فهرست مطالب

انسان پژوهی دینی - پیاپی 38 (پاییز و زمستان 1396)
  • پیاپی 38 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/02
  • تعداد عناوین: 11
|
  • مهدی فرمانیان، محمد الله نیا سماکوش * صفحات 5-23
    دیوبندیه مکتبی است که از درون مذهب کلامی ماتریدیه برخاسته و ادعای پیروی از کلام ماتریدیه، مهم ترین شاخصه کلامی دیوبندیه است؛ اما این مدعا در تطبیق مباحث کلامی دچار تزلزل هایی شده است. تطبیق آرای این دو مکتب در تحلیل مبحث کلامی «خلق افعال عباد» نشان می دهد که دیوبندیه در برخی مسائل، دیدگاه متفاوتی اختیار کرده است، که این مغایرت ها به مبنای دیوبندیان در مخالفت با هر معنای دارای شائبه شرک و بدعت باز می گردد. در پاسخ به پرسش از میزان تحول دیوبندیه در موضوع تحقیق، این نتیجه حاصل شد که دیوبندیان همچون ماتریدی ها، به تفکیک «خلق» و «کسب» در تحلیل «افعال بندگان» قائل اند؛ اما در نوع دیدگاه در باب «کسب» متفاوت می اندیشند. ماتریدیان به انتساب حقیقی افعال به دو قادر قائل اند، اما دیوبندی ها ضمن تاکید بر فاعلیت مطلق خداوند، از اطلاق فاعلیت بر بندگان پرهیز دارند و تاثیرگذاری بندگان را فقط به عنوان سبب ظاهری می پذیرند.
    کلیدواژگان: افعال عباد، دیوبندیه، ماتریدیه، کسب، سببیت
  • محمدتقی سهرابی فر * صفحات 25-37
    فخر رازی در آثار خود بر تباین ماهوی انسان ها تصریح کرده است. نگارنده در آثار فخر رازی تعریف مشخصی از «ماهیت» نیافت، اما این نکته در آثار او هست که ماهیت امری است که تغییر و تبدیل آن ممکن نیست. در نتیجه تصریح به تباین ماهوی انسان ها، به این معنا خواهد بود که هر فرد از انسان ماهیتی تبدیل ناپذیر و متفاوت با دیگر انسان ها دارد. بدیهی است که این باور همه دانش هایی را که به نوعی به انسان مربوط می شود تحت تاثیر قرار می دهد. برای دست اندرکاران علوم تربیتی، اخلاقی، حقوق، فقه و... بسیار اهمیت دارد که بدانند آیا با انسان هایی یکسان سروکار دارند یا با مجموعه ای از انسان هایی که هر کدام ماهیتی علی حده و مجزا دارند. در این مقاله با استقصای آثار فخر رازی، ادله و شواهد وی را بر تباین ماهوی انسان ها، در دو بخش ادله غیرنقلی و ادله نقلی، عرضه می کنیم.
    کلیدواژگان: فخر رازی، تفاوت ماهوی، انسان
  • کریم عبدالملکی، مهدی جلالوند *، سلمان قاسم نیا صفحات 39-56
    نظریه فطرت افزون بر مسائل اعتقادی، در حل مسائل دیگر، از جمله مسائل تاریخی نیز می تواند الهام بخش باشد. یکی از این گونه مسائل مسئله اختلاف در چگونگی نگارش حدیث بین علمای اهل سنت و عالمان شیعه است. بیشتر علمای اهل سنت بر مبنای برخی روایات منقول و نیز بعضی ادله عقلی، معتقدند تدوین و نگارش حدیث تا پایان قرن اول هجری انجام نشده است. از طرفی نقدهایی نیز بر پایه استدلال های عقلی و دلایل نقلی، از طرف اندیشمندان شیعه بر این باور وارد شده است. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی سعی دارد ضرورت تدوین و نگارش حدیث در زمان رسول اکرم (ص) را با استفاده از ویژگی های ذاتی نوع انسان اثبات کند. ویژگی حقیقت جویی و کمال طلبی انسان، دلایلی بر ضرورت ارتباط با نبی و به تبع آن، دلایلی بر ضرورت تدوین حدیث هستند؛ اگرچه ویژگی نسیان انسان این ضرورت را دوچندان می کند.
    کلیدواژگان: کتابت حدیث، کمال طلبی، حقیقت جویی، نسیان
  • زین العابدین نجفی * صفحات 57-83
    طنز از مهم ترین و موثرترین قالب های هنری است که می تواند به راحتی در احساسات و عواطف مخاطب تاثیر بگذارد و پیام خود را غیرمستقیم در عمق جان وی بنشاند ولی درباره جایگاه آن در سبک زندگی اسلامی اختلاف نظر به چشم می خورد. برخی بر آنند که طنز خلاف واقع است و موجب توهین و تنقیص افراد می شود. در نتیجه جایگاه چندانی در سبک زندگی اسلامی ندارد. از طرفی عامه مردم غالبا طنز را با مطربی و دلقکی یکسان می پندارند. این نوشتار با بررسی سخنان اصحاب دانش و ادب و دیدگاه شریعت اسلام به این نتیجه رسیده است که طنز اصیل با شرایط مد نظر در چارچوب شریعت، مطلوب است و در عرصه های گوناگون سبک زندگی اسلامی، از جمله تفریح و نشاط جامعه، نظارت بر مسئولان، تهذیب نفس، امر به معروف و نهی از منکر و آموزش، جایگاه شایسته ای دارد.
    کلیدواژگان: طنز، طنز در شریعت، سبک زندگی اسلامی
  • محسن ایزدی * صفحات 85-104
    بسیاری از فلاسفه، تکامل عقل نظری و ارتقای آن به مرتبه عقل مستفاد را سعادت قصوای انسان دانسته اند. ملاصدرا نیز در برخی آثارش همین دیدگاه را ابراز کرده است. برخلاف فلسفه های پیشین که به دلیل فقدان برخی اصول فلسفی، توانایی به دست دادن تبیینی معقول و مستدل از وصول نفس به عقل مستفاد را ندارند، فلسفه وی به خوبی از عهده چنین تبیینی برمی آید. وصول نفس به مقام فنای فی الله ، که مرتبه ای بالاتر از وصول آن به عقل مستفاد است، بخشی از مطالب ملاصدرا را به خود اختصاص داده است. اگر با رویکردی قرآنی، آثار ملاصدرا در مسئله سعادت قصوی را بازخوانی کنیم از جهاتی در خور تامل است. از جمله: به دست ندادن تبیینی منسجم از طریق توجه به کارکرد همه ابعاد فطری انسان، تاکید بسیاری از مباحث بر وقوع سعادت قصوی (فنای فی الله ) در دنیا، تحقیر سعادتی که اکثر انسان ها به آن نائل خواهند شد (بهشت و نعمات جسمانی)، فروکاستن جایگاه عقل عملی.
    کلیدواژگان: سعادت قصوی، عقل نظری، عقل مستفاد، فناء فی الله، جنت، ملاصدرا
  • حسین حجت خواه *، سعید سنایی مهر صفحات 105-126
    حقیقت نفس، روح و بدن و رابطه آنها با یکدیگر، از مسائلی است که تاثیر اساسی در آموزه معاد و سرنوشت اخروی انسان دارد. برخی متکلمان، حقیقت انسان را جوهر مجرد متعلق به بدن شمرده اند، برخی بر آنند که نفس، همین پیکر محسوس و مشهود است که روح در منافذ آن حلول کرده است و گروهی نیز حقیقت انسان را اجزایی اصلی در بدن می دانند که پایا و دگرگون ناپذیر است. شیخ مفید ضمن پذیرش دیدگاه اول، حقیقت انسان را جوهر بسیط و غیرمادی قائم به خود می داند؛ اما شاگرد او سید مرتضی با پذیرش رویکرد دوم و اعتقاد به یگانگی نفس و بدن، انسان زنده و مکلف را مجموع این شخص ظاهری و هیکل مشهود می داند که روح یا به تعبیر وی هوایی لطیف در منافذ آن جاری است. در دوران معاصر، علامه سید محمدحسین طباطبایی با روش تفسیری و بدیع خود، ضمن پذیرش رهیافت اول، بر دیدگاه شیخ مفید صحه گذاشته است.
    کلیدواژگان: نفس، بدن، روح، انسان شناسی، امامیه، شیخ مفید، سید مرتضی، محمدحسین طباطبایی
  • ابوالحسن غفاری * صفحات 127-142
    از آنجا که اخلاق مبتنی بر مابعدالطبیعه است، بدون تردید بررسی اهداف و نتایج اخلاقی آموزه ها نیز بدون پژوهش های مابعدالطبیعی امکان پذیر نخواهد بود. افلاطون پایه گذار بسیاری از مباحث هستی شناسی، معرفت شناسی و اخلاقی در فلسفه مغرب است. تاثیر او در تفکر فلسفی به حدی است که به عقیده وایتهد تمام تاریخ فلسفه، چیزی جز حاشیه نویسی بر آثار افلاطون نیست. طریق غالب او طرح مباحث عقلی در قالب گفت وگو و تمثیل است. سه تمثیل مهم و تاثیرگذار غار، آفتاب و خط، علاوه بر اینکه نشان دهنده ژرفای اندیشه فلسفی او است، تاثیر انکارناپذیری در حوزه های معرفت شناسی، هستی شناسی و اخلاق گذاشته است، هرچند هر کدام از تمثیل ها آثار و نتایج خاص خود را دارد و اشتراکاتی را میان آنها می توان یافت ولی تهافت و ناسازگاری در این خصوص در سخنان افلاطون دیده نمی شود. نیز منتقدان و مخالفان اندیشه افلاطون مانند ارسطو و ابن سینا و دیگران گرچه با نظریه مثل مخالفت یا آن را نقد کرده اند اما پژوهش و تحقیقی راجع به نشان دادن ناسازگاری در مدعیات مقاله پیش رو دیده نمی شود. در این مقاله نتایج اخلاقی تمثیلغار که در حوزه انسان شناسی فلسفی نیز اهمیت فراوان دارد استنباط و استخراج می شود؛ نتایجی که از تامل در ساختار فلسفه افلاطون و تمثیل غار به نحو اجتهادی به دست آمده است.
    کلیدواژگان: تمثیل غار، افلاطون، انسان، اخلاق، تربیت، سلوک، سالک
  • یدالله ملکی * صفحات 143-164
    استعاذه یا به عبارت دیگر پناه بردن و پناه خواستن یکی از اذکار الهی است که در قرآن کریم به کار رفته و انسان مسلمان مومن، هنگام مواجهه با شیطان و وساوس او، از آن استفاده می کند. با بررسی آثار دانشمند بزرگی همچون ملاصدرا می بینیم که وی با توجه به روش و مشرب خویش به تبیین این ذکر پرداخته است. در کتاب تفسیر قرآن کریم ملاصدرا می توان مطالبی درباره حقیقت استعاذه، مستعیذ، مستعاذ به، مستعاذ منه، ما یستعاذ لاجله (مستعاذ له یا لاجله) و لزوم و وجوب دائمی استعاذه دریافت. از نظر ملاصدرا، استعاذه بر پنج رکن استوار است که عبارت اند از: استعاذه، مستعیذ، مستعاذ به، مستعاذ منه و ما یستعاذ لاجله. در این نوشتار به استعاذه و آثار آن در استکمال معنوی انسان با توجه به نگاه عقلانی و عرفانی ملاصدرا اشاره، و از آن بحث شده است.
    کلیدواژگان: استعاذه، آرامش، کمال معنوی، ملاصدرا، آثار استعاذه، شرور
  • سید حسین هاشمی *، علی اکبر علیزاده برمی صفحات 165-186
    حفظ ذات و دست یابی به امنیت، و آرامش از میل های اساسی در انسان است. نظریه های امنیت بر اساس نوع جهان بینی شکل می گیرد. نظریه های امنیت در غرب بر پایه نوع جهان بینی برخاسته از رنسانس بنا شده که نگاهی مادی است. در این بینش، انسان حیوانی تکامل یافته از نسل میمون است با خواسته های حیوانی و در جهانی زندگی می کند که در آن تنازع بقا حاکم است و انسان گرگ انسان است. بنابراین، ناامنی و تهدید در آن دائمی است و باید حداکثر قدرت را داشته باشد تا بتواند تهدیدهای انسانی را از خود دور کند. اما امنیت از نگاه امام خمینی بر اساس آموزه های اسلامی شکل می گیرد. انسان موجودی ابدی است و دارای فطرتی پاک و عدالت طلب، نوع دوست و خداجو که به دنبال کمال مطلق است. امنیت دنیا و آخرت هم زمان دیده می شود و ریشه دست یابی به آن، ایمان به خدا و اتکال به او است. افراد جامعه در پی خودالهی کردن اند، و اداره جامعه به دست رهبران الهی مسئول در مقابل مردم و دین صورت می گیرد و ترویج فرهنگ ایثار و حضور مردم در صحنه بر این مبنا است. این مقاله به روش کتاب خانه ای و با تحلیل محتوا و تطبیق دو نظریه، ضمن بیان موضوع، نظریه مختار را می پروراند.
    کلیدواژگان: انسان، امنیت پایدار، مکتب، مکتب امام خمینی، اومانیسم
  • اعظم سادات شبانی *، سهیلا جلالی کندری صفحات 187-213
    متون مقدس در دست یابی به معنای دشمن و شناسایی آن بسیار مهم اند. دشمن در اندیشه دینی می تواند از زوایای گوناگون بررسی و به انواع متفاوتی تقسیم شود. صرف نظر از نوع دشمن، می توان به جهت مهم ترین خصوصیت مشترک تمام آنان، که مخالفت با خداوند و رسولان او است، ویژگی های دشمنان دینی را بررسی کرد. با واکاوی خصوصیات دشمنان در قرآن کریم و کتاب مقدس یهودیان (تنخ)، اولا می توان به تعریف جامعی از دشمن در منظر دینی دست یافت؛ سپس با شناخت دقیق از اندیشه دینی هر دو مذهب، روابط بهتری در بین پیروان دو دین برقرار کرد. این پژوهش با استخراج و دسته بندی ویژگی های اکتسابی دشمن در معنای عام، به اشتراکات و افتراقات متنی دو کتاب مقدس در این زمینه پرداخته است. اشتراکات در تبیین خصوصیات دشمن در هر دو کتاب بسیار فراوان است، تا حدی که به جز «انکار معاد»، به عنوان یکی از ویژگی های دشمن در قرآن، هر دو کتاب به ویژگی های یکسانی اشاره کرده اند، مانند تکبر، سرکشی، پیمان شکنی، ستمگری و کینه توزی. افتراقات بین این دو متن، دامنه کمتری را به خود اختصاص می دهد.
    کلیدواژگان: قرآن، تنخ، کتاب مقدس، دشمن، ویژگی دشمن
  • سیدعقیل میرفتاحی *، علی مرادخانی، رضا اکبری صفحات 215-230
    این مقاله دیدگاه ابن سینا و فخر رازی را در مسئله قضا و قدر و جبر و اختیار می کاود. دیدگاه این دو، علی رغم اختلافات اساسی در این مسئله، در برخی بخش ها به هم نزدیک می شود. ابن سینا قضا و قدر را از مراتب علم فعلی الهی تلقی می کند. تعاریف متعدد و دیدگاه های او برخلاف تعاریف رازی منسجم، و حاصل دو رویکرد است که باید از هم تفکیک شود؛ گاه با رویکردی فلسفی و طرح علم الهی قضا و قدر را تبیین می کند و گاه با طرح مسئله کلامی فعل انسانی، مسئله اختیار و جبر را می کاود. وی به رغم اینکه قضا و قدر را علم الهی می داند، از آن جهت که منشا حتمیت اشیا باشد، مسئله قضا و قدر را مرادف با جبر نمی داند. وی قائل به امر بین الامرین است، و در تبیین اختیار، آن را از قدر می داند و به عنوان جزء العله می پذیرد و از اختیار رقیق شده سخن می گوید. تعاریف فخر رازی در قضا و قدر، مشوش و گاه متناقض است؛ تعریف او گاه مرادف با جبر و گاه مرادف با اختیار است، اما آنچه از غالب تعاریف وی فهمیده می شود، جبر رقیق شده است.
    کلیدواژگان: قضا و قدر، علم الهی، اراده الهی، جبر، اختیار
|
  • Mahdi Farmanian, Muhammad Allah Nia Pages 5-23
    Deobandism is known to be an inter-religious theological school that arose from Maturidism and the claim that it follows the words Maturidism is the most important characteristic of Deobandism, but this claim has been undermined with regards to collation of theological matters. The collation of ideas of these two schools regarding the issue of creation of servant’s actions indicates that Deobandism has different viewpoints regarding some matters which could be traced back to principles of Deobandians with respect to any sort of meaning with polytheism and original creation. In response to the question concerning the degree of transition of Deobandism on the subject of the present investigation, it was concluded that Deobandians believe in the distinction between creature and acquisition, kasb, in the analysis of creatures deeds just like Maturidians. However they think differently regarding their viewpoint on acquisition. Maturidians believe in the attribution of actions to two agents but Deobandians emphasize on absolute agency of God and avoid applying it to humans and consider their influence as superficial.
    Keywords: Servant's Actions, Deobandism, Maturidism, Acquisition, Causality
  • Mohammad Taghi Sohrabi Far * Pages 25-37
    Fakhr Razi has affirmed the essential difference of human beings. The author has not found a certain definition of “quiddity” in his writings. Yet it is apparent that quiddity is inalterable. Therefore the affirmation of innate divergence of humans would mean that every single person has an inalterable and different nature from others. The fact that this sort of belief impacts all the sciences having to do with humans is axiomatic. For those involved in education, moral, law and fiqh, it is of high importance to know if they are dealing with similar humans or a body of humans with a variety of distinct natures. In this article we will enumerate Fakhr Razi’s work, presenting the innate divergence of humans using traditional and reasonable proofs.
    Keywords: Fakhr Razi, Difference in Quiddity, Human
  • Karim Abdolmaleki, Mahdi Jalalvand, Salman Qasemnia Pages 39-56
    The theory of human nature in addition to its part in the solution of problems in the field of religious beliefs, may be helpful in solution of other problems including historical ones. One disputable problem between Sunnis and Shiites lies in hadith writing. On the one hand, most Sunni scholars, basing their view on narratives and logical arguments, believe that hadith writing had not happened until the end of the first century of Hijrah. On the other hand, there are some criticisms based on logical arguments and transmitted reasons put forth by Shia scholars and thinkers. This study tries to show the vitality of hadith writing during prophetic period with a reliance on human natural feature using an analytical approach. Human’s truth and perfection seeking features and serve as reasons for the urgency of hadith inscription. Human’s oblivion, however, doubles the importance.
    Keywords: Hadith Inscription, Perfectionism, Truth Seeking, Oblivion
  • Zeinolabedin Najafi * Pages 57-83
    Satire is one of the most important and effective artistic technique which may have an impact on feelings and emotions of the audience conveying its message deep down in an indirect manner. However, there are arguments regarding its place in Islamic lifestyle. Some hold that it is against reality and insults people and, therefore, doesn’t play such an important role in Islamic lifestyle. The majority of people deem satire as buffoonery. This paper studies the words of scholars and has concluded that the original satire in the framework set by the Sharia is desirable and has a worthwhile position in many areas of Islamic lifestyle including social recreation and merriment, supervision of the officials, refinement of self and education.
    Keywords: Satire, Satire in Sharia, Islamic Lifestyle
  • Mohsen Izadi * Pages 85-104
    Many philosophers believe that human supreme bliss lies in evolution of theoretical intellect and its promotion to mustafad intellect. Mulla Sadra has also confirmed this view in some of his works. Unlike precedent philosophy that couldnt rationally explain how human intellect achieves the mustafad intellect for the sake of lacking some philosophical principles, his philosophy may play this role well. Soul’s attainment to the level of melting in God, which is a higher level than reaching mustafad intellect, are included in some of Mulla Sadra’s arguments. If we restudy his works seeking his words on supreme bliss with a Quranic approach, it deserves some contemplation. Such parts as: not presenting a coherent explanation by considering all innate aspects of human, emphasize on occurrence of supreme bliss in mortal world, contemning the bliss which most people will achieve (material paradise), reducing the position of practical intellect.
    Keywords: Supreme Bliss, Theoretical Intellect, Mostafad Intellect, Melting with Allah, Paradise, Mollasadra
  • Hossein Hojat Khah, Saied Sanaii Mehr Pages 105-126
    The essence of human soul, soul and body and their relationship has been regarded as an issue with profound effects on the teaching of resurrection and human final fate. Some theologians have considered the reality of human soul as being an abstract substance belonging to body. Others believe that it is the same concrete and tangible human body which has been infused by soul. Still other scholars deem the reality of human soul to be the main stable and unchangeable part of human body. Sheikh Mufid accepts the first view and notes that the reality of human is a self-subsistent, pure, and immaterial substance. However, his pupil Seyyed Morteza admits the second approach – i.e. the unity of soul and body – and suggests that alive, responsible human is the whole outward manifestation of a person – i.e. the observable body – with soul – or in his words, the delicate air –current in its holes. In the contemporary era, Allameh Tabatabai has supported the first approach and has verified Sheikh Mufid’s viewpoint through his exquisite exegetic method.
    Keywords: Self, Body, Soul, Anthropology, Imamite, Sheikh Mufid, Seyyed Morteza, Allameh Tabatabai
  • Abolhasan Qaffari * Pages 127-142
    Since morality is based upon metaphysic, without a doubt the analysis of moral goals and conclusions of teachings would not be possible without metaphysical research. Plato is considered as the founder of many ontological, epistemological and moral subjects in western philosophy. His influence on philosophical thinking is so much that in Whitehead’s opinion, the whole history of philosophy is merely an annotation of Plato’s work. His dominant way is to advance rational arguments in analogical frameworks. Three important and effective analogies of cave, sun and handwriting, in addition to being an indicator of profoundness of his philosophical thought, has an undeniable effect in the fields of epistemology, ontology and morality. However each analogy has its own effects and results and some common ground could be found between them but no disaccord is found in Plato’s words. Critics and those against Plato’s ideas such as Aristotle and Ibn Sina, etc. has disaffirmed or at least criticized the theory of analogy, yet there is no research done showing disaccord in the things claimed by this paper. The present research deduces and extracts the moral outcomes of cave analogy that matters in the field of philosophical anthropology.
  • Yadollah Maleki * Pages 143-164
    Esteazeh, seeking refuge in God is one of the divine prayers mentioned in the Holy Quran which Muslims resort to when being tempted by the devil. Investigating the woks of Molla Sadra, we can discover that he has approached this topic from his own special fashion. In his interpretation of Quran, we can find topics about isti`azih, musta`iz (the one seeking asylum to God), musta`azun bih (the one we seek asylum to), musta`azun minh (the one we seek asylum from), ma yasta`azu li ajlih (the thing for which we seek asylum to God), and the necessity of isti`azih. According to Mulla Sadra, isti`azih is based on five pillars which include: isti`azeh, musta`iz, musta`azun bih, musta`azun minh, ma yasta`azu li ajli. In this article ist`azih and its effects on human being’s spiritual perfection according to the rational and mystical viewpoint of Mulla Sadra has been studied.
    Keywords: Istiazih (Seeking Asylum to God), Relaxation, Spiritual Perfection, Mulla Sadra, Istiazih Effects, the Wicked
  • Seyyed Hossein Hashemi, Ali Akbar Alizadeh Barmi Pages 165-186
    Preserving the self and achieving safety and peace are deemed among the basic human desires. Theories on security are formed based upon the type of worldviews the theorists have. Western theories on security are built on the worldviews which have risen from the renaissance era with a materialistic view. This view looks at humans as evolved versions of monkeys with animalistic urges and lives in a world ruled by the struggle for survival. There is an eternal insecurity and threat so man needs to have as much power as he can so as to avert human threats. However, in Imam Khomeini’s view, security is formed based on Islamic teachings. Humans are everlasting creatures with a pure, justice-seeking, altruistic and god-seeking nature, looking for perfection. Security in both this world and the other one can be achieved through faith and trust in God. People in a society try to assimilate into God and its ruling by divine responsible leaders that answer to people and religion. This paper uses the library method together with content analysis and comparing the two theories in order to develop an independent theory.
    Keywords: Human, Stable Security, School of Thought, Imam Khomeini Schools of Thought, Humanism
  • Azam Sadat Shabani, Soheila Jalali Kondori Pages 187-213
    Sacred texts are important for scholars to achieve meaning and knowledge of enemy. Enemy in religious thought can be examined and divided into different types. Regardless of the type of enemy, we can examine the characteristics of religious enemies due to their common property which is opposing Allah and His Messenger. By analyzing the characteristics of the enemies in the holly Quran and the Jewish Bible (Tanach), the first comprehensive definition of enemy can be achieved in a religious perspective, then understanding the religious thought of both religions will establish better relations between the followers of these two religions. This study, through extraction and classification of enemy’s acquisitive features in a general sense, has investigated the similarities and differences between the text of Bible and Quran in this respect. It was found that similarities in clarifying enemy’s feature in these two books are in a large scale; to the extent that except “the denial of resurrection”, as a characteristic of enemy in the Quran, both books have mentioned the same features such as arrogance, rebellion, treason, tyranny and malice. The scope Differences between the two texts is less.
    Keywords: The Holy Quran, Tanach, Enemy, Enemy features, The Bible
  • Seyyed Aqil Mirfattahi, Ali Moradkhani, Reza Akbari Pages 215-230
    This paper analyzes Ibn Sina and Fakhr Razi’s perspective on the issue of destiny. These perspectives, despite the political disagreements in the field, may be regarded as contradictory. Ibn Sina considers destiny as divine knowledge. Unlike Razi’s, his various viewpoints and definitions are coherent but the result of two approaches, one philosophical and the other theological, may not be disregarded. He sometimes uses a philosophical approach to explain destiny with regards to divine knowledge and sometimes analyses the theological issue of human action with respect to determinism. Despite the fact that he considers destiny as divine knowledge, he does not count destiny synonymous with determinism. He believes in amr Bayn alamrein. And, in explaining liberty, he thinks of it as part of destiny and, at the same time, takes it as a part of the reason and talks about the weakened liberty. Fakhr Razi’s definitions on destiny, however, are agitated and contradictory. They are sometimes synonymous with determinism and sometimes synonymous with liberty but what could be deducted mostly from his definitions is weakened determinism.
    Keywords: Destiny, divine knowledge, Divine Will, Determinism, Liberty