فهرست مطالب

پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی - پیاپی 28 (تابستان 1396)
  • پیاپی 28 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • خدیجه تندکی، علی تسنیمی * صفحات 11-37
    بختیارنامه1 (راحه الارواح فی سرورالمفراح)، از متون نثر فارسی، منسوب به دقایقی مروزی و در زمره داستان های روزگار ساسانیان است که به دوران اسلامی، با نثری مصنوع و متکلف، نامی نو پذیرفت و با عنوان لمعه السراج لحضره التاج تحریری دیگرگونه یافت. در این جستار ضمن معرفی و تشریح ابعاد و جزئیات بیشتری ازبختیارنامه، سعی شده از حیث محورهای زبانی، ادبی و فکری، نقدی سبک شناسانه از آن به دست داده شود؛ لذا ابتدا در محور زبانی، مشخصات صرفی و نحوی زبان روایت بررسی شده، سپس در سطح ادبی و زیباشناسی و با توجه به محدودیت گفتار از نگاه دانش بدیع، در دو بخش معنوی و لفظی و نیز اشاره ای مختصر به نکات بیانی، نوآوری های موجود دربختیارنامه بررسی شده است. در فرجام، اصول دیدگاه های فکری پردازنده روایت مورد توجه قرار گرفته است تا به این مهم دست یابیم کهبختیارنامه با کدام ویژگی های سبکی در ردیف آثار ادبی قرار می گیرد؟
    کلیدواژگان: بختیارنامه، دقایقی مروزی، سبک شناسی، محور زبانی، ادبی و فکری
  • عیسی چراتی، احمدرضا یلمه ها * صفحات 39-54
    در دیدگاه لیوتار، پست مدرنیسم یک وضعیت است نه یک دوره و بیشتر در حوزه اندیشه جای دارد تا عملکرد، لذا امکان نظری تسری این اندیشه از اجزای مفهومی آن به هر دوره ای مد نظر این مقاله است. این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و با بررسی همه رباعیات خیام، در چارچوب مفهومی پست مدرنیسم لیوتار، با معیار پنج وی‍ژگی طرد فراروایت، حقیقت متکثر، بی معنایی معنا، طرد هرگونه پیش فرض و شک اندیشی انجام شد. با بررسی رباعیات خیام مشخص شد که اندیشه خیام به میزان قابل توجهی (40 درصد رباعیات) هم راستا با تفکر پست مدرنیستی لیوتار است و در این میان وی‍ژگی های طرد فراروایت و شک اندیشی بیشترین سهم را دارند. این نکته از آن روی حائز اهمیت بوده است که با توجه به فاصله زمانی حدود نهصد سال از زمان زیست این دو متفکر، به میزان قابل توجهی دو اندیشه هم راستا بوده اند و لذا تاییدکننده بی زمانی و لامکانی اندیشه است.
    کلیدواژگان: پست مدرنیسم، فراروایت، لیوتار، رباعیات خیام
  • محمد حجت * صفحات 55-71
    در جستار پیش رو، با نگاهی ویژه، مقایسه ای میان بوستان سعدی با شاهنامه فردوسی صورت گرفته است. بدین صورت که نگارنده، با تامل در جزئیات کلام سعدی شیرازی در بوستان، تاثیری ویژه را در لایه های درونی ابیات آن با شاهنامه فردوسی ملاحظه کرده، این مقوله را، عرصه ای تازه در شناخت بهتر بوستان سعدی یافته است. از این روی بر آن شده، با مطالعه در اثر این شاعر و مقایسه اشعاری از آن با شاهنامه، نشانه هایی را که هدف نگارنده را راستی آزمایی می نماید، استخراج کند. بی گمان از آنجا که تحقیق و پژوهش پیش رو، به شکلی که در ادامه از نظر خواهد گذشت، برای اولین بار درباره سعدی و اثر وی و مقایسه آن با شاهنامه صورت گرفته، حاوی نتایجی است که (از منظر نگارنده) به نوعی خاص از تاثیرپذیری به وسیله سعدی منجر می شود؛ امری که می توان آن را ناشی از اندیشه و جهان بینی دو شاعر دانست.
    کلیدواژگان: بوستان، حماسه، سعدي، شاهنامه، فردوسي
  • زیور دهقانی، شمس الحاجیه اردلانی*، سید احمد حسینی کازرونی صفحات 73-96
    تصویر پایه تخیل شاعرانه است و منزوی شاعر مبتکر غزل معاصر در خلق تصاویر مخیل توانمند است؛ تامل در آثار او موجب کشف نوآوری های وی می گردد. اوج تصویرسازی منزوی در غزل شکل گرفته که نیاز به واکاوی و تامل دارد. عناصر خیال در شعر منزوی، بیانگر شخصیت و انعکاس روح او است. این مقاله به روش کیفی در پی کشف و ادراک مضامین فکری، تصاویر هنری و دست یابی به اندیشه و نگرش منزوی به جهان بیرون است. نتایج نشان می دهد، منزوی از تصاویر هنری در جهت بالندگی و غنای شعر سود جسته و با زبانی ویژه، به فردیت مستقل سبکی دست یافته است. غزلیات حاوی تصاویر منزوی، دیدگاه او را نسبت به جهان بیرون از منظر ادبیات و سبک ادبی مشخص می سازد. تشبیهات نزد منزوی بسامد بالایی دارد. تصویرسازی منزوی با توجه به طبیعت اطرافش شکل می گیرد؛ کارکرد تصاویر منزوی بیان احساسات شخصی است که از درون به بیرون حرکت می کنند. سبک شعر منزوی با توجه به ویژگی شعرش او را به شاعران رمانتیک غرب نزدیک می سازد.
    کلیدواژگان: حسین منزوی، تصویر، عناصر خیال، رمانتیسم
  • حسام ضیایی * صفحات 97-119
    بی تردید انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک پدیده منحصر به فرد، تحولات عظیم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در جامعه ایران، به همراه داشته است. عناصر و پیامد های مهم انقلاب اسلامی، مبارزه با استعمار و استعمار ستیزی بوده است. قطعا شعر فارسی نیز در نشان دادن این پیام، نقش آشکاری ایفا کرده است و همواره تلاش کرده است تا نسبت به پدیده استعمار و خطرات احتمالی آن مسئول باشد. در این پژوهش، تلاش شده است تا مصادیق مبارزه با استعمار و سلطه غرب در شعر دهه اول پس از انقلاب بر اساس نظریه پسااستعمارگرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. مقابله با بی هویتی و خود باختگی فرهنگی در برابر استعمار گران، اعتراض و هشدار نسبت به بازگشت به شرایط استعمار شدگی، مقابله با فساد و ابتذال و تقلید کور کورانه، پرداختن به مفهوم انتظار و ارتباط آن با استعمار ستیزی و تقدس گرایی برای وطن، جزء مهم ترین عناصر و پیام های شعر دهه اول پس از انقلاب، در جهت مبارزه با استعمار و سلطه زور گویان به شمار می روند.
    کلیدواژگان: شعر فارسی، دهه اول پس از انقلاب، استعمارستیزی، پسا استعمار گرایی
  • مهدی قاسم زاده* صفحات 121-140
    تاریخ گرایی نوین، تاریخ را روایتی داستانی و یک محصول «ذهنی» و بازگویی واقعیتی می داند که در ذهن نویسنده شکل گرفته است و نویسنده در آن دخالت دارد. زبان شناسان ساختارگرایی چون رومان یاکوبسن بر مبنای شیوه های ساختارگرایی، روایی و ذهنی بودن متون تاریخی را بررسی کرده اند. یاکوبسن با تکیه بر این که ابزار مورخ، زبان است، معتقد است که او با وجود تلاش برای آشکار نکردن خود در متن تاریخی، عناصری از این ابزار را به کار می گیرد که نمایان کننده حضورش در متن است و دخالت او را در نگارش تاریخش نشان می دهد. یاکوبسن این عناصر را «گذرنما» می خواند. نگارنده این مقاله بر آن است تا با بررسی گذرنماها در متن تاریخ جهان گشای جوینی، حضور و دخالت نویسنده در این متن تاریخی را نمایان کند. لذا با بهره گیری از دو نوع ماخذ و به شیوه کتابخانه ای، ابتدا گذرنماها و شیوه بررسی آن ها را در منابع موضوعی نظریات نقد ادبی متمایز کرده، سپس برای هر یک از انواع و زیر انواع آن ها، شواهدی را از جلد دوم تاریخ جهان گشای جوینی جمع آوری و بررسی کرده است. نتایج، حاکی از آن است که نویسنده گذرنماهای بسیاری را در متن خود به کار برده که حضور و دخالت او را در متن تاریخیش به اثبات می رساند.
    کلیدواژگان: تاریخ جهانگشا، رومن یاکوبسون، حضور نویسنده، گذرنما
  • منصور نادری پور، محمدرضا نجاریان* صفحات 141-163
    گلستان سعدی یکی از آثار منثور قرن هفتم هجری است که به زبانی ساده و روان نگاشته شده است. در بین حکایات این کتاب برخی حکایات هستند که ساختاری مطابق با نظریه های ساختارگرایی داستانی معاصر دارند که یکی از این حکایات، حکایت مشت زن از باب سوم گلستان است. روش «ولادیمیر پراپ» یکی از این روش های نقد است. او با توجه به طبقه بندی داستان ها که بیشتر بر اساس محتوا و درون مایه داستان ها بود، رده بندی خود را بر روی فرم و ساختار داستان ها بنا نهاد. ما در این پژوهش بر اساس نطریه پراپ نشان خواهیم داد که حکایت مشت زن گلستان سعدی با الگوی پراپ مطابقت دارد. بیشتر کارکردهایی که پراپ عنوان کرده است در این حکایت وجود دارند. روی هم رفته نوزده خویشکاری اصلی در این حکایت وجود دارد که ترتیب آن ها اندکی تغییر کرده است و برخلاف نظریه پراپ که عروسی را خویشکاری نهایی می داند، این حکایت با خویشکاری نجات پایان می یابد. البته وجود این خویشکاری ها در حکایت گواه این مدعاست که سعدی نیز ساختار خاصی برای حکایات خویش دارد.
    کلیدواژگان: گلستان، پراپ، ریخت شناسی، کارکرد
  • علی نجفی ایوکی*، سمانه نقوی صفحات 165-188
    این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی در دو حوزه ساختار و محتوا رمان «الذین یحترقون» از نجیب کیلانی(1931-1935) نویسنده معاصر مصری را بر اساس مکتب رئالیسم مورد ارزیابی قرار داده است. قسمت محتوایی شامل مسائل اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی است که در رمان نویسنده به آن ها توجه نشان داده است و در بخش ساختاری نیز بازتاب برخی عناصر داستانی موجود در رمان چون: شخصیت ها، زاویه دید، زبان کاربردی و گفتگو از منظر مکتب رئالیسم مورد ارزیابی قرار گرفته است. از مهم ترین دستاوردهای جستار در بخش محتوایی رمان مذکور این است که نویسنده به مسائلی چون: آزادی، زن، ازدواج، طلاق، عدالت، فقر، مسائل اخلاقی و... که از ویژگی های مکتب رئالیسم است، توجه نشان داده است و در قسمت ساختاری رمان، عنصر شخصیت اهمیت بیشتری نسبت به سایر عناصر دارد و خواننده می تواند با خواندن داستان، نسبت به شخصیت ها احساس عشق، علاقه یا تنفر کند و از رهگذر آن با جامعه ارتباط برقرار کند. رمان الذین یحترقون از نظر داستانی ساختار منسجمی دارد که بیشتر با دو شیوه روایت دانای کل و اول شخص به بیان نابرابری ها، بی عدالتی ها و مسائل اجتماعی و اخلاقی جامعه می پردازد.
    کلیدواژگان: رئالیسم، نجیب الکیلانی، الذین یحترقون، رمان اجتماعی