فهرست مطالب

پژوهش های انقلاب اسلامی - پیاپی 20 (بهار 1396)
  • پیاپی 20 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهدی احمدیان، محمدمهدی ذوالفقارزاده، علی اصغر پورعزت صفحات 7-31
    استنباط چارچوب نظری تبیین انقلاب اسلامی از منابع و اندیشه های اسلامی، همواره از زمان پیروزی انقلاب در جریان بوده؛ اما بروز علمی پراکنده ای داشته است. با توجه به جایگاه رفیع قرآن کریم در اندیشه اسلامی، یکی از حوزه های مهم این پژوهش ها، جستجو در بیان قرآن برای یافتن یک چارچوب نظری یا نظریه نو است که قدرت تبیین تحولات کلان انقلاب اسلامی ایران را داشته باشد. در همین راستا و در این پژوهش، با در نظر داشتن نقش برجسته مفهوم «حزب الله» در گفتمان انقلاب اسلامی، سوره مجادله برای تبیین قرآنی انقلاب اسلامی برگزیده شده است. سوره مجادله تنها سوره قرآن است که به صراحت از حزب الله و حزب الشیطان در کنار هم سخن گفته و فضای مناسبی برای مطالعه چگونگی تقابل میان این دو حزب (تشکیلات) فراهم آورده است.
    در سوره مجادله، یک رفتار کلیدی حزب الشیطان ذیل مفهوم «محاده» معرفی می شود که مخالفت با حکمرانی خدا و پیامبر اسلام است. حزب الله به این رفتار ناپسند واکنش می دهد و مفهوم دیگری مطرح می شود که غلبه حزب الله بر حزب الشیطان است. از بیان سوره مجادله می توان دریافت که زمانه غلبه نهایی حزب الله بر حزب شیطان، همان زمانه ظهور حضرت مهدی است. این دریافت مهم، ماجرای تقابل دو حزب را به دوران پیش از ظهور مرتبط می کند. مطالعه اندیشه امام خمینی نشان می دهد که این برداشت های قرآنی، با چارچوب فکری ایشان همسو است. مطابقت انقلاب اسلامی با ماجرای برخورد حزب الله و حزب الشیطان از سوی امام خمینی ، گواه باورمندی ایشان به این زمانی بودن برخورد دو حزب و پیروزی حزب الله است. از این رو می توان سوره مجادله و «محاده» مطرح در آن را مبنای نظری خوش ساختی برای تبیین انقلاب اسلامی دانست.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی ایران، سوره مجادله، قوم حزب الله، قوم حزب الشیطان، محاده
  • فریبرز ارغوانی پیرسلامی، مجتبی دهقان صفحات 33-59
    با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شاهد شکل گیری ساختاری از نظام حقوقی و حکومتی هستیم که بر اساس اصول و قوانین اسلامی پی ریزی شده و مبین پارادایمی است که حقوق ملت را بر مبنای ارزش های دینی شکل داده است. قانون اساسی به عنوان مهم ترین سند حقوقی هر کشور که چارچوب نظام حقوقی جامعه را شکل می دهد، جلوه و منظر چنین حقوق و ارزش هایی است. قانون اساسی با توجه به کرامت انسانی در اسلام حقوق مختلف (مدنی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی) را برای ملت به رسمیت شناخته است، که با توجه به مبنای این حقوق، می توان قائل به حقوق بشر اسلامی به مثابه الگویی تئوریزه شده بر اساس ارزش های اسلامی شد. این مقاله با طرح این سوال که جایگاه و نوع تبیین حقوق ملت (حقوق بشر) در قانون اساسی چگونه تبیین می شود؟ در قالب فرضیه معتقد است که قانون اساسی با تاکید بر کرامت بشر و حقوق ملت به عنوان یک واجب الهی – انسانی نویدبخش الگویی خاصی از منظر اسلام است. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی بعد از واکاوی مفاهیم اصلی مانند حقوق بشر و کرامت انسانی در بخش نخست به بررسی ابعاد توجه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به حقوق بشر و مصادیق آن می پردازد.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، حقوق بشر، کرامت انسانی، قانون اساسی، اسلام
  • دکتر حسن حضرتی، حسینعلی قربانی صفحات 63-82
    ایران در دو دهه پایانی حاکمیت پهلوی، شاهد جدال دو گفتمان پهلویسم و اسلام انقلابی بود. تقابل این دو گفتمان از عللی چند سرچشمه می گرفت. از جمله عواملی که به نزاع گفتمان های مزبور می افزود، مطبوعات به ویژه دو موسسه اطلاعات و کیهان بود. این دو موسسه بزرگترین شبکه رسانه ای ایران را تشکیل و حجم وسیعی از مخاطبان را پوشش می دادند. مسئله اصلی تحقیق این است که چرا با وجود تبلیغ ایده های گفتمان حاکم از سوی این دو موسسه، گفتمان اسلام سیاسی به گفتمان مسلط جامعه تبدیل شد؟ به عبارت دیگر، مطبوعات این دوره به عنوان بخشی از گفتمان تجددگرای حکومتی چگونه زمینه ساز پیدایش، رشد و گسترش ایدئولوژی تشیع انقلابی شدند؟ بر اساس نتایج پژوهش، تبلیغ گسترده انقلاب سفید و پوشش ندادن انتقادهای مخالفین در این باره و حتی توهین و تخریب آنان به گسترش اندیشه های ضد سلطنتی در گفتمان اسلام سیاسی انجامید؛ رواج غرب گرایی سبب درپیش گرفتن سیاست های ضدامپریالیستی از سوی گفتمان رقیب شد و اسلام به عنوان یک ایدئولوژی ضد امپریالیستی مطرح شد؛ پذیرش و تبلیغ عرفی گرایی که عمدتا با تقدس زدایی از امور مقدس جامعه همراه بود، موجب رواج این اندیشه از سوی حاملان گفتمان اسلامی شد که دین و سیاست توامان و غیرقابل تفکیک اند؛ تلاش مطبوعات برای به خدمت گرفتن مذهب با برجسته کردن جنبه های شفاعت جویانه، سوگوارانه و فاجعه نگر آن، سبب تقویت خوانش های شهادت جویانه و ظلم ستیزانه از مذهب و الگوهای مذهبی در گفتمان اسلام سیاسی شد، چنانکه قیام امام حسین برای به دست گیری قدرت و تعویض حکومت تفسیر شد.
    کلیدواژگان: تجددگرایی حکومتی، مطبوعات اطلاعات و کیهان، پهلوی دوم، انقلاب سفید، غرب گرایی، عرفی گرایی
  • محمد مهدی حاجیلوئی محب صفحات 83-99
    دست یابی به عدالت، یکی از آرزوهای دیرین بشر بوده است. از یک سو، دیدگاه های گوناگون پیرامون معنا، جایگاه و روش تثبیت و اجرای عدالت در عرصه ی حکومت و از دیگر سو، گستره ی بحث عدالت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نهج البلاغه و اشتراک چارچوب های نظری و روش های حکومتی این دو منبع، زمینه ساز پژوهش حاضر است. این مقاله، به دنبال پاسخ به پرسشی در زمینه ی اشتراکات این دو متن ارزشمند، پیرامون اهداف عدالت ورزانه ی حکومت بوده و بر این باور است که هر دو، دارای نگاه یکسانی در زمینه ی عدالت ورزی و شیوه های دست یابی به آن می باشند. بدین روی، ضمن درنگی کوتاه برای بررسی جایگاه، معنا و گستره ی عدالت، به مطالعه ی تطبیقی این دو منبع در زمینه ی عدالت-ورزی در عرصه های گوناگون حکومت پرداخته و بدین نتیجه دست یافته است که هر دو، در زمینه ی عدالت ورزی به عنوان یکی از بایسته ها و اهداف حکومت، دارای پیوند معنی دار و نگاه مشابهی هستند. ارائه ی این اشتراک به صورت جداگانه، در سه ساحت عدالت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، می تواند از یافته ها و نوآوری های پژوهش حاضر تلقی گردد. جزئیاتی از این سه ساحت، عبارت است از: عدالت سیاسی، مانند: شایسته سالاری، دفاع از حقوق همه ی مسلمانان، نفی سلطه گری و سلطه پذیری؛ عدالت اجتماعی، مانند: حرمت انسانها، آزادی بیان و عقاید و تساوی انسانها اعم از زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان و اقوام مختلف در زمینه ی بهره مندی از حقوق؛ عدالت اقتصادی، مانند: بهره مندی برابر انسانها از اموال عمومی، توزیع مساوی امکانات در سراسر کشور اسلامی.
    کلیدواژگان: اهداف حکومت، نهج البلاغه، قانون اساسی، عدالت
  • جلال درخشه، میثم صفائیان صفحات 101-119
    سند چشم انداز 1404 با هدف دستیابی جمهوری اسلامی ایران به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخشی در جهان اسلام و تعامل سازنده و موثر در روابط بین- الملل در سال 1384 تدوین شد. اهداف این پژوهش در دو جهت آینده پژوهی و گرایش سنجی قابل توضیح است. اهداف آینده پژوهی آن به بررسی الزامات و ضروریات تغییرات سبک زندگی ایرانیان در راستای تحقق بهتر اهداف توسعه ای چشم انداز ایران 1404 از دیدگاه نخبگان می پردازد و به روش دلفی انجام می شود. و در بعد گرایش سنجی، الزامات تغییر سبک زندگی ایرانیان با شاخص ها و پیش فرض های طراحی شده توسط محقق، در قالب طیف لیکرت و پرسشنامه بسته 23 سوالی مورد سنجش دانشجویان نخبه مقطع ارشد و دکترا قرار گرفت. شش شاخص اصلی پژوهش که با دو روش فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند عبارتند از:1. «قانون مداری» 2. «وجدان کاری و پایبندی به اخلاق» 3. «دلبستگی ملی» 4. «عقلانیت و داشتن روحیه علمی» 5. «داشتن نگاه بین المللی» 6. «توجه به ساختارهای آموزشی». با دقت در نتایج تحقیق در پیمایش دانشجویان چنین به نظر می رسد که از نظر دانشجویان با اطمینان 95 درصد تمام این شش شاخص نقش بسیار زیادی در تحقق اهداف چشم انداز 1404 دارند. نتایج مرتبط با بخش دلفی عمدتا توصیفی و تحلیلی می باشند.
    کلیدواژگان: چشم انداز 1404، سبک زندگی، توسعه، دلفی
  • رضا سلیمانی صفحات 121-154
    رفتار غرب و دستگاه دیپلماسی و تبلیغاتی غرب در قبال جمهوری اسلامی نشان می دهد که ایالات متحده در برخورد با این نظام سیاسی، دست کم پنج راهبرد را پشت سر گذاشته اند: راهبرد اول تلاش برای جلوگیری از وقوع انقلاب در سالهای منتهی به پیروزی آن در ایران است. راهبرد دوم، ارتباط گیری موثر با جریانات انقلابی موسوم به جریان معتدل در ماه های اولیه بعد از پیروزی (جریان ملی گرایی بازرگان) است. راهبرد سوم، تلاش برای تغییر قهری نظام انقلابی از طریق جنگ سخت است، راهبرد چهارم، تلاش برای تغییر نرم نظام اسلامی است. راهبرد پنجم، تمرکز بر تغییر رفتار انقلابی ایران به جای تغییر نظام سیاسی است. راهبرد اخیر، زمانی ظهور و بروز می یابد که چهار راهبرد قبلی در کوتاه مدت، مجال عملیاتی شدن نمی یابند. با این وصف، پرسش اصلی مقاله آن است که هدف نهایی آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران، پیگیری عملی و موثر کدام راهبرد است: تغییر نظام یا تغییر رفتار؟ فرضیه اصلی مقاله، در چارچوب رویکرد منظومه ای لاکلاو و موف در تحلیل گفتمان، آن است که حتی در صورتی که در رویکرد خوشبینانه تغییر رفتار را راهبرد آمریکایی ها مفروض بگیریم، این تغییر رفتار به تغییراتی در نقطه کانونی گفتمان انقلاب اسلامی و شالوده شکنی تدریجی آن به رغم حفظ سبک و سیاق ظاهری آن به عنوان نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید و بنابراین تغییر واقعی رفتار جمهوری اسلامی لاجرم به عملی شدن سناریوی تغییر نظام نیز خواهد انجامید.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، گفتمان، تغییر نظام، تغییر رفتار، راهبرد ایالات متحده
  • اکبر عروتی موفق صفحات 155-172
    قانون اساسی در هر کشوری مبتنی بر یک سلسله مبانی است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم طبیعتا با توجه به یک سلسله مبانی فلسفی، کلامی، عرفانی وفقهی تنظیم گردیده است. مسلما مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی که تدوین کنندگان قانون اساسی ج . ا . ا بدان معتقد بوده و براساس آن، شالوده اصول این قانون را بنا نهاده اند، وجه ممیز این قانون اساسی با قانون اساسی سایر کشورهاست. در این مقاله به این سوال که مبانی دینی کرامت انسانی چیست و آیا اصول گوناگون قانون اساسی ج . ا . ا در پرداختن به حقوق اساسی انسان به کرامت ذاتی او توجه داشته است؟ پاسخ داده و مشخص نموده که مبانی دینی کرامت انسان خاصه کرامت ذاتی وی در بسیاری از اصول قانون اساسی تبلور یافته و با ذکر شواهد متعددی عدم تعارض بین اصول قانون اساسی ج . ا . ا را با جایگاه متعالی انسان در نظام هستی و کرامت ذاتی و ارزشی او به اثبات می رساند.
    کلیدواژگان: قانون اساسی، مبانی، انسان شناختی، کرامت انسان، آزادی
  • بهاءالدین قهرمانی نژاد شایق، میثم بلباسی صفحات 173-195
    نوشتار حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که مختصات نظام بین الملل در بحبوحه ی وقوع انقلاب اسلامی به چه شکلی بوده است؟ و انقلاب اسلامی به مثابه ی یک هویت جدید دارای چه عناصر و مولفه هایی بوده است؟ یافته های پژوهش، حاکی از آن است که انقلاب اسلامی در عصری ظهور و بروز پیدا کرد که در آن نظام بین الملل به دو قطب قدرتمند غرب و شرق تقسیم شده بود که هر کدام با نفی دین و دین گرایی، با رویکردی اومانیستی و ماده گرایانه و با ایدئولوژی سوسیالیستی - کمونیستی و لیبرالیستی - کاپیتالیستی به رقابت با یکدیگر می پرداختند و با غلبه و نفوذ در دیگر کشورها آنها را تحت نفوذ و سیطره ی خود درمی آوردند. لذا انقلاب اسلامی در چنین شرایطی و برخلاف جریان موجود و با رویکرد دینی و ایدئولوژی اسلام سیاسی - انقلابی و با بیان و ارائه ی مولفه هایی چون بازگشت به خویشتن، ایدئولوژی اسلامی، حکومت دینی، حمایت از مظلومان، مبارزه با سلطه طلبان، مردم سالاری دینی، عدالت طلبی، استقلال-طلبی، آزادی، امت واحده ی اسلامی، حمایت از جنبش های آزادی بخش، مقاومت اسلامی، مخالفت با اسرائیل، الگوی پیشرفت اسلامی، سبک زندگی اسلامی، و مهدویت و انتظار؛ به عنوان یک هویت جدید در عصر غلبه غرب و شرق پدیدار گشت و به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل شد. برای پاسخ به سوال مقاله از روش توصیفی - تحلیلی بهره گرفته می شود.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، نظام بین الملل، ایران، هویت، غرب، شرق
  • دکتر سید فضل الله موسوی، دکترمحسن سیرغانی، دکتر مژگان رامین نیا، حسن حسین زاده صفحات 197-215
    اندیشمندان حوزه حقوق و روابط بین الملل منافع ملی را آن دسته از منافعی تلقی می نمایند که دولت ها در یک برهه زمانی خاص و در پرتو شرایط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، سیاست خارجی خود را بر مبنای آن تنظیم می کنند و در روابط خود با سایر کشورها در پی تحقق آن می- باشند. جمهوری اسلامی ایران نیز که متاثر از شرایط و ارزش های انقلاب اسلامی بوده است همواره سعی نموده تا در محیط بین المللی بر اساس آرمان های انقلابی خود گام بردارد. از طرفی همه کشورها ملزم به رعایت مفاد منشور ملل متحد نیز هستند. محقق در این پژوهش تاثیر اصول ارزش های انقلاب اسلامی را بر تعریف چارچوب های امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را بررسی نموده و سعی کرده است تا این بررسی و تحلیل در پرتوی موازین منشور ملل متحد باشد. محقق در پایان این تحقیق که با روش ترکیبی مطالعات کتابخانه ای و روش های میدانی انجام داده، نتیجه گرفته است که جمهوری اسلامی ایران در تصمیم گیری و تصمیم سازی کلان حوزه منافع ملی و امنیت ملی تنها زمانی طبق منشور ملل متحد عمل کرده که توانسته آن را با اصول انقلابی خود جمع ببندد.
    کلیدواژگان: امنیت ملی، منافع ملی، انقلاب اسلامی، منشور ملل متحد
  • دکتر محمد نبی سلیم، حامد حسین زاده صفحات 217-232
    تشیع از قرن شانزدهم میلادی مذهب رسمی ایران بوده است. اعتقادات، رهبری و نهادهای شیعه، نقش مهمی در سیاست خارجی ایران داشته و اسلام شیعی از آغاز با سیاست آمیخته بوده؛ چنانکه می توان گفت تاریخ و معتقدات شیعه زیربنای ایدئولوژی انقلاب اسلامی و یکی از مهمترین ریشه های آن بوده است. از طرف دیگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بحث صدور انقلاب و تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جوامع شیعی پررنگ شد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سوال است که اولا مذهب تشیع چه تاثیری بر پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران داشته و ثانیا انقلاب اسلامی ایران چه تاثیری بر ژئوپلیتیک تشیع داشته است. در پایان اینگونه نتیجه گرفته می شود که ارزش ها و اصول مکتبی فقه تشیع باعث شده تا مردم شیعه ایران به کمک رهبری قدرتمند شیعه نسبت به وضع موجود واکنش نشان داده و انقلاب اسلامی ایران را پدید آورند. از سویی دیگر انقلاب اسلامی ایران نیز موجب گسترش حوزه نفوذ تشیع در منطقه خاورمیانه شده است.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، ایران، تشیع، مذهب، ایدئولوژی
|
  • Mahdi Ahmadian, Mohammad Mehdi Zolfagharzadeh, Ali Asghar Pourezate Pages 7-31
    Inferring the theoretical framework of explaining the Islamic revolution from Islamic sources and thoughts has always been in progress since the revolution, but there has been a dispersed scientific emergence. Considering the high status of the holy Quran in Islamic thought, one of the major areas of these studies is to search the Quran for a theoretical framework or new theory that has the authority to explain the great changes of the Islamic Revolution of Iran. In this regard and in this study, considering the outstanding role of the concept of "Hezbollah" (the party of Allah) in the discourse of the Islamic Revolution, Sura Al-Mujadila has been chosen to explain the Quran of the Islamic Revolution. This is the only Quranic Surah that explicitly spoke to Hezbollah and “hezbosatan” (the party of Satan) and provided a good base to study the confrontation between the two parties. In the Sura Al-Mojadila, a key behavior of the Satan party is introduced below the concept of "Mahadeh", which is opposing to the rule of God and the Prophet of Islam (PBUH). Hezbollah reacts to this disgusting attitude and there is another notion that Hezbollah's overthrow of Satan party. From the expression of the sura Al-Mujadila, it can be seen that the time of Hezbollah's ultimate conquest of the Satan party is at the same time as the advent of Imam Mahdi. This important reception links the adventure of bipartisan confrontation in the pre-emergence era. The study of Imam Khomeini's thought shows that these Quranic perceptions are in line with his intellectual framework. The match between the Islamic Revolution and Imam Khomeini's Hezbollah and Hezbosatan perception is a proof of his belief in the present bipartisan clash and the victory of Hezbollah. Therefore, it is possible to refer to this Sura and the "Mahadeh" as the basis for a spectacular theoretical explanation of the Islamic revolution.
    Keywords: The Islamic Revolution of Iran, Surah Al-Mujadile, the Hezbollah, the People of Hezbosatan, Mahadeh
  • Fariborz Arghavani Pirsalami, Mojtaba Dehghan Pages 33-59
    With the victory of the Islamic Revolution in Iran, we are witnessing the formation of a structure of the legal and governmental system that is based on Islamic principles and laws and is a paradigm that shapes the rights of the nation based on religious values. The constitution, as the most important legal document of each country, which forms the framework of the legal system of society, is the manifestation of such rights and values. With regard to human dignity, the constitution recognizes the various rights of the nation (civil, political, cultural, economic and social) and given the basis of these rights, it can be considered the Islamic human rights as a theorized model on the basis of Islamic values. This article asks the question of “how the status and type of explanation of the rights of the nation (human rights) in the constitution are explained?” In the hypothesis, it believes that the constitution, with an emphasis on human dignity and the rights of the nation as a divine-human assurance, is a particular pattern from the point of view of Islam. This article by a descriptive-analytical method, in the first section examines the main concepts such as human rights and human dignity. Then it addresses the dimensions of the attention of the Islamic Republic of Iran's constitution to human rights and its implications.
    Keywords: Islamic revolution, human rights, human dignity, constitution, Islam
  • Hosain Hazrati, Hosain Ali Ghorbani Pages 63-82
    In the last two decades of the Pahlavi regime, Iran witnessed a struggle between two discourses of Pahlavism and revolutionary Islam. The opposition between these two discourses had some roots. One of the factors contributing to the controversy over the discourses was the press, in particular the two institutes of Ettelaat and Keyhan. The two institutes formed the largest media network in Iran and covered a large audience. The main question of the research is, why with regard to propaganda of the ideas of the ruling discourse by the two institutes, did political Islam discourse become the dominant discourse of society? In other words, how did the press of the period as a part of the modernist discourse of the state lead to the emergence, growth and expansion of the revolutionary Shiite ideology? According to the results of the study, the massive propaganda of the White Revolution and the suppression of the opposition's criticisms in this regard, and even their insult and destruction, led to the spread of anti-royal ideas in the political discourse of Islam; the prevalence of Westernization led to the advent of anti-imperialist policies through rival discourse, and Islam was introduced as an antiimperialist ideology; the adoption and propaganda of conventionalism, mainly associated with the malediction of the sacred believes of society, prompted the dissemination of this idea by the beholders of Islamic discourse that politics and religion are both indivisible and indivisible; the efforts of the press to misuse of the religion by highlighting its intercessionism, lamenting, and catastrophic aspects strengthened martyrity and anti-oppressive readings of religion and religious patterns in the political discourse of Islam, as Imam Hussein's insurrection was interpreted to gain power and change the government.
    Keywords: Governmental Modernism, Ettelaat, Keyhan Press, Pahlavi II, White Revolution, Westernization, conventionalism
  • Mohammad Mahdi Hajilui Moheb Pages 83-99
    Achieving justice has always been one of the long-lasting hopes of mankind. The basis for the present study is, on the one hand, different perspectives on the meaning, position and method of establishing and implementing justice by government and, on the one hand, the scope of the issue of justice in the constitution of the Islamic Republic of Iran and Nahj al-Balagha and the implications of the theoretical frameworks and the governmental methods of these two sources. This article seeks to answer the question of the commonality of these two valuable texts about the goals of justice in the government and believes that both have the same view about justice and methods of finding it out. In this regard, while briefly analyzing the position, meaning and scope of justice, the comparative study of these two sources in the field of justice in various areas of government, has come to the conclusion that both see justice as one of the objectives of the government and both have a meaningful link and a similar look. Considering these qualities individually in three areas of political, social and economic justice, can be measured as the findings and innovations of the present research. Details of these three areas are: political justice, such as: meritocracy, the defense of the rights of all Muslims, denial of domination-taking and domination-accepting; social justice, such as: human dignity, freedom of expression and beliefs and equality if human beings, including men and women, Muslims and nonMuslims, and different ethnic groups in the enjoyment of their rights; Economic justice, such as: equal enjoyment of human beings from public property, equal distribution of facilities throughout the Islamic country.
    Keywords: Government Objectives, Nahj al-Balagha, Constitution, Justice
  • Jala Derakhsheh, Meysam Safaiyan Pages 101-119
    The 2025 vision document, aimed at bringing the Islamic Republic of Iran to the first economic, scientific and technological power in the region with Islamic and revolutionary identity, inspirational to the Islamic world and having a constructive and effective interaction in international relations was designed in 2005. The objectives of this research can be explained in two directions: future-research and orientation-research. The goals of its futureresearch are to study the requirements and necessities of changes in Iranian lifestyle in order to better meet the development goals of the Vision 2025 from the viewpoint of the elites which is done by the Delphi method. In the orientation-research dimension, the requirements for changing lifestyle of Iranians with the indicators and assumptions designed by the researcher in the form of a Likert scale and a questionnaire of 23 questions which were assessed by senior and PhD students. Six of the main research indicators analyzed by the two methods included: 1- "Constitutionalism" 2- "having work conscience and ethics" 3- "National affection" 4 - "Rationality and scientific spirit" 5 - "Having an international outlook" 6- "Attention to education structures". If we consider carfully the results of the student survey, it seems that, in the view of students, 95 percent of all these six indicators are very important for realizing the goals of the vision 2025. The results of the Delphi examination are mainly descriptive and analytic.
    Keywords: Vision 2025, Lifestyle, Development, Delphi
  • Reza Soleimani Pages 121-154
    The West's behavior and the Western diplomacy and propaganda system toward the Islamic Republic of Iran show that the United States has gone through at least five strategies in dealing with this political system: the first strategy was to prevent a revolution in the years leading up to its victory. The second strategy is making an effective communication with revolutionary flows called the moderate action in the early months after the victory (the group of Bazargan nationalism). The third strategy is an effort to change the revolutionary system through hard war. The fourth strategy is an attempt to change through the soft war. The fifth strategy focuses on changing Iran's revolutionary behavior rather than changing the political system. The recent strategy emerged when the four previous strategies did not become operational in the short run. However, the main question of the article is that the ultimate goal of the United States in dealing with the Islamic Republic of Iran is the effective follow-up of which strategy: changing the system or changing behavior? The main hypothesis of the paper, in the context of Laclau and Mouffe’s approach to discourse analysis, is that even if in the optimistic approach we suppose that behavior change was the American strategy, this change of behavior is subject to changes in the focal point of the discourse of the Islamic Revolution and its gradual defeat in spite of maintaining its appearance and style, and therefore the real change in the behavior of the Islamic Republic will inevitably lead to the implementation of the scenario of regime change.
    Keywords: Islamic Revolution, Discourse, Changing System, Change Behavior, US Strategy
  • Akbar Aurovati Movafagh Pages 155-172
    The constitution in every country is based on a series of foundations. The constitution of the Islamic Republic of Iran is naturally regulated by a series of philosophical, verbal, mystical and philosophical foundations. Unquestionably, the ontological, epistemological and anthropological foundations that the draftsmen of the Constitution of the Islamic Republic of Iran have believed in, and have based on which the foundations of the principles of this law is the discriminator of this constitution with the constitution of other countries. In this article, the question is, “what are the religious foundations of human dignity, and does the various principles of the Constitution of the Islamic Republic of Iran pay attention to its inherent dignity in addressing basic human rights? We establish that the religious foundations of human dignity, in particular his essential dignity, have been embodied in many of the principles of the constitution and, by citing numerous indications, we will proof that there is no conflict between the principles of the constitution of the Islamic Republic of Iran and the transcendent status of man in the system of being and his inherent dignity.
    Keywords: Constitution, Foundations, Anthropology, Human dignity, Freedom
  • Bahaodin Ghahremani Nejad Shayegh, Meysam Belbasi Pages 173-195
    The present article seeks to answer the question of “what were the coordinates of the international system in the midst of the outbreak of the Islamic Revolution? What elements and components have the Islamic Revolution had as a new identity?” The findings of the research indicate that the Islamic Revolution arose in an era in which the international system was divided into two powerful powers of the West and the East, each with a denial of religion and religiosity, with a humanist approach And materialistic, with socialistcommunist and liberal-capitalist ideologies, competed with each other and, were trying to overcome and penetrate in other countries and were influencing them. Therefore, the Islamic Revolution in such a situation, contrary to current trends and with the religious approach and ideology of a politicalrevolutionary Islam, by expressing and presenting components such as returning to oneself, Islamic ideology, religious rule, protecting the oppressed, fighting against the dominant, religious democracy, justice, independence, liberty, Islamic Ummah, support for liberation movements, Islamic resistance, opposition to Israel, pattern of Islamic progress, Islamic lifestyle, and Mahdism and expectation; as a the new identity emerged in the western and eastern era, becoming a model for other countries. Descriptive-analytical method has used to answer the article's question.
    Keywords: Islamic Revolution, International System, Iran, Identity, West, East
  • Dr. Seyed Fazlollah Mousavi, Dr. Mohsen Sarghani, Dr. Mojgan Ramin Nia, Hassan Hossein Zadeh Pages 197-215
    The intellectuals in the field of international law and relations consider national interests to be the interests that governments, at any given time and in the light of their political, cultural and economic conditions, set their foreign policy on the basis of it and seek to establish their relations with other countries to realize it. The Islamic Republic of Iran, which has been influenced by the conditions and values of the Islamic Revolution, has always tried to take steps in the international environment based on its revolutionary ideals. On the other hand, all countries are required to comply with the provisions of the United Nations Charter. In this research, the researcher examined the effect of the principles and the values of the Islamic revolution on defining the security and national interests’ frameworks of the Islamic Republic of Iran and has tried to analyze this in accordance with the provisions of the Charter of the United Nations. At the end of the research, the researcher with the combined method of library studies and field studies, concluded the Islamic Republic of Iran's decision-making in the field of national interests and national security only worked in accordance with the United Nations Charter when it was in accordance with the principles of its’ Revolutionary principles.
    Keywords: National Security, National Interests, Islamic Revolution, United Nations Charter
  • Mohammadnabi Salim, Hamed Hossainzadeh Pages 217-232
    Shiism has been the official religion of Iran since the sixteenth century. Beliefs, leadership, and Shia institutions have played an important role in Iran's foreign policy, and Shia Islam has been mixed with politics from the outset; so we can say that Shiite history and beliefs are underpinned by the ideology of the Islamic Revolution and has been one of its most important roots. On the other hand, after the victory of the Islamic Revolution, the issue of the issuance of the revolution and the influence of the Islamic Revolution of Iran on the Shiite communities was highlighted. This research, using a descriptive-analytical method, attempts to answer this question: firstly, what was the effect of Shiism on the victory and continuation of the Islamic Revolution of Iran, and what impact the Shiite Islamic revolution has had on the Shia geopolitical. In the end, it is concluded that the values and principles of Shiite jurisprudence have led the Iranian Shiite people to react to the present situation through the help of the powerful Shiite leadership and create the Islamic Revolution of Iran. On the other hand, the Islamic Revolution of Iran has also contributed to the expansion of the Shia influence in the Middle East.
    Keywords: Islamic Revolution, Iran, Shiism, Religion, Ideology