فهرست مطالب

طب جنوب - سال بیستم شماره 4 (مهر و آبان 1396)
  • سال بیستم شماره 4 (مهر و آبان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهری جمیلیان، افسانه طلایی، علی چهره ای *، محمدرضا رضوانفر، فاطمه رفیعی صفحات 317-325
    زمینه
    کم کاری و پرکاری تیروئید از علل شناخته شده DUB (dysfunctional uterine bleeding) می باشند که به صورت بی نظمی های قاعدگی بروز می کنند. با توجه به تاثیر هورمون های تیروئید بر قاعدگی، مصرف لوتیروکسین در زنان یوتیروئید ممکن است بر DUB تاثیر داشته باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی مداخله ای، دو سوکور، کنترل شده با پلاسبو، 120 زن 35 تا 55 ساله مبتلا به DUB که فاقد علل ارگانیک بودند و عملکرد تیروئید طبیعی داشتند و قرص جلوگیری از بارداری برای کنترل DUB مصرف می کردند، به طور تصادفی به دو گروه 60 نفره تقسیم شدند. در گروه مداخله قرص لووتیروکسین 1/0 میلی گرم روزانه و در گروه کنترل دارونما به مدت سه ماه تجویز شد و بعد از سه ماه مقایسه بین دو گروه، به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 16 و با استقاده از آزمون های آماری paired t test و t test student و تحلیل کوواریانس آنالیز اطلاعات انجام شد.
    یافته ها
    در این مطالعه میزان بهبودی همه انواع الگوهای اختلالات قاعدگی به ترتیب در گروه مداخله و کنترل 48 (80 درصد) و 51 (85 درصد) بود که تفاوت معناداری بین میزان بهبودی در دو گروه نسبت به پیش از درمان وجود نداشت (47/0=p). گرچه مقایسه میزان بهبودی بر اساس انواع مختلف الگوهای قاعدگی در دو گروه نشان داد که در زیر گروه متروراژی میزان بهبودی در گروه مداخله بیشتر بوده است (100 درصد). بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل کوواریانس، بهبودی معناداری در میانگین متغیرهای مدت زمان خونریزی، فاصله بین قاعدگی ها و تعداد پد مورد استفاده در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (006/0=p و 352/4=F).
    نتیجه گیری
    مصرف لوتیروکسین می تواند موجب تنظیم قاعدگی در زنان یوتیرویید شود.
    کلیدواژگان: لوتیروکسین، خونریزی رحمی، یوتیروئید، زنان
  • زینت شبابی، شهناز پولادی *، علیرضا رئیسی، نیلوفر معتمد، محمدرضا فرزانه، فاطمه حاجی نژاد صفحات 326-338
    زمینه
    افزایش قند و چربی های خون در بیماران دیابتی منجر به تشدید بروز عوارض دیر هنگام دیابت می شود. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر ترکیب گیاهی عدس الملک، قره قاط، هندوانه ابوجهل و گشنیز بر تری گلیسرید سالمندان پره دیابتیک است.
    مواد و روش ها
    در یک کارآزمایی شاهددار تصادفی یک سو کور، 60 نفر از سالمندان 70-60 ساله پره دیابتیک که دارای سطح تری گلیسرید 250-180 میلی گرم در دسی لیتر بودند، به طور تصادفی به دو گروه 30 نفره (دارو و پلاسبو) تقسیم شدند. به بیماران گروه دارو، رژیم غذایی به همراه کپسول 500 میلی گرمی ترکیب گیاهی یکبار در روز و به گروه پلاسبو نیز به مدت مشابه رژیم غذایی و کپسول پلاسبو (500 میلی گرم آرد) داده شد. پس از 30 روز سطح تری گلیسرید هر دو گروه بررسی شد. در نهایت اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه، مقایسه میانگین تری گلیسرید و میانگین تغییرات تری گلیسرید قبل و بعد از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت، همچنین مقایسه میانگین تری گلیسرید قبل و بعد از مداخله به تفکیک در گروه کپسول گیاهی (دارو) و پلاسبو نیز تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    با توجه به عدم تاثیر مداخله 30 روزه ترکیب گیاهی بر تری گلیسرید سالمندان، پیشنهاد می شود مطالعات بیشتری با توجه به دوز مصرف دارو و مدت زمان مصرف از این گیاهان دارویی انجام شود.
    کلیدواژگان: سالمندی، پره دیابت، هیپرلیپیدمی، عدس الملک، قره قاط، هندوانه ابوجهل، گشنیز
  • میرمیکائیل میرحسینی *، رضا صفدری، لیلا شاهمرادی، مجتبی جواهرزاده صفحات 339-348
    زمینه
    آپاندیسیت حاد، شایع ترین علت مراجعه بیماران با دردهای شکمی به اورژانس بیمارستان ها و آپاندکتومی شایع ترین عمل جراحی اورژانس است. با وجود ابداع روش های گوناگون تشخیصی، میزان آپاندکتومی غیرضروری قابل توجه است. استفاده از روش های هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی می تواند فرآیند تشخیص و درمان را بهبود بخشد. در این پژوهش از سیستم ماشین بردار پشتیبان جهت کمک به تشخیص آپاندیسیت حاد با هدف افزایش صحت تشخیصی و کاهش میزان آپاندکتومی غیرضروری و پیامد های جراحی استفاده شد.
    مواد و روش ها
    طی پژوهشی توسعه ای، با مطالعه متون تخصصی بیماری های دستگاه گوارش، متغیرهای موثر تشخیصی گردآوری و در قالب چک لیست دسته بندی و توسط متخصصان ارزیابی شدند. 181 مورد از پرونده بیمارانی که طی سال 1394 در بیمارستان فوق تخصصی شهید مدرس عمل آپاندکتومی شده بودند، پایگاه داده را تشکیل دادند. سپس سیستم ماشین بردار پشتیبان با معماری های مختلف جهت تعیین بهترین عملکرد تشخیصی پیاده سازی و مقایسه گردید. از شاخص های حساسیت، صحت و مشخصه جهت ارزیابی استفاده شد.
    یافته ها
    خروجی به دست آمده از سیستم ماشین بردار دارای حساسیت، مشخصه و صحت 7/91 درصد، 2/96 درصد و 95 درصد بود که بیانگر عملکرد مناسب آن در تشخیص آپاندیسیت حاد است.
    نتیجه گیری
    با استناد به نتایج می توان گفت که استفاده از سیستم ماشین بردار پشتیبان طراحی شده در تشخیص آپاندیسیت حاد، با هدف تشخیص به موقع، جلوگیری از آپاندکتومی غیرضروری، کاهش مدت بستری و هزینه های درمانی بیمار موثر خواهد بود.
    کلیدواژگان: آپاندیسیت، تشخیص، ماشین بردار پشتیبان، هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی
  • سعید دلشاد، کتایون کریم زاده *، علی مصطفایی صفحات 349-361
    زمینه
    کندروئیتین سولفات ها از مهم ترین گلیکوز آمینوگلیکان های موجود در ماهیان خاویاری می باشند که در غضروف این ماهیان حضور دارند. این ترکیبات علاوه بر اهمیت در صنایع غذایی، آرایشی و بهداشتی، از اهمیت بالینی در درمان آرتروز و ترمیم زخم نیز برخوردار هستند.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر استخراج کندروتین سولفات (CS) از غضروف ماهی ازون برون (25/0 گرم پودر غضروف ماهی در 10 میلی لیتر بافر PBS1X) توسط هضم آنزیمی تریپسین وپپسین در زمان های 12 و 18 ساعت و با استفاده از نمک کاتیونی ستیل پیریونیوم کلراید (روش CPC) انجام شد. به منظور بررسی تاثیر کندروتین سولفات بر القای تکثیر فیبروبلاست های جدا شده از پوست انسان از روش رنگ سنجی MTT در دوره های زمانی 24، 48 و 72 ساعت استفاده گردید. بهترین زمان و مناسب ترین هضم آنزیمی توسط تیمار حرارتی با آنزیم های تریپسین وپپسین از روی الگوی الکتروفورز SDS-PAGE انتخاب شده و آنالیز FT-IR جهت شناسایی نوع کندروئیتین سولفات تخلیص شده بکار رفت.
    یافته ها
    با توجه به الگوی الکتروفورز، تیمار آنزیمی تریپسین با مدت زمان 18 ساعت بیشترین هضم پروتئینی را نشان داد. در این شرایط بازده تولید کندروئیتین سولفات برابر 76/4 درصد تخمین زده شد. حضور کندروئیتین سولفات از نوع چهارم (C4S) توسط آنالیز FT-IR مشخص گردید. کندروئیتین سولفات های استخراجی از غضروف تاثیر افزایشی وابسته به غلظت بر میزان تکثیر سلول های فیبروبلاست را نشان داد، به طوری که در غلظت 10 میکروگرم بر میلی لیتر بیشترین افزایش تکثیر برابر با 167 درصد، نسبت به کنترل در سلول های فیبروبلاست مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    کندروتین سولفات تخلیص شده به صورت وابسته به دوز دارای اثر تحریکی بر رشد سلول های فیبرویلاست می باشد، لذا می ‍ تواند در فرایندهای التیام و ترمیم زخم و القای تکثیر سلول های فیبروبلاست موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: تکثیر سلولی، غضروف، کندرویتین سولفات، ماهی ازون برون
  • محمد درویشی، رضا جعفری *، حسین دارابی، ایرج زنده بودی، سید عبدالمناف جهانگرد صفحات 362-369
    زمینه
    شهرستان تنگستان در حال حاضر یکی از کانون های لیشمانیوز جلدی روستایی (zoonotic cutaneous leishmaniasis) در استان بوشهر می باشد. جوندگان از مهم ترین مخازن انگل این بیماری (leishmania major) بوده و تاکنون چهار گونه از آنها به عنوان مخازن اصلی بیماری در کشور شناسایی شده اند. این مطالعه در سال های 93-92 با هدف شناسایی گونه های جوندگان و تعیین میزان آلودگی آنها به انگل لیشمانیا در شهرستان تنگستان انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی و به روش مقطعی انجام گرفت. جوندگان از مناطق مختلف شهرستان با استفاده از تله های زنده گیر جمع آوری گردیدند. جوندگان صید شده با توجه به مشخصات مرفولوژیکی و استفاده از کلیدهای تشخیص معتبر شناسایی شدند. جونده صید شده با استفاده از کلروفرم بیهوش و از هر گوش آن 2 عدد لام به روش سمباده زنی تهیه و پس از خشک شدن با متانول فیکس می شد. لام ها با رنگ آمیزی گیمسا و به وسیله میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    در مجموع 187 سر جونده شامل 9 گونه صید گردید.گونه تاترا ایندیکا با 6/70 درصد گونه غالب بود. جونده آلوده به انگل لیشمانیا در این مطالعه پیدا نشد. تمامی جوندگان صید شده دارای آلودگی اکتوپارازیتی به کک و شپش بودند. کک ها بیشترین اکتوپارازیت ها بودند که در دو گونه xenopsylla cheopis و xenopsylla astia قرار داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به وفور بالای تاترا ایندیکا در این شهرستان و اینکه در مطالعات گذشته این گونه به عنوان مخزن اصلی در مناطق جنوب غربی ایران معرفی شده، می تواند در بروز سالک روستایی در آینده نقش اساسی داشته باشد.
    کلیدواژگان: فون، جوندگان، انگل لیشمانیا، تنگستان
  • مرادعلی فولادوند، سلیمان خرمی *، کوهزاد سرتاوی صفحات 370-379
    زمینه
    تک یاخته تریکوموناس واژینالیس یکی از عوامل واژینیت در انسان است. داروی انتخابی برای درمان مترونیدازول است که علاوه بر افزایش مقاومت دارویی، عوارض جانبی بسیاری نیز دارد. پرگولاریا تومنتوزا یک گیاه بیابانی می باشد که دارای اثر ضدپلاسمودیومی و ضد قارچی بوده و اثر ضد درماتوفیتی گیاه پریپلوکا آفیلا حتی از داروهای رایج ضد قارچی مانند گریزوفلویین بیشتر می باشد. در این مطالعه امید است با استفاده از گیاهان فوق بتوان ترکیب دارویی گیاهی موثری معرفی کرد.
    مواد و روش ها
    پرگولاریا تومنتوزا و پریپلوکا آفیلا پس از جمع آوری تمیز و خشک گردید و با استفاده از حلال های آب، متانول، دی کلرومتان و ان هگزان عصاره گیری شد و با حلال های ذکر شده، غلظت های 50،100،200،400،600،800 میکروگرم/ میلی لیتر در سرم فیزیولوژی و گلیسیرین تهیه شد. تعداد 106 تروفوزوئیت تریکوموناس واژینالیس در حجم 100 میکرولیتر ریخته شد، سپس 100 میکرولیتر از عصاره گیاهان پرگولاریا تومنتوزا و پریپلوکا آفیلا اضافه و به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شد. سنجش میزان مرگ این تک یاخته با استفاده از تست (MTT) انجام شد. تاثیر عصاره ها روی سلول های vero انجام و ارزیابی فیتوشیمیایی برای تعیین ترکیبات موجود در عصاره ها، از تکنیک (HPTLC) استفاده شد. تمامی تست ها 3 بار تکرار گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 16 استفاده شد.
    یافته ها
    اثر کشندگی تریکومونایی عصاره آبی، متانولی، دی کلرومتانی و ان هگزانی گیاه پرگولاریا تومنتوزا در غلظت 800 میکروگرم/ میلی لیتر به ترتیب 64، 4/72، 2/95 و 4/95 درصد بود. اثر ضد تریکومونایی گیاه پریپلوکا آفیلا با غلظت مشابه به ترتیب 8/70، 67، 4/93، 2/93 درصد بود. اثر سایتوتوکسیک عصاره متانولی گیاه پرگولاریا تومنتوزا و پریپلوکا آفیلا در غلظت 800 میکروگرم/ میلی لیتر بر ضد سلول های (vero) به ترتیب3/50 و 63 درصد بدست آمد. ارزیابی فیتوشیمیایی عصاره های هر دو گیاه نشان داد که هر دو دارای ترکیبات آلکالویید، فلاونوئید، ترپنوئید، ساپونین، استرول، فنل، ایریدویید، تانن، فنیل پروپانویید و آنتوسیانین هستند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد عصاره دی کلرومتانی و ان هگزانی هر دو گیاه پرگولاریا تومنتوزا و پریپلوکا آفیلا در همه غلظت ها دارای اثر ضد تریکومونایی بیشتری نسبت به عصاره آبی و متانولی می باشند. بنابراین ارزیابی مکانیسم اثر این ترکیبات بر روی تریکوموناس واژینالیس ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: تریکوموناس واژینالیس، Pergularia tomentosa، Priploca aphylla، ام تی تی، Vero
  • نرگس لاوری، مجتبی قاسمی، ایرج نبی پور * صفحات 380-398
    زمینه
    اتنوفارماکولوژی ابزاری است نیرومند که با ایجاد فرصت برای همکاری میان رشته ای و چند رشته ای و نیز کسب اطلاعات بسیار با ارزش در مورد گیاهان دارویی به کار برده شده در فرهنگ های گوناگون، زمینه را جهت کشف داروهای جدید فراهم می سازد. هدف از این پژوهش شناخت گیاهان دارویی بوده است که به صورت سنتی در منطقه جنوب غربی کوه مند در شمال خلیج فارس،کاربرد دارویی دارند.
    موادو روش ها
    داده های اتنوفارماکولوژیک گیاهان دارویی از 20 نفر آگاه بومی منطقه جنوب غربی کوه مند به صورت مصاحبه حضوری گرداوری شد و شاخص های فراوانی ثبت نسبی (Relative Frequency of Citation) و شاخص اهمیت فرهنگی (Cultural Importance Index) برای هر گیاه دارویی محاسبه گردید.
    یافته ها
    به طور کلی116 گونه گیاه دارویی در منطقه جنوب غربی کوه مند در استان بوشهر مربوط به 65 خانواده شناسایی گردید. گیاهان آویشن شیرازی (Zataria multiflora)، سربرنجاسف (Achillea eriophora DC)، رازیانه(Foeniculum vulgare)، هلپه (Teucrium polium)، گل زرد (Haplophyllum tuberculatum)، زیره سبز (Cuminum cyminum)، اسفرزه (Plantago psyllium)، سیاهدانه (Nigella sativa) و آلوئه ورا (Aloe vera) دارای بالاترین شاخص اهمیت فرهنگی بودند. گیاهان آویشن شیرازی (Zataria multiflora)، رازیانه (Foeniculum vulgare)، سیاهدانه (Nigella sativa)، زیره سبز (Cuminum cyminum) و سربرنجاسف (Achillea eriophora DC) نیز بالاترین فراوانی ثبت نسبی را از خود نشان دادند. شایع ترین کاربرد دارویی گیاهان به ترتیب برای بیماری های دستگاه گوارشی، زنان و زایمان، متابولیک، تنفسی و بیماری های عفونی به دست آمد.
    نتیجه گیری
    تنوع گسترده ای از گیاهان دارویی در منطقه جنوب غربی کوه مند وجود دارد که هر چند همان کاربردهای درمانی که در طب سنتی ایران رایج است از آنها انجام می شود ولی مردم این منطقه شماری از گیاهان را برای درمان بیماری هایی به کار می برند که ویژه این منطقه است. برای مثال استفاده از آویشن، سربرنجاسف، رازیانه و گل زرد در دردهای شکمی، سیاهدانه در عوارض بعد از زایمان، آلوئه ورا برای چربی خون بالا، اسفرزه برای آبسه های چرکی، گل زرد در عفونت ها و دردهای عضلانی و رازیانه در زردی را می توان برشمرد. پژوهش پیرامون این گیاهان دارویی می تواند آغازگر راهی برای کشف داروهای جدید در عرصه درمان باشد.
    کلیدواژگان: اتنوفارماکولوژی، طب سنتی، گیاهان دارویی، استان بوشهر
  • افشین استوار، زهرا فریدونی، امیر انصاری، محمدجواد حائری نژاد، حسین دارابی، علیرضا رئیسی، غلامرضا حیدری، باقر لاریجانی، ندا مهرداد، گیتا شفیعی، فرشاد شریفی، ژاله شادمان، محمدرضا امینی، ایرج نبی پور * صفحات 399-415
    زمینه
    امید به زندگی رو به افزایش بوده و جمعیت سالمند ایران به شکل چشمگیری در حال رشد است. سالخوردگی، قوی ترین عامل برای ایجاد بیماری قلبی عروقی آترواسکلروتیک است و مدیریت موثر سطوح لیپیدی در این جمعیت می تواند خطر ایجاد این بیماری را کاهش دهد.
    مواد و روش ها
    از اسفندماه 1391 تا مهرماه 1393، 3000 مرد و زن از 60 سال یا بالاتر ساکن بوشهر که در برنامه سلامت سالمندان بوشهر شرکت کرده بودند جهت اختلالات لیپیدی مورد مطالعه قرار گرفتند. سطوح ناشتا لیپیدهای سرمی توسط اتوآنالیزر سلکترا 2 مورد سنجش قرار گرفتند. سطح برش عوامل خطرساز قلبی عروقی (شامل اختلالات لیپیدی) از دستورالعمل برنامه ملی آموزش کلسترول آمریکا (NCEP) و پانل درمانی بزرگسالان (ATP III) استخراج گردید.
    یافته ها
    میزان شیوع هیپرکلسترولمی (کلسترول تام مساوی و یا از 200 میلی گرم بر دسی لیتر)،LDL-C بالا (مساوی و یا بالاتر از 130 میلی گرم بر دسی لیتر)، HDL-C پایین (کمتر از 40 میلی گرم بر دسی لیتر) و هیپرتری گلیسریدمی (تری گلیسرید مساوی و یا بالاتر از 150 میلی گرم بر دسی لیتر) در جمعیت سالمند بوشهر به ترتیب 48، 4/42، 6/29 و 5/35 درصد بدست آمد. به طور کلی، شیوع هیپرلیپیدمی در زنان 7/87 درصد و در مردان 2/80 درصد بود که در مردان با افزایش سن، شیوع آن کاهش از خود نشان می داد (003/0=P) ولی ارتباطی میان سن و شیوع هیپرلیپیدمی در زنان مشاهده نشد. تعداد 835 نفر (8/27 درصد) از داروهای کاهنده هیپرلیپیدمی استفاده می کردند که شایع ترین داروی مصرفی نیز استاتین ها بودند. یک همبستگی معنی دار میان وجود اختلالات لیپیدی و عوامل خطرساز قلبی عروقی مانند دیابت، پرفشاری خون و چاقی مشاهده گردید (0001/0>P).
    نتیجه گیری
    اختلالات لیپید در سطح جمعیت سالمندان بوشهر شایع می باشد و اقدامات تداخلی برای مدیریت سطوح لیپیدی در این جمعیت، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سالخوردگی، دیس لیپیدمی، کلسترول، تری گلیسرید، جمعیت سالمند
|
  • Mehri Jamilian, Afsaneh Talaei, Ali Chehrei *, Mohammad Reza Rezvanfar, Fatemeh Rafei Pages 317-325
    Background
    Hypothyroidism and hyperthyroidism have been known as the most important reasons for DUB (dysfunctional uterine bleeding) that presents as menstrual irregularities. Regarding to the effects of thyroid hormones on mense, levothyroxine intake may be effective on DUB in euthyroid women.
    Material and
    Methods
    In this interventional randomized, double-blind, placebo-controlled clinical trial on 120 women aged 35-55 years old with DUB that they had no organic reasons and had normal thyroid function and they were taking oral contraceptive pill (OCP), were divided in two groups that each group included 60 women. The intervention group took one tablet of levothyroxine 0.1 mg daily and control group took placebo for three months and after 3 months, comparison between two groups were performed by using SPSS software 16 and in order to data analyzing paired t test and student t test and covariance analysis was used.
    Results
    Our study showed the overall recovery rate of all kinds of mense irregularities was 48(80%) and 51(85%) in intervention and control groups respectively that shows there was no difference in comparison to pretreatment (P=0/47). The comparison of recovery rate based on different kinds of mense irregularities in two groups showed that recovery rate in metrorrhagia was significantly more in intervention group (100%) than control group. Based on covariance analysis, a meaningful recovery rate in duration and interval bleeding, and the number of used pads was seen in intervention group in comparison to control group (F=4.352, P=0.006).
    Keywords: Levothyroxine, DUB, euthyroid, Women
  • Zinab Shababi, Shahnaz Pouladi *, Ali Reza Raeisi, Nilofar Motamed, Mohammad Reza Farzaneh Pages 326-338
    Background
    Increasing blood sugar and hyperlipidemia in diabetic patients may lead to enhance late complications of diabetes. So, the aim of this study was to evaluate the herbal combination effects of securigera securidaca, vaccinium arctostaphylos, citrullus colocynthis and coriandrium sativum on triglyceride of pre-diabetic elderlies.
    Materials And Methods
    In a single-blind randomized controlled trial, 60 pre-diabetic persons aged 60 to 70 years with triglyceride level of 180-250 mg/dl were selected. They were divided in two groups (drug and placebo) randomly. The drug group patients recieved diet with 500 mg capsules of herbal blend once a day and the placebo group in the same period received diet and placebo capsules (500 mg flour). Their triglyceride levels in 2 groups were evaluated after 30 days.finally, SPSS software 18 was used to data analysis.
    Results
    In this study, comparing the mean triglyceride and the mean changes in triglyceride had no significant statistical diffrences before and after the intervention, also comparing the mean triglyceride levels before and after the intervention, separetly Translation errorin vegetable capsules group (drug) or placebo had no significant statistical diffrences.
    Conclusion
    Regarding to the ineffectiveness of of 30-day intervention of herbal blend on elderlies’s triglyceride, it is recommended to perform more study regarding to drug dose and time of consumption of these herbal medications.
    Keywords: elderly, pre-diabetes, hyperlipidemia, securigera securidaca, vaccinium arctostaphylos, citrullus colocynthis, coriandrium sativum
  • Mir Mekaeal Hosseini *, Reza Safdari, Lila Shahmoradi, Mojtaba Javaherzadeh Pages 339-348
    Background
    Acute appendicitis is the most common cause for referral of patients with abdominal pains to emergency department of hospitals and appendectomy is the most common emergency operation. Despite of introduction of the various diagnostic methods unnecessary appendectomy rate is significant. Therefore, the use of artificial intelligence and machine learning methods as a tool to aid in the diagnosis can be timely and more accurate diagnosis, reduce length of stay in hospital and improve the treatment costs.
    Materials And Methods
    During the developmental research, by studying literature and resources related to gastrointestinal diseases, variables affecting the diagnosis came together and were assessed by surgeons. During 2015, 181 cases of patients who underwent appendectomy was performed at the modarres Hospital constitute research database. Then, the support vector machine systems with different architectures implemented and compared to determine the best diagnostic function. Sensitivity, accuracy and specificity were used for evaluation.
    Results
    The output obtained from the system of vector machine had sensitivity, specificity and accuracy of 91/7 percent, 96/2 percent and 95 percent which expresses its proper function in detecting acute appendicitis.
    Conclusion
    According to the results, we can say that using designed support vector machine in diagnosis of acute appendicitiswill be effective in order to timely detect, prevent unnecessary appendectomy, reduction the patient's length of stay and health care costs.
    Keywords: Appendicitis, diagnosis, support vector machine, artificial intelligence, machine learning
  • Saead Delshad, Katayon Karimzadeh *, Ali Mostafaie Pages 349-361
    Background
    Chondroitin sulfates (CS) is an important glycosaminoglycan’s which is found in sturgeon fishes which are present in cartilage of these fishes. This compounds, in addition to application in food and cosmetic industries, they have clinical significant in arthritis treatment and wound healing.
    Materials And Methods
    In present study, the chondroitin sulfate extraction was performed by using pepsin and trypsin digestions with 12 and 18 h interval times followed by cationic salt, cetylprydinium chloride (CPC) treatment. MTT assay at different incubation time (24, 48 and 72 h) was used in order to study of Chondroitin sulfate effect on induction of proliferation of fibroblasts isolated from human skin. In order to determine the proper time and enzymatic digestion, after temperature treatment of samples using pepsin and trypsin enzymes, the SDS-PAGE electrophoresis was used. And the FT-IR analysis was performed to characterize the type of CS.
    Results
    The maximum yield of enzymatic digestion was observed for trypsin digestion at 18h, according to electrophoresis patterns. the amount of CS yield was estimated at 4.76% in this situation. FT-IR analysis revealed that, the CS belongs to the C4S type. Chondroitin sulfates extracting from cartilage showed concentration-dependent incremental impact on fibroblast cell proliferation so that the dose-response results have shown 167% proliferation at 10 µg/ml dose of CS compared to the control in fibroblast cells.
    Conclusion
    Extracted CS has a positive stimulatory effect on fibroblast cells proliferation in a dose dependent manner. So it can be used for wound healing and some fibroblast related diseases.
    Keywords: Cell proliferation, Cartilage, Chondroitin sulfate, Acipenser stellatus
  • Mohammad Darvishi, Reza Jafari *, Hossean Darabi, Iraj Zendehbodi, Sayeas Abdolmanaf Jahangard Pages 362-369
    Background
    Tangistan county now is considered as one of the foci of zoonotic cutaneous leishmaniasis in Bushehr province. Rodents are the main parasites reservoir of this disease (leishmania major) and so far four of them have been identified as the main reservoirs of the disease in the country.The aim of thissurvey was to identification of rodents species and determine the extent of contamination to Leishmania in Tangistan county.
    Materials And Methods
    This study was a cross-sectional and descriptive. Rodents were collected by using live traps in different parts of the county. The captured rodents were identified regarding to morphological characteristics and valid detection keys.The captured rodents were anesthetized with chloroform and 2 smears were prepared by sanding method from the each ear and after drying smears fixed by the Methanol. smears was stained by the standard Giemsa method and examined under the light microscope.
    Results
    From the total of 187 collected rodents, 9 species were identified. Tatera indica with 70.6% was the dominant species.In this study,there were no rodents contaminated with Leishmania.All captured rodents were contaminated with lice and fleas. Most ectoparasites were fleas with two detected species, xenopsylla cheopis and xenopsylla astia.
    Conclusion
    Regarding to the high frequency of Tatera indica in this county,and also this fact that this species was reported as the main reservoir of cutaneous leishmaniasis in southwestern of Iran in past studies, it can play an important role for zoonotic cutaneous leishmaniasis )ZCL) in the future.
    Keywords: Fauna, Rodents, Leishmania, Tangestan
  • Morad Ali Fouladvand, Solyman Khorami *, Kohzad Sartavi Pages 370-379
    Background
    Trichomonas vaginalis protozoa is one of the causes of human vaginitis. The selective medicine for treatment is metronidazole that in addition to increasing drug resistance, it also has many side effects. Pergularia tomentosa is a dessert plant that has the anti-fungal and anti- Plasmodium effect and anti dermatophytic effect of Priploca aphylla is also more effective than common antifungal medicine such as griseofulvin. In this study, we hope to use of these plants to introduce a new medicine combination.
    Materials And Methods
    Pergularia tomentosa and Priploca aphylla were cleaned and dried after collecting, then each of the plants were extracted by using water, methanol, dicholoromethane and n-hexane solvents and with solvents mentioned concentrations 50, 100, 200, 400, 600, 800 µg/ml were prepared by using the normal saline and glycerin. 106 Trichomonas vaginalis trophozoite was added in 100 µl, then add 100 ml of the plants extract of Pergularia tomentosa and Priploca aphylla were added and incubated for 24 h at 37°C. Measurement of mortality rate of this protozoan were evaluated by using the MTT test. The effect of the extracts was performed on vero cells and Phytochemical evaluation was used by using the technique (HPTLC) to determine the composition of the extract. All tests wererepeated 3 times. SPSS 16 software were used for data analysis.
    Results
    Trichomonas lethal effect of aqueous, methanol, dichloromethane and n-hexane extracts of Pergularia tomentosa in 800µg/ml concentration were % 64, % 72.4, %95.2 and % 95.4 respectively. anti Trichomonas effect of Priploca aphylla and with same concentration were 70.8%, 67%, 93.4% and 93.2% respectively. Cytotoxic effect of methanol extracts of Pergularia tomentosa and Priploca aphylla in 800µg/ml concentration against vero cells obtained %50.3 and %63 respectivley. Phytochemical screening of both plants extracts showed that both have the ingredients alkaloid, flavonoid, terpenoid, saponin, sterol, phenol, iridoid, tannin, phenylpropanoid, and anthocyanines.
    Conclusion
    results showed that the Pergularia tomentosa and Priploca aphylla, dichloromethane and n-hexane extracts had more potent effect against Trichomonas vaginalis than methanolic and water extracts in all concentrations. so, identification and evaluation of the mechanism of these ingredients against Trichomonas vaginalis is recommended.
    Keywords: Trichomonas vaginalis, Pergularia tomentosa, Priploca aphylla, MTT, Vero
  • Iraj Nabipuor * Pages 380-398
    Background
    Ethnopharmacology has been seen as a multidisciplinary approach for novel drug discovery by providing valuable data about medicinal plants in different cultures. The aim of this ethnopharmacological study was to identify medicinal plants in the Southwest of Mond Mountain in the North of Persian Gulf.
    Materials And Methods
    The medical uses of medicinal plants were gathered from 20 local informants by face to face interviews. The relative frequency of citation (FRC) and cultural importance (CI) indices were calculated.
    Results
    A total of 116 medicinal plants belonging to 65 families were identified. Zataria multiflora, Achillea eriophora DC, Foeniculum vulgare, Teucrium polium, Haplophyllum tuberculatum, Cuminum cyminum, Plantago psyllium, Nigella sativa and Aleo vera had the highest cultural importance indices. Zataria multiflora, Foeniculum vulgare , Nigella sativa, Cuminum cyminum and Achillea eriophora DC had the highest FRC indices. The highest medical uses were for gastrointestinal diseases, gynecological diseases, metabolic disorders, respiratory disorders and infectious diseases, respectively.
    Conclusion
    There is a vast variety of medicinal plants in the Southwest of Mond Mountain. Although most of therapeutic applications of these plants in this region are the same as Iran’s traditional medicine, but the people in the Southwest of Mond Mountain use some of these plants for some diseases which are unique for this region. Forexample, the native people of this region used Zataria multiflora, Achillea eriophora DC, Foeniculum vulgare and Haplophyllum tuberculatum for abdominal pain, Nigella sativa for postpartum complications, Aleo vera for hyperlipidemia, Plantago psyllium for drainage of abscesses, Haplophyllum tuberculatum for infectious diseases and muscular pain and Foeniculum vulgare for jaundice. Thus, investigation about these plants should be initiated to discover novel drugs for clinical applications.
    Keywords: Ethnopharmacology, traditional medicine, medicinal plants, Bushehr
  • Afshin Ostovar, Zahra Fereidooni, Amin Ansari, Mohammadjavad Haerinejad, Hossean Darabi, Alireza Raeisi, Gholamreza Heidari, Bagher Larijani, Neda Mehrdad, Gita Shafiee, Farshad Sharifi, Zhaleh Shadman, Mohammad Reza Amini, Iraj Nabipour * Pages 399-415
    Background
    Life expectancy continues to increase and Iran’s older population grows dramatically. Old age is the strongest risk factor for developing atherosclerotic cardiovascular disease. Hence, effective lipid management can reduce the risk of developing cardiovascular disease.
    Materials And Methods
    Between March 2013 and October 2014, a total of 3000 men and women aged ≥ 60 years, residing in Bushehr, Iran who participated in Bushehr Elderly Health (BEH) program were evaluated for dyslipidemia. Serum lipid levels in fasting state were measured using Selectra 2 auto analyzer. The cut-offs of cardiovascular risks were derived from the National Cholesterol Education Program (NCEP) guidelines in the United States (Adult Treatment Panel [ATP] III).
    Results
    The prevalence rates for hypercholesterolemia (≥ 200 mg/dl), high LDL-cholesterol (≥ 130 mg/dl), low HDL-cholesterol (
    Conclusion
    Dyslipidemia is a prevalent abnormality among Bushehr‘s older population. Therefore, interventional measures for lipid management are suggested for this population.
    Keywords: Aging, dyslipidemia, cholesterol, triglyceride, elderly population