فهرست مطالب

شیعه شناسی - پیاپی 56 (زمستان 1395)
  • پیاپی 56 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن مجیدی*، سید مرتضی کاظمی دینان صفحات 7-44
    تحولات عظیم رخ داده در برخی کشورهای خاورمیانه و افریقا با عنوان «بیداری اسلامی» طی سال های اخیر، تاثیرات عمیقی در منطقه خاورمیانه برجای گذاشته است. اما در این بین، بیداری اسلامی در کشور بحرین، از اهمیت خاصی برای جمهوری اسلامی برخوردار است. با عنایت به هویت ظلم ستیزانه و اسلامی شیعی اکثریت معترضان و به ویژه جمعیت «الوفاق» در این کشور و تعاملات معنوی بسیار نزدیک رهبران این جنبش با جمهوری اسلامی، به نظر می رسد بر مبنای آموزه ها و محورهای موجود در نظریه سازه انگاری بتوان راهبرد اتخاذ شده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال بیداری اسلامی در بحرین را تحلیل کرد. یافته های این مقاله، نشان می دهد بر مبنای آموزه های مطروحه در نظریه سازه انگاری، جمهوری اسلامی ایران بر اساس هویتی که از خود ، رژیم های آل سعود عربستان و آل خلیفه تعریف کرده و تحولات بحرین را مصداقی بارز از بیداری اسلامی می داند ، سیاست خارجی خود را در قبال این تحولات پی گیری می کند. حمایت کامل سیاسی و رسانه ای از گروه سیاسی غیردولتی اسلام گرای الوفاق بحرین و شخص شیخ علی سلمان دبیر کل آن ، مصداقی بارز بر این مدعاست. به بیان دیگر، به نظر می رسد ساختار بین الاذهانی شکل گرفته بین ایران و جمعیت الوفاق به نمایندگی از شیعیان بحرین (عقاید مشترک، دشمنان مشترک و اهداف همراستا )، باعث شده تا جمهوری اسلامی ایران ، حمایت از این گروه سیاسی غیردولتی را تامین کننده منافع ملی و مقوم اصول و ارزش های نظام خود بداند.
    کلیدواژگان: بیداری اسلامی، بحرین، جمعیت الوفاق، ایران، شیعیان، سازه انگاری
  • کاظم سام دلیری* صفحات 45-82
    روحانیان در ایران، همواره در میان جامعه، از نفوذ اجتماعی برخوردار بوده اند؛ اما میزان نفوذ این گروه تاثیرگذار، بر اثر تحولات گوناگون، دستخوش تغییرات می شود. تغییرات در میزان نفوذ اجتماعی آنان، محرک برخی برای شناخت عوامل موثر بر کاهش آن است. مقاله دکتر شجاعی زند با عنوان «کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در ایران؛ الگویی برای بررسی»، از جمله معدود کارهایی است که وظیفه خود را شناخت عوامل موثر بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیان در ایران دانسته است. با وجود تلاش مفید، کار وی به دلایل متعدد ناتوان از حصول به اهداف تعریف شده است؛ لذا مقاله حاضر، می کوشد با نقد محتوایی نوشته فوق، در دو بعد بیرونی و درونی، ابهامات، نقایص و اشکالات آن را نشان دهد و اثبات کند مقاله نویسنده، نه الگویی مناسب برای تبیین علل کاهش نفوذ اجتماعی این قشر است و نه توانسته این مساله را تبیین کند. در ادامه بحث، الگوی مختار این قلم به عنوان بدیل الگوی مورد نقد ارائه می شود.
    کلیدواژگان: نفوذ اجتماعی، روحانیت، تبیین نظری، تبیین تجربی، کاهش نفوذ اجتماعی روحانیان
  • احمد بهشتی مهر* صفحات 83-108
    بیش از یک دهه از تصویب و تاسیس رشته دانشگاهی شیعه شناسی در ایران می گذرد. رشته ای که رویکرد اصلی خود را رویکردی اجتماعی معرفی کرده و در زمان نسبتا کوتاهی، به خوبی توانسته خود را به جامعه علمی کشور بشناساند و به همین جهت، مراکز و موسسات دانشگاهی فراوانی این رشته را تاسیس نمودند. اما سوال اصلی این است که چرا به رغم تعریف اولیه رویکرد اجتماعی و نیز معرفی مناسب آن به فضای دانشگاهی کشور، گرایش جامعه شناسی این رشته عملا توسعه جدی نیافته است؟ در بخش اول مقاله، معرفی اجمالی این رشته و سپس گزارشی از وضعیت آن در دانشگاه های ایران آمده است. در بخش دوم نیز تلاش شده به سوال فوق پاسخ داده شود. تحلیل ها نشان از آن دارد که دیدگاه حوزویان درباره علوم ناظر به واقع به طور عام و درباره جامعه شناسی به طور خاص، آن است که این علوم از علوم حوزوی نبوده و از «احصائیات» به شمار می آید که از درجه اول اهمیت برخوردار نیستد. دانشگاهیان نیز مجموعه شیعه شناسی را از وظایف حوزویان به شمار آورده، و از ورود در این عرصه چالش برانگیز اجتناب کرده اند. در نگارش بخش اول این مقاله، از روش مصاحبه استفاده شده و بخش دوم آن نیز با روش تحلیلی به نگارش درآمده است.
    کلیدواژگان: شیعه شناسی، تشیع شناسی، مطالعات آکادمیک، ایران
  • سجاد دادفر*، عیسی عبدی صفحات 109-138
    مقاله حاضر، به بررسی علل مهاجرت اشعریان به قم و تاثیر آن ها بر تحولات اجتماعی این منطقه می پردازد. شناخت ماهیت پدیده مهاجرت در شرایط تاریخی آن و در نظر گرفتن عوامل متناسب برای تبیین چرایی آن، نیازمند تحقیق تاریخی گسترده ای است که البته مستلزم ایضاح مقولات و مفاهیم اجتماعی است. دورکیم اعتقاد داشت که مهاجرت می تواند انسجام اجتماعی یا همان عصبیت را به مرور زمان تضعیف نماید. اما به نظر می رسد اشعریان قم توانستند بعد از مهاجرت، الگوهای برآمده از عصبیت را برای مدت های طولانی حفظ کنند و شاید رمز ماندگاری آن ها به عنوان یک هویت واحد قبیله ای همین بود. اشعریان در قم، ضمن پاسداشت الگوهای فرهنگی عصبیت و قابلیت انطباق اجتماعی ، بر نهاد دین تاثیر گذاردند و مبدع تحولاتی درعرصه های اجتماع و اقتصاد نظیر حفر قنوات و احیای روستاها شدند؛ به طوری که در تحول روستاهای پراکنده به روستاهای مجتمع محلات بعدی قم نقش اساسی ایفا نمودند.
    کلیدواژگان: اشعریان، قم، مهاجرت، تشیع، کمندان
  • مهدی احمدی اختیار*، محمد علی چلونگر صفحات 139-170
    شیخ محمدباقر بهاری، از جمله روحانیان پیشرو در نهضت مشروطه به شمار می رود. یکی از مهم ترین اقدامات شیخ در دفاع از مشروطیت، نگارش رساله ایضاح الخطا بود. موضوع این رساله، پاسخ گویی به اتهامات و شبهات مخالفان مشروطه و تطبیق مبانی مشروطیت با احکام شرع است. هدف از این پژوهش، تبیین دیدگاه و نگرش آیت الله بهاری درباره برخی از اصول و قوانین مشروطیت است. نگرشی که به دنبال انطباق و تایید اصول مشروطیت با احکام و آموزه های اسلامی بود. در بخشی از مقاله حاضر نیز به تطبیق برخی آراء شیخ با نظریات علامه نایینی، به عنوان شاخص ترین نماینده علمای مشروطه خواه در عرصه قلم، پرداخته می شود. شیخ در زمینه مسائلی هم چون: حریت و مساوت و هم چنین توجیه نظام مشروطیت در غیاب امام زمان (عج) استدلال ها و ابتکاراتی دارد که در نوع خود منحصر به فرد است. نوشتار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر اسناد و منابع کتابخانه ای فراهم شده است.
    کلیدواژگان: شیخ محمدباقر بهاری، نایینی، مشروطه، همدان، ایضاح الخطا، تنبیه الامه
  • محسن رحمتی*، زینب بیرانوند صفحات 171-194
    نیمه اول قرن هفتم هجری، عصری تعیین کننده در تکامل مکتب تشیع، محسوب می گردد. در این محدوده زمانی، تشیع امامیه، تحت تاثیر عوامل گوناگون، به یک جریان قدرتمند اجتماعی فرهنگی در بغداد تبدیل گشت. در میان عوامل متعددی که در زمینه سازی برای رشد تشیع موثر بودند، یکی نیز وجود و فعالیت مدرسه مستنصریه است. مقاله حاضر، درصدد است تا با بهره گیری از اندک داده های موجود، به شیوه توصیفی تحلیلی، به تبیین تاثیر مدرسه مستنصریه بر گسترش تشیع امامیه بپردازد. پژوهش حاضر، نشان می دهد که این مدرسه ، با تبدیل نمودن منازعات مذهبی به مناظراتی مسالمت آمیز، فرصتی فراهم ساخت تا شیعیان امامیه، ضمن حضور در کادر اداری آن، به ترویج و تبلیغ عقاید و افکار خود بپردازند.
    کلیدواژگان: مدرسه مستنصریه، تشیع امامیه، خلافت عباسی، ابن علقمی، سید بن طاووس، نصیرالدین طوسی
  • سید مسعود سید بنکدار* صفحات 195-218
    شیخ حیدر صفوی در اقدامی مبتکرانه، تاج قزلباش را به عنوان پرچم و نشانه طریقت صفوی رواج داد و پس از آن پیروان این طریقت، با نام قزلباش شناخته شدند. انتساب تاج به امام علی و وجود دوازده ترک، آن را به نشانه تشیع تبدیل کرد. به مرور زمان، تغییراتی در ساختار تاج ایجاد و بر تزیینات آن افزوده شد. پادشاهان صفوی تاج را با جقه بر سر می گذاشتند. قزلباش ها سعی کردند استفاده از تاج را انحصاری کنند، اما به تدریج، گروه ها و اشخاص دیگر هم اجازه یافتند تاج بر سر بگذارند. کسانی که مطیع دولت صفوی می شدند، تاج را به نشانه اطاعت و وفاداری بر سر می گذاشتند. این روند تا پایان دوره صفوی ادامه داشت و حتی پس از سقوط آن دولت، باز هم مدعیان جانشینی صفوی از تاج قزلباش استفاده می کردند. این نوشتار، بر آن است با استفاده از منابع تاریخی، به بررسی اهمیت، جایگاه و عملکرد تاج قزلباش در دوره صفویه بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، به صورت کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی است. در این پژوهش، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازمان دهی اطلاعات و تجزیه و تحلیل و سرانجام استنتاج آن ها پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: تاج قزلباش، شیخ حیدر، دولت صفویه، تشیع
|
  • Dr. Hassan Majidi*, Sayyid Murteza Kazemi Dinan Pages 7-44
    The great changes in some of countries in Middle East and Africa, known as “Islamic Awakening” in the recent years, have left deep effects in that region. Islamic awakening in Bahrain, however, has had a special importance for IRI. Considering the movement against oppression and the Islamic-Shiite identity of the objectors, especially the al-Wefaq community in that country as well as the very close spiritual interactions of the leaders of that movement with IRI, it seems that one may analyze the IRI’s strategy for Islamic awakening in Bahrain on the basis of the doctrines and tenets in the theory of constructivism. The findings of this study show that, based on the doctrines of constructivism theory, the Islamic Republic of Iran, based on the identity it has defined for itself, Saudi dynasty in Arabia and Khalifa dynasty in Bahrain, and the fact that it knows the evolutions in Bahrain as a prominent instance for Islamic awakening, it pursues its foreign policy against those changes and evolutions. Complete political and media support from nongovernmental Islamic political group of al-Wefaq in Bahrain as well as Sheikh Ali Salman as its secretary general of that movement are clear instances of this fact. In other words, it seems that mental construct formed between Iran and al-Wefaq movement as the representative of the Shiites in Bahrain (common beliefs, common enemies, and common goals) have caused IRI to regard supporting that non-governmental political group as a factor for fulfilling its national interests and reinforce of the principles and values of IRI.
    Keywords: Islamic awakening, Bahrain, al-Wefaq community, Iran, Shiites, constructivism
  • Dr. Kazem Sam Daliri* Pages 45-82
    The clerics in Iran have always enjoyed a social influence in their society. This influence, however, is always subject to alterations due to various evolutions and changes. Dr. Shujaee Zand’s article entitled “Reduction of Social Influence of Clergies in Iran: a Model for Investigation” is among scant works that seek to identify the factors effective in reduction of social influence of clerics in Iran. Despite a great effort, his work has not been able to achieve the defined goals due to various reasons. Thus, the present article attempts to do a content review of the above work and show its ambiguities, defects and drawbacks in internal and external dimensions to prove that the article is neither a proper model for explaining the reasons for reduction of social influence of clerics nor can it explain this issue. At the end, the select model as an alternative for that model has been presented.
    Keywords: social influence, clerics, theoretical explanation, empirical explanation, reduction of social influence of clerics
  • Dr Ahmad Beheshti Mehr* Pages 83-108
    It is more than one decade since a field entitled “study of Shiism” was enacted and established in Iran. This is a field whose main approach is a social one and has managed, in a short time, to introduce itself to the scientific society of Iran. Therefore, there are many universities and academies that began this field. However, the main question is why, despite the initial definition of social approach and introducing it to the academic society of the country, the sociological attitude of that field has not been spread seriously in practice. In the first section of the article, a brief introduction of that field as well as a report of its condition in Iranian universities has been mentioned. In the second section, we have attempted to answer the aforementioned question. The analyses show that the opinion of the seminary expert on sciences in general and sociology in particular is that they are not regarded as seminary sciences and are considered among ihsa’iyat, which are not of primary importance. The university experts regard “study of Shiism” as something related to seminary and avoid entering that challenging sphere. In writing the first section of this article, we have used interviews and in the second section, we have used analytical method.
    Keywords: study of the Shiites, study of Shiism, academic studies, scientific field of study, Iran
  • Dr. Sajjad Dadfar*, Isa Abdi Pages 109-138
    The present article investigates the reasons for migration of Ash’arites to Qom city and its effect on the social development of that region. Identifying the nature of migration in its historical conditions and considering proper factors for explaining its reason necessitate a broad historical research. Of course, it necessitates explanation social issues and concepts. Durkheim held that migration can gradually weaken social solidarity or bias. However, the Ash’arites of Qom could preserve the models of prejudice and bias for a long time, and perhaps the mystery for their perpetuation as a unique tribal identity was this very fact. Ash’arites in Qom, while preserving the cultural models of prejudice and the capability of social adaptation, affected the institute of religion and became the innovators of evolutions in social and economic spheres such as digging aqueducts and revival of villages in a way that they played a basic role in evolution of scattered villages and their turning into integrated villages (later districts of Qom).
    Keywords: Asharites, Qom, migration, Shiism, Komandan
  • Mahdi Ahmadi Ikhtiyari*, Dr. Muhammad Ali Cheloongar Pages 139-170
    Sheikh Muhammad Baqer Bahari was one of the pioneer clergies in constitutional revolution. One of his most important measures in defending constitutionalism was writing a treatise entitled “Izah al- Khata”. There, he was seeking to answer the doubts and objections of the opponents of constitutionalism and comparing the bases of constitutionalism with religious laws. The present study aims at explaining the views and attitudes of Ayatollah Bahari on some of the principles and rules of constitutionalism. Indeed, he was attempting to adjust the principles of constitutionalism to Islamic doctrines and laws to confirm them. In some part of the present article, we deal with a comparison between some views of Sheikh and those of Allama Na’ini as the most prominent representative of constitutionalist scholars in writing treatises. Regarding issues such as freedom equality as well as justification of constitutionalism in the Occultation Period, Sheikh presents argumentations that are unique. The present article uses a descriptive-analytical method based on documents and library sources.
    Keywords: Sheikh Muhammad Bahari, Naini, constitutionalism, Hamadan, Izah al-Khata, Tanbih al-Umma
  • Dr. Muhsen Rahmati*, Zeynab Biranwand Pages 171-194
    The first half of the seventh century was a decisive era in evolution and development of the Shiite school. In that period, Imamiya Shiism, influenced by many factors, changed into a strong social-cultural trend in Baghdad. Among numerous factors effective in the growth of Shiism, one was the existence and activities of Mustanseriya seminary school. The present article is seeking to use the scarce and little existing data to explain, through a descriptive-analytical method, the effect of Mustanseriya school in diffusing Shiism. The present study shows that this school, by turning religious struggles to peaceful discussions, prepared an opportunity for Imamiya Shiites to be present among the official personnel as diffuse the propagate their own beliefs and thoughts.
    Keywords: Mustanseriya school, Imamiya Shiism, Abbasid caliphate, Ibn Alqami, Sayyid bin Tawoos, Nasir al-Din Tusi
  • Dr. Sayyid Masood Sayyid Bonakdar* Pages 195-218
    In an initiative measure, Sheikh Heydar Safawi propagated Qezelbash crown as the sign for Safawid order, and the followers of that order were known as Qezelbash afterwards. Attributing the crown to Imam Ali (pbuh) and the existence of 12 cracks made it a sign of Shiism. In the course of time, there appeared some changes in the structure of the crown and some decorations were added to it. The Safawid kings would put it in their head along with a feathered hat. Qezelbashs tried to use it exclusively, but gradually, other groups and individuals were allowed to put on the crown. Those who became obedient to Safawid government would put on the crown as a sign for their obedience and loyalty. This continued up to the end of Safawid dynasty, and even after the fall of that dynasty, the claimants to succession of Safawids would use that crown. The present article tries to use historical sources to investigate the importance, the status and performance of Qezelbash crown under Safawids. The research method was using library sources as well as a comparison and analysis of the existing sources, especially the original ones. In the present study, after gathering the necessary information, we have dealt with organizing the information, analyzing them and extracting conclusions.
    Keywords: Qezelbash crown, Sheikh Heydar, Safawid government, Shiism