فهرست مطالب

حیات - سال بیست و سوم شماره 3 (پیاپی 75، پاییز 1396)
  • سال بیست و سوم شماره 3 (پیاپی 75، پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/04
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سارا سادات حسینی اسفیدارجانی، رضا نگارنده* صفحات 196-200
    بخش عمده نیروی کار نظام مراقبت بهداشتی را پرستاران تشکیل می دهند. همچنین این گروه از نیروی کار مراقبت بهداشتی، نقش مهمی در ارایه مراقبت مستقیم به بیمار دارند. از این رو پرستاران یکی از ارکان هر نظام مراقبت بهداشتی به حساب می آیند (1). این در حالی است که در سال های اخیر کمبود پرستار و نرخ بالای ترک خدمت در بسیاری از کشورها به چالشی نگران کننده تبدیل شده است (2). برای آن که بتوان با این چالش به درستی و به موقع رو به رو شد، لازم است اطلاعات دقیقی از مجموعه عوامل دخیل در این موضوع مانند تعداد، وضعیت سنی، سنوات خدمتی، و اشتغال دانش آموختگان پرستاری؛ تعداد تخت فعال و توزیع جغرافیایی آن ها و پیش بینی تعداد دانش آموختگان این رشته در سال های آتی در اختیار باشد.
    در حالی که برخی از مقالات در سال های اخیر بر این موضوع تاکید دارند که کشور ایران نیز مانند بسیاری از کشورها با چالش کمبود پرستار روبه رو است (3)، اما وضعیت نامطلوب زیرساخت های نظام اطلاعات سلامت در کشور، موجب شده است که تصویر روشنی از نیازهای جاری و آتی نیروی کار پرستاری در دست نباشد. علی رغم آن که نجاتیان اظهار کرده است که «هنوز دقیقا آماری که براساس آن مشخص شود واقعا چقدر کمبود پرستار وجود دارد و به چه میزان نیروی پرستار نیاز است، در دست نیست» (4)، برخی مسوولان وزارت بهداشت بر کمبود 200 هزار نفری نیروی کار پرستاری تاکید می کنند (5).
    در هر حال، اگر بپذیریم که کشور با چالش کمبود پرستار روبه رو است، برای حل این چالش لازم است نگاهی همه جانبه به عوامل مربوط به عرضه و تقاضا داشت. از اقدامات صورت گرفته در سال های اخیر، افزایش ظرفیت مدارس پرستاری و تاسیس مدارس پرستاری جدید برای تربیت تعداد بیش تر پرستار بوده است. اما برخی معتقدند که بخشی از دانش آموختگان پرستاری علاقه ای به کار در حوزه پرستاری ندارند (6). به طور مثال براساس یک گزارش دولتی در سال 2013 تعداد 6/1 میلیون پرستار دارای پروانه کار در ایالات متحده امریکا در حوزه پرستاری شاغل نبوده اند (7). لذا تربیت نیروی کار بیش تر، لزوما به رفع کمبود منجر نخواهد شد و لازم است عوامل مهم دیگری که در جذب و نگه داشت نیروی کار پرستاری دخیل هستند، مورد نظر قرار گیرد. در بین این عوامل رضایت شغلی نقش بزرگی در تصمیم پرستاران به ترک کار پرستاری (8) یا کم نمودن ساعات کاری دارد (9). فرسودگی شغلی، حمایت های اجتماعی (10) و سیستم حقوق و پاداش (11)، عوامل مهمی دیگری هستند که باید برای حل مشکل کمبود پرستار به آن ها توجه شود.
    با در نظر گرفتن وضعیت موجود، چنانچه کمبود پرستار در نتیجه عدم تمایل دانش آموختگان به کار پرستاری و یا در نتیجه ترک خدمت بیش از حد باشد، همان طور که فلورانس نایتینگل ثابت کرد، مراقبت از زخمی های ارتش انگلستان کم تر از آن هزینه دارد که ارتش اجازه دهد آن ها بمیرند و به جای آنان نیروهای جدید بگیرد (12)؛ افزایش ظرفیت تربیت پرستار راه حل مقرون به صرفه ای برای مساله کمبود پرستار نیست.
    به رغم آن چه که گفته شد همچنان راهبرد مورد تاکید سیاست گذاران، افزایش دانش آموختگان پرستاری است. در این راستا تجربیات زیادی در زمینه تدوین و اجرای برنامه های آموزشی پرستاری در دنیا وجود دارد که می تواند گزینه مناسبی برای حل مساله کمبود پرستار باشد. یکی از این برنامه های آموزشی، «برنامه های تسریع شده پرستاری (Accelerated Nursing Program)» است که برای تربیت پرستار از دانش آموختگان رشته های غیر پرستاری تنظیم شده است. اولین برنامه های پرستاری تسریع شده مربوط به اوایل دهه 1970 میلادی می شود که طی سال های بعد از آن به آرامی رشد کرده است (13). این برنامه های تسریع شده بر پایه تجربیات قبلی دانشجویان قرار گرفته و برای افرادی که دارای مدرک لیسانس در سایر رشته ها هستند امکان ورود به رشته پرستاری را فراهم می آورد (14). برنامه های تسریع شده پرستاری سریع ترین راه را برای صدور مجوز پرستاری برای دانش آموختگان رشته های غیر پرستاری فراهم می کند و این برنامه ها بین 12 تا 18 ماه به طول می انجامد (15). این نوع آموزش، بسیار فشرده و تمام وقت بوده و هیچ وقفه ای بین دوره ها وجود ندارد و دانشجویان همان تعداد ساعت های کارآموزی بالینی را که در برنامه های سنتی وجود دارد، می گذرانند. کارکنان پرستاری برای دانش آموختگان برنامه های تسریع شده ارزش زیادی قائلند چرا که آن ها آموزش و مهارت های بسیاری را با خود به محیط کار می برند، و آن ها ادعا می کنند که این دانش آموختگان، بالغ تر و دارای مهارت های بالینی قوی تری هستند و در عین حال توانایی یادگیری سریع تر ملزومات کار را دارند (14). نتایج مطالعه Ouellet و همکاران نشان می دهد که برنامه های تسریع شده، پرستاران شایسته ای را تربیت می کند که می توانند با موفقیت برای انجام فعالیت های بالینی آماده شوند (16). نتایج یافته های مطالعه گذشته نگر Raines نیز نشان می دهد که اکثر دانش آموختگان برنامه های تسریع شده پرستاری، در این شغل مشغول به کار بوده و درصد زیادی از آن ها در حال تحصیل و یا دانش آموخته در مقاطع بالاتر پرستاری می باشد (15). مطالعات صورت گرفته در زمینه بررسی برنامه های تسریع شده پرستاری، نتایج و پیامد های مثبتی را در به کارگیری این برنامه نشان می دهد (17و18).
    ایران دارای نرخ بالای بیکاری در دانش آموختگان دانشگاهی در بسیاری از رشته ها می باشد (19). با در نظر گرفتن این مهم و الویت کشورمان در ایجاد اشتغال برای آن ها، به نظر می رسد به کارگیری برنامه های تسریع شده پرستاری به جای طرح های آزمون نشده ای مانند طرح تربیت پرستار با استفاده از ظرفیت بیمارستان که ساختار، فرایند و نتایج روشنی ندارد، می تواند با شرایط حاضر کشور متناسب باشد. لذا برای پاسخ به این چالش پیشنهاد می شود ابتدا آمایش سرزمینی کمبود پرستار مشخص شده و در مناطقی از کشور که کمبود نیروی کار پرستاری در آن ها مسجل است، این برنامه ها راه اندازی شود. در چنین چارچوبی می توان نیروی کار پرستاری مورد نیاز را در مدت کوتاه تر و هزینه کم تر تامین نمود.
    کلیدواژگان: چالش کمبود پرستار
  • رضا قانعی قشلاق، محبوبه نظری، وجیهه باغی، سحر دالوند، اصغر دالوندی، کوروش سایه میری* صفحات 201-213
    زمینه و هدف
    آسیب نیدل استیک یکی از خطرات شغلی جدی در میان مراقبان سلامت است که به دلایل مختلفی اغلب گزارش نمی شود. مطالعات مختلف میزان و فراوانی متفاوتی از این چالش بزرگ ارایه داده اند. هدف این مرور سیستماتیک و متاآنالیز برآورد شیوع عدم گزارش دهی آسیب نیدل استیک در مراقبان سلامت در ایران است.
    روش بررسی
    با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ملی و بین المللی SID، MagIran، Google Scholar، IranMedex، Science Direct، PubMed و Scopus تعداد 19 مقاله مشاهده ای استخراج شد. جهت انجام مطالعه، از مدل اثرات تصادفی استفاده گردید و ناهمگنی مطالعات با شاخص I2 بررسی شد. داده ها با نرم افزار Stata نسخه 12 تحلیل شد.
    یافته ها
    میزان عدم گزارش دهی آسیب نیدل استیک در 19 مقاله مرتبط در ایران با حجم نمونه 9274 نفر 59% (فاصله اطمینان 95% : 49 تا 69) بود. عدم گزارش آسیب نیدل استیک در سایر مراقبان سلامت (64%) بیش تر از پرستاران (55%) بود. براساس نتایج متارگرسیون، بین شیوع عدم گزارش دهی آسیب نیدل استیک با سال انتشار مقالات (138/0=p)، حجم نمونه مطالعات (390/0=p) و سن نمونه ها (918/0=p) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که بیش از نیمی از مراقبان سلامت آسیب نیدل استیک خود را گزارش نمی دهند. آگاه ساختن مراقبان سلامت از مخاطرات عدم گزارش و رفتار مناسب با آسیب دیدگان در جهت افزایش گزارش دهی آسیب نیدل استیک ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: شیوع، آسیب نیدل استیک، متاآنالیز، مرور سیستماتیک، ایران
  • مریم اسماعیلی، ناهید دهقان نیری*، زیبا برزآبادی فراهانی، مهوش صلصالی صفحات 214-225
    زمینه و هدف
    اگرچه تعداد اهداکنندگان کلیه در کشور رو به افزایش است، با این حال، تعداد اندکی از خویشاوندان تصمیم به اهدا می گیرند. تصمیم گیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالش های فراوانی رو به رو است ضمن آن که چگونگی و نحوه این تصمیم هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. هدف از این مطالعه تبیین چگونگی تصمیم گیری برای اهدای کلیه به خویشاند است.
    روش بررسی
    این مطالعه کیفی در سال 1394 انجام یافته و درآن از رویکرد تحلیل درون مایه به منظور جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. در این مطالعه 16 اهداکننده خویشاوند با معرفی از مراکز پیوند کلیه بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (امام خمینی، شریعتی، سینا) به روش نمونه گیری هدفمند شرکت کردند. 16 مصاحبه عمیق نیمه ساختاری به صورت فردی و چهره به چهره انجام گرفت. تحلیل داده ها به روش تحلیل درون مایه Clark و Braun 2006 انجام یافت.
    یافته ها
    تحلیل داده ها منجر به شناسایی دو درون مایه راسخ بودن در تصمیم و ژرف نگری در تصمیم گردید که درون مایه اول دارای سه درون مایه فرعی اهدا با خواست قلبی، ثبات در تصمیم، اختیار در تصمیم و درون مایه دوم دارای دو درون مایه فرعی تزلزل در تصمیم و چانه زنی در تصمیم بود.
    نتیجه گیری
    تصمیم گیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالش های مختلفی روبه روست که تحت تاثیر زمینه خانوادگی اهداکنندگان، نقش حمایتی افراد خانواده و رابطه خویشاوندی و احساس عشق و علاقه به خویشاوند است. دادن آگاهی به اهداکنندگان جهت رفع ابهامات و سوالات ذهنی آنان می تواند نقش مهمی در توسعه فرهنگ اهدای کلیه به خویشاوند داشته باشد.
    کلیدواژگان: اهدا کلیه، خویشاوند، تصمیم گیری، تحلیل درون مایه، پرستاری
  • طلعت خدیوزاده، زهرا هادی زاده طلاساز*، محمدتقی شاکری صفحات 226-242
    زمینه و هدف
    تاخیر در شروع فرزندآوری با کاهش فرزندآوری در خانواده و خطر بارداری در سنین بالا برای مادر همراه است. نظریه یادگیری اجتماعی برای روشن شدن تعامل میان عوامل فردی، عوامل محیطی و رفتار استفاده می شود. در راستای درک عوامل زمینه ساز این تاخیر، مطالعه حاضر با هدف پیش بینی عوامل مرتبط با تاخیر در زمان اولین فرزندآوری در زنان جوان متاهل با استفاده از نظریه یادگیری اجتماعی بندورا انجام یافته است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مقطعی- همبستگی است جامعه پژوهش را زنان متاهل بارور مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی و درمانگاه های زنان و زایمان بیمارستان های آموزشی شهر مشهد در سال های 95-1394 تشکیل می دادند. تعداد نمونه ها 284 نفر بودند. ابزار جمع آوری داده ها 5 پرسشنامه عوامل فردی و اجتماعی بود. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمارهای توصیفی و آزمون های همبستگی پیرسون، اسپیرمن، رگرسیون خطی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین سن افراد شرکت کننده در پژوهش 2/4±99/27 و میانگین فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند 96/1±22/3 سال بود که 25/1 سال از فاصله مطلوب بین ازدواج تا فرزندآوری بیش تر بود. رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که انگیزه های باروری مثبت و منفی، خودکارآمدی درک شده مادری، ارتباط زوج ها، تعداد خواهران و باورهای مذهبی مرتبط با فرزندآوری بر فاصله بین ازدواج تا شروع باروری تاثیر دارند (01/0p<).
    نتیجه گیری
    عواملی که در پیش بینی تاخیر در اولین رفتارهای باروری نقش دارد، با به کارگیری نظریه یادگیری اجتماعی بندورا شناسایی گردید. جهت طراحی برنامه های مداخله ای برای انجام سیاست های افزایش فرزندآوری باید این دو دسته از عوامل با هم در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: تاخیر فرزندآوری، نظریه یادگیری اجتماعی، خودکارآمدی، رفتار باروری
  • سیده رابعه قوامی، لیلی بریم نژاد *، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی صفحات 243-253
    زمینه و هدف
    بستری شدن نوزاد در بخش مراقبت های ویژه برای والدین تنش زاست. به طوری که ایفای نقش والدی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. پرستاران به جهت موقعیت ویژه ای که دارند می توانند نقش مهمی در کاهش استرس والدین داشته باشند. تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش نقش والدی توسط پرستار بر استرس والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام یافته است.
    روش بررسی
    مطالعه نیمه تجربی (IRCT201605131788N17) حاضر با شرکت 72 زوج (36 زوج گروه مداخله و 36 زوج گروه شاهد) از والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیمارستان علی اصغر در سال 1395 انجام گرفته است. گروه مداخله آموزش های مربوط به ایفای نقش والدی را براساس نیاز خود دریافت کردند. استرس آن ها با گروه شاهد با استفاده از پرسشنامه سنجش استرس والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه مقایسه گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی آزمون های آماری کای دو، تی زوجی، تی مستقل، تحلیل واریانس و آزمون دقیق فیشر در نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
    یافته ها
    قبل از آموزش دو گروه از نظر سطح استرس تفاوت معنادار آماری نداشتند (05/0p>). پس از اجرای برنامه آموزشی، استرس گروه مداخله نسبت به گروه شاهد در روز دهم کاهش پیدا کرد (001/0p<).
    نتیجه گیری
    آموزش والدین براساس نیازهای آموزشی سبب کاهش استرس آنان می شود. با کاهش استرس و تقویت نقش والدین می توان از ارایه مراقبت با کیفیت در زمان بستری نوزادان اطمینان حاصل کرد.
    کلیدواژگان: بخش مراقبت های ویژه نوزادان، استرس والدین، نقش والدی، آموزش، پرستار نوزادان
  • صدیقه سلیمی، وحید پاک پور، حسین فیض الله زاده، آزاد رحمانی* صفحات 254-265
    زمینه و هدف
    استرس بالا در محیط کار پرستاران بخش های ویژه می تواند سبب ترک حرفه و عدم تمایل به ادامه فعالیت در آنان گردد که یکی از مشکلات مطرح در حرفه پرستاری بوده و بر اثربخشی نظام های بهداشتی تاثیر به سزایی دارد. علی رغم اهمیت تاب آوری در تحمل شرایط دشوار، مطالعات محدودی تاب آوری پرستاران شاغل در بخش های ویژه را بررسی نموده اند. هدف از این مطالعه تعیین میزان تاب آوری و ارتباط آن با تمایل به ترک حرفه در پرستاران شاغل در بخش های ویژه است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی است که در آن 400 نفر از پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1395 شرکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از فرم اصلاح شده «مقیاس پیش بینی ترک حرفه» که توسط Liou ابداع شده و فرم کوتاه شده مقیاس تاب آوری Connor و Davidson استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون من ویتنی و کروسکال والیس در SPSS نسخه 13 انجام گرفت.
    یافته ها
    میانه و دامنه بین چارکی امتیاز تاب آوری (8 : IQR) 50/25 و تمایل به ترک حرفه (67/0 : IQR) 83/2 بوده است. همچنین بین تاب آوری و تمایل به ترک حرفه همبستگی معکوس معنادار مشاهده شد (173/0-=R ، 001/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به میزان تمایل به ترک حرفه، توجه بیش تر به عوامل موثر در تمایل به ترک حرفه ضروری است. همچنین نظر به ارتباط معنادار بین تاب آوری و تمایل به ترک حرفه، آموزش راهکارهای تقویت تاب آوری در برنامه آموزشی پرستاران و دانشجویان پرستاری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تاب آوری، تمایل به ترک حرفه، پرستاران بخش ویژه
  • سمیرا طبیبان، محمد علی سلیمانی، هومن بخشنده، مرضیه اصغری* صفحات 266-276
    زمینه و هدف
    ارتقای امید در بیماران همودیالیزی از اهمیت بالایی برخوردار است. روش های متفاوتی برای افزایش امید بیماران مزمن توصیه شده است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر درک از بیماری بر امید در بیماران تحت درمان با همودیالیز است.
    روش بررسی
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده (IRCT2016103130609N1) در مورد 120 بیمار همودیالیزی بستری در بخش همودیالیز بیمارستان بوعلی سینای شهر قزوین از آذر تا بهمن ماه سال 1395 انجام یافته است. نمونه ها به روش تخصیص تصادفی در دو گروه شاهد و مداخله قرار گرفتند. پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی و بیماری، امید هرث و پرسشنامه خلاصه شده درک از بیماری، قبل از اجرای مداخله تکمیل شدند. گروه مداخله، آموزش مبتنی بر درک از بیماری را در سه جلسه 30 دقیقه ای قبل از شروع همودیالیز دریافت کردند. 4 هفته بعد مجددا پرسشنامه امید هرث و درک از بیماری توسط هر دو گروه تکمیل شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی تست و ANCOVA در نرم افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که قبل از مداخله بین نمرات امید دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود نداشته (589/0=p)، اما پس از مداخله در گروه آزمون (98/2±54/36) به طور معناداری نسبت به گروه شاهد (76/3±88/33) افزایش یافته است (001/0p<).
    نتیجه گیری
    نتیجه مطالعه حاضر نشان داد که مداخله آموزشی درک از بیماری در افزایش امید بیماران تحت درمان با همودیالیز موثر است. لذا انجام این مداخله در بیماران همودیالیزی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: امید، درک از بیماری، همودیالیز، نارسایی مزمن کلیه
  • طاهره رحمانی فرد، سید محمد کلانتر کوشه، محبوبه فرامرزی* صفحات 277-289
    زمینه و هدف
    زنان نابارور نسبت به افراد بارور، استرس بیش تری را در زندگی تجربه می کنند و کیفیت زندگی پایین تری دارند. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی زنان نابارور بوده است.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی تصادفی (IRCT2017021132321N2) به روش چهار گروهی سولومون، 60 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات باروری ناباروری حضرت فاطمه زهرا (س) شهر بابل در سال 1394، به طور تصادفی در چهار گروه 15 نفری (آزمایش با پیش آزمون، آزمایش بدون پیش آزمون، شاهد بدون پیش آزمون، شاهد با پیش آزمون) تخصیص داده شدند. 30 نفر آزمودنی گروه آزمایش، روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی 8 جلسه گروهی (هفته ای یک بار 120 دقیقه) دریافت نمودند. 30 نفر آزمودنی گروه شاهد، هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. 30 آزمودنی در ابتدا و 60 آزمودنی در انتهای مطالعه، پرسشنامه کیفیت زندگی را تکمیل کردند. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 20 با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری ANCOVA تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی را در هر دو گروه آزمایش ارتقا داد. به طوری که میانگین نمرات زنان در تمامی چهار بعد کیفیت زندگی، سلامت جسمانی، روانی، روابط اجتماعی و محیط زندگی در هر دو گروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه های کنترل بیش تر شد (05/0p<).
    نتیجه گیری
    به کارگیری روان درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، به عنوان یک روش قابل اعتماد ارتقادهنده کیفیت زندگی زنان نابارور، در مراکز ناباروری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: روان درمانی ذهن آگاهی، کیفیت زندگی، ناباروری
|
  • Sara-Sadat Hoseini-Esfidarjani, Reza Negarandeh * Pages 196-200
    Nurses are a major part of the health system workforce. Also, this group of healthcare workers has an important role in providing direct care to the patients. Therefore, nurses are considered an important pillar in any health system (1). However, during recent years, the shortage of nursing staff and high rate of job leaving have become a serious concern in many countries (2). To properly and timely deal with this challenge, it is necessary to have accurate information about all its relative factors such as number, age status, years of service, employment of nursing graduates, the number of active beds, their geographical distribution and the prediction of the number of nursing graduates in the next years.
    While some studies have recently emphasized the issue that Iran, similar to many other countries, is facing nursing staff shortage (3), no clear picture is available of the current and future needs for nursing workforce due to the poor infrastructures of health information system in our country. Nejatian has stated that “there is still no accurate statistics on the shortage of nursing staff and the required nursing workforce” (4). However, some health ministry officials have suggested that there is a shortage of 200 thousand nursing staff (5).
    Currently, if we accept that the country is facing the challenge of nursing shortage, it will be necessary to comprehensively consider all the factors related to supply and demand. One of the efforts made in recent years was to increase the capacity of nursing schools and establish new nursing schools for training a higher number of nurses. But some believe that a number of graduated nurses are not interested in working in the nursing field (6). For example, according to a governmental report, in 2013, about 1.6 million licensed nurses in the United States did not work in nursing (7). Therefore, further workforce training will not necessarily resolve the shortage of staff and it is necessary to consider other important factors influencing the recruitment and retention of nursing workforce. Among these factors, job satisfaction has a great role in the nurses’ intention to leave their profession (8) or decrease their working hours (9). Occupational burnout, social support (10) and the salaries and bonuses system (11) are other important factors that should be considered for resolving the problem of nursing shortage.
    Considering the current situation, if the current shortage is caused by the lack of interest in working in nursing field or leaving nursing career, as Florence Nightingale proved that caring for the injured soldiers is less costly for the British army than letting them die and recruiting new soldiers (12), increasing the capacity for training nurses is not a cost-effective approach for resolving the problem of nursing shortage.
    Despite what was mentioned above, the policy makers’ main strategy is still to increase the number of graduated nurses. In this regard, there are various experiences about developing and implementing nursing education programs in the world that could be an appropriate choice for resolving the problem of nursing staff shortage. One of these programs is “Accelerated Nursing Program” which has been developed for the graduates of non-nursing bachelor’s degree to be trained as a nurse. The first Accelerated Nursing Programs was developed in the early 1970s which gradually grew over the next years (13). These accelerated programs are based on the previous experiences of the students and provide an opportunity for individuals with a bachelor’s degree in other disciplines to enter the field of nursing (14). Accelerated nursing programs would provide the fastest way for issuing a nursing license to non-nursing graduates and last from 12 to 18 months (15). These programs are intense with courses offered full-time and there is no break between the courses; the students would pass the same hours of clinical internship as their counterparts in traditional nursing programs. Nursing staff value to the graduates of accelerated nursing programs because they would bring a great amount of skill and education to the workplace; they claim that these graduates are more mature and have stronger clinical skills and also are quick in learning the necessities of the job (14). Results of the study by Ouellet showed that accelerated programs would train qualified nurses who could be successfully prepared for clinical activities (16). Results of a retrospective study by Raines revealed that most graduates of accelerated nursing programs were working in nursing field and a great percentage of them were either studying or a higher degree graduates in nursing (15). Studies on the evaluation of accelerated nursing programs revealed positive results and outcomes in implementing these programs (17, 18).
    Iran has high rates of unemployment among university graduates in many fields (19). Considering this important issue and our country’s priority in creating employment for them, it seems that applying the accelerated nursing programs rather than untested programs such as nurse training plan using the capacity of hospital, which has no clear structure, process and results, can be appropriate for the current situation in the country. Therefore, in order to find an answer to this challenge, it is recommended that nursing shortage area should be determined and these programs be launched in those areas. In such a framework, the required nursing staff can be provided in a shorter duration of time and with less cost.
    Keywords: nursing shortage challenge
  • Reza Ghanei Gheshlagh, Mahboubeh Nazari, Vajiheh Baghi, Sahar Dalvand, Asghar Dalvandi, Kourosh Sayehmiri * Pages 201-213
    Background and Aim
    Needlestick injuries (NSIs) are a serious occupational hazard for health care providers and nurses that are often not reported for various reasons. Several studies have reported a different rate of this great challenge. The aim of this systematic review and meta-analysis was to estimate the prevalence of under-reporting of NSIs in healthcare providers in Iran.
    Methods & Materials: By searching national and international databases including SID, Magiran, Google Scholar, IranMedex, Science Direct, PubMed and Scopus, 19 published articles were extracted. Data analysis was carried out through the random-effects model, and heterogeneity was investigated by I2 index. The data were analyzed using the Stata software version 12.0.
    Results
    The rate of non-reporting of NSIs in 19 relevant articles in Iran with the sample size of 9274 was 59% (95% CI: 49-69). The rate of under-reporting of NSIs in the healthcare providers (64%) was higher than in nurses (55%). Based on the meta-regression results, there was no significant relationship between the prevalence of under-reporting of NSIs and the year of publication (P=0.138), sample size (P=0.390) and age (P=0.918).
    Conclusion
    The results of the study showed that more than half of health care providers did not report NSIs. Notifying health care providers about the risks of NSIs and properly dealing with the injured cases is necessary in order to increase the reporting of NSIs.
    Keywords: prevalence, needlestick injury, meta-analysis, systematic review, Iran
  • Maryam Esmaeili, Nahid Dehghan Nayeri *, Ziba Borzabadi Farahani, Mahvash Salsali Pages 214-225
    Background and Aim
    Although the number of kidney donors is increasing in the country, few relatives decide to donate. Decision making on kidney donation to a relative faces many challenges, while how to make this decision is still ambiguous. The aim of the present study was to explore the way of decision making about kidney donation to a relative.
    Methods & Materials: The present study was a qualitative study conducted in 2015. The thematic analysis approach was used to analyze the data. In this study, 16 relative donors from the kidney transplant centers of all the teaching hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences (Imam Khomaini, Shariati, Sina) were selected through purposive sampling. Then, 16 face-to-face, in-depth, semi-structured interviews were conducted. Data were analyzed using the thematic analysis approach proposed by Clark & Braun (2006).
    Results
    Data analysis led to the identification of two themes “being resolute in decision making” and “mulling over the decision”. The first theme was comprised of three subthemes including donation with a heartfelt desire, consistency in decision making, discretion in decision making, and the second theme was consisted of two subthemes including unsteady in decision making and bargaining in decision making.
    Conclusion
    Decision making on kidney donation to a relative faces a variety of challenges influenced by the donor’s family background, the supportive role of family members, kinship ties and a sense of love for relatives. By providing knowledge and awareness to donors to address ambiguities and subjective questions, they can have an important role in developing the culture of relative’s kidney donation.
    Keywords: kidney donation, relatives, decision making, thematic analysis, nursing
  • Talat Khadivzadeh, Zahra Hadizadeh Talasaz *, Mohammad Taghi Shakeri Pages 226-242
    Background and Aim
    The delay in childbearing is associated with a reduction in the total fertility rate and increase in the risk of pregnancy at an older age. Social learning theory has mostly been used to clarify the interaction between personal and environmental factors and behavior. In order to understand the factors underlying delayed childbearing, the present study aimed to predict the factors affecting the delay in first childbearing among young married women using the Bandura’s social learning theory.
    Methods & Materials: This cross-sectional correlational study was conducted on 284 married women referred to the health centers and OB/GYN clinics of teaching hospitals in Mashhad in 2015-2016. The data collecting tool was comprised of five questionnaires regarding to personal and social factors. Data were analyzed by descriptive statistics, Pearson and Spearman correlation co-efficient, linear regression and multivariate regression using the SPSS software version 16.
    Results
    The mean age of participants was 27.99±4.2, and the mean interval between marriage and the first child was 3.22±1.96, which was 1.25 years more than that of ideal spacing between marriage and childbirth. Multiple linear regressions showed negative and positive fertility motivations, perceived maternal self-efficacy, martial relationship, the number of sisters and childbearing-related religious beliefs had a significant effect on the interval between marriage and first childbirth (P
    Conclusion
    The individual and environmental factors predicting delay in the first reproductive behavior were identified using the Bandura's social learning theory. The both factors should be considered in designing intervention programs for increasing fertility rate.
    Keywords: delayed childbearing, social learning theory, self efcacy, reproductive behavior
  • Seyedeh Rabeeh Ghavami, Leili Borimnejad *, Naiemeh Seyedfatemi, Hamid Haghani Pages 243-253
    Background and Aim
    Infant hospitalization in the intensive care unit is stressful for parents so that it affects their parental role. Nurses, due to their special situation, can play an important role in reducing parental stress. This study aimed to determine the effect of parental role training by a nurse on stress in the parents of hospitalized newborns in a neonatal intensive care unit.
    Methods & Materials: A quasi-experimental study (IRCT201605131788N17) was conducted on 72 parents (36 couples in the intervention group, 36 couples in the control group) of hospitalized newborns in the neonatal intensive care unit of Ali-Asghar hospital in 2016. The intervention group received the parental role training based on their needs. Their stress level was compared with the control group using the Parental Stress Scale. Data were analyzed by descriptive statistics, chi-square test, paired t-test, independent t-test and Fisher's exact test using the SPSS software v.16.
    Results
    Before the education, there was no significant difference in the stress level between the two groups (P>0.05). After the education program, the stress level in the intervention group fell on the tenth day compared to the control group (P
    Conclusion
    Training parents based on their educational needs reduces their stress. By reducing stress and improving the role of parents, it can be assured that the newborn is provided with the quality care at the time of admission.
    Keywords: Neonatal Intensive Care Unit, parental stress, parental role, education neonatal nurse
  • Sedigeh Salimi, Vahid Pakpour, Hossein Feizollahzadeh, Azad Rahmani * Pages 254-265
    Background and Aim
    Exposure to high stress in the work environment among the intensive care unit nurses results in leaving the profession and their unwillingness to continue their activities. This is one of the major challenges in the nursing profession and has a great effect on the effectiveness of health systems. Despite the importance of resilience, there is few studies on the intensive care unit nurses’ resilience. The aim of this study was to determine resilience and its association with the intensive care unit nurses’ intention to leave their profession.
    Methods & Materials: This is a cross-sectional, descriptive analytical study on 400 nurses working in the intensive care units of teaching hospitals affiliated to Tabriz University of Medical Sciences in 2016. Data were collected through a modified form of Anticipated Turnover Scale designed by liou and a summarized form of Connor-Davidson’s resilience scale". Descriptive and inferential statistics (Mann-Whitney, and Kruskal-Wallis) were used for data analysis through SPSS version 13.
    Results
    The mean rank for intention to leave and resilience was 2.83 (IQR: 0.67) and 25.50 (IQR: 8) respectively. Also, there was a negative, significant correlation between resilience and intention to leave (P
    Conclusion
    Considering the rate of intention to leave the profession, more attention is needed to the factors affecting the intention to leave. In addition, due to the significant relationship between resilience and intention to leave, incorporating resilience-promoting strategies into nursing curriculum is recommended.
    Keywords: resilience, intention to leave, intensive care unit nurses
  • Samira Tabiban, Mohammad Ali Soleimani, Hooman Bakhshande, Marzieh Asghary * Pages 266-276
    Background and Aim
    Promoting hope in hemodialysis patients is very important. Various methods have been suggested in order to raise hope in patients with chronic diseases. The aim of this study was to investigate the effect of an illness perception-based intervention on hope in patients with hemodialysis.
    Methods & Materials: This is a randomized clinical trial (IRCT2016103130609N1) on 120 hemodialysis patients admitted in the dialysis department of Bou Ali Sina hospital in Qazvin from December to February 2016. The samples were randomly assigned into control and intervention groups. Before the intervention, questionnaires including demographic information, the Herth hope scale and a summarized form of illness perception were completed. The intervention group received the illness perception-based intervention in three sessions of 30 minutes each, prior to hemodialysis. Four weeks later, the Herth hope scale and illness perception questionnaire were re-completed by the both groups. Data were analyzed by descriptive statistics, t-test and ANCOVA using the SPSS software version 23.
    Results
    Results showed no statistically significant differences in hope scores between the two groups (P=0.5589) but after the intervention, hope scores significantly increased in the experimental group (36.54±2.98) compared to the control group (33.88±3.76) (P
    Conclusion
    The result of the present study indicated the illness perception-based intervention was effective in enhancing hope in the patients underwent hemodialysis. Therefore, this intervention is recommended for hemodialysis patients.
    Keywords: hope, illness perception, hemodialysis, chronic renal failure
  • Tahere Rahmani Fard, Seyed Mohammad Kalantarkousheh, Mahbobeh Faramarzi * Pages 277-289
    Background and Aim
    Infertile women experience greater stress in their life and have lower quality of life compared to fertile women. The present study aimed to evaluate the effect of mindfulness-based cognitive psychotherapy (MBCT) on quality of life in infertile women.
    Methods & Materials: In a randomized clinical trial (IRCT2017021132321N2) with the Solomon four-group design, 60 infertile women referred to Fatemeh Zahra Infertility Research Center in Babol in 2015, were randomly assigned into four groups (15 in the group of experiment with pretest, 15 in the group of experiment without pretest, 15 in the group of control with pretest, 15 in the group of control without pretest). A total of thirty participants in the experimental group received MBCT in eight group sessions (120 minutes, once a week). The control group received no intervention. Thirty participants at the beginning and sixty participants at the end of study completed the Quality of Life Questionnaire (WHOQOL-26). Data were analyzed by the SPSS software version 20 using univariate ANCOVA.
    Results
    The mindfulness-based cognitive psychotherapy improved the quality of life in both experimental groups. The mean scores for all the four domains of quality of life including, physical health, psychological health, social relationships, and environment significantly increased in both experimental groups compared to control groups (P
    Conclusion
    The use of MBCT as a reliable method for promoting the quality of life of infertile women is recommended in infertility clinics.
    Keywords: mindfulness based psychotherapy, quality of life, infertility