فهرست مطالب

Veterinary Medicine - Volume:11 Issue:4, 2017
  • Volume:11 Issue:4, 2017
  • تاریخ انتشار: 1396/09/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • تغذیه - بهداشت و پرورش
  • فاضله طالبی، علی میثاقی*، علی خنجری، ابولفضل کامکار، حسن گندمی، معصومه سعیدی صفحات 289-298
    زمینه مطالعه
    دراین مطالعه اثر ضدمیکروبی فیلم های پلی لاکتیک اسید حاوی نانوسلولز، اسانس های زیره سیاه و نعناع فلفلی بر روی برخی از باکتری های پاتوژن مورد مطالعه قرار گرفت.
    هدف
    هدف از این مطالعه دست یابی به یک بسته بندی دوستار محیط زیست با افزایش ایمنی مواد غذایی بود.
    روش کار
    بعد از اسانس گیری ترکیبات شیمیایی اسانس ها توسط GC-MS آنالیز گردید. فیلم های پلی لاکتیک اسید حاوی غلظت های مختلف اسانس های زیره سیاه و نعناع فلفلی ( 0، 5/0 و 1٪‏ ) و نانو سلولز (0 و 1٪‏ )به روش قالب گیری تهیه گردید و اثر ضد میکروبی آنها بر علیه باکتری های گرم مثبت( استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سرئوس) و باکتری های گرم منفی( ویبریوپاراهمولیتیکوس، اشرشیاکلی، سالمونلا تیفی موریوم)به روش انتشار دیسک مورد ارزیابی قرار کرفت.
    نتایج
    ترکیبات اصلی اسانس زیره سیاه شامل پروپانال2-متیل-3-فنیل(08/34%)، سیمن(23/18%) و میرتنال(37/12%) می باشد. همچنین پی-منتال-3- اول(59/44%) و پی-منتان-3-وان، ترنس(14/12%) عمده ترکیبات اسانس نعناع فلفلی را تشکیل می دهند. نتایج این مطالعه نشان داد که فیلم خالص پلی لاکتیک اسید و یا همراه با نانوسلولز هیچ گونه اثر ضد میکروبی بر روی پنج باکتری مورد مطالعه نداشت اما فیلم های حاوی اسانس ها اثر ضد میکروبی معنی داری را نشان دادند(p<0.05) که این اثر در فیلم ترکیب شده با اسانس زیره سیاه قوری تر از اسانس نعناع فلفلی می باشد. همچنین اثر مهاری فیلم ها وابسته به غلظت بود به علاوه نتایج این مطالعه آشکار ساخت باکتری های گرم مثبت نسبت به باکتری های گرم منفی حساسیت بالاتری نسبت به فیلم های پلی لاکتیک اسید حاوی اسانس داشتند.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه آشکار ساخت که فیلم های پلی لاکتیک اسید حاوی اسانس زیره و نعناع فلفلی ممکن است برای بسته بندی مواد غذایی به منظور افزایش زمان نگهداری و ایمنی آنها مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: زیره سیاه، نانوذرات سلولز، انتشار دیسک، نعناع فلفلی، پلی لاکتیک اسید
  • مریم عزیزخانی*، افشین آخوندزاده بستی، فهیمه توریان صفحات 299-311
    زمینه مطالعه
    مقاومت باکتریایی در برابر آنتی بیوتیک ها یکی از مشکلات اساسی در حوزه بهداشت عمومی به شمار می رود. اسانس های گیاهی واجد تاثیرات ضدمیکربی بوده و در زمره ترکیبات طبیعی ضدمیکربی بالقوه قرار گرفته اند.
    هدف
    این مطالعه به منظور مقایسه تاثیر اسانس های میخک و پونه کوهی بر رشد استافیلوکوکوس اورئوس و بیان ژنی انتروتوکسین های A، C و E آن انجام شد.
    روش کار
    کمینه غلظت بازدارندگی(MIC) اسانس ها و میزان رشد باکتری در غلظت های تحت بازدارتده اسانس ها تعیین گردید. جستجوی انترواتوکسین ها با استفاده از یک کیت تجاری ایمنواسی ویژه انتروتوکسین های استافیلوکوکی، پس از 18، 24، 48 و 72 ساعت، انجام شد. بیان ژن های کد کننده انتروتوکسین ها از طریق استخراج RNA، سنتزDNA و انجام واکنش زنجیره ای پلیمراز زمان واقعی با استفاده از توالی های آغازگر اختصاصی برای هر ژن کد کننده انتروتوکسین ارزیابی شد.
    نتایج
    کمینه غلظت بازدارندگی اسانس های میخک و پونه کوهی، به ترتیب، برابر با 2 و 1 میکرولیتر در میلی لیتر بود. شمارش کلنی در محیط کشت حاوی 75 درصد MIC اسانس میخک، پس از 48 و 72 ساعت، نشان داد که میزان رشد باکتری 67/1 و log10 cfu/ml 83/1 نسبت به کنترل کاهش یافته است و در خصوص پونه کوهی، میزان کاهش رشد در 75 درصد MIC، به ترتیب، معادل 25/2 و log10 cfu/ml 68/2 بود. کشت باکتری هدف در غلظت 75 درصد MIC اسانس ها، موجب کاهش سطح نسخه برداری ژن های sea، sec، see و ژن تنظیم کننده (agrA) به میزان 81/8، 13/9، 08/9 و 32/8 برابر در مورد اسانس میخک و 56/11، 96/9، 07/11 و 15/11 برابر در خصوص اسانس پونه کوهی، در مقایسه با کنترل، گردید.
    نتیجه گیری نهایی: میزان رشد، بیان ژنی و در نتیجه تولید و ترشح انتروتوکسین های A، C و E استافیلوکوکوس اورئوس به میزان قابل ملاحظه ای در سطوح تحت بازدارنده اسانس ها، به ویژه در غلظت75 درصد MIC کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: انتروتوکسین، میخک، بیان ژنی، پونه کوهی، استافیلوکوکوس اورئوس
  • ژنتیک
  • پرویز شایان *، غزال نعمتی، ابولفضل کامکار، بریگیته اکرت، افشین آخوندزاده بستی، نگین نوری، ایرج اشرافی تمای صفحات 311-323
    زمینه مطالعه
    یکی از جنبه های اصلی ردیابی مواد غذایی در جهت آزمایشات اعتبار سنجی آنها شناسایی و تعریف روش های عملی جهت شناسایی منشا ماده غذای می باشد.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر، پیدا کردن یک روش مبتنی بر DNA برای احراز هویت و قابلیت ردیابی از مواد غذایی است که از اهمیت زیادی در مدیریت بهداشت و درمان برخوردار می باشند.
    روش کار
    در این مطالعه 4 روش مختلف جهت استخراج DNA خالص از تعدادی روغن خوراکی شامل روغن زیتون ،آفتابگردان، کانولا، و سویا برای بهبود ردیابی این روغن ها بررسی گردید. DNA استخراج شده به روش PCR با استفاده از پرایمر عمومی واقع شده در ناحیه ژن 18S rRNA/5.8S rRNA انجام شد. روش استخراج بر اساس اتصال DNA به لایه ی سیلیکایی موجود در ستون ها و یا اتصال به رزین بنا شده بود.
    نتایج
    نتایج به دست آمده از روش اول نشان داد فقظ DNA استخراج شده از روغن زیتون توانایی تکثیر را داشت. در روش دوم با استفاده از محلول PBS و بدنبال آن ایجاد رسوب با ایزو پروپانول تکثیر DNA از روغن های آفتابگردان، کانولا خام و روغن زیتون با موفقیت انجام شد. برای حذف موثر تر ناخالصی ها روش دو با کلروفرم و رزین و رسوب دهی با ایزوپروپانول بعنوان روش سوم مورد استفاده قرار گرفت. خوشبختانه با این روش DNA های استخراج شده ازتمامی نمونه های روغن با موفقیت تکثیر شدند. برای حذف اثرات سوء کلرفرم روش چهارم با استفاده ی مستقیم از بافر لیز کننده و بافر اتصال طراحی شد. با این روش DNA های استخراج شده ازتمامی نمونه های روغن با موفقیت تکثیر شدند.
    نتیجه گیری نهایی: بر اساس یافته های ما، مشکل عمده DNA استخراج شده از روغن ها، باقی ماندن مهار کننده های آنزیم های مختلف از قبیل DNA پلیمراز می باشدکه این مشکل با استفاده از روش های ارائه شده 3 و 4 قابل حل می باشد. است.
    کلیدواژگان: تقلبات مواد غذایی، ماده وراثتی ژنومی، واکنش زنجیره ای پلیمراز، سویا، روغن های گیاهی
  • تغذیه - بهداشت و پرورش
  • زهرا سادات رحیمی، مهرداد مدیرصانعی*، بهزاد منصوری، محمد رضاییان، محسن فرخوی، ژیلا هنرزاد صفحات 323-335
    زمینه مطالعه
    فسفر یکی از گران ترین مواد مغذی موجود در تغذیه طیور می باشد. بنابراین، افزایش زیست-فراهمی این ماده مغذی می تواند در کاهش هزینه خوراک موثر باشد.
    هدف
    این مطالعه جهت ارزیابی تاثیر پیش فرآوری اجزاء خوراک تحت تاثیر مقادیر مختلف pH و آنزیم های تجاری بر میزان فیتات در شرایط آزمایشگاهی است.
    روش کار
    سه محلول ( آب مقطر، اسید هیدرو کلریدریک 5/0 % و 1% (به ترتیب دارای pH مساوی 5/5، 12/2 و 88/1)، سه آنزیم تجاری (فاقد آنزیم، Rovabio Excel AP، Bio-phytase،Rovabio Max AP) برای تعیین میزان فیتات در ذرت و کنجاله سویا استفاده شد. ابتدا هر یک از نمونه ها با فراورده های آنزیمی مخلوط و بعد از افزودن محلول های فوق، یرای مدت 3 ساعت و در دو دمای 25 و 40 درجه سانتی گراد پیش فرآوری شدند و در نهایت میزان فیتات در نمونه های مواد غذایی اندازه گیری شد.
    نتایج
    نتایج نشان دادند که پیش فرآوری ذرت از طریق افزودن آنزیم Bio-phytase یاRovabio Max AP و محلول های دارای سطوح مختلف pH (در دمای 25 و 40 درجه سانتی گراد به مدت 3 ساعت) مقدار فیتات را به طور معنی داری کاهش داد. این امر به معنی افزایش آزادسازی فسفر از فسفر فیتاته و بهبود قابلیت زیست فراهمی آن می باشد. بهترین نتیجه با افزودن AP Rovabio Max در دمای 25 درجه سانتی گراد و محلول اسید هیدروکلریدریک 1% به نمونه های ذرت بدست آمد، به طوری که در مقایسه با گروه شاهد میزان فیتات را تا حدود 5/99 درصد کاهش داد. در ارتباط با نمونه های کنجاله سویا نیز نتایج تقریبا مشابهی بدست آمده، به طوری که بیشترین میزان کاهش فیتات ( تا 4/47 درصد) در نتیجه افزودنAP Rovabio Max و محلول اسید هیدروکلریدریک 1% به نمونه ها در دمای 40 درجه سانتی گراد حاصل گردید.
    نتیجه گیری
    از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که پیش فرآوری ذرت و کنجاله سویا با روش های مختلف مانند استفاده از آنزیم های تجاری حاوی فیتاز و محلول هایی با سطوح مختلف pH برای افزایش زیست فراهمی فسفر سودمند می باشد.
    کلیدواژگان: Bio-phytase، فیتات، پیش فرآوری، Rovabio Excel AP، اRovabio Max AP
  • آناتومی - بیوشیمی
  • سیمین فاضلی پور *، مریم کیایی، فرهاد ادهمی مقدم، زهرا طوطیان، محمد تقی شیبانی، محمدرضا قرهچه صفحات 335-345
    زمینه مطالعه
    استفاده گسترده از متیل فنیدیت و اثرات تضعیف کننده ایمنی آن بر روی اندامهای مختلف، اهمیت مطالعات میکروسکوپیک در این رابطه را ضروری می سازد.
    هدف
    تعیین اثرات متیل فنیدیت بر روی غدد فوق کلیوی و اندامهای لنفاوی در موش می باشد.
    روش کار
    30 سر موش نر بالغ از نژاد Balb/C تهیه و به یک گروه شاهد و دو گروه تجربی تقسیم گردیدند. گروه شاهد تنها آب آشامیدنی و به گروه های تجربی متیل فنیدیت هیدروکلوراید به میزان ترتیبی 2 و 10 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن روزانه بمدت چهل روز خورانده شد. سپس حیوانات را بیهوش و از قلب آنها نمونه های خون تهیه گردید. طحال، تیموس، عقده های لنفاوی و غدد فوق کلیوی برای مطالعه میکروسکوپی بروش هماتوکسیلین و ائوزین جدا گردیدند. نمونه های طحال برای شمارش پلاسما سل ها و رنگ آمیزی label antibody CD138* مورد استفاده قرار گرفتند. داده ها به روش آنالیز واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و p
    کلیدواژگان: غدد فوق کلیوی، هیستوپاتولوژی، اندامهای لنفاوی، متیل فنیدیت، مورفومتری
  • سیامک علیزاده*، عباس وشکینی، مهدی رضایی صفحات 345-352
    زمینه مطالعه
    رشد و تمایز اسکلت کمربند سینه‏ای، بال و مراکز استخوان‏سازی این نواحی در زمان پس از هچینگ در بلدرچین مورد بررسی قرار گرفت.
    هدف
    هدف از این مطالعه تعیین سن بلوغ جسمی و ارزیابی رادیولوژی و بافت شناسی مراکز استخوان سازی اندام سینه‏ای در بلدرچین بود.
    روش کار
    14 بلدرچین متعاقب هچینگ در شرایط همسان و استاندارد پرورش یافتند و هر 7 روز یکبار تا 90 روزگی نمونه‏برداری انجام شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج رادیولوژی و بافت‏شناسی تمایز اسکلت بال در بلدرچین با ظاهر شدن مراکزی از غضروف‏های نابالغ در دیافیز استخوان بازو، رادیوس و اولنا در پایان 7 روزگی و در نواحی کارپ از 14روزگی به بعد آغاز گشت. توالی رشد در استخوان بازو، رادیوس، اولنا، کارپ، متاکارپ و انگشتان در طی مراحل مختلفی دیده شد و بیشترین رشد این استخوان‏ها به دوره های حداکثر فعالیت غضروفی و مراحل استخوانی شدن آنها مربوط بود و استخوان بازو، ارتباط رشد خود را با طول تمام بال و اسکلت بال ثابت نگاه می‏دارد، اگرچه از 21 روزگی به بعد میزان رشد آن تقلیل یافت. نتایج بافت‏شناسی بر اساس بررسی مقاطع بافتی انتهای فوقانی استخوان بازو بود. نمونه های بافتی در یک روزگی فاقد مغز استخوان کامل بودند و مغز استخوان از 7 روزگی به بعد شروع به تشکیل شدن می‏کند. در هیچ یک از نمونه ها صفحه رشد دیده نشد و این تکمیل کننده اطلاعات حاصل از بررسی رادیوگرافی می‏باشد.
    نتیجه گیری نهایی: بر اساس این مطالعه، تکمیل روند استخوان سازی و تشکیل همه قسمت های کمربند سینه ای و بال بلدرچین، 70 روز بعد از هچینگ می باشد.
    کلیدواژگان: بافت شناسی، مراکز استخوان سازی، بلدرچین، رادیوگرافی، بال
  • عوامل عفونی - بیماریها - جراحی
  • محمد صادق صفایی فیروز آبادی، محمد رحیم حاجی حاجیکلایی*، علی بنی آدم، علیرضا قدردان مشهدی، مسعود قربانپور صفحات 353-360
    زمینه مطالعه
    به منظور تحلیل اکوسیستم سکوم، عملیات اندوسکوپی از قسمت خلفی روده و درمان انباشتگی سکوم و درمان اسیدوز روده خلفی، لازم است که کانولا گذاری در سکوم انجام پذیرد. برای اجرای یک جراحی بهتر، لازم است که روشی ساده، سریع و ارزان برای کانولا گذاری در سکوم انجام شود. به دلیل مشکلات و عوارضی که بیهوشی عمومی دارد، اجرای جراحی ایستاده گزینه ی بهتری برای جراحی اورژانسی اسب است.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه طراحی یک روش ساده، سریع و ارزان کانولاگذاری سکوم در اسب های ایستاده بوده است.
    مواد و روش کار
    در این تحقیق یک کانولای جدید طراحی شده و بر روی چهار اسب نر، مورد آزمایش قرار گرفته است. ابتدا یک کانولا به طول 7 سانتی متر و با قطر داخلی 2 و قطر خارجی 6/2 سانتی متر طراحی شد. بلافاصله قبل از انجام جراحی ایستاده، زایلازین ( 1 میلی گرم بر کیلوگرم) و مورفین ( 3/0 میلی گرم بر کیلوگرم) به عنوان آرام بخش به صورت وریدی تزریق شد. بعد از شکاف پوست و بافت های زیر پوست ماهیچه های مورب شکمی خارجی به صورت موازی با شکاف روی پوست شکافته شد. ماهیچه های مورب شکمی داخلی و ماهیچه های شکمی عرضی هر کدام با فشار دو دست در جهت الیاف بافت آن ها از یکدیگر جدا شدند. سپس صفاق با دو دست باز شده و شکم در دسترس قرار گرفت. ماهیچه ها فقط به اندازه ای از هم جدا شدند که یک دست وارد فضای داخل شکم شود. با استفاده از لمس کردن سطح سکوم و نواری که به سمت پشتی و شکمی سکوم قرار گرفته است، به راحتی سکوم تشخیص داده شد. در این مرحله با نصب بخیه سرکیسه ای روی سطح سروزی سکوم، یک شکاف سر نیزه ای بر روی سطح مذکور ایجاد شد. سپس کانولا داخل سکوم قرار گرفت و با استفاده از نایلون شماره دو، بخیه شد سپس مراقبت صحیح و شستشوی زخم ها انجام گرفته است.
    نتایج
    عمل جراحی با موفقیت بر روی هر چهار اسب انجام گرفت. البته بعد از عمل، عوارضی هم برای اسب های جراحی شده مشاهده شد. از این جمله می توان به افزایش حرارت بدن، زمین گیری با علائم کولیک و فلجی روده، پنوموپریتوئن، آمفیزم زیرجلدی و نکروز در حاشیه های پوست در محل های بخیه ها اشاره کرد.
    نتیجه گیری
    تمامی عوارض پیش آمده، با اجرای مراقبت های صحیح پرستاری برطرف شد و عمل جراحی با موفقیت به پایان رسید. بنابر این روش ذکر شده به عنوان یک روش جراحی ساده و ارزان برای اهداف تحقیقی، تشخیصی و درمانی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کانولاگذاری، سکوم، اورژانس، اسب، جراحی
  • فارماکولوژی
  • مهدی حسن خانی، سید جاوید آل داوود *، علیرضا خسروی، فرهنگ ساسانی، مجید مسعودی فرد، فرشته انصاری، محمد طاهری صفحات 361-377
    آزاتیوپرین یک داروی سرکوب ایمنی است که جهت سرکوب ایمنی در درمان طیف وسیعی از بیماری های پوستی، گوارشی و هماتولوژیک، در انسان و دامهای کوچک مصرف می شود.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی اثرات تجویز طولانی مدت آزاتیوپرین بر روی تغییرات شمارش سلولهای خونی (CBC)، درصد لمفوسیتهای T و غلظت پروتئینها و ایمونوگلوبولینهای سرم در سگهای سالم نژاد مخلوط است.
    روش کار
    بدین منظور تعداد 24 قلاده سگ سالم نژاد مخلوط به صورت تصادفی به دو گروه شاهد و درمان (در هر گروه 12 قلاده، 6 قلاده نر و شش قلاده ماده) تقسیم شدند. سپس سگهای گروه درمان به مدت 4 ماه آزاتیوپرین دریافت کردند، در حالیکه در اعضاء گروه شاهد این دارو مصرف نگردید. قبل و بعد از مطالعه از تمامی سگ های گروه شاهد و درمان نمونه خون محیطی، جهت ارزیابی CBC، فلوسایتومتری لمفوسیتهای CD4+ و CD8+، غلظت پروتئین تام، آلبومین، IgG و IgM سرم آنها، اخذ گردید.
    نتایج
    نتایج آماری نشان دهنده کاهش معنادار آماری در میزان WBC، RBC، هماتوکریت، هموگلوبین، درصد لمفوسیتهای CD4+ و double positive CD4/CD8 (P value<0.001) و غلظت پروتئین تام، آلبومین، IgG و IgM سرم (به ترتیب P value: 0.014، 0.001، 0.007 و 0.041) در سگهای گروه درمان، پس از مطالعه، است.
    نتیجه گیری نهایی: علل احتمالی این نتایج، سرکوب مغز استخوان، ایجاد آپوپتوز در لمفوسیتهای خون محیطی، کاهش پیش سازهای سلولهای double positive-CD4/CD8 و یا کاهش فعال شدن single positive-T cells و کاهش سنتز پروتئین ها و گاماگلوبولینهای سرم ناشی از ایجاد اختلال در فرایندهای تولید آنها (از ژن تا پروتئین)، می تواند باشد.
    کلیدواژگان: آزاتیوپرین، شمارش کامل سلولهای خونی، سگ، گاماگلوبولین، لمفوسیت T
  • تولید مثل - فیزیولوژی
  • سید محمد هادی حسینی، مهدی ژندی*، احمد زارع شحنه، محسن شرفی صفحات 377-383
    پیشینه: محافظت انجمادی ممکن است تحت تاثیر غلظت اسپرم قرار بگیرد.
    اهداف
    این مطالعه به منظور بررسی اثر سه غلظت متفاوت اسپرم ( 100 (C100)، 50 (C50) و 25 (C25) میلیون اسپرم در میلی لیتر مایع منی) بر انجمادپذیری منی گاو انجام شد.
    روش ها
    در هر روز جمع آوری منی، 4 انزال جمع آوری (در مجموع 24 انزال از 4 گاو) و با هم مخلوط شدند. سپس به 3 قسمت مساوی تقسیم شدند و هر قسمت به اندازه ای رقیق شد تا غلظت های مورد نظر به دست آید و بعد از آن منجمد شدند. بعد از فرایند یخگشایی، جنبایی اسپرم، وضعیت آپوپتوزیس و فعالیت میتوکندری ارزیابی شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که C100 اسپرم های جنبای کل بالاتری نسبت به C50 و C25 داشتند. درصد اسپرم های زنده در C100 به طور معنی داری نسبت به C50 و C25 بیشتر بود. درصد اسپرم های در مراحل ابتدایی آبوپوتوزیس و مراحل پایانی آپوپتوزیس در C25 بیشتر از C50 و C100 بود. فراسنجه ی فعالیت میتوکندری در C25 کمتر از C50 و C100 بود.
    نتیجه
    به نظر میرسد غلظت های اسپرم کمتر از 50 میلیون اسپرم در میلی لیتر میتواند برای محافظت انجمادی اسپرم مضر باشد.
    کلیدواژگان: گاو، غلظت، فلوسایتومتری، انجماد، اسپرم
  • تغذیه - بهداشت و پرورش آبزیان
  • مجتبی علیشاهی*، زهرا طولابی دزفولی، تکاور محمدیان، مهرزاد مصباح صفحات 383-394
    زمینه مطالعه
    اثر تحریک ایمنی آلوئه ورا در پستانداران اثبات گردیده، اما مطالعات کمی درمورد اثر آلوئه ورا بر سلامت ماهی و پاسخ های ایمنی انجام شده است.
    هدف
    در این پژوهش اثر مصرف خوراکی آلوئه ورا بر شاخص های رشد، پارامترهای خونی و پاسخ های ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان بررسی شده است.
    روش کار
    هزار و پانصد عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان انگشت قد ( 2±20 گرم، میانگین ± انحراف معیار) به 5 گروه، هرگروه با 3 تکرار در مقیاس مزرعه تقسیم شدند. گروه 1 به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و با غذای معمولی تغذیه گردید، گروه های 2 تا 5 با رژیم غذایی همراه با5 0 /0، 1/0، 2/0 و 5/0 % عصاره آلوئه ورا به ترتیب به مدت 60 روز تغذیه شدند. شاخص های رشد شامل SGR ، FCR، PWG، FER، PER و CF در روز 30 و 60 محاسبه گردیدند. نمونه خون در روز 60 و پارامترهای خونی ازجمله PCV،Hb ، RBC، WBC، MCH، MCV، MCHC و همچنین پارامترهای ایمنی ازجمله: لیزوزیم و فعالیت باکتری کشی سرم، پروتئین تام سرم و گلوبولین در میان گروه ها مقایسه شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که تمام شاخص های رشد به جز CF و تمام پارامترهای ایمنی ذکر شده به طور قابل توجهی در ماهیان تغذیه شده با غذای حاوی عصاره آلوئه ورا نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری نشان دادند (P < 0.05). پارامترهای خونی: HB، RBC، PCV، WBC افزایش قابل توجهی نسبت به گروه شاهد نشان دادند (P < 0.05)، اما MCV، MCH و MCHC تغییرات معنی داری را نشان ندادند (P > 0.05).
    نتیجه گیری نهایی: می توان نتیجه گرفت که مصرف خوراکی 1/0و 2/0 % عصاره خام آلوئه ورا در جیره غذایی می تواند شاخص های رشد و پاسخ های ایمنی غیراختصاصی را بهبود بخشیده و بر روی برخی از پارامترهای خونی در قزل آلای رنگین کمان اثر مثبت داشته باشد.
    کلیدواژگان: آلوئه ورا، شاخص های رشد، پارامترهای خونی، پاسخ ایمنی، قزلآلای رنگین کمان
|
  • Fazeleh Talebi, Ali Misaghi *, Ali Khanjari, Abolfazl Kamkar, Hassan Gandomi, Masoumeh Saeedi Pages 289-298
    Background
    Packaging is one of the important aspect of food quality and safety. Unfortunately, most of food packaging materials are from oil resources that are limited resources and undegradable.
    Objectives
    The aim of this study was reaching an environmentally friendly packaging with enhancement safety of food.
    Methods
    After obtaining Bunium persicum (BP) and Mentha pepperita (MP) essential oils (EOs) by steam distillation method, their chemical compositions were determined using GC-MS analysis. PLA films were prepared using solvent casting technique containing different concentrations of BP (0, 0.5 and1%v/v), MP (0, 0.5 and1%v/v) EOs and cellulose nanoparticle (CN) (0 and 1% w/v) and their antimicrobial effects against gram positive bacteria (Staphylococcus aureus ATCC 65138, Bacillus cereus ATCC 11778) and Gram negative bacteria (Vibrio parahaemolyticus ATCC 43996, Escherichia coli O157:H7 and Salmonella typhymurium ATCC 14028) were assessed by disk diffusion method.
    Results
    Major compounds of BP EO were Propanal 2-methyl-3-phenyl (34.08%), Cymene (18.23%) and Myrtenal (12.37%) and for MP EO were p-Menthan-3-ol (44.59%) and p-Menthan-3-onetrans (12.14%). The results of present study indicated that pure PLA film or PLA films containing CN showed no antimicrobial activity against any of the five tested bacteria but films containing EOs had significant antimicrobial activity and BP EO was more effective than MP EO and their combination (p
    Conclusions
    The results of this study indicated that PLA films containing MP and BP EOs may be useful for packaging of foods in order to increase their shelf life and safety.
    Keywords: Bunium persicum, cellulose nanoparticle, disk diffusion method, Mentha piperita, PLA
  • Maryam Azizkhani *, Afshin Akhondzadeh Basti, Fahimeh Tooryan Pages 299-311
    Background
    Bacterial resistance to antibiotics is a crucial public health problem. Essential oils (EOs) possess antimicrobial effects and have been screened as potential natural antimicrobial compounds.
    Objectives
    This study was conducted to compare the effects of Eugenia caryophyllus (clove) and Origanum compactum (oregano) EOs on the growth of Staphylococcus aureus and the expression of the SEA, SEC and SEE genes.
    Methods
    The minimum inhibitory concentrations (MIC) of EOs and growth of bacterium at subMIC levels of EOs was determined. Enterotoxin detection was done using a commercial SE visual immunoassay kit after 18, 24, 48 and 72 h. Gene expression of enterotoxins was evaluated through RNA extraction, DNA synthesis and performing real time-PCR using specific primers for each SE.
    Results
    MIC of clove and oregano were 2 µl/ml and 1µ l/ml, respectively. Colony counts at 48 and 72h of cultures grown at 75% MIC of clove oil showed the growth rate was reduced 1.67 and 1.83 log10 cfu/ml compared to the control, and in the case of oregano at 75% MIC the decreases in growth rate were 2.25 and 2.68 log10 cfu/ml, respectively. When the target bacterium is cultured in the presence 75% subMIC of EOs, the transcript levels of sea, sec, see and the regulatory gene (agrA) were decreased 8.81, 9.13, 9.08 and 8.32 fold in the case of clove, and 11.56, 9.96, 11.07 and 11.15 fold in the case of oregano, compared to the control.
    Conclusions
    The growth, gene expression and as a result secretion of enterotoxins A, C and E by S. aureus were decreased significantly at subMIC levels of EOs, especially at 75% MIC.
    Keywords: enterotoxin, Eugenia caryophyllus, gene expression, Origanum compactum, Staphylococcus
  • Parviz Shayan *, Ghazal Nemati, Abolfazl Kamkar, Brigitte Eckert, Afshin Akhondzadeh Basti, Negin Nouri, Iraj Ashrafi Tamai Pages 311-323
    Background
    One of the major aspects of traceability in food authenticity assessment is to explore practical methods to find the origin of food.
    Objective
    The aim of the present study was to find a DNA based method for authentication and traceability of food, which are of great importance in health management.
    Methods
    Four different DNA extraction methods were applied to obtain high pure DNA in some oil samples including olive oil, sunflower, canola and soybean oil to improve the traceability. The isolated DNA was analyzed by PCR using common primer pair, derived from the region harboring 18S rRNA/5.8S rRNA genes. Extraction methods were developed based on specific binding of DNA molecules to the silica membrane (column) or resin.
    Results
    Our results showed that amplifiable DNA could only be extracted from olive oil in method 1, whereas the isolated DNA from other samples needed to be purified. In method 2, by pre-treating of oil with PBS and subsequent precipitation with Isopropanol, the amplification of isolated DNA was observed in sunflower, crude canola and olive oil. To remove more effectively the contaminants, method 2 was combined with chloroform and resin/Isoporopanol precipitation as method 3. Interestingly, the extracted DNA from all examined oil samples could be amplified with mentioned primers. For elimination the disadvantages of chloroform, method 4 was set up by direct usage of lysis and binding buffer. The extracted DNA from all refined oil samples could be amplified successfully.
    Conclusion
    Based on our findings, the major problem in DNA extraction from oils is the PCR inhibitors in extracted DNA, which can be resolved by the presented methods 3 and 4.
    Keywords: adulteration, genomic DNA, PCR, Soya, vegetable oils
  • Zahra Sadat Rahimi, Mehrdad Modirsanei *, Behzad Mansoori, Mohammad Rezaeian, Mohsen Farkhoy, Jila Honarzad Pages 323-335
    Background
    Phosphorous is one of the expensive nutrients in poultry feed. Therefore, improving the bioavailability of this nutrient in feed ingredients could be effective for lowering the cost of feed.
    Objective
    This study was performed to evaluate the effect of pre-treatment of feed ingredients by commercial enzymes and different levels of pH on releasing of phosphorus from phytate under in vitro condition.
    Methods
    Three solutions including Distilled water, HCl 0.5% and HCl 1% (with pH=5.5, 2.12 and 2.12 respectively) and three enzymes (None, Bio-phytase, Rovabio Excel AP, and Rovabio Max AP) were used to determine phytate content of corn and soybean meal. First, each sample was supplemented with the enzymes and pre-treated under above mentioned solutions for 3 hours at 25 and 40ºC.
    Results
    The results indicated that pre-treating of corn samples with Bio-phytase or Rovabio Max AP and different solutions (at 25 ºC and 40 ºC for 3 hours) reduced phytate content significantly. The best results obtained with corn samples supplemented with Rovabio Max AP and mixing by HCl 1% at 25ºC, so that phytate content decreased up to 99.5% in comparison with control. The same results were also obtained for soybean samples. The highest reduction in phytate content (up to 47.4%) was observed by adding Rovabio Max AP and HCl 1% solution at 40ºC.
    Conclusion
    It could be concluded that pre-treating of corn and soybean meal with several manners such as using commercial enzymes including phytase and solutions with different pH were effective to reduce phytate content that means increasing bioavailability of phosphorous.
    Keywords: Bio-phytase, phytate, pre-treatment, Rovabio Excel AP, rovabio max AP
  • Simin Fazelipour *, Maryam Kiaei, Farhad Adhami Moghadam, Zahra Tootian, Mohammad Taghi Sheibani, Mohammad Reza Gharahjeh Pages 335-345
    Background
    Considering widely administration of methylphenidate and also its immunosuppressive effects on different organs, importance of related microscopic studies is obvious.
    Objectives
    Determining histological effects of methylphenidate on adrenal glands and lymphatic organs in mice.
    Methods
    A total number of 30 adult male Balb/C mice were provided, weighed and divided into one control and two experimental groups. The control group received water by gavages once a day, for 40 days. The experimental groups were orally administered MPH hydrochloride (2mg/kg and 10mg/kg body weight,) respectively. Animals were anesthetized and blood samples were collected through cardiac puncture for analysis of blood cells. Spleen, thymus, lymph nodes and adrenal glands were removed and processed for microscopic studies through hematoxylin and eosin staining. Spleen samples were processed for plasma cell count and staining (label antibody CD138*). The data were analyzed using analysis of variance (ANOVA) and p
    Keywords: adrenal gland, histopathology, lymphoid organs, methylphenidate, morphometry
  • Siamak Alizadeh *, Abbas Veshkini, Mehdi Rezaei Pages 345-352
    Background
    The growth and differentiation of skeletal pectoral limb girdle, wing and the ossification centers in these regions after hatching were investigated in some groups of quails.
    Objectives
    The aim of this study was to determine the age of physical maturity and radiological and histological assessment of the ossification centers of pectoral limb in quail.
    Methods
    14 quails after hatching were reared in similar and standard conditions and sampled once every 7 days to 90 days.
    Results
    According to radiological and histological results, differentiation of the wing in quail commences with the appearance of centers of undeveloped cartilages in diaphyseal humerus, radius, and ulna at the end of 7 days, and also carpal regions at the beginning of the 14 days. The growth sequence in humerus, radius, ulna, carpus, metacarpus, and digits are observed in various stages that the high growth is related to the maximum cartilaginous activity and their ossification stages and humerus keeps its growth connection constant with the length of the whole wing skeletal, although its growth scale lessens after 21th day. The histological results were evaluated based on prepared tissue sample from the proximal humeral portion. Lack of bone marrow was observed in the all 1th day`s tissue samples and bone marrow conformation was commenced after 7th day. The growth plate was not observed in the all samples and this issue is complementary to the information obtained from radiographic examination.
    Conclusions
    According to this study, complete the ossification process and the formation of all parts of pectoral limb girdle and wings in the quails is 70 days after hatching.
    Keywords: histology, ossification centers, quail, radiography, wing
  • Mohammad Sadegh Safaei Firozabadi, Mohammad Rahim Haji Hajikolaei *, Ali Baniadam, Alireza Ghadrdan Mashhadi, Masoud Ghorbanpoor Pages 353-360
    Background
    In order to analyze the cecum-colon ecosystem and the treatment of the cecal impaction and hindgut acidosis, cecal cannulation is needed. It is essential to select a simple, fast and inexpensive cecal cannulation method. Because of different complications in general anesthesia, the standing surgery is known as a better option for the horse emergency surgery.
    Objective
    The objective of the present study was to design a simple, fast and inexpensive cecal cannulation method in standing horses.For the standing surgery, a new approach was designed and experimented on four horses.
    Materials And Methods
    For this purpose, at first a cannula with approximately 7cm, 2cm and 2.6cm in length, internal and external diameters, respectively was designed. Immediately before the standing surgery, the horses were sedated with xylazine (1mg/kg) and morphine (0.3 mg/kg). After incising the subcutaneous tissue, the external abdominal oblique, internal abdominal oblique and transverse abdominis muscles were opened by grid incision. The peritoneum was bluntly perforated and the abdomen was exposed. The muscles were separated only enough to permit one hand to enter the abdomen. The cecum was readily identified by palpation of the cecal base and the dorsoventrally oriented tenia. At this stage, a purse string was secured on the serosal surface of the cecum by nylon and a stab incision was made. Then the cannula was inserted into the cecum and the suture was tightened.
    Results
    The surgery was successfully performed for all horses, however, some complications such as increasing body temperature, transient signs of colic, ileus, pneumoperitoneum, subcutaneous emphysema and necrosis of the borders of the skin in the sutural places were detected. All complications were alleviated by proper nursing management.
    Conclusion
    The surgical method was successfully terminated. Therefore, the method is recommended as a simple and inexpensive emergency surgical method for cecum in order to conduct different investigation, diagnosis and treatment techniques.
    Keywords: cannulation, cecum, emergency, horse, surgery
  • Mehdi Hassankhani, Seyed Javid Aldavood *, Alireza Khosravi, Farhang Sasani, Majid Masoudifard, Fereshteh Ansari, Mohammad Taheri Taheri Pages 361-377
    Background
    Azathioprine is an immunosuppressive agent that is used in a variety of dermatologic, digestive and hematologic disorders in both humans and small animals.
    Aims: The effects of long term Azathioprine administration on complete blood count, rate of CD4 and CD8 lymphocytes, serum immunoglobulins and protein concentrations of mixed-breed dogs were evaluated in this study.
    Methods
    24 healthy mixed-breed dogs were divided randomly into two equal control and treatment groups. Dogs in the treatment group received the therapeutic dose of Azathioprine for four months, while the dogs in the control group didnt receive this drug. Peripheral blood samples were taken from both two groups before and after the trial to check CBC, CD4 and CD8 lymphocytes and the concentrations of total protein, albumin, serum IgM and IgG.
    Results
    There was significant decrease in the levels of WBC, RBC, hematocrit and CD4 lymphocyte and double positive CD4/CD8 rates (all p values
    Conclusions
    Myelotoxicity induced by Azathioprine could be the probable cause of decrements in the rate of WBC and RBC. Decrease in the rate of dpCD4/CD8 might be due to decrement in dpCD4/CD8 progenitor cells and/or decrease in the activation rate of single positive T cells as the result of pharmacological effect of Azathioprine. Disrupted synthesis processes, from genes to proteins through Azathioprine might be the cause of decreases in the level of serum gamma globulins and protein.
    Keywords: azathioprine, complete blood count, dogs, gamma globulin, lymphocyte
  • Sayed Mohammad Hadi Hussaini, Mahdi Zhandi *, Mohsen Sharafi Pages 377-383
    Background
    Semen cryopreservation might be influenced by sperm concentration.
    Objectives
    This study was conducted to investigate three different semen concentrations [100 (C100), 50 (C50), and 25 (C25) × 106 spermatozoa/mL] on freezability of bull semen.
    Methods
    On each collection day, four ejaculates were collected (a total of 24 ejaculates from four bulls), pooled and divided to three equal parts. Each part was diluted to reach to one of the above mentioned final semen concentration and then frozen. After thawing, sperm motility, apoptosis status and mitochondrial activity were assessed.
    Results
    The results showed that C100 resulted in significantly higher total sperm motility compared to C50 and C25 groups. The percentage of live spermatozoa was significantly higher in C100 compared to C50 and C25 groups. Also, C25 resulted in significantly higher early and late apoptotic spermatozoa compared to C50 and C100 groups. The mitochondrial activity was significantly lower in C25 compared to C100 and C50 groups.
    Conclusions
    It seems that low sperm concentrations (as low as 50×106) may be less advantageous for cryopreservation.
    Keywords: bovine, concentration, Flowcytometry, freezing, sperm
  • Mojtaba Alishahi *, Zahra Tulaby Dezfuly, Takavar Mohammadian, Mehrzad Mesbah Pages 383-394
    Background
    The immunostimulating effect of Aloe vera in mammals has been documented, but few works were done on effect of A. vera on fish health and immune responses.
    Objectives
    In this study the effect of oral administration of A. vera on growth indices, hematological parameters and immune responses of rainbow trout were investigated.
    Methods
    One thousand five hundred rainbow trout fingerling (20 ± 2 g, Mean ± SD) were divided into five groups, each in triplicate, in farm scale. Group 1 were adopted as control and fed with non-supplemented feed, groups 2 to 5 were fed with diet supplemented by 0.05%, 0.1%, 0.2% and 0.5% A. vera extract respectivly for 60 days. Growth indices (SGR, FCR, PWG, FER, PER and CF) calculated in day 30 and 60. Blood samples were taken in day 60 and hematological parameters including: PCV, Hb, RBC, WBC, MCH, MCV, MCHC as well as immunological parameters including: Lysozyme and serum bactericidal activity, serum total protein and globulin were compared among the groups.
    Results
    Results showed that all calculated growth indices (except CF) and all mentioned immunological parameters were significantly increased in fish fed with 0.1% and 0.2% A. vera supplemented food (G3 and G4) compare to control group (P 0.05).
    Conclusions
    It can be concluded that oral administration of 0.1% and 0. 2% A. vera crud extract in food (G3 and G4) can improved growth indices, stimulate non-specific immune responces and affect some hematological parameters positively in rainbow trout.
    Keywords: Aloe vera, growth indices, hematological parameters, immune response, Rainbow trout