فهرست مطالب

  • پیاپی 62 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/25
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فاطمه صباغی، کیوان صالحی، علی مقدم زاده صفحات 4-31
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک و تجربه زیسته زوجین در خصوص علل بروز جدایی عاطفی انجام شده است.
    روش
    این پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام گردید. داده ها، با استفاده از 20 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با زنان و مردان متاهل یا دارای تجربه تاهل در2 شهر قم و تهران جمع آوری شده و به روش کدگذاری نظری، تحلیل شدند. مشارکت کنندگان مبتنی بر تجاربشان در زندگی مشترک، ضمن توصیف علل شکل گیری و تشدید جدایی عاطفی زوجین، راه های پیشگیری و بهبود آن را پیشنهاد دادند.
    یافته ها
    تحلیل عمیق تجربه زیسته مشارکت کنندگان، به شناسایی 10 مقوله فرعی و در نهایت دسته بندی آن ها در قالب 4 مقوله اصلی (زمینه های اصلی) منتج گردید. یافته ها نشان می دهد که چهار زمینه عمده در شکل گیری و تشدید پدیده طلاق عاطفی شامل «چالش های روانی و اخلاقی»، «چالش های عاطفی و جنسی»، «چالش های اقتصادی»، «چالش های فناوری ارتباطات» است.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش تنوع و تعدد علل زمینه ساز جدایی عاطفی را نشان می دهد و بیانگر این است که این پدیده از علل مختلف و در هم تنیده ای تاثیر می پذیرد و به منظور کاهش پیامدهای ناگوار آن و زمینه سازی برای بهبود وضعیت موجود، ارتقای مهارت های زوجین در مواردی نظیر هوش هیجانی، ارتباطات اثربخش و تقویت مهارت های حل مسئله ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: طلاق، طلاق عاطفی، رابطه زناشویی، خانواده، پژوهش کیفی، پدیدارشناسی
  • آسیه شریعتمدار صفحات 32-51
    مقدمه
    خشونت خانگی منعکس کننده تعامل بین دو سیستم دلبستگی مختل است. خشونت علیه زنان مشکل عمده ای است که عواقب جسمی، روانی و اجتماعی دارد. این عواقب سلامت و امنیت زنان، خانواده و جامعه را به خطر می اندازد.
    روش
    این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از تحلیل[1] و ترکیب مضامین[2] انجام شد. در مبانی فکری درمان و تشریح انگیزش ها و آسیب های مربوط به هر انگیزه (افراط و تفریط در ارضا) از نظرات نراقی در کتاب جامع السعادات بهره گرفته شد. ابتدا مضامین درمان اخلاقی از کتب اخلاق به ویژه جامع السعادات نراقی استخراح شد. سپس برای تدوین الگوی درمان اخلاقی از یافته های نورکراس و پروچاسکا در مورد مراحل و فرایندهای تغییر استفاده شد. در مرحله دوم مضامین مهم مراحل تغییر پروچاسکا و نورکراس نیز از منابع مربوط استخراج و طبقه بندی شد. سپس این دو نظام با استفاده از روش ترکیب مضامین با هم یکپارچه شد. با توجه به مضامین اخلاقی، مطالب با مراحل تغییر مطابقت و سپس گام های الگوی درمان خشونت تدوین شد.
    یافته ها
    به نظر نراقی نفس انسان دارای چهار قوه عقل، غضب، شهوت و تخیل است. اگر عقل بر همه قوا حاکم شود، همگی به راه اعتدال کشانده می شوند و افراط در آن قوا مدیریت می شود. خشم و خشونت نتیجه افراط در قوه غضب است. بنابراین الگوی اخلاقی اولیه مستخرج از نظریه نراقی با هدف کسب تسلط عقل بر دیگر قوا، در چارچوب این مضامین طراحی شد. طبق مطالعات پروچاسکا و نورکراس، تغییر فرایندی تدریجی، قابل پیش بینی و مرحله ای است و تبعیت از ویژگی های این مراحل، احتمال بهبود را افزایش می دهد. به همین دلیل مضامین الگوی اخلاقی درمان خشونت، با ویژگی های مراحل تغییر، یکپارچه و در ده گام طراحی شد.
    نتایج
    از آنجا که نراقی در نظریه ی خود ماهیت انسان، پویایی های شخصیت، آسیب شناسی، سلامت روان و تربیت عقلانی را تبیین کرده است و هر یک از آسیب های اخلاقی را به افراط یا تفریط در یک یا چند قوه نسبت می دهد، بنابراین برای ارائه الگوی مهارت های کنترل خشونت، نظام وی از انسجام لازم برای یک نظریه درمانی برخوردار است. چنانچه این نظام باویژگی های مراحل تغییر تلفیق شود، کاربرد آن در درمان اثر بخشی بیشتری خواهد داشت.
    [1] - Thematic Analysis
    [2] - Thematic Synthesis
    کلیدواژگان: خشونت خانگی، قوای نفسانی، اخلاق، افراط، تفریط و میانه روی، مراحل تغییر
  • سیده لیلا میر احمدی، مریم السادات فاتحی زاده، عذرا اعتمادی، رضوان سادات جزایری، عباس پسندیده صفحات 52-79
    هدف
    این مقاله حاصل پژوهشی است که با عنوان « انتخاب همسر مبتنی بر آموزه های اسلامی بر اساس تحلیل کیفی احادیث اصول کافی» انجام پذیرفته است.
    روش
    در این پژوهش به دلیل آنکه از تحلیل کیفی تماتیک استفاده گردید، مدل مفهومی و فرضیه تدوین نگردید و طبق الزامات این روش سئوال اصلی پژوهش« همسر گزینی در اسلام چگونه است؟» مطرح گردید.
    یافته ها
    در این تحقیق علاوه بر انتخاب نکات کلیدی از روایات، برای هر نکته یک کد معین گردید. سپس با مقایسه کدها ، چند مفهوم که اشاره به یک جنبه مشترک پدیده انتخاب همسر از نگاه اسلام داشتند شناسایی شد. حاصل مقایسه هر مفهوم با مفاهیم دیگر دستیابی به مقولاتی بود که پایه های سه گانه تئوری همسرگزینی از نگاه اسلام را شکل می دهند نتیجه کار تدوین الگوی همسرگزینی بر مبنای سه اصل سبک انتخاب ، معیارهای انتخاب و فرایند انتخاب می باشد.
    نتیجه گیری
    بر اساس این سه اصل، در همسرگزینی اسلامی می بایست ابتدا به تبیین ضرورت ، حکمت ، فواید و اهداف ازدواج پرداخت ، سپس معیارهایی را برای انتخاب صحیح و دقیق معرفی کرد و در فرایند انتخاب بر اساس اصول اسلامی اقدام کرد. با توجه به اهمیت بومی سازی الگوهای مشاوره پیش از ازدواج در کشور، تدوین این الگو با نگاه به دانش موجود در ماخذ اسلامی می تواند برای دست اندرکاران این حوزه مفیدتر باشد.
    کلیدواژگان: انتخاب همسر، متون دینی، تحلیل محتوای کیفی
  • یاسر مدنی، فاطمه هاشمی گلپایگانی، مسعود غلامعلی لواسانی صفحات 80-97
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن بر کاهش احساس تنهایی زنان متاهل انجام گرفت.
    روش
    این پژوهش به روش آزمایشی با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش زنان متاهل مراجعه کننده به خانه سلامت تهرانسر منطقه 21 می باشند. نمونه شامل 26 نفر از افراد جامعه بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و 13 نفر در گروه آزمایش و 13 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس کوتاه احساس تنهایی اجتماعی و هیجانی بزرگسالان (SELSA-S) استفاده شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری داده های پژوهش می توان گفت که آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن موجب کاهش معنادار احساس تنهایی و تمام خرده مقیاس های آن (احساس تنهایی خانوادگی، احساس تنهایی رمانتیک، احساس تنهایی اجتماعی) شده است. همچنین نتایج آزمون اندازه گیری مکرر نشان داد که اثربخشی آموزش مدل تلفیقی حاضر بعد از یک ماه ماندگار بوده است.
    نتیجه گیری
    بنابراین، نتایج پژوهش حاکی از این است که از آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن می توان برای کاهش احساس تنهایی زنان متاهل استفاده کرد.
    کلیدواژگان: مدل تلفیقی، رویکرد هیجان مدار، مدل گاتمن، احساس تنهایی، زنان متاهل
  • امید عیسی نژاد، فریده خندان صفحات 98-125
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش برنامه فرزندپروری مثبت و آموزش برنامه مدیریت والدین برمشکلات رفتاری کودکان وشیوه فرزندپروری والدین صورت گرفت.
    روش
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه والدین کودکان با مشکلات رفتاری که نمونه ای به حجم 90 نفرانتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های مشکلات رفتاری کانرز و فرزندپروری آلاباما را در سه مرحله تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد.
    یافته ها
    برنامه مدیریت والدین بر هریک از مشکلات سلوک، اجتماعی، روان تنی، خجالتی- اضطراب تاثیر بیشتری نسبت به برنامه فرزندپروری مثبت نشان داده است (01/0>p). تاثیر برنامه مدیریت والدین برهر یک از ابعاد فرزندپروری مثبت، درگیری مثبت و کاهش تنبیه بدنی و نظارت ضعیف نسبت به برنامه فرزندپروری مثبت بیشتر بوده است (01/0>p). نتایج پیگیری پس از یک ماه نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در نمرات مشکلات رفتاری و والدگری تفاوت وجود دارد و اثربخشی دو گروه درمان بر مشکلات رفتاری و والدگری مثبت بعد از یک ماه باقی مانده است (01/0>P).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد هر دو روش موثر بوده اند اما آموزش مدیریت والدین بر مشکلات رفتاری و فرزندپروری مثبت بر ابعاد فرزندپروری تاثیر بیشتری نشان دادند. یافته های این پژوهش برای روان درمانگران و مشاوران در زمینه انتخاب نوع مداخله برای آموزش والدین مفید خواهد بود.
    کلیدواژگان: آموزش مدیریت والدین(PMT)، والدگری مثبت (Triple P)، مشکلات رفتاری
  • کیومرث فرحبخش، احمد خاکی، عبدالله معتمدی صفحات 126-139
    آمارها نشان می دهند که طلاق در چند سال گذشته در حال افزایش است. این وضعیت نشانگر تغییرات عمده در ساختار نهاد خانواده می باشد. یکی از روش های کاهش این آمار و کاهش می به طلاق استفاده از فن زوج درمانی می باشد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی براساس مدل بوم شناختی درکاهش طلاق و حفظ بنیاد خانواده (حل تعارض زوجین) مطالعه موردی زوجین ارجاعی به شورای حل اختلاف و مراکز مداخله بهزیستی استان مرکزی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام زوج های ارجاعی که خواستار مشاوره قبل از طلاق بوده اند، بود و نمونه آماری شامل 30 زوج (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) که به صورت تصادفی در دو گروه تقسیم بندی شدند. برای اندازه گیری میل به طلاق پرسشنامه «روزلت، جانسون و مارو» استفاده شد و برای اندازه گیری تعارض زناشویی از پرسشنامه ثنایی (1379) استفاده شد که روایی و پایایی هر دو پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی با استفاده از مدل بوم شناختی بر کاهش میل به طلاق و به تبع آن طلاق و افزایش ثبات خانواده و حل تعارض زوجین تاثیر مثبتی دارد. لذا پیشنهاد می شود که مشاوران مراکز مشاوره با استفاده از تکنیک زوج درمانی بر اساس مدل بوم شناختی به رفع مشکلات زوجین اقدام نمایند.
    کلیدواژگان: زوج درمانی، بوم شناختی، میل به طلاق، تعارض زوجین، حفظ خانواده
  • یوسف رنجبرسودجانی، کبیر شریفی، سرور السادات سیاح، زهره ملک محمدی گله صفحات 140-169
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISDTP) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و کاهش اجتناب شناختی زوجین مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مبتلا به وسواس فکری – عملی بود که در سال 1394 به مراکز مشاوره یا مددکاری شهر شهرکرد مراجعه کرده بودند، از میان آنها 16 زوج به صورت نمونه گیری داوطلبانه ی مبتنی بر هدف و از طریق مصاحبه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. از پرسشنامه های استاندارد شده « وسواس فکری – عملی ییل براون (T- Bocs)، آزمون عقاید غیرمنطقی جونز (IBT) و اجتناب شناختی سکستون و داگاس (CAQ)» در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. مداخله روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر روی گروه آزمایش به صورت گروهی، هفته ای دوبار در 20 جلسه 60 دقیقه ای اجرا گردید؛ بر روی گروه کنترل هیچ مداخله درمانی صورت نگرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس برروی نمره ات پیش از درمان، درمان و پیگیری نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای باورهای غیرمنطقی (01/0P<) و اجتناب شناختی (05/0P<)، تفاوت معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISDTP) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و کاهش اجتناب شناختی زوجین مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی اثربخش بوده است.
    کلیدواژگان: روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISDTP)، باورهای غیرمنطقی، اجتناب شناختی، وسواس فکری، عملی
  • مینا سرلک، حسن حیدری صفحات 170-188
    زمینه و هدف
    ازدواج، پدیده ای است که می تواند باعث آرامش و سلامت روانی زن و مرد باشد از این رو بررسی سازه های مرتبط با آن در زوجین حائز اهمیت می باشد. بنابراین هدف از این پژوهش مقایسه وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در زوج هایی 1-2 سال ازدواج کرده و زوج های 3-10 سال ازدواج کرده بود.
    روش
    پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای بود. به این منظور 60 زوج (30 زوج 1 تا دو سال و 30 زوج 3 تا 10 سال ازدواج کرده) از بین زوج های شهرستان خمین به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی پاسخ دادند. داده ها به روش t مستقل با استفاده از نرم افزار SPSSV19 تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0>p). به این معنی که زوج هایی که 3 تا 10 سال از ازدواجشان گذشته بود نسبت به زوج هایی که 1 تا 2 سال از ازدواجشان گذشته بود نمرات بالاتری در همه متغیرها بدست آوردند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد متغیرهای وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی از جمله مهمترین متغیرهایی هستند که بر ازدواج تاثیر می گذارند و با افزایش مدت زمان ازدواج زوجین این سازه ها در زوجین مشهودتر خواهد بود و لذا آگاهی از این سازه ها برای مشاوران خانواده و زوجین حائز اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی، وضعیت زناشویی
  • ابراهیم نعیمی صفحات 189-206
    پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با عزت نفس و افت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع دوره اول متوسطه مدارس غیرانتفاعی شهرستان گرگان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره اول مدارس غیرانتفاعی شهرستان گرگان در سال 1395 بود. که تعداد آن ها حدود 1243 نفر است. روش نمونه گیری از نوع تصادفی خوشه ای و حجم نمونه 293 نفر انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های شبکه های اجتماعی مجازی و عزت نفس روزنبرگ و افت تحصیلی کاووسی بود. از آزمون رگرسیون چند متغیره و روش همبستگی پیرسون برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با عزت نفس رابطه منفی و معناداری وجود داشته و بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با افت تحصیلی رابطه وجود دارد لذا این فرضیه مورد تایید قرار گرفت. با توجه به اینکه سطح معناداری کوچک تر از 05/0 می باشد لذا بین عزت نفس و افت تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد و این فرضیه نیز تایید می شود.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی مجازی، عزت نفس، افت تحصیلی
|
  • Fateme Sabbaghi, Dr Keyvan Salehi, Dr Ali Moghadamzadeh Pages 4-31
    Purpose
    The present study was done with an aim to analyze the perceptions and lived experience of couples about the causes of emotional separation.
    Methods
    The present study was of qualitative type, and followed a phenomenological approach. The data, which have been gathered through conducting twenty in-depth and semi-structured interviews with male and female who were either currently or formerly married in two cities of Qom and Tehran, have been analyzed using the theoretical coding. Based on their married life experience, the individuals in this study described and stated the causes of the development and aggravation of their emotional separation, as well as the ways to prevent and improve such separations.
    Results
    The in-depth analysis of the lived experiences of the interviewees led into the identification of ten minor causes and eventually into the categorization of these minor causes into four larger categories. According to the findings, the major causes of the phenomenon of divorce are categorized into: the psychological and moral challenges, the emotional and sexual challenges, the financial challenges, and challenges related to the information technology.
    Conclusion
    The Results of this research indicate the diversity and the multiplicity of the underlying causes of emotional separation, and suggest that such a phenomenon is affected by a variety of intertwining causes. Furthermore, these results put emphasis on the necessity for the improvement of the individual skills, such as emotional intelligence (EI), effective communication, and problem-solving as the ultimate remedies to this situation.
    Keywords: Divorce, emotional divorce, marriage, family, qualitative research, phenomenology
  • Dr Asieh Shariatmadar Pages 32-51
    Purpose
    The aim of this research is developing a moral model for Safe and violence free family for based on Naraqi’s ideas in the book "Jameo' Alsaadat" (1388).
    Methods
    This qualitative study was conducted using themes analysis and synthesis. For intellectual foundations of the therapy, Naraghi's ideas were used. Themes of moral treatment were extracted from books about morality, especially those of Naraghi's Jameo' Alsaadat, and for developing the moral treatment model, the moral themes were combined with themese from Norcross and Prochaska's (2007) about processes and stages of change (SOC).
    Results
    Human soul has four drives: intellect, anger, lust, and imagination. If the intellect drive prevails over the other drives, this would lead to moderation. Anger and violence is the result of indulgence in rage. According to studies by Prochaska and Norcross (2007), the changes go through a gradual, predictable and stage-based process. The steps of change in the moral model have been designed based on the stages of change which are: explanation of personality ("shaakele"), soul drives recognition, consciousness about priority of motives, recognition of barriers to change, limiters to consciousness, mobilization in the dimensions of wisdom, trust and effort, meditation, self questioning, attention to the positions of landslides, reviewing, and continuity.
    Conclusion
    Naraghi explained human nature pathology, mental health, and intellect cultivation, so for controling violence, which is indulgence in rage, one can use and benefit from steps set forth in the ethical treatment model.
    Keywords: Domestic violence, mental drives, morals, wastage, indulgence, moderation, stages of change
  • Dr Mariam Sadat Fatehizade, Dr Ozra Etemadi, Dr Rezvan Sadat Jazayeri, Dr Abbas Pasandide Pages 52-79
    Purpose
    This article is the result of a research entitled "Mate selection based on Islamic teachings: Qualitative analysis of Kitab al-Kafi".
    Methods
    Due to the thematic nature and the qualitative content analysis, no conceptual model or hypothesis was not developed. Instead, based on this method, the main research question was ""How is mate selection in Islam?"
    Results
    In addition to selecting the key points from Islamic scripts, a unique code was assigned to each key point or theme. Then, by comparing the codes, several concepts that pointed to a common dimension of mate selection from Islamic view were recognized. The result of comparing each concept with other concepts yielded subjects which form the triple-based foundations for mate selection from Islam's viewpoint. These activities resulted in design of a pattern for mate selection based on three principles of selection style, selection standards, and selection process.
    Conclusion
    Based on these three principles, in Islamic mate selection, first the requirements, philosophy, benefits, and goals of marriage should be determined. Then, the criterion for correct and accurate selection should be introduced, and in the selection process actions be taken according to the Islamic principles. Because of the importance of customization of premarital counseling models in the country, preparing this model with the existing body of knowledge in Islamic references can be of greater use for those involved in this domain.
    Keywords: Mate selection, Islamic teachings, Usul al-Kafi
  • Dr. Yaser Madani, Dr. Masoud Gholamali Lavasani Pages 80-97
    Background
    The aim of this study was to present and evaluate the effectiveness of an integrated model of emotionally focused approach and Gottman model on feeling of loneliness in married women.
    Methods
    For this study, quasi-experimental design with pre-test, post-test, follow up and control group was used. The study population included married women who referred to Tehransar health center. The sample consisted of 26 volunteer participants, which were selected using convenience sampling method, in two groups, including experimental (n = 13) and control (n = 13) groups. All participants were asked to complete the Social and Emotional Loneliness Scale for Adults (SELSA-S).
    Results
    Multivariate analysis of covariance (MANCOVA) results showed that the integrated model of emotionally focused approach and Gottman model significantly decrease feeling of loneliness and its subscales (romantic loneliness, family loneliness, social loneliness). Additionally, using repeated measures in follow-up conducted one month later showed satisfactory results about the effectiveness of the integrated model in the experimental group.
    Conclusion
    It can be concluded that the specifically designed integrated model of emotionally focused approach and Gottman model can be used to decrease feeling of loneliness in married women.
    Keywords: Integrated model, emotionally focused approach, Gottman model, feeling of loneliness, married women
  • Dr Omid Isanejad, Faride Xandan Pages 98-125
    Purpose
    This study was carried out in order to compare and examine the effect of Positive Parenting Program (Triple P) training and Parent Management Training (PMT) on the children’s behavioral problems and the parents’ parenting style.
    Methods
    The present research was a quasi-experimental study using a pretest-posttest-follow up design with a control group. The study population consisted of all children with behavioral problems and their parents, in the elementary schools in city of Sanandaj in 2016. Ninety individuals were selected through multi-steps random sampling method. Participants were administered Conners Children’s Behavior Questionnaire (1990) and the Alabama Parenting Styles and Dimensions Questionnaire (PSDQ - 1996) in three phases. Parent management training was done in twelve 40-60 minute sessions, while positive parentling was done in eight 2 hour sessions, both for the two experimental groups.
    Results
    In comparison to Triple P training method, PMT method had a higher effect on conduct, pro-social, psychosomatic, and shame-anxiety problems (p
    Conclusion
    The results of the present study showed that PMT method had a higher effect on behavioral problems, and Triple P had a higher effect on dimensions of parenting. These results are useful for psychotherapists and counselors with regard to selecting the type of intervention.
    Keywords: Parent management training (PMT), positive parenting program (Triple P), behavioral problems
  • Kiiumars Farahbakhsh, Ahmad Khaki, Abdollah Moatamedi Pages 126-139
    Purpose
    The aim of this study was to evaluate the effectiveness of couples therapy based on the ecological model in reducing marital conflicts and desire to divorce in couples.
    Methods
    This study was a quasi-experimental study with control and treatment groups. The statistical population of this study consisted of all of the couples referred to State Welfare Organization in city of Markazi (Iran). The sample consisted of 30 couples who were randomly divided into two groups (15 in the experimental group and 15 in the control group). The data gathering tools in this study were marital conflict scale (Sanaee, 2012) and the Divorce Tendency Scale (Roswelt, Jonson &, Moro, 1986).
    Results
    The results showed that couples therapy based on the ecological model has a meaningful positive effect on reducing marital conflicts and divorce tendency (p
    Conclusion
    Based on the findings, it can be concluded that interventions using ecological model is effective in reducing tendency for divorce.
    Keywords: Ecological, desire to divorce, marital conflicts
  • Yusef Ranjbar Sudejani, Dr Kabir Sharifi, Soroor Sadat Sayyah, Zohreh Malek Mohamadi Galeh Pages 140-169
    Purpose
    The purpose of this research was to analyze the effectiveness of intensive short-term dynamic psychotherapy (ISTDP) on correcting irrational beliefs and reducing cognitive avoidance of people with obsessive compulsive disorder.
    Methods
    This research was performed using the semi-experimental method by using pretest/ posttest and a control group. Among all the people who referred to the counseling centers in city ofShahrekord in 2015, thirty two people were selected in the form of voluntary purposive sampling. and through an interview, before randomly being assigned into two experimental and control groups. Obsessive compulsive questionnaire of Yile -Brown (T-Bocs), Jones irrational belief test (IBT), and Sexton and Dugas cognitive avoidance questionnaire (CAQ) were used in the pretest and posttest for collecting information, and data were analyzed using the descriptive indicators and covariance analysis test. The intervention of intensive short-term dynamic psychotherapy in the experimental group was performed twice a week in 20 sixty minute sessions, but the control group did not receive any interventions.
    Results
    The results of covariance analysis on the scores of pre-treatment, treatment, and followup whowed that after adjusting the pre-test scores between the experiment and control groups for the variables of irrational beliefs (P
    Conclusion
    Based on the results of this research, it is concluded that the intensive short-term dynamic psychotherapy is a convenient method for correcting irrational beliefs and reducing cognitive avoidance of people with obsessive compulsive disorder.
    Keywords: Short-Term Dynamic Psychotherapy, irrational beliefs, cognitive avoidance, obsessive compulsive disorder
  • Mina Sarlak, Dr Hasan Heydari Pages 170-188
    Purpose
    The purpose of this study was to compare the marital status, individual forgiveness, interpersonal forgiveness and quality of life between couples who were married for 1-2 and 3-10 years.
    Methods
    The present study was of descriptive and causal-comparative type. To fulfill the purpose of this study, 60 couples (30 couples in each category) were selected based on available sampling from city of Khomein. Participants answered the Marital Status, Individual Forgiveness, Interpersonal Forgiveness, and Quality of Life Questionnaires. Data were analyzed by independent t-test.
    Results
    The results showed that couples who had been married for 3 to 10 years gained higher scores in marital status, individual forgiveness, interpersonal forgiveness, and quality of life, compared tothose who were married for 1 to 3 years (P
    Conclusion
    The results of present study shows that the variables of marital status, individual and interpersonal forgiveness, , and quality of life seem to be positively affected by the duration of marriage, and so marriage and family counselor's awareness of these constructs is of importance.
    Keywords: Quality of life, personal forgiveness, interpersonal forgiveness, marital status
  • Dr Ebrahim Naeimi Pages 189-206
    Purpose
    The aim of the present study was to examine the relationship between the extent of using virtual social netorks, self-worth, and educational downfall in girl student of the non-profit middle schools in city of Gorgan.
    Methods
    For this study, descriptive and corelational methodology was used. Statistical population included all girl students in the nonprofil middle school of Gorgan city, totalling1243 people in 2016. Cluster random sampling was used to select 293 for the sample size. Virtual social netorks (2015), Rozanberg Self Respect (1963), and Kavvosi Educational Downfall Questionnaire were used for data collection. For data analysis, peareson correlation and multiple correlation were utilized.
    Results
    The results of the present study demonstrated that there is a significant negative relationship between the extent of using virtual social network and self-respect, and between the extent of using virtual social network and educational downfall. Considering that significance level is smaller than 0/5, there is a significant negative relatioship between self-respect and educational downfall and this hypothesis is confirmed. Moreover , it can be said with 90 percent of certainty that self-respect and the extent of using virtual social netorks can predict student's educational downfall.
    Conclusion
    Schools and families can use better quantitative and qualitative managment of the use of virtual social networks in improving the sense of children's sense of self-worth and decrease their educational decline effectively.
    Keywords: Virtual social netorks, personal self-worth, educational downfall