فهرست مطالب

زراعت دیم ایران - سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رحیم ناصری*، مهرشاد براری، محمد جواد زارع، کاظم خاوازی، زهرا طهماسبی صفحات 1-33
    به منظور بررسی اثر باکتری سودوموناس و قارچ میکوریزا بر فعالیت برخی آنزیم های آنتی اکسیدان و خصوصیات فیزیولوژیکی گندم در شرایط دیم، آزمایشی مزرعه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو مکان در مزرعه دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام و ایستگاه مرکز تحقیقات کشاورزی سرابله در سال زراعی 93-1392 اجرا شد. تیمار های آزمایشی شامل عامل رقم گندم در دو سطح (کراس سبلان و ساجی) و تیمار منابع کودی در هشت سطح شامل: 1- عدم مصرف کود شیمیایی فسفر، 2- 50 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر، 3- باکتری سودوموناس پوتیدا (Pseudomonas putida (PSB))، 4- قارچ گلوموس موسه(Glomus mosseae (GM))، 5- PSB+GM ، 6- PSB+GM + 25 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر، 7- PSB +25 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر و 8-GM+ 25 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر بودند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که اثر برهمکنش رقم×منابع کودی بر فعالیت برخی آنزیم های آنتی اکسیدان و خصوصیات فیزیولوژیکی تاثیر معنی دار در سطح احتمال یک درصد داشت. به طوری که رقم ساجی در تیمار GM+ 25 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر موجب افزایش فعالیت های آسکوربات پراکسیداز (6/14 واحد آنزیمی بر میلی گرم پروتئین در دقیقه)، پراکسیداز (4/15 واحد آنزیمی بر میلی گرم پروتئین)، سوپر اکسید دسموتاز (6/23 واحد آنزیمی بر میلی گرم پروتئین)، کلروفیلa (3/44 میلی گرم بر گرم وزن تر)، کلروفیل b (6/43 میلی گرم بر گرم وزن تر)، میزان پرولین (5/4 میلی مول بر گرم وزن تر)، محتوای آب نسبی (3/71 درصد)، کارآیی مصرف آب (3/6 کیلوگرم بر میلی متر آب) و موجب کاهش میزان مالون دی آلدئید (18 نانومول بر گرم وزن تر برگ) گردید و رقم کراس سبلان در تیمار شاهد (عدم مصرف کود شیمیایی فسفر) دارای کمترین فعالیت های آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز، سوپر اکسید دسموتاز و رنگیزه های فتوسنتزی بود. بنابراین با گزینش ارقام مناسب و پاسخ ده به منابع کودهای زیستی می توان با بالا بردن میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی سبب بهبود رشد و عملکرد دانه شد.
    کلیدواژگان: آسکوربات پراکسیداز، پرولین، پراکسیداز، سوپراکسید دسموتاز، کارآیی مصرف آب، کلروفیل
  • غلامرضا خلیل زاده *، ابراهیم عزیزاف، جواد مظفری صفحات 35-53
    به منظور ارزیابی توده های بومی گندم نان در جذب و بهره وری نیتروژن، این آزمایش در سال زراعی 89-1388 با استفاده از 42 توده بومی گندم نان با مصرف تقسیط 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره و شاهد (بدون مصرف کود) بصورت اسپلیت پلات برپایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که تنوع ژنتیکی بالایی در بین توده های بومی مورد ارزیابی برای کارایی جذب و مصرف نیتروژن وجود داشت. تجزیه واریانس اختلاف آماری بسیار معنی داری برای ژنوتیپ ها در صفات عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در متر مربع، شاخص برداشت، غلظت نیتروژن دانه و کاه و کلش، عملکرد نیتروژن دانه شاخص برداشت نیتروژن، کارایی جذب و مصرف نیتروژن نشان داد. اثر متقابل ژنوتیپ × نیتروژن در تمام صفات به استثنای صفت شاخص برداشت معنی دار بود. استفاده از کود باعث افزایش عملکرد دانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در متر مربع، غلظت نیتروژن دانه و کاه و کلش، کارایی جذب نیتروژن و کاهش شاخص برداشت و وزن هزار دانه گردید. توده های بومی 19G، 26G، 29G، 37G و 41G عملکرد دانه بالاتری داشتند. در مقابل، توده های 11G، 12G و 14G در نیتروژن کمتر عملکرد بالایی نشان دادند. بیشترین غلظت نیتروژن دانه در توده های 19G، 21G، 29G و بالاترین غلظت نیتروژن در کاه و کلش در توده های 12G، 15G، 28G به اثبات رسید. بالاترین کارایی مصرف نیتروژن در سطح شاهد و مربوط به توده های بومی 19G، 26G، 37G و 41G بود. در بین اجزاء کارایی مصرف نیتروژن (کارایی جذب نیتروژن، شاخص برداشت و کارایی استفاده از نیتروژن)، کارایی جذب نیتروژن با 85% در هر دو سطح نیتروژن بیشترین سهم را از واریانس کل نسیت به شاخص برداشت و کارایی استفاده از نیتروژن (15-2%) به خود اختصاص داد. بهترین توده های بومی برای کارایی جذب نیتروژن مربوط به 9G، 11G، 27G، 37G بود. از نظر پتانسیل عملکرد دانه توده های بومی 19G، 26G، 27G، 37G و 41G در مقایسه با دیگر توده ها بیشترین میزان را داشتند.
    کلیدواژگان: گندم نان، توده های بومی، تنوع ژنتیکی، نیتروژن، کارایی جذب و مصرف نیتروژن
  • غلامرضا ولیزاده*، بهزاد صادق زاده، جلیل اصغری میدانی صفحات 55-66
    به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف مصرف فسفر و اختلاف ارقام و ژنوتیپ های جو در جذب فسفر و تولید عملکرد دانه و کاه و کلش ، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار سطح کود فسفره 0، 15، 30 و 45 کیلوگرم پنتا اکسید فسفر در هکتار) در کرت های اصلی، و تعداد ده رقم و ژنوتیپ جو در کرت های فرعی در سه تکرار و به مدت سه سال (91-1388) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه اجرا گردید. بر اساس نتایج حاصله،سطوح کودی فسفر، تاثیر معنی داری برکلش و عملکرد دانه ژنوتیپ های جو داشت. افزایش میزان مصرف فسفر تا مقادیر 30 و 45 کیلوگرم کود پنتا اکسید فسفر در مقایسه با شاهد باعث افزایش معنی دار کاه و کلش، و عملکرد دانه جو شد. نتایج اثرات ارقام نشان دادکه ژنوتیپ های مختلف جو در میزان عملکرد دانه از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشتند، ولی رقم آبیدر، ژنوتیپURB81/3 و دایتون برتری نسبی به سایر ژنوتیپ ها نشان دادند. با افزایش میزان مصرف فسفر، غلظت و جذب فسفر در کاه و کلش بطور معنی داری افزایش یافت. ژنوتیپ های Dari-ERB87/2و URB81/3 در مقایسه با دیگر ژنوتیپ ها بیشترین غلظت فسفر در کاه و کلش را داشتند. اما در حداقل میزان فسفر مصرفی توانایی جذب فسفر ژنوتیپ هایURB82/9 وURB81/5 در مقایسه با ارقام سهند، آبیدر و دایتون و دیگر ژنوتیپ ها بیشتر بود. این مطالعه نشان می دهد که با افزایش میزان مصرف فسفر، تولید کاه وکلش، عملکرد دانه، غلظت و جذب کل فسفر در کاه و کلش، و دانه جو افزایش می یابد. جذب فسفر ژنوتیپ ها و ارقام جو در مقادیر مختلف فسفر متفاوت بودند. ژنوتیپ هایURB82/9 وURB81/5 توانایی جذب فسفر بیشتری در فسفر کمتر خاک دارند و جذب فسفرکل به میزان رشدگیاه، میزان مصرف کود فسفره و نوع ژنوتیپ و رقم بستگی دارد.
    کلیدواژگان: جذب، بازیافت ظاهری فسفر، ارقام و ژنوتیپ های جو، عملکرد
  • جلال جلیلیان*، سعید حیدرزاده صفحات 67-85
    این آزمایش در سال زراعی 93-1392 در دانشگاه ارومیه به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دیم (I1) و یکبار آبیاری تکمیلی (I2) به عنوان کرت اصلی و الگوهای مختلف کاشت با 10 سطح شامل T1= کرت بدون کاشت نخود تحت آبیاری معمولی-هر 10 روز یکبار، T2=کرت بدون کاشت نخود، T3= کاشت نخود بدون ردیف خالی همراه با وجین دستی علف های هرز، T4=کاشت نخود بدون ردیف خالی و بدون وجین علف هرز، T5=کاشت یک ردیف نخود و یک ردیف خالی، T6، T7 و T8= کاشت دو ردیف نخود و دو، سه و چهار ردیف خالی، T9= کاشت سه ردیف نخود و دو ردیف خالی، T10= کاشت چهار ردیف نخود و دو ردیف خالی به عنوان کرت فرعی بودند. نتایج نشان داد کاشت نخود بدون ردیف خالی بدون وجین (T3) تحت شرایط دیم ماده خشک توق، سلمه تره و ترب وحشی را به ترتیب 17/92، 18/92 و 33/90 درصد در مقایسه با شرایط آبیاری تکمیلی کاهش داد. در کرت بدون نخود (T2)، اعمال آبیاری سبب افزایش 41 درصدی بیوماس کل علف های هرز نسبت به شرایط دیم شد. بیشترین مقادیر اجزای عملکرد نخود در شرایط آبیاری تکمیلی مشاهده شد که منجر به افزایش 40 و 37 درصدی عملکرد دانه و بیولوژیک نسبت به شرایط دیم گردید. در مقایسه تیمارهای T3 و T4 نتایج نشان داد که وجود علف هرز در کنار نخود سبب کاهش 55/35 و 57/29 درصدی در عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک نخود شد. به طور کلی، گیاه کم توقع نخود از طریق پر کردن آشیانه اکولوژیکی، علاوه بر کاهش مصرف نهاده ها، می توان سبب کنترل علف های هرز مزارع فاریاب شد و موجبات پایداری اکوسیستم را فراهم ساخت.
    کلیدواژگان: الگوهای کاشت، بیوماس علف های هرز، عملکرد دانه، نخود
  • اسماعیل کریمی *، ناصر علی اصغرزاد، محمدرضا نیشابوری، عزت الله اسفندیاری صفحات 89-102
    باکتری های بیوفیلمی واجد خصوصیات محرک رشد می توانند به بقای گیاهان زراعی از جمله گندم در تنش کم آبی کمک نمایند. بدین منظور آزمایشی با هدف بررسی تاثیر باکتری های بیوفیلمی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم در شرایط کم آبی در قالب طرح فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. فاکتورهای این آزمایش شامل جدایه های باکتری های بیوفیلمی (بدون باکتری، جدایه های 1-16، 2-38 و1-54)، ارقام گندم نان (کوهدشت و چمران) و سطوح آبی (70 ، 50 و 20 درصد آب قابل استفاده) بود که در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه مراغه اجرا گردید. جدایه های مورد مطالعه از 120 جدایه بیوفیلمی که از ریشه گرامینه های مقاوم به خشکی در منطقه هشترود جداسازی شده بودند، انتخاب گردیدند. نتایج نشان داد که در تمامی سطوح رطوبتی باکتری ها توانستند تاثیر مثبتی بر اجزای عملکرد گندم داشته باشند. تاثیر باکتری ها بر رقم کوهدشت بیشتر از چمران بود. وزن تر، وزن خشک ریشه، چگالی بافت ریشه، درصد نگهداری آب ریشه و نسبت ریشه به ساقه تحت تاثیر تنش کم آبی قرار گرفتند. مایه زنی باکتری ها وزن خشک و تر ریشه و چگالی بافت ریشه را کاهش دادند. در عوض توانستند درصد رطوبت وزنی ریشه را به طور چشمگیری افزایش دهند. در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد که امکان بهره گیری از باکتری های بیوفیلمی محرک رشد برای تعدیل اثرات تنش کم آبی وجود دارد.
    کلیدواژگان: باکتری های بیوفیلمی، چگالی بافت ریشه، رقم گندم، ریشه، وزن هزار دانه
  • کامی کابوسی *، عثمان مجیدی صفحات 103-120
    به منظور پهنه بندی تاریخ های کاشت و برداشت و طول مراحل رشد گندم دیم در استان گلستان از داده های دمای کمینه و بیشینه و بارش روزانه 30 ایستگاه هواشناسی در دوره آماری مشترک 1394-1370 استفاده شد. با توجه به وابستگی کشت دیم به پارامترهای اقلیمی، نقشه های پهنه بندی بر اساس سطح احتمال وقوع 75 درصد تهیه شد. تاریخ کاشت بر اساس وقوع اولین بارش برابر و بیشتر از 25 میلی متر طی یک دوره 10 روزه متوالی در ماه آذر و طول مراحل رشد بر اساس مفهوم درجه- روز رشد انتخاب گردید. به منظور بررسی صحت نتایج و اعتبارسنجی آن، نقشه های پهنه بندی با یافته های پژوهش های مختلفی که در مقیاس مزرعه در استان گلستان انجام شده بود، مقایسه شد. نتایج نشان داد که بیشترین فراوانی و میانگین وزنی تاریخ کاشت گندم دیم در مناطق مختلف استان به ترتیب در فاصله 16 تا 25 و 21 آذر و تاریخ برداشت به ترتیب در فاصله 21 تا 31 و 26 خرداد می باشد. طول دوره کاشت تا سبز شدن بین 34 تا 89 روز با میانگین وزنی 47 روز، طول دوره سبز شدن تا گلدهی بین 106 تا 147 روز با میانگین وزنی 122 روز، طول دوره گلدهی تا رسیدگی بین 31 تا 68 روز با میانگین وزنی آن 37 و طول دوره رشد (کاشت تا رسیدگی) بین 170 تا 244 روز با میانگین وزنی 187 روز به دست آمد. با توجه به وقوع بیشتر و زودتر بارش های پائیزه و فرا رسیدن دوره سرما در نیمه جنوبی و ارتفاعات استان در مقایسه با مناطق دشتی شمال استان، تاریخ کاشت زودتر و تاریخ برداشت دیرتر در نیمه جنوبی نسبت به نیمه شمالی منطقی به نظر می رسد. صحت سنجی نتایج این پژوهش با یافته های پژوهش های زراعی در مقیاس مزرعه نشان داد که نقشه های پهنه بندی تهیه شده از دقت مناسبی برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: احتمال، درجه - روز رشد، رسیدگی، سبز شدن، گلدهی
  • معروف خلیلی*، فهیمه جواهری کاشانی، محمد علی ابراهیمی صفحات 121-138
    به منظور بررسی تنوع و مکان یابی QTLهای کنترل کننده صفات مورفولوژیکی و رویشی بذر گندم، 148 اینبرد لاین نوترکیب همراه با دو والد Rojo Yecora و No. 49، آزمایشی در قالب طرح آلفا لاتیس با دو تکرار و دو شرایط نرمال و تنش رطوبتی در سال 1395 اجرا شد. صفات درصد جوانه زنی نهایی، سرعت جوانه زنی، طول ریش ه چه وساق چه، وزن خشک ریشه چه و ساقه چه، وزن خشک گیاهچه و شاخص بنیه بذر مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد بین ژنوتیپ های مورد مطالعه از نظر کلیه صفات مورد بررسی اختلاف معنی داری وجود داشت. در شرایط نرمال رطوبتی بالاترین مقدار وراثت پذیری خصوصی به صفات طول ساقه چه، وزن ساقه چه، شاخص بنیه بذر و درصد جوانه زنی نهایی اختصاص داشت، همچنین بالاترین مقدار وراثت پذیری خصوصی در شرایط تنش کم آبی به صفت طول ریشه چه اختصاص داشت. تجزیهQTL به روش نقشه یابی فاصله ای مرکب (CIM) برای هر صفت در هر محیط و میانگین دو محیط انجام گردید. در شرایط نرمال در مجموع 16عدد QTL شناسایی شد. واریانس فنوتیپی توجیه شده به وسیله این QTL ها از 5/11 تا 6/21 درصد متغییر بود؛ بیشترین و کمترین واریانس فنوتیپی به ترتیب متعلق به وزن خشک ساقه چه و وزن خشک ریشه چه بود. در شرایط تنش رطوبتی در مجموع 20 عدد QTL شناسایی گردید. واریانس فنوتیپی توجیه شده به وسیله این QTL ها از 9/11 تا 7/24 درصد متغییر بود که به ترتیب صفات وزن خشک ریشه چه و طول ساقه چه اختصاص داشت. برای صفات مورد مطالعه در میانگین دو محیط 14عدد QTL شناسایی شد. واریانس فنوتیپی توجیه شده به وسیله این QTL ها از 41/11 تا 2/23 درصد متغییر بود که به ترتیب صفات وزن خشک ریشه چه و وزن خشک ساقه چه اختصاص داشت. LOD در دامنه 12/3 تا 25/7 قرار داشت. در دو شرایط محیطی مختلف و میانگین آنها، QTL شناسایی شده بر روی کروموزوم شماره 4B و حد فاصل دو مارکر Wms121-Sukkula.1300 کنترل کننده صفات وزن خشک ساقه چه و شاخص بنیه بذر و QTL قرار گرفته بر روی کرموزوم 2D حد فاصل دو مارکر Gwm349-Wmc445 کنترل کننده صفت شاخص بنیه بذر، در کلیه شرایط پایداری کامل داشتند که می توان از آنها برای گزینش به کمک نشانگر (MAS) استفاده نمود.
    کلیدواژگان: اینبرد لاین نوترکیب، QTL، شاخص های گیاهچه ای، گندم
|
  • R. Naseri *, M. Barary, M.J. Zarea, K. Khavazi, Z. Tahmasebi Pages 1-33
    In order to study the effect of phosphate solubilizing bacteria (PSB) and mycorrhizal fungi on activities of antioxidative enzymes and physiological characteristics of wheat under dry land conditions, an experiment was carried out using factorial arrangement based on randomized complete block design with three replications at two locations (Agricultural Research Station of Ilam University and Sarableh Agricultural and Research, Recourses Center) during 2013-2014 cropping season. Experiment factors consisted of wheat factor at two levels (Keras Sablan and Saji) and fertilizer sources treatment at eight levels including of 1- without application of phosphorous chemical fertilizer, 2- 50 kg/ha phosphorous chemical fertilizer, 3- pseudomonas putida (PSB), 4- Glomus mosseae (GM), 5-PSB, 6-PSBᣏ kg/ha phosphorous chemical fertilizer, 7- PSB 25 kg/ha phosphorous chemical fertilizer and 8- GM kg/ha phosphorous chemical fertilizer. Results indicated that interaction effect of cultivar×fertilizer sources on some activities of antioxidative enzymes and physiological characteristics were effect at 1% probability level. So that, Saji cultivar×Glomus mosseae kg/ha phosphorous chemical fertilizer had the highest APX (14.6 u/mg protein), POD (15.4 u/mg protein), SOD (23.6 u/mg protein), chlorophyll a (44.3 mg mL-1), chlorophyll b (43.6 (mg mL-1), proline (4.5 μm g-1), RWC (71.3%), WUE (6.3 kg/mm) and decreased MAD (18 μmolg-1d.w) and Keras Sabalan cultivar and check treatment (without application of phosphorous chemical fertilizer) had the lowest APX, POD, SOD and photosynthetic pigment. Therefore, with the selection of suitable and responding cultivar to bio-fertilizers sources can lead to improvement of growth and grain yield by increasing the activities of antioxidative enzymes and physiological characteristics under dry land conditions.
    Keywords: APX, chlorophyll, POD, Proline, SOD, Water use efficiency
  • G.R. Khalilzadeh *, E. Aziazov, J. Mozaffari Pages 35-53
    In order to evaluation of bread wheat landraces for uptake and nitrogen use efficiency, this experiment was conducted by using 200 kg N ha-1 N fertilization and control (without using N) by spilit plot design based on RCBD with three replications in 2009-2010. The results indicated high genetic variation between native wheat landraces for nitrogen uptake and use efficiency were found. Use of nitrogen caused increasing of gain yield, number of seed per spike, spike number per m2, nitrogen content in grain and straw, grain nitrogen, nitrogen uptake and use efficiency but decreasing of harvest index and 1000 kernel weight. Analysis of variance showed that significant differences were exsit for genotypes in traits of grain yield, 1000 kernel weight, number of seed per spike, spike number per m2, harvest index, nitrogen content in grain and straw, grain nitrogen, nitrogen harvest index, nitrogen uptake and use efficiency. The interaction of Genotypes and nitrogen for all characteristic were found significantly different, except harvest index. The highest grain yields belong to G19, G26, G29, G37 and G41 compared to others. Landraces of G19, G21, G29 and G40 compared to others had highest reaction for grain N concentration and G12, G15, G28 and G31 for straw N concentration. Among relative contribution of N use efficiency components, nitrogen uptake efficiency contribution was about 85% of variation at both N levels. While Contribution of total N utilization and Harvest Index was (2-15%). The better landraces for N uptake efficiency were G9, G11, G27 and G37. In addition, landraces of G19, G26, G27, 37 and G41 were the better genotypes with their charactersitic and high yielding potential.
    Keywords: Bread wheat, genetic diversity, native landraces, nitrogen uptake, use efficiency
  • G.R. Valizadeh *, B. Sadegzadeh, J. Asghari Meydani Pages 55-66
    Study on differences of barley varieties and genotypes at different P fertilizer rates on grain yields and P uptake under dry land condition was carried out. In this study, experiments were conducted with four levels of phosphorus fertilizer rates as a main plots and ten barley varieties and genotypes as sub plots with split plot design with three replications from 2009 to 2012 in main station of Dryland Agricultural Research Institute. Results showed that with increasing phosphorus application rates, grain and straw yields, P concentration, P uptake of different wheat varieties and genotypes were differently and significantly increased. Phosphorus treatments 30 and 45 kg P2O5/ha compared to control (0 P2O5/ha) had highest grain, straw yields, P concentration in grain and straw, and total P uptake. Barley genotypes and varieties were not significantly different in grain yields, but differed relatively due to selected and evaluated genotypes in cereal section for drought condition. URB81/3, Abidar, Dayton compared to other had highest grain and straw yields. Total P uptake for different varieties and genotypes were differed significantly. Genotype Dari-ERB87/2 had highest P uptake compared to other genotypes and varieties. Barley genotypes and varieties indicated that URB82/9 and URB81/5 had highest P uptake at low phosphorus application compared to other varieties and genotypes, while the other genotypes increased P uptake with increasing P rates. It can be concluded that addition P fertilizer to soil increase barley yields. Varieties and genotypes differed in P uptake and relatively grain and straw yields. Yields of barley and P uptake depend on growth rates, rain fall and its distribution, P application rates and differences of barley genotypes. URB82/9 and URB81/5 can increase P uptake at less applied phosphorus fertilizer.
    Keywords: Barley genotypes, varieties, P fertilizer, P uptake, P recovery, grain, straw yields
  • J. Jalilian *, S. Heydarzadeh Pages 67-85
    This field experiment was done as split plot based on randomized complete blocks with three replications at Urmia University in 2013-14. Rainfed (I1) and supplemental irrigation (I2) arranged as main plots and different cropping patterns included T1=plots without chickpea with every 10-day regular-irrigated, T2=plot without chickpea, T3=chickpea planting with no empty rows with hand weeding, T4=chickpea planting with no empty rows and without weeding, T5=one row of chickpea and an empty row as alternate, T6, T7 andT8=two rows of chickpea and two, three and four empty rows, respectively, T9=three rows of chickpea and two empty row, T10=four rows of chickpea and two empty row as subplots. The results showed that chickpea with no empty rows (T4) and without weeding under rainfed conditions decreased 92.17, 92.18 and 90.33 percent dry matter of common cocklebur, common lambs quarters and wild radish, respectively, compared to the supplementary irrigation. In the plot without chickpea, supplemental irrigation increased 41 percent the total biomass of weed compared to the rainfed condition. Also, results demonstrated that the highest yield components of chickpea were observed under irrigation that led to increase 40 and 37 percent grain and biological yield as compared to rainfed conditions. In comparison of T3 and T4 treatments, results showed that the weeds competition with chickpea cause to decreasing 35.5 and 29.57% of chickpea grain and biological yield. Overall, with planting of chickpea by filling the ecological nest, in addition to the reduction of inputs, we can cause the weed control in irrigated farms and provided the agro-ecosystem sustainability.
    Keywords: Chickpea, Grain yield, Planting patterns, Weed biomass
  • E. Karimi *, N. Aliasgharzad, M.R. Neishabori, E. Esfandiari Pages 89-102
    Biofilmed bacteria that possess growth promoting properties can help crops such as wheat to survive in water stress conditions. In this regard, a factorial experiment with randomized complete block design (RCBD) was carried out to evaluate the effects of biofilm bacteria on yield and its components of wheat in rain-fed condition. Factors were including biofilmed bacterial isolates (including no bacteria, and isolates 16-1, 38-2 and 1-54), different wheat varieties (Kohdasht and Chamran), and water application (applying 20, 50, and 80 % of available water content) which were applied in 3 replications in research greenhouse of university of Maragheh. Studied isolates were selected among 120 biofilm isolates which were isolated from Graminae’s roots resistant to drought in the Hashtrood region. Results revealed that bacteria had positive effects on yield component of wheat in all applied water conditions. Bacteria’s application also prevented the deduction in some of yield components which usually occurs due to water stress condition. However, the results revealed that the effects of bacterial application were higher in Chamran variety compared to Kohdasht variety. Root’s wet and dry weights, root’s tissues density, water holding percentage of root and root/shoot ratio were affected by water stress condition. Bacterial inoculation decreased root’s wet and dry weights and tissues density. In contrast, Bacterial inoculation considerably increased water holding percentage. In general, the results suggest that biofilmed bacteria are suitable to deduct the effects of drought stresses.
    Keywords: biofilm bacteria, root tissue density, root, thousand grain weight, wheat cultivar
  • K. Kaboosi *, O. Majidi Pages 103-120
    In order to zoning of planting and harvesting dates and the length of growth stages of rainfed wheat in Golestan province, daily data of maximum and minimum temperatures and precipitation of 30 meteorological stations were used during the statistical period of 1991-2015. Due to the dependence of rainfed cultivation on the meteorological parameters, zoning maps were produced based on the probability level of 75%. Planting date and length of growth stages were determined based on the occurrence of the first precipitation equal to or more than 25 mm during a 10- day period in December and concept of Growing Degree-Days (GDD), respectively. To verify and check the validity of the results, zoning maps were compared with the various research findings obtained from farm-scale studies in Golestan province. Results showed that the highest frequency (area) and weighted average of rainfed wheat planting date in different regions were between 7th to 16th and 12th of December and for harvesting date were between 11th to 21th and 16th of June, respectively. Time duration of planting to emergence was between 34 to 89 days with a weighted average of 47 days, emergence to flowering was between 106 to 147 days with a weighted average of 122 days, flowering to maturity was between 31 to 68 days with a weighted average of 37 days and planting to maturity (total growing season) was between 170 to 244 days with a weighted average of 187 days. Regarding the occurrence of more and earlier precipitation and early appearance of cold season in the southern half and highlands of province compared to the northern plain areas, earlier planting and later harvesting dates in the southern half seem reasonable. Verification of these results with the findings of farm scale research showed that the prepared zoning maps had a good accuracy.
    Keywords: Emergence, Flowering, Growing Degree-Days (GDD), Maturity, Probability
  • M. Khalili *, F. Javaheri Kashani, M.A. Ebrahimi Pages 121-138
    In order to study genetic diversity and identification of QTL controlling seed germination and seedling establishment traits in wheat 148 bread wheat RILs and their parents (RojoYecora and No.49) were studied based on an alpha lattice design with two replications under normal and drought stress conditions in 2016. In this research final germination percentage, germination speed, root and shoot length, root and shoot dry weight and seedling dry weight and vigor index were measured. Analysis of variance showed that between genotypes for all traits, there were significant differences. Under normal moisture conditions the highest heritability was observed for stem length, stem weight and final germination percentage. The highest heritability under drought conditions was found for root length. QTL analysis using composite interval mapping (CIM) for each trait in each environment and mean of two environments were performed. Under normal conditions16 QTL were detected. Phenotypic variance explained by the identified QTLs varied from 11.49 to 21.57 percent. The highest and lowest phenotypic variation belonged to shoot dry weight and root dry weight, respectively. The estimated LODs were in range of 3.15 to 6.76. Under stress conditions 20 QTL were detected. Phenotypic variance explained by these QTLs varied from 11.89 to 24.65 percent. The highest and lowest phenotypic variation were observed fot root dry weight and shoot length respectively. Furthermore LODs were in range of 3.11 to 9.67. Considering the average of two environments, 14 QTL were detected. Phenotypic variance explained by the identified QTLs varied from 11.41 to 23.20 percent, and belonged to root dry weight and shoot dry weight, respectively. The estimated LOD was in range of 3.12 to 7.25. In two different environmental conditions and their average QTL located on chromosome 4B interval markers of Wms121-Sukkula.1300 which control of shoot dry weight and seed vigor and QTL located on chromosome 2D between markers of Gwm349-Wmc445 Which is controlled vigor index was quite stable in all conditions that can be used for marker assisted selection.
    Keywords: recombinant inbred lines, QTL, seed traits, wheat