فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال نهم شماره 3 (پیاپی 35، پاییز 1396)
  • سال نهم شماره 3 (پیاپی 35، پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/16
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدی صلاح*، اسماعیل سپهوند، محمدعلی نعمتی صفحات 1-17
    در اواخر عصر قاجار، در دوران وزارت جنگ رضاخان، طرح آرام کردن و اسکان دادن ایل های لرستان در متن توجه دولت قرار گرفت. به دنبال این، لشکرغرب به فرماندهی امیراحمدی و با دستور رضاخان در سال 1302ش/1923م به لرستان حمله کرد. امیراحمدی بروجرد و خرم آباد و سایر نواحی نفوذ سران سرکش ایل ها را تسخیر کرد. پس از آن، برای حمایت از جمهوری خواهی رضاخان به تهران رفت و فرماندهی لشکرغرب به سرهنگ شاه بختی واگذار شد. در زمان شاه بختی، سران عشایر لرستان شورش و او را در خرم آباد محاصره کردند؛ با ورود دوباره امیراحمدی، سران شورش متواری شدند. پس از شاه بختی، فرماندهی لشکرغرب به سرهنگ خزاعی واگذار شد. پرسش پژوهش حاضر این است که نوع فرمانروایی سرتیپ خزاعی بر لرستان (1304و1305ش/1925 و 1926م) چه تاثیری بر قیام عشایر لرستان در سال 1306ش/1927م گذاشت؟ فرض پژوهش در پاسخ به این پرسش این است که سرتیپ خزاعی، سیاست خشن تری در برخورد با عشایر نسبت به فرماندهان پیش از خود اعمال کرد که واکنش شدید عشایر را باعث شد. یافته های پژوهش نشان می دهند که وی با اعدام حدود سیزده تن از سران عشایر لرستان، در برانداختن نفوذ سنتی آنان نقش بسزایی ایفا کرد. عملکرد خزاعی همانند امیراحمدی، موجب فرار بسیاری از خانزادگان به سمت طرهان و پناهنده شدن به حاکم آنجا یعنی علی محمدخان غضنفری شد و وقوع آخرین شورش گسترده طایفه های لرستان را به رهبری حاکم طرهان رقم زد. بررسی حکومت خزاعی در لرستان و اینکه چگونه اقدامات او این شورش گسترده را باعث شدند، در این مقاله مهم هستند.
    کلیدواژگان: سرتیپ خزاعی، سرکوب طایفه ها، عشایر لرستان، طرهان، رضاخان
  • شهین رعنایی* صفحات 18-32
    در جنگ جهانی اول، مناطق غربی ایران به علت موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود به محل رویارویی و برخوردهای نظامی و سیاسی دولت های متفق و متحد تبدیل شدند؛ این مناطق با امپراتوری عثمانی هم مرز بودند و در منطقه نفوذ دولت روسیه قرار داشتند. در پژوهش حاضر، پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جنگ جهانی اول بر این منطقه بررسی شد. براساس یافته های این پژوهش، جمعیت بسیاری از این منطقه بر اثر برخوردهای نظامی، گرسنگی، قحطی و بیماری های ناشی از جنگ کشته شدند. شهرها به پایگاه نظامی قدرت های متخاصم تبدیل و پایه های اجتماعی و اقتصادی این منطقه همانند نهادهای اجتماعی شهری و کشاورزی نابود شدند. نابودشدن نظارت حکومت مرکزی، پایمال شدن اقتدار حاکمان محلی و نابودشدن ثبات سیاسی از دیگر پیامدهای این جنگ بودند.
    کلیدواژگان: مناطق غربی ایران، جنگ جهانی اول، آلمان، روسیه، انگلستان
  • محمد کشاورز بیضایی*، عباس قدیمی قیداری صفحات 33-48
    تحلیل و واکاوی رویدادهای تاریخ ایران که بخش اعظمی از آن خاندان محور تلقی می شود، مستلزم شناخت نخبگان و خاندان های محلی و دیوانی، تبیین روابط آنان با حکومت ها و همچنین فهم جابه جایی و تحرک این کانون اثرگذار است. این جستار با رویکردی تاریخی و با تاکید بر پدیدۀ سیاسی و اجتماعی مهاجرت، تلاش می کند زمینه ها و پیامدهای مهاجرت خاندان هاشمیه شیراز (1207تا1245ق/ 1792تا 1829م) را تبیین کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که فروپاشی سلسلۀ زندیه، جابه جایی کانون سیاسی و اداری قدرت از شیراز به تهران، بینش محدود و عشیره ای قاجارها و نیاز مبرم آنها به نخبگان، توانمندی تشکیلاتی و دیوانی خاندان هاشمیه، آسیب پذیرشدن حیات سیاسی و اجتماعی شهر شیراز و... باعث مهاجرت ادواری و دائمی بخش عمده ای از خاندان هاشمیه شیراز به تهران و دیگر مراکز شهری این دوره شد. به طور کلی کمک بخشی به استقرار و تثبیت پایه های قدرت قاجارها، مشروعیت آفرینی و غلبۀ حکومت بر بحران های پیش رو، قلع وقمع خاندان هاشمیۀ شیراز در زمان فتحعلی شاه، استمراریافتن و درعین حال سهیم شدن این خاندان در شکل بخشی به پاره ای از تحولات سیاسی این دوره و پس ازآن، ازجمله پیامدهای غالب این مهاجرت ها بود.
    کلیدواژگان: مهاجرت، زمینه، پیامد، خاندان هاشمیه، شیراز
  • علی باغدار دلگشا *، علی ناظمیان فرد صفحات 49-66
    گفتگوی خیالی با درون مایه های سیاسی و اجتماعی، بارزترین وجوه انتقادی رایج در مطبوعات عصر قاجار است که روشنفکران و روزنامه نگاران این دوره به کار می گرفتند. نفس رواج این شیوه نشان دهنده وضع ویژۀ جامعه ایرانی در این برهه زمانی است که در کشاکش عبور از مرحله ای تاریخی بود. پرسشی که در کانون توجه این پژوهش قرار دارد این است که روزنامه نگاران عصر قاجار از چه زمانی به انتخاب این شیوه توجه کردند و ناظر به چه اهدافی بود. در دوره فتحعلی شاه، به استفاده از این شیوه توجه شد؛ اما در عصر ناصری، وجه انتقادی آن آشکارتر شد و سرانجام در دورۀ استبدادی محمدعلی شاه، به علت وجود خفقان فزاینده، به مثابۀ گونه ای (ژانر) اثربخش در نشر آگاهی و بیان انتقادهای سیاسی و اجتماعی، از آن استفادۀ وسیع شد. یافته های این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و متکی بر رویکرد جامعه شناختی به نسخه های باقیمانده از 75 روزنامۀ درون مرزی دورۀ قاجاری است. این پژوهش نشان می دهد که هدف غایی روشنفکران و روزنامه نگاران این دوره از به کارگیری چنین شیوه ای، تفهیم نظام مشروطه و مباینت نداشتن آن با شرع مقدس و نیز معرفی این نظام در قالب الگویی مناسب برای ایجاد وضعیت سیاسی و اجتماعی مطلوب در جامعۀ ایران بود.
    کلیدواژگان: گفتگوهای خیالی، مطبوعات، عصر قاجار، رویکرد جامعه شناختی، استبداد
  • علی وشمه*، سهیلا ترابی فارسانی، ناصر جدیدی صفحات 67-78
    محمدرضاشاه پهلوی پس از پادشاه شدن تلاش کرد که ایران را به کشورهای اروپایی نزدیک کند. افزایش چشمگیر بهای نفت برگ برنده حکومت بود تا به سوی آرمان های پیش بینی شده حرکت کند؛ به این ترتیب، بسیاری از صنایع به کشور وارد شدند. پس از جنگ جهانی دوم، آلمان نیاز داشت محصولات صنعتی خود را بفروشد و مواد اولیه وارد کند و ایران می توانست از تامین کنندگان مهم منابع اقتصادی آلمان باشد؛ با این رویکرد، رفت وآمدهای سیاسی و اقتصادی نمایندگان این کشور به ایران افزایش یافت. کنار این صنایع، در ایران مدارس فنی آلمانی برای انتقال دانش فنی آغاز به کار کردند. در پژوهش حاضر، سیاست های اقتصادی حکومت پهلوی دوم در زمینه صنعت با روش توصیفی و تحلیلی و با مراجعه به اسناد، مدارک آرشیوی، کتاب ها و مطبوعات بررسی می شوند. همچنین هدف پژوهش حاضر، بررسی سیاست های اقتصادی این دوره است که به ورود صنایع مختلف به ایران منجر شدند و به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که سیاست های اقتصادی حکومت پهلوی دوم در زمینه صنعت، به ویژه با استفاده از صنایع آلمانی، چه تحول کمی و کیفی در راستای نوسازی صنایع ایران ایجاد کرد؟. برای یافتن پاسخ این پرسش، ابتدا اجمالی سیاست های اقتصادی پهلوی دوم را واکاوی و سپس روابط با کشورهای دیگر را در زمینه صنعت و قراردادها و انگیزه های این فعالیت ها را بررسی می کنیم.
    کلیدواژگان: اقتصاد، صنعت، پهلوی دوم، ایران، آلمان
  • مسعود سیدبنکدار*، شهرزاد محمدی آئین صفحات 79-91
    در سده های اخیر تاریخ ایران، کمبود نان همواره یکی از بحران های اصلی بوده است. قحطی نان و خواروبار از مسائل مختلف جغرافیایی و سیاسی، کاهش نزولات آسمانی، شیوه کشاورزی سنتی و بروز دو جنگ جهانی متأثر بود. با بروز قحطی، مردم و دولت های وقت با بحران کمبود نان مواجه می شدند. نانیکه غذای اصلی مردم بود. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش های ذیل است: وضعیت نان شهر اصفهان در دوره پهلوی اول به چه صورت بود. چه اقداماتی برای رفع این مشکلات صورت گرفت؟ اقدامات دولت تا چه میزان در حل مشکل نان در اصفهان موثر بود. براساس یافته های به دست آمده در این پژوهش، در دوره پهلوی اول برای رسیدگی به وضعیت نان شهر اصفهان و رفع مشکلات آن اقداماتی صورت گرفت. بخشی از این اقدامات عبارت بود از: دخالت مستقیم دولت در خرید گندم از کشاورزان و فروش آن به نانواها، تدوین نظام نامه هایی برای کاهش دادن و تثبیت کردن قیمت نان، نظارت بر عملکرد نانواها ازطرف بازرسان شهرداری اصفهان، رسیدگی به وضعیت بهداشت مغازه های نانوایی و سلامت نانواها، صدور مجوز قانونی ازطرف شهرداری برای فعالیت نانوایی ها. به نظر می رسد که در دوره پهلوی اول، دولت تلاش هایی انجام داد؛ اما به طور قطع مشکلات نان شهر اصفهان را خاتمه نداد؛ زیرا بروز جنگ جهانی دوم و وقایع شهریور1320/1941م، نشان داد که مشکلات ریشه دار مربوط به نان در شهر اصفهان همچنان پابرجاست. در این مقاله، روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و بررسی اسناد و روزنامه ها و تطبیق و تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی، است.
    کلیدواژگان: نان، قحطی، اصفهان، پهلوی اول، بلدیه
  • ولی الله مسیبی، علی اکبر جعفری *، ابوالحسن فیاض انوش صفحات 93-113
    مهم ترین فلسفه تاریخ نگاری محلی، پرداختن به موضوعات محلی در برش مکانی مشخص و زمانی محدود است. مکان، پایه اصلی تاریخ نگاری محلی است و بررسی بستر جغرافیایی (مکان) هر رویداد اهمیت چشمگیری در پژوهش های تاریخ محلی دارد. مطالعه و مشاهده دقیق محل وقوع هر رویداد به مورخان محلی برای شناخت بهتر ابعاد حیات اجتماعی زندگی گذشته و حال انسان در آن محل کمک می کند؛ بر اساس این ، پژوهش حاضر بر منطقه پیربکران متمرکز است. منطقه پیربکران با 86 کیلومترمربع وسعت و 54 هزار و 642 نفر جمعیت در 15 کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان واقع است. با توجه به جمعیت، این منطقه بیشترین درصد بیماران ام اس ایران را دارد و 125 نفر در این منطقه به ام اس مبتلا هستند. این آمار بیش از سه برابر میانگین جهانی، هفت برابر میانگین ایران و شش برابر میانگین استان اصفهان است. آمار مبتلایان به ام اس در پیربکران به آمار مبتلایان در جزیره اورکنی در شمال اسکاتلند نزدیک است که بیشترین درصد ام اس جهان را دارد. در نیم قرن گذشته، بیماری ام اس که نوعی اختلال در اعصاب مرکزی، مغز و نخاع، است به مهم ترین بحران زیست سلامتی اهالی منطقه پیربکران تبدیل شده است. پژوهش حاضر، به بررسی تاریخی چرایی و چگونگی تبدیل شدن منطقه پیربکران به یکی از کانون های شیوع ام اس در ایران می پردازد. در این راستا، این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که فعالیت های انسانی برای تغییر محیط زیست در نیم قرن گذشته و استعداد محلی افراد، شیوع ام اس را باعث شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که ام اس بین اهالی بومی منطقه پیربکران و به ویژه در برخی خانواده ها شیوع بیشتری دارد؛ همچنین رابطه معنی داری بین آمار بیماران ام اس و فاصله محل سکونت افراد با مراکز آلوده کننده صنعتی و معدنی وجود دارد. این پژوهش به روش میدانی و با کاربست روش و ابزار تاریخ شفاهی، به صورت مصاحبه فعال با 25 نفر از مبتلایان به ام اس انجام شد. با توجه به ماهیت میان رشته ای موضوع، از نتایج پژوهش های رشته های همبسته نیز استفاده شد.
    کلیدواژگان: محلی نگاری، بیماری ام اس، پیربکران، تاریخ شفاهی
  • غفار پوربختیار *، حاتم موسایی صفحات 115-129
    در 10مرداد1301/2اگوست1922، در تنگۀ شلیل واقع در چهارمحال وبختیاری، دسته ای از نیروهای نظامی با حمله سواران بختیاری روبه رو شدند. خان های بختیاری در ابتدا دخالت خود را در این حادثه انکار کردند؛ اما مدتی بعد میزان دخالت آنها در این حادثه آشکار شد. وقوع این حادثه تأثیر بسیاری بر روابط سه جانبۀ خان های بختیاری، رضاخان وزیر جنگ و سفارت انگلیس در تهران گذاشت. رضاخان پهلوی، وزیر جنگ، به دنبال بهره برداری لازم از این حادثه بود؛ پس تلاش کرد تا خان های بختیاری را نزد نخبگان و تودۀ مردم بدنام و بی اعتبار کند و با اخذ غرامت سنگین از خان ها، بنیۀ مالی شان را تضعیف کند. ازسوی دیگر سفیر انگلیس در تهران سیاستی مبهم و دوپهلو اتخاذ کرد. سیاستی که به ضرر خان ها و به سود رضاخان و دولت مرکزی تمام شد. سرانجام پس از مدتی درگیری میان طرفین و چانه زنی بسیار با وساطت سر پرسی لورین (Sir Percy Loraine)، سفیر انگلیس، میان طرفین بر سر پرداخت مبلغ 150هزار تومان خسارت ازسوی خان های بختیاری توافق شد.
    کلیدواژگان: بحران، شلیل، خان های بختیاری، رضاخان، سفارت انگلیس
  • ایرج ورفی نژاد*، سجاد دادفر، روح الله بهرامی صفحات 131-149
    سلیمان میرزا اسکندری و سیدمحمدصادق طباطبایی حزب سوسیالیست را در قالب حزبی چپگرا تشکیل دادند. در مجالس چهارم و پنجم این حزب اغلب در اقلیت بود؛ اما روند حوادث نشان می دهد که در حیات پارلمانی خود، در جایگاه حزبی موثر عرض اندام کرده است. مخالفت ها با کابینۀ قوام السلطنه به ویژه بر سر مسئلۀ نفت شمال و قانون هیئت منصفان، حمایت از کابینۀ مستوفی الممالک و نیز همراهی با رضاخان سردارسپه و نقش آفرینی در تحول نظام سیاسی از قاجاریه به پهلوی گوشه هایی از حیات سیاسی این حزب را به نمایش می گذارد که تاکنون در کانون پژوهش و ارزیابی قرار نگرفته است و درواقع، پژوهش حاضر پاسخ به این نیاز است.
    کلیدواژگان: مجلس شورای ملی، حزب سوسیالیست، سلیمان میرزا، رضاخان
  • سید علیرضا ابطحی، مینا معینی* صفحات 151-169
    در اصفهان دورة قاجار همواره گروه هایی نظیر اوباش، دزدان، الواط، یاغیان و غیره در راستای منافع شخصی یا منافع گروه های دیگر، به تحرکاتی دست می زدند که نابسامانی و هرج و مرج و بی نظمی در شهر را باعث می شد. یکی از این افراد حاجی هاشم خان لنبانی بود. او عده ای از افراد را به دور خود جمع کرد و دست به شورش زد و برای مدتی اصفهان را در ترس و اضطراب فرو برد. در سال 1240ق/1824م، فتحعلی شاه قاجار با لشکرکشی به اصفهان این شورش را فرونشاند. چرایی شورش حاج هاشم خان و تعیین تعلق او به دسته جات شورشی یا لوطیان، موضوع اصلی این مقاله است که تلاش می شود به روش تاریخی و با شیوة توصیفی- تحلیلی و انطباق داده ها و با استفاده از منابع و مآخذ موجود، دربارة آن بحث، و این موضوع بررسی شود. به نظر می رسد حاجی هاشم خان لنبانی و افرادش جزو لایۀ اشرار جامعه بودند که با استفاده از وضعیت نابسامان سیاسی و با انگیزه هایی نظیر طمع در مال دیگران، غرور، فخرفروشی و انتقام جویی دست به شورش زدند. همچنین اگر لوطیان را از اخلاف عیاران برشماریم، اطلاق لوطی به حاج هاشم خان لنبانی و افراد تابع او درست به نظر نمی رسد و باید او را در زمرة افراد فرصت طلب شرور به حساب آورد.
    کلیدواژگان: لوطی، لومپن، حاجی هاشم خان، شورش، فتحعلی شاه قاجار
  • ضیاء محمدی*، مصطفی پیرمرادیان صفحات 171-188
    جنگ ایران و عراق روابط آیندۀ جمهوری اسلامی ایران را با بسیاری از کشورها تحت تأثیر قرار داد. بیشتر کشورهای منطقه بلافاصله جانب عراق را گرفتند؛ اما به نظر می رسد که مواضع میانۀ امارات در برابر دو کشور، با روابط گستردۀ این کشور با جمهوری اسلامی مرتبط بود. این پژوهش برآن است نقش روابط اقتصادی را در میزان تعهد سیاسی امارات در برابر ایران در دورۀ جنگ بررسی کند. به نظر می رسد نتایج حاصل برای ایجاد روابط بهتر با کشورهای منطقه در جهان امروز مفید باشد. بنابراین باید پرسید: روابط اقتصادی دو کشور در میزان تعهد سیاسی امارات در برابر ایران چه تاثیری گذاشت. فرض ما برآن است که روابط اقتصادی افزایش تعهد سیاسی امارات در برابر ایران را موجب شد. در این نوشتار، روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و برپایۀ مطالعات کتابخانه ای و نشریات ادواری است. اشتراک نظر دو کشور در مسائلی مانند مخالفت با حضور بیگانگان در منطقه و دیدارهای فراوان مقامات آنها و مخالفت امارات با قطع رابطۀ اعراب با ایران، ازجمله نشانه های افزایش تعهد سیاسی امارات متحده در برابر جمهوری اسلامی ایران در سطوح بین المللی است.
    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، اماراتمتحدهعربی، جنگ تحمیلی، روابط اقتصادی، روابط سیاسی
  • محمدعلی رنجبر، نورالله عبداللهی* صفحات 189-205
    در درگیری های محمدعلی شاه با مجلس، در سال های 1324تا1327ق/1906تا1909م، انجمن ملی اصفهان بارها حمایت قاطع خود را از مجلس اعلام کرد. انجمن با این هشدار که در صورت حمله به مجلس با اعزام پنجاه هزار نفر فدایی از مجلس دفاع می کند، شاه را تهدید کرد؛ اما وقتی در 23جمادی الاول1326/23ژوئن1908، به فرمان محمدعلی شاه مجلس به توپ بسته شد، انجمن اصفهان در مرحلۀ عمل هیچ نیرویی برای نجات مجلس اعزام نکرد و نقش تاریخی خود را در هم سویی با مشروطه خواهی ایفا نکرد. این مسئله باعث شد که در منابع تاریخی مشروطیت، به انجمن ملی اصفهان و مشروطه طلبان اصفهان بدبینی هایی ایجاد شود. این مقاله به منظور واکاوی موضوع براساس منابع اصلی مشروطیت، به ویژه روزنامۀ انجمن مقدس ملی اصفهان، به چگونگی ساماندهی نیروهای فدایی مجلس توسط انجمن و علل ناکارآمدی آن در دفاع از مجلس به صورت تحلیلی پرداخته است.
    کلیدواژگان: فداییان، انجمن ملی، مشروطیت، ظلالسلطان، اصفهان
  • توران طولابی* صفحات 207-226
    انقلاب مشروطه و به دنبال آن شکل گیری مجلس شورای ملی، نخستین تجربۀ نظام سیاسی مبتنی بر قانون اساسی و الگوی تقسیم قوا در جامعۀ سیاسی ایران بود. این تجربه در بستر فرهنگ سیاسی ریشه داری اتفاق افتاد که هنوز آمادۀ پذیرش و هضم آن نبود. در پژوهش حاضر که با تکیه بر اسناد انجام شده است، این مسئله بررسی شده است که تجربۀ انتخابات تا چه میزان مسائل ناشی از رویارویی نظم سنتی با نظم جدید برآمده از انقلاب مشروطیت را بازتاب داده است. به این منظور، نمونه انتخابات زنجان در دورۀ چهارم مجلس شورای ملی بررسی شده است. در این نمونه، نقش جهانشاه خان امیرافشار، حاکم وقت زنجان و یکی از نمایندگان نظم کهن، در سرنوشت انتخابات زنجان محوریت یافته است و تلاش شده است سهم اقتدار محلی و ابزارهای وی برای حفظ نفوذ در ساختار سیاسی جدید روشن شود. نتیجۀ بررسی نشان می دهد که باوجود نظارت یکی از هواداران سرسخت نظم جدید، یعنی علی اکبر دهخدا که سمت مفتش رسمی داشت، امیرافشار درنهایت با حفظ فرادستی پیشین و ادارۀ عناصر زیردست خود، سرشت قانون مدار نظام مشروطه را تحت تأثیر قرار داد.
    کلیدواژگان: زنجان، مجلس شورای ملی، انتخابات، نظم کهن، نظم جدید
  • جهانبخش ثواقب*، پرستو مظفری صفحات 227-255
    از زمان قدرت یابی خاندان اردلان، ایالت کردستان ایران تحت حاکمیت بنی اردلان اداره می شد و حکمرانان آن مناسبات خود را با دولت های مرکزی به نحوی تنظیم می کردند که استقلال خود را در جایگاه حکومتی محلی حفظ کنند. این خاندان تا زمان ناصرالدین شاه قاجار بر کردستان حکومت کرد؛ اما در این زمان و در راستای سیاست تمرکزگرایی ناصری و قاجاری کردن حکومت ایالات، شاهزاده فرهادمیرزا معتمدالدوله به حکومت کردستان تعیین شد و این گونه، به حیات سیاسی اردلان ها پایان داده شد. معتمدالدوله شورش های کردستان را سرکوب کرد و ناامنی را از بین برد و نظم و امنیت را در آنجا برقرار کرد. این شورش ها و ناامنی ها در اثر ناتوانی آخرین والی اردلان و خودسری های بزرگان اورامان و حملات عشایر جاف پدید آمده بود. او سپس در این ایالت، اقدامات عمرانی و اصلاحی انجام داد. در این پژوهش، دوران حکومت معتمدالدوله بر کردستان پس از برافتادن حکومت محلی اردلان و اقدامات وی در این ایالت برای تثبیت قدرت قاجارها، به شیوۀ توصیفی تحلیلی، بررسی شده است. یافتۀ پژوهش نشان می دهد که تغییر سیاست قاجارها در مقابل خاندان اردلان، به سیاست تمرکز قدرت توسط دربار قاجار بستگی داشت و معتمدالدوله با مهار کانون های بحران و برقراری امنیت، در تثبیت قدرت قاجارها بر کردستان نقش مهمی ایفا کرد.
    کلیدواژگان: قاجاریه، کردستان، خاندان اردلان، اورامان، فرهادمیرزا معتمدالدوله
  • الهام ملک زاده*، مرضیه افرافر صفحات 257-271
    پژوهش حاضر کارکردهای موقوفات زنان از مشروطه تا پایان دورۀ پهلوی اول و به طور نمونه زنان واقف شهر تهران را بررسی می کند. پویایی وقف در دوران اسلامی، به رونق فرهنگ و اقتصاد و حتی حوزه های فرهنگی جامعه انجامید. پس از انقلاب مشروطه و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران، وقف نیز متحول شد و در مناسبات فرهنگی و اجتماعی، جایگاه جدیدی به دست آورد.
    این پژوهش در پی آن است تا علاوه بر شناسایی کارکردهای موقوفات زنان از دورۀ مشروطه تا پایان دوران پهلوی اول، دریابد که موقوفات زنان تهران در این ادوار چه ویژگی هایی داشت و همچنین براساس اسناد موجود، چه حوزه هایی را دربرمی گرفت.
    نتیجۀ حاصل از این پژوهش بیان کنندۀ آن است که زنان واقف در دورۀ مشروطه و دوران پهلوی اول، از اصلی ترین کنشگران موثر بر تحولات اجتماعی بودند که موقوفاتشان در این دو بازه زمانی مختلف، تفاوت های معناداری داشت. بررسی اسناد موجود نشان می دهد که در این زمان، زنان مطابق با تغییرات جامعه پیش می رفتند. تحول در نوع نگرش، انگیزه های واقفان و مطالبات اجتماعی حاکم از علت های اصلی این تفاوت ها بود و در عرصه وقف، پایه گذار تحولاتی برای دوره های بعد شدند. به نظر می رسد که حداقل 20درصد اسناد وقفی تهران در دورۀ مشروطه و پهلوی اول متعلق به زنان است؛ درعین حال با تغییرات دورۀ پهلوی اول، واقفان زن بنابه نیازهای اجتماعی، موقوفات خود را به تدریج در ابعاد اجتماعی متمرکز کردند. روش پژوهش توصیفی همراه با تجزیه وتحلیل داده ها و با تکیه بر اسناد به دست آمده است.
    کلیدواژگان: وقف، زنان واقف تهران، مشروطه، پهلوی اول، کارکرد موقوفات
|
  • Mahdi Salah *, Ismael Sepahvand, Mohammadali Nemati Pages 1-17
    At the end of the Qajar era, during the Reza Khan’s Ministry of War, the plan of calming down and settling the Lorestani tribes was put into the attention of the government. Following this, the West Army commanded by Amir Ahmadi, attacked Lorestan by the order of Reza Khan in 1302/1923. Amir Ahmadi conquered Borujerd and Khorramabad and other areas under the influence of the leaders of the rebellious tribes. After that, in order to protect Republicanism, Reza Khan went to Tehran, and handed over the command of the West Army to Colonel Shahbakhti. At the time of Shahbakhti’s command, the leaders of the tribal tribes of Lorestan rebelled and surrounded him in Khorramabad; with the reappearance of Amir Ahmadi, the leaders of the rebellion fled. After Shahbakhti, the commander of the West Army was handed over to Brigadier Khazaee. The question in this research is regarding the influence of Brigadier Khazaee’s type of rule on the uprising of the tribes of Lorestan in 1927. The hypothesis of the research in answering this question is that Brigadier Khazaee applied a more rigorous policy to deal with the tribes than his predecessors, which caused a sharp reaction from the tribes. The research findings showed that he executed about thirteen tribal leaders from Lorestan to play a significant role in overcoming their traditional influence. Khazaee’s performance, like Amir Ahmadi, led to the escape of many Khans to Tarhan and their seeking support from the ruling there, Ali Mohammad Khan Ghazanfari, led to the recent mass rebellion of the tribes of Lorestan under the leadership of Tarhan’s governor. The study of Khazaee's rule in Lorestan and how his actions led to the massive rebellion are important in this article.
    Keywords: Brigadier Khazaee, Repressing Tribes, Lorestan Tribes, Tarhan, Reza Khan
  • Shahin Ranaie* Pages 18-32
    During the World War I, the western district of Iran was the place of military and political conflicts of the Entente and Alliance states, owing to its strategic geographical location. On the one side, it was bordered by the Ottoman Empire, and on the other side it was located under the influence of Russia. In this research, we try to consider the impacts of the World War I on the social, economic and political spheres. Based on the results of the research, large numbers of people of this area were killed due to military combats, starvation, famine and disease during the war. Cities became the military base of the hostile powers and economic and social institutions such as municipal and farming were destroyed. The domination of the central government, and the authority of local governors and political stability were exhausted.
    Keywords: The Western District of Iran, World War I, Germany, Russia, England
  • Mohammad Keshavarz Beyzai *, Abbas Ghadimi Ghidari Pages 33-48
    The analysis of historical events in Iran- most of them can be considered to be family-oriented- requires recognizing elites, local and tribal families, explaining their relationship with governments, and also understanding movements of this effective group. This research, with a historical approach and emphasis on the political and social issue of immigration, tries to explain backgrounds and consequences of the immigration of the majority of Shiraz Hashemieh family (1207-1245 AH). The findings of this research show that the immigration of this family to Tehran and other cities was due to several factors such as: the fragmentation of Zandieh dynasty, the shift of the political and administrative power from Shiraz to Tehran, limited insights of Qajar family and their urgent need for elites, the organizational capacity of the Hashemieh family, the political vulnerability of the city of Shiraz, and so on. In general, the main consequences of these immigrations were to help establish and consolidate the Qajar power basis, legitimize and overcome upcoming crisis, suppress Hashemieh family of Shiraz during Fath Ali Shah, and maintain and make them contribute to the following political developments.
    Keywords: Immigration, Background, Consequence, Hashemieh Family, Shiraz
  • Ali Baghdar.Delgosha *, Ali Nazemianfard Pages 49-66
    An Imaginary dialogue with political and social themes is one of the critical features of Qajarian press which have been utilized by the intellectuals and journalists of this era. The prevailing theme of this approach reflects the special conditions of the Iranian community at this time of passing through a transitional phase. The main question in this research is: when did the selection of this approach come under the focus of journalists of the time and what was the purpose behind it? Although this approach was common during Fath Ali Shah era, during the Naserddin Shah era its critical aspects became more bolded. Finally, during the autocracy of Mohammad Ali Shah, due to the growing despotisms, this approach was used as an effective genre to disseminate awareness and to express political and social criticisms. The results of this study, based on a descriptive-analytic method, which analyzed all the remaining copies of 75 Persian newspapers of this Era, show that the ultimate goal of intellectuals and journalists of this era by applying this approach was to inform the constitutional system, to show its compatibility to the Islamic laws, and to introduce this system as an appropriate framework for creating the desired political and social conditions in Iranian society.
    Keywords: Imaginary Dialogues, Presses, Qajar Era, Sociological Attitude, Despotism
  • Ali Vashmeh *, Soheyla Torabifarsani, Naser Jadidi Pages 67-78
    After ascending to the throne, Muhammad Reza Shah Pahlavi tried to approximate the face of Iran to that of European countries dramatically. Meanwhile, impressive increase of oil price became the trump card in the hand of the second Pahlavi governments, by which to move toward the predicted goals. As a result, various small scale and large scale industries entered Iran and started to work as the main symbols of modernization. Germany had a special position among the industrial countries exporting industries to Iran, and much attention had been drawn to it. Germany, especially after the Second World War, needed to sell its industrial products and import raw material, thus Iran’s market could be considered one of the important economic recourse suppliers for Germany. With this mutual approach, many small and large German factories were sold to Iran and economical and political commutes of this country’s representatives to Iran increased. In addition to these industries, German technical schools started to work in order to transfer technical knowledge. In the present research, we investigate economic policies of second Pahlavi’s Governments in relation to industry with an emphasis on Iran-Germany relations. We use a descriptive-analytic method, and take advantage of the research period archive documents, books and media. The research aims to evaluate the economic policies in the second Pahlavi period which led to light and heavy industries entering Iran. The present research seeks to answer the question that what qualitative and quantitative changes did the second Pahlavi government’s industry-related policies made, especially using German industry, to modernize Iranian industry? In order to find the answer, we explain briefly Muhammad Reza Shah rising to power in the beginning, and then after entering the research period, we focus on the second Pahlavi economic policies, Iran foreign relations in the field of light and heavy industries, contracts and the motives of these activities.
    Keywords: Economy, Industry, Second Pahlavi, Iran, Germany
  • Seyed Masoud Seyed Bonakdar *, Shahrzad Mohammadi Aein Pages 79-91
    In recent centuries, bread shortage, has always been considered as one of the crisis of contemporary history. The famine of bread and groceries was the result of different geographical and political issues, lack of rainfall, traditional agricultural method and the outbreak of two world wars in Iran. The famine confronted people and governments with the crisis of bread shortage which was the staple food of people. This study is to answer the following questions: How was the situation of bread in Isfahan city during the first Pahlavi era? What measures had been taken to solve the problem? How successful were the government measures in this regard? According to the findings of the research, some measures were taken during the first Pahlavi era to solve the problem, including: direct state intervention in buying wheat from the farmers and selling it to the bakers; designing regulations to lower and stabilize the price of bread; considering the health issues of bakers and bakeries; issuing business licenses for the bakeries by the municipalities. It seems that the government, despite the efforts, had not been able to terminate the bread problem in Isfahan city because the outbreak of World War II and the events of Shahrivar 1320 A.H showed that the deep-rooted problem of bread in Isfahan still remained. The research method in this article was library method, by comparing and analyzing resources especially the main resources. In this study, the collected data were organized and analyzed for conclusion.
    Keywords: Bread, Famine, Isfahan, The First Pahlavi, Municipality
  • Valiyullah Mosayebi, Ali Akbar Jafari *, Abolhasan Fayaz Anosh Pages 93-113
    The most important rationale behind local historiography is to investigate local topics in specified place cut-off and time limited. Place (location) is the main base of local historiography and investigating geographic location of every event has a significant importance in the study of local history. Exact study and view place of occurrence of each event helps local historians for better understanding of social life dimensions of human's past and present life in that location; based on this, the present study focused on Pir Bakran region. Pir Bakran, with 86 km breadth and the population OF 54 thousand and 642 persons, is located in 15 km of southwest of Isfahan city. With regard to population, this region has the most percentage of Iran's MS patients and 125 persons are affected to MS in this region. This statistic is more than three times the global average, seven times Iran average and six-time Isfahan province average. MS patients’ statistics in Pir Bakran are closed to the patients’ statistics of Orkney Island in north Scotland that has the most percentage of MS in the world. In the last half century, MS disease that is a kind of disorder in central nerve, brain, and spinal cord, has become the most important health crisis of the inhabitants of Pir Bakran region. The present study is based on historical study of how and why the Pir Bakran region becomes one of the hotspots of MS in Iran. In this regard, this hypothesis is put to the test: which human activities for changing environment in the last half of the century and person's local talent cause MS outbreak. Research results show that MS among native inhabitants of Pir Bakran region and especially in some families have more outbreak, also there is a significant relationship among MS patient's statistic and the distance of people location with industrial and mineral pollutants centers. This research implemented through field method and applying oral history method and tool as an active interview with 25 persons of MS patients. With regard to the interdisciplinary nature of the subject, the results of correlated field studies are used.
    Keywords: Localization, MS Patients, Pir Bakran, Oral History
  • Ghafar Porbakhtiar *, Hatam Mousaei Pages 115-129
    On August 2, 1922, a battalion of armed forces was attacked by Bakhtiari riders in the Strait of Shalil located in Chaharmahal and Bakhtiari. This incident had a large impact on the trilateral relations between Bakhtiari Khans, Reza Khan (as the Secretary of War), and the British Embassy in Tehran. In order to take advantage of the situation, Reza Khan Pahlavi tried to discredit and defame Bakhtiari Khans among the elite and the masses and undermine their financial strength by imposing a heavy fine on them. On the other hand, the British ambassador in Tehran adopted an ambiguous policy at the expense of Bakhtiari Khans and to the benefit of Reza Khan and the central government. Finally, after a period of conflict and negotiation between the three parties, a fine of 150,000 Tomans was agreed on to be paid by Bakhtiari Khans with the mediation of Sir Percy Loraine, the British Ambassador.
    Keywords: Crisis, the Strait of Shalil, Bakhtiari Khans, Reza Khan, British Embassy
  • Iraj Varfinezhad *, Sajad Dadfar, Rohallh Bahrami Pages 131-149
    The Socialist Party, as a leftist party, was formed by Suleiman Mirza Eskandari and Seyed Mohammad Sadegh Tabatabai. This party, although was mostly in minority in the fourth and fifth parliaments, but chains of events indicate that this party, in its own representative life, has shown itself as an effective party. Objecting against Qavam Alsaltane's cabinet, particularly regarding the issues of North Oil and the Law of Jury, supporting Mostofi-Al-Mamalek's cabinet and Reza Khan Sardar Sepah, and playing a role in changing the political system from the Qajar to the Pahlavi are parts of the political life of this party that has not been so far studied and evaluated. The present study is an attempt to answer these questions.
    Keywords: The National Consultative Assembly, Socialist Party, Suleiman Mirza, Reza Khan
  • Seyed Alireza Abtahi, Mina Moeini * Pages 151-169
    In City of Isfahan during Qajar period, groups such as thugs, thieves, scoundrels, rebels, etc. launched some movements and caused chaos and disorder in the city for personal interests or the interests of other groups. One of the rebel persons was Haji Hashem Khan Lonbani, who gathered a group of people around himself, launched a revolt, and plunged the city of Isfahan in fear and anxiety. In 1240 AH, Fath Ali Shah entered the city with his division and suppressed the rebellion. The main purpose of this article is to determine the reason for the rebellion by Haji Hashem Khan and his belonging to rebel groups or ruffians, which is tried to be discussed and analyzed in historical ways, using descriptive-analytical method and information compliance based on available resources and references. Haji Hashem Khan Lonabani and his men seemed to belong to rogue and lower class of society who were motivated by greed in the property of others, pride, and revenge and abused deteriorating political conditions to launch a rebellion. If the ruffians were considered as descendants of Chivalries, it cannot be applied to Haji Hashem Khan Lonbani and his men. They should be considered among rogue opportunistic people.
    Keywords: Ruffian, Lumpen, Haji Hashem Khan, Insurgency, Fathali Shah Qajar
  • Ziae Mohammadi *, Mostafa Pirmoradian Pages 171-188
    The Iran-Iraq war affected the future relations of the Islamic Republic of Iran with many countries. Most of the countries in the region immediately supported Iraq, but the UAE's two-sided positions between the two involved countries seem to have been linked to the country's vast ties with the Iran. The research seeks to examine the role of economic relations in terms of the political commitment of the UAE to Iran over the war period. The results seem to be useful for building better relationships with the countries of the region in today's world. So, the economic relations between the two countries affected the extent of the political commitment of the UAE against Iran. Our assumption is that economic relations have increased the political commitment of the UAE against Iran. In this paper, the research method is descriptive and is based on library studies and periodical publications. The two countrie's views on issues such as the opposition to the presence of foreigners in the region, the frequent visits of their officials, and the opposition to the UAE by cutting off the relationship between the Arabs and Iran are among the signs of a growing political commitment of the United Arab Emirates to the Islamic Republic of Iran at the international level.
    Keywords: Islamic Republic of Iran, the United Arab Emirates, Imposed War, Economic Relations, Political Relations
  • Mohammad Ali Ranjbar, Nourollah Abdollahi * Pages 189-205
    In the clashes of Mohammad Ali Shah with the Parliament in the years 1324 to 1327 AH / 1906 to 1909, the National Assembly of Isfahan has repeatedly declared its firm support to the Parliament. They threatened the king to send fifty thousand devotees to defend the parliament in the case of attacking the parliament by Mohammad Ali Shah. But when the Parliament House was bombarded by order of Mohammad Ali Shah in 1326 AH, the National Assembly of Isfahan did not send troops to rescue the Parliament and didn’t succeed to do its historical role in line with constitutionalism. This led to pessimistic points of view about the National Assembly of Isfahan and Isfahan Constitutionalists in the historical sources. This article deals with this issue on the basis of the main sources of constitutionalism, specially, the newspaper of the Holy National Community of Isfahan, and discusses the organization of this troops by Association of Isfahan and analyzes the reasons for its ineffectiveness in defending the Parliament.
    Keywords: Devotees, National Association, constitutionalism, Zill al-Sultan, Isfahan
  • Tooran Toolabi * Pages 207-226
    Iranian Constitutional movement led to the formation of a new and unprecedented political order. The National Consultative Assembly was the main and most visible result of this fundamental change. However, from a historical point of view it was a turning point in political culture of Iranian people and requires special attention. This paper, based mostly on documentary sources, attempts to shed lights on a less studied aspect of this subject. Its main focus is on the political behavior of a certain Jahanshâh Amir Afshâr, the then governor of Zanjân and a member of the traditional political elite. Posing the question on its historical context, it tries to show that how and to what extent, a local governor could make challenges to divert the direction of elections to maintain his pre-constitutional privileges. The results show that despite overseeing the process by Dehkhodâ, an exceptionally staunch constitutionalist, Amir Afshar succeed to hold his privileges under new conditions and this, by its turn, eclipsed the constitutional nature of New Order.
    Keywords: Zanjân, National Consultative Assembly, Election, Old regime, New Order
  • Jahanbakhsh Savagheb *, Parastoo Mozaffari Pages 227-255
    When the Ardalan Dynasty came to power, the Kurdistan Province of Iran came under the sovereignty of Bani Ardalan. The rulers there regulated their relations with the central government in a way to maintain their independence in the form of a local government. The dynasty managed to continue its government in Kurdistan up to the time of Naser al-Din Shah Qajar. Naser al-Din Shah wielded a centralized policy towards the ‘Qajarization’ of provincial governments, and he appointed Farhad Mirza Motamed al-Dolah as the governor of Kurdistan, ending the political life of the Ardalans. Motamed al-Dolah managed to suppress different riots and to end disorder in Kurdistan, which had resulted from the inefficiency of the last Ardalan ruler, the wayward behavior of Auraman elders, and the assaults of the Jaf tribes. During his government, therefore, he established peace and order in Kurdistan and started reforms and development projects in the province. In a library method, the present study deals with the Motamed al-Dolah governing period in Kurdistan after the collapse of the Ardalan’s local government, and it analytically reviews his efforts to stabilize the Qajarian authority in the province. Findings show that the Qajarian change of policy against the Ardalan Dynasty was in line with the policy of centralization adopted by the Qajar royal court, and that Motamed al-Dolah played a key role in the stability of Qajarian authority in Kurdistan by curbing the centers of crises and through the establishment of peace and order in the region.
    Keywords: Qajar, Kurdistan, the Ardalan Dynasty, Auraman, Farhad Mirza Motamed al-Dolah
  • Elham Malekzade, Marziyeh Afrafar * Pages 257-271
    This study investigates the functions of endowments from the constitutional era to until the end of the first Pahlavi in Tehran. The dynamics of the waqf (endowment) during Islamic era led to the prosperity of culture and economy, and even the cultural spheres of society. After the Constitutional Revolution and the political and social changes of the Iranian society, Waqf has also evolved and has gained a new place in cultural and social relations. This research seeks to identify, in addition to identifying the functions of the women's endowments from the Constitutional period to the end of the first Pahlavi period, the features of the women's endowments of Tehran in this era, as well as (on the basis of existing documents) the areas included. In the process of this study, it was concluded that women were the main influential activists during social changes in the constitutional era and the first Pahlavi period and their endowments in the studied periods include significant differences, depending on the changes in attitudes, motivations of benefactors and social demands. In addition, it seems at least 20% of the endowment documents in the constitutional and Pahlavi era in Tehran were owned by women and at the same time, due to changes in the first Pahlavi era, female benefactors according to the social needs, gradually focused their attention on the social dimensions.
    Keywords: Waqf, Female Benefactor of Tehran, Constitution, The First Pahlavi, Functions of Endowments