قابلیت این ذرات را به عنوان یک حامل مناسب برای تثبیت آنزیم ها افزایش می دهد. اصلاح مناسب سطح این نوع نانو ذرات قابلیت آن ها را برای اتصال به مولکول های زیستی را افزایش می دهد. پروتئین یا آنزیم تثبیت شده روی نانو ذرات مغناطیسی در مقایسه با ساختارهای تثبیت نشده دارای پایداری بیشتری نسبت به تغییرات ساختاری، دما و pH بوده و کاربرد وسیعی در علوم مختلف ازجمله جداسازی و خالص سازی پروتئین، علوم دارویی و آنالیز غذایی دارد. تثبیت با استفاده از پیوندهای کووالانسی و جذب فیزیکی غیراختصاصی است که این ویژگی کاربرد آن ها را محدود می سازد. فرآیند تثبیت از طریق واسطه های زیستی روش جدیدی را برای حل مشکل انتخاب پذیری ارائه نموده است.
    کلیدواژگان: تثبیت مولکول های زیستی، نانو ذرات مغناطیسی، اصلاح سطح، پروتئین، آنزیم
  • فریدا سیدمیر، کمال میرزایی، مرتضی بیطرف ثانی* صفحات 300-310
    مقدمه
    درختان تصمیم از ابزارهای داده کاوی برای جمع آوری ، پیش بینی دقیق و غربال کردن اطلاعات از حجم عظیم داده هاست که کاربرد گسترده ای در زمینه زیست شناسی محاسباتی و بیوانفورماتیک پیدا کرده اند. در بیوانفورماتیک می توان پیش بینی هایی بر روی بیماریها ازجمله سرطان سینه را داشت. استفاده از داده های ‍ژنومی از جمله چند شکلی های تک نوکلئوتیدی در پیش بینی ریسک ابتلا به بیماریهای چند عامله از اهمیت خاصی برخوردار است. تعداد هفت SNP مهم از بین صدها هزار مارکر ژنتیکی به عنوان عوامل مرتبط با سرطان سینه شناسایی شدند. هدف ازاین تحقیق بررسی داده های آموزش روی خطای درخت تصمیم پیش بینی کننده ریسک ابتلا به سرطان سینه با استفاده از ژنوتیپ چند شکلی های تک نوکلئوتیدی است.
    روش بررسی
    احتمال ابتلا به سرطان سینه با استفاده از SNP های مرتبط با فرمول xj = fo * محاسبه گردید. برای پیش بینی احتمال بیماری با استفاده از چندشکلی های تک نوکلئوتیدی در انسان می توان از درختان تصمیم استفاده کرد. هفت SNP با نسبت های مختلف بخت مرتبط با سرطان سینه درنظرگرفته و کد نویسی و طراحی درخت تصمیم مدل C4.5، با زبان برنامه نویسی Csharp2013 انجام شد. در درخت تصمیم ایجادشده با کدنویسی، چهار SNP مهم مرتبط لحاظ شد. خطای درخت تصمیم دردو حالت کدنویسی و استفاده از نرم افزارWEKAارزیابی و درصد دقت درخت تصمیم در پیش بینی بروز سرطان سینه محاسبه گردید. تعداد نمونه آموزش داده شده با نمونه گیری سیستماتیک استخراج گردید. باکدنویسی، دو سناریو و همچنین با نرم افزار WEKA ، سه سناریو با تعداد مجموعه داده های مختلف، تعداد مجموعه آموزش و آزمایش مختلف، مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    با روش کدنویسی در دو سناریو با افزایش درصد آموزش از 66/66 به 42/86 ، خطا از 56/55 به 09/9 کاهش یافت. همچنین با اجرای نرم افزار WEKA در سه سناریو با تعداد مجموعه داده های مختلف، تعداد مجموعه آموزش مختلف، و آزمایش مختلف با افزایش تعداد رکوردها از 81 به 2187، میزان خطا از 15/48 به 46/13 کاهش یافت. همچنین در اکثر سناریوها درصد شیوع بیماری در میزان خطا در کد و WEKA تاثیری نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد با افزایش میزان آموزش، خطای درخت تصمیم کاهش و درنتیجه دقت پیش بینی ریسک ابتلا به سرطان سینه با استفاده از درخت تصمیم افزایش می یابد. در داده های بیولوژی به دلیل حساسیت مدلهای پیش بینی کننده، خطای درخت تصمیم حتی با 66/66% آموزش بالا است. از طرفی با افزایش تعداد SNP درخت تصمیم از 4 به 7 مارکر، خطای درخت تصمیم با 1/70 % آموزش، به طور چشمگیری کاهش داشت. در مجموع می توان گفت که با افزایش رکوردهای مجموعه آموزش و همچنین افزایش تعداد ویژگی SNPدر درخت تصمیم، دقت پیش بینی افزایش و خطا کاهش می یابد. همچنین درصد شیوع بیماری در میزان خطا به دلیل انتخاب مجموعه های آموزش و آزمایش به روش سیستماتیک، در کد طراحی شده در این تحقیق و نرم افزار موجود WEKA تاثیری ندارد.
    کلیدواژگان: درخت تصمیم، سرطان سینه، چندشکلی تک نوکلئوتیدی
  • حسین کابلی، سمیه حقیقت بروجنی* صفحات 311-321
    مقدمه
    گیاه گل گاوزبان دارای اثرات گسترده ای بر آرتریت روماتوئید، اختلالات قلبی عروقی، اختلالات گوارشی، ناراحتی های ریوی و حساسیت های پوستی است. به دلیل ترکیبات خاص موجود در این گیاه، می تواند در روند التیام زخم نیز مفید واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای اثر گل گاوزبان با بتادین و فنی توئین بر روند التیام زخم است.
    روش بررسی
    مطالعه موجود یک مطالعه آزمایشگاهی است که بر روی 20 موش سوری بالغ، تحت چهار گروه درمانی با گل گاوزبان، بتادین، فنی توئین و گروه کنترل، انجام شد. زخم های برشی ایجاد شده در ناحیه پشتی نمونه ها در روزهای 3، 7، 10 و 14 از نظر میزان بهبودی و هیستوپاتولوژی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های ANOVA و TUKEY مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته های مربوط به میانگین مساحت و افزایش میزان بهبودی زخم ها در استفاده از گل گاوزبان در مقایسه روزهای 3، 7، 10 و 14، حاکی از آن است که گل گاوزبان بر التیام زخم تاثیر مثبتی داشته است اما این تاثیر در مقایسه با گروه بتادین و بدون مداخله بیشتر و با فنی توئین کمتر است. از نظر هیستوپاتولوژی نیز زخم ها از نظر فاکتور التهاب در گروه گل گاوزبان با 007/0P= کاهش معنی داری داشتند. گروه فنی توئین از نظر بافت جوانه ای و بازسازی سطح پوششی از سطح بالاتری نسبت به بقیه گروه ها برخوردار بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعه نشان دهنده اثر مثبت عصاره گل گاوزبان بر التیام زخم است. در مقایسه، این اثر کمتر از داروی فنی توئین و بیشتر از بتادین است. مطالعات بیشتری در خصوص دوزهای متفاوت این گیاه و اثر مقایسه ای آن با سایر درمان های رایج در خصوص ترمیم زخم نیاز است.
    کلیدواژگان: گل گاوزبان، ترمیم زخم، موش سوری، فنی توئین، بتادین
  • محمد فرات یزدی، مهرنوش گیاهی یزدی *، محمد حسین سربی صفحات 322-332
    مقدمه
    سرطان یک بیماری فلج کننده و صعب العلاجی است که علاوه بر سلامت جسم، بهزیستی روانی و اجتماعی مبتلایان را تحت تاثیر قرار داده و باعث اختلال در روند زندگی مبتلایان می شود. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان کیفیت زندگی و شناخت راهبردهای مقابله با استرس در بیماران سرطانی و مقایسه میزان آن در افراد غیر مبتلا در شهر یزد انجام گرفته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تحلیلی که به صورت مقطعی انجام شد، 53 زن مبتلا به بیماری سرطان که به کلینیک درمانی خصوصی سرطان مراجعه کرده بودند و 94 زنان غیر مبتلا به سرطان در شهر یزد، حضور داشتند. شیوه نمونه گیری در این پژوهش از نوع هدفمند بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه جمعیت شناختی، مقابله با شرایط پراسترس (CISS) و مقیاس سنجش بهزیستی اجتماعی- اقتصادی استفاده شد. داده ها نیز با نرم افزار SPSS-16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    سبک مقابله مساله مدار در بین شرکت کنندگان با میانگین و انحراف معیار 89/7 ±34/50 متداول ترین راهبرد مقابله با استرس بود. میزان کیفیت زندگی نیز در بین شرکت کنندگان با 72/7 ±47/47 در حد متوسط بود. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین سبک های مقابله ای مساله دار و اجتنابی با کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن رابطه مثبت معناداری وجود دارد (0.01> p)، با این وجود، بین سبک مقابله هیجان مدار با کیفیت زندگی و خرده مقیاس هایش رابطه معنی داری به دست نیامد. تحلیل واریانس یک طرفه نیز نشان داد زنان مبتلا به سرطان از سبک مقابله اجتنابی منفی بیشتری نسبت به زنان غیر مبتلا به سرطان برخوردار بودند، اما از لحاظ دیگر متغیرهای پژوهش تفاوت معنی داری بین دو گروه به دست نیامد (05/0< p).
    نتیجه گیری
    نتایج به طور کلی نشان می دهد استفاده مناسب از راهبردهای مقابله با استرس در کیفیت زندگی افراد موثر است؛ بنابراین لازم است مداخلات روان شناختی و مدیریت استرس برای بالا بردن وضعیت روانی و کیفیت زندگی بیماران سرطانی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: استرس، کیفیت زندگی، سرطان
|
  • F. Makkizadeh*, N. Nayeb Mahdiabadi, E. Zalzadeh, M. Tavakkoizadeh Ravari Pages 252-263
    Introduction
    Genetics is a broad issue which is associated with diversity and inheritance in all the living beings. Numerous researches have been implemented in this sphere. Meanwhile, significant steps have been taken during the past few years including identification of active research fields of the area as well as recognition of scientific literature in the sphere. This study, therefore, seeks to identify core and frequently-taken subjects as well as newly-emerged or emerging subjects in the area.
    Methodology
    The current research has focused on researches on thematic evolutions in the genetics area with a scientometric approach. As many as 79,593 articles on genetics on PubMed were analyzed over the base period (1909-2004) using Premap, Excel, and SPSS, while the figures are 40,184 and 97,512 for the five-year period (2005-2009) and ten-year period (2005-2014), respectively.
    Findings: The findings revealed that growth rate for the number of articles on genetics has demonstrated an upward trend while genomics, proteomics, polymerase chain reaction (PCR) and pharmacogenetics have been the most active research fields in the area. Moreover, based on inclusion index, it has been demonstrated that evolution has been abundantly seen and new subjects were born in the genetics area on a daily basis.
    Conclusion
    It is a complicated process to discover conceptual relationships between the documents of a scientific area. Hence, the resulting conclusions naturally require a deep understanding. Quantitative approaches, despite having shortcomings and being unable to comprehensively analyze different aspects of the issue, are not entirely futile and inaccurate. But they can enable the policymakers to acquire a general knowledge of the current situation so that they can make more realistic decisions and operate more efficiently. Continuance of such researches, aimed at assessing a discipline, will eventually empower the managers in those disciplines and scientific areas.
    Keywords: Genetics, Core subjects, Emerging Topics, Scientometrics
  • Mohammad Mahdi Mirjalili, Shiva Faramarzi, Manasour Esmaeilidehaj, Fatemeh Zare Mehrjardi, Mohammad Ebrahim Rezvani Pages 264-270
    Introduction
    Delay in wound healing is one of several complications of type 1 diabetes. It has been reported that the use of various herbal extracts such as Morus nigra increase the wound healing. Since,there are no studies on investigation of the effects of Morus nigra on wound healing in diabetics so this study was conducted to determine wound healing effects of Morus nigra in diabetic rats.
    Methods
    In this experimental study, the fresh fruits were blended and pressed. Then, the extract was filtered and then was passed through the filter paper then it was dried in shade. Diabetes was induced by injection of single dose of streptozotocin (60 mg/kg). The circular wound (diameter 8 cm) was created on the back of each rat. The wounds were topically treated with 10 or 20 percent of concentration of the extract. Wounds in control group were treated with saline and normal group received no treatment. Wound areas were monitored on days 1, 6 and 11; the repaired tissues were removed for histological evaluations.
    Result
    Daily and local applications of the extract displayed significant wound healing activity through the reducing wound area and acceleration of wound contraction. Histological findings showed that various indices of tissue repairment such as integrated epithelial, typical granulated and regular collagen layers were mor obvious in the treated wounds.
    Conclusion
    Topical application of the Morus nigra extract can accelrate wound contraction and improve the histological indices inclue formation of epithelial and granulated layers and increase collagen density in the repaired tissue.
    Keywords: Wound Healing, Diabetes, Rat, Morus Nigra, Epithelial, Collagen
  • A. Astani, F. Akhavan Tafti, A. Emami, M. Izadi, G. Eslami*, M. Vakili Pages 271-278
    Introduction
    Hepatitis G virus is an RNA virus related to Flaviviridae family that its genome was identified in the patients with non A-E hepatitis at the end of the last century. The present study aimed to investigate the survey of the prevalence of hepatitis G in blood donors and its relation to age and gender
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, sampling was performed on 263 blood donors referring to Yazd Blood Transfusion Center. RNA extraction and cDNA synthesis was performed according to the protocol and was amplified by nested-PCR.
    Finding: Out of 263 examined donors, 12.9% were first time donors, 20.9% and 66.2%% were repeated and regular donors. More donors were in the range of 30-40 years (33.5%), 98.9% (260) were men and 1/1% (3) female. Only in 3 (1.1%) of donors, HGV genome were identified, which all cases were related to male in the age of 22-32 years old. 2 (7/0%) of HGV positive donors were regular donors and one of the donors has been reported as a repeated donor. No genomic HGV was reported in first time donors in this study.
    Conclusion
    According to the various studies in Iran, infection with HGV genome was reported from 4% in blood donors to 32% in hemodialysis patients. Therefore, it seemsthat it is necessary to do more studies in the country to evaluate blood donors.
    Keywords: Blood donors, HGV, Nested RT- PCR
  • Parisa Poorheydar, Mohammadali Hosseinpour Feizi*, Reza Safaralizadeh, Nasser Pouladi, Reyhaneh Ravanbakhsh Gavgani Pages 279-286
    Introduction
    Breast cancer is the most common malignancy worldwide, which affects women. Also, this disease is one of the most frequent malignancies among women in Iran. Apoptosis is a known mechanism against cancer, which has intrinsic and extrinsic pathways. One of these extrinsic pathways, is Fas receptor-ligand system, which plays a key role in apoptotic signaling in many cell types, particularly in immune system cells. Disruption of this pathway will cause in tumorigenesis. Furthermore, other studies have shown polymorphisms in genes related to this pathway, which affect their expression in different cancers. Polymorphisms in FasL gene can influence its expression and cause breast cancer. This study aimed to evaluate association of FasL IVS2nt-124A/G polymorphism and breast cancer susceptibility.
    Methods
    This case-control study was carried out on 100 specimens of breast cancer patients and 100 specimens of healthy people from East Azarbaijan province. After DNA extracting, genotyping was performed using ARMS-PCR method.
    Results
    Genotype distribution for healthy controls and cases for AA genotype was 44.0% and 60.0% respectively, and a significant statistical difference was observed (P0.05).
    Conclusion
    Present research findings demonstrate that AA genotype is associated with increased risk of breast cancer among breast cancer patients in East Azarbaijan.
    Keywords: Breast Cancer, Polymorphism, Fasl Gene
  • Mohammad Hossien Salmani, Mohadesah Mikaie, Homa Torabizadeh*, Reza Rahmanian Pages 287-299
    Introduction
    Because of their unique properties, magnetic nanoparticles have attracted the attention of many researchers in various fields. The stabilization enzyme on functionalized magnetic nanoparticles, with the maintenance of free protein activity and optimal stability, have been developed by various surface modification techniques. This review focused on the methods for modification of iron magnetic nanoparticles and their application to stabilize protein.
    Methods
    Among the published valid articles, 51 articles were selected from various scientific databases between the (2000-2016) years. The papers were evaluated for biological, physical and chemical synthesis methods, advantages and limitations of synthesis methods, application of surface modification and enzyme fixation on iron oxide nanoparticles. Precisely analyzing of papers, the most suitable method was investigated for the synthesis of nanoparticles and the use of nanoparticles was summarized in the biomolecules fixation process.
    Conclusion
    Co-precipitation method is an easy way to prepare magnetic nanoparticles of iron with a large surface and small particle size, which increases the ability of these particles to act as a suitable carrier for enzyme stabilization. Adequate modification of the surface of these nanoparticles enhances their ability to bind to biological molecules. The immobilized protein or enzyme on magnetic nanoparticles are more stable against structural changes, temperature and pH in comparison with un-stabilized structures, and it is widely used in various sciences, including protein isolation and purification, pharmaceutical science, and food analysis. Stabilization based on the covalent bonds and physical absorption is nonspecific, which greatly limits their functionality. The process of stabilization through bio-mediums provide a new method to overcome the selectivity problem.
    Keywords: Biological molecules immobilization, Magnetite nanoparticles, Surface modification, Protein, Enzyme
  • Frida Seyedmir, Kamal Mirzaie, Morteza Bitaraf Sani* Pages 300-310
    Introduction
    Decision tree is the data mining tools to collect, accurate prediction and sift information from massive amounts of data that are used widely in the field of computational biology and bioinformatics. In bioinformatics can be predict on diseases, including breast cancer. The use of genomic data including single nucleotide polymorphisms is a very important factor in predicting the risk of diseases. The number of seven important SNP among hundreds of thousands genetic markers were identified as factors associated with breast cancer. The objective of this study is to evaluate the training data on decision tree predictor error of the risk of breast cancer by using single nucleotide polymorphism genotype.
    Methods
    The risk of breast cancer were calculated associated with the use of SNP formula:xj = fo * In human, The decision tree can be used To predict the probability of disease using single nucleotide polymorphisms .Seven SNP with different odds ratio associated with breast cancer considered and coding and design of decision tree model, C4.5, by Csharp2013 programming language were done. In the decision tree created with the coding, the four important associated SNP was considered. The decision tree error in two case of coding and using WEKA were assessment and percentage of decision tree accuracy in prediction of breast cancer were calculated. The number of trained samples was obtained with systematic sampling. With coding, two scenarios as well as software WEKA, three scenarios with different sets of data and the number of different learning and testing, were evaluated.
    Results
    In both scenarios of coding, by increasing the training percentage from 66/66 to 86/42, the error reduced from 55/56 to 9/09. Also by running of WEKA on three scenarios with different sets of data, the number of different education, and different tests by increasing records number from 81 to 2187, the error rate decreased from 48/15 to 13/46. Also in the majority of scenarios, prevalence of the disease, had no effect on errors in the WEKA and code.
    Conclusion
    The results suggest that with increased training, and thus the accuracy of prediction error decision tree to reduce the risk of breast cancer increases with the use of decision trees. In Biological data, decision trees error is high even with a 66/66% training. On the other hand by increasing the number of SNP from 4 to 7 decision tree, decision tree error dramatically decreased at 70/1% training. In general we can say that with increased training and increasing the number of SNP in the decision tree, the prediction accuracy increased and errors reduced. In the CODING and WEKA, percentage of disease prevalence had no significant effect on errors,” Because of selecting set of training and testing by systemic method “.
    Keywords: Decision Tree, Breast Cancer, Single Nucleotide Polymorphisms
  • Hossein Kaboli, Somayeh Haghighat* Pages 311-321
    Introduction
    Borrago Officinalis has wide effects on rheumatoid arthritis, cardiovascular disorder, gastrointestinal diseases, pulmonary disorders and skin allergies. This plant can be useful in wound healing process due to specific compounds. The aim of this study was comparative evaluation of the effects of Borrago Officinalis with iodine and phenytoin on wound healing.
    Methods
    This is an experimental research study performed on 20 mature mice, in four therapeutic groups, including the Borrago Officinalis extract, iodine, phenytoin and control groups. Cutting wounds in dorsal part of mice body were evaluated through healing rate and histopathology at days 3, 7, 10 and 14. Data were analyzed using SPSS software using ANOVA and TUKEY tests.
    Results
    The findings about the mean area and the increase in the rate of wound healing in the use of Borrago Officinalis were compared at the 3rd, 7th, 10th and 14th days; the results indicated that the Borrago Officinalis had a positive effect on healing wounds (P˂ 0.05). However, this effect is more rather than both the iodine and control groups, but is less than the phenytoin group. . From the viewpoint of histopathology, the findings indicated a significant decrease in terms of inflammatory factors in Borrago Officinalis group (P= 0.007). The phenytoin group in relative to granulation tissue and epithelial cell growth had a higher level than the other of the groups.
    Conclusion
    The results show the positive effect of Borrago Officinalis extract on wound healing. In comparison, this effect is less than the phenytoin and more than iodine. More studies are needed on different doses of this plant and its comparative effect with other common treatments for wound healing.
    Keywords: Borrago Officinalis, Wound healing, Rat, Iodine, phenytoin
  • Mohammad Forat Yazdi, Mehrnoush Giahi Yazdi*, Mohammad Hossein Sorbi Pages 322-332
    Introduction
    Cancer is a crippling and incurable disease, which affects on physical health as well as mental and social well- being and disrupts patient’s life. The present study was done to measure the rate of quality of life and coping strategies in people with cancer and non-cancer in Yazd city.
    Methods
    This was an analytical and cross sectional study in which performed on 53 women with cancer who referred to private oncology clinic and 94 non-cancer ones in Yazd. The sampling method was purposeful. Data were collected by demographic questionnaire, coping inventory for stressful situation questionnaire (CISS) and a socio-economic well-being scale in people with cancer. SPSS-16 was used to analyze data.
    Results
    Problem-focused coping style was the most common coping strategy among the participants (Mean± SD 50.34± 7.89) and the rate of quality of life among the participants were 47.47± 7.72. The results of Pearson correlation showed a positive significant relationship between problem-focused and avoidant coping styles with quality of life and its subscales (p0.05).
    Conclusion
    Generally, the results showed that appropriate use of stress-coping strategies is effective in people’s quality of life. Hence, the use of psychological interventions and stress management training with problems are recommended to enhance psychological state and quality of life among patients with cancer.
    Keywords: Stress, Quality of life, Cancer