فهرست مطالب

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک - پیاپی 26 (زمستان 1395)
  • پیاپی 26 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • احمد پور احمد*، حسین حاتمی نژاد، کرامت الله زیاری، حسنعلی فرجی سبکبار، ابوذر وفایی صفحات 1-22
    یکی از موضوعات حیاتی قرن بیست و یکم در ارتباط با پایداری شهر، الگوی رشد شهری است و امروزه اکثر محققان معتقدند ارتباط معنا داری میان الگوی توسعه ی کالبدی شهر (فرم شهر) و پایداری شهری وجود دارد؛ بنابراین ازآنجاکه سامان دهی کالبد شهرها بر اساس چارچوب توسعه ی پایدار امری ضروری است؛ لذا هدف اصلی پژوهش شناخت الگوی توسعه ی کالبدی- فضایی شهر کاشان و میزان انطباق آن با الگوی توسعه ی پایدار است. نوع پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه ی انجام، توصیفی- تحلیلی است و تلاش بر آن است با درنظر گرفتن شاخص های جمعیت، مساحت، سرانه و تراکم، در چارچوب مدل های کمی همچون درجه ی توزیع متعادل شامل (مدل آنتروپی شانون، ضریب جینی)، درجه ی تجمع (شامل ضریب موران) و مدل هلدرن به این پرسش پاسخ داده شود که: الف) آیا رشد فیزیکی شهر کاشان طی سه و نیم دهه ی اخیر (سال های 1355 تا 1390) از الگوی توسعه ی پایدار تبعیت نموده است؟ نتایج حاصل از بررسی الگوی فیزیکی شهر کاشان با مدل های سنجش فرم شهری نشان می دهد ضمن توزیع نابرابر و نامتعادل جمعیت در سطح شهر و عدم هماهنگی آن با توسعه ی فیزیکی طی دهه های اخیر، الگوی رشد کالبدی – فضایی شهر کاشان از الگوی پراکنده ی شهری تبعیت نموده که به دنبال آن پیامدهای منفی رشد پراکنده را برای شهر کاشان به وجود آورده؛ لذا نیازمند به کارگیری راهبردهای رشد هوشمند است.
    کلیدواژگان: توسعه ی کالبدی - فضایی، پراکندگی شهری، شهر فشرده، توسعه ی پایدار، کاشان
  • علیرضا حمیدیان*، علی شکاری بادی، ابوالقاسم امیراحمدی صفحات 23-38
    از ابتدای تاریخ، محیط طبیعی به عنوان عامل تعیین کننده در حیات سکونتگاه های انسانی عمل نموده، به گونه ای که محل استقرار سکونتگاه ها و سایر تاسیسات انسانی، کاملا تحت تاثیر عوامل طبیعی به ویژه ژئومورفولوژی و زمین شناسی قرار گرفته است. مطالعات ژئومورفولوژی با تعیین فرآیندهای حاکم بر منطقه و بررسی تحول لندفرم ها، شرایط محیطی زمان استقرار سکونتگاه ها و نحوه پراکنش آن ها را مورد ارزیابی قرار می دهد. از این رو، اهمیت مطالعات ژئومورفیک در مکان گزینی سکونتگاه های انسانی آشکار می شود. پژوهش حاضر به صورت تحلیلی و با استناد به مطالعات میدانی و منابع کتابخانه ای به بررسی نقش عوامل ژئومورفولوژی در پراکنش کانون های زندگی دامنه های شمالی ارتفاعات کرکس پرداخته است. بدین منظور، ابتدا نقشه ژئومورفولوژی موضوعی منطقه در مقیاس 1:25000 با استفاده از روش تحلیل فرم و فرآیند چشم اندازهای ژئومورفیک تهیه گردید، سپس سکونتگاه های با جمعیت بیش از 100 نفر (74 شهر و روستا با جمعیت 435373 نفر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فرآیند یخچالی و لندفرم دره یخچالی مهم ترین عوامل در توزیع فضایی سکونتگاه ها می باشند. تمامی سکونتگاه های منطقه در ارتفاعی پایین تر از خط مرز برف دائمی (2500 متر) مستقر شده اند. تعداد 45 نقطه سکونتگاهی شامل 5 شهر و 27 روستا در واحد کوهستان قرار دارند. بنابراین مهم ترین واحد ارضی، کوهستان (سطح محدب) می باشد.
    کلیدواژگان: فرم، فرآیند، ژئومورفولوژی، سکونتگاه های انسانی، ارتفاعات کرکس
  • خلیل رضایی* صفحات 39-53
    یکی از واحدهای رسوبی فراوان و مهم از دیدگاه مخاطرات زیست محیطی، عمرانی، آبخیزداری و فرسایش خاک ایران، مارن ها می باشند که به دلیل ویژگی های فیزیکی و شیمیایی، خود توان تولید رسوب و فرسایش بالایی داشته و مطالعه و تفکیک آن ها ضروری است. ماهیت دانه بندی، اندازه ی ذرات سازنده، عناصر و ترکیبات شیمیایی موجود در مارن ها و تاثیر توامان این دو موضوع، یکی از نکات مهم در مورد میزان فرسایش است. در پژوهش حاضر به بررسی ویژگی های فیزیکی- شیمیایی واحد های مارنی و تاثیر آن بر اشکال مختلف فرسایشی در منطقه ی جنوب شرق پیشوای ورامین پرداخته شده است. در این تحقیق، پس از بازدید میدانی و انتخاب پنج واحد مارنی در منطقه بر اساس خصوصیات زمین شناسی و اشکال مختلف فرسایشی برای نمونه برداری از رسوبات، علاوه بر انجام آزمایش شبیه سازی باران (به کمک دستگاه)، برداشت نمونه از عمق 5 تا 15 سانتی متری نیز در پنج منطقه انجام شد. در آزمایشگاه، میزان رواناب و رسوب تولیدشده در هر نقطه تفکیک و اندازه گیری شد. هم چنین پارامتر های هدایت الکتریکی، میزان عناصر سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، گچ، درصد ذرات رسوبی و سدیم قابل جذب (SAR) نمونه ها در آزمایشگاه اندازه گیری و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تجزیه ی واریانس و مقایسه ی میانگین ها در نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است. به دلیل تفاوت بین دامنه های رو به شمال و جنوب ازنظر فرسایش، مقایسه ای اجمالی بین آن ها انجام شد. بر اساس نتایج، میزان میانگین یون سدیم و نسبت جذب سدیم از فرسایش سطحی به فرسایش خندقی در مارن های منطقه افزایش یافته و میزان میانگین درصد رس از فرسایش سطحی به فرسایش خندقی کاهش می یابد. هم چنین تجزیه واریانس اشکال مختلف فرسایشی در میزان یون سدیم، نسبت جذب سدیم و میزان درصد رس، دارای اختلاف معنی دار می باشند. در نهایت، می توان سه متغیر نسبت جذب سدیم، درصد سیلت و رس و یون سدیم نمونه ها را می توان عواملی تاثیرگذار در فرسایش مارن های منطقه و ایجاد اشکال مختلف فرسایشی دانست.
    کلیدواژگان: فرسایش، خاک، مارن، رواناب، رسوب، شبیه ساز باران، ورامین
  • عارف شاهی آقبلاغی *، یعقوب زنگنه، حسن خدابنده لو، عباس درودی نیا صفحات 54-72
    کیفیت محیط شهری به عنوان بخشی از کیفیت زندگی، از مباحث کلیدی در حوزه ی مطالعات شهری است که با رشد سریع شهرها و تمرکز جمعیت و فعالیت دست خوش تغییر قرارگرفته است. به دلیل این که کیفیت محیط شهری دارای دو بعد عینی و ذهنی است، سنجش آن نیز به دو صورت محیط عینی و بر اساس ادراک افراد از محیط شهری انجام می پذیرد. در همین زمینه، مقاله ی حاضر باهدف سنجش کیفیت محیط شهری مسکن مهر شهر سبزوار اقدام به شناخت و ارزیابی شاخص های موثر بر کیفیت محیط شهری نموده است. این پژوهش، ازنظر هدف دارای رویکردی کاربردی- توسعه ای و ازنظر روش، توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری داده ها ابتدا به صورت کتابخانه ای و اسنادی بوده و سپس بعد از طراحی پرسش نامه و محاسبه ی جامعه ی آماری که ساکنین مسکن مهر شهر سبزوار هستند، از طریق فرمول کوکران تعداد 340 پرسش نامه پیش بینی شده و از طریق پیمایش میدانی به صورت تصادفی تکمیل گردیدند. شیوه ی تحلیل این تحقیق، آزمون T تک نمونه و رگرسیون چندمتغیره است که به صورت سلسله مراتبی مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج مطالعه، نشان دهنده ی رضایت ساکنین ویژگی های سکونتی و عدم رضایت از ویژگی های محیط شهری است. کیفیت محیط شهری برآیند ویژگی های محیط سکونتی و ویژگی های محیط شهری است که با میانگین 2.62 کم تر از میانگین نظری (3) است که نشان سطح پایین کیفیت محیط شهری و عدم رضایت شهروندان است. هم چنین در بین شاخص های سه گانه ی محیط شهری، ویژگی های کالبدی- فضایی با ضریب بتای 735/0 اهمیت بیش تری از ویژگی های اجتماعی با ضریب بتای 732/0 و ویژگی های محتوایی با ضریب بتای 603/0 دارد. در تحلیل سطح نهایی مدل نیز محیط شهری با ضریب بتای 014/1 اهمیت بیش تری نسبت به محیط مسکونی با ضریب بتای 513/0 در سنجش کیفیت محیط شهری محدوده ی موردمطالعه دارد.
    کلیدواژگان: سبزوار، کیفیت محیط شهری، کیفیت محیط مسکونی، مسکن مهر
  • احمد یزدانیان*، هاشم داداش پور صفحات 73-91
    مفهوم فضا به واسطه ی حضور افراد و از خلال روابط اجتماعی آن ها شکل می گیرد. حضور افراد در فضا می تواند باعث به جریان افتادن حیات شهری گردد. در نوشتار حاضر با در نظر گرفتن فضا به عنوان یک مسئله، تلاش شده مفاهیمی چون آگاهی، طرد و شمول، مقاومت و قدرت که به دنبال حضور افراد در فضا و به واسطه ی فضا شکل می گیرند، مورد تحلیل قرارگرفته و درنهایت هر کدام در نسبت با فضا صورت بندی گردند. وجه اشتراک مفاهیم مذکور، مفهوم فضا بوده و هر کدام در رابطه با مفهوم فضاست که فهمیده می شوند. به بیانی دیگر نوشتار پیش رو، به دنبال این است نشان دهد چگونه فضا می تواند باعث تحقق بالقوگی های فردی و عینیت یافتن هریک از مفاهیم مذکور گردد؟ فضا به چه شیوه هایی می تواند زمینه ی کنشگری و عاملیت فردی و گروهی، مقاومت و شکل گیری قدرت، طرد و شمول و شکل گیری آگاهی فضایی را فراهم آورد یا متقابلا محدود کند؟ در راستای پاسخ به سوالات مطرح شده، نوشتار حاضر در قسمت روش شناسی با تاکید بر این که روش، نظریه و واقعیت فضایی درهم تنیده اند، ابتدا در مقام مقدمه و طرح مسئله در مورد فضای عمومی و فضا بحث می کند و پرسش ذهنی و دغدغه ی نوشتار را مطرح می کند. سپس در ادامه، زیر عنوان نگاه نظری به مسئله ی حضور افراد در فضا، مقوله های تولید و بازتولید فضای شهری و چگونگی ارتباط متقابل آن با مناسبات قدرت در فضای شهری؛ زمان، تجربه، خودآگاهی فضایی و حضور و مقاومت سوژه در فضا به تفصیل بیان و بحث می شوند. در همین راستا و متناسب با نگاه نظری متن، در ادامه ی نوشتار پیش رو سعی دارد با حفظ استقلال فکری و اتکا به منطق حضوری گروه های مختلف، مفهوم عاملیت را در چارچوب فکری نام برده صورت بندی کند و در این دستگاه نظری به فضا بنگرد و مفهوم حضور را مورد تحلیل قرار دهد.
    کلیدواژگان: تولید فضا، عاملیت، بازتولید قدرت، آگاهی فضایی
  • حسن حیدری * صفحات 92-110
    بارش به عنوان یکی از عناصر مهم اقلیمی در هر منطقه ای است که بر مبنای آن وضعیت منابع آبی منطقه مورد ارزیابی قرار می گیرد. درعین حال نوع بارش نیز به عنوان یکی دیگر از مشخصات بارش هر منطقه است. دراین بین بارش برف در ذخیره ی آبی منطقه به ویژه در مناطق کوهستانی و مناطق بدون بارش در فصل تابستان خیلی موثر است؛ به نحوی که در سال هایی که کمیت آن نزول می یابد، موجبات ایجاد کم آبی و بعضا خشک سالی می گردد، هرچند که مقدار کل بارش تغییر نیافته باشد. این امر موجبات ایجاد مشکلات عدیده ای را به خصوص در مدیریت منابع آب و کشاورزی فراهم می آورد. آذربایجان غربی به عنوان یکی از استان های کوهستانی و فاقد بارش های تابستانی است که بخش مهمی از بارش خود را به صورت برف دریافت می کند که در مهروموم های اخیر با موضوع خشک سالی و ازجمله خشکیدن دریاچه ی ارومیه مواجه شده است. در این تحقیق به منظور استخراج تغییرات صورت گرفته در استان از حیث نوع و مقدار بارش طی فصل سرد، با استفاده از آمار SCDATA مربوط به 7 ایستگاه سینوپتیک با دوره ی زمانی متفاوت حدفاصل 1951 تا 2012 و با پراکنش استانی، نخست داده های برف و باران تفکیک و سپس بر مبنای آزمون محاسباتی و نموداری مان کندال و شاخص تخمین گر شیب سن و نیز آزمون جمع تجمعی تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که در ایستگاه های جنوبی استان روند صعودی درصد بارش برف و در ایستگاه های شمالی روند کلی نزول بارش از سال 2000 به وقوع پیوسته است. ضمن آن که در اکثریت ایستگاه ها روند نزولی بارش برف از سال 1994 شروع شده است. در بین ایستگاه ها، خوی دارای بیش ترین تغییرات از حیث نوع و مقدار بارش و پیرانشهر بدون تغییر معنی دار بوده است. درعین حال عمده ی تغییرات شدید و ناگهانی بارش نیز در ایستگاه های خوی و ارومیه بوده است
    کلیدواژگان: آذربایجان غربی، روند برف، مان کندال، شاخص سن، آزمون جمع تجمعی
  • علیرضا ایلدرمی*، حمید نوری، مهناز کرمی صفحات 111-124
    پیامدهای ناشی از تغییر اقلیم، به ویژه در اثر افزایش گازهای گلخانه ای طی سال های اخیر مشکلات زیادی را همراه داشته که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بخش های مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از مهم ترین این پیامدها افزایش وقوع بلایای جوی- اقلیمی نظیر سیل، خشک سالی، چرخندهای حاره ای، بالا آمدن سطح آب دریا، توفان گردوغبار و... است که شایع ترین آن ها در ایران وقوع سیل و خشک سالی است. در این مطالعه، سعی شده با استفاده از خروجی های مدل های GCM (دو مدل hadCM3 و ECHAM4) و ریزگردانی آن ها به کمک مدل آماریLARS–WG، داده های بارش برای دوره ی آتی و به مدت 20 سال طی دوره ی2030 -2011 تولید گردد. سپس با استفاده از این داده ها، وضعیت خشک سالی حوضه ی آبخیز گرگان رود- قره سو به کمک شاخص های خشک سالی (SPI،PN، ZSI) طی این دوره موردبررسی و ارزیابی قرار گیرد. هم چنین خشک سالی های دوره ی پایه به مدت 20 سال (1989- 2008) با استفاده از شاخص های مذکور ارزیابی و فراوانی خشک سالی ها و شدت آن ها با دوره ی آتی مقایسه شود. نتایج حاصل از این پژوهش، ضمن تایید هم خوانی این شاخص ها جهت بررسی وضعیت خشک سالی، نشان دهنده ی آن است که طی سال های آینده شرایط خشک سالی دارای افزایش نسبی، نسبت به دوره ی پایه است که این مسئله، وقوع تغییر اقلیم در منطقه را تایید می کند؛ از طرفی الگوی زمانی بارندگی تغییر یافته و با کاهش بارندگی ها در فصل زمستان می تواند مشکلاتی را در دوره های آتی کم آبی و کاهش ذخیره ی آب و تشدید خشک سالی را به وجود آورد.
    کلیدواژگان: مدل های گردش عمومی جو، ریزگردانی، مدل LARS- WG، خشک سالی اقلیمی، شاخص های خشک سالی، حوضه ی گرگان رود، قره سو
|
  • Ahmad Pourahmad *, Hossein Hataminejad, Keramatollah Ziari, Hasanali Faraji Sabokbar, Aboozar Vafaei Pages 1-22
    One of the critical issues related to sustainable urban twenty-first century urban growth pattern, and today most researchers believe a significant relationship between physical development of the city (urban form) and urban sustainability. So far as the organizing body of the cities under the framework of sustainable development is necessary. The aim of this study is to understand the physical-spatial development pattern of Kashan and its compatibility with sustainable development model . Type of study is applied and descriptive-analytic methods do And the attempt is made taking into account criteria of population, area, density, per capita, in terms of quantitative models such as the balanced distribution of (model Shannon entropy, Gini coefficient), the degree of aggregation (including Moran coefficient) and the model Holdren answer the question.1-Whether physical growth of the city of Kashan in three and a half decades (years 1355 to 1390) has complied model of sustainable development? The results of the physical model survey of the city of Kashan by urban form evaluation models show the urban form Meanwhile, unequal and unbalanced distribution of population in the city and lack of coordination with the physical development over recent decades, the pattern of Spatial and physical growth model Kashan has follow urban sprawl, Followed by negative consequences for the city of Kashan has created sprawl and smart growth strategies are, therefore, needs to use.
    Keywords: physical-spatial development, urban sprawl, Compact city, sustainable development, Kashan
  • Alireza Hamidian*, Ali Shekari Badi, Abolqasem Amir Ahmadi Pages 23-38
    The natural environment has performed as determinative factor for vitality of the human habitations since the dawn of era, like habitations’ places and other human foundations which have been absolutely influenced by natural factors particularly geomorphological and geological factors. Geomorphological studies will evaluate environmental conditions of the chronological settlement of the habitations and their dispersal situations by determining processes which predominate over the region and by considering landforms’ changes. Thus, the importance of geomorphological studies at dwelling human habitations will be revealed. The present research deals with studying the function of geomorphological factors over the dispersal of the life societies at northern slopes of the Karkas altitudes analytically and by relying on field studies and library resources. Therefore, initially, the thematic geomorphological map of the region is provided on scale of 1:25000 by form analysis method and process of geomorphic perspectives, then, habitations having the population more than 100 people (including 74 towns and villages having the population of 435373 people) have been analyzed. The research results demonstrate that Glaciations and Glacier Canyon landform are the most important factors in the spatial distribution of the habitations. All regional habitations are located at the lower altitude to the perennial snow border line. (2500 meter) Forty-five habitation points are located at mountain zone including 5 towns and 27 villages. Thus, the most important territorial zone is mountain. (the convex surface) Surveying the employment status of the villages demonstrated that economical status of the rural habitations base on Playa unit is more desirable than other units.
    Keywords: Form, Process, Geomorphology, Human Settlements, Karkas Heights
  • Khalil Rezaei * Pages 39-53
    Introduction
    Marl is one of the most important sedimentary units are in Iran because of the physicochemical characteristics and high rate of erodibility. These properties caused large civil damages and environmental impacts and so, the study of erosion and erodibility of the marl units is necessary. One of the most important points about marls is elements in them and grain size nature and their effects on amount of erosion. The chemical and physical proprieties of soil are very important in the development of badlands. This study deals with the physicochemical characteristics of the marl units and their effect on various forms of erosion in Pishva-Varamin region. Badlands are a typical landform of greatly dissected fine-grained materials in arid or semi-arid environments like Varamin, although they are also found in different climatic conditions. Badlands typically have steep, high drainage densities; high erosion rates, unvegetated slopes, and a tendency to form dried cracks in regolith profile, making the surface puffy. Geology and climate are several factors determining the tendency to badland formation. Marl, loose formations, runoff and rain splash, together with massive wasting processes such as creep, flow and sliding, become the dominant factors determining landform genesis, resulting in the formation of badlands in silty- clay slopes.
    Methodology
    In this research, firstly, rain simulated (using field simulator) in five marl units in area with different forms of erosion, in addition to sampling the soil and sediments and then runoff and produced sediment amounts in each point were measured in laboratory. Also, parameters such as of sodium, potassium, calcium, magnesium, gypsum, electrical conductivity, content sedimentary particles agglomerate and SAR percent (SAR) were measured. In analyzing the data, analysis of variance and comparison of means method were used in SPSS software.
    Result and
    Discussion
    Grain-size composition, mineralogical, and geochemistry of soil and runoff chemistry parameters was characterized on both eroded (south-facing) and non-eroded (north-facing). Only a few grain-size parameters and silt and clay mineralogy discriminate eroded from non-eroded slope substrates. Erosion occurs where the fine fraction is abundant, mostly silt grains. This may be due to reduced permeability in the eroded soil, whereas the non-eroded one is more stable with respect to weathering, as it is more permeable. The abundance of clay minerals is affected by pedogenetic processes in the non-eroded slope, which increases in mixed layers and indirectly reduces the amounts of other minerals, making clay mineralogy a discriminating parameter in the two different types. Chemical data enable discrimination between eroded and non-eroded slopes. Parameters such as pH, SAR (sodium adsorption ratio), TDS (total dissolved salts) and PS (percentage of sodium) are distinctive parameters for both eroded and non-eroded slopes. TDS values increases in depth in the non-eroded slope, whereas the maximum TDS is just below the crust in the eroded one. Averagely, eroded substrates are higher in pH, SAR and PS than non-eroded ones. The ESP amount (exchangeable sodium percentage) of the eroded slope has a higher value than the non-eroded one. Crusts are less dispersive than eroded substrates, and non-eroded substrates behave as crusts. This suggests that the portion of the slope most severely exposed to weathering tends to stabilize, due to strong decreases in SAR, PS and ESP. Several diagrams reported in the literature show similarly anomalous crust samples on eroded slopes, compared with other samples coming from greater depths on eroded slopes. In the present case study, the exchangeable form of Na characterizes crusts more than the soluble form. The meaning of maximum SAR and TDS (and covariant parameters) is interpreted as the effect of decreased permeability, as suggested by a local increase in the fine-grained fraction, which coincides with maximum TDS. Variations in SAR values are of primary importance for soil erosion, because many authors have used solution chemistry (i.e., SAR, PS, TDS, EC) as a descriptor of dispersivity.
    Conclusion
    Based on results of analysis of variance in various forms of erosion in Pishva area are significantly different in the sodium ion, sodium absorption ratio and the percentage of silt and clay. Percentage of silt size grains is one of the most important factors in soil erosion in this area. The average amount of sodium ion and sodium absorption ratio in marl samples of region, increase from sheet to gully erosion forms while average clay percentage decreases in this trend. Finally, three variables of sodium ions, sodium absorption ratio and clay percentage of marl samples can be significant factors in erosion and related forms in this region. This study describes the erosional mechanism, which involves morphological and geographic exposure and climatic elements, as well as grain size, mineralogy, chemistry and exchangeable processes of soils.
    Keywords: Erosion, Rainfall simulator, physicochemical properties, Pishva-Varamin
  • Aref Shahi Aqbelaghi *, Yaghob Zanganeh, Hasan Khodabandehlo Pages 54-72
    The quality of the urban environment as part of quality of life, the most important topics in the field of urban studies that rapid urban growth, the concentration of population and activities have been changed. Since the quality of the urban environment has two dimensions of objective and subjective. It is also objectively assessing both the environment and on people's perception of the urban environment is done. In this context, the aim of this paper is to evaluate the quality of urban environment Sabzevar housing is taking measures to diagnose and evaluate the factors impacting the quality of the urban environment. In this study, the method used is descriptive-analytic and in terms of purpose from the application-development method is used. In the first step, the method of data collection, library and documentary has been. In the second step after designing the questionnaires and calculated the statistical population (housing residents Sabzevar) through Cochran Formula 340 is predicted questionnaire. The questionnaires were completed through the field survey randomly. The research method of analysis, based on one sample T-test and multivariate regression and hierarchical has been analyzed. The results of the study show that the residents from the residential properties are satisfied. However, not satisfied the features of the urban environment. Quality of the urban environment, achieved from characterize of residential environment and urban environment, That the average 2.62 less than the theoretical mean (3) that shows the quality of the urban environment is low and people are not satisfied. Also, among the three indices of the urban environment, physical-spatial features is with beta coefficient of 0.735 importance from the social features with beta coefficient (0.732) and content features with beta coefficient (0.603). The final level analysis model of the urban environment with beta coefficient (1.014) more important relative to residential environment with beta coefficient (0.513) in the study area is the quality of the urban environment.
    Keywords: Quality of urban environment, Quality of residential environment, housing Mehr, Sabzevar
  • Ahmad Yazdanian *, Hashem Dadashpoor Pages 73-91
    Public space is the realm of the concrete and substantial presence of the different social groups with different behavior patterns. The concept of space in this sense is an entity that, by the people and through individual and collective action and social relations are formed. The presence of people in the space-in a way that is free from domination, could Strength the urban life. this paper, by considering the concept of space as a problem, trying analyze the concepts of knowledge, exclusion and inclusion, strength and power to the people in space and through space, And finally, formulated each in relation to the space. In fact common denominator of these concepts,is the Concept of Space and each of them understood in relation with the Space. In other words, article, seeks to show how space can help realize the potential of the individual and Objectivity each of these concepts? What ways can Space provided or mutually limit the individual agency , collective resistance and the formation of power, exclusion and inclusion and the formation of spatial awareness? In response to this questions- that are the a major concern of text, article first as Introduction and Objectives, discussion about public space and space and articulates the subjective questions and concerns of text. Then, under the Theoretical View to the Presence of People in Space, the categories of production and reproduction of urban space and how to interact with power relations in urban space, time and experience and consciousness space, presence and strength of objects in space, the agency and social activities are detailed and discussed. In this context and in accordance with the Theoretical View of text, This article trying to-with maintain his independence of thought and logic relying on the presence of various groups, formulating the Agency in a conceptual framework that mentioned and In this Theoretical Framwork analyze the concept of Space, Without the trap of theoretical dogmatism.
    Keywords: Poduction of Space, Agency, Reproduction of Power, Spatial Awareness
  • Hassan Heidari * Pages 92-110
    Precipitation as one of the important elements of each region is that it has a considerable impact water sources. The meantime snowfall in the water supply area, particularly in mountainous areas and areas without rainfall in summer is very effective. West Azerbaijan as one of mountainous provinces and lacked the summer rains are that an important part of their precipitation in the form of snow received that in recent years with the drought and the drying up of Lake Urmia has faced. In this research uses data SCDATA related to 7 synoptic stations with different time periods between 1951 to 2012 and with provincial distribution, the first snow and rain data separate and then based on the of computational and sequential Mann-Kendall(MK) and Sen.’s estimator index and the cumulative sum test were analyzed. The results show upward trend snowfall percent in the southern regions of the province and the general trend of decreasing precipitation in northern stations have occurred since 2000. While in majority of the stations, Snowfall has started downtrend from1994. In between stations, Khoy the highest qualitative and quantitative changes and Piranshahr has been no significant change. However, major changes are sudden rainfall in the Khoy and Urmia stations.
    Keywords: West Azerbaijan, snow, rain trend, Mann Kendall, Sen.'s estimator index, cumulative sum test
  • Alireza Ildoromi *, Hamid Nouri, Mahnaz Karami Pages 111-124
    Climate change, especially on account of greenhouse effect, has created disastrous problems in recent years directly or indirectly affecting different sectors in Iran. One of the most important misfortunes is the increase of climate and environmental crises such as flood, drought, tropical cycles, sea level rise and the dust storm, the commonest of which in Iran are flood and drought. In this study, by using GCM model (two models of ECHAM4 and hadCM3) and down scaling the output by the help of statistical models of LARS_WG, raining data for the next period and also for the next 20-year period (from 2011 to 2030) were calculated. Afterwards, by the use of drought criteria (ZSI,PN,SPI) , the drought condition in Gorganrood-Gharehsou Basin were studied.. Moreover, droughts in a basic 20-year period from 1989 to 2008 were analyzed and the frequency and strength of the droughts compared to the next period were studied. The results, while proving the criteria for the study of drought, showed that in the following years drought will be increased compared to the basic period. This proves the climate change in the region. Moreover, rain patterns in winter will change and thereof there will be drought problems in next periods.
    Keywords: LARS-WG Model, Climate drought, Index drought, Gorganrood-Gharehsou Basin