فهرست مطالب

اسلام و مطالعات اجتماعی - سال پنجم شماره 1 (تابستان 1396)
  • سال پنجم شماره 1 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • بتول ملاشفیعی، سیدکاظم سیدباقری، حسین علوی مهر صفحات 6-30
    عدالت و آزادی از دغدغه های همیشگی بشری در حیات سیاسی- اجتماعی بوده است. با توجه به آن که گاه پنداشته می شود که میان آن دو، تقابل یا چالش است، فهم و بررسی رابطه آنها اهمیت بسیار دارد. هدف مقاله، پاسخ به این پرسش است که با توجه به آیات و منطق قرآن کریم، چه رابطه ای میان عدالت اجتماعی و آزادی وجود دارد. برای پاسخ، بر این امر تاکید شده است که با در نظرگرفتن مفهوم محوری احقاق حق در عدالت اجتماعی و با فراگیر شدن آن در جامعه، افراد به حقوق شایسته و بایسته خویش، دست می یابند و یکی از بزرگ ترین آن حقوق، آزادی است که با حضور عدالت، استیفا می شود. این نسبت را می توان با توجه به سخن الهی، در مصادیقی مانند رهایی از حاکمیت طاغوت و استثمار، اجرای احکام و دستورات الهی، محوریت قانون الهی، شورا، امر به معروف و نهی از منکر، رصد و پی جویی کرد. بی اعتنایی به عدالت، بی اعتنایی به آزادی است و بدون آزادی، همه حصه های عدالت در جامعه تامین نمی شود. این بررسی با توجه به روش تحلیلی انجام شده است.
    کلیدواژگان: عدالت، آزادی، رابطه تکمیلی، قرآن کریم
  • داود رحیمی سجاسی، سیف الله قنبری نیک صفحات 31-58
    عدالت اجتماعی از محورهای اساسی گفتمان اسلامی است که عمدتا ناظر به رابطه حکومت و مردم از سوی متفکران اجتماعی مورد مباحثه و مداقه قرار می گیرد. بعد دیگر و مهم عدالت اجتماعی، ناظر به روابط میان افراد جامعه؛ یعنی ارتباطات اجتماعی در سطح افقی جامعه است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نوشتار حاضر درصدد بازخوانی این سطح از عدالت اجتماعی در گفتمان اسلام با تکیه بر فرمایشات امیرمومنان(ع) در نهج البلاغه به شیوه ای اسنادی و تحلیلی است. این که خود مردم چگونه و در چه قالب هایی از تعاملات اجتماعی میان فردی یا گروهی، می توانند زمینه های تحقق عدالت اجتماعی و یا مجریان آن در این سطح باشند.
    توجه به مبانی عدالت اجتماعی و کاربست ظرفیت ها و راهکارهای تحقق آن از منظر امام علی(ع) همچون؛ مسئولیت اجتماعی، توجه به حقوق افراد، عدم ثروت اندوزی ظالمانه، حریت انسانی، توجه به منافع عامه مردم، مواجهه مناسب با اقلیت های غیرمسلمان، زدودن شکاف طبقاتی بین مردم، مبارزه با تبعیض نژادی، توجه به نعمات الهی، انتفاع متقابل فرد و جامعه، تعاملات خویشاوندی مطلوب و التزام به عدالت فردی می تواند جامعه اسلامی را در راه رسیدن به سطح مطلوب عدالت اجتماعی در سطح میان فردی جامعه مدد نماید.
    کلیدواژگان: عدالت اجتماعی، حق و تکلیف، میان فردی، نهج البلاغه
  • قاسم ابراهیمی پور، عباس عالی زاده صفحات 59-81
    عدالت الهی در تکوین و تشریع و عدالت انسانی در جنبه های فردی و اجتماعی مورد توجه و نظریه پردازی، اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. اما در اغلب موارد، عدالت اجتماعی به معنای عام در برابر عدالت فردی قرار گرفته که مانع از توجه به عدالت اجتماعی به معنای خاص و در برابر عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی شده است. در این بین، علامه طباطبایی، شهید صدر و سید قطب، تلاش کرده اند ابعاد عدالت اجتماعی به معنای خاص را مورد توجه قرار دهند. در این مقاله، با روش تحلیلی به بازخوانی نظریه سیدقطب درباره عدالت اجتماعی پرداخته و ابعاد عدالت اجتماعی را مورد بازخوانی قرار داده ایم. عدالت ساختاری، عدالت نهادی، عدالت فرهنگی، عدالت در برخورداری از امنیت اجتماعی، دریافت خدمات اجتماعی به ویژه در عرصه های بهداشت، سلامت و درمان، برخورداری از امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت در حوزه های جغرافیایی مختلف و برای گروه های سنی و جنسی متفاوت، تراکم جمعیتی در مناطق شهری، دسترسی به آب سالم، فضای سبز مناسب و استاندارد و اماکن ورزشی و تفریحی از آن جمله ابعاد عدالت اجتماعی است.
    کلیدواژگان: عدالت اجتماعی، عدالت ساختاری، عدالت نهادی، عدالت فرهنگی، سیدقطب
  • حمید پارسانیا، نرگس حافظیان صفحات 82-105
    وجود این که واسازی غالبا به خنثی بودن و بی تفاوتی نسبت به ارزش های اخلاقی متهم شده است، در این نوشتار که مطالعه ای موردی درباره دیدگاه دریداست، شاهد خواهیم بود که چگونه دریدا واسازی را به عنوان یک استراتژی ایجابی و هنجاری در تحقق عدالت تفسیر می کند. او اقتدار حکومتی را به دلیل خصوصیت دوگانه و متضادی که دارد، قابل واسازی می داند ولی از سوی دیگر، عدالت و ارزش های اخلاقی عام و جهان شمول واسازی پذیر نیستند. همین واقعیت می تواند امکان بازطراحی و اصلاح قوانین موجود را در جهت تحقق عدالت به همراه داشته باشد. دریدا، از بازبینی جدی سیستم قضایی بر مبنای تمایل برای یک «عدالت غیرممکن» سخن می گوید؛ عدالتی که فراسوی منطق حساب گرانه قانون باشد. بدین ترتیب، واسازی صرفا نظریه ای راجع به متون فلسفی یا ادبی نیست که هیچ ارتباطی با واقعیت های بیرونی نداشته باشد، بلکه رویکردی اخلاقی نسبت به جهان است که می تواند روش تفکر و زندگی اجتماعی ما را در قبال «دیگری» تغییر دهد.
    کلیدواژگان: واسازی، دریدا، عدالت، اقتدار قانون، اپوریا، بازنگری قوانین
  • زینب اختری، ابوالفضل ذوالفقاری صفحات 106-136
    عدالت، به عنوان یک اصل اجتماعی، مفهومی دیرینه در نظام فکری و اجتماعی انسان به شمار می آید. دیدگاه های لیبرالیستی، نئولیبرالیستی، سوسیالیستی، جان راولزی، جامعه گرایان و اسلامی از گفتمان های مطرح درباره عدالت اجتماعی هستند. چگونگی برقراری عدالت اجتماعی در هر یک از این گفتمان ها متفاوت می باشد. در جامعه ما نیز - علی رغم گذشت چند دهه از انقلاب - عدالت اجتماعی به لحاظ مفهومی در میان اندیشمندان و متفکران جامعه دارای معانی متفاوتی است. در این مقاله، گفتمان های عدالت اجتماعی از منظر اساتید جامعه شناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران؛ یعنی دانشکده های علوم اجتماعی دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، شاهد، تربیت مدرس، بهشتی، الزهراء و خوارزمی بررسی شده است. روش پژوهش حاضر، کیفی بوده و با روش تحلیل روایت و تکنیک مصاحبه حضوری انجام و برای انتخاب مصاحبه شوندگان (20 نفر) نیز از روش گلوله برفی استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان های راولزی و اسلامی در بین اساتید از اهمیت بیشتری برخوردارند. اینکه گفتمان عدالت اجتماعی اسلامی در کنار گفتمان عدالت راولزی آمده به دلیل برخی شباهت ها میان این دو گفتمان می باشد؛ گرچه در مبانی و محتوای مقولات مربوط به عدالت اجتماعی با هم تضادهایی نیز دارند.
    اساتید جامعه شناسی، معتقدند برای برقراری عدالت اجتماعی و رسیدن به یک نظریه جامع، نیازمند الگویی متناسب با فرهنگ و بستر اجتماعی جامعه خود هستیم.
    کلیدواژگان: عدالت اجتماعی، تحلیل گفتمان، تحلیل روایت، اساتید جامعه شناسی
  • نرجس رودگر، راضیه میرعلی ملک صفحات 137-162
    هر چند در تفسیر ماهیت و تشخیص مصادیق و معیارهای عدالت اجتماعی دیدگاه های مختلفی وجود دارد، اما این مهم همواره از بایسته های مشترک و آرمان های مطلوب جوامع در طول تاریخ بوده است. اهمیت عدالت اجتماعی در اسلام تا بدان جاست که در آیات قرآن تحقق آن به عنوان غایت ارسال رسل معرفی شده است؛ چراکه عدالت ، بستر رشد انسانی و اخلاقی فرد و جامعه است و فقدان آن تاثیرات مخربی را بر تمام ساحات زندگی برجای می گذارد. عدالت اقتصادی از مهم ترین شاخصه های عدالت اجتماعی است که فقدان آن سبب بروز فقر در اقشار جامعه می شود. فقر زنان به معنای افزایش زنان در ترکیب جمعیت فقیر یکی از مسائل پیش روی زنان در کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته می باشد که در سال های اخیر رشد بسیاری نیز یافته است. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، با ارائه تصویری از پدیده فقرزنانه در ایران و اشاره به اقدامات دولت در پیشگیری و درمان این مسئله، علل و عوامل آن مورد بررسی قرارگرفته و سپس وضعیت موجود را با توجه به مولفه های عدالت اجتماعی در اسلام مورد سنجش قرارداده و به دنبال آن راه کارهایی برای حل مسئله ارائه گردیده است. بررسی ها ، نشان می دهد علی رغم وجود احکام مترقی اسلام ، فقرزنانه در جامعه ایران در حال افزایش است که بخش مهمی از آن، ناشی از عدم اجرای عدالت اقتصادی مورد نظر اسلام نسبت به زنان است و نیز با اهدافی که اسلام از طریق اجرای عدالت در پی تحقق آن هاست، منافات دارد.
    کلیدواژگان: عدالت اجتماعی، فقرزنانه، اسلام، ایران
|
  • Batol Mollashafii, Seyyed Kazem Seyyedbagheri, Hossain Alavimehr Pages 6-30
    Justice and freedom have been a lasting concern for humanity in its political-social life. Considering that it is sometimes thought to be a conflict or challenge between them, their understanding is very important. The purpose of this article is to answer the question, what is the relationship between social justice and freedom, according to Quranic verses and its logic? To answer, it has been emphasized that taking into account the central notion of administration of rights in social justice and its expansion in society, individuals achieve their proper and desirable rights, and one of the greatest of those rights is the freedom realized in full, by presence of justice. This relationship can be observed with regard to divine words, in cases such as emancipation from the rule of evil and exploitation, the implementation of divine verdicts and orders, the centrality of the divine law, consultation, enjoining what is right and forbidding evil. Disregard for justice is disregard for freedom, and without freedom, all parts of justice in the community are not obtained. This study was done according to the analytical method.
    Keywords: justice, freedom, complementary relationship, Holy Quran
  • Davood Rahimisojasi, Seifolah Ghanbarinik Pages 31-58
    Social justice is one of the main axes of Islamic discourse, which is largely debated and deliberated by the social thinkers, mainly concerning the relationship between state and people. Another important aspect of social justice, which has been neglected, is the relationship between the people of the community, that is, social communication at the horizontal level of society. Using a documentary and analytical method, the present article seeks to review this level of social justice in the Islamic discourse based on the quotations of the Amir al-muminin (Emir of the Faithful) Ali -peace be upon him- in Nahj al-Balaghah. That is how people themselves, and in what form of interpersonal or group social interactions, can be the grounds for the realization of social justice or its implementers at this level.
    In Imam Ali’s view, the foundations of social justice and its capacities and solutions include the social responsibility, the attention to the rights of individuals, the lack of cruelly seeking to accumulate wealth, human freedom, attention to the public interest, the proper encounter with non-Muslim minorities, basing on real knowledge, the elimination of the class gap between people, the fight against racial discrimination, the attention to divine bounties, the mutual benefit of the individual and the society, the desirable kinship interactions and the commitment to individual justice. Paying attention to these points can help the Islamic community to achieve the desired level of social justice at the interpersonal level of society.
    Keywords: social justice, right, duty, interpersonal, Nahj al-Balaghah
  • Abbas Aalizade Pages 59-81
    Divine justice in the Creation and sharia and human justice in the individual and social aspects has attracted the attention of many scholars and has been the subject of their theorizing. But in most cases, social justice, in the general sense, has generally been in the face of individual justice, which has prevented attention to social justice in a specific sense, in front of political justice and economic justice. Allameh Tabatabai, Martyr Sadr and Sayyid Qutb have tried to focus on the dimensions of social justice in a specific sense. In this paper, with the analytical method, we revisited the social justice theory of Sayyid Qutb and reviewed the dimensions of social justice. In his view, structural justice, institutional justice, cultural justice, justice in having social security, access to social services, especially in the fields of health and treatment, the availability of suitable facilities for spending leisure time in various geographical areas and for different age groups and sexes, demographic density in different urban areas, access to safe water, suitable and standard green space and sports and recreational facilities, are among the dimensions of social justice.
    Keywords: social justice, structural justice, institutional justice, cultural justice, Sayyid Qutb
  • Hamid Parsania, Narges Hafezian Pages 82-105
    Although deconstruction has often been accused of neutrality and indifferent to moral values, in this paper, which is a case study of the Derrida’s viewpoint, we will see how he interprets deconstruction as a positive and normative strategy for the realization of justice. He considers government authority to be deconstructable by virtue of its dual and contradictory character, but, on the other hand, he believes that justice and universal moral values are not deconstructable. This same reality can lead to the remaking and amending of existing laws in order to achieve justice. Derrida speaks of a serious review of the judicial system based on the desire for an "impossible justice"; a justice that goes beyond the rational logic of law. Thus, deconstruction is not merely a theory of philosophical or literary texts that have nothing to do with external reality, but an ethical approach to the world that can change our way of thinking and social life toward “the other."
    Keywords: deconstruction, Derrida, justice, authority of law, aporia, law revision
  • Zeinab Akhtari, Abolfazl Zolfaghari Pages 106-136
    Justice, as a social principle, is a long-term concept in the intellectual and social system of mankind. The liberal, neoliberal, socialist, Rawlsian, socialist, and Islamic views are among the key discourses of social justice. How social justice is administered is different in each of these discourses. In Iranian society, in spite of decades of revolution, social justice has conceptually different meanings among scholars and thinkers of the society. In this paper, social justice discourses from the perspective of sociology professors of public universities of Tehran, namely social science's faculties of University of Tehran, Allameh Tabatabai University, Shahed University, Tarbiat Modares University, Beheshti, Alzahra University and Kharazmi University have been investigated. The method of this study was qualitative and was conducted through narrative analysis and in-person interview technique, and snowball method was used to select interviewees (20 people). Findings of the research indicate that Rawlsian and Islamic discourses are more important to professors. That the discourses of Islamic social justice and Rawlsian justice discourse are placed side by side, is due to some similarities between these two discourses, although there are contradictions between them in the foundations and content of the categories of social justice.
    The professors of sociology believe that in order to achieve social justice and come up with a comprehensive theory, we need a model that is appropriate to the culture and social context of our society.
    Keywords: social justice, discourse analysis, narrative analysis, sociology professors
  • Narjes Roodgar, Raziyeh Miralimalek Pages 137-162
    Although there are different perspectives on the interpretation of the nature and criteria of social justice, this has always been common imperatives and desirable ideals of societies throughout history. The importance of social justice in Islam is to the extent that in Quranic verses it is introduced as the goal of sending prophets. Because justice is the basis for the human and moral development of the individual and the society, and the lack of it will have destructive effects on all areas of life. Economic justice is one of the most important indicators of social justice, the lack of which causes poverty in the social strata. Feminization of poverty, which means increasing the number of women in the poor population composition, is one of the leading issues facing women in developing and even developed countries, and it has grown significantly in recent years. In this article, through descriptive-analytical method, a picture of the phenomenon in Iran is presented, and with reference to government's actions in the prevention and treatment for this issue, its causes and factors are examined, and then its present situation will be assessed with regard to the components of social justice in Islam, after that, some solutions have been proposed for the problem. Studies show that, despite the progressive rules of Islam, feminization of poverty is increasing in Iranian society, an important part of which is due to the lack of implementation of Islamic economic justice towards women, and it contradicts the goals that Islam is pursuing through the implementation of justice.
    Keywords: social justice, feminization of poverty, Islam, Iran