فهرست مطالب

مرتع و آبخیزداری - سال هفتادم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال هفتادم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/07
  • تعداد عناوین: 20
|
  • فرهاد آژیر *، محمد فیاض صفحات 534-550
    نیاز به دانش فنی برای توسعه گسترش کشت هر یک از گونه های سهیم در تولید علوفه مراتع، با توجه به شرایط منطقه آشکار گردید. در این راستا ، بذر گونه Vicia subvillosa برای بررسی روش های مختلف کشت، از حدود ارتفاعی 1900 متری جاده آزادشهر به شاهرود جمع آوری و کاشت شد. هدف از بررسی دستیابی به فصل بهینه و روش کارآمد کشت این گونه در عرصه مراتع با وضعیت فقیر یا خیلی فقیر بود. این گونه درمنطقه تلمادره، ایستگاه آبخوانداری پشت کوه ساری با متوسط بارندگی 350 میلی متر و اقلیم نیمه خشک سرد کاشته شد. دو تیمار بذرکاری و بذر پاشی در دو تاریخ کشت پاییزه و بهاره، طرح پایه آماری کرت های خرد شده در قالب بلوک های کاملا تصادفی، با تیمار اصلی تاریخ کشت و تیمار فرعی روش کاشت در سه تکرار مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد، بین فصل کاشت در بهار و پاییز و همچنین بین دو روش کشت بذر پاشی و بذرکاری تفاوت معنی داری وجود دارد. جوانه زنی و زنده مانی کشت در فصل پاییز (جوانه زنی50/30 %، زنده مانی 97/20 %) نسبت به کشت بهاره (جوانه زنی50/21 %، زنده مانی33/15 %) ارجحیت دارد. هم چنین کشت به روش بذرکاری (جوانه زنی61/32 %، زنده مانی39/22 %) نسبت به بذر پاشی (جوانه‏زنی 39/21 %، زنده مانی92/13%) در مرتع برتری دارد. لذا امکان زراعت این گونه در ایستگاه محل آزمایش و مناطق مشابه آب و هوایی برای تولید علوفه وجود دارد.
    کلیدواژگان: Vicia subvillosa، بذر کاری، بذر پاشی، مرتع، مازندران
  • حسام احمدی بیرگانی *، سادات فیض نیا، حسن میرنژاد، حسن احمدی، کن مک کویین، محمد قربان پور صفحات 551-567
    در این پژوهش خصوصیات فیزیکی شیمیایی و کانی شناختی ذرات گرد و غبار و هواویزهای شهرهای ارومیه و آبادان طی دوره زمانی6 ماهه در سه دامنه اندازه ذرات TSP،PM10 و PM2/5 به کمک پراش پرتو ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مجهز به پرتو ایکس پاشنده انرژی (EDX) بررسی شد. نتایج پراش پرتو ایکس نشان داد که بیشتر ذرات شامل کلسیت، کوارتز، کانی های رسی و کمی ژیپس در نمونه ها می باشند؛ گرچه کانی ها با توجه به فصل، نوع نمونه گیر، مکان نمونه برداری و مقدار نمونه در تفاوت بوده و با کاهش اندازه ذرات، میزان کوارتز کم شده و مقدار کانی های رسی و ذرات سرب افزوده می گردد. مطالعات میکروسکوپ الکترونی روبشی اشکال مختلف ذرات اعم از کروی، صفحه ای، مکعبی، استوانه ای و منشوری با اندازه کمتر از 1 میکرون تا50 میکرون، بیشتر به صورت نامنظم، زاویه دار و تا حدودی نیمه گرد تا گرد را نمایش می دهد. نتایج پرتو ایکس پاشنده انرژی نیز عناصر Al، Mg، Na، Cl، P، S، Ca، K، Fe، Ti، C، O و Si را در نمونه TSP آبادان و ارومیه در شرایط عادی تشخیص داد. با شروع گرد و غبار علاوه بر عناصر مذکور، عناصر As، Pb، Zn، Mn، Sc، W، Nd، Ce، La، Ba و Ni در هر سه دامنه اندازه ذرات نیز دیده می شوند. نتیجه گرفته می شود که میزان بالای عناصر Ca، Si، Al، Na و K نشانه حضور کانی های کلسیت، کوارتز، هالیت، کانی های فیلوسیلیکات و رسی است. در مجموع شهرهای آبادان و نواحی حاشیه خلیج فارس و دریای مکران در مقایسه با شهر ارومیه از نظر غلظت، کانی ها و عناصر، میزان و تنوع بالاتری داشته و نشانه چند منبعی بودن گرد و غبار، هوای آلوده تر منطقه و ذرات معلق بیشتر می باشد.
    کلیدواژگان: گرد و غبار، ویژگی های فیزیکی شیمیایی ذرات گرد و غبار، کانی شناسی، آبادان، ارومیه
  • علیرضا استعلاجی*، احمد حاج علیزاده، مسعود حیدروند صفحات 569-580
    رویکرد مدیریت اجتماع محور از جمله رویکردهایی است که اهمیت فزاینده ای در فراگرد مدیریت سرزمین دارد که در آن افراد محلی در تمامی مراحل برنامه ریزی و اجرای برنامه های مدیریتی سرزمین، فعالانه مشارکت می کنند و در مرکز تصمیم گیری ها قرار دارند. با توجه به اینکه رویکرد اجتماع محور تاثیر بسزایی بر ارتقاء سرمایه اجتماعی برون گروهی دارد، پژوهش حاضر اثر بخشی رویکرد مدیریت اجتماع محور در راستای تقویت سرمایه اجتماعی را مورد تحلیل قرار می دهد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه سرگروه های چهار روستای زیارت شاه، ده رضا، رستم آباد علی چارک و علی آباد هشتصد متری، از توابع شهرستان ریگان استان کرمان است که مدیریت مشارکتی مناطق خشک در این منطقه اجرایی شده است. ارزیابی سرمایه اجتماعی با استفاده از روش تحلیل شبکه و سنجش پیوند های اعتماد و مشارکت و با استفاده از شاخص های سطح کلان شبکه ذینفعان محلی صورت گرفته است. ابزار پژوهش پرسشنامه تحلیل شبکه ای بوده و تعداد 33 نفر بر اساس روش نمونه گیری شبکه کامل مورد پرسش قرار گرفتند. نتایج نشان از میزان متوسط شاخص ها در مرحله قبل از اجرا و روند مثبت و صعودی این شاخص ها به دنبال اجرای پروژه اجتماع محور و مشارکتی دارد. بنابراین اجرای پروژه مذکور منجر به اعتمادسازی و تقویت روحیه مشارکت و همکاری در بین سرگروه ها و در نتیجه تقویت سرمایه اجتماعی برون گروهی شده است که این امر اثربخشی مطلوب رویکرد اجتماع محور مدیریت سرزمین در راستای افزایش سرمایه اجتماعی برون گروهی برای مدیریت مشارکتی مناطق خشک را مورد تاکید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: رویکردمدیریت اجتماع محور، سرمایه اجتماعی برون گروهی، تحلیل شبکه اجتماعی، شهرستان ریگان
  • زهرا اسلامیان، مهدی قربانی*، حامد رفیعی، طیبه مصباح زاده صفحات 581-592
    در سال های اخیر اقتصاد دانان منابع طبیعی ارزش گذاری و سنجش نقش منابع طبیعی در تامین رفاه انسان را در دستور کار خود قرار داده اند. این مطالعه میزان تمایل به پرداخت افراد برای مشارکت در حفظ و احیای منطقه بیابانی نصرآباد با استفاده از روش ارزش‏گذاری مشروط و پرسشنامه انتخاب دوگانه دو بعدی را مورد بررسی قرار می دهد. برای برآورد میزان تمایل به پرداخت افراد از مدل رگرسیونی لوجیت استفاده شده و براساس روش حداکثر راست نمایی، پارامترهای این مدل برآورد شدند. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای سن، شغل، تحصیلات، فعالیت باغداری، بومی منطقه بودن، تغییرات اقلیمی، مدیریت ضعیف مسئولین، درآمد ماهیانه خانواده و تعداد اعضای خانواده تاثیر مثبت و معنادار و متغیرهای جنسیت، فعالیت زراعت، چرای بیش از حد دام، گسترش اراضی شهری و مبلغ پیشنهادی تاثیر منفی و معناداری بر روی میزان تمایل به پرداخت مردم داشته اند. افراد اخلاق گرا 868/0 واحد احتمال به پرداخت بیشتری در مقایسه با افراد پیامدگرا داشته اند که این متغیر بیشترین اثر نهایی را به خود اختصاص داده است. متوسط تمایل به پرداخت افراد اخلاق گرا و پیامدگرا برای مشاکت در حفظ و احیای منطقه بیابانی نصرآباد به ترتیب 32586 و 6524 ریال برآورد شده است.
    کلیدواژگان: ارزش گذاری مشروط، اخلاق گرا، پیامدگرا، تمایل به پرداخت، مدل لوجیت، منطقه نصرآباد
  • پیمان امین *، محمدرضا اختصاصی صفحات 593-604
    در دو دهه اخیر، به دنبال نشست زمین به طور خاص در دشت های ریزدانه، شکاف ها و گسیختگی هایی در رسوبات دشت یزد- اردکان پدید آمده است که به آن شق گفته می شود. یکی از فرضیات مهم و اساسی در رابطه با ظهور این پدیده برداشت بی رویه آب از سفره های آب زیرزمینی و کاهش فشار هیدرو دینامیکی و متراکم شدن لایه ها و رسوبات است. این پدیده در رسوبات ریزدانه با شدت و نمود بیشتر تظاهر نموده و موجب آسیب رسیدن به سازه های ساختمانی، جاده ها، دکل ها و غیره می شود. منطقه مورد مطالعه اراضی دشت رسی فاقد سنگفرش سطحی و یا سنگریزه عمقی بوده و در شرق یزد می باشد. به منظور نمونه برداری، 12 نمونه خاک در سه نقطه که یکی از آن ها در مجاورت شق و دو نقطه دیگر به فاصله 100 متر از طرفین بودند انتخاب گردید و در هر نقطه چهار پروفیل از صفر تا عمق 120 سانتیمتر حفر شد. بر روی نمونه ها آزمایشاتی از جمله، اندازه گیری شاخص های تغییر ضرایب حجمی در مقابل رطوبت های مختلف در جعبه های مکعبی فلزی گالوانیزه به ابعاد 20 سانتیمتر، آزمایشات تعیین حدود آتربرگ، حد واگرایی و سایر شاخص های مکانیک خاک انجام گرفت. نتایج نشان داد که حد روانی خاک محدوده شق، نزدیک به 29 درصد و حد رطوبت شق خوردگی نزدیک به 4 درصد شد. همچنین بیشترین مقدار همکشیدگی عمودی (فرونشست) حدود 11 درصد و بیشترین مقدار همکشیدگی افقی حدود 6 درصد در خاک های محدوده شق رخ داد. به عبارتی دیگر به ازای هر متر عمق رسوب امکان 11 سانتیمتر نشست در عرصه های با شرایط رطوبتی کمتر از 4 درصد دور از انتظار نمی باشد. با توجه به شرایط خاص منطقه پیشنهاد می گردد پروژه های سازه ای از جمله احداث جاده، خطوط گاز، لوله آب و پل سازی در این گونه عرصه ها انجام نشود.
    کلیدواژگان: همکشیدگی، نشست زمین، شق، مکانیک خاک، واگرایی
  • مظفر انصاری*، سادات فیض نیا، حسن احمدی، محمدعلی فتاحی اردکانی صفحات 605-617
    خاک یکی از مهم ترین منابع طبیعی هر کشور می‏‏‏باشد. امروزه کمتر منطقه‏‏‏ای را در سطح زمین می‏‏‏توان یافت که در معرض تخریب و فرسایش قرار نگرفته باشد. یکی از انواع فرسایش خاک زمین‏لغزش می‏باشد که در مدت کوتاهی حجم زیادی از خاک فرسایش می‏یابد. در این تحقیق از مدل رسوب حاصل از زمین‏لغزش SHETRAN برای زیرحوزه زیدشت (2) طالقان واقع در استان البرز استفاده شد. در ابتدا نمونه آب رسوب دار در فصل بهار سال 1390 در خروجی حوزه برای کالیبره کردن مدل برداشت شد. در اجرای مدل ابتدا با استفاده از زیرمدل GISLIP مناطقی که شرایط زمین لغزش را دارند مشخص شدند و سپس با استفاده از زیر مدل SHETRAN اقدام به شبیه سازی هیدرولوژیکی و رسوب حوزه شد و مدل با اطلاعات برداشت شده در فصل بهار کالیبره شد. بعد از کالیبره کردن مدل، دوباره مدل برای تعیین نقاط لغزشی اجرا و 418 نقطه لغزش یافته توسط مدل مشخص گردید، بعد از حذف لغزش هایی که مواد لغزش یافته آنها به آبراهه نمی رسند، میزان فرسایش حوزه آبخیز توسط زیرمدل SHETRAN محاسبه شد و یک مقایسه با نتایج قبل از اعمال زمین لغزش حاصل از مدل انجام گردید. نتایج نشان داد که 75/19% رسوب حاصل از مدل ناشی از زمین لغزش می باشد. با توجه به اینکه میزان متوسط کل رسوب حوزه با استفاده از آمار موجود در طول دوره شبیه سازی برابر 111248 کیلوگرم می باشد با توجه به نتایج مدل میزان رسوب حاصل از زمین لغزش برابر 120668 کیلوگرم از این مقدار است.
    کلیدواژگان: زمین لغزش، تولید رسوب، SHETRAN، مدل فرایند محور، طالقان، زیدشت (2)
  • مهدی بشیری*، سیده مائده کاوسی داودی صفحات 619-632
    فرسایش خاک بر سلامت آبخیزها اثر گذاشته و پیامدهای منفی متعددی به دنبال دارد. مارن از سنگ های حساس به فرسایش است که به دلیل ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاص، استقرار پوشش در آن مشکل و لذا نیازمند مدیریت است. یکی از روش های بهسازی خاک، فشردگی دینامیکی است که با دستگاه هایی مانند غلتک ها اعمال می شود. افزودن پوزولان نیز جهت تغییر خصوصیات فیزیکی و مکانیکی خاک، از دیگر روش های اصلاحی است،چرا که پوزولان ها، در حضور آب به صورت مواد پایدار غیرحلال، از خود خاصیت گیرشی بروز می دهند. لذا در این پژوهش تلاش گردید تا نقش میزان فشردگی خاک (با غلتک استوانه ای صاف به وزن های 0، 20، 25، 30 و 35 کیلوگرم) و افزودن پوزولان های طبیعی (به میزان 0، 50، 100، 150 و 200 گرم در مترمربع) از نوع پومیس تفتان بر تثبیت مارن ها در منطقه اسلام قلعه خراسان رضوی ارزیابی شود. طرح آزمایشی در قالب فاکتوریل با سه تکرار و مجموعا 75 پلات صحرایی 30 در30 سانتی متری تحت بارشی 10 دقیقه ای با شدت 8/0 میلی متر در دقیقه و در شیب 5/15 درجه اجرا شد. نتایج تحلیل آماری در سطح اعتماد 95 درصد نشان داد که با در نظر گرفتن توام سه متغیر رواناب، تولید و غلظت رسوب، اثرات اصلی تیمارهای فشردگی خاک و پوزولان معنادار (000/0sig.=) و اثر ترکیبی آن ها غیرمعنادار (780/0sig.=) است. تیمار فشردگی خاک اثر معنی دار (000/0sig.=) و افزایشی بر تولید رواناب و رسوب دارد، اما اثر تیمار پوزولان بر رسوب کاهشی و معنی دار (000/0sig.=) بوده و بر رواناب اثر معنی داری ندارد (709/0sig.=). همچنین اثر ترکیبی دو تیمار بر متغیرهای رواناب، تولید و غلظت رسوب، غیرمعنی دار به دست آمد. لذا فشردگی خاک به دلیل تخریب سله سطحی و ساختمان مارن ها مناسب نبوده اما با توجه به بهای پایین و در دسترس بودن پوزولان های طبیعی، برای عملیات تثبیت مارن ها به عنوان گزینه ای اقتصادی و مناسب پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: تثبیت مارن، رسوب زایی، شبیه ساز باران، فرسایش خاک، خراسان رضوی
  • حمید حسینی مرندی*، محمد مهدوی، حسن احمدی، بهارک معتمد وزیری، عبدالعلی عادلپور صفحات 633-645
    نفوذ سیلاب، تغذیه مصنوعی، نفوذ از طریق آبخوان های مجاور و استخراج آب، عوامل و علل تغییرات آب زیرزمینی هستند. ولی غالبا، تشخیص تاثیر و سهم آنها در این تغییرات چالش برانگیز است. هر چند برای درک این تغییرات، پایش تراز سطح آب زیرزمینی و برخی عوامل شیمیایی آن مورد توجه است؛ ولی کافی نبودن داده ها، فاصله زیاد بین اندازه گیری ها، تهیه دستی و کم دقتی داده ها، تجزیه و تحلیل ها را مشکل می کند. در این مقاله سری زمانی روزانه دستگاهی هدایت الکتریکی، تراز سفره و دمای آب زیرزمینی با هدف ارزیابی تغییرات و تحلیل رابطه آن با اتفاقات سطح آبخوان در یک منطقه خشک بررسی می شود. در دشت گربایگان فسا، دو دستگاه حساس ثبت نوسانات سطح سفره، دما و شوری در زیر سطح آب زیرزمینی در دو چاه OW2 و W20 با فاصله هزار و دویست متر، نصب شدند. سری های زمانی ثبت شده از آذر سال 91 تا تیرماه سال بعد تجزیه و تحلیل شدند. تراز سطح آب در OW2، افت نشان داد ولی در W20، کمی نیز افزایش داشت. متوسط شوری در OW2 3/15پانزده و میلی زیمنس بر سانتی متر ولی در W20 7/1 بود. نوسانات شوری با نوسانات تراز آب زیرزمینی در OW2 با اعتماد 5/83 درصد همبستگی معکوس نشان داد که از آن می توان برای تعیین شوری طبقات آب زیرزمینی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سری زمانی، هدایت الکتریکی، آب زیرزمینی، فارس، شیبکوه
  • شهلا دهقان پیر، ام البنین بذرافشان *، ارشک حلی ساز صفحات 647-647
    مشکل افت آب های زیرزمینی و کمبود آب در اغلب دشت های استان هرمزگان امری اجتناب ناپذیر است که در اثر استفاده بی رویه و عدم مدیریت مناسب در جهت عرضه و تقاضای آب در بخش کشاورزی رخ داده است. در تحقیق حاضر به محاسبه بیلان آب مجازی در بخش کشاورزی (صادرات و واردات آب مجازی) و ارزش آن در دو حوزه آبخیز با دو اقلیم متفاوت در شمال (حوزه آبخیز برآفتاب حاجی آباد) و شرق (حوزه آبخیز پایاب رودان) استان هرمزگان پرداخته شده است. نتایج نشان داد حوزه آبخیز شمالی استان هرمزگان به عنوان صادرکننده آب مجازی است که عمده حجم آب مجازی مربوط به محصول گندم و نخیلات به ترتیب به 14 و 18/0میلیون مترمکعب و حوزه آبخیز شرقی استان مربوط به نخیلات (8/0میلیون مترمکعب) و مرکبات (6/0میلیون مترمکعب) است و حجم عمده واردات آب مجازی مربوط به گندم و برنج است. همچنین طبق نتایج به دست آمده، حوزه آبخیز برآفتاب حاجی آباد به عنوان صادرکننده آب مجازی و حوزه آبخیز پایاب رودان به عنوان وارد کننده آب مجازی است، به طوری که تراز تجارت آب مجازی در دو حوضه به ترتیب 94/11- و 83/17 میلیون مترمکعب و به ترتیب 64 و 67 درصد منابع آب شیرین موجود در دو حوزه آبخیز پایاب رودان و برآفتاب حاجی آباد صرف تولید محصولات کشاورزی شده و شاخص خودکفایی آب مجازی، به ترتیب 86 و 81 درصد و میزان شاخص کم آبی حدود 66 و 69 درصد برآورد شد که حاکی از کمبود شدید منابع آب در دو حوزه آبخیز است.
    کلیدواژگان: آب مجازی، صادرات و واردات آب، شاخص شدت مصرف، شاخص خودکفایی، استان هرمزگان
  • شهربانو رحمانی*، عطاالله ابراهیمی، علیرضا داودیان صفحات 661-680
    در این تحقیق سه روش سنجش از دوری، فیزیوگرافیکی و ژئومورفولوژیکی برای تهیه نقشه پوشش گیاهی مورد بررسی قرار گرفت. در روش سنجش از دور، علاوه بر تصاویرسنجنده IRS-LISSIII از نقشه مدل رقومی ارتفاعی زمین[1] و شاخص گیاهی تفاضلی نرمال شده[2] به عنوان داده های کمکی استفاده و برای طبقه بندی آنها از روش نظارت شده حداکثر احتمال استفاده شد. بررسی دقت نقشه های تولیدی، نشان داد زمانی که تنها از داده های سنجش از دور استفاده شود، میزان دقت و ضریب کاپای حاصل به ترتیب 82% و 43/79% و دقت و ضریب کاپای به همراه داده های کمکی به ترتیب 93% و 63/90% می باشد. در روش فیزیوگرافی، پس از تعیین مهم ترین عوامل فیزیوگرافیکی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع از سطح دریا، میانگین سالانه بارش، درجه حرارت و میزان تابش خورشیدی به عنوان عوامل تعیین کننده پوشش گیاهی و رابطه این عوامل با پوشش گیاهی مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور، با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک چند جمله ای نقشه پوشش گیاهی با دقت 08/47% پیش بینی شد. در روش ژئومورفولوژ‍ی نیز نقشه های سنگ شناسی، شکل پستی و بلندی و رخساره های ژئومورفولوژی تعیین و جهت پیش بینی نقشه پوشش گیاهی از روش شبکه عصبی مصنوعی استفاده گردید. این روش دقتی برابر با 1/39% را نشان داد. تفاوت فاحشی که در دقت تصاویر حاصل از دو روش فیزیوگرافیکی و ژئومرفولوژیکی با روش سنجش از دور مشاهده می گردد، بیانگر این است که روش سنجش از دوری دقت قابل توجه بیشتری برای پیش بینی پوشش گیاهی در مقایسه با دو روش دیگر حتی در صورت استفاده نکردن از لایه های کمکی دارد.
    کلیدواژگان: نقشه پوشش گیاهی، تیپ بندی گیاهی مراتع، سنجش از دور، ژئومورفولوژی، فیزیوگرافی، سبزکوه
  • امید رحمتی*، علی اکبر نظری سامانی، نریمان محمودی، بهرام چوبین صفحات 681-693
    یکی از راه های خارج شدن از بحران افت سطح آب زیرزمینی، اجرای پروژه های تغذیه مصنوعی است که باعث انتقال آب از سطح زمین به داخل آن و متعادل کردن سطح ایستابی می گردد. تعیین مکان مناسب برای تغذیه مصنوعی، خود یکی از مهم ترین مراحل اجرای این گونه پروژه ها است. در این پژوهش، قابلیت کاربرد تکنیک شبکه بندی و روش AHP برای پهنه‏بندی پتانسیل تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی مورد ارزیابی قرار گرفت. به همین منظور در حوزه آبخیز چم شور برای مراتع در نظر گرفته شده، شبکه بندی با اندازه سلول 1/0 کیلومتر مربع تعریف گردید و پارامتر های زمین شناسی، شیب، ضخامت لایه غیر اشباع، هدایت الکتریکی و قابلیت انتقال برای ورود به مدل انتخاب شد. نقشه پهنه بندی پتانسیل تغذیه مصنوعی برای اجرای تغذیه مصنوعی با استفاده از تکنیک شبکه بندی، روش وزن دهی AHP و ترکیب خطی وزنی تهیه گردید. برای ارزیابی مدل از سامانه تغذیه مصنوعی اجرا شده در حوزه آبخیز مورد مطالعه استفاده شد که عملکرد موفقی در زمینه متعادل کردن سطح سفره آب زیرزمینی، کاهش سیلاب های مخرب و افزایش پوشش گیاهی داشته است. در نهایت، دقت مدل AHP همراه با تکنیک شبکه بندی 5/87 درصد به دست آمد. بنابراین، پهنه‏بندی پتانسیل تغذیه مصنوعی حاصل از تکنیک شبکه بندی و روش AHP قابل اطمینان بوده و استفاده از آن در مکان یابی سامانه های پخش سیلاب به منظور تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: پتانسیل تغذیه مصنوعی، تکنیک شبکه بندی، مدل AHP، حوزه آبخیز چم شور
  • رضا شهبازی، سادات فیض نیا *، راضیه لک، حسن احمدی صفحات 695-709
    مطالعه رسوبات سطحی جنوب جلگه خوزستان در اراضی حاشیه تالاب شادگان به منظور شناخت ماهیت رسوبات، طبقه بندی آنها و تعیین تاثیر گذار ترین ویژگی های فیزیکی و شیمیایی در تغییرات رسوبات، انجام شد. پس از تهیه نقشه واحدهای کاری، نمونه ها از 27 نقطه در واحدها برداشت شدند. ویژگی های شیمیایی نمونه ها شامل کربنات کلسیم، سولفات کلسیم، کلرید سدیم، سدیم، منیزیم، کلسیم، هدایت الکتریکی، اسیدیته و نسبت جذب سدیم، اندازه گیری شدند. پس از حذف مجموع مواد شیمیایی، درصد مواد تخریبی و شیمیایی تعیین و سپس دانه بندی بخش تخریبی صورت پذیرفت. از آنجا که رسوبات، ریزدانه و حاوی املاح بودند، طبقه بندی با روش جدید مبتنی بر سهم اجزای تخریبی و شیمیایی انجام شد و به منظور تعیین تاثیرگذار ترین عوامل و متغیر ها در تغییر پذیری رسوبات از تحلیل عاملی و تحلیل خوشه بندی استفاده شد. نتایج طبقه بندی نشان داد که رسوبات سطحی منطقه از نوع مارن بوده و ترکیبی مشابه مارن های ترسیر ایران دارند. براساس نتایج تحلیل عاملی، دو عامل اصلی اجزای طبقه بندی جدید و ویژگی های شیمیایی، بر تغییر پذیری رسوبات موثر بودند که ویژگی های شیمیایی نقش موثرتری داشته و با توجه به نتایج تحلیل خوشه ای، متغیر سدیم موثرترین آنها بوده و مقدار آن در واحدهای کاری مختلف، تا بیش از20 برابر متفاوت است. نتایج این تحقیق نشان داد که به کار گیری روش جدید طبقه بندی همراه با تحلیل های آماری منجر به استخراج اطلاعات بیشتر از اراضی یکدست و وسیع پلایایی و سبخایی می شود.
    کلیدواژگان: رسوبات کواترنری، تالاب شادگان، پلایا، سبخا، طبقه بندی رسوب، ویژگی های فیزیکی و شیمیایی رسوب، تحلیل چند متغیره
  • مهدیه صالحی، حسین ارزانی*، علی طویلی، مهدی قربانی صفحات 711-722
    در سال های اخیر استفاده چندمنظوره از مراتع به عنوان یکی از راه حل های اصلی در کاهش فشار ناشی از چرای دام و در عین حال افزایش رفاه و درآمد سرانه بهره برداران و رسیدن به توسعه و مدیریت پایدار مطرح شده است. زنبورداری در مراتع راهکاری سودآور و به عنوان یکی از جنبه های استفاده چندمنظوره در حوزه بالاطالقان و در سامان های عرفی ناریان، دیزان و مهران هدف این مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه تلاش گردید تا در تعیین شایستگی زنبورداری علاوه بر مسائل بوم شناختی به مسائل اجتماعی نیز پرداخته شود. جهت تعیین شایستگی این سامان های عرفی چهار معیار پوشش گیاهی، عوامل محیطی، عوامل فیزیکی و مسائل اجتماعی در نظر گرفته شد که این معیارها به طور کلی چهارده شاخص را شامل می شوند، لذا به علت پیچیدگی مساله از روش تصمیم گیری چندمعیاره (AHP) استفاده شده است. سلسله مراتب تصمیم گیری در چهار سطح هدف، معیارها، شاخص ها و گزینه ها تشکیل شد. یکی از معیارها کیفی بود که جهت دستیابی به نتایج منطقی در مورد معیار کیفی (مسائل اجتماعی) از همکاری متخصصین استفاده شد. نتایج حاصل از قضاوت متخصصین، معیار مسائل اجتماعی را نسبت به سایر معیارها در اولویت نشان داد. همچنین نتایج حاکی از آن است که در روش تحلیل سلسله مراتبی سامان های عرفی ناریان، دیزان و مهران در اولویت اول تا سوم شایستگی قرار گرفته است. به طور کلی جهت دستیابی به کاربری زنبورداری در مراتع علاوه بر تقویت بخش فنی می بایست میان نهادهای دولتی و غیردولتی و بهره برداران هماهنگی ایجاد شود.
    کلیدواژگان: تحلیل سلسله مراتبی، زنبورداری، شایستگی مرتع، طالقان، مسائل بوم شناختی و اجتماعی
  • رضا امیدی پور، رضا عرفانزاده*، مرزبان فرامرزی صفحات 723-734
    چرای شدید دام یکی از مخرب ترین عوامل در عرصه مراتع نیمه خشک کشور است که باعث کاهش تنوع و از بین رفتن برخی از گیاهان حساس به چرا می‏گردد. از طرف دیگر با توجه به تغییرپذیری الگوی پراکنش گونه های گیاهی در مقیاس های مختلف، لزوم استفاده از مقیاس در ارزیابی های تنوع ضروی است. بنابراین این تحقیق با استفاده از روش تقسیم‏بندی افزایشی به بررسی تاثیر چرای دام روی مولفه های تنوع در مقیاس های گوناگون در مراتع غرب کشور در ایلام می پردازد. بدین منظور نمونه برداری از 40 پلات 4 مترمربعی در 8 سایت مرتعی شامل 4 سایت قرق و چهار سایت در حال چرا انجام گرفت. بر اساس روش تقسیم بندی افزایشی کل تنوع به مولفه های افزایشی درون و بین نمونه ها (پلات و سایت) تقسیم بندی گردید. نتایج نشان داد که تنوع بین سایت (بتا2) دارای بیشترین سهم از تنوع کل بود که نشان دهنده تفاوت در ترکیب بین سایت ها و اهمیت این مقیاس برای امور حفاظتی است. همچنین اعمال قرق سبب افزایش تنوع گونه ای در سطح پلات (آلفا 1 و بتا1) گردید، در حالی که سبب کاهش تنوع گونه ای در مقیاس سایت (تنوع بین سایت ها یا بتا2) شد. بنابراین الزاما قرق کردن مراتع منجر به افزایش تنوع به ویژه در سطوح وسیع تر نخواهد شد. همچنین قرق دراز مدت می تواند منجر به افزایش یکنواختی و افزایش رقابت بین گیاهان شده و در نهایت تنوع گونه‏ای را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: چرای دام، تنوع گونه ای، تقسیم بندی افزایشی، مرتع، ایلام
  • مهوش غلامی*، کریم سلیمانی، اسماعیل نکویی قاچکانلو صفحات 735-750
    زمین لغزش به عنوان یکی از مخاطرات طبیعی مهم هر ساله موجب خسارات مالی، جانی و تخریب منابع طبیعی می شود. هدف این تحقیق مقایسه سه مدل وزن شواهد، نسبت فراوانی و دمپستر-شیفر در حوضه آبخیز ساری-کیاسر است. در ابتدا، داده های 105 زمین لغزش رخ داده در منطقه بر اساس عکس های هوایی 1:25000 و مطالعات میدانی جمع آوری گردیده و این فهرست به دو قسمت 75 درصد برای پهنه بندی و 25 درصد برای اعتبارسنجی تقسیم شد. سپس، 17 پارامتر موثر در زمین لغزش شامل فاکتورهای زمین شناسی، ژئومورفولوژیکی، هیدرولوژیکی و انسانزاد فراهم گردید. مهم ترین فاکتورها در رخداد زمین لغزش در منطقه بارش، شیب و پوشش گیاهی هستند. نتایج اعتبارسنجی به صورت درصد مساحت زیر منحنی تجمعی (AUC)نشان می دهد که نرخ موفقیت مدل های وزن شواهد و نسبت فراوانی و دمپستر-شیفر به ترتیب 05/92 و05/92 و 31/91 درصد و نرخ پیش بینی به ترتیب 72/92 و 73/92 و 44/85 درصد است. نتایج نشان می دهد که از نظر دقت مدل به کار رفته براساس نرخ موفقیت سه مدل در گروه عالی (9/ - 1) قرار می گیرند. همچنین نرخ موفقیت بر اساس نرخ پیش بینی مدل های وزن شواهد و نسبت فراوانی در گروه عالی (9/ - 1) و مدل دمپستر-شیفر در گروه خوب (8/0-9/0) قرار می گیرند. نتایج به دست آمده بیانگر این است که مدل های وزن شواهد و نسبت فراوانی مدل های کارامدتری نسبت به مدل دمپستر-شیفر در منطقه هستند
    کلیدواژگان: پهنه بندی خطر زمین لغزش، روش وزن شواهد، نسبت فراوانی، دمپستر-شیفر، محدوده ساری-کیاسر
  • لیلا کاشی زنوزی *، شهرام بانج شفیعی صفحات 751-762
    این پژوهش با هدف بررسی رابطه برخی عوامل مبین شوری خاک با پوشش گیاهی حوزه آبخیز فوجرد انجام شد. بدین منظور پس از انتخاب تیپ های گیاهی شاخص در منطقه و تشکیل واحدهای کاری نسبتا همگن از نظر خاک و توپوگرافی، از خاک و پوشش گیاهی به روش تصادفی-سیستماتیک نمونه برداری شد. تعداد نمونه ها با توجه به مساحت دربردارنده هر یک از واحدهای همگن تعیین شدند. در هر پلات نوع گونه ها و درصد تاج پوشش گیاهی یادداشت شد و اقدام به حفر پروفیل خاک شد. از هر پروفیل خاک بسته به عمق خاک و عمق ریشه گیاهان نمونه برداری شد و قابلیت هدایت الکتریکی، سدیم تبادلی، نسبت جذب سدیم و درصد جذب سدیم در هر یک از نمونه های خاک اندازه گیری شدند. ضریب همبستگی پیرسون عوامل شوری با تیپ رویشی و درصد تاج پوشش گیاهی با استفاده از نرم افزار SPSS18.0 محاسبه شد. نتایج نشان داد پوشش گیاهی دارای همبستگی معکوس با عوامل شوری خاک است. با انجام آنالیز واریانس یکطرفه بر اساس آزمون دانکن معلوم شد حضور نوع گونه های گیاهی تحت کنترل هدایت الکتریکی خاک (233/0-) و درصد جذب سدیم (167/0-) قرار دارد و درصد تاج پوشش گیاهی متاثر از هدایت الکتریکی خاک (194/0-) و مقدار سدیم قابل تبادل (2/0-) است. بنابراین سدیمی بودن خاک ، مهم ترین عامل محدودکننده پوشش گیاهی در حوزه آبخیز فوجرد است.
    کلیدواژگان: هدایت الکتریکی، سدیم تبادلی، SAR، ESP، فوجرد
  • ام البنین کاظمی گرجی*، حسن احمدی، محمد جعفری صفحات 763-775
    هدف نهایی هر تحقیق در مورد فرایندهای توده ای دامنه ها، تهیه نقشه پهنه بندی و تقسیم بندی منطقه مورد مطالعه به مناطقی با درجات مختلف خطر با هدف کاهش آسیب های ناشی از آنها است. این تحقیق با استفاده از روش F-AHPدر محیط GIS در حوزه آبخیز نکارود در استان مازندران انجام گرفته است. بعد از مقایسه زوجی مشخص شد که زیرشاخص های شیب بیش از30%، جهت شمالی، ارتفاع بیش از1700متر، زیرشاخص 0- 200متر در شاخص فاصله از گسل، زیرشاخص 0-50 متر در شاخص فاصله از رودخانه، کاربری مسکونی و بارش بیش از 600 میلی متر نسبت به زیرشاخص های گروه خودشان از وزن بیشتری برخوردار شدند که این سبب افزایش زمین لغزش شده است. در این حوزه سنگ آهک زیادی وجود دارد که در کم کردن لغزش موثر است. بخش اعظم قسمت های مرکزی حوزه مستعد لغزش های خیلی زیاد و پرخطر هستند و بقیه نقاط نیز دارای خطر متوسط می باشند؛ بخش کمی از حوزه با لغزش با پهنه کم خطر رو به روست.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، تحلیل سلسله مراتبی فازی (F-AHP)، حوزه آبخیز نکارود، زمین لغزش، سیستم اطلاعات جفرافیایی (GIS)
  • علی گلکاریان*، عباسعلی محمدیان، ابوالفضل عبدالهی صفحات 777-789
    حوزه آبخیز یک واحد ایده آل برای مدیریت منابع طبیعی و همچنین تعدیل تاثیر ناهنجاری طبیعی برای دستیابی به توسعه پایدار است. شرط اول کنترل عوامل فرسایشی و بهبود وضعیت بحرانی یک حوزه آبخیز، شناسایی مناطق و زیرحوزه های با وضعیت بحرانی تر و اولویت بندی آن ها است تا در صورت اجرای عملیات کنترلی، مناطق دارای اولویت های بالاتر بیشتر مد نظر قرار گرفته و برنامه های حفاظتی در این قبیل مناطق متمرکز شوند. هدف از این پژوهش اولویت بندی زیر حوزه های حوزه آبخیز دریان سمنان جهت اقدامات آبخیزداری با استفاده از روش شباهت به گزینه ایده آل (تاپسیس) است. ابتدا در این پژوهش شش معیار (جمعیت، متوسط تولید پوشش گیاهی، منابع آب، سطح اراضی کشاورزی، فرسایش و استحکام سازند) جهت اولویت بندی انتخاب، سپس وزن هر یک از معیارها با استفاده از روش آنتروپی مشخص گردید که در این میان فاکتور جمعیت و فرسایش به ترتیب بیشترین و کمترین وزن را به خود اختصاص دادند. همچنین نتایج نشان داد از بین 38 زیر حوزه مورد بررسی، زیر حوزه های A10، A''11 و B''7_A''12_C''21 به دلیل بالاتر بودن رتبه معیارهای جمعیت، منابع آب و سطح اراضی کشاورزی که دارای بالاترین وزن در بین معیارهای انتخابی هستند، در اولویت بالاتری قرار گرفتند و زیر حوزه های C6 ،C9 وC7 به جهت پایین بودن معیارهای مذکور کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: آنتروپی، تاپسیس، اولویت بندی، اقدامات آبخیزداری، حوزه دریان
  • علی اکبر نظری سامانی*، علیرضا اولیایی، سادات فیض نیا صفحات 791-803
    ارزیابی فراوانی چشمه ها به موضوعی مهم برای برنامه ریزی استفاده از زمین، به خصوص شناسایی منابع آب زیرزمینی و حفاظت از محیط زیست تبدیل شده است. بدین منظور جهت تولید نقشه فراوانی چشمه های حوزه آبخیز بجنورد، از روش رگرسیون لجستیک باینری (به منظور وجود و عدم وجود چشمه)، تکنیک های سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سنجش از دور (RS) استفاده گردید. در این منطقه تعداد 359 چشمه شناسایی شد و 14 عامل موثر در وجود چشمه شامل تراکم خطواره، فاصله از خطواره، فاصله از آبراهه، تراکم زهکشی، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، انحنای پروفیل، انحنای مماسی، نسبت سطح، برآیند بردار، بارندگی، ارتفاع، زمین شناسی، جهت های جغرافیایی و شیب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ضرایب عوامل موثر توسط رگرسیون لجستیک از 300 چشمه که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، به دست آمد. از 59 چشمه دیگر برای مرحله اعتبار سنجی استفاده شد. در نهایت نقشه فراوانی چشمه ها به چهار طبقه احتمالاتی خیلی کم، کم، متوسط و زیاد تقسیم گردید. نتایج نشان داد که وجود بیش از 80 درصد از چشمه ها به درستی پیش بینی گردید. همچنین دقت مدل با استفاده از منحنی ROC، 6/86 درصد تخمین زده شد که نشان دهنده دقت بالای مدل در تحلیل فراوانی چشمه ها در منطقه مورد مطالعه است. در پایان عوامل تراکم زهکشی، شاخص پوشش گیاهی، برآیند بردار، بیش ترین ضریب و عوامل شیب، ارتفاع و نسبت سطح کمترین معنی داری را در بروز چشمه ها داشته اند. با توجه به نتایج این تحقیق، می توان از این روش برای شناسایی منابع آب زیرزمینی در مناطق کارستی استفاده کرد و در بهبود مدیریت جامع حوزه های آبخیز کارستی، نقش مهمی ایفا نماید.
    کلیدواژگان: بجنورد، چشمه، کارست، رگرسیون لجستیک
  • حامد نوذری*، صفر معروفی، مهناز ادیرش صفحات 805-820
    با توجه به خسارت های سالیانه سیلاب حوضه دز و عدم اطلاع از میزان آبی که در زیر حوضه های میانی به سیل اصلی اضافه می شوند، هدف این تحقیق، تعیین میزان مشارکت زیرحوضه های میانی در سیل خروجی و شناسایی مناطق سیل خیز حوضه است. بنابراین با استفاده از شاخص SPI، مرطوب ترین دوره زمانی منطقه تعیین گردید. پس از آن، منطقه مورد مطالعه به یازده زیرحوضه تقسیم و شبیه سازی بارش رواناب منطقه به کمک نرم افزار WMS صورت گرفت. در نهایت به کمک حذف یک به یک زیر حوضه ها از روند شبیه سازی، سهم هر یک از زیرحوضه ها در سیل خروجی تعیین شد. نتایج نشان داد که زیرحوضه دوکوهه با کاهش 40 درصدی دبی پیک، موثرترین ناحیه در سیل خروجی است. پس از آن حمیدآباد با 35 درصد و سد دز با 15 درصد به ترتیب زیر حوضه هایی هستند که پتانسیل سیل خیزی بالایی دارند. همچنین به منظور حذف اثر مساحت زیرحوضه، اولویت بندی بر اساس سهم مشارکت مساحت واحد زیرحوضه ها در خروجی انجام شد و دوکوهه با 29 درصد، حمیدآباد با 25درصد و دزفول با 15 درصد مشارکت، به ترتیب رتبه های اول، دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: اولویت بندی، سیل خیزی، شبیه سازی، WMS، حوضه دز
|
  • Farhad Azhir *, Mohammad Fayaz Pages 534-550
    It was necessary to detect Technical knowledge for advising culturing various plant species which share in production forage rangelands depend on region condition. Vicia subvillosa species seeds were collected from ranges around road direction Azadshahr city toward Shahrood city, on 1900 meter height level form sea, and planted. The goal was to introduce the suitable season and method for cultivating this species in rangeland area. Experiment was performed on Telmadare area in Posht-kooh water spreading station with 350 mm. precipitation and semi dry cold climate. Main treatments include autumn and spring, sowing date, and two subsidiary treatments seedling and planting seed, by split plot completely randomize block design in three repetition were compared. Result showed that there was a significant deference between spring and fall date cultivation, and also between two subsidiary seedlings and planting seed. Seed Germination and survival at growing period in fall season (Germination 30.50%, survival 20.97% ) compared to spring (Germination 21.50%, survival 15.33% ) and planting seed (Germination 32.61%, survival 22.39% ) compared to seedling (Germination 21.39%, survival 13.92% ) were preferred. So with Vicia subvillosa cultivation is possible to produce forage in experimental Station case, and similar climatic ecosystem area.
    Keywords: Vicia subvillosa, seedling, planting seed, rangeland, Mazandaran
  • Hesam Ahmady-Birgani *, Sadat Feiznia, Hasan Mirnejad, Hassan Ahmadi, Ken Mc Queen, Mohammad Ghorban Pour Pages 551-567
    This study investigates the mineralogy and physico-chemical properties of atmospheric particulates collected at Abadan (southwestern Iran) near the Persian Gulf coast and Urmia (northwestern Iran) during ambient and dust events over 6 months (winter 2011; spring 2012). Particle sizes collected were: TSP (total suspended particulates); PM10 (particulates
    Keywords: Mineral Dust, Physico-Chemical Properties of Dust Particulates, Mineralogy, Abadan, Urmia
  • Alireza Estelaji *, Ahmad Hajalizadeh, Masoud Heydarvand Pages 569-580
    Community-based management is a process of management involving local beneficiaries actively in all stages of planning and implementing management programs so that each are at the center of decision-making. Since community-based management contributes greatly to the improvement of bridging social capital, present study analyzes the effectiveness of co-management for strengthening social capital. The research population consisted of heads of four villages i.e. Ziyaratshah, Deh Reza, Aostam Ababd-e-Alicharak, and Ali Abad Hashtsad Metri, Rigan County, Kerman province. Since community-based management of arid areas was implemented in this region, it was chosen as pilot. Social capital assessment through network analysis and measurement of trust and collaboration ties applying macro level indicators (whole-network) of local beneficiaries’ network was done. Network analysis questionnaire was applied for data gathering and 33 participants were chosen through whole network sampling method and they were interviewed. It was found out that indicators were at medium level prior to project implementation but they showed positive and incremental trend following the implementation of community-based management. Therefore, this project led to trust building and improved cooperation improved among heads and as a result, bridging social capital enhanced.
    Keywords: Community-based management approach, bridging social capital, Social network analysis, Rigan County
  • Zahra Eslamian, Mehdi Ghorbani *, Hamed Rafiee, Tayebe Mesbahzadeh Pages 581-592
    In recent years, natural resource economists evaluate and assess the role of natural resources in the welfare of people have put on their agenda. This study, people's willingness to participation in protecting and reviving the desert area NasrAbad, examined the using conditional valuation and tow-dimensional, dual choice questioner. To estimate the willingness to pay logit regression model was used based on the maximum likelihood method, the parameters of the model were estimated. Results suggest that age, occupation, education and horticultural activities, a native of the region, climate change, poor management officials, family income and number of family members, significant positive effect and gender, agricultural activities, overgrazing of livestock , expansion of urban land and Bid a significant negative effect on the bid people are willing to pay. Deontologist people units 0/868 have likely to pay more compared with Cosequentialists people the Marginal effect of these variables to be allocated. the average willingness to pay of the Deontologist and Cosequentialists people in this study to participation in protecting and reviving the deserts of Nasr Abad is estimated to be 32586 and 6524 Rials respectively.
    Keywords: Conditional Valuation, Deontologist, Cosequentialists, Willingness to Pay, Logit Model, Nasr Abad area
  • Peyman Amin *, Mohammad Raza Ekhtesasi Pages 593-604
    In the last two decades, the land subsidence, especially in fine-grain plains, cracks emerged in YazdArdakan plain, it is called soil crack. One of the important assumptions in relation to emergence of this phenomenon, withdrawal of water from underground aquifers and decrease the hydro dynamic pressure and dense sediment. This phenomenon happens in fine-grained sediment and caused damage to building structures, roads, masts. the case study is clay plain lands without desert pavement in East of Yazd. For sampling, 12 samples were taken from three points were selected which one of them in the vicinity of crack and two other points were within 100 meters of side of crack in each point, four profiles were drilled from zero to 120 cm depth. On samples some experiments such as the indicators of changing bulk modulus were measured in different moistures in galvanized metal cube boxes with dimensions of 20 cm, some experiments were done such as Atterberg limit tests, divergence and failure limit. The results showed that liquid limit of the crack’s territory is near to 29 percent and moisture limit of crack is close to 4 percent. the most vertical and horizontal shrinkage in crack soils were 11 and 6 percent respectively. In other words, in per meter depth of sediment, 11 cm subsidence in areas with moisture less than 4 percent is not unexpected. With regard to the specific circumstances of the area, is proposed structural projects, gas lines, water pipes and bridges is not done in these areas.
    Keywords: Shrinkage, Land subsidence, Crack, Soil mechanic, Divergence
  • Mozafar Ansari *, Sadat Feiznia, Hassan Ahmadi, Mohammadali Fattahi Ardekani Pages 605-617
    Soil is one of the most vital natural resources in any country. Nowadays, lands are rarely found worldwide without having severe erosion problem. Landslide is one of the soil erosion processes in which a huge volume of soil is washed away. SHETRAN Model was used in this study to assess the landslides being occurred in Zidasht catchment, Taleghan. At the first stage, sediment-water mixed samples were gathered at the outlet of the Catchment for calibration purpose in 2011. To run the model, regions undergoing landslide were identified using GISLIP sub-model. Secondly, after hydrological and sediment production simulations in a sub-model of SHETRAN for the region, calibration was made for spring season. After the calibration process, the model was run again, this time for the regions having landslide (for 418 spots), and in regions where landslide sediments do not pour into water courses, these regions were omitted, the final amount of sediment was calculated using SHETRAN sub-model and the results were compared with the previous studies. The results show that 19.75% of the total sediment belongs to landslides. With regard to the current sediment quantity of about 111248 kg, total sediment in landslides was estimated to be around 120668kg.
    Keywords: Landslides, sediment production, SHETRAN, Physically-based model, Taleghan, Zidasht (2)
  • Mehdi Bashiri *, Seyede Maedeh Kavousi Davoudi Pages 619-632
    The soil erosion affects watershed health and lead to different negative consequences.Marl is an erosion sensitive rock that due to its special physicochemical characteristics,establishment of vegetation on it is difficult,so,it needs to management.One of the soil improvement methods is dynamic compaction,which applies using devices such as rollers.Also,adding pozzolan is another method for soil improvement to modify its physical and mechanical properties.Because the pozzolan in the presence of water,show adhesive properties in a stable and non-solvent form.Therefore,this study tried to evaluate the roles of soil compaction(using rollers having weights of 0,20,25,30and35Kgs)and adding natural pozzolan(in values of 0,50,100,150and200g/m2)in the taftan-pumice type on marl stabilization in Islam-Qaleh region of Razavi-Khorasan.A factorial experimental design done with3replications and totally75field plots with an area equal to30*30centimeters exposed to a rainfall with a10minutes duration and0/8Mm per minute intensity with a slope of15/5°.The results of statistical analysis in the95%confidence level showed that considering runoff,sediment load and sediment concentration variables together,the main effects of soil compaction and pozzolan treatments are significant(sig.=0/000)but their interaction effect isn’t significant(sig.=0/780).Soil compaction treatment has an increasing and significant effect(sig.=0/000)on runoff and sediment production. But the pozzolan treatment showed decreasing and significant effect (sig.=0/000) on sediment and no significant effect (sig.=0/709) on runoff. Also, the interaction effect of 2 treatments on runoff and sediment was not significant. Therefore, the soil compaction due to degradation of surface sealing and marls structure is not suitable, but according to low price and availability of natural pozzolan, for marls stabilization operations, is suggested as an economic and appropriate option.
    Keywords: Marl Stabilization, Sedimentation, Rainfall Simulator, Soil Erosion, Razavi-Khorasan
  • Hamid Hosseyni Marandi *, Mohammad Mahdavi, Hasan Ahmadi, Baharak Motamed Vaziri, Abdolali Adelpour Pages 633-645
    Common causes for groundwater quantity and quality changes are infiltration through the seasonal floodwater, effects of the artificial recharge projects and adjacent aquifers, and groundwater extraction for deferent uses. However, recognizing the impact of their contributions to these changes can be often challenging. Still, to understand the changes, monitoring groundwater level and several chemical factors are taken into consideration. Certain problems of course can complicate the analysis of the observations; for instance, insufficient data and manually prepared and measurement intervals can degrade the accuracy of such observations. In this paper, device-measured daily time series of Electrical Conductivity (EC), Temperature (T) and Groundwater Head (GH) are analyzed. The main purpose is to evaluate the groundwater changes and its relation to the processes on the aquifer surface in an arid region. Two wells (PZ2 and W20) with 1,200m distance from each other selected and installed a sensitive device for recording the groundwater level, temperature and salinity fluctuations. Time series of changes from December 2012 to July 2013, were analyzed. Groundwater head in PZ2 showed a decline but in W20 showed a minor rise. Salinity variations were different and were 15.3mS/cm in PZ2 and 1.7mS/cm in W20. The backdrop of increased salinity in the surface layers of groundwater in PZ2 identified and showing a correlation between groundwater head and salinity fluctuation with 83.5% R squire.
    Keywords: time series, Electrical conductivity, groundwater, Fars, Shib-Kuh
  • Shahla Dehghan Pir, Omonabin Bazrafshan *, Arashk Hlizadeh Pages 647-647
    Ground water depletion and water shortage are two problems in Hormozgan province which have occurred due to the irregular use and inappropriate management of demand and supply of water in agricultural sector. This research explored the balance of agriculture virtual water trade (imports and exports of virtual water) and its value in two catchments with different climate in north (Baraftab catchment in Hajiabad) and east (Payab-E Roodan catchment) of Hormozgan province. Based on the results, most of the volume of virtual water in northern catchment is related to wheat and Palm fruit with the amounts of 14 and 0.18 million cubic meters, respectively. Most of the volume of virtual water in the eastern catchment of province is related to Palm fruit (0.8 million cubic meters) and citrus (0.6 million cubic meters) and most of the volume of imported virtual water is related to wheat and rice. Also, Baraftab and Payab catchments are the exporter and importer of virtual water, respectively so that the amount of the balance of trade of virtual water in two mentioned catchments are -11.94 and 17.83, respectively. 64% and 67 % of fresh water in two Baraftab and Payab catchments is consumed to produce the agricultural products. The amount of water self-sufficiency index of virtual water is 86% and 81% and the amount of water shortage index is 66% and 69% in Baraftab and Payab catchments, respectively. These results reveal the severe water shortage in these two catchments.
    Keywords: Virtual Water, Export, Import Water, Water use intensity, Water self-sufficiency, Hormozgan Province
  • Shahrebanoo Rahmani *, Ataollah Ebrahimi, Alireza Davoudian Pages 661-680
    In this study, three methods were evaluated for vegetation mapping. For remote sensing method, in addition to IRS data of LISSIII, Ddigital Elevation Model (DEM) and Normalized Difference Vegetation Index (NDVI) were used for classification of 14 classes of land covers mostly vegetation types using a maximum likelihood algorithm. After comparing of produced vegetation maps, overall accuracy and Kappa index were 82% and 79.43% respectively when only the IRS were used. Whereas, the overall accuracy and Kappa index were increased to 93% and 90.63% respectively, when ancillary data of DEM and NDVI were added.
    Slope, slope direction, elevation above sea level, annual precipitation, temperature, and sun radiation were selected as the main physiographic after a broad literature review. Then the relationship between of these six factors with vegetation types was evaluated. so a multivariate logistic regression was used to draw vegetation map of the study area based on the sixth independent variables. The result showed a predicted vegetation map of 47.08% accuracy.Finally, in the morphological method, relationship between three maps of lithology, undulating form of geomorphology and faces with vegetation/land cover were determined using a neural network synthetic approach and predict vegetation map was drawn as the output. The accuracy of resulted map was 39.1%. Comparison of accuracy of vegetation mapping by three methods of RS, physiographic and geomorphological methods revealed that RS method of vegetation/land cover mapping is significantly promising due to a meaningfully higher accuracy even without using ancillary data such as DEM and NDVI in this method.
    Keywords: Vegetation mapping, Rangelands vegetation mapping, remote sensing, Geomorphology, Physiographic, Sabzkouh
  • Omid Rahmati *, Aliakbar Nazari Samani, Nariman Mahmoodi, Bahram Choubin Pages 681-693
    One of the techniques to eliminate groundwater resources crisis is to carry out artificial recharge projects, which cause infiltration of water from the surface into the aquifer and balance of the water table. An appropriate site selection for artificial recharge is one of the most important steps in implementation of these projects, itself. In this study, capability of gridding technique and AHP method was evaluated for zonation of artificial recharge potential. Accordingly, a grid, with cell size 0.1 km2, was defined for rangelands of Chamshor watershed and geological parameters, slope, thickness of unsaturated layer, electrical conductivity and transmissivity were selected for entry into the model. Finally, potential zonation map of artificial recharge project, using gridding technique, Analytical Hierarchy Process (AHP) and weighting linear combination methods were produced for implementation of artificial recharge. In order to assess the model, the project of artificial recharge in the study area was used which has had a successful performance on balancing the water table level, reducing destructive floods and increasing vegetation. Finally, the accuracy of the gridding technique and AHP method was 87.5 percent. In conclusion, the zonation of artificial recharge potential which was obtained by gridding technique and AHP method was reliable and it is recommended to be used in the site selection of flood spreading systems to be able to carry out artificial recharge projects.
    Keywords: Potential of artificial recharge, Gridding techniques, AHP model, Chamshor watershed
  • Reza Shahbazi, Sadat Feiznia *, Razieh Lak, Hasan Ahmadi Pages 695-709
    Study of surface sediments of southern Khuzestan plain in Shadegan marshes surroundings was made to understand the nature of the sediments, their classification and determining the most effective physical and chemical characteristics of sediments change. Samples were taken from 27 points inside the work units. The chemical characteristics of sediment samples containing calcium carbonate, calcium sulfate, sodium chloride, sodium, magnesium, calcium, electrical conductivity, pH and sodium absorption ratio, was measured. After removal all carbonates and evaporates materials, the portion of carbonates-evaporates and terrigenous parts, was specified. Granulometry for terrigenous part was done for terrigenous materials. The new method of classification was performed for these fine sediments containing solutes, which considers the portion of the chemical and terrigenous parts, was performed.
    In order to specify the most effective factors and variables in the sediment variability, factor analysis and cluster analysis were used consequently. Classification results showed that the sediments are marl, with similar components with Iran tertiary marls. Two main factors, the components of the new classification and the chemical characteristics were controlled sediments variability, while the chemical characteristics had more effective roles. According to the results of cluster analysis, Sodium was the most effective variable which its value varies up to more than 20 in different work units. The results of this study show that the use of the new method of classification together with statistical analysis led to extract more details from flat and broad playa and sabkha environments.
    Keywords: Quaternary sediments, Shadegan marshes, playa, sabkha, sediment classification, multivariate analysis
  • Mahdieh Salehi, Hossein Arzani *, Ali Tavili, Mahdi Ghorbani Pages 711-722
    Rrecently, rangeland multiple use has been found to be one of the primary solutions to alleviate livestock grazing pressure while improving stakeholder's welfare and per capita income and sustainable management and development. Beekeeping in rangeland as a profitable approach and one of multiple use components in upper Taleghan basin and Saman Orfi of Narian, Dizan and Mehran were studied. The present study was aimed to determine beekeeping suitability as well as ecological and social issues. According to permanent standards and resource sites priority for comprising of these Samans Orfi reserves 4 criteria to be considered such as vegetation,environmental, physical and social issues.These criteria are included overall 14 sub criteria. So Multi-Criteria Decision Making Methods (MCDM) has used because of problem complexity. The hierarchical formed in the 4 levels that is purpose, criteria, sub criteria and options. One of the criteria were qualitative. For accessing logical results, we benefit specialist cooperation. The results showed that social problem are more important than the other criteria in priority. Also, final results of Analytical Hierarchy Process (AHP) indicated that Saman Orfi Narian, and Mehran and Dizin were fall into first to third priorities respectively.
    Keywords: Analytical Hierarchy Process, beekeeping, rangeland suitability, Taleghan, social, ecological issues
  • Reza Midipour, Reza Erfanzadeh *, Marzban Faramarzi Pages 723-734
    Intensive livestock grazing is one of the most important destructive factors in rangelands that leads to decrease of diversity and causes disappearance of sensitive plants. On the other hand, considering the scales in assessment of diversity is very importance to study the variability of plant diversity patterns in different scales. Therefore, current study aimed to investigate the impact of livestock grazing on diversity components in different scales using additive partitioning methods in western country rangelands in the Ilam province. Sampling was carried out in 40 plots of 4m2 in 8 rangeland sites including 4 exclosures and 4 grazing sites. Based on additive partitioning diversity methods, the total diversity was partitioned into additively components within and among samples. The results showed that diversity among sites (β2) had the highest contribution of total diversity that indicated the importance of this scale for conservation practices, and it was due to the variation of composition between sites. In addition, the results represented that exclosure in the semi-arid areas can increase diversity at plot scale, while in the regional scales (diversity among sites or β2) livestock grazing leads to increase in diversity. Therefore, exclosure of rangelands does not necessarily lead to increase in diversity. Also, long terms exclosure can lead to increase evenness that resulting in increasing competition among plants, therefore it could decrease plant diversity.
    Keywords: livestock grazing, species diversity, additive partitioning, rangeland, Ilam
  • Mahvash Gholami *, Karim Soleymani, Esmaeil Nekoee Pages 735-750
    Landslide is one of the major natural hazards caused financial losses, in lives and destruction of natural resources each year. The aim of this study was comparisons of three models, namely WofE, FR and DSH to the determination of the landslide prone areas in Sari-Kiasar watershed. In the first, 105 landslides occurred in the study area were collected based on aerial photographs in the 1:25,000 scale and field studies divided into two group haphazardly to generate training 75% and testing 25% dataset. Then, 17 landslide conditioning factors including geological, geomorphological, hydrological and anthropogenic were prepared to spatial relationship with landslide occurrence in the study area. The most important factors in the occurrence of landslides in the study area were rainfall followed by slope and vegetation. The validation results as a percentage of the cumulative area under the curve (AUC) showed that the success rate of WofE, FR and DSH models are 92.05, 92.05 and 91.31 percent respectively and the prediction rate are 92.72, 92.73 and 85.44 percent respectively. The results show that in terms of the accuracy of the model used to base on success rate, three models are placed in excellent group (0.9 to 1), also in terms of the accuracy of the model used to base on prediction rate, WofE, FR models are placed in excellent group (0.9 to 1) and DSH is placed in good group (0.8 to 0.9). The results showed that the WofE and FR model have a higher prediction accuracy than of DSH model.
    Keywords: Landslide hazard zonation, Weight of evidence, Frequency Ratio, Dempster-Shafer, sari-Kiasar region
  • Leila Kashi Zenouzi *, Shahram Banjshafee Pages 751-762
    This study aimed to investigate the relationship between expression of soil salinity factors and vegetation cover in Foojerd watershed. To this end, the vegetation types in the region and the formation of relatively homogeneous in terms of soil and topography, soil and vegetation were sampled by a systematic random sampling. The samples according to the area consists of homogenous units were determined. In each plot characteristics of range species and percentage of vegetation cover were recorded and soil profiles were dug. Depending on the depth of the soil profile and the depth of the roots of the plants were sampled and conductivity, exchangeable sodium, sodium absorption ratio and absorption of sodium in each of the soil samples were measured. Pearson correlation coefficient of salinity and vegetation type and percentage of vegetation cover were calculated using SPSS18.0 software. The results showed that vegetation has a negative correlation with soil salinity factors. Based on analysis of variance and Duncan were revealed that test the type of plant species were depended on soil electrical conductivity and sodium absorption rate and the percentage of canopy cover was affected by soil electrical conductivity and exchangeable sodium content. So soil sodality is the most important limiting factor to grow vegetation in Foojerd watershed.
    Keywords: Electrical conductivity, Exchangeable sodioum, ESP, Foojerd, SAR
  • Ommolbanin Kazemi Gordgi *, Hasan Ahmadi, Mohammad Jafari Pages 763-775
    The ultimate aim of any research on the mass movement processes is to prepare zonation map and classify area into different degrees of hazard in order to mitigating related damages. This study was undertaken using F-AHP & GIS within Nekaroud watershed in Mazandaran province. Pairwise comparisons showed that sub-criteria’s Slope (>30%), elevation (> 1700 m), distance from fault (0-200 meter), distance from river, residual land-use and precipitation (>600 mm) have high weight than others in their group which lead to increasing occurrence of landslides. In the study area much amount of lime stone was found which is effective in reducing landslide. Major parts of central areas of watershed are prone to the most dangerous and high frequency landslides, other parts of watershed classified into medium and a little part is in low danger class.
    Keywords: Landslide, Nekaroud watershed, Fuzzy Analytical Hierarchy Process (F-AHP), Geographic Information System (GIS), zoning
  • Ali Golkarian *, Abbasali Mohammadian, Abolfazl Abdollahi Pages 777-789
    The first condition for control erosion and improve of watershed with critical status, identify and prioritize areas and catchments with a critical situation. At the time of control activities implementation, this action causes, more considered higher priority areas and conservation programs focus on such areas. The purpose of this research is priorities for watershed management sub basins of Daryan watershed, using similarity to ideal option (TOPSIS) method. First, in this study, six criteria (population, average production, water resources, agricultural land surface, erosion and formation) to prioritize is selection, and then the weight of each criterion using entropy method was determined. Among the criteria studied population and erosion were the highest and lowest weight respectively. The results showed that among the 38 sub-basins studied, sub basin A10, A’11 and B’7_A’12_C’21 because of high-ranking criteria of population, water resources and agriculture have the highest priority and sub basin C6, C9 and C’7 due to the lower these criteria the lowest priority given to the watershed.
    Keywords: Entropy, Topsis, Prioritization, Watershed Action, Daryan Basin
  • Ali Akbar Nazari Samani *, Alireza Oliaye, Sadat Feiznia Pages 791-803
    Assessment frequency of springs has become an important issue for land use planning, especially water resource identification and environmental protection.The purpose of this study is to produce a spring occurrence potential map in Bojnourd Basin, based on a logistic regression method using Geographic Information System (GIS) and remote sensing (RS). The locations of the springs (359 springs) were determined in the study area. In this study, 14 effective factors including spring were used in the analysis: lineament density, distance to lineament, distance to drainage, drainage density, normalized difference vegetation index (NDVI), profile curvature, tangential curvature, surface rate, vector dispersion, precipitation, elevation, geology, aspect and slope. Binary logistic regression coefficients of the variables by selecting 300 spring randomly. 59 another spring were used for validation that 80.6% of the springs were correctly predicted. The accuracy of the model was measured using ROC curves which showed that accuracy is 86.6 percent which indicates that the model shows high accuracy in the analysis of spring occurrence potential in the study area. The results showed that the distance of lineaments, distance of drainage, drainage density, vegetation index, profile curvature, tangential curvature, vector dispersion, precipitation and slope have the greatest impact on the occurrence of springs. Finally, spring occurrence potential map was divided into four probably classes of very low, low, medium and high. According to the survey results, this method can be used to identify sources of groundwater in karstic zones and has important role in better management of the karstic Basins.
    Keywords: frequency of spring, karstic terrain, logistic regression, Bojnourd Basin
  • Hamed Nozari *, Safar Marofi, Mahnaz Edirsh Pages 805-820
    According to the annual damages of flood in Dez river catchment and the lack of information about water quantity which contribute substantially to the flow of the river in the middle sub-basins, the aim of this study was to determine the contribution of sub-basins flow to total basin flood and to identify areas of flooding potential. So, the standard precipitation index was calculated to identify the wettest period in the region. Then, the whole basin was divided into 11 sub-basins and subsequently a rainfall-runoff simulation was carried out by using WMS software. Finally, the contribution of each sub-basin to the outlet flood peak was quantified by successively eliminating sub-basins from the simulation process. The result showed that the Dokouheh sub-basin by decreasing the peak flow (40 percent) is the most effective region in flooding. Then, Hamidabaad with 35 percent and Dez dam with 15 percent are the sub-basins with more flood potential, respectively. In addition, to eliminate the effect of sub-basin area, prioritization was done corresponding to the contribution at the outlet per unit area of sub-basins. Dokouheh with 29 percent, Hamidabaad with 25 percent and Dezful with 15 percent were given first, second, and third rank, respectively
    Keywords: flooding, prioritization, Simulation, sub-basin areas, WMS