فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 37، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی اکبر کجباف، مرتضی دهقان نژاد، قاسم چراغچی * صفحات 1-18
    از دورۀ صفویه و مقارن با تحولات بین المللی، مجالی فراهم شد تا کشورهای اروپایی به گشایش مناسبات دیپلماتیک و پایدار با ایران اقدام کنند. دراین میان، روسیه در موقعیت گسترش ارضی و تحکیم اقتدار سیاسی و نظامی خویش، برای برقراری و توسعۀ روابط با ایران امکان بیشتری داشت؛ اما در عهد صفوی، موانع ناشی از مشکلات گاه به گاه داخلی و کنش دول رقیب و معارض، این مناسبات را چندان پیوسته و رو به جلو قرار نداد.
    مقالۀ حاضر برآن است تا با بررسی ابعاد تحولات روابط ایران با روسیه در دورۀ صفوی، ازطریق خوانش منابع و مآخذ معتبر و با روش مطالعات اسنادی، فرازونشیب های مناسبات دو کشور را در این مقطع تاریخی به چالش بکشد و با رهیافتی علمی، چگونگی و سیر روابط بدفرجام و منتهی به تنش دو دولت را تبیین کند. نتیجۀ پژوهش بیان کنندۀ این نظریه است که مسیر روابط دولت صفوی با روسیه، برخلاف بیشتر نمونه های مناسبات صفویان با اروپا، به علت نداشتن درک صحیح از مناسبات بین الملل و گرفتاری فزایندۀ داخلی، به فرجام خوشایند و ثمربخشی نرسید؛ بلکه آزمونی شد برای دولت های استعمارگر و نیز روسیه تزاری که از موقعیت ژئوپلتیکی ایران و ناتوانی هم زمان مدیریتی کشور شناخت بیشتری کسب کنند. بهرۀ این آزمون و شناخت نیز تجاوز نظامی روسیه به قلمرو ایران بود.
    کلیدواژگان: ایران، روابط خارجی، روسیه، صفویه، تزاریسم
  • عباس سرافرازی، اکرم ناصری *، زهرا علیزاده بیرجندی صفحات 19-38
    در تاریخ سیاسی ایران، اندیشۀ ظل اللهی سلطان قدمت و دیرینگی بسیاری دارد. اندیشه ای که در دوران باستان با نام فره ایزدی مطرح بود. متون تاریخی یکی از جایگاه های بروز این اندیشه است و مورخان در نقل روایت های تاریخی، به کرات به اندیشۀ ظل اللهی و تعابیر وابسته به آن استناد کرده اند. نمونۀ این گونه روایت ها در متون تاریخی ایران عصر افشاریه یافت می شود. مروی و استرآبادی از مورخان شاخص عصر افشاری بودند که در آثارشان نمودهای اندیشۀ ظل اللهی مشاهده می شود. مقالۀ حاضر بر آن است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، نمودهای اندیشۀ ظل اللهی سلطان را در نگرش تاریخ نگارانۀ مورخان عصر افشاری بررسی و تحلیل کند. دستاوردهای این پژوهش نشان دهندۀ کاربرد تلویحی و غیرمستقیم و گاه مستقیم عبارت های مربوط به شان ظل اللهی نادر برای مشروعیت بخشی او و غلبۀ این اندیشه بر باور و نگرش مورخان این عصر است.
    کلیدواژگان: اند ظل اللهی، مروی، استرآبادی، تاریخ نگاری
  • مهدی خدامی، مرتضی نورائی *، اصغر فروغی ابری صفحات 39-59
    در این مقاله عملکرد امنیه، در نقش نیروی نگهبان نظم و امنیت در روستاها و راه ها و متصدی مبارزه با قاچاق، در روزگار پهلوی اول بررسی شده است. امنیه و نظمیه وظایف معینی، مانند برقراری نظم و امنیت در منطقۀ استحفاظی خود، عهده دار بودند. در دوران پهلوی اول بیشتر مناطق فارس با نیروی امنیه، در نقش نیرویی نظامی، سروکار داشتند و نظمیه تنها در قصبات مهم فارس، آن هم نه در تمام دورۀ پهلوی اول، وجود داشت. امنیه ها، برعکس نظمیه چی ها، کارشان را چندان بدون حاشیه انجام نمی دادند. پرسش هایی که این پژوهش درصدد پاسخ به آن است عبارت اند از: مهم ترین تحولات صورت گرفته در سازمان نیروی امنیه کدام بود؟ این تحولات بر امنیت و قاچاق کالا در فارس چه تأثیری گذاشت؟ چرا نیروی امنیه به ریشه کنی قاچاق در فارس موفق نشد؟ روش پژوهش تحلیلی توصیفی با تکیه بر اسناد انتشارنیافتۀ سازمان اسناد ملی واحد فارس است. نتایج این پژوهش از کاهش نسبی قاچاق کالا در فارس، در نتیجۀ اصلاحات صورت گرفته در سازمان امنیه، حاکی است.
    کلیدواژگان: امنیه، فارس، قاچاق، پهلوی اول
  • مینا خادم الفقرا، عطا محمد رادمنش *، مهدی تدین، محمد ابراهیم ایرج پور صفحات 61-77
    در ایران، پیش از هر سرزمینی، تصوف و تشیع مجال پیدایش یافته است و بسیاری از بزرگان عرفان، ایرانی بوده اند که مستقیم یا غیرمستقیم آثاری در این زمینه آفریده اند. یکی از اندیشمندان بزرگ عرفان ایران محمدتقی مظفر کرمانی، ملقب به مظفرعلیشاه بود که در اوایل دوره قاجار می زیست. تفسیر منظوم بحرالاسرار که تفسیر عرفانی سورۀ حمد است، از مهم ترین آثار این شاعر است. در این مثنوی، مظفرعلیشاه در خلال بیان مراتب وجود براساس فلسفه ابن عربی و فراگیری آن بر سوره حمد، ولایت علی(ع) را شرط اساسی تصوف و عرفان اسلامی و راهیابی به سعادت ابدی دانسته است. در مثنوی بحرالاسرار، شاعر پس از بیان اشتمال سوره حمد بر بحرهای بیست گانه، ظهور و بطون اسلام، ایمان و عرفان را به هفت دور تقسیم کرده است و به ادوار سبعه موسوم کرده است. او درضمن بیان این ادوار، از دیدگاه خود، ظهور تشیع و تصوف (عرفان) را از آغاز ظهور اسلام تا ظهور موعود بیان کرده است.
    در این نوشتار ضمن بیان اعتقاد سرایندۀ مثنوی بحرالاسرار در زمینۀ ریشه های تصوف و تشیع، دیدگاه او دربارۀ تشیع صفوی مطرح شده است و کوشش شده است براساس منابع موجود در زمینۀ تاریخ تشیع و تصوف صفوی، نظریه های مظفرعلیشاه دراین باره تحلیل و نقد شود؛ همچنین دیدگاه او دربارۀ تقیه بررسی شده است که از اصول بسیار مهم تشیع بوده است. در این مقاله، سعی نگارندگان براین است که تشیع و تصوف صفوی که از دیدگاه این شاعر براساس تصوف حقیقی بوده است، تحلیل و نقد شود.
    کلیدواژگان: تصوف، تشیع صفوی، مظفرعلیشاه، بحرالاسرار
  • عبدالله متولی *، شبنم حسین آبادی فراهانی صفحات 79-94
    سلطنت ناصرالدین شاه با ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران همراه بود. ازجمله این اصلاحات تغییر در ساختار پستی کشور را باید نام برد. ورود تمبر به کشور تغییرات بنیادینی در زمینۀ ارتقاء نظام پستی به وجود آورد و عاملی برای تسریع روند اداری پست شد. در ابتدا تمبر نشان دهندۀ کرایۀ پستی بود و کارکردی اقتصادی داشت. در اواخر دورۀ ناصرالدین شاه، کارکردهای دیگری برای تمبر در نظر گرفته شد و کارکردهای سیاسی و اجتماعی در کنار کارکرد فرهنگی نقش آفرینی کردند.
    این پژوهش در پی پاسخ به پرسش های زیر است: در نظام پستی دوره های قاجار و پهلوی، تمبر چه کارکردهایی داشته است. در این دوره، قالب شکلی و مفهومی تمبر چه فرآیندی را پشت سر گذاشته است. داده های پژوهش نشان می دهد که در مسیر تحول نظام پستی کشور، تمبر محورها و ابعاد مختلفی را دربرگرفت و باوجود مشکلات و موانع و کم شدن اعتبار جهانی آن، در زمینۀ چاپ و انتشار روند روبه رشدی را در پیش گرفت.
    کلیدواژگان: نظام پستی، تمبر، کارکردها، قاجار، پهلوی اول
  • مهناز بابایی توسکی *، محمدکریم یوسف جمالی، سید اصغر محمودآبادی، فیض الله بوشاسب گوشه صفحات 95-110
    پس از قتل موریس (Maurice) در سال 602م به دست فوکاس (Phocas)، مناسبات دیپلماتیک میان دولت بیزانس و ساسانیان به سرعت دگرگون شد. خسرودوم به بهانه خونخواهی موریس، استراتژی خود را برپایۀ نابودی کامل همسایه غربی گذاشت. فتح شهر مهم اورشلیم و انتقال صلیب راستین به تیسفون، جنگ میان دو دولت را به جنگ مذهبی تبدیل کرد. بدین سان هراکلیوس (Heraclius) با حمایت های مالی کلیسا و تهییج نیروهای مردمی، ضربات مهلکی به ارتش ساسانی وارد کرد. با مرگ خسرودوم، برای برقراری صلح میان دو طرف بستری مناسب مهیا شد. دو طرفی که پس از جنگ های طولانی فرسوده شده بودند. دراین میان، در برقراری صلح نهایی در سال 630م که درواقع آخرین مراودات دیپلماتیک میان دولت ساسانی و بیزانس بود، مسیحیان نسطوری نقش مهمی ایفا کردند. این مقاله قصد دارد این سوال را مطرح کند که اهمیت و نقش مسیحیان نسطوری در برقراری صلح سال 630م تا چه اندازه بود؛ همچنین مقاله برآن است تا مسائلی همچون چرایی ناکامی مذاکرات صلح در زمان حیات خسرودوم، دستاوردهای صلح سال 630م برای هر دو دولت و تاثیر دخالت های خسرودوم در امور کلیسای نسطوری در برکناری وی از سلطنت را بررسی کند.
    کلیدواژگان: موریس، خسرودوم، هراکلیوس، کلیسای نسطوری، یشوعیهبدوم
  • محسن رحمتی * صفحات 111-127
    برسقیان در جایگاه خاندان حکومت کنندۀ محلی در عهد سلجوقیان، فرزندان و بازماندگان برسق کبیر، یکی از غلامان خاندان حسنویه، بودند. هم زمان با غلبۀ سلاجقه بر جبال، بازماندگان خاندان حسنویه به آنها پیوستند و یکی از غلامان آنها با نام برسق، در دربار سلجوقیان پیشرفت کرد. او ضمن انتصاب به مقام شحنگی بغداد و در حکم اولین شحنۀ سلجوقی در بغداد، حکومت بخشی از املاک و اراضی اربابان سابق خود را در لرستان در اختیار گرفت. او نزدیک چهل سال با دربار سلجوقی همراهی کرد و فرزندانش با حفظ قلمرو موروث، در تحولات سیاسی نظامی دورۀ سلجوقی نقش داشتند. سرانجام در نیمه قرن ششم قمری/دوازدهم میلادی، با ضعف سلجوقیان و برآمدن قدرت های جدید ترکمنی، خاندان برسقی برافتاد. این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی، در خلال معرفی خاندان برسقی، نقش آنها را در تحولات سیاسی نظامی دورۀ سلجوقی بررسی کند؛ همچنین تلاش کلی برآن است که به جای توصیف صرف تاریخی، وقایع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی برسقیان تحلیل شود.
    کلیدواژگان: سلجوقیان، لرستان، برسقیان، امیراسفهسالار، برسق کبیر
  • زهرا طلایی * صفحات 129-152
    با تاسیس سلسلۀ صفوی، تشیع مذهب رسمی ایران اعلام شد و تغییر مذهب در قالب اصل سیاست مذهبی صفویان در این دوره پیگیری شد و به اجرا درآمد. در اجرای این منظور، شاهان صفوی با گسترش فرهنگ وقف و ایجاد موقوفات2، بقاع متبرکه را در جایگاه مکانی برای اشاعۀ فرهنگ شیعه توسعه دادند و رونق بخشیدند. آستانۀ مقدس امام رضا(ع) در مشهد، در حکم تنها آرامگاه از امامان شیعه در ایران، مهم ترین آستانۀ مذهبی تلقی شد و در مرکز توجه صفویان قرار گرفت. شاهان صفوی به شیوه های مختلف شامل اختصاص بودجه های دولتی، وقف و اعطاء سیورغالات و صدقات به گسترش آن اهتمام ورزیدند و منافع متعددی را از آن مدنظر قرار دادند. از نتایج مهم عملکرد آنان، افزایش موقوفات حرم امام رضا(ع) بود که در راستای ایجاد مرکزی برای اشاعۀ فرهنگ شیعه، رونق و تداوم آن ادامه داشت. هدف این مقاله بیان کارکرد توسعه موقوفات حرم حضرت رضا(ع) است.
    رویکرد مقالۀ حاضر این است که هدف عمدۀ سیاست مذهبی صفویان برای اشاعۀ فرهنگ شیعه، با توسعۀ اماکن مذهبی و ایجاد وقف و گسترش موقوفات تامین شد. اجرای این سیاست در ارتباط با حرم امام رضا(ع) که با حمایت درخور توجه سیاستمردان صفوی همراه شد، در کوتاه مدت و در آن عصر افزایش فضا، امکانات، سازمان اداری حرم و گسترش خدمات به زائران و مجاوران را به همراه داشت و در درازمدت، پایایی و پویایی این سازمان را برای آینده تضمین کرد.
    در این مقاله، داده های منابع شامل وقف نامه ها و نسخه های خطی استخراج شده اند؛ همچنین به نتایج پژوهش های منتشرشده در موضوع موقوفات حرم امام رضا(ع) توجه شده است و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، با نگرش تاریخی، گسترش موقوفات حرم امام رضا(ع) بررسی شده است.
    کلیدواژگان: موقوفات آستان قدس، دور صفویه، اشا مذهب شیعه، بقاع متبرکه، سادات
  • شهاب شهیدانی *، کبری مهدی نسب صفحات 153-178
    در دورۀ قاجار، ایران به علت داشتن موقعیت استراتژیکی در کانون توجه روسیه و دول غربی، به ویژه انگلستان، بود. در عصر قاجار انگلیس با اهداف استعماری، ایران را از هر لحاظ زیر نظر داشت. در زمان ناصرالدین شاه که بسیاری از سفرای خارجی با اهداف سیاسی اقتصادی در ایران ماموریت داشتند، انگلستان نیز سفرای متعددی روانۀ ایران کرد. ماموران انگلیسی ضمن انجام وظایف سیاسی محول شده در راستای منافع دولت خود، بادقت تمام دیگر جنبه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ایران را بررسی می کردند. ماموران انگلیسی از کنجکاوی و علاقه به فرهنگ ایرانی فارغ نبودند؛ اما برای کسب بهترین امتیازها از دولت ایران، به شناخت کافی از اخلاق و آداب و صفات ایرانیان نیاز داشتند. بنابراین بیشتر آنها پس از حضور در ایران، در راستای انجام خدمات سیاسی، مشاهده ها و گزارش های خود را از ویژگی ها و آداب و اخلاق عوام و خواص مردم ایران برای دولت متبوع خود مکتوب می کردند. درواقع پژوهش حاضر پاسخی است به این پرسش که ماموران سیاسی انگلستان عصر ناصری اخلاق و عادات ایرانیان را چگونه ترسیم کرده اند. هدف از این مقاله بررسی اخلاق و عادات ایرانیان از نگاه ماموران سیاسی انگلیسی عصر ناصری است که با روش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای نگاشته شده است.
    کلیدواژگان: ماموران سیاسی، انگلستان، سفرنامه، ایران، ناصرالدینشاه، آداب و رسوم، اخلاق
  • علی یزدانی راد *، عاطفه رنجبر جمال آبادی صفحات 179-202
    تقابل خرد و آز از کهن ترین، بنیادی ترین و پایاترین مضامین ایرانی است که در شکل دادن به حیات فکری و دینی و نیز اندیشۀ سیاسی ایرانیان باستان نقش بسیار موثری داشته است؛ اما متاسفانه کمتر به چشم آمده است. البته صورت های دیگر این مضمون که عبارت اند از تقابل سپنته مینیو و انگره مینیو، هرمزد و اهریمن، اشه و دروج و... بیشتر کاویده شده اند؛ اما به نظر می رسد فهم دقیق این صورت ها نیز به فهم و درک مضمون تقابل خرد و آز وابسته باشد. پژوهش حاضر با تکیه بر روایت های ملی ایرانیان و با روش تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، می کوشد تا جایگاه این مضمون را در جهان بینی ایرانیان نشان دهد و سهم آن را در شکل گیری اندیشه ایرانشهری مشخص کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد تقابل آز و خرد از این نظر که بیش از هر جای دیگر در وجود آدمی نمود می یابد، صورتی انسانی تر از ثنویت ایرانی است. براین اساس خرد یا عقل، گوهر الهی یا فره ایزدی وجود انسان و بهترین راهنمای انسان برای گام برداشتن در مسیر راستی یا اشه و رسیدن به رستگاری است و در برابر آن، آز اهریمنی است که تلاش می کند انسان را به بیراهه بکشاند؛ همچنین در عالم سیاست و شهریاری، این تقابل خود را در قالب تضاد و تقابل داد و بی داد نشان می دهد. شهریاری که خرد راهنمای اوست، دادگر و فرهمند است و شهریاری که آز بر او چیره است، بی دادگر و ناگزیر فاقد فره و مشروعیت است. این معنی به ویژه در حکایت جمشید و ضحاک نمود یافته است.
    کلیدواژگان: خرد، آز، اشه، اندیشه ایرانشهری، جمشید
  • شهرام جلیلیان * صفحات 203-227
    در دوره ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گستره ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دوده ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و روساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دوره نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و روساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و روساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستین ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموندی از تخمه ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهه پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، اهل البیوتات یا خاندان های هفتگانه ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دوره پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و روساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستین ایران بودند.
    کلیدواژگان: ساسانیان، اهل البیوتات، خاندان های ایرانی، بزرگان و اشراف، ستیز و سازش
  • اعظم مظاهری، سهیلا ترابی فارسانی *، مصطفی پیرمرادیان3 صفحات 229-245
    با ظهور اسلام در شبه جزیرۀ عربستان ساختار غیرمتمرکز و توسعه نیافتۀ آن دچار لغزش شد. نظام اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن که بر قبیله مبتنی بود، برای ادامۀ حیات و بقای خود واکنش نشان داد. در این میان برخی قبایل و طوایف نیز که اسلام را برای خود دارای کارکرد می دانستند و آن را پذیرفته بودند، با هجرت پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان، زمینۀ شکل گیری حکومت اسلامی را مهیا کردند. تفاوت رویکرد این قبایل در دو قطب ظهور اسلام، یعنی مکه و مدینه که یکی خاستگاه اسلام بود و دیگری بستر گسترش رسالت پیامبر، باتوجه به نسب قحطانی و عدنانی آنها در کانون پژوهش و بررسی قرار می گیرد. تاجران و اشراف مکه اسلام را برهم زنندۀ نظام حاکم بر اقتصاد و اجتماع خود می دانستند و با آن به مقابله برخاستند؛ زیرا برای آنها اسلام کژکارکرد محسوب می شد؛ اما در مقابل، مردم کشاورز مدینه که به نسب قحطانی منتسب بودند، اسلام را پذیرفتند و آن را آورندۀ صلح دانستند که برای آنها دارای کارکرد بود. در این مقاله تلاش برآن است تا با تحلیل آماری رفتارشناسی این قبایل و طوایف با استفاده از نظریۀ رابرت کینگ مرتن (Robert K.Merton)، باتوجه به منتسب بودن آنها به نسب قحطانی و عدنانی، میزان همراهی کامل، همراهی حداکثری، نیمه همراهی، همراهی حداقلی و غیرهمراه بودن آنان بررسی شود.
    این پژوهش براساس روش کمی فراوانی سنجی مبتنی بر داده های آماری است و شیوۀ گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
    کلیدواژگان: رفتارشناسی، رابرت کینگ مرتن، کارکرد، قحطانی، عدنانی، پیامبر اسلام(ص)
|
  • Ali Akbar Kajbaf, Morteza Dehqan Nejad, Ghasem Cheraghchi * Pages 1-18
    The manifestation of Iran's prominent place in the relations between East and West from the contemporary period is clear for history readers. This period, which partly coincided with the establishment of the national government in Iran by the Safavids, provided the opportunity for European countries to begin diplomatic and stable relations with Iran. In the meantime, it seemed, due to reasons such the territorial expansions and Russia's political and military authority, that Russia was more capable of establishing and developing relationships with Iran. But the obstacles arising from internal occasional problems and competing and conflicting government's measures, in the Safavid period, prevented these relations to progress.This article aims at reviewing the processes and dominations of Iran's relations with Russia duringSafavid period through reading the authentic sources and with documentary methods. The study also aims at challenging the ups and downs of the relations between the two countries at this historical era through a scientific approach and explaining how ill-fated relations led to tensions between the two governments.The result of the research suggests that the path of relations between the Safavid government and Russia, unlike most cases of Safavid relations with Europe, did not reach a fruitful outcome due to a lack of understanding of international relations and growing domestic tensions. It was a test for identifying the colonial powers and Tsarist of Russia from Iran's geopolitical position and at the same time, their inability to manage the country. The outcome of this test was the Russian military aggression in the territory of Iran.
    Keywords: Iran, Foreign Relations, Russia, Safavids, Tsarism
  • Abbass Sarafrazi, Akram Naseri *, Zahra Alizade Pages 19-38
    Holy Aegis thinking of the king in the political history of Iran has an old background. This thinking was brought up as Divine Charisma. This thinking was discussed in historical texts and historians had referred repeatedly to the idea of Holy Aegis (God's shadow) and its related terms. Examples of such narratives can be found in historical texts of Afsharian era. Some of the most important historians of this era that used a manifestation of Holy Aegis thought in their works were Marvi and Astarabadi. In this paper we try to review and analyze the manifestations of Holy Aegis thought between the attitudes of historians of Afsharian era based on an analytical method. The results of this study indicate the direct and indirect use of Holy Aegis term by Nader Shah Afshar in order to legitimize himself and show the overcoming of this thoughts on beliefs and attitudes of the historians of Afsharian era.
    Keywords: Holy Aegis thinking, Marvi, Astarabadi, Historiography, Afsharian
  • Mahdi Khodami, Morteza Nuraei *, Asghar Foroughi Abari Pages 39-59
    In this paper, the performance of Amniyeh (gendarmerie), as the law reinforcement organization responsible for maintaining order and security in villages and roads during the Pahlavi I period is reviewed. Amniyeh and Nazmiyeh (Police Force) were responsible for maintaining order and security in areas under their protection. During the Pahlavi I period, most areas in Fars Province were covered by the Amniyeh as a military force, and Nazmiyeh’s presence was limited to major towns, and it was not present at all stages of Pahlavi I period. Unlike Nazmiyeh, Amniyeh would not perform its duties completely free of marginal issues. The questions that this research aims to answer are: 1) What is the most significant change in the organization of the Amniyeh Force? 2) What impact did these developments have on security and smuggling of goods in Fars? 3. Why did not the force succeed in eradicating smuggling in Fars? The method is descriptive-analytical based on the unpublished documents of the National Organization of Fars Foundation. The results of this study indicate a relative decline in the smuggling of goods in Fars as a result of reforms in the Amniyeh.
    Keywords: Amniyeh, Fars, Smuggling, Pahlavi I period
  • Mina Khadem Al-Foghra, Ata Mohammad Radmanesh, Mahdi Tadayon, Mohammad-Ibrahim Irajpour Pages 61-77
    Sufism and Shiism in Iran's history has been discovered before any land and many Shia mysticism are Iranians directly or indirectly create great works in this field. One of the greatest thinkers of Iran's mysticism in the early Qajar period was Muhammad-taghi Mozafar Kermani known as Mozafar-ali Shaah who was disciple of Moshtagh-ali Shah. Bahr al-Asrar interpretation is a mystical interpretation written by Surah al-Hamd in Masnavi which takes about 4,000 distiches as it expresses the issue of existence based on the philosophy of Ibn Arabic and the learning of Surah al-Hamd, then, it identifies the guardianship of Imam Ali (AS), a basic condition of Islamic mysticism to access eternal bliss. The poet in this Masnavi, after expressing Surah al-Hamd in twenty Bahrs, expresses the unity of existence, appearance, and inner meanings of Islam, and divides faith and mysticism into seven rounds and calls it the Seven Periods. The poet expresses his views as he expresses the Periods, the rise of Shiism and Sufism (mysticism) from the beginning of Islam until the advent of the Promised. This study tried to investigate and criticize Muzafar-ali Shah's beliefs in the roots of Sufism and Shiism and the expression of Seven Periods as well as his views about the Taghieh that is one of the most important principles of Shiism.
    Keywords: Sufism, Shiism of Safavi, Muzafar, ali Shah, Bahr al Asrar
  • Abdollah Motevalli *, Shabnam Hosseinabadi Farahani Pages 79-94
    The reign of Naser al-Din Shah brought upon political and social reformations in Iran. The changes that happened in the structure of the postal system was one of such reformations. The use of stamps in Iran brought upon fundamental improvements in the postal system and became a crucial factor in speeding up the administrative procedures of the post office.At first, stamps represented postal fare and had an economic rule. But at the end of Naser al-Din Shah’s reign, other functions were associated with stamps: political and social functions, as well as cultural functions.
    This paper aims to answer the question of what the functions of stamps were in the postal systems of Qajar and Pahlavi eras, and also to investigate the developments made in the formal and conceptual framework of stamps in the mentioned eras.The findings show us that during the developments that occurred in Iran’s postal system, stamps played various roles and also were produced in various shapes and forms; and despite the problems and obstacles that faced the postal system, the trend of printing and publishing stamps kept on growing.
    Keywords: Postal System, Stamp, Qajar, 1st Pahlavi, Functions
  • Mahnaz Babaei *, Mohammadkarim Yosofjamali, Seyyedasghar Mahmoodabadi, Feyzolah Boshasbgosheh Pages 95-110
    The good ties existing between the Byzantine and the Sassanid Empires deteriorated quickly after Emperor Maurice of the Byzantine Empire was killed, and his title usurped by Emperor Phocas in 602 CE. The Persian King Khosrow II used the vengeance of Maurice as a pretext to set about his goal of annihilating his western neighbor. Conquering the important city of Jerusalem from the Byzantines, along with transferring the True Cross to Ctesiphon turned the conflict into a religious war. Heraclius, through the use of financial helps received from the church and by encouraging popular forces, was able to deal fatal blows to the Sassanid army. With the death of Khosrow II, the conditions for peace materialized as both sides, after long years of fighting, were weary of warfare. Amidst all this, the Nestorian Christians played a major role in the eventual peace of 630 CE as the last diplomatic ties between the Byzantine and the Sassanid Empires. The current paper aims to study the significance of Nestorian Christians in the peace treaty of 630 CE and the role they played in it. Other issues explored by this paper include: the reason why peace negotiations were unsuccessful during Khosrow’s lifetime; the achievements secured from the peace treaty of 630 CE by both Empires; and the effects Khosrow’s interventions in the Nestorian Church affairs had on Khosrow’s losing of the throne.
    Keywords: Maurice, Khosrow II, Heraclius, Nestorian Church, Joshua Yahab II
  • Mohsen Rahmati * Pages 111-127
    Bursuqids, as a local governor family during the Seljuq period, were descendants of the Great Bursuq, who was one of the slaves of commanders of Hasanuyeh governors. When Seljuq armies conquered the Jibal, the heirs of Hasanuyeh joined the Seljuqs, then one of them, who called Bursuq, promoted his rank to the extent that was appointed as the first shihna (military commander) in Baghdad. In addition, he was appointed as a ruler of the former Hasanuyeh’spossession in Lorestan. He has ruled near 40 years in Seljuq court and his offspring played a key role in the political and military developments during the Seljuq period. Finally, the Bursuqids family was collapsed with the weakness of the Seljuqs and the arrival of new Turkmen powers. Using analytical- historical methods, this study seeks to introduce Bursuqids family, and to show their role in the political and military developments in the Seljuq period. Also, the overall effort is to analyze the political, economic, and social events of the Bursuqids era, rather than merely presenting a historical description.
    Keywords: Seljuqs, Lorestan, Bursuqids, Amir Kabir Isfahsalar Bursuq
  • Zahra Talaee * Pages 129-152
    By declaring Shia as the official religion of Iran, the Safavids used different tools to institutionalize and disseminate it. One of these tools was developing religious endowments. The holy shrine of Imam Reza, which is the only holy shrine of Twelver Shiites in Iran, became the most important religious state at the center of attention of the Safavids, and many endowments were established for it. As a result, the amount of endowments for the shrine increased. Goals of increasing the endowments for the shrine were to disseminate Shiite beliefs, glory/dynamism of the shrine and its continuity. The purpose of this article is to describe the function of the development of the endowments of the holy shrine of Reza (AS). The approach of this paper is that the main goal of the Safavid religious policy was to promote the Shia belief by developing religious places and creating endowments and expansion of the endowments. The implementation of this policy in connection with the shrine of Imam Reza (AS), which was accompanied with the support of the Safavid politicians, in the short and long term, increased the space, facilities, administrative organization of the shrine and the expansion of services to pilgrims and adjacent people, and in the long run, guaranteed the dynamism and the reliability of the organization for the future. In this paper, the data sources consisted of endowments and manuscripts extracted, as well as the results of published researches on the subject of the endowments of the shrine of Imam Reza (AS). Using the descriptive method, with the historical attitude, the expansion of the endowments of the shrine of Imam Reza (AS) has been investigated.
    Keywords: Endowments of Astan Quds Razavi, Safavid Period, The spread of Shiite religion, Holy Shrines, Sadat
  • Shahab Shahidani *, Kobra Mehdinasab Pages 153-178
    During the Qajar period, Iran was at the forefront of the strategic situation of Russia and the Western powers, especially Britain. Britain, in the Qajar era, through its colonial purposes, monitored Iran under any circumstances. In the era of Nasir al-Din Shah, many foreign ambassadors missioned for political and economic purposes in Iran, Britain also sent several ambassadors to Iran. In pursuing the responsibilities assigned to them, the British agents have carefully considered all other dimensions of Iran's economic, social and cultural aspects, in line with the interests of their own government. Although English agents were not free of interest in Iranian culture, they needed to know enough about Iran's ethics and traditions in order to carry out political services for their own government. This research aimed at answering the question that: How are the ethics and habits of Iranians from the point of view of British political agents during Nasir al-Din Shah era? The study used a descriptive-analytical method based on library resources.
    Keywords: Political Agents, United Kingdom, Travelogue, Iran, Nasir al Din Shah, customs, Ethics
  • Ali Yazdani Rad *, Atefeh Ranjbar Jamal Abadi Pages 179-202
    The contrast between Ᾱz (greed) and Xrad (wisdom) is one of the oldest, most fundamental and everlasting Iranian concepts which has had a very effective role in forming Iranian's political and religious thought; however, unfortunately, it has not been noticed well. Although other faces of this concept (i.e. the contrast between Spenta-Mainyu and Angra-Mainyu, Hormazd and Ahriman, Aša and Druj, etc.) have been researched more, it seems the exact perception of them depends on the understanding and perception of the contrast between Ᾱz and Xrad. This research, relying on national stories, with historical research method, attempts to show the role of this concept in Iranian cosmology and its contribution to form Iranshahri's thought. The results of this research indicate that the contrast between Ᾱz and Xrad is a human face of Iranian dualism, because it manifests inside human beings more than other places. Thus, Xrad is divine essence or Farr-e Īzadī (divine glory) inside humans, and it is best guide to go along Aša or rightness rout and reaching redemption, and in contrast, Ᾱz is a devil which tries to mislead humans. This encounter become manifest in the form of contrast between Dād (justice) and Bi-dād (injustice) in politics and ruling as well. The kings whose guide is Xrad, are just and they have Farr, but the kings who Ᾱz overcomes them, are oppression and so they do not have Farr and legitimacy. In particular, this idea has appeared in the myth of Jamšid and Ẓaḥḥāk.
    Keywords: Xrad, ?z, A?a, Iranshari's Thought, Jam?id
  • Shahram Jalilian * Pages 203-227
    In Sassanid kingdom, several great and small families inhabited all over Iran, among which seven families of Kāran, Suren, Spāhbad, Mehrān, and Spandiaz, Zik and the house of Sassanid were more noble and powerful than others. The members of these seven families were known as the noblest Iranians and the heads of these families were very powerful in the Sassanid court. The connection of these families with the king was a combination of conflict and cooperation; in the time of authority of Sassanid kingdom, Iranian grandees and the heads of great families were obedient to the king, but when the king was weak, the true rulers of Iran were grandees and the heads of great families. Nevertheless, during the Sassanid history, Iranians believed that the king of Iran should be a member of Sassanid lineage; therefore other Iranian families, despite all their power and the occasional weakness of Sassanid kingdom and civil wars and chaos, did not ignore this belief and did not demand the kingdom at least until the last decades of Sassanid kingdom. The main question of this research is “How was the connection of the members of great families or Iranian seven families and grandees with the king from the rise of Sassanid to the reign of Ghobad I (488-531A.D)?” This paper reveals that the connection of Iranian grandees and families with the king was a combination of conflict and cooperation; in the time of powerful and warrior kings, great Iranian families were obedient to the king and when the king was weak, the true rulers of Iran were nobles and the heads of great families.
    Keywords: Sassanid, Members of Great Families, Iranian Families, Grandees, Nobles, Conflict, Agreement
  • Azam Mazaheri, Soheyla Torabifarsani *, Mostafa Pirmoradian Pages 229-245
    With the advent of Islam in the Arabian Peninsula, its decentralized and undeveloped structure was faltered. Social and political system ruling it, which was based on the tribe, reacted to Islam to survive and to continue his life, and among them some tribes and clans which accepted Islam and recognized it functions, provided a basis for the formation of Islamic State by migration of the prophet of the Islam and the Muslims. The difference in approach of these tribes in two poles of Islam, Mecca and Medina, one of them the origin and the other one a context for spreading the mission of the Prophet, is investigated in this article relating to their Qahtani and Adnani descents. Merchants and nobles of Mecca considered Islam as disruptive for their economic and social system and objected to it because they considered it malfunctioned. Adversely, the farmer people of Medina who wasn’t germane of Qahtani descent, accepted Islam and considered it the Mouthpiece of peace that had functions for them. This article aims to statically analyze the behavior of these tribes and clans, using the theory of Robert King Merton, regarding their relationship with the Qahtani and Adnani descents, in the range of perfect companionship, maximum companionship, half companionship, minimum companionship and non-companionship. The research method is based on analytical-statistical method and data is collected from the library. The findings indicated that Qahtani Arabs had the highest association and Adnani Arabs had the least association with the Prophet of Islam in the twenty-three years of his prophecy. Among the reasons for this fact we can mention the civilization history of Qahtani Arabs, urbanization history, as well as more familiarity with monotheistic religions, and also, permanent settlement of them in the same land which has raised their tolerance threshold to accept new cultures.
    Keywords: Behavioral Analysis, Robert King Merton, Functionality, Qahtani, Adnani, Prophet of Islam