فهرست مطالب

گیاهان دارویی - پیاپی 64 (پاییز 1396)
  • پیاپی 64 (پاییز 1396)
  • 214 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/08/23
  • تعداد عناوین: 14
|
  • لادن کاشانی، فاطمه خاجویی کرمانی، شاهین آخوندزاده * صفحات 1-20
    مقدمه
    یکی از شایع ترین علائمی که زنان در دوران یائسگی تجربه می کنند گرگرفتگی (Hot Flash)می باشد. هورمون درمانی شایع ترین روش درمانی برای کاهش علایم گرگرفتگی است. اما این روش عوارض متعددی دارد. بنابراین به دلیل نگرانی های مربوط به عوارض هورمون درمانی بسیاری از زنان به استفاده از داروهای گیاهی در درمان عوارض یائسگی از جمله گرگرفتگی علاقه مند هستند.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی نتایج کارآزمایی های بالینی صورت گرفته در زمینه بررسی اثر بخشی انواع داروهای گیاهی در درمان گرگرفتگی در زنان یائسه بود.
    روش بررسی
    برای یافتن مطالعات کارآزمایی های بالینی تصادفی کنترل دار در مورد اثر داروهای گیاهی بر گرگرفتگی در زنان یائسه جستجو از ابتدای فوریه سال 1994 تا فوریه سال 2017 در بانک های اطلاعاتی Medline، Web of Science وScopus انجام گرفت.
    نتایج
    در این مطالعه 59 کارآزمایی بالینی با توجه به معیارهای ورود یافت شد. نتایج نشان دادند که گیاهان دارویی متعددی مانند سویا (Glycine max)، کوهوش سیاه (Cimicifuga racemose)، پنج انگشتی (Vitex agnus-castus)، شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra)، شنبلیله (Trigonella foenum-graecum)، رازک (Humulus lupulus)، سنبل الطیب (Valeriana officinalis)، دانه کتان (Linum usitatissimum)، مریم گلی (Salvia officinalis)، بادیان (Pimpinella anisum)، شبدر قرمز(Trifolium pretense) ، گل راعی (Hypericum perforatum) و جینکو (Ginkgo biloba) می توانند در کاهش گرگرفتگی در زنان یائسه نقش داشته باشند.
    نتیجه گیری
    مطالعه ما نشان داد که گیاهان دارویی بسیاری در کاهش علایم گرگرفتگی موثر هستند. اما برای نتیجه گیری قطعی در این مورد نیاز به مطالعات بیشتری می باشد.
    کلیدواژگان: گرگرفتگی، گیاهان دارویی، یائسگی
  • فاطمه کلنگی، زهرا معماریانی، نرجس گرجی، سیدعلی مظفرپور، ریحانه معینی *، روشنک ثاقبی، مرتضی مجاهدی صفحات 21-31
    اختلالات کلیوی از جمله نارسایی کلیه، از مشکلات شایعی هستند که موجب بروز آسیب کلی در بدن می‏شوند. در طب رایج روش‏های کنترل این اختلالات و درمان‏های موجود در بسیاری از موارد ناکافی به نظر می‏رسد. با توجه به اقبال روزافزون جامعه به استفاده از طب‏های سنتی و مکمل، می‏توان از پتانسیل طب سنتی ایران در راستای پژوهش‏ها جهت یافتن راهکارهای درمانی موثرتر بهره برد. هدف از این مطالعه استخراج گیاهان دارویی مورد استفاده در طب سنتی ایران به منظور تقویت عملکرد و محافظت از کلیه ها در مقابل عوامل آسیب‏زا است. این تحقیق یک مطالعه کتابخانه‏ای جهت بررسی مفردات دارویی موثر در درمان دو بیماری مهم کلیه در منابع طب سنتی با عنوان‏های ضعف کلیه و هزال (آتروفی) کلیه می‏باشد. شش کتاب داروشناسی مرجع طب سنتی از دوره های مختلف تاریخی انتخاب و کلیدواژه های مرتبط با ضعف و هزال کلیه جستجو شد. این کار در ده مرحله یافتن کلیدواژه، یافتن مفرده، جستجو در منابع، تهیه لیست واحد، یافتن مترادفات، دسته بندی، بازبینی، خروج مفردات از ترکیبات، جمع بندی، نمره‏دهی و مرتب سازی انجام شد. در پایان 14 گیاه دارویی برای درمان ضعف و 15 گیاه دارویی در پیشگیری و درمان آتروفی کلیه به دست آمد؛ خشخاش، کهربا و لک جزو مفردات گیاهی پرتکرار در درمان ضعف و انجیر، موز و فندق جزو مفردات گیاهی پرتکرار برای پیشگیری و درمان آتروفی کلیه ها هستند. لیست مفردات دارویی حاصل شده در این مطالعه می‏تواند مبنای انجام مطالعات آزمایشگاهی و بالینی برای ساخت داروهای جدید برای پیشگیری یا درمان اختلالات کلیوی از جمله نارسایی حاد یا مزمن کلیه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ضعف کلیه، طب سنتی ایران، گیاهان دارویی، نارسایی کلیه، نفروپروتکتیو
  • ندا اوژن، مرتضی گلدانی *، حسنعلی نقدی بادی، علی مهرآفرین، مهدی پارسا صفحات 32-44
    مقدمه
    کاربرد محرکهای آلی و زیستی در مراحل مختلف رشد گیاه میتواند علاوه بر کاهش تنش های محیطی به افزایش رشد و عملکرد گیاهان کمک کند.
    هدف
    تعیین اثر فرمولاسیون مختلف محرک های زیستی کیتوزان، اسید هیومیک و اسیدسیتریک بر میزان نپتالاکتون و خصوصیات بیوشیمیایی پونهسای گربه ای بود.
    روش بررسی
    این تحقیق بر پایه طرح آماری بلوک کامل تصادفی (CRBD) در گلخانه تحقیقاتی پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل شاهد (عدم استفاده از فرمولاسیون)، اسیدسیتریک، غلظتهای مختلف اسید هیومیک، فرمولاسیونهای ترکیبی دو گانه کیتوزان + اسیدسیتریک و فرمولاسیونهای ترکیبی سه گانه کیتوزان + اسید هیومیک + اسیدسیتریک بودند. ابتدا ریشه نشاها قبل از انتقال به گلدانها اعمال تیمار شدند و سپس حدود 20 روز بعد از کاشت طی 3 مرتبه به فاصله زمانی 15 روز یک بار، تیمارها بر روی سطح گیاه محلول پاشی شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد استفاده از فرمولاسیون های مختلف اسید هیومیک، اسید سیتریک و کیتوزان تاثیر معنی داری بر ارتفاع بوته (05/0P≤)، تعداد ساقه فرعی، تعداد برگ، وزن خشک برگ، ساقه و اندام هوایی بوته، میزان قندهای محلول، میزان فنل، تانن، فلاونوئید و متابولیت نپتالاکتون (01/0 P≤) داشت. بیشترین میزان در اغلب خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی در فرمولاسیون 400 گرم در لیتر کیتوزان + 800 گرم در لیتر اسید هیومیک + 400 گرم در لیتر اسیدسیتریک مشاهده شد. بیشترین میزان نپتالاکتون نیز در فرمولاسیون 200 گرم در لیتر کیتوزان + 800 گرم در لیتر اسید هیومیک + 400 گرم در لیتر اسیدسیتریک حاصل شد.
    نتیجه گیری
    کاربرد محرکهای زیستی اسید هیومیک، اسید سیتریک و کیتوزان تاثیر مثبتی بر بهبود ویژگی های رویشی و بویژه خصوصیات فیتوشیمیایی گیاه دارویی پونه سای گربه ای داشت.
    کلیدواژگان: پونه سای گربه ای، اسید سیتریک، اسید هیومیک، کیتوزان، محرک زیستی، نپتالاکتون
  • زینب حمیدنژاد، سیدمحسن آوندی *، روح الله حق شناس، عباس پاکدل صفحات 45-57
    مقدمه
    چاقی و اختلالات متابولیکی یکی از عوامل خطرساز سلامتی در دنیا است. فعالیت بدنی و مکمل های گیاهی از موضوعات مهم پژوهشی در حوزه سلامتی و کاهش چاقی است.
    هدف
    مطالعه ی حاضر با هدف مقایسه ی اثر پنج هفته تمرین مقاومتی دایره ای به همراه مکمل-دهی سیر بر سطوح آدیپونکتین سرمی زنان دارای اضافه وزن انجام شد.
    روش بررسی
    در یک کارآزمایی نیمه تجربی- با طرح دوسویه کور تعداد 32 زن سالم دارای اضافه وزن با آرایش تصادفی در چهار گروه هشت نفره شامل گروه مکمل سیر، گروه دارونما، گروه تمرین مقاومتی و سیر و گروه تمرین و دارونما قرار گرفتند. گروه های تمرین، پنج هفته تمرین مقاومتی را سه جلسه در هفته انجام دادند. همه گروه ها به مدت پنج هفته روزانه 1000 میلی گرم مکمل سیر یا دارونما را در دو وعده ی 500 میلی گرمی دریافت کردند. قبل و بعد از برنامه تمرین شاخص های آنتروپومتریکی و سطح سرمی آدیپو نکتین اندازه گیری شد.
    نتایج
    بعد از پنج هفته سطوح استراحتی آدیپونکتین سرمی گروه تمرین مقاومتی دایره ای به همراه مکمل دهی سیر در مقایسه با سایر گروه ها افزایش نشان داد اما این افزایش از لحاظ آماری معنی دار نبود )123/0 (P> . همچنین کاهش وزن بدن نیز در گروه تمرین و سیر در مقایسه با سایر گروه ها تفاوت معنی داری را نشان نداد (99/0P>).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود تحقیقات بیشتری در زمینه مصرف مکمل سیر به همراه تمرین مقاومتی بر کاهش وزن و سطوح استراحتی آدیپونکتین سرمی و سایر شاخص های مرتبط با چاقی در زنان چاق انجام گیرد.
    کلیدواژگان: آدیپونکتین، تمرین مقاومتی، مکمل سیر
  • فاطمه میرزایی، فواد فاتحی، احمد اسماعیلی، آنیتا یاقوتی پور، اردشیر قادری * صفحات 58-70
    مقدمه
    تیمول و کارواکرول دو متابولیت ثانویه ارزشمند گیاه دارویی آویشن باغی (Thymus vulgaris) است که تولید آن در گیاه به شدت تحت تاثیر فاکتورهای ژنتیکی و محیطی است.
    هدف
    بررسی تاثیر تنش کم آبی بر بیان 3 ژن مهم مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول، صفات فیتوشیمیایی و فیزیولوژیک گیاه آویشن باغی بود.
    روش بررسی
    این آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تیمار و 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی انجام شد. تیمارها شامل شرایط 100 درصد (شاهد)، 70 درصد (تنش ملایم)، 40 درصد (تنش متوسط) و 20 درصد ظرفیت زراعی (تنش شدید) بود. بررسی بیان ژن ها با روش qRTPCR بررسی شد و آنالیز اسانس توسط روش HPLC انجام شد. همچنین صفات فیزیولوژیک محتوای کلروفیل، محتوای نسبی آب برگ، درصد نشت الکترولیت و محتوای کاروتنوئید مورد سنجش قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج نشان داد تنش کم آبی اثر معنی داری (05/0P ≤) بر بیان ژن های مورد مطالعه داشت. بیش ترین میزان بیان ژن های DXR)) و (Tctps5) در تیمار 70 درصد ظرفیت زراعی و بیشترین میزان بیان ژن (Tctps1) در تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. همچنین بیشترین میزان تیمول و کارواکرول در تیمار 70 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. از سوی دیگر بیشترین میزان کلروفیل در تیمار شاهد و بیشترین میزان کاروتنوئید در تیمار 70 درصد ظرفیت زراعی به دست آمد. همچنین در صفات محتوی نسبی آب و نشت الکترولیت تفاوت معنی داری میان تیمارهای اعمال شده مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    سطح رطوبت 70 درصد ظرفیت زراعی از طریق افزایش بیان ژن های ابتدا و انتهای مسیر بیوسنتزی MEP باعث افزایش تولید متابولیت های ثانویه تیمول و کارواکرول شده است.
    کلیدواژگان: Thymus vulgaris، بیان ژن، تنش کم آبی، تیمول، رنگیزه های فتوسنتزی، کارواکرول
  • لاله الهام پور، محمدعلی آذربایجانی *، محمد ناصحی، مقصود پیری، محمدرضا زرین دست صفحات 71-82
    مقدمه
    به دلیل وجود بازار گسترده ی مواد مخدر در کشور و تنوع درمان های پیشنهادی نظیر راهکارهای غیردارویی شامل فعالیت ورزشی و مکمل های گیاهان دارویی، نیاز به مطالعات بیشتر ضروری به نظر می رسد.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر همزمان کورکومین و تمرین شنا بر میزان افسردگی در موش های نر وابسته به مورفین بود.
    روش بررسی
    در یک کارآزمایی تجربی، 40 سر موش نر نژاد NMRI آلبینو، به وزن g 19- 21 به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی به گروه های تیمار کنترل، مورفین، تمرین شنا، کورکومین، تمرین شنا+ کورکومین تقسیم شدند. آزمودنی ها، همراه با دریافت کورکومین، تمرین شنا را به مدت 60 دقیقه در روز، 5 روز در هفته، به مدت 1 هفته انجام دادند. سپس 5 روز مورفین (mg/ml/kg 5/2) همراه با تمرین شنا دریافت نمودند. سپس آزمون شنای اجباری انجام و بعد از 10 روز مجددا این آزمون انجام شد.
    نتایج
    تمرین زمان فعالیت شنا را افزایش داده، ولی بر زمان بی تحرکی و حرکات صعودی تاثیر معنی دار نداشت، مکمل کورکومین در همین زمان، سبب افزایش زمان حرکات صعودی و عدم تغییر زمان بی تحرکی و شنا شد. مکمل کورکومین همراه با تمرین شنا سبب افزایش زمان بی تحرکی و کاهش زمان شنا شد، در حالی که بر زمان حرکات صعودی تاثیر معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که مصرف مورفین سبب ایجاد افسردگی نشده است. همچنین، ترکیب مکمل کورکومین و تمرین شنا موجب کاهش افسردگی در شرایط مصرف مورفین نشده اند.
    کلیدواژگان: آزمون شنای اجباری، افسردگی، تمرین شنا، کورکومین، مورفین
  • مریم شمشیری، سیدعلی حسینی * صفحات 83-92
    مقدمه
    فعالیت های ورزشی و تغذیه از ارکان اساسی مراقبت و مدیریت دیابت می باشند.
    هدف
    هدف تحقیق حاضر برسی اثرات تعاملی هیپوگلایسمیک شنا و آلوئه ورا در موش های دیابتی بود.
    روش بررسی
    72 سر موش دیابتی انتخاب و در 9 گروه (1) کنترل هفته اول، (2) کنترل هفته چهارم، (3) کنترل هفته ششم، (4) چهار هفته آلوئه ورا، (5) شش هفته آلوئه ورا، (6) چهار هفته شنا، (7) شش هفته شنا، (8) چهار هفته شنا و آلوئه ورا و (9) شش هفته شنا و آلوئه ورا تقسیم شدند. جهت بررسی اثر القاء دیابت 24 سر موش سالم انتخاب و در 3 گروه (10) کنترل هفته اول، (11) کنترل هفته چهارم و (12) کنترل هفته ششم قرار گرفتند. گروه های 6 و 8 چهار هفته و گروه های 7 و 9 شش هفته، پنج جلسه در هفته و هر جلسه 30 دقیقه شنا کردند. همچنین گروه های 4، 5، 8 و 9 روزانه mg/kg 100 آلوئه ورا دریافت کردند. یافته ها با آزمون های آنالیز واریانس دو طرفه، آنالیز واریانس دو طرفه و تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند (05/0 ≥P).
    نتایج
    القای دیابت اثر معنی داری بر افزایش گلوکز و مقاومت به انسولین و کاهش انسولین دارد (05/0 >P)، تمرین شنا، مصرف آلوئه ورا و ترکیب تمرین شنا و آلوئه ورا اثر معنی داری بر کاهش گلوکز و مقاومت به انسولین دارد (05/0 >P) همچنین 6 هفته شنا نسبت به 4 هفته شنا و 6 هفته مصرف آلوئه ورا نسبت به 4 هفته اثر بیشتری بر کاهش گلوکز و مقاومت به انسولین دارد (05/0>P).
    نتیجه گیری
    چهار و شش هفته شنا و آلوئه ورا دارای اثرات تعاملی هیپوگلایسمیک در موش های دیابتی هستند.
    کلیدواژگان: آلوئه ورا، تمرین شنا، دیابت، شاخص های گلایسمیک
  • علی مهرآفرین، حسنعلی نقدی بادی، مهدیه میرزایی مطلق، مهتاب صالحی *، مونا غیاثی یکتا صفحات 93-108
    مقدمه
    کاربرد محرک زیستی متانول و پتاسیم با کاهش تنفس نوری در گیاهان سه کربنه، کاهش تعرق، افزایش جذب آب و مواد غذایی و بیوسنتز اسیدهای آمینه می تواند بر شاخص های رشد و عملکرد متابولیکی گیاهان به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثر بگذارد.
    هدف
    این تحقیق با هدف بررسی اثرات محلول پاشی متانول و سولفات پتاسیم بر تغییرات فیتوشیمیایی و مورفولوژیکی گیاه دارویی شوید اجرا شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده گیاهان دارویی جهاددانشگاهی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل محلول پاشی متانول در 3 سطح (0، 20 و 40 درصد حجمی) و سولفات پتاسیم در 4 سطح (0، 1، 5/1 و 2 گرم بر لیتر) بودند.
    نتایج
    کاربرد متانول، وزن خشک برگ، ساقه و وزن تر گل آذین را افزایش داد. محلول پاشی سطوح مختلف سولفات پتاسیم نیز، ارتفاع بوته، وزن خشک برگ، وزن تر گل آذین و اندام هوایی را افزایش داد. کاربرد متانول بر میزان اسانس شوید بی تاثیر بود. اما میزان آلفاپینن را افزایش داد. غلظت پایین متانول میزان تیمول، آلفا-فلاندرن، میرسن و پاراسیمنن را افزایش داد. چنان که افزایش غلظت متانول میزان آنها را کاهش داد.
    نتیجه گیری
    خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه شوید تحت تاثیر محلول پاشی متانول و سولفات پتاسیم افزایش یافت. به طوری که بالاترین میزان وزن خشک برگ، ساقه و وزن تر گل آذین و نیز بیشترین میزان آلفاپینن اسانس با کاربرد متانول 40 درصد ایجاد شد. همچنین استفاده از سولفات پتاسیم به میزان 2 گرم بر لیتر بیشترین ارتفاع بوته، وزن خشک برگ، وزن تر گل آذین و اندام هوایی را ایجاد نمود.
    کلیدواژگان: شوید، اسانس، سولفات پتاسیم، محرک زیستی متانول، محلول پاشی
  • یعقوب صرافی *، حدیث توحدی، حسین دهقان صفحات 109-115
    مقدمه
    جعفری کوهی انبوه (Pimpinella affinis) از خانواده چتریان و یکی از سبزی های مصرفی مناطق شمالی ایران است.
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر ضدباکتری عصاره های برگ جعفری کوهی انبوه علیه دو سویه استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیا کلی و جداسازی اجزای موثرآن انجام شد.
    روش بررسی
    حداقل غلظت بازداری (MIC) عصاره های هگزانی، اتیل استاتی و متانولی به دست آمده از برگ جعفری کوهی انبوه علیه استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی (تهیه شده از سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران) به روش براث میکرودایلوشن بررسی شد. با توجه به نتایج حاصل، عصاره اتیل استاتی جهت جداسازی اجزای فعال آن انتخاب و سپس با استفاده از روش های کروماتوگرافی ستونی و لایه نازک (TLC) به 29 جزء تفکیک شد. اثر ضد باکتریایی اجزای به دست آمده نیز مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    عصاره اتیل استاتی (با mg/ml 0/1=MIC علیه استافیلوکوکوس اورئوس و mg/ml 0/2=MIC علیه اشرشیاکلی) نسبت به دو عصاره دیگر نتایج بهتری را نشان داد. از میان 29 جزء به دست آمده از عصاره اتیل استاتی، جزءهای 5F-3F، 8F و 9F علیه استافیلوکوکوس اورئوس (با μg/ml 0/5=MIC و 05/0>P) دارای بالاترین قدرت مهارکنندگی بودند. حداقل غلظت بازداری کلرامفنیکل به عنوان استاندارد علیه استافیلوکوکوس اورئوس برابر با μg/ml 0/1=MIC (01/0>P) می باشد. تمامی نتایج گزارش شده دارای p-value کمتر از 05/0 می باشند و دارای سطح معنی داری مناسبی هستند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که اثر مهارکنندگی هر سه عصاره هگزانی، اتیل استاتی و متانولی بر روی باکتری استافیلوکوکوس اورئوس بیشتر از اشرشیا کلی است. همچنین جزء بندی عصاره اتیل استاتی منجر به بدست آوردن جزءهایی (5F-3F، 8F و 9F) تا 200 برابر فعال تر از خود عصاره اتیل استاتی شد.
    کلیدواژگان: جعفری کوهی انبوه، استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیاکلی، کروماتوگرافی
  • حسین بی باک *، فاطمه مقبلی هنزایی صفحات 116-140
    مقدمه
    از دیرباز تاکنون گیاهان دارویی خودرو یا کاشته شده به عنوان منبع دارویی مهمی مورد استفاده قرار می گرفته اند. گیاه شناسی سنتی روش های ارزشمندی را برای یافتن گیاهان دارویی جدید و داروهای گیاهی عرضه می کند.
    هدف
    هدف از این مطالعه شناسایی گیاهان دارویی مهمی است که به طور گسترده بوسیله ی ساکنان محلی، در درمان بیماری ها در شهرستان جیرفت مورد استفاده قرار می گیرند.
    روش بررسی
    شهرستان جیرفت با وسعت 13799 کیلومتر در مرکز استان کرمان واقع شده است. در این بررسی شناسایی و معرفی گیاهان این شهرستان با استفاده از پیمایش های صحرایی، اطلاعات مردمی و مطالعات اسنادی، صورت گرفته است. گونه های گیاهی پس از جمع آوری شناسایی شدند و برای هر گونه ی گیاهی نام علمی، نام محلی، شکل زیستی، خاصیت درمانی، اندام مورد استفاده و نحوه مصرف رایج تدوین شد.
    نتایج
    در مجموع، 147 گونه گیاه دارویی متعلق به 132 جنس در 48 خانواده در این شهرستان تشخیص داده شدند که از آنها به عنوان درمان بیماری های گوارشی، آرام بخش، التیام دهنده ی زخم، مقوی معده، مسکن انواع دردها و التهاب ها و موارد دیگر در طب سنتی استفاده می شود که با مدیریت و برنامه ریزی دقیق، می توان آنها را مورد بهره برداری قرار داد.
    نتیجه گیری
    فراوانی و استفاده گسترده ازگیاهان دارویی، موجب فراهم آمدن زمینه ای برای شناسایی اثرات درمانی جدید گیاهان منطقه شده است. محدودیت منابع داخلی، توسعه ی طرح های اشتغال زایی بر مبنای کشت و توسعه ی گیاهان دارویی سازگار با شرایط اکولوژیکی منطقه، می تواند حداکثر تولید و بهره وری را در پی داشته و راه کاری مناسب برای حفظ این منابع باشد.
    کلیدواژگان: استفاده سنتی، شهرستان جیرفت، گیاهان دارویی
  • رضیه جوشقانی، علی مهرآفرین، محمدرضا لبافی * صفحات 141-152
    مقدمه
    از آنجایی که مواد موثره گیاه اسطوخودوس برای معالجه بیماری های مربوط به سیستم عصبی و درمان رماتیسم استفاده می شود، ارزیابی فیتوشیمیایی این گیاه بویژه در شرایط محیط کشت و تولید ضروری می باشد.
    هدف
    این پژوهش به منظور بررسی اثر بسترهای مختلف کشت بر مقدار تغییرات اجزای اسانس، محتوای کلروفیل، عناصر غذایی، ویژگی های رشدی و ریشه زایی گیاه دارویی اسطوخودوس به اجرا درآمد.
    روش بررسی
    آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 10 تیمار و سه تکرار انجام شد .بسترهای مختلف کشت تولید گیاه در این تحقیق شامل M1: ماسه، M2: ماسه:پرلیت (1:2)، M3: ماسه:پیت ماس (1:2)، M4: ماسه:ورمی کمپوست (1:2)، M5: ماسه:پرلیت:پیت ماس (1:1:2)، M6: ماسه:پرلیت:ورمی کمپوست (1:1:2)، M7: ماسه:پیت ماس:ورمی کمپوست (1:1:2)، M8: ماسه:ورمی کمپوست:پیت ماس:پرلیت (2:1:1:2)، M9: ماسه:ورمی کمپوست:پیت ماس:پرلیت (2:1:1:4) و M10: ماسه:ورمی کمپوست:پیت ماس:پرلیت (2:1:1:6) بودند.
    نتایج
    بسترهای مختلف کشت تاثیر معنی داری بر همه ی خصوصیات ریشه زایی گیاه، میزان کلروفیل، مقدار عناصر غذایی و همچنین میزان تغییرات اجزای اسانس گیاه اسطوخودوس داشت. لیمونن، بورنئول و کامفور به ترتیب بیشترین میزان ترکیبات اسانس را شامل شدند. بیشترین مقدار لیمونن و منوترپن های اکسیژنه در تیمار M1، درصد ریشه زایی و تعداد ریشه اصلی در تیمار M3، مقدار کامفور، کلروفیل و وزن خشک ریشه در تیمار M5، مقدار بورنئول در تیمار M8 و میزان منوترپن های هیدروکربنه در تیمار M10 مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    کاربرد بسترهای مختلف کشت در تولید و تکثیر گیاه دارویی اسطوخودوس علاوه بر اعمال تغییرات در خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی گیاه می تواند به طور مستقیم سبب تغییر در خصوصیات فیتوشیمیایی و ترکیبات اصلی اسانس اسطوخودوس بشود.
    کلیدواژگان: لیمونن، بورنئول، پرلیت، پیت ماس، ورمی کمپوست
  • افسانه کاظمیان، ندا پروین *، معصومه دلارام، فاطمه دریس صفحات 153-159
    مقدمه
    دیسمنوره اولیه، یکی از شایعترین شکایت زنان در دوران تولیدمثل و بلوغ است. بر اساس مطالعات اپیدمیولوژیک حدود نیمی از زنان جوان از دیسمنوره رنج می برند. در حال حاضر بسیاری از مردم از درمان های آلترناتیو و سنتی مانند گیاهان دارویی برای کاهش درد استفاده می کنند.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثرات ضددردی والرین و مفنامیک اسید در درمان دیسمنوره اولیه انجام شده است.
    روش بررسی
    این پژوهش کارآزمایی بالینی یک سو کور در 39 زن در محدوده سنی 16 تا 42 سال که از دیسمنوره اولیه شکایت داشته و به کلینیک زنان بیمارستان هاجر شهرکرد مراجعه می کردند، انجام شد. شرکت کنندگان به شکل تصادفی در دو گروه والرین (18 نفر) و مفنامیک اسید (21 نفر) قرار داده شدند. در گروه مداخله کپسول والرین 350 میلی گرم سه بار در روز و در گروه شاهد کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرمی هر 8 ساعت در سه روز اول قاعدگی (شروع خونریزی یا درد) برای سه سیکل داده شد. سه ماه پیگری انجام و شدت درد با استفاده از سنجش بصری درد بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی مطلق و درصدی) و تحلیلی مانند ویلکاکسون و مان ویتنی استفاده شد .
    نتایج
    نتایج نشان داد که تفاوت معناداری از نظر سن، مدت قاعدگی، فاصله قاعدگی و شدت درد در شروع مطالعه در دو گروه وجود نداشت (05/0 P>). پس از مداخله نتایج نشان داد که کاهش معناداری در شدت درد در هر دو گروه والرین و مفنامیک ایجاد شد (001/0 P<) و این تفاوت در دو گروه معنی دار نبود (05/0 P>).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که والرین بر درمان دیسمنوره اولیه اثرات مثبت دارد. مطالعات بالینی بیشتری برای اثبات اثربخشی والرین در درمان دیسمنوره اولیه مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: دیسمنوره اولیه، مفنامیک اسید، والرین
  • نورا عنایتی، رضا غفارزادگان، رضا حاجی آقایی، مهدی وزیریان * صفحات 160-169
    مقدمه
    برگ سنا از دسته ی ملین های محرک است، خاصیت ملین بودن این گیاه دارویی به سنوزیدها، آلوئه امودین و دیانترون موجود در آن برمی گردد که همگی از مشتقات آنتراکینون می باشند و برای معالجه ی یبوست، تخلیه ی روده قبل از جراحی و یا اعمال و آزمایش های ویژه ی ناحیه ی شکم، مورد استفاده قرار می گیرد.
    هدف
    این مطالعه با هدف مقایسه ی روش های مختلف عصاره گیری از گیاه سنا و بهینه سازی استخراج ماده ی موثره ی سنوزید B با استفاده از روش آماری سطح پاسخ انجام شده است.
    روش بررسی
    برای استخراج عصاره گیاه سنا، روش های مختلف عصاره گیری شامل خیساندن، خیساندن با هم زدن، استفاده از امواج فراصوت، استفاده از امواج مایکروویو و سوکسله با دو نوع حلال اتانول 96 و 60 درجه و در زمان های مختلف به کاربرده شدند. بهترین روش با در نظر گرفتن میانگین وزن عصاره و ماده موثره ی سنوزید B و استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه انتخاب شد. در مرحله بعد با استفاده از روش آماری سطح پاسخ به بهینه سازی مقدار ماده ی موثره ی سنوزید B پرداخته شده است.
    نتایج
    نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که با در نظر گرفتن میانگین وزن عصاره استحصال شده و مقدار سنوزید B، روش خیساندن با هم زدن به عنوان مناسب ترین شیوه عصاره گیری از گیاه سنا می تواند در استخراج صنعتی و دارویی مطرح باشد. نتایج بهینه سازی نشان می دهد که بیشترین مقدار ماده موثره (009/3 درصد) زمانی اتفاق می افتد که دما برابر 84، زمان 7/119 دقیقه، نسبت ماده به حلال برابر با 04/0 و اندازه صافی برابر با 7/29 میکرون باشد.
    نتیجه گیری
    درنهایت می توان نتیجه گرفت که استفاده از روش عصاره گیری خیساندن با هم زدن به عنوان یکی از بهترین روش های جداسازی عصاره گیاه سنا در صنعت مطرح بوده و بازده خروجی ماده موثره سنوزید B تحت تاثیر شرایط بهینه معرفی شده در بیشترین مقدار خود خواهد بود.
    کلیدواژگان: گیاه سنا، خیساندن با هم زدن، سنوزید B، روش سطح پاسخ، عصاره گیری
  • بیتا موسوی، فرزانه تفویضی *، سعید ذاکر بستان آباد صفحات 170-182
    مقدمه
    استفاده از گیاهان جهت سنتز نانوذرات به دلیل عدم استفاده از مواد آلاینده و سمی یکی از روش های دوست دار محیط زیست به شمار می رود.
    هدف
    از انجام این مطالعه، سنتز سبز نانوذرات نقره با استفاده از عصاره گیاه Artemisia turcomanica و ارزیابی سمیت نانوذرات نقره سنتز شده بر روی رده سلولی سرطان معده (AGS) می باشد.
    روش بررسی
    جهت سنتز نانوذرات نقره زیستی، از عصاره برگ گیاه Artemisia turcomanica استفاده شد. ریخت شناسی نانوذرات نقره زیستی با استفاده از آنالیز میکروسکوپ الکترونی گذاره و میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد ارزیابی قرار گرفت. اثرات سمیت سلولی نانوذرات زیستی در دو رده سلولی سرطان معده (AGS) و سلول نرمال فیبروبلاست (L-929) در غلظت های 3، 5، 5/12، 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر با روش رنگ سنجی MTT طی 24 ساعت بررسی شد. آزمون فلوسایتومتری جهت بررسی آپوپتوز انجام شد.
    نتایج
    مقدار IC50 نانوذره نقره در زمان 24 ساعت بر روی رده سلولی AGS، 88/4 میکروگرم بر میلی لیتر محاسبه شد که در مقایسه با گروه کنترل (سلول AGS که تیمار نانو ذره دریافت نکردند) معنی دار بود. همچنین IC50 مربوط به نانو ذره نقره در زمان 24 ساعت برای سلول های نرمال و غیر سرطانی مقدار 56/14 میکروگرم بر میلی لیتر بود. القا آپوپتوز بیشتری در برابر نکروز در سلول های AGS نسبت به کنترل دیده شد که از نظر آماری معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه برای اولین بار از عصاره گیاه Artemisia turcomanica جهت سنتز زیستی نانو ذره نقره استفاده شد و نتایج نشان داد که نانوذرات نقره سنتز شده دارای اثر سمیت سلولی و القا آپوپتوز بر روی سلول های سرطانی معده می باشند.
    کلیدواژگان: Artemisia turcomanica، سمیت سلولی، نانوذرات نقره زیستی
|
  • L. Kashani, F. Khajuei Kermani, S. Akhondzadeh * Pages 1-20
    Background
    Hot flashing is the most common symptoms experienced by women around the menopause time. The most common therapy for relief of menopausal symptoms is Hormone Replacement Therapy (HRT), but it has side effects. So, many women are interested in herbal medicines because of fear of side effect of hormone therapy.
    Objective
    The aim of this study was assess the effectiveness of different herbal medicine on the hot flash in menopausal women in clinical trial.
    Methods
    The database of Medline, Scopus, and Web of Science were searched to investigate randomized controlled clinical trials on the efficacy of herbal medicines on hot flash from Feb 1994 to Feb 2017.
    Results
    Fifty nine randomized controlled trials found according to the inclusion criteria. The results demonstrating that different herbal medicines such as Glycine max, Cimicifuga racemose, Vitex agnus-castus, Glycyrrhiza glabra, Trigonella foenum-graecum, Humulus lupulus, Valeriana officinalis, Linum usitatissimum, Salvia officinalis, Pimpinella anisum, Trifolium pretense, Hypericum perforatum and Ginkgo biloba can have role in reduction of the hot flashes.
    Conclusion
    Our study show that many herbal medicines can reduce the frequency and number of hot Flash but it needs more future studies to find reliable result.
    Keywords: Hot flash, Herbal medicine, Menopause
  • F. Kolangi, Z. Memariani, N. Gorji, Sa Mozaffarpur, R. Moeini *, R. Saghebi, M. Mojahedi Pages 21-31
    Background
    Renal disorders including renal failure are common complications which affect the whole body system. The treatment methods in modern medicine seem to be inadequate in a large number of cases. Regarding the increasing interest of the community towards traditional and complementary medicine, the potential of Persian medicine (PM) in management of renal diseases, could be put to test in research programs in order to find possible effective treatment.
    Objective
    The aim of this study is to introduce materia medica which are commonly used in PM for the purpose of protection and functional empowerment of the kidneys against destructive factors.
    Methods
    This research is a literature-based study on effective material medica used in the treatment of two significant renal disorders; renal weakness and renal atrophy (Hozal). Six pharmaceutical references of Persian medicine from different historical periods were searched by certain keywords related to renal weakness and renal atrophy.
    Results
    Fourteen materia medica related to the prevention or treatment of renal weakness and fifteen for renal atrophy were found. Poppy (Papaver somniferum), Amber and shellac are the most repeated medicines in the treatment of renal weakness; whereas fig (ficus carica), banana (musa sapientum) and hazelnut (corynus avelana) are mostly repeated for either prevention or treatment of renal atrophy.
    Conclusion
    Medicinal plants represented by Persian medicine references could be a basis for experimental and clinical researches for drug development in the field of prevention or even treatment of acute or chronic renal failure.
    Keywords: Materia medica, Nephroprotective, Persian Medicine, Renal failure, Renal weakness
  • N. Ozhan, M. Goldani *, H. Naghdi Badi, A. Mehrafarin, M. Parsa Pages 32-44
    Background
    The use of organic and biological stimulants at different stages of plant growth may increase growth and yield of plants in addition to reducing environmental stresses.
    Objective
    The aim of this study was to determine the induction effect of various formulations of chitosan, humic acid, and nicgtric acid on nepetalactone content and biochemical traits in catnip.
    Methods
    This study, which was based on a completely randomized design (CRBD), was conducted in the research greenhouse of Medicinal Plants Research Institute, ACECR. Treatments consisted of: control, citric acid, different concentrations of humic acid, dual combinatorial formulations of chitosan and citric acid, and triple combinatorial formulations of chitosan, citric acid, and humic acid. First, the roots of the transplants were treated before being transferred to the pot. Then, about 20 days after planting, treatments were sprayed on the plants three times – once every15 days.
    Results
    Results showed that the induction of different formulations of humic acid, citric acid, and chitosan had significant effects on plant height (P≤0.05), the number of lateral branches, the number of leaves, dry weight of leaves, stems, and shoot, content of soluble sugar, phenols, tannins, flavonoids, and nepetalactone (P≤0.01). The highest amounts - in most morpho-physiological traits - were observed 400 ppm chitosan 800 ppm humic acid 400 ppm citric acid treatment. The maximum content of nepetalactone was obtained at 200 ppm chitosan 800 ppm humic acid 400 ppm citric acid.
    Conclusion
    The use of biostimulants formulation including humic acid, citric acid, and chitosan had a significant positive effect on improving vegetative characteristics and especially on phytochemical traits of catnip (Nepeta cataria L.).
    Keywords: Nepeta cataria L., Biostimulant, Chitosan, Citric acid, Humic acid
  • Z. Hamidnezhad, Sm Avandi *, R. Haghshenas, A. Pakdel Pages 45-57
    Background
    Obesity and Metabolic Disorders is one of the risk factors for health in the world. Physical activity and herbal supplements is the research topic in the field of health and reducing obesity.
    Objective
    The purpose of this study was to compare the effect of five weeks circuit resistance training with garlic supplementation on serum levels of adiponectin in over weight female.
    Methods
    In a double-blind trial quasi-experimental design, 32 healthy overweight women were selected and randomly divided into following four groups: Placebo, supplement, training and placebo and training and supplement groups. The experimental subjects received circuit resistance training was performed three times a week. All groups were given 1000 mg garlic supplements or placebo for five weeks in two doses of 500 mg daily. Anthropometric indices, and blood sampling were measured before and after five weeks of circuit resistance training.
    Results
    After five weeks, levels of adiponectin in serum increased in resistance training group with garlic with compared to other groups, but this increase was not statistically significant (p=0.123) also body weight did not show significant difference (P=0.99).
    Conclusion
    Based on the results suggested that more research investigate effect of garlic supplementation with resistance exercise on weight loss and serum adiponectin levels and other indicators associated with obesity in obese women.
    Keywords: Adiponectin, Garlic supplement, Resistance training
  • F. Mirzaei, F. Fatehi, A. Ismaili, A. Yaghotipoor, A. Qaderi * Pages 58-70
    Background
    Thymol and Carvacrol are the two important secondary metabolites from Thymus vulgaris that productions of them are controlled by genetic and environmental factors.
    Objective
    Evaluation of Water stress effects on expression of three important genes of thymol and carvacrol biosynthetic pathway and also physiological and phytochemical properties of Thymus vulgaris.
    Methods
    The present study was conducted in a randomized complete block design with 4 treatments and 3 replications in Institute of Medicinal Plants, ACECR, Karaj.
    For this purpose, the treatments were selected as control (FC), 70% of FC, 40% of FC, and 20% of FC. Gene expression was studied using real-time PCR method, and HPLC was applied to essence analysis. Also physiological characteristic including chlorophyll content, relative water content, electrolyte leakage percentage and carotenoids content were analyzed.
    Results
    The results revealed that water stress significantly influenced the gene expression (P≤ 0.05). The highest gene expression of DXR and Tctps5 was observed in 70% of FC, while the highest one of TvTPS1 was recorded in 40% of FC. Moreover, the maximum thymol and carvacrol was found in 70% of FC. In other hand the highest chlorophyll content and corotenoids content were obtained in 100% and 70% of FC respectively. Also there were not significant differences between treatments for relative water content and electrolyte leakage percentage.
    Conclusion
    The 70% of FC through influencing of genes in the firs and last of MEP pathway increased thymol and carvacrol production.
    Keywords: Thymus vulgaris, Gene Expression, water deficit, Photosynthesis Pigments, thymol, carvacrol
  • L. Elhampour, Ma Azarbayjani *, M. Nasehi, M. Piri, Mr Zarindast Pages 71-82
    Background
    There is need to more research because of extent drug trade in country and diversity of proposal cures such as non pharmacological ways including exercise and herbal supplements medicine.
    Objective
    The aim of this study was investigation of synchronic effect of Curcumin and swim training on depression in morphine dependent male mice.
    Methods
    In an experimental research, 40 Albino NMRI male mice with 19- 21 gr were selected as subjects and they were divide randomly to care groups of control, morphine, swim training, Curcumin, Swim training Curcumin. Subjects swam 60 min/day, 5 days/week for 1 week with receiving Curcumin. Then, they were taken morphine (2.5 mg/ml/kg) for 5 days with swim training. Therefore FST was done and after 10 days this test was taken again.
    Results
    Training increased swimming activity time, but it had no significant effect on immobility and climbing activities. At this period, Curcumin supplement caused increasing the time of climbing activities and no alteration in immobility and swimming times. Curcumin supplement with swim training caused increasing immobility time and decreasing swimming time, but it had no significant effect on climbing activities time.
    Conclusion
    The results of this research showed that morphine consumption didn’t cause depression. Also, combination of Curcumin supplement and swim training didn’t cause depression decreasing in morphine consumption term.
    Keywords: Curcumin, Depression, Forced Swim Test, Morphine, Swim training
  • M. Shamshiri, Sa Hosseini * Pages 83-92
    Background
    Exercise and nutrition are basic pillars of taking care and management of diabetes.
    Objective
    Aim of present study was to review the hypoglycemic interaction effects of swimming and Aloe barbadensis in diabetic rats.
    Methods
    72 diabetic rats selected and divided in 9 groups (1) first week control, (2) fourth week control, (3) sixth week control, (4) 4 weeks Aloe barbadensis, (5) 6 weeks Aloe barbadensis, (6) 4 weeks swimming, (7) 6 weeks swimming, (8) 4 weeks swimming with Aloe barbadensis, (9) 6 weeks swimming with Aloe barbadensis. For review the effect of diabetes induction 24 healthy rats selected and divided in 3 groups (10) first week control, (11) fourth week control and (12) sixth week control. Groups 6 and 8 swam for 4 weeks and rats of groups 7 and 9 swam for 6 weeks, 5 sessions per week and 30 minutes per session also groups 4, 5, 8 and 9 received 100 mg/kg Aloe barbadensis daily. For statistical analysis of data used one-way ANOVA, two-way ANOVA and bonferroni post hoc tests (P≤0.05).
    Results
    Diabetes induction has significant effect on increase of glucose and insulin resistance and reduction of insulin in diabetic rats (P
    Conclusion
    4 and 6 weeks swimming and Aloe barbadensis have hypoglycemic interaction effects in diabetic rats.
    Keywords: Swimming Training, Aloe barbadensis, Diabetes, Glycemic Indexes
  • A. Mehrafarin, H. Naghdi Badi, M. Mirzai Motlagh, M. Salehi *, M. Ghiasi Yekta Pages 93-108
    Background
    The application of methanol biostimulant and potassium sulfate with reducing of photorespiration and transpiration in C3 plants, increasing the absorption of water and food, and biosynthesis of amino acids can have a direct or indirect effect on the growth and metabolic index of plants.
    Objective
    This study was directed to investigate the effect of methanol and potassium sulfate foliar application on morpho-physiological and phytochemical changes in dill.
    Methods
    This study was conducted as a factorial experiment based on randomized complete block design at institute of medicinal plants. Experimental treatments included foliar application of methanol at 3 levels (0, 20, 40 v/v%) and potassium sulfate at 4 levels (0, 1, 1.5, 2 g.L-1).
    Results
    Methanol application increased the leaf and stem dry weight, and inflorescence fresh weight. Foliar application of different levels of potassium sulfate also increased the plant height, leaf dry weight, and inflorescence and shoot fresh weight. The use of methanol was not effective on the amount of essential oil in the dill. But, increased the amount of α-pienene. Low concentration of methanol increased the content of thymol, myrcene, α-phellandrene, and p-cymenen. So, increasing the concentration of methanol reduced their amount.
    Conclusion
    Phytochemical and morphophysiological traits of dill were increased with application of methanol and potassium sulfate. As, the highest amount of leaf and stem dry weight, inflorescence fresh weight, and α-pienene was obtained with 40% methanol application. Also, the use of 2 g.L-1 of potassium sulfate produced the highest amount of plant height, leaf dry weight, inflorescence and shoot fresh weight.
    Keywords: Anethum graveolens L., Essential oil, Foliar application, Methanol, Potassium sulfate
  • Y. Sarrafi *, H. Tavahodi, H. Dehghan Pages 109-115
    Background
    Pimpinella affinis (Apiaceae family) is a vegetable in the north of Iran.
    Objective
    This study was conducted to investigate antibacterial activity of Pimpinella affinis (against E. coli and S. aureus) and separate its active fractions.
    Methods
    Antibacterial activities of n-hexane, ethyl acetate and methanol extracts of leaves of P. affinis (against E. coli and S. aureus) were measured using broth microdilution method in MIC. Subsequently, the ethyl acetate extract was separated in to 29 fractions using column chromatography and thin layer chromatography (TLC). Also, antibacterial activities of the fractions have been measured.
    Results
    According to the results, among the extracts, ethyl acetate extract showed the best activities against E. coli and S. aureus (MICs=1.0 and 2.0 mg/ml, respectively). Also, among the obtained fractions from ethyl acetate extract, F3-F5, F8 and F9 showed best inhibitory activities (MIC=5.0μg/ml, P
    Conclusion
    The results showed that the Gram positive S. aureus is more sensitive to the extracts than the Gram negative E. coli. Also, partitioning of the ethyl acetate extract leaded to obtain antibacterial fractions (F3-F5, F8 and F9) with 200-fold more active than the ethyl acetate extract.
    Keywords: Pimpinella affinis, Escherichia coli, Staphylococcus aureus, Chromatography
  • H. Bibak *, F. Moghbeli Pages 116-140
    Background
    Medicinal plants have been used for thousands of years as an important source of medicinal. Traditional botany offer valuable methods to finding new medicinal plants and herbal medicines.
    Objective
    The aim of this study was to identify the important native medicinal plants used by traditional healers of Jiroft.
    Methods
    The ethno-medicinal data of the plants were collected through field surveys, face-to-face interview with local herbalist and documentary studies. The traditional ethno-medicinal knowledge was recorded and for each species scientific name, local name, life form, therapeutic characteristic, used plant parts were aerial parts.
    Results
    A total of 147 species of medicinal plants belonging to 132 genera in 48 families were recorded. In this study the most frequently used plant was as comforting, healing wounds, stomach tonic, painkiller and anti-inflammation and other use in traditional medicine that they can be exploited with careful planning and management.
    Conclusion
    Prevalence and widespread use of medical herbs provide a context for identification of new treatment characteristics of plants in the region. Limited internal resources, development of employment plans based on cultivation and development of medicinal plants compatible with ecological conditions can lead to maximum productivity and provide a proper way to preserve these resources.
    Keywords: Jiroft, Medicinal plants, Traditional use
  • R. Joshaghani, A. Mehrafarin, Mr Labbafi * Pages 141-152
    Background
    Since the essential oil of lavender (Lavandula officinalis L.) was used for the treatment of diseases related to the nervous system and rheumatism, phytochemical evaluation of this plant is essential especially in terms of cultivation and production.
    Objective
    This study was conducted to investigate the effect of different culture media on the amount of essential components, chlorophyll content, nutrients, growth characteristics, and rooting of lavender.
    Methods
    The experiment was done the basis of randomized complete blocks design (RCBD) in 10 treatments and 3 replications. Substrates and culture media for plant production in this study were M1; sand, M2; sand:perlite (2:1), M3; sand:peat-moss (2:1), M4; sand:vermicompost (2:1), M5; sand:perlite:peat-moss (2:1:1), M6; sand:perlite:vermicompost (2:1:1), M7; sand:peat-moss:vermicompost (2:1:1), M8; sand:vermicompost:peat-moss:perlite (2:1:1:2), M9; sand:vermicompost:peat-moss:perlite (4:1:1:2), and M10; sand:vermicompost:peat-moss:perlite (6:1:1:2).
    Results
    Results showed that culture media had significant effect on the all characteristics of rooting, chlorophyll and nutrient content and essential oil components in lavender plants. Limonene, borneol, and camphor were the highest amount of essential oil compounds in lavender, respectively. The highest content of limonene and oxygenated monoterpenes in M1, rooting percentage and number of main root in M3, camphor and chlorophyll content and root dry weight in M5, borneol content in M8, and hydrocarbon monoterpenes in M10 were observed.
    Conclusion
    The application of different culture media in the production and propagation of lavender in addition to changes in morpho-physiological characteristics of lavender can directly alter the properties of essential oil and phytochemical compounds.
    Keywords: Limonene, Borneol, Peat-moss, Perlite, Vermicompost
  • A. Kazemian, N. Parvin *, M. Delaram, F. Deris Pages 153-159
    Background
    Primary dysmenorrhea is a common and frequently disabling condition among women in adolescence and reproductive age. Based on results of large epidemiological studies, it is estimated that over a half of the population of young women suffers from dysmenorrhea. Some people are now seeking alternatives to conventional medicine such as herbal drugs.
    Objective
    This study was designed to compare the analgesic effect of Valeriana officinalis with Mefenamic acid in treatment of primary dysmenorrhea.
    Methods
    A randomized, controlled trial was undertaken among 39 female aged 16 to 42 who suffered from primary dysmenorrhea referred to gynecology clinic in Hajar hospital, Shahrekord, Iran. The participants were randomly divided into two groups: Valeriana officinalis (n=18) and Mefenamicacid (n=21). In intervention group, the patients took350mg Valerian three times a day, and in mefenamic group, the patients took 250 mg Mefenamic three times a day for three days(for three cycles), starting from the onset of bleeding or pain. Participants were followed for three cycles. Main outcome measures was the mean of pain severity at 3 months which recorded by Visual Analogue Scale.
    Results
    There were no significant differences in age, menstural duration, menstural interval, and pain severity score at the beginning of the study in two groups (P>0.05). After the intervention, findings of the study revealed statistically significant reductions in mean of pain score in Valeriana officinalis (P0.05).
    Conclusion
    Results shows that valerian has positive effect on treatment of primery dysmenorrheal. More clinical trials are needed to establish the efficacy of Valeriana officinalis in primary dysmenorrhea.
    Keywords: Valeriana officinalis, Mefenamic acid, Primary Dysmenorrhea
  • N. Enayati, R. Ghafarzadegan, R. Hajiaghaee, M. Vazirian * Pages 160-169
    Background
    Senna leaf belongs to stimulant laxatives. The laxative effect of this medicinal plant is because of sennosides, aloe-emodin and dynatron which they all belongs to among anthraquinone derivatives family and uses to treat constipation, discharge of the intestine before surgery or abdomen surgeries and tests.
    Objective
    In this study, different methods of extracting from the Senna plant was compared and the extraction of the active ingredient, sennoside B, was optimized by using the response level statistical method.
    Methods
    For the extraction of Senna extract, various extraction methods, including maceration, dynamic maceration (stirrer), ultrasound assisted extraction, microwave assisted extraction and soxhlet extraction using ethanol 96° and 60° as solvent in different times. Regarding to the meanweights of the extracts and active substance sennoside B, The best method was selected. In the next phase, the amount of active substance of sennoside B was optimized using the statistical method of response surface.
    Results
    Considering the mean weights of the extract and amount of sennoside B, dynamic maceration (stirrer) method is the most suitable method to obtain senna extract in the industrial and medicinal extraction. The results of the optimization of the best extraction method (maceration) showed that when influential variables temperature, time, the ratio of substance to solvent and filter mesh were 84°C, 119.7 minutes, 0.04 and 29.7 microns, respectively, the maximum amount of the active substance (3.009%) has been reached.
    Conclusion
    Finally, it can be concluded that active maceration extraction method (stirrer) is suggested as one of the best method to obtain senna extract in industry and the output efficiency of the active substance of sennoside B is affected by introduced optimized conditions mentioned.
    Keywords: Senna alexandrina, Extraction, Sennoside B, Stirrer, Response Surface Method
  • B. Mousavi, F. Tafvizi *, S. Zaker Bostanabad Pages 170-182
    Background
    The use of plants for the synthesis of nanoparticles, because of not using pollutants and toxins, is considered an eco-friendly method.
    Objective
    The purpose of this study is silver nanoparticles biosynthesis using Artemisia turcomanica extract and evaluating the toxicity of synthesized silver nanoparticles on gastric cancer cell line (AGS).
    Methods
    For synthesizing silver nanoparticles, the leaf extract of Artemisia turcomanica was used. Phytomorphology of bio silver nanoparticles using Transmission Electron Microscopy (TEM) and Scanning Electron Microscope (SEM) analysis was evaluated. Cytotoxicity effects of bio nanoparticles in two cell lines of gastric cancer (AGS) and fibroblast normal cell (L-929) in concentrations of 3, 5, 12.5, 25, 50, and 100 µg/ml were evaluated in 24 hours by MTT assay. Apoptosis was analysed by flocytometry.
    Results
    The IC50 value for silver nanoparticles was 4.88 µg/ml during 24 h on AGS cell line, which was significant comparing to the control group. Also the IC50 value for silver nanoparticles in 24 hours for normal cells was 14.56 µg/ml. Apoptosis was detected in test group which was more than necrosis. A significant difference was observed between apoptosis and necrosis.
    Conclusion
    In this study the extract of Artemisia turcomanica was used for the first time for biosynthesis of silver nanoparticles and results suggest that synthesized silver nanoparticles have cytotoxicity and apoptosis induction effect on gastric cancer cells.
    Keywords: Artemisia turcomanica, Biological nanosilver, Cytotoxicity