فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و پنجم شماره 5 (پیاپی 197، مرداد 1396)
  • سال هفتاد و پنجم شماره 5 (پیاپی 197، مرداد 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • امیر تاج بخش، فهیمه افضل جوان، مصطفی فاضلی، مهدی ریوندی، محمد مهدی کوشیار، محمدرضا نصیری، علیرضا پاسدار * صفحات 323-331
    سرطان پستان، رایج ترین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان سرتاسر جهان می باشد. پیشگیری اولیه، با اجتناب از عوامل خطر شناخته شده و پیشگیری ثانویه، با روش های مختلف غربالگری برای شناسایی اولیه تومور و درمان به موقع، می تواند نقش موثری در کاهش آسیب های اقتصادی، اجتماعی و جلوگیری از مرگ ومیر ناشی از سرطان در خانواده ها و جامعه داشته باشد. دو فاکتور ژنتیک و محیط در پاتوژنز سرطان پستان دخیل هستند. فاکتور های متعدد ژنتیکی افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان پستان می توانند در گسترش سرطان پستان نقش مهمی داشته باشند. یکی از فاکتورهای مهم ژنتیکی ژن TOX3 می باشد که بر روی بازوی بلند کروموزوم 16 قرار دارد و پروتیین هسته ای حاوی HMG-box را کد می کند. محصول پروتیینی این ژن دارای فعالیت رونویسی وابسته به کلسیم و کوفاکتوری برای پروتیین های اتصالی به عناصر پاسخ دهنده به cAMP و همچنین کوفاکتور پروتیین های اتصالی به CAMP response element binding protein (CREB) می باشد. TOX3 به واسطه ی کلسیم با فعال سازی پروموتور ژن هایی چونBCL-2 ، C3 کمپلمان و با پروتیین هایی همچون CITED1 همراهی دارد و همچنین بیان c-fos را القاء کرده و پروموتور c-fos را فعال می کند. مطالعات همراهی در کل ژنوم در جمعیت های مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی-آفریقایی، نشان داده اند که پلی مورفیسم های تک نوکلئوتیدی ایجاد شده در نواحی نزدیک به ʹ5 این ژن و همچنین پروموتور آن، منجر به تغییر در تمایل اتصال عناصر تنظیم کننده رونویسی به این ژن می شوند و با خطر ابتلا به سرطان پستان همراهی دارند. در این مطالعه اهمیت TOX3، عملکرد، ارتباط آن با خطر ابتلا و تاثیر احتمالی آن در درمان سرطان پستان بررسی می شود، هرچند هنوز به صورت شفاف نقش TOX3 در مراحل مختلف و همچنین انواع مختلف سرطان پستان مشخص نشده و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، TOX3، عملکرد، همراهی، پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی
  • داود عظیم پور، ناهید طحان*، فرشته پورسعید، فریده دهقان منشادی، عرفان قاسمی صفحات 332-342
    زمینه و هدف
    اسپاستیسیتی نقص بالینی ضایعات نورون محرکه فوقانی می باشد که بلافاصله یا مدتی پس از ضایعه نمایان می گردد و در 38% بیماران سکته مغزی مشاهده می شود. به تازگی شاک ویودرمانی به عنوان روشی امن و موثر در درمان اسپاستیسیته گزارش شده است. این مطالعه با هدف برآورد اثر شاک ویو در کاهش اسپاستیسیتی پس از سکته مغزی انجام شد.
    روش بررسی
    تمامی مقالات موجود در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، MEDLINE، Science Direct و Scopus و موتور جستجوی Google scholar، در فاصله سال های 2000 تا پایان 2016 میلادی با کلمات کلیدی Spasticity، Muscle hypertonicity، Extracorporeal Shock Wave Therapy، Stroke و Hemiplegiaبررسی شد. معیارهای ورود، مطالعات تمام متن و چاپ شده به زبان انگلیسی بود. دو مرورگر به صورت مستقل مقالات را از نظر شرایط ورود و کیفیت بررسی نمودند. در آنالیز آماری نمرات مقیاس آشورت و دامنه حرکتی پاسیو مفصل لحاظ شد.
    یافته ها
    11 مطالعه با مجموع 261 بیمار وارد مرور سیستماتیک گردید. در هفت مطالعه اثر شوک ویو در عضلات اسپاستیک اندام فوقانی و در چهار مطالعه اثر شوک ویو در عضلات اسپاستیک اندام تحتانی بررسی شده بود. بلافاصله پس از شوک ویو درمانی کاهش معنادار مقیاس آشورت (1/62- SMD= و 1/04- تا 2/2-= 95% CI) و افزایش معنادار دامنه حرکتی (3/23SMD= و 5/12 تا 1/35=95%CI ) در مقایسه با مقادیر پایه مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که شوک ویو می تواند سبب بهبود اسپاستیسیته و افزایش دامنه حرکتی گردد اما مکانیزم دقیق اثر آن هنوز نامشخص است و انجام مطالعات کارآزمالیی بالینی بیشتر و با کیفیت بالاتر ضروری است.
    کلیدواژگان: اسپاستیسیتی، فلج نیمه بدن، سکته مغزی، شاک ویودرمانی، هیپرتونیسیتی عضلانی
  • امیر میرزایی*، علی اصغر باقری کشتلی، حسن صاحب جمعی، حسن نوربازرگان، حسن رحمتی، سید عطااله سادات شاندیز صفحات 343-349
    زمینه و هدف
    گیاه Trifolium cherleri یکی از گونه های گیاهان علفی از خانواده Fabaceae می باشد که بومی آفریقا، آسیا و استرالیا می باشد. همچنین، این گیاه جزء مهمترین گیاهان علوفه ای خانواده Fabaceae در ایران است که از نظر طب سنتی دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه، بررسی ترکیبات فیتوشیمیایی عصاره گیاه T. cherleri، اثرات ضدباکتریایی، اثرات ضدسرطانی این عصاره بود.
    روش بررسی
    این مطالعه تجربی از مهر تا بهمن ماه 1395 در دانشگاه آزاد اسلامی به انجام رسید. ابتدا ترکیبات فیتوشیمیایی عصاره گیاه T. cherleri با روش Gas chromatography-mass spectrometry (GC-MS) شناسایی شد و به دنبال آن اثرات ضدباکتریایی آن با روش کمترین غلظت مهارکنندگی (MIC) بررسی شد. همچنین، اثرات ضدسرطانی آن بر روی رده سلولی سرطان ریه (A549) با روش رنگ سنجی (MTT) ارزیابی شد. سپس، بیان ژن های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 با روش Real-Time PCR اندازه گیری شد.
    یافته ها
    آنالیز ترکیبات فیتوشیمیایی نشان داد که عصاره گیاه دارای 20 ترکیب می باشد که بیشترین آن مربوط به Hexadecanoic acid، ethyl ester (7/%20) و Pentadecanone، 6،10،14-trimethyl-2 (9/%19) بود. عصاره بیشترین تاثیر را روی باکتری های استافیلوکوکوس اورئوس و استرپتوکوکوس پایوژنز داشت. عصاره دارای سمیت سلولی وابسته به دوز بر روی رده سلولی A549 بود. همچنین، نتایج Real-Time PCR افزایش بیان ژن های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 را به ترتیب به میزان 57/27±2/0 (0/34P=) و 0/46±3/3 (0/27P=) نشان داد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، به نظر می رسد که عصاره گیاه T. cherleri دارای اثرات ضدمیکروبی و ضدسرطانی چشمگیر می باشد و بنابراین می تواند به عنوان یکی از گیاهان بومی کشورمان پتانسیل استفاده در صنایع دارویی را داشته باشد.
    کلیدواژگان: Trifolium cherleri، اثرات ضدباکتریایی، سمیت سلولی، واکنش زنجیره ای پلیمراز
  • سودابه شهیدثالث، ملیحه حسن زاده *، سیده سانیا سجادی، سید امیر آل داود صفحات 350-357
    زمینه و هدف
    سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است می تواند اثرات عمیقی بر کارکردهای مختلف زنان در زندگی داشته باشد. کاهش استروژن و آندروژن ها باعث مشکلات متعددی در مسایل جنسی می شود. افسردگی نیز در این بیماران عاملی برای کاهش تمایلات جنسی می باشد. در مطالعه حاضر مقایسه اختلال کارکرد جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان و افراد سالم در شهر مشهد انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مورد-شاهدی از تیرماه 1390 تا تیرماه 1392 در بیمارستانهای امید، امام رضا (ع) و قائم (عج) و مرکز درمانی رضا انجام شد. تعداد 245 زن مبتلابه سرطان پستان بر اساس چک لیست انتخاب واحد پژوهش وارد این مطالعه شدند. تمامی بیماران پس از پایان درمان تحت پیگیری و دارای پرونده درمانی بودند، همچنین برای نتایج بهتر پرسشنامه ها توسط 126 زن سالم که از نظر سنی و سایر موارد با گروه بیماران، همخوانی داشتند تکمیل شد. افراد فرم پرسشنامه عملکرد جنسی (FSFI) را ازطریق پرسشگری مستقل و با رعایت اصول اخلاق پزشکی تکمیل و داده ها با استفاده از آزمون های آماری، بررسی گردید.
    یافته ها
    این مطالعه در بیماران 50-20 سال به طور عمده در سنین 45-35 سال قرار داشتند. (51/8%) متوسط سن 41/44 سال با انحراف معیار 5/87 سال بود. بیشترین اختلال در میل جنسی (57/6%) و اختلال در رطوبت مهبلی (53/1%)، تهییج جنسی (48/2%)، ارگاسم (44/1%)، درد هنگام مقاربت (52/2%) در بیماران مبتلا به سرطان پستان مشاهده شد (0/001P<). در دو گروه رضایتمندی جنسی (0/262P=) تفاوت معناداری نداشت.
    نتیجه گیری
    مشکلات جنسی دربیماران مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم معمول تر می باشد. دیس فانکشن در ارگاسم و درد حین نزدیکی و کاهش رطوبت واژینال و اختلال در میل جنسی و تحریک جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان شایعتر است..نتایج این مطالعه در مورد مشکلات جنسی باید در اختیار بیماران و پزشکان قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، کیفیت زندگی، رفتار جنسی، رضایت جنسی
  • مینا گل محمدی، حمید اسدزاده عقدایی، حسین مقصودی، احسان ناظم الحسینی مجرد * صفحات 358-366
    زمینه و هدف
    بیشتر سرطان های روده بزرگ از پولیپ ها منشا می‏گیرند. بررسی میزان بیان ژن‏های دخیل در رشد و توسعه تومور بر روی پولیپ های روده بزرگ می تواند عاملی برای تشخیص روند بدخیمی پولیپ ها باشد. AXIN2، ژن هدف مسیر Wnt می باشد و سطح هسته ای β-catenin را تنظیم می کند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان ژن AXIN2 در پولیپ های روده بزرگ و ارتباط آن با ویژگی های پاتولوژیک پولیپ بود.
    روش بررسی
    جامعه مورد بررسی مراجعین دارای پولیپ روده بزرگ، به بیمارستان طالقانی تهران، از مهر ماه سال 94 تا اردیبهشت سال 95 بودند. تعداد 44 نمونه بیوپسی پولیپ و 10 نمونه بافت نرمال به همراه مشخصات دموگرافیک و بالینی بیماران جمع آوری و میزان بیان ژن AXIN2، به روش Real-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج توسط ABI Prism 7500 Sequence Detection System (SDS) software، version 2.1.0 (Applied Biosystems Inc.، Foster City CA، USA) و GraphPad Prism، version 3 (GraphPad Software Inc.، La Jolla، CA، USA) آنالیز و تغییرات بیان ژن در گروه های مختلف پولیپ نسبت به بافت نرمال با روش 2-DDCt بررسی شد.
    یافته ها
    داده ها، نشان دهنده افزایش بیان ژن AXIN2 در پولیپ های روده بزرگ نسبت به بافت نرمال (2RQ>) بود، که در پولیپ‏های آدنوما به طور معناداری از گروه هایپرپلاستیک بیشتر بود (0/015P=). همچنین فعالیت AXIN2 در ناحیه کولون، برخلاف رکتوم، نسبت به بافت نرمال بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان می دهند که الگوی بیانی AXIN2، در روند شکل گیری پولیپ از بافت نرمال، تغییر چشمگیری می کند. بیان افزایش یافته این ژن می تواند به عنوان یک مارکر تفکیکی در جداسازی پولیپ های آدنوما از هایپرپلاستیک، مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، محل قرارگیری پولیپ در سطح فعالیت AXIN2 موثر می باشد.
    کلیدواژگان: سرطان روده بزرگ، پولیپ، AXIN2
  • علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، نازلی کرمی*، مهرداد عزیزپور صفحات 367-373
    زمینه و هدف
    لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل تراشه محرک های شدیدی هستند که موجب برانگیخته شدن پاسخ های همودینامیک می شوند. این پاسخ ها بایستی با استفاده از تجویز پیش داروی مناسب، القای آرام بیهوشی و لوله گذاری سریع پیشگیری گردند. گاباپنتین و پرگابالین در برخی از مطالعات پیشنهاد شده اند. هدف این مطالعه مقایسه تاثیر گاباپنتین و پرگابالین به عنوان پیش دارو در پیشگیری از پاسخ های همودینامیک ناشی از لارنگوسکوپی و لوله گذاری بود.
    روش بررسی
    در یک کارآزمایی بالینی که از فروردین تا اسفند 1394 در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه انجام گرفت، 90 بیمار کاندید جراحی انتخابی داخل شکم با فشارخون طبیعی، در محدوده سنی 20 تا 50 سال، وضعیت فیزیکی American Society of Anesthesiologists (ASA) class I و از هر دو جنس به صورت تصادفی در سه گروه بررسی شدند. گروه یک دارونمای خوراکی، گروه دو گاباپنتین mg 900 و گروه سه پرگابالین mg 150، دو ساعت پیش از القای بیهوشی دریافت کردند. تکنیک بیهوشی یکسان بوده و بیماران از نظر تغییرات همودینامیک، پیش و پس از القای بیهوشی و سپس دقایق یک، سه و پنج پس از لوله گذاری ارزیابی شدند.
    یافته ها
    افزایش بارز تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پس از لوله گذاری در گروه شاهد دیده شد. این تغییرات به صورت معناداری در گروه گاباپنتین و پرگابالین کمتر بود (0/001P=). عارضه جانبی خاصی مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    تجویز گاباپنتین به عنوان پیش دارو، یک روش موثر برای کنترل پاسخ های همودینامیک به لارنگوسکوپی و لوله گذاری می باشد. داده های به دست آمده نشان داد که پرگابالین اثرات مشابه با گاباپنتین دارد. هردو دارو برای کنترل پاسخ های همودینامیک سودمند هستند.
    کلیدواژگان: پاسخ های همودینامیک، لارنگوسکوپی، لوله گذاری داخل نای، گاباپنتین، پرگابالین
  • رقیه تیغ نورد بجاربنه، روشنک داعی قزوینی، شهرام محمودی، رضا سلطانی مقدم، مهین صف آرا، حیدر بخشی، پریوش کردبچه * صفحات 374-380
    زمینه و هدف
    کراتومایکوزیس عفونت قارچی قرنیه است که می تواند تهدیدکننده ی بینایی و حتی عامل از دست دادن چشم بیمار باشد. با توجه به آب و هوای مرطوب و شایع بودن کشاورزی در مناطق شمالی کشور که فاکتورهای زمینه ساز جهت ابتلا به این بیماری هستند، مطالعه حاضر با هدف بررسی و تشخیص کراتیت قارچی در بیماران مبتلا به ضایعات قرنیه انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی-مقطعی از تیر ماه 1394 تا آذر ماه 1395 در 56 بیمار مشکوک به کراتیت قارچی در بخش اورژانس چشم بیمارستان امیرالمومنین (ع) رشت انجام گردید. ابتدا نمونه ی تراشه ی قرنیه بیماران تهیه شده سپس آزمایش مستقیم و کشت در محیط های معمول قارچ شناسی صورت گرفت. عوامل قارچی بر اساس ویژگی های میکروسکوپی و ماکروسکوپی کلنی شناسایی شدند.
    یافته ها
    جمعیت مورد مطالعه شامل 42 (%75) نفر مرد و 14 (%25) نفر زن با میانگین سنی 49/5 سال بود. کراتیت قارچی در 9 (%16) مورد تشخیص داده شد. از بیماران مبتلا به کراتومایکوزیس، 7 (77/8%) نفر مرد و 2 (22/2%) نفر زن بودند. بیشتر مبتلایان سابقه ی جراحت قرنیه در اثر برخورد و تماس با گیاهان را داشته و کشاورزان گروه غالب مبتلایان به کراتومایکوزیس را تشکیل می دادند. با انجام آزمایش های قارچ شناسی، عوامل اتیولوژیک بیماری به ترتیب فراوانی به عنوان گونه های فوزاریوم (چهار مورد)، آسپرژیلوس فلاووس (دو مورد)، گونه ی پنی سیلیوم (یک مورد)، گونه ی آکرمونیوم (یک مورد) و گونه ی کلادوسپوریوم (یک مورد) شناسایی شدند.
    نتیجه گیری
    کراتیت قارچی در صورت فراهم شدن زمینه های لازم همچون جراحت قرنیه ناشی از ساقه و برگ گیاهان می تواند توسط قارچ های متنوعی ایجاد شود.منفی بودن آزمایش مستقیم در اکثریت بیماران، تاکیدی بر اهمیت و لزوم انجام کشت نمونه جهت تشخیص کراتومایکوزیس می باشد.
    کلیدواژگان: مطالعه توصیفی، مقطعی، کراتیت، زخم قرنیه، ایران
  • ندا نوروزی، مرتضی بنیادی، اسماعیل بابایی، محمدحسین جبارپور بنیادی * صفحات 381-386
    زمینه و هدف
    بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن، علت اصلی نابینایی در کشورهای پیشرفته است که به وسیله ی تحلیل پیش رونده ی اپی تلیوم رنگدانه ای شبکیه و از دست دادن فتورسپتور ثانویه مشخص می شود و در نهایت منجر به از دست دادن بینایی می شود. مطالعات در زمینه ی اتیولوژی این بیماری پیشنهاد می کند که یک بیماری پیچیده می باشد که در اثر میانکنش های چندین ژن و عوامل محیطی ایجاد می شود. پلی مورفیسم های، ژن هایی که کد کننده ی مسیر فرعی کمپلمان هستند مانند ژن CFI با خطر بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در ارتباط می باشند. هدف این مطالعه بررسی همراهی پلی مورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه ی مورد-شاهدی که از خرداد سال 1394 تا خرداد 1395 در دانشگاه تبریز انجام گرفت، 150 بیمار مبتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن و 150 فرد سالم مشارکت داشتند. ژنوتیپ آن ها با واکنش زنجیره ای پلی مراز و چند شکلی طول قطعات هضم شونده تعیین شد.
    یافته ها
    بررسی رابطه پلی مورفیسم p.Gly119Arg در ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن نشان داد که ارتباط معناداری بین فراوانی ژنوتیپی و آللی این پلی مورفیسم بین افراد بیمار و گروه کنترل وجود دارد (ژنوتیپ TT با 0/005P= و 6/68OR=، ژنوتیپ CC با 0/04P= و 0/61OR=، آلل T با 0/03P= و 1/76OR=، آلل C با 0/04P= و 0/56OR=).
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با افزایش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران در ارتباط است.
    کلیدواژگان: بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن، پلی مورفیسم، ژن CFI، واکنش زنجیره ای پلیمراز
  • مریم رهام، محمد جواد فاطمی*، میترا نیازی، مهنوش مومنی صفحات 387-392
    زمینه و هدف
    کاهش سطح آلبومین سرم (هایپوآلبومینمی) یک یافته شایع در بیماران سوخته است اما رابطه آن با میزان مرگ و میر بیماران سوخته به طور دقیق مشخص نشده است. هدف مطالعه حاضر اندازه گیری سطح آلبومین سرم در بیماران سوخته و تعیین رابطه آن با سطح سوختگی و طول مدت بستری در بیمارستان بود.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی بر روی بیماران بالای 16 سال که در شش ماهه دوم سال 1393 و در 24 ساعت اول سوختگی به بیمارستان شهید مطهری تهران مراجعه کردند انجام شد. برای همه ی بیمارانی که وارد مطالعه شدند، CBC، آلبومین، کراتینین توتال، پروتیین، BUN و کلسیم در روزهای بستری، یک هفته پس از بستری و در بیمارانی که بد حال می شدند، به صورت روزانه و در سایر بیماران یک روز پیش از ترخیص مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    پژوهش حاضر نشان داد که میانگین مقدار آلبومین در گروه ترخیص شده در روز پذیرش، یک هفته پس از پذیرش و به هنگام ترخیص به طور معناداری بالاتر از گروه فوت شده بود (0/001P<). همچنین میان سطح سوختگی و میزان آلبومین ارتباط معناداری وجود داشت (0/001P<)، به طوری که هر چه سطح سوختگی بالاتر بود میزان آلبومین پایین تر بود ولی بین میزان آلبومین با سن و طول مدت بستری در بیمارستان رابطه معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر نشان داد که سطح آلبومین سرم می تواند به عنوان یک شاخص قابل اتکا برای تعیین وضعیت بیماران سوخته کاربرد داشته باشد، ولی پیدا کردن راهکاری برای رساندن سطح آلبومین به حد مناسب نیازمند پژوهش های بیشتر می باشد.
    کلیدواژگان: آلبومین سرم، سطح سوختگی، طول مدت بستری، هایپوآلبومینمی
  • سهیلا امینی مقدم، سعیده سادات بطحایی*، مهسا ولایی صفحات 393-397
    زمینه و هدف
    تقریبا %90 سرطان های تخمدان از بافت اپی تلیال آن منشا می گیرند. درمان استاندارد این توده ها هیسترکتومی و سالپنگواوفورکتومی دوطرفه است ولی از آن جا که بیشتر این بیماران در سنین باروری هستند حفظ باروری را باید در نظر داشت.
    معرفی بیمار: این مطالعه به معرفی بیمار ساله مجرد با شکایت افزایش وزن و عادت ماهیانه نامنظم می پردازد که در آبان ماه سال به درمانگاه سرطان های زنان بیمارستان فیروزگر تهران مراجعه کرد و تحت پاراسنتز درمانی مایع آسیت و لاپاراتومی قرارگرفت و باتوجه به آسیت منفی از نظر بدخیمی و سن بیمار، با وجود حجم بالای آسیت و بزرگی توده، سیستکتومی تخمدان انجام شد.
    نتیجه گیری
    در بیماران جوان در صورت محدود بودن تومور به تخمدان و مایع آسیت منفی از نظر بدخیمی می توان سالپنگواوفورکتومی یک طرفه یا سیستکتومی انجام داد. آسیت همیشه دلیل بر بدخیمی نیست. بهترین نتیجه درمانی زمانی حاصل می شود که بیمار توسط فوق تخصص سرطان های زنان اداره شود.
    کلیدواژگان: کیست تخمدان، موسینوس سیست آدنوم تخمدان، آسیت، افزایش وزن
|
  • Amir Tajbakhsh, Fahimeh Afzal Javan, Mostafa Fazeli, Mahdi Rivandi, Mohammad Mahdi Kushyar, Mohammadreza Nassiri, Alireza Pasdar * Pages 323-331
    Breast carcinoma is the most common cause of cancer mortality among women globally. Primary and secondary prevention through avoiding known risk factors, screening for early detection of tumors with different methods as well as timely treatment, can be effective in reduction of the burden of this devastating disease. This can in turn prevent death and also increase survival in patients with breast cancer. Both environmental and genetic factors are involved in the pathogenesis of breast cancer. Multiple genetic factors can influence the risk and development of breast cancer. Identification of genetic variants including single nucleotide polymorphisms (SNPs), which are associated with the risk of breast cancer development, are mostly done through genetic association studies. It is demonstrated that SNP allele frequencies vary amongst different populations. It has been shown that genetic risk factors like variations in TOX high mobility group box family member 3 (TOX3), which affect the liability for neoplasm, play an important role in the development of breast cancer. Although TOX3 is expressed mainly in the brain, its expression in other tissues especially breast has also been reported. TOX3 maps to chromosome 16q12 and encodes the nuclear high-mobility group (HMG)-box. It has calcium (Ca2)-dependent transcriptional activities and is a co-factor of cAMP response element (CRE)-binding protein (CREB) and CREB-binding protein (CBP). TOX3, activated with Ca2, is related with activation of the promoter of some other genes including BCL2 and C3 complement and also CITED1 gene expression. It also induces activation of the c-fos promoter and therefore its expression. Genome-wide association studies (GWAS) in different populations including European, Asian and African-American have demonstrated that a SNP near its 5ʹ end and the promoter of TOX3 gene appears to be significantly associated with breast cancer susceptibility. Furthermore, breast cancer–associated SNPs lead to enhanced FOXA1 bindings and in turn, a reduction in TOX3 gene expression. This review has highlighted the importance of TOX3 function, SNPs and its association with breast cancer risk and also its potential effects on breast cancer treatment; TOX3 plays dual and somehow conflicting roles in cancer initiation and progression which remains to be further investigated.
    Keywords: breast neoplasms, genetic predisposition to disease, risk factors, single nucleotide polymorphisms, TOX3
  • Davood Azimpour, Nahid Tahan *, Fereshteh Poursaeed, Farideh Dehghan Manshadi, Erfan Ghasemi Pages 332-342
    Background
    Spasticity is a clinical deficit of upper motor neurons lesions that presented immediately or at delayed times after lesions and occurs in about 38% of stroke patients. Extracorporeal shock wave therapy (ESWT) has been recently reported as a safe and effective method for reducing spasticity in stroke patients. In the present study, we sought to investigate the impact of the ESWT on post stroke spasticity using a meta-analysis method.
    Methods
    All primary reports of spasticity indexed in PubMed, MEDLINE, Science Direct, Scopus and search engine of Google Scholar from January 2000 to December 2016 were searched. The following terms were used as keywords: Spasticity, muscle hypertonicity, ESWT, stroke and hemiplegia. Any report was included if it met the following criteria: involving clinical trials, full-version availability, and being written in english. Two reviewers selected articles independently and reviewed the studies considering quality and eligibility, and then they extracted general information on objectives, design, participants, and outcomes. The methodologic quality of each study was assessed using the Pedro Scale. In the statistical analyses, we considered two outcomes; Modified Ashworth scale (MAS) grade and passive rang of movement (PROM). The meta-analysis was done using random effect model in Stata, version 11 (Stata Corp., TX, USA).
    Results
    Eleven studies within a total of 261 patients were included in this review. In seven studies the shock waves were applied to the upper limb muscles, and in four other studies, the effects of ESWT on the spasticity of the lower limb muscles were assessed. Immediately after applying the ESW, MAS grade was significantly decreased in comparison to the baseline values. (Standardized mean difference [SMD], -1.62; 95% confidence interval [CI], -2.2 to -1.04). The PROM was significantly increased immediately after ESWT in comparison to the baseline values (SMD, 3.23; CI 95%, 1.35 to 5.12).
    Conclusion
    The results of this study showed that ESWT can immediately improve the spasticity and increased PROM, but it seems that the mechanism of action of shock waves on spasticity is still unclear. Further clinical trial studies with higher methodological quality should be recommended.
    Keywords: hemiplegia, muscle hypertonia, muscle spasticity, shock waves, stroke
  • Amir Mirzaie *, Aliasghar Bagheri Kashtali, Hassan Sahebjamee, Hassan Noorbazargan, Hassan Rahmati, Seyed Ataollah Sadat Shandiz Pages 343-349
    Background
    Medicinal plants have been identified and used from prehistoric times and these plants make many chemical compounds for biological functions. Trifolium cherleri is an herbaceous species belonging to the family of the Fabaceae to Africa, Eurasia and Australia. T. cherleri is an important member of the Fabaceae family that is well-known herbal medicine in Iran. The aim of this study was to investigate the phytochemical composition, antibacterial and anti-cancer activities of T. cherleri extract.
    Methods
    This experimental study was performed in Islamic Azad University, from December 2016 to February 2017. At first, the phytochemical constituents of T. cherleri extract were determined using gas chromatography-mass spectrometry (GC-MS) method. Subsequently, the antibacterial activity of the extract was evaluated against some gram positive and negative pathogenic bacteria included Staphylococcus aureus ATCC 25923, Streptococcus pyogenes ATCC 19615, Salmonella enteritidis ATCC 13076 and Listeria monocytogenes ATCC 35152 via minimum inhibitory concentration (MIC) method. Moreover, anticancer potential of extract was examined by colorimetric MTT assay toward lung cancer (A549) cell line. Then, the evaluation of caspase 3 and 9 apoptosis gene expression was determined using Real-Time Polymerase Chain Reaction (Real-Time PCR) technique. Moreover, the Real-Time PCR was performed using relative quantitative method.
    Results
    The phytochemical analyses of T. cherleri extract showed the 20 major components and the most frequent component was belonged to hexadecanoic acid, ethyl ester (20.7%) and 2-Pentadecanone, 6,10,14-trimethyl (19.9%). The extract had maximum antibacterial effects against Staphylococcus aureus and Streptococcus pyogenes. There was a dose dependent increase in the cytotoxicity effect of extract against A549 cancer cell. Moreover, the Real-Time PCR results indicated that the caspase 3 and caspase 9 gene expression was significantly up-regulated 2.57±0.27 (P
    Conclusion
    The results of this study showed that the T. cherleri extract had significant anti-bacterial and anti-cancer effects and it appear that the extract has potential uses for pharmaceutical industries. Moreover, it could be considered as a promising source for novel drug compounds, but more studies are needed.
    Keywords: anti-bacterial agents, cytotoxicity, real-time polymerase chain reaction, Trifolium cherleri
  • Soudabeh Shahid Sales, Malihe Hasanzadeh*, Seyyedeh Sania Saggade, Seyed Amir Al Davoud Pages 350-357
    Background
    Breast cancer is the most common cancer in women and can have several profound effects on women’s life. Estrogen and androgens reduction cause sexual problems. Reduction of hormones produce problems such as vaginal dryness, vaginal and vulvar tissue thinning, loss of elasticity of the vagina, hot flashes and other problems. Depression in these patients is also a factor in reducing sexuality. Disruption at any sexual stage can cause sexual problems. In this article; we compare sexual dysfunction in patients with breast cancer and healthy people.
    Methods
    According to the women’s case-control study with simple un-randomized sampling method a total of 245 patients with breast cancer in Ghaem and Emam Reza and Omid hospital from july 2011 to july 2013 entered the study. All patients were on follow-up after therapy, and had a therapy portfolio. In order to achieve better results, questionnaires were distributed among 126 healthy subjects that matched our patient group in terms of age and other factors and were used as the control group. Female sexual function index (FSFI) questionnaire was filled out by an independent interviewer and all medical, personal and social ethics were applied. The data was then gathered and the score were analyzed with statistical tests.
    Results
    The study was performed on patients 20 to 50 years, mainly in patients aged 35 to 45 years (51.8%). The average age was 41.44±5.87 years. In our study, the most dysfunction was in sexual desire (57.6%), vaginal moisture (53.1%), sexual excitement (48.2%), orgasm (44.1%), and dyspareunia (52.2%) in breast cancer patients. There was significant difference between two group (P
    Conclusion
    Sexual dysfunction is common in breast cancer patients compared to healthy women. Dysfunction in orgasm, dyspareunia, reducing vaginal moisture and sexual desire were common in the breast cancer patient. The results of this study should be used to inform patients and physician about sexual problems.
    Keywords: breast neoplasms, quality of life, sexual behavior, sexual satisfaction
  • Mina Golmohammadi, Hamid Asadzadeh Aghdaei, Hossein Maghsoudi, Ehsan Nazemalhosseini Mojarad * Pages 358-366
    Background
    Most of colorectal cancers (CRC) have originated from intestinal polyps. Evaluating of the expression level of genes that are involved in tumors growth and development, may consider as diagnostic factor of malignancy in the polyps. AXIN2 regulates the level of nuclear β-catenin in a negative-feedback loop there by being a negative regulator and target gene at the same time. The aims of current study were to examine the expression level of the AXIN2 in the colonic polyps and its linkage with the pathological features of the polyps.
    Methods
    In the present analytical-descriptive study, the investigated population was chosen from the cases with colonic polyps that referred to the Gastroenterology and Liver Diseases Research Center, Taleghani Hospital, Tehran, Iran, from October 2014 to April 2015. Forty four biopsy polyp samples and 10 normal tissue samples were collected, as well as the demographic and clinical properties of the patients and the expression level of AXIN2 gene was quantified by Real-time PCR. The outcomes were analyzed by the ABI Prism 7500 Sequence Detection System (SDS) software, version 2.1.0 (Applied Biosystems Inc., Foster City, CA, USA) and GraphPad Prism, version 3 (GraphPad Software Inc., La Jolla, CA, USA) Also, the expression changes of the intended gene in target groups were compared with the normal tissues using the 2-ΔΔCt equation.
    Results
    The data showed enhanced level of the expression of AXIN2 gene in the colonic polyps in comparison to the normal tissues (RQ>2), which was significantly upper in adenoma polyps compared to the hyperplastic group (P=0.015). Also, unlike the rectum, the AXIN2 gene activity in colon area was higher than normal tissue.
    Conclusion
    The results of the current study show that the expression pattern of AXIN2 gene, was markedly changed during the transformation of the normal tissue to polyp. The increased expression level of this gene could be applied as a diagnostic marker in dissociation of the adenoma polyps from hyperplastic ones. On the other hand, the location of the polyps modulates the AXIN2 gene function. Taking together, evaluating the changes of AXIN2, has a precise diagnostic value in the CRC related studies.
    Keywords: AXIN2 gene, colon polyps, colorectal cancer, reaction, real-time polymerase chain
  • Alireza Mahoori, Ebrahim Hassani, Nazli Karami *, Mehrdad Azizpoure Pages 367-373
    Background
    Tracheal intubation and direct laryngoscopy are powerful noxious stimuli that can elicit sever hemodynamic responses. These hemodynamic responses should be attenuated by appropriate use of premedication, smooth induction of anesthesia and rapid tracheal intubation. Gabapentin and pregabalin have been suggested in several studies to be efficient. Gabapentin is an antiepileptic drug and a structural analogue of gamma-Aminobutyric acid (GABA) but it does not act through GABA receptors and pregabalin, is also an antiepileptic agent. The aim of this study was to compare the effect of gabapentin and pregabalin as premedication for attenuation of hemodynamic response to laryngoscopy and endotracheal intubation.
    Methods
    In a prospective double blinded randomized clinical trial, during April 2015 to March 2016 in Urmia Imam Khomeini Hospital, a total of ninety normotensive adult consented patients, candidate to elective abdominal surgery aged 20-50 years, American Society of Anesthesiologist (ASA) class I, of both gender were randomized into three groups. Patients in group I received oral placebo, group II received oral gabapentin 900 mg and group III patients received oral pregabalin 150 mg two hours prior to induction of anesthesia. Anesthetic technique was same in three groups and all groups were assessed for hemodynamic changes such as heart rate, systolic blood pressure and diastolic blood pressure, after the premedication, before and after induction of anesthesia, and 1, 3 and 5 minutes. after laryngoscopy and tracheal intubation.
    Results
    Significant increase in heart rate and systolic blood pressure and diastolic arterial pressure was observed in placebo group after tracheal intubation, while statistically significant attenuation of hemodynamic changes was seen in gabapentin and pregabalin groups. (P=0.001) No adverse outcome was reported in the study groups.
    Conclusion
    Oral gabapentin premedication is effective for control of hemodynamic pressor response of laryngoscopy and tracheal intubation. The study data showed that the pregabalin have the same effect. Pregabalin and gabapentin are both useful and safe for control of hemodynamic pressor response as premedication.
    Keywords: clinical trial, gabapentin, laryngoscopy, pregabalin, premedication, tracheal intubation
  • Rhoghaye Tighnavard Bejarbane, Roshanak Daie Ghazvini, Shahram Mahmoudi, Reza Soltani Moghaddam, Mahin Safara, Heidar Bakhshi, Parivash Kordbacheh * Pages 374-380
    Background
    Keratomycosis is a fungal infection of the cornea which could be sight-threatening and even causes eye loss. Considering the high humidity and the dominance of agriculture as important predisposing factors of keratomycosis in north of Iran, this study was carried out for diagnosis of fungal keratitis in patients with corneal lesions in Rasht, Gilan province, Iran.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted from July 2015 to November 2016 on 56 patients with corneal lesion suspected to keratomycosis and referred to eye emergency ward of Amiralmomenin hospital, Rasht, Iran. Corneal scraping was performed in all cases and specimens were subjected to direct examination and culture. Only colonies grown in sites of corneal scraping inoculation were considered significant. Fungal isolates were identified according to their macroscopic features of colonies and microscopic characteristics in slide cultures. Data were analyzed in SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) and P
    Results
    The patients included 42 (75%) men and 14 (25%) women with the mean age of 49.5 years (9 to 90 years). Positive culture was observed in 9 cases but, only in one of these patients direct examination was positive and fungal elements were seen in 10% KOH preparation. Though, fungal keratitis was confirmed in 9 (16%) patients including seven (77.8%) men and two (22.2%) women. The majority of cases (88.9%) had a history of corneal trauma with plants and they were mainly farmer. According to statistical analysis, there was a significant association between corneal trauma and keratomycosis (P=0.007). The most common etiologic agents were Fusarium spp. (n: 4, 44.4%), followed by Aspergillus flavus (n: 2, 22.2%), Penicillium sp. (n: 1, 11.1%), Acremonium sp. (n: 1, 11.1%), and Cladosporium sp. (n: 1, 11.1%) respectively.
    Conclusion
    In the presence of sufficient predisposing factors such as corneal injuries caused by plants, keratomycosis could be caused by a variety of fungi. Furthermore, low sensitivity of direct examination in this study, revealed the necessity of culture in diagnosis of keratomycosis.
    Keywords: corneal ulcer, cross-sectional studies, keratitis, Iran
  • Neda Norouzi, Mortaza Bonyadi, Esmaeil Babaei, Mohammad Hossein Jabbarpour Bonyadi * Pages 381-386
    Background
    Age-related macular degeneration (AMD) is the leading cause of blindness in the developed world and is characterized by progressive degeneration of the retinal pigment epithelium and secondary photoreceptor loss, resulting in visual loss. Etiological research suggests that age related macular degeneration is a complex disease, caused by the interactions of several genetic and environmental factors. Polymorphisms in genes encoding the alternative complement pathway, complement factor I (CFI), are associated with the risk for age related macular degeneration. The purpose of this investigation was studying of complement factor I p.Gly119Arg (C.355G>A) polymorphism with age related macular degeneration in the population living in Tehran, Iran.
    Methods
    This case-control study was conducted at Tabriz University from June 2015 to June 2016. In this study the association of p.Gly119Arg polymorphism in complement factor I gene was investigated in 150 patients suffering from age-related macular degeneration and 150 healthy age, sex and ethnicity matched unrelated people as control group. Both of the case and control groups were originated from the population living in Tehran. Genotypes of both groups were determined by polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) and data was analyzed the Chi-square test in 2x2.Contingency table.
    Results
    Investigation of the association of p.Gly119Arg polymorphism in complement factor I gene with age related macular degeneration showed that there are statistically significant differences between patients and controls in genotype and allele frequencies of this polymorphism (P=0.005 and OR=6.68 in TT, P=0.04 and OR=0.61 in CC, P=0.03 and OR=1.76 in T, P=0.04 and OR=0.56 in C). Therefore CC, TT genotypes and C, T alleles were significantly associated with age related macular degeneration.
    Conclusion
    This study showed a significant association between this polymorphism p.Gly119Arg (C.355G>A) complement factor I gene and age related macular degeneration disease in the population living in Tehran (P
    Keywords: case-control studies, complement factor I gene, macular degeneration, polymerase chain reaction, polymorphism
  • Maryam Roham, Mohammad Javad Fatemi *, Mitra Niazi, Mahnoush Momeni Pages 387-392
    Background
    Albumin is one of the most important proteins in the body by several important functions, it is essential in the maintenance of normal plasma colloid oncotic pressure and is the primary serum binding protein responsible for the transport of various substances in the circulation including fatty acids, hormones, and drugs. Decrease in the amount of serum Albumin (Hypoalbuminemia) is a common finding in the burn patients, but its relationship with mortality is not accurately clear. Our purpose of this study was to measure the amount of Albumin serum in burn patients and find out its relationship between the burned area and length of hospital stay.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on patients aged over 16 years who referred to the Motahari Hospital of September 2014 to February 2015 in the first 24 hours of their referral. The amount of Albumin was measured in two groups of discharged patients and patients who died while hospitalized, one week after hospital stay and in the time of discharge and death; and its relationship in terms of each other was determined by statistical analysis. We also assessed the relationship between burn and duration of hospital stay with the amount of Albumin on the day of patient’s admission.
    Results
    This study showed that the average amount of albumin in the group of discharged patients in the time of admission, one week after and during admission was significantly higher than the group of expired patients (P
    Conclusion
    Measuring the level of Albumin is one of the yardsticks that can be used for prognosis of recovery or death of burn patients, and its assessment at regular intervals in burn patients is essential.
    Keywords: burns, cross-sectional studies, hypoalbuminemia, length of stay, serum albumin
  • Soheila Aminimoghaddam, Saeedehsadat Batayee *, Mahsa Velaei Pages 393-397
    Background
    About 90% ovarian cancers are epithelial and 10-15% of this group are mucinous. The treatment is the hysterectomy with bilateral salpingo-oophorectomy. However, most of these tumors occur in young women that have not yet given birth in which preservation of fertility should be considered. We present a case of huge mucinous cystadenoma and massive ascites managed by preserving uterus and ovaries. Meigs’ syndrome is found in fibroma, and thecoma of ovary, however, in rare occasion this syndrome is occurred in mucinous cystadenoma.
    Case Presentation
    A 21-year-old unmarried woman presented with the complaint about weight gains and irregular menstruation for four months to gynecology clinic of Firoozgar hospital in Tehran in October 2016. Preop lab data including tumor marker was gathered, and sonography with CT scanning of pelvic and chest was performed. The ascitic fluid was negative for malignancy. Also, laparotomy with staging the ovarian tumors was carried out including cytology of ascitic-fluid, cytology of diaphragm, ovarian cystectomy, biopsy of the paracolic gutter, exploring abdomen and pelvis. Histopathology report revealed mucinous cystadenoma. Moreover, according to the normal appearance of the appendix in this case, the appendectomy was not performed.
    Conclusion
    Ovarian cysts in young women who are associated with elevated levels of tumor markers and ascites require careful evaluation. Management of ovarian cysts depends on patient's age, size of the cyst, and its histopathological nature. Conservative surgery such as ovarian cystectomy or salpingo-oophorectomy is adequate in mucinous tumors of ovary. Multiple frozen sections are very important to know the malignant variation of this tumor and helps accurate patient management. Surgical expertise is required to prevent complications in huge tumors has distorted the anatomy, so gynecologic oncologist plays a prominent role in management. In this case, beside of the huge tumor and massive ascites uterine and ovaries were preserved by gynecologist oncologist and patient is well up to now.
    Keywords: ovarian cysts, mucinous cystadenoma, ascites, weight gain