فهرست مطالب

فیزیولوژی ورزشی - پیاپی 35 (پاییز 1396)
  • پیاپی 35 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/18
  • تعداد عناوین: 11
|
  • هانیه رضایی، مریم کوشکی*، محسن ثالثی، صادق ایزدی صفحات 17-34
    هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر تمرینات ثبات مرکزی و ویتامین D بر شاخص های آمادگی جسمانی زنان جوان مبتلا به ام .اس بود. بدین منظور، 36 زن مبتلا به ام .اس از نوع عود کننده فروکش کننده با سطح وضعیت ناتوانی گسترش یافته( EDSS ) کمتر یا مساوی سه (با میانگین سنی 57/6±72/32 سال؛ قد 23/4±164 سانتی متر؛ وزن 4/11±1/65 کیلوگرم؛ سابقه بیماری 20/1±4 سال) به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند و به شکل تصادفی به چهار گروه (شامل: سه گروه مکمل، تمرین و ترکیب تمرین + مکمل و گروه کنترل) تقسیم شدند. قبل و بعد از دوره آزمایش، تمامی آزمودنی ها در آزمون قدرت عضلات اکستنسور بالاتنه با دینامومتر، استقامت عضلات فلکسور تنه با آزمون نگه داری تنه در زاویه 60 درجه، انعطاف پذیری با آزمون ولز، هماهنگی با آزمون پرتاب پی در پی توپ تنیس و تعادل با آزمون ایستادن تک پا شرکت کردند. تمرینات ثبات مرکزی به مدت هشت هفته و به صورت سه بار در هفته به طور فزاینده (جلسه اول، پنج ثانیه حفظ حرکت با شش تکرار تا جلسه آخر، هشت ثانیه حفظ حرکت با 10 تکرار) اجرا گشت. گروه های مکمل هر دو هفته، یک بارکپسول IU 1500 ویتامین D را مصرف می کردند. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس برای ارزیابی اطلاعات استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که تمرین ورزشی همراه با مصرف ویتامین D درمقایسه با گروه کنترل موجب بهبود قدرت (P=0.002) و استقامت (0.001=P) ) عضلانی، انعطاف پذیری (P=0.001) ، هماهنگی (P=0.001) و تعادل (P=0.001) شده و درمقایسه با مصرف ویتامین D، منجر به بهبود استقامت عضلانی (P=0.001)، انعطاف پذیری (0.001=P) ، هماهنگی (P=0.001) و تعادل (P=0.001) می گردد. همچنین، تمرین ورزشی بدون مصرف ویتامین D درمقایسه با گروه مصرف ویتامین D موجب بهبود استقامت عضلانی (P=0.015) شده و درمقایسه با گروه کنترل موجب بهبود استقامت (P=0.002)، هماهنگی (P=0.031) و تعادل(P=0.001) گشته است؛ اما مصرف ویتامین D به تنهایی، تاثیر مثبت و معناداری بر متغیرهای پژوهش نداشت (P>0.05). با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که به ترتیب اولویت، تمرین ورزشی همراه با مصرف ویتامین D و سپس تمرین ورزشی، تاثیر مطلوبی بر بهبود شاخص های آمادگی جسمانی دارد.
    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، تمرینات ثبات مرکزی، ویتامین D، بیماری ام. اس
  • هیوا رحمانی، سجاد احمدی زاد، هادی روحانی*، اکبر نوری حبشی، محمد محمدی ده چشمه صفحات 35-48
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر حاد فعالیت تناوبی شدید و تداومی بر سطوح پلاسمایی ایی سلکتین و شاخص های گلبول های سفید در بیماران عروق کرونر بود. بدین منظور، از بین بیماران قلبی مرد داوطلب با سابقه عمل جراحی بای پس و استنت گذاری، 30 بیمار انتخاب شدند و در سه گروه کنترل، تمرین تداومی و تناوبی شدید جای گرفتند. فعالیت تناوبی شامل: گرم کردن، هشت تکرار چهار دقیقه ای فعالیت (دو دقیقه فعالیت با شدت 90 درصد اوج اکسیژن مصرفی و دو دقیقه استراحت فعال با شدت 30 درصد اوج اکسیژن مصرفی) و سرد کردن بود. فعالیت تداومی نیز دربرگیرنده 30 دقیقه فعالیت با شدت 60 درصد اوج اکسیژن مصرفی بود. نمونه های خونی قبل و بعد از فعالیت جمع آوری شده و برای اندازه گیری ایی سلکتین و شاخص های گلبول‏ های سفید آنالیز گردیدند. از واریانس یک راهه و هم بستگی پیرسون برای تحلیل آماری داده ها استفاده شد. نتایج نشان می دهد که بین افزایش ایی سلکتین در سه گروه تفاوت معنا داری وجود دارد (P<0.001، F2،27=27.8). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز حاکی از آن است که بالاتر بودن میزان افزایش ایی سلکتین در گروه تناوبی نسبت به گروه کنترل (P<0.001)، گروه تداومی نسبت به گروه کنترل (P=0.001) و گروه تناوبی نسبت به گروه تداومی (P=0.009) به لحاظ آماری معنا‏دار می باشد؛اما تغییرات شاخص های گلبول های سفید در سه گروه تفاوت معنا داری را نشان نمی دهد (P>0.05). به طورکلی، یک جلسه فعالیت ورزشی برای بیماران عروق کرونر باعث تحریک مسیرهای التهابی و افزایش شاخص های التهابی در بدن می شود که با افزایش شدت فعالیت به واسطه فعالیت تناوبی شدید، این پاسخ افزایش می یابد؛ لذا، استفاده از این فعالیت ها برای یک جلسه در بیماران قلبی پیشنهاد نمی شود.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، ایی - سلکتین، شاخص های گلبول های سفید، جراحی بای پ، س ع، روق کرونر، استنت گذاری
  • حسن ذوالفقار دیدنی*، محمدرضا ذوالفقار دیدنی، سیامک عصری رضایی، فیروز قادری پاکدل صفحات 49-62
    جهت انجام پژوهش، 36 رت نر ویستار دو ماهه ( 200±8 گرم ) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل ( 12 رت )، نانو سلنیوم ( 12 رت )، تمرین ( شش رت) و نانو سلنیوم تمرین ( شش رت) تقسیم شدند. بارگیری نانو ذره سلنیوم (mg/kg/day 1/0 ) طی 14 روز به روش تزریق زیر صفاقی در گروه های دو و چهار صورت گرفت. سپس از گروه های یک و دو، شش رت انتخاب شد و نمونه برداری قلبی ( در حالت استراحت ) انجام پذیرفت. علاوه براین، برنامه تمرینی وامانده ساز برای گروه های سه و چهار به مدت دو ماه اجرا گردید. پس از دو ماه، از تمام گروه ها ( گروه های سه و چهار بلافاصله پس از آخرین جلسه تمرین؛ گروه یک و دو در حالت استراحت ) نمونه برداری دوم بافتی به عمل آمد. از آزمون تی مستقل با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس 21 و سطح آلفای پنج درصد (P<0.05) جهت بررسی تغییرات مالون دی آلدئید، گلوتاتیون پراکسیداز ، سوپر اکسید دیسموتاز و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل استفاده گشت. آزمون اول از نمونه های مرحله اول، نشان دهنده افزایش معناداری در گروه دو نسبت به گروه یک در ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و گلوتاتیون پراکسیداز می باشد؛ اما در مالون دی آلدئید و سوپر اکسید دیسموتاز تفاوت معناداری مشاهده نمی شود. آزمون دوم از نمونه های مرحله دوم نیز بیانگر افزایش معنادار در ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در گروه دو نسبت به گروه یک می باشد؛ اما تفاوت معناداری در دیگر شاخص های پژوهش مشاهده نمی شود. علاوه براین، در آزمون سوم از نمونه های مرحله دوم، کاهش معناداری در مالون دی آلدئید و افزایش معناداری در ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و گلوتاتیون پراکسیداز در گروه چهارم نسبت به گروه سوم مشاهده می گردد؛ اما تفاوت معناداری در سوپر اکسید دیسموتاز به چشم نمی خورد؛ بنابراین، بارگیری کوتاه مدت نانو ذره سلنیوم از میزان استرس اکسایشی ناشی از فعالیت وامانده ساز، کاسته و سیستم آنتی اکسیدانتی بدن را تقویت نموده است.
    کلیدواژگان: نانو ذره سلنیوم، تمرینات وامانده ساز، استرس اکسایشی، بافت قلب
  • مهدیه ملانوری شمسی*، مهدی مهدوی، الهام حیدرزاده صفحات 63-74
    در راستای افزایش کارایی واکسن ها، استفاده از اجوانت ها همواره موردتوجه ایمونولوژیست ها بوده است. فعالیت های ورزشی با توجه به تغییرات ایمونولوژیکی که ایجاد می کنند می توانند به عنوان اجوانت واکسن برای پاسخ های ایمنی موثر باشند. در این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر اجوانتی یک وهله ورزش استقامتی بر تولید سایتوکاین های اینترلوکین 2 و اینترلوکین 12 از سلول های طحال در مدل واکسن ویروس هرپس سیمپلکس یک بود. بدین منظور، 24 موش نژاد بالب سی 54 هفته ( با میانگین وزنی 67/17 گرم) به سه گروه کنترل، گروه واکسن و دریافت کننده واکسن و یک وهله ورزش استقامتی تقسیم گردیدند. دو هفته بعد از سه دوره واکسن، تولید سایتوکاین های اینترلوکین 2 و اینترلوکین 12 پس از کشت سلولی طحال توسط تکنیک الایزا سنجیده شد. برای بررسی متغیرهای پژوهش از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که بین گروه های پژوهش درمورد سایتوکاین اینترلوکین 2 تفاوت معناداری وجود دارد (P=0.008). نتایج آزمون پیگیری توکی نیز نشان دهنده وجود تفاوت معنادار بین گروه های کنترل و دریافت کننده واکسن و یک وهله ورزش استقامتی می باشد (P=0.006)؛ اما با وجود افزایش تولید سایتوکاین اینترلوکین 12 در گروه واکسن و یک وهله ورزش استقامتی، این افزایش معنادار نمی باشد. همچنین، نتایج حاکی از افزایش تولید سایتوکاین اینترلوکین 2 از سلول های طحال به دنبال استفاده از یک وهله ورزش استقامتی به عنوان اجوانت است. به نظر می رسد که استفاده از یک وهله ورزش استقامتی به عنوان اجوانت واکسن ویروس هرپس سیمپلکس یک احتمالا توانسته است کارایی سیستم ایمنی را درجهت سلول های کمکی نوع یک به منظور مبارزه با عفونت های ویروسی تقویت کند.
    کلیدواژگان: اینترلوکین، 2، اینترلوکین، 12، هرپس سیمپلکس ویروس، اجوانت، ورزش استقامتی
  • عباس صارمی* صفحات 75-88
    دیابت قندی عملکرد تولید مثلی مردان را در سطوح مختلف از جمله کنترل پارامترهای اسپرماتوژنز تحت تاثیر قرار می دهد. دراین راستا هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی اثر تمرین هوازی بر پارامترهای باروری در موش های نر دیابتی بود. بدین منظور، 30 سر موش نر نژاد ویستار (با میانگین سنی دو تا سه ماه؛ وزن 250200گرم) به طور تصادفی در سه گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی و دیابتی تمرین تقسیم شدند (هر گروه 10 سر). جهت دیابتی کردن موش ها از یک مرحله تزریق درون صفاقی 55 میلی گرم/کیلوگرم استرپتوزوتوسین استفاده گردید و یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین، برنامهتمریناستقامتی به مدت هشت هفته اجرا گشت(پنج نوبت در هفته دویدن روی تردمیل؛ هر جلسه 20 تا شش دقیقه با سرعت 27 متر در دقیقه). 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، حیوانات تشریح شدند و اپیدیم چپ جهت بررسی پارامترهای اسپرم و سرم خون موش ها جهت بررسی هورمون های جنسی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آزمونتحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری (05/0) بررسی شد. نتایج بیانگر آن است که تمام پارامترهای اسپرمی (تعداد، تحرک پذیری، مورفولوژی و قابلیت حیات) به شکل معنا داری در موش های دیابتی در مقایسه با گروه کنترل سالم، کمتر می باشد (P<0.05). البته، یافته ها حاکی از آن است که تمام پارامترهای اسپرمی در گروه تمرین دیابتی درمقایسه با گروه کنترل دیابتی به شکل معنا داری بالاتر می باشد(P<0.05). همچنین، نتایج نشان می دهد که هورمون های جنسی (تستوسترون ، هورمون لوتئینه کننده و هورمون محرک فولیکولی) در گروه تمرین دیابتی در مقایسه با گروه کنترل دیابتی به طور معنا داری بیشتر است(P<0.05). به طورکلی در یک مدل تجربی، تمرین ورزشی می تواند اثرات مخرب دیابت قندی بر پارامترهای اسپرمی و هورمون های جنسی را تقلیل دهد.
    کلیدواژگان: دیابت، ورزش، ناباروری، اسپرم، تستوسترون
  • دیانا کیهانی بروجنی*، بختیار ترتیبیان صفحات 89-104
    فعالیت بدنی خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را با تعدیل فرایند التهاب کاهش می دهد. دراین راستا، هدف از پژوهش حاضر مقایسه دو شیوه تمرینی تناوبی شدید و تمرین تداومی با شدت متوسط بر عوامل پیش بینی کننده نارسایی قلبی در زنان یائسه کم تحرک بود. در این پژوهش 30 زن یائسه کم تحرک (با میانگین±انحراف معیار سنی 49/45±0/55 سال؛ وزن 59/1±26/71 کیلوگرم) سالم شهر اصفهان انتخاب شده و به سه گروه تمرین تناوبی شدید، تمرین تداومی با شدت متوسط و کنترل تقسیم گردیدند. گروه تمرین تناوبی شدید در برنامه ای با شدت 60 تا 90 درصد ضربان قلب ذخیره و گروه تمرین تداومی با شدت متوسط در برنامه ای با شدت 50 تا 65 درصد ضربان قلب ذخیره شرکت کردند؛ اما گروه کنترل درطول این دوره در هیچ گونه برنامه ورزشی منظمی شرکت نکرد. در این پژوهش پروتئین واکنشگر سی و شاخص های نیم رخ لیپیدی، قبل و بعد از هشت هفته با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری در سه گروه مقایسه گردید. نتایج نشان دهنده کاهش معنادار نشانگر التهابی پروتئین واکنشگر سی و افزایش معنادار لیپوپروتئین پرچگال در گروه تمرین تناوبی شدید نسبت به دو گروه دیگر می باشد. همچنین، افزایش معنادار نسبت لیپوپروتئین پرچگال به لیپوپروتئین کم چگال در هر دو گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل مشاهده می شود. به طورکلی، یافته های این پژوهش نشان دهنده نقش موثرتر تمرینات تناوبی شدید نسبت به تمرینات تداومی با شدت متوسط در پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی در زنان یائسه می باشد.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، تمرین تداومی با شدت متوسط، زنان یائسه کم تحرک، عوامل پیش بینی کننده نارسایی قلبی
  • سمیرا زند، روح الله نیکویی*، داریوش مفلحی صفحات 105-118
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی بر تغییرات سطوح سرمی فاکتور مهارکننده ماکروفاژ و ارتباط آن با تغییرات گلبول سفید، گلوکز و انسولین پلاسما در زنان دیابتی نوع دو بود. بدین منظور، 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو مصرف کننده متفورمین (با میانگین سنی 6/6±55 سال؛ وزن 1/5±73 کیلوگرم) به دو گروه 12 نفری کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین هشت هفته تمرین استقامتی مشتمل بر دویدن با شدت 55 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب را به مدت 40 تا 60 دقیقه انجام داد . نمونه خونی نیز قبل از اجرای تمرین و 72 ساعت پس از اتمام آخرین جلسه تمرین جمع آوری شد . همچنین، غلظت گلوکز با روش گلوکز اکسیداز و غلظت فاکتور مهارکننده ماکروفاژ سرم و انسولین پلاسما با روش الایزا اندازه گیری گشت. برای مقایسه متغیرهای بین گروه ها نیز از آزمون آماری آنالیز کوواریانس استفاده شد و جهت بررسی ارتباط بین تغییرات گلبول سفید، گلوکز و انسولین پلاسما با تغییرات سطوح سرمی فاکتور مهارکننده ماکروفاژ و تعیین اشتراک احتمالی این عوامل در تغییرات فاکتور مهارکننده ماکروفاژ سرم، آزمون رگرسیون چندگانه مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که پس از هشت هفته تمرین استقامتی، غلظت فاکتور مهارکننده ماکروفاژ سرم (P=0.03)، غلظت گلوکز پلاسما (P=0.02)، غلظت انسولین پلاسما (P=0.04)، تعداد گلبول های سفید پلاسما (P=0.002) و شاخص مقاومت به انسولین (P=0.01) در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است. همچنین، ارتباط معناداری بین تغییرات تعداد گلبول های سفید پلاسما و غلظت فاکتور مهارکننده ماکروفاژ سرم (P=0.05) مشاهده شد. شایان ذکر است که 63 درصد از تغییرات فاکتور مهارکننده ماکروفاژ سرم تنها با تغییر در تعداد گلبول سفید پلاسما قابل پیش بینی بود. به طور کلی، می توان گفت که انجام تمرین استقامتی با کاهش در تعداد گلبول های سفید سرمی همراه است و این تغییرات تا حدی می تواند کاهش در سطوح سرمی فاکتور مهارکننده ماکروفاژ پس از تمرین استقامتی را تبیین نماید.
    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، فاکتور مهارکننده ماکروفاژ، گلبول های سفید خون، دیابت نوع دو
  • صالح رحمتی احمدآباد، محمدعلی آذربایجانی *، محمد ناصحی صفحات 119-130
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و مکمل سازی روغن بذر کتان بر درد القا شده در موش های صحرایی نر بود. بدین منظور، 40 سر موش صحرایی بالغاز نژاد ویستار به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و به صورت تصادفی به هشت گروه (پنج سر در هر گروه) کنترل سالین، تمرین سالین، عصاره دوز 100، عصاره دوز 200 ، عصاره دوز 300، تمرین عصاره دوز 100، تمرین عصاره دوز 200 و تمرین عصاره دوز 300 میلی گرم بر کیلوگرمتقسیم گردیدند. گروه های تمرینی با 90 تا 95 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی به تمرین اینتروال روی نوارگردان مخصوص جوندگان پرداختند (10 هفته، پنج جلسه در هفته) و گروه های مکمل، روغن بذر کتان را دریافت نمودند. ارزیابی آستانه احساس درد توسط آزمون صفحه داغ با دمای 5/0±55 درجه سانتی گراد صورت گرفت. برای بررسی تفاوت بین گروه ها نیز از آزمون آنالیز واریانس دوطرفه استفاده شد و سطح معناداری کمتر از (05/0) لحاظ گردید. نتایج نشان می دهد که استفاده از مکمل باعث کاهش معنادار احساس درد شده است (P=0.004) که البته این کاهش در گروه عصاره دوز 300 به شکل معناداری بالاتر از گروه عصاره دوز 100 است (P=0.012). همچنین، احساس درد در گروه های تعاملی تمرین مکمل به طور معناداری کمتر از گروه های تمرین و کنترل سالین می باشد (P<0.05). احتمالا مصرف مکمل به دلیل وجود ویتامین ها و روغن های غیراشباع مفید می تواند احساس درد ناشی از تمرین شدید را تعدیل کند؛ بنابراین، استفاده از روغن بذر کتان جهت کاهش درد ناشی از فعالیت بدنی سنگین توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: مکمل، آستانه درد، روغن غیراشباع، آزمون صفحه داغ، موش صحرایی
  • رامین مهمان دوست، علیرضا صفرزاده*، فرشته میر محمد رضایی صفحات 131-146
    مصرف زیاد نوشیدنی های شیرین شده با شکر می تواند منجر به اختلال در سطوح برخی از هورمون های جنسی و اسپرماتوژنز گردد. دراین راستا، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین مقاومتی فزاینده بر مقادیر سرمی برخی از هورمون های جنسی و تعداد اسپرم ها در موش های صحرایی تغذیه شده با محلول ساکاروز بود. بدین منظور، 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار هشت تا 10 هفته ای (با میانگین وزنی 36/8±93/158 گرم) به طور تصادفی ابتدا در دو گروه تغذیه با و بدون محلول 30 درصد شکر جای گرفتند و پس از گذشت چهار هفته، هریک از این گروه ها به دو گروه تمرین و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده را به صورت سه روز در هفته و یک روز درمیان انجام دادند. وزن بدن، غلظت سرمی هورمون های تستوسترون و تحریک کننده فولیکولی و لوتئینی اندازه گیری گردید و تعداد اسپرم های اپیدیدیمی شمارش گشت. نتایج آزمون آنالیز واریانس دوسویه با سطح معناداری (P≤0.05) نشان می دهد که اثر تعاملی تمرین مقاومتی و تغذیه با محلول ساکاروز منجر به کاهش مقادیر سرمی هورمون لوتئینی (P=0.02) و تعداد اسپرم ها (P<0.01) شده است. همچنین، مصرف محلول ساکاروز موجب کاهش معنادار مقادیر سرمی هورمون های لوتئینی و تحریک کننده فولیکولی و تعداد اسپرم ها (P<0.05) گردیده است. علاه براین، تمرین مقاومتی فزاینده در گروه مصرف کننده محلول ساکاروز منجر به کاهش معنادار سطوح سرمی هورمون لوتئینی (0.01 P<) و تحریک کننده فولیکولی (P=0.04) درمقایسه با گروه کنترل شده است. این نتایج بیانگر آن است که تمرینات مقاومتی با شدت بالا ممکن است با تغییر در سطوح برخی از هورمون های جنسی، منجر به اختلال بیشتر در روند اسپرماتوژنز در افرادی شود که مصرف مداوم و بالای شکر دارند.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، تعداد اسپرم، مصرف شکر، هورمون های جنسی
  • اصغر توفیقی*، وفا کریم نیا صاحب صفحات 147-164
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر یک جلسه ورزش مقاومتی با شدت بالا بر عوامل انعقادی و فیبرینولیز، قبل و بعد از 10 هفته تمرین مقاومتی در کودکان چاق بود. بدین منظور، 30 کودک پسر چاق هشت تا 12 سال (با شاخص توده بدن 96/08±0/27 کیلوگرم بر متر مربع) به دو گروه تمرین و کنترل تقسیم شدند. تمرین مقاومتی به صورت سه جلسه در هفته و به مدت 10 هفته با شدت 6040 درصد یک تکرار بیشینه برای هشت حرکت اجرا شد. ورزش مقاومتی با شدت بالا شامل دو ست 12 تکراری با 75 درصد یک تکرار بیشینه برای هشت حرکت بود. خون گیری در چهار مرحله، قبل و بعد از دوره تمرینی در دو نوبت (قبل و بلافاصله پس از فعالیت حاد) انجام شد. برمبنای نتایج مشاهده می شود که یک جلسه فعالیت مقاومتی با شدت بالا باعث افزایش سطوح عامل فعال کننده پلاسمینوژن بافتی و وان ویلبراند و کاهش عامل مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن 1 شده است؛ اما در هیچ یک از گروه ها تغییری در سطوح پروتئین S، پروتئین C، تعداد پلاکت ها، زمان نسبی ترومبوپلاستین و زمان پروترومبین در پاسخ به یک جلسه فعالیت مقاومتی مشاهده نمی شود. سطوح D دایمر نیز تنها در گروه تمرین در پاسخ به فعالیت افزایش یافته است. علاوه براین، تفاوت بین گروهی در سطوح فیبرینوژن و اینترلوکین6 مشاهده می شود. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که تغییرات عوامل فیبرینولیز و انعقادی قبل از تمرین مقاومتی در هر دو گروه کنترل و تمرین در پاسخ به ورزش مقاومتی حاد تقریبا مشابه می باشد؛ اما پس از سازگاری با تمرینات مقاومتی، در گروه تمرین مقاومتی افزایش عوامل فیبرینولیز و کاهش عوامل انعقادی و التهابی در پاسخ به یک جلسه ورزش مقاومتی حاد مشاهده می شود که با سطوح پلاسمایی عامل فعال کننده پلاسمینوژن بافتی ،D دایمر و عامل وان ویلبراند بالاتر و سطوح اینترلوکین6، عامل مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن 1 و فیبرینوژن پایین تر نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ورزش مقاومتی با شدت بالا، عامل فعال کننده پلاسمینوژن بافتی، عامل مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن، 1، اینترلوکین 6، کودکان چاق
  • عذرا احمدی، ولی الله دبیدی روشن*، آرش جلالی صفحات 165-186
    هدف از پژوهش حاضر، متاآنالیز مطالعات انجام گرفته درزمینه اثربخشی تمرینات مختلف ورزشی بر عملکرد اندوتلیال عروق بود. برای بررسی مطالعات انجام شده درمورد عملکرد اندوتلیال عروق، جستجو در پایگاه های اطلاعاتی پاب مد، ساینس دایرکت، اسکوپوس، وب آو ساینس، اس .آی .دی، مگ ایران و گوگل اسکولار با کلمات کلیدی مشخص شده بین مقالاتی که طی سال های (1986) تا (2016) به زبان های فارسی و انگلیسی منتشر شده بودند، انجام گرفت. پس از غربال گری اولیه، بررسی متن کامل و ارزیابی نقادانه مطالعات، مقالاتی که دارای معیارهای ورود به پژوهش بودند، مورد آنالیز قرار گرفتند و درنهایت، 14 پژوهش که شامل 17 کارآزمایی با معیارهای ورود به متاآنالیز بود، آنالیز گردید. نتایج متاآنالیز نشان می دهد که روش های مختلف تمرینی می تواند موجب بهبود شاخص اتساع عروقی وابسته به جریان خون در آزمودنی های سالم (اندازه اثر 84/0 و سطح معناداری 001/0) و افراد مبتلا به بیماری شریان کرونر (اندازه اثر 49/0 و سطح معناداری 001/0) گردد. ازسوی دیگر، اگرچه اندازه اثر به دست آمده برای تمرینات ورزشی مختلف با یکدیگر متفاوت است؛ اما با توجه به تعداد پایین مطالعات نمی توان درمورد برتری یک روش تمرینی اظهارنظر قطعی نمود. به طورکلی، می توان گفت که تمرینات ورزشی می تواند در بهبود عملکرد اندوتلیال عروق موثر باشد؛ اگرچه باز هم نیاز به مطالعاتی با کیفیت بالا و حجم نمونه کافی دراین زمینه احساس می شود.
    کلیدواژگان: عملکرد اندوتلیال، اتساع عروقی وابسته به جریان خون، تمرینات ورزشی، بیماری قلبی - عروقی
|
  • Hanieh Rezaee, Maryam Koushkie Jahromi *, Mohsen Salesi, Sadegh Izadi Pages 17-34
    The purpose of present study was evaluating the influence of core stability exercise and vitamin D on some of physical fitness indices in young multiple sclerosis (MS) women. 36 relapsing remitting MS women with EDSS≤3 (age: 32.72±6.57y, height:164±4.23 cm, weight: 65.1±11.4 kg, disease duration:4±1.20) participated in the study voluntarily and were divided randomly to four groups including three experimental groups of supplementations (SUP), exercise, SUP exercise and one control group. Before and after experimental period, all subjects participated in exercise tests including back muscle extensor strength test using dynamometer, muscular endurance of trunk using keeping trunk in angle of 60-degree, flexibility using Velez test, coordination test by repeated throwing of tennis ball, balance test using one leg stance. Core stability exercise was performed during 8 weeks and 3 times a week progressively (first session: keeping the motion for 5 S, with 6 repetitions, last session keeping the motion for 8 second with 10 repetition). Supplementation groups consumed 1500 IU vitamin D every two weeks. Statistical test of Analysis of Covariance was used for data analysis. Findings of the study indicated that in SUP exercise group compared to control group significant increasing was observed in muscle strength (P=0.002) and endurance (P=0.001), flexibility (P=0.001) coordination (P=0.001) and balance(P=0.001), and compared to SUP significant increasing was found in muscle endurance (P=0.001), flexibility (P=0.001), coordination (P=0.001) and balance (P=0.001). Exercise (without SUP) compared to SUP caused increasing of muscle endurance (P=0.015), and compared to control group improved muscle endurance (P=0.02), coordination (P=0.031) and balance (P=0.001). SUP by itself did not cause any significant improvement in none of variables (P>0.05). According to priority exercise䥃 and exercise indicate positive influence on improving physical fitness indices.
    Keywords: Physical Fitness, MS Disease, Core Stability Exercise, Vitamin D
  • Hiva Rahmani, Sajjad Ahmadizad, Hadi Rohani Orcid *, Akbar Noori Habashi, Mohammad Mohammadi Dehcheshmeh Pages 35-48
    The aim of this study was to investigate the acute effects of continuous or high intensity interval exercise on plasma E-Selectin and WBC indices in CHD patients. Therefore, 30 male heart patients with Coronary Artery Bypass (CABG) and stenting (PCI) history voluntarily participated and divided into three groups: control, continuous and high-intensity interval (HIIT) group. Patients of HIIT group performed 8 repetitions of a 4-min interval training (2:2 min exercise: recovery, intensity: 90:30 %VO2peak), but continuous group performed a 30-min continuous exercise with a constant intensity at 60 %VO2peak. Blood samples were taken before and after exercise and their E-selectin and WBC indices were analyzed. The one-way ANOVA and Pearson correlation were used for statistical analysis. The results showed significant differences between the three groups for E-selectin increase (F2, 27=27.8, P0.05). It can be concluded that a session of exercise may stimulate the inflammation related processes that may be exacerbate in CABG and PCI patients by HIIT. Thus, using this type of exercise for just one session is not recommended in heart patients.
    Keywords: High Intensity Interval Training, E-Selectin, WBC Indices, CABG, PCI
  • Hassan Zolfeghar Didani *, Momamd Reza Zolfeghar Didani, Siamak Asri Rezai, Firooz Ghaderi Pakdel Pages 49-62
    Thirty-six male wistar rats aged two months (200±8 g), were randomly divided into four groups: 1- control (12 rats), 2- Nano selenium (12 rats), 3- training (six rats) and 4- Nano selenium training (six rats). Then, they were supplemented with Nano selenium for 14 days (0.1 mg/kg/day) by Intraperitoneal injection. Six samples of heart tissue from groups of one and two during their resting time were collected. After two months training for groups three and four, second tissue samples were collected from all groups (in the two training groups immediately after last training session and in the other two groups during their resting time). Independent T test (P˂0.05) with SPSS21 software were used, in order to find differences in GPX, SOD, MDA and TAC between groups. First T test from first samples showed significant increase in GPX and TAC in the group two without no difference in MDA and SOD compared to the group one. Another T test between groups of one and two from second sampling indicated that, there is a significant increase in TAC in the group two compared to group one, but there were not any significant differences in other indices. The last T test from second sampling groups of three and four showed, there was a significant decrease in MDA and significant increase in GPX and TAC in group four compared to the group three, but There was not any significant difference in SOD between groups. Then short time supplementation of Nano selenium reduced the oxidative stress produced by exhausted exercise and consequently antioxidant system was amplified.
    Keywords: Nano Selenium, Exhausted Training, Oxidative Stress, Heart Tissue
  • Mahdiyeh Molanouri Shamsi *, Mahdi Mahdavi, Elham Heydarzadeh Pages 63-74
    For vaccine efficacy always using adjuvant has been considered by immunologists. Exercise can induce immune changes, and therefore, has been identified as an adjuvant for immune responses. The purpose of this study was to assess adjuvant effects of an acute endurance exercise on interleukin-2 and interleukin-12 cytokines of spleen cells in herpes simplex virus 1 vaccine model. 24 BALB/c mice, 4 to 5 weeks old and with an average weight of 17.6 g, were divided into 3 groups: control, vaccine and vaccine plus an acute endurance exercise. Two weeks after three booster shots of vaccine, interleukin-2 and interleukin-12 levels was determined in spleen cell culture with ELISA method. One-ways ANOVA statistical test were used for data analysis. The result of this study indicated that there are significant differences between groups in interleukin-2 (P=0.008). Tukey post hoc test results showed significant differences between control and vaccine plus an acute endurance exercise groups (P=0.006). Changes in interleukin-12 cytokine production in vaccine and endurance exercise group were not significant. Result of current study showed that interleukin-2 levels from spleen cells increased following using an acute endurance exercise as an adjuvant. It seems that using an acute endurance exercise probably increased efficacy of immune system in direction to T helper 1 cells against virus infections.
    Keywords: Interleukin-2, Interleukin-12, Herpes Simplex Viruses, Adjuvant, Endurance Exercise
  • Abbas Saremi * Pages 75-88
    Diabetes mellitus affect male reproductive function at multiple levels including control of spermatogenesis. The aim of this research was assessing the effect of aerobic training on reproductive parameters in diabetic male rats. Thirty male Wistar rats (age: 2-3 mount, weight: 200-250 gr) randomly divided in to three groups: healthy control, diabetic control and diabetic trained (n=10 each). A single intraperitoneal injection of streptozotocin at a dose of 55 mg/kg was used for induction of diabetes. One week after streptozotocin injection, the endurance training protocol was performed for eight weeks (five bouts per week of treadmill running each 20-60min with 27 m/min) and forty-eight hours after the last training session, left epididymis of the rats was examined for studying sperm parameters and blood serum samples were examined for evaluating reproductive hormones. Data were analyzed using one-way ANOVA and turkey’s post hoc test at 0.05%. All of the sperm parameters (count, motility, morphology and viability) significantly were lower in diabetic rat when compared with healthy control group (P
    Keywords: Diabetes, Exercise, Infertility, Sperm, Testosterone
  • Diana Keyhani Boroojeni *, Bakhtiar Tartibian Pages 89-104
    Physical activity reduces the risk of cardiovascular disease by modification of inflammation. The purpose of present study was to compare the effect of 8 weeks high intensity interval and moderate-intensity aerobic continuous training on predictive factor of heart failure in sedentary postmenopausal women. In this study, 30 healthy sedentary postmenopausal women (mean ± SE: age, 55.45 ± 0.49 years; weight, 71.26 ± 1.59 Kg) were selected in Isfahan and the subjects were randomly divided into three groups high intensity interval training, moderate-intensity aerobic continuous training and control. The high intensity interval training group participated in an exercise program at 60–90% of heart rate reserve and the moderate-intensity aerobic continuous training group participated in an exercise program at 50–65% of heart rate reserve but the control group did not participate in any regular physical activity program during this period. C-reactive protein and lipid profiles were compared using repeated measure ANOVA before and after 8 weeks in three groups. The results showed a significant decrease in C reactive protein and increase in high intensity lipoprotein of high intensity interval training group in comparison of other groups. A significant increase in HDL-C/LDL-C was seen in both training groups compared to the control group. Results of this study showed that high intensity interval training have more effective role than moderate-intensity aerobic continuous training exercises in preventing of cardiovascular diseases in postmenopausal women.
    Keywords: High Intensity Interval Training, Moderate-Intensity Aerobic Continuous Training, Sedentary Postmenopausal Women, Predictive Factors of Heart Failure
  • Samira Zand, Rohollah Nikooie *, Darioush Moflehi Pages 105-118
    The aim of the present study was to investigate the effect of endurance training on changes of serum concentration of MIF and its relationship with plasma white blood cells, glucose, and insulin changes in type 2 diabetic women. Twenty-Four subjects (age 55±6.6 years and weight 73±5.1) randomly divided in two groups, including control (n=12) and trained (n=12). Trained group performed eight weeks of endurance training including running at of 55-75% of their heart rate maximum for 40 to 60 minutes. Blood samples were collected before training protocol and 72 hours after the last exercise session. Plasma glucose was measured with glucose oxidase method; Serum MIF and plasma insulin concentration were measured by ELISA method. Difference of variables between groups were evaluated by analysis of covariance and multiple regression analysis was used to determine the possible contribution of white blood cells, glucose, and insulin changes to serum MIF changes after training protocol. Compared to the control group, concentration of serum MIF (P=0.03), plasma glucose (P=0.02), plasma insulin (P=0.04), white blood cell population (P=0.002), and HOMA_IR index values (P=0.01) in trained group significantly decreased after eight week of endurance training. Significant correlation was found between the exercise-induced changes in white blood cell population and serum MIF concentration (P=0.05). Sixty-three present of the variance in the changes in serum MIF concentration could be predicted by only the changes in white blood cell population. In summary, long-term endurance training is accompanied by decrease in white blood cell population and these changes could predict the exercise-induced suppression in serum MIF concentration after endurance training.
    Keywords: Endurance Training, Macrophage Migration Inhibitory Factor, White Blood Cell Population, Type 2 Diabetes
  • Saleh Rahmati Ahmadabad, Mohammad Ali Azarbayjani *, Mohammad Nasehi Pages 119-130
    This study investigates the effect of high intensity interval training and flaxseed oil supplement on pain feeling in male rats. Forty adult Wistar rats were randomly divided into eight groups (five in each group) including control- saline, training- saline, extracts dose of 100 mg/kg, extracts dose of 200 mg/kg, extracts dose of 300 mg/kg, extracts dose of 100 mg/kg- training, extracts dose of 200 mg/kg-training and extracts dose of 300 mg/kg-training. Training groups was given high-intensity interval training (10 weeks, five sessions in week) on a rodent treadmill at 90 to 95 percent of VO2max and supplement groups also received flaxseed oil. Pain threshold assessment by the hot plate test with a temperature of 55 ± 0.5° C. Statistical analyses were performed using a two-way analysis of variance. Least significant difference posts hoc test was used in the event of a significant (P
    Keywords: Supplement, Pain Threshold, Unsaturated Oil, Hot Plate Test, Wistar Rat
  • Ramin Mehmandoost, Alireza Safarazde *, Fereshteh Mir-Mohammadrezaei Pages 131-146
    Excessive intake of sugar-sweetened beverages can lead to abnormalities in spermatogenesis and some of sex hormones levels. The purpose of this study was to investigate the effect of resistance training with progressive load on serum levels of sex hormones and number of epidydimal sperms count in rats fed with sucrose solution. Thirty-two male Wister rats (8-10 weeks old, mean weight 158.93±8.36 grams) were randomly divided initially into fed with and without 30% sugar solution groups, and after four weeks, each of these groups were divided into control and training groups (totally 4 groups). The training groups were subjected to 8 weeks progressive resistance training program, every other day, 3 days in week. Fasting serum levels of testosterone, follicle stimulating hormone (FSH) and luteinizing hormone (LH), as well as epidydimal sperms count were measured. The results of two ways ANOVA with P≤0.05 indicated that interacting effects of resistance training and fed with sucrose solution induced a reduction in serum LH levels (P=0.02) and sperms count (P
    Keywords: Resistance Training, Sperms Count, Sugar Consumption, Sex Hormones
  • Asghar Tofighi *, Vafa Karimnia Saheb Pages 147-164
    The aim of this study was to evaluate the effect of an acute high intensity resistance exercise (AHIRE) on blood coagulation and fibrinolysis factors pre-and post 10 weeks resistance training in obese children. 30 obese children (8-12 yr) voluntary with body mass index 27.08±0.96 kg/m2 were divided into control and training groups. The resistance training consists of ten weeks (3 times per week) with the intensity of 40-60% 1 repetition maximum (1RM) for eight exercises. Acute high intensity resistance exercise includes 2 sets of 12 repetitions with 75%1-RM for eight exercises. Blood samples were taken 4 times before and after training period (before and immediately after acute exercise). The AHIRE causes increase in tPA and vWF and causes decrease in PAI-1. There were no signigicant changes in protein S, protein C levels, platelet count, aPPT and PT in response to AHIRE in control and training groups. D-dimer levels increased in respose to exercise in taining group only. Also, ten weeks resistnace training causes reduction in fibrinogen and IL-6 levels in response to AHIRE compared to the control group. Before resistance training the results suggested that changes in coagulation and fibrinolysis factors were similar in both control and training groups approximately, in response to AHIRE. But after adaptation to resistance training, the training group showed higher fibrinolysis factors and lower coagulation and inflammation factors in response to AHIRE, that was showed with elevation in tPA, D-dimer and vWF and reduction in IL-6 and fibrinogen levels.
    Keywords: Acute High Itensity Resistance Exercise, tPA, PAI-1, IL-6, Childhood Obesity
  • Azra Ahmadi, Valiollah Dabidi Roshan *, Arash Jalali Pages 165-186
    The aim of this peper was meta-analysis of studies on the effectiveness of different exercise training on vascular endothelial function. To assessment studies in the field of vascular endothelial function search was done in databases; PubMed, scienceDirect, Scopus, Web of science, SID, Magiran and google Scholar with specified keywords among articles that were published in the years 1986 to 2016 both in Persian and English. After initial screening, full text search and critical appraisal, studies which pass the inclusion criteria were analyzed. Among imported article, 14 study which included 17 trials with meta-analysis inclusion criteria were analyzed. The results of the meta-analysis of studies showed that exercise can improve flow mediated dilation in healthy subjects (SMD=0.75, 95% CI 0.49–1.00, P=0.001) and patients with coronary artery disease (SMD=0.47, 95% CI 0.29–0.65, P=0.001). Although the effect size obtained for various exercise training are different, but considering the low number of studies, we cannot make an absolute statement about the superiority of one method of training. The exercise can be effective in improving endothelial function, although still high-quality research studies with sufficient sample size is needed.
    Keywords: Endothelial Function, Flow Mediated Dilation, Exercise, Cardiovascular Disease