فهرست مطالب

ادب فارسی - سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی محمد موذنی *، هادی انصاری صفحات 1-18
    آثار منظوم مولانا جلال الدین پر از آوا و نوا و موسیقی است؛ زیرا جان سراینده اش با موسیقی آمیخته شده و موسیقی نیز در تمام اجزای وجودش رخنه کرده است. به گواهی اشعارش، به ویژه غزلیات، وی درموسیقی علمی و عملی روزگار خود مهارت و تسلط کامل داشته است. آن دم که کلامش پر از وزن و آهنگ و موسیقی می شود، می توان معنای سخن او را دریافت که در نظر او، شعر موسیقی کی هانی است و «اصوات» از هر نوعی که باشد، بهترین ابزار برای ایجاد موسیقی است. این آواها، نواها و صوت ها نشانگر روح پرتلاطم و خروشان مولاناست که دمی آرام ندارد و همواره در حال تکاپو و جنبش است؛ چون می خواهد از «لفظ» به «معنی» برسد و در این مسیر، موسیقی، یاریگر خوبی است. در میان انواعموسیقی که درکلام منظوم مولانا دیده می شود، نوعی موسیقی می توان یافت که صوت ها، آواها و تکرارآن ها نقش مهمی در ایجاد آن دارند. مولانا در این موسیقی اصوات که ازهماهنگی صامت ها و مصوت ها ایجاد می شود و به موسیقی داخلی شعر مربوط است، از صوت (شبه جمله)، اسم صوت (نام آوا)، اتباع (الفاظبه ظاهر مبهم، ولی موسیقی آفرین) و ارکان عروضی فراوان استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: صوت، اسم صوت، موسیقی، ارکان عروضی، اتباع
  • مریم حسینی، رقیه وهابی دریاکناری * صفحات 19-38
    موضوعات و درون مایه های آثار بهرام بیضایی تنوع چشمگیری دارد. وی در آفرینش های ادبی خود، شگردهای ادبی گوناگونی ارائه می دهد که در پژوهش حاضر، ضمن بررسی، تحلیل و طبقه بندی موضوع های داستانی بیضایی، این شگردها در روایت داستان نمایش داده می شود. در این پژوهش 24 اثر ادبی بیضایی که شامل سیزده فیلم نامه، هشت نمایشنامه و سه برخوانی است، بررسی می شوند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است؛ بدین صورت که ابتدا موضوعات مورداستفاده بیضایی مشخص و سپس درباره هریک از آنها، نمونه هایی ارائه و تحلیل می شود. موضوعات موردعلاقه بیضایی عموما شامل موضوعات ملی، اجتماعی، تاریخی، مذهبی و اعتراضی به سینماست. او در آثارش فضاهای بسیاری به نمایش گذارده، ولی به ارائه موضوعات اجتماعی و ملی اقبال بیشتری نشان داده و آثار متعددی در این حوزه ها آفریده است. وی برای طرح مضامین اجتماعی ، از شگردهای هنری گوناگونی چون «به کارگیری اسطوره ها»، «اقتباس از متون کهن»، «تمثیل» و «استفاده از قابلیت های ادب عامه» سود می جوید.
    کلیدواژگان: روایت های داستانی، موضوع، بهرام بیضایی، فیلم نامه، نمایشنامه
  • محمود عابدی *، شهره معرفت صفحات 39-52
    «عتابی» و «عتابی» در شعر گروهی از شاعران گذشته و از جمله در بیتی از سعدی آمده است. مولفان فرهنگ های فارسی، عموما، عتابی را پارچه ای دانسته اند که شخصی به نام عتاب پدید آورده یا آنکه در جایگاهی معروف به عتابیه (العتابیه)، محله ای در بغداد، بافته شده است. به نظر ما در این جا سهوی پیش آمده است و اصولا نام این پارچه «راه راه و مخطط»، یعنی «عتابی» با معنی اصلی کلمه «عتاب» در پیوند است؛ چنان که در کاربرد «الحمار العتابی: گورخر» در متون عربی نیز چنین است. در این مقاله با یادآوری رای علامه قزوینی در این باره و عرضه شواهدی از متون عربی و فارسی پیش از قرن هفتم، نشان داده ایم که سعدی در به کار بردن «جامه عتابی» و «خر عتابی» به آثار فارسی و عربی پیش از خود نظر داشته است.
    کلیدواژگان: عتابی، عتابی، جامه عتابی، خر عتابی، شعر سعدی
  • عباس ماهیار، لیلا کرمی * صفحات 53-72
    نعت حضرت رسول اکرم(ص) از زمان ظهور اسلام، هم فصل مشترک مذهبی– ادبی فرقه های مختلف دین اسلام است و هم فتح الباب دیوان های اغلب شاعران عربی و فارسی است. در بلاغت فارسی و عربی، نعت، زیرگونه مدح معرفی شده است. خاقانی شروانی یکی از شاعران مداح زبان فارسی است که در دیوان خود و به ویژه در قصایدش، نعتیه های فراوانی در قالب مدح سروده است. این پژوهش می کوشد به روش تحلیلی- توصیفی در قلمرو قصاید خاقانی، روشن کند که نعتیه های وی دارای چه ساختار و مضمونی است و چه اغراض و ابزاری در این زیرگونه ادبی- بلاغی وجود دارد. با تامل و دقت در نعتیه های فراوان خاقانی دریافتیم که این زیرگونه ادبی دارای مضامین و درون مایه های ژرف دینی است که با کمال صداقت و رعایت معیارهای اخلاقی، مستند به تاریخ، به دور از اغراق های افراطی و با هدف التجا و تمسک به حضرت رسول(ص) در لحظات دشوار، شناسایی معارف و آموزه های دینی و مذهبی و... سروده شده است.
    کلیدواژگان: شعر فارسی، خاقانی، نعت، نعت نبوی، حضرت مصطفی(ص)
  • علیرضا حاجیان نژاد *، میرفت سلمان صفحات 73-94
    استعارات، کنایات، تشبی هات، مجاز و ضرب المثل ها علاوه بر جنبه تخییلی، جنبه فرهنگی نیز دارند. ازآنجاکه این تعبیرات آیینه تمام نمای تاریخ، فرهنگ و اندیشه در هر جامعه هستند، در حوزه مباحث معاصر ترجمه، توجه صاحب نظران را به خود جلب کرده است. ترجمه عناصر و جنبه های فرهنگی گنجانده شده در متن، در باور برخی از نظریه پردازان معاصر امکان پذیر نیست، درحالی که برخی دیگر آن را در ضمن چارچوب های خاصی ترجمه پذیر می دانند. این جستار با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و براساس مدل ایویر به بررسی، نقد و مقایسه شیوه ترجمه مفاهیم فرهنگی و صورخیال و... موجود در خطبه صدوهشتم نهج البلاغه ترجمه های فیض الاسلام، شهیدی و دشتی می پردازد. در این پژوهش تلاش می شود به این پرسش پاسخ داده شود که ترجمه عناصر فرهنگی از زبان مبدا (عربی) به زبان مقصد (فارسی) چقدر امکان پذیر بوده است؟ نتایج این جستار گویای آن است که در بین روش های پیشنهادشده برای ترجمه عناصر فرهنگی، روش تلفیقی از ترجمه برابر و معادل در فرهنگ مقصد یکی از موفق ترین روش هاست، درحالی که ترجمه چنین تعابیر به صورت آزاد، تنها نقش کارکردی محض آنها را منعکس می کند و ارزش فرهنگی تعبیر را نادیده می گیرد.
    کلیدواژگان: خطبه 108 نهج البلاغه، عناصر فرهنگی، استعاره، کنایه، ضرب المثل، شیوه های ترجمه
  • سیده مریم روضاتیان، فاطمه سادات مدنی * صفحات 95-112
    عطار نیشابوری، شاعر و مولفی است که با قرارگرفتن در دوره ای بین عصر سنایی و روزگار مولوی، حلقه اتصال آغاز و اوج مسیر عارفانه شعر فارسی شده است. در آثار عطار باتوجه به آشنایی او به داستان پردازی و استفاده از حکایات گوناگون، مشابهت های مضمونی با یکدیگر دیده می شود. در این پژوهش حکایات مشترک تذکره الاولیا و مثنوی منطق الطیر بررسی و برای دریافت نحوه ارتباط و مناسبات آنها با یکدیگر، از مباحث بینامتنی و به ویژه نظریه ژرار ژنت استفاده می شود. در این نظریه روابط بین متون بررسی شده است؛ چنان که براساس دسته بندی های ارائه شده در آن، می توان روابط میان بین را بررسی و تحلیل کرد. نکته مهم آن است که باتوجه به ویژگی های منحصربه فرد متون ادبی زبان فارسی، می توان از دسته بندی های پیشین فراتر رفت و برای گسترش آنها اقدام کرد. این گونه بررسی ها ارتباط بین آثار عطار و روش او را در نحوه به کارگیری حکایات در دو کتاب مذکور روشن می کند. همچنین آثار عطار با قرارگرفتن در جایگاه نمونه های ادبی سبب ایجاد دسته بندی های تازه در حوزه بینامتنیت می شوند.
    کلیدواژگان: بررسی بینامتنی، ژرار ژنت، عطار، تذکره الاولیا، منطق الطیر
  • سید جواد مرتضایی *، سید محسن حسینی وردنجانی صفحات 113-131
    مکتب ایماژیسم، یکی از مکاتب ادبی است که در ادب فارسی هم ظهور قابل توجهی دارد. تاکنون پژوهشگران علاوه بر ادب معاصر فارسی، در شعر سبک هندی نیز نمودهایی از ایماژیسم فارسی ارائه کرده اند. ما در این پژوهش به همانندی های موجود میان شعر خاقانی و مکتب ایماژیسم اشاره می کنیم؛ یعنی مجموعه مولفه هایی که باعث می شود شعر خاقانی به عنوان یک شاعر ایماژیست موردتوجه قرارگیرد و باتوجه به بنیادی ترین اصل شعر ایماژیستی، یعنی تصویر به مثابه رنگ اصلی شعر، شعر خاقانی را بررسی می کنیم و نشان می دهیم که در میان تمام امکانات شعری، دغدغه اصلی خاقانی، همانند ایماژیست ها، تصویر (ایماژ) است. او اغلب امکانات شعری خود را درجهت آفرینش تصویر به کارمی گیرد و با شگردهای متنوع تصویرگری، تصویر را به مثابه رنگ اصلی شعر خود قرارمی دهد. ضمن اینکه برخی از اشکالات عمده شعر ایماژیستی مانند نبود عاطفه انسانی و عدم امکان سرایش شعر بلند و روایی، در شعر خاقانی وجود ندارد. باتوجه به این ویژگی ها، می توان شعر خاقانی را به عنوان نمونه پیشتاز و برتر شعر ایماژیستی در ادب کلاسیک فارسی معرفی کرد.
    کلیدواژگان: خاقانی، ایماژیسم، شگردهای تصویرگری، رنگ اصلی، شعر
  • علیرضا امامی *، سید محمد صاحبی، فاطمه زمانی صفحات 133-151
    نوشدارو اثر علی موذنی یکی از متون ادبیات داستانی معاصر است که در ابعادی گسترده با داستان های اسطوره ای و حماسی شاهنامه ازجمله رستم و سهراب، سیاوش، فریدون و ضحاک پیوند و ارتباط برقرار کرده است. کشف و شناخت انواع این روابط نه تنها به درک بهتر رمان یاری می رساند، بلکه برای شناخت ویژگی های برخی از داستان های معاصر که از آثار حماسی و به ویژه شاهنامه تاثیر پذیرفته اند، سودمند خواهد بود. برای نیل به این مقصود، در مقاله حاضر، بر مبنای نظریه ژرار ژنت، روابط ترامتنی رمان نوشدارو با شاهنامه بررسی شده است؛ ژنت این رابطه ها را به پنج دسته تقسیم می کند: بینامتنی، پیرامتنی، فرامتنی، سرمتنی و بیش متنی. در این جستار نخست بحث هایی مقدماتی درباره بینامتنیت و ترامتنیت مطرح می شود، آن گاه محتوای رمان را به اجمال بررسی می کنیم و سپس در هریک از قسمت های مقاله، به طور جداگانه، از انواع روابط ترامتنی سخن می گوییم و شاخصه ها و مصادیق آنها را در رمان نوشدارو در قیاس و پیوند با شاهنامه بررسی و تحلیل می کنیم.
    کلیدواژگان: ترامتنیت، بینامتنیت، سرمتنیت، ژنت، رمان نوشدارو، شاهنامه
  • وحید عیدگاه طرقبهی * صفحات 153-168
    وزن شعر ناصرخسرو همیشه موردتوجه ادیبان و شعرپژوهان بوده است و همواره این شاعر را با ویژگی های وزنی خاصش می شناخته اند. با این همه، کمتر پژوهش کاملی درباره ویژگی های وزنی شعر او صورت گرفته است. در این جستار کوشش در آن بوده است تا با بررسی دقیق بیت بیت شعر ناصرخسرو، دگرگونی های وزنی ای که در شعرش رخ داده است، شناسایی و دسته بندی شود و با به دست دادن بسامد هرکدام از دگرگونی ها، تصویر دقیق تری از سبک فردی این شاعر فراهم آید. مهم ترین دگرگونی وزنی در شعر ناصرخسرو تبدیل دو هجای کوتاه به یک هجای بلند است که در برخی از کتاب های عروضی با نام تسکین شناخته می شود و در شعر او از دو جهت برجسته است؛ یکی از جهت بسامد بسیار زیاد آن، و دیگری از جهت مواضع رخداد آن در زنجیره عروضی بیت. این بررسی همچنین گامی است برای تدوین قواعد نامدون عروض کهن پارسی که طبیعتا ملاک های کار خود را بیشتر در متن های کهن می جوید تا سخنان عروض نویسان. از مهم ترین این قواعد نامدون، می توان به امکان استفاده از تسکین در رکن نخست مصراع اشاره کرد که تاکنون کمتر بدان اشارت رفته و هنوز به کتاب های عروض وارد نشده است.
    کلیدواژگان: عروض، اختیارات شاعری، تسکین، قلب، سبک فردی، شعر کهن پارسی، وزن شعر ناصرخسرو
  • مریم سیدان * صفحات 169-185
    غلامحسین ساعدی از داستان نویسانی است که در پرداختن به مسایل و مشکلات روان شناختی و امور مربوط به روح و روان شخصیت های داستان تبحر دارد. او روان پزشک بود و مشاهدات عینی خود را از مسایل و مشکلات روان رنجورانه و روان پریشانه مردم جامعه عصر خویش در داستان منعکس می کرد. این نوشته در سه محور عمده به بحث درباره بیماری های روانی در داستان های ساعدی می پردازد: 1. معرفی شخصیت های روان رنجور و روان پریش داستان ها، 2. علل و عوامل ایجاد این مشکلات و بیماری ها و 3. شیوه های درمانی خاصی که به نظرمی رسد در خلال بعضی داستان ها برای درمان گروهی از بیماران عرضه می شود. نتیجه این پژوهش نشان می دهد افسردگی، اضطراب، حواس پرتی و حالاتی نظیر توهم و ازخودبیگانگی، مهم ترین بیماری های اشخاص روان رنجور و روان پریش داستان های ساعدی؛ و مسائل و مشکلات اجتماعی، مهم ترین عامل بروز مشکلات روان شناختی در شخصیت های داستان های وی به شمار می روند.
    کلیدواژگان: غلامحسین ساعدی، داستان، روان شناسی، شخصیت های روان پریش، شخصیت های روان رنجور، شیوه های درمانی
  • محمد شادروی منش *، نفیسه ایرانی صفحات 187-205
    واژه «برات» در اصل برگرفته از «براءت» عربی است و به عنوان اصطلاحی دیوانی در متون فارسی به دو معنی به کاررفته است: یکی، سند دریافت و رسیدی که خزانه دار در برابر اجناسی که تحویل می گرفت، به آورنده جنس می داد و کهن ترین کاربردهای این اصطلاح با این معنی است؛ و دیگر مکتوبی دیوانی، مستند به مهر و توقیع دیوان که صاحب تحویل یا کارگزار حکومت، به موجب آن وجوه نقدی یا جنسی را که متعهد بود به شخصی پرداخت کند، به شخص یا مرجع دیگری حواله می کرد. ازآنجاکه آنچه در فرهنگ های عمومی درباره معنی اصطلاحی و دیوانی برات آمده است، غالبا خالی از تسامح نیست، در این مقاله کوشش شده است تا اصطلاح برات باتوجه به منابع دست اول استیفا تعریف و ویژگی ها و مشخصات ظاهری و کاربردی آن بررسی و تحلیل شود. همچنین با همین رویکرد سعی شده است تفاوت برات با اصطلاحات مشابه و مرتبط دیگر، مانند «تعلیق» و «مثنی» بیان شود.
    کلیدواژگان: استیفا، اصطلاحات دیوانی، برات، تعلیق، مثنی
  • مجید منصوری * صفحات 207-220
    هرچند تا با اکنون چند تصحیح از دیوان خاقانی شروانی به فرجام رسیده و تحقیقات و مقالات بسیاری در باب شناخت این شاعر دیرآشنا و تصحیح و شرح آثار وی نوشته شده است، هنوز هم بیت های بسیاری در دیوان خاقانی می توان یافت که اشکال در ضبط و احتمال تصحیف، آنها را از لحاظ معنایی دستخوش اختلال کرده و ارزش های بلاغی و ادبی شان را نیز یکسره از میان برده است. به نظر می رسد یکی از معیارها و روش هایی که امروزه می توان در تصحیح شعرها و نوشته های خاقانی از آن بهره برد، تصحیح آثار خاقانی بر پایه آثار خود وی است. در این جستار، تصحیف فراگیر «پروار» به «پرواز» که در چند بیت از دیوان و نیز در تحفه العراقین و منشآت رخ داده، تصحیح و بررسی شده است و کوشش شده بر پایه یافتن ابیات و مضمون های همسان در آثار خاقانی و سایر شاعران ادب فارسی، پیشنهادهایی برای تصحیح و توضیح این بیت ها آورده شود.
    کلیدواژگان: دیوان خاقانی، تصحیف، تصحیح، پرواز، پروار
|
  • Ali Mohammad Moazzeni *, Hadi Ansari Pages 1-18
    Because the soul of Jalāl ad-Dīn Muhammad Mowlavi was mixed with music and the music had penetrated in all aspects of his existence, his poetic works are full of phones, intonations and musical elements. According to his poems, especially his sonnets, it can be concluded that he was scientifically and even practically expert in music of his time. When his speech becomes full of rhythm and music, one can understand the meaning of his words, and that the music of the poem is rooted in the cosmos and "sounds" of any kind are the best tools for creating music in his opinion. These sounds and intonations represent Mowlavi's enthusiastic and roaring soul that always moves and struggles restlessly. Music helps him significantly to get "meaning" from the "word". Among the various kinds of music, in Mowlavi's verses, one can find a type of music that sounds and their repetitions play an important role to create it. In this music of sounds, which is created through a harmony between consonants and vowels and relates to the internal music of the poetry, Mowlavi has abundantly used sound (quasi-sentence), onomatopoeia, subsidiaries (apparently obscure but music producer words), and prosodic elements.
    Keywords: Phone Onomatopoeia, Music, Prosodic Elements, Subsidiaries
  • Maryam Hoseini, Roghyeh Vahabi Daryakenari * Pages 19-38
    There is an impressive variation in the subjects and the themes of Bahram Beyzai's works. To create his literary works he uses different literal techniques that are going to be explained in present study besides reviewing, analyzing and categorizing his fictional topics. 24 Beyzai's literary works including 13 screenplays, 8 plays and 3 barkhanies (loud verbal narrating) have been reviewed in present study through an analytic-descriptive method, in a way that the topics have been used by Beyzai are determined, initially, and then each of them are analyzed presenting some specific instances. Beyzai's favorite topics generally include national, social, historic and religious subjects and protesting cinema. He has displayed different spaces in his works, although he has paid more attention to social and national issues and has created numerous works in these fields. To bring these social themes up he benefits several artistic techniques such as “adaptation from ancient texts”, “allegory” and “utilization of public literary abilities”.
    Keywords: Storytelling, Subject, Bahram Beyzai, Screenplay, Play
  • Mahmood Abedi *, Shohre Marefat Pages 39-52
    The two words 'Attābi and 'Atābi have been recited in the works of some Persian poets such as a verse in one of Saadi’s odes. The authors of the Persian dictionaries have generally considered 'Attābi as a cloth that a person called 'Attab had produced it, or a cloth had woven in one of Baghdad's neighborhoods known as 'Attābiyya (al-'Atābiyya). It seems a misunderstanding has occurred here and there is basically a relation between the name of this striped cloth - 'Attābi- and the original meaning of the word 'Attāb as it applies in the word al-Hemār al-'Attabi (Zebra) in Arabic texts. Reminding the viewpoint of 'Allameh Qazvini about this matter, in present study, and providing some evidences from pre-12th century Arabic and Persian texts we have shown that Saadi had paid attention to the Arabic and Persian works before him using 'Atābi Garment and 'Attabi Donkey and had used both words 'Attābi and 'Atābi according to their background.
    Keywords: 'Att?bi, At?bi, At?bi Garment, Attabi Donkey, Saadi's poetry
  • Abbas Mahyar, Leyla Karami * Pages 53-72
    Praising the Prophet Muhammad (PBUH) has been a common religious-literary ritual in different Islamic sects and the introduction of many Divans by the Persian and Arab poets since the rise of Islam. Praising (Naet) is introduced as the subspecies of eulogy (Madh) in Persian and Arabic rhetoric. Khāghāni Shirvani is one of the prominent Persian panegyrists who has composed many praising (Natiyya) in eulogy format in his works, especially in his odes. It has been tried to clarify, through a descriptive-analytic method, the structure and the content of his praising poems and to show what kind of possibilities and intentions are in this rhetoric-literary subspecies. Deliberating and scrutinizing in several praising works of Khāghāni we found that this literary subspecies has profound religious themes and contents that are composed honestly, respectful to ethical standards, historically documented, far from extreme exaggeration, with the aim of seeking the help of the holy prophet (PBUH) in difficulties and to understand religious teachings.
    Keywords: persian poetry, Kh?gh?ni, Praising, Praise of the Prophet, Muhammad (PBUH)
  • Alireza Hajian Nejad *, Mirfat Salman Pages 73-94
    In addition to their imaginative aspects, metaphors, allusions, allegories and proverbs have also cultural aspect. Since these interpretations reflect a full image of any society's history, culture and thought, they have attracted the attention of experts in the field of contemporary translation. Some theorists believe that the translation of the cultural elements and aspects included in the text is not possible, while others consider it translatable within certain frameworks. Through a descriptive – analytic method and based on the Ivir’ model, it has been tried in present study to review, criticize and compare the method of translating cultural and imaginative concepts of 108th sermon of Nahj al-balagha by Feyz ul-Islam, Shahidi and Dashti. We have also tried to answer the question that to what extent the translation of cultural elements was possible from Arabic as the source language in to Persian as the target language. The results of this research indicate that among the proposed methods for the translation of cultural elements, the combined method of the equivalent translation in the target culture is one of the most successful methods, while the free translation of such interpretations just reflects their functional role and ignores their cultural value.
    Keywords: 108th Sermon of Nahj al-Balagha, Cultural Elements, Metaphor, Allusion, Proverbs, Translation Methods
  • Sayyedeh Maryam Rozatiyan, Fateme Sadat Madani * Pages 95-112
    Living in a period between Sanāie and Mowlavi, Attar of Nishapur is a poet and writer who becomes the connection loop of the beginning and the peak of mystical path of Persian poetry. With regard to his acquaintance with storytelling and the use of various narratives, there are thematic similarities in his works. The intertextuality discussions, especially what has been posed in the theory of Gérard Genette, have been used in present research to analyze the common narrations of Tazkirat al-awlia and Mantiq al-Tayr and o find their relations in a way that their relation can be analyzed according to the categories of this theory. The important point is that, due to the unique features of Persian literary texts, it is possible to go beyond the classifications and to expand them. Such studies make the relationship between the works of Attar and the method he uses to narrate in these two books clear.
    Keywords: Intertextual Study, Attar, Tazkirat al-Awlia, Mantiq al-Tayr, Gérard Genette
  • Sayyed Javad Mortezaee *, Saayed Mohsen Hoseini Vardanjani Pages 113-131
    Imagism is one of the literary schools that holds a remarkable role in Persian literature. The researchers has determined some manifestations of Imagism in Indian style of Persian literature in addition to the contemporary literature. In this study, we refer to the similarities between the poetry of Khāghāni and the School of Imagism, a set of components makes Khāghāni to be considered as an Imagist, and study Khāghāni's poetry, considering image as the main color of poem as the most fundamental principal of imaginary poetry and show that like other imagists, the main concern of Khāghāni among all other poetic features, had been the image. He often uses his poetic features to create an image and portrays, with various imaging techniques, the image as the main color of his poem. Moreover, there are not some major defects of imaginary poetry such as the lack of human affection and impossibility to compose long narrative poem in the poems of Khāghāni. Considering these features the Khāghāni poetry can be introduced as the leading and pioneer example of imaginary poetry in Persian classical literature.
    Keywords: Kh?gh?ni, Imagism, Imaging Techniques, Main Color, Poetry
  • Alireza Emami *, Sayyed Mohammad Sahebi, Fatemeh Zamani Pages 133-151
    Nushdāru (antidote), a novel by Ali Mơazzeni, is one of the contemporary literary fictional texts has extensively communicated whit mythical and epic stories of Shāhnāmeh such as Rostam and Sohrāb, Siyāvash, Fereydun and Zahhāk. Exploring these relationships not only leads to a better understanding of the novel, but also is beneficial to identify the components of contemporary fictions have been influenced by epic works specially Shāhnāmeh. To achieve this, in present essay, the transtextual relations between Nushdāru and Shāhnāmeh have been reviewed and analyzed bases on Gerard Genette`s theory. He divides these types of relations into five categories: Intertextuality, Paratextuality, Metatextuality, Architextuality, and Hypertextuality. Some introductory discussions have been proposed, first about intertextuality and transtextuality, and then different types of transtextual relations have separately discussed in each part of the essay through a brief review of the novel’s content. Finally, their features and instances in Nushdāru have been analyzed in comparison to Shāhnāmeh.
    Keywords: Transtextuality, intertextuality, Architextuality, Nuhd?ru (antidote), Sh?hn?meh
  • Pages 153-168
    Although less complete research has been accomplished on the rhythm of Naser Khosrow's poems, literary scholars and poetry researchers has always paid attention to the rhythm of his poems and has always known him by the rhythmic features of his poetry. Through a careful analysis on each verses of Naser Khosrow, it has been trying in present essay; to find and categorize the rhythmic variations have happened in his poems and to provide a more accurate image of his personal style reviewing the frequency of these variations. The most important rhythmic variation in Naser Khosrow's poetry is converting two short syllables in to a long syllable, what is called Relief in some prosodic books and is outstanding in his poetry for two reasons: first, for its high frequency; and second, for its position in prosodic chain of the verse. This study is also a step to codify the rules of ancient Persian prosody that naturally seek their criteria in old texts instead of the words of prosodists. Of the most important none-codified rules can point to the use of Relief in the first pillar of hemistich that has not yet pointed to and have not entered in the books of prosody.
    Keywords: Rhythm, Naser Khosrow, Prosody, Poetic Options, Relief, Variation, Personal Style, Persian Old Poetry
  • Maryam Seyedan * Pages 169-185
    Gholam-Hossein Sā'edi is of the novelists who are expert in dealing with psychological problems and the issues relate to the spirit of their work's characters. He was a psychiatrist and used to reflect his objective observations of neurotic and psychotic problems of the people of his own age in his stories. This essay discusses the mental illnesses in his stories in three main areas: a) introduction of neurotic and psychotic characters, b) causes of these problems and diseases, c) certain therapies offered in some stories to treat a group of patients. As the results show depression, anxiety, distraction and states such as illusion and alienation are the most important diseases of neurotic and psychotic people of his stories, and social issues and problems are the main causes of psychological problems in the characters of his stories.
    Keywords: S?'edi, Fiction, Psychology, Neurotic, Psychotic Characters, Treatment Methods
  • Mohammad Shadrooymanesh *, Nafise Irani Pages 187-205
    The term barāt, originally derived from Arabic barā't, has been used as a bureaucratic term in ancient Persian texts by two meanings: the earliest usage was a receiving document or a receipt were issued by treasurer in turn for goods, and the other, a bureaucratic manuscript documented by the court seal through which the government agent could transfer the money or the goods had committed to pay to another person or reference. Since what has occurred in general dictionaries as idiomatic and bureaucratic meaning of barāt is often tolerant, referring to the first-hand resources, it has been tried in present essay to analyze the apparent and functional features of the term barāt. It has also endeavored, through this approach to express the differences of barāt with similar terms such as “taliq” and “muthannā”.
    Keywords: Bureaucratic (Div?ni) Terms, Bar?t, Taliq, Mothann?
  • Majid Mansouri * Pages 207-220
    Although some corrections have already been made to Khāghāni Shirwani's Divan and many researches have been accomplished to know this famous poet and the other works about him, many verses can be found in his Divan that might be semantically disturbed and their rhetorical and literary values have been completely eliminated due to a mistake in recording or editing. Correcting Khāghāni's works on the basis of his own works seem being one of the criteria and methods can be used today in correcting his poems. The general editing of Parvār in to Parvāz, occurred in some of his divan's verses, Tohfat al-Aerfin and Munshaat have been analyzed and corrected and it has been tried to suggest some new corrections based on other verses and similar themes in the of Khāghāni and other persian poets
    Keywords: The Divan of Kh?gh?ni, Edition, Correction, Parv?z, Parv?r