فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیستم شماره 9 (پیاپی 269، آذر 1396)
  • سال بیستم شماره 9 (پیاپی 269، آذر 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/18
  • تعداد عناوین: 13
|
  • اصیل پژوهشی
  • مینو یغمایی، مژگان مختاری*، آزاده تمیزی، مهدی محمدی صفحات 1-7
    مقدمه
    در مورد استفاده از سوند ادراری و زمان خارج کردن آن پس از عمل سزارین بین مراکز درمانی مختلف اتفاق نظر وجود ندارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی پیامدهای خروج سوند ادرار 6 ساعت پس از عمل و خروج آن 12 تا 24 ساعت پس از سزارین انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی شاهددار تصادفی در سال 1393 بر روی 220 بیمار داوطلب سزارین در زاهدان انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه 110 نفره خروج سوند ادراری 6 ساعت و 12 تا 24 ساعت پس از عمل تقسیم شدند. بیماران این دو گروه از نظر پیامدهای پس از عمل، عوارض احتمالی و نیز طول مدت بستری در بیمارستان و رضایت مندی مورد مقایسه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 18) و آزمون های کای دو و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر خصوصیات فردی و مربوط به عمل جراحی تفاوت معنی داری با هم نداشتند. در گروه خروج زودهنگام، زمان اولین ادرار کردن (05/0>p)، زمان به راه افتادن پس از عمل (05/0>p)، احساس فوریت در ادرار کردن (03/0=p)، و پیوری (001/0=p) به طور معنی داری کمتر و رضایت از زمان خارج کردن سوند (001/0>p) بیشتر از گروه خروح دیرهنگام بود، اما دو گروه از نظر دشواری در ادرار کردن (61/0=p)، تکرر ادرار (84/0=p)، سوزش ادرار (6/0=p) و طول مدت بستری (567/0=p ) اختلاف معنی داری با هم نداشتند.
    نتیجه گیری
    خروج سوند ادراری 6 ساعت پس از عمل سزارین در مقایسه با خروج سوند 12 تا 24 ساعت پس از عمل با پیامدهای بهتری همراه می باشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی پیامد، سزارین، سوند ادراری
  • محمد تاجفرد، محمد واحدیان شاهرودی، حبیب الله اسماعیلی، نسرین علیزاده، زهرا حسینی خبوشان* صفحات 8-15
    مقدمه
    عادات غذایی غلط علت 20% کل سرطان ها در کشور های در حال توسعه است (1). تغذیه مناسب، عدم استعمال دخانیات و فعالیت بدنی منظم، اجزای اصلی پیشگیری از بیماری های مزمن می باشند (2)، بنابراین توجه به رعایت تغذیه صحیح، امری ضروری می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر انجام رفتارهای تغذیه صحیح در زنان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1395 بر روی 365 نفر از زنان 60-18 ساله شهر بجنورد انجام گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه مدل ارتقاء سلامت انجام گرفت. داده های گردآوری شده شامل خصوصیات فردی، خودرکارآمدی درک شده، احساسات، منافع درک شده، موانع درک شده، تاثیر گذارنده های بین فردی، تاثیر گذارنده های وضعیتی، تعهد به طرح عمل و پیامدهای رفتاری بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 24) و آزمون های تی مستقل، کای دو، ضریب همبستگی، آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    رفتارهای تغذیه صحیح در زنان با عواملی نظیر تحصیلات (04/0=p)، وضعیت تاهل، (03/0=p) و میزان درآمد (0001/0>p) ارتباط معنی داری داشت، در حالی که با فاکتور وضعیت اشتغال ارتباط معنی داری نداشت (007/0=p). سازه های خودکار آمدی درک شده (01/0=p)، موانع درک شده (04/0=p) و پیامدهای رفتاری (002/0=p) با رفتارهای صحیح تغذیه در زنان ارتباط معنی داری داشتند. 282 نفر (36/77%) از افراد مورد مطالعه در زمینه برنامه هایی غذایی خودکارآمد بودند.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر کارایی مدل ارتقاء سلامت را در پیشگویی اتخاذ رفتارهای صحیح تغذیه در زنان نشان داد، از این رو این مدل می تواند به عنوان چارچوبی جهت طراحی مداخلات آموزشی استفاده شود.
    کلیدواژگان: تغذیه، خودکارآمدی، مدل ارتقاء سلامت، منافع درک شده، موانع درک شده
  • پروین عابدی، معصومه جعفرزاده *، زهرا عباسپور، پری بسطامی، محمدحسین حقیقی زاده، مریم حسنی صفحات 16-23
    مقدمه
    سلامت جامعه در گرو تامین نیازهای بهداشتی، فرهنگی و اقتصادی زنان است. یائسگی بخشی از زندگی زنان است که در بهداشت باروری اهمیت ویژه ای دارد و برنامه آموزشی مناسب به منظور بهبود رضایت جنسی ایشان ضروری است، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش فردی و گروهی بر رضایت جنسی زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 94-1393 بر روی 60 زن یائسه در شهرستان اندیمشک انجام شد. افراد در دو گروه 30 نفره آموزش فردی و گروهی قرار گرفتند. برنامه آموزشی فردی به صورت 4 جلسه آموزش 60 دقیقه ای (هفته ای یک بار) به صورت فردی و برنامه آموزش گروهی در قالب 4 جلسه آموزش یک ساعته (هفته ای یک بار) در گروه های 10 نفره به مدت یک ماه اجرا شد. هر دو گروه، 1 و 4 هفته بعد از اتمام آموزش، پرسشنامه رضایت جنسی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های تی مستقل، من ویتنی، آزمون طرح های تکراری، فریدمن و آزمون کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره رضایت جنسی، 4 هفته پس از آموزش در دو گروه زنان با آموزش گروهی و فردی تفاوت آماری معنی داری پیدا کرده بود (05/0p<). میانگین نمره رضایت جنسی در زنان دریافت کننده آموزش گروهی از گروه آموزش فردی بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که افزایش رضایت جنسی در آموزش گروهی نسبت به آموزش فردی بارزتر بود، توصیه می شود جهت ارتقاء کیفیت زندگی جنسی زنان در دوره یائسگی، از روش آموزش های گروهی استفاده شود.
    کلیدواژگان: آموزش جنسی، رضایت جنسی، یائسگی
  • زهره امیرخانی، محمد علی آذربایجانی، مقصود پیری، حسن متین همایی* صفحات 24-32
    مقدمه
    با توجه به ارتباط بین الگوی زندگی با سلامتی و بروز بیماری های غیر واگیردار، تغییر الگوی زندگی می تواند اثرات مثبتی بر سلامتی داشته باشد. با این وجود اثر الگوی زندگی و بروز بیماری ها با عامل چاقی و اختلالات ناشی از آن به خوبی معلوم نیست. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر ترکیب تمرین مقاومتی و مصرف کورکومین بر نیم رخ لیپیدی زنان چاق و دارای اضافه وزن غیرفعال انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در نیمسال دوم سال تحصیلی 93-1392 بر روی 40 نفر (از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد) از زنان غیر فعال در دامنه سنی 35-20 سال سالم و دارای کلسترول نزدیک به دامنه خطر با شاخص توده بدنی 32-28 کیلوگرم بر متر مربع انجام شد. افراد به صورت تصادفی در چهار گروه 10 نفره کنترل، تمرین - دارونما، کورکومین و تمرین - کورکومین قرار گرفتند. گروه های مصرف کننده کورکومین، به مدت 8 هفته روزانه یک کپسول 80 میلی گرمی نانومیسیل کورکومین را مصرف کردند. گروه های تمرین نیز هفته ای 3 جلسه به مدت 8 هفته تمرین مقاومتی را اجرا نمودند. اطلاعات مربوط به نیم رخ لیپیدی با استفاده از آزمایش خون گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 18) و آزمون های آنالیز واریانس، کروسکال والیس، آزمون شفه و آنالیز کوواریانس استفاده شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    پس از 8 هفته تمرین غلظت تری گلیسیرید در گروه تمرین همراه با مصرف کورکومین نسبت به گروه کورکومین به طور معناداری کاهش یافت (027/0=p). تفاوت معناداری در VLDL-c (389/0=p)، غلظت HDL-c (205/0=p)، LDL-c (503/0=p) و کلسترول (335/0=p) پس از ترکیب تمرین مقاومتی و مصرف کورکومین مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    تمرین مقاومتی و کورکومین اثر یکدیگر را بر کاهش نیمرخ چربی تقویت نمی نمایند. همچنین پاسخ نیمرخ لیپیدی به تمرین و کورکومین مشابه نبوده و از آنجایی که هم تمرین و هم مصرف کورکومین و ترکیب آنها بر برخی شاخص های نیمرخ لیپیدی اثر مطلوب داشت، توصیه می شود دختران دارای اضافه وزن به عنوان اقدام پیشگیرانه از هریک از این مداخله ها استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، زنان غیر فعال، کورکومین، نیم رخ لیپیدی
  • سید حمید حسینی، رضوان رجب زاده، حلیمه نصرتی، فاطمه ناصری، مهدی طرسکی، حمیدرضا محدث حکاک، محمدحسین آیتی* صفحات 33-40
    مقدمه
    گیاهان دارویی به دلایل مختلف توسط زنان باردار طی دوران بارداری استفاده می شود و در باور عموم مردم، داروهای گیاهی، سالم و بدون عوارض جانبی می باشند، در حالی که این گیاهان باعث عوارض جانبی در مادر و یا تداخلات دارویی می شوند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع مصرف گیاهان دارویی در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بجنورد انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1394 بر روی 350 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر بجنورد انجام شد. اطلاعات مربوط به نوع گیاهان دارویی، دلیل مصرف، آگاهی و عملکرد افراد در زمینه مصرف گیاهان دارویی به وسیله پرسشنامه گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های تی تست و کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    222 نفر (40/63%) از واحدهای پژوهش از داروی گیاهی استفاده کرده بودند. شایع ترین علل مصرف سرماخوردگی و بیشترین گیاه مورد استفاده نعنا بود. 117 نفر (40/53%) از افراد، اطلاعات خود را از خانواده و فامیل کسب کرده بودند و 139 نفر (90/62%) از افراد گیاهان دارویی مورد نیاز خود را از عطاری تهیه می کردند، بین مصرف گیاهان دارویی با شغل و تحصیلات همسر ارتباط معنادار آماری وجود داشت (05/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به درصد بالای استفاده از گیاهان دارویی در زنان باردار شهر بجنورد و غنی بودن این منطقه از لحاظ گیاهان دارویی، آموزش و اطلاع رسانی بیشتر در مورد داروهای گیاهی توسط مراقبین سلامت به زنان باردار لازم می باشد.
    کلیدواژگان: بارداری، زنان باردار، گیاهان دارویی
  • پروین گلزاره، روجا رحیمی، فاطمه رحیمی کیان*، رضا بخردی، عباس مهران صفحات 41-48
    مقدمه
    علائم یائسگی می تواند اثرات زیانباری بر زندگی زنان گذاشته و کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار دهد. بسیاری از زنان یائسه جهت سازگاری با علائم یائسگی، به درمان های طب مکمل چون گیاه درمانی و استفاده از فیتواستروژن ها روی آورده اند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر رازیانه به عنوان یک فیتواستروژن در درمان علائم جسمانی یائسگی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1395 بر روی 90 زن یائسه 60-45 ساله در تهران انجام شد. افراد به طور تصادفی به دو گروه رازیانه و دارونما تقسیم شدند. زنان در گروه رازیانه به مدت 8 هفته روزانه 2 کپسول نرم 100 میلی گرمی رازیانه و در گروه دارونما 2 کپسول نرم 100 میلی گرمی روغن آفتابگردان را دریافت کردند. علائم جسمانی یائسگی به وسیله بخش جسمانی پرسشنامه معیار سنجش یائسگی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمون های تی مستقل و تی زوجی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    قبل از مداخله،دو گروه از نظر علائم جسمانی یائسگی مشابه بودند، اما پس از 8 هفته مداخله، بر اساس آزمون آماری تی زوجی، در گروه رازیانه، علائم جسمانی یائسگی بعد از مداخله در مقایسه با قبل از مداخله از نظر آماری کاهش معنی داری یافت (001/0p<)، اما در گروه دارونما علائم بعد از مداخله با قبل از مداخله اختلاف آماری معنی داری نداشت (05/0
    نتیجه گیری
    رازیانه بدون هیچ عارضه جدی در کاهش علائم جسمانی یائسگی موثر است. تحقیقات بیشتر برای قطعی شدن نتایج حاصل از این مطالعه مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: رازیانه، علائم جسمانی، یائسگی
  • فاطمه خانبراری، محمود وکیلی، مرتضی صمدی * صفحات 49-55
    مقدمه
    سقط مکرر به ختم بارداری بیش از دو بار اطلاق می شود. عوامل متعددی در ایجاد سقط مکرر دخیل هستند، وجود اختلال در عملکرد سیستم ایمنی منجر به دفع جنین می شود. آنزیم پروتئین تیروزین فسفاتاز بافت لنفاوی (Lyp) که توسط ژن PTPN22 کد می شود، نقش حیاتی در تنظیم و تعادل پاسخ های ایمنی دارد؛ به تازگی پلی مورفیسم rs2488457که در ناحیه پروموتر این ژن قراردارد کشف شده است، محتمل است این پلی مورفیسم با تغییر در بیان ژن PTPN22 بالانس سیستم ایمنی را مختل نماید. از آنجایی که حفظ بالانس و تعادل سیستم ایمنی در بارداری نقش بسزایی دارد، مطالعه حاضر با هدف مقایسه فراوانی پلی مورفیسم rs2488457 بین دو گروه زنان مبتلا به سقط مکررو زنان سالم انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه تحلیلی از نوع مورد- شاهدی در سال 1394 بر روی 200 نفر از افراد مبتلا به سقط مکرر و 200 نفر از افراد سالم مراجعه کننده به مرکز ناباروری انجام شد. جهت بررسی ژنوتایپ افراد روش PCR-RFLP و در نهایت آزمون آماری کای دو جهت بررسی فراوانی پلی مورفیسم rs2488457 انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون آماری کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    فراوانی پلی مورفیسم rs2488457 در زنان مبتلا به سقط مکرر بیش تر از زنان سالم بود، اما این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود (162/0=p).
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم rs2488457 ارتباطی با سقط مکرر ندارد.
    کلیدواژگان: سقط مکرر، Lyp، PTPN22
  • الهام آذرافرا، ساره بهزادی پور *، سعید غلامزاده صفحات 56-63
    مقدمه
    مساله رضایت از رابطه جنسی یکی از نیازهای فیزیولوژیک انسان می باشد و در تغییر جنسیت افراد مبتلا به دیسفوریای جنسی باید مد نظر قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان رضایت مندی جنسی در افراد خواستار تغییر جنسیت و افراد تغییر جنسیت داده در مراجعین به پزشک قانونی استان فارس انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی مقایسه ای در طی سال های 93-1390 بر روی 70 نفر از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی عمل شده و عمل نشده در پزشک قانونی استان فارس انجام شد. گردآوری داده ها توسط پرسشنامه رضایت جنسی لارسون انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون تحلیل کواریانس یک راهه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بر اساسنتایج حاصل از آزمون آماری، میانگین نمرات رضایت جنسی گروه تغییر جنسیت داده (81/9±02/88)، از میانگین نمرات گروه خواستار تغییر جنسیت (53/10±08/76)، به طور معناداری بیشتر بود (001/0=p). بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس یک راه، بین دو گروه تغییر جنسیت و تغییر جنسیت داده از نظر میانگین نمرات رضایت جنسی تفاوت معنا داری وجود داشت (001/0=p)، همچنین تعامل بین جنسیت، سن، تحصیلات، شغل، شغل پدر و شغل مادر با متغیر مستقل در تاثیرگذاری بر متغیر وابسته رضایت جنسی معنادار نبود (05/0
    نتیجه گیری
    افرادی که خواستار تغییر جنسیت هستند وقتی تغییر جنسیت می دهند، به ثبات هویت جنسی می رسند و شرایط برای لذت بردن از رفتارهای جنسی افزایش می یابد، لذا آموزش و مشاوره های تخصصی مورد نیاز توسط روان شناسان و روان پزشکان مجرب به این دسته از افراد بسیار ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پزشک قانونی، رضایت مندی جنسی، هویت جنسی
  • صغری نیکومذهب، محمدرضا حقدوست، اعظم هنرمندپور * صفحات 64-73
    مقدمه
    از آنجایی که در تحقیقات مختلف بین سطح امگا-3 و خلق افسرده ارتباط وجود دارد و روغن گل مغربی از منابع غنی امگا-3 می باشد، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر روغن گل مغربی بر طول مدت اندوه پس از زایمان زنان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال 92-1391 بر روی 132 نفر از زنان باردار نخست زای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی اهواز صورت گرفت. افراد در دو گروه 66 نفری جهت دریافت روزانه یک گرم کپسول روغن گل مغربی (گروه مداخله) و کپسول ژلاتینی خوراکی مشابه (گروه کنترل) از آغاز هفته 37 بارداری تا 2 هفته پس از زایمان قرار گرفتند. نمونه ها در روزهای 4، 10 و 14 پس از زایمان با آزمون استاندارد ادینبرگ بررسی شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(نسخه 20) و آزمون های آماری تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز مقادیر تکراری انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بین طول مدت اندوه پس از زایمان دو گروه اختلاف آماری معنی داری وجود داشت؛ به طوری که طول مدت اندوه پس از زایمان در گروه مداخله کمتر از گروه پلاسبو بود (004/0=p). میانگین نمره آزمون ادینبرگ به طور معنی داری در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل در روز چهارم (0001/0=p)، دهم (001/0=p) و چهاردهم (08/0=p) پس از زایمان کمتر بود.
    نتیجه گیری
    مصرف روغن گل مغربی در کاهش طول مدت اندوه پس از زایمان موثر است.
    کلیدواژگان: پس از زایمان، روغن گل مغربی، زنان، نخست زا
  • فهیمه طاحونه یان گل خطمی، زهرا عابدیان *، سید احمد امامی، حبیب الله اسماعیلی صفحات 74-81
    مقدمه
    دیسمنوره اولیه، یکی از شایع ترین مشکلات زنان است که درمان آن، استفاده از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی است که به دلیل داشتن عوارض زیاد از مقبولیت برخودار نمی باشند، لذا با توجه به خواص ضد درد و ضد التهابی رزماری، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر کپسول رزماری و مفنامیک اسید بر طول مدت دیسمنوره اولیه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال 1395 بر روی 90 نفر از دانشجویان دارای دیسمنوره اولیه در دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد انجام شد. جهت ارزیابی شدت درد از مقیاس دیداری درد و مدت درد بر حسب دقیقه استفاده شد. واحدهای پژوهش به طور تصادفی در دو گروه 45 نفره قرار گرفتند. افراد یک گروه کپسول رزماری 250 میلی گرمی و گروه دیگر کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرمی را طی دو دوره در سه روز اول قاعدگی هر 8 ساعت دریافت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 24) و آزمون های من ویتنی و ویلکاکسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین طول مدت درد در گروه رزماری در سیکل کنترل از 52/18±49/131 دقیقه به ترتیب به 43/18±83/95 و 32/10±76/83 دقیقه در سیکل اول و دوم مداخله تقلیل یافت و در گروه مفنامیک اسید در سیکل کنترل از 59/28±12/182 دقیقه به ترتیب به 07/30±16/140 و 44/26±04/130 دقیقه در سیکل اول و دوم مداخله تقلیل یافت که بین دو گروه در اولین و دومین سیکل مداخله از نظر آماری تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (05/0
    نتیجه گیری
    مصرف کپسول رزماری در کاهش طول مدت درد دیسمنوره اولیه موثر است و می توان از این گیاه به عنوان یک روش درمانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: دیسمنوره، رزماری، مفنامیک اسید
  • سیده زهرا مستجابی، ناهید جهانی شوراب *، معصومه کردی، حبیب الله اسماعیلی، محسن نعمتی صفحات 82-90
    مقدمه
    چاقی قبل از بارداری مادر، یک عامل خطر مستقل جهت پیامدهای سوء بارداری محسوب می شود. افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت نسبت به این پیامدها، اولین گام جهت ارتقای رفتارهای پیشگیرانه در این افراد می باشد. مدل فرآیند موازی توسعه یافته در پیشگیری از رفتارهای پرخطر بهداشتی از طریق افزایش آگاهی، حساسیت و خودکارآمدی افراد به عنوان مدلی موفق شناخته شده است، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش سنتی (چهره به چهره) و آموزش مبتنی بر مدل فرآیند موازی توسعه یافته بر آگاهی از عوارض چاقی قبل بارداری در زنان با شاخص توده بدنی بالا انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی با نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی در سال 1394 بر روی 60 نفر از زنان مراجعه کننده به دو مرکز بهداشت شهر مشهد جهت مشاوره قبل بارداری انجام شد. برای گروه آزمون دو جلسه آموزشی مبتنی بر مدل توسط محقق انجام شد و گروه کنترل نیز توسط مراقبین سلامت آموزش مرسوم (چهره به چهره) را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازه های مدل و آگاهی زنان از خطرات وزن بالا قبل از بارداری بود که قبل مداخله، 2 و 4 هفته بعد از مداخله تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های آماری تی مستقل، کای دو، من ویتنی و آنالیز واریانس با داده های تکراری انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره آگاهی در قبل از مداخله بین دو گروه اختلاف معنی داری نداشت (05/0p) و 4 هفته بعد از مداخله (001/0>p) مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    آموزش مبتنی بر مدل فرآیند موازی توسعه یافته می تواند در ارتقای آگاهی زنان با شاخص توده بدنی بالا موفق تر از روش مرسوم (چهره به چهره) عمل کند.
    کلیدواژگان: آگاهی، آموزش، چاقی، قبل بارداری مدل فرآیند موازی توسعه یافته
  • مریم سلطانی، صدیقه اظهری *، علی خورسند وکیل زاده، فاطمه تارا، سید رضا مظلوم صفحات 91-100
    مقدمه
    آتونی رحم، شایع ترین علت خونریزی زایمانی است و انقباض مناسب رحم همراه با درد می باشد. طب فشاری منجر به تحریک عملکردهای فیزیولوژیک کانال ها شده و در برخی بیماری ها با اداره علائم و نیز با افزایش جریان انرژی باعث تعادل در عملکرد داخلی بدن می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر طب فشاری بر تون رحم و دردهای بعد از زایمان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در سال 1394 بر روی 114 مادر با زایمان طبیعی در بیمارستان ام البنین (س) انجام شد. مادران به صورت تخصیص تصادفی به 3 گروه طب فشاری اصلی و شم (نقاط نابجا) و کنترل تقسیم شدند. در گروه طب فشاری اصلی، بعد از تولد نوزاد و قبل از خروج جفت، فشاری به مدت 2 دقیقه بر روی نقاط سی وی 6 و 4 و در گروه طب فشاری شم، فشار کمتر روی دو نقطه نابجا اعمال گردید. گروه کنترل مداخله ای نداشتند. تون رحم بلافاصله بعد از خروج جفت و همزمان با پس درد با مقیاس سنجش دیداری، 1 و 2 ساعت بعد از تولد توسط کمک پژوهشگر اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های کروسکال والیس، آنالیز واریانس و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تون رحم کاملا منقبض در گروه طب فشاری اصلی در سه بار بررسی بلافاصله بعد از خروج جفت، در ساعت اول و ساعت دوم به ترتیب 5/89، 8/86، 8/86؛ در گروه طب فشاری شم 8/86، 2/84، 5/89 و در گروه کنترل 6/81، 3/76 و 9/78 بود و علی رغم اینکه در گروه اصلی نسبت به گروه کنترل بیشتر بود، ولی بر اساس آزمون کروسکال والیس در سه گروه تفاوت معنی داری نداشت (05/0
    نتیجه گیری
    انجام طب فشاری بر نقاط اصلی بر تون و درد 1 و 2 ساعت پس از زایمان تاثیری ندارد، ولی در خصوص اثر آن در طول زمان مورد نظر برای پس درد و تاثیر بر تون، انجام مطالعات بیشتر ضروری است.
    کلیدواژگان: پس درد، تون رحم، زایمان، طب فشاری
  • نرمین قادرپناه، حمیده محدثی*، داود وهاب زاده، حمیدرضا خلخالی صفحات 101-114
    مقدمه
    اضافه وزن و چاقی، یک چالش قابل توجه برای مراقبت دوران بارداری می باشد. حدود 50% از زنان با شاخص توده بدنی بالای 25 کیلوگرم بر متر مربع باردار می شوند که می تواند با افزایش خطر بارداری همراه باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مدل 5آ بر تغییر رفتار فعالیت فیزیکی در زنان باردار دارای اضافه وزن انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 95-1394 بر روی 120 زن باردار با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی ارومیه انجام شد. گروه کنترل مراقبت های معمول را دریافت و گروه مداخله آموزش چهره به چهره فعالیت فیزیکی بر اساس مدل خودمدیریتی 5آ را دریافت کرد. این مطالعه طی 3 ماه در قالب 5 مرحله سوال، ارزیابی، راهنمایی، توافق، کمک و پیگیری به اجرا درآمد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه فعالیت فیزیکی در بارداری انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS (نسخه 21) و آزمون های تی مستقل، کای دو و آنالیز کواریانس انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    متوسط سطح کل فعالیت فیزیکی در گروه کنترل در شروع و پایان مداخله 89/38±30/74 و 67/25±37/60 و در گروه مداخله 70/15±32/88 و 14/35±30/117 مت بر دقیقه بود. در پایان مداخله اختلاف دو گروه بر اساس الگوی فعالیت فیزیکی و میزان وزن گیری معنی دار بود. متوسط فعالیت فیزیکی بین دو گروه در پایان مداخله تفاوت معنی داری داشت (001/0>p). آنالیز کوواریانس، تفاوت آماری معنی داری را بین دو گروه بر اساس فعالیت فیزیکی کل و تغییرات وزن پس از تعدیل متغیرهای مخدوشگر نشان داد (001/0>p).
    نتیجه گیری
    مداخله خودمدیریتی بر اساس مدل 5آ می تواند نقش موثری در تغییر رفتار زنان باردار داشته باشد و منجر به ایجاد انگیزه، تغییر نگرش و رفتار آنان شده و به آنها کمک می کند برای بهبود وزن گیری طبق دستورالعمل و به دست آوردن وزن مناسب در بارداری، رفتار و سبک زندگی خود را مدیریت کنند.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، فعالیت فیزیکی، مدل خودمدیریتی 5آ، وزن گیری دوران بارداری
|
  • Minoo Yaghmaei, Mozhgan Mokhtari *, Azadeh Tamizi, Mehdi Mohammadi Pages 1-7
    Introduction
    There is controversy about indwelling urinary catheter and the ideal time to remove it after cesarean delivery in different treatment centers. This study was performed with aim to determine the outcomes of urinary catheter removal 6 and 12-24 hours after cesarean delivery.
    Methods
    This randomized controlled trial was performed on 220 women who were candidate for cesarean delivery in Zahedan in 2014. Participants were randomly allocated to 2 groups (n=110 in each group) of removal of urinary catheter 6 hours and removal during 12-24 hours after cesarean delivery. The two groups were evaluated for postoperative outcome, length of hospital stay, possible complications and patient's satisfaction. Data were analyzed by SPSS software (version 18) and Chi -squared and T-tests. P
    Results
    There was no significant difference between two groups in terms of demographic characteristics and operation variables. In early removal group, time of first urination (p
    Conclusion
    Removal of urinary catheter 6 hours after cesarean section has better outcomes than removal of it 12-24 hours after operation.
    Keywords: cesarean section, Outcome assessment, Urinary catheter
  • Mohammad Tajfrd, Mohammad Vahedian Shahroudi, Habibollah Esmaily, Nasrin Alizadeh, Zahra Hoseini Khabooshan * Pages 8-15
    Introduction
    Poor eating habits are the cause of 20% cancers in developing countries. Proper nutrition, not smoking and regular physical activity are the main components of prevention of chronic diseases. Therefore, attention to proper nutrition is necessary. This study was performed with aim to evaluate determinants of proper nutrition behaviors in women.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 365 women aged 18-60 years old at Bojnord in 2016. Data were collected using health promotion model questionnaire. The collected data included individual characteristics, perceived self-efficacy, emotions, perceived benefits, perceived barriers, interpersonal influencers, status influencers, commitment to action plans, and behaviors outcomes. Data were analyzed using SPSS software (version 24) and Independent t, Chi-square, Correlation coefficient, One-way ANOVA, Spearman correlation and linear regression tests. P
    Results
    Proper nutrition behaviors in women were significantly associated with the factors such as education (p = 0.04), marital status (p = 0.03) and income level (p
    Conclusion
    The present study showed the effectiveness of health promotion model in predicting proper nutrition behaviors in women, thus, this model can be used as a framework for designing educational interventions.
    Keywords: Health promotion model, Nutrition, Perceived barriers, Perceived benefits, Self-efficacy
  • Parvin Abedi, Masoumeh Jafarzadeh *, Zahra Abbaspoor, Pari Bastami, Mohammad Hosein Haghighizadeh, Maryam Hassani Pages 16-23
    Introduction
    Society health is dependent on providing women’s health, economic and cultural needs. Menopause is a women’s period of life which has a particular importance in reproductive health and appropriate educational program is needed to improve their sexual satisfaction. Therefore this study was performed with aim compare the effect of individual and group education on sexual satisfaction in postmenopausal women.
    Methods
    This randomized clinical trial was performed on 60 postmenopausal women in Andimeshk from 2014-2014. The subjects were placed in 2 groups with 30 members as individual and group education. Individual education program was implemented in 4 educational sessions for 60 minutes (once a week) as individually and group education program in 4 educational sessions for an hour (once a week) in 10 members groups for a month. Sexual satisfaction questionnaire was completed by both groups, one and four weeks after the end of the educations. Data were analyzed by SPSS software (version 21), using independent t-Test, Mann-Whitney Test, Repeated measures analysis, Friedman Test and Chi-square test. P
    Results
    4 weeks after intervention, the mean score of sexual satisfaction was significantly different in the women of group and individual education (p
    Conclusion
    With regard to the increase of sexual satisfaction in group education compared to individual education, it is recommended that group education method be used for improving the women’s quality of sexual life in menopausal period.
    Keywords: menopause, Sexual education, Sexual satisfaction
  • Zohre Amirkhani, Mohammad Ali Azarbayjani, Maghsoud Peeri, Hasan Matin Homaei * Pages 24-32
    Introduction
    According to the relationship between the lifestyle, health and non-transmitted diseases, changing the pattern of lifestyle can have positive effects on health. However, the effect of lifestyle and the incidence of diseases caused by obesity and its related disorders are not well known. Therefore, this study was performed with aim to evaluate the effect of combining resistance training and curcumin usage on lipid profile in inactive overweight and obese women.
    Methods
    This randomized clinical trial was performed at second semester of the academic year of 2013-2014 on 40 students (from the Islamic Azad University of Mashhad) of inactive women at age range of 20-35 years and healthy with cholesterol close to the risk domain and BMI: 28-32 kg/m2. The subjects were randomly divided into four groups of 10 cases: control, training-placebo, curcumin, and training-placebo. The group of curcumin consumed 80 mg Nano-micelles curcumin/day for 8 weeks. The training groups also performed resistance training three sessions per week for a total of eight weeks. Data on lipid profile were collected using blood tests. Data were analyzed using SPSS software (version 18), and variance analysis, Kruskal-Wallis, Covariance analysis and Scheffe test. P
    Results
    After eight weeks of exercise, serum concentration of triglycerides significantly decreased in the group of training in combination with curcumin compared to the curcumin group (p =0.027) with group. No significant difference was observed in the concentration of VLDL-c (P= 0.389), HDL-c, (p=0.205), LDL-c (p=0.503) and cholesterol (p=0.335) after combining resistance exercise and using curcumin.
    Conclusion
    Resistance training and curcumin do not reinforce each other's effect on reducing lipid profile. The response of lipid profile to training and curcumin was not similar. According to this, both training and consumption curcumin and their combination on some lipid profile indicators had a desirable effect, recommended that overweight girls use preventive measures for each of these interventions.
    Keywords: Curcumin, Inactive women, Lipid profile, Resistance training
  • Seyed Hamid Hosseini, Rezvan Rajabzadeh, Halimeh Nosrati, Fateme Naseri, Mahdi Toroski, Hamidreza Mohaddes Hakkak, Mohammad Hossein Ayati * Pages 33-40
    Introduction
    Pregnant women use medicinal herbs for different reasons, and there is a belief that medicinal herbs are safe and without side effects, while medicinal herbs have side effects or drug interactions for the mother. Therefore, this study was performed with aim to evaluate the prevalence of medicinal herbs consumption in pregnant women referring to Bojnurd health care centers.
    Methods
    This descriptive-analytical study was conducted on 350 pregnant women referring to Bojnurd health care centers in 2015. Data about the type of herbs, the cause of consumption, knowledge and practice of people about the use of herbs were collected by a questionnaire. Data was analyzed SPSS software (version 20) and t-test and Chi-square test. P
    Results
    222 (63.40%) of pregnant women had used medicinal herbs. The most common reason was common cold and the most used medicinal herbal was mint. 117 (53.40%) of the participants had obtained the information from the family and 139 (62.90%) had provided the medicinal herbs from the medicinal herb shops (Attari). There was a statistically significant relationship between the use of medicinal herbs and husband's occupation and education (p
    Conclusion
    Due to the high consumption rate of medicinal herbs by pregnant women in Bojnurd, and also the fact that this area is rich in medicinal herbs; it is necessary that pregnant women be more trained and aware about medicinal herbs by Health care providers.
    Keywords: Medicine herbal, pregnancy, Pregnant Women
  • Parvin Golzareh, Roja Rahimi, Fatemeh Rahimikian *, Reza Bekhradi, Abbas Mehran Pages 41-48
    Introduction
    Menopause symptoms can have harmful effects on women's life and affect their quality of life. Most of post-menopausal women have turned to complementary medicine therapies such as herbal therapy and the use of phytoestrogens for compatibility with menopausal symptoms. This study was performed with aim to assess the effect of fennel as a phytoestrogen in treatment of menopausal physical symptoms.
    Methods
    This clinical randomized trial was performed in 2016 on 90 post-menopause women aged 45-60 years in Tehran. The subjects were randomly assigned to two groups of fennel and placebo. Women in fennel group received 8 weeks of treatment with daily two 100mg fennel soft capsules and in placebo group with two 100 mg sun flower oil capsules. The menopausal physical symptoms were measured by the physical part of Menopause Rating Scale (MRS) questionnaire. Data were analyzed by SPSS software (version 14) and Independent t-test and Paired t-test. P
    Results
    The two groups were similar in menopausal physical symptoms before the intervention. But, after 8 weeks of the intervention, Independent t-test showed that menopausal physical symptoms after the intervention were significantly decreased compared to before the intervention (P0.05).
    Conclusion
    Fennel is effective in reducing menopausal physical symptoms without any serious side effect. More researches are needed to definite the results of this study.
    Keywords: Fennel, menopause, Physical symptoms
  • Fatemeh Khanbarari, Mahmoud Vakili, Morteza Samadi * Pages 49-55
    Introduction
    Recurrent Pregnancy Loss (RPL) is determined as the loss of more than two consecutive pregnancies. Several factors are involved in causing RPL. Any disorder in function of immune system leads to fetus rejection. Lymphoid-Tyrosine-Phosphatase (LYP) which is encoded by PTPN22 gene plays a pivotal role in regulation of immune responses; recently, the polymorphism of rs2488457 which is located in the promoter region of the PTPN22 gene has been discovered. This polymorphism is able to disrupt the balance of immune system by changing the PTPN22 gene expression. Since retaining the balance of immune system is of particular importance for successful pregnancy, this study was performed with aim to compare the frequency of rs2488457 polymorphism between RPL patients and normal women.
    Methods
    This case-control study has been conducted in 2015 on 200 recurrent pregnancy loss (RPL) patients and 200 normal individuals resorting to the infertility center of Yazd. The PCR-RFLF procedure was carried out to investigate the genotypes and the Chi-squared test was performed to inspect the rs2488457 variant frequency. The SPSS version 19 and chi-squared test were used to analyze the obtained data. p
    Results
    The frequency of rs2488457 polymorphism was higher in RPL patients than normal women, but the difference was not statistically significant (P=0.162).
    Conclusions
    The rs2488457 polymorphism is not related to RPL.
    Keywords: Recurrent Pregnancy Loss (RPL), Lyp, PTPN22
  • Elham Azarafra, Sare Behzadipour *, Saeed Gholamzadeh Pages 56-63
    Introduction
    Sexual satisfaction is a human physiological need which should be considered in transgendered people with Gender Dysphoria. This study was performed with aim to compare sexual satisfaction between those applied for sex reassignment and sex reassigned ones among clients of Fars Forensic Medicine Organization.
    Methods
    This descriptive comparative study was performed on 70 patients with gender identity disorder who were operated or not operated in Fars Province from 2011-2014. Data collection tool was Larson Sexual Satisfaction Questionnaire. Data was analyzed by SPSS software (version 21) and one-way covariance analysis test. P
    Results
    The results of the statistical test indicated that the mean score of sexual satisfaction among sex reassigned group (88.02 ± 9.81) was significantly higher than those applied for sex reassignment (76.08±10.53) (P=0.001). According to the results of one-way analysis of covariance, there was a significant difference between two groups in terms of mean score of sexual satisfaction (P=0.001). Furthermore, the results indicated that interaction of gender, age, education, job, father and mother's job with independent variable had no significant effect on the dependent variable of sexual satisfaction.
    Conclusion
    Those applying for sex reassignment after carrying out sex change, gain sexual identity stability and more favorable conditions are provided to enjoy sexual behaviors. So, professional education and consultation by psychologists and psychiatrics seems to be very necessary for these people.
    Keywords: Forensic Medicine, Sexual identity, Sexual satisfaction
  • Soghra Nikoomazhab, Mohammad Reza Haghdoust, Azam Honarmandpour * Pages 64-73
    Introduction
    Since there are relationship between omega-3 and depressed mood in different studies, and Evening primrose oil is rich of omega, this study was performed with aim to evaluate the effect of evening primrose oil on duration of postpartum blues among primiparous women.
    Methods
    This double-blind randomized controlled trial was conducted in 2012-2013 on 132 primiparous women referred to health centers of Ahvaz. The subjects were randomly divided into two groups of 66 cases to receive a daily dose of 1 gr of evening primrose oil capsule (intervention group) or similar oral gelatin capsule (control group) from the beginning of the 37th weeks of pregnancy up to two weeks postpartum. The samples were assessed by Edinburg standard test on days 4, 10 and 14th postpartum. Data were analyzed using SPSS software (version 20), and statistical tests of independent t, Chi-square and repeated measures analysis tests. P
    Results
    There was statistically significant difference between two groups regarding the duration of postpartum blues, so that the duration of postpartum blues in the intervention group was less than the placebo group (p=0.004). The mean of score Edinburgh test in the intervention group was significantly less compared to the control group on the 4th day (p = 0.0001), 10th day (p = 0.001) and 14th day postpartum (p = 0.08).
    Conclusion
    The use of evening primrose oil is effective in reducing the duration of postpartum blues.
    Keywords: Evening primrose oil, postpartum, Primiparous, Women
  • Fahimeh Tahoonian Golkhatmy, Zahra Abedian *, Seyed Ahmad Emami, Habibollah Esmaily Pages 74-81
    Introduction
    Primary dysmenorrhea is one of the most common problems of women that its treatment is using non-steroidal anti-inflammatory drugs, but due to many complications are not acceptable. Considering analgesic and anti-inflammatory properties of rosemary, this study was performed with aim to compare the effects of rosemary and Mefenamic Acid capsules on the duration of primary dysmenorrhea.
    Methods
    This double-blind clinical trial was performed on 90 students with primary dysmenorrhea in the School of Medicine, Islamic Azad University of Mashhad in 2016. To assess the pain intensity, VAS and duration of pain based on minutes were used. Research units were randomly assigned into two groups of 45 cases. One group received rosemary capsules 250 mg and the other group 250 mg Mefenamic Acid capsules during two cycles at first three days of menstruation every 8 hours. Data was analyzed by SPSS software (version 24) and Wilcoxon test, Mann-Whitney statistical tests. P
    Results
    Mean duration of pain in rosemary group in the control cycle from 131.49±18.52 minutes decreased to 95.83±18.43 and 83.76±10.33 minutes, respectively in the first and second cycle of the intervention, and in Mefenamic Acid group in the control cycle from 182.12±28.59 minutes decreased to 140./16±30.07 and 130.04±26.44 minutes, respectively in the first and second cycle of the intervention. There was no significant difference between the two groups in the first and second cycles of intervention (p >0.05).
    Conclusion
    Rosemary capsule is effective in reducing the duration of pain in primary dysmenorrhea and this plant can be used as a treatment method.
    Keywords: Dysmenorrhea, Mefenamic Acid, Rosemary
  • Seyade Zahra Mostajabi, Nahid Jahani Shourab *, Masoume Kordi, Habibollah Esmaeli, Mohsen Nematy Pages 82-90
    Introduction
    Pre-pregnancy obesity is an independent risk factor for adverse consequences of pregnancy. Increased awareness and sensitivity toward these consequences is the first step to promote preventive behaviors in this population. Extended parallel process model (EPPM) is known as a successful model in the prevention of health risky behaviors through raising awareness, sensitivity and self-efficacy of the people. Therefore, this study was performed with aim to compare traditional training (face to face) with Extended parallel process model (EPPM)-based Training on knowledge of obesity complications before pregnancy in women with high BMI.
    Methods
    This randomized clinical trial was performed with Multi-stage random sampling on 60 women referred to two health centers in Mashhad for pre-pregnancy counseling in 2015. For the experimental group, two training sessions were done by the researcher based on the model, and the control group received traditional training (face to face) by health care providers. Data collection tool was the questionnaire of concepts of model and knowledge of women from the risk of high weight before pregnancy which were completed before, two and four weeks after the intervention. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and Independent T-test, Chi-square, Mann-Whitney and ANOVA with repeated data were used. P
    Results
    Before the intervention, there was no significant difference between the two groups in the mean score of knowledge (P>0.05). But after the intervention, significant increase was observed in the mean score of knowledge in the experimental group compared to the control group after two weeks (P
    Conclusion
    Extended parallel process model-based training can act more successful than traditional training (face to face) in promoting the knowledge of women with high body mass index.
    Keywords: Extended parallel process model, Knowledge, Obesity, Pre-pregnancy, Training
  • Maryam Soltani, Sedigheh Azhari *, Ali Khorsand Vakilzadeh, Fatemeh Tara, Seyed Reza Mazloum Pages 91-100
    Introduction
    Uterine Atony is the most common cause of postpartum bleeding and uterus contraction is associated with pain. Acupressure stimulates physiological functions of channels and in certain disease by management of symptoms and increasing the flow of energy causes balance in the inner function of the body. This study was performed with aim to assess the effect of acupressure on uterine tone and pain after delivery
    Methods
    This randomized double-blind clinical trial was performed in 2015 on 114 mothers with NVD in Omolbanin hospital. The subjects were randomly allocated into three groups of main acupressure, sham (placebo point), and control. In the main acupressure group, after newborn delivery and before placenta expulsion, 2 minutes pressure was applied on points CV6 and 4, and in sham acupressure group, less pressure was applied on 2 placebo points. There was no intervention in control group. The Research Assistant measured uterine tone using VAS immediately after placenta expulsion and during afterpain, at 1 and 2 hours after birth. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and Kruskal-Wallis, Variance analysis, and Chi-square tests. P
    Results
    Contracted uterine tone in the main acupressure group, right after placenta expulsion and at 1 and 2 hours post-delivery was %89.5, %86.8 and %86.8, respectively, and in sham acupressure group was %86.8, %84.2 and %89.5, respectively, and in control group was %81.6, %76.3 and %78.8, respectively. Despite it was more in the main group than the control group, but Kruskal-Wallis Test showed no significant difference in the three groups (P>0.05). Mean score of pain severity at 1 and 2 hours post-delivery in the main acupressure group was 8.9±17.5 and 4.6±11.9, respectively, and in sham acupressure group was 2.5±15.9 and 5.3±13.9, respectively, and in control group was 9.8±19.2 and 7.6±17.4. Despite that it was less in the main group than in the control group, Kruskal-Wallis Test showed no significant difference in the three groups (P>0.05).
    Conclusion
    Acupressure on main points has no effect on the uterine tone and pain at 1 and 2 hours post-delivery, but performing further studies are necessary to determine its effect on the tone and pain during the period under consideration.
    Keywords: Acupressure, delivery, Uterine tone, Afterpain
  • Narmin Ghaderpanah, Hamideh Mohaddesi *, Davood Vahabzadeh, Hamidreza Khalkhali Pages 101-114
    Introduction
    Overweight and obesity are considerable challenge for pregnancy care. About 50% of women enter pregnancy with BMI above than 25kg/m2 that can be associated with increased risk in pregnancy. This study was performed with aim to determine the effect of 5A model on behavior change of physical activity in overweight pregnant women.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 120 overweight pregnant women referred to health centers of Urmia during 2015-2016. The control group received routine prenatal care, and intervention group received a face to face training program regarding physical activity based on self-management 5A model. This study was performed during 3 months in 5 steps of question, assessment, guidance, agreement, help, and follow-up. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and independent t, Chi-square, and covariance analysis tests. P
    Results
    The mean of total physical activity level in the control group at the start and the end of the intervention was 74.30 ± 38.89 and 60.37 ± 25.67 MET / min, respectively and in the intervention group was 88.32 ± 15.70 and 35.3 ± 117.30 ±35.14 MET / min, respectively. At the end of intervention, the difference of two groups in terms of physical activity and weight gain was significant. The mean of physical activity at the end of intervention was significantly different after the intervention (P
    Conclusion
    The self-management intervention based on 5A model has an effective role in the changing of pregnant women's behavior and can lead to create motivation, attitude and behavioral modifications. Also it can help them to improve their weight gain according to guidelines through of managing their behavior and life style.
    Keywords: Overweight, Physical activity, Pregnancy weight gain, Self-management 5A model