فهرست مطالب

تحقیقات نظام سلامت - سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/08
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مقاله مروری
  • امیر هادی، غلامرضا عسکری، مرضیه کافشانی صفحات 265-270
    مشکلاتی از جمله اختلالات هورمونی، التهاب و محدودیت های رژیم های غذایی، می تواند منجر به سوء تغذیه در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیه به ویژه بیماران تحت دیالیز شود. بهبود وضعیت تغذیه این بیماران با مداخلات رژیمی و یا غیر رژیمی، گامی حیاتی در کاهش میزان عوارض و مرگ و میرهای ناشی از این بیماری می باشد. اختلاف نظرهای بسیاری در مورد استفاده از مکمل های ویتامینی در بیماری های کلیوی وجود دارد و در این زمینه توصیه های مبتنی بر شواهد علمی، بسیار اندک است. با توجه به موارد مطرح شده و افزایش مصرف روزافزون مکمل های غذایی در جهان، مطالعه مروری حاضر با هدف جمع آوری و خلاصه سازی شواهد علمی موجود در مورد مکمل یاری های تغذیه ای در بیماران مزمن کلیوی انجام گردید.
    کلیدواژگان: بیماری مزمن کلیوی، مکمل یاری، ویتامین، مواد معدنی
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • سعید یزدانی راد، حبیب الله دهقان *، محمد زیندینی، یاسر رحیمی صفحات 271-277
    مقدمه
    یکی از شاخص های ارزیابی میزان استرین گرمایی، نمره شاخص استرین گرمایی (Heat strain scoring index یا HSSI) می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط نمره HSSI و ضربان قلب در افراد دارای اضافه وزن در دو شدت فعالیت سبک و متوسط در شرایط گرم آزمایشگاهی انجام شد.
    روش ها
    35 فرد دارای اضافه وزن و 35 فرد دارای وزن طبیعی در این مطالعه تجربی شرکت کردند. پس از استراحت، شخص به مدت 60 دقیقه یک بار با سرعت 8/2 کیلومتر در ساعت بر روی تردمیل در مواجهه با شرایط خیلی گرم (دمای 37 درجه سانتی گراد) و بار دیگر با سرعت 8/4 کیلومتر در ساعت بر روی تردمیل در مواجهه با شرایط گرم (دمای 32 درجه سانتی گراد) فعالیت نمود. ضربان قلب هر 2 دقیقه اندازه گیری گردید. پرسش نامه HSSI در سه مرحله زمانی زمان استراحت، پس از پایان 25 دقیقه فعالیت اول و پس از پایان 25 دقیقه فعالیت دوم تکمیل شد.
    یافته ها
    نتایج ضریب همبستگی Pearson نشان داد که در شرایط گرم، بین ضربان قلب فعالیت اول و نمره HSSI (001/0 > P، 50/0 = r) و ضربان قلب فعالیت دوم و نمره HSSI (001/0 > P، 64/0 = r) رابطه خطی مستقیمی وجود داشت. همچنین، ارتباط خطی مستقیمی بین ضربان قلب فعالیت اول و نمره HSSI (001/0 > P، 47/0 = r) و ضربان قلب فعالیت دوم و HSSI (001/0 > P، 64/0 = r) در شرایط خیلی گرم مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    میانگین ضربان قلب و شاخص HSSI در افراد دارای اضافه وزن در مقایسه با افراد با وزن طبیعی، بالاتر بود و ضربان قلب همبستگی قابل توجهی را با این شاخص نشان داد.
    کلیدواژگان: ضربان قلب، استرس حرارتی، نمایه توده بدنی، محیط گر، ضربان قلب
  • علیرضا موسی خانی گنجه، علی طولابی منفرد، تیمور رحمتی کاکاوندی، نفیسه سلطانی زاده صفحات 278-284
    مقدمه
    کنسرو کردن، یکی از روش های نگهداری ماهی تون می باشد. از آن جایی که روغن ماهی به واکنش اکسیداسیون حساس است و روغن در مرحله پخت مقدماتی از بافت ماهی جدا می شود؛ طبق استاندارد، 14 تا 18 درصد روغن گیاهی به کنسرو ماهی تون افزوده می شود. دمای بالا و زمان طولانی فرایند کنسروسازی، موجب آسیب به روغن موجود در کنسرو مواد غذایی به ویژه ماهی می گردد. بنابراین، با استفاده از روغن های گیاهی مقاوم به اکسیداسیون، می توان آسیب حرارتی روغن را تا میزان زیادی کاهش داد.
    روش ها
    روغن های گیاهی شامل روغن زیتون، کنجد، ذرت و بادام زمینی به میزان 14، 16 و 18 درصد به قوطی حاوی ماهی افزوده شد و پس از فرایند کنسروسازی، خصوصیات کیفی شامل ترکیب اسیدهای چرب، اندیس پراکسید، شاخص تیوباربیتوریک اسید و بافت و ویژگی های حسی با کنسروهای رایج در بازار (روغن سویا با میزان 18 درصد) مقایسه گردید.
    یافته ها
    فرایند کنسروسازی باعث کاهش دو اسید چرب ایکوزاپنتانوئیک اسید (Eicosapentaenoic acid یا EPA) و دکوزاهگزانوئیک اسید (Docosahexaenoic acid یا DHA) ماهی شد. بالاترین پایداری اکسیداسیونی به کنسرو ماهی تولید شده با روغن کنجد غلظت 18 درصد اختصاص داشت. همچنین، بالاترین میزان پذیرش از دیدگاه ارزیاب های حسی، غلظت 18 درصد روغن کنجد و زیتون در فرآورده نهایی بود.
    نتیجه گیری
    از آن جایی که کنسرو ماهی تون حاوی 18 درصد روغن کنجد، بهترین کیفیت و ارزش تغذیه ای را داشت، جایگزینی روغن سویا با روغن کنجد در تولید کنسرو ماهی تون پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کنسرو مواد غذایی، تون، واکنش اکسیداسیون، روغن گیاهی
  • نادعلی علوی، مهدی احمدی، نعمت الله جعفرزاده، خیبر فلاحی نژاد، مجید هاشمی، مریم علمداری، ایمان پارسه* صفحات 285-291
    مقدمه
    گیاه پالایی روش ارزان و موثری جهت تصفیه خاک آلوده به نفت خام می باشد. به منظور اجرای هرچه بهتر این فرایند، آگاهی از روند تغییرات جمعیت میکروبی ضروری است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تغییرات جمعیت میکروبی در خاک ریزوسفری و شاهد بود.
    روش ها
    خاک مورد مطالعه به پنج قسمت تقسیم و با غلظت های 43/0، 86/0، 9/1، 13/4 و 27/8 درصد وزنی- وزنی نفت خام، آلوده گردید. سپس تیمارهایی از آن تهیه شد و تغییرات جمعیت میکروبی خاک به مدت شش ماه مورد بررسی قرار گرفت. جمعیت میکروبی و غلظت اولیه نفت خام به ترتیب به روش شمارش بشقابی هتروتروفیک (Heterotrophic plate count یا HPC) و به وسیله دستگاه کروماتوگرافی گازی (Gas Chromatography یا GC) سنجش شد.
    یافته ها
    میانگین جمعیت میکروبی در تیمارهای کشت شده با گیاه [log10 55/7 واحد تشکیل کلونی (Colony-forming unit یا CFU) بر گرم] و تیمارهای حاوی مواد مغذی (log10 79/7 واحد تشکیل کلونی بر گرم) به طور معنی داری بیشتر از تیمارهای بدون گیاه (log10 629/6 واحد تشکیل کلونی بر گرم) و بدون مواد مغذی (log10 97/6 واحد تشکیل کلونی بر گرم) بود (05/0 > P). حداکثر جمعیت میکروبی نیز درتیمارهای آلوده به غلظت 86/0 (log10 372/8 واحد تشکیل کلونی بر گرم) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج حاصل شده، وجود گیاه و مواد مغذی به دلیل فراهم نمودن ریزمغذی برای باکتری ها، می تواند جمعیت میکروبی خاک و در نتیجه، کارایی گیاه پالایی را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: تجزیه زیستی، آلودگی محیط، نفت خام، میکروبیولوژی خاک
  • مرضیه کلاه کج، صدیقه بطالبلویی*، حکیمه امانی پور، سروش مدبری صفحات 292-296
    مقدمه
    آلودگی منابع آب به فلزات سنگین و ورود به چرخه زیستی می تواند اثرات مخرب زیست محیطی را به دنبال داشته باشد. آرسنیک در آب آشامیدنی از جمله عناصری است که غلظت بالای آن پیامدهای نابهنجاری را برای سلامتی بدن به دنبال دارد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین ریسک سلامتی آرسنیک در منابع آب شرب، آبیاری و برنج منطقه میداوود در استان خوزستان صورت گرفت.
    روش ها
    از چاه های آب شرب، آبیاری و همچنین، از دانه های برنج موجود در مزارع منطقه نیز نمونه برداری به عمل آمد. پس از آماده سازی نمونه، سنجش غلظت آرسنیک با دستگاه (ICP-MS یا Inductively coupled plasma mass spectrometry) انجام شد.
    یافته ها
    میانگین کل غلظت آرسنیک در نمونه های آب شرب، آبیاری و برنج منطقه میداوود به ترتیب 8، 75/12 (میلی گرم بر لیتر) و 079/0 (میلی گرم بر کیلوگرم) حاصل شد. جذب روزانه مزمن (CDI یا Chronic daily intake) آرسنیک از طریق مصرف آب و برنج، برای گروه کودکان و زنان و مردان محاسبه گردید که کمتر از حد قابل تحمل دریافت روزانه FAO (Food and agriculture organization) بود. همچنین، نتایج سهم خطر در هر سه گروه (1 <) به دست آمد که در محدوده نگران کننده و غیر ایمن است.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، سهم خطر (1 <) برای ساکنان منطقه به ویژه گروه کودکان به جهت آشامیدن آب و مصرف برنج در محدوده نگران کننده و غیر ایمن قرار دارد. توجه به این نکته که آب شرب و آبیاری مزارع منطقه میداوود از چاه تامین می شود و تغییرات دبی و سطح ایستابی چاه بر میزان غلظت آرسنیک اثرگذار است، کنترل منابع آب در این منطقه ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: آرسنیک، آب، برنج، ریسک سلامتی
  • سعیده فاکهی خراسانی، نوشین پیمان* صفحات 297-304
    مقدمه
    یکی از مناسب ترین و مقرون به صرفه ترین راه ها جهت ممانعت از گسترش عفونت، شستن دست ها می باشد. مدرسه یکی از محیط های مناسب برای مداخله با هدف ارتقای رفتارهای بهداشتی محسوب می شود. انجام آموزش های موثر در این زمینه به کودکان، می تواند منجر به کاهش بیماری های عفونی تنفسی و گوارشی، کاهش هزینه های بهداشتی و درمانی و کاهش مقاومت آنتی بیوتیکی گردد.
    روش ها
    تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود که با دو گروه آزمون و شاهد بر روی 68 دانش آموز پایه سوم دبستان انجام شد. متغیرهای دموگرافیک و متغیرهای مبتنی بر سازه های تئوری شناختی اجتماعی شامل الگوسازی، تنظیم هدف، غلبه بر موانع، محیط و خودکارامدی مورد بررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    افزایش معنی داری در میانگین تعداد دفعات شستن دست ها در طول روز، بعد از انجام مداخله در گروه آزمون نسبت به قبل از مداخله وجود داشت (041/0 = P). همچنین، افزایش معنی داری در تعداد دفعات دست شستن گروه آزمون نسبت به گروه شاهد مشاهده گردید (046/0 = P). تاثیر مداخله آموزشی بر عوامل شناختی اجتماعی شامل افزایش آگاهی (048/0 = P) و حمایت اجتماعی (008/0 = P) در پایان مطالعه در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد معنی دار بود. میانگین نمره آگاهی دانش آموزان در گروه آزمون پس از انجام مداخله نسبت به قبل از آن، افزایش معنی داری را نشان داد (034/0 = P).
    نتیجه گیری
    آموزش و حمایت اجتماعی در چهارچوب تئوری شناختی اجتماعی، می تواند مداخله مناسبی در خصوص رفتار دست شستن در دانش آموزان باشد.
    کلیدواژگان: دست شستن، دبستان، تئوری شناختی اجتماعی
  • حجت پارسا *، نرگس محمودی، سعیده انصاری صفحات 305-311
    مقدمه
    بررسی رفتار دولت در نحوه تخصیص منابع مالی به بخش سلامت به هنگام تغییرات مثبت و منفی در قیمت نفت از بعد سیاستگذاری حوزه بهداشت و سلامت دارای اهمیت فراوانی است. از این رو، هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی اثر نامتقارن نوسانات قیمت نفت بر مخارج دولت در بخش سلامت طی دوره 1392-1375 در ایران بود.
    روش ها
    برای بررسی اثر نامتقارن نوسانات قیمت نفت بر مخارج دولت در بخش بهداشت و سلامت ابتدا تلاش شد با استفاده از یک مدل خودرگرسیو واریانس ناهمسان شرطی تعمیم یافته (GARCH یا Generalized auto-regressive conditional heteroscedasticity) نوسانات مثبت و منفی قیمت نفت محاسبه و سپس، با استفاده از رویکرد اقتصادسنجی Bayesian و توابع واکنش به ضربه (Response function)، تاثیر هر یک از نوسانات مثبت و منفی بر مخارج دولت در بخش سلامت مورد بررسی قرار گیرد.
    یافته ها
    هم در زمان افزایش قیمت نفت و هم زمان کاهش قیمت، دولت مخارج خود در بخش سلامت را افزایش داده و این مساله نشان دهنده اهمیت بخش بهداشت و سلامت به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه انسانی در سیاستگذاری های مربوط به تخصیص منابع در دوره مذکور از سوی دولت است.
    نتیجه گیری
    نوسانات قیمت نفت به عنوان یکی از عوامل ایجاد بی ثباتی در تامین منابع درآمدی دولت در بودجه به شمار می آید. از این رو، تامین مخارج بخش بهداشت و سلامت به عنوان یکی از شاخص های اثرگذار بر توسعه انسانی از سوی دولت ممکن است با بی ثباتی هایی روبه رو شود. به همین منظور، مطالعه حاضر نشان می دهد که دولت در دوره مذکور تلاش نموده است تا تخصیص منابع به این بخش دچار بی ثباتی نشود.
    کلیدواژگان: مخارج دولت در بخش سلامت، نوسانات قیمت نفت، اقتصادسنجی بیزین، واکنش به ضربه
  • حسین فرخ زاده، ابراهیم قربانی*، نسرین شاه رجبیان، اکبر حسن زاده صفحات 312-316
    مقدمه
    حرارت دادن زیاد روغن های خوراکی در حضور هوا، سبب تغییرات اکسیداتیو و تولید هیدروپراکسیدها و ترکیبات فرار خطرناک در آن ها می گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان عدد پراکسید، رانسیدیته و مقایسه این دو شاخص در روغن های مصرفی و باقی مانده در قنادی ها و اغذیه فروشی های شهرستان های شاهین شهر و میمه در سال 1391 صورت گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه، 103 نمونه روغن از کارگاه های قنادی و اغذیه فروشی ها به صورت تصادفی جمع آوری شد. نمونه گیری وآزمایش پراکسید به ترتیب طبق روش های شماره 493 و 4179 استاندارد ایران و آزمایش رانسیدیته نیز طبق روش Kereisانجام گرفت. جهت بررسی صحت نتایج، تعدادی از نمونه ها به طور هم زمان به سه آزمایشگاه دانشکده بهداشت، خصوصی ابن سینا و غذا و داروی اصفهان ارسال گردید.
    یافته ها
    100 درصد روغن های خام و 3/88 درصد روغن های پخته شده و استخراجی، از نظر عدد پراکسید مجاز بودند. از نظر رانسیدیته نیز 100 درصد نمونه روغن های خام سالم بودند؛ در حالی که 100 درصد نمونه روغن های پخته شده و 0/85 درصد روغن های استخراج شده فاسد بودند. همچنین، 8/16 و 0/75 درصد نمونه های گرفته شده از واحدهای با معیار بهداشتی و بهسازی پراکسید بالاتر از حد مجاز داشتند. نتایج به دست آمده از آزمایشگاه دانشکده بهداشت و ابن سینا، تطابق کاملی را با هم نشان داد.
    نتیجه گیری
    انجام آزمایش پراکسید به تنهایی جهت تعیین کیفیت روغن ها کافی نیست و باید از آزمایش های دیگری مانند رانسیدیته نیز استفاده نمود. همچنین، وضعیت بهداشتی واحدهای تولیدی، نقش بسزایی در بهبود این شاخص ها دارند.
    کلیدواژگان: روغن های مصرفی، روغن های باقی مانده، اغذیه فروشی، قنادی، عدد پراکسید
  • علی عبدالله نژاد، علیرضا کمالی، امیر محمدی، عفت شبانیان، یعقوب حاجی زاده، افشین ابراهیمی، نگار جعفری * صفحات 317-321
    مقدمه
    امروزه اتوبوس های بین شهری نقش مهمی در انتقال مسافران دارند که در صورت آلوده بودن آب شرب آن ها، سلامتی مسافران به خطر می افتد. مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت میکروبی و شیمیایی آب آشامیدنی عرضه شده در اتوبوس های بین شهری ترمینال صفه اصفهان انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه، 60 نمونه از آب آشامیدنی عرضه شده در اتوبوس ها به صورت تصادفی جمع آوری گردید و آلودگی میکروبی آن ها با آزمایش های Most probable number (MPN) به روش تخمیر 9 لوله ای مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، شاخص های شیمیایی شامل هدایت الکتریکی (Electrical conductivity یا EC)، کل جامدات معلق (Total dissolved solids یا TDS)، سختی کل، کلر باقی مانده، کدورت، pH و دما مطابق روش های استاندارد سنجیده شد. داده ها در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    در 20 درصد از نمونه ها، کلیفرم کل و در 7 درصد آن ها کلیفرم مدفوعی مثبت بود و تمام آلودگی ها به آبسردکن ها اختصاص داشت. میزان EC در 35 درصد نمونه ها بیشتر از 500 میکروموس بر مترمربع، کدورت در 6/11 درصد نمونه ها بالاتر از استاندارد 1 واحد اندازه گیری کدورت (Nephelometric turbidity unit یا NTU) و کلر باقی مانده نیز در 3/98 درصد از نمونه ها صفر به دست آمد.
    نتیجه گیری
    بیشترین موارد آلودگی به کلیفرم مدفوعی مربوط به آبسردکن اتوبوس ها بود و آلودگی در هیچ کدام از آب های بطری شده مشاهده نگردید. بنابراین، جمع آوری آبسردکن و عرضه آب آشامیدنی بطری شده در اتوبوس های بین شهری، می تواند سهم بسزایی در کاهش بیماری های گوارشی داشته باشد.
    کلیدواژگان: کلیفرم کل، کلیفرم مدفوعی، آلودگی شیمیایی، آب شرب، اتوبوس های مسافربری
  • فاطمه محمدحسنی، مریم میرلوحی *، منصوره تقی زاده صفحات 322-327
    مقدمه
    اکراتوکسین A نوعی سم قارچی با خطرات اثبات شده ای برای سلامتی انسان است و گندم و مواد غذایی مشتق از آن می توانند ناقل حدودی از این سم به رژیم غذایی انسان باشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان فراوانی اکراتوکسین A در نمونه های آرد نان سنگک و بررسی اثر عملیات نانوایی بر غلظت موجود در آلوده ترین نمونه های آرد بود.
    روش ها
    غلظت اکراتوکسین در 30 نمونه آرد سنگک با روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) رقابتی و با استفاده از کیت تجارتی اندازه گیری شد. آلوده ترین نمونه ها تحت فرایند نانوایی شامل تخمیر با مخمر نانوایی ساکارومایسیس سروزیه و تخمیر با مخمر همراه با لاکتوباسیلوس پلانتارم A7 (Lactobacillus plantarum A7 یا L. plantarum A7) قرار گرفتند و غلظت اکراتوکسین در طول فرایند تهیه نان سنگک اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    آلودگی به اکراتوکسین A در کلیه نمونه های آرد مورد آزمایش مشاهده شد. محدوده غلظت و میانگین اکراتوکسین به ترتیب 723/1-(Limit of Determination) LOD و 025/1 نانوگرم بر گرم به دست آمد. غلظت هیچ یک از نمونه ها بیش از حداکثر مجاز تعیین شده توسط اتحادیه اروپا (5 نانوگرم بر گرم) نبود. در فرایند تخمیر با مخمر ساکارومایسس سرویزیه و مخلوط مخمر و لاکتوباسیلوس پلانتاروم، به ترتیب کاهشی معادل 7 و 15 درصد مشاهده شد. فرایند پخت نیز میزان اکراتوکسین را 24 درصد کاهش داد.
    نتیجه گیری
    نمونه های آرد و نان سنگک موجود در بازار از نظر آلودگی به اکراتوکسین A، باید آلودگی پایین تر از حد مجاز داشته باشند. فرایند پخت، تخمیر با مخمر و افزودن کشت لاکتیکی به محیط تخمیر، اکراتوکسین را به طور معنی داری کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: آرد، خمیر، نان، تخمیر، پخت، ساکارومایسس سرویزیه، لاکتوباسیلوس پلانتاروم، اکراتوکسین
  • مهناز سامی*، الهام امیری، محسن قماشلویان، فریبا فرید، علی عجمی، منوچهر همایی، مهشید صالحی، حمید تفضلی صفحات 328-333
    مقدمه
    بیماری سل از جمله بیماری های عفونی مهم است و تشخیص، درمان و کنترل آن در جامعه بسیار مهم و حیاتی می باشد. از طرف دیگر، وجود افراد با تجربه در تشخیص بیماری از اهمیت بسیاری برخوردار است. از این رو، در مطالعه حاضر کیفیت کار تشخیص میکروسکوپیست های شاغل در آزمایشگاه های محیطی استان اصفهان در سال 1394 مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    در مطالعه توصیفی- تحلیلی که با انجام یک آزمون عملی در بین 27 نفر شاغل در 20 آزمایشگاه محیطی بخش تشخیص اسمیر مستقیم سل ریوی استان اصفهان انجام شد، از طریق ارسال 5 لام اسمیر مستقیم خلط (با درجات متفاوتی از وجود باسیل سل و یا عدم وجود) همراه با یک فهرست وارسی و سپس، جمع آوری جواب های آزمون پس از مهلت چند روزه صورت گرفت.
    یافته ها
    بین کیفیت تشخیص با سن، جنس، وضعیت استخدام شاغلان، اختصاصی بودن میکروسکوپ مورد استفاده و عمر میکروسکوپ و همچنین، فعالیت های میکروسکوپیست در بخش های دیگر آزمایشگاه رابطه معنی داری وجود نداشت، اما میزان تحصیلات دانشگاهی، سابقه فعالیت شاغلان در بخش سل و مدت زمانی که صرف دیدن هر لام اسمیر مستقیم شد، بر کیفیت تشخیص اثرگذار بود. در بین افراد مورد پژوهش به طور تقریبی 75 درصد افراد در آزمون نتیجه مطلوب کسب کردند.
    نتیجه گیری
    از آن جایی که مشاهده اسمیر مستقیم سل هنوز یکی از در دسترس ترین و سریع ترین روش تشخیص سل ریوی است، پژوهش فوق به این نتیجه دست یافت که کیفیت تشخیص این افراد باید حداقل به صورت سالانه توسط آزمایشگاه رفرانس سل استان مورد ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت تشخیص، سل ریوی، اصفهان
  • لیلا گرجی *، اکبر قاضی فرد، مژگان انتظاری، جواد طباطبایی صفحات 334-339
    مقدمه
    امروزه افزایش غلظت ترکیبات نیتریت و نیترات در منابع آب زیرزمینی، باعث ایجاد نگرانی هایی در محیط های کشاورزی و صنعتی شده است. نیترات به عنوان یکی از شاخص های شیمیایی آلودگی آب، از دیرباز مورد توجه بوده است. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین مقادیر نیترات در آبخوان میمه در استان اصفهان بود.
    روش ها
    از 10 حلقه چاه بر اساس اصول نمونه برداری استاندارد، نمونه گرفته شد و نمونه ها جهت آنالیز مقدار نیترات به آزمایشگاه آب منتقل گردید. اندازه گیری مقدار نیترات به روش اسپکتروفتومتری صورت گرفت. سپس پهنه بندی غلظت نیترات با استفاده از نرم افزار ArcGIS و مدل های میان یابی ترسیم شد.
    یافته ها
    میزان هدایت الکتریکی (Electrical conductivity یا EC) چاه های انتخابی بین 823 تا 4170 میکروزیمنس بر سانتی متر و میانگین غلظت نیترات 77/19 ± 64/30 میلی گرم در لیتر به دست آمد. حداقل و حداکثر غلظت نیترات به ترتیب 51/8 و 43/59 میلی گرم در لیتر بود. انحراف معیار در 68 درصد داده ها مشاهده گردید که پراکندگی نزدیک به میانگین را نشان داد.
    نتیجه گیری
    میزان EC نمونه های آب از دامنه ارتفاعات و نواحی تغذیه دشت در شمال خاوری و باختری به سمت مرکز دشت افزایش می یابد. همچنین، بالاترین غلظت نیترات به قسمت جنوبی آبخوان اختصاص داشت که به احتمال زیاد ناشی از بالا بودن سطح آب زیرزمینی و فعالیت های کشاورزی در منطقه می باشد. اگرچه میانگین غلظت نیترات در نمونه ها از 50 میلی گرم در لیتر کمتر است، اما با این وجود حفاظت از منابع آب زیرزمینی در برابر ورود آلاینده ها ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: نیترات، آبخوان میمه، سیستم اطلاعات جغرافیایی
  • فرشاد گلبابایی کوتنایی *، ناصر مهردادی، مهدی اسدی قالهری، غلامرضا نبی بیدهندی، حسن امینی راد صفحات 340-346
    مقدمه
    امروزه آبگیری لجن، یکی از مشکل ترین فرایندها در تصفیه خانه های فاضلاب و مساله مهمی جهت افزایش میزان تصفیه و کاهش آلودگی محیط زیست می باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، تعیین اثر سیستم انتشار امواج اولتراسونیک جهت بهبود آبگیری لجن، افزایش میزان جامدات در کیک لجن و تعیین محدوده بهینه شاخص های راهبری در استفاده از روش اولتراسونیک بود.
    روش ها
    این مطالعه به روش تجربی- آزمایشگاهی و به صورت ناپیوسته انجام شد و در آن تاثیر متغیرهایی مانند چگالی اولتراسوند (بر حسب وات بر میلی لیتر)، زمان (بر حسب دقیقه) و میزان لجن قرار گرفته در معرض سونیفیکاسیون (بر حسب درصد)، بر میزان جامدات کیک و آبگیری لجن مورد بررسی قرار گرفت. میزان جامدات در نمونه های لجن قبل از آبگیری، 9/0 ± 3/20 درصد به دست آمد. داده ها در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    میزان بهینه زمان سونیفیکاسیون، 5 دقیقه و چگالی اولتراسوند 1 وات بر میلی لیتر مشخص شد. همچنین، میزان لجن قرار گرفته در معرض سونیفیکاسیون، 15 درصد و فرکانس حاصل شده، 20 کیلوهرتز بود. میزان جامدات کیک لجن در این شرایط، 4/26 درصد به دست آمد که معادل 30 درصد بهبود در آبگیری لجن بود.
    نتیجه گیری
    امواج اولتراسونیک و میکرو و نانوحباب های کاویتاسیون، قابلیت افزایش میزان جامدات کیک لجن را دارند و می توانند سبب بهبود فرایند آبگیری و افزایش راندمان تصفیه لجن شوند.
    کلیدواژگان: لجن مازاد، آبگیری، جامدات کیک لجن، امواج اولتراسونیک
  • فرهاد فروهر مجد، سمیه اشرفیان * صفحات 347-352
    مقدمه
    فن های سانتریفوژ، از جمله فن های پرمصرف در واحدهای صنعتی به منظور انتقال حجم زیادی از هوا به تجهیزات صنعتی مانند بویلرها، بلوایر و... می باشند که از مهم ترین منابع صدا در صنعت به شمار می روند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر استفاده از سایلنسر جذبی در کاهش صدای فرکانس پایین فن سانتریفوژ ایرانی انجام شد.
    روش ها
    فن مورد بررسی دارای قطر 55 سانتی متر با مشخصات فنی شامل سرعت 2980 دور و دبی هوای عبوری 3000 مترمکعب بر ساعت بود. جنس دیواره سایلنسر از آهن گالوانیزه با ضخامت 3 میلی متر تشکیل شد. سایلنسر با محور مرکزی به قطر 5 سانتی متر و طول 100 سانتی متر طراحی گردید و داخل سایلنسر و اطراف محور مرکزی آن با پشم شیشه به عنوان جاذب صوت پوشانده شد.
    یافته ها
    حداکثر کاهش فشار صوت در فرکانس های پایین با استفاده از سایلنسر جذبی طراحی شده، 12 دسی بل به دست آمد. با افزایش میزان ضخامت و چگالی در ماده جاذب سایلنسر جذبی، میزان کاهش تراز فشار صوت در حالت های مختلف ایجاد و با یکدیگر مقایسه گردید. با افزایش قطر و چگالی جاذب، نتایج بهتری در میزان کاهش تراز فشار صوت مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده در خصوص کاهش صدای فن های سانتریفوژ، می توان از سایلنسرهای جذبی محور مرکزی با مشخصات جاذب پشم شیشه به ضخامت 10 سانتی متر و دانسیته 40 کیلوگرم بر مترمکعب، جهت کاهش فشار صوت در فرکانس های مختلف به عنوان وسیله موثری استفاده نمود.
    کلیدواژگان: سایلنسر جذبی، محور مرکزی، فن سانتریفوژ
  • زهره محبیان، احسان الله حبیبی * صفحات 353-358
    مقدمه
    پرسنل فوریت های پزشکی هنگام انتقال بیمار از محل حادثه تا مراکز درمانی باید دارای سرعت عمل و تصمیم گیری حیاتی، نظارت بر هوشیاری و علایم حیاتی وی باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان بار ذهنی کار، ارتباط و درجه تاثیر آن بر فاکتور رضایت شغلی در تکنسین های مراکز فوریت های پزشکی انجام شد.
    روش ها
    مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر از نوع مقطعی بود که بر روی 82 نفر از پرسنل فوریت های پزشکی شهر اصفهان صورت گرفت. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار NASA-TLX (The NASA task load index) به منظور بررسی بار ذهنی کار و پرسش نامه رضایت شغلی Visoki و Chrome برای سنجش رضایت شغلی استفاده گردید. آنالیز داده ها باآزمون t زوجی، ضریب همبستگی Pearson و نرم افزار SPSS انجام پذیرفت.
    یافته ها
    کمترین میانگین نمره رضایت شغلی مربوط به پرداخت (9/1) بود. میانگین نمره بار ذهنی کار افراد در عملیات ساده (76/57) و پیچیده (87/82) به دست آمد. نمره رضایت شغلی کلی فقط با نمره ارزیابی عملکرد در عملیات ساده و پیچیده ارتباط مستقیمی داشت. ارتباط نمره کلی بار ذهنی با نمره رضایت شغلی در بعد کار مستقیم بود، اما در بقیه حیطه ها معنی دار نبود (05/0 < P). در ضمن، در آزمون t زوجی، میانگین نمره کلی بار ذهنی کار و تمامی ابعاد آن در عملیات پیچیده به طور معنی داری بیشتر از عملیات ساده بود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    بار ذهنی کار در عملیات پیچیده می تواند به عنوان عاملی برای تعیین میزان سختی کار و ساعت کاری مناسب برای تکنسین های فوریت پزشکی استفاده شود. با توجه به بالا بودن نارضایتی افراد در بخش حقوق، مزایا و ارتقا، شاید بتوان با بهبود شرایط کاری پرسنل از طریق بازنگری میزان پرداخت حقوق و مزایا، رضایت شغلی این قشر مهم و حساس جامعه را افزایش داد.
    کلیدواژگان: بار ذهنی، رضایت شغلی، فوریت پزشکی
  • هلن اقصایی *، بابک سوری صفحات 359-366
    مقدمه
    شهر سنندج با جمعیتی معادل 370 هزار نفر، روزانه 330 تن زباله تولید می کند. محل کنونی دفن زباله این شهر علاوه بر تکمیل ظرفیت آن، اثرات نامطلوب محیط زیستی فراوانی را نیز بر محیط اطراف داشته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی میزان مطلوبیت اراضی شهرستان سنندج جهت دفن پسماندهای جامد انجام شد. مکان یابی محل دفن زباله، یک آنالیز تصمیم گیری چند معیاره مکانی (Spatial Multi Criteria Decision Analysis یا SMCDA) است که از سیستم اطلاعات جغرافیایی (Geographic information system یا GIS) و روش های تصمیم گیری چند معیاره بهره می برد.
    روش ها
    در این تحقیق از فرایند وزن دهی سلسله مراتبی معکوس (Inversion Hierarchical Weighing Process یا IHWP) و نرم افزار ArcGIS برای مکان یابی محل بهینه دفن پسماند استفاده گردید. بدین منظور، 12 لایه اطلاعاتی اکولوژیکی و افتصادی- اجتماعی طبق روش IHWP وزن دهی شد و نقشه مطلوبیت منطقه برای دفن پسماند با استفاده از توابع همپوشانی نقشه ها و نیز به کمک 9 لایه محدودیت به دست آمد.
    یافته ها
    با توجه به یافته های حاصل از طبقه بندی نقشه نهایی، 5/91 درصد از سطح منطقه مورد مطالعه از وضعیت کاملا نامطلوبی برای دفن پسماند برخوردار بود. محدوده های با مطلوبیت بسیار زیاد، تنها 16/0 درصد از مساحت شهرستان را به خود اختصاص داد که در نهایت از بین این مناطق، محدوده ای به وسعت 44 هکتار در فاصله تقریبی 4 کیلومتری شمال غربی شهر سنندج به عنوان اولویت اول برای دفن پسماند شناسایی و معرفی گردید.
    نتیجه گیری
    روش IHWP می تواند به عنوان روش نوینی جهت تلفیق لایه های اطلاعاتی طبیعی و مصنوعی در پروژه های با اهداف مکان یابی از جمله مکان یابی محل دفن زباله های شهری به کار رود و در صورتی که با بررسی های میدانی همراه شود، می تواند بهترین گزینه های تصمیم گیری در رابطه با هدف را ارایه نماید.
    کلیدواژگان: مکان یابی، مواد زاید جامد شهری، سیستم اطلاعات جغرافیایی، روش وزن دهی سلسله مراتبی معکوس
  • الهه فخرالدین، مریم عمیدی مظاهری * صفحات 367-372
    مقدمه
    شکل گیری تعارضات بین والدین و نوجوانان همواره از مشکلات رایج دوره نوجوانی است که در این دوره رخ می دهد. با توجه به این امر، مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط بین نمره تعارض خانوادگی از دیدگاه دختران دبیرستانی و مادران آن ها در شهر اصفهان انجام گردید.
    روش ها
    مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه تعارضات خانوادگی از دیدگاه نوجوانان و والدین جمع آوری شد. جامعه پژوهش را 220 نفر از مادران و دانش آموزان دختر دبیرستانی ناحیه 3 شهر اصفهان تشکیل دادند. پس از تکمیل پرسش نامه ها توسط گروه هدف، داده ها وارد نرم افزار SPSS گردید و توسط آزمون های همبستگی Spirman، آزمون t مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بیشترین میزان تعارض بین دانش آموزان و مادران در حیطه های بلوغ جنسی، وضعیت تحصیلی و نوع ارتباط والدین با یکدیگر و کمترین میزان تعارض در حیطه های استقلال طلبی و آزادی نوجوان وجود داشت.
    نتیجه گیری
    لازم است که در جهت کاهش تعارض بین مادران و نوجوانان در حیطه های بلوغ جنسی، وضعیت تحصیلی و نوع ارتباط والدین با یکدیگر مداخله آموزشی مناسب طراحی و ارایه گردد.
    کلیدواژگان: تعارض خانوادگی، دختران نوجوان، ارتباط والد، فرزندی
  • انسیه نوروزی، غلامرضا شریف زاده، مرضیه ترشیزی، فاطمه گندمی، علی یوسف زاده، حکیمه ملاکی مقدم، نرگس گندمی * صفحات 373-380
    مقدمه
    دوران بارداری به عنوان یکی از مهم ترین دوره های زندگی زنان، با تغییرات فیزیکی، روانی و اجتماعی خاصی همراه است، اما این تغییرات همیشه مطلوب نبوده و گاهی باعث نگرانی و اضطراب مادر می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش بینی کننده های اضطراب بارداری و زیرمقیاس های آن در زنان باردار شهر بیرجند انجام شد.
    روش ها
    مطالعه جاری توصیفی- تحلیلی در سال 1395 بر روی 380 مادر باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بیرجند انجام گرفت. نمونه گیری به روش چندمرحله ای تصادفی انجام شد. از پرسش نامه اطلاعات فردی و سوابق بارداری، پرسش نامه اضطراب بارداری Vandenberg و پرسش نامه رضایت زناشویی MSQ (Marital satisfaction questionnaire) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها در نرم افزار SPSS با استفاده از آزمون های آنالیز کوواریانس یک متغیره و چند متغیره تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین نمره اضطراب بارداری 13/1 ± 78/3 (دامنه تغییرات 7-1) بود و نشان داد که 54 درصد از مادران اضطراب را در بارداری تجربه می کردند. متغیرهای تعداد فرزند، رضایت زناشویی، جنسیت جنین، خواسته بودن جنس جنین در مجموع 7/17 درصد از تغییرات اضطراب بارداری را پیش بینی کرده بودند. متغیرهای سن مادر، بارداری خواسته، تحصیلات مادر و همسر، وضعیت اشتغال مادر و همسر، هفته بارداری و درآمد خانوار پیش بینی کننده اضطراب بارداری کل نبود.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای اضطراب بارداری، پیشنهاد می شود که کارشناسان سلامت با در نظر گرفتن متغیرهای پیش بینی فوق، مادران باردار پرخطر را از نظر وضعیت روانی مورد غربالگری قرار دهند تا در صورت لزوم تحت مداخلات آموزشی و روان شناختی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: اضطراب، بارداری، زنان باردار، رضایت زناشویی
  • طاهره سیما پیمان، آسیه پیرزاده، اکبر حسن زاده، فیروزه مصطفوی صفحه 381
    مقدمه
    با توجه به این که رعایت رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به پرفشاری خون از عوامل اصلی کنترل پرفشاری خون می باشد و نقش سواد سلامت در کنترل این بیماری حایز اهمیت است، از این رو، مطالعه حاضر با هدف تعیین رفتارهای خودمراقبتی و ارتباط آن با سواد سلامت در بیماران مبتلا به پرفشاری خون شهرستان اصفهان انجام گرفت.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی بود که بر روی 210 بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز سلامت منتخب شهرستان اصفهان انجام گرفت. روش نمونه گیری، تصادفی چندمرحله ای بود و از پرسش نامه های خودمراقبتی در فشار خون بالا HSCALE (Self- care in hypertension patient) و فرم کوتاه پرسش نامه سواد سلامت عملکردی بزرگسالان STOFHLA (Functional health literacy in adult) استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون های t مستقل، ضریب همبستگی Pearson، همبستگی Spirman و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 9/8 ± 3/57 سال بود. میانگین نمره رفتارهای خودمراقبتی و نمره سواد سلامت در شرکت کنندگان به ترتیب 01/12 ± 02/150 از 190 و میانگین نمره سواد سلامت آن ها 73/14 ± 83/75 از100 به دست آمد. درصد پایینی از بیماران (1/7 درصد) رژیم کم نمک داشتند و 39 درصد آنان فشار خون خود را مرتب اندازه گیری می کردند. 3/74 درصد بیماران سواد سلامت کافی داشتند، اما ارتباط آماری معنی داری بین سواد سلامت و رفتارهای خودمراقبتی یافت نشد (631/0 = P).
    نتیجه گیری
    رفتارهای خودمراقبتی بیماران در حد مطلوبی بود و درصد بالایی از افراد مورد مطالعه سواد سلامت کافی داشتند، اما رفتارهای خودمراقبتی با سواد سلامت ارتباط نداشت. بنابراین، لازم است تا آموزش بیماران متناسب با سطح سواد سلامت و رفتارهای خودمراقبتی آنان در مراکز سلامت صورت گیرد.
    کلیدواژگان: پرفشاری خون، خودمراقبتی، سوادسلامت
  • مسعود ریسمانچیان، میترا شباب، سارا کریمی زوردگانی، حسینعلی رنگ کوی صفحه 388
    مقدمه
    اهمیت نقش شیمی تجزیه در بهداشت حرفه ای و مباحث سم شناسی، بسیار برجسته و حیاتی می باشد. به این منظور، برخی روش های استخراج و آنالیز تعریف شده است. در تحقیق حاضر، به منظور استخراج مقادیر بسیار جزیی کاتیون های آهن سه ظرفیتی و روی در نمونه های ادرار، روش ریزاستخراج بر پایه قطره آلی جامد شناور انتخاب گردید. این روش، به دلیل عدم کاربرد قبلی آن جهت استخراج آهن و روی از نمونه های ادرار، مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات تجربی بوده و جهت استخراج آهن و روی از نمونه های ادرار انجام گرفت. تحقیق مذکور در چند مرحله شامل تهیه محلول های استاندارد، استخراج به روش ریزاستخراج بر پایه قطره آلی جامد شناور و در نهایت، آنالیز با دستگاه جذب اتمی انجام شد و شرایط بهینه استخراج، راندمان و تکرارپذیری نتایج مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    حجم بهینه لیگاند 2 میلی لیتر و درصد انحراف معیار نسبی در آنالیز نمونه های اسپایک شده آهن و روی در ادرار (08/0 میکروگرم بر میلی لیتر) به ترتیب برابر با 6/2 و 4/3 درصد و راندمان برابر با 4/97 و 6/96 درصد بود. همچنین، پارامترهایی مانند حجم حلال و دمای استخراجی تاثیر بسزایی بر راندمان استخراج فلز آهن و روی با روش استخراج مورد نظر داشت.
    نتیجه گیری
    روش ریزاستخراج بر پایه قطره آلی جامد شناور، در تعیین مقادیر جزیی آهن و روی در نمونه های ادرار موفق بوده وکاهش حجم نمونه و زمان استخراج، کاهش مواجهه اپراتور با مواد سمی، از برجسته ترین مزایای این روش می باشد.
    کلیدواژگان: آهن، ریزاستخراج بر پایه قطره آلی جامد شناور، روی، پایش بیولوژیکی
|
  • Amir Hadi, Gholamreza Askari, Marzieh Kafeshani Pages 265-270
    Inflammation, hormonal disturbances, and restricted diets may cause malnutrition in Chronic Kidney Disease (CKD) patients, especially in those undergoing dialysis. Improving nutritional status of these patients by dietary and non dietary interventions could be a vital step to decrease the rates of complication and death. There are broad disagreements in the use of vitamins supplementation in kidney disease and evidence-based advices are spare. Thus, the purpose of this review is collecting evidences that exist about nutritional supplementation in CKD patients.
    Keywords: Chronic Kidney Disease, Supplementation, Vitamins, Minerals
  • Saeid Yazdanirad, Habibollah Dehghan*, Mohammad Zeinodini, Yaser Rahimi Pages 271-277
    Background
    Heat strain scoring index (HSSI) is the index for evaluating heat strain. This study carried out to determine the relationship between HSSI with heart rate on the people with overweight and obesity in warm and hot weather under experimental conditions.
    Methods
    This experimental study was carried out on 35 people with normal weight (BMI25) in a climatic chamber. Each participant was asked to rest. Then each participant underwent a 60 minute light activity (2.8 kph on treadmill) while exposed to hot climatic conditions (370C). In other phase, the participants were asked to rest for 30 minutes and then do a 60minute moderate activity (4.8 kph on tread mill) while exposed to warm climatic conditions (320C). The heart rate was measured every 4 minute. The HSSI questionnaire was answered through participants during the rest, the first activity and the second activity.
    Findings: The pearson correlation coefficients showed that there are relationship between the HSSI of first activity with the heart rate of second activity (r = 0.50, p
    Conclusion
    Based on the results of this study, the mean heart beat and the mean HSSI were higher in overweight and obese participants than those with normal weight. Also there was significantly correlation between heart rate and HSSI.
    Keywords: Heart rate, Heat stress, Body mass index, Hot temperature
  • Alireza Mousakhani-Ganjeh *, Ali Toulabi-Monfared, Teymour Rahmati-Kakavandi, Nafiseh Soltanizadeh Pages 278-284
    Background
    One method for preservation of tuna fish is canning. Since the oil in fish tissue is susceptible to oxidation-reduction and it is separated from fish in the initial cooking, 14-18 percent vegetable oil is added to the canned tuna fish. High temperature and long-time processing in canning lead to the damage of oil in canned foods, especially fish. Therefore, by application of vegetable oils with low sensitivity to oxidation, thermal damage of the oil can reduce considerably.
    Methods
    Vegetable oils including olive, sesame, corn and peanut oils at the amounts of 14, 16 and 18 percent were added to the can containing tuna fish. After canning, the fatty acids profile, peroxide value, thiobarbituric acid index, texture and sensory properties of these products were compared with the commercial canned tuna (containing 18% soybean oil).
    Findings: The results indicated that canning leads to reduction in the amount of eicosapentaenoic acid and dcoshexanoic acid. Canned tuna fish containing 18 percent sesame oil had the highest oxidative stability. Also, taste panels preferred samples with 18 percent sesame and olive oil in the final product.
    Conclusion
    Since the canned tuna fish containing 18 percent sesame oil had the highest quality and nutritional value, the replacement of soybean oil with sesame oil during canning of tuna fish can be proposed.
    Keywords: Canned food, Tuna, Oxidation-reduction, Vegetable oil
  • Nadali Alavi, Mehdi Ahmadi, Nematollah Jafarzadeh, Kheibar Fallahinejad, Majid Hashemi, Maryam Alamdari, Iman Parseh * Pages 285-291
    Background
    Phytoremediation is an effective and cost-effective technique to treat polluted soil. To better implementation of phytoremediation, it is necessary to know microbial population trend. This paper was evaluated microbial population changes in rhizosphere and controls soil.
    Methods
    The experimental soil was divided into 5 parts, and it polluted with five Total Petroleum Hydrocarbons (TPHs) concentrations including 0.43, 0.86, 1.9, 4.13, and 8.27 % (w/w) of TPHs. microbial population changes and initial crude oil concentration were measured by HPC and Gas chromatography methods respectively.
    Findings: According to the results, the average of microbial population in planted (7.55 log10CFU/g) and withnutrient treatments (7.79 log10CFU/g) were significantly (p
    Conclusion
    Due to the micronutrient secretion for bacteria, “plant” and “nutrient” can increase the microbial population and efficiency of phytoremediation.
    Keywords: Biodegradation, Environmental pollution, Petroleum, Soil microbiology
  • Marzieh Kolahkaj, Sedigheh Battaleb-Looie *, Hakimeh Amanipoor, Soroush Modabberi Pages 292-296
    Background
    Water pollution to heavy metals and entering the biochemical cycle can lead to environmental degradation. Arsenic in drinking water is one of the elements whose high concentrations result in adverse regulatory consequences for the health of the body. Therefore, this study was conducted to determine the health risk of arsenic in drinking water and irrigation water and rice in Meidwood area in Khuzestan province.
    Methods
    Samples were taken from a water well used for drinking water, agriculture, as well as in particular cultivating rice. After preparations, the samples were analyzed for arsenic By using ICP-MS.
    Findings: The results showed the mean concentration of arsenic in the drinking water, the water used for irrigation and in the rice of Meydavoud area, to be respectively 8, 12/75 mg/l and 0/079 mg/l. Chronic daily intake (CDI) of arsenic through water and rice, for children, women and men were calculated, and showed resulting in a CDI is lower than the standards (FAO). But THQ values in 3 groups is greater than 1, suggest that people are exposed to significant health risks.
    Conclusion
    In general, the total hazard quotient (>1) for residents, especially for children, due to the drinking of water and consumption of rice falls within unsafe limits. Considering the effects that the flow variations and the length of time water stays in the well have on the concentration of arsenic it is important to monitor water levels and discharge rates which affect the concentration of arsenic in the water.
    Keywords: Arsenic, Water, Rice, Risk
  • Saeedeh Fakehi-Khorasani, Nooshin Peyman* Pages 297-304
    Background
    Handwashing is one of the most appropriate and affordable infection control measures to prevent the spread of a variety of infectious diseases. Schools are important social environments for interventions that aim to improve health behaviors. Implementing affordable and effective handwashing education programs can lead to a reduction in infectious diseases, absenteeism, antibiotic resistance and health care costs. The purpose of this educational project was to assess the effect of intervention (based on the social cognitive theory)on the frequency of handwashing among elementary public school children.
    Methods
    This Quasi-experimental study consisted of 68 elementary school students, aged 9-10 years, selected by multistage sampling. In this study, variables of demographic and variables based on social cognitive theory structures such as modeling, goal setting, social support and self-efficacy were assessed. The collected data were analyzed by SPSS16 software and descriptive and inferential tests.
    Findings: A significant increase occurred in the handwashing frequency from preintervention to postintervention (p = 0.041) & in the control group (p = 0.046). Knowledge and social support were significantly higher in the intervention group compared to the control group (p = 0.048) (p = 0.008). Overall, a significant increase was observed in the knowledge of students in experimental group (p = 0.034).
    Conclusion
    Education & social support based on social cognitive theory may result in a sustainable increase in the frequency of handwashing among elementary school children.
    Keywords: Hand washing, Primary school, Social cognitive theory
  • Hojat Parsa *, Narges Mahmoodi, Saeedeh Ansari Pages 305-311
    Background
    Examining the government’s attitude towards the allocation of financial slack to the health sector in the positive and negative changes of the oil prince after the health public policy is of great importance. Therefore, the aim of this study is to investigate the asymmetric consequences of oil price volatilities on the government expenditure in the health sector during the years 1375 to 1392 in Iran.
    Methods
    To examine the asymmetric effects of oil price volatilities on government expenditure in the health sector, first using the GARCH model, the positive and negative volatilities in the oil price is measured, and then by employing the econometrics approach of Bayesian methods and the Response Functions, the effects of each of the positive and negative volatilities on the government expenditure will be examined.
    Findings: The results reveal that both in the time of the rise and drop of the oil price, the government has increased the expenditure in the health sector and this indicates the important position of the health sector as one of the important Human Development Indexes in the public policies regarding the resource allocation in the aforesaid era.
    Conclusion
    Oil price volatilities act as one of the agents behind instability in supplying the government income resources in the budgets. As a consequence, supplying the expenses of the health sector as one of the influential factors on the human development indexes might face the instabilities by the government. For this purpose, this study reveals that the government in the aforesaid era has attempted not to be instable in allocating resources to this sector.
    Keywords: Government expenditure, Health care Sectors, Oil price volatilities, Bayesian methods, Response functions
  • Hossein Farrokhzadeh, Ebrahim Ghorbani *, Nasrin Shahrajabian, Akbar Hassanzadeh Pages 312-316
    Background
    Heating vegetable oils at presence of air results in oxidative changes and production of hydro peroxides and volatile compounds. The main objectives of this study were to determine peroxide value and rancidity index of oil samples collected from delicatessens and confectioneries in the town of Shahinshahr and Meymeh, and to compare these parameters with the recommended standard values.
    Methods
    In this study was taken 103 samples from delicatessens and confectioneries. The Iranian standard procedures numbers 493 and 4179 were considered for sampling method and peroxide test, respectively. The rancidity index was examined in the Krays method. Analysis of the parameters to assess the accuracy of the results was carried out simultaneously at three different laboratories including school of health, Ibn Sina private laboratory and food and drug department.
    Findings: The results showed 100% raw oil and 88.3 % consumed & extracted oil samples were permissible with regard to the peroxide standard. Also with regard to rancidity, 100 % of raw oil samples were valid, while 100 % of consumed oil and 85 % of extracted oil samples were decay. As well as 16.8 and 75.0 % of taken samples from units with health and Sanitation standards had Peroxide higher than permissible value, respectively. The results of the School of Public Health and IbnSina were also perfect matching.
    Conclusion
    This study showed that the peroxide test alone is not sufficient to determine oil quality and should use from other tests such as rancidity. Also health status of manufacturing units plays important role in improving these indicators.
    Keywords: Consumed oils, Residual oils, Delicatessen, Confectionery, Peroxide value
  • Ali Abdolahnejad, Alireza Kamali, Amir Mohammadi, Effat Shabanian, Yaghob Hajizadeh, Afshin Ebrahimi, Negar Jafari * Pages 317-321
    Background
    Nowadays, Interurban Buses play an important role in passengers transfer between the cities. Contaminated drinking water in Buses may threaten the health of travelers. This study investigated the microbial and chemical quality of drinking water supplied in the coaches transporting the passengers from/to Soffeh terminal in Isfahan.
    Methods
    In this study, 60 samples of potable water supplied in the coaches were randomly collected. Bacterial contamination of the samples was examined using multiple tube method, (MPN). Chemical parameters including EC, TDS, total hardness, chlorine, turbidity, pH and temperature were measured according to the standard methods. Data were analyzed using SPSS version 23.
    Findings: The results showed that total coliform and fecal coliform were positive in 20% and 7% of the samples, respectively and so that all contamination was related to Water Dispenser. About 35% of the samples had EC levels more than the recommended standard (500 µmhos/cm2). The turbidity value in 11.6% of the samples was higher than 1 NTU and the residual chlorine in 98.3% of the samples was zero.
    Conclusion
    This study showed that most of potable water served to the passengers via chillers installed in the coaches was polluted to the fecal coliforms. Whereas, the pollution was not observed in the bottled potable water available inside the coaches. Thus, collection of the tap equipped-chillers and supplying only bottled potable water in all the coaches can prevent the passengers from intestinal diseases.
    Keywords: Total coliform, Fecal coliform, Chemical contamination, potable water, buses
  • Fatemeh Mohammad-Hassani, Maryam Mirlohi *, Mansoureh Taghizadeh Pages 322-327
    Background
    Ochratoxin A is a mycotoxin with determined human health hazards which can be transferred through contaminated wheat and wheat products. The aim of this study was to examine the flour samples specified for Sangak bread in terms of Ochratoxin contamination levels and to study the effect of baking practice on the toxin concentrations amongst the most contaminated products.
    Methods
    Thirty flour samples, specified for sangak flour were sampled and from bakeries and factories and examined for Ochratoxin A concentration by competitive ELISA. The most contaminated samples were then screened and subjected to bakery practices including fermentation with yeast / yeast plus lactobacillus plantarum A7 and then baking in a traditional oven.
    Findings: Ochratoxin A was detected in all tested samples, however none of them exceeded the regulated limit (5ng/g) in flour. Contamination ranged from LOD to1.723 ng/g and averaged as 1.025 ng/g. Both fermentation and baking significantly decrease the amount of ochratoxin A (p>0.01) from primary levels. Fermentation process by using Saccharomyces cerevisiae and the mixture of Saccharomyces cerevisiae and L. plantarum and baking reduce the ochratoxin A by about 7%, 15% and 24% respectively.
    Conclusion
    : Sangak flour samples that are currently distributed in bakeries are considered safe for human use with regard to Ochratoxin A contamination. Traditional bakery practices including oven baking, dough fermentation using baker yeast and baker yeast plus lactic culture significantly removes the Ochratoxin A from dough.
    Keywords: Flour, Decontamination, Bread, Fermentation, Saccharomyces Cerevisiae, Lactobacillus Plantarum, Ochratoxin A
  • Mahnaz Sami *, Elham Amiri, Mohsen Ghomashlooyan, Fariba Farid, Ali Ajami, Manouchehr Homaie, Mahshid Salehi, Hamid Tafazolli Pages 328-333
    Background
    Tuberculosis is an infectious disease caused by Mycobacterium species and its control is vital in the diagnosis and treatment. People existence with professional experience in this field is very important, so in order to importance of start timely and correct diagnosis and treatment and stops the spread of tuberculosis, the authors was decided to recognize the quality of environmental microscopists working in Mycobacterium detecting laboratories in Isfahan province in year 1394.
    Methods
    This is a descriptive study, which is analyzed by performing a practical test in the 27 individuals in 20 Environmental Laboratory diagnosis of pulmonary tuberculosis in Isfahan Province. 5 Direct smear of sputum with a related list were collected from each laboratory. After collecting, the obtained data were analyzed.
    Findings: There was no significant relationship between quality of diagnosis with age, sex and employment status, specific used of each microscope, microscopic life, and other items like experience and time that microscopists spend in detecting tuberculosis have been effect on the quality of their diagnosis. In almost 75% of the participants scored high on the test result.
    Conclusion
    Because direct smear is still one of the most accessible and fastest on detecting TB Find TB diagnosis and microscopists on TB section are responsible, it was found that the quality of these people diagnosis should be evaluated at least annually by the Provincial TB Reference Laboratory.
    Keywords: Diagnosis quality, Pulmonary tuberculosis, Isfahan
  • Leila Gorji *, Akbar Ghazifard, Mojgan Entezari, Javad Tabatabaii Pages 334-339
    Background
    The increase of Nitrite and Nitrate in groundwater resources has caused many concerns in agricultural and industrial areas. Nitrate has always been under focus as one of the indicators of chemical water pollution. The Objective of this study is to determine the amount of nitrate in Meymeh aquifer in Isfahan province.
    Methods
    In order to determine the amount of nitrate, Samples were taken from 10 wells based on sampling standards transferred to Water Laboratory for analysis. Spectrophotometric method was performed to measure the amount of nitrate. Then, the zoning of nitrate changes was drawn by using ArcGIS 10 and Interpolation models.
    Findings: Electrical conductivitis from the selected wells were from 823 to 4170µs/cm and the average nitrate concentration was 30.64 ppm with a standard deviation 19.77 from 8.51 to 59.43 ppm. In 68% of analysed samples, the standard deviation was observed to be about 19.77 which indicate a close distribution of obtained data to average concentration of results.
    Conclusion
    Electrical conductivity of water Samples from high elevations toward the plains feeding areas increases from the Northeast and West toward the Central Plains. The highest concentrations of nitrate is related to the southern aquifer that Most likely is due to high groundwater levels and farming activities in the region. Although the average nitrate concentrations in most of the samples is less than 50 ppm, but it is still vital to protect groundwater resources from pollutants.
    Keywords: Nitrate, Meymeh aquifer, GIS
  • Farshad Golbabaei Kootenaei *, Nasser Mehrdadi, Mahdi Asadi-Ghalhari, Gholamreza Nabi-Bidhendi, Hasan Amini-Rad Pages 340-346
    Background
    Nowadays, sludge dewatering is one of the most difficult treatment processes in wastewater treatment plants. This subject is an important challenge in decrease of environmental pollutants. The purpose of this study was effect of ultrasonic waves on improve sludge dewatering, increasing solid content of sludge and determine the optimum operating parameters of the ultrasonic method.
    Methods
    An experimental study was carried out as a batch mode. In this research effect of some variables include ultrasound density (watts per ml), Time (minutes) and amount of sonificated sludge (percentage) on the solid content of sludge and sludge dewatering was measured. The solid content of sludge samples in prior to dewatering was 20.3 ± 0.9 percent. Sstatistical analyses were performed using SPSS version 18.
    Findings: The experiments determined that the optimum operating parameters are sonification time of 5 minutes, ultrasound density of 1 W/ml, amount of sonificated sludge equal to 15% and a frequency of 20 kHz, which is the amount of solid content of sludge equal to 26.4 percent that is equal to 30 percent increase in dewatering of sludge.
    Conclusion
    Based on the results of this research, ultrasound waves and micro and nano-bubbles of cavitation could increase the solid content of sludge and improve sludge dewatering process and sludge treatment efficiency.
    Keywords: Excess sludge, Dewatering, Solid content of sludge, Ultrasonic waves
  • Farhad Forouharmajd, Somayeh Ashrafian * Pages 347-352
    Background
    Centrifugal fans are widely used in industrials that transfer the large volumes of air to the industrial equipment such as boilers, etc. These fans are one of the important sources of noise in industries. Therefore, in the present study, was investigated the effect of absorption silencer in reducing the low frequency sound of Iranian centrifugal fans.
    Methods
    In this study, the fan was selected with diameter of 55 centimeters with technical specification including fan cycle of 2980, air flow 300 cubic meters per hour. In addition, the silencer was built with galvanized iron walls and a thickness of 3 mm, the central axis with diameter of 5 cm and length of 100 cm. Iinside of silencer and around of central axis were covered with sound absorbing materials include of glass fiber .
    Findings: The maximum of noise reduction was 10 dB in low frequencies. Increasing the thickness of sound absorbing materials was not significant changes in the noise reduction. However, with the increasing density from 20 to 40 kg/m3 was increased the noise reduction.
    Conclusion
    According to the results, can be used from glass fiber and flexi absorber with thickness of 10 cm and density of 40 kg/m3 to achieve the desired results of noise reduction of centrifugal fan by absorptive silencer.
    Keywords: Absorptive silencer, Central axis, Centrifuge fan
  • Zohreh Mohebian, Ehsanollah Habibi * Pages 353-358
    Background
    Emergency medicine personnel should have quick action and critical decision during patient transport from the accident site to health centers. They also need to control patient’s state of consciousness and vital signs. This study was conducted to evaluate the mental workload and relation and its impact on job satisfaction in emergency medical technicians centers.
    Methods
    The present study is cross-sectional which was carried out on 82 individuals from emergency medical personnel in Isfahan. NASA-TLX software was used for data collection to evaluate the mental workload and JDI job satisfaction questionnaire was used to measure job satisfaction. Data were analyzed using paired t-test, pearson correlation coefficient and spss-20.
    Findings: The minimum average score of job satisfaction is related to payment (1.9). The average score of mental workload was (57.76) in simple operation and (82.87) in complex operations. The direct relation was between the score of overall job satisfaction and the score of performance evaluation. Total score of mental workload showed a direct relation with job satisfaction score in work dimension but no significant relation in other areas (P > 0.05). Paired t-test also showed the mean score of mental workload and its dimensions in complex operations were significantly more than simple operation (P
    Conclusion
    Mental work load in complex operations can be used as a factor to determine the amount of hard work and working hours for medical emergency technicians. Regard to the high level of dissatisfaction in wages and promotion, perhaps with improving working conditions by reviewing the pay and benefits, could be increased job satisfaction in this important and sensitive group.
    Keywords: Mental load, Job satisfaction, Emergency medical services
  • Helen Aghsaei *, Babak Souri Pages 359-366
    Background
    Sanandaj city, with a population of 370,000 people, faces daily generation of 330 tons of solid wastes. Current landfill site of the city has caused environmental problems while losing its capacity. This study attempts to determine the land suitability to dispose municipal solid wastes in Sanandaj. Landfill site selection is a multi-criteria decision making analysis that uses GIS and multi-criteria decision-making methods.
    Methods
    In this research, we used the Inversion Hierarchical Weight Process (IHWP) and GIS software to locate the best landfill location. For this purpose, 12 ecological and socio-economical information layers were weighted according to IHWP method. The map of land suitability for a landfill construction was obtained by using overlay functions and 9 exclusionary criteria which were used to prepare the restriction map.
    Findings: Classification of the final map indicated that 91.5 percent of the study area was completely unsuitable for landfill site selection purpose while areas with the highest suitability contained only 0.16 percent of the city. Finally an area with the extent of 44 hectares, located approximately 4 km north-west of the Sanandaj was identified as priority number one to establish landfill.
    Conclusion
    The results of this study show that IHWP method can be used as a new method for combining natural and artificial data layers in projects with site selection targets, including landfill site selection, and if it accompanied by field surveys, can provide the best decision-making options regarding to the goal.
    Keywords: Site selection, Municipal solid wastes, Geographic Information System (GIS), Inversion Hierarchical Weight Process (IHWP)
  • Elahe Fakhredin, Maryam Amidi-Mazaheri * Pages 367-372
    Background
    Adolescence is a common problem in the formation of conflict between parents and adolescents often occurs in this period. The present study aimed investigate the relationship between the family conflict from the viewpoint of high school girls and their mothers in Isfahan city.
    Methods
    This study was descriptive-analytic. Data were collected by questionnaire family conflicts of adolescent and parents. The study population was comprised of 220 mothers and girl high school students in Isfahan District 3. After completing the questionnaires with the focus group, Data were entered spss version 20 software and were analyzed by Spearman correlation test, independent t-test and ANOVA.
    Findings: Results showed that the highest conflicts between students and mothers were in the field of sexual maturity, educational status, Parents relationship with each other and the lowest amount of conflict in the field of adolescent dependence and freedom.
    Conclusion
    It is necessary to design and provide appropriate educational intervention to reduce conflict between mothers and daughters in the field of sexual maturity, education status and type of parental relationship with each other.
    Keywords: Family Conflict, Adolescent, Women, Parent-Child Relations
  • Ensiyeh Norozi, Gholamreza Sharifzadeh, Marzieh Torshizi, Fatemeh Gandomi, Ali Yousefzadeh, Hakimeh Malaki-Moghadam, Narges Gandomi * Pages 373-380
    Background
    Pregnancy is a highly important phase in a woman's lifetime that is associated with specific physical, psychological, and social changes. However, these changes are not always in the desired direction and sometimes cause anxiety in mothers. This study aimed to determine predictors of pregnancy anxiety and its subscales in pregnant women in Birjand, eastern Iran.
    Methods
    This descriptive, analytic study was performed in 2016 on 380 pregnant women referred to healthcare centers in Birjand. The participants were selected using multi-stage random sampling. Data were collected using a demographics and pregnancy records form, Pregnancy-Related Anxiety Questionnaire, and Marital Satisfaction Questionnaire. The collected data were analyzed in SPSS software (version 18) using analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (MANCOVA). P values less than 0.05 were considered significant.
    Findings: Pregnancy anxiety mean score was 3.87 ± 1.13 (change range 1-7), indicating that 54 percent of the mothers experience pregnancy anxiety. Number of children, marital satisfaction, and (the desirability of) fetal gender accounted for 17.7% of pregnancy anxiety changes. Mother's age, planned pregnancy, parents’ educational level, parents’ employment status, number of weeks of pregnancy, and household income were not predictors of overall pregnancy anxiety.
    Conclusion
    Given the high incidence of pregnancy anxiety, health professionals are recommended to monitor highrisk pregnant women psychologically in due observance of the above-mentioned predictive variables so that the mothers would be treated through educational and psychological interventions if required.
    Keywords: Anxiety, Pregnancy, Pregnant women, Marital satisfaction
  • Taherehsima Peyman, Aasiyeh Pirzadeh, Akbar Hasanzadeh, Firoozeh Mostafavi Page 381
  • Masoud Reismanchian, Mitra Shabab, Sara Karimi-Zeverdegani, Hossein Ali Rangkooy Page 388