فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 32 (تابستان 1396)
  • پیاپی 32 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/07
  • تعداد عناوین: 9
|
  • احمد محمدی احمدآبادی صفحات 7-38
    زندگی موضوعی است که از جهات مختلف مورد تامل و قابل بحث است. پرسش از «چیستی معنای زندگی» پرسشی است که در عمق وجود انسان و برای همه افراد مطرح است. ازاین رو، همواره انسان در جستجوی پاسخی قانع کننده به آن بوده است، تا بتواند با تکیه بر آن به آرامش روحی دست یابد و به زندگی امیدوار باشد. ویژگی های زندگی انسانی، از قبیل علم و آگاهی، قدرت پیش بینی، و قدرت اراده و اختیار، مجموعه اموری است که زندگی آدمی را از زندگی سایر موجودات ممتاز می کند. بر همین اساس، شاکله زندگی انسان ناشی و متاثر از ویژگی های مذکور است. آنچه از معنا و هدف، به عنوان حاصل زندگی، اعم از معناداری و پوچی، برای انسان ها در پی می آید برخاسته از ویژگی های روحی، روانی انسان ها است. در این مقاله بر آنیم با تبیین چیستی زندگی انسانی و معنای معناداری زندگی، به نقش ایمان و خداباوری در معنادار شدن زندگی بپردازیم و، در حقیقت، به این سوال پاسخ دهیم که چرا اگر خدا یا ایمان به خدا وجود نمی داشت، منطقا زندگی بی معنا و پوچ می شد.
    کلیدواژگان: زندگی، انسان، ایمان، معناداری
  • حسن معلمی، عبدالحسین رحیمی ترکی صفحات 39-60
    تنها علم حصولی است که محور بحث مطابقت حکایی و فراحکایی قرار می گیرد. «ذهن»، به عنوان ساحت حکایی و شانی از شئون نفس، در جدول وجودی خود ویژگی حاکی بالذات بودن صور تصوری جزئی و کلی، و صور قضیه ای و تصدیقی را ارائه می دهد و بستری فراهم می کند که عقل به یاری آن، به این گونه ویژگی صور بار می یابد و ازآنجاکه حکایت این صور بالذات است، نتیجه می گیرد که براساس اصل تضایف، بایستی حاکی و محکی نیز در ظرف حکایت تحقق داشته باشند، چراکه حاکی همین صوری می باشند که چیزی را ارائه می دهند و محکی هم همان چیزی است که با واسطه این صور ارائه می شود. بر این اساس، این مفاهیم نیز، صرف نظر از واقع نفس الامری خود، با چیزی که ارائه داده و می نمایانند مطابقت حکایی دارند و چنین مطابقتی در ذهن ارائه شده و نمایش داده می شود و عقل آن را یافته و به صحت آن حکم می کند.
    کلیدواژگان: ذهن، صور ذهنی، مطابقت حکایی، معقولات اولی، معقولات ثانیه منطقی، معقولات ثانیه فلسفی
  • محمد جواد پاشایی صفحات 61-86
    کشف قناع از چیستی علم و اقسام آن و حل مسئله «مطابقت» از دل مشغولی هایی است که پیشینه آن به ابتدای فلسفه و آغاز شکل گیری عالمان فلسفه بازمی گردد. تبیین حقیقت علم، اقسام حصولی و حضوری آن، نسبیت تقسیم علم، امکان و نیز چگونگی بازگشت اقسام علم به یکدیگر از اهم مسائلی است که نگارنده آنها را در این نوشتار پژوهیده است. همچنین، بازگشت علم حصولی به حضوری و ارائه خوانش های مختلف آن و، در نهایت، بیان خوانش برگزیده از فرازهای مهم تر این پژوهش به شمار می رود. گفتنی است که بازخوانی عناوین پیش گفته با تاکید بر آرای حکمت متعالیه، به سبب اعتلای علمی آن مکتب، انگیزه اصلی راقم در این نگارش است.
    کلیدواژگان: علم، حکمت متعالیه، علم حصولی، علم حضوری
  • مصطفی محبی، محمد ابراهیم نتاج صفحات 87-116
    نقش قوه متخیله که فلاسفه ازآن به خیال تعبیر می کنند همواره در مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی عرفان مورد توجه اهل نظر در علوم فلسفی و شهودی بوده است. در این میان، خیال نقش اساسی را در تحقق و تبیین بخش عظیمی از مکاشفات پیش روی عارف ایفا می کند. ملاصدرا در تبیین و چگونگی مسئله فوق، خیال را به دو نوع متصل و منفصل تقسیم می کند. از نگاه وی، خیال متصل یکی از قوای باطنی انسان و نگهدارنده صور خیالی است و خیال منفصل عالمی مستقل است که حد فاصل میان عالم عقل و عالم حس قرار گرفته است. نفس عارف با سلوک باطنی خود با وساطت خیال متصل با خیال منفصل ارتباط برقرار کرده، صور مثالی را که به خیال متصل تنزل نموده است در خواب و بیداری مکاشفه می کند. ثمره این مکاشفه اتحاد نفس با مشهود خود و علم حضوری به آن است. ملاصدرا کرامات اولیا را نیز براساس خلاقیت خیال و مسئله وحی را براساس قدرت خیال تبیین می کند و آن را ترکیبی از انواع مکاشفات (صوری ومعنوی) می داند.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، ادراک خیالی، خیال متصل، خیال منفصل، صور مثالی، مکاشفه صوری، مکاشفه معنوی
  • محمود صیدی، ابراهیم نوری صفحات 117-142
    از دیدگاه ملاصدرا، وهم مدرک معانی جزئی است و قوه ای مستقل نبوده بلکه عقل متنزل یا خیال متصاعد می باشد. وی بحثی مستقل در مورد چگونگی حصول ادراکات وهمی ننموده است ولی نگارندگان چگونگی وصول نفس به این گونه ادراکات را از جهت ادراکات خیالی و عقلی و اتحاد عالم با معلوم در هر مرتبه ای تحلیل و بررسی می کنند. مبانی صدرا در اثبات حدوث جسمانی قوه واهمه، اصالت وجود، ترکیب اتحادی ماده و صورت، و حرکت جوهری است. قضایای وهمی چند دسته اند: جاری نمودن حکم معقول بر محسوس، مخالفت وهم با عقل در نتیجه قیاس، آرزوهای دائم و مخوفات وهم. تاثیر وهمیات نیز سه مورد کلی است: قوت متعارف نفوس، شرافت یا خباثت آنها
    کلیدواژگان: نفس، قوه وهم، خیال، معانی، ملاصدرا
  • محمد فنایی اشکوری، رقیه خسروشاهی صفحات 118-143
    در این مقاله برآنیم به بررسی نظریه «وحدت وجود» از دیدگاه استیس و عرفای اسلامی بپردازیم. نخست نظر عرفای اسلامی را درباره وحدت وجود بیان کرده و، سپس، نظر استیس را در این باره آورده و، در پایان، به مقایسه بررسی و نقد سخنان ایشان پرداخته ایم. عرفای اسلامی برخلاف بیان استیس، که آنها را دوگانه انگار همراه با گرایش های یگانه انگاری و کم و بیش وحدت وجودی می داند به یقین، قایل به وحدت وجودند. و این همان است که استیس در شطحیه وحدت وجود بیان می کند؛ «یکسانی در عین نایکسانی خدا و جهان» در بیان استیس همان «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» عرفای اسلامی است. تفاوت این نظرگاه ها تنها در نحوه بیان و عمق درک مطلب و، در نتیجه، چگونگی توجیه وحدت و کثرت می باشد که استیس، به سبب عدم درک عمیق این مطلب، آن را حکمی متناقض نما و، البته، قابل توجیه می شمارد. وی حوزه عرفان را بیرون از حوزه منطق و، لذا، فراذهنی و فراعقلی معرفی می کند، در حالی که عرفای اسلامی نه تنها «وحدت وجود» را خارج از حیطه منطق و برهان ندانسته اند بلکه با جرئت تمام آن را برهانی و قابل توجیه می دانند
    کلیدواژگان: وحدت وجود، عرفان اسلامی، یکسانی در نایکسانی، شطحیه، متناقض نما، منطق ناپذیر، استیس، ابن عربی
  • محمدحسین زاده یزدی صفحات 144-169
    از پایه ای ترین و مهم ترین مسائل روش شناسی که پیوند تنگاتنگی با معرفت شناسی دارد این مسئله است که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند؟ آیا مبنایی بر دیگر مبانی یا پارادایم ها برتری دارد و می توان بر پایه این برتری آن را بر دیگر پارادایم ها ترجیح داد؟
    بدین سان، در این پژوهش، با تاکید بر نادرستی آموزه چهارچوب و نامعقول بودن آن، تمایز میان چهارچوب ذهنی و مبنا و نیز ویژگی های شان را وامی کاویم و امکان پذیرش پارادایم ها به معنای مبانی را بررسی می کنیم و به پژوهش در این مسئله می پردازیم که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند. در پایان، گونه های پارادایم (مبنا) را بررسی می کنیم. مهم ترین دستاورد این اندیشه ورزی این است که از هر مبنایی ویژه، دیدگاهی متناسب با آن برمی خیزد. مبانی، به ویژه مبانی معرفت شناختی، نقشی ژرف در نظریه های ما دارند. آیا پیامد این تکثر، شکاکیت در روش شناسی علوم است؟ در این وضعیت، کدام شیوه پژوهش را برگزینیم؟ پایان بخش این نوشتار کاوش و تلاش برای یافتن راه حل این مسئله دشوار است.
    کلیدواژگان: پارادایم، واقع گروی، معرفت، مبانی معرفت شناختی، واقعیت، مبانی روش شناختی
  • ابراهیم نویی صفحات 170-205
    منطق دانان علم منطق را معیار درستی اندیشه می دانند. متکلمان مواضع مختلفی نسبت به این ادعا اتخاذ کرده اند، تا آنجا که حتی گاهی رهبران یک جریان و مذهب فکری پرحضوری مانند اشاعره در برابر آن ادعا به رویارویی با یکدیگر نیز برخاسته اند. کاوش آثار این متکلمان بدان می انجامد که آنها نسبت به علم منطق یکسان سخن نگفته اند. نتیجه تحقیق حاضر آن است که متکلمان اشعری در مواجهه با علم منطق سه دوره را تشکیل داده اند: قبل از سده پنجم هجری، مخالفت فراوانی از سوی این متکلمان نسبت به منطق ابراز می گردید. با ظهور نوشته های غزالی، منطق به فراز می رسد. بعد از او، اشاعره سه طیف را تشکیل داده اند: بسیاری چون فخرالدین رازی، شمس الدین محمد سمرقندی، تفتازانی و شریف جرجانی از باب موافقت وارد شدند، شماری با شدت از تحریم اشتغال به منطق سخن گفته اند و کسانی چون تقی الدین سبکی کوشیدند به نحوی بین رویکرد موافقان و فتاوای تحریمی وفاقی برقرار کنند.
    کلیدواژگان: اشاعره، منطق، غزالی، فخرالدین رازی، سیوطی، سبکی
  • سیدمحمود موسوی، میثم شادپور صفحات 206-233
    مسئله معنای زندگی از اساسی‏ترین پرسش‏های انسان معاصر غربی است که مورد توجه اگزیستانسیالیست‏های الهی نیز قرار گرفته است. در این نوشتار، راهکار اگزیستانسیالیسم الهی مورد بررسی قرار می‏گیرد. آنچه که با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی به دست آمد این است که اگزیستانسیالیست‏های الهی می کوشند، با بازنگری در تلقی سنتی از خدا، خداوند را به مثابه امر مطلق و مقدس و متعالی درنظر بگیرند و روزنه ای نوین به سوی او بگشایند، تا بدین ترتیب، معنای زندگی را در برقراری نسبت با او قرار بدهند. البته، این موضع فلسفی قطعا برای بسیاری از دینداران که وجود خداوند را استدلال‏پذیر و مبرهن نیز می دانند حداقلی و غیرقابل‏قبول است.
    کلیدواژگان: معنای زندگی، اگزیستانسیالیسم الهی، هستی، امر قدسی، فرد انسانی
|
  • Ahmad Mohammadi Ahmadabadi Pages 7-38
    Human life is regarded as a topic subject to considerable attention from various aspects. Question on the what of the meaning of life is one deeply rooted in all human being. Therefore, human has been trying to find a satisfactory answer on which one may reach peace of mind and become hopeful to life. Such properties as knowledge, ability to foresee many future events, free will etc. have made human life distinct from that of other animals. It, therefore, may be said that the essence of human life is due to these qualities. All obtainable meaning or purpose as the fruit of life including both fruitfulness and fruitlessness of life would be known as originated from mental qualities of human being. In the paper, it is intended to explain the nature human life, what is meant by the meaningfulness of life and, finally, the part of faith and belief in God for making life meaningful. It has been made clear that given lack of God or belief in God, human life would be meaning less and in vain
    Keywords: Life, Human Being, Faith, Meaningfulness
  • Hasan Moallemi, Abdolhosein Rahimi Torki Pages 39-60
    It is only acquired knowledge that is dealt with, with regard to its state of being referential or meta-referential. Mind as a referential field and functional mode of human soul in its own place of existence presents its essential quality of being referential for general and particular formal ideas and for propositional ideas. In addition, it prepares a ground for reason to attain generality of such ideas; as the referential property of ideas is essential, it is concluded that on the basis of the principle of interrelation, the referential agent and the object referred to have to be present in the space of reference. Since the referential is nothing other than the ideas referring to something and the referred to other than the thing presented by the ideas. On this basis, these concepts, in spite of their reality correspond to the things presented; such a correspondence is presented in mind and the power of reason accepts it.
    Keywords: Mind, Mental Ideas, Referential Correspondence, First Reasonable Concepts, Second Logical Concepts, Second Philosophical Concepts
  • Mohamadjavad Pashayi Pages 61-86
    Finding the what and types of knowledge and solving the problem of correspondence have been focused on since the philosophical studies began. Explanation of the nature of knowledge, its types of knowledge by presence and knowledge by correspondence, relativity of the division and the way of returning the types to each other have been the most important problems studied in the paper. Again, returning of knowledge by correspondence to that by presence along with different views on it and, finally, the preferred one have been of more importance. It should be stated that reviewing the above problems have been mostly based on transcendent opinions.
    Keywords: Knowledge, Transcendent Philosophy, Knowledge by Correspondence, Knowledge by Presence, Returning Knowledge by Correspondence to That by Presence
  • Mostafa Mohebbi, Mohammadebrahim Nattaj Pages 87-116
    The part of imagination has always been considered as a concern for philosophers and mystics in ontology and epistemology. Imagination plays an essential part in happening and explanation of mystics` unveiling. When explaining the part of this faculty, Mulla Sadra has put imagination into two connected and separate types. For him, the former is known as an inner faculty keeping imaginary forms and the latter as an independent world extended between the two worlds of sensation and intellection. As is explained in the paper, mystic`s soul performing an inner movement by the help of connected imagination is put in connection to separate imagination and, in this way, perceives imaginary forms revealed in connected imagination during sleeping and waking both. This unveiling leads to the unity of mystic`s soul with its intuitive finding and knowledge by presence. The philosopher has explained strange actions of awlia` and prophet`s revelation on the basis of soul`s creativity and power and known it as a combination of formal and spiritual unveilings.
    Keywords: Mulla Sadra, Connected Imagination, Separate Imagination, Imaginary Forms, Formal Discovery, Imaginary Perception, Spiritual Discovery
  • Mahmood Seidi, Ebrahim Noori Pages 117-142
    For Sadra, the faculty of phantasm, viewed as being not separated faculty but as descended intellect or ascended imaginary, perceives non-universal meanings. Mulla Sadra has not studied the faculty and its way of attaining fantastic meanings separately; the authors, however, have studied its way of production with regard to intellectual and imaginary concepts and unity of knower and the known in each level. Sadra`s principles for proving corporeal state of phantasm consist in fundamentality of existence, unity of matter and form in existence, substantial motion. The productions of the faculty may be introduced as: considering sensible as intellectual, opposing intellect in the conclusion of deduction, permanent unreasonable wishes and fearful ideas. Effects by the faculty may be considered as unusual power in human souls, their purity or impurity.
    Keywords: Human Soul, Phantasm, Imaginary, Ideas, Mulla Sadra
  • Mohammad Fanaei Eshkevari, Roqayyah Khosrowshahi Pages 118-143
    In the paper, it has been intended to study Stace`s view on unity of existence as understood in Islamic mysticism. Therefore, Muslim mystics` view on the unity of existence has been explained first and then, Stace`s view in the field has been mentioned and finally a comparison has been made between the two sides. Contrary to Stace, that views Muslim mystics as being dualist with existential monistic tendency and more or less monist, they should surely be known as existential monist. And it is just the same point that Stace says in his mystical special speech, shathiyah, of unity of existence. God`s being and, at the same time, not being just the same as the world expressed by Stace may be taken to mean the same as Muslim mystics` view on unity in multiplicity and multiplicity in unity. The difference of the views lies only in the manner of speech and depth of perception and, in conclusion, in explaining unity and multiplicity, the point meant incorrectly by Stace and viewed by him as contradictory and, at the same time, justifiable. Stace knows mysticism beyond the field of logic and, therefore, far from mind and reason. While Muslim mystics view existential monism as logical and reasonable.
    Keywords: Unity of Existence, Islamic Mysticism, Unity in Multiplicity, Shathiyah, Paradoxical, Beyond Logic, Stace, Ibn Arabi
  • Mohammad Hoseinzada Pages 144-169
    Among the most fundamental and important methodological problems being in close relation with epistemology consists in the problem that what the part of paradigms, namely principles, in knowledge and attaining reality is. May one paradigm be regarded as superior to some other paradigm(s) to be preferred? In the paper, therefore, with an emphasis on irrationality of the teaching of framework, the distinction between mental frame and principles as well as their qualities have been studied. Again, possibility for agreeing with paradigms meant by the meaning of principles has been surveyed; in addition, the part of such a meaning of paradigm in appearance of knowledge and attaining reality has been made clear. Finally, all types of paradigm has been studied. As concluded in the study, from each principle, some view appropriate to itself would appear. Principles, particularly those of epistemology, are of considerable part in theories. Would such a multiplicity lead to a kind of skepticism in methodology of sciences? If any, what method may be preferred? The study has ended with an attempt to find a solution for the question.
    Keywords: Paradigm, Realism, Knowledge, Epistemological Principles, Reality, Methodological Principles
  • Abrahim Noei Pages 170-205
    Logicians view logic as the measure for truth of thought. Theologians have taken such different views on the claim that has caused a deep opposition among a strong Sunni sect like Ash`rites. The theologians, therefore, have differed when speaking of logic. As explained in the paper, Ash`arite theologians have viewed on logic during three periods: before the fifth of Hijrah, they oppose logic largely. Ghazzali`s works have considerably upgraded the place of logic. After him, however, Ash`arite theologians formed three groups: many of them including Fakhr al-Din Razi, Shams al-Din Mohammad Samarqandi, Taftazani and Sharif Gorgani have agreed it. And some of them opposed it and viewed those studying it as doing unlawful action. The third group including those as Taq al-Din Sobki tried to harmonize the two opposite views.
    Keywords: Ash1arite, Logic, Ghazzali, Fakhr al-Din Razi, Soyuti, Sobki
  • Seyyed Mahmood Musavi, Meisam Shadpoor Pages 206-233
    The problem of meaning of life is among those most fundamental questions facing contemporary Western man on which centered theist existentialists. In the paper, an approach by theist existentialism has been studied; as concluded in an analytical descriptive method, theist existentialists, reconsidering traditional concept of God, try to consider God as an absolute, holy and transcendent being, open a new way and, therefore, relate meaning of life to him. Needless to say, this philosophical position will surely be minimal and unacceptable for many of those religious people knowing the existence of God to be reasonable and demonstrative.
    Keywords: Meaning of Life, Theist Existentialism, Being, Holy Being, Human Being