فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پیاپی 22، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علیرضا جباری، سعید کریمی، مرضیه جوادی، محمدرضا توکلی * صفحات 112-123
    مقدمه
    در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها (کارانه) ابلاغ گردید. مطابق این طرح، درصدی از درآمدهای اختصاصی بیمارستان تحت عنوان کارانه به پرسنل آن اختصاص می یافت. در اوایل مهر 1393 دستورالعمل جدید طرح کارانه با عنوان طرح مبتنی بر عملکرد با هدف رفع نواقص طرح قبلی مورد بازبینی قرار گرفت و به اجرا در آمد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی راهکارهای اصلاحی ساختاری ارتقای عملکرد نظارت و بهبود زیرساخت های اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه در سال 1393 بود.
    روش
    تحقیق حاضر به شیوه کیفی صورت گرفت. از مشارکت کننده عمیق برای جمع آوری داده ها استفاده شد. نمونه های مورد بررسی، 11 نفر از مدیران میانی و ارشد بیمارستان ها و ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، برخی از اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مسوولان بیمارستان های شهر اصفهان بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. تمامی مشارکت کننده ها ضبط شده و سپس، بر روی کاغذ نوشته شد و مدت زمان بین 30 تا 60 دقیقه متغیر بود. روش تحلیل داده ها نیز بر مبنای روش تحلیل محتوا بود.
    یافته ها
    در این پژوهش، 6 تم اصلی راهکارهای اصلاحی اقتصادی ارتقای عملکرد نظارت و بهبود زیرساخت های اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه به دست آمد که عبارت از اصلاح نظام پرداخت، اصلاح تعرفه ها، تعریف بسته خدمات در بیمارستان های دولتی، اعمال سیاست های مالی و اقتصادی، اصلاح سطوح ارجاع و پیاده سازی پزشک خانواده و حمایت سازمان بیمه گر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش راهکارهای اصلاحی اقتصادی ارتقای عملکرد نظارت و بهبود زیرساخت های اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه را بیان می کند که بارزترین یافته های آن شامل اصلاح نظام پرداخت، اصلاح تعرفه، اعمال سیاست های مالی و اقتصادی می باشد. این یافته ها به سیاستگذاران بخش سلامت کمک می کند تا بتوانند با در نظر گرفتن راهکارهای اصلاحی، راهبردهای مناسبی در جهت اجرای نظارت و بهبود آن در طرح کارانه جدید طراحی نمایند.
    کلیدواژگان: بیمارستان، کارانه، نظارت
  • مهین نادری فر، حمیده گلی، مینا حسین زاده، فرشته قلجایی * صفحات 124-133
    مقدمه
    نوجوانان ویژگی های تکاملی و نیازهای بهداشتی- درمانی منحصر به فردی دارند که آن ها را از کودکان و بزرگسالان متمایز می کند؛ چرا که آن ها هم در جنس مشکلاتشان و هم در نحوه دریافت خدمات درمانی با سایر گروه های سنی متفاوت هستند. مطالعه حاضر با هدف توصیف تجارب نوجوانان از بستری شدن در بیمارستان انجام گرفت.
    روش
    9 نوجوان 10 تا 19 ساله از بخش اطفال بیمارستان زابل، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و با رویکرد پدیده شناسی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته استفاده گردید. اطلاعات خام با استفاده از روش Colaizzi مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. صحت و استحکام مطالعه از طریق توجه به چهار محور «ارزش واقعی، کاربردی بودن، تداوم و مبتنی بر واقعیت بودن» حاصل شد.
    یافته ها
    نوجوانان طیف وسیعی از نگرانی ها و ترس ها را در مورد بستری شدن در بیمارستان عنوان نمودند که شامل چهار مفهوم اصلی «جدایی از خانواده و دوستان، قرار گرفتن در یک محیط ناآشنا، ترس از انجام اقدامات درمانی و محدود شدن استقلال فردی» بود.
    نتیجه گیری
    ترس های نوجوانان بیشتر در مورد رویه های ناآشنا، اقدامات درمانی و کارکنان بیمارستان می باشد و قبل از بستری شدن آن ها، باید برنامه هایی جهت آمادگی برای بستری وجود داشته باشد؛ چرا که نوجوانان در یک محیط بیگانه، اغلب به دنبال نظم و امنیت هستند. بنابراین، فضای بیمارستان باید محیط امنی باشد که نوجوان تا زمان انتقال از خانه به بیمارستان، دچار اضطراب و نگرانی کمتری شود. برای جلوگیری از اضطراب نوجوانان در بیمارستان، پیشنهاد می شود که کارکنان حرفه ای، طراحی محیط و روتین بخش را از دیدگاه نوجوان نیز مشاهده کنند و بهتر است اقداماتی را انجام دهند که نوجوان محور باشد.
    کلیدواژگان: اضطراب، نوجوانان، ترس، بستری شدن، تحقیق کیفی
  • سوسن حیدرپور، زهره کشاورز *، مریم بختیاری صفحات 134-146
    مقدمه
    مادر نوزاد نارسی که نیازمند بستری شدن در بخش مراقبت های ویژه است، با مادر یک نوزاد طبیعی و عادی تفاوت بسیاری دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با انطباق با نقش مادری در مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
    روش
    این مطالعه از نوع کیفی بود و شرکت کنندگان از میان مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان تامین اجتماعی و بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه انتخاب شدند. نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف صورت گرفت و داده ها با استفاده از روش مصاحبه فردی و نیمه ساختار یافته عمیق جمع آوری گردید. مصاحبه ها با 17 مادر نوزاد نارس (کمتر از 36 هفته) که حداقل یک هفته از بستری شدن نوزادشان در بخش مراقبت ویژه نوزادان گذشته بود، به اشباع رسید. داده ها به شیوه تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. معیارهای مقبولیت، قابلیت همسانی، تاییدپذیری و انتقال پذیری جهت حمایت صحت و استحکام داده ها لحاظ گردید.
    یافته ها
    دو طبقه اصلی «عوامل فردی و عوامل اجتماعی» از داده ها استخراج گردید که عوامل فردی شامل سه طبقه فرعی «آشفتگی احساسی، بیگانگی و خودکارامدی» و عوامل اجتماعی متشکل از سه طبقه فرعی «تعامل، حمایت اجتماعی و قضاوت اطرافیان» بود.
    نتیجه گیری
    با برقراری انواع حمایت ها، پیشگیری از پیش داوری و قضاوت و خودکارامد نمودن مادران، می توان قدرت مقابله مادر با مشکلات و احساسات منفی را افزایش و انطباق با نقش مادری را ارتقا داد.
    کلیدواژگان: مطالعه کیفی، بخش مراقبت ویژه نوزادان، انطباق روانی، نوزاد نارس
  • فرشته عراقیان مجرد، اکرم ثناگو، لیلا جویباری * صفحات 147-156
    مقدمه
    صمیمیت، کیفیتی از ارتباط است که افراد باید نسبت به هم اعتماد دوجانبه و نزدیکی عاطفی داشته باشند و قادر به آشکارسازی افکار و احساسات هم باشند. پرستار کودکان نیاز به برقراری ارتباط معنی دار با کودک و خانواده دارد. هدف از انجام مطالعه حاضر، تبیین تجربه صمیمیت پرستار با بیمار در بخش کودکان بود.
    روش
    مطالعه از نوع پدیدارشناسی در سال 1395 در دو مرکز آموزشی درمانی دانشگاهی بر روی 12 پرستار در بخش کودکان با نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع صورت گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با حداقل یک سوال مشترک «وقتی می گویم صمیمیت با بیمار چه چیزی به ذهن شما می آید؟ آن را برایم بازگو نمایید؟» شروع شد. از سوالات کاوشی چرا، چگونه، مثال بزنید به کرات برای عمیق شدن مصاحبه ها استفاده گردید. مصاحبه ها ضبط، بلافاصله دست نویس و سپس، با استفاده از روش 7 مرحله ای Collaizzi تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    با تحلیل داده ها یک مضمون اصلی «صمیمیت، کلید ارتباط موفق» با سه زیرمضمون «تعامل برای آموزش به بیمار»، «تعامل برای مراقبت با کیفیت» و «تعامل برای مراقبت های انسان دوستانه» استخراج شد.
    نتیجه گیری
    درک پرستاران از صمیمیت با بیمار و خانواده او، چیزی جز داشتن ارتباطات حرفه ای برای ارایه مراقبت با کیفیت نبود. پرستاران با هنر صمیمیت، پل ارتباطی با بیمار برقرار کرده و هنر و علم پرستاری خود را با آموزش، مراقبت، پیگیری و رفتارهای انسان دوستانه به بیمار و خانواده ارایه می دهد.
    کلیدواژگان: پرستار، کودک بیمار، خانواده بیمار، ارتباطات، پدیدارشناسی
  • مهدیه میرحسینی، عصمت نوحی * صفحات 157-169
    مقدمه
    اکثر مرگ های مادر ناشی از عوارض بارداری و زایمان غیر منتظره می باشد. این واقعه، آثار متعددی بر خانواده داشته و دشواری هایی در زندگی آن ها ایجاد می نماید. پژوهش حاضر، با هدف توصیف و تبیین تجارب حاصل از مرگ مادر در اثر عوارض مربوط به بارداری و زایمان بر افراد خانواده انجام شد.
    روش
    تحقیق به روش کیفی پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه پژوهش شامل 10 نفر از اعضای خانواده های دارای حداقل یک فرزند زنده که بیش از 6 ماه از مرگ مادر گذشته باشد، 3 نفر اعضای خانواده هایی که نوزادان مادران فوت شده را سرپرستی می کردند و 3 نفر ماما بود، در مجموع 16 نفر بودند. نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف صورت گرفت. جمع آوری اطلاعات با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با سوالات باز پاسخ، میانگین مدت مصاحبه ها 45 دقیقه بود و از ضبط صوت الکترونیکی برای ثبت مصاحبه ها استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش Colaizzi و با کمک نرم افزار MAX-QD10 انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش به صورت 3 مضمون اصلی و 11 مضمون زیرشاخه ای استخراج گردید. مضامین اصلی عبارت بود از حیطه روحی و رفتاری، حیطه دگرگونی مسیر زندگی و حیطه مداخلات اجتماع که از تلفیق این مضامین بیانه ای صریح به دست آمد، مبنی بر این که مرگ مادر در اثر عوارض بارداری و زایمان، یک تراژدی است که موجب آسیب پذیری خانواده به ویژه فرزندان می شود.
    نتیجه گیری
    تجاربی که برای خانواده های مادران فوت شده در اثر عوارض بارداری و زایمان حاصل شده بود، از دو جنبه با تجارب مرگ سایر مادران متفاوت است. نخست این که مرگ این مادران قابل پیش بینی نبوده و انتظار مرگش نمی رفت. این عدم آمادگی موجب تشدید آسیب پذیری خانواده می شود. دوم این که نوزاد که برای مراقبت، وابستگی و نیاز شدیدی به وجود مادر دارد، بلاتکلیف می ماند. بنابراین، در گام نخست باید اقدامات اصولی برای پیشگیری از مرگ مادر به عمل آید. همچنین، باید ارگان های دولتی و غیر دولتی، تدابیر و خط مشی هماهنگ و مشخصی برای حمایت از این خانواده ها و پیشگیری از آثار سوء زودرس و دیررس آن برنامه ریزی نمایند.
    کلیدواژگان: مرگ مادر، خانواده، پدیدارشناسی، زایمان، بارداری
  • مهناز صلحی، سید فهیم ایراندوست * صفحات 170-180
    مقدمه
    شادکامی به مقدار ارزش مثبتی که یک فرد برای خود قایل است، اشاره دارد. شادکامی هدف مشترک همه انسان ها است؛ چرا که تمام تلاش های انسان برای رسیدن به آن انجام می پذیرد و در دهه های اخیر به مساله ای حایز اهمیت در زندگی بشر تبدیل شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تجربه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران از پدیده شادکامی بود.
    روش
    مطالعه از نوع کیفی و با روش پدیدارشناسی در سال 1394 انجام شد. تعداد مشارکت کنندگان در تحقیق 12 نفر بود و داده ها با مصاحبه های نیمه ساختار یافته جمع آوری و با تکنیک هفت مرحله ای Colaizzi مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    پس از بررسی و تحلیل داده ها، 219 مفهوم، 10 زیرطبقه و 3 طبقه اصلی استخراج شد. مقولات اصلی شامل تحقق اهداف، پیوندهای اجتماعی و نابسامانی های زندگی بود. مشارکت کنندگان، شادکامی را در جریان زندگی اجتماعی کسب می کردند و در کنار آن، تلاش های فردی را برای رسیدن به خواسته ها و شادکامی اساسی می دانستند. همچنین، از برخی نابسامانی و تحولات مخرب زندگی از جمله وضعیت رفاهی نامناسب و رویارویی با آینده مبهم رنج می بردند.
    نتیجه گیری
    با توجه به آن که جنبه اجتماعی رسیدن به شادکامی و تاثیر وضعیت رفاهی بر آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، سیاست گذاری و برنامه ریزی های مناسب آموزشی برای دانشجویان و تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی آنان جهت افزایش شادکامی ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: شادکامی، پدیدارشناسی، دانشجویان
  • ناهید زرین صدف *، عباس یزدانپناه، رضا دهنویه صفحات 181-200
    مقدمه
    با توجه به اهمیت انتشار دانش در سال های اخیر و نیازی که پرستاران به عمل بر پایه تحقیق دارند تا یافته ها، تجربیات و اطلاعات خود را برای تصمیم گیری های آگاهانه در اعمال بالینی و تعامل با سایرین به کار گیرند، پژوهش حاضر، با هدف شناسایی موانع انتشار دانش در بین پرستاران انجام گرفت تا چالش های پیش روی آن را بررسی کند.
    روش
    در مطالعه کیفی حاضر با 21 نفر از پرستاران بیمارستان های آموزشی شهر کرمان مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفت. همه مصاحبه ها ضبط و سپس، خط به خط دست نویس شد و با استفاده از روش Colaizzi تحلیل گردید.
    یافته ها
    موانع در 6 طبقه اصلی متشکل از «فرهنگ»، «تسهیلات مالی»، «سیاست ها، قوانین و مقررات»، «ارتباطات»، «منابع انسانی» و «فرایند مدیریت» شناسایی شد.
    نتیجه گیری
    انتشار موثر دانش در بین پرستاران، با هدف افزایش سطح دانش و ارتقای خدمات آن ها در بیمارستان ها، امر ضروری است. همچنین، لازم است که تدابیری برای چالش های پیش روی آن اندیشیده شود و این امر نیازمند مدیریت و سیاست گذاری بیش از پیش است.
    کلیدواژگان: مدیریت دانش، پرستاران، موانع، بیمارستان های آموزشی، ایران
  • ابوالفضل فرهادی، نسرین الهی *، رستم جلالی صفحات 201-213
    مقدمه
    با توجه به حوزه کاری مشترک پرستاران و پزشکان و مکمل بودن این دو حرفه، وجود ارتباطات حرفه ای اجتناب ناپذیر است. روابط حرفه ای مطلوب، موجب بهبود مراقبت های بهداشتی و کسب موفقیت پزشکان و پرستاران می شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین تجارب پرستاران و پزشکان از ارتباط حرفه ای آنان با یکدیگر انجام شد.
    روش
    مطالعه با رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی صورت گرفت. در مجموع، 15 شرکت کننده از پرستاران (8 نفر) و پزشکان (7 نفر) طبق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از کسب رضایت آگاهانه از آنان، داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند جمع آوری گردید. مصاحبه ها تا رسیدن به مرحله اشباع ادامه یافت. کلیه مصاحبه ها ضبط و روی کاغذ بازنویسی و مرور شد. از روش Colaizzi برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید و درون مایه ها استخراج شد.
    یافته ها
    با آنالیز مستمر داده ها و تجزیه و تحلیل دست نوشته های حاصل از مصاحبه ها، تعداد 317 کد، 4 طبقه اصلی و 19 زیرطبقه پدیدار شد که یکی از این درون مایه ها، درک الگوی ارتباط بود. بر اساس این طبقه اصلی، ارتباط بین پزشکان و پرستاران توصیف گردید.
    نتیجه گیری
    بر اساس تجارب زیسته پرستاران و پزشکان از درک ارتباط حرفه ای می توان گفت که ارتباط حرفه ای بین پزشک و پرستار پدیده ای است که با درک الگوی ارتباط نمایان می شود و برای ارتقای کیفیت مراقبت، درمان بیماران و رضایت شغلی پرستاران و پزشکان لازم و ضروری است. ارتباط حرفه ای پرستاران و پزشکان، فرایندی است که عواملی مانند تعامل و همکاری و کنار آمدن، باعث تسهیل آن می شود و عواملی همچون عدم تعامل و همکاری، رابطه دستوری و اقتدارگرایانه و سپر بلا واقع شدن، این فرایند را تهدید می کند.
    کلیدواژگان: عملکرد حرفه ای، پرستار، پزشک، مطالعه کیفی
  • شیوا مداحیان، علیرضا منظری توکلی *، سنجر سلاجقه صفحات 214-227
    مقدمه
    با توجه به موانع و چالش هایی که کشورهای در حال توسعه به جهت وجود ضعف سازماندهی بین تحقیقات و آموزش های دانشگاهی با بخش های صنعتی دارند، مطالعه حاضر با هدف تبیین موانع موجود در تعامل بین صنعت و دانشگاه های علوم پزشکی انجام گردید.
    روش
    این پژوهش از نوع کیفی بود و به روش تحلیل محتوای مرسوم و نمونه گیری هدفمند انجام شد. 20 مدرس از دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کرمان در مطالعه مشارکت نمودند. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیق و بدون ساختار جمع آوری گردید. متن هر مصاحبه بارها خوانده و واحدهای معنایی مشخص شد و سپس کدگذاری صورت گرفت. کدها خلاصه و بر اساس مشابهت ها دسته بندی گردید و طبقات ایجاد شد. داده ها به طور مستمر و هم زمان با مرحله جمع آوری، به صورت مقایسه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    سه درون مایه اصلی بر اساس تجارب و ابعاد درک شده توسط مشارکت کنندگان استخراج گردید که شامل «موانع فردی، موانع سازمانی و موانع محیطی» بود. موانع فردی از چهار زیرطبقه «موانع نگرشی، موانع مهارتی، موانع روان شناختی و موانع جمعیت شناختی»؛ موانع سازمانی از چهار زیرطبقه «موانع فرهنگی، موانع مدیریتی، موانع مالی و موانع ساختاری» و موانع محیطی از سه زیرطبقه «موانع قانونی، موانع ویژگی های خاص صنعت و موانع نظارتی» تشکیل شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس تجارب مدرسان، «موانع نگرشی» به عنوان پرتکرارترین موانع فردی، «موانع مالی» به عنوان پرتکرارترین موانع سازمانی و «موانع قانونی» نیز به عنوان پرتکرارترین موانع محیطی شناسایی شد. مشارکت کنندگان تاکید نمودند که برنامه ریزی صحیح نشات گرفته از حکمرانی خوب دولت، منجر به ایجاد تعامل مثبت بین این دو نهاد صنعت و دانشگاه می گردد.
    کلیدواژگان: دانشگاه ها، صنعت، پزشکی
|
  • Alireza Jabbari, Saeed Karimi, Marzieh Javadi, Mohammadreza Tavakkoli * Pages 112-123
    Introduction
    In year 1995, new hospital administration plan system (fee for service) was notified. Under the scheme, a dedicated percentage of specific revenues allocated as a fee for the hospital staff. In the early September 2014, new guidelines as performance-based fee for service plan with the aim to fix the deficiencies in the previous plan was reviewed and implemented in hospitals in Isfahan, Iran. This study aimed to investigate strategies for economic reforms to promote performance monitoring and improve infrastructure for implementation of the new fee for service guidelines in 2014.
    Method
    In this qualitative study, in-depth interviews were used to collect the data. Eleven samples consisting of middle managers and senior headquarters of university hospitals, and some faculty members and hospital officials were chosen via purposive sampling method. All interviews were recorded and then written on paper. The duration of interviews varied between 30 to 60 minutes. Data analysis in this research was based on content analysis.
    Results
    In this study, six main themes of strategies for economic reforms to promote performance monitoring and improve infrastructure for implementation of the new fee for service guidelines were obtained including payment system reform, price reform, defined package of services in public hospitals, financial and economic policies, reform and implementation of family physician referral system, and support of the insurers.
    Conclusion
    Our results define strategies for economic reforms to promote performance monitoring and improve infrastructure for implementation of the new fee for service guidelines. The most notable findings include pay reform, price reform, and financial and economic policies. These findings can help policy makers to consider the proposed revisions with appropriate strategies to monitor and improve the implementation of new fee for service plan.
    Keywords: Hospitals, Fee for service, Monitoring
  • Mahin Naderifar, Hamideh Goli, Mina Hoseinzadeh, Fereshteh Ghaljaie * Pages 124-133
    Introduction
    Adolescents have unique developmental requirements and medical needs which make them different from adults and children. In addition, they have problems of different natures, but they receive health services from common service. The aim of this study was to describe the hospitalization experience in adolescents.
    Method
    Using qualitative method, in-depth semi-structured interviews were conducted with a purposeful sample of 9 adolescents between the ages of 10 and 19 years, who were hospitalized in Zabol hospital pediatric ward, Zabol City, Iran. The data were analyzed based on Colaizzi's method. Rigors of the study were achieved by paying attention to four criteria: real value, applicability, consistency, and factuality.
    Results
    Adolescent's experience of hospitalization was constructed by four main concepts concluding separation from family and friends, staying on an unfamiliar environment, fears of treatment, and limitation of individual autonomy.
    Conclusion
    Adolescents mostly are afraid of anonymous routines, procedures, and hospital personnel. Before the hospitalization of adolescents, there should be preparation plans for them; they often look for discipline and security in an unfamiliar environment. Therefore, hospital should be a safe place; so that, the adolescents` anxiety and worries can be reduced on the way from home to the hospital. It is suggested that professional staff view the design and routines of the ward from the perspective of adolescents; also it is better to perform adolescent-centered activities.
    Keywords: Anxiety, Adolescent, Fear, Hospitalization, Qualitative research
  • Sousan Heydarpour, Zohre Keshavarz * Pages 134-146
    Introduction
    Becoming a mother in the neonatal intensive care unit is very different from becoming a mother of a full term infant in normal conditions. This study was conducted to explore factors affecting maternal role adaptation in mothers of preterm infants hospitalized in neonatal intensive care unit (NICU).
    Method
    This study was a qualitative research. Participants were mothers of preterm infants hospitalized in neonatal intensive care unit of social security hospitals and hospitals affiliated to Kermanshah University of Medical Sciences located in Kermanshah City, Iran. Sampling method was purposive and data collection was through individual and semi-structured interviews. Data saturation was achieved after 17 interviews with mothers of preterm infants (under 36 weeks) who had history of hospitalization for at least one week in the NICU. Data was analyzed through conventional content analysis. In order to verify the trustworthiness of research data, credibility, transferability, conformability, and dependability were assessed.
    Results
    Two main categories were explored in this study; individual factors which included three subcategories of emotional chaos, self-efficacy, and alienation; and social factors which included three subcategories of interaction, social support, and other’s judgment.
    Conclusion
    By providing different kinds of supports, prevention of other’s judgment, and promote mother's self-efficacy can empower mothers against problems and negative emotions and promote maternal role adaptation.
    Keywords: Qualitative research, Neonatal intensive care unit, Physiological adaptation, Preterm infant
  • Leila Joybari * Pages 147-156
    Introduction
    Intimacy is a kind of communication in which people need to have mutual trust and emotional closeness, and be able to detect each other's thoughts and feelings. Nurses need to establish a meaningful relationship with the child and his/her family. This study aimed to explain the quality of intimacy between nurses and patients in pediatric ward.
    Method
    This phenomenological study was done in two university medical centers affiliated to Mazandaran and Golestan universities of medical sciences in Iran during the year 2016. 12 nurses were chosen in pediatric wards via purposive sampling method. To collect the data, semi-structured interviews were performed with at least one common question "When I say intimacy with the patient, what comes to your mind? Tell me about it"; probing questions such as why, how, and for example, frequently were used to deepen interviews. Interviews were recorded and transcribed immediately, and then were analyzed using a 7-step Collaizzi method.
    Results
    A central theme of "intimacy as the key of successful relationship" with three subthemes "interaction for patient education", "interaction for qualified care", and "care for humanitarian interaction" were extracted.
    Conclusion
    Nurse's perception of intimacy with the patient and his/her family was nothing but professional communication for qualified care. Using the art of intimacy, nurses interact with patients and make a bridge to educate, take care, follow up, and treat the patient and family based on humanitarian behaviors.
    Keywords: Nurses, Patient relationship, Family, Child, Phenomenology
  • Mahdieh Mirhosieni, Esmat Nouhi Dr * Pages 157-169
    Introduction
    The majority of mother deaths due to pregnancy and childbirth complications are unexpected. This occurrence will have several effects on family and create difficulties in their lives. The aim of this study was to describe and explain families’ experiences of maternal death due to pregnancy-related complications.
    Method
    In this descriptive qualitative phenomenological research, the sample consisted of a total of 16 people, 10 members of families with at least one living child, experienced mother's death more than six months before, 3 supervisors of orphaned infants, and 3 midwives, selected via purposive sampling method. Data collection was performed using semi-structured interviews with open-ended questions. The mean duration of interviews was 45 minutes and an electronically tape recorder was used to record the interviews. Analysis of collected data was conducted using Colaizzi method via MAX-QD10 software.
    Results
    3 major themes and 11 subthemes were extracted. The main themes were "spiritual and behavioral area", "lifestyle and fate changes", and "areas of social life". The integration of these themes resulted in an unequivocal statement that maternal mortality due to pregnancy and delivery complications was a tragedy which caused vulnerability of families, especially the children.
    Conclusion
    Familie's experiences of mothers’ death due to pregnancy-related complications were different from other mother's deaths regarding two aspects. First, maternal deaths could not been anticipated and were not expected. This lack of preparation exacerbated the vulnerability of the family. Second, the infant who strongly needed to be under mother’s care, remained uncertain. So, primary cares should be taken to prevent maternal mortality. In addition, governmental and non-governmental organizations should coordinate policies and specific cares to support the families and prevent early and late adverse effects.
    Keywords: Maternal mortality, Family, Phenomenology, Pregnancy, Childbirth
  • Seyed Fahim Irandoost * Pages 170-180
    Introduction
    Happiness is the amount of positive value that a person considers it for him/herself. Happiness is the common goal of all human beings; so that all human efforts will be done to get it, and it has changed to an important issue in human life at recent decades. Present study aimed to assess student's experiences of happiness phenomenon in Iran University of Medical Sciences, Iran.
    Method
    This qualitative study was done in 2015 using phenomenological method. The number of participants was 12; the data were collected through semi-structured interviews, and analyzed using Colaizzi 7-step technique.
    Results
    After considering and analyzing the data, 219 themes, 10 subthemes, and 3 main themes were extracted. The main categories included "goals achievement", "social ties", and "the ravages of life". Participants gained happiness through the process of social life and meanwhile declared basic individual efforts to achieve desires and happiness. They also suffered from some ravages and life destructive changes such as inappropriate welfare status, and encountered uncertain future.
    Conclusion
    Considering particular importance of social aspect of gaining happiness, and the effect of welfare status on it, preparing appropriate educational policy for students and planning to improve their economic conditions to increase happiness are of great importance.
    Keywords: Happiness, Phenomenology, Students
  • Nahid Zarrinsadaf *, Abbas Yazdanpanah Dr, Reza Dehnavieh Dr Pages 181-200
    Introduction
    Considering the importance of knowledge sharing in recent years and the nurse's need to act based on research in order to use their findings, experiences, and information for conscious decision making in clinical practices and in interaction with others, this study aimed to identify barriers to knowledge sharing among nurses in order to examine the challenges facing it.
    Method
    This qualitative study was conducted using semi-structured interviews with 21 nurses in educational hospitals of Kerman City, Iran. All the interviews were recorded and then transcribed line by line and finally analyzed using Colaizzi method.
    Results
    The barriers were identified in six main categories including "culture", "financial facilities", "politics, rules and regulations", "communications", "human resources", and "management process".
    Conclusion
    Effective knowledge sharing among nurses with the aim of increasing knowledge level and enhancing their services in the hospitals is essential. In addition, it is necessary to use strategies to face challenges and this requires management and policymaking more than before.
    Keywords: Knowledge management, Nurses, Barriers, Educational hospitals, Iran
  • Abolfazal Farhadie, Nasrin Elahi *, Rostam Jalali Pages 201-213
    Introduction
    Given the common work scope of nurses and physicians, and the complementarity of the two professions, professional communication is inevitable. Effective communication between physicians and nurses is shown to enhance patient care and increase professional successfully and satisfaction. This study aimed to assess nurse's and physician's experiences of the pattern of their professional relationship with each other.
    Method
    This was a qualitative research using phenomenological method. 15 semi-structured interviews were carried out with 8 nurses and 7 physicians. They described their experiences related to professional communication. The interviews were recorded and transcribed and the data were then analyzed using Colaizzi analysis method.
    Results
    317 codes, 4 themes, and 19 subthemes which influenced the nurse-physician relationship were emerged from data analysis. One of the main themes was perception of the relationship pattern. Professional relationships between physicians and nurses were described based on this theme.
    Conclusion
    Based on the experience lived by nurses and physicians, to understand the professional relationship, perception of the relationship pattern should be known. It is an exponential relationship that improves the quality of patient care and nurse's and physician's job satisfaction. Nurse-physician professional relationship improves via cooperation, interaction, and dealing, and threatens by authoritarian and relationship, lack of cooperation and interaction, and scapegoating.
    Keywords: Professional practice, Nurses, Physicians, Qualitative research
  • Shiva Madahian, Alireza Manzaritavakoli *, Sanjar Salajegheh Pages 214-227
    Introduction
    According to challenges and barriers facing developing countries because of weakness in organizing researches, academic education, and industrial sectors in these countries, the aim of the present study was to explain barriers existing in interaction between industry and universities of medical sciences in Iran.
    Method
    This qualitative study was carried out based on content analysis method. 20 teachers from School of Health, Kerman University of Medical Sciences, Iran, selected via purposive sampling method, contributed in this study. Data was gathered through deep unstructured interviews. Every single interview was reviewed for several times to recognize semantic units and after that, encoding was done. Categorizing and summarizing codes also were done based on similarities. Data analysis was carried out contrastively and continuously at the same time with data gathering.
    Results
    Based on contributors’ understanding of studied dimensions and their experiences, three main themes were recognized in terms of challenges and barriers in interaction between industry and university, "individual barriers", "organizational barriers", and "environmental barriers". Individual barriers were categorized by 4 subcategories, "attitude barriers", "skill barriers", "psychological barriers", and "demographic barriers". Organizational barriers were divided into 4 subcategories as "cultural", "managerial", "financial", and "structural" barriers. Finally, environmental barriers were categorized into 3 subcategories as "legal barriers", "special industrial features", and "supervisory barriers".
    Conclusion
    Based on the teachers’ experiences, "attitude barriers" are the most frequent cases of individual barriers, "financial barriers" are the most frequent cases of organizational barriers, and "legal barriers" are the most frequent cases of environmental barriers. Contributors confirmed that precise and proper planning originated from government good governance will result in forming a positive interaction between the two sectors.
    Keywords: Universities, Industry, Medicine