فهرست مطالب

بلاغت کاربردی و نقد بلاغی - سال دوم شماره 2 (پیاپی 4، پاییز و زمستان 1396)
  • سال دوم شماره 2 (پیاپی 4، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ارتباط نظریه بینامتنیت از دیدگاه ژنت با میراث بلاغت اسلامی
    هومن ناظمیان* صفحات 1-18
    نظریه بینامتنیت پدیده ای است گفتمانی که برای نخستین بار توسط میخائیل باختین با عنوان گفتگوی متون مطرح شد. سپس ژولیا کریستوا آن را گسترش داد ونظریه بینامتنیت را مطرح کرد. این رویکرد در مطالعات ادبیات تطبیقی جایگزین مباحث تاثیر وتاثر شده و در مطالعات نشانه- معنی شناسی از گفتگوی متون مکتوب به سوی مکالمه متون رسانه ای گسترش یافته است. علی رغم اینکه بینامتنیت به طور کلی نظریه جدید محسوب می شود، اما بخشهایی از آن با مفاهیمی در نقد و بلاغت اسلامی شباهت فراوانی دارد. بلاغیون و ناقدان مسلمان از دیرباز با مفاهیمی همچون تضمین، اقتباس، تلمیح وسرقتهای شعری آشنا بودند ودرباره آنها به اظهار نظر می پرداختند، ولی به دلیل فقدان رویکرد ساختاری و گفتمانی نتوانستند این مباحث را به نظریه ای منسجم و روشمند تبدیل کنند. البته باید توجه داشت بینامتنیت بسیار وسیع تر از این مفاهیم است و نباید آن را به این مباحث تقلیل داد، اگرچه این مفاهیم را نیز در بر می گیرد. در میان نظریه پردازان غربی، بخشهایی از دیدگاه ژرار ژنت با میراث ناقدان مسلمان شباتهای فراوانی دارد. در این مقاله می کوشیم رابطه بخشهایی از نظریه ژرار ژنت درباره بینامتنیت را با بلاغت قدیم تبیین نماییم.
    کلیدواژگان: بینامتنیت، نقد، بلاغت، ژرار ژنت
  • مناسبات بینامتنی تلمیحات قرآنی مثنوی و غزلیات شمس با تاکید بر قصه ابراهیم علیه السلام
    حسین یزدانی*، مصطفی گرجی، فاطمه کوپا، خدیجه صفری کندسری صفحات 1-20
    در عصر حاضر مثنوی مولانا با ترجمه های انجام شده، یکی از شاخص ترین متن های زبان وادبیات فارسی است که بیشترین نظریه های ادبی جدید را در خود پذیرا می باشد. یکی از این نظریه ها، موضوع بینامتنیت است. این اثر گرانسنگ فارسی همچنان که با آثاری چون کلیله و دمنه، اسرارنامه، منطق الطیر، معارف، مقالات شمس و...ارتباط و پیوستگی متنی دارد، با دیگر آثار مولانا از جمله فیه مافیه و غزلیات شمس نیز دارای پیوند های بینامتنی می باشد مولوی با توجه به انس عمیقش با قرآن و نیز به سبب سابقه اشتغال خانوادگی اش به حرفه وعظ در آثار خود از قرآن کریم و قصه های مربوط به پیامبران بسیار بهره برده است لذا مقاله حاضر به بررسی مناسبات بینامتنی شخصیت های قرآنی مشترک دیوان شمس و مثنوی به ویژه قصه ابراهیم (ع) از منظر بیش متنیت ژنت می پردازد و منظور از این رابطه بیش متنی، هرگونه ارتباطی است که متن ب (بیش متن/مثنوی) را به متن الف(پیش متن/غزلیات شمس)متصل می کند. در این مقاله ضمن بیان تفاوت های ساختاری دو اثر غزلیات شمس و مثنوی، قصه ابراهیم علیه السلام در این دو اثر از منظر بینامتنیت با روش تحلیلی- توصیفی مورد بررسی قرار می گیرد تا با نشان دادن شباهت ها و تفاوت های بینامتنی ، به خوانشهای نو و متفاوت مولوی از آن قصه دست یابیم و از این رهگذر به تبیین تدبر عمیق مولوی در قرآن و سازوکار ذهن و زبان خلاق او در بیان مفاهیم پویای عرفانی توجه نماییم
    کلیدواژگان: : بینامتنیت، قرآن، مثنوی، غزلیات شمس، مولوی
  • حسن خلف* صفحات 9-22
    مطالعه استعاره یکی از کانونی ترین محورهای نقد ادبی است که از دیرباز توجه ناقدان را به خود معطوف داشته است و درباره نقش و کارکرد آن سخن-های بسیاری گفته شده است. از جمله کارکردهایی که ناقدان برای این فن زبانی ذکر کرده اند این است که مفاهیمی را که به سادگی قابل ادراک نیستند، در ذهن مخاطب مجسم می نماید و آن را به سان تصویر پویا در پیش چشم خوانند ترسیم می نماید. این پژوهش می کوشد تا به تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی این جنبه از کارکردهای استعاره را در صحیفه سجادیه بررسی و تبیین نماید. به همین منظور، نخست ادبیات دعا و سبک نگارش صحیفه سجادیه به صورت اجمالی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس ضمن بررسی جایگاه استعاره در حوزه نقد ادبی و کارکرد آن، به تحلیل گوشه ای از استعاره های صحیفه سجادیه و نقش بارز آن در تصویر مفاهیم طبیعی، مفاهیم انتزاعی و مفاهیم دینی بپردازیم. یافته ها نشان می دهد که امام سجاد در صحیفه سجادیه، استعاره را نه فقط برای زیبا ساختن کلام خود، بلکه برای محسوس و عینی جلوه دادن کلام تحت تاثیر قرار دادن ذهن شنونده به کار گرفته است.
    کلیدواژگان: صحیفه سجادیه، استعاره، تصویر، مفاهیم انتزاعی و روحی
  • نقد، تحلیل و مقایسه استعاره های سنتی با استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون
    مسروره مختاری*، عسکر صلاحی، کامبیز فتحی صفحات 19-30
    در میان انواع زیبایی های سخن که از اندیشه و خیال آدمی نشات می گیرد، «استعاره»، به دلیل اشتمال بر ویژگی های مبالغه، ایجاز، اختصار و زیبایی آفرینی های هنری و ادبی، توانسته است نظر ادبا، شاعران مخاطبان متون ادبی را به خود جلب کند. در عصر حاضر، استعاره از باورهای سنتی خود که منحصر به «واژه» بود، پا فراتر گذاشته و در نظریه های جدید «زبان-شناسان شناختی» تمامی فرایندهای فکری و تجربی انسان را در بر گرفته است. از نظر این زبان شناسان از عمده مطالب زبانی تا پیچیده ترین نظریه های علمی با استعاره درک می شود. از آن جا که امروزه، پژوهش های متعددی با کاربست نظریه ی «لیکاف» و «جانسون» انجام و منتشر می شود، برای نگارندگان پژوهش حاضر، این سوال مطرح شد که چه شباهت هایی میان دو نظریه و دو دیدگاه مختلف، در دو حوزه ی زبانی و ادبی متفاوت وجود دارد که با این شتاب به تطبیق و مفهوم سازی آن-ها پرداخته می شود؟ جستار حاضر ضمن مطالعه ی درباره ی استعاره ی سنتی (آثار عبدالقاهر جرجانی، سعدالدین تفتازانی و...) و مقایسه ی آن با استعاره در مفهوم جدید آن («استعاره هایی که با آن ها زندگی می کنیم» و «مقاله ی نظریه ی معاصر استعاره») به این نتیجه رسید که نظریه ی زبان شناسی شناختی، ضمن اشتراکات و تفاوت های موجود، به طور نسبی اغراق-آمیز است و بسیاری از مباحث مطرح شده در نظریه های معاصرین، غالبا همان مفاهیم نظریه های بلاغی سنتی است که با عنوان های دیگر مطرح شده است. نظریه ی معاصرین علیرغم سودمندی، برخی از مباحث مربوط به استعاره سنتی را بلاتکلیف رها کرده و با توجه به مقتضیات زبانی و ادبی جامعه ی ما، به برخی از سوالات بلاغی پاسخ گو نیست.
    کلیدواژگان: &quot، نقد بلاغی&quot، استعاره&quot، استعاره های مفهومی»، لیکاف&quot، جانسون&quot
  • بازتاب صنعت التزام بر پیکره ی بلاغت، نظم و نثر فارسی عربی
    یحیی عطایی، نعمت الله به رقم صفحات 29-40
    التزام یا اعنات آرایه ای است که بلاغت نویسان فارسی و عربی کم تر بدان پرداخته اند، در حالی که این صنعت در قرآن کریم و نهج البلاغه و احادیث کاربرد داشته است. از این رو نگارندگان در این مقاله از جنبه های گوناگون آن را در بلاغت فارسی و عربی بررسی کرده و برای نخستین بار نشان داده اند که این صنعت در نظم و نثر این دو زبان به هشت شیوه می آید؛ برخی از این شیوه ها ویژه شعر فارسی است و برخی دیگر در هر دو زبان کاربرد داشته و از سویی با این که بلاغت نویسان، التزام را جزو آرایه های لفظی آورده اند، نشان داده شده است که برخی از این شیوه ها موسیقی بیرونی کلام را تقویت می کنند و برخی دیگر به ارتقاء موسیقی درونی و معنوی یاری می رسانند. تفاوت های التزام در این دو زبان از تعریف تا مصادیق و نحوه کارکرد و انواع و ظرفیت آن بررسی شده است؛ با این که هر دو زبان، امکان بهره گیری از ظرفیت های این شگرد را داشته اند ولی برخی شیوه ها در یکی از دو زبان مغفول واقع شده است. به گونه موردی نشان داده شده که بهره شعر و نثر فارسی، نسبت به عربی بالاتر است. چنین بخش بندی و تحلیلی در هیچ اثر بلاغی فارسی و عربی به ویژه از دیدگاه تطبیقی دیده نمی شود.
    کلیدواژگان: التزام، اعنات، بلاغت تطبیقی، بلاغت فارسی، بلاغت عربی
  • بررسی استعاره های جهت گیرانه و طرح واره های تصویری در اشعار ناصرخسرو با تکیه رویکرد معنی شناسی شناختی جورج لیکاف و جانسون
    یحیی طالبیان، پریسا نصیری* صفحات 41-55
    استعاره به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های مطالعاتی رویکرد معنی شناسی شناختی، ابزاری برای بیان مفاهیم و تجارب انتزاعی براساس تجربه های عینی و ملموس تر بشر به شمار می رود. جورج لیکاف و جانسون در سال 1980 در کتاب استعاره هایی که با آن ها زندگی می کنیم، دیدگاه تازه ای را در زمینه ی استعاره مطرح ساختند و با ارائه ی شواهد تجربی نظراندیشمندان سنت بلاغی را که استعاره را صرفا وسیله ای برای زینت گفتار و صورکلام می دانستند،مورد تردید قرار دادند. تحقیقات جدید لیکاف و جانسون، در باب استعاره ثابت کرد که استعاره فقط یکی از صور کلامی و مختص زبان ادبی نیست؛بلکه استعاره ها نقشی مهم تر از زبان در زندگی آدمی دارند و نظام شناختی انسان اساسا استعاری بوده و به اندیشه، رفتار و زبان او جهت می دهد. به بیان دیگر نقش استعاره در بررسی ویژگی های سبکی و میزان نوآوری یک شاعر بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که خلاقیت و نوآوری، بیش از هرچیزی با خلق استعاره امکان پذیر است. ازاین روی، با توجه به این نظریه و تاکید بر اشعار ناصرخسرو و با تمرکز بر استعاره های جهت دار، به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی و تحلیل اشعار ناصرخسرو خواهیم پرداخت و با عرضه ی شواهدی از شعر او و بررسی زیرساخت های شناختی استعاره های اشعار وی، نشان داده می شود که چگونه استعاره ی شناختی به استعاره ای بدیع وادبی تبدیل می شود. کلیت بررسی و تحلیل این مقاله نشان می دهد که استعاره های طرح واره های تصویری و جهت دار در اشعار ناصرخسرو قابل تامل است که تاکنون مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است.
    کلیدواژگان: استعاره، ناصرخسرو، استعاره های جهت دار، طرح واره های تصویری، لیکاف و جانسون
  • بررسی شیوه های ایجاز قصر در داستان رستم و اسفندیار شاهنامه
    مهدی قاسمزاده*، حسن حیدری صفحات 56-68
    این مقاله به منظور شناخت شیوه های ایجاز قصر در داستان رستم و اسفندیار شاهنامه نوشته شده است. اغلب کتب معانی، در بحث ایجاز قصر، با تکیه بر منابع عربی، فقط به یک تعریف کلی و ارائه ی شواهدی در مورد آن بسنده کرده اند که اغلب شواهد در کتب مختلف تکرار می شود. اما جز در مواردی معدود، از شیوه ها و اغراض آن غفلت شده و یا گویا اصلا در مورد آن تحقیق و تفحصی صورت نگرفته است. نویسندگان این مقاله ضمن پژوهش در موضوع مولفه های علم معانی در داستان رستم و اسفندیار به یافته هایی در مبحث شیوه ها و اغراض ایجاز قصر در این داستان و شاید تمام شاهنامه دست یافته اند که می تواند الگوی شیوه ها و اغراض این نوع از ایجاز در زبان فارسی، به طور عام و سایر متون ادب فارسی به طور خاص باشد. علاوه بر شیوه هایی چون استفاده از ضرب المثل ها، کنایات، کلمات قصار، کلمات مرکب و مشتق، جمله های استفهامی، عبارات عطفی و بعضی استعارات و تشبی هات که در برخی کتب بلاغی فارسی برای ایجاز قصر گفته شده، شیوه های چون استفاده از عبارات وصفی، صفات، ضمایر اشاره، اطلاق اسم، کلی گویی، استفاده از ادات و حروفی مانند «چون»، «و» و... از شیوه هایی است که در این پژوهش یافته و در این مقاله پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، رستم و اسفندیار، علم معانی، ایجاز قصر
|
  • Relationship between intertextuality and the Islamic rhetoric from Genette point of view
    Houman Nazemian * Pages 1-18
    Intertextuality is a discursive phenomenon with putted forth by Mikhail Bakhtin as dialogics for the first time. Afterwards Julia kristeva developed this theory and putted forth the intertextuality. She consider each text outcome of some texts that created within a supposed text. Roland Barhtes consider every text an intertext with is created from a plenty of sounds, speeches and texts. This approach has took the place of influence in comperetive studies and in semiotic analyses transformed from the handwritten texts to media texts studies. But we must not suppose this theory is very new in our critics and rhetoric. The muslim ancients critics were known terms such as Inclusion, Quotation, Insinuation, Theft of poetry, and were studied about it. But they couldn't theorized it because of loss of structural and discursive point of view. In this article we try to study the relationship between intertextuality and the Islamic rhetoric from Genette point of view
    Keywords: intertextuality, criticism, rhetoric, Gerard Genette
  • intertextual relations qurani elusian in Masnavi and ghazaliyate shams based the ebrahim tale
    Hassan Yazdani *, Fatemeh Koba, Mostafa Gorji Pages 1-20
    In the present age of the Masnavi of Rumi translations done by one of the most significant texts of Persian Language and Literature, which is accepted in his most recent literary theory.One of these theories, it is intertextuality.This valuable work in Persian as well as with works such as the Panchatantra, Asrarnamh, Manteq, Education, etc. Articles Shams connection is text, with his works, including our Fierro Fierro and -the has the intertextual links is. Rumi due to his deep familiarity with the Quran and also because of his family's history of employment, profession preaching in his work has benefited so much from the Qur'an and profets verses of intertextual relations to evaluate paper and Mathnavi Divan-e Shams from the perspective of more textuality's commonand purpose of this relationship over text, the text of any communication (more text / Masnavi) into a text (the text / lyrics Shams) together.In this article, verses and sayings of the two works from the perspective of intertextuality common with descriptive analytical method is used to show the similarities and differences of intertextuality, to new and different readings of verses and traditions and thereby achieve the deep contemplation and works of Rumi explained in the Qur'an and the language of his creative mind in considering our spiritual dynamic concepts.
    Keywords: intertextuality Quran, Masnavi, Shams, Rumi
  • Hassan Khalaf * Pages 9-22
    Metaphor study is one the most focused literary criticism branches paid attention by critics since last time ago and there are so many words about its role and function. Among the functions stated by critics of this language technique is that it portrays the concepts not perceivable easily in addressed mind and depicts it as a dynamic picture in front of the reader eye. This research attempts to study and explain this aspect of metaphor functions in Sahifah Sajjadiah relying on descriptive-analytical method. For this purpose, first of all, pray literature and Sahifah Sajjadiah writing style is investigated in brief. Then, while studying metaphor position in literary criticism area and its function, we will engage in analyzing the some part of Sahifah Sajjadiah metaphors and its marked role in depicting the natural concepts, abstract and religious concepts. The findings show that in Sahifah Sajjadiah, Imam Sajjad has employed the metaphor not only for adorning his words, but for sensible and objective representation of the words and for affecting the addressed mine.
    Keywords: Sahifeh Sajadieh, Metaphor, Image, abstract concepts, mentally
  • The criticism, analysis, and comparison between classic metaphors and Lakoff and Johnson’s conceptual metaphors
    Masrooh Mokhtari *, Askar Salahi, Kambiz Fathi Pages 19-30
    Among different kinds of speech beauties which originates human’s thought and imagination, since long ‘metaphor’ has attracted attention of scholars and poets as well as readers of literary passages because of including features like exaggeration, brevity, and artistic and literary beauty creations. At the present, metaphor is beyond the traditional beliefs which was limited to the ‘term’ and has included all human’s thinking and experimental processes in new theories of ‘cognitive linguists’. According to these linguists, majorities of language materials as well as the most complicated scientific theories are understood by metaphor. Since several studies are done and published with application of ‘Lakoff ‘and’ Johnson’ theory, there is a question concerning what similarities there are between two different attitudes in two different language and literary domains that they are accorded and conceptualized so hastily. After the case study and library study about classic metaphor in old books (Abdolgaher Jorjani, Sadeddin Taftazani…) and analysis of content and its comparison with metaphor with its new concept (‘metaphors we live by’ and ‘contemporary theory of metaphor’, the present study concluded that despite the existing similarities and differences, theory of cognitive linguists is relatively exaggerated and in most of cases, many suggested issues in contemporary theory is the same as concepts of classic eloquence theory which have been raised with different titles. Also, in spite of benefits, the contemporary theories left some issues related to classic metaphors unanswered and is not responsive to some eloquence questions considering the society’s language and literary demands.
    Keywords: &quot, eloquence criticism&quot, Metaphor&quot, conceptual metaphors&quot, Lakoff&quot, Johnson&quot
  • Reflections of the Mannerism on the array and the rhetoric of commitment Persian and Arabic prose
    Yahya Ataai, Nemat Behragham Pages 29-40
    The study of Eltezam (mannerism) in the realm Persian and Arabic poetry and prose Eltezam (Leonine rhyme) is a rhetorical device that Persian and Arabic rhetoricians are paid less. While the device is used in the Quran and Nahjolbalagha and Hadith. So the author of this essay is to examine different aspects of the rhetoric of Persian and Arabic and for the first time, according to the differences rhyme in poetry in Persian and Arabic, have shown that this device, in poetry and prose of these two languages are seven ways; Some of these special techniques of Persian poetry, and some have been used in both languages. Meanwhile, the rhetoricians, mannerism among Badi vocal have, it has been shown that some of these methods words strengthen external music and others to assist and enhance music within and meaning. Such segmentation and analysis of any of rhetorical Persian and Arabic, especially from the perspective of comparative never seen.
    Keywords: Eltezam (Mannerism), Comparative Rhetoric, Lipogram
  • considered metaphor of the pictorial and orientated schema in naser khosrow hyrics according to the theory semantic approach lakoof and gohnson
    Yahya Talebian, Parisa Nasiri * Pages 41-55
    Metaphor as one of the most important studied phenomena with semantics and semantic approach is considered a cognitive mean to express abstract concepts and experiences based on objective and tangible human experiences. Joseph Lakoff and Johnson in his book “Metaphors we live by” published in 1980, talks about a new view in the area of metaphor. Presenting empirical evidence, they have questioned the traditional rhetoric view that considered metaphor as merely a mean to adorn speech and form words. New research by Lakoff and Johnson on metaphor proved that not only metaphor is only one of the specific forms of verbal and literary language, but it also has more important roles in human life than language. Moreover, human cognitive system is basically metaphorical which orientates on human thought, behavior and language. In other words, the role of metaphor in the study of stylistic features and the measure of the innovation of poet is very important, because creativity and innovation are made possible by creating metaphors. Hence, according to the theory and to emphasize Naser Khosrow lyrics, using an analytical- descriptive method, we will peruse the poems of Naser Khosrow and by providing evidence from his poetry, explain how surveyed cognitive infrastructure become novel and literary metaphors. This article is an attempt to survey and analyse his poems to illustrate the metaphors of the pictorial and orientated schema in Naser Khosrow lyrics are considerable and have not yet been investigated .
    Keywords: Metaphor, Naser Khosrow, orientated metaphors, pictorial schema, Lakoof, Johnson
  • the study of styles of abridge brevity (brachiology) in Rostam & Esfandiar
    Mehdi Ghasemzadeh *, Hassan Heydari Pages 56-68
    This article is written to aims to identify ways of brevity in Shahnameh Rostam and Esfandiar. Most books of Rhetoric, in the discussion of brevity, relying on basis of references Arabic, only one overall definition and presentation of evidence about it have sufficient evidence is often repeated in books. But with very few exceptions, the methods and motives neglected or Maybe it isn't investigated. This article authors have found styles of brevity in Rostam & Esfandiar that can be the pattern of this kind of brevity in particular and other Persian literature in particular. In addition to the methods such as use of proverbs, allusions, aphorisms, compound words and derivatives, interrogative sentences, phrases, metaphors and similes turning that have been mentioned in some Persian rhetorical books for brevity, it is found and proposed some ways like using descriptive phrases, adjectives, pronouns referring , given name, generalize, using particles and letters such as "the," "and" and ... in this paper.
    Keywords: Shahnama, Rostam & Esfandiar, rhetoric, brachiology (abridge brevity)