فهرست مطالب

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران - سال ششم شماره 2 (تابستان 1396)
  • سال ششم شماره 2 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اعظم راودراد، بهارک محمودی* صفحات 169-201
    مقاله حاضر به مطالعه بازنمایی شهر تهران در آثار فیلم سازان نسل متاخر سینمای ایران اختصاص یافته است. در این پژوهش، با تاکید بر مفهوم ذهنیت نسلی، بر این پرسش تامل می کنیم که کارگردانان دهه های هشتاد و نود سینمای ایران چه ذهنیتی درباره تهران دارند و در آثار خود به نمایش گذاشته اند. بدین منظور، فیلم های به نمایش درآمده از کارگردانان نسل چهارم سینمای ایران که از بستری شهری برخوردارند، انتخاب شده اند. شهر در این آثار، با تکیه بر مفهوم امر والا در اندیشه نیکولاس میرزوئف و با روش تحلیل محتوای کیفی (تحلیل تماتیک) مطالعه و موشکافی شده است. داده های این تحلیل بیانگر آن است که هرچند فیلم سازان جوان نگاهی معترض به شهر دارند و آن را عامل فساد و تباهی به تصویر می کشند، برخلاف اسلاف خویش که اغلب راه نجات را بازگشت به روستا و درواقع خروج از تهران عنوان می کنند، قهرمانان فیلم های نسل جدید سینماگران ایرانی، مسائل شهری را به شکلی تازه مفصل بندی می کنند که در تهران می ماند و با مصائب آن کنار می آید.
    کلیدواژگان: تهران، ذهنیت نسلی، سینما، سینمای ایران، شهر، نسل
  • پروین علی پور *، محمد جواد زاهدی، امیر ملکی، محمدرضا جوادی یگانه صفحات 203-229
    نظام برنامه ریزی در ایران، از گفتمان های سیاسی و اجتماعی حاکم تاثیر می پذیرد و جایگاهی که این گفتمان ها برای سوژه ها و مقوله ها قائل اند، در برنامه های توسعه بازنمایی می شود. از جمله سوژه های بسیار مهم، مسئله «زنان» است. بسته به اینکه سوژه زنان در چه حوزه گفتمانی قرار دارد، معانی و هویت های مختلفی به خود می گیرد. همین معانی متفاوت است که در نظام برنامه ریزی تبلور می یابد و به نوبه خود به برقراری عدالت جنسیتی یا تداوم نابرابری جنسیتی منجر می شود. پژوهش حاضر، به مطالعه کشمکش های کنونی جامعه ایران بر سر هژمونی معنایی در حوزه زنان (تطور گفتمانی) و بازنمایی بحث عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه با روش تحلیل گفتمان لاکلو و موفه می پردازد. یافته ها در بحث تطور گفتمانی نشان می دهد که گفتمان اعتدال که به تعبیر فرکلافی حاصل دیالکتیک گفتمانی اصلاح طلبی و اصولگرایی است، دال های تهی را در حوزه گفتمان گونگی بازیابی می کند و معنای جدیدی به آن ها می دهد. براین اساس، نشانگان «اشتغال زنان»، «فرصت های برابر»، «رفع موانع حقوقی»، «خانواده گرایی»، «بی توجهی به جنسیت» و «رفاه و بیمه زنان» را در پیوند با دال کانونی «برابری زن و مرد» مفصل بندی می کند. همچنین تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه، نشانگر آن است که گفتمان حاکم بر برنامه ششم، با نشانه ای محوری با عنوان «عدالت جنسیتی» و با مدلول های «فرصت های شغلی»، «سلامت و بهداشت»، «باسوادی زنان»، «اصلاح نظام حقوقی» و «مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری» شکل گرفته است که این نشانه های معنایی، به ترتیب دربرگیرنده عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی، عدالت آموزشی، عدالت حقوقی و عدالت سیاسی هستند. اگرچه این دال ها در متن برنامه، معناهای مستتر در مفاهیم را به طور کامل پوشش نمی دهند، می توان امیدوار بود که با اجرای برنامه ششم توسعه، زمینه های لازم برای نهادینه شدن مطالبات مدنی در موضوع برقراری عدالت جنسیتی در جامعه فراهم و نقش زنان در توسعه کشور پررنگ تر شود.
    کلیدواژگان: برنامه ششم توسعه، تحلیل گفتمان، توسعه، جنسیت، عدالت جنسیتی
  • امید قادرزاده *، یعقوب احمدی، خالید میارغنج صفحات 231-256
    فرهنگ سیاسی در جوامع معاصر و به ویژه در جامعه درحال گذار ایران، نقشی محوری در توسعه و مشارکت سیاسی و مدنی دارد. در این میان، نخبگان و طبقه متوسط، در تکوین و تحکیم فرهنگ سیاسی دموکراتیک، بسیار اثرگذارند. پژوهش حاضر، در چارچوب دستگاه مفهومی تسلر، به مطالعه جهت گیری های فرهنگ سیاسی معلمان و عوامل مرتبط با آن می پردازد. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه، درمورد 310 نفر از معلمان شهر بوکان انجام گرفته است که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. با توجه به ابعاد شناختی و هنجاری فرهنگ سیاسی، میانگین جهت گیری فرهنگ سیاسی معلمان در حد متوسط است. نیمی از معلمان مورد بررسی، در گونه فرهنگ سیاسی دموکراتیک قرار دارند و پس از آن، اکثریت با گونه بی اعتنا، به نوعی بازنمای وضعیت فرهنگ سیاسی جامعه ایران است. یافته ها نشان می دهد نوعی ناهمسویی و رشد نامتوازن، در ابعاد شناختی و کنشی فرهنگ سیاسی معلمان دیده می شود. برمبنای یافته های تبیینی، فرهنگ سیاسی معلمان، با متغیرهای سن، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، تجارب مشارکت سیاسی و جهت گیری های قومی و مذهبی رابطه مثبت و معنادار دارد. متغیرهای یادشده، 52 درصد از تغییرات جهت گیری های فرهنگ سیاسی معلمان را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: تکثرگرایی سیاسی، جهت گیری های قومی و مذهبی، درگیری عملی در سیاست، فرهنگ سیاسی، معلمان
  • عبدالحسین کلانتری، سید سعید حسینی زاده آرانی* صفحات 257-283
    از جمله مسائل اجتماعی که با ظهور عصر مدرن، گریبان گیر جامعه انسانی شده و توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است، کاهش ارتباطات اجتماعی، تضعیف نگران کننده پیوندها و گسترش پدیده «احساس تنهایی» است؛ پدیده ای که از سیالیت پیوندهای اجتماعی در جامعه معاصر ناشی می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل اجتماعی و روانی موثر بر احساس تنهایی در میان شهروندان تهرانی است. پژوهش پیمایشی است و جامعه آماری مورد بررسی، تمامی شهروندان بالای 18 سال کلان شهر تهران هستند. از میان آن ها، حجم نمونه 524 نفری برحسب فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شد و داده های آماری به وسیله نرم افزار spss16 به صورت توصیفی و تحلیلی بررسی شدند. مطابق یافته ها، میانگین شیوع احساس تنهایی (در دامنه 0-100) در جامعه مورد مطالعه 13/36 است و نیمی از شهروندان کمتر از متوسط، 6/30 درصد در حد متوسط و 6/6 درصد زیاد و بیشتر از متوسط، در زندگی روزمره احساس تنهایی را تجربه می کنند. یافته های تحلیلی نیز نشان داد که متغیرهای دینداری، حمایت اجتماعی، سلامت روان و رضایت از زندگی، رابطه ای معنادار و منفی، و متغیر انزوای اجتماعی، رابطه ای معنادار و مثبت با احساس تنهایی دارد. همچنین متغیر حمایت اجتماعی، بیشترین میزان اثرگذاری مستقیم و خالص را بر احساس تنهایی به خود اختصاص داده است.
    کلیدواژگان: احساس تنهایی، انزوای اجتماعی، حمایت اجتماعی، دینداری، رضایت از زندگی، سلامت روان
  • علی محمد قدسی، اسدالله نقدی *، محبوبه رویین تن صفحات 285-306
    مقوله زن و شهر، از حوزه های جدید مطالعات شهری است. سرزندگی فضای عمومی و ارتقای کیفیت محیط، در گرو حضور افراد و تعامل های اجتماعی فارغ از سن، جنسیت، نژاد، قومیت، گروه بندی اجتماعی و توانایی های فردی است. در شهرسازی انسان گرا، بر نیازهای گروه های خاص مانند زنان، کودکان، سالمندان، جانبازان و معلولان، و دسترسی آسان و استفاده آنان از فضاها تاکید می شود. یکی از پیش شرط های مناسب سازی فضای شهری، فراهم کردن امن ترین فضا برای حضور و فعالیت زنان، بدون تفاوت های جنسیتی غیرضروری است. تصویر ذهنی زنان از فضاهای شهری، حول دو مفهوم کلیدی احساس امنیت و ترس از فضا شکل می گیرد و این امر بر گرایش زنان به فعالیت تاثیرگذار است. تجربه ترس بر حضور زنان در حوزه عمومی اثر می گذارد. درواقع، در یک فضای جنسیتی شده، احساس امنیت و امنیت زنان کاهش می یابد و رابطه ای معکوس میان فضا و امنیت به وجود می آید. در این پژوهش، با استفاده از چارچوب نظری منتخب با تاکید بر مکتب کپنهاک، به ویژه دیدگاه بوزان و به روش پیمایشی، حجم نمونه ای شامل 205 زن شاغل مطالعه شدند. مطابق نتایج، بعد ذهنی بالاتر از بعد عینی است، اما بیش از 50 درصد از جامعه مورد مطالعه، تجاربی از ناامنی عینی را اعلام داشته اند. با توجه به یافته های تحقیق، مهم ترین عامل تاثیرگذار بر احساس امنیت را جنسیت تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، صرف زن بودن، بیش از سن، تحصیلات و نوع فعالیت و پایگاه برای زنان ناامنی ایجاد می کند. شاید به همین دلیل است که براساس یافته های این مطالعه، نگرش زنان به فعالیت در پاساژ، پس از ورود منفی تر شده است. مهم ترین مشوقان زنان برای ورود به پاساژ، نه خانواده ها بلکه خود آنان و دوستانشان بوده اند. با توجه به این تغییرات و روند افزایش حضور و کار زنان در فضاهای شهری مانند فروشگاه ها، مراکز تجاری... لازم است نظام بیمه و حقوق صنفی این دسته از زنان که میانگین حقوق دریافتی آنان (در مطالعه حاضر) حدود 300 هزار تومان در ماه برای حدود ده ساعت کار در روز است، بررسی شود. الزام سازندگان ساختمان به درنظرگرفتن اتاق کودک و شیردهی و استراحت در همه پاساژها، تعبیه سرویس های بهداشتی مخصوص بانوان، صدور کارت مباشرت، پوشش حداقل دستمزد و... برخی از مواردی است که باید به آن توجه کافی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: اشتغال غیررسمی، امنیت، پاساژ، تجربه عینی، تصور ذهنی، فضای جنسیتی
  • حمزه نوذری* صفحات 307-328
    در این مقاله، به منظور تحلیل آگاهی و نگرش دانشجویان درباره طبقه و اهمیت آن، داده های دو پیمایش نگرش ها و آگاهی های دانشجویان ایرانی در سال 1382 و سال 1394 به کار گرفته شده است. هدف پژوهش، تحلیل میزان آگاهی دانشجویان از طبقه اجتماعی شان، نگرش پاسخگویان به تاثیرگذاری طبقه اجتماعی در دستیابی به فرصت های اجتماعی و اقتصادی و میزان تطابق شاخص عینی طبقات و ذهنیت افراد به طبقه است. داده ها براساس نظریه وبر تفسیر شدند. نتایج نشان می دهد بیشتر دانشجویان خود را متعلق به یک طبقه اجتماعی می دانند و بر این باورند که افراد جامعه نیز از تفاوت طبقاتی در جامعه آگاهی دارند. بین پایگاه اجتماعی-اقتصادی و آگاهی طبقاتی دانشجویان همخوانی وجود دارد. مطابق یافته ها، بیشتر دانشجویان خود را متعلق به طبقه متوسط می دانند. علاوه براین، اکثر پاسخگویان معتقدند طبقه در دستیابی به فرصت های اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار است. با وجود این، بیش از نیمی از آن ها امید دارند پس از پایان تحصیلات و شاغل شدن، طبقه اجتماعی بالاتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: آگاهی دانشجویان، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، دستیابی به فرصت ها، طبقه اجتماعی، نابرابری
  • بهرام بیات* صفحات 329-350
    افراد با زمینه های اجتماعی و فرهنگی متفاوت، تصورات گوناگونی از امنیت و احساس امنیت دارند. پژوهش حاضر، به دنبال تبیین و توضیح شکل گیری این تصورات است. این پژوهش، پیمایشی است و در آن، اطلاعات به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. برای تعیین چارچوب نظری تحقیق، از نظریه های دو حوزه احساس امنیت و تحلیل فضای شهری بهره گرفته شد. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان ساکن شهر تهران است که 650 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه صورت گرفت. برای تعیین پایایی پژوهش از آزمون آلفای کرونباخ و برای روایی، از تکنیک گروه های شناخته شده استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار spss صورت گرفت. مطابق یافته ها، پنداشت از امنیت، با توجه به متغیرهای جنسیت، محل سکونت، تاهل و سن پاسخگویان متفاوت است. همچنین بین منطقه سکونت افراد و پنداشت از امنیت، رابطه وجود دارد. بدین معنا که در مناطق مختلف شهر تهران، پنداشت های متعددی از امنیت وجود دارد. درنهایت اینکه رابطه میان تعلق محله ای و پنداشت از امنیت معنادار است. بدین معنا که هرچه تعلق محله ای افزایش پیدا می کند، پنداشت ناامنی کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: احساس امنیت، امنیت، تعلق محله ای، فضای شهری، فضای کالبدی
  • امیر عظیمی، حسین ابوالحسن تنهایی*، حسین آقاجانی مرساء صفحات 351-374
    این مقاله به بازنمایی گذار مدرنیته در ادبیات معاصر ایران می پردازد. در این راستا، دو تن از چهره های شاخص ادبیات معاصر ایران، صادق هدایت و فروغ فرخزاد، انتخاب شدند تا با ردیابی مولفه های بازنمایی در گزیده آثار و اندیشه آنان و تطبیق آن با جریان توسعه مدرنیته، وضعیت تفکر در ایران معاصر تبیین شود. پژوهش حاضر به روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوایی و پارادایم متکی بر رویکرد جامعه شناسی تفسیری انجام گرفته است. پرسش اصلی این است که مبنای بازنمایی صادق هدایت و فروغ فرخزاد در گذار مدرنیته ایران، متکی بر چه اسلوب و نگرشی است که بر شناخت، نوع نگاه و خلق آثار آن ها موثر افتاده است. در تجزیه و تحلیل آثارمهمآنان، این دستاورد حاصل شد که هردو آن ها از نظر شیوه کار، نگرش کنش پژوهانه را در فرایندی دیالکتیکی پیشه خود کرده اند، اما برخی نگرش های ایستایی شناسانه که حاصل دیالکتیک ذهن و عین در بستر پرورشی ویژه آنان است، سبب تفاوت در نوع نگاه به انسان شده است. حصار سنتی ساختار جامعه مردمحور صادق هدایت نتوانسته است تمایز سنت و مذهب و عینیت زمان را در هم فراخوانی طبیعت گرایانه از یکدیگر منفک کند، اما فروغ فرخزاد مرزهای سنتی جنسیتی را درمی نوردد و به افق هایی فراجنسیتی ره می سپارد.
    کلیدواژگان: ادبیات معاصر ایران، جامعه شناسی تفسیری، صادق هدایت، فروغ فرخزاد، مدرنیته، نگرش کنش پژوهانه
|
  • Azam Ravadrad, Baharak Mahmoudi * Pages 169-201
    The main question in this paper, is what kind of imagination of Tehran is created through Iranian films. Is the image of Tehran has been changed over time? This research has been conducted based on the analysis of some impressive films in last two decades. The central argument is although the city has been represented through its acute problems and difficulties and pivotal issues like consequences of immigration to the city, shortage of occupation and dwelling over time, the new generation of Iranian filmmakers react different from the past generation. Content analysis of these movies show that new generation of filmmakers prefer to stay in Tehran and fight with problems rather than emigrating from the city.
    Keywords: Cinema, City, Generation, Iranian Cinema, Representation, Tehran
  • Parvin Alipoor *, Mohammad Javad Zahedi, Amir Maleki, Mohammad Reza Javadi Yeganeh Pages 203-229
    The planning system in Iran is affected by the governing political and social discourses, and what places such discourses should hold for subjects and categories are represented in the development plans. Among the very important subjects is the subject of women. The subject of women should be located in which field of discourses, takes different senses and identities which themselves are manifested in the planning system and, in turn, leads to the establishment of gender equality or continuation of gender inequality. The present paper deals with the study of the current conflicts in Iranian society on semantic hegemony in the field of women discourse evolution, and representation of the debate on gender equality in the Sixth Plan of Development by Laclau and Mouffe’s method of discourse analysis. Findings, regarding the discourse evolution, show that the discourses of equality, which as stated by Fairclough are the result of discourse dialectic of the reformists and the fundamentalists, recovers the void signifiers in the field of discoursiveness and gives them new meaning. Accordingly, it articulates the signs of “women occupation”, “equal chances”, “removing the legal obstacles”, “familyism”, “paying no attention to gender”, and “welfare and insurance of women” in linkage with the central signifier of “equality of man and woman”. Also the discourse analysis of gender equality in the Sixth Plan of Development indicates that the governing discourse on the Sixth Plan has been formed by the pivotal sign under the title “gender equality” and with the signified of “occupational chances”, “health and hygiene”, “women literacy”, “reform of legal system” and “participation in decision-making and decision-taking”. Such semantic signs contain, respectively, the economic equality, hygiene equality, legal equality, and political equality. Although, such signifiers in the texts of the plan fail to totally cover the meanings implied in the concepts, we could be hopeful that by executing the Sixth Plan of Development, the required grounds for institutionalizing the civil demands for the object of establishing the gender equality in society shall be provided, hence the role of women in the development of our country becomes more highlighted.
    Keywords: Development, discourse analysis, Gender, Gender equality, Sixth plan of development
  • Omid Ghaderzadeh *, Yagoub Ahmadi, Khalid Miarghonj Pages 231-256
    The political culture in current societies, in general, and in a transitional society such as Iran, in particular, has a critical role in the development of civic and political participation; and in this respect, elites and middle class have a crucial role in the creation and solidification of democratic political culture. Within the conceptual framework of Tessler, the current study is an attempt to investigate the political culture orientations among teachers and other concomitant factors. This study is a survey during which 310 teachers in Boukan were interviewed. In terms of cognitive dimensions (political pluralism) and the extent of involvement dimensions (practical involvement in politics) in political culture, the mean political culture among the teachers was average. Results of the present study indicated that 54.5 percent of the teachers had a democratic political culture, 17.8 percent were indifferent toward political culture, 15.5 percent had an activist political culture, and 11.3 percent had a limited political culture. Explanatory findings showed that there is a direct relationship between the teachers’ political culture and variables such age, socioeconomic status, experiences of political participation, and ethno-religious orientations. Also multivariate regression analysis indicated that these variables determined 52 percent of the variation in the political culture orientations among teachers.
    Keywords: Ethnic, religious orientations, Political culture, Practical involvement in politics, Political pluralism, Teachers
  • Abdolhossein Kalantari, Seyyed Saeid Hoseynizadeh Arani * Pages 257-283
    Among the social issues that with the advent of the modern age has overtaken the human society and has attracted the attention of many researchers, is concern about degradation of social communication, the weakening of the ties and the development of the phenomenon of feeling lonely; a phenomenon that caused by the fluidity of social relations in contemporary society. The aim of this study is to evaluate social and psychological factors affecting the loneliness among Tehran citizens. The method used in this study is survey, and the statistical society are all citizens over 18 of Tehran metropolis. A sample of 524 people from them were selected according to Cochran formula and multi-stage cluster sampling were selected for the study and statistical data were evaluated descriptively and analytically by using spss16 software. Findings showed that the average prevalence of feeling lonely (Range 0-100) in the population under study was 36/13, and half of the citizens at moderate downward level, 30/6% at moderate level and 6/6% at high and moderate to high level experiences feeling lonely in their Everyday life. Analytical results also showed that variables of religiosity, social support, mental health and life satisfaction have Significant and negative relation and social isolation variable have significant and Positive relation with feeling lonely. Also Social support variables has highest level of direct and pure impact on feeling lonely.
    Keywords: Feeling lonely, Life satisfaction, Mental health, Religiosity, Social isolation, Social support
  • Ali Mohammad Ghodsi, Assadollah Naghdi *, Mahbobeh Roueentan Pages 285-306
    “Women in the cities” is a new field of urban studies. Vitality of public space and improving the quality of environment, depend on the presence of people and social interactions among them regardless of age, gender, race, ethnicity, social grouping and individual abilities. In humanistic urbanism, it is emphasized on the needs of specific groups such as women, children, the elderly and the disabled, and their easy access to urban spaces. Feeling secured among women from both mental image of urban spaces and objective experiences are two key concepts of feeling secured or fearing from space, which could affect women activities in the society. The experience of fear affects their presence in the public sphere. In fact, in a gendered space, women security and feeling secured are reduced, and a reverse relationship between space and security emerges. The method of this research is survey, in which 205 women filled in the questionnaire. Results showed that mental index is better than the objective experience, and more than 50 percent of the population, experience insecurity objectively.
    Keywords: Gender, Informal sector, Mental image, Objective experience, Security, Space
  • Hamzeh Nozari * Pages 307-328
    This paper presents data from two surveys of attitudes and awareness of Iranian students in 1382 and 1394 to analyze their knowledge and attitude toward social class and its importance. The main goal is to analyze the students’ awareness of their social class, their attitude toward the impact of social class in achieving social and economic opportunities, and the correspondence of objective indicators and subjective about social class. The data was interpreted according to Weber. Findings showed that the majority of students considered themselves to be of a social class, and believed that people were aware of class differences in society. There is a correspondence between the students’ socio-economic status and their economic awareness about social class. Results indicated that most students considered themselves as belonging to the middle class. In addition, most respondents believe that social class affects on achieving social and economic opportunities. Nevertheless, more than half of them hope that after graduation and employment, they will be of a higher social class.
    Keywords: Achieving opportunities, Awareness, Inequality, Social class, Socio-economic status
  • Bahram Bayat* Pages 329-350
    In the process of qualitative and quantitative development, there were serious changes in the life of people in cities and particularly metropolises, and from this perspective, the real and mental world of citizens were seriously changed as well. One of these changes was in the security, so that people with different social and cultural background, have different assumptions of security and feeling secured. In this research, this assumption and its formation is explained. The theoretical framework of this research, is taken from theories of the two fields of feeling secured and urban spaces analysis. The method in this study is survey, and the information is gathered by questionnaire. The statistical population of this research is consisted of 670 citizens of Tehran, who were chosen and interviewed by multistage cluster sampling method. To determine the reliability, Cronbach alpha test, and for validity, the technique of known groups were used. The data was analyzed by SPSS. Results showed that the attitude toward security differed based on gender, region of residence, marital status and age of the respondents. Also there is a relationship between their region of residence and their attitude toward security. On the other hand, there is a meaningful relationship between belonging a neighborhood and attitude toward security; but there is nota meaningful relationship between the urban fabric variable and multiple forms of insecurity.
    Keywords: Belonging a neighborhood, Feeling secured, Physical space, Security, Urban Space
  • Amir Azimi, Hossein Abolhassan Tanhaei *, Hossein Aghajani Merssa Pages 351-374
    This paper deals with the representation of modernity transition in Iran contemporary literature. Forough Farrokhzad and Sadeq Hedayat, as the two leading figures of Iran contemporary literature, were selected to trace the methodological elements in their thoughts and works, according to the modernization transition process in contemporary Iran. The main question of the research, which is being answered through a documentary and content analysis based on an interpretive sociology outlook, is that what style or outlook is Forough Farrokhzad and Sadeq Hedayat's methodological concerns in contemporary Iran transition to modernity are based on, so that it has influenced on their cognition, viewpoint and their creating works of art. Results indicated that both of them had followed action research attitude through a dialectical process. Yet they are different in the sense that some of the static aspects of their works is specified to their own contexts as the results of a dialecticism between objectivity and subjectivity, concerning their outlooks toward human being. While Sadeq Hedayat's traditional point of view within a patriarchal structure has led him to make no distinction between tradition, religion and objectivity of the age through a naturalistic mutual implication, Forough has succeeded to go beyond the traditional gender-related limitations to achieve new horizons of thought regardless of gender.
    Keywords: Action research Attitude, Forough Farrokhzad, Interpretive Sociology, Iran Contemporary Literature, modernity, Sadeq Hedayat