فهرست مطالب

  • Volume:3 Issue: 1, Autumn 2017
  • تاریخ انتشار: 1396/09/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • میثم صفی کیکله*، کتایون جهانگیری، شهناز طباطبایی صفحات 3-10
    هدف
    نیمی از پناهندگان دنیا را گروه آسیب پذیرکودکان و نوجوانان تشکیل می دهند. عوامل متعددی بر شدت آسیب پذیری آنها می افزاید چرا که در مراحل اولیه شگل گیری و تکامل شخصیت قراردارند و برای تامین نیازهای ویژه فیزیولوژیک و عاطفی خود به دیگران وابسته اند. مواجهه باتعارضات و مشکلات قبل، حین و پس از مهاجرت و پناهندگی برسلامت روان آناه تاثیرگذار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی چالش های سلامت روان کودکان و نوجوانان مهاجر و پناهنده در هزاره سوم،انجام شد.
    روش
    مرور نظام مند در پایگاه های پاب مد و اسکوپوس به مدت دو ماه درسال96 صورت گرفت. تعداد مقالات جستجو شده 2014 مطالعه بود که با توجه به استراتژی های جستجو و معیار های منتخب، 20 مقاله که بطور ویژه به بررسی سلامت روان کودکان و نوجوانان مهاجر و پناهنده پرداخته بودند انتخاب گردید.
    یافته ها
    مطابق مطالعات انجام شده قبلی، کودکان و نوجوانان پناهنده با آسیب های متعددی مواجهند که علاوه بر اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب، استرس پس از سانحه و درد های روان تنی، کاهش انعطاف پذیری و کاهش عملکرد های رفتاری و شناختی نیز بروز می یابد. این حالات در کودکان و نوجوانان پناهنده ای که از والدین خود جدا شده یا دور افتاده اند، بیشتر گزارش شده است.
    نتیجه گیری
    قبل از بروز بحران ها، به منظور سازش و کنار آمدن کودکان با شرایط بلایا و به منظورترویج فرهنگ تاب آوری، سیاستگذاران و برنامه ریزان ، بایستی برنامه های آموزشی را با مشارکت والدین و معلمان، تدوین و اجرا نمایند. نظام سلامت ضمن تدوین برنامه های مراقبتی ویژه، به منظور ارائه خدمات، باید آموزش کارکنان خود را در الویت قرار دهد. کشور های پناهنده پذیر ضمن تامین شرایط مناسب پناهندگی، ایجاد و توسعه شبکه های حمایتی اجتماعی درخور به منظور حفظ ایمنی و امنیت، رفع نیازها، جلوگیری از خشونت، احترام به شان افراد وتسکین آلام، بایستی مراکز مراقبت سلامت روان و واحدهای آموزشی را با توجه به ملاحظات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و قانونی مناسب راه اندازی و تقویت نماید.
    اکثر مطالعات به شیوع نشانه های اختلالات روانی پناهندگان پرداختند، در حالیکه انجام مطالعات مداخله ای با هدف شناسایی عوامل خطر و راه های رفع این عوامل، کاملا ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: کودکان و نوجوانان، مهاجر، پناه جو، پناهنده، سلامت روان، بلایا و بحران
  • غلامرضا اسماعیل زاده گتابی، زهرا جلیلی *، ربیع الله فرمان بر صفحات 11-20
    سابقه و هدف
    یکی از مهم ترین منابع ایجاد کننده تنش در زندگی هر فرد شغل وی می باشد. طبق تعریف انستیتو ملی ایمنی و بهداشت حرفه ای آمریکا (NIOSH) تنش شغلی عبارتست از : پاسخ های حسی و جسمی مضر در زمانی که نیازهای شغلی با توانائی ها ، منابع یا نیازهای کارمند مطابقت ندارد . تکنسین های اورژانس 115 از گروه هایی هستند که با شرایط سخت کاری بیشترین تنش شغلی را تحمل می کنند. هدف این پژوهش تعیین تاثیر آموزش مدیریت استرس براساس الگوی پرسید برتنش شغلی کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی می باشد.
    مواد و روش ها
    تحقیق حاضر یک مطالعه از نوع نیمه تجربی کارآزمایی میدانی شاهددار در محیط پژوهش شامل کارکنان اورژانس115مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در78پایگاه شهری و جاده ای دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1395 می باشد. با توجه به معیارهای ورود به مطالعه، نمونه ها به روش تصادفی ساده در دو گروه 65 نفری مداخله و 65 نفری کنترل قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده هادراین مطالعه، قبلا در مطالعات مشابه روایی شده است. پس از انجام پیش آزمون براساس نتایج آن آموزش مبتنی بر سازه های مدل پرسید در دو 5جلسه به مدت 4 ساعت در 2 روز انجام شد.تجزیه تحلیل آماری قبل و 5/1 ماه بعد از آموزش ، بصورت توصیفی Pre-test ، Post –test ، رگرسیون، آزمون تی ، کولموگروف-اسمیرنوف ،همبستگی پیرسون با رایانه و محیط نرم افزار آماری SPSS21 استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه سازه های قادر کننده ، تقویت کننده و رفتار در گروه مداخله، بعد از آموزش در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی دار داشت(P<0/05) میانگین تنش شغلی در گروه مداخله از.3.18.به 2.49کاهش یافت.
    استنتاج: با توجه به اینکه مداخله آموزشی براساس سازه های الگوی پرسید بر تنش شغلی و رفتار تاثیر داشته محققان، آموزش مبتی بر این الگو را پیشنهاد می نمایند..
    کلیدواژگان: تنش شغلی، تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی، مدل پرسید
  • اعظم ساعی*، علی رحمانی، عباس عبادی، حمیدرضا خانکه صفحات 31-38
  • سیدمحمدحسین جوادی، سیامک طهماسبی *، طاهره آذری ارقون صفحات 39-50
    مقدمه
    تصادفات رانندگی یکی از مهمترین دلایل مرگ و میر در سطح جهانی است. در ایران بویژه شهرهای بزرگ مانند تهران، این موضوع به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است؛ که تعداد کثیری از افراد جامعه را به خود درگیر کرده است. این در حالیست که نوجوانان و جوانان بیشترین قربانیان حوادث رانندگی هستند. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی ابعاد روانی - اجتماعی تاثیرگذار بر رفتارهای پرخطر رانندگی در گروه سنی نوجوانان 17-12 سال در شهر تهران می باشد.
    روش
    روش پژوهش حاضر کمی(همبستگی) است که در آن با انتخاب نمونه ای 537 نفری از افراد گروه سنی 12 تا 17 سال به بررسی عوامل روانی اجتماعی تاثیر گذار بر رفتارهای پرخطر رانندگی پرداخته شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش به شیوه طبقه ای-خوشه ایاز مراکز بیمه، بیمارستان هاو کانون های اصلاح تربیت می باشد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان می دهد از میان عوامل روانشناختی، سه عامل هویت ملی مذهبی، نگرش نسبت به قوانین و پرخاشگری توانستند رفتار پرخطررا در نمونه پسرها پیش بینی کنند که به ترتیب دارای ضرایب B، 24/0، 16/0 و 12/0می باشد که که قویترین پیش بین رفتار پرخطر، هویت ملی مذهبی می باشد. درنمونه دختران نیز، دو عامل سبک فرزندپروری مستبدانه و نگرش نسبت به قوانین توانستند رفتار پرخطررا پیش بینی کنند که به ترتیب دارای ضرایب B، 19/0، 18/0 می باشد که قویترین پیش بین رفتار پرخطر، سبک فرزندپروری مستبدانه می باشد. از میان عوامل اجتماعی، یافته ها نشان می دهد شرکت کردن در طرح همیار پلیس به ترتیب با ضرایب بتای 26/0 و 21/0 قویترین پیش بین برای رفتار پرخطر پسران و دختران نوجوان به شمار می آید.
    بحث و نتیجه گیری
    آنچه در خصوص یافته های پژوهش حائز اهمیت است، این است که پرخاشگری، رفتار قانون شکنانه و هویت ملی مذهبی از میان تمام متغیرهای پیش بین بهتر می تواند تصادفات، نگرش به قوانین و رفتار پرخطر را پیش بینی کند. پرخاشگری و رفتار قانون شکنانه، رفتارهای ناهنجاری قلمداد می شوند که زمینه ساز مشکلات قانونی، ایجاد بزهکاری، مصرف مواد و رفتارهای مخرب دیگر و متعاقب آن ایجاد آسیب ، جراحت و معلولیت های جسمی برای خودشان و دیگران گردد. ضمن اینکه، درگیر شدن نوجوانان در رفتارهای پرخاشگرانه می تواند در ایجاد و تشدید مشکلات رفتاری جدید در آن ها نقش داشته باشد که همین مشکلات بطور باثباتی به دوره های بعدی زندگی نوجوان منتقل می شود.
    کلیدواژگان: رفتارهای پرخطر رانندگی رانندگی، عوامل روانی، اجتماعی، نوجوانان
  • عبدالله درگاهی، محسن پورصادقیان، فرخی * صفحات 51-56
    مقدمه
    وقوع بلایای طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان و غیره، غالبا تاثیرات مخربی بر جوامع انسانی باقی گذاشته و تلفات سنگینی بر ساکنان آنها وارد می نماید. اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری می تواند در صورت اجرای مناسب، خسارات ناشی از این بلایا را کاهش داده و بحران بهداشتی ایجاد شده را کنترل نماید. لذا هدف از این تحقیق، بررسی سطح آگاهی و نگرش دانشجویان دانشکده علوم پزشکی خلخال در زمینه اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع توصیفی-مقطعی بوده که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گردید. پرسشنامه طراحی شده مشتمل بر سوالاتی در زمینه اطلاعات فردی، سطح آگاهی و نگرش نسبت به اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری می باشد. این مطالعه در بین 200 نفر از دانشجویان انجام شد. روش نمونه گیری از نوع سرشماری بود. در بخش سطح آگاهی، به هر پاسخ صحیح یک نمره و به پاسخ نادرست صفر اختصاص داده شد. در بخش نگرش، چگونگی نگرش پاسخگویان با استفاده از طیف لیکرت و معیار درجه بندی 1تا5 صورت گرفت. برای تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفا کرونباخ معادل 8/0 بدست آمد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 8 درصد دانشجویان آگاهی خوب، 5/65 درصد آگاهی متوسط، و 26 درصد آگاهی ضعیف و همچنین 29 درصد نگرش خوب، 15 درصد نگرش متوسط، و 9 درصد نگرش ضعیف نسبت به اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری دارند. در بین رشته های مختلف از لحاظ میزان آگاهی و نگرش تفاوت معنی داری مشاهده شد(05/0< p) از نظر سطح آگاهی و نگرش تفاوت آماری معنی داری در بین گروه های سنی مشاهده گردید(05/0< p). گروه سنی شرکت کنند در مطالعه 40-18 سال بود.
    بحث و نتیجه گیری
    آگاهی مناسب نسبت به اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری یک امر مهم تلقی می گردد. به علت اینکه برخی از دانشجویان آگاهی خوبی در این زمینه ندارند، به منظور ارتقاء دادن سطح آگاهی آنها نیاز به برنامه ریزی دقیق تری احساس می شود و لازم است برای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دوره های آموزشی در این رابطه گنجانده شود.
    کلیدواژگان: آگاهی و نگرش، اقدامات بهداشتی، شرایط اضطراری، دانشجویان
  • محمد فرج زاده، رضا قانعی قشلاق*، مهدی بیرامی جم، سحر دالوند، سرکوت غوثی، هادی امینی صفحات 57-63
    مقدمه
    حوادث و بلایا به عنوان اتفاقاتی که خارج از کنترل انسان است سلامت جامعه را تحت تاثیر خود قرار می دهد. فقدان برنامه مقابله با حوادث و بلایا و عدم آمادگی در برابر آن می تواند مشکلات ناشی از بلایا را تشدید کند. پژوهش کنونی به منظور بررسی میزان آمادگی پرستاران در برابر حوادث و بلایا انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی در سال 1396 در 257 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های امام خمینی و تامین اجتماعی سقز که با روش سرشماری وارد مطالعه شده بودند انجام شد. جهت گردآوری داده ها از فرم جمعیت شناختی و پرسشنامه آمادگی پرستاران که شامل سه بخش دانش، نگرش و عملکرد بود استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار PASW و به کمک آزمون های آمار توصیفی و آزمون های همبستگی پیرسون، تی مستقل و آنالیز واریانس انجام شد. میزان معناداری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    نتایج
    در این پژوهش 86 نفر پرستار مرد (5/33 %) و 171 نفر پرستار زن (5/66 %) با میانگین سنی 3/7 ± 9/33 سال شرکت داشتند. نتایج پژوهش نشان دادند که میانگین نمره دانش (9/11 ± 36)، نمره نگرش (02/11 ± 3/65)، نمره عملکرد (5/27 ± 9/51) و مجموع نمرات یا به عبارتی میزان آمادگی نمونه ها (3/31 ± 2/153) بود. نتایج آزمون هم چنین نشان داد که نمره دانش با متغیر سن همبستگی مستقیم و معنادار داشت (010/0=P) . هم چنین نمره نگرش با وضعیت تاهل (017/0=P) و نمره عملکرد با جنسیت (0103/0=P) و سابقه مدیریت (002/0=P) ارتباط معنادار داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاکی از آمادگی متوسط به بالای پرستاران در برابر بحران و بلایا بود که با نمره مطلوب فاصله داشت. بنابراین نیاز به آموزش مستمر و مداوم آمادگی در برابر حوادث و بلایا، ایجاد فضای مناسب آموزشی و دادن انگیزه مناسب به پرستاران به منظور بهبود وضعیت آمادگی ایشان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: حوادث و بلایا، آمادگی، پرستار
|
  • Meysam Safi Keykaleh *, Katayoon Jahangiri, Shahnaz Tabatabaie Pages 3-10
    Background
    Half of the world’s refugees comprise children and adolescents. Confronting conflicts and difficulties before, during, and after migration and seeking asylum affect their mental health. The present study aimed at investigating the challenges of mental health of migrant and refugee adolescents and children.
    Materials And Methods
    A systematic review was conducted in the second half of 2016 using PubMed, Scopus, Magiran, SID, and Google Scholar databases. From the 2014 studies initially selected, 20 articles that specifically attended to examining the mental health of migrant and refugee adolescents and children were finally extracted.
    Results
    According to previous studies, the refugee adolescents and children encounter much harm. In addition to psychological disorders such as depression, anxiety, post-trauma stress disorder and psychosomatic pains, this group of refugees also suffers from a decline in flexibility and behavioral and cognitive functions. These conditions have been reported more often in refugee adolescents and children who have been separated from their parents or left far away from them.
    Conclusion
    Before a crisis occurs, policymakers and planners should formulate and implement educational programs along with the participation of parents and teachers in order for children to cope with conditions of disasters, and in order to promote the culture of resilience. The health system, while developing special care programs must prioritize the training of its employees in order to provide services. Most studies have attended to the incidence of symptoms of refugees’ psychological disorders, while it seems necessary to conduct intervention studies with the aim of identifying elements of risk and ways to resolve these elements.
    Keywords: Mental health, Refugees, Asylum seekers, Adolescents, Child
  • Gholamreza Esmailzadeh Gatabi, Zahra Jalili *, Rabiollah Farmanbar Pages 11-20
    Background
    One of the most important sources of tension in everyone’s life is their job. The aim of this study is to determine the effect of stress management training using the PRECEDE model on the occupational tension of the pre-hospital emergency staff.
    Materials And Methods
    This research is a quasi-experimental field trial controlled study that included emergency medical technicians from 115 emergency center for disaster management and 78 urban and road base in the Mazandaran University of Medical Sciences. According to the inclusion criteria, the subjects were randomly divided into two groups of intervention (n=65) and control groups (n=65). Data were collected using the stress factors questionnaire and questionnaire based on PRECEDE model. After the pretest, according to the results of the PRECEDE model-based instruction in 2 days, every 4 hours during 5 separate meeting it was.
    Results
    After the training, the variables of predisposing, reinforcing, and enabling, and the behavior in the intervention group increased significantly (P
    Conclusion
    The findings showed that education based on PRECEDE model increases the predisposing factor (knowledge and attitude), reinforcing factor, and enhancer factor. These factors have the potential to affect the behavior more effectively. According to this, educational intervention based on PRECEDE model structures is effective on job stress and behavior. Researchers have suggested training on this pattern.
    Keywords: EMS, Occupational stress, Stressors, Technicians, Tension
  • Fatemeh Rezaei, Mohammad Yarmohammadian, Yasamin Molavi Taleghani, Hojjat Sheikhbardsiri Pages 21-30
    Background
    Adverse Events (AEs) due to failure in healthcare procedures are common. These procedures are often evaluated independently. The objectives of this study are to investigate the nature of the failures in healthcare procedures of the surgical patients, assessing the frequency of these failures and preventability, and exploring their consequences, underlying causes, and prevention strategies in a referral hospital in the center of Iran.
    Materials And Methods
    This study is a prospective quantitative and qualitative research. Focus Group Discussion (FGD) meetings have been conducted to understand potential failures, their consequences, causes, and prevention strategies. Afterwards, the frequencies of these concepts have been determined separately in predefined subcategories in each step of the process.
    Results
    The first phase of the patient care process was the most risk-prone phase. Temporary or permanent disability at the time of discharge (final impacts), inflammation/infection (injuries), the rule-based behavior associated with coordination (causes), information and communication, preventability more than 50 were the most frequent failures and had achieved the highest score.
    Conclusion
    Failures of healthcare processes are preventable to a high degree, although patients injure frequently. Interventions to mitigate these failures will enhance the reliability of surgical procedures.
    Keywords: Risk assessment, Patient care management, Health risk, Patient safety, Surgical procedures
  • Azam Saei *, Ali Rahmani, Abbas Ebadi, Hamid Reza Khankeh Pages 31-38
    Background
    Human factors have the most significant effects on the occurrence of traffic accidents among the three factors of human, road, and vehicle. The driver is a significant traffic safety concern. Interventions that enhance driver’s safety are required. Risky behaviors of drivers on the road influence physical healthy and personality. The aim of this study is to report the protocol for a sequential explanatory mixed methods study that set out to determine the drivers’ traffic factors, the associated factors and exploring the perception of drivers about the risky traffic factors on the road. The ultimate purpose of the study is to design a preventive and cultural based strategy to promote driver’s safety.
    Materials And Methods
    This is a sequential explanatory mixed methods design. The study has two sequential strands. The follow-up explanation model has used to develop the quantitative results by gathering qualitative data from participants who could assist in elucidating the results correctly. During the first strand (a quantitative phase) and a population-based cross-sectional survey of a sample of drivers of all ages and level of experiences will be carried out using the proportional random sampling method, in Tehran, Iran. Data will be collected by questionnaires involving items on socio-demographic information, items on measuring health (Drivers Medical Questionnaire), and questions on five-factor Personality (NEO-FFI), drivers risky behaviors (Manchester driving behavior questionnaire). Questionnaires will be completed through a face-to-face interview. In the second strand, a qualitative study will be conducted. A purposeful sampling strategy will be used, and participants who can help to explain the quantitative findings will be selected. Individual fully developed interviews will predominate data collection in the qualitative strand the. A qualitative content analysis approach will be undertaken to create an itemized understanding of the traffic-risky behaviors among drivers of all ages and level of experiences.
    Conclusion
    The findings of this explanatory mixed methods study will provide information on traffic-risky behaviors by all drivers. The results will be implemented to design a cultural based strategy, and intervention programs are to be designed to promote driver’s health in the community.
    Keywords: Explanatory mixed methods, Human factors, Drivers, Traffic accidents
  • Seyyed Mohammad Hossein Javadi, Siyamak Tahmasebi *, Taherh Azari Arghun, Forugh Edrisi, Esmaeil Soltani, Saadollah Hashemi, Alirza Tajlili, Nader Rahmani Pages 39-50
    Background
    Driving accidents are among the most important causes of mortality in the world in recent years. In Iran, especially in major cities such as Tehran, this issue has become a prevalent social problem. More importantly, adolescents and young people constitute the majority of the victims of traffic accidents. Therefore, the aim of the present study was to investigate the psychosocial dimensions affecting high risk driving behaviors in adolescents in the age group between 12 to 17 years, in the city of Tehran.
    Materials And Methods
    The present study has taken a quantitative (correlation) approach by selecting a sample of 537 adolescents aged between 12 to 17 years and the psychosocial factors affecting high risk driving behaviors were assessed. The samples were selected by a Stratified-cluster method from the insurance company, hospitals and education correctional centers.
    Results
    Our study demonstrate that among psychological factors, three determinants, namely national religious identity, attitude toward laws and rules, and aggression were able to predict high risk behaviors in boys group with coefficient of B, 0.24, and 0.16, respectively; while the strongest predictor of high risk behavior is national religious identity. On the other hand, in the girls’ group, two factors, namely autocratic parenting and attitude toward law and rules were able to predict high risk behaviors with coefficients of B, 0.19, and 0.18, respectively; while the strongest predictor was the autocratic style of parenting. Among social factors, our findings show that participation in the plan to cooperate with traffic police with coefficients of Beta 0.26 and 0.21, respectively, is the strongest predictor of high risk behavior in adolescent boys and girls.
    Conclusion
    Among predictor variables aggression, law breaking behavior, and national religious identity can better predict driving accidents, attitude toward law, and high risk behaviors. Aggression, attitude, and law breaking behavior are considered as abnormal behaviors that lead to legal problems, delinquencies, substance abuse and other destructive behaviors among adolescents and consequently cause damage, injury and disabilities in themselves and others. Moreover, involvement in aggressive behaviors can play a critical role in creating and exacerbating new behavioral problems in adolescents, and those problems are carried over immutably at the later stages of their life.
    Keywords: High risk behaviors, Psychological social factors, Adolescents
  • Abdollah Dargahi, Susan Bagheri, Mohsen Poursadeghiyan, Mir Mohammad Hosseini Ahagh, Mehrdad Farrokhi * Pages 51-56
    Background
    Health measures in an emergency are one of the cases where damage caused by disasters can be reduced with proper implementation, and the health crisis can be controlled. This requires awareness and knowledge of health and rescue authorities, students, and even people in an emergency situation. Therefore, the purpose of this study was to investigate knowledge of students’ and attitude in Khalkhal Medical School in the field of emergency health measures.
    Materials And Methods
    This is a descriptive-cross sectional study, which was conducted in the 2013-2014 school year in Khalkhal Medical School using a researcher-made questionnaire. Designed questionnaire include questions about personal information, level of knowledge (10 questions) and attitude (10 questions) towards health measures in an emergency. This study was conducted among 200 students who were either in semester 5 or higher. The sampling method was of census-type. To determine the reliability of the questionnaire, Alpha Cronbach’s Coefficient obtained to be 0.8. To compare mean scores in different groups, one-way ANOVA, chi-square test, and independent T-test were used.
    Results
    The results showed that 8% of students were well aware, 65.5% were moderately aware, and 26% were poorly aware. In addition, 29% of them had right attitude, 15% had moderate attitude, and 9% had a poor attitude towards health measures in emergencies. Among different disciplines regarding knowledge and attitude, no significant difference was observed (P
    Conclusion
    The results of the study showed that there was no significant difference in knowledge and attitude towards health measures in emergencies among students. Moreover, the results showed that some of the fields under study had a relatively small understanding of health measures in emergencies. Therefore, to enhance their level of knowledge, the need for more detailed planning is felt, and courses should be included for students of the University of Medical Sciences in this regard.
    Keywords: Knowledge, attitude, Health measures, Emergencies, Students
  • Mohammad Farajzadeh, Reza Ghanei Gheshlagh *, Mehdi Beiramijam, Sahar Dalvand, Sarkawt Ghawsi, Hadi Amini Pages 57-63
    Background
    Disasters outside of human control can severely affect public health. In addition, the lack of appropriate planning and preparedness to face disasters can exacerbate the problems emerging from disasters. The current study aimed to determine the preparedness of nurses in facing disasters.
    Materials And Methods
    This was a cross-sectional study conducted on 257 nurses of the Imam Khomeini and Tamin Ejtemaei hospitals of Saqqez in 2017 using the census method. Demographic forms and a questionnaire consisting of knowledge, attitude, and performance were used to collect data.
    Results
    In this study, there were 86(33.5%) men and 171(66.5%) women with the mean age of 33.9±7.3 years. The mean score of knowledge (36±11.9), attitude (65.3±11.02), performance (51.9±27.5), and preparedness (153.2±31.3) was higher than that of the average values. The result showed that knowledge was correlated with age (P=0.010). Also, there was a correlation of attitude with marriage (P=0.017) and performance with gender (P=0.0103) and management experience (P=0.002).
    Conclusion
    The result of the study showed that the score preparedness of the nurses was average, which was undesirable. It is recommended that the nurses should be provided continuous training to deal with disasters by creating an appropriate environment and motivating them to improve preparedness conditions.
    Keywords: Disasters, Preparedness, Nurse