فهرست مطالب

پژوهش های پنبه ایران - سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1395)
  • سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صفورا شفایی، اسماعیل دردی پور*، فرهاد خرمالی، فرشاد کیانی، عبدالرضا قرنجیکی صفحات 1-16
    پنبه یک گیاه مهم و استراتژیک است. این گیاه نسبت به کمبود پتاسیم حساس است. بعضی از گیاهان مثل پنبه در جذب و استفاده پتاسیم تفاوت ژنتیکی دارند. هدف از انجام این تحقیق بررسی کارآیی جذب و کارآیی استفاده پتاسیم در چند ژنوتیپ پنبه در دو خاک مختلف و معرفی ژنوتیپ برتر می باشد. به این منظور یک آزمایش گلدانی بر روی 20 ژنوتیپ مختلف پنبه به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل20 ژنوتیپ پنبه و فاکتور دوم سه محیط کشت شامل شن شسته با خاک های دارای رس غالب اسمکتایت (کردکوی) و ایلایت (رحمت آباد) و شاهد (شن شسته بدون خاک) بود. گیاهان تا 40 روز رشد کردند و سپس برداشت گردیدند. مقادیر وزن ماده خشک و پتاسیم در قسمت های برگ و ساقه گیاه اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که ژنوتیپ های مختلف پنبه پاسخ های متفاوتی در محیط کشت های گوناگون داشتند. ژنوتیپ های سپید و N2G80 درخاک رحمت آباد، تابلادیلا در خاک کردکوی و گلستان در تیمار شاهد بیش ترین جذب پتاسیم و ژنوتیپ های خورشید درخاک رحمت آباد، ارمغان در خاک کردکوی و M16 در تیمار شاهد کم ترین جذب پتاسیم را نشان دادند. میزان جذب پتاسیم در خاک کردکوی نسبت به دو تیمار دیگر (شاهد و رحمت آباد)، به دلیل وجود کانی غالب اسمکتایت و به دنبال آن تخلیه زیاد پتاسیم، کاهش یافت. نتایج نشان داد که ژنوتیپ خورشید، ارمغان و M16 با کم ترین وزن خشک و کم ترین میزان جذب پتاسیم در گروه غیر کارا و ژنوتیپ های NN2A19، N2G80، SKT133 و BC244 با بیش ترین وزن ماده خشک و جذب متوسط پتاسیم به عنوان ژنوتیپ کارا در نظر گرفته شدند. ژنوتیپ سپید با بیش ترین عملکرد ماده خشک و بیش ترین جذب پتاسیم، از نظر جذب پتاسیم کارا ولی از نظر استفاده پتاسیم در گروه غیرکارا قرار گرفت. بقیه ژنوتیپ ها با وزن ماده خشک و جذب پتاسیم متوسط در گروه با کارآیی متوسط طبقه بندی شدند.
    کلیدواژگان: پتاسیم، پنبه، جذب، کارآیی
  • فربانعلی روشنی*، سیدجلال میرقاسمی صفحات 17-26
    به منظور بررسی تاثیر شوری بر فعالیت برخی اسیدهای آمینه و میزان فعالیت تعدادی از آنزیم های آنتی اکسیدان در ژنوتیپ های پنبه (Gossypium hirsutum L.) آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی انبار الوم واقع در استان گلستان اجرا گردید. تیمار آزمایشی شامل هفت ژنوتیپ پنبه به نام های چکوروا، اوپال، شیرپان 539، 43200، سیلند، ساحل ‏و سپید که در خاکی با هدایت الکتریکی عصاره اشباع معادل 8/14 دسی زیمنس بر متر در زمان کشت مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای آبیاری از آب سد وشمگیر با شوری 3-5/2 دسی زیمنس بر متر استفاده گردید. جهت سنجش آزمایشات از برگ های پنجم و ششم و ساقه های گیاه سی روزه نمونه گیری انجام شد. نتایج نشان داد که شوری خاک تاثیرمعنی داری بر عملکرد و صفات فیزیولوژیک ارقام داشته و با شدیدتر شدن تنش شوری فعالیت آنزیم های کاتالاز، پراکسیداز، پلی فنلاکسیداز و اسیدآمینه های پرولین و گلیسین بتائین افزایش یافت. همچنین در بین ارقام، از نظر فعالیت پراکسیداز و مقدارپرولین وگلیسین بتائین در سطح یک درصد اختلاف معنی دار وجود داشت و فعالیت کاتالاز و مقدار گلیسین بتائین در شرایط شور در رقم سپید بالاتر از سایر ارقام بود و فعالیت پراکسیداز و محتوای پرولین در رقم اوپال بیشترین افزایش را داشت. طبق نتایج بدست آمده از مقایسه عملکرد ارقام در مزرعه نیز رقم اوپال با 2256 کیلوگرم درهکتار وش بیشترین عملکرد و رقم چکوروبا با 1399 کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد در بین هفت رقم را داشت.
    کلیدواژگان: پنبه، شوری، محافظت کننده های اسمزی، عملکرد
  • مجید جعفرآقایی، ابراهیم زینلی*، سرالله گالشی، افشین سلطانی صفحات 27-44
    پژوهش حاضر در سال زراعی 94-1393 به منظور بررسی اثرات شوری آب آبیاری بر برخی تغییرات بیوشیمیایی ژنوتیپ‏‏های پرتوتابی شده موتانت پنبه در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان با استفاده از آزمایش کرت های خرد شده بر پایه‏ی طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح آب آبیاری با شوری‏های 4 (شاهد)، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر به عنوان کرت های اصلی و سه ژنوتیپ شایان، موتانت ال-ام-1673 و ال ام-1303 به عنوان کرت های فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد اثر آبیاری با آب شور بر همه ویژگی‏ها به جز قندهای احیایی و غیراحیایی از نظر آماری معنی‏دار بود. اثر ژنوتیپ فقط بر میزان نشاسته و برهمکنش آبیاری با آب شور و ژنوتیپ بر قندهای محلول و قندهای غیر احیایی، نشاسته و کاروتنوئید معنی‏دار بود. در شرایط آبیاری با شوری 12 دسی زیمنس بر متر میزان پروتئین محلول و قندهای محلول به میزان 50 درصد و پرولین به میزان 45 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت. فعالیت آنزیم پراکسیداز در شوری 8 نسبت به شوری 12 دسی زیمنس بر متر به میزان 28 درصد افزایش یافت. افزایش شوری سبب کاهش میزان کلروفیل (40 درصد نسبت به شوری 8 دسی زیمنس بر متر) و افزایش رنگیزه‏های کمکی از جمله کاروتنوئیدها (50 درصد) و آنتوسیانین‏ها (23 درصد) شد. عدم اختلاف معنی‏دار بین ژنوتیپ‏ها در اکثر صفات و با توجه به خصوصیت تحمل به شوری ژنوتیپ شایان می‏توان نتیجه‏ گرفت که دو ژنوتیپ ال ام 1303 و ال ام 1673 نیز همانند ژنوتیپ شایان دارای تحمل بالایی به شوری هستند. با توجه به بالاتر بودن میزان قندهای محلول، قندهای احیایی و کاروتنوئید در ژنوتیپ ال ام 1303، می توان نتیجه گرفت که این ژنوتیپ از وضعیت فیزیولوژیک بهتری در برابر شوری نسبت به ژنوتیپ شایان برخوردار باشد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، پراکسیداز، شوری و کلروفیل
  • سید نصرالله محسنیان، کمال قاسمی یزدی *، محمدرضا داداشی صفحات 45-62
    به منظور ارزیابی خصوصیات مورفولوژیکی متمایزکننده ارقام پنبه و همبستگی بین صفات مختلف با نوع گونه، پژوهش حاضر در سال 1394 در ایستگاه تحقیقات پنبه هاشم آباد گرگان بر روی ارقام پنبه ساحل، گلستان، سپید، SKT-133، M-13، لطیف، ترمز 14 ، باربادنس و دکتر عمومی از دو گونه مختلف Gossypium hirsutumوG.barbadense در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. خصوصیات مورد بررسی شامل ارتفاع، تعداد و طول شاخه های زایا و رویا و تعداد گره ها، تعداد و وزن غوزه ها، وزن بذر، عملکرد وش و درصد کیل الیاف ارقام بودند. براساس نتایج، برای تمام خصوصیات مورد بررسی، اختلاف معنی دار آماری در سطح احتمال یک درصد مشاهده شد که نشان دهنده وجود تفاوت های بارز و قابل تمایز در بین ارقام مورد بررسی بود. خصوصیات مربوط به شاخه های رویا و زایا از روند خاصی در بین ارقام دو گونه تبعیت نکردند و این صفات را نمی توان وابسته به گونه دانست. از طرفی صفات ارتفاع گیاه، تعداد غوزه، وزن غوزه، وزن بذر و درصد کیل الیاف را می توان به نوع گونه نسبت داد، به طوری که ارقام دکتر عمومی از گونه G.barbadense و SKT-133 از گونه G.hirsutum به ترتیب بیش ترین و کم ترین تعداد غوزه را تولید کردند. وزن غوزه از 25/3 گرم در رقم باربادنس تا 29/5 گرم در رقم ساحل متغیر بود. بیش ترین درصد کیل الیاف (2/42 درصد) مربوط به رقم گلستان بود و رقم باربادنس از گونه G.barbadense کم ترین درصد کیل الیاف را داشت. عملکرد وش همبستگی مثبت و معنی داری با وزن غوزه و عملکرد چین اول داشت. در مقابل، تعداد غوزه همبستگی منفی با درصد کیل الیاف داشت. طبق نتایج مقایسات گروهی، گونه G.hirsutum از نظر صفات درصد کیل الیاف 9/10 درصد، طول بلندترین شاخه رویا 5/27 سانتی متر، عملکرد چین اول 753 کیلوگرم در هکتار، عملکرد کل 791 کیلوگرم در هکتار و وزن غوزه 39/1 گرم نسبت به گونه G.barbadense برتری داشت به طوری که بالا بودن این صفات نسبت به سایر صفات زراعی بیش ترین تاثیر را بر عملکرد نهایی داشتند. لذا آگاهی از روابط بین صفات و تاثیر آن بر عملکرد کل می تواند در افزایش تولید این گیاه ارزشمند مفید باشد.
    کلیدواژگان: پنبه، عملکرد کل وش، G. hirsutum و G.barbadense
  • صفحات 65-78
    این آزمایش با هدف بررسی تفاوت تاثیر زمان خاک ورزی، مقدار نیتروژن و همچنین زمان کاشت گیاه پوششی بر عملکرد و اجزا عملکرد پنبه بر روی رقم گلستان در قالب طرح فاکتوریل اسپلت پلات با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در ایستگاه تحقیقات پنبه کارکنده به مدت 2 سال اجرا گردید. آزمایش با دو تیمار اصلی به صورت فاکتوریل که شامل دو زمان خاک ورزی (خاک ورزی در روز و خاک ورزی در شب) و تیمار نیتروژن به ترتیب (50 درصد تماما قبل از کاشت پنبه و (100درصد طی دو مرحله قبل کاشت و زمان گلدهی) بودند و همچنین عامل فرعی نیز با چهار تیمار شامل (کاشت پنبه خالص و سه کاشت متفاوت گیاه پوششی ماش توام با کشت پنبه) بود. نتایج نشان داد تیمار زمان خاک ورزی بر صفات عملکرد، اجزا عملکرد و تراکم علف های هرز آن تاثیری نداشت. در مورد تیمار گیاه پوششی ماش، در مجموع این دو مرحله بیشترین تعداد علف های هرز در تیمار پنبه خالص و کمترین تعداد علف های هرز در تیمارکشت ماش قبل از کشت پنبه مشاهده شد. از نظر زمان کاشت گیاه پوششی همراه با پنبه و کود نیتروژن، بیشترین عملکرد را کشت پنبه در حالت خالص و کود بدون سرک با 2378 کیلوگرم در هکتار و کمترین عملکرد را تیمار کود 100درصد قابل توصیه و کشت ماش قبل از پنبه با 1453کیلو گرم در هکتار نشان داد. در بین تیمارها کمترین تعداد علف های هرز در تیمارکشت ماش قبل از پنبه بود و این تیمار ضمن داشتن کمترین علف های هرز پایین ترین عملکرد در واحد سطح را داشت.
    کلیدواژگان: شخم، غوزه، زودرسی، تراکم، ماش
  • آدی *، لیلا حبیبیان، علیرضا ساوری نژاد صفحات 79-100
    به منظور بررسی فلور و ارزیابی تنوع گونه ای، کارکردی و ساختار جوامع علف های هرز مزارع پنبه استان گلستان، جمعیت علف های هرز در شهرستان های مختلف این استان در سال زراعی 1391 مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه برداری ها به صورت تصادفی و در ادامه به روش سیستماتیک و طبق الگوی W با استفاده از کادر 5/0× 5/0 متر مربعی انجام شد. جمعیت علف های هرز در مرحله غنچه دهی پنبه به تفکیک جنس و گونه شناسایی و شمارش گردید. در این مطالعه 38 گونه علف هرز متعلق به 16 خانواده ی گیاهی شناسایی گردید که بیشترین تعداد گونه را به ترتیب خانواده های Poaceae (10 گونه) و Amaranthaceae (4 گونه) به خود اختصاص دادند. خانواده های Poaceae، Cyperaceae و Fabaceae به ترتیب مهم ترین خانواده های گیاهی از نظر فراوانی نسبی بودند. نتایج نشان داد که 76 درصد علف های هرز موجود یک ساله و 24درصد نیز چندساله بودند. همچنین71 درصد علف های هرز گزارش شده جزو پهن برگان و 29درصد باقیمانده در گروه باریک برگان جای گرفتند. اویارسلام (Cyperus rotundus) از نظر فراوانی نسبی مهمترین علف هرز از گروه باریک برگان (جگن ها) و خارشتر (Alhagi camelorum) مهمترین علف هرز از گروه پهن برگان در مزارع پنبه استان بود. بیشترین تعداد گونه در شهرستان های علی آباد و آق قلا (هرکدام 16 گونه) و کمترین آن در شهرستان کردکوی (8 گونه) مشاهده گردید. در بین شهرستان های مورد مطالعه علی آباد و آق قلا، علی آباد و گالیکش، علی آباد و بندرگز به ترتیب با 63، 62 و 62 درصد دارای بیشترین درجه تشابه گونه ای علف های هرز و کردکوی و آق قلا با 8 درصد دارای کمترین درجه تشابه بودند. بیشترین شاخص تنوع شانون در گالیکش (13/2) و کمترین آن در کردکوی (57/1) مشاهده شد. بیشترین شاخص تنوع سیمپسون متعلق به بندرگز و بندرترکمن (29/0) و کمترین آن متعلق به گالیکش (15/0) بود.
    کلیدواژگان: تنوع، تشابه، شاخص سیمپسون، شاخص شانون، فراوانی نسبی
  • مهدی کاکایی، دانیال کهریزی، سیدسعید موسوی صفحات 101-114
    هدف اصلی این تحقیق ارزیابی اختصاصی روابط بین صفات مرتبط با عملکرد وش، عملکرد دانه و برخی از صفات مهم اگرومورفولوژی در رقم تجاری ورامین، جهت استفاده از این اطلاعات در برنامه های به نژادی درآینده بود. جهت نیل به این هدف، بذور مربوطه در شرایط مطلوب محیطی، در 10 خط دو متری در هر بلوک، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال زراعی 90-1389 کشت گردیدند. صفات ارتفاع بوته، تعداد غوزه در بوته، وزن غوزه در بوته، طول برگ، عرض برگ، تعداد شاخه فرعی در بوته، طول الیاف، محتوای کلروفیل، وزن الیاف، کیل، عملکرد وش و عملکرد پنبه دانه اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که به ترتیب صفات وزن غوزه (97/0= r)، عملکرد پنبه دانه (93/0= r)، وزن الیاف (90/0= r)، عرض برگ (77/0= r)، طول الیاف (70/0= r) و طول برگ (66/0= r) با عملکرد وش همبستگی مثبت و معنی دار (01/0 ≥p) داشتند. نتایج رگرسیون گام به گام برای متغیر وابسته عملکرد وش نشان داد که به ترتیب وزن غوزه، وزن الیاف، کیل و تعداد غوزه، به عنوان موثرترین صفات، وارد مدل رگرسیونی شدند. نتایج تجزیه علیت نیز بیانگر این بود که صفت وزن غوزه بیشترین اثر مستقیم (366/0) و صفات وزن غوزه (69/0) و کیل (68/0) بیشترین اثر غیرمستقیم (از طریق افزایش وزن فیبر) را بر روی عملکرد وش داشتند. بنابراین وزن غوزه بیشترین اثر را در افزایش عملکرد وش، به طور مستقیم و غیرمستقیم، خواهد داشت و می توان از این صفت جهت افزایش عملکرد وش در برنامه های به نژادی بهره برد. عملکرد وش و کیل هم مهم ترین صفات موثر بر افزایش وزن الیاف بودند، به طوری که این دو صفت به ترتیب بیشترین اثر مستقیم و غیرمستقیم را بر وزن الیاف داشتند. در نهایت دو صفت وزن غوزه و عملکرد وش، به عنوان مهم ترین صفات موثر بر بهبود عملکرد پنبه دانه در رقم ورامین شناخته شدند.
    کلیدواژگان: پنبه زراعی، همبستگی فنوتیپی، رگرسیون گام به گام، اثرمستقیم و غیرمستقیم
  • شمس الله عبدالله پور، شهرام نوروزیه، فرامرز درویش مجنی صفحات 115-130
    توسعه برداشت مکانیزه به عنوان یکی از راه کارهای اصلی برای کاهش 30 درصدی هزینه ها می تواند قدرت رقابت محصول پنبه را بالا برده و سبب حفظ این محصول در کشور گردد. برای برداشت ماشینی پنبه لازم است که قبل از برداشت از محلول های برگ ریز استفاده گردد تا محصول برداشت شده تمیز و با کیفیت باشد. به منظور بررسی اثر زمان پاشش برگ ریز و سرعت پیشروی ماشین برداشت وش چین پنبه بر کارکرد ماشین، آزمایشی در سال زراعی 1393 در ایستگاه تحقیقاتی هاشم آباد گرگان به مورد اجرا گذاشته شد. فاکتور های مورد مطالعه در این تحقیق شامل دو زمان پاشش برگ ریز (70 و 90 درصد باز شدن غوزه ها)، دو رقم پنبه (گلستان و سپید) مناسب برداشت ماشینی و سه سرعت پیشروی (4/1، 2/5 و 2/7 کیلومتر بر ساعت) بودند. طرح آزمایشی مورد استفاده در این تحقیق، اسپلیت اسپلیت پلات در قالب بلوک های کاملا تصادفی، با سه فاکتور در سه تکرار می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که زمان پاشش برگ ریز و سرعت ماشین بر کیفیت الیاف بی تاثیر بود. اثر رقم بر کیفیت الیاف معنی دار گردید، که این اهمیت انتخاب رقم مناسب برای برداشت مکانیزه را می رساند. رقم سپید از لحاظ شاخص کیفی الیاف نسبت به رقم گلستان برتری داشته و مناسب تر برای برداشت ماشینی است. رقم سپید از لحاظ شاخص کیفی الیاف نسبت به رقم گلستان برتری داشته و مناسب تر برای برداشت ماشینی است.
    کلیدواژگان: پنبه، وش چین، برگ ریز، کیفیت الیاف
|
  • Pages 1-16
    Cotton is an important and strategic plant. This plant is susceptible to K deficiency. Some plants i.e. cotton has genetic differences in K uptake and use. The objective of this study was to investigate the K uptake and use efficiency of some cotton genotypes in two different soils and, to introduce the superior genotypes. For this purpose, a pot experiment carried out on 20 different cotton genotypes as a factorial in a completely randomized design with three replications. The first factor consisted of 20 cotton genotypes, the second factor was 3 plants growth media which included of washed sand mixed with soils that predominant in smectite (Kordkouy) and illite (Rahmatabad) and control (washed sand without soil). The plants were grown to 40 days and then harvested. The Amounts of dry matter weight and potassium in the leaves, stems and roots were measured. The results showed that the different cotton genotypes have different responses in different cultivation media. Sepid and N2680 genotypes in the Rahmat abad soil, Tabladila in the Kordkoy soil and Golestan in control had the most K uptake but, Khorshid, Armaghan and M16 genotypes showed the least K uptake in the Rahmat abad and Kordkoy soils and in the blank, respectively. The K uptake in the Kordkoy soil to other two treatments (control and Rahmat abad soil) decreased due to the dominant smectite and, followed by high potassium exhaustion. The results indicated that Khorshid, Armaghan and M16 genotypes with the least dry matter weight and the least potassium uptake categorized as an inefficient genotypes group and, NN2A19, N2680, SKT133 and BC244 genotypes with the most dry matter weight and medium potassium uptake considered as an efficient genotypes group. The genotype Sepid with the most dry matter yield and potassium uptake was efficient in potassium uptake but was inefficient in potassium use. The remaining genotypes with average dry matter weight and potassium uptake classified in a medium efficient group.
    Keywords: Cotton, Nutrient use efficiency, Potassium uptake
  • Ghorbanali Roshani * Pages 17-26
    To evaluate the effect of salinity on accumulation of amino acids and the activity of antioxidant enzymes in some genotypes of cotton (Gossypium hirsutum L.) an experiment in a randomized complete block design with three replications was conducted in Anbar Olum’s research farm which is located in Golestan province. Treatments consisted of seven genotypes of cotton namely;Çukurova, opal, Shyrpan 539, 43200, Ciland, and a Sepid in a saline soil with the EC equivalent to 14.8 dS/m.The Voshmgir’s dam water was used for irrigation having the salinity of 2.5-3 dS/m. The 5th and 6thleaves and thirty days’ stems samples were taken. The results showed that the soil salinity had a significant effect on yield and physiological traits genotypes with more severe stress and activity of catalase, peroxidase, polyphenol oxidase and amino acids proline and glycine betaine increased. Among the genotypes, the activity of peroxidase, proline and glycinebetaine was a significant difference with 99% of confidence and the activity of catalase and glycinebetaine in Sepid genotype was higher but the Opal genotype showed a higher amount of peroxidase activity and proline content. According to the results collected from the field, the Opal genotype with 2256 kg/ha of seed cotton yield had the highest and the Çukurova with 1399 kg/ha of seed cotton yield had the lowest performance.
    Keywords: Cotton, Salt, Osmotic protectants, Yield
  • Ebrahim Zeynali * Pages 27-44
    This experiment was laid out in order to study on effect of irrigation saline water on biochemical characteristics of mutant cotton lines in Isfahan Agricultural and Natural Resources Center, Iran at 2014-2015, by using of split plot arrangement based on complete block design with three replications. Experimental treatments were three irrigation water [4 (as control), 8 and 12 dS m-1] at main plots and three cotton genotypes (LM1673, LM1303 and Shayan) in sub plots. Results showed that the effect of irrigation using saline water on all traits was significant except reducing and non-reducing sugars. Effect of cultivar was significant on starch content and interaction between irrigation using saline water and cultivars was significant on soluble and non-reducing sugars, starch content and carotenoids. Irrigation by 12 dS m-1 saline water, soluble protein and soluble sugars increased as 50% and prolin content increased as 45% rather than control treatment. Proxidase (POX) enzyme activity in irrigation by 8 dS m-1 saline water treatment increased as 50% rather than irrigation by 12 dS m-1 saline water treatment. By increasing of irrigation water salinity, decreased chlorophyll content (40% rather than 8 dS m-1 saline water) and increased relief pigments such as carotenoids (50%) and anthocyanin (23%). In many traits, because of non-significant different amomg genotypes and with regards to high tolerance characteristics of Shayan genotype to salinity can be concluded that LM-1303 and LM-1673 had high tolerance to salinity same to Shayan genotype. With regard to higher soluble sugar, non-reducing sugar and carotenoids in LM-1303 genotype, can be concluded that this genotype had better physiological status under salinity compare to Shayan genotype.
    Keywords: Anthocyanin, Proxidase, Saline, chlorophyll
  • Kamal Ghasemi Yazdi * Pages 45-62
    To evaluate the distinctive morphological characteristics of cotton cultivars, and the correlation among different traits of cotton species, current research was conducted on Sahel, Golestan, Sepid, M-13, SKT-133, Latif, Termez 14, Barbadense and Doctor Omumi cotton cultivars from 2 different species of Gossypium hirsutum and G. barbadense in randomized complete block design (RCBD) during 2015 year in Hashemabad Cotton Research Station, Gorgan, Iran. Studied traits were included of plant height, number and length of sympodia and monopodia branches, the nodes numbers, bolls number and weight, seed weight, yield and lint percentage. According to the results, for all of the studied traits, significant statistical difference (p
    Keywords: Cotton, Total yield, G. hirsutum, G. barbadense
  • Pages 65-78
    This experiment was carried out for 2 years in Cotton Research Station of Karkendeh and Hashabad region in factorial–split plot using randomized complete block design with 3 factors in 4 replications. The purpose of evaluation was effects of tillage date, various levels of nitrogen fertilizer and plant date of cotton with cover crop on yield, yield components and weed density of Golestan cotton verity. Two tillage date were as first factors, two various levels of nitrogen fertilizer were as second factors and four plant date cotton with cover crop were as sub-factors. Composite variance analysis of traits showed that both region and tillage date had no effect on yield, yield components and weed density. The stage plant seedlings did not properly covered in cotton rows. Most weeds of cotton were observed in cultivation vetch after emergence of cotton treatment. In the second stage, vetch was covered among cotton rows and the highest number of weeds was observed in cotton treatment. The lowest number of weeds was related to cultivation vetch before emergence of cotton treatment and this treatment, in addition to having the lowest yield had the lowest weeds.
    Keywords: Tillage, nitrogen, Golestan cultivar, Cotton
  • Masuome Younesabadi * Pages 79-100
    In order to study of flora, functional and structural diversity of weed species, cotton fields of Gloestan province (6 cities) were surveyed during 2012 year. Randomized sampling method as W shape was conducted by using 0.5×0.5-meter quadrate, systematically. In this study, 38 weed species belong to 16 families were recorded which most of them were from Poaceae by 10 species and Amaranthaceae by 4 species. Among different weed families,Poaceae, Cyperaceae and Fabaceae had the most relative abundance in cotton fields, respectively. Based on the results, 76% of recorded weeds were annual and the rest were perennial, also 71% of identified weeds were broad-leaved and the rest were narrow-leaved. Cyperus rotundus and Alhagi camelorum were the most important weeds from narrow-leaved and broad-leaved weeds, respectively. The highest number of species were observed in Ali Abad and Aq Qala (16 species) and the lowest observed in Kord koy (8 species). Among different cities, Ali Abad and Aq Qala (63%), Ali Abad and Galikesh (62%) and Ali Abad and and Bandar Gaz (62%) had the highest similarity index but Kord koy and Aq Qala had the lowest similarity index (8%). The highest Shanon diversity index (2.13) was observed in Galikesh city and the lowest value (1.57) observed in Kord koy city. The highest Simpson diversity index (0.29) was observed in Bandar Gaz and Bandar Torkaman cities and the lowest value (0.15) observed in Galikesh city.
    Keywords: Diversity, Relative abundance, similarity, Simpson, Shanon index
  • Mehdi Kakaei, Danial Kahrizi, Saied Saaied Mousavi* Pages 101-114
    Assessing specific relationships among lint-yield, cottonseed-yield and some important agro- morphological traits, in commercial varieties of Varamin, was the main objective of the present study to use in the future breeding programs. To achieve the above objective, the seeds were planted in 10 lines with 2 meters long in each block, based on RCBD with three replications during 2009-2010 years. Plant height, number of bolls per plant, mean boll weight, leaf length, leaf width, number of branches per plant, length of fiber, chlorophyll content, fiber yield, lint percentage, lint-yield and cottonseed-yield were measured. Correlation analysis indicated that the traits of boll weight, (r= 0.97), cottonseed-yield (r=0.93), fiber weight (r=0.90), leaf width (r=0.77), fiber length (r=0.70), leaf length (r=0.66) were significantly correlate with lint-yield. Stepwise regression results for lint-yield, as dependent variable, showed that the traits of boll weight, fiber weight, lint percentage and number of bolls per plant were respectively entered in the regression model, as the most effective independent variables. Path analysis results indicated that the trait of boll weight had the maximum direct effect (0.366) and the traits of boll weight and lint percentage had the maximum indirect effects (by increasing fiber weight character) on lint yield. Total results showed that the trait of boll weight had the maximum direct and indirect effect on increasing lint- yield therefore, we can use it in the future breeding program for improvement of lint-yield. Lint-yield and lint percentage were the most important characters on increasing fiber weight. In other words, these two above-mentioned traits had the maximum direct and indirect effect on fiber weight, respectively. Finally, the traits of boll weight and lint-yield were recognized the most important characters for improving cottonseed-yield of Varamin cultivar.
    Keywords: Gossypium hirsutum, Phenotypic correlation, stepwise regression, Direct, indirect effect
  • Shamsolah Abdollahpour, Shahram Nowrouzieh, Faramarz Darvish Mojeni Pages 115-130
    The development of mechanized harvesting as a way to reduce 30% the cost of production could raise the competitiveness of cotton production and maintain in the country. Using defoliator before machine harvesting is necessary to cleaning harvesting and high quality. To evaluate the effect of spraying time of defoliator and speed of cotton harvesting machine on machine performance and quality of cotton fiber, an experiment was carried out in Cotton Research Station of Hashemabad, Gorgan in 2014. The studied factors in this research were included two levels of spraying time of defoliator, two levels of cotton varieties suitable for mechanical harvesting and three levels of forward speed. The experimental design was split split plot in randomized complete block design with three replications and three factors. Results showed that harvesting time and speed did not affect the quality of the fiber. The effect of variety was significant on fiber quality, the importance of choosing the most suitable for mechanized harvesting of leads. Sepid variety in terms of quality index fibers had priority compared to the Golestan, and was suitable for machine harvesting.
    Keywords: Cotton, Cotton picker, Defoliator, Quality of fiber