فهرست مطالب

  • پیاپی 16 (پای ی ز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/26
  • تعداد عناوین: 12
|
  • خلیل آق، مجید محمد اسمعیلی، حسین حسینی مقدم* صفحات 1-10
    گونه Astragalus podolobus یکی از گونه های بومی مراتع قشلاقی ترکمن صحراست که در مراتع تپه ماهوری با خاک لسی در مناطق خشک و نیمه خشک شمال گنبدکاووس رویش دارد. برای کشت و استقرار این گونه، آزمایش هایی شامل روش های مختلف تکثیر، کشت و استقرار این گونه در مراتع داشلی برون انجام شد. در این تحقیق، 4 تیمار برای تکثیر و 6 تیمار برای کشت و استقرار این گونه در نظر گرفته شد. در تکثیر این گونه، 4 تیمار شامل قلمه زنی با هورمون NAA، هورمون IBA، ترکیبی از این دو هورمون و تکثیر بوته با بذر لحاظ شد. آزمایش ها در قالب طرح کاملا تصادفی انجام پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد مناسب ترین روش برای تولید بوته در این گونه گیاهی، تکثیر با بذر است. در این آزمایش، در روش کشت با بذر، 30 درصد زنده مانی بوته ها در داخل گلدان های پلاستیکی مشاهده شد. در کشت و استقرار بوته های حاصل از بذر در عرصه مرتع در اسفندماه، 91 درصد زنده مانی و در آذر ماه 65 درصد زنده مانی مشاهده شد؛ اما کشت بوته در آذرماه رشد بیشتری نسبت به کشت زمستانه داشت.
    کلیدواژگان: ترکمن صحرا، قلمه زنی، بوته، داشلی برون
  • دکتر مسلم رستم پور *، دکتر محمد جعفری، دکتر علی طویلی، دکتر حسین آذرنیوند، دکتر سید وحید اسلامی صفحات 11-24
    در اکوسیستم های بیابانی مناطق خشک و نیمه خشک، به خصوص اراضی شور، پراکنش، ترکیب و تنوع گونه های گیاهی به گرادیان شیمیایی و فیزیکی خاک بستگی دارد. این تحقیق به منظور بررسی تغییرات تنوع و غنای گونه ای در طول تغییرات شوری خاک در مراتع حاشیه دق پترگان انجام گرفت. پس از زون بندی پوشش گیاهی براساس شوری خاک، نمونه برداری در داخل هر زون به صورت تصادفی-منظم انجام شد. در داخل هر زون، سه توده انتخاب و درون هر توده اقدام به اندازه گیری درصد پوشش گیاهی، تراکم و شاخص های تنوع گونه ای شد. برای رج بندی پوشش گیاهی در طول گرادیان شوری خاک، از روش تحلیل تطبیقی قوس گیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین تاج پوشش کل، یک ساله ها و چند ساله ها بین زون های مختلف شوری خاک، تفاوت های معنی داری وجود دارد. همچنین، گرادیان شوری خاک بر غنا و تنوع گونه ای نیز تاثیر معنی داری دارد. به طوری که زون اول (شوری زیاد) کمترین غنا و تنوع گونه ای را دارد. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت فقط سطح شوری زیاد است که بر تنوع گونه ای تاثیر معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: گرادیان شوری خاک، هالوفیت، درصد پوشش گیاهی، تنوع گونه ای، پلایای شور
  • افشین رستمی، علیرضا خوانین زاده، ناصر باغستانی* صفحات 25-34
    یکی از روش های مهم اصلاح مراتع و افزایش تولید علوفه در آن ها، ذخیره نزولات آسمانی در خاک با استفاده از روش های مختلفی مانند احداث هلالی ها و چاله های آبگیر است. در این پژوهش، اثر این سامانه ها درخصوص تغییر درصد پوشش و تولید گیاهان مرتعی و نیز رطوبت خاک بررسی شده است. نمونه گیری از خاک و پوشش گیاهی در سه منطقه نمونه گیری شامل منطقه شاهد، منطقه هلالی آبگیر و منطقه چاله های آبگیر به روش سیستماتیک تصادفی انجام شد. در هر منطقه، (50 هکتار) 98 پلات 2 مترمربعی به فواصل 70 متر از یکدیگر پلات گذاری انجام شد. برای اندازه گیری درصد پوشش گیاهی در سه منطقه، درمجموع از 294 پلات استفاده شد. برای اندازه گیری تولید گیاهان 25درصد از پلات های مربوط به درصد پوشش گیاهی انتخاب و رشد سالانه گیاهان داخل پلات پس از قطع و خشک کردن در سایه، توزین شد. برای بررسی تغییرات رطوبت خاک نیز، 20درصد از پلات های درصد پوشش در هر منطقه انتخاب و در هر پلات، 2 پروفیل به فاصله یک متر حفر و نمونه های خاک سطحی و عمقی برداشت شد. داده ها با استفاده از تجزیه واریانس دوطرفه تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد درصد پوشش گیاهان و همچنین مقدار تولید گیاهان مرتعی در منطقه چاله ها به حدود دو برابر و در منطقه هلالی ها حدود 5/1 برابر منطقه شاهد افزایش یافته به طوری که این افزایش در سطح یک درصد معنی دار است. رابطه بین رطوبت خاک و تولید و درصد پوشش گیاهی در سطح یک درصد معنی دار شد. باتوجه به نتایج حاصل، سامانه چاله ها عملکرد مناسب تری نسبت به هلالی آبگیر دارد و دارای مزیت نسبی در وضعیت مشابه منطقه مطالعاتی بوده و برای اصلاح و توسعه مراتع در مناطق خشک پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: درصد پوشش، تولید پوشش گیاهی، چاله آبگیر، هلالی آبگیر، رطوبت خاک
  • علیرضا محمودی، حمیدرضا بوستانی* صفحات 35-48
    آتش سوزی می تواند بر پایداری بسیاری از زیست بوم های طبیعی از طریق تغییر در ویژگی های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تاثیر بگذارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات آتش سوزی بر برخی از خصوصیات شیمیایی و فراهمی عناصر غذایی خاک مرتعی (مراتع مروارید، منطقه داراب) است. برای انجام این پژوهش، یک منطقه آتش سوزی با سابقه پنج ماه و یک منطقه همگن بدون آتش سوزی (شاهد) در کنار آن انتخاب شد. تعداد 30 نمونه خاک سطحی (0 تا 20 سانتی متر) با استقرار 15 پلات در هر منطقه (شاهد و آتش سوزی) برداشته شد. خصوصیات خاک دو منطقه از طریق آزمون t مستقل و با استفاده از نرم افزارSPSS آنالیز گردید. نتایج نشان داد پس از آتش سوزی به طور معنی داری مقدار ماده آلی (15/2 برابر)، ظرفیت تبادل کاتیونی (65/21 درصد) و شوری خاک (3 برابر) افزایش و مقدار کربنات کلسیم معادل (2/27 درصد) و pH خاک (5/4 درصد) کاهش یافت. همچنین مقدار نیتروژن کل (2/2 برابر)، فسفر(100 درصد)، پتاسیم (5/66 درصد)، منگنز (17 برابر) و روی (92/2 برابر) قابل استفاده در خاک پس از آتش سوزی به طور معنی داری افزایش یافت. مقدار آهن و مس قابل استفاده در اثر آتش سوزی تغییر معنی داری نداشت. به طور کلی، نتایج نشان داد که حاصلخیزی خاک موردمطالعه در اثر آتش سوزی کوتاه مدت افزایش یافت، البته باید تاثیرات بلندمدت آتش سوزی نیز مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ماده آلی خاک، pH خاک، فسفر قابل استفاده، عناصر کم مصرف، ظرفیت تبادل کاتیونی
  • علی محمد قائمی نیا *، محمد علی حکیم زاده صفحات 49-58
    فرسایش بادی یکی از جنبه های بیابان زایی و تخریب اراضی در مناطق خشک است. وقوع وزش بادهای با سرعت زیاد علاوه بر کاهش حاصلخیزی خاک، سبب ایجاد خسارت به تاسیسات مستقر در این مناطق می شود. احداث بادشکن های غیرزنده با شاخه های درختان و درختچه ها و الوار و همچنین مصالح ساختمانی یکی از شیوه های رایج در کاهش خسارت ها است. با توجه به وقوع خشکسالی در سال های اخیر و لزوم افزایش استفاده بهینه از آب موجود در بخش کشاوزی، استفاده از بادشکن های غیرزنده مناسب تر به نظر می رسد. به منظور بررسی تاثیر انواع الگوهای متداول آجرچینی مشبک در میزان حفاظت بادشکن ها از نقاط در پشت خود، یک بررسی آزمایشگاهی در تونل باد انجام شد. بدین منظور پنج الگوی آجرچینی مشبک با تراکم های مختلف به همراه شاهد با تراکم 100 درصد در قالب بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار، موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد با افزایش تخلخل در بادشکن، ضمن کاهش سرعت باد و حفظ منطقه موردحفاظت، خطوط جریان به شکل موازی درآمده و جریان های پیچشی در آن ها مشاهده نمی شود. درصورتی که با کاهش تخلخل، در خطوط جریان باد جریان پیچشی به وجود آمده و موجب کاهش حفاظت از منطقه موردنظر می شود. نتایج همچنین نشان داد که احداث بادشکن با ارتفاعی کمتر از ارتفاع سازه موردحفاظت (مانند گلخانه)، به خصوص در بادشکن های با تراکم زیاد، نه تنها سازه در برابر وزش باد حفظ نمی شود، بلکه با شکل گیری جریانی با سرعت بیشتر در روی بادشکن و جریان های پیچشی در پشت آن، خسارت ها افزایش می یابد. ازاین رو توجه به ایجاد تراکم بهینه با کاربرد الگوهای آجرچینی مشبک مناسب، در احداث بادشکن های غیرزنده آجری حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: فرسایش بادی، تراکم بادشکن، آجر، تونل باد، بیابان زدایی
  • محمد علی نژاد، محسن حسینعلی زاده *، مجید اونق، علی محمدیان بهبهانی صفحات 59-70
    عمل حمل ماسه به وسیله بادهای فرساینده در مناطق خشک و نیمه خشک و نشست این رسوبات اطراف موانعی مانند گیاهان بوته ای باعث به وجودآمدن پدیده اکو-ژئومورفولوژیکی نبکا می شود که در تثبیت ماسه های متحرک در این مناطق از اهمیت زیادی برخوردار است. وجود نبکا در استان گلستان، نشان دهنده حاکمیت فرسایش بادی به خصوص در فصول خشک در این مناطق است. در پژوهش حاضر، به معرفی و ارزیابی مقایسه ای خصوصیات فیزیکی شیمیایی رسوبات نبکا و مجاور آن در این ناحیه پرداخته شده است. ازاین رو، ابتدا مهم ترین مولفه های دانه بندی ذرات در فرسایش بادی شامل اندازه ذرات ماسه، رس، سیلت و ویژگی های مورفومتری شامل میانگین قطر ذرات، جورشدگی و کج شدگی 30 عدد نبکا در دشت صوفیکم به عنوان یکی از مناطق تجمع نبکا در حاشیه شرقی خزر بررسی شد و خصوصیات فیزیکی شیمیایی رسوبات راس و اراضی مجاور نبکا با استفاده از آزمون های آماری تی و ویلکاکسون موردمقایسه قرار گرفت. به منظور ارزیابی جهت بادهای فرساینده در شکل گیری نبکاها و توان حمل ماسه توسط آن ها، نمودارهای گل طوفان و گل ماسه ترسیم شد و نتایج آن نشان داد که جهت باد غالب و فرساینده منطقه روندی غربی شرقی دارد یا به عبارتی از دریا به ساحل است. همچنین ترسیم گل ماسه نشان داد که بادها در فصول بهار و تابستان، رسوبات بیشتری در سطح زمین حمل می کنند. نتایج نشان داد که بین شاخص جورشدگی، اندازه رسوبات با قطر ماسه خیلی ریز، لیمون و رس و میزان Ec، pH و ماده آلی در دو محیط نبکا و اراضی مجاور آن، تفاوت معنی دار وجود ندارد، اما شاخص کج شدگی، میانگین قطر ذرات، رسوبات با قطر ماسه ریزدانه، متوسط دانه، درشت دانه و خیلی درشت، SAR و ESP رسوبات تفاوت معنی داری دارند. نتایج بیانگر آن است که اثر و زمان عوامل فرساینده روی رسوبات زیاد نبوده و فاصله آن ها از منطقه برداشت کم است؛ به عبارتی منشا رسوبات حمل شده و تشکیل دهنده نبکا در منطقه محلی است.
    کلیدواژگان: نبکا، فرسایش بادی، خصوصیات فیزیکی شیمیایی، دشت صوفیکم، استان گلستان
  • علی محمدیان بهبهانی *، سادات فیض نیا، محمدرضا اختصاصی، حسن احمدی صفحات 71-80
    انتشار گرد و خاک و حرکت ماسه های روان از متداول ترین خطرات طبیعی بر جاده های بیابانی مناطق خشک کشور به شمار می رود که عمدتا از رخساره های ژئومورفیک حاشیه جاده منشا می گیرند. لذا شناسایی و کنترل رخساره های حساس منطقه برداشت و تعیین سهم هریک در تولید ماسه های روان و ریز گردها اثر قابل توجهی بر روی کاهش خسارات ناشی از این پدیده ها دارد. در این تحقیق، ابتدا واحدهای ژئومورفولوژیک حاشیه جاده یزد میبد شناسایی شد، سپس نسبت به نمونه برداری از این رخساره ها به عنوان مناطق منشا و همچنین رسوبات حمل شده بر سطح جاده، اقدام شد. نمونه ها به دو روش دانه بندی (شاخص های مورفومتری ذرات) و کانی شناسی، آنالیز شده و با استفاده از روش تحلیل خوشه ای موردمقایسه قرار گرفتند. نتایج بررسی مورفومتری ذرات نشان داد که اندازه قطر میانه و میانگین رسوبات حمل شده بر سطح جاده، به ترتیب برابر با 208 و 224 میکرون است که باتوجه به رابطه قطر ذرات منطقه رسوب گذاری با فاصله حمل، بیانگر نزدیکی منشا رسوبات حمل شده بر سطح جاده است. همچنین بررسی شاخص کج شدگی نشان داد که وضعیت تقارن منحنی دانه بندی رسوبات گرفته شده از سطح و حاشیه جاده ، به سمت ذرات درشت دانه تمایل داشته و عمدتا جورشدگی ضعیفی دارند که نشان دهنده محلی بودن منطقه حمل آن است. نتایج کانی شناسی بین رسوبات حمل شده بر سطح جاده و رخساره های فرسایش بادی نشان داد که رسوبات حمل شده، بر سطح جاده بیشترین درصد تشابه را با عناصر رخساره های پهنه های ماسه ای و تپه های ماسه ای حاشیه دارد که به عنوان منشا رسوبات جاده ای مسیر ترانزیتی یزد میبد معرفی شد.
    کلیدواژگان: آنالیز خوشه ای، فرسایش بادی، ژئومورفولوژی، جاده یزد، میبد
  • انیس جعفری، فرشاد کیوان بهجو، رئوف مصطفی زاده* صفحات 81-92
    یکی از اجزای مهم و عامل اساسی تغییر در زیست بوم، انسان بوده و زیست بوم های تخریب شده نتیجه فعالیت های انسانی است. وجود یک زیست بوم سالم برای تامین خدماتی که موردنیاز انسان و محیط طبیعی و نیز حفظ ارزش های اقتصادی و اجتماعی ضروری است. برای ارزیابی سلامت زیست بوم، به بررسی کیفیت شرایط زیست بوم با استفاده از انواع شاخص ها نیاز است؛ زیرا مجموعه شاخص ها باید نشان دهنده اطلاعات کلیدی در ساختار زیست بوم و عملکرد و برای هدف از این ارزیابی خاص باشد. هدف این مطالعه، ارزیابی مولفه های موثر بر سلامت زیست بوم به صورت جامع، در قالب سه معیار توان، ساختار و تاب آوری در حوزه آبخیز ایریل استان اردبیل است. دراین باره، مقادیر مولفه های توان (NDVI، فرسایش و رواناب)، ساختار (پیوستگی، تکه تکه شدگی، تقسیم شدگی، درجه تفکیک، تراکم لبه و شاخص تنوع سیمپسون تغییریافته ) و تاب آوری (درصد کاربری های مختلف، شاخص بزگ ترین لکه و شاخص تجمع) به صورت کمی محاسبه شد و در ادامه، با ارائه نتایج در قالب نمودارهای راداری، امکان مقایسه مولفه های مختلف و چندبعدی در زیرحوضه های موردمطالعه فراهم گردید. براساس نتایج مقادیر معیار توان در زیرحوضه های S1 (89/0) و S8 (13/0)، به ترتیب بالا ترین و پایین ترین امتیاز را دارند. زیرحوضه های S7، S2 و S3 از نظر معیار ساختار با مقادیر 73/0، 63/0 و 63/0 در شرایط مطلوبی قرار دارند و سایر حوزه ها در وضعیت نامناسبی قرار دارند. مقدار معیار تاب آوری در زیرحوضه های S1، S3 و S8 بیشتر از بقیه زیرحوضه هاست. درمجموع، نتایج نشان داد که مولفه تاب آوری دارای بالاترین تغییرات در زیرحوضه های منطقه موردمطالعه بوده است. براساس نتایج، مقدار متوسط مولفه های توان، ساختار و تاب آوری به ترتیب برابر 40/0، 55/0 و 55/0 بوده و درمجموع، زیرحوضه S1 دارای بالاترین مقدار متوسط شاخص های محاسباتی است.
    کلیدواژگان: تاب آوری زیست بوم، پیوستگی اکولوژیک، ساختار زیست بوم، ارزیابی سلامت، توان زیست بوم
  • آرش ملکیان *، پروین محمدی صفحات 93-104
    یکی از مسائل بسیار مهم که باید در مدیریت حوزه های آبخیز در نظر گرفت، مشخص کردن اولویت حوزه های آبخیز برای انجام کارهای آبخیزداری و مدیریتی است. باتوجه به مدیریت و تصمیم گیری در انتخاب مکان های مناسب برای اجرای پروژه های آبخیزداری و نیز باتوجه به هزینه و زمان انجام عملیات های حوزه آبخیز، استفاده از روش های تصمیم گیری بسیار مفید است. در این پژوهش، با استفاده از مدل های تصمیم گیری fuzzy SAW و AHP زیرحوزه های پارچین در استان تهران، براساس انتخاب بهترین زیرحوزه برای انجام عملیات آبخیزداری اولویت بندی شد. نتایج حاصل نشان داد که هر دو روش اولویت با زیرحوزه 7 می باشد. در روش fuzzy SAW زیرحوزه 7 با 86/1 دارای بیشترین امتیاز است. و زیرحوزه 9 با 69/1 دومین اولویت را دارد. همینطور در روش AHP زیرحوزه 7 با 2102/0 مقدار وزن اولویت اول را دارد و زیرحوزه 9 با 1558/0 دارای اولویت دوم است. باتوجه به مقایسه دو روش می توان گفت اولویت اول و دوم هر دو مدل در تحقیق مشابه است، ولی در سایر زیرحوزه ها اولویت ها متفاوت اند.
    کلیدواژگان: AHP، fuzzy SAW، اولویت بندی، سلسله مراتبی
  • نوید ضیایی، مجید اونق *، حمیدرضا عسگری، علی رضا مساح بوانی، عبدالرسول سلمان ماهینی، محسن حسینعلیزاده صفحات 105-118
    تغییر اقلیم، خشکسالی و تغییر کاربری اراضی، پیامدهای منفی ازجمله گسترش بیابان ها را به دنبال دارد. بیابان زایی به مفهوم تخریب سرزمین، سومین چالش مهم جهانی قرن 21 محسوب می شود. در این تحقیق، تلاش شده که تاثیر پدیده تغییر اقلیم بر تغییرات برخی از متغیرهای اقلیمی (دما و بارش) ایستگاه های سینوپتیک فیروزکوه و گرمسار در دو دوره آینده نزدیک (20112030) و آینده میانه (20462065) با کاربرد مدلLARS-WG و سناریوهای A2، B2 و A1B و نیز شدت خطر و ریسک بیابان زایی با کاربرد مدل ESAs در حوضه حبله رود، باتوجه به حساسیت اکولوژیکی و موقعیت خاص سیاسی این منطقه بررسی شود. نتایج نشان داد بارش ماهانه حوضه، به طور متوسط در آینده نزدیک، بین 23/0 تا 80/4 میلی متر افزایش و در آینده میانه 08/0 تا 15/0 میلی متر کاهش خواهد یافت و حداقل و حداکثر دما برای هر دو دوره آینده افزایش خواهد یافت. بیشترین تغییرات کلاس های بیابان زایی در دوره آینده نزدیک، مربوط به سناریوی B1 و در آینده میانه، مربوط به سناریوی A1B بوده که طی آن، شاهد گذار و تغییر کلاس های خطر F2، F3 و C1 به کلاس های بحرانی تر C3 و C4 خواهیم بود. همچنین در هر دو دوره آینده، درصد مساحت کلاس های ریسک IV و V (بحرانی) افزایش خواهد یافت؛ به طوری که این مقدار افزایش برای آینده میانه، از 49/15 درصد برای سناریوی B1 و کلاس IV تا 77/50 درصد در سناریوی A2 کلاس V خواهد بود.
    کلیدواژگان: گرمایش جهانی، حبله رود، بیابان زایی، HadCM3، مدل Lars-WG
  • سید حجت موسوی *، صدیقه کیانی، آرش صادقی، حسین اکبری فیض آبادی صفحات 119-134
    رشد قابل توجه طبیعت گردی در عصر حاضر، ناشی از جایگاه ویژه آن در مجامع علمی و اقتصادی و همچنین اثرگذاری در نگرش های مثبت محیط زیستی، توسعه پایدار و درآمدزایی است. در این زمینه، گردشگری در مناطق حفاظت شده به عنوان یکی از زیربخش های مهم طبیعت گردی، راهی برای حفاظت از چشم اندازها، تنوع زیستی و ذخایر طبیعی محسوب می شود که به تبع آن، وجود یک سامانه قابلیت سنجی طبیعت گردی را در چنین پهنه هایی اجتناب ناپذیر می سازد. لذا پژوهش پیش رو با استفاده از بررسی های میدانی و روش تدوین پرسشنامه، به ارزیابی قابلیت توسعه طبیعت گردی در پناهگاه حیات وحش عباس آباد پرداخته است. دراین خصوص با استناد به پیمایش های میدانی و نظر کارشناسان در قالب پرسشنامه، از مجموع امتیاز معیارهای علمی و مکمل، ارزش اکولوژیکی زیستگاه و سپس ارزش مدیریتی آن نیز از حاصل جمع امتیاز معیارهای حفاظت و بهره وری به دست آمد. درنهایت از مجموع امتیاز ارزش های اکولوژیکی و مدیریت، امتیاز نهایی زیستگاه محاسبه شد. نتایج نشان داد که پناهگاه عباس آباد با کسب امتیاز 06/15، دارای پتانسیل زیاد توسعه طبیعت گردی پایدار است. امتیاز معیارهای اکولوژیکی و مدیریتی به ترتیب 05/9 و 01/6 به دست آمد که بیشترین امتیاز به میزان 55/93 درصد به معیار مکمل تعلق دارد. در معیار علمی شاخص های وجود گونه های جانوری و گیاهی کمیاب و جاذبه های زیستی و پدیده های زمین گردشگری معرفی شده در مجلات به ترتیب با مقادیر 1 و 5/0 حداکثر امتیاز را به دست آوردند. شاخص ارزش زیستی نیز در معیار مکمل با امتیاز 5/1 بیشترین ارزش را کسب کرد. در معیار بهره وری حداکثر امتیاز با مقدار 1 به شاخص حفاظت های حقوقی و اعمال محدودیت های بهره وری اختصاص یافت و شاخص استفاده از جاذبه های طبیعی و فرهنگی موجود نیز کمترین امتیاز را کسب کرد که به عدم شناخت و تبلیغ جاذبه ها ارتباط دارد. بنابراین در صورت شناساندن ارزش های اکولوژیکی و مدیریتی پناهگاه حیات وحش عباس آباد و برنامه ریزی متناسب با توانمندی های آن، این زیستگاه می تواند به یکی از مقاصد مهم طبیعت گردی تبدیل شود.
    کلیدواژگان: گردشگری زیستی، قابلیت سنجی، ارزش های اکولوژیکی و مدیریتی، پناهگاه حیات وحش، عباس آباد
  • زهرا خدمالرسول*، رضا قضاوی صفحات 135-149
    استان فارس به لحاظ داشتن پتانسیل های بی شمار طبیعی و تاریخی و فرهنگی، از قطب های مهم گردشگری ایران محسوب می شود. ازجمله این موارد می توان به مناطق کویری و بیابانی آن اشاره کرد که توان بالقوه ای در جذب گردشگر دارد. در این تحقیق، با تاکید بر گردشگری مناطق بیابانی این استان، پتانسیل های گردشگری سه کویر شیراز، نیریز و میدان گل با استفاده از دو جامعه آماری گردشگر و کارشناس در هر منطقه و دانش داده ا،ی مورد ارزیابی مقایسه ای قرار گرفت. بدین ترتیب که ابتدا برای بررسی پتانسیل های کویرهای سه گانه از منظر گردشگران و کارشناسان، از روش پرسشنامه ای، بهره گیری و در بخش دانش داده ای نیز لایه های اطلاعاتی موردنظر در محیط نرم افزار Arc GIS تهیه شد. سپس برای اولویت بندی کویرهای مزبور، اطلاعات حاصل از جامعه های آماری و لایه ها در قالب سه سناریو در ماتریس های هشت گانه مدل TOPSISبررسی شد. نتایج نشان می دهد که کویر شیراز در هر سه سناریو با میانگین امتیاز 95/0 رتبه اول و سپس کویرهای نیریز و میدان گل به ترتیب با میانگین های 71/0 و14/0در اولویت های دوم و سوم قرار گرفته اند. بنابراین برای توسعه صنعت اکوتوریسم بیابان استان فارس، کویر شیراز بیشترین امتیاز و برترین ارجحیت را به خود اختصاص داده و مستعد توسعه اکوتوریسم بیابانی است.
    کلیدواژگان: اکوتوریسم بیابان، استان فارس، مدل TOPSIS، تکنیک GIS
|
  • Khalil Agh, Majid Mohammed Esmaeili, Hossein Hossini Moghaddam* Pages 1-10
    Astragalus podolobus is a native species of Turkmen Sahra and is used in rangelands in arid and semi-arid hilly loess soil located in north of Gonbad-e Qabus. For cultivation and establishment of this species, different propagation methods for the experiments had been used in pastures of Dashli Borun. In this study, 4 treatments for propagation and 6 treatments for establishment of this species were considered. For propagation of this plant, 4 treatments, including NAA and IBA hormones, were applied for cuttings and reproduction of plants by seeds. The experiments were conducted as completely randomized design. SPSS software was used for statistical analysis. The results showed that propagation by seed is the most appropriate method for A. podolobus plant. Thirty percent of seedling survived when seeds were used for propagation in plastic pots. In the cultivation and establishment of seedlings in rangeland in March, 91% survival rate was observed and in December, survival rate was recorded as 65%. Growing plants from seedlings cultivated in December showed more vigorous growth than the winter cultivation.
    Keywords: Turkman-Sahra, Cuttings, Bush, Dashli-Broun
  • Moslem Rostampour*, Mohammad Jafari, Ali Tavili, Hossein Azarnivand, Seyed Vahid Eslami Pages 11-24
    Plant species distribution, composition and diversity in deserts of arid and semi-arid areas, especially saltland; depend on soil physical and chemical gradients. The aim of this research was to investigate changes in the plant species diversity and richness along a soil salinity gradient in the margin rangelands of Petregan Playa. After vegetation zoning in relation to soil salinity, random-systematic sampling within each zone was taken. Within each zone, three stands were selected, then, within each stand, plant vegetation cover, density and species diversity indices were measured. For ordination vegetation along the soil salinity gradient, Detrended Correspondence Analysis (DCA) method was used. The results showed that there were significant differences in the plant total cover, annuals and perennials plant cover between different soil salinity zones. Also, the soil salinity gradient has a significant effect on the species richness and diversity, as the first zone (high salinity) has the lowest species richness and diversity. It can be concluded that, in general, only high salinity level has a significant effect on the plant species diversity.
    Keywords: Halophytes, Salt playa, Soil Salinity gradient, Species diversity, Vegetation cover
  • Afshin Rostami Dr, Alireza Khavaninzadeh, Naser Bagestani* Pages 25-34
    Based on the importance of runoff harvesting method in arid lands, effect of these systems on vegetation production and cover and soil moisture was evaluated. Soil and vegetation were sampled in three sampling areas (Control, Curved pits, Catchment ponds) using randomly-systematic method and in each site (50 hectares), 98 plots were sampled with intervals of 70 m within plots of 1*2 m and in total, 294 plots were used. Yearly growth of the vegetation was cut within 25% of the total plots (294) and was dried and its weight was considered as vegetation production. Twenty percent of total plots related to vegetation cover in each site were selected and two soil samples were sampled in each plot to evaluate soil moisture variation in two depths. The results revealed that the cover percentage as well as vegetation production increased at about 2 times in catchment ponds site and 1.5 times in curved pits site in comparison to the control site. According to the results, it seems that catchment pond method has better performance in comparison to the curved pit for increasing soil moisture and vegetation production and therefore priority of these systems can be advised for rangeland improvement and reclamation in arid lands.
    Keywords: cover percentage, vegetation production, Curved pit, Catchment pond, soil moisture
  • Alireza Mahmoodi, Hamid Reza Boostani* Pages 35-48
    Fire can influence the stability of many natural habitats via changes in biological, chemical and physical properties of soil. The aim of the present study was to investigate the effects of fire on some chemical properties and nutrients availability in a rangeland soil. To perform this research, a fired area with a five-month history and a homogenized area close to it without fire were selected. Thirty samples of surface soil were collected by establishment of 15 plots in each area. Soil properties were analyzed using SPSS software via independent t-test. The results revealed that the rate of organic matter (2.15 folds), cation exchange capacity (21.65%) and electrical conductivity (3 folds) of fired soil were increased and the content of calcium carbonate equivalent (27.2%) and pH (4.5%) were decreased significantly. Also, the amount of total nitrogen (2.2 folds), available phosphorous (100%), potassium (66.5%), manganese (17 folds) and zinc (2.92 folds) were significantly increased in fired soil. The magnitude of available copper and iron didn’t change as influenced by fire significantly. In general, the results showed that the fertility of soil was promoted as affected by short-term fire; however, long-term effects of fire must be evaluated and compared.
    Keywords: Soil organic matter, Soil pH, Available phosphorous, Micro nutrients, Cation Exchange Capacity
  • Ali Mohammad Ghaeminia*, Mohammad Ali Hakimzadeh Pages 49-58
    Due to the drought in recent years and the need to increase the efficient use of water in agriculture, the abiotic windbreak appears to be more suitable than biotic. In order to investigate the effects of lattice brick patterns in protection of the windbreak on the back, an experimental study was carried out in a wind tunnel. For this purpose, five lattice brick patterns with different densities, with density of 100% for the control in a randomized complete block design with four replications were studied. The results revealed that with increasing porosity in the windbreaks, while reducing wind speed and keeping the area protected; flow lines become parallel and vortex currents are not observed. While with reduced porosity, the wind streamlines the flow and becomes turbulent and reduces protection in the desired area. Also, results showed that the construction of windbreaks with a height less than the height of the protection structures (like a greenhouse), especially in high-density windbreaks, not only protect against winds not retained, but also with the formation of more rapid and vortex flows behind the windbreaks, the damage increases. Thus, attention to create optimum density with the use of appropriate lattice patterns is important in establishing abiotic brick windbreaks.
    Keywords: Wind erosion, Density of windbreak, Brick, Wind tunnel, Combat to desertification
  • Mohammad Alinezhad, Mohsen Hosseinalizadeh Dr*, Majid Ownegh Dr, Ali Mohammadian Behbahani Dr Pages 59-70
    The operation of sand transport by erosive winds and its sedimentation around the obstacles such as plants leads to the appearance of the eco-geomorphologic phenomenon of nebka dunes in dry seasons of Golestan province. This study aims to identify the physicochemical characteristics of nebka sediments and compare its results with adjacent lands. Hence, the grain size distribution and morphometric characteristics of particles were determined for 30 samples in Sufikam plain in the Eastern border of Caspian Sea. Then, the relationships between the physicochemical properties were compared using Wilcoxon and T-test at 95%. Results showed that the prevailing wind direction is west to east which in our case is from sea to land. Analysis of sand rose graph indicates that the winds in spring and summer blowed the sediments from soil surface. Results showed that there were no significant differences between sorting of particles, fraction of very fine sand, silt, clay, EC, pH and organic carbon of nebka's head samples and its adjacent land. However, results of skewness index, mean diameter of fine sand, medium sand, coarse and very coarse sand, SAR and ESP proved to be statistically significant. Therefore, it can be concluded that the source of sediments is local.
    Keywords: Nebka, Wind Erosion, Physicochemical Characteristics, Sufikam Plain, Golestan Province
  • Ali Mohammadian Behbahani Dr*, Sadat Feiznia, Mohammadreza Ekhtesasi, Hasan Ahmadi Pages 71-80
    Dust emission and sand mobilization are the common natural hazards in desert roads of Iran, which originate from geomorphological facies of road margin. In this study, the geomorphological units of Yazd-Meybod road margin were distinguished, and the samples were taken from these facies as origin area while roads sediment as the transition area of sediments. The samples were analyzed using morphometric indices and microscopic mineralogy; then, its results were compared using cluster analysis method. The results showed that the median and mean of road sediment grain is 208 and 224 µm, respectively which according to the relationship between transportation distance and diameter of grains in deposition area prove that the origin area could be close to sedimentation area. The skewness index of grain size distribution tend to show coarser grains and poor sorting for road sediments which revealed the local transportation area of sediment particles. The results of mineralogy between road sediments and geomorphological facies around the road showed that the aeolian sediments crossing the road were more similar to sand sheets and sand dunes which can be introduced as the source area of aeolian sediments on the Yazd- Meybod road.
    Keywords: Cluster Analysis, Wind Erosion, Geomorphology, Yazd- Meybod Road
  • Aniss Jafari, Farshad Keivan-Behjou, Raoof Mostafazadeh* Pages 81-92
    Ecosystems are degraded through human activities and a healthy ecosystem sustains the requirements of human and natural environment, as well as the conservation of economic and social values. Various indicators are required to assess the health of ecosystems. This study evaluates the factors affecting the overall ecosystems health including: vigor, structure, and resilience in the Iiril watershed, Ardabil province. The values of vigor (NDVI, erosion and runoff), structure (continuity, degree of division, patch density and edge density) and resilience (landuse classes, the largest patch index and aggregation index) were quantified and then results were compared at sub-watershed scale. According to the results of vigor component, the S8 and S1 sub-watersheds had the highest scores of 0.89 and 0.13, respectively. The S7, S2 and S3 sub-watersheds had favorable structure conditions, having 0.73, 0.63, and 0.63 scores compared with other sub-watersheds. The resilience index values of S1, S3 and S8 sub-watersheds were in a high health level. In summary, the highest variability is related to resilience component over the study area. The average value of the vigor, structure, and resilience components were calculated to be 0.40, 0.55, and 0.55, respectively, and the S1 sub-watershed had the highest average value of calculation indices.
    Keywords: Ecosystem resilience, Ecological connectivity, ecosystem structure, Health assessment
  • Arash Malekian*, Parvin Mohammadi Pages 93-104
    One of the most important issues in watershed management is to determine priority for implementing managerial activities. According to the management and decision-making for selecting appropriate locations to implement watershed management projects and also, due to the cost and duration of watershed operations, using decision making methods are very useful. In this study, by using fuzzy SAW and AHP decision models, Parchin’s sub-basins of Tehran province have been prioritized based on eight criteria including area, average slope, form factor, time of concentration, average CN, drainage density, t average annual precipitation and elevation. The obtained results showed that according to the above-mentioned methods, the highest priority is for basin 7 among all the sub-basins. In Fuzzy SAW method, sub-basin 7 with 1.86 has the highest score while sub-basin 9 with 1.69 was in the second order. Likewise, in AHP method, sub-basin 7 with the score of 0.2102 has the first weighted priority and sub-basin 9 has the second priority. According to comparison of two methods, it can be said that the first and second priorities of both models are similar in the study, but in other sub-basins, priorities are varied.
    Keywords: Hierarchical, Fuzzy SAW, AHP, Prioritization
  • Navid Ziaee, Majid Ownegh*, Hamid Reza Asgari, Ali Reza Massah Bavani, Abdol Rasoul Salman Mahini, Mohsen Hosseinalizadeh Pages 105-118
    Climate change and drought have negative consequences, including the spread of deserts. In this research, the impact of climate change on some climatic variables (temperature and precipitation) of Firoozkooh and Garmsar synoptic stations in the period 2030-2011 and 2065-2046 using LARS-WG model under scenario A2, B2 and A1B and finally desertification hazard and risk using ESAs model in Hablehroud basin due to ecological sensitivity of this area were assessed. The results revealed that the precipitation in the near future will increase from 0.23 to 4.80 mm and in the middle future will decrease from 0.80 to 0.15 mm. The minimum and maximum temperatures will increase for both future periods. Most changes in desertification classes in the near future are related to scenario B1 and scenario A1B in the middle future, in which we can consider transition and change of hazard classes (F2, F3 and C1) to the critical classes (C3 and C4). In both future periods, the percentage of the risk classes area of IV and V (critical) will increase. Therefore, this increase for the middle future will be from 15.49% for scenario B1 and class IV up to 77.50% for scenario A2 and class V.
    Keywords: Desertification, Global Warming, Hablehroud, HadCM3 Model, Lars-WG
  • Seyed Hojjat Mousavi*, Sedighe Kiani, Aresh Sadeghi, Hossein Akbari Pages 119-134
    Presently, significant growth of ecotourism is due to its special place in scientific and economic communities as well as the positive impact on environmental attitudes, sustainable development and revenue. The aims of this study are to develop a method based on field studies and questionnaire, to evaluate the ecotourism development potential in Abbas Abad wildlife refuge. According to field surveys and experts’ opinion, ecological value of the biosite was estimated using sum of scientific and supplement criteria. Then, its management value was achieved using sum of protection and efficiency criteria. Results revealed that Abbas Abad biosite with a value of 15.6 has high potential for development of sustainable ecotourism. Mean values of ecological and management criteria are9.05 and 6.01, respectively, and supplement criteria with amount of 93.55% has the highest value. In the scientific criteria, indices of the rare species of animals and plants, and the biological attractions and geotourism phenomena introduced in magazines, respectively, with values of 1 and 0.5 have been allocated the maximum score. Therefore, with the introduction of the ecology and management values of Abbas Abad wildlife refuge and planning according to its capabilities, the biosite can become a top destination for tourists and nature lovers.
    Keywords: biotourism, sensing ability, ecology, management criteria, wildlife refuge, Abbas Abad
  • Zahra Khademorasol*, Reza Ghazavi Pages 135-149
    Fars province is regarded as one of the important poles of tourism in Iran, because it has enormous potential in terms of natural, historical and cultural attractions. Such cases can be noted in arid areas and deserts and can have very high potential in attracting tourists. In this research, with an emphasis on the desert areas of tourism, the tourism potential in three playas: Shiraz, Neyriz, Meydane Gel were evaluated using both tourists, expert, and data knowledge comparitively. Thus, first, in order to investigate the potential of the three playas, questionnaires from the perspective of tourists and experts were used, and ArcGIS software was used for preparation of layers in data knowledge. Then, TOPSIS model was used to rank the deserts in the form of three scenarios. The results showed that in all three scenarios, Shiraz desert with an average score of 0.95 was ranked first, and then Neyriz deserts and Meydane gel with mean of 0.71 and 0.14 were prioritized in the second and third orders. Therefore, in the development of ecotourism desert in Fars province, Shiraz desert has the highest priority which is prone to develop ecotourism desert.
    Keywords: Desert ecotourism, Fars province, TOPSIS model, GIS techni