فهرست مطالب

  • پیاپی 43 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علی عباس کمری *، عباس الهیاری، علیرضا مرادی، پرویز آزاد فلاح صفحات 1-33
    پژوهش حاضر درصدد تدوین و اثربخشی مدل نظری سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان در جامعه ایرانی بوده است. از این منظر پس از واکاوی سوابق نظری و تجربی مرتبط با موضوع تحقیق از روش تلفیقی کیفی با استفاده از روش «نظریه داده بنیاد» و طرح نظام مند اشتراوس و کوربین[1] و کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. با توجه به راهبرد احصاء شده در مدل سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان یعنی آموزش مهارت های زندگی، بر مبنای این رویکرد، بسته ای آموزشی طراحی شد که به مدت یازده جلسه می توانست به سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان کمک کرده و به بهبود کیفیت سبک زندگی آنان منجر شود. برای آزمون این بسته دست به آزمایشی زده شد که طی آن از 40 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند؛ استفاده شد و آنان به دو گروه 20 نفری کنترل و آزمایشی تقسیم شدند و به آنان، پرسشنامه ای محقق ساخته برای سنجش وضعیت سبک زندگی داده شد که به عنوان پیش آزمون تلقی می شود، سپس برای گروه آزمایشی یازده جلسه آموزش مهارت های زندگی اجرا شد. برای آزمون فرضیه بخش کمی پژوهش، با استفاده از نمره کل سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان و از طریق تحلیل کواریانس معلوم شد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در میزان سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان تفاوت معنادار وجود دارد؛ بنابراین مدل احصاء شده سالم زیستی سبک زندگی دانشجویان ایرانی از اثربخشی لازم برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: سالم زیستی سبک زندگی، عامل جسمانی، عامل معنوی، عامل روان شناختی، عامل اجتماعی
  • مسعود غلامعلی لواسانی، هیمن خضری آذر، مهسا صالحی نجفی *، اسدالله مالکی صفحات 35-58
    هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط بین نیازهای اساسی روان شناختی، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس انگلیسی به روش الگویابی معادلات ساختاری بود. بدین منظور، 423 نفر از دانش آموزان سال دوم و سوم دوره متوسطه شهر ابهر (127 پسر و 296 دختر) با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شده و به پرسشنامه نیازهای اساسی روان شناختی ایلاردی و همکاران (1993)؛ انگیزش تحصیلی والرند و همکاران (1989) و درگیری تحصیلی آسور، کاپلان و روث (2002) پاسخ دادند. یافته های به دست آمده با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که برآورده شدن نیازهای اساسی روان شناختی، اثر مستقیم مثبت و معناداری بر انگیزش درونی، تنظیم درون فکنی شده و تنظیم همانند شده دارد، اثر مستقیم نیازهای اساسی روان شناختی بر روی بی انگیزگی، منفی و معنادار؛ اما تاثیر آن بر انگیزش بیرونی معنادار نبود. همچنین نتایج نشان داد که رابطه برآورده شدن نیازهای اساسی روان شناختی و درگیری تحصیلی از طریق انگیزش تحصیلی میانجی گری شد. اثر مستقیم انگیزش درونی و تنظیم همانند شده بر درگیری، مثبت و معنادار و اثر بی انگیزگی، منفی و معنادار بود؛ اما اثر تنظیم درون فکنی شده و بیرونی بر درگیری معنادار نبود. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که نیازهای اساسی روان شناختی با واسطه گری انگیزش تحصیلی بر درگیری در درس انگلیسی تاثیر دارند.
    کلیدواژگان: انگیزش درونی، انگیزش بیرونی، تنظیم درون فکنی شده، تنظیم همانند شده، نیازهای اساسی روان شناختی
  • عباس عباس پور، حمید رحیمیان، علی دلاور، سعید غیاثی ندوشن، فخرالسادات هاشمیان صفحات 59-73
    به منظور توسعه شایستگی مدیران شرکت ملی گاز ایران و تدوین الگوی مطلوب، این پژوهش به روش ترکیبی اکتشافی انجام شد. باتحلیل داده ها 7 مولفه اصلی درقالب الگوی مفهومی پژوهش منعکس گردید. برمبنای یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل های مرحله کیفی، پرسشنامه پژوهش طراحی وروایی این پرسشنامه با استفاده از نظر صاحب نظران (74%) و پاپایی آن ازطریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (89%) محاسبه ودر نمونه آماری 160 نفر از مدیران شرکت ملی گاز ایران که به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شده بودند، اجرا و داده های کمی پژوهش گردآوری شد. نتایج تجزیه وتحلیل داده های کمی نشان می دهد وضعیت کلی شایستگی مدیران در شرکت ملی گاز ایران بالاتر از میانگین و نسبتا مطلوب بوده و همچنین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان می دهد که مولفه های هفت گانه شناسایی شده دارای بار عاملی کافی جهت پیش بینی شایستگی مدیران شرکت ملی گاز ایران می باشد، لکن در بین مولفه های تشکیل دهنده شایستگی تحلیل گری مولفه رویکرد استراتژیک با بار عاملی 16/0 و025/0R2= دارای سطح معناداری 35/0 بودودر بعد شایستگی ذهنی مولفه حل مساله وتصمیم گیری با بارعاملی 19/0 و04/0R2= دارای سطح معناداری 21/0 بودکه از مدل کلی حذف شدند؛ لذا با به کارگیری الگوی مطلوب شایستگی مدیران، برنامه های آموزشی متناسب در جهت ارتقاء شایستگی های مدیران برنامه ریزی شده، تا افزایش مهارت ها و شایستگی های مدیران تضمین و مزیت رقابتی پایدار برای سازمان محقق گردد.
    کلیدواژگان: الگوی شایستگی مدیران، توسعه شایستگی، شرکت ملی گاز ایران
  • زهرا محمدزاده *، ملوک خادمی اشکذری صفحات 75-99
    پژوهش حاضر، با هدف بهبود مهارت های اجتماعی از راه بازی های گروهی با کنترل هوش هیجانی مادران مورد بررسی قرار گرفت. در روش نیمه آزمایشی حاضر، با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، از طریق نمونه گیری تصادفی، از میان 100 کودک 6-5 ساله مهدکودک و مرکز پیش دبستانی واقع در منطقه 2 شهر تهران،30 کودک با مهارت های اجتماعی پایین، انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. هوش هیجانی مادران آن ها نیز سنجیده شد. برای، آموزش مهارت های اجتماعی، اعضای گروه آزمایش به مدت 10 جلسه در بازی های گروهی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه مهارت های اجتماعی محقق ساخته و پرسشنامه هوش هیجانی سیبریاشرینگ بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس، پردازش شدند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی از راه بازی های گروهی در کودکان پیش دبستانی بر بهبود مهارت های اجتماعی (01/0>p) آن ها موثر است. و آموزش مهارت های اجتماعی با کنترل هوش هیجانی مادران (05/0>p)بر بهبود مهارت های کودکان موثر نیست. همچنین، یافته های جانبی با استفاده از آزمون t دو گروه مستقل حاکی از آن بودند که دخترها در پس آزمون (05/0P <) در مقایسه با پسرها و کودکان 6 ساله در پس آزمون (05/0P <) در مقایسه با کودکان 5 ساله از مهارت های اجتماعی بیشتری برخوردارند. همچنین نتایج آزمون واریانس تک متغیره نشان داد تحصیلات مربی ها نیز تاثیری بر مهارت های اجتماعی کودکان ندارد. (در پیش آزمون 0911/0f=، در پس آزمون 035/1f=)
    کلیدواژگان: بازی های گروهی، مهارت های اجتماعی، هوش هیجانی
  • سمیه سیفی، صغری ابراهیمی قوام *، حسن عشایری، نور علی فرخی، فریبرز درتاج صفحات 101-118
    1روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی
    2مدیر گروه روانشناسی تربیتی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی
    3استاد علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران
    4دنشگاه علامه طباطبایی
    5دانشگاه علامه طباطبایی
    چکیده
    راه حل مشکلات تعلیم و تربیت کنونی، نیازمند رویکردی پیچیده تر وآگاهانه است که بخشی مهم به وسیله ی علم مغز، ذهن و تعلیم و تربیت (یادگیری سازگار با مغز) ارائه شده است. یادگیری سازگار با مغز بر چگونگی یادگیری طبیعی مغز تاکید دارد و به دنبال تغییر چارچوب، بر اساس ساختار و کارکرد واقعی مغز انسان برای ایجاد آموزش موثر است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مولفه های برنامه ریزی و حل مساله کارکردهای اجرایی دانش آموزان پایه چهارم دبستانی بود. این پژوهش با طرح گروه کنترل نابرابر، از طرح های نیمه آزمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دبستانی پسرانه غیر دولتی مدارس سلام در شهر تهران ( 7 مدرسه) در سال تحصیلی 95-94 بود و نمونه ی هدفمند به تعداد 38دانش آموز پایه چهارم از دو مدرسه سلام منطقه 5 تهران انتخاب شد. 50 ساعت آموزش سازگار با مغز برای معلم گروه آزمایش و 3 ماه آموزش دانش آموزان بر اساس طرح درس های سازگار با مغز برای دروس ریاضی، فارسی و علوم اجرا شد. با استفاده از ابزار آزمون برج لندن، داده های پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد و با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک راهه و چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که یادگیری سازگار با مغز بر افزایش مولفه های برنامه ریزی و حل مساله کارکردهای اجرایی موثر بوده است (416/0= اندازه اثر، 01/0>P، 94/24=F). این یافته ها، یادگیری و آموزش هوشمندانه و آگاهانه با توجه به مولفه ها و اصول یادگیری سازگار با مغز را بر توانایی برنامه‏ریزی و حل‏مساله تاکید می‏کند.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی، حل مساله، کارکردهای اجرایی، یادگیری سازگار با مغز
  • خدیجه حاجی حسینلو *، علی خالق خواه، عادل زاهدبابلان، مهدی معینی کیا صفحات 119-139
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی بر خودکارآمدی ریاضی و خودپنداره ی ریاضی دانش آموزان بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل در بین جامعه دانش آموزان دختر پایه ی اول متوسطه ی شهر اردبیل در سال تحصیلی 94-1393 انجام شد. 67 دانش آموز از دو کلاس یک مدرسه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که گروه آزمایش 34 نفر و گروه کنترل 33 نفر بودند. در گروه آزمایش از روش یادگیری مشارکتی با تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های پیشرفت و در گروه کنترل از روش سنتی سخنرانی استفاده شد. پیش آزمون قبل از اعمال متغیر مداخله و پس آزمون پس از اعمال آزمایشی انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خودکارآمدی ریاضی میدلتون و میگلی (1997) با ضریب پایایی 87/0 و پرسشنامه ی خودپنداره ی ریاضی مارش (1983) با ضریب پایایی 89/0 استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) به کمک نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد بین دو گروه ازلحاظ وجود متغیرهای خودکارآمدی ریاضی و خودپنداره ی ریاضی دانش آموزان تفاوت معنی دار وجود دارد؛ به عبارتی نتایج پژوهش حاضر نشان داد یادگیری مشارکتی به روش تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های پیشرفت، بر خودکارآمدی ریاضی و خودپنداره ی ریاضی دانش آموزان تاثیر معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: خودپنداره ی ریاضی، خودکارآمدی ریاضی، گروه های پیشرفت، یادگیری مشارکتی
  • منصور سلمانی، احمد خامسان، محمدرضا اسدی یونسی صفحات 141-169
    پژوهش های گذشته ارتباط بین باورهای انگیزشی با جوکلاس و تعلل ورزی را نشان داده اند. در پژوهش حاضر ضمن ارائه ی شاخص های روان سنجی پرسشنامه ی محیط یادگیری کلاس (جو کلاس)، نقش واسطه ای باورهای انگیزشی در رابطه ادراک از جو کلاس و تعلل ورزی دانشجویان بررسی شده است. 196 دانشجوی دانشگاه بیرجند به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و به مقیاس ارزیابی تعلل ورزی دانشجو (PASS)، پرسشنامه ی محیط یادگیری کلاس (CLE) و پرسشنامه ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل مسیر و رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد جو کلاس به طور غیرمستقیم از طریق باورهای انگیزشی بر تعلل ورزی تاثیر دارد. جو کلاس و باورهای انگیزشی 28 درصد از کل تغییرات تعلل ورزیرا تبیین می کنند. همچنین یافته ها نشان داد مولفه های اضطراب امتحان و خودکارآمدی از متغیر باورهای انگیزشی توان پیش بین معنادار تعلل ورزی را دارند. بر اساس این یافته ها، باورهای انگیزشی به عنوان واسطه ی ارتباط بین جو کلاس و تعلل ورزی نقش ایفا کرده و باید در تنظیم محیط یادگیری مدنظر باشد.
    کلیدواژگان: باورهای انگیزشی، تعلل ورزی، جو کلاس، محیط یادگیری کلاس
  • مرضیه قاسم، محمدرضا بلیاد صفحات 171-206
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیرسبک های یادگیری و به کارگیری نقشه های معنایی بر میزان پیشرفت توانایی تفکر انتقادی دانش آموزان دوره متوسطه و بهبود یادگیری واژگان زبان انگلیسی آنان انجام شد. به منظور تحقق این هدف، 123دانش آموز دختر پایه دوم رشته ریاضی و فیزیک از دبیرستان فرزانگان ناحیه 1 آموزش وپرورش کرج به طورتصادفی خوشه ایانتخاب شدند و به دو گروه همگن آزمایش و گواه تقسیم شدند. سپس، دانش آموزان به پرسشنامه های سبک های یادگیری (ابرین[1]، 1989) و تفکر انتقادی (هانی[2]، 2004) در دو بخش پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. همچنین، دانش آموزان به سوالات آزمون های واژگان و توانایی عمومی زبان انگلیسی در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند و نمرات آن ها محاسبه شد. طی 12 جلسه، واژگان کتاب درسی آن ها با به کارگیری نقشه های معنایی در گروه آزمایش به دانش آموزان آموزش داده شد. سپس، داده های به دست آمده مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج تحلیل های آماری، مشخص شد که سبک های یادگیری از نظر آماری تاثیر چشمگیری بر توانایی تفکر انتقادی دانش آموزان و پیشرفت یادگیری واژگان آنان در گروه آزمایش و گواه نداشتند (تحلیل انووا یک سویه)؛ امابه کارگیری نقشه های معنایی بر پیشرفت تفکر انتقادی دانش آموزان و یادگیری واژگان آنان در گروه آزمایش از نظر آماری تاثیرقابل توجهی داشت (آزمون تی- تست مستقل)؛درحالیکه در گروه گواه تغییر چشمگیری مشاهده نشد.پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی و همچنین کاربردها و محدودیت های پژوهش در پایان ارائه شده است.
    کلیدواژگان: سبک های یادگیری ادراکی، نقشه معنایی، تفکر انتقادی
  • محمدحسین خانی، عنایت الله زمانپور، سیده خدیجه مرادیان گیزه رود صفحات 207-221
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه امنیت در مدرسه با مشارکت فعال در آن صورت پذیرفت؛ بدین صورت که 322 نفر از کلیه دانش‏آموزان دبیرستان های دولتی در شهر ری با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای تصادفی انتخاب شدند و به مقیاس‏های اصلاح شده امنیت در مدرسه اسکیبا، سیمون، پترسون و فورد (2006) و مشارکت فعال وانگ، ویلت و اسکلتس (2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل همبستگی بنیادی و با استفاده از نرم افزارهای SPSS 18 و STATGRAPHICS 5.1 مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل کانونی سه مجموعه معنادار بین امنیت در مدرسه و مشارکت فعال در آن را نشان داد.براساس مجموعه اول، جو مدرسه و امنیت در یادگیری با یادگیری خودگردان، حس تعلق در مدرسه و استفاده از راهبردهای شناختی رابطه داشت و 43 درصد از واریانس آن‏ها را تبیین می‏کرد. براساس مجموعه دوم، جو مدرسه، عدم رفتارهای مجرمانه و امنیت سطح بالاتر، امنیت فردی و عدم اختلاف و خشونت با یادگیری خودگردان، استفاده از راهبرد شناختی، اشتیاق به یادگیری و حس تعلق به مدرسه رابطه داشت و 10 درصد از واریانس آن را تبیین می‏کرد؛ و بر اساس مجموعه سوم جو مدرسه، عدم رفتارهای مجرمانه و امنیت سطح بالاتر، ارتباطات در مدرسه و امنیت در یادگیری با یادگیری خودگردان، حس تعلق در مدرسه و استفاده از راهبردهای شناختی رابطه داشت و 5 درصد از واریانس آن را تبیین می‏کرد. در مجموع می توان نتیجه گرفت در مدارسی که مولفه های امنیت در مدرسه برقرار است و در سطح بالایی قرار دارد دانش آموزان مشارکت فعال بیشتری دارند. این نتیجه با در نظر گرفتن نظریه میدانی لوین، رویکرد بوم شناختی برنر و نظریه انسان شناسانه مازلو قابل تبیین است.
    کلیدواژگان: امنیت در مدرسه، تحلیل کانونی، مشارکت فعال در مدرسه، نوجوانان
|
  • Aliabbas Kamari *, Abbasali Allahyari, Alireza Moradi, Parviz Azadfalah Pages 1-33
    The present research was conducted to formulate the effectiveness of the theoretical model of students’ lifestyle wellness in Iranian society. From this point, after analyzing experimental and theoretical backgrounds of the subject, the mixed methods and grounded theory research of Strauss & Corbin and researcher’s own made questionnaire are inductively formed. With regard to the provided strategy in the wellness model of student’s lifestyle namely life skills education, an educational package approach is designed within which the students’ lifestyle wellness could be upgraded in a course of 11 sessions and ultimately to be known as a means for uplifting their lifestyle qualities. For testing the effectiveness of the package, 40 students of Tehran University have been selected and tested through systematic sampling, dividing them into two separated control and experiment groups and then distributed among them a researcher made questionnaire evaluating their lifestyle situation. And then, an 11 life skills education session is executed for the experiment group. For testing the quantitative section of the research, there was an accumulative point to students’ lifestyle wellness and then it has been obvious that through analysis of covariance there is a meaningful difference between control and experiment group. So, provided model have an effective role in Iranian student’s lifestyle wellness.
    Keywords: Lifestyle wellness, Physiological, Spiritual, Psychological, Sociological factors, Life skills education
  • Masoud Gholamali Lavasani, Hemin Khezriazar, Masoud Gholamali Lavasani *, Asadollah Pages 35-58
    This research was conducted to study the relationship among basic psychological needs, academic motivation and student's academic engagement (in English language) in Structural Equation Modeling method. Using stratified sampling, 423 (127 males and 296 females) secondary and junior students were selected to participate in the study. They replied to the basic psychological needs, academic motivation and academic engagement Questionnaires. Structural equation modeling revealed that basic psychological needs satisfaction exerted a direct, significant influence upon intrinsic motivation, Identified regulation, Interjected regulation and an indirect one upon academic engagement. In addition, basic psychological needs had a negative direct influence upon amotivation, while the direct influence of related on extrinsic motivation was not significant. Intrinsic motivation, Interjected regulation and Identified regulation had a positive direct influence upon academic engagement, while the direct influence of related on amotivation was negative and significant. Additionally, the direct influence of related on extrinsic and interjected regulation was not significant. In general, findings of this study suggested basic psychological needs had influence on student's English language engagement through the meditational effects of academic motivation.
    Keywords: Basic psychological needs, Identified regulation, Interjected regulation, Intrinsic motivation, Extrinsic motivation academic engagement
  • Abbas Abbaspour, Hamid Rahimian, Ali Delavar, Saeed Ghiasi Nodooshan, Fakhrossadat Hashemian Pages 59-73
    In order to develop competency of managers of National Iranian Gas Company and formulate the desirable pattern, this research was performed by exploratory combination method. Seven main components were reflected in the form of conceptual pattern by data analysis. Based on findings resulted from analysis of qualitative step, research’s questionnaire was designed and its validity was calculated using the comments of the experts (74%) and its reliability by calculating Cronbach's alpha coefficient and was performed in statistical sample of 160 managers of National Iranian Gas Company and qualitative data of research were collected. The results of analysis of quantitative data show that general competency status of managers in National Iranian Gas Company is above average and relatively favorable and also the results of confirmatory factor analysis show that seven identified components have sufficient factor load to predict the competency of managers of National Iranian Gas Company, but among the constituent components of competency, analyzing strategic approach with factor load of 16.0 and 0.025 has significance level of 0.35 and in mental competency dimension, problem solving and decision making component with factor load of 19.0 and 0.04 have significance level of 0.21 which are removed from general model. So, by using desirable pattern of competency of managers, training programs proportional to promoting competency of managers are planned so that increasing skills and competency of managers are guaranteed and sustainable competitive advantage will be accomplished for the organization.
    Keywords: Management Competency Model, Competency Development, NIGC (National Iranian Gas Company)
  • Zahra Mohammadzadeh, Moluk Khademi Ashkzari Pages 75-99
    This research was examined with the aim of improving social skills by using group games with the control of mothers’ emotional intelligence quotient (EQ). In this semi-experimental study, pretest-posttest randomized group design and random sampling, from 100 children between 6-5 years and pre-elementary center in Tehran, Region 2, 30 children with low social skills, were selected and placed randomly in two groups, test group (15 children) and control group (15 children). Their mothers’ emotional intelligence quotient (EQ) were evaluated too .The members of test group participated in group games designed by researcher to learn social skills. They participated in these games ten sessions, two times per week. The researcher utilized two different tools to evaluate social skills and emotional intelligence quotient (EQ). Schemes in this research were computed by covariance analysis statistic test. Research results showed that teaching social skills in pre-elementary children by using group games improves their skills effectively. (p0/05). Also, Lateral Results using independent t test were showed that who girls in post-test than boys (p
    Keywords: social skills, Group games, Emotional Intelligence Quotient
  • Somayeh Saifi, Soghra Ebrahimi Qavam *, Hasan Ashaeri, Noorali Farrokhi, Fariborz Dortaj Pages 101-118
    Current solution to the problems of education requires more sophisticated and smart approach by choosing that an important part of the (brain-compatible learning) is provided. Brain compatible learning considers how naturally learning take place. It seeks for changing the frame to make an effective teaching based on the structure and functions of human brain.The main objective of this study was to determine the effectiveness of brain compatible learning on the components of planning and problem solving of executive functions of 4th grade of elementary school. This study has been conducted with unequal control group design from quasi-experimental design. The statistical society consisted of all male students in Salam elementary private school of Tehran) 7 school) in 2015-2016 academic year, and the target sample chosen from 38 students of the 4th grade in Salam schools in the district 5. Fifty hours of brain compatible education for experimental teachers’ group and 3 months education were performed for students according to brain compatible lesson plans for mathematics, science and literature lessons. Pre-test and post-test data were collected by using Tower of London Test and they were analyzed by one way analysis of covariance, and multiway analysis of covariance (MANCOVA). Results showed that brain compatible learning has been effective on planning component of executive functions and also brain compatible learning has been effective on problem solving component of executive functions (F=24/94, P
    Keywords: Brain Compatible Learning, executive functions, Planning, Problem Solving
  • Mansour Salmani, Ahmad Khamesan, Mohammad Reza Asadi Younesi Pages 141-169
    The relationships between motivational beliefs with procrastination and class climate have been shown in previous studies. In this study, the psychometric properties of Classroom Learning Environment (CEL) Questionnaire were presented, and the mediating role of motivational beliefs in relationship between class climate and procrastination examined. 196 students of Birjand University were selected by cluster sampling. The research tools were Procrastination Assessment Scale (PASS Student Version), Motivated Strategies for Learning Questionnaire (MSLQ) and CLE Questionnaire. The data were analyzed by path analysis and multivariate regression. The findings showed that the class environment effected indirectly procrastination through motivational beliefs. Class atmosphere and motivational beliefs explained 28% of the procrastination variance. It also showed that the components of test anxiety and self-efficacy from motivational beliefs were predictive power of procrastination. According to these findings, motivational beliefs have a mediating role in relationship between the class climate and procrastination and should be considered in setting learning environment.
    Keywords: Class climate, Class learning environment, Motivational beliefs, Procrastination, Self-efficacy, Test anxiety
  • Marzieh Ghasem, Mohammdreza Belyad Pages 171-206
    The present study was carried out in order to investigate the impact of learning styles and applying semantic-mapping on the high school students’ critical thinking ability and English vocabulary learning improvement. To fulfill the purpose of the study, a sample of 123 female students studying Math and Physics were randomly selected from 4 educational districts of Karaj narrowed down to Farzanegan High school in the 1st educational district using accidental clustering sampling method. Then, they were divided into two homogenized experimental and control groups. The students completed the Critical Thinking Questionnaire (Honey, 2004) and Learning Style Questionnaire (O’Brien, 1989) in the pre- and post-test steps. They also were administered a general proficiency test of Nelson (A050) for the purpose of homogeneity, and a vocabulary test to ensure their illiteracy of them at the onset of the treatment. In addition, the same vocabulary test was taken as a post-test after 12 sessions of instruction and learning through semantic-mapping, as a vocabulary learning strategy. The data was collected. Based on the statistical analysis, the results showed the learning styles had no statistically significant impact on the students’ critical thinking ability and their vocabulary learning improvement (two-way, and ANOVA analyses) the first and second hypotheses of the study were confirmed. The third and fourth hypotheses were rejected as the results revealed that semantic-mapping had a statistically significant impact on the critical thinking ability and vocabulary learning improvement of the participants (independent T-tests). Then, some pedagogical and practical implications and suggestions for further research as well as limitations of the study are provided.
    Keywords: Cognitive Learning Styles, critical thinking, Semantic-maps
  • Mohammad Hossein Khani, Mohammad Hossein Khani, Seyede Khadije Moradianie Geizeh Rod Pages 207-221
    The purpose of this study was to investigate the relationships between school safety and school engagement. The population is taken from students of the public high school of Rey, Tehran. The total numbers of the participants are 322 which were selected by the random cluster sampling method. School safety was measured using the Revised School safety Questionnaire (Skiba, Simmons, Peterson& Forde, 2006). School engagement was measured using the Revised School engagement Scale (Wang, Willett & Eccles 2011). The SPSS 18 and STATGRAPHICS 5.1 were used to conduct a canonical correlation analysis. Results from the canonical correlation model revealed that there is 3 significant set between school safety and school engagement. According to the first set, school climate and learning safety support shared 0/43 of the variance with self-regulated learning, belonging to school and using cognitive strategy .According to the second set, school climate, absence of delinquency, personal safety, and absence of incivility support shared 0/10 of the variance with self-regulated learning, belonging to school, using cognitive strategy, and passion to learn. According to the third set, school climate, absence of delinquency, connection, learning safety support shared 0.05 of the variance with self-regulated learning, belonging to school, and using cognitive strategy. In sum, in schools which we can see more safety, we can see more engagement. This result can be explained through Lewin's Field Theory, ecological perspective of Brenner, and Maslow's hierarchy of needs.
    Keywords: School Safety, School Engagement, Canonical Correlation, Adolescents