فهرست مطالب

جامعه شناسی هنر و ادبیات - سال نهم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • سال نهم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا حسینی پاکدهی، سید رضا نقیب سادات، محسن گودرزی * صفحات 1-28
    این پژوهش به دنبال بررسی نحوه بازنمایی ابعاد پنج گانه اعتقادی، عاطفی، رفتاری، دانشی و پیامدی دین در سینمای پس از انقلاب، زمینه های اجتماعی مقولات بازنمایی شده و رابطه سینمای دینی پس از انقلاب با مقوله دین رسانه ای شده است. برای این منظور فیلم هایی که بیشترین نزدیکی را با تعریف حداکثری سینمای دینی و مذهبی داشته اند از دهه های مختلف با نظر صاحبنظران این حوزه انتخاب شدند. فیلم های «توبه نصوح» و «افق» از دهه 60، «از کرخه تا راین» و «به رنگ خدا» از دهه 70، «خیلی دور-خیلی نزدیک» و «طلا و مس» از دهه 80 و فیلم «شیار 143» از نیمه اول دهه 90 انتخاب شدند. روش شناسی این پژوهش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نشانه شناسی امبرتو اکو است. رمزگان های ده گانه اکو شامل ادراکی، شناسایی، انتقالی، لحن، تصویری، شمایل انگاشتی، ذوق و احساس، نظریه بیان، سبک شناختی و ناخودآگاه در صحنه های اصلی و فرعی فیلم ها بررسی و مقولات مختلف دینی استخراج شد. از جمله نتایج این پژوهش عبارتست از: اهمیت ویژه ابعاد «رفتاری» و «دانشی» دین در فیلم های بررسی شده دهه های مختلف، عمیق تر شدن دغدغه های سینمای دینی در سال های پس از دهه 60، سیاسی نبودن فیلم های بررسی شده دهه 80 علیرغم سیطره سیاست بر نظامات اجتماعی ایران و همسویی کامل فیلم ها با روندهای دینی جامعه در همه دهه ها.
    کلیدواژگان: بازنمایی دین، سینمای ایران، سینمای دینی و مذهبی، دین رسانه ای شده، ایران پس از انقلاب
  • سهیلا صادقی فسایی، شیوا پروایی * صفحات 29-52
    خانواده یکی از قدیمی ترین و مهم ترین نهادهای بشری و موضوع تحقیق مهمی برای محققان است و همیشه توجه محققان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. تجربه زندگی مدرن بیانگر آن است که نهاد خانواده و روابط خانوادگی دچار تغییراتی شده است. اصغر فرهادی از جمله کارگردانانی است که در فیلم هایش به موضوعات و مسائل اجتماعی پرداخته و خانواده و روابط خانوادگی یکی از کانون های مهم فیلم های اوست. سوال اصلی مقاله حاضر این است که موضوعات اجتماعی در فیلم های اصغر فرهادی با موضوع خانواده و روابط خانوادگی چگونه بازنمایی شده است؟ فرهادی چه تصویری از خانواده و روابط خانوادگی در جامعه ایران به تصویر کشیده است و چه تاملات نظری می توان از فیلم های فرهادی بیرون کشید؟ روش مورد استفاده در این مقاله، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی مایرینگ بوده و سعی شده است که مضامین آشکار و مضامین پنهان موجود در فیلم های مورد مطالعه شناسایی شود. در فرایند تحلیل داده ها نیز از روش کدگذاری استفاده شده است. بر مبنای نظریه بازنمایی، بازنمایی صورت گرفته از خانواده و روابط خانوادگی در فیلم های مورد مطالعه اصغر فرهادی، روایتی است که از خانواده ایرانی در فضای مدرنیته ارائه شده است. بر اساس مقولات به دست آمده از فیلم های مورد مطالعه، می توان نتیجه گرفت که فیلم های مورد مطالعه بازنمایی ای از گسست پیوندهای خانوادگی یا روابط خانوادگی شکننده در جهان مدرن ارائه می دهند و در چنین فضایی روابط خانوادگی افراد به استحاله ارزش های وفاداری (خیانت)، طلاق، پنهان کاری و دروغ گویی، بی اعتمادی و ناامنی روانشناختی، خشونت، قضاوت های نادرست، و تقابل سنت و مدرنیته آغشته است.
    کلیدواژگان: بازنمایی، مدرنیته، خانواده ایرانی، روابط خانوادگی شکننده، اصغر فرهادی
  • اعظم راودراد، احسان میرزاده طرقی * صفحات 53-77
    شیوه های نمایش تصویر زنان در آثار یک کارگردان از نسل جدید کارگردان های ایرانی و چگونگی بازنمایی شخصیت های زنانه و مردانه در این فیلم ها، موضوع این پژوهش است.
    سوال اصلی این تحقیق آن است که آیا تغییر ملموسی در شیوه های قدیمی بازنمایی زنان در مقایسه با مردان در سینما و استفاده از اسطوره های پیشین طبیعی جلوه دهنده نقش های اجتماعی آن ها رخ داده است یا نه؟
    فرضیه ابتدایی تحقیق این بود که احتمالا در آثار سینمایی اصغر فرهادی به عنوان یک کارگردان نسبتا مدرن-که موفقیت های بین المللی به دست آورده و آثارش بعضا توسط منتقدان صاحب نام جهانی تمجید شده است- در مقایسه با دیگر کارگردان های ایرانی از بازنمایی نقش های اجتماعی زنان و مردان به شیوه های قدیمی خبری نباشد، اما نتایج تحقیق نشان دهنده ردشدن این فرضیه است.
    یافته های پژوهش نشان می دهد که در پس زمینه آثاری که از فرهادی در این پژوهش مطالعه شده است نیز، علی رغم نشان دادن تغییرات ایجاد شده در نقش های اجتماعی زنان و مردان و سپردن نقش های کلیدی به زنان، همچنان باورهای قدیمی درباره خصوصیات ذاتی جنسیت ها وجود دارد و مورد تاکید قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: بازنمایی، زن، مرد، سینمای ایران، نشانه، فیلم، ایدئولوژی
  • مهرنوش علی مددی * محمدرضا مریدی صفحات 79-107
    مطالعه تاریخ هنرهای تجسمی کشور ایران نشان از ناگفته هایی دارد که زنان هنرمند در آن از سهم بسیار کمی برخوردارند. در واقع مطرح کردن این پرسش تاریخی توسط لیندا ناکلین که «چرا هیچ هنرمند زن مهمی در تاریخ وجود نداشته است؟» چالشی را ایجاد می کند که می توان در پی آن بدون در نظر گرفتن جغرافیای خاص به این مهم پرداخت. هدف از این مقاله بررسی حضور زنان نقاش و زیبایی شناسی جنسیتی نقاشی آنها در فاصله دو انقلاب مهم ایران، یعنی انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی است. بر پایه مولفه های ناکلین بر حضور کم رنگ زنان نقاش، بدیهی است کنش های نقاشانه و تعیین سطح کیفی آثار این نقاشان زن، علاوه بر افزونی حضورشان در این دوره تاریخی از توجه دور مانده باشد. افزون بر این تاثیر حضور برخی از زنان نقاش در دانشکده ها و هنرستان ها با آغاز دوران پهلوی و ایجاد موجی جدید از شیوه های نوین در امر آموزش نیز در تاریخ هنر مغفول مانده است. در این مقاله سعی شده با استفاده از تحلیل های جنسیتی در آثار نقاشان زن، به الگوهای قابل تاملی دست پیدا کنیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد شاخص هایی چون «مدرنیسم مردانه و جنسیت غایب»، «بازتولید نگاه مردانه»، «بازاندیشی ذهن زنانه» و «جنسیت گرای منفعل» نقاشی زنان را به گروه های مختلفی تقسیم کرده است. همچنین مطالعه آثار زنان نقاش تا پیش از انقلاب اسلامی، تنوعی از نگرش های متفاوت در ارتباط با نوسانات اجتماعی و تحولات چشمگیر هنری از شیوه های سنتی و کلاسیک تا بهره مندی از آموزه های مدرنیسم را در بر می گیرد.
    کلیدواژگان: زنان نقاش، نقاشی معاصر ایران، جنسیت زدایی، جنسیت گرایی منفعل، جنسیت گرایی بازاندیشانه
  • خیزران اسماعیل زاده *، پریسا شاد قزوینی صفحات 109-132
    یکی از مفاهیم تاثیرگذار بر جریانات هنر نوگرا در ایران «ملیت» است. مقاله ی حاضر چگونگی این اثرگذاری را بررسی و در این راستا بر نقش «دولت» و «گفتمان های فرهنگی- سیاسی» به عنوان واسطه های این تاثیر تاکید می کند. فرضیه ی مقاله تاثیرپذیری هنر نوگرا از گفتمان های سیاسی و حامیان هنری است. و هدف، دستیابی به اشکال مختلف تاثیر مفهوم «ملیت» و یافتن توضیحی برای «چگونگی اثرگذاری» و شناسایی و تدقیق «واسطه ها»یی همچون نهادها و گفتمان ها در شکل دهی به گرایش های فرمی و محتوایی هنرمندان و جریان های هنرهای تجسمی نوگرای ایران در هر دو دوره ی پهلوی اول و دوم است. مقاله با رویکرد مارکسیستی و منطبق با نظریه «وساطتت زیبایی شناسی» لوکاچ نوشته شده است. در نتیجه، مفهوم «ملیت» به عنوان یک دال مرکزی در بسیاری از گفتمان های غالب نشان داده شده و انواع گرایش های منتج و متاثر از آن در هنر نوگرای ایران تشریح می شود.
    کلیدواژگان: ملیت، گفتمان های سیاسی، فرهنگی، حامیان هنر، هنر نوگرای ایران، هنر و سیاست
  • کمال خالق پناه *، جمیل ناصری صفحات 133-158
    رمان تاریخی نه رمانی است که دربر گیرنده ی روایتی ساده و دم دستی از وقایع و مواد خام یک دوره تاریخی باشد.لوکاچ بر آن است که رمان تاریخی، عصاره ی انتزاع شده ی تاریخی است که جامعه ای از سر گذرانده. تاریخی که از خلال جریان های زندگی مردم عادی بازسازی شده و سعی در زنده کردن آن دسته از گرایشات مهم تاریخی دارد که برآیند ستیزشان، وضعیت کنونی جوامع را رقم زده است. موضوع رمان تاریخی نه روایت تاریخ از نگاه شخصیت های برجسته ی تاریخ، بلکه پرداختن به امور زندگی روزمره ی مردم عادی و به دست دادن دلایل عمل و انگیزه های گرایش های سیاسی-اجتماعی شان است. شخصیت پردازی یکی از مهم ترین ابزارهای فرمی است که رمان نویس در این راستا در اختیار دارد تا به بازسازی تاریخ نایل آید. لوکاچ بر آن است که شخصیت های رمان تاریخی باید در بستر زنجیره رخدادهای رمان شکل بگیرد نه اینکه حاصل توصیف دلبخواهانه ی مولف باشد. این پژوهش بر آن است که تمهیدات شخصیت پردازی درویشیان را در رمان سال های ابری مورد ارزیابی قرار دهد و، بر خلاف نظر برخی منتقدین، نشان دهد که وی از پس پرورش دادن کاراکترهای رمان خود از خلال زنجیره ی رخدادها برآمده است. روش به کار گرفته شده در این پژوهش خوانش دیالکتیکی لوکاچ از رمان تاریخی است.
    کلیدواژگان: روش دیالکتیکی، رمان تاریخی، شخصیت پردازی، علی اشرف درویشیان، گئورگ لوکاچ
  • حسام ضیایی *، علی صفایی سنگری صفحات 159-182
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات گسترده ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران، منجر به شکل گیری گفتمان های مختلف شد. هدف از این پژوهش، بررسی جامعه شناختی این تحولات در دو سال آغازین پس از انقلاب و چگونگی انعکاس آنها در شعر مقطع زمانی مذکور است. بر اساس دیدگاه های سیاسی- اجتماعی، این گفتمان ها را می توان به سه دسته ی کلی 1- لیبرال- دموکرات 2- مارکسیستی و سوسیالیستی و 3- اسلامگرا و مکتبی تقسیم کرد. اگرچه شباهتهایی نظیر ستایش انقلاب و امام(ره)، نکوهش نظام پهلوی، یادکرد شهدا، امید به آینده و...در اشعار این گفتمان ها وجود دارد؛ اما تفاوتهایی نیز به چشم می خورد. به عنوان مثال در گفتمان لیبرال- دموکرات، بیشتر از نمادهای ملی و میهنی استفاده می شود و از امام خمینی(ره) به عنوان رهبرجنبش ملی یاد می شود. اما در گفتمان مارکسیستی و سوسیالیستی، بیشتر مسائلی نظیر معیشت مردم، فقر و تبعیض بیان می شود و از امام(ره) به عنوان رهبر خلق یاد می شود. . ضمن اینکه در گفتمان اسلامگرا و مکتبی نیز بیشتر به مسائلی نظیر اندیشه های دینی و مذهبی، غرب ستیزی، مبارزه با اشرافی گری، تضعیف نمادهای ملی و... پرداخته می شود و از امام(ره) به عنوان رهبری عرفانی و آسمانی یاد می شود.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی، انقلاب اسلامی، شعر فارسی، 'گفتمان، تحلیل
|
  • Alireza Hosseini Pakdehi, Seyyed Reza Naghibulsadat, Mohsen Goudarzi * Pages 1-28
    This paper has focused on how different aspects of religion including faithful, emotional, behavioral, knowledge and consequence have been represented in after-revolution Iranian Cinema. The relations of these aspects to social contexts and mediated cinema have been studying too. Therefore, the films which have closer characteristics to best definition of religious cinema have been selected; “Tobeh Nosuh” and “Ofogh” of 60s, “From Karkheh to Rhein” and “The color of paradise” of 70s, “So far-So close” and “Gold and Copper” of 80s and “Track 143” of 90s have been selected. The methodology of this paper is qualitative content analysis with Umberto Eco’s semiology. Eco’s codes including perceptive codes, codes of recognition, codes of transmission, tonal codes, iconic codes, iconographic codes, codes of taste and sensibility, rhetorical codes, stylistic codes and codes of the unconscious have been detected in different primary and secondary scenes of these films and different subject matters of religion have been extracted. Some of the results are: the main focused of studied films is on behavioral and knowledge aspects of religion, having deeper concepts in religious cinema in the years after 60s, alignment of studied films to religious process in society and being non-political the films of 80s against hegemony of politics on social structures of Iranians.
    Keywords: Religious Representation, Iranian Cinema, Religious Cinema, Mediated Cinema, After-revolution Iran
  • Sohila Sadeghi Fasaee, Shiva Parvaei * Pages 29-52
    Our experience regarding modern-day life, suggests that family and family relationships have changed overtly and doing research in the area of family relationships, is of great importance. In the Iranian cinema industry, the family and family relationships have been key focuses of the movies made by Asghar Farhadi. In the present paper, the main question we attempt to address is, how family relationships are represented in three Farhadi’s movies, namely Fireworks Wednesday, About Ely, and A Separation.
    We applied a qualitative content analysis using Mayring’s inductive approach and attempted to indicate both revealed and hidden themes in the movies selected to analyze. According to our findings the movies studied present fragile family relationships in the modern world, wherein family relationships are characterized by loyalty, distrust and psychological insecurity, in addition to lying, secrecy, violence and rigid individualism.
    Keywords: Keywords: representation, modernity, Iranian families, fragile family, relationships, Asghar Farhadi
  • Azam Ravadrad, Ehsan Mirzadeh Targhi * Pages 53-77
    Ways of displaying women in the works of a new generation of Iranian directors and the representation way of showing male and female characters in his films is the subject of the research.
    3 Films which have been criticized in this regard were “Dance in the Dust”-one of the firsts films directed by Farhadi-,“about ELI”-one of the most praised films directed by him especially by international critics and awarded in Berlinale Film festival- and “the Past” –which was produced abroad and with some non-Iranian actors and actresses.
    The scientific way of doing research is semiotic analysis and targeted sampling was used to get samples.
    The main question is that “can we find sensible changes in old ways of representing women compare with men?”
    The primary hypothesis was that probably there aren’t old stereotypes about men and women roles in Farhadi’s works as a modern director which won big awards and praised by international critics, but the results didn’t confirm that.
    The results show that outdated beliefs about natural Sex’s Specifications still is existed and emphasized Despite the presence of significant changes in old social roles about women and men and Escrowing key roles to the actress in the reviewed Farhadi’s Films.
    Keywords: Representing, women, Iranian Cinema, sign, Ideology
  • Mehrnoosh Alimadadi *, Mohammad Reza Moridi Pages 79-107
    The study of the history of Iranian fine arts shows the scarce contribution of female artists. In fact, Linda Nochlin with asking this controversial question that: “Why have there been no great women artists?” presents a challenge that can be traced universally. This study examines the role of female painters and the sexual aesthetics of their works between two key eras in Iran: The Constitutional Revolution and the Islamic Revolution. With Nochlin’s emphasis on the rarity of female artists, it is obvious that, in spite of their relatively strong presence, their artistic actions and technical evaluations has been almost neglected.
    Furthermore, there has been inattention to the influence of female painters in art schools and colleges in Pahlavi era; a period in which modern teaching methods were flourished. Using the sexual analysis in the artworks of women painters, this study tries to discover some reliable patterns. In fact its findings show that issues like “masculine modernism and the absent sex”, “reproduction of masculine look”, “rethinking of feminine mind” and “passive sexism” has grouped women artworks into different classes.
    Study of the modern female artists of Iran comprises a rich diversity in relation to social change and significant artistic alterations, from traditional and classic methods to using modern techniques.
    Keywords: women painter, Contemporary Iranian Painting, Degenderize, feminine, rethinking Sexed
  • Kheyzaran Esmaeilzade *, Parisa Shad Ghazvini Pages 109-132
    One of the most effective concepts in Iran modern art is "nationality". This paper concerns how this concept effects on Iran Modern Arts –focuses on Iran modern visual arts- and surveys the role of "government" and "political-cultural discourses" as "patronages of the arts," which work like mediators of these effects, during first and second Pahlavi eras. The hypothesis is the modern art trends, whether in the form of cultural policies or hegemonic intellectual discourses, are affected by patronages of the arts; and the purpose of the paper is access to various forms of the "nationality" operations, also find an explanation of "how" this concept shaped the form and content of contemporary Iranian artist’s trends and art movements in Pahlavi eras. This paper explains works or artistic trends affected by cultural and governmental policies which have similarities and differences in first and second Pahlavi. The writing method is analytical, and for this purpose, the library and historical documents are searched. As a result, the concept of "nationality" introduced as a central signifier, in both futuristic approaches like discourses such as "nation-state-building" and under that "nationalism" and "modernization", also in retrospect approaches like "Originalism" as well as "third world-ism, then proposed the resulting tendencies in the Iranian modern art.
    Keywords: Nationality, Cultural-political Discourses, Patronages of Art, Iran Modern Art, Art, Politics
  • Kamal Khaleghpanah *, Jamil Naseri Pages 133-158
    The present article aims to study historical reconstruction in Ali Ashraf Darvishian’s novel named Salhay-e Abri (Cloudy Years) as mediated by characterization. The question we raise is twofold: what totality does an examination of the life of the hero reconstruct and how does it reconstruct this totality? Historical novel is the abstract essence of the history that a society has gone through; a history that has been reconstructed through the events of ordinary people’s lives. It tries to keep alive important historical
    currents, which account for the current state of society. Thus, the aim of historical novel is dealing with the everyday life of ordinary people rather than narrating history from the perspective of prominent historical figures. Characterization is one of the most important formal tools through which the author can reconstruct history. Accordingly, we have studied Salhay-e Abri to understand how characters have developed and how their personalities have been shaped. Within the framework of Lukacs’s explanation of
    historical novel and his dialectical reading, characterized by constellation of realism, totality and type, we have explored characterization in the historical novel Salhay-e Abriin, considering the context of the events of the novel. It can be concluded that this novel has focused on the hardships of an authoritative modernization or the Pahlavi’s dependent capitalism as the core of narration by means of the account of the hero’s life.
    Keywords: historical reconstruction, characterization, Salhay-e Abri, Lukacian reading
  • Hesam Ziaee *, Ali Safari Pages 159-182
    After the Islamic Revolution, great political, cultural and social evolutions lead to the formation of different discourses in Iran.
    Iran,s conditions after the Islamic revelution lead iran society to the new direction and this conditions naturally search their owns literature. So the conditions beagan to change quickly.
    The aim of this study was to investigate the sociological developments in the early years after the revolution and also how they are reflected in the poetry of mentioned period. On the political-social discourse can be divided into three. 1. Liberal Democrats 2. Marxist and socialist 3. Islamist religious. Although similarities such as revolution and Emam praised , criticized the government side, cite the martyrs, hope and … exist in poetry of these discourses. But there are also differences. For instance, in the liberal discourse, national and patriotic symbols are used. And Imam Khomeini is remembered as a national leader. But in the Marxist and socialist discourse, more issues of livelihoods, poverty and discrimination is expressed. And the Imam is remembered as the leader of people. While in Islamic discourse too much thought to religion, anti west, anti aristocratic cast, undermining national symbols and etc. And the Emam is remembered as mystical and spiritual leader
    Keywords: society, Islamic revolution, persian poetry, discourse, Analysis