فهرست مطالب

زراعت و فناوری زعفران - سال پنجم شماره 4 (زمستان 1396)
  • سال پنجم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله علمی پژوهشی
  • محمود مختاری، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی صفحات 311-327
    پژوهش های زراعی زعفران در رابطه با تاثیر کودهای آلی (دامی، زیستی و کمپوست) و عملیات زراعی (تراکم، روش، تاریخ و عمق کاشت) سابقه ای طولانی در ایران دارد. به دلیل پراکندگی و تفاوت‏های موجود در نتایج آزمایش های مختلف، در این بررسی از رهیافت فرا تحلیل استفاده شد. تعداد 47 مطالعه عملیات زراعی و 44 مطالعه کود های آلی از میان 202 مطالعه انتخاب و تجزیه فراتحلیلی شدند. در مطالعات کود های آلی، برتری کودهای دامی (گاوی) با تاثیر بر افزایش وزن خشک زعفران (493/1g=) با اطمینان 95% نسبت به سایر کودها مشاهده شد. مقادیر، 40 تا 50 تن در هکتار کودگاوی، 20 تا 30 تن در هکتار کمپوست که به صورت ترکیب با کود های زیستی (نیتروکسین همراه با باکتری تثبیت کننده ازت) استفاده شده بودند، موثرتر از مقادیر بالاتر هر یک از این کود ها به تنهایی بوده است. مطالعات عملیات زراعی، برتری تراکم کاشت با تاثیر بر افزایش تعداد گل در هکتار را نشان داد. تراکم های مطلوب 50 تا 100 بنه در مترمربع، میانگین وزن مطلوب هر بنه 10 تا 20 گرم و متوسط وزن بنه مصرفی 9 تا 12 تن بنه در هکتار به دست آمد. روش کشت مناسب، روش ردیفی-کپه ای (فاصله بین ردیف 20 سانتی متر و روی ردیف 10 سانتی متر) و بهترین تاریخ های کاشت، اواخر اردیبهشت تا دهه اول خرداد و مناسب ترین عمق کاشت، عمق 15 تا 20 سانتی متر بوده است. هدف از انجام این فرا تحلیل، درک بهتر مدیریت زراعی و کودی این محصول و ارائه بهترین مدیریت ممکن می باشد.
    کلیدواژگان: کود دامی، کود زیستی، کمپوست
  • علی اصغر ارمک، حسن فیضی، مسعود علی پناه صفحات 329-344
    این تحقیق به منظور بررسی تاثیر منابع مختلف کودهای هیومیکی، زیستی و نانو در سطوح مصرف کود نیتروژن بر عملکرد گل زعفران (Crocus sativus L.) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تربت حیدریه واقع در زاوه در سال زراعی 94-1393 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح مصرف کود نیتروژن (صفر، 25 و 50 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره) به عنوان عامل اصلی و مصرف منابع کودی مختلف شامل بیومیک (نانو)، سوپرهیومیک، ترکیب سوپرهیومیک و بیومیک، هیومی فول (نوعی کود هیومیکی)، نیتروکارا (نوعی کود زیستی) و عدم مصرف کود به عنوان عامل فرعی به صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با 18 تیمار و سه تکرار بودند. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد گل در هر کرت، وزن خشک گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک خامه، وزن خشک گلبرگ با کاسبرگ بودند. آنالیز داده های حاصل از آزمایش نشان داد که اثر سال و اثر منابع کودی بر تمامی صفات اندازه گیری شده در سطح احتمال یک درصد معنی دار بودند. اثر سطوح مصرف کود نیتروژن بر تمامی صفات اندازه گیری شده به جز تعداد گل، وزن خشک خامه، میانگین وزن خشک خامه و میانگین وزن خشک کلاله، در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. اثر منابع کودی بر تمامی صفات اندازه گیری شده در سطح یک درصد معنی دار بود، به طوری که وزن خشک گلبرگ و کاسبرگ در تیمار کودی بیومیک (7/34 گرم بر مترمربع) به میزان 5/78 درصد نسبت به تیمار کود شاهد (5/19 گرم بر مترمربع) بیشترین افزایش را داشت. تیمار کودی ترکیبی سوپرهیومیک + بیومیک در صفت وزن خشک کلاله (5/2 گرم بر مترمربع) بیشترین عملکرد را نسبت به تیمار شاهد (4/1 گرم بر مترمربع) داشت. تیمار کودی سوپرهیومیک وزن خشک کلاله را 9/49 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. به نظر می رسد استفاده از کودهای هیومیک، زیستی و نانو تاثیر خوبی بر عملکرد زعفران داشته است.
    کلیدواژگان: تغذیه، کلاله، گل، منابع کودی
  • مجید رستمی، معصومه ملکی، علیرضا عفتی صفحات 345-359
    به منظور بررسی تاثیر نانو کودهای مختلف بر برخی صفات فیزیولوژیک زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تیمار و سه تکرار در دانشگاه ملایر در سال زراعی 94-1393 انجام شد. تیمار های آزمایشی شامل نانو کودهای تک عنصره ی آهن، منگنز، بر، پتاسیم، روی و شاهد بودند که با غلظت دو در هزار و به صورت محلول پاشی جهت بهبود وضعیت تغذیه گیاه مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که اثر محلول پاشی نانو کودها روی میزان محتوای نسبی آب، قند احیاکننده و قندهای غیر احیاکننده معنی دار بود. نانو کودهای مختلف از نظر کلروفیل a و کلروفیل کل اختلاف معنی داری با تیمار شاهد نداشتند با این وجود بیشترین میزان کلروفیل a (mg.g-1 Fw 53/1) در تیمار نانو کود آهن و کمترین میزان آن (mg.g-1 Fw 93/0) در تیمار نانو کود منگنز مشاهده شد. تیمارهای آزمایشی تاثیر معنی داری بر میزان کلروفیل b و آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز نداشتند. علاوه بر این تاثیر نانو کودهای مختلف بر میزان پروتئین و فنل معنی دار بود. بیشترین میزان پروتئین (mg.g-1 Fw 56/1) در تیمارهای نانو کود پتاسیم و بر با 12 درصد افزایش نسبت به شاهد مشاهده شد و کمترین میزان پروتئین برگ (mg.g-1 Fw 36/1) در تیمار نانو کود آهن به دست آمد که نسبت به تیمار شاهد سه درصد کاهش نشان داد. بیشترین میزان فنل (mg.g-1 Dw 27/0) با 5/10 درصد افزایش نسبت به شاهد در تیمار نانو کود منگنز مشاهده شد و فقط اختلاف این تیمار با شاهد معنی دار بود. بر اساس نتایج این آزمایش به نظر می رسد که کاربرد کلیه نانو کودهای مورد مطالعه با غلظت یکسان از لحاظ علمی قابل توصیه نیست.
    کلیدواژگان: آنزیم، تغذیه گیاه، قند، کلروفیل
  • حامد بخشی، محمدحسین عباسپور فرد، محمدحسین سعیدی راد، محمدحسین آق خانی، رقیه پورباقر صفحات 361-377
    جداسازی کلاله از بقیه اجزای گل یکی از مهم ترین چالش ها در فرآیند تولید زعفران تجاری می باشد. مراحل جداسازی ماشینی کلاله از یک توده گل زعفران شامل: الف) تک سازی گل ها، ب) ردیف کردن گل ها، ج) برش دم (قسمت اضافی) گل ها و د) جداکردن گلبرگ و پرچم می باشد. درواقع بدون تک سازی و جدا کردن تک تک گل ها از هم، جداسازی ماشینی کلاله نمی تواند انجام شود. به دلیل اهمیت این مرحله از جداسازی گل زعفران در این تحقیق یک دستگاه دست ساز آزمایشی برای تنک سازی و ردیف کردن گل زعفران ساخته شد، به طوری که قابلیت کار و نصب با دستگاه های برش و جداسازی کلاله از گل و تبدیل به مقیاس صنعتی را نیز داشته باشد. برای این منظور از یک استوانه بردارنده برای تک سازی گل ها و از یک سطح شیب دار و نوار نقاله برای ردیف کردن گل های زعفران استفاده شد. دستگاه ساخته شده ازنقطه نظر بازده تک سازی و تلفات مورد ارزیابی قرار گرفت. به این منظور از سه نوع گل زعفران (غنچه، باز دم کوتاه و دم بلند)، سه سرعت دورانی استوانه بردارنده (6، 12 و 5/21 دور بر دقیقه)، سه میزان مکش (30، 70 و 100 میلی متر جیوه) و چهار قطر داخلی سوراخ انگشتی های مکشی (2 تا 5 میلی متر) با سه تکرار استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که به طورکلی، بیش ترین بازده تک سازی برای گل های زعفران باز دم کوتاه برابر 75 درصد، در قطر سوراخ داخلی انگشتی های مکشی 5 میلی متر و میزان مکش 100 میلی متر جیوه در سرعت دورانی 6 دور بر دقیقه به دست می آید. برای ارزیابی عملکرد ردیف کردن گل زعفران، تعداد 100 عدد گل زعفران با طول 5 سانتی متر انتخاب شدند و در 5 تکرار آزمایش گردید که میانگین ردیف سازی با جهت صحیح گل ها برابر 84 درصد بدست آمد.
    کلیدواژگان: تک سازی، جداسازی، ردیف کردن، گل زعفران
  • مهدی بشیری، علی ماروسی، امیر سالاری، محمد قدوسی صفحات 379-392
    پیش بینی عملکرد محصولات کشاورزی، نقش مهمی در برنامه ریزی صادرات، واردات، خرید تضمینی، قیمت گذاری، سود مطمئن و افزایش بهره وری کشاورزی دارد. عملکرد محصولات، تابع پارامترهای متعددی از جمله اقلیم است. در این تحقیق، عملکرد زعفران در استان خراسان رضوی توسط الگوریتم های طبقه بندی شامل شبکه های عصبی مصنوعی، مدل های رگرسیونی، درخت خطی محلی، درخت تصمیم، آنالیز تشخیص، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان و آنالیز نزدیک ترین همسایه با استفاده از 11 پارامتر اقلیمی طی دوره 20 ساله زراعی (88-1368) ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تعداد کمی از پارامترهای اقلیمی، بر عملکرد زعفران تاثیر دارند. پارامترهای دمای حداقل، میانگین و حداکثر و بارش به ترتیب بیشترین همبستگی مثبت و پارامترهای رطوبت مطلق حداکثر، رطوبت نسبی ساعت 6:30، ساعات آفتابی، رطوبت نسبی ساعت 18:30، تبخیر، رطوبت نسبی ساعت 12:30 و رطوبت مطلق حداقل نیز به ترتیب بیشترین همبستگی منفی را با مناطق کشت زعفران داشتند. همچنین در طبقه بندی مناطق کشت زعفران، آنالیز تشخیص و ماشین بردار پشتیبان، از دقت بالاتری برخوردار بودند. بین مناطق کشت زعفران و میزان عملکرد محصول همبستگی نسبتا مناسبی با ضریب همبستگی 38/0 به دست آمد. بین مناطق کشت و پارامترهای اقلیمی همبستگی بالایی برخوردار است و آنالیز نزدیک ترین همسایه با ضرایب تعیین برابر 1 و 94/0 در مراحل آموزش و آزمون، با دقت بالایی مناطق کشت را طبقه بندی نماید، اما در پیش بینی میزان عملکرد محصول بر اساس پارامترهای اقلیمی، دقت مدل ها نسبتا پایین بود (متوسط ضریب تعیین برابر 48/0 و 05/0 در مراحل آموزش و آزمون) و آنالیز نزدیک ترین همسایه، بالاترین دقت پیش بینی را در مراحل آموزش و آزمون (به ترتیب ضریب تعیین برابر 1 و 17/0) نشان داد. طبق یافته های تحقیق، می توان با استفاده از پارامترهای اقلیمی و الگوریتم های داده کاوی، به طور مناسب اقدام به تفکیک مناطق کشت نمود و با شناسایی مناطقی که اقلیم آن ها مشابه مناطق با میزان عملکرد بالا است، مناطق مستعد کشت زعفران را شناسایی نمود.
    کلیدواژگان: پارامترهای اقلیمی، توسعه کشت، داده کاوی، شاخص آماری، عملکرد محصول
  • محمدرضا کهنسال، امیرحسین توحیدی صفحات 393-405

    زعفران ایران از لحاظ کمی و کیفی از جایگاه نمایانی در سطح بین المللی برخوردار است و با بهره گیری از ظرفیت موجود می توان درآمدهای صادراتی حاصل از آن را به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. از سوی دیگر، پیش بینی فروش بر اساس تجزیه وتحلیل سری زمانی یک عنصر بسیار مهم در طراحی و اجرای استراتژی های بازاریابی در عرصه ی بین المللی است. اما رویکرد های متداول پیش بینی با نادیده گرفتن ساختار خطی یا غیرخطی داده ها نتایج دقیقی را ارائه نمی دهند. لذا، هدف اصلی این مطالعه طراحی یک مدل هیبرید متشکل از دو روش شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و خود توضیح جمعی میانگین متحرک (ARIMA) به منظور رفع نواقص و استفاده از ویژگی های منحصر به فرد هر یک از این مدل ها است. با استفاده از داده های مربوط به صادرات زعفران ایران طی دوره ی 1392-1283، نتایج مطالعه نشان داد که مدل هیبرید ARIMA-ANN در مقایسه با مدل های ARIMA و ANN از عملکرد بهتری در پیش بینی صادرات زعفران ایران برخوردار است. لذا، با توجه به کارایی شایان توجه مدل هیبرید ARIMA-ANN، استفاده از این مدل در تنظیم استراتژی های مربوط به صادرات در بازارهای جهانی زعفران و همچنین در پیش بینی متغیرهای سری زمانی توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: بازاریابی، پیش بینی، زعفران، سری زمانی، صادرات
  • مقاله علمی کوتاه
  • سید مقداد هاشمی، سید محمد معصومی، حمیدرضا قاسم پور صفحات 407-412
    زعفران یکی از مهم ترین گیاهان اقتصادی دنیا است که کاربرد دارویی فراوانی نیز دارد. سرده زعفران (Crocus L.) با حدود 90 گونه از تیره زنبقیان (Iridaceae) در نیمکره شمالی، به ویژه غرب آسیا و ایران پراکندگی دارد. تحقیق حاضر به منظور بررسی فعالیت ضد میکروبی عصاره قسمت های مختلف از زعفران مزروعی (C. sativus var. haussknechtii) از قبیل پوشش بنه، بنه، گل پوش و کلاله ی واریته ای بر روی برخی میکروارگانیسم های بیماری زا (Bacillus cereus، Enterococcus faecalis، Escherichia coli، Pseudomonas fluorescens، Salmonella typhimurium، Staphylococcus aureus) می باشد. نمونه های گیاهی مورد نظر از چهار رویش گاه مختلف استان کرمانشاه جمع آوری و در هرباریوم دانشگاه رازی کرمانشاه شناسایی گردید. پس از آماده سازی مواد خام گیاهی، عصاره الکلی 4 قسمت مختلف این گیاهان (گل پوش، کلاله، غده و پوشش غده) به روش خیساندن (ماسراسیون) استخراج شد. آزمایشات میکروبی با استفاده از روش حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) در دو غلظت (128/0) میکروگرم در میلی لیتر (μg.ml-1) و (512/0) میکروگرم در میلی لیتر (μg.ml-1) به شیوه ی میکرو براث دایلوشن تعیین گردید. نتایج حاصل به کمک آزمون های آماری نشان داد که ارتباط معناداری (001/0 کلیدواژگان: عصاره، زعفران، فعالیت ضد باکتری، گل پوش، کلاله، کرمانشاه
|
  • Mohammad Mokhtari, Alireza Koocheki, Mehdi Nassiri Mahallati Pages 311-327
    Studies that investigated the impact of organic fertilizers (manure, compost and biological fertilizers) and agronomical practices (density, method, date and depth of planting) on saffron yield have a long history in Iran. Due to the distribution and inconsistency in the results obtained from different studies, a meta-analytic approach was used in the current study. for this aim, 47 organic fertilizers studies and 44 agronomical practices studies were selected from 202 gathered studies and analyzed. The criteria for the selection of studies were the adequacy of data for the present meta-analysis. Among the individual fertilizer studies, manure fertilizer had the highest impact on saffron dry weight (g= 1.493) at 95% confidence interval. Average amount, 40 to 50ton/ha of cow manure, 20 to 30ton/ha of compost that is used as a combination with Biofertilizer (Nitroxin with Nitrogen-fixing bacteria) were more effective than higher amounts of these fertilizers will be alone. Among the agronomical practices studies, plant density had the highest and depth of planting had the lowest effect size on economical yield and number of flower. The optimal density for maximum yield was 50-100 corm per (m2), optimal consumed weight average 9-12 ton per hectare observed, optimal weight of any corm was 10-20 (g). Among planting methods, row-mass method was the best optimal (inter-planting was 20 cm and intra-planting 10 cm). The best planting dates was the end of May and the first decade of Jun. Optimal planting depth was 15-20cm. Homogeneity between organic fertilizers studies was accepted and the homogeneity between agronomical practices except depth of planting studies was accepted. This heterogeneity was caused by factors such as age of farms and different regions that had the most impact on heterogeneity and effect size. The present meta-analysis aims to provide a better understanding of agronomical and fertilizers management and offer the best possible management for this crop.
    Keywords: Biofertilizer, Compost, Manure fertilizers
  • Aliasghar Armak, Hassan Feizi, Masoud Alipanah Pages 329-344
    This study is aimed at investigating the effect of using humic, bio and nano fertilizers and levels of nitrogen fertilizers in flower yield of saffron (Crocus sativus L.) at the University of Torbat Heydarieh research farm located in Zaveh in 2014-2015. Treatments consisted of three levels of nitrogen application and use of fertilizer sources as the main factor, including Bioumik, Super Humic, combined Super Humic and Bioumik, Humi Ful, Nitrokara and no fertilizer as sub plots as split plot based on randomized complete block design with 18 treatments and three replications. Analysis of data showed that the effect of year and fertilizer sources on all traits measured was significant. The effect of nitrogen treatments was significant (at 1%) except on number of flowers, dry style, mean dry weight stigma, and mean dry weight. Fertilizer sources increased all measured traits significantly. Application of Biomic increased petals and sepals dry weight (736.34 g/m2) by 46.78% in comparison with the control (464.19 g/m2). The highest dry weight stigma (524.2 g/m2) was seen in Super Humic Bioumik treatment compared to the control group (443.1 g/m2). Super Humic treatment increased dry weight stigma by 86.49% relative to control. It seems that the use of humic, bio and nano fertilizers has a good effect on saffron performance.
    Keywords: Nutrition, stigma, Flower, Fertilizer sources
  • Majid Rostami, Masoumeh Maleki, Ali Reza Effati Pages 345-359
    In order to investigate the effects of different types of nano-fertilizers on some of the physiological characteristics of saffron (i.e. antioxidant enzymes, reducing and non-reducing sugars, photosynthetic pigments, total phenol content and relative water content of leaf) the current experiment was conducted at Malayer University during 2014-2015 growing season. The study was performed based on randomized complete block design (RCBD) with six treatments and three replications. The experimental treatments were control and five different types of nano-fertilizers (iron: Fe, boron: B, manganese: Mn, potassium: K and zinc: Zn). The effects of experimental treatments on relative water content, protein and total phenol content, reducing and non-reducing sugars were significant but there was no significant effect on chlorophyll b, leaf carotenoids, Catalase and Proxidase activity. Although the difference between nano-fertilizers and control treatment for chlorophyll a and also total chlorophyll was not significant but the highest amount of chlorophyll a (1.53 mg.g-1 Fw) measured in Fe treatment and the lowest amount (0.93 mg.g-1 Fw) observed in Mn treatment. Based on results, all of the experimental treatment increased the relative water content of leaf comparing to control. The highest amount of total phenol content (0.27 mg.g-1 FW) with 10.5% increase compared to control observed in Mn treatment and just the difference of this treatment with control treatment was significant. By application of Zn, Mn, K and B nano-fertilizer leaf protein content comparing to control treatment significantly increased whereas the difference between Fe and control wasn’t significant. The highest concentration of leaf protein (1.56 mg.g-1 Fw) with 12% increase compared to control treatment observed in K and B treatments whereas the lowest concentration (1.36 mg.g-1 Fw) with 3% decrease compared to control was related to Fe treatment. The different response of studied characteristic to application of various nano-fertilizer showed that different physiological traits hadn’t the similar sensitivity to all of mineral nutrients therefore application of entire nano-fertilizers with the same concentration isn’t scientifically recommendable .
    Keywords: chlorophyll, enzyme, plant nutrition, sugar
  • Hamed Bakhshi, Mohammad Abaspour, Mohammad Hossein Saeidirad, Mohammad Hossein Aghkhani, Roghayeh Pourbagher Pages 361-377
    3Associated professor, Department of Agricultural Engineering Research, Khorasan Razavi Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, AREEO, Mashhad, Iran
    4Ph. D student of öDept. of Biosystems Engineering, Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad
    ˜یÏå [English]
    Separation of stigma from petals is one of the required tasks in saffron production. The mechanical separation of saffron flowers may be performed through the following steps: I) singulation of the flowers ii) aligning the flowers iii) cutting the style (Konje) and iv) separating the stigma from the petals. Because of the importance of saffron flower separation, a prototype device was constructed in this project for singulating and aligning of saffron flowers, prior to the cutting operation. This device can also be installed to work with other cutting and separating equipment and produce on an industrial scale. A pickup vacuum cylinder was used for singulating the flowers and an inclined V-shaped surface was employed for aligning of saffron flowers. The constructed apparatus was evaluated from the standpoint of singling efficiency and losses. For this purpose, three types of saffron flowers (buds, open short tail and long tail), three rotational speeds of pickup cylinder (6, 12 and 21. 5 rpm), three levels of suction (30, 70 and 100 mm Hg), and four different inner diameters of finger’s nozzle (2, 3, 4 and 5 mm) were used with three replications. The results of analysis on the constructed device showed that the highest efficiency (75%) is observed for short tailopen saffron flowers with 5 mm inner diameter of sucking nozzles, suction of 100 mm Hg and the rotational speed of 6 rpm. To evaluate the performance of flower aligning, 100 saffron flowers with an average length of 5 cm were selected and tested with 5 replications. The average aligning with the correct direction obtained was equal to 84%.
    Keywords: Separation, singulation, saffron flower, aligning
  • Mehdi Bashiri, Ali Maroosi, Amir Salari, Mohammad Ghodoosi Pages 379-392
    Yield prediction for agricultural crops plays an important role in export-import planning, purchase guarantees, pricing, secure profits and increasing in agricultural productivity. Crop yield is affected by several parameters especially climate. In this study, the saffron yield in the Khorasan-Razavi province was evaluated by different classification algorithms including artificial neural networks, regression models, local linear trees, decision trees, discriminant analysis, random forest, support vector machine and nearest neighbor analysis. These algorithms analyzed data for 20 years (1989-2009) including 11 climatological parameters. The results showed that a few numbers of climatological parameters affect the saffron yield. The minimum, mean and maximum of temperature, had the highest positive correlations and the relative humidity of 6.5h, sunny hours, relative humidity of 18.5h, evaporation, relative humidity of 12.5h and absolute humidity had the highest negative correlations with saffron cultivation areas, respectively. In addition, in classification of saffron cultivation areas, the discriminant analysis and support vector machine had higher accuracies. The correlation between saffron cultivation area and saffron yield values was relatively high (r=0.38). The nearest neighbor analysis had the best prediction accuracy for classification of cultivation areas. For this algorithm the coefficients of determination were 1 and 0.944 for training and testing stages, respectively. However, the algorithms accuracy for prediction of crop yield from climatological parameters was low (the average coefficients of determination equal to 0.48 and 0.05 for training and testing stages). The best algorithm i.e. nearest neighbor analysis had coefficients of determination equal to 1 and 0.177 for saffron yield prediction. Results showed that, using climatological parameters and data mining algorithms can classify cultivation areas. By this way it is possible to identify areas that have similar climate to prone areas and recognize suitable areas for cultivation.
    Keywords: Separation, singulation, saffron flower, aligning
  • Mohammad Reza Kohansal, Amirhossein Tohidi Pages 393-405

    In terms of quality and quantity, Iranian saffron has a considerable position at the international level and by taking advantage of the existing capacity; we can significantly increase the export earnings from it. On the other hand, sales forecasting based on time series analysis is s a very important element for the designing and implementing of marketing strategies in the international arena. However, the conventional approaches to forecasting, by ignoring the linear (or nonlinear) structure of data, do not provide accurate results. Therefore, the main objective of this study is to design a hybrid model consisting of two methods, artificial neural networks (ANN) and autoregressive integrated moving average (ARIMA), in order to overcome the deficiencies and the use of the unique features of the each of these methods. Using the data related to the export of Iranian saffron during the period 1904-2013, the results of the study showed that the ARIMA–ANN hybrid model is stronger and better performance than ARIMA and ANN individual models in order to forecasting of Iranian saffron export. Therefore, given the considerable performance ARIMA–ANN hybrid model, the use of this model is recommended in setting strategies related to the export and also in the forecasting of the forecasting of time series variables.

    Keywords: Forecasting, Marketing, Export, Saffron, Time Series
  • Seid Meghdad Hashemi, Seid Mohammad Maassoumi, Hamid Reza Gasempour Pages 407-412
    Saffron is one of the most important economic plants in the world that also has many pharmaceutical applications. Genus Crocus L. (Saffron) with about 90 species of the Iridaceae family in the northern hemisphere, especially in West Asia and Iran are scattered. The present study was to investigate the antimicrobial activity of extracts of various parts such as cover of corm, corm, perianth and stigma of the variety of saffron (C. sativus var. Haussknechtii) on some pathogenic microorganisms (Bacillus cereus, Enterococcus faecalis, Escherichia coli , Pseudomonas fluorescens, Salmonella typhimurium, Staphylococcus aureus) extrusion. Plant specimens were collected from four different habitats of Kermanshah province and then were identified in the herbarium of Razi University. After preparing raw plant extract four different parts of the plants (cover of corm, corm, perianth, stigma) by soaking (maceration) were extracted. Microbial tests using minimum inhibitory concentration (MIC) of the broth micro-dilution method were determined. The results of analysis by statistical tests showed a significant correlation (001/0
    Keywords: Antibacterial Activity, Extract, Kermanshah, Perianth, Saffron, stigma