فهرست مطالب

تولید گیاهان زراعی - سال دهم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال دهم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/07
  • تعداد عناوین: 11
|
  • زهرا موحدی، احمد معینی* صفحات 1-15
    سابقه و هدف
    سیب زمینی (Solanum tuberosum L.) مهمترین گیاه مغذی و چهارمین محصول عمده دنیا به شمار می رود. عوامل متعددی تکثیر این گیاه از طریق کشت بافت را تحت تاثیر قرار می دهند که از جمله می توان به ظرف محیط کشت، نوع و غلظت منبع هیدرات کربن و عامل ژلی اشاره کرد. در پژوهش حاضر اثرات این عوامل برریزازدیادی گیاه سیب زمینی، با استفاده از سه رقم اگریا، ساوالان و مارفونا با استفاد از محیط کشت پایه MS بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، دو عامل ژلی (آگار به مقدارgl-1 7 و فیتاژل به مقدار gl-1 5/3)، سه منبع هیدرات کربن (ساکارز آزمایشگاهی، شکر سفید معمولی و شکر قهوه ای، هریک به مقدار gl-1 30) و ظروف کشت مختلف (لوله آزمایش، ظرف شیشه ای با اندازه 60 × 110میلی متر، ظرف شیشه ای با اندازه 95 × 150 میلی متر و ظروف مکعبی از جنس پلی پروپیلن با اندازه 110 × 90 × 90 میلی متر) مورد بررسی قرار گرفتند. اثر این عوامل به صورت یک آزمایش فاکتوریل و در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با ده تکرار بررسی شد. بعد از 30 روز، صفات مختلفی شامل متوسط طول نوساقه در هر گیاهچه، میانگین طول ریشه در هر گیاهچه، تعداد ریشه در هر گیاهچه، تعداد و اندازه برگ در هر گیاهچه بررسی شدند. سپس، گیاهان نسبت به شرایط برون شیشه ا ی سازگار شده و جهت غده زایی در مزرعه کشت شدند.
    یافته ها
    بطورکلی نتایج آزمایش بررسی عامل ژلی نشان داد که بیشترین طول نوساقه در هر گیاهچه(16/5 سانتیمتر) و میانگین طول ریشه در هر گیاهچه (06/6 سانتیمتر) با استفاده از آگار بدست آمده است، با استفاده از این عامل ژلی، بیشترین تعداد ریشه در هر گیاهچه (7/4) در ارقام مارفونا و ساوالان و بیشترین تعداد گره در هر گیاهچه (2/9) در رقم مارفونا حاصل شد.. نتایج بررسی اثر منبع هیدرات کربن نیز نشان داد که استفاده از شکر قهوه ای در محیط کشت برای اکثر صفات مورد مطالعه بطور معنی داری بهتر بوده است بطوریکه بیشترین طول نوساقه در هر گیاهچه (07/7 سانتیمتر)، میانگین طول ریشه در هر گیاهچه (61/6 سانتیمتر) با استفاده از شکر قهوه ای بدست آمد. همچنین استفاده از ظروف کشت مکعبی از جنس پلی پروپیلن به طور معنی داری باعث بهتر شدن صفات طول نوساقه (96/17 سانتیمتر) و میانگین طول ریشه (73/11 سانتیمتر) در هر نوساقه شده است.
    نتیجه گیری
    بطور کلی استفاده از ظروف مکعبی از جنس پلی پروپیلن و شکر قهوه ای تاثیر بسزایی در افزایش میزان ریزازدیادی گیاه سیب زمینی داشت. استفاده از این ظروف دارای مزایای متعددی می باشد، یکی از مهمترین مزایای این ظروف این است که امکان تبادل گازی فضای داخل ظرف با بیرون وجود دارد و امکان استفاده از هوای تازه را فراهم می کنند.
    کلیدواژگان: سیب زمینی، ریزازدیادی، عامل ژلی، منبع هیدرات کربن، ظرف کشت
  • مهناز ظفری*، علی عبادی، محمد صدقی صفحات 17-31
    سابقه و هدف
    گلرنگ سابقه طولانی کشت وکار در جهان دارد و به عنوان یک گیاه مقاوم به تنش شوری و خشکی مطرح است. تنش کم آبی یکی از مشکلات تولید فراورده های کشاورزی در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه مناطق خشک و نیمه خشک است. هدف از این پژوهش انتخاب رقم مناسب گلرنگ در شرایط دیم برای منطقه سردسیر و افزایش تحمل به تنش خشکی با توجه به مشکل کمبود آب در کشور می باشد. معرفی شاخص های فیزیولوژیک مرتبط با تحمل ارقام گلرنگ به کم آبی نقش مهمی در انتخاب ارقام متحمل دارد. از آنجا که دانه گلرنگ جزء دانه های روغنی سالم و مرغوب می باشد بنابراین گلرنگ برای این پژوهش انتخاب گردید.
    مواد و
    روش
    به منظور بررسی اثر تنش کم آبی بر برخی خصوصیات فیزیولوژیک گلرنگ بهاره در سال 1392 آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی به صورت اسپیلت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی آبیاری پس از 80، 120 و 160 میلیمتر تبخیر از تشتک کلاس A و عامل فرعی سه رقم گلرنگ بهاره (گلدشت، سینا و فرامان) و دو سطح تنظیم کننده رشد براسینواستروئید (شاهد و 7- 10مولار) بودند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که برهمکنش رقم و تنش کم آبی بر صفات کلروفیلa، bو کلروفیل کل (a+b)، فلورسانس حداقل و حداکثر، محتوای آب نسبی و کمبود آب اشباع ، پرولین، قند های محلول و پروتئین برگ معنی دار شد. در شرایط تنش شدید 160 (میلیمتر تبخیر از تشتک کلاس A) رقم فرامان دارای بیشترین میزان قند محلول، محتوای آب نسبی، کلروفیل a و کلروفیل کل بود، رقم سینا خاردار در کلروفیل b و کمبود آب اشباع بیشترین برتری داشت، و رقم گلدشت در پرولین، فلورسانس حداقل دارای بیشترین میزان بود. در سطح تنش 160 میلیمتر تبخیر فلورسانس حداکثر رقم گلدشت و فرامان در یک دامنه آماری قرار داشتند و بیشتر از رقم سینا خاردار بودند، و در پروتئین محلول برگ رقم سینا خاردار با فرامان در یک دامنه آماری بیشتر از رقم گلدشت قرار گرفتند. اثرات ساده تیمار تنش خشکی، رقم و براسینواستروئید در همه صفات معنی دار بود. اثرات ساده تنش خشکی نشان داد که با افزایش تنش کم آبی بر میزان پرولین، قند های محلول برگ، کمبود آب اشباع ، فلورسانس حداقل و حداکثر افزوده شد و در مقابل از میزان کلروفیل a ،b، کلروفیل کل، محتوای آب نسبی، حداکثر کارایی فتوشیمیایی فتوسیستمII و پروتئین محلول برگ کاسته شد. استفاده از براسینواستروئید موجب افزایش معنی-دار کلروفیل a ،b، کلروفیل کل، محتوای آب نسبی، حداکثر کارایی فتوشیمیایی فتوسیستمII، پرولین و پروتئین محلول برگ شد ولی صفات قند محلول، کمبود آب اشباع و فلورسانس حداقل و حداکثر کاهش داد.
    نتیجه گیری
    چنین نتیجه گیری می شود که در منطقه سردسیر اردبیل در شرایط دیم رقم فرامان نسبت به رقم گلدشت رشد بهتری در شرایط تنش خشکی دارد و رقم سینا خاردار مناسب کشت در منطقه اردبیل نیست. همچنین مصرف براسینواستروئید باعث افزایش تداوم جذب آب و رشد گیاه در شرایط تنش خشکی شد.
    کلیدواژگان: پرولین، فلورسانس، محتوای کلروفیل
  • بررسی روند تحقیقات بذر در ایران: از گذشته تا حال
    فرشید قادری فر*، مرتضی گرزین، سید مجید عالیمقام صفحات 33-50
    سابقه و هدف
    به نظر می رسد مطالعات انجام شده در زمینه تکنولوژی بذر فاقد یک برنامه ریزی بلند‏مدت به منظور رفع مشکلات موجود در این بخش باشد و بیش‏تر مطالعات تنها بر حسب سلیقه، سهولت اجرا و یا تقلید از منابع خارجی بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی کشور انجام می شوند. از آنجایی که در مورد کارهای انجام شده در زمینه بذر اطلاعات جامعی در دسترس نمی‏باشد، در این تحقیق تلاش شد تا تحقیقات گذشته در زمینه علوم و تکنولوژی بذر جمع آوری، جمع‏بندی و سامان‏دهی شود. این کار به محققان و برنامه ریزان صنعت بذر کمک خواهد کرد تا بدانند که آیا تحقیقات آن‏ها در مسیر رفع نیازهای این صتعت در کشور قرار دارد و یا پرداختن به مباحث غیر‏ضروری آن ها را از رسیدن به این مهم باز داشته است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش که در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 1393 انجام شد، کلیه مقالات منتشر شده توسط مجلات کشور و سه همایش برگزار شده در زمینه علوم و تکنولوژی بذر (از سال 1366 تا 1391)، جمع آوری گردید. سپس مقالات بر اساس موضوع و محتوای تحقیق (جوانه زنی و سبز شدن، جوانه زنی در شرایط تنش، قدرت بذر، کمون بذر، بهبود بذر، تولید و گواهی بذر، انبارداری بذر، آفات و بیماری های بذرزاد، بیوتکنولوژی بذر، بیوشیمی بذر، بانک ژن، بانک بذر، مکانیزاسیون بذر و سایر موضوعات) و نیز گرایش در بخش های مختلف شامل زراعت، باغبانی، علف های هرز، گیاهان دارویی و... ، گروه بندی شدند. پس از گروه بندی مقالات در زمینه های مختلف، تعداد و درصد مقالات اختصاص یافته به هر گروه مشخص شد.
    بافته ها: با مقایسه خلاصه مقالات چاپ شده در سه همایش برگزار شده، مشخص شد که موضوع درصد جوانه‏زنی و کنترل و گواهی بذر بیشترین سهم (در همایش های اول تا سوم به ترتیب 45، 38 و 54 درصد از کل مقالات چاپ شده) را به خود اختصاص دادند. به‏طور عمده گیاهان زراعی به ویژه غلات و گیاهان صنعتی روغنی بیشترین سهم (در همایش‏های اول تا سوم به‏ترتیب 78، 77 و 81 از مقالات گیاهان زراعی) را در بین مقالات داشتند. در مورد مقالات چاپ شده در مجلات داخلی بیشترین نرخ رشد مقالات بذری مربوط به موضوع بهبود بذر بود (79/0 افزایش مقاله در هر سال). این در حالی بود که نرخ رشد مقالات در سایر موضوعات مورد بررسی بین 06/0 (مکانیزاسیون) و 43/0 (جوانه‏زنی) در سال متغیر بود. در بین مقالات مربوط به گیاهان زراعی، گروه غلات بیشترین سهم را در اختیار داشت. در حالی که به گیاهان خانواده بقولات کمترین توجه شده است. مقایسه مقالات چاپ شده در مجلات داخلی با مجلات بین المللی نشان دهنده توجه کمتر به موضوع کمون و به‏طور‏کلی علف‏های هرز در کشور بود.
    نتیجه گیری
    به‏طور‏کلی با توجه به تلفات زیاد محصولات دانه‏ای در انبارها، خسارت بالای علف‏های هرز و ضعف ماشین‏آلات در تولید و نگهداری بذر و دانه در کشور ، آن‏طور که باید به این موضوعات پرداخته نشده است.
    کلیدواژگان: انبارداری بذر، بهبود بذر، علف هرز، مجلات علمی پژوهشی، همایش بذر
  • کبری نوری، محمداقبال قبادی *، هوشنگ قمرنیا صفحات 51-64
    سابقه و هدف
    حدود 10 درصد از اراضی قابل کشت در دنیا و تقریبا یک میلیون هکتار از اراضی زیر کشت ایران دارای مشکل ماندابی است. زمانی که میزان آب خاک در حدی افزایش یابد که از جریان اکسیژن در خاک ممانعت کند، ماندابی اتفاق می افتد. گیاهان دارای مکانیسم های متفاوتی در برابر ماندابی هستند. میزان خسارت به نوع گیاه، رقم، مدت ماندابی، مرحله رویش گیاه، دمای آب و غیره بستگی دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر مدت های مختلف ماندابی بر مراحل مختلف رشدی نخود در شرایط دیم انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش در سال زراعی 93-1392 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام گردید. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار بر روی نخود رقم ‘ILC482’، اجرا شد. تیمارها شامل مراحل مختلف رشد استقرار، رویشی، گلدهی و غلاف دهی (به ترتیب 14، 70، 126 و 182 روز بعد از کاشت) در کرت های اصلی و مدت های مختلف ماندابی (بدون ماندابی، 4، 8 و 12 روز) در کرت های فرعی بودند. کشت بصورت پاییزه و در شرایط دیم انجام شد. صفات عملکرد زیست توده، عملکرد دانه، شاخص برداشت، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، وزن صد دانه، پروتئین دانه در انتهای فصل رشد و روند پر شدن دانه، شاخص سطح برگ، وزن خشک برگ و ماده خشک کل در طول دوره رشد اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در مراحل استقرار، رشد رویشی و گلدهی با افزایش مدت ماندابی عملکرد دانه افزایش یافت، اما در مرحله غلاف دهی مقدار این صفت کاهش نشان داد. بیشترین خسارت ماندابی به عملکرد دانه در مرحله غلاف دهی مشاهده شد. با افزایش مدت ماندابی تعداد دانه در بوته افزایش معنی داری (2/21 درصد) داشت ولی پاسخ وزن صد دانه معکوس بود. تعداد دانه در بوته در ماندابی در مرحله غلاف دهی، 40 درصد نسبت به ماندابی در مرحله گلدهی کاهش داشت. کمترین پروتئین دانه نیز در ماندابی در مرحله غلاف دهی و به مدت 12 روز به میزان 04/16 درصد بود. شاخص سطح برگ، وزن خشک برگ و وزن خشک کل با اعمال ماندابی در مراحل استقرار، رویشی و گلدهی افزایش یافت اما در مرحله غلاف دهی در تمامی مدت های ماندابی این صفات کاهش نشان دادند.
    نتیجه گیری
    اعمال شرایط ماندابی در مراحل مختلف رشدی نخود در شرایط دیم (بجز مرحله غلاف دهی) نه تنها باعث کاهش عملکرد و اجزا عملکرد نشد بلکه بعد از رفع شرایط تنش، باعث بهبود و افزایش دوباره شده و بوته ها با تولید گل و غلاف های جدید، خسارت ناشی از ماندابی را جبران نمودند. علاوه بر این، بیشترین میزان خسارت نخود در تیمارهای بدون ماندابی (شرایط دیم) و مدت های ماندابی 12 روزه مشاهده شد.
    کلیدواژگان: دیم، عملکرد و اجزای عملکرد، مراحل مختلف رشد، مدت های ماندابی، نخود
  • احمد نوش کام*، غلامعلی کلاهچی، ابراهیم برزگری صفحات 65-75
    سابقه و هدف
    یکی از جنبه های مدیریت به زراعی درکشت ذرت مانند هر محصول زراعی دیگر، تعیین رقم و دور آبیاری مناسب جهت استفاده از پتانسیل هر رقم می‏باشد. یکی از مشکلات در زراعت ذرت در منطقه شمال خوزستان، اطلاعات اندک کشاورزان از خصوصیات زراعی هیبریدهای ذرت کاشته شده در این مناطق می‏باشد و این عامل، تصمیم گیری کشاورزان را برای انتخاب هیبرید مناسب برای کشت با مشکل مواجه کرده است. از طرفی مصرف آب در زراعت ذرت بالا است بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی واکنش هیبریدهای داخلی و خارجی موجود ذرت به دورآبیاری در منطقه شمال خوزستان انجام شد.
    مواد و روش ها
    آزمایش به صورت اسپلیت پلات (کرت های خردشده) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در سال 1394 انجام شد. عامل اصلی دور‏ آبیاری در سه سطح شامل 7، 14 و 21 روز یک بار که در مرحله گل دهی (ظهور گل تاجی یا تاسل) روی گیاه اعمال گردید و عامل فرعی هیبریدهای موجود در منطقه در 9 سطح شامل مغان 704، جوین 704، مبین 616، کارون 701، AS71، BC678، BC582، Simon، NS770 بودند. صفات اندازه گیری شده شامل عملکرد دانه، اجزای عملکرد دانه (تعداد ردیف دانه در بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن 1000 دانه)، ارتفاع بوته، تعداد برگ در بوته، قطر بوته، طول بلال، طول و عرض برگ بلال بودند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اثر دور آبیاری، هیبرید و اثر متقابل هیبرید × دور آبیاری بر عملکرد دانه، وزن 1000 دانه، تعداد دانه در ردیف بلال و طول بلال معنی دار شد. اثر هیبرید و اثر متقابل هیبرید × دور آبیاری بر تعداد ردیف دانه در بلال معنی دار بود. مقایسه میانگین اثر متقابل آبیاری و هیبرید بر عملکرد دانه نشان داد که هیبریدهای مغان 704 در دور آبیاری 7 روز (18/1 کیلوگرم در مترمربع) و دور آبیاری 14 روز (14/1 کیلوگرم در مترمربع)، هیبرید جوین 704 در دور آبیاری 7 روز (23/1 کیلوگرم در مترمربع)، هیبرید NS770 در دور آبیاری 7 روز (2/1 کیلوگرم در مترمربع) و دور آبیاری 14 روز (27/1 کیلوگرم در مترمربع)، هیبرید Simon در دور آبیاری 7 روز(15/1 کیلوگرم در متر مربع) و دور آبیاری 14 روز(2/1 کیلوگرم در متر مربع) دارای بیش ترین مقدار و هیبرید مبین در دور آبیاری 21 روز (54/0 کیلوگرم در مترمربع) و کارون 701 در دور آبیاری 21 روز(62/0 کیلوگرم در متر مربع) دارای کم ترین مقدار عملکرد دانه بودند. هیبرید مبین در دور آبیاری 7 روز دارای بیشترین تعداد ردیف دانه (9/14) و هیبرید simon در دور آبیاری 21 روز دارای کمترین مقدار (4/12) بود. هیبرید NS770 دارای بیشترین مقدار تعداد دانه در ردیف در دور آبیاری 14 روز (9/43) و 7 روز (6/42) و هیبرید مبین در دور آبیاری 21 روز (06/28) دارای کمترین مقدار بودند. هیبرید BC582 در دور آبیاری 14 و 21 روز دارای بیشترین طول بلال (به ترتیب 9/21 و 06/22 سانتیمتر) و هیبرید مبین در دور آبیاری 21 روز دارای کمترین مقدار (5/15سانتیمتر) بود. هیبرید Simon دارای بیشترین ارتفاع 16/260 سانتی‏متر، هیبرید مبین 616 دارای بیشترین تعداد برگ (6/15)، هیبرید Simon دارای بیشترین طول برگ (3/89 سانتی‏متر)، هیبرید BC678 دارای بیشترین عرض برگ (9 سانتی‏متر) بودند.
    نتیجه گیری
    می توان دورهای آبیاری بین 7 تا 14 روز را بعد از تاسل هی ذرت اعمال کرد و عملکرد دانه مشابه با دور آبیاری 7 روز به دست آورد ولی دور آبیاری بیش از 14 روز توصیه نمی گردد زیرا باعث کاهش معنی داری در عملکرد دانه می شود.
    کلیدواژگان: دور آبیاری، ذرت، هیبریدهای داخلی و خارجی، عملکرد دانه
  • سعید باقری کیا، محمدهادی پهلوانی، احد یامچی*، خلیل زینلی نژاد، علی مصطفایی صفحات 77-101
    سابقه و هدف
    در شرایط تنش خشکی که از جمله مهم ترین عوامل محدودکننده عملکرد گندم در مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به منظور پر کردن دانه ها اهمیت بیشتری می یابد. جهت درک فیزیولوژیکی انتقال مجدد و کمک به معرفی رقم متحمل به تنش خشکی مواد ژنتیکی موتانت ابزاری بسیار ارزشمند به شمار می روند. هدف این تحقیق مشخص کردن دلایل تنوع ژنوتیپ های مختلف گندم نان در فرآیند انتقال مجدد و ارتباط آن با عملکرد دانه در شرایط تنش خشکی و نقش اصلاح موتاسیونی در برنامه های اصلاحی گندم نان برای تنش خشکی بود.
    مواد و روش ها
    دو لاین موتانت پیشرفته گندم نان (T-67-60 وT-65-7-1 ) که از نظر انتقال مجدد بهبودیافته اند به همراه تیپ وحشی آن ها (رقم طبسی) در دو شرایط رطوبتی (مطلوب و 40-30 درصد ظرفیت مزرعه) به صورت یک آزمایش فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار کشت شدند. اعمال تنش در مرحله ظهور کامل سنبله (زادوکس 60) آغاز شد و جهت اندازه گیری انتقال مجدد و پارامترهای مرتبط با آن نمونه برداری ها در 5 مرحله و در فاصله های زمانی 7 روزه (در زمان های صفر، 7، 14، 21 و 28 روز پس از گرده افشانی) به تفکیک میانگره های ساقه اصلی صورت گرفت.
    یافته ها
    با توجه به نتایج می توان گفت ظرفیت ژنوتیپ ها در ذخیره مواد فتوسنتزی پیش از وقوع تنش انتهایی و قدرت بیشتر مخزن (عملکرد) از عوامل تعیین کننده میزان انتقال مجدد ساقه می باشند. نظر به بروز پیری احتمالی در لاین های موتانت در اثر تنش خشکی (به عنوان عامل محرک انتقال مجدد)، عملکرد و حداکثر چگالی وزنی بیشتر، این لاین ها از نظر انتقال مجدد و کارایی انتقال مجدد نسبت به تیپ وحشی خود در شرایط بهتری قرار داشتند. استفاده از تمام ظرفیت طول ساقه نقش کلیدی در انتقال ذخایر ساقه دارد. لاین موتانت T-65-7-1 در جهت پاسخ مناسب تر به شرایط تنش خشکی، از پتانسیل قسمت های مختلف ساقه (میانگره پدانکل، میانگره پنالتیمیت و میانگره های پایینی) در انتقال مجدد مواد فتوسنتزی استفاده کرد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این تحقیق می توان گفت دلایل تنوع ژنوتیپ های گندم نان در فرآیند انتقال مجدد ناشی از تفاوت در دریافت سیگنال های پدیده پیری در اثر تنش خشکی، در قدرت مخزن، در مقدار ذخایر مواد فتوسنتزی پیش از گرده افشانی و در استفاده از ظرفیت ذخایر طول ساقه (میانگره های مختلف ساقه) می باشد.
    کلیدواژگان: موتاسیون، تنش خشکی، پیری، عملکرد، گندم نان
  • مسعود خزاعی *، محمد گلوی، مهدی دهمرده، سیدمحسن موسوی نیک، غلامرضا زمانی، نفیسه مهدی نژاد صفحات 103-117
    سابقه و هدف
    کمبود آب از مهم ترین عوامل محدودکننده تولید در گیاهان است که از طریق تاثیر بر وضعیت فیزیولوژیکی گیاه، رشد و عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد. ارزن یک گیاه مهم به منظور بررسی مکانیزم های مقاومت به تنش در گیاهان نسبتا مقاوم به خشکی است. مکانیزم تغلیظ دی اکسید کربن در این گیاه، فتوسنتز و عملکرد بالاتری را در شرایط خشک تضمین می کند. اولین پاسخ گیاه به تنش بسته شدن روزنه است (4) و تاثیر خشکی بر فتوسنتز را می توان بر اساس هدایت روزنه ای ارزیابی نمود (25). در شرایط تنش خشکی محتوی نسبی آب برگ نیز به عنوان شاخصی از وضعیت رطوبتی گیاه است (22) و ارقام مقاوم ظرفیت بالای محتوی نسبی آب را نشان دادند(27). سطوح پایین نشت الکترولیت ها در ارقام مقاوم نشان دهنده حفظ تمامیت غشاء این ارقام است (22). پراکسیداسیون چربی های غشاء به همراه نشت الکترولیت شاخصی از مقاومت به خشکی محسوب می شود(3). هدف از این تحقیق بررسی تاثیرتنش خشکی بر ویژگی های مربوط به روابط آبی برگ پرچم و نفوذپذیری غشاء سلول و تاثیر آن بر عملکرد ارزن است.
    مواد و روش ها
    به منظور بررسی تاثیر تنش خشکی بر وضعیت آبی، تمامیت غشاء سلول و عملکرد ارزن آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در گلخانه تحقیقانی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند به اجرا در آمد. عوامل آزمایشی شامل ژنوتیپ های ارزن در سه سطح (باستان، KFM5 و KFM20) و تنش خشکی در سه سطح (شاهد، تنش متوسط و شدید بترتیب با تامین 100، 75 و 50 درصد نیاز آبی گیاه) بود. محتوی نسبی آب، هدایت روزنه ای و نشت الکترولیت ها در 30 و 45 روز بعد از اعمال تنش و عملکرد و اجزای آن در رسیدگی کامل اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد در ژنوتیپ ها افزایش شدت و دوام تنش خشکی باعث کاهش محتوی نسبی آب برگ و در نتیجه کاهش هدایت روزنه ای شد. افزایش شدت و دوام تنش از طریق پراکسیداسیون چربی غشاء باعث افزایش نفوذپذیری غشاء و کاهش شاخص پایداری غشاء در ژنوتیپ های ارزن شد. در ژنوتیپ ها افزایش تنش باعث کاهش معنی دار تعداد دانه در پانیکول، وزن هزار دانه و عملکرد دانه شد. در ژنوتیپ ها بالاترین و پایین ترین عملکرد دانه بترتیب در تیمار شاهد و تنش شدید مشاهده شد. در 30 روز بعد از اعمال تنش ارقام از نظر هدایت روزنه ای و محتوی نسبی آب برگ وضعیت مشابهی دارا بودند. 45 روز بعد از تنش ژنوتیپ باستان بالاترین هدایت روزنه ای را نشان داد و تحت تاثیر تنش متوسط و شدید (بترتیب50 و 33 درصد در مقایسه با شاهد) کمترین کاهش محتوی نسبی آب برگ را نشان داد. با وجود بالا بودن هدایت روزنه ای، محتوی نسبی آب برگ آن در 30 و 45 روز بعد از تنش (بترتیب 43/0 و41/0) اختلاف معنی داری با دو لاین دیگر نداشت. سطح پایین میزان مالون دی آلدئید و افزایش کم آن تحت تاثیر تنش نشان دهنده تاثیر کمتر تنش بر پراکسیداسیون چربی غشاء در ژنوتیپ باستان بود و در نتیجه این ژنوتیپ از توانایی بالاتری به منظور حفظ تمامیت غشاء سلول برخوردار بود. در تیمار شاهد و سطوح تنش عملکرد ژنوتیپ باستان بالاتر از دو لاین دیگر بود، ولی میزان کاهش عملکرد تحت تاثیر تیمار تنش در ژنوتیپ KFM20 (به میزان 57 درصد نسبت به شاهد) از بقیه ارقام کمتر بود.
    نتیجه گیری
    ژنوتیپ باستان از نظر وضعیت رطوبتی و عملکرد از برتری نسبی نسبت به دو لاین دیگر برخوردار بود و بنابراین انتظار می رود رشد بهتری در شرایط تنش خشکی داشته باشد. محتوی نسبی آب و هدایت روزنه ای بعنوان مکانیزم های سازگاری و مقاومت به تنش خشکی در گیاهان محسوب می شوند و محتوی مالون دی آلدئید نیز شاخصی از میزان خسارت وارده به غشاء سلول است که می توان همراه با عملکرد به منظور شناسایی ارقام حساس و مقاوم به خشکی آنها را مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، مالون دی آلدئید، محتوی نسبی آب، نشت الکترولیت
  • سمیرا ابراهیمی، علی عباسی سورکی*، سیف الله فلاح صفحات 119-132
    سابقه و هدف
    نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) از جمله گیاهان دارویی ارزشمند است که در درمان بسیاری از بیماری ها و صنایع دیگر کاربرد فراوان دارد و افزایش کمی و کیفی اسانس آن در طی تکنیک های زراعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. استفاده زیاد از کودهای شیمیایی به ویژه نیتروژن، علاوه بر آلودگی های زیست محیطی، برای گیاهان دارویی مخاطرات کیفی نیز به دنبال دارد. ازآنجاکه کشت مخلوط مصرف نهاده های شیمیایی را کاهش و بهره وری منابع را افزایش می دهد، کشت مخلوط گیاهان دارویی با لگوم ها می تواند به عنوان راهکاری در جهت کاهش مصرف نهاده ها به ویژه نیتروژن شیمیایی باشد. به علاوه ممکن است میل کشاورزان به تولید این گیاه افزایش و عملکرد بالاتری را سبب شود، ضمن اینکه تنوع زیستی و بهره وری را نیز به دنبال دارد. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر سطوح کاهش یافته نیتروژن و تاریخ نشاکاری بر خصوصیت های رشدی، عملکرد و اسانس نعناع فلفلی در نسبت های مختلف مخلوط با عدس انجام شد.
    مواد و روش ها
    آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال 1394 اجرا شد. تیمارها شامل نسبت های مختلف مخلوط (66٪ نعناع فلفلی: 33٪ عدس، 50٪ نعناع فلفلی: 50٪ عدس، 33٪ نعناع فلفلی: 66٪ عدس، کشت خالص نعناع فلفلی و عدس)، سه سطح کود نیتروژن (100٪، 75٪ و 50 ٪ نیاز نعناع فلفلی) در دو تاریخ نشاکاری نعناع فلفلی (10 اردیبهشت و 5 خرداد) بترتیب تحت عنوان عامل اول تا سوم بودند. خصوصیات رشدی نعناع فلفلی مثل ارتفاع، میزان تولید برگ، عملکرد ماده خشک نعناع فلفلی و عملکرد دانه عدس و نیز میزان و عملکرد اسانس نعناع فلفلی مورد مقایسه قرار گرفتند. شاخص نسبت برابری زمین نیز برای توضیح سودمندی مخلوط محاسبه گردید.
    یافته ها
    اثر نسبت های مخلوط، نیتروژن و تاریخ نشاکاری بر ویژگی های رشد، عملکرد و اسانس نعناع فلفلی معنی دار شد. بیشترین ارتفاع نعناع فلفلی در کشت خالص در تاریخ 10 اردیبهشت و مصرف 100% نیتروژن مشاهده شد و بیشترین تعداد برگ در بوته نیز در سطح 100% نیتروژن در کشت خالص و 10 اردیبهشت بدست آمد، اما با کاهش میزان کود مصرفی نیتروژن به 75% و 50%، بیشترین تعداد برگ در بوته نعناع فلفلی در تیمارهای کشت مخلوط به ویژه نسبت 66% نعناع: 33% عدس حاصل شد. اجرای کشت مخلوط، افزایش عملکرد ماده خشک، میزان و عملکرد اسانس نعناع فلفلی را نسبت به کشت خالص به همراه داشت. نشاکاری دیرهنگام و کاهش کود مصرفی نیتروژن، موجب کاهش این پارامترها گردید و کشت مخلوط تاحدودی توانست تاخیر نشاکاری و کمبود کود نیتروژن را جبران نماید. در نشاکاری 10 اردیبهشت، عملکرد ماده خشک نعناع فلفلی در نسبت مخلوط 66% نعناع:33% عدس در تمام سطوح کود نیتروژن بالاتر از کشت خالص بود. بیشترین میزان عملکرد معادل دانه عدس (2614 کیلوگرم در هکتار) در کشت خالص این گیاه بدست آمد که بیانگر مغلوب شدن عدس دراین سیستم و بهره برداری بیشتر نعناع فلفلی است. در سطح 75% کود نیتروژن مقدار نسبت برابری زمین مجموع، در همه نسبت های مخلوط بیشتر از یک بود. به طوری که در این سطح کودی در نشاکاری اول تیمار 50% نعناع: 50% عدس و در نشاکاری دوم تیمار 66% نعناع: 33% عدس بالاترین مقادیر شاخص نسبت برابری زمین (به ترتیب 17/1 و 10/1) را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    از آنجا که نشاکاری دیرهنگام (5 خرداد) نعناع فلفلی موجب کاهش پارامترهای رشدی گیاه گردید، نشاکاری نعناع فلفلی در تاریخ 10 اردیبهشت توصیه می گردد. اجرای کشت مخلوط سبب شد تا عملکرد نعناع فلفلی در مقادیر کمتر نیتروژن حفظ شود که می تواند مربوط به کارکرد عدس در تامین نیتروژن گیاه باشد. بنابراین می توان به منظور دستیابی به اهداف کشاورزی پایدار، کشت مخلوط این گیاهان را توصیه نمود.
    کلیدواژگان: عملکرد اسانس، نسبت های مخلوط، کود نیتروژن، ماده خشک، عملکرد معادل
  • بررسی تاثیر منبع نیتروژن و نحوه تقسیط آن بر صفات کمی و کیفی توتون در دو منطقه
    حجت صالح زاده، منوچهر قلی پور *، حمید عباسدخت، مهدی برادران صفحات 133-142
    سابقه و هدف
    یون های نیترات و آمونیوم در خاک تاثیر متفاوتی بر عملکرد کمی و کیفی توتون بجای می گذارند. عوامل اقلیمی، ادافیکی و مدیریتی نیز تاثیر آنها را تحت الشعاع قرار می دهند. نیتروژن با افزایش سطح برگ، محتوای کلر و نیکوتین برگ و در مقابل، با کاهش محتوای پتاسیم برگ، تاثیر متضادی بر کمیت و کیفیت برگ توتون دارد. کود اوره در مزارع توتون‏کاری کشور مصرف نمی‏گردد و کشاورزان بر این باورند که مصرف اوره در توتون باعث دیررسی و رنگ‏آوری نامناسب برگ توتون می‏گردد. این آزمایش به منظور بررسی برهمکنش منبع نیتروژن {کود آمونیومی اوره و کود نیترات آمونیوم} و الگوی تقسیط بر عملکرد کمی و کیفی توتون تیپ غربی اجرا شد.
    مواد و روش ها
    آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو منطقه ارومیه و تیرتاش در سال 1393 انجام گرفت. عامل اول دو منبع کود نیتروژن شامل نیترات آمونیوم و اوره، و عامل دوم چهار شیوه مصرف نیتروژن شامل مصرف کل نیتروژن مورد نیاز گیاه به صورت پایه قبل از نشاءکاری، مصرف دوسوم نیتروژن مورد نیاز گیاه به صورت پایه و یک سوم آن به صورت سرک در آغاز رشد سریع بوته ، مصرف نصف نیتروژن مورد نیاز گیاه به صورت پایه و نصف دیگر به صورت سرک در آغاز رشد سریع بوته و مصرف یک سوم نیتروژن مورد نیاز گیاه به صورت پایه و دوسوم آن به صورت سرک در آغاز رشد سریع بوته بود.
    یافته ها: نتایج نشان داد که عملکرد برگ خشک توتون در تیرتاش بیشتر از ارومیه بود. بهترین الگوی تقسیط برای کود اوره از لحاظ عملکرد برگ، الگوی دوسوم پایه و مابقی سرک و برای نیترات آمونیوم، الگوی یک سوم پایه و دوسوم سرک بود. در تیرتاش، کود اوره از لحاظ تجمع پتاسیم در برگ بر کود نیترات آمونیوم برتری داشت ولی در منطقه ارومیه، عکس این حالت بدست آمد. نیکوتین برگ تنها تحت تاثیر الگوی تقسیط قرار گرفت به طوری که تقسیط نیمی از کود به صورت پایه و مابقی سرک بهتر از سایر الگوها شد. نیترات آمونیوم نسبت به اوره تجمع کمتر کلر در برگ ها را بدنبال داشت.
    نتیجه گیری: اگرچه از نظر عملکرد برگ تفاوتی بین اوره و نیترات آمونیوم نبود ولی، استفاده از اوره و نیترات آمونیوم توانست محتوای پتاسیم برگ را بالا ببرد. نتایج بررسی حاضر ابهامات استفاده از کود اوره در مزارع توتون را برطرف کرده و با توجه به وفور نسبی کود اوره نسبت به نیترات آمونیوم و تولید داخلی بیشتر این کود، می تواند با انجام بررسی های تکمیلی مشکلات پیش روی توتون‏کاران مناطق مختلف کشور در تهیه کود نیترات آمونیوم را برطرف ‏نماید.
    کلیدواژگان: اوره، توتون، کمیت، کیفیت، نیترات آمونیوم
  • مرضیه جلیل شش بهره، محسن موحدی دهنوی*، بابک بحرینی نژاد، امین صالحی صفحات 143-156
    سابقه و هدف
    سرخارگل گیاهی علفی و چندساله، با نام علمی ((Echinaceae purpurea (L.) Munch متعلق به خانواده گل ستاره ای ها می باشد. تمام اندام گیاه سرخارگل ممکن است استفاده دارویی داشته باشد و به طور گسترده در تهیه قرص های دارویی و شربت استفاده می شود. نیتروژن نقش مهمی در پاسخ فیزیولوژیک گیاهان دارویی به تنش خشکی دارد. کاربرد کودهای زیستی نیتروژنه برای دست یابی به کیفیت مطلوب و پایدار و همچنین کاهش مصرف نهاده های شیمیایی حیاتی است. از این رو این آزمایش با هدف بررسی پاسخ عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک سرخارگل به منابع شیمیایی و زیستی نیتروژن در سطوح مختلف آبیاری انجام شد.
    مواد و روش ها
    آزمایش در سال های زراعی 93- 92 و 94-93 در شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. آبیاری پس از 25، 50 و 75 درصد تخلیه آب قابل دسترس خاک به عنوان عامل اصلی و نیتروژن به عنوان عامل فرعی در پنج سطح شامل 80 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص، 40 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص، کود نیتروکسین (پنج لیتر در هکتار)، تلفیق نیتروژن (40 کیلوگرم در هکتار) و نیتروکسین (پنج لیتر در هکتار) و عدم مصرف نیتروژن (شاهد) در نظر گرفته شدند. صفات مورد اندازه گیری شامل کلروفیل a، کلروفیل b، محتوی کلروفیل کل، پرولین، قندهای محلول، پارامترهای فلورسانس کلروفیل و عملکرد زیستی بودند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اثر سطوح مختلف آبیاری و نیتروژن برای همه صفات (به جز اثر نیتروژن بر کلروفیل کل) معنی دار شدند. همچنین برهمکنش سه گانه سال× آبیاری × منبع نیتروژن برای همه صفات اندازه گیری شده (به جز قند های محلول) معنی دار گردید. مصرف نیتروژن طی دو سال آزمایش در آبیاری پس از 25 و 50 درصد تخلیه، محتوی کلروفیل برگ را افزایش داد. حداکثر و حداقل فلورسانس از تیمار 80 کیلوگرم نیتروژن به ترتیب در آبیاری پس از 25 و 75 درصد تخلیه در سال دوم بدست آمد. حداکثر عملکرد زیستی در سال اول (2/5105 کیلوگرم در هکتار) و در سال دوم ( 08/12178 کیلوگرم در هکتار) از تیمار آبیاری پس از 50 درصد تخلیه و تیمارهای تلفیق نیتروکسین و 40 کیلوگرم و 80 کیلوگرم نیتروژن بدست آمد. به طور کلی سرخارگل برای مقابله با تنش خشکی مقدار قندهای محلول و پرولین را در برگ افزایش و سطوح مختلف نیتروژن نیز میزان قندهای محلول و پرولین را در برگ تحت تاثیر قرار داد.
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می گردد که برای دست یابی به بیشترین عملکرد اندام هوایی، آبیاری پس از 50 درصد تخلیه آب قابل دسترس صورت گیرد. همچنین مصرف تلفیقی نیتروکسین و 40 کیلوگرم نیتروژن، جایگزین مناسبی برای مصرف80 کیلوگرم نیتروژن می باشد.
    کلیدواژگان: قند محلول، فلورسانس، کلروفیل، نیتروکسین
  • نصیبه رضوان طلب *، افشین سلطانی، ابراهیم زینلی، رضا دیلم صالحی صفحات 157-177
    به منظور بررسی برخی از عوامل موثر بر مصرف سوخت در عملیات مختلف زراعی در تولید سویا در استان گلستان، تعداد 140 مزرعه از 10 شهرستان مختلف به صورت نمونه برداری سیستماتیک-تصادفی انتخاب شدند. فصل کشت، محصول قبلی، شهرستان، قدرت تراکتور، عملکرد دانه و مساحت زمین از عوامل مورد بررسی در مصرف سوخت به شمار آمدند. براساس یافته های تحقیق کشت سویا در فصل تابستان از مصرف سوخت کمتری برخوردار بود. همچنین کشت سویا پس از محصول سیب زمینی نیز از کمترین مصرف سوخت برخوردار بود که یکی از دلایل آن عدم خاک ورزی سنتی و کاهش تعداد دفعات دیسک زنی نسبت به سایر محصولات زراعی بود. استفاده از تراکتورهایی با قدرت بیشتر با کاهش زمان انجام عملیات زراعی مانند آماده سازی زمین و همچنین کاهش تعداد دفعات انجام آن نقش موثری در مصرف سوخت دارد. همچنین شهرستان های کردکوی و بندرگز نسبت به شهرستان های گرگان، گالیکش و مینودشت 39 درصد کمتر از سوخت های فسیلی استفاده کردند. عملکرد دانه نیز از رابطه مثبت و معنی داری با سوخت برداشت و مجموع کلیه عملیات و رابطه منفی و معنی داری با سوخت حفاظت برخوردار بود. همچنین با افزایش سطح زمین های تحت کشت سویا مصرف سوخت در عملیات آماده سازی زمین و حفاظت گیاهی کاهش یافت ولی در عملیات برداشت و مجموع کلیه عملیات افزایش نشان داد.
    کلیدواژگان: سوخت فسیلی، عملیات زراعی، قدرت تراکتور، سویا، استان گلستان
|
  • Zahra Movahedi, Ahmad Moieni * Pages 1-15
    Background And Objectives
    Potato (Solanumtuberosum L.) is the fourth most important food crop in the world. Potato micropropagation can be affected by some factors including the type of culture container, carbohydrate source and gelling agent.
    Materials And Methods
    In this study, the effects of above-mentioned different factors were investigated on the micropropagation of three potato cultivars (Agria, Marfona and Savalan) using MS medium. The effects of two type gelling agents (Agar Agar (7 gl-1)and Phytagel (3.5 gl-1) ), three carbohydrate sources (grade sucrose, table sugar, brown sugar (30 gl-1) ) and different culture containers (test tube, small glass bottle (110 × 60 mm), large glassbottle (150 × 95 mm) and polypropylenecontainer (90 × 90 ×110 mm) ) were investigated in the separated experiments. Each experiment was performed according to a factorial experiment based on completely randomized design (CRD) with 10 replications. After 30 days, different traits including shoot length per plantlet, mean of root length per plantlet, number of roots per plantlet, leaf size per plantlet, number of nodes per plantlet and mean of minituber weight per plantletwere measured.The regenerated plants were acclimatized and cultured in the field conditions for minituber production.
    Results
    The results indicated that the medium containing agar-agar as gelling agent had the highest shoot length per plantlet (5.16 cm) and mean of root length per plantlet (6.06 cm). The highest number of roots per plantlet (4.7) has been obtained by cultivars Marfona and Savalan. Cultivar Marfona also produced the maximum number of nodes per plantlet (9.2). Investigation of the carbohydrate source showed that the brown sugar has improved the most studied traits and the highest shoot length per plantlet (7.07 cm)and mean of root length per plantlet (6.61) have been obtained by the use of brown sugar. Also, the use of polypropylenecontainer (Vitro vent plant tissue container) improved the different studied characters including shoot length per plantlet(17.96 cm) andmean of root length per plantlet (11.73 cm).
    Conclusion
    In general, the use of agar–agar, brown sugar and polypropylene container can enhance the micropropagation rate and decrease the production input costs.Polypropylenecontainer has the unique capacity of continuous gas-exchange between the inner volume of the container and the outside environment. There is a continuous supply of fresh air in the container and no accumulation of volatile compounds.
    Keywords: Potato, Micropropagation, Gelling agent, Carbohydrate source, Culture container
  • Mahnaz Zafari * Pages 17-31
    Background And Objectives
    Safflower is cultivated for a long time in the past. This plant tolerates drought and salinity stress. Water limitation restricted the crop production in many parts of the world, especially in arid and semi-arid regions. The aim of this study was to select proper varieties of safflower in water limited conditions of cold regions and increase plant tolerance to this stress. Introducing of physiological traits associated with the water stress tolerance in safflower can be useful in selecting the appropriate cultivars in water scarce regions. Since the safflower is one of the important oil seeds, so this plant selected in this study.
    Materials And Methods
    In order to investigate the effect of water deficit stress on some physiological traits of safflower, an experiment carried out in Agricultural Research Station of University of Mohaghegh Ardabili in 2014, as split plot factorial based on randomized complete block design with three replications. The main factor was three irrigation schedules as irrigation after 80, 120 and 150 mm evaporation of the class A pan, and subplots, were three cultivars of safflower (Goldasht, Spiny Sina and Faraman) and two levels of Brassinosteroid (control and 10 -7 M).
    Results
    Based on results there was no significant interaction between irrigation and cultivar in photochemical efficiency of PSII (fv/fm). Interaction of cultivars and irrigatin schedules was significant on chlorophyll a, b and total chlorophyll, FO and Fm, relative water content and water saturation deficit, proline, soluble sugars and leaf protein. At severe stress (irrigation after 160 mm evaporation), Faraman cultivar had the highest soluble sugars, relative water content, chlorophyll a and total chlorophyll. Spiny Sina cultivar had the highest chlorophyll water saturation deficit and Goldasht had the highest content of proline and fo. In the sever stress ( 160 mm evaporation) fm of Goldasht and Faraman was placed in one statistical group and both had more fm than Sinaspiny and in leaf soluble protein, spinySina and Faraman with equal statistical group were superior to Goldasht. Simple effects of drought stress, cultivar and Brassinosteroid were significant in all studied traits. The main effects of water deficit showed that increasing water stress leads to elevated levels of proline, soluble sugars, water saturation deficit and the fo and fm. In contrast, the chlorophyll a, b, total chlorophyll content, relative water content, Fv/Fm, and soluble protein were reduced. Applying Brassinosteroid, resulted in a significant increase of chlorophyll a, b, total chlorophyll content, relative water content, fm, proline and soluble protein, but there were a decrease in soluble sugar, water saturation deficit, Fo and Fm.
    Conclusion
    It is concluded that in cold regions like Ardabil Faraman cultivar will have better growth in dry conditions than Goldasht and the spiny Sina is not suitable for the cultivation in the Ardebil region. Also, Brassinosteroid improved water content and caused more growth under water deficit stress
    Keywords: Proline, fluorescence, chlorophyll content
  • Process of seed research in Iran: from past to now
    Farshid Ghaderi-Far *, Morteza Gorzin, Seyyed Majid Alimagham Pages 33-50
    Background And Objectives
    It seems that there is no good long-term plan to resolve existing problems of seed production and technology fields in Iran. Most of studies about seed technology are based on researchers opinion, ease of implementation or following published articles in credible journals without considering the real needs of the country. Since there is no enough comprehensive information about the previous works in the field of seed, awareness of the past research trends can help researchers and the seed industry planners to know whether they are in right direction of seed industry or attention to unnecessary topics has prevented them from reaching this important. So the aim of this study is to summarize and organize past conducted studies in the field of seed technology. It is important to determine what areas of seed science have been overlooked to make recommendation.
    Materials And Methods
    This study was conducted in Gorgan university of agricultural sciences and natural resources in 2014. All the published articles by Iranian journals and three seed science and technology congresses were collected from 1987 to 2012. The articles were grouped based on their subjects and topics (seed germination and emergence, germination under stress conditions, seed vigor, seed dormancy, seed improvement, seed production and certification, seed storage, seed-borne diseases and pests, seed biotechnology, seed biochemistry, gene bank, seed bank, seed mechanization and other subjects) for crop plants, orchard plants, weeds, medicinal plants, and etc. The number and percentage of articles in each group were determined for each year from 1987 to 2012.
    Results
    According to the published articles in seed science and technology conferences, most of the articles were related to seed germination and seed control and certification (for first, second and third congresses were 45, 38 and 54 percent of total articles published, respectively). Mainly, more articles related to agricultural plants, especially cereals and oil industrial groups crops (for first, second and third congresses were 78, 77 and 81 percent of the articles for crops, respectively). Among the articles that published in national journals, the highest growth rate was on the subject of seed quality improving (0.79 number of articles per years). The growth rates of articles publishing for the other topics were varied from 0.06 (mechanization) to 0.43 (germination) number of articles per years. In related to crops, cereal crops had the highest proportion plant and pulse had the lowest. Based on comparison of papers published in Iran and international journals, it was found that in Iran considering to seed dormancy and generally weeds is less than international journals.
    Conclusion
    Due to the high losses of grains during storage, high amount of weeds damage, machines inability to crop production and storage in Iran, attention to these issues are necessary.
    Keywords: Scientific seed journals, Seed enhancement, Seed science, technology conferences, Seed storage, Weed
  • Kobra Noori, Mohammad Eghbal Ghobadi *, Houshang Ghamarnia Pages 51-64
    Background And Objectives
    About 10 percent of arable land in the world and almost one million hectares of land under cultivation in Iran has problem of waterlogging. When the soil water is increases as far that prevent the flow of oxygen in soil, waterlogging is happen. Plants have different mechanisms in the waterlogging conditions. The amount of damage depends to the crop, variety, waterlogging duration, plant growth stages, water temperature, and etc. So, this study was conducted in order to investigate the effect of different periods of waterlogging on various growth stages of chickpea in dry land conditions.
    Materials And Methods
    This study was carried out on chickpea cv. ‘ILC482’ at the agricultural research farm of Campus of Agriculture and Natural Resources, Razi University, Kermanshah, Iran during 2013-2014. The experimental design was conducted in a split plot based on a randomized complete block design (RCBD) with three replications. Treatment included time of waterlogging, establishment, vegetative, flowering and poding (14, 70, 126 and 182 days after sowing) were used as the main plot and four waterlogging durations (non-waterlogging, 4, 8 and 12 days waterlogging) served as the sub plots. Chickpea seeds were planted in autumn and dry land conditions. Grain and biomass yield, harvest index, number of grain per plant, number of pod per plant, 100-grain weight and grain protein content were measured at the end of experiment and also trend of grain filling, leaf area index, leaf dry weight and total dry weight were recorded during the waterlogging period.
    Results
    The results showed that with increase waterlogging durations were increased of grain yield at establishment, vegetative and flowering, but decreased at the poding stage. The highest loss in grain yield was waterlogging at the poding stage. With increasing duration of waterlogging increased the number of grain per plant significantly (22.2%), but was contrary for grain weight. Detriment of waterlogging on the number of grain of chickpea was in the final growth stages about 40% compared to flowering. The lowest of grain protein was at the poding stage with 12 days waterlogging about 16.04%. Leaf area index, leaf dry weight and total dry weight increased with waterlogging treatment at establishments, vegetative and flowering stages, but at the poding stage decreased in all waterlogging periods.
    Conclusion
    The waterlogging conditions at different growth stages of chickpea in dry conditions (except for poding stage) was not only reduces the yield and yield components, but also after the removal of waterlogging, cause recovery and increase again growth after treatment and each plant produces new flowers and pods compensated the damage caused by waterlogging conditions. Furthermore, in this study, the most of damage to chickpea had non waterlogging (dry conditions) and 12 days waterlogged treatments.
    Keywords: chickpea, different growth stage, dry farming, waterlogging, yield, yield components
  • Ahmad Nooshkam * Pages 65-75
    Background And Objectives
    one of the aspects of managing the maize, like any other crops, is determine the plant cultivar and irrigation interval for using the cultivar potential. one of the most important problems in corn cultivation in the northern region of Khuzestan is low information of farmers about grain yield and some agronomic characteristics of domestic and foreign corn hybrids in this region and this factor lead to difficulties in the decision of farmers to select suitable hybrids for cultivation. also water consumption is high in corn, thus this study was carried out to evaluate the reaction of domestic and foreign corn hybrids available in response to difefrent irrigation intervals.
    Materials And Methods
    This experiment was carried out on the basis of split-plot design in completely randomized block design with three replicates in 2015. Irrigation treatments in three levels includes 7, 14 and 21 day’s interval) as main-plot that applied in flowering(tassel emergence) and available hybrids in region in nine levels includes Moghan704, Jovin704, Mobin 616, Karoon 701, NS770, Simon, BC582, BC678 and AS71 as sub-plot were carried out. The characteristics measured were yield and grain yield components (number of kernel rows, number of kernels per row, 1000-kernel weight), plant height, number of leaves per plant, plant diameter, length and width of ear leaf, ear length.
    Results
    Results showed that the effect of irrigation treatments, hybrid and irrigation×hybrid interactions on grain yield, 1000-kernel weight, ear length and number of kernels per row was significant. The effect of hybrid and irrigation×hybrid interaction on number of kernel rows was significant. Mean comparison of irrigation×hybrid interactions on grain yield showed that the highest amount of grain yield was observed in Moghan704 in 7 day (1.18 kg/m2) and 14 day (1.14 kg/m2) intervals, Jovin 704(1.23 kg/m2) in 7 day intervals, Simon in 7day (1.15 kg/m2) and 14 day(1.2 kg/m2) and NS770 in 7 (1.2 kg/m2)and 14(1.27 kg/m2) day interval and the lowest amount of grain yield was observed in Mobin 616 in 21 day interval(0.54 kg/m2) and Karoon 701 in 21 day intervals(0.62 kg/m2). Mobin616 hybrid had the highest number of kernel rows in 7 day intervals (14.9) and Simon had the lowest amount in 21 day interval (12.4). NS770 had the highest number of kernels per row in 14 day intervals (43.9)) and Mobin616 had the lowest amount in 21 day interval (28.06). BC582 hybrid had the highest ear length in 14 (21.9) and 21 day intervals (22.06) and Mobin616 had the lowest amount in 21 day interval (15.5). Simon had the highest plant height (260.16 cm). Mobin hybrid had the highest leaf number (15.6). Simon hybrid had the highest leaf length (89.3 cm). In terms of leaf width, BC678 had the highest amount (9 cm).
    Conclusions
    7-14 days irrigation interval can be applied after corn tasseling and achieved grain yield similar to 7 days. But irrigation interval more than 14 days is not recommended because cause a significant decrease in the grain yield.
    Keywords: Corn, Irrigation interval, domestic, foreign hybrid, grain yield
  • Saeed Bagherikia, Ahad Yamchi * Pages 77-101
    Background And Objectives
    Under drought stress condition as one of the most important limiting factor of seed yield in wheat at arid and semi arid regions, the remobilization of assimilates gain more value for filling the grains. The mutant genetic materials are invaluable tools to understand the physiology of remobilization and to help the introducing new drought tolerant cultivars. The aim of this study was to determine the reasons of variation in bread wheat genotypes in the process of remobilization and its relationship with grain yield in drought stress conditions and the role of mutation breeding in bread wheat breeding programs under drought stress.
    Materials And Methods
    Two advanced mutant lines of bread wheat (T-67-60 and T-65-7-1) having improved remobilization along with the wild type (cv. Tabasi) were planted at two moisture conditions (normal and 30-40% of field capacity) as a factorial experiment based on a completely randomized design with three replications. Drought treatment initiated at full heading stage (Zadoks 60) and for measuring remobilization and other related parameters, sampling from internodes of the main stem was conducted over 5 times at intervals of 7 days (0, 7, 14, 21, 28 days after anthesis).
    Results
    Based on the results the capacity of genotypes to storage assimilates before terminal stress and high capability of the sink are main factors to determine the amounts of stem remobilization. Considering the senescence possibly induced by drought stress on the mutant lines (as a stimulating factor for remobilization), yield and maximum specific weight, remobilization and remobilization efficiency of the lines were in better situation than the wild type (cv. Tabasi). Also the using the full-length potential of stem had a key role in the mobilization of stem reserves. For better response to stress conditions, mutant line T-65-7-1 has utilized from potential of all parts of the stem (peduncle, penultimate and lower Internodes) for remobilization of assimilates.
    Conclusion
    Based on the results we can say that the reasons of variation in bread wheat genotypes in the process of remobilization are the difference in receiving signals of senescence phenomenon under drought stress, capability of the sink, the rate of the reserves assimilated before anthesis and the use of reserves capacity over stem (different stem internodes).
    Keywords: Mutation, Drought Stress, Senescence, Yield, Bread Wheat
  • Masoud Khazaei *, Mohammad Galavi, Mehdi Dahmardeh, Seyed Mohsen Mousavi Nik, Gholam Reza Zamani, Nafiseh Mahdi-Nejad Pages 103-117
    Background And Objectives
    Water shortage is one of the most important limiting factors for crop production, that affected on growth by changing physiological conditions. Millet is an important plant to investigate the mechanisms of stress tolerance in plants which are relatively resistant to drought. The assimilation and dry matter production is high in this plant in dry conditions and its reason is the mechanism of condensed carbon dioxide. Chavez (2003) stated that the first plant response to stress is stomatal closure and the impact of drought on photosynthesis can be evaluated based on stomatal conductance (4,25). Relative water content is as well as an indicator of plant water status in stress conditions (22). Resistant varieties show high relative water content (27). Low electrolyte leakage indicates membrane integrity (22). electrolyte Leak and membrane lipid peroxidation are indexes of drought resistance (3).
    Materials And Methods
    This study was carried out in Research greenhouses of Birjand University in 2014. A factorial arrangement of treatments based on randomized complete block design (Due to the lack of uniformity of light) with four replications was used .The studied factors were drought stress with three levels including 100, 75 and 50 percent of plant water requirement (non-stress, moderate and severe stress respectively) and millet cultivar with three levels (including Bastan, promising lines KFM5 and KFM20). Relative water content, stomatal conductance, electrolyte leakage was measured in 30 and 45 day after stress and yield in maturity.
    Results
    The results showed that relative water content (RWC) and stomatal conductance decreased as intensity and duration of drought stress increased in all three varieties. Membrane lipid peroxidation, permeability of membranes and electrolyte leakage increased and membrane stability decreased as intensity and duration of drought increased in all three cultivars. Drought stress reduced number of grains per panicle, seed weight and seed yield compared to control. The highest and lowest seed yield was observed in control and severe stress respectively in all three cultivars. All three variety or cultivar had similar status in stomatal conductance and leaf relative water content in 30 day after stress. Although among the varieties, Bastan had the highest stomatal conductance and was less affected under moderate and severe stress (50 and 33 percent respectively compared to control) in 45 day after stress but Bastan had an appropriate realative water content (0.43 and 0.41 respectively) and had not significantly different with other lines. The malondialdehyde content (MDA) was low in Bastan compared to other cultivars and the membrane lipid peroxidation was less affected by increasing drought stress indicating that the variety is of more potential to protect membrane integrity. Bastan indicated greater performance than the other lines, this performance was more drastically decrease compared to KFM20 line under stress treatments.
    Conclusion
    Bastan is better than the other lines and is advisable to drought stress conditions. Realative water content and stamatal conductance are mechanisms of adaptation and resistance to drought stress and Malondialdehyde is an indix of the amount of damage to the cell membrane that used in order to identify the susceptible and resistant variety to drought stress.
    Keywords: Yield components, Malondialdehyde, Relative water content, Electrolyte leakage
  • Samira Ebrahimi, Ali Abbasi Sourki *, Seyfollah Fallah Pages 119-132
    Background
    Peppermint (Mentha piperita L.) is one valuable medicinal plant due to its efficacy in treatment of many diseases and other industries, so increment of quantity and quality of its essence through agricultural techniques has special importance. Excessive use of chemical fertilizers, especially nitrogen, in addition to environmental pollution, infers quality risks for medicinal uses. Intercropping with legumes could be a technique to reduce chemical inputs, especially nitrogen. In addition, it may increase desire of farmers to cultivation of this plant and lead to higher performance, while biodiversity and productivity also increase. So the study was conducted to investigate effects of different levels of nitrogen and transplanting date on some growth traits, yield and essential oil of peppermint in different ratios of intercropping with lentils.
    Materials And Methods
    This experiment was done as factorial based on a randomized complete block design with three replications during 2015 at research farm of Shahrekord University. Treatments include different ratios of intercropped or sole cropping (66% mint: 33% lentils, 50% mint: 50% lentils, 33% mint: 66% lentils, and sole cropping of peppermint and lentils), three nitrogen levels (100%, 75% and 50% of peppermint request) in two transplanting date for peppermint (29 April and 25 May) were evaluated as first to third factor. Growth characteristics of mint like height, leaf production rate, dry matter yield and grain yield of lentil were measured along with essential oil rate and yield of pepper mint.
    Result
    Effect of intercropping ratios, nitrogen and transplanting date was significant on growth characteristics, yield and essential oil of peppermint. Higher peppermints were seen in sole cropping, at 29 April and 100% nitrogen requirement, more number of leaves per plant also were in this planting date and nitrogen level in sole cropping. But by reducing of nitrogen fertilizer to 75% and 50%, highest number of leaves were acquired in intercropping treatments especially 66% mint: 33% lentils at 29 April. Intercropping increased dry matter yield, the essential oil rate and yield compare to sole cropping. Conversely, late planting and reduced nitrogen fertilizer decreased these parameters. Intercropping could partly compensate for the lack of nitrogen and planting date. In 29 April, dry matter yield of 66% mint: 33% lentils at all levels of nitrogen fertilizer was higher than sole cropping. The highest yield of grain (2614 kg per hectare) also was obtained in its sole cropping, this means that lentil was not dominated in this intercropping system. Total land equivalent ratio for 75% N fertilizer was mar than one in all intercropping ratios, tough in first transplanting date plots with 50%mint:50%lentil and for second transplanting date 66%mint:33%lentil with 1.17 and 1.1 had higher LER.
    Conclusion
    Since late transplanting (25 may) decreased growth parameters of peppermint, transplanting on 29 April is recommended. But in nitrogen deficiency condition, intercropping may yield better results. This result can be related to the nitrogen fixation of lentils. In order to achieve sustainable agriculture, intercropping of these plants recommended.
    Keywords: Essential Yield, Intercropping Ratio, Nitrogen Fertilizer, Dry Matter, Equivalent Yield
  • Study the Effect of Different Nitrogen Resources on Quality and Quantity of Tobacco in Two Locations
    Manoochehre Qoolipuor * Pages 133-142
    Background
    Nitrate (NO3-) and ammonium ion (NH4) in the soil differ for their effects on yield quantity and quality of tobacco. Climatic and edaphic factors and agronomic management can undermine their differences. With the increase in leaf yield, chlorine and nicotine content of the leaves and on the contrary, by reducing potassium content, nitrogen, has the opposite effect on the quantity and quality of tobacco leaves. Tobacco farms do not consume urea fertilizer in the country and farmers believe that the use of urea result to the late tobacco and tobacco leaf color is inappropriate technology.
    Material and
    Method
    Two field experiments were conducted in Oromieh and Titrtash in 2014 to study the interactive effects of nitrogen resources) urea (ammonium) and nitrate ammonium fertilizers (and application pattern on yield quantity and quality of tobacco. The treatments were factorial arrangement of nitrogen resources and application patterns of basal, 2/3 basal and 1/3 after initiation of rapid growth (AIRG, about three days after transplanting), 1/2 basal and 1/2 AIRG, 1/3 basal and 2/3 AIRG) with 3 replications based on randomized complete block design. Dry leaf yield, gross revenue, average price of tobacco, chlorophyll, nicotine, sugar, ash, chlorine, potassium, plant height and leaf area index were measured. Analysis of variance was performed using SPSS software.
    Finding: The results indicated that the leaf yield was higher in Tirtash than Oromieh. In terms of leaf yield, the best application pattern for urea and nitrate ammonium was 2/3 basal and 1/3 AIRG, and 1/3 basal and 2/3 AIRG, respectively. Regarding potassium content of cured leaf, urea was better than nitrate ammonium for Tirtash. But for Oromieh, it was vice versa. Nicotine content was only affected by application pattern; the 1/2 basal and 1/2 AIRG was the best for nicotine content. Ammonium nitrate caused lower accumulation of chloride in leaf than urea. Generally, although urea and nitrate ammonium did not differ for leaf yield, but they can enhance leaf quality (potassium content) in Tirtash and Oromieh, respectively.
    Conclusion
    As a conclusion it can be said that the effect of nitrogen source on leaf yield was not significant. In other words, no difference between urea and ammonium nitrate in terms of leaf yield.The results dispel the ambiguities use of urea fertilizer in the tobacco field and given the relative abundance of urea relative to ammonium nitrate fertilizer domestic production of these fertilizers, the problems facing tobacco farmers in different regions in the preparation of ammonium nitrate fertilizer eliminated.
    Keywords: ammonium nitrate, quality, quantity, tobacco, urea
  • Marziyeh Jalil Sheshbahrhe, Mohsen Movahhedi Dehnavi *, Babak Bahreininejad, Amin Salehi Pages 143-156
    Background And Objectives
    Purple coneflower (Echinacea purpurea L.) is a perennial and herbaceous medicinal plant belonged to Asteraceae. All plant organs, have medicinal properties, but roots, leaves and flowers use to provide pill and syrup in large-scale. Echinacea is widely used in treating urinary tract diseases, respiratory disorders and viral infections. Nitrogen has an important function in physiological responses of medicinal plants to drought. Application of nitrogen biological fertilizers to achieve proper and sustainable quality and also reducing chemical fertilizers is critical. This field experiment was conducted to study the response of yield and physiological characteristics of Purple coneflower to chemical and biological sources of nitrogen under different irrigation regimes.
    Materials And Methods
    The experiment was conducted in a research field in Lordegan county, Caharmahal and Bakhtiari provienc as a split plot based on a randomized complete block design with three replications during 2013–2014 and 2014-2015 cropping seasons. Irrigation treatments were scheduled based on the depletion percentage of the soil available water (SAWD) (25% SAWD, 50% SAWD and 75% SAWD) and allocated as main-plot, and five levels of nitrogen source including 80 kg N/ha, 40 kg N/ha, 40 kg N/ha 5 L/ha Niroxin, 5 L/ha Niroxin and non-nitrogen (control) were allocated as sub-plot factor. The measured characteristics included of chlorophyll a, chlorophyll b, total chlorophyll, leaf proline, soluble sugars, flourescence parameters and biological yield.
    Results
    Results showed that different levels of irrigation and nitrogen for all traits (except the effect of nitrogen for total chlorophyll) were significant. Interaction of year×irrigation× nitrogen source for yield and all physiological characteristics except for soluble sugers was significant. During the two years of experiment application of nitrogen sources increased chlorophyll content in irrigation after 25% and 50 % SAWD. The minimum and maximum fluorescence yield, achieved from interaction between 80 kg nitrogen at 25% and 75 % SAWD in the second year, respectively. Maximum yield obtained from 80 kg nitrogen and 5 L/ha nitroxin 40 kg nitrogen at 50% SAWD in both years. Maximum biological yield in first year (5105.2 kg/ha) and second year (12178/8 kg/ha) obtained from 80 kg nitrogen and 5 L/h nitroxin 40 kg nitrogen at 50% SAWD in both years.
    Conclusion
    Irrigation after 50% SAWD can be suggest to obtain maximum biological yield of Echinacea purpurea. Application of Nitroxin as a biofertilizer and 40 kg N/ha as chemical nitrogen can be a proper alternative to the consumption of 80 kg N/ha.
    Keywords: Chlorophyll, Flourescence, Nitroxin, Soluble sugars
  • Nasibe Rezvantalab * Pages 157-177
    In order to examine some of the factors affecting fuel consumption in the various agricultural operations in soybean production in Golestan province were selected 140 fields from 10 cities in the manner of systematic- random sampling. Growing season, the previous crop, the city, the power of the tractor, grain yield and the field area were considered as the factors affecting fuel consumption. Based on the results, summer soybean production had less fuel consumption than spring soybean production. Also, soybean production after potato cultivation had the least fuel consumption. One of the reasons were the lack of traditional tillage and reducing the number of disking times than other crops. Using of the tractors with more power by reducing the time for agricultural operations such as land preparation and also by decreasing in number passing of equipment can reduce the fuel consumption. Also, Kordkouy and Bandar-e-gas cities used 39 percent fossil fuel consumption lower than Gorgan, Galikesh and Minoodasht cities. The soybean grain yield had a positive significant relationship with fuel consumption for soybean harvesting and total fuel consumption. Also it had negative significant relationship with land preparation and crop protection in soybean production. By increasing the soybean field areas, fuel consumption in land preparation and crop protection were decreased and it increased in harvesting and total cultural operations.
    Keywords: cultural operations, fossil fuel, Golestan province, soybean, the power of tractors