فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال نهم شماره 4 (پیاپی 36، زمستان 1396)
  • سال نهم شماره 4 (پیاپی 36، زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/16
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مقاله پژوهشی
  • محمدرضا پیری* صفحات 1-16
    دربار سلجوقیان که تجربه های دیوانی ازجمله تشکیلات شاعر درباری را از غزنویان به ارث برده بود، در اوج قدرت این سلسله به محل مناسبی برای رشد و نیز استفاده از این روند برای تبلیغ مقاصد سیاسی حاکمیت تبدیل شد. پس از فروپاشی سلطنت سنجر در خراسان، حاکمیت مقتدرانۀ خاندان ایلدگز در عراق عجم باعث مهاجرت شاعران این خطه، ازجمله فاریابی (ف598ق/1201م)، به غرب ایران شد. این شاعر با پیوستن به دربار قزل ارسلان (582تا587/1186تا1191م) و جانشین وی ابوبکر (588تا607ق/1192تا1210م)، در راستای تبلیغ دیدگاه های سیاسی این خاندان آنها را مدح کرد که این درواقع بازتولید مشروعیت حاکمیت آنها بود.
    این مقاله درصدد است با رویکردی جدید به نقش شاعران درباری، در خلال طرح ارزش تاریخی دیوان فاریابی، با تعمق در مدایح شاعر و در خلال کشف روح زمانه، چیستی مبانی مشروعیت حاکمیت را در دورۀ مدنظر به شیوۀ تحلیل محتوا به بحث بگذارد. فاریابی سلطنت قزل ارسلان را به علت داشتن مشروعیت دینی و اقتدار کافی برای تأمین امنیت و برقراری عدالت، در برابر حکومت طغرل سلجوقی (مقتول به سال590/1194م) مشروع دانسته همچنین داشتن مشروعیت دینی، عدل ورزی، انتصاب و اقتدار را در حکم مولفه های مشروعیت ابوبکر در برابر برادران ناتنی اش مطرح کرده است.
    کلیدواژگان: دیوان فاریابی، شاعر درباری، اتابکان آذربایجان، مبانی مشروعیت
  • علی امینی زاده*، محمد علی رنجبر صفحات 17-32
    ملا حسین واعظ کاشفی (910-820ق.) ، یکی از بر جسته ترین نمایندگان جریان های فکری – فرهنگی سده نهم هجری است.او در زمینه های مختلفی همچون تعامل دین و سیاست، آثار با اهمیتی پدید آورده است. آنچه بر اهمیت واکاوی اندیشه سیاسی –مذهبی کاشفی می افزاید آن است که، کاشفی در یکی از مراکز مهم شیعیان خراسان (سبزوار) متولد و در یکی از مراکز مهم اهل سنت شرق ایران (هرات) ، با سیاستمداران و فرهنگ دوستانی همچون سلطان ابو سعید تیموری، سلطان حسین بایقرا، امیر علیشیر نوایی و نورالدین عبدالرحمن جامی که همگی از معتقدان مذهب اهل سنت بودند، آشنایی و ارتباط داشت. در این مقاله با بهره جستن از روش تحقیق تاریخی (the historical research method) تلاش شده است آشکار گردد، کاشفی در چه شرایطی و با چه هدفی به طرح اندیشه سیاسی – مذهبی پرداخته است؟ و مولفه های اندیشه سیاسی-مذهبی او کدامند؟ بررسی مجموعه داده های تاریخی و آگاهی های موجود نشان داد، بر مبنای اندیشه کاشفی؛ سیاست همان مفهوم سنتی خود را دارد و ساختار نوی نیز در عرصه عمل ارایه نمی شود. این مفهوم پیوند دیرینه خود را با حوزه مذهب حفظ کرده است و بدون سیاست و تدبیر امور، نه احکام شرع امکان تحقق پیدا می کند و نه حکومت به دوام و قوام دست پیدا می کند و با سیاست و دیانت، نظام معاش و معاد مردم در شکل سنتی خود سامان پیدا می کند. اندیشه دینی کاشفی دستاوردی بزرگ از امتزاج نگاه تصوفی-تشیعی است و آخرین مرحله تکاملی گذر به تشیع را طی می کند. امری که در عمل نزدیکی اذهان جامعه سنی-صوفی به مرزهای اعتقادی شیعه را در پی دارد.
    کلیدواژگان: کاشفی، سیاست، مذهب، تیموریان
  • عبدالرحیم قنوات *، مصطفی گوهری فخرآباد صفحات 33-49
    موضوع دخالت کردن یا دخالت نکردن یزید در شهادت امام حسین(ع) و پدیدآوردن واقعۀ کربلا از همان آغاز، محل اختلاف بود. تبرئه جستن یزید از قتل امام(ع) به این اختلاف دامن زد و در طول زمان، بر شدت آن افزوده شد. شماری از علمای سنی ضمن تایید نقش داشتن یزید در واقعۀ کربلا، او را به علت های متعدد مستوجب لعن و حتی تکفیر دانسته اند؛ اما گروهی دیگر در دفاع از عقیدۀ مشروعیت خلفا، او را از این اتهام مبرا کرده اند و ابن زیاد را عامل این واقعه دانسته اند. این پژوهش در پی آن است تا مسئولیت یزید را در پدیدآمدن واقعۀ کربلا واکاوی کند. به همین منظور، نخست علت های کسانی را بررسی می کند که قائل به تبرئه یزید هستند و سپس علت های خود را مبنی بر نقش داشتن مستقیم یزید در شهادت امام حسین(ع) و رخ دادن فاجعۀ کربلا مطرح خواهد کرد.
    کلیدواژگان: وا کربلا، تبرئه نگاری یزید، مسئولیت یزید
  • مریم سعیدیان جزی* صفحات 51-71
    این پژوهش در پی فهم زمینه ها و علت های موثر در انتخاب امیران کوفه و همچنین برکناری آنها در دوران خلافت عمربن خطاب است. برای انجام این پژوهش فرمانروایی یکی از امیران مشهور کوفه، یعنی عماربن یاسر، بررسی می شود که به دستور خلیفه وقت، عمربن خطاب، انتخاب شد و پس از یک سال عزل شد. ازآنجاکه دربارۀ این موضوع به صورت پراکنده و متناقض گزارش هایی در منابع اسلامی آمده است و پژوهش های معاصر یا بیشتر رویکرد توصیفی داشته اند یا به ابعاد مختلف آن کمتر توجه کرده اند، ضرورت پژوهش بیشتر دریافت می شود. پژوهش کتابخانه ای حاضر از نوع مطالعۀ تاریخی و توصیفی و تحلیلی است. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که وضعیت اجتماعی و فرهنگی حاکم بر کوفه و جامعۀ اسلامی، به علاوه ویژگی های شخصیتی و سلوک مدیریتی عمار و ضرورت حفظ و ادارۀ عراق و تقویت دستگاه خلافت باعث انتصاب او بر کوفه شد. چنان که پدیدارشدن دگرگونی های سیاسی اجتماعی پس از رحلت رسول الله (ص)، ظهور و بروز عصبیت های عربی و پایداری اعراب بر حفظ سنت های فرهنگی قبیله ای، اتفاق نظر رهبران و اشراف قبیله ای و متحدان حکومت قریشی برای پیشبرد خلافت عربی، در کنار پیوستگی عمار با اهل بیت(ع)، مقاومت او در برابر تفرقه افکنی و رشدنایافتگی جامعۀ قبیله ای، تلاش برای اجرای آموزه های وحیانی و سنت رسول الله (ص) و درنهایت راهبردهای دستگاه خلافت برای حفظ آرامش ایالات و حراست از تمامیت خلافت عربی برخاسته از سقیفه در برکناری عمار سهم بسزایی داشت. درنتیجه در انتخاب و برکناری عمار سه عامل اوضاع زمانه، نظام سیاسی و طبقات مختلف اجتماعی نقش داشتند.
    کلیدواژگان: عماربنیاسر، عمربنخطاب، امارت، کوفه، عصبیت، قریش، خلافت
  • حمید کاویانی پویا* صفحات 73-90
    در بررسی این نکته که جوامع چه زمانی به شهرنشینی و مدنیت متمایل شدند و چه عواملی باعث این رخداد شد، مکاتب مختلف تاریخی و جغرافیایی هرکدام به یکی از عوامل مهم در پیدایش و ساختار شهرهای باستانی تأکید کرده اند. دراین بین، رایج ترین نظریه ها چنین عنوان کرده اند که پیامدهای ناشی از «انقلاب کشاورزی» و «دین گرایی» و اشتراک های دینی جمعیت های کهن، از اسباب اصلی بنیاد شهرها بوده است. ازاین رو، در پی محک صحت و سقم این نظریه ها، با مطالعه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی متوجه می شویم که دست کم در فلات ایران و میانرودان، انسان در طی یک جانشینی در موقعیت مطلوب جغرافیایی، انقلاب کشاورزی را به وجود آورد؛ سپس در پی این انقلاب، به تدریج تقسیم کار رخ داد و در اثر نوآوری ها، قدرت بیشتر و روابط تجاری و انباشت سرمایه پدید آمد و دیگر عوامل موجود همچون دین، جمعیت و عوامل سیاسی نظامی در فرهنگ بشری شکل گرفت و موجب ایجاد شهرها شد. درواقع در پیدایش و بنیاد شهرهای باستانی، همه عوامل مذکور سهیم نبودند؛ اما در منطقه جغرافیایی موضوع مطالعه در این پژوهش، باید عوامل جغرافیایی، اقتصادی، دینی و سیاسی نظامی را به ترتیب در پیدایش یا تکامل ساختار شهرها تاحدود چشمگیری موثر و مهم تلقی کرد و شهرهای باستانی ایران و میانرودان را دارنده این خصوصیات برشمرد؛ البته، منطبق با نظریه های مذکور و با تأکید بر دو عامل اقتصادی و دینی.
    کلیدواژگان: شهر، بنیاد شهر، اقتصاد، عوامل مذهبی، عوامل سیاسی نظامی
  • احمد صالحی کاخکی، بهاره تقوی نژاد* صفحات 91-118
    وجود بناهای تاریخی غزنویان در مناطقی مانند غزنه، لشکری بازار و بلخ که برخی به شکل نیمه مخروبه باقی مانده است یا نام آنها در منابع تاریخی و ادبی معتبر درج شده است، همگی نشان دهندۀعظمت این تمدن، به ویژه در خلال سال های حکومت سلطان محمود (378تا421ق/988تا1030) و فرزندش مسعود (421تا432ق1030تا1040/م) است. این فعالیت های چشمگیر عمرانی در ساخت مناره ها، کاخ ها، مدرسه ها، مسجدها، باغ ها و بناهای تدفینی با آرایه های متنوع و زیبا تجلی کرده اند و بر اهمیت تزیینات معماری در آراستن بناهای دورۀ مذکور تاکید می کنند؛ ازآن جمله باید به کاربرد گستردۀ حجاری هایی با مرمر (رخام)، آجرکاری های متنوع با تکنیک تراش و قالبی، کاشی های یک رنگ با نقوش برجسته، دیوارنگاره ها، گچ بری ها و آثار چوبی در تزیینات معماری اشاره کرد که از میزان علاقه مندی و تسلط هنرمندان این دوره تاریخی نشان دارند؛ بنابراین معرفی انواع این تزیینات و نحوۀ کاربرد آنها در بناهای برجای مانده از دورۀ غزنوی، هدف این مقاله است. درواقع مقاله درصدد پاسخ گویی به چیستی نقوش گیاهی و هندسی و کتیبه ها و ترکیب بندی های به کاربرده شده در این تزیینات است. روش یافته اندوزی با استناد به منابع مکتوب و سایت های معتبر اینترنتی بوده است که به روش تاریخی توصیفی به انجام رسیده است. نتیجۀ مطالعات نشان می دهد در تزیینات مذکور، طرح ها و نقش ها شامل انواع کتیبه های ظریف به خط کوفی و قلم نسخ، نقوش نمادین (قندیل)، آرایه های گیاهی موزون و درهم تنیده (اسلیمی و ختایی)، نقوش هندسی همچون گره های شش و هشت و پیلی، انواع جانوران و پرندگان مانند اسب، فیل، شیر، عقاب و...، نقش انسان و موجودات ترکیبی با موضوعاتی نظیر صحنۀ نبرد، بزم و ردیف حیوانات در حال حرکت است. این تزیینات بیشتر در کادرهای محرابی شکل، قاب بندی های مداخل و هندسی و حاشیه ها، ترکیب و تکرار شده است.
    کلیدواژگان: غزنویان، تزیینات معماری، طرح و نقش، ترکیببندی
  • فاطمه رستمی* صفحات 119-138
    اصطلاح ترخان یکی از واژگانی است که در منابع تاریخ میانۀ ایران به کرار دیده می شود. در سده های نخستین اسلامی، این لفظ نوعی امتیاز برای گروه خاصی به شمار می رفت. در دورۀ تیموریان نیز با دو عنوان ترخانیان و نشان ترخانی مطرح شد. سوال پژوهش حاضر این است که ترخان و منصب ترخانی در دورۀ تیموری دستخوش چه تحول هایی شد و علت این تحول ها چه بود؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که منصب ترخان که تا پیش از این دوره به گروه نظامیان و اقوام ترک اطلاق می شد، در دورۀ تیموریان در دو بخش ترخانیان و نشان ترخانی ماهیت خود را تثبیت کرد. در دورۀ تیمور و شاهرخ به طور عمده برتری با ترخانیان بود و در منابع کمتر از نشان ترخانی سخن به میان آمده است؛ اما پس از مرگ شاهرخ و همسرش، گوهرشادآغا، واژۀ ترخانی از قالب منصب ترخانیان به نشان ترخانی تغییر یافت. مهم ترین علت این تحول تلاش امیرزادگان تیموری نظیر عبداللطیف، ابوسعیدتیموری، پسرش بایسنقرمیرزا و سلطان حسین بایقرا در محدودکردن حیطۀ اختیارات ترخانیان و درنتیجه تضعیف آنان بود. این سیاست تا به آنجا پیش رفت که از دورۀ ابوسعید تیموری به بعد، منصب ترخانی از انحصار امرای ترخانی درآمد و به شکل نشان ترخانی به عموم مردم، اعم از اصناف و پیشه وران، داده شد.
    کلیدواژگان: ترخانیان، نشان ترخانی، تیموریان، شاهرخ، ابوسعیدتیموری، عبدالطیف، سلطان حسین بایقرا
  • میثم لباف خانیکی* صفحات 139-161
    گستردگی قلمرو ساسانیان گذشته از ثروت و قدرتی که برای شاهنشاهان ساسانی به ارمغان می آورد، در زمینۀ حفظ یکپارچگی ایران مشکلاتی را باعث می شد. نواحی شرقی ایران که با پایتخت و مرکز حکومت فاصله داشت، بیشتر از نواحی دیگر در معرض ناآرامی بود. هجوم اقوام هپتالی و دست اندازی آنها به ایالات شرقی ایران بخش عمده ای از این ناآرامی ها را به وجود می آورد. هپتالیان علاوه برآنکه در مقاطعی از تاریخ بر خط مشی سیاسی و روابط بین المللی ساسانیان تاثیر گذاشتند، در تعیین الگوهای فرهنگی و هنری نیز نقش عمده ای ایفا کردند. بنابراین شناخت این تاثیرات در گرو مطالعه ماهیت قومی و شیوه معیشت هپتالی هاست و به تعیین حدود جغرافیایی قلمرو آنها در ادوار مختلف نیازمند است. با این هدف، مقاله پیش رو با تکیه بر متون تاریخی، وقایع مرتبط با اقوام هپتالی را در شرق ایران تشریح می کند و آثار مادی فرهنگ آنها را به مثابۀ شواهد تاریخی برمی شمارد. مطالعه توامان تاریخ، جغرافیای تاریخی و آثار فرهنگی هپتالیان راهگشای رویکرد جدیدی در مطالعه تاریخ و باستان شناسی مناطق شرقی ایران در دوره ساسانی است.
    کلیدواژگان: هپتالیان، عصر ساسانی، ایران، ماوراءالنهر
  • پرویز حسین طلائی*، محمد ملکی صفحات 163-176
    با هم مرزشدن ایران و روم در زمان مهرداد دوم اشکانی (124تا87پ.م)، رویارویی های پیوستۀ دو قدرت بزرگ برای دستیابی به مناطق مهم مرزی، به ویژه ارمنستان، آغاز شد. در سال 63میلادی، این رویارویی ها به انعقاد پیمان صلح راندیا منجر شد. طبق این پیمان شاخه ای از خاندان شاهنشاهی اشکانی، یعنی سلسلۀ آرشاکونی، به این شرط قدرت را در ارمنستان به دست گرفتند که به تخت نشستن آنها با تأیید و تنفیذ امپراتوری روم صورت گیرد. موفقیت اشکانیان در به تخت نشاندن شاهزاده ای از خاندان خود بر تخت ارمنستان و به وجودآوردن سلسلۀ آرشاکونی ارمنستان، بعدها زمینه های ناخرسندی روم را فراهم آورد؛ زیرا این پیمان مسئلۀ ارمنستان را در ظاهر به نفع روم، اما درواقع به نفع ایران خاتمه داده بود؛ چنان که رومی ها به دنبال فرصتی بودند که منافع ازدست رفته در پیمان راندیا را باز پس گیرند. این فرصت در زمان ترایان، امپراتور قدرتمند روم، مهیا شد. نتیجۀ این پژوهش ناظر بر این است که تهاجم ترایان در اوایل قرن دوم میلادی، به دنبال بهره مندنبودن روم از پیمان راندیا صورت گرفت؛ لشکرکشی او نخست، موفقیت آمیز بود و او ارمنستان و بین النهرین را به تصرف خود درآورد؛ اما به دنبال آن، اشکانیان باتوجه به شیوۀ جنگ وگریز خود، موفق شدند رومی ها را با شکست بدرقه کنند. بنابراین اشکانیان بار دیگر بر این منطقۀ مهم تسلط یافتند؛ ولی تنش میان دو قدرت بزرگ تا اواخر عمر سلسلۀ اشکانی بر سر دستیابی بر ارمنستان ادامه پیدا کرد.
    کلیدواژگان: شاهنشاهی اشکانی، امپراتوری روم، ارمنستان، صلح راندیا، ترایان
  • محسن شانه ای، علی اکبر جعفری*، اصغر فروغی ابری صفحات 177-194
    شورش های اعتراض آمیز که واکنشی به اوضاع نامطلوب حاکم بر جامعه محسوب می شوند، علت های مختلفی دارند که بازشناسی آنها رهیافتی به زندگی اجتماعی مردم و بازیابی تاریخ اجتماعی است. بررسی شورش های دوره صفویه نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ به ویژه که در تاریخ نگاری این دوره، زندگی اجتماعی مردم و طبقات فرودست، جز اشاراتی واگذاشته شده است. شورش مردم گیلان در آغاز پادشاهی صفی که به نام شورش غریب شاه شناخته می شود، نمونه مهمی از شورش های گروه های فرودست است که این پژوهش علت ها و عوامل موثر در آن را بررسی می کند. این بررسی مبتنی بر دو دسته از گزارش ها و نوشته هاست: گزارش های مورخان دوره صفویه و نظریه ها و تحلیل های پژوهشگران معاصر. بررسی دقیق گزار ش ها نشان می دهد که شورش گیلان در آغاز پادشاهی شاه صفی، به طور مشخص اعتراض به پادشاهی شاه صفی نیست بلکه ریشه ها و زمینه های آن را باید در دوره پادشاهی شاه عباس جستجو کرد. مهم ترین علت ها در نحوه حکومت و اداره ایالت گیلان و فشارهای مالیاتی در قالب گرفتن اخراجات گوناگون است که موجب سلب امنیت اقتصادی مردم این ایالت در دوره شاه عباس اول شد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از گزارش های تاریخی و اسناد و تحلیل های پژوهشگران به موضوع می پردازد.
    کلیدواژگان: صفویه، گیلان، غریب شاه، مالیات، شورش، گروه های فرودست
  • حمیدرضا ثنائی*، عبدالرحیم قنوات صفحات 195-217
    در سده های سوم تا ششم قمری/نهم تا دوازدهم میلادی، صنایع نیشابور هم پایۀ کشاورزی و تجارت آن رونق بسزایی داشت. برای آگاهی از شمار، کیفیت و دگرگونی این صنایع باید از دو دسته آثار بهره برد: منابع مکتوب و کشفیات باستان شناسی از محوطه های تاریخی نیشابور. اطلاعات به دست آمده از هریک از این دو دسته، به صورت جداگانه، تنها زوایای محدودی از صنایع این شهر را روشن می کند و تکیۀ جداگانه بر آن ها، پژوهش دربارۀ این موضوع را بی ثمر و ناقص خواهد کرد؛ اما با قرارگرفتن اطلاعات آن دو دسته در کنار یکدیگر و یکپارچه شدن آن ها، بخش چشمگیری از خلا اطلاعاتی هریک دراین باره مرتفع می شود. مقالۀ حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و برپایۀ تلفیق اطلاعات یادشده، می کوشد پس از معرفی صنایع مهم نیشابور در این دوره، زمان رونق و رکود آنها را بررسی کند. یافته ها نشان می دهد بافندگی، سفالگری، فلزکاری و شیشه گری به ترتیب مهم ترین صنایع نیشابور در این دوره بوده است و سده های سوم تا پنجم قمری و سده ششم قمری، به ویژه نیمۀ دوم آن، به ترتیب اوج رونق و رکود نسبی صنعت در این شهر بوده است.
    کلیدواژگان: نیشابور، بافندگی، سفالگری، فلزکاری، شیشهگری
  • شکوفه حسن پور*، فیض الله بوشاسب گوشه صفحات 219-236
    پس از تصمیم قوریلتای دربار مرکزی مغول و اعزام هلاکو به غرب، حکومت ایلخانی در ایران طی فرایندی تاریخی و تابع تحولات دربار مرکزی و اقدامات نظامی و سیاسی هلاکوخان شکل گرفت. هدف لشکرکشی هلاکو به غرب، تثبیت حاکمیت مغولان بر سرزمین های فتح شده و نیز فتح مناطق جدید بود و تشکیل حکومت ایلخانی در ایران جزو اهداف ماموریت هلاکوخان در غرب تعیین نشده بود. تحولات امپراتوری مغول پس از مرگ منگوقاآن و رقابت های جانشینی که به نشستن قوبیلای قاآن بر تخت خانی انجامید، بین دو برادر فاتح خاندان تولوی یعنی قوبیلای و هلاکو روابطی مبتنی بر مصالح و منافع دوجانبه برقرار کرد؛ روابطی که قوبیلای را در برابر رقیبان از حمایت هلاکو برخوردار کرد و هلاکوخان، یکی از مقتدرترین خان زادگان خاندان چنگیزی، را به اندیشه تبدیل مناطق فتح شده معادل ایران و قلمرو پادشاهان باستانی آن به حصه خاندانی راهنمایی و تایید قوبیلای زمینه تشکیل حکومتی دودمانی را در این قلمرو فراهم کرد. اگرچه این مناسبات به علت تحولات درونی امپراتوری مغول و ساختار جغرافیایی آن نمود چندان فعالی در معادلات محلی و منطقه ای نداشتند، تایید دربار مرکزی به علت پاره ای ویژگی ها و ماهیت سیاسی و اجتماعی حکومت ایلخانی، در مشروعیت بخشی به فرمانروایان ایلخانی و چالش های جانشینی ایشان حداقل تا برآمدن پادشاهان مسلمان مغول نقش مهمی داشتند. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، نقش و تاثیر مناسبات ایلخانان و دربار مرکزی را در مسئله جانشینی بررسی می کند.
    کلیدواژگان: خان بزرگ (قاآن)، مغول، ایلخانان، قوریلتای، جانشینی
  • هوشنگ خسروبیگی *، جمشید نوروزی صفحات 237-252
    قدرت سیاسی غوریان با دوران حکمرانی خاندان شنسبانیه شناخته شده است. این خاندان دست کم از سال 401تا612ق/1011تا1215م حکومت کردند و پس ازآن نیز برای سال های طولانی، بازماندگان آنها در شبه قارۀ هند حکومت کردند. این بررسی پژوهشی توصیفی تحلیلی در حوزۀ مطالعات تاریخی، کتابخانه ای، است. هدف پژوهش نیز شناخت و ارزیابی عوامل طولانی بودن قدرت سیاسی و نظامی غوریان و دیرپایی استقرار سیاسی آنان در سرزمین های شرقی خلافت اسلامی است.
    دستاوردهای پژوهش نشان می دهد این عوامل در وجوه مختلف و به نوبۀ خود هریک در پایداری طولانی مدت حکومت غوریان سهم داشته اند. توان دفاعی و تهاجمی غوریان، موقعیت و گسترۀ جغرافیایی، محبوبیت نسبی خاندان شنسبانی در میان غوریان، توان مالی و اقتصادی غوریان، اسلام آوردن غوریان، حمایت خلافت عباسی از غوریان، حکومت خانوادگی سلسلۀ غوریان، وجود مراکز چندگانۀ حکومت و اوضاع سیاسی پیرامونی از مهم ترین این عوامل بودند.
    کلیدواژگان: ماندگاری، غوریان، شنسبانیه، غزنویان، خوارزمشاهیان، سلجوقیان
  • جهانبخش ثواقب *، احمد لعبت فرد صفحات 253-276
    قفقاز از بعد مذهبی منطقه ای حائز اهمیت است که در طول تاریخ، گذرگاه اقوام و جایگاه ادیان و فرق مختلف بوده است. این منطقه از زمان های بسیار دور، با ایران پیوندهای مذهبی و تاریخی داشته است. با ظهور دین اسلام و گسترش این دین در قفقاز، باوجود مقاومت مردم آنجا در برابر نفوذ اسلام، سرانجام در برخی نقاط آن مذهب تسنن پذیرفته شد و در کنار مسیحیتی قرار گرفت که در گرجستان و ارمنستان رواج داشت. قفقاز به علت موقعیت جغرافیایی ویژه، یکی از کانون های درگیری صفویه و عثمانی بود. دولت صفوی و حکومت عثمانی برای نفوذ به این منطقه تلاش بسیاری کردند. ازیک سو، دولت عثمانی با انگیزه حمایت از اهل تسنن در شروان، داغستان و نواحی سنی نشین و ارتباط با خاندان کریمه تلاش می کرد که از طریق شمال به دولت صفوی فشار آورد و ازسوی دیگر، دولت صفویه با انگیزۀ جهاد با کفار مسیحی و گسترش تشیع و نفوذ در مناطق سنی نشین، تشیع را در این مناطق ترویج می داد. هر دو دولت جنگ با کفار مسیحی را انگیزه اصلی خود ذکر کرده بودند؛ اما در پشت پرده انگیزه های دیگری وجود داشت که در این مقاله این انگیزه ها و چالش های حاصل از آن بررسی و تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: قفقاز، صفويه، عثماني، مذهب، رقابتهاي مذهبي
  • زهرا نادی، محسن بهشتی سرشت*، ذکرالله محمدی، باقرعلی عادلفر صفحات 277-292
    در قرن نوزدهم میلادی/سیزدهم قمری، توسعه اقتصاد بین المللی و رشد مناسبات سرمایه داری در ایران، حوزه های اقتصادی و اجتماعی کشور را تاحدودی از تحولات غرب و نظام جهانی متاثر کرد. وابستگی به نیازهای بازار جهانی، موجب رشد کشاورزی تجاری و صادرات مواد خام شد. سودآوری فروش فرآورده های کشاورزی تجاری، باعث اهمیت یافتن زمین و ملکداری و گرایش طبقات مختلف به زمینداری شد. در این پژوهش تلاش می شود تا با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از اسناد آرشیوی، تاثیر تجاری شدن کشاورزی، در جایگاه یکی از علت های رشد مالکیت خصوصی در ایالات شمالی ایران در دوره قاجار، بررسی شود؛ همچنین به این پرسش پاسخ داده شود که رشد مناسبات اربابی بر زندگی کشاورزان این منطقه چه تاثیری گذاشت؟
    پس از بررسی و تحلیل داده ها و اسناد، این نتیجه حاصل شد که با تجاری شدن کشاورزی عده ای از طبقات غیرزمیندار جامعه، اعم از تاجران و دولتمردان و حتی اتباع خارجی، به سرمایه گذاری در اراضی مازندران و گیلان گرایش پیدا کردند. با ورود این افراد به طبقه ملاک جامعه، مالکیت خصوصی رشد کرد و به دنبال آن، بسیاری از کشاورزان بومی بی زمین شدند. با گسترش مناسبات ارباب رعیتی، مالکان جدید این قدرت را یافتند تا در امور زراعی، تجاری، مالکیت منابع آبی و مالیات اراضی دخالت کنند و ضمن آزار و اذیت کشاورزان و استثمار آنان، فضای ناامن و آشفته ای را در ایالت های شمالی ایجاد کنند.
    کلیدواژگان: کشاورزی تجاری، مناسبات اربابی، کشاورزان، مازندران، گیلان، دوره قاجار
|
  • Mohammadreza Piri * Pages 1-16
    The Seljuk court, which inherited Divan's experiences including the court poet's organization from the Ghaznavids, at the peak of this dynasty, became a good place to grow and use the process to propagate the political goals of the sovereignty. After the collapse of the Sanjar monarchy in Khorasan, the sovereign rule of the Ildegiz dynasty in Ajams caused the emigration of the poets of this area, including Faryabi (598 AH), to western Iran. By joining the Kizil Arsalan's court (582-587 AH) and his successor Abu Bakr (588-607), the poet praised them for promoting the political views of the family, which in fact reproduced the legitimacy of their sovereignty. This paper intends to adopt a content analysis approach to the discussion of court poets’ role, with bringing into light the historical value of Faryabi’s Divan and with delving into poet’s praise in order to uncover the zeitgeist and the nature of legitimacy principles of the ruling in the era in question. Owing to enjoying religious legitimacy and sufficient authority for providing security and justice against Tugrul’s (590), Kizil Arsalan’s governance has been given legitimacy by Faryabi. In addition to having religious legitimacy, justice, appointment and authority have been raised as components of the legitimacy of Abu Bakr against his stepbrothers.
    Keywords: Faryabi's Divan, the Poet of the Court, Azerbaijan's Atabakan, Principles of Legitimacy
  • Ali Aminizadeh*, Mohamadali Ranjbar Pages 17-32
    Mulla Hussein Vaez Kashefi (820 -910AD) is one of the most prominent representatives of the ninth-century Hijri intellectual-cultural movements. He has created works of great importance in various fields, such as the interaction of religion and politics. What emphasizes the importance of analyzing Kashefi's political doctrine is that he was born in one of the most important centers of the Shiites in Khorasan (Sabzevar), and at one of the most important centers of the Sunni East of Iran (Herat), with politicians and friends culture such as Sultan Abu Said Teimuri, Sultan Hussein Bayghara, Amir Alishir Nawai, and Nouraldin Abdul Rahman Jami, all of them were Sunni religious scholars. This paper, using historical research method, aims at answering the following questions: in what circumstances and with what purposes did Kashefi address the political-religious ideas? The study of historical data sets and existing knowledge showed that, based on Kashefi’s thought, politics has the same traditional meaning and the new structure is not presented in action. This concept preserves its long-standing relationship with the realm of religion, and without the policies and measures of affairs, no religious rules and the rule of durability and consistency can be realized; and with the policy and religion, the system of subsistence and rescue of people in the traditional form organizes itself. Religious thought Kashefi is a great achievement of the mixing of Sufi-Shiaic and the final stage of the evolutionary process of passing Shiism. In practice, it is the proximity of the minds of the Sunni-Sufi community to the Shiite beliefs.
    Keywords: Kashefi, politics, Religion, Timurid
  • Abdurrahim Ghanavat*, Mostafa Gohari Fakhrabad Pages 33-49
    The issue of Yazid's (non)interference in the murder of Imam Hussein (AS) and the emergence of the Karbala event was a point of controversy among Sunni scholars from the outset. The exoneration of Yazid from the murder of Imam also sparked this disagreement. A number of Sunni scholars, while confirming Yazid's role in the Karbala incident, for this reason and for other reasons considered him to be cursed or excommunicated. But, another group, for defending the idea of “Caliphate’s legitimacy”, exonerated Yazid and accused Ibn Ziyad instead. This seeks to elucidate Yazid's responsibility in the occurrence of the Karbala incident. For this purpose, it first examines the reasons for those who call for the exoneration of Yazid, and then considers reasons for direct role of Yazid in the martyrdom of Imam Hussein (AS) and the occurrence of the disaster of Karbala. The results of this research indicated that Yazid threatened and ultimately killed Imam Hussein (AS) with his intentions, and that his regret was secondary and dishonest.
    Keywords: Karbala Event, Exoneration of Yazid, Responsibility of Yazid
  • Maryam Saeedyan Jazi * Pages 51-71
    This research seeks to understand the aspects and reasons for choosing the rulers of Kufa and dismissing them during the caliphate of Omar ibn Khattab. In so doing, one of the famous Kufa emirs Ammar ibn Yasser which was ordered by the caliphate of the time (Omar ibn Khattab) and was dismissed after one year was considered in this study. Since the reports on this issue have been distributed in a controversial and contradictory way in Islamic sources and recent studies have more descriptive approach or pay less attention to its different dimensions, more research is needed. The current library research is a historical, descriptive, and analytical study. The results of this research indicated that the social and cultural conditions governing Kufa and the Islamic society, in addition to the personality traits and administrative behavior of Ammar, and the necessity of maintaining and managing Iraq and strengthening the caliphate system, led to his appointment to Kufa. And, the following factors contributed to the removal of Ammar: Socio-political changes after the death of the Prophet Mohammad (PBUH), Arabic fanaticism and resistance to maintaining cultural-tribal traditions, the agreement between tribal leaders and aristocrats, the unity of Quraysh with the Arabic Caliphate, Ammar's relationship with Ahlulbayt (AS), his resistance to the disturbance of the tribal community, and finally the policy of the caliphate for the maintenance of the provinces. Consequently, in selecting and disposing Ammar, three factors contributed: social conditions, political systems, and different social classes.
    Keywords: Ammar ibn Yasser, Omar ibn Khattab, the Reign of Kufa, Fanaticism, Quraysh, Caliphate
  • Hamiad Kavyani Pooya* Pages 73-90
    In examining the time when communities began to dominate urbanization and civilization and the factors that led to this event, various historical and geographical schools have emphasized one of the major factors in the emergence and structure of ancient cities. In this context, the most common theories have stated the consequences of the "agricultural revolution" and "religiousism" and the religious contributions of the old people that have been the main source of the foundations of the cities. Therefore, following the verification of the veracity of these theories, by studying historical documents and archaeological findings with a library method and a descriptive approach, we found that, at least in the plateau of Iran and Mesopotamia, mankind created an agricultural revolution through a united geographical position. Then, following this revolution, the division of labor gradually took place, resulting in innovations, greater power and business relations and capital accumulation, and other factors such as religion, population, and political factors emerged in human culture and created cities. In fact, despite all these factors are not necessarily involved in the emergence and foundations of ancient cities, but considering the geographic area studied in this research geographical, economic, religious and political-military factors can be largely important and effective in the genesis and evolution of cities. And the ancient cities of Iran and Mesopotamia have had these characteristics. Of course, it should be in accordance with the above theories and emphasizing two factors of economic and religious.
  • Ahmad Salehi Kakhki, Bahareh Taghavinejad* Pages 91-118
    The Monuments of Ghaznavids period in Ghazni, Lashkaribazar and Balkh that some of them, were partly demolished or whose names are just in literary sources, all represent the greatness of this civilization, especially during the years of the reign of Sultan Mahmud (378 to 421 AH / 988 to 1030 AD). These are a unique collection of motifs and different inscriptions that are made with different materials and techniques (for example: Marble, Brick work, tile work, stucco, etc.). In this article, the researcher tries to introduce different architectural decorations used in some monuments of Ghaznavid period and seeks to answer the question that which motifs and compositions used in the decorations? Data collection was done through historical- descriptive method based on written references and preparing pictures of reputable sites, museums, private galleries and etc. The results obtained from architectural decorations of Ghaznavid period shows that the role of Kufic inscriptions, plant motifs, geometric patterns (Knots) and animals (real and Imaginary) in these architectural decorations is very important. The content of them is based on attach, the banquet scene, moving animals, etc. that repeated in Mihrabi framing, knots in margins and backgrounds.
    Keywords: Ghaznavid, Architectural Decorations, Inscription, Motifs, Compositions
  • Fatemeh Rostami * Pages 119-138
    The term "Tarkhan" is one of the words that is repeated in the sources of Iranian middle history. In the early Islamic centuries, this term was a kind of privilege for a particular group. During the Timurid era, two titles of the Tarakhanids and Tarkhani were introduced. The question of the present research is that what happened to Tarkhan and Tarkhani's position during the Timurid period, and what was the cause of these developments? The findings of the research indicate that Tarkhan's position, which until then was attributed to the group of Turkish troops and relatives, established the nature of the Timurids in two parts of the Tarakanites and the Tarakan emblem. In the Timur and Shahrokh period, the superiority was for Tarkhanids and there was less talk of Tarkhani in historical sources. But after the death of Shahrokh and his wife (Goharshadagha), the term Tarkhanids was changed to Tarkhani. The most important reason for this development was the efforts of Timurid lords like Abdul Latif, Abu Said, and Sultan Hussein Bayqara in limiting the power of Tarkhanids. The policy has gone so far that Tarkhani position was widely accepted by commoners.
    Keywords: Tarkhan, Tarkhanids, Timurids, Shahrokh, Abu Said, Abdul Latif, Sultan Hussein Bayqara
  • Meysam Labbaf-Khaniki * Pages 139-161
    Due to the extensive territory including the fertile plains and the productive population, the Sasanids could attain the powerful and wealthy situation during the late antiquity. Nevertheless, the vast territory caused some problems regarding threatening the political integration of Iran. The eastern provinces locating far from the capital of the Sassanid government were in a very exposed position to invaders coming from Hephthalites as well-known groups of the invading nomads were considered as the main enemy of Sassanid in the eastern Iran. Hephthalites could occasionally determine the international relationships between Iran and its neighbours. Moreover, they played an important role in the formation of the cultural and artistic practices of the eastern Sassanid. In order to recognise the Hephthalites’ influence on the Sassanid Iran, we need firstly to study their ethnical attributes and lifestyles and secondly to know the borders of their territory throughout history. In pursuing these purposes, the paper, while relying on the historical documents, would explain the history of Hephthalites in eastern Iran and describe their material cultures indicating their history and culture. Synchronised study of history, geography, and material culture of the Hephthalites would help us to introduce a new approach to history and archaeology of the eastern Iran in Sassanid period.
    Keywords: Hephthalites, Sassanid Period, Iran, Transoxiana
  • Parviz Hossein-Talaee *, Mohammad Maleki Pages 163-176
    With bounding the borders of Iran and Rome at the time of Parthian Mithradates II (124-87 BC), a frequent confrontation started between the two superpowers in order to achieve important bordering areas, especially Armenia. This confrontation led to sign a peace treaty called Rhandeia in 63 AD. According to treaty a branch of the Parthian Royal family (Arshakuni dynasty) took the power in Armenia on the condition of verification and commitment the Roman Empire. The success of the Parthian in investing the kingdom of Armenia to prince of their family, and starting Arshakuni dynasty of Armenia, led to irritate Rome later, because this treaty apparently had put an end to the issue of Armenia in favor of Rome, but indeed it was in favor of Iran so that The Romans were seeking an opportunity to reclaim the lost benefits in Rhandeia Treaty, and the chance was taken in the era of Traian, the power full Roman emperor. The result of this study reveals that the invasion of Traian in the early second century AD, was formed after the failure of Rome from Rhandeia Treaty. Although at first his campaign was successful and could capture Armenia and Mesopotamia, but following that, Parthian defeated Romans by their own way of war and escaped. Hence once again Parthian could gain their impact on this important area, although the tension between the two superpowers and Romans lasted to the end of this dynasty on capturing Armenia.
    Keywords: Parthian Empire, Roman Empire, Armenia, Rhandeia Peace, Traian
  • Mohsen Shanei, Aliakbar Jafari *, Asghar Forughi-Abari Pages 177-194
    Riots, in fact a remonstrative reaction to unfavorable conditions of the society, occur for different reasons, the recognition of which will help us to better understand social life of people and retrieve their social history. The riots occurred during Safavid era is no exception, especially that except in few cases, in the historiography of this era, the social life of people and inferiors are largely ignored. The riots of the people of Guilan at the beginning of Shah Safi’s era, known as Qarib Shah’s Riot, are important examples of inferiors’ riots. In this research, the factors influencing riots will be considered. The study is based on two types of reports and documents: one, the reports presented by Safavid historians and the other theories and analysis by contemporary researchers. Close study of reports show that the riot of Guilan at the beginning of Shah Safi era is not specifically a protest to Shah Safi governance; instead it is grounded in Shah Abbas period. The main reasons of the riots are the methods Guilan province was governed, pressures put on people to pay different types of tax, etc. These in turn endangered the economic security of Guilan people during Shah Abbas period. The method of research is descriptive-analytical; in which historical reports, documents, and analysis presented by the researchers.
    Keywords: Safavid, Guilan, Qarib Shah, Tax, Riot, Subordinate Groups
  • Hamidreza Sanaei *, Abdoalrahim Ghanavat Pages 195-217
    In harmony with Nishapur's agriculture and trade throughout the 3rd to 6th centuries AH, its industries enjoyed considerable prosperity. For knowing the number, quality, and development of these industries, we can benefit from the two categories of works: literary sources and archaeological discoveries of historical sites of Nishapur. The information obtained from each of these two categories, individually, will only clarify the limited angles of the city's industries, and a separate piece of them will render the research about this issue fruitless and incomplete. But, with integrating the data obtained from both, a significant part of the information gap of each one is eliminated. After the introduction of Nishapur’s important industries in this period, this paper attempts, with using descriptive-analytical methods and combining both information, to study boom and recession of them in Nishapur. Results indicated that knitting, pottery, metalworking and glassblowing were, respectively, the most important industries of Nishapur in this period. The third to sixth centuries, especially the second half of the sixth century, respectively, were the peak of the industrial boom and the relative decline of the city.
    Keywords: Nishapur, Weaving, Pottery, Metalworking, Glassblowing
  • Shokufeh Hassanpour *, Feizollah Bushasb Goosheh Pages 219-236
    Ilkhanate government was formed in Iran after the decision of the central court of Mongol and dispatch of Hulagu to the West in a historical process and subject to the evolutions of the central court and military and political actions of Hulagu Khan. Although, Hulagu’s expedition to west was aimed to establish the rule of Mongols in the conquered lands and conquering new areas, no objective such as forming the Ilkhanate kingdom in Iran had not been set as the goal of his mission, but the changes in Mongol empire after the death of Mango Qa’an and competitive rivalry to sit on the Khanate throne which finally belonged to Qa’an Khubilai, lead to relations based on mutual interests between the two brothers from Toloi family; that is, Khubilai and Hulagu.On the one hand, Khubilai got the support of Hulagu against his competitors, and thus he was directed by Hulagu Khan, as one of the most powerful barbaric families toward the idea of changing the conquered regions of Iran to their ancient form of khanates and Khubilai’s confirmation led to the formation of a successive rule in the territory. However, due to internal developments in Mongol empire and its geographical structure these matters were not that much noticeable in local and regional equations, but due to some political and social characteristics and the nature of the Ilkanate government, the confirmation of central court had importance until the rise of Muslim Mongol ruler in establishing the legitimacy of the Ilkhanate rulers and his successors challenges. Hence, the present study adopts such an approach using quantitative and qualitative methods and based on library documents examines the role and effect of Ilkhanate and the central court on the issue of succession
    Keywords: The Great Khan (Qaan), The Ilkhanae, Qoriltai, Succession
  • Hooshang Khosrobeigi *, Jamshid Norouzi Pages 237-252
    The political power of Ghurids is recognized during the governance era of Shansabaneyah dynasty. They have ruled from 401 to 612 AH after which their successors ruled in Indian subcontinent for long years. The current study conducts a descriptive-analytical investigation in the field of historical literature in order to assess and evaluate the causes of longevity in political and military power of Ghurids and their political establishment in the eastern lands of the Islamic Caliphate. Results of this study demonstrated that these factors in turn contributed to the long-term sustainability Ghurids. Offensive and defensive power of Ghurids, geographic spread, the relative popularity of Shansabaneyah among Ghurids, financial and economic power of Ghurids, their conversion to Islam, the support from Abbasid Caliphate, the governance of the family, the presence of multiple centers and the circumstances surrounding were among the most important factors.
    Keywords: Longevity, Ghurids, Shansabaneyah, Ghaznavids, Khwarezmshahs, Seljuks
  • Jahanbakhsh Savagheb *, Ahmad Lobatfard Pages 253-276
    The Caucasus is a religiously important region as it has been the pathway of different cults, beliefs, creeds, and sects throughout history. Since ancient times, this region has had deep religious as well as historical links with Iran. After the advent of Islam, the new religion tried to spread over the entire Caucasus, but the people there resisted embracing the new faith. At last, however, the people in some parts of Caucasia converted to Sunnis, and in this way, Islam became one of the religions in the Caucasus, along with Christianity in Georgia and Armenia. Due to its unique geographical location, the Caucasus was one of the disputed areas between the Safavids and the Ottomans. The Safavid government and the Ottoman government made efforts to increase their influence in the region. On the one hand, the Ottoman government tried to put pressure on the Safavid government from the north under the pretext of supporting the Sunnis in Shervan, Daghestan, and other regions with Sunni populations, and with encouragement from their relationships with the Crimea dynasty. On the other hand, the Safavid government tried to promote Shiism, and to penetrate into the regions with Sunni populations, and promulgate their religious tenets under the pretext of engaging a holy war against the Christian infidels. Although both governments claimed that they were motivated solely by a desire for fighting against the Christian infidels, there were other hidden motives for their actions, and the present study deals with the undeclared motives and the challenges arising from them in an analytical manner.
    Keywords: Caucasus, Safavid, Ottoman, Religion, Religious Rivalries
  • Zahra Nadi, Mohsen Beheshtiseresht *, Zekrolah Mohammadi, Bagher Ali Adelfar Pages 277-292
    The development of the international economy and the growth of capitalist relations in Iran have affected economic and social spheres of the country which are, to some extent, influenced by the developments in the west and the global system in the nineteenth century. Dependence on the needs of the global market led to the growth of commercial agriculture and the export of raw materials. The profitability of the sale of commercial agricultural products led to the importance of land and owner of a property, and the tendency of different classes to land. In this research, we try to use descriptive-analytical method and archival documents, while studying the impact of commercialization of agriculture as one of the reasons for the growth of private property in the northern states of Iran during the Qajar period. The study seek to answer the question that “What is the effect of the development of the relations of mastery in the lives of farmers in this area?”. After reviewing and analyzing data and documents, it was concluded that commercialization of agriculture leads to the tendency of some classlessness of society, including traders, state officials and even foreigners to invest in the lands of Mazandaran and Guilan. By entering these individuals into the owner class of society, private property grew and as a result, many native farmers were without land. These new owners, with the expansion of master-farming relations, found this power to intervene in the field of agriculture, commercial properties, ownership of water resources water resources and land taxes, and to harass farmers and exploit them to create a turbulent atmosphere in northern states.
    Keywords: Commercial Agriculture, Mastery Relations, Farmers, Mazandaran, Guilan